﻿1
00:00:12,390 --> 00:00:14,600
!پدرجان، من اومدم

2
00:00:14,600 --> 00:00:15,450
.خوش‌ اومدی

3
00:00:15,800 --> 00:00:20,410
امروز لینا-سنسی فانوس‌های جذابی که
 ،برای نگهبانان در گشت شبانه طراحی شده بود

4
00:00:20,410 --> 00:00:23,150
و پولک‌های بال کرم‌شب‌تاب نقره‌ای که
.برای ساختشون استفاده شده بود رو بهمون نشون داد

5
00:00:24,160 --> 00:00:26,620
...رنگشون به‌ مکانی که ازش میان بستگی داره و

6
00:00:28,420 --> 00:00:29,970
.بذار ایشون رو معرفی کنم

7
00:00:29,970 --> 00:00:33,850
،ایشون توبیاس، از شرکت داد و ستد اورلاندو
.کار‌آموز ارشد شماست

8
00:00:33,850 --> 00:00:34,990
کارآموز ارشد؟

9
00:00:34,990 --> 00:00:38,440
.یه مدتی هست که داره بهم کمک می‌کنه

10
00:00:38,440 --> 00:00:39,770
یه مدت؟

11
00:00:40,920 --> 00:00:42,760
.توبیاس اورلاندو هستم

12
00:00:43,960 --> 00:00:48,180
.من دالیا هستم. از دیدنتون خوشبختم، اورلاندو-سان

13
00:00:48,180 --> 00:00:51,620
.توبیاس صدام کنین! مشتاق همکاری با شما هستم

14
00:02:25,830 --> 00:02:30,500
خاطرات بودن با کارلو

15
00:02:25,830 --> 00:02:30,500
قسمت دوم

16
00:02:30,240 --> 00:02:33,070
.تا همین چند دقیقه‌ی پیش بارون نمی‌اومد

17
00:02:39,200 --> 00:02:40,450
دالیا-سان؟

18
00:02:40,450 --> 00:02:42,150
!ایوانو-سان

19
00:02:43,380 --> 00:02:45,750
.ممنون که همیشه به پدرم کمک می‌کنین

20
00:02:45,750 --> 00:02:47,130
.حرفشم نزنین

21
00:02:47,130 --> 00:02:50,380
.اونه که مراقب منه
چیشده اومدین اینجا؟

22
00:02:50,380 --> 00:02:53,630
.ازم خواسته یه سری مدارک بیارم

23
00:02:53,630 --> 00:02:56,500
.و یهویی بارون گرفت

24
00:02:59,290 --> 00:03:02,390
موافقید بریم داخل صبر کنیم؟

25
00:03:03,980 --> 00:03:06,950
.به نظرم پیشنهاد خوبیه

26
00:03:10,280 --> 00:03:11,450
.بفرمایین

27
00:03:11,450 --> 00:03:12,950
.ممنونم

28
00:03:13,670 --> 00:03:17,890
.انگاری قراره زودی بند بیاد
.فقط یه پایه‌ی زودگذره

29
00:03:21,180 --> 00:03:22,530
!خوشمزه‌ست

30
00:03:23,900 --> 00:03:31,120
:اگه کارلو-سان بود می‌گفت
«.تقریباً فصل آبجوهای تلخ خوشمزه فرا رسیده»

31
00:03:31,120 --> 00:03:34,830
.همینطوره. اون زیادی می‌نوشه

32
00:03:34,830 --> 00:03:38,660
.با این همه، اون یه استادکار جادوی خارق‌العاده‌‌ست

33
00:03:39,440 --> 00:03:43,900
.حتی توی فانوس‌های اینجا هم یه دستی داشته

34
00:03:44,370 --> 00:03:47,520
.به لطف اون، استفاده از فانوش‌ها خیلی راحت‌تر شده

35
00:03:48,220 --> 00:03:51,520
،یه‌بار، وقتی کارلو-سان اینجا بود

36
00:03:51,520 --> 00:03:55,670
.بهش از خارق‌العاده بودنِ این ابزارهای جادویی گفتم

37
00:03:56,580 --> 00:04:03,710
استادکارهای جادو فکر می‌کنن و می‌سازن»
«.و فکر می‌کنن و می‌سازن. هیچ پایانی هم وجود نداره

38
00:04:04,480 --> 00:04:07,190
الان اَدای پدرم رو درآوردین؟

39
00:04:07,190 --> 00:04:08,870
خوب نبود؟

40
00:04:08,870 --> 00:04:11,700
.از وقتی بچه بودم همینو می‌گفت

41
00:04:11,700 --> 00:04:17,050
ابزارهای جادویی‌ای بساز که مردم بتونن»
 «.در امنیت از اونا برای زندگی روزمره‌شون بهره ببرن

42
00:04:17,050 --> 00:04:20,680
«!دنبال خلق وسایل جادویی‌ای باش که لبخند به لب مردم بیاره»

43
00:04:20,980 --> 00:04:23,880
!عالیه! دقیقاً شبیه خودش بود

44
00:04:32,080 --> 00:04:33,500
.برگشتم

45
00:04:36,410 --> 00:04:37,480
ها؟

46
00:04:37,480 --> 00:04:41,130
.خب، یهو بارون گرفت

47
00:04:41,130 --> 00:04:43,860
.می‌تونستین یه‌جا پناه بگیرین خب

48
00:04:43,860 --> 00:04:48,400
.می‌تونستم ببینم که همچین بارون سنگینی توی راهه

49
00:04:48,400 --> 00:04:49,640
منظورمو می‌فهمی؟

50
00:04:49,640 --> 00:04:51,490
مرز بین جایی که بارون می‌اومد

51
00:04:51,490 --> 00:04:55,700
.و جایی که بارون نمی‌اومد رو دیدم که به من نزدیک‌تر می‌شدن

52
00:04:55,700 --> 00:04:56,570
ها؟

53
00:04:56,570 --> 00:05:00,370
.پس با خودم فکر کردم اگه بدوئم، ازش جلو می‌افتم

54
00:05:00,370 --> 00:05:03,240
...همراه توبیاس با تمام قدرت دویدیم ولی

55
00:05:03,240 --> 00:05:05,190
ولی بهتون رسید، مگه نه؟

56
00:05:05,190 --> 00:05:09,040
.اون بارون واقعاً سریع پیش می‌رفت

57
00:05:09,380 --> 00:05:13,780
این که قادر باشین بارون رو از دور ببینین
.به این معنی نیست که می‌تونین از دستش فرار کنین

58
00:05:13,780 --> 00:05:17,820
.به لطف کت استاد، زیاد خیس نشدیم

59
00:05:19,430 --> 00:05:22,060
.شما دوتا یه‌وقت سرما نخورین

60
00:05:22,060 --> 00:05:23,960
!وای، خیسِ آب شدن

61
00:05:24,240 --> 00:05:26,700
.فردا می‌برمشون خشک‌شویی

62
00:05:26,700 --> 00:05:32,060
اگه این کت‌های پوست مارمولک
.زود خشک نشن، بوی بدی می‌گیرن

63
00:05:32,370 --> 00:05:33,620
...و

64
00:05:37,450 --> 00:05:39,380
!من باید بسازمش

65
00:05:39,380 --> 00:05:43,280
یه چیزی می‌سازم که از کت پوست مارمولک
!در بربر بارون مقاوم‌تر باشه

66
00:05:43,280 --> 00:05:44,660
چی؟

67
00:05:44,660 --> 00:05:49,800
آره، یه پارچه که راحت و سبک باشه
...و آب رو از خودش عبور نده

68
00:05:49,800 --> 00:05:53,440
.اگه بتونم لباس ضدآب درست کنم...قطعاً شدنیه

69
00:05:53,440 --> 00:05:57,920
!خودشه! یه کت بارونی
!می‌خوام یه کت بارونی درست کنم

70
00:06:01,040 --> 00:06:02,580
اسلایم؟

71
00:06:02,580 --> 00:06:06,890
تا حالا نشنیدم کسی برای القای جادو
.از اسلایم استفاده کنه

72
00:06:07,200 --> 00:06:12,070
،قبلاً اجزای بقیه‌ی هیولاها رو تست کردم
.ولی اونا به درد نخوردن

73
00:06:12,070 --> 00:06:16,370
،برای همین بهش فکر کردم
،ممکنه اسلایم‌ها از لحاظ جادو ضعیف باشن

74
00:06:16,370 --> 00:06:18,250
ولی به‌نظر میاد اونا آب رو دفع می‌کنن، درسته؟

75
00:06:19,170 --> 00:06:24,650
خب چطور می‌خوای با لباس ترکیبشون کنی؟
.اونا مدام فرار می‌کنن

76
00:06:25,180 --> 00:06:27,320
وقتی که وسط اسلایم رو سوراخ کردم

77
00:06:27,320 --> 00:06:31,020
،و نوار کراکن رو ازش رد کردم
.از هم نپاشید

78
00:06:31,020 --> 00:06:33,190
.به فکر اینم این کار رو بکنم و خشکشون کنم

79
00:06:34,560 --> 00:06:38,190
.پودرشون می کنم، بعد توی یه مایع حل‌شون می کنم

80
00:06:38,190 --> 00:06:40,690
...بعد، اگه بشه که به یه پارچه اضافه‌ش کنم

81
00:06:40,690 --> 00:06:41,410
نه؟

82
00:06:41,660 --> 00:06:44,070
.عجب رویکرد شگفت‌آوری

83
00:06:44,070 --> 00:06:48,290
.فعلاً، می‌خوام انواع مختلف اسلایم‌ها رو آزمایش کنم

84
00:06:48,290 --> 00:06:49,690
کمک می‌کنی؟

85
00:06:49,690 --> 00:06:51,450
.حـ ـ حتماً

86
00:06:54,810 --> 00:07:01,970
،اسلایم آبی به پارچه می‌چسبه
.ولی بخش بزرگی رو پوشش نمیده

87
00:07:02,630 --> 00:07:09,070
،پس بعدش، می‌خوام چسبناک‌ترین اسلایم
.یعنی اسلایم سبز رو تست کنم

88
00:07:11,330 --> 00:07:13,870
.این روزا فقط راجع‌به اسلایم حرف می‌زنی

89
00:07:13,870 --> 00:07:16,440
نکنه قصد داری با یه اسلایم ازدواج کنی؟

90
00:07:16,440 --> 00:07:18,570
.نمی‌خوام با اسلایم برم سرخونه زندگی

91
00:07:18,570 --> 00:07:22,570
،ولی بازم، اسلایم سبز بخش بیشتری رو پوشش میده

92
00:07:22,570 --> 00:07:26,080
.ولی اسلایم آبی، آب بیشتری رو دفع می‌کنه

93
00:07:26,080 --> 00:07:28,080
...گل لگد می‌کنیم واسه خودمون

94
00:07:28,080 --> 00:07:31,170
!که یه سوال ساده طرح میشه

95
00:07:31,170 --> 00:07:35,430
چقدر می‌تونم تواناییِ اسلایم آبی رو گسترش بدم تا به پارچه بچسبه؟

96
00:07:35,430 --> 00:07:39,150
.برای همین، دفعه‌ی بعد، یه مایع متفاوت رو تست می‌کنم

97
00:07:39,150 --> 00:07:41,360
!نظرتون چیه؟ اوه، درسته

98
00:07:41,360 --> 00:07:43,220
میشه این نمونه‌ی اولیه رو بپوشین؟

99
00:07:45,190 --> 00:07:48,180
.اگه مشکلی نداری، فکر کنم عیبی نداره

100
00:07:48,180 --> 00:07:50,820
.ولی خیلی رفتی تو کف اسلایم‌ها

101
00:07:54,450 --> 00:07:56,040
.بیا شیفتی انجامش بدیم

102
00:07:56,040 --> 00:07:57,250
.ممنونم

103
00:07:58,370 --> 00:07:59,210
این چیه؟

104
00:07:59,210 --> 00:08:03,460
.جوری که می‌تونی جادو رو یکدست پخش کنی... جالبه

105
00:08:03,460 --> 00:08:05,480
.لطفاً دستم ننداز

106
00:08:05,480 --> 00:08:07,960
،من بخشی از شرکتی‌ام که مسئول توزیع کالاست

107
00:08:07,960 --> 00:08:09,830
.علاوه‌بر اون، یه استادکار جادوام

108
00:08:09,830 --> 00:08:11,880
.بعضیا منو به چشم یه فرد خاص می‌بینن

109
00:08:17,400 --> 00:08:18,470
دالیا؟

110
00:08:19,120 --> 00:08:20,650
اوه، خوابیدی؟

111
00:08:35,650 --> 00:08:41,410
،به‌جای استفاده از یه نوع حلّال
.شاید بهتره اونارو مخلوط کنی

112
00:08:54,410 --> 00:08:55,690
!به پارچه می‌چسبه

113
00:08:57,340 --> 00:08:58,520
نظرت چیه؟

114
00:08:59,430 --> 00:09:02,770
که اینطور. برای جبران میزان کمِ

115
00:09:02,770 --> 00:09:06,560
،چسبندگی اسلایم آبی، اونو توی یه مایع حل کردی
.تا بتونه بچسبه

116
00:09:06,960 --> 00:09:09,310
.بله، این ابزار جادویی خیلی خوبه

117
00:09:09,690 --> 00:09:13,880
.دالیا، هنوز آزمایش‌های دیگه‌ای هست که باید انجام بدیم

118
00:09:13,880 --> 00:09:17,880
.نمی‌دونیم چقدر پخش شده یا چقدر دووم میاره

119
00:09:17,880 --> 00:09:19,320
.درسته

120
00:09:19,320 --> 00:09:23,550
می‌خوام بدونم این ویژگی‌ش رو
.در شرایط سخت ‌هم حفظ می‌کنه یا نه

121
00:09:23,550 --> 00:09:30,750
.همچنین، اسلایم ممکنه از بخش درز و نقاط اتصال جدا بشه

122
00:09:30,750 --> 00:09:33,800
.قبلاً یه برنامه‌ای برای این مشکل چیدم

123
00:09:33,800 --> 00:09:35,690
چه برنامه‌ای؟

124
00:09:35,690 --> 00:09:40,180
...اگه قبلش نقاط اتصال رو با یه پودر دیگه پوشش بدیم

125
00:09:41,820 --> 00:09:45,900
.حالا رسماً به‌عنوان اختراع دالیا روستّی ثبت شد

126
00:09:46,280 --> 00:09:50,760
...پارچه‌ی ضدآب بی‌نقص و کت بارونی ساخته شده از این پارچه

127
00:09:50,760 --> 00:09:52,910
!اینا ابزارهای جادوییِ فوق‌العاده‌ای هستن

128
00:09:52,910 --> 00:09:55,320
!مطمئنم کلی سفارش می‌گیرین

129
00:09:55,640 --> 00:09:57,330
!خیلی ممنونم

130
00:09:57,830 --> 00:10:01,030
.آخیش. اینم از این

131
00:10:01,030 --> 00:10:03,340
.باید ازتون تشکر کنم، توبیاس-سان

132
00:10:03,780 --> 00:10:05,990
.ممنون که کمکم کردین

133
00:10:06,570 --> 00:10:09,620
.من فقط دستیار بودم

134
00:10:10,130 --> 00:10:14,340
.من خلاقیت و تمرکز شما رو ندارم

135
00:10:15,260 --> 00:10:16,830
.برام دردناکه که بگمش

136
00:10:17,150 --> 00:10:17,930
ها؟

137
00:10:17,930 --> 00:10:18,880
.بیاین برگردیم

138
00:10:18,880 --> 00:10:22,040
.باید به استاد بگیم که بدون هیچ مشکلی ثبتش کردیم

139
00:10:25,350 --> 00:10:26,800
!اومدم

140
00:10:27,920 --> 00:10:30,990
!سفارش‌های بیشتری گرفتیم، دالیا-سان

141
00:10:31,360 --> 00:10:34,360
.پیش‌بینیِ دفتردار گیلد درست از آب در اومد

142
00:10:47,120 --> 00:10:50,820
.تعداد باورنکردنی‌ای سفارشِ پارچه‌ی ضدآب دریافت کردیم

143
00:10:51,270 --> 00:10:53,520
.حتی در جاهایی غیر از کت بارونی هم کاربرد داشت

144
00:10:53,520 --> 00:10:57,900
.برای روکش واگن‌ها و گاری ها هم خیلی کاربردی و مورد درخواست بود

145
00:10:58,280 --> 00:11:01,850
وقتی مردم فهمیدن که از اسلایم در ساخت
،پارچه‌ی ضدآب استفاده میشه

146
00:11:01,850 --> 00:11:04,760
.شنیدم همه رفتن تو کار شکار اسلایم

147
00:11:04,760 --> 00:11:08,560
.ما هم سخت کار کردیم تا سفارش‌ها رو آماده کنیم

148
00:11:20,390 --> 00:11:23,410
.پارچه‌ی ضدآب حسابی سر زبونا افتاده

149
00:11:23,410 --> 00:11:29,290
،اگه در این مدت برامون میانجیگری نمی‌کردی
.تو دردسر بدی می‌افتادیم

150
00:11:29,290 --> 00:11:32,540
.از رئیس شرکت داد و ستد اورلاندو کمتر از این نمیشه توقع داشت

151
00:11:32,540 --> 00:11:33,690
داری طعنه می‌زنی؟

152
00:11:33,690 --> 00:11:36,460
.نه، تو واقعاً نجاتمون دادی

153
00:11:36,460 --> 00:11:40,500
.استعداد دالیا-چان بی‌نظیره

154
00:11:40,500 --> 00:11:44,220
از الان مشتاقم بدونم بعد از این
.می‌خواد چه وسیله‌ای درست کنه

155
00:11:44,220 --> 00:11:45,130
.آره

156
00:11:45,130 --> 00:11:50,140
مشکل اینه که ممکنه کسی پیشنهادی
.بهت بده که نتونی ردش کنی

157
00:11:50,140 --> 00:11:52,270
،وقتی بحث محافظت از دالیا باشه

158
00:11:52,270 --> 00:11:55,260
.من می‌تونم بشینم یه گوشه و مرگ یه نفر رو تماشا کنم

159
00:11:55,670 --> 00:12:00,700
ولی دالیا فکر می‌کنه تمام ساخته‌هاش 
،مفیدن و به مردم کمک می‌کنن

160
00:12:00,700 --> 00:12:03,710
.غافل از اینکه ممکنه ناخواسته یه چیز خطرناک تولید کنه

161
00:12:03,710 --> 00:12:04,980
.درسته

162
00:12:05,820 --> 00:12:08,700
...درواقع، یه چیزی هست که تا الان به کسی نگفتمش، ولی

163
00:12:08,700 --> 00:12:11,650
بیخیال مرد، می‌خوای راز‌های عشق و عاشقیت
رو جلوی من اعتراف کنی؟

164
00:12:11,650 --> 00:12:14,550
عشق و عاشقیِ خودم که نه، ولی برای
.یک نفر دیگه چرا

165
00:12:15,700 --> 00:12:18,710
.ساعت شنیِ عمر من دیگه به اندازه‌ی یه سال هم شن نداره

166
00:12:18,710 --> 00:12:20,770
.از این شوخیای ناراحت‌کننده نکن

167
00:12:21,210 --> 00:12:24,150
.می‌خوام به زودی به همسرم بگم

168
00:12:24,150 --> 00:12:27,100
.اونم الان شرایط خوبی نداره

169
00:12:27,610 --> 00:12:31,780
.من نگران ایرِنو نیستم، اگر چه دوست داشتم چیزای بیشتری بهش یاد بدم

170
00:12:32,330 --> 00:12:34,940
.بیشتر نگران توبیاس‌ـم

171
00:12:34,940 --> 00:12:36,370
شوخیت گرفته، نه؟

172
00:12:37,200 --> 00:12:40,360
.کاش شوخی بود و الان می‌تونستم بخندم

173
00:12:40,360 --> 00:12:45,950
.ولی ازت می‌خوام که بذاری توبیاس با دالیا ازدواج کنه

174
00:12:46,450 --> 00:12:47,330
...تئو

175
00:12:47,910 --> 00:12:52,760
اینکه همچین چیزی ازت بخوام و درعوض
،چیزی بهت ندم، یه‌جور بی‌احترامیه

176
00:12:52,760 --> 00:12:59,600
برای همین ازت می‌خوام که از شرکتم به عنوان
.محافظی برای دالیا و ساخته‌هاش استفاده کنی

177
00:12:59,600 --> 00:13:01,030
...تئو، تو

178
00:13:01,460 --> 00:13:06,080
میشه لطفاً راجع‌بهش فکر کنی؟
.به عنوان یه دوست، صادقانه ازت درخواست کردم

179
00:13:06,890 --> 00:13:12,080
.توبیاس بدون شک در آینده به یه استادکار جادو تبدیل میشه

180
00:13:12,080 --> 00:13:13,830
.نگران اون نباش

181
00:13:13,830 --> 00:13:14,820
...کارلو

182
00:13:14,820 --> 00:13:18,680
.ولی راستش، منم زمان زیادی برام نمونه

183
00:13:18,680 --> 00:13:20,990
.اگه شوخیه که زیاد خنده‌دار نیست

184
00:13:22,760 --> 00:13:25,850
.ازدواج دالیا و توبیاس...بیا انجامش بدیم

185
00:13:25,850 --> 00:13:28,320
...کارلو، تو

186
00:13:28,320 --> 00:13:32,380
،وقتی یه استادکار جادو به آخر عمرش می‌رسه
این حداقل کاریه که می‌تونه برای بچه‌ش بکنه، نه؟

187
00:13:32,380 --> 00:13:33,310
.ممنونم

188
00:13:33,310 --> 00:13:36,010
.من باید ازت تشکر کنم

189
00:13:41,170 --> 00:13:43,000
نامزد کنیم؟

190
00:13:43,000 --> 00:13:46,710
اگه این فرم نامزدی رو پر کنین

191
00:13:46,710 --> 00:13:51,060
.و به گیلد داد و ستد بدین، رسماً زن‌وشوهر حساب می‌شین

192
00:13:51,060 --> 00:13:56,620
اگه این به معنای محافظت از شما و زنده نگه داشتن
.نام خانوادگیِ روستّی هستش، من با ازدواج موافقم

193
00:13:58,380 --> 00:14:00,110
.شما هردو استادکارِ جادویید

194
00:14:00,110 --> 00:14:03,560
مطمئنم خوب با هم کنار میاید 
.و از همدیگه حمایت می‌کنین

195
00:14:03,560 --> 00:14:06,180
.ازتون می‌خوام که همیشه هوای همدیگه رو داشته باشین

196
00:14:08,940 --> 00:14:12,920
معمولاً در همچین شرایطی چی میگن؟

197
00:14:12,920 --> 00:14:15,780
مثلاً...مشتاق سپری کردن آینده با شما هستم؟

198
00:14:15,780 --> 00:14:18,480
قدت خیلی بلنده، نه؟

199
00:14:22,050 --> 00:14:23,960
با توبیاس نامزد کردی؟

200
00:14:23,960 --> 00:14:26,220
.خب، ما هردو استادکارِ جادوییم

201
00:14:26,220 --> 00:14:29,090
برای همین فکر کردم می‌تونیم با هم
.نام خانوادگیِ روستّی رو به دوش بکشیم

202
00:14:29,090 --> 00:14:33,390
خب درکل که عیبی نداره، ولی نظر خودت راجع‌به توبیاس چیه؟

203
00:14:33,390 --> 00:14:37,390
اون از یک خانواده‌ی بازرگانیه، برای همین
،اطراف استادکارهای جادو بزرگ نشده

204
00:14:37,390 --> 00:14:41,070
.ولی بازم سخت کار کرد تا ماهر بشه
!به نظرم که خیلی تحسین‌برانگیزه

205
00:14:41,070 --> 00:14:42,770
.پدر هم همینو گفت

206
00:14:43,400 --> 00:14:46,310
.اوه... منظورم از این لحاظ‌ها نبود

207
00:14:46,310 --> 00:14:50,070
!و راستی، اون کارش تو اشباع کردن جادو حرف نداره

208
00:14:50,630 --> 00:14:54,670
،خب، اگه تو باهاش مشکلی نداری
...منم باهاش مشکلی ندارم، ولی بازم

209
00:15:06,560 --> 00:15:10,370
.محشره، دالیا! هرگز همچین چیزی به ذهنم نرسیده بود

210
00:15:10,880 --> 00:15:14,910
دالیا، همیشه سعی کن ابزارهای جادویی‌ای بسازی
.که خنده روی لبای مردم بیاره

211
00:15:14,910 --> 00:15:18,250
دالیا، بعد از این می‌خوای چه وسیله‌ی جادویی‌ای بسازی؟

212
00:15:18,250 --> 00:15:20,600
...خب، بعدی...بعدی

213
00:15:21,070 --> 00:15:24,270
.خودشه! میرم سراغ ایده‌ای که اون زمان داشتم

214
00:15:24,270 --> 00:15:26,650
.دالیا، استاد دنبالت می‌گرده

215
00:15:26,650 --> 00:15:28,900
.اوه، ممنونم توبیاس

216
00:15:29,180 --> 00:15:32,150
داشتم نقشه‌ی ساخت اون ایده‌ای
.که بهت گفتم بودم رو می‌چیدم

217
00:15:32,150 --> 00:15:33,770
اجاق رومیزی؟

218
00:15:33,770 --> 00:15:36,670
.آره. الان نوشته‌ها رو تموم می‌کنم و میرم

219
00:15:36,670 --> 00:15:39,670
فکر نمی‌کنی رنگ موهات یکم زیادی تو چشمه؟

220
00:15:39,670 --> 00:15:41,550
ها، چی؟

221
00:15:41,550 --> 00:15:47,340
رنگ موهات. وهمچنین به نظرم اگه آرایش
.ساده‌تری داشته باشی بهتره

222
00:15:47,750 --> 00:15:51,300
هرچی نباشه، قراره به زودی به شرکت
.داد و ستد اورلاندو بپیوندی

223
00:15:51,300 --> 00:15:54,850
تو که نمی‌خوای نام خانوادگیِ روستّی رو لکه‌دار کنی، درسته؟

224
00:15:54,850 --> 00:15:59,160
.اینجوریه؟ آره، حق با توـه

225
00:15:59,160 --> 00:16:00,820
چیز دیگه‌ای هم هست؟

226
00:16:00,820 --> 00:16:05,330
.فریم عینکت. اگه ساده‌تر باشه بهتره

227
00:16:05,600 --> 00:16:08,760
جدی؟ زیادی عجیبه؟

228
00:16:09,350 --> 00:16:11,310
.باشه، چشم

229
00:16:16,360 --> 00:16:19,500
.همه توی شرکت داد و ستد اورلاندو مهربون‌ان

230
00:16:19,500 --> 00:16:21,260
.اونجا حس راحتی می‌کنم

231
00:16:23,090 --> 00:16:24,410
.خوشمزه‌ست

232
00:16:24,410 --> 00:16:29,360
پدر و برادرم همیشه راجع‌به ابزار جادویی‌ای
.که تو میسازی حرف می‌زنن و ازشون تعریف می‌کنن

233
00:16:29,360 --> 00:16:31,620
!جدی؟ خوشحال شدم

234
00:16:33,920 --> 00:16:37,120
میشه وقتی بیرونیم انقدر الکل نخوری؟

235
00:16:37,120 --> 00:16:37,840
ها؟

236
00:16:37,840 --> 00:16:39,380
.کار شایسته‌ای نیست

237
00:16:39,380 --> 00:16:40,970
اینطور فکر می‌کنی؟

238
00:16:40,970 --> 00:16:45,130
...بارها گفتم که ما از خاندان روستّی و اورلاندو

239
00:16:44,540 --> 00:16:47,060
.حق با شماست. ببخشید

240
00:16:47,060 --> 00:16:48,450
.بیشتر دقت می‌کنم

241
00:16:49,360 --> 00:16:51,060
شما از شرکت داد و ستد اومدید؟

242
00:16:51,060 --> 00:16:55,070
!رئیس از هوش رفته! اومدم تا دکتر خبر کنم

243
00:16:55,070 --> 00:16:56,270
چی؟

244
00:16:56,270 --> 00:16:58,300
!باید عجله کنیم، توبیاس

245
00:16:58,300 --> 00:16:59,820
الان داخل شرکته؟

246
00:16:59,820 --> 00:17:00,700
.بله

247
00:17:02,410 --> 00:17:07,300
،می‌دونم الان وقت این حرفا نیست
...اونم بلافاصله بعد از فوتِ رئیس، ولی

248
00:17:07,300 --> 00:17:08,770
چی شده؟

249
00:17:08,770 --> 00:17:12,680
رئیس تنها کسی بود که کنترل تمام عملیات‌های
.شرکت رو در دست داشت

250
00:17:12,680 --> 00:17:15,510
ما الان نمی‌دونم که خیلی از کارها
.رو باید چطوری انجام بدیم

251
00:17:15,510 --> 00:17:16,800
برادرم چی؟

252
00:17:16,800 --> 00:17:20,630
.ایشون درحال حاضر برای کارای انبار رفتن خارج

253
00:17:20,630 --> 00:17:22,410
حالا چیکار کنیم؟

254
00:17:24,650 --> 00:17:27,700
.توبیاس، من کمکت می‌کنم

255
00:17:27,700 --> 00:17:29,120
آخه چیکار کنم؟

256
00:17:29,120 --> 00:17:33,630
بیا زود همه‌ی افراد رو یه‌جا جمع کنیم
.و کنترل اوضاع رو به دست بگیریم

257
00:17:33,630 --> 00:17:35,050
.بـ ـ باشه

258
00:17:46,950 --> 00:17:48,000
.پدر جان

259
00:17:48,000 --> 00:17:51,000
دالیا! چی باعث شده این موقع بیای اینجا؟

260
00:17:51,360 --> 00:17:52,820
برای نوشیدنی اومدی؟

261
00:17:53,510 --> 00:17:57,570
.بهم گفتن وقتی بیرونم، زیاد نوشیدنی نخورم

262
00:17:57,570 --> 00:17:59,180
توبیاس گفته؟

263
00:17:59,180 --> 00:17:59,940
.آره

264
00:18:00,330 --> 00:18:03,550
.ظاهراً، کنترل شرکت رو به دست گرفتین و اوضاع خوبه

265
00:18:03,550 --> 00:18:07,030
.همه‌ش به‌خاطر تخصص‌های شماست. ممنونم

266
00:18:07,030 --> 00:18:10,030
.من که کار زیادی نکردم

267
00:18:10,680 --> 00:18:11,630
چیزی شده؟

268
00:18:12,280 --> 00:18:14,480
.نه، چیزی نیست

269
00:18:16,030 --> 00:18:18,590
.الان که فکر می‌کنم، دقیقاً همینجا بود

270
00:18:20,080 --> 00:18:23,290
«.می‌تونستم ببینم که همچین بارون سنگینی توی راهه»

271
00:18:23,290 --> 00:18:25,400
،مرز بین جایی که بارون می‌اومد»

272
00:18:25,400 --> 00:18:30,090
«.و جایی که بارون نمی‌اومد رو دیدم که بهم نزدیک‌تر می‌شدن

273
00:18:30,390 --> 00:18:35,310
.با خودم فکر کردم که اگه سریع بدوئم می‌تونم ازش جلو بزنم

274
00:18:35,310 --> 00:18:36,920
ولی بهتون رسید، مگه نه؟

275
00:18:36,920 --> 00:18:39,880
.اون بارون واقعاً سریع پیش می‌رفت

276
00:18:40,260 --> 00:18:43,620
چهره‌ی تو وقتی که یهو گفتی که می‌خوای
...کت بارونی درست کنی

277
00:18:43,620 --> 00:18:45,680
.هنوزم واضح یادمه

278
00:18:46,100 --> 00:18:51,680
بهم گفته بودن ابزار جادویی باید طوری باشه
،که خنده به روی لب مردم بیاره

279
00:18:51,680 --> 00:18:53,450
!برای همین اون ایده به ذهنم اومد

280
00:18:53,450 --> 00:18:57,700
.خب، هرکی بهت همچین چیزی رو گفته، کارش خیلی درست بوده

281
00:18:57,700 --> 00:19:01,700
.همینطوره! ولی خب زیادی نوشیدنی می‌خوره

282
00:19:04,760 --> 00:19:06,190
.هوی هوی

283
00:19:06,190 --> 00:19:08,350
.توبیاس عصبانی میشه ها

284
00:19:08,350 --> 00:19:10,400
مگه قراره بهش بگی، پدر جان؟

285
00:19:11,250 --> 00:19:16,250
.من که نمی‌تونم درخواست نوشیدنیِ دختر عزیزم رو رد کنم

286
00:19:24,360 --> 00:19:25,130
!کارلو-سان

287
00:19:26,540 --> 00:19:28,960
هوا چه خوبه، مگه نه؟

288
00:19:28,960 --> 00:19:31,990
.تقریباً فصل آبجوهای تلخ خوشمزه فرا رسیده

289
00:19:31,990 --> 00:19:35,990
.اگه زیاد نوشیدنی بخورین، دالیا-سان عصبانی میشه ها

290
00:19:56,240 --> 00:19:58,470
!یکی کمک کنه، زود دکتر خبر کنین

291
00:19:59,080 --> 00:20:05,450
دا ـ دالیا، بعد از این می‌خوای چه
وسیله‌ی جادویی‌ای درست کنی؟

292
00:20:07,710 --> 00:20:10,330
!دالیا-سان! دالیا-سان

293
00:20:11,020 --> 00:20:12,770
چیزی شده؟

294
00:20:12,770 --> 00:20:14,000
...کارلو-سان

295
00:20:15,050 --> 00:20:18,520
.اون یهو داخل گیلد داد و ستد از هوش رفت

296
00:20:28,210 --> 00:20:29,460
!پدر جان

297
00:20:38,420 --> 00:20:43,300
.دالیا-سان...کارلو-سان مثل همیشه خوب و عادی بود

298
00:20:43,920 --> 00:20:47,420
...اون گفت که تقریباً فصل آبجوهای تلخ خوشمزه فرا رسیده

299
00:20:48,520 --> 00:20:51,240
.و از پنجره به بیرون خیره شده بود

300
00:20:51,240 --> 00:20:52,910
.حالت چهره‌ش خیلی آروم و ملایم بود

301
00:20:52,910 --> 00:20:54,280
...استاد

302
00:23:35,310 --> 00:23:40,010
قسمت سوم: عشق حقیقی؟

