﻿1
00:00:05,780 --> 00:00:11,240
.امروز زاگان ازم پرسید که می‌خوام دختر اون و نفی باشم یا نه

2
00:00:11,680 --> 00:00:15,120
خیلی شوکه شدم ولی
...حقیقتش اینه که

3
00:00:15,610 --> 00:00:16,910
.خوشحال هم شدم

4
00:00:19,690 --> 00:00:22,800
،از وقتی که به این قلعه پر رمزوراز اومدم

5
00:00:22,800 --> 00:00:25,120
.یه چیزی رو خوب فهمیدم

6
00:00:25,440 --> 00:00:31,360
حالا می‌فهمم این گرمایی که تو سینه‌ـم
.حس می‌کنم، به‌خاطر چیه

7
00:00:33,290 --> 00:00:36,230
.اینجا رو دوست دارم

8
00:00:37,220 --> 00:00:39,600
.وقتی زاگان سرمو نوازش می‌کنه، خوشم میاد

9
00:00:40,100 --> 00:00:42,680
.وقتی نفی بغلم می‌کنه، خوشم میاد

10
00:00:43,130 --> 00:00:45,100
،چیزایی که زاگان بهم یاد میده

11
00:00:45,530 --> 00:00:46,980
،چیزایی که نفی درست می‌کنه

12
00:00:47,350 --> 00:00:49,180
...همه‌شو انقدری دوست دارم که

13
00:00:50,670 --> 00:00:55,050
.اگه اینجا بمونم، انتقامم رو فراموش می‌کنم

14
00:00:55,050 --> 00:00:57,780
.دوست دارم با جفت‌شون تا ابد بمونم

15
00:00:59,780 --> 00:01:03,080
واقعاً انتقام من انقدر بی‌اهمیت بود؟

16
00:01:04,030 --> 00:01:07,750
.نه. هیچ‌وقت نمی‌تونم فراموشش کنم

17
00:01:07,750 --> 00:01:09,970
!درسته! فراموشش نکن

18
00:01:09,970 --> 00:01:11,710
!اجازه نده از نفرتت کم بشه

19
00:01:14,340 --> 00:01:16,110
.واسه همین شرمنده‌ام

20
00:01:16,590 --> 00:01:18,880
.دیگه نمی‌تونم اینجا بمونم

21
00:01:18,880 --> 00:01:25,020
.اینم از پایان کتابچه جمع‌آوری اطلاعات ابرشیطانیِ فور

22
00:01:35,910 --> 00:01:40,030
.ممنونم زاگان، که بهم پیشنهاد دادی دخترت باشم

23
00:01:40,330 --> 00:01:44,560
،و گفتی که تصمیمش با خودمه
.و همیشه منتظرم می‌مونی

24
00:01:45,790 --> 00:01:47,010
.ازت ممنونم

25
00:02:00,730 --> 00:02:02,650


26
00:02:00,730 --> 00:02:02,650
Sokka

27
00:02:00,730 --> 00:02:02,650
 :مترجم

28
00:02:05,560 --> 00:02:09,440
دوراهی

29
00:02:05,560 --> 00:02:09,440
ابرشیطان

30
00:02:05,560 --> 00:02:09,440
عروس

31
00:02:05,560 --> 00:02:09,440
عشق

32
00:02:05,560 --> 00:02:09,440
یک

33
00:02:05,560 --> 00:02:09,440
چگونه به

34
00:02:05,560 --> 00:02:09,440
الف خود

35
00:02:05,560 --> 00:02:09,440
بورزیم؟

36
00:03:18,010 --> 00:03:23,010
معلومه که والدین وقتی دخترشون از خونه فرار می‌کنه سکته میزنن

37
00:03:18,010 --> 00:03:23,010
قسمت دهم

38
00:03:50,480 --> 00:03:53,080
...قلعه ابرشیطان. داخلش

39
00:03:53,600 --> 00:03:57,420
حتما‌ً می‌تونم قدرت کافی پیدا کنم تا
.یه حامل شمشیر مقدس رو بُکُشم

40
00:03:57,830 --> 00:04:02,380
.دفعه‌ی قبل که اومدیم، زاگان یه کاری کرد تا منم بتونم برم داخل

41
00:04:06,080 --> 00:04:10,500
،اگه یواشکی برم تو و بدون اجازه‌ش چیزی بردارم
.بهش خیانت می‌کنم

42
00:04:11,070 --> 00:04:11,920
...ولی

43
00:04:11,920 --> 00:04:13,940
.به قدرت نیاز دارم

44
00:04:14,430 --> 00:04:19,400
.فکرشو می‌کردم که قلعه ابرشیطان یه همچین جایی باشه

45
00:04:20,570 --> 00:04:22,540
دنبالم کرده؟

46
00:04:22,540 --> 00:04:23,700
...این حس

47
00:04:26,290 --> 00:04:27,320
!یه شمشیر مقدس

48
00:04:28,610 --> 00:04:30,950
!تو بودی

49
00:04:47,460 --> 00:04:48,980
و تو کی هستی؟

50
00:04:48,980 --> 00:04:51,970
.هیچ‌‌وقت دختر کوچولویی مثل تو ندیده بودم

51
00:04:56,650 --> 00:04:59,150
!آشغــــــــــال

52
00:05:03,780 --> 00:05:07,630
باید می‌دونستم در برابر یه حامل شمشیر مقدس
.اونم بدون برنامه، هیچ شانسی ندارم

53
00:05:08,580 --> 00:05:09,280
!زاگان

54
00:05:10,380 --> 00:05:12,490
،می‌دونم گفتم می‌تونی هرکاری که می‌خوای بکنی

55
00:05:12,840 --> 00:05:15,080
.ولی شاید بهتره که مشخص کنم چه ساعتی باید تو خونه باشی

56
00:05:16,480 --> 00:05:21,420
.اوه، پس می‌تونی جلوی حمله‌ی منو بگیری، ابرشیطان

57
00:05:21,420 --> 00:05:23,590
زاگان، چرا؟

58
00:05:23,590 --> 00:05:26,340
،یه وسیله نقلیه‌ی فوری تو دست‌وبالم بود

59
00:05:26,340 --> 00:05:28,760
،پس گفتم منو بیاره اینجا
.چون کاملاً مشخص بود که تو کجا میری

60
00:05:31,420 --> 00:05:34,350
.من وسیله‌ی نقلیه‌ یا خر باربرِ تو نیستم نادون

61
00:05:35,320 --> 00:05:36,980
!منظورم این نبود

62
00:05:36,980 --> 00:05:39,260
!من بهت پشت کردم

63
00:05:40,000 --> 00:05:42,270
ولی تو... چرا؟

64
00:05:42,270 --> 00:05:44,430
.گفتم که می‌فهمم تو چه حسی داری

65
00:05:44,430 --> 00:05:45,860
.انقدر نگران چیزای بی‌اهمیت نباش

66
00:05:55,190 --> 00:05:57,500
!شرمنده‌ام

67
00:05:58,150 --> 00:05:59,960
.خوشحالم به موقع رسیدم

68
00:06:00,720 --> 00:06:02,960
زاگان-ساما! حال فور خوبه؟

69
00:06:02,960 --> 00:06:06,220
.آره. یه مشکل دیگه‌ رو حل کنیم، بعدش زودی برمی‌گردیم

70
00:06:06,570 --> 00:06:08,430
.نفی، منتظرمون باش

71
00:06:08,430 --> 00:06:09,470
.به‌روی چشم

72
00:06:12,050 --> 00:06:12,970
،خب حالا

73
00:06:12,970 --> 00:06:17,350
.بهت هشدار داده بودم اگه پاتو از گلیمت دراز تر کنی، چی میشه

74
00:06:18,540 --> 00:06:21,060
یه جادوگر، که از یکی دیگه دفاع می‌کنه؟

75
00:06:21,060 --> 00:06:22,530
.اون یکی دیگه نیست

76
00:06:23,110 --> 00:06:25,060
.اون دخترمه

77
00:06:27,700 --> 00:06:30,660
که اینطور، دخترت، ها؟

78
00:06:30,960 --> 00:06:33,160
.دلیل خوبی به نظر میاد

79
00:06:33,440 --> 00:06:35,450
.فور، برو عقب

80
00:06:36,540 --> 00:06:40,250
،یه هشدار ریز: اگه نمی‌خوای بمیری
.با تمام قدرتت بجنگ

81
00:06:40,490 --> 00:06:43,360
.من اینو نمی‌خواستم، ولی خودت اصرار کردی

82
00:06:43,360 --> 00:06:46,670
.هرچی نباشه، هنوز وقت مُردن نیست

83
00:06:46,670 --> 00:06:49,820
!ندایم را جواب بده، شمشیر مقدس متاترون

84
00:06:46,670 --> 00:06:49,820
.متاترون: براساس متون یهودیت، ادریس یا جد نوح است که تبدیل به فرشته شد

85
00:06:55,890 --> 00:06:57,770
جادوهای من دارن تیکه تیکه میشن؟

86
00:06:57,770 --> 00:07:02,000
این شمشیر یه بار یه ابرشیطان رو شکست داد و تمام جادوی اونو

87
00:07:02,000 --> 00:07:03,710
.با شعله‌ی تطهیر سوزوند

88
00:07:04,370 --> 00:07:08,280
.توانایی‌ای که فقط در دسترس یه حامل واقعی شمشیر مقدسه

89
00:07:08,280 --> 00:07:11,330
هوی، هوی، این یارو چی‌ می‌خواد؟

90
00:07:11,330 --> 00:07:15,080
زاگان، چرا تحریکش می‌کنی تا جدی شه؟

91
00:07:15,380 --> 00:07:20,210
.بهت قول دادم که یادت بدم چطور انتقام بگیری

92
00:07:20,670 --> 00:07:23,790
،پتانسیل کامل حریف رو بیرون می‌کشی
.و بعد نابودش می‌کنی

93
00:07:23,790 --> 00:07:27,130
.اینجوری قشنگ ناامید و حقیر میشه

94
00:07:35,760 --> 00:07:37,930
طلسمش ناپدید نمیشه؟

95
00:07:40,070 --> 00:07:43,400
.آخه یه شمشیر مقدس قبلاً یکی از طلسم‌هام رو شکسته بود

96
00:07:43,940 --> 00:07:47,030
من از میراث مارکوشیاس یاد گرفتم

97
00:07:47,030 --> 00:07:50,070
.و ازش استفاده کردم تا یه مقیاس جدید دفاعی خلق کنم

98
00:07:50,380 --> 00:07:56,030
این طلسم برای حفظ بقای خودش
.دائماً از اطراف مانا جذب می‌کنه

99
00:07:56,030 --> 00:07:58,040
...حتی شعله‌ی تطهیر تو هم

100
00:08:02,500 --> 00:08:05,020
.کافی نیست تا تو یه لحظه شکستش بده

101
00:08:04,830 --> 00:08:08,380
مقیاس بهشتی

102
00:08:05,730 --> 00:08:08,380
.به گمونم اسم «مقیاس بهشتی» براش مناسبه

103
00:08:14,000 --> 00:08:16,560
هنوزم می‌تونی اون شمشیر رو نگه‌داری؟

104
00:08:16,560 --> 00:08:19,350
.اون حرکت برای شکستن بازوی بقیه کافی بود

105
00:08:25,740 --> 00:08:28,020
.ممنون میشم اگه زیاد گند نزنی

106
00:08:39,200 --> 00:08:40,330
...باورم نمیشه

107
00:08:42,600 --> 00:08:44,520
.فکر کنم فقط سه تا ضربه رو می‌تونه تحمل کنه

108
00:08:44,520 --> 00:08:49,670
یه نمایش کامل برای دست‌گرمی، ولی
.تا کامل بشه، راه زیادی درپیش داره

109
00:08:49,670 --> 00:08:52,970
!بَبوگلابی! انقدر پز نده که مثلاً خیلی برات آسونه

110
00:08:56,370 --> 00:08:58,050
...همونطور که قبلاً بهت گفتم

111
00:09:04,960 --> 00:09:07,150
«.بهش میگن «اعتمادبه‌نفس

112
00:09:07,540 --> 00:09:11,870
،با خاموش شدن اون همه شعله تطهیر
.می‌تونم از جادوهای دیگه‌هم استفاده کنم

113
00:09:13,320 --> 00:09:15,070
!آفریــــن

114
00:09:13,570 --> 00:09:15,070
!آفریــــن

115
00:09:15,500 --> 00:09:18,200
.نمی‌دونم چرا، ولی یه‌جورایی این حس رو دوست دارم

116
00:09:19,660 --> 00:09:22,120
.مطمئناً دیگه نمی‌تونه بلند بشه

117
00:09:22,120 --> 00:09:24,800
.شوالیه‌های مقدس مثل جادوگرا نیستن

118
00:09:24,800 --> 00:09:27,500
،حتی با کمک اون زره مقدس هم

119
00:09:27,500 --> 00:09:31,310
.یه ضربه‌ی جون‌دار مثل این، آدم رو از پا در میاره

120
00:09:32,010 --> 00:09:34,380
...که... این‌طور

121
00:09:39,410 --> 00:09:41,430
.قدرت خفنی داری

122
00:09:42,230 --> 00:09:45,850
این یارو دقیقاً چیه؟

123
00:09:47,840 --> 00:09:48,650
!نفی

124
00:09:49,000 --> 00:09:51,570
!زاگان کجاست؟ می‌خوام برم دنبالش

125
00:09:54,810 --> 00:09:56,900
...این سایه

126
00:09:57,280 --> 00:10:01,840
.بارباروس-ساما، زاگان-ساما رو برده پیش فور

127
00:10:01,840 --> 00:10:03,790
!حال فور خوبه؟

128
00:10:04,180 --> 00:10:05,880
...آره. ولی

129
00:10:05,880 --> 00:10:09,880
زاگان-ساما داره از فور دربرابر کسی که
.بهش حمله کرده بود دفاع می‌کنه

130
00:10:14,000 --> 00:10:16,470
.پس باید برم

131
00:10:20,470 --> 00:10:23,670
.ولی تقصیر منه که فور از اینجا رفت

132
00:10:24,160 --> 00:10:25,470
...باید برم

133
00:10:30,420 --> 00:10:32,150
برم بعدش چی؟

134
00:10:32,600 --> 00:10:35,910
،کلیسا همین الانشم می‌خواد منو بُکُشه

135
00:10:35,910 --> 00:10:39,400
پس به‌جاش برم طرف جادوگرها؟

136
00:10:39,400 --> 00:10:42,750
.این فقط... خودخواهی خالصه

137
00:10:42,750 --> 00:10:43,960
چستیل-سان؟

138
00:10:45,120 --> 00:10:46,530
حالتون خوبه؟

139
00:10:46,530 --> 00:10:48,700
تو نمی‌خوای بری؟

140
00:10:49,700 --> 00:10:52,920
.زاگان-ساما گفت که اینجا بمونم

141
00:10:55,530 --> 00:10:58,630
،شاید وقت مناسبی نباشه

142
00:10:59,100 --> 00:11:02,140
.ولی من یکم بهت حسودیم میشه

143
00:11:02,960 --> 00:11:05,850
.منم بهتون حسودیم میشه، چستیل-سان

144
00:11:08,030 --> 00:11:09,520
...آخه چرا باید به یکی مثل من

145
00:11:09,520 --> 00:11:12,570
.چون تو می‌تونی بری دنبال زاگان-ساما

146
00:11:13,690 --> 00:11:16,320
.زاگان-ساما خیلی قدرتمنده

147
00:11:16,640 --> 00:11:18,940
.احتمالاً به کمک نیاز نداره

148
00:11:19,200 --> 00:11:22,660
ولی بازم، اگه می‌تونستم در کنارش
...باشم و بهش کمک کنم

149
00:11:22,910 --> 00:11:24,490
!ولی من دشمن‌شم

150
00:11:24,490 --> 00:11:28,080
اگه می‌خوای بری، باید دستورات 
...زاگان رو نادیده

151
00:11:28,080 --> 00:11:29,580
.نمی‌تونم همچین کاری بکنم

152
00:11:38,760 --> 00:11:45,050
چون باور دارم که وظیفه‌ی من اینه که
.وقتی زاگان-ساما برگشت، بهش خوش‌آمد بگم

153
00:11:46,000 --> 00:11:50,890
می‌دونم احمقانه‌ست که بعد از اون همه کمکی که
...بهم کردین، ادعا کنم که من دشمن شمام

154
00:11:51,640 --> 00:11:52,390
.درسته

155
00:11:53,240 --> 00:11:55,480
...حتی منم

156
00:11:56,100 --> 00:11:58,550
.دلم می‌خواد که درحد توانم بهش کمک کنم

157
00:11:59,680 --> 00:12:03,110
.ولی من یک شوالیه‌ی مقدسم

158
00:12:04,120 --> 00:12:04,850
.آره

159
00:12:05,570 --> 00:12:07,740
.دیگه نمی‌دونم که باید چیکار کنم

160
00:12:08,270 --> 00:12:11,750
مسموم شدن بیشتر از چیزی که
.فکرشو می‌کردم منو اذیت کرد

161
00:12:12,410 --> 00:12:16,910
دیگه حتی نمی‌دونم برای چه هدفی
.باید شمشیر به دست بگیرم

162
00:12:16,910 --> 00:12:17,750
.می‌فهمم

163
00:12:20,140 --> 00:12:23,230
...هرگز نمی‌خواستم دربرابر زاگان از شمشیرم استفاده کنم

164
00:12:24,140 --> 00:12:27,010
!فقط می‌خواستم در کنارش بجنگم

165
00:12:34,240 --> 00:12:36,400
.ظاهراً حالا هدفت رو پیدا کردی

166
00:12:37,020 --> 00:12:38,650
،وقتی برای اولین بار باهم حرف زدیم

167
00:12:39,390 --> 00:12:44,320
.بهم گفتین که زاگان-ساما خیلی تنها به نظر میاد

168
00:12:44,750 --> 00:12:47,410
.حقیقتاً یکم حسودیم شد

169
00:12:48,030 --> 00:12:53,250
چون فکر می‌کردم تنها کسی که
.زاگان-ساما رو درک می‌کنه منم

170
00:12:53,930 --> 00:12:55,900
.ولی درعین حال خوشحال بودم

171
00:12:56,440 --> 00:13:00,300
چون به این معنا بود که افراد دیگه‌ای
.هم هستن که زاگان-ساما رو درک می‌کنن

172
00:13:02,820 --> 00:13:05,860
.تو واقعاً قوی‌تر شدی

173
00:13:06,320 --> 00:13:09,470
...به واسطه‌ی عاشق و معشوق بودنِ زاگان

174
00:13:10,060 --> 00:13:12,020
الان حالت بهتره؟

175
00:13:12,020 --> 00:13:13,660
...اوه، آره

176
00:13:14,060 --> 00:13:18,060
واستا، داشتی سعی می‌کردی منو دلداری بدی؟

177
00:13:18,460 --> 00:13:20,670
نتونستم خوب دلداری بدم؟

178
00:13:20,670 --> 00:13:22,570
!نه، منظورم این نبود

179
00:13:22,940 --> 00:13:26,200
فقط اینکه...چرا تا این حد برای من پیش ‌میری؟

180
00:13:26,760 --> 00:13:27,700
...چون که

181
00:13:28,010 --> 00:13:30,700
ما دوستیم، مگه نه؟

182
00:13:35,940 --> 00:13:37,920
.ممنونم، نفی

183
00:13:38,950 --> 00:13:40,170
.من میرم

184
00:13:40,170 --> 00:13:43,130
.باشه. مراقب باش، چستیل-سان

185
00:13:43,500 --> 00:13:45,510
!دیگه دودل نیستم

186
00:13:49,980 --> 00:13:54,990


187
00:13:49,980 --> 00:13:54,990
Sokka

188
00:13:49,980 --> 00:13:54,990
 :مترجم

189
00:14:10,820 --> 00:14:13,270
.زخماش دارن درمان میشن

190
00:14:13,270 --> 00:14:17,040
ظاهراً شایعاتی که درباره‌ی خوردن اژدها
.و گرفتن قدرتش پیچیده بود، حقیقت داره

191
00:14:17,040 --> 00:14:18,780
.تبریک میگم، فور

192
00:14:18,780 --> 00:14:21,370
.گویا قرار نیست به این راحتیا بمیره

193
00:14:21,370 --> 00:14:23,860
.باید به فکر روش‌های مجازات بیشتری باشی

194
00:14:24,760 --> 00:14:25,240
.باشه

195
00:14:27,280 --> 00:14:30,720
.ظاهراً همه ازم متنفرن

196
00:14:31,020 --> 00:14:33,850
.پدرم...غرور و افتخار من بود

197
00:14:34,470 --> 00:14:35,960
.اورباس، اژدهای حکیم

198
00:14:36,540 --> 00:14:38,560
!این اسم اژدهاییه که تو سلاخیش کردی

199
00:14:42,510 --> 00:14:45,130
...همون اژدهای افسانه‌ای که هزار سال زندگی کرد

200
00:14:45,680 --> 00:14:48,040
اون پدر فور بوده؟

201
00:14:48,810 --> 00:14:52,330
واقعاً این مرد تونسته از پس همچین اژدهایی بر بیاد؟

202
00:14:54,660 --> 00:14:58,340
پدرم از دانش و خردش برای کمک
،به مردم استفاده کرد

203
00:14:58,340 --> 00:15:01,920
و به‌خاطر همین دانش و راهنمایی‌هاش
.بهش لقب اورباس، اژدهای حکیم رو دادن

204
00:15:03,050 --> 00:15:07,190
.یه روز، چندتا شوالیه‌ی مقدس اومدن دنبالش

205
00:15:07,190 --> 00:15:09,930
.نمی‌دونم چی می‌خواستن

206
00:15:10,470 --> 00:15:16,470
.ولی پدرم باهاشون رفت و دیگه برنگشت

207
00:15:17,280 --> 00:15:20,940
.بعد از یه هفته، تصمیم گرفتم دنبالش بگردم

208
00:15:21,640 --> 00:15:24,590
...و در آخر

209
00:15:29,150 --> 00:15:32,690
،پدرمو با یک شمشیر مقدس در قلبش

210
00:15:32,690 --> 00:15:36,660
!و یک مرد شیطان‌صفت درحال خوردن خونش پیدا کردم

211
00:15:48,100 --> 00:15:49,450
...پدر جان

212
00:15:50,590 --> 00:15:51,350
...پدر

213
00:15:51,350 --> 00:15:56,850
پدرم بارها و بارها دانش و قدرتش رو
.با مردم به اشتراک گذاشت

214
00:15:58,610 --> 00:15:59,720
...ولی بازم

215
00:16:00,240 --> 00:16:02,440
!تو بهش خیانت کردی

216
00:16:04,720 --> 00:16:08,070
.که‌اینطور. پس تو دختر اورباس‌ـی

217
00:16:08,650 --> 00:16:09,690
...در این صورت

218
00:16:09,690 --> 00:16:11,860
!باید خودم بکشمت

219
00:16:13,280 --> 00:16:14,990
!از این خبرا نیست

220
00:16:25,880 --> 00:16:26,880
!ها؟

221
00:16:26,880 --> 00:16:27,710
...اون

222
00:16:27,710 --> 00:16:29,670
!بیا جلو

223
00:16:29,670 --> 00:16:30,840
!نکن، فور

224
00:16:44,250 --> 00:16:47,310
.دیگه کافیه، رافائل-دونو

225
00:16:47,310 --> 00:16:49,940
دم اسبی؟! تو چطوری اومدی؟

226
00:16:50,240 --> 00:16:52,940
.ای داد، یادم رفت سایه رو ببندم

227
00:16:52,940 --> 00:16:54,200
!چستیل

228
00:16:54,560 --> 00:16:58,450
اون تونست جلوی شمشیر رافائل و جادوی
!فور رو همزمان بگیره

229
00:16:59,100 --> 00:17:00,410
معلوم هست داری چیکار می‌کنی؟

230
00:17:00,700 --> 00:17:03,580
،با اون همه دردسر و اندوهی که برام ایجاد کردی

231
00:17:03,580 --> 00:17:06,920
.بازم من بودم که خودمو به زور تو خونه‌ی شما جا کردم

232
00:17:07,480 --> 00:17:08,880
...ولی حداقل یه‌بار

233
00:17:09,170 --> 00:17:11,130
میشه مثل دوتا آدم متمدن حرف بزنیم؟

234
00:17:12,260 --> 00:17:15,710
.خب، الان دیگه وقتشه این کار رو انجام بدی

235
00:17:16,160 --> 00:17:17,680
...ولی اول

236
00:17:22,920 --> 00:17:24,310
معلومه داری چه غلطی می‌کنی؟

237
00:17:24,670 --> 00:17:27,520
.من یه جادوگرم. یک شرور

238
00:17:27,520 --> 00:17:31,630
ذره‌ای برام مهم نیست اگه یه شوالیه‌ی
.مقدس بمیره، ولی تو دیگه داری میری رو مخم

239
00:17:31,630 --> 00:17:33,440
دقیقاً هدفت از این کارا چیه؟

240
00:17:35,210 --> 00:17:39,870
کشتن کسی که داره برای مُردن التماس می‌کنه
.هیچ لذتی برای من نداره

241
00:17:43,040 --> 00:17:44,660
منظورت چیه؟

242
00:17:44,660 --> 00:17:46,880
.نمی‌دونم، برای همین دارم ازش می‌پرسم

243
00:17:46,880 --> 00:17:50,380
،لحظه‌ای که اون اسم اورباس رو شنید
.تمام عطشش به خون ناپدید شد

244
00:17:51,340 --> 00:17:53,200
...و ـ واستا زاگان

245
00:17:53,200 --> 00:17:56,670
چته. اگه خودتو قاطیِ این مسئله کنی
...برای من دردسر بیشتـ

246
00:17:56,670 --> 00:17:57,930
!منظورم اون نیست

247
00:17:58,570 --> 00:18:02,310
شاید باورش سخت باشه، ولی اون تو بودی، مگه نه؟

248
00:18:03,260 --> 00:18:07,020
.تو همونی هستی که منو با نامه احضار کردی

249
00:18:07,020 --> 00:18:09,940
تو همون «اورباس» از دسته‌ی صلح 
و همزیستی هستی، مگه نه؟

250
00:18:13,060 --> 00:18:16,570
.ها راستی قبلاً به اسم اورباس اشاره کرده بودی

251
00:18:16,850 --> 00:18:21,780
فکر نمی‌کردم کسی از افراد کلیسا
...اسم یه اژدهای افسانه‌ای رو استفاده کنه

252
00:18:22,100 --> 00:18:23,900
.توضیح بده ببینم

253
00:18:23,900 --> 00:18:25,620
زاگان، اون راجع‌به چی صحبت می‌کنه؟

254
00:18:32,270 --> 00:18:33,250
...زاگان

255
00:18:33,250 --> 00:18:34,550
.می‌دونم

256
00:18:35,000 --> 00:18:36,800
.یه‌چیزی...داره میاد

257
00:18:49,850 --> 00:18:52,310
این بخار بد بو از کجا اومد؟

258
00:18:53,480 --> 00:18:55,840
!هو ـ هوی، اینجا چه‌ خبره؟

259
00:18:55,840 --> 00:18:56,940
!من چه می‌دونم

260
00:19:02,010 --> 00:19:02,830
!اون چیه؟

261
00:19:05,290 --> 00:19:06,540
...این بخار

262
00:19:07,390 --> 00:19:08,460
!اون یه شیطانه؟

263
00:19:09,600 --> 00:19:10,330
.نه

264
00:19:10,680 --> 00:19:13,410
...حس ترس و وحشتش با اون متفاوته

265
00:19:13,410 --> 00:19:16,210
یعنی اون یه گولم‌ـه که از روی
شکل شیطان ساخته شده؟

266
00:19:13,410 --> 00:19:16,210
.گولم در افسانه‌های یهودی نوعی موجود شبه انسان است که با استفاده از جادو از اشیای بی‌جان ساخته می‌شود*

267
00:19:17,340 --> 00:19:21,470
.داره قدرت مانای اطرافیانش رو جذب می‌کنه

268
00:19:21,470 --> 00:19:25,930
هم از مردم و هم از محیط...خیلی زود
.تمام انرژی اینجا رو تخلیه می‌کنه

269
00:19:27,250 --> 00:19:28,430
!زاگان

270
00:19:28,830 --> 00:19:32,050
!اون نگهبان قلعه‌ی مارکوشیاس‌ـه

271
00:19:32,690 --> 00:19:37,780
درسته! احتمالاً امواج برخورد دو شمشیر مقدس
!اون رو بیدار کرده

272
00:19:37,780 --> 00:19:39,780
...غیر ممکنه

273
00:19:39,780 --> 00:19:41,840
!اون میراث مارکوشیا‌سه؟

274
00:19:41,840 --> 00:19:43,680
هوی زاگان، چی خاکی به سرمون بریزیم؟

275
00:19:43,680 --> 00:19:46,030
این غوله سه سوته کُل
!قدرت مارو تخلیه می‌کنه

276
00:19:46,030 --> 00:19:47,530
!آروم باش

277
00:19:48,000 --> 00:19:50,700
...با نماد ابرشیطانیِ خودم، بهت دستور میدم که

278
00:19:50,700 --> 00:19:53,540
!برگردی! برگرد به همونجایی که ازش اومدی

279
00:19:58,600 --> 00:20:00,800
.فکر کنم قدرتم روی گولم‌ها جواب نمیده

280
00:20:09,230 --> 00:20:09,980
!برید کنار

281
00:20:18,190 --> 00:20:19,070
!فور

282
00:20:35,750 --> 00:20:37,170
چرا؟

283
00:20:43,290 --> 00:20:45,330
.ای مترسک بدترکیب

284
00:20:45,330 --> 00:20:47,220
.دیگه روی سگ منو بالا آوردی

285
00:20:51,020 --> 00:20:53,520
!لهت می‌کنم! مقیاس بهشتی

286
00:21:02,880 --> 00:21:04,110
!فور! حالت خوبه؟

287
00:21:04,540 --> 00:21:06,580
.من خوبم

288
00:21:06,580 --> 00:21:07,530
...ولی

289
00:21:10,100 --> 00:21:12,560
.زخم زیادی به قلبش نزدیکه

290
00:21:12,560 --> 00:21:14,710
...حتی با قدرت اژدها هم

291
00:21:15,540 --> 00:21:16,460
چرا؟

292
00:21:17,020 --> 00:21:20,760
.من فقط...وظیفم رو انجام دادم

293
00:21:21,600 --> 00:21:23,560
.و به تو هیچ ربطی نداره

294
00:21:26,930 --> 00:21:27,840
!تکون نخور

295
00:21:28,400 --> 00:21:30,660
چرا داره سعی می‌کنه بلند شه؟

296
00:21:31,590 --> 00:21:36,470
.واضحه که دنبال رستگاری و همچین چیزی هستی

297
00:21:36,470 --> 00:21:38,940
.ولی همش این نیست

298
00:21:42,640 --> 00:21:44,940
.همه‌چی رو تعریف کن، رافائل

299
00:23:30,010 --> 00:23:35,010
هنوز هم ظاهراً وظیفه‌ی یک شوالیه‌ی مقدس، کشتن هیولاهای شروره

300
00:23:30,010 --> 00:23:35,010
قسمت بعدی

301
00:23:35,010 --> 00:23:40,020


302
00:23:35,020 --> 00:23:40,020
اگر اون
با لباس
خدمتکاری 
!ظاهر میشد

