﻿WEBVTT

00:00.635 --> 00:19.896
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:26.112 --> 00:27.655
‫چکار داری میکنی؟

00:44.381 --> 00:46.174
‫- شما؟
‫- شاهزاده دوون

00:46.174 --> 00:48.384
‫برای بازدید اومدن، احترام بذارید

00:50.512 --> 00:52.806
‫سرورم عذر میخوام که نشناختمتون

00:52.806 --> 00:55.308
‫پزشک سابق دربار

00:55.308 --> 00:56.518
‫کیم هونگ‌رک هستم

00:56.518 --> 00:58.728
‫پزشک دربار بودی؟

00:58.937 --> 01:00.813
‫پس چرا بهش اجازه اینکارو دادی؟

01:01.147 --> 01:02.857
‫داشت بچه ها رو به بیماری مبتلا میکرد

01:02.857 --> 01:04.567
‫اینطور نیست سرورم

01:04.567 --> 01:06.986
‫یه روش پزشکی به اسم آبله کوبیه*
‫(واکسیناسیون قدیم)

01:07.362 --> 01:08.571
‫آبله کوبی؟

01:08.947 --> 01:11.282
‫در دوران باستان افراد سالم رو

01:11.282 --> 01:13.118
‫با مایع عفونی بیماران

01:13.118 --> 01:14.994
‫به بیماری خفیف آبله مبتلا میکردن

01:15.203 --> 01:17.538
‫پس از درمان دیگه به آبله مبتلا نمیشن

01:17.664 --> 01:20.083
‫ولی نصف افرادی که آبله کوبی میشن
‫میمیرن

01:20.083 --> 01:21.918
‫روش پیش گیری پرخطریه

01:21.918 --> 01:24.337
‫این روش رو روی دوازده کودک آزمایش کردم

01:24.337 --> 01:26.089
‫  7 تاشون کاملاً خوب شدن

01:27.382 --> 01:30.093
‫- پنج تا دیگه چی؟
‫- حالشون زیاد خوب نیست

01:30.093 --> 01:31.469
‫زنیکه شرور!

01:31.469 --> 01:34.722
‫چطور تونستی همچین روش خطرناکی
‫رو بچه هایی که بدن ضعیفی دارن آزمایش کنی؟

01:36.141 --> 01:38.726
‫ولی گفت تونسته هفت تاشون رو نجات بده

01:38.726 --> 01:39.894
‫هفت تا بچه رو نجات داده

01:39.894 --> 01:41.813
‫خدا اون بچه ها رو نجات داده

01:41.813 --> 01:43.773
‫ربطی به کاری که اون کرده نداره

01:44.357 --> 01:46.860
‫اگه کاری با بچه ها نداشت
‫ممکن بود هیچکدوم بیمار نشن

01:46.860 --> 01:49.737
‫حتی اونایی که الان دارن میمیرن

01:49.737 --> 01:51.614
‫ولی نمیتونستیم به امید اینکه مریض نشن

01:51.614 --> 01:54.033
‫دست روی دست بذاریم

01:54.033 --> 01:57.036
‫باید کاری میکردیم که حداقل جان
‫یک نفر بیشتر نجات داده بشه

01:57.579 --> 02:01.708
‫سرورم لطفاً اجازه بدین آبله کوبی رو
‫روی افراد بیشتری انجام بدیم

02:02.041 --> 02:04.419
‫در حال حاضر بهترین راه حل همینه

02:08.047 --> 02:09.340
‫نه اجازه نمیدم

02:10.925 --> 02:14.137
‫نباید همچین کار پر خطری با جون
‫مردم بکنیم

02:15.597 --> 02:16.889
‫همین الان تمومش کنید

02:33.406 --> 02:35.992
‫خدای من شما اینجا چکار میکنید؟

02:35.992 --> 02:37.327
‫اگه کسی شما رو ببینه چی؟

02:37.327 --> 02:41.164
‫چرا شاهزاده رو آوردین اینجا؟
‫باید تو استانداری میموندین

02:41.497 --> 02:44.542
‫خوب چاره ای نداشتم

02:44.542 --> 02:46.711
‫شاهزاده اصرار داشتن بیان اینجا

02:50.673 --> 02:51.925
‫بیماری همه جا پخش شده

02:51.925 --> 02:55.595
‫لطفاً اجازه ندین شاهزاده مهمانسرا
‫رو ترک کنه

02:55.929 --> 02:58.055
‫باید هر چه زودتر برگرده هانیانگ

02:58.890 --> 03:01.768
‫تمام تلاشمو میکنم متقاعدشون کنم

03:01.768 --> 03:02.977
‫راستی

03:04.604 --> 03:06.189
‫حالتون خوبه عزیز؟

03:06.189 --> 03:07.940
‫نگران من نباشید

03:08.900 --> 03:11.360
‫فقط روی مراقبت از شاهزاده تمرکز کنید

03:13.821 --> 03:16.199
‫باشه حتماً

03:20.453 --> 03:22.747
‫- امیدوارم کار درست انجام داده باشم
‫- ببخشید؟

03:22.747 --> 03:26.125
‫آبله کوبی که اون پزشک زن داشت
‫انجام میداد رو میگم

03:27.502 --> 03:29.295
‫کار درستی کردم جلوشو گرفتم

03:30.630 --> 03:31.923
‫بله کار درستی کردین

03:34.092 --> 03:35.510
‫موافق نیستی؟

03:36.219 --> 03:38.805
‫خوب درست نمیدونم

03:38.897 --> 03:42.108
‫توضیحاتش منطقی بود

03:42.308 --> 03:44.644
‫فکر نمیکنم کارش اشتباه باشه

03:45.395 --> 03:48.481
‫اوه، راستش اومد و ازم خواست

03:48.648 --> 03:51.150
‫نذارم از مهمانسرا خارج بشید

03:51.150 --> 03:53.611
‫چون ممکنه بیمار بشید

03:53.611 --> 03:57.406
‫مشخصه نگران شماست
‫خیلی باهاش سرد برخورد کردین

03:57.740 --> 03:59.033
‫منظورت چیه؟

03:59.367 --> 04:02.078
‫به عنوان شاهزاده وظیفمه از مردم
‫محافظت کنم...

04:02.078 --> 04:04.539
‫دقیقاً همینطوره
‫کاملاً حق با شماست

04:04.539 --> 04:06.624
‫چون شاهزاده کشور هستید

04:06.958 --> 04:11.379
‫نیازی نداره به حرف های
‫یه پزشک زن معمولی گوش کنید

04:11.879 --> 04:14.549
‫به هرحال شما تصمیم خودتون
‫رو گرفتین

04:14.549 --> 04:18.011
‫پس بهش فکر نکنید
‫و خوب بخوابید

04:18.011 --> 04:20.263
‫مردم و آبله چه اهمیتی داره؟

04:20.263 --> 04:24.475
‫مهمترین چیز اینه که شما
‫آرامش خاطر داشته باشید سرورم

04:41.576 --> 04:43.911
<i>‫در دوران باستان افراد سالم رو</i>

04:43.911 --> 04:45.955
<i>‫با مایع عفونی بیماران آبله</i>

04:46.247 --> 04:48.040
<i>‫به بیماری خفیف آبله مبتلا میکردن</i>

04:48.207 --> 04:50.626
<i>‫پس از درمان دیگه به آبله مبتلا نمیشن</i>

05:18.154 --> 05:19.447
‫خانم

05:21.491 --> 05:23.743
‫من اینکارو انجام میدم
‫شما یه کار دیگه بکنید

05:24.202 --> 05:25.953
‫باشه ممنونم

05:32.794 --> 05:34.045
‫وقت غذاست

05:44.263 --> 05:46.098
‫واقعاً تحت تاثیر شما قرار گرفتم

05:47.392 --> 05:49.852
‫شنیدم همه پزشک ها در شهرهای
‫دیگه تسلیم شدن

05:49.852 --> 05:51.729
‫و از ترس اینکه خودشون مریض بشن
‫فرار کردن

05:52.939 --> 05:55.274
‫ولی شما این همه راه اومدین
‫اینجا که از بیماران مراقبت کنید

05:56.484 --> 05:57.860
‫حتماً خیلی سخت بوده

05:57.860 --> 05:59.654
‫به سختی

05:59.946 --> 06:01.823
‫دردی که این بچه ها دارن میکشن نیست

06:01.823 --> 06:05.242
‫در ضمن مسئول این اتفاق منم

06:07.286 --> 06:11.582
‫خوب، حرفی که شاهزاده زدن...
‫لطفاً به دل نگیرید

06:11.582 --> 06:15.044
‫یهو از مهربون به بداخلاق تبدیل میشن

06:15.044 --> 06:16.629
‫گاهی خیلی بداخلاق میشن

06:30.143 --> 06:33.437
‫داره از تب میسوزه
‫باید دمای بدنشو بیاریم پایین

06:46.701 --> 06:49.161
‫از تماس فیزیکی با بیمار نمیترسید؟

06:49.203 --> 06:52.289
‫پوست‌تون نشون میده
‫تا حالا آبله نگرفتید

06:54.208 --> 06:55.501
‫نه نمیترسم

06:59.797 --> 07:01.966
‫راستش یادمه

07:01.966 --> 07:05.177
‫یه چیز توی دستم گذاشته شد
‫و یادمه خیلی درد داشت

07:05.178 --> 07:06.762
‫گفتن از سرایت به آبله
‫جلوگیری میکنه

07:07.346 --> 07:10.433
‫حالا که فکر میکنم
‫شاید آبله کوبی بوده

07:10.808 --> 07:14.312
‫پدرم با گفتن اینکه بعد از
‫یخورده درد کشیدن

07:14.312 --> 07:15.938
‫حالم خوب میشه
‫آرومم کرد

07:17.648 --> 07:20.276
‫یادتونه حدوداً کی بود؟

07:22.153 --> 07:24.655
‫الان 26 سالمه

07:24.739 --> 07:28.159
‫احتمالاً حدود بیست سال پیش

07:33.664 --> 07:36.417
‫حتماً پدرتون اطلاعات زیادی
‫در زمینه پزشکی داشته

07:36.876 --> 07:40.046
‫اون موقع کمتر کسی تو چوسان

07:40.046 --> 07:41.839
‫آبله کوبی بلد بود

07:42.946 --> 07:46.575
‫احتمالاً شایعاتش شنیده

07:46.636 --> 07:50.014
‫چیزی از پزشکی نمیدونست
‫فقط به چند تا تاجر کمک کرد

07:50.014 --> 07:52.558
‫هیچوقت هم مطب نداشت

07:53.726 --> 07:55.603
‫وقتی کوچیک بودم فوت شد

07:58.439 --> 07:59.732
‫عذر میخوام

07:59.941 --> 08:02.234
‫فکر کردم نجیب زاده هستید

08:02.235 --> 08:03.778
‫نباید میپرسیدم

08:04.237 --> 08:08.282
‫خدا، لطفاً نگران نباشید
‫واقعاً ممنونم

08:08.324 --> 08:09.742
‫نظر لطفتونه

08:12.161 --> 08:13.913
‫بهتون نمیخوره از بانوان
‫دربار باشید

08:14.163 --> 08:16.040
‫برای چی اومدین اینجا؟

08:16.958 --> 08:18.542
‫راستی، باید خودم معرفی کنم

08:19.252 --> 08:20.795
‫مورخ زن هستم

08:21.087 --> 08:23.923
‫گو هه‌ریونگ، کارآموز
‫دفتر احکام سلطنتی

08:26.427 --> 08:27.719
‫موهوا هستم

08:33.891 --> 08:36.982
‫خبر سرایت بیماری تازه
‫به پایتخت رسیده

08:36.982 --> 08:40.531
‫اونوقت میگید مردم از الان دارن
‫با انبار کردن اموالشون آماده میشن؟

09:02.879 --> 09:05.172
‫مورخ سونگ

09:12.138 --> 09:15.099
‫- عذر میخوام ولیعهد
‫- چقدر بی ادب

09:15.099 --> 09:17.935
‫ولیعهد از نگرانی مردم
‫خوابشون نمیبره

09:17.935 --> 09:21.397
‫چطور جرئت میکنی جلوی
‫ولیعهد چرت بزنی!

09:21.689 --> 09:24.901
‫قصر برات حکم خوابگاهو داره؟

09:24.901 --> 09:27.862
‫به عنوان یه مورخ باید هر چی میبنی
‫و میشنوی بنویسی

09:28.029 --> 09:29.155
‫چطور جرئت میکنی بخوابی!

09:29.155 --> 09:32.575
‫واقعاً عذر میخوام، لطفاً عفو کنید

09:32.575 --> 09:35.870
‫ولیعهد این مورخ جرئت کرد که احترام
‫دربار رو زیر پا بذاره

09:35.870 --> 09:38.164
‫و از وظیفه مهمش به عنوان یک
‫مورخ غفلت کنه

09:38.706 --> 09:42.501
‫لطفاً برای مجازات به بازرسی
‫بفرستیدش

09:42.501 --> 09:44.879
‫- لطفاً مجازاتش کنید
‫- لطفاً مجازاتش کنید

09:45.212 --> 09:46.255
‫بس کنید

09:46.255 --> 09:49.091
‫همه از حجم کاری بالای مورخین
‫مطلع هستن

09:49.091 --> 09:51.427
‫اگه بخاطر همچین چیزی
‫مجازاتش کنیم

09:51.594 --> 09:54.805
‫- دیگه کسی مورخ میشه؟
‫- ولی ولیعهد...

09:54.805 --> 09:58.809
‫فراموش کردین برای صحبت
‫درباره چی اینجا جمع شدیم؟

10:04.148 --> 10:07.109
‫بعداً درباره مجازاتش فکر میکنم

10:07.234 --> 10:09.445
‫اول تمام سهمیه برنج استان های
‫دیگه رو

10:09.445 --> 10:11.363
‫بفرستید پیونگان و هوانگه

10:11.405 --> 10:13.282
‫خزانه سلطنتی رو باز میکنم

10:13.282 --> 10:15.034
‫اگه پول کافی برای خرید کل داروها نباشه

10:15.034 --> 10:16.744
‫لازم شد برید کل کشور رو بگردید

10:16.744 --> 10:18.996
‫تا برای همه دارو بگیرید

10:19.080 --> 10:20.414
‫به ولیعهد

10:24.085 --> 10:27.213
‫مچ مورخ سونگ موقع چرت زدن گرفتن

10:27.213 --> 10:29.006
‫- خوابید؟
‫- موقع جلسه؟

10:29.006 --> 10:30.466
‫موقع ثبت کردن وقایع؟

10:31.384 --> 10:32.593
‫دست رو دلم نذارید

10:32.593 --> 10:36.639
‫پاهام میلرزید و قلبم داشت میزد بیرون

10:36.973 --> 10:38.307
‫خدا!

10:42.770 --> 10:46.440
‫خوب الان چه اتفاقی برای
‫مورخ سونگ میوفته؟

10:46.941 --> 10:49.568
‫اخراج میشه؟

10:50.444 --> 10:52.279
‫اگه اخراج بشه که خوبه

10:52.446 --> 10:55.157
‫خیلی وقت پیش یه مورخ که
‫موقع انجام وظیفه خوابش برده بود

10:55.157 --> 10:57.701
‫به یه جای خیلی دور تبعید شد...

11:02.206 --> 11:03.874
‫این اتفاق واسش نمیوفته درسته؟

11:04.208 --> 11:06.085
‫من از خدامه بفرستمش

11:06.085 --> 11:10.297
‫که درس عبرت بگیره

11:10.631 --> 11:12.049
‫ولی ولیعهد مرحمت کردن

11:12.049 --> 11:15.302
‫و گفتن با یه نامه عذرخواهی بخشیده میشه

11:16.178 --> 11:19.098
‫مورخ سونگ شانس آوردی

11:19.098 --> 11:22.935
‫اگه پادشاه جای ولیعهد بودن...

11:24.228 --> 11:25.437
‫میدونم

11:26.063 --> 11:28.149
‫خجالت میکشم حرف بزنم

11:28.149 --> 11:31.235
‫بیخیال تقصیر تو نیست

11:31.652 --> 11:33.696
‫بخاطر قضیه آبله تا گردن تو کاریم

11:33.696 --> 11:35.698
‫چون مورخ کافی نداریم

11:35.698 --> 11:37.157
‫درسته

11:37.408 --> 11:40.119
‫باید تو همه جلسات و سخنرانی های
‫سلطنتی حضور داشته باشیم

11:40.119 --> 11:41.912
‫دنبال عالیجناب بودن خودش
‫خیلی پرکاره

11:41.912 --> 11:43.622
‫و ولیعهد هم بهش اضافه میشه

11:43.622 --> 11:46.250
‫و همینطور که میدونید
‫کار ما به این ختم نمیشه

11:46.303 --> 11:49.061
‫باید همه احکام سلطتنی رو ثبت کنیم
‫و بفرستیم

11:49.061 --> 11:51.813
‫درضمن باید در سوابق حکومتی
‫هم ثبتشون کنیم

11:52.606 --> 11:55.561
‫میخواستم برم پیش یه کاهن تو گیونگ سان

11:55.561 --> 11:57.354
‫یادم بده چطوری دو تا از خودم بسازم

11:57.877 --> 12:00.129
‫باید نظرات شخصیمون هم درباره وقایع
‫ثبت کنیم

12:00.181 --> 12:01.557
‫حتی وقتی میرم خونه

12:01.557 --> 12:03.893
‫باید مثل اینجا کار کنم

12:03.893 --> 12:06.895
‫حتی وقت ندارم از خوردن یه
‫نوشیدنی با همسرم لذت ببرم

12:06.937 --> 12:08.731
‫مورخ سون شما گفتید
‫بخاطر کار نتونستید

12:08.731 --> 12:11.316
‫راه رفتن نوه دومتون رو ببینید

12:16.155 --> 12:18.908
‫مورخ یانگ لطفاً یه دادخواست
‫از طرف ما تنظیم کنید

12:18.908 --> 12:20.743
‫یا مورخین بیشتری استخدام کنید

12:20.743 --> 12:22.661
‫یا حجم کارمون رو کم کنید

12:22.828 --> 12:24.955
‫لطفاً یه کاری بکنید

12:25.350 --> 12:28.979
‫چرا دوباره دارید سر من خالی میکنید؟

12:29.335 --> 12:32.588
‫ببینم، وقتی تصمیم گرفتید مورخ بشید

12:32.588 --> 12:35.049
‫نمیدونستید کارتون چیه؟

12:35.341 --> 12:38.008
‫حتی وقتی آموزش میدیدیم
‫ارشدهامون میگفتن

12:38.008 --> 12:40.554
‫هیچوقت تو دفتر احکام سلطنتی
‫کار نکنید

12:40.554 --> 12:44.099
‫حجم کاری سنگین جوری پیرتون
‫میکنه که انگار فردایی در کار نیست

12:44.099 --> 12:46.644
‫بارها بهمون هشدار دادن

12:46.644 --> 12:48.896
‫تا حالا نشنیده بودین؟

12:49.483 --> 12:53.306
‫پس چرا الان دارید واسه من غر میزنید؟

12:53.306 --> 12:56.434
‫الان دلم میخواد به همتون یه پس گردنی
‫محکم بزنم

12:57.195 --> 12:58.613
‫حالا برگردید سر کارتون

13:06.664 --> 13:09.083
‫و تو مورخ ارشد مقام نهم گونگ سو گون

13:09.083 --> 13:11.126
‫موقع کار خوابیدم و خر و پف کردم

13:11.126 --> 13:13.712
‫حتماً اینو تو وقایعت بنویس

13:13.712 --> 13:15.756
‫بله قربان

13:30.604 --> 13:32.064
‫سلام

13:35.150 --> 13:36.485
‫خانم

13:38.112 --> 13:39.613
‫اومدم بچه تون ببرم

13:40.197 --> 13:42.366
‫یه اردوگاه قرنطینه جدید تو اون
‫یکی روستا هست

14:10.936 --> 14:12.563
‫دخترم...

15:34.687 --> 15:35.812
‫خانم

15:38.232 --> 15:40.609
‫اتفاقی افتاده؟

15:43.696 --> 15:45.030
‫بخاطر من

15:49.034 --> 15:50.827
‫یه بچه جونشو از دست داد

15:55.040 --> 15:56.833
‫میتونستم نجاتش بدم

15:58.752 --> 16:00.546
‫میتونستم ازش مراقبت کنم

16:04.675 --> 16:06.260
‫ولی بهش پشت کردم

16:24.261 --> 16:29.261
‫

16:48.177 --> 16:49.428
‫ممنونم

16:52.139 --> 16:55.183
‫بهتر شدین؟

17:06.862 --> 17:08.614
‫یه نفر به من گفت

17:09.323 --> 17:12.618
‫همیشه وقتی گل ها میخوان شکوفه
‫بزنن هوا بادی و بارونی میشه

17:13.660 --> 17:16.788
‫و اینکه زندگی پر از خداحافظیه

17:19.458 --> 17:22.669
‫برای یه سری چیزها

17:23.504 --> 17:24.963
‫نه خودتون رو سرزنش کنید

17:26.548 --> 17:28.884
‫نه دیگران رو

17:32.429 --> 17:34.348
‫پس لطفاً خودتون رو آزار ندین

17:35.224 --> 17:39.144
‫به جاش از انرژیتون برای
‫انجام کارهای دیگه استفاده کنید

17:55.261 --> 17:58.988
‫(آبله کوبی نوشته یونگان)

18:04.961 --> 18:08.173
‫ولیعهد، شهربانو بزرگ اومدن دیدنتون

18:08.799 --> 18:10.438
‫بفرمایید

18:18.058 --> 18:19.351
شهربانو بزرگ

18:20.373 --> 18:23.240
‫میدونم سرت شلوغه
‫امیدوارم مزاحم نشده باشم

18:23.240 --> 18:25.636
‫نه اصلاً، بفرمایید بشینید

18:34.908 --> 18:37.452
‫شنیدم یه فرستاده از پیونگان اومده

18:38.036 --> 18:40.914
‫گفته شرایط اونجا خیلی بده

18:42.291 --> 18:44.251
‫- بله
‫- ولیعهد

18:45.294 --> 18:47.910
‫یه کاری بکن شاهزاده دوون بتونه
‫هر چه سریعتر برگرده

18:47.963 --> 18:49.881
‫اینقدر نگرانشم که

18:49.915 --> 18:53.293
‫نه میتونم بخوابم نه غذا بخورم

18:54.204 --> 18:56.831
‫اگه یکی از همین روزا خبر بدی
‫به گوشمون برسه چی؟

18:56.930 --> 18:58.473
‫هر روز

18:59.057 --> 19:00.892
‫خیلی نگرانم

19:01.226 --> 19:04.813
‫منم دوست دارم هر چه
‫سریعتر برگردونمش به قصر

19:05.317 --> 19:06.443
‫ولی پدر...

19:10.859 --> 19:13.152
‫به محض اینکه موقعیتش پیش بیاد
‫دستور میدم برگرده

19:13.299 --> 19:16.074
‫پس لطفاً مراقب سلامتی‌تون باشید

19:16.074 --> 19:19.369
‫که بتونید موقع برگشتنش با لبخند
‫بهش خوش آمد بگید

19:21.580 --> 19:22.873
‫بله

19:24.443 --> 19:25.819
‫باید همینکارو بکنم

19:42.809 --> 19:46.026
‫سرورم، خواب هستید؟

19:48.102 --> 19:49.395
‫نه نیستم

19:51.166 --> 19:52.834
‫بیا داخل

20:01.328 --> 20:03.604
‫چی شده؟ دیروقته

20:12.798 --> 20:14.674
‫این چیه؟

20:15.217 --> 20:18.220
‫این کتاب بهمون یاد میده چطوری
‫مردمو نجات بدیم

20:19.712 --> 20:22.742
‫راه حل گاو ها بودن نه مردم

20:23.559 --> 20:26.061
‫با استفاده از مایع عفونی آبله میتونیم

20:26.645 --> 20:28.104
‫جلوی انتشار آبله رو بگیریم

20:28.564 --> 20:31.230
‫مایع عفونی آبله؟
‫منظورت چیه

20:31.230 --> 20:33.360
‫منظور روشیه که مایع عفونی
‫گاوهای مبتلا به آبله

20:33.360 --> 20:36.029
‫به مردم تزریق میشه

20:36.526 --> 20:38.154
‫لطفاً مضطرب نشید

20:38.154 --> 20:40.534
‫مایع عفونی ممکنه
‫عوارض بدی

20:40.534 --> 20:42.661
‫روی افراد سالم داشته باشه
‫و گاهی اوقات باعث مرگ بشه

20:43.412 --> 20:46.456
‫ولی مایع ضایعات فقط باعث آبله
‫ضعیف میشه

20:46.790 --> 20:48.667
‫بدون هیچگونه عوارض کشنده

20:48.667 --> 20:50.043
‫آخه با عقل جور در نمیاد

20:50.325 --> 20:53.536
‫حتی با تزریق مایع انسان های بیمار
‫احتمال مرگ پنجاه درصده

20:53.672 --> 20:54.881
‫چطوری حیوانات...

20:54.881 --> 20:58.051
‫ولی در یک کشور اروپایی به اسم
‫انگلستان جون خیلی ها رو

20:58.051 --> 21:00.178
‫با استفاده از این روش نجات دادن

21:00.178 --> 21:03.056
‫- همچنین در نزدیکی دریا مُرده
‫- نمیخوام بشنوم

21:03.599 --> 21:04.808
‫در موردش حرف نزن

21:12.858 --> 21:16.069
‫سرورم از درک

21:17.654 --> 21:19.698
دست روی دست گذاشتن و کاری نکردن

21:21.617 --> 21:23.201
برای نجات خانواده در حال مرگ عاجزم

21:26.038 --> 21:27.414
‫تقصیر منه

21:30.542 --> 21:33.618
‫بالاخره فهمیدم چقدر بزدلانه‌ست

21:34.630 --> 21:37.966
‫که نجات جون مردم رو به خدا بسپاریم

21:38.634 --> 21:43.179
‫میدونم این مسئله چقدر
‫براتون مسخره‌ست

21:43.513 --> 21:45.473
‫ولی من اگر جای یکی از مردم اینجا بودم

21:46.099 --> 21:48.351
‫که فقط منتظر مرگ نشستن

21:49.770 --> 21:53.565
‫ترجیح میدادم همون ایده مسخره
‫رو امتحان کنم

21:55.901 --> 21:57.902
‫بخاطر اینکه چاره دیگه‌ای ندارم

22:00.864 --> 22:03.533
‫لطفاً بخونیدش سرورم

22:04.451 --> 22:07.954
‫اگه نمیخواین اجازه آزمایش کردن
‫اینکارو بهمون بدین، میتونید

22:08.580 --> 22:09.956
‫بعد از خوندن کتاب اینکارو بکنید

23:21.069 --> 23:23.029
‫(آبله کوبی نوشته یونگان)

23:24.239 --> 23:28.326
<i>‫از دوران باستان مردم اروپا
‫اعتقاد داشتن</i>

23:28.326 --> 23:31.121
<i>‫زنانی که شیر گاو میدوشن
‫هرگز آبله نمیگیرن</i>

23:31.872 --> 23:35.625
<i>‫این روش از اون باور نشئت میگیره</i>

23:37.586 --> 23:41.798
<i>‫هر 36 نفری که مایع بهشون تزریق شده بود
‫کاملاً درمان شدن</i>

23:42.716 --> 23:46.302
<i>‫و تا باقی عمرشون به آبله مبتلا نمیشن</i>

23:47.304 --> 23:50.390
<i>‫اما من کاملاً شکست خوردم</i>

23:51.292 --> 23:52.439
‫صبر کن ببینم

23:52.439 --> 23:55.437
<i>‫مردم حتی به حرف من گوش نمیدن</i>

23:55.437 --> 23:57.640
<i>‫چون نمیخوان چرک حیوانات
‫بهشون تزریق بشه</i>

23:57.640 --> 23:58.484
‫کسی داخل هست؟

23:58.484 --> 24:01.445
<i>‫شایعات دورغین تو کل شهر
‫پخش شده</i>

24:02.319 --> 24:04.946
<i>‫- خدای من
‫- تونستم در مبارزه مقابل آبله پیروز بشم</i>

24:04.993 --> 24:06.990
‫ولی در مقابل ترس مردم شکست خوردم

24:06.990 --> 24:07.949
‫(یونگان سمون جیک)

24:07.949 --> 24:13.246
<i>‫وظیفه ما جلب اعتماد مردم</i>

24:13.955 --> 24:16.291
<i>‫و آزاد کردن کشورمون چوسان
‫از بیماری آبله‌ست</i>

24:16.416 --> 24:20.628
<i>‫حتی اگر کل عمرمون طول بکشه</i>

24:21.046 --> 24:25.592
<i>‫دوران اعتنا به خواست خدا برای
‫جان مردم باید به پایان برسه</i>

24:26.384 --> 24:31.514
<i>‫این دورانیه که جان انسان‌ها توسط
‫انسان‌های دیگه نجات داده میشه</i>

24:52.369 --> 24:54.788
‫سرورم آوردمشون

25:06.466 --> 25:08.009
‫سرورم

25:09.177 --> 25:10.553
‫کتابو خوندم

25:11.304 --> 25:14.557
‫تمام شب بارها و بارها درباره‌اش فکر کردم

25:16.601 --> 25:18.102
‫ولی هنوزم نتونستم باور کنم

25:19.854 --> 25:22.524
‫که این گاو بیمار میتونه جون مردم
‫نجات بده

25:23.900 --> 25:25.401
‫باورش خیلی برام سخته

25:26.486 --> 25:28.029
‫همه همین واکنش رو نشون دادن

25:29.666 --> 25:32.960
‫همه فکر کردن ایده مسخره‌ایه

25:34.035 --> 25:36.955
‫درسته، واقعاً ایده مسخره‌ایه

25:39.332 --> 25:40.708
‫ولی من...

25:48.216 --> 25:51.135
‫میخوام این ایده مسخره‌ رو باور کنم

25:52.304 --> 25:53.888
‫واقعاً میگم

25:54.639 --> 25:57.350
‫پس جواب سوالمو بده
‫واقعاً باورش برام سخته

25:58.268 --> 26:00.603
‫چطور میتونی باور کنی تمام نوشته های
‫اون کتاب

26:01.605 --> 26:02.981
‫حقیقت داره؟

26:03.773 --> 26:05.608
‫من پزشک زنی هستم

26:06.568 --> 26:07.944
‫که درباره‌اش تو اون کتاب خوندین

26:10.280 --> 26:14.492
‫بیست سال پیش در سوره‌ون پزشکی خوندم

26:14.492 --> 26:16.578
‫استادم و من

26:16.578 --> 26:19.372
‫اون کتاب رو موقع مطالعه درباره
‫روش آبله کوبی نوشتیم

26:21.625 --> 26:24.085
‫مایع ضایعات آبله رو جمع کردم

26:24.419 --> 26:27.297
‫و با دستان خودم به مردم
‫تزریق کردم

26:27.297 --> 26:29.048
‫و با چشمان دیدم

26:29.633 --> 26:33.261
‫که همه اونا خوب شدن

26:34.471 --> 26:35.805
‫میتونی

26:36.640 --> 26:38.558
‫حرفی رو که زدی با زندگیت ثابت کنی؟

26:43.021 --> 26:44.355
‫بله سرورم

26:47.984 --> 26:49.319
‫دنبالم بیا

26:58.025 --> 27:00.713
‫منظورتون چیه سرورم؟

27:00.713 --> 27:03.166
‫میخواین به مردم عفونت گاو
‫تزریق کنید؟

27:03.166 --> 27:05.293
‫خودتون گفتید نباید با زندگی مردم

27:05.293 --> 27:07.587
‫همچین خطری بکنیم

27:07.719 --> 27:10.680
‫اون موقع از ایده اینکار میترسیدم

27:11.100 --> 27:13.769
‫ولی دیگه نمیترسم

27:14.230 --> 27:15.731
‫بیکار نمیشینم

27:16.096 --> 27:18.434
‫تا آبله بیشتر از این پخش بشه

27:18.434 --> 27:20.892
‫تا حالا در زندگیم نشنیدم
‫از ضایعات حیوانات

27:20.892 --> 27:23.895
‫در پزشکی استفاده بشه

27:23.978 --> 27:25.355
‫چطور میتونیم با همچین روش مسخره‌ای

27:25.355 --> 27:28.191
‫از انتشار بیماری جلوگیری کنیم سرورم؟

27:28.191 --> 27:29.874
‫میتونیم جلوی انتشار بیماری رو بگیریم

27:30.485 --> 27:34.072
‫جلوگیری از پخش بیماری
‫و نجات زندگی مردم

27:35.448 --> 27:37.241
‫دیگه به خواست خدا نیست

27:38.368 --> 27:39.702
‫سرورم

27:40.203 --> 27:41.829
‫با نهایت احترام میگم

27:42.539 --> 27:44.454
‫مردم به همین راحتی از این دستور
‫اطاعت نمیکنن

27:44.454 --> 27:46.998
‫حتی اگر شما به این روش باور داشته
‫باشید سرورم

27:47.085 --> 27:49.629
‫مورخ زن در جمع کردن کودکان

27:49.629 --> 27:52.966
‫برای آزمایش آبله کوبی خیلی اذیت شد

27:53.383 --> 27:55.859
‫- اگه از ضایعات گاو استفاده کنیم...
‫- بنابراین

27:56.594 --> 27:59.180
‫میخوام با نشون دادن به مردم
‫خیالشون رو راحت کنم

27:59.723 --> 28:02.684
‫سرورم نمیتونید اینکارو بکنید

28:02.851 --> 28:04.811
‫لطفاً اینکارو نکنید سرورم

28:10.358 --> 28:11.567
‫میتونی ضایعه آبله رو

28:12.255 --> 28:13.965
‫به من تزریق کنی؟

28:17.115 --> 28:18.658
‫بله سرورم

28:28.209 --> 28:29.627
‫درباره این قضیه میدونستی؟

28:33.840 --> 28:37.468
‫چرا شاهزاده ناگهانی نظر‌شون
‫رو تغییر دادن؟

28:38.887 --> 28:42.432
‫دیشب رفتم ملاقاتشون و کتاب
‫رو بهشون دادم

28:45.185 --> 28:46.978
‫کتاب درباره آبله کوبی بود

28:47.687 --> 28:49.147
‫چرا اینکارو کردی؟

28:50.509 --> 28:52.613
‫میخواستم نظر ایشون رو تغییر بدم

28:52.613 --> 28:54.114
‫به چه دلیل؟

28:54.632 --> 28:56.842
‫چون به نظرم تصمیم درستی بود

28:58.394 --> 28:59.937
‫فکر میکنی تصمیم درستی بود

29:01.475 --> 29:03.815
‫حتی به عنوان یه مورخ؟

29:03.815 --> 29:07.652
‫من قبل از مورخ بودن یکی از مردم
‫این کشورم

29:08.724 --> 29:10.653
‫نمیتونم فقط بشینم و
‫وقایع تاریخی رو ثبت کنم

29:10.653 --> 29:14.448
‫- وقتی میدونم مردم دارن میمیرن
‫- کارت به عنوان یه مورخ اینه!

29:15.423 --> 29:18.468
‫کارت گوش دادنه نه حرف زدن

29:18.468 --> 29:20.303
‫تو کسی نیستی که تصمیم بگیری

29:22.000 --> 29:23.794
‫کار تو اینه که تصمیمات رو
‫در تاریخ ثبت کنی

29:24.881 --> 29:26.768
‫اگه قراره فقط وقایع رو ثبت کنیم

29:26.768 --> 29:29.145
‫پس اون همه زحمت
‫برای استخدام و تمرین ما واسه چیه؟

29:30.188 --> 29:32.732
‫پس چرا فقط کسی رو که نوشتن
‫بلده استخدام نمیکنن

29:32.732 --> 29:34.776
‫خیلی ها نوشتن بلدن

29:35.944 --> 29:38.154
‫ولی تعداد کمی هستن که
‫جایگاه خودشون رو میدونن

29:45.078 --> 29:47.163
‫در هر تاریخی درست و غلط هست

29:48.102 --> 29:50.062
‫و ما مورخین

29:50.913 --> 29:52.414
‫فقط باید این حقیقت
‫رو بپذیریم

29:53.086 --> 29:54.963
‫لحظه ای که تصمیم بگیری
‫اشتباهات بقیه رو اصلاح کنی

29:54.963 --> 29:57.131
‫یا نظر کسی رو عوض کنی

29:58.133 --> 29:59.926
‫لحظه ای که همچین تفکراتی
‫داشته باشی

30:01.722 --> 30:03.557
‫تبدیل میشی به داستان نویسی

30:04.675 --> 30:07.136
‫که هرجور دوست داره
‫درباره تاریخ مینویسه

30:09.549 --> 30:10.883
‫متوجه شدی؟

30:28.880 --> 30:35.563
.:: @bollbolljan_com ::.

30:40.916 --> 30:42.167
‫موهوا!

30:44.016 --> 30:47.369
‫خدای من، چه فکری با خودتون میکنید؟

30:47.369 --> 30:50.042
‫واقعاً میخواین به شاهزاده چرک
‫گاو تزریق کنید؟

30:50.042 --> 30:51.626
‫نشنیدین؟

30:51.707 --> 30:55.397
‫- شاهزاده خودشون دستور دادن
‫- با اینحال نباید اینکارو بکنید

30:55.397 --> 30:58.441
‫اگه اتفاق بدی برای ایشون بیوفته

30:58.716 --> 31:02.427
‫سرتون زده میشه

31:03.302 --> 31:05.012
‫اعدام میشید

31:08.858 --> 31:09.942
‫موهوا خواهش میکنم!

31:11.026 --> 31:12.236
‫خدا!

31:13.028 --> 31:14.530
‫موهوا!

31:17.780 --> 31:20.282
<i>‫استان پیونگ آن
‫برید و زنده بیاریدش</i>

31:20.536 --> 31:22.663
<i>‫از اون زن سوالات زیادی دارم</i>

31:29.436 --> 31:32.022
‫چرا میخوان به شاهزاده چرک گاو
‫تزریق کنن؟

31:32.064 --> 31:33.732
‫این مزخرفات چیه؟

31:33.732 --> 31:36.235
‫ظاهراً روش پزشکی بیگانه‌های غربیه

31:36.468 --> 31:37.886
‫جلوی آبله رو میگیره

31:38.095 --> 31:40.639
‫مسخره ترین چیزیه که تو زندگیم شنیدم

31:40.890 --> 31:42.683
‫امیدوارم شاهزاده تبدیل به گاو نشه

31:49.481 --> 31:54.361
‫سرورم لطفاً دستورتون لغو کنید
‫هنوز خیلی دیر نشده

31:54.653 --> 31:56.697
‫خیلی کار خطرناکیه

31:56.989 --> 31:59.992
‫بذارید جای شما به من تزریق کنه

31:59.992 --> 32:02.119
‫با رضایت جان بی ارزشم رو

32:02.119 --> 32:03.704
‫فدای خواسته شما میکنم

32:05.497 --> 32:06.707
‫سرورم!

32:07.750 --> 32:09.293
‫همه چیز آماده‌ست

32:22.014 --> 32:23.515
‫پرده رو بکش بالا

32:59.927 --> 33:02.137
‫- خدا
‫- خدای من

33:10.771 --> 33:12.397
‫سرورم...

34:02.031 --> 34:03.574
‫- ببریدش
چشم -

34:34.104 --> 34:35.397
‫سوار شید

34:36.023 --> 34:37.357
‫همین الان

34:42.571 --> 34:43.822
‫موهوا!

34:47.284 --> 34:48.535
‫موهوا!

34:51.580 --> 34:55.605
‫ببخشید، پزشک زنی که اینجا
‫بود کجاست؟

34:55.605 --> 34:59.067
‫دیشب نیومد اینجا
‫تو مهانسرا نبود؟

35:01.610 --> 35:03.111
‫موهوا!

35:03.353 --> 35:05.799
‫چی؟ پزشک زن رفته؟

35:05.799 --> 35:09.918
‫بله، دیشب رفت به بچه ها سر بزنه

35:09.918 --> 35:11.628
‫ولی هنوز برنگشته

35:11.809 --> 35:13.560
‫به محل اقامتش برنگشته

35:14.204 --> 35:16.790
‫- کجا میتونه باشه؟
‫- حال شاهزاده چطوره؟

35:17.731 --> 35:20.317
‫تبشون بالاست و هذیون میگن

35:21.027 --> 35:23.239
‫فکر میکنم آبله گرفته

35:23.239 --> 35:26.448
‫احتمالاً چون نمیتونسته کاری بکنه
‫فرار کرده

35:26.448 --> 35:29.721
‫به سرباز بگید فوراً کل روستا رو بگردن

35:29.721 --> 35:31.444
‫باید اون پزشک زنو دستگیر کنیم

35:31.444 --> 35:32.695
‫چشم!

36:04.528 --> 36:07.229
‫(ورود ممنوع)

36:19.670 --> 36:22.673
‫خدای من، چرا اونو دارید از
‫خونه من میبرید؟

36:23.009 --> 36:25.924
‫پست فطرت ها! وایسید! گفتم وایسید!

36:25.924 --> 36:28.987
‫وایسید! گفتم وایسید!

36:28.987 --> 36:31.263
‫چطور جرئت میکنید! پست فطرت ها!

36:31.263 --> 36:33.557
‫- آخریشه، ببریدش
‫- چی؟

36:34.014 --> 36:36.560
‫چی؟ چه خبر شده؟

36:36.560 --> 36:39.896
‫- خوبه بریم
‫- چه خبر شده؟

36:40.831 --> 36:42.332
‫چرا انبار من خالیه؟

36:42.791 --> 36:45.585
‫چرا همه چیز منو دارن میبرن؟

36:45.687 --> 36:49.219
‫چی؟ اینکارو به دستور شما...

36:49.219 --> 36:50.966
‫دیوانه شدی؟

36:50.966 --> 36:53.635
‫من کی گفتم همچین کاری بکنی؟ کی؟

36:53.635 --> 36:54.970
‫دروغ نمیگم

36:55.254 --> 36:58.006
‫بانو ساهی گفتن دستور شماست

36:58.131 --> 37:00.092
‫چی؟ ساهی؟

37:00.092 --> 37:03.303
‫بله، گفتن دستور دادین مواد لازم برای
‫سامدوم رو

37:03.303 --> 37:06.890
‫بفرستیم به داروخانه عمومی
‫خودشون تاکید کردن

37:07.891 --> 37:10.811
‫کجاست؟
‫ساهی بیشرف کجاست؟

37:10.811 --> 37:13.313
‫سرورم! سرورم!

37:14.064 --> 37:16.108
‫از قصر براتون پیغام اومده

37:16.108 --> 37:18.735
‫- چی؟ قصر؟
‫- بله

37:25.033 --> 37:26.451
‫بنشید رئیس بخش

37:27.035 --> 37:28.370
‫بله

37:31.498 --> 37:33.375
‫تعجب کردین احضارتون کردم؟

37:34.543 --> 37:36.086
‫خیر ولیعهد

37:36.828 --> 37:42.038
‫ولی چرا گفتین بیام دونگجون؟

37:54.327 --> 37:55.870
‫چشم

38:02.738 --> 38:07.170
‫ولیعهد این ابریشم پیله پروانه چشم‌گربه‌ایه

38:07.170 --> 38:10.287
‫شنیدم برای داروخانه عمومی
گیاهان دارویی فرستادین

38:10.287 --> 38:13.248
‫یه چیز کوچیک برای جبرانش آماده کردم

38:13.915 --> 38:17.408
‫خدای من این اصلاً چیز کوچیکی نیست
‫خیلی ارزشمنده خدای من

38:17.408 --> 38:20.255
‫شما کسی هستید که قید یه چیز
‫ارزشمند رو زدین

38:20.255 --> 38:22.049
‫خیلی وقت بود نگران بودم

38:22.049 --> 38:25.010
‫چون نتونستیم هیچ گیاه دارویی
‫در شهر پیدا کنیم

38:25.010 --> 38:26.845
‫با لطف شما میتونیم

38:26.845 --> 38:30.463
‫به افراد بیمار رسیدگی کنیم
‫کمک بزرگی بود

38:30.463 --> 38:32.173
‫لطف دارید

38:32.225 --> 38:35.979
‫من فقط از جیب خودم گیاهان دارویی
‫رو خریدم

38:35.979 --> 38:37.898
‫برای کمک به مردم

38:37.898 --> 38:41.443
‫و به داروخانه عمومی اهداشون کردم

38:45.206 --> 38:46.708
‫به ولیعهد

38:55.749 --> 38:57.250
‫لعنتی

38:57.668 --> 39:00.962
‫اون گیاهان دارویی خیلی واسم خرج برداشت
‫این ابریشم ها جلوشون ارزشی نداره

39:18.063 --> 39:19.606
‫با اجازه من دیگه میرم

39:22.401 --> 39:24.069
‫میدونم کار تو بود

39:33.286 --> 39:36.498
‫شنیده بودم پدرت تو خونه اش
‫خیلی چیزها انبار کرده

39:36.707 --> 39:38.583
‫و دنبال مدرک میگشتم

39:40.168 --> 39:42.253
‫ولی تونست از مجازات قسر دربره

39:43.071 --> 39:44.991
‫و حتی به تو فرصت داده شد که

39:44.991 --> 39:48.093
‫اعمال خوب پدرت رو در تاریخ بنویسی

39:48.093 --> 39:51.096
‫نمیدونم باید از عشقی که پدرت داری
‫تحت تاثیر قرار بگیرم

39:52.514 --> 39:54.516
‫یا منزجر بشم

39:59.692 --> 40:01.402
‫میخواین بخونید؟

40:03.233 --> 40:04.484
‫یا

40:05.402 --> 40:06.820
‫من براتون بخونمش؟

40:07.738 --> 40:09.030
‫چی؟

40:14.077 --> 40:15.412
‫رئیس بخش کارکنان

40:15.412 --> 40:17.205
‫به داروخانه عمومی فرستاده شد

40:17.497 --> 40:19.916
‫- برای پول
‫- کافیه

40:19.916 --> 40:22.168
‫- دارو انبار کرده بود...
‫- کافیه!

40:27.883 --> 40:29.009
‫تو مورخی

40:29.009 --> 40:31.871
‫این نوشته باید مثل یک راز حفظ بشه
‫چطور جرئت میکنی بلند بخونیش!

40:31.871 --> 40:33.998
‫شما بودین که به من شک کردین

40:35.474 --> 40:36.933
ولیعهد

40:38.977 --> 40:40.729
‫من داروها رو برای کمک به پدرم

40:40.729 --> 40:42.564
‫در فرار از مجازات نفرستادم

40:42.564 --> 40:44.315
‫و از روی عشق هم اینکارو نکردم

40:45.942 --> 40:49.696
‫اینکارو کردم چون به نظرم
وظیفه یه نجیب زاده بود

41:05.932 --> 41:07.600
‫موتان

41:10.494 --> 41:11.745
‫برگ توتون سبز

42:01.712 --> 42:03.213
‫سرورم

42:05.647 --> 42:07.357
‫میشه بهم آب بدی؟

42:11.027 --> 42:12.320
‫سرورم!

42:13.321 --> 42:14.656
‫سرورم!

42:16.491 --> 42:17.992
‫سرورم!

42:20.203 --> 42:23.832
‫سرورم! سرورم!

42:26.459 --> 42:28.878
‫چرا این همه مدت خوابیدین

42:31.590 --> 42:35.343
‫نمیدونید چقدر نگران بودم

42:36.219 --> 42:40.515
‫میدونید که نمیتونم بدون شما
‫زندگی کنم سرورم

42:41.808 --> 42:43.560
‫میشه ولم کنی؟

42:49.900 --> 42:51.526
‫واقعاً حالتون خوبه؟

42:52.193 --> 42:55.071
‫میخواین غذای گاو بخورین؟

42:56.114 --> 42:58.158
‫یا میخواین مثل گاو گریه کنم؟

42:58.783 --> 43:02.329
‫- دم پشتتون دراومده؟
‫- کافیه

43:02.329 --> 43:04.331
‫دکتر باید چکشون کنه

43:04.331 --> 43:07.250
‫اوه درسته، بله دکتر باید چکشون کنه

43:19.179 --> 43:21.431
‫چیزی اذیتتون میکنه؟

43:21.890 --> 43:25.351
‫یخورده سرم گیج میره شاید واسه
‫اینه که خیلی وقته دراز کشیدم

43:26.311 --> 43:27.437
‫و فکر میکنم

43:28.772 --> 43:30.857
‫دستم داره جوش میزنه

43:35.820 --> 43:39.991
‫اونا جوش نیستن
‫نشانه بهبود حالتونه

43:41.117 --> 43:43.661
‫حالتون خیلی بهتر شده سرورم

43:53.004 --> 43:55.798
‫راستی اون پزشک زن کجاست؟

43:56.132 --> 43:57.967
‫متاسفم که اینو میگم

43:58.082 --> 44:02.498
‫ولی سه روزه ناپدید شده

44:02.639 --> 44:05.728
‫ناپدید شده؟ چه اتفاقی افتاد؟

44:05.809 --> 44:07.394
‫نمیدونم دلیلش چی بوده

44:07.394 --> 44:09.312
‫ولی سربازها رو فرستادم دنبالش بگردن

44:11.564 --> 44:14.943
‫تزریق عفونت گاو بهم رو ثبت کردین؟

44:14.943 --> 44:16.236
‫بله سرورم

44:16.295 --> 44:19.673
‫لطفاً به همه استان های پیونگان بفرستیدش

44:19.823 --> 44:21.282
‫بله سرورم

44:22.575 --> 44:24.035
‫اجازه درمان مردم

44:25.463 --> 44:26.881
‫با عفونت گاو رو میدم

44:52.313 --> 44:53.856
‫تمومه

45:02.282 --> 45:05.201
‫واقعاً مشکلی پیش نمیاد؟

45:05.577 --> 45:07.533
‫شنیدم پسر یه نفر

45:07.533 --> 45:09.701
‫بعد از تزریق تبدیل به گاو شده

45:11.374 --> 45:12.751
‫اونجا رو نگاه کن

45:12.751 --> 45:16.337
‫شاهزاده هنوز انسان هستن
‫و حالشون کاملاً خوبه

45:16.337 --> 45:19.340
‫- مثل اینکه شاهزاده‌ست
‫- واقعاً؟

45:19.340 --> 45:22.051
‫بعد از تزریق عفونت گاو حالش بهتر شده

45:22.051 --> 45:24.637
‫- بهتر شده؟
‫- باور نکردنیه

45:24.637 --> 45:27.265
‫- واقعاً؟
‫- خدای من

45:28.183 --> 45:30.101
‫- شگفت انگیزه
‫- ما هم درمان میکنه

45:31.352 --> 45:32.645
‫سرورم

45:33.605 --> 45:37.483
‫مردم ممکنه فکر کنن زوری اینجا نشستید

45:37.692 --> 45:39.360
‫چرا یخورده لبخند نمیزنید؟

45:42.530 --> 45:43.656
‫اینطوری؟

45:44.240 --> 45:46.659
‫چرا نمیتونید از قیافه
زیباتون استفاده کنید؟

45:46.701 --> 45:47.965
‫براشون یه لبخند حسابی بزنید

45:47.965 --> 45:51.455
‫نشونشون بدین چندتا دندون دارید

45:51.455 --> 45:53.749
‫اینطوری لبخند بزنید، اینطوری

46:04.750 --> 46:09.750
‫

46:21.152 --> 46:23.321
‫سرورم، چی شده؟

46:23.613 --> 46:25.386
‫حالتون خوش نیست؟

46:25.386 --> 46:29.432
‫نه چون ساعت ها دستمو تکون میدادم

46:31.871 --> 46:34.499
‫خیلی خستم

46:34.999 --> 46:39.295
‫البته،مجبور شدین بشینید
‫و ساعت ها لبخند بزنید

46:39.295 --> 46:41.297
‫باید خیلی خسته باشید

46:47.595 --> 46:49.055
‫این چیه؟

46:52.767 --> 46:56.395
‫براتون یه غذای مخصوص آوردم

46:57.397 --> 46:59.899
‫- سرورم
‫- گوشت آب‌پز؟

47:00.525 --> 47:02.198
‫از کجا گیر آوردی؟

47:02.198 --> 47:05.572
‫خدای من همه جا رفتم

47:05.572 --> 47:07.448
‫تا بتونم اینو براتون بگیرم

47:07.448 --> 47:09.742
‫حتی به مردم پول دادم گیر بیارن

47:11.131 --> 47:12.674
‫بفرمایید بخورید

47:12.954 --> 47:15.049
‫قبل از اینکه بوش به کسی بخورده
‫و بیاد اینجا

47:15.049 --> 47:17.979
‫صبر کن این لقمه واسه خودت
‫میتونی یخورده واسم آب بیاری؟

47:17.979 --> 47:19.396
‫آب؟

47:20.837 --> 47:23.673
‫چشم، صبر کنید الان میام

47:42.317 --> 47:43.568
‫کارآموز گو

47:50.283 --> 47:53.092
‫این دفعه کجا میرید؟

47:54.288 --> 47:57.624
‫چون هوا خیلی تاریکه نمیتونم
‫چیزی بنویسم

47:59.208 --> 48:00.543
‫نه جایی نمیرم

48:01.544 --> 48:02.837
‫بگیر

48:03.630 --> 48:06.382
‫هدیه سلطنتی من توئه

48:18.311 --> 48:19.729
‫گوشت آب‌پز؟

48:20.521 --> 48:24.108
‫گوشت آب‌پز بهم میدین؟

48:24.108 --> 48:28.029
‫بله درسته، حتماً خیلی نگران
‫من بودی

48:28.404 --> 48:31.782
‫چون خیلی وزن کم کردی

48:33.701 --> 48:35.620
‫چی؟ من؟

48:37.288 --> 48:40.082
‫من خوب خوردم و خوابیدم

48:42.877 --> 48:44.837
‫- چی؟
‫- اینجا مسئولی ندارم

48:44.837 --> 48:46.547
‫که ازم بخواد کارهای مسخره انجام بدم

48:46.547 --> 48:48.986
‫و هوا خیلی خنک‌تر از هانیانگه

48:48.986 --> 48:51.219
‫هر روز و هر شب قدم میزدم

48:51.219 --> 48:52.887
‫و به درمان بیماران هم کمک کردم

48:52.887 --> 48:55.348
‫سرم شلوغ و حالم خوب بوده

48:55.974 --> 48:57.892
‫چطوری خوب بودی؟

48:58.110 --> 48:59.811
‫شاهزادت بیمار تو تخت افتاده بود

48:59.811 --> 49:02.688
‫داشتم زندگیمو از دست میدادم

49:04.107 --> 49:08.111
‫خدای من، بیاین باهم صادق باشیم
‫اونقدر بد نبود

49:08.111 --> 49:09.195
‫باشه باشه

49:09.529 --> 49:12.573
‫فهمیدم اصلاً نگرانم نبودی

49:16.160 --> 49:17.495
‫سرورم

49:19.455 --> 49:20.831
‫چیه؟

49:21.666 --> 49:25.253
‫خوشحالم که حالتون بهتر شده

49:30.925 --> 49:34.637
‫تو... تو خیلی...

49:53.364 --> 49:54.949
‫درمان آبله با عفونت گاو؟

49:55.283 --> 49:56.993
‫تا حالا همچین چیزی نشنیدم

49:56.993 --> 49:59.454
‫مردم غرب از این روش برای جلوگیری
‫آبله استفاده میکنن

49:59.454 --> 50:02.373
‫از عفونت گاو به جای انسان استفاده میکنن

50:02.415 --> 50:05.459
‫پس میگید شاهزاده به مردم
‫دستور دادن

50:06.002 --> 50:08.671
‫که به بدنشون عفونت گاو تزریق کنن؟

50:08.671 --> 50:10.757
‫این روش بیگانه رو باور کردن؟

50:10.757 --> 50:14.927
‫بله، این همه داستان نیست
‫حتی به خودشون تزریق کردن

50:14.927 --> 50:18.055
‫تا بتونن اعتماد مردم اونجا
‫رو جلب کنن

50:19.640 --> 50:23.257
‫چطوری تونستن همچین کاری
‫با بدن عزیزشون بکنن؟

50:24.604 --> 50:27.423
‫خوب چه اتفاقی برای شاهزاده دوون افتاد؟
‫حالش خوبه؟

50:27.423 --> 50:30.133
‫باید حالش خوب باشه که
‫میره کارهای عجیب میکنه

50:31.069 --> 50:34.405
‫میخوام همین الان نامه بزنید
‫درمان آبله رو با عفونت گاو ممنوع کنید

50:34.424 --> 50:36.426
‫و به شاهزاده دوون بگید
‫برگرده هانیانگ

50:36.433 --> 50:38.685
‫- بله عالیجناب
‫- بله عالیجناب

50:42.928 --> 50:44.471
‫عفونت گاو؟

50:46.167 --> 50:49.124
‫مزخرفه، چرا نمیگید فضله سگ خورده؟

50:49.124 --> 50:51.672
‫جدی میگم شما نشنیدین؟

50:51.672 --> 50:54.425
‫ظاهراً یه روش برای جلوگیری آبله‌ست

50:54.592 --> 50:58.066
‫عفونت گاوی که آبله رو داره
‫تخلیه میکنن

50:58.066 --> 51:01.021
‫بعدش یه برش توی دستت میزنن
‫و اونجا تزریقش میکنن

51:01.021 --> 51:03.434
‫فکر میکنید واقعاً جواب میده؟

51:03.434 --> 51:06.854
‫اگه عفونت گاو بهت تزریق بشه
‫آبله نمیگیری؟

51:06.854 --> 51:08.439
‫مگه جواب دادنش مهمه؟

51:08.439 --> 51:10.983
‫چرا باید همچین کاری رو با
‫انسان بکنی؟

51:11.150 --> 51:12.819
‫همیشه بهمون یاد دادن
‫اولین قدم برای احترام به والدینمون

51:12.819 --> 51:15.863
‫خوب مراقبت کردن از بدنمونه

51:16.405 --> 51:18.032
‫تزریق عفونت گاو حال بهم زنه

51:18.032 --> 51:20.243
‫فقط چند تا روستا قبول میکنن
‫اینکارو انجام بدن

51:20.243 --> 51:22.328
‫از هر ده روستا نه تاشون رد میکنن

51:22.328 --> 51:23.788
‫به شاهزاده شک دارن

51:23.788 --> 51:26.165
‫البته، منم بودم اینکارو نمیکردم

51:27.667 --> 51:29.377
‫اینقدر درباره عفونت گاو حرف نزنید
‫دارم غذا میخورم

51:30.002 --> 51:31.629
‫شما پرسیدین

51:31.754 --> 51:33.548
‫نگاشون کن

51:33.548 --> 51:37.009
‫مورخ مین حتی نمیتونه اونجا
‫برنج بخوره

51:37.510 --> 51:41.055
‫ولی اونا روزی سه وعده غذا
‫میخورن با اون همه گوشت

51:41.681 --> 51:43.307
‫خیلی رو مخن

51:43.349 --> 51:45.518
‫با اینحال خیالم راحت شد

51:45.893 --> 51:46.936
‫وقتی کارآموز گو برگشت

51:46.936 --> 51:49.063
‫مهمونی خوش آمدگویی بگیریم؟

51:49.063 --> 51:52.066
‫- من نیستم، اون روز سرم شلوغه
‫- خدای من بیخیال

51:52.692 --> 51:54.777
‫اینقدر وانمود نکن سردی

51:54.902 --> 51:56.654
‫شایعه به گوش همه رسیده

51:56.654 --> 51:58.739
‫شنیدم دارو به داروخانه عمومی فرستادین

51:58.739 --> 52:02.201
‫درسته، مردم خیلی تعجب کردن
‫که اون جناب بله

52:02.201 --> 52:03.828
‫دختر شگفت انگیزی مثل شما داره

52:03.828 --> 52:06.497
‫فکر میکنن تو بهتر از پدرتی

52:07.248 --> 52:08.666
‫جناب بله؟

52:11.419 --> 52:13.337
‫مردم به پدرم میگن جناب بله؟

52:13.838 --> 52:16.924
‫خوب، چیز بدی نیست

52:16.924 --> 52:21.345
‫چون همیشه به مشاور دوم میگه

52:21.345 --> 52:23.055
‫بله حق با شماست

52:30.855 --> 52:31.981
‫کارآموز سونگ

52:33.399 --> 52:35.151
‫- چه مرگته؟
‫- خدای من

52:35.151 --> 52:37.611
‫طبق دستورتون آوردمش هانیانگ

52:38.112 --> 52:41.323
‫- فعلاً در امانه
‫- باشه خسته نباشی

52:41.657 --> 52:42.825
‫بله

52:44.702 --> 52:46.203
‫صف بکشید

52:46.913 --> 52:48.706
‫- میشه یخورده بهم بدین
‫- صف بکشید

52:48.706 --> 52:51.667
‫- زود باشید
‫- نفر بعدی کیه؟

52:51.959 --> 52:55.129
‫- لطفاً صف بکشید
‫- زود باشید غذاتون بگیرید

52:55.463 --> 52:57.590
‫- بیاین اینجا
‫- دعوا نکنید

52:59.467 --> 53:01.635
‫خدای من اینجا رو ببین

53:02.303 --> 53:04.388
‫میشه زیادتر بگیرم؟

53:06.307 --> 53:07.975
‫میخواین فقط نگاه کنید؟

53:08.726 --> 53:10.311
‫سه روز گرسنگی کشیدم!

53:10.311 --> 53:12.730
‫خدای من از وسط صف نیا

53:19.461 --> 53:21.004
‫بیا

53:23.351 --> 53:24.673
‫

53:28.246 --> 53:30.915
‫دهنتو باز کن

53:31.067 --> 53:33.444
‫بیا، خوشمزه‌ست دهنتو باز کن

53:36.170 --> 53:37.796
‫- آفرین
‫- چرا نمیخوری؟

53:40.216 --> 53:43.511
‫بهتره برید آتیشو روشن کنید

53:44.470 --> 53:45.971
‫ولی...

53:47.181 --> 53:49.225
‫فکر کنم داره روشن میشه سرورم

53:51.143 --> 53:52.561
‫- بیا ادامه بدیم
‫- چشم

54:16.752 --> 54:19.213
‫چرا هنوز آتیشو روشن نکردین؟

54:19.547 --> 54:22.466
‫تا حالا تو زندگیتون آتیش
‫روشن نکردین؟

54:29.473 --> 54:31.433
‫و تا حالا وارد آشپزخونه نشدین؟

54:33.330 --> 54:34.456
‫نه

54:38.733 --> 54:41.151
‫میتونید برید و هیزم بیارید

54:45.740 --> 54:47.741
‫زود باشید! زود باشید!

54:57.543 --> 54:59.920
‫چرا نمیتونن اینکارو بکنن؟
‫خیلی راحته

55:04.842 --> 55:07.886
‫خار داره خیلی مراقب باش

55:08.220 --> 55:09.388
‫صدمه نبینی

55:10.097 --> 55:13.100
‫بله سرورم، به دستورتون عمل میکنم

55:25.821 --> 55:28.199
‫- حالتون خوبه سرورم؟
‫- خوبم

55:28.199 --> 55:29.617
‫منم خوبم

55:29.950 --> 55:33.287
‫شاهزاده دوون شاید قیافه
‫و نویسندگیش خوب باشه

55:33.496 --> 55:36.040
‫ولی تو بقیه چیزها بده

55:36.040 --> 55:38.000
‫مورخ مین هم همینطوره

55:38.384 --> 55:39.768
‫اگه تو یه جزیره متروکه

55:39.768 --> 55:42.312
‫ولشون کنن از گرسنگی میمیرن

55:45.549 --> 55:48.218
‫فکر میکنم خارها اینجا باشن
‫سرورم

55:48.761 --> 55:50.596
‫گفتم مراقب باش

55:53.224 --> 55:54.975
‫- یک، دو، سه
‫- یک، دو...

55:55.810 --> 55:57.186
‫خدا

55:58.521 --> 55:59.772
‫خدای من

56:10.032 --> 56:11.408
‫- بفرمایید
‫- بله

56:12.118 --> 56:13.577
‫پس مخلفات کجان؟

56:13.953 --> 56:15.454
‫مخلفات نداریم؟

56:19.083 --> 56:21.502
‫فکر کنم اهمیتی نداره

56:23.850 --> 56:25.393
‫- بفرمایید
‫- بله

56:28.134 --> 56:29.635
‫سرورم

56:30.302 --> 56:31.595
‫بفرمایید

56:32.096 --> 56:34.390
‫مادرم گفت بدمش به شما

56:37.101 --> 56:40.604
‫ممنون، لطفاً از طرف من
‫ازش تشکر کن

56:48.654 --> 56:50.280
‫چیه؟

56:52.408 --> 56:54.451
‫چیه؟ جلبکه؟

56:54.952 --> 56:56.746
‫بهش میگن گتوک

56:56.746 --> 57:00.207
‫معنی اسمش زشته

57:00.207 --> 57:01.625
‫بذارید یه دونه‌شو امتحان کنم

57:08.424 --> 57:09.967
‫خوشمزه‌ست

57:14.346 --> 57:18.308
‫حتی امروز بهشون جیره زیادی ندادیم

57:19.560 --> 57:23.147
‫فکر میکنم بیشتر سهمش رو برای
‫پختن اینها برای شما استفاده کرده

57:23.522 --> 57:24.940
‫میگی

57:25.649 --> 57:28.193
‫واسه پختن این از مواد غذایی که گرفتن
‫استفاده کردن

57:29.236 --> 57:31.238
‫چندین روز گرسنگی کشیدن

57:32.907 --> 57:34.366
‫ولی اینکارو برای من کردن؟

57:56.764 --> 57:58.098
‫خوشمزه‌ست

57:59.141 --> 58:01.685
‫واقعاً خوشمزه‌ست

58:02.770 --> 58:04.146
‫شما هم امتحان کن مورخ مین

58:05.189 --> 58:06.523
‫بله سرورم

58:11.862 --> 58:13.322
‫خوشمزه‌ست سرورم

58:15.032 --> 58:16.617
‫نمیدونستم اینقدر خوشمزه‌ست

58:17.785 --> 58:20.037
‫هر کسی این اسمو انتخاب کرده
‫کار قشنگی کرده

58:20.538 --> 58:23.040
‫- اسمش گتوک
‫- گتوک

59:04.456 --> 59:08.711
‫سرورم بیشتر از ده روزه که دستورات
‫پادشاه رو دریافت کردیم

59:08.711 --> 59:11.463
‫- نمیتونید بیشتر از این...
‫- باشه

59:23.726 --> 59:26.520
‫ولیعهد لطفاً آروم باشید

59:26.896 --> 59:29.398
‫- اینقدر خوشحالید
‫- عجله کنید

59:37.990 --> 59:40.200
‫سرورم عالیجناب اینجان

01:00:00.971 --> 01:00:03.807
‫پدرشاه حالتون چطوره؟

01:00:10.522 --> 01:00:11.773
‫حالم چطوره؟

01:00:12.034 --> 01:00:14.786
‫چطور جرئت میکنی بپرسی خوبم یا نه!

01:00:14.944 --> 01:00:16.320
‫از دستورم سرپیچی کردی

01:00:16.320 --> 01:00:18.197
‫فکر کردی چیزی نمیگم؟

01:00:20.741 --> 01:00:22.034
‫درسته

01:00:22.576 --> 01:00:24.870
‫از دستور شما سرپیچی کردم

01:00:26.163 --> 01:00:28.040
‫گفتید درمان متوقف کنم

01:00:28.165 --> 01:00:30.667
‫و برگردم هانیانگ

01:00:31.377 --> 01:00:32.878
‫ولی کاری که گفتید رو نکردم

01:00:35.881 --> 01:00:37.174
‫لطفاً منو ببخشید

01:00:39.760 --> 01:00:42.930
‫پس بالاخره ذات خودتو نشون میدی

01:00:43.430 --> 01:00:47.142
‫از دستوراتم سرپیچی کردی
‫ولی به نظر اصلاً ناراحت نمیای

01:00:47.685 --> 01:00:49.186
‫همیشه همین بودی

01:00:49.186 --> 01:00:52.773
‫اشتباه میکنید
‫فقط میخواستم به مردم کمک کنم

01:00:52.773 --> 01:00:54.858
‫چطور میتونی کمکشون کنی؟
‫هیچی سرت نمیشه!

01:00:54.858 --> 01:00:58.237
‫تمام زندگیت توی قصر حبس بودی
‫چی میدونی؟

01:01:00.280 --> 01:01:04.159
‫از این یکی نمیگذرم

01:01:05.077 --> 01:01:08.330
‫گوش کنید! میخوام شاهزاده دوون...

01:01:08.330 --> 01:01:09.623
‫پدرشاه!

01:01:20.592 --> 01:01:23.845
‫پدرشاه، لطفاً این یک دفعه رو ببخشیدش

01:01:23.846 --> 01:01:27.432
‫- می‌بینید که قصدش عذرخواهیه
دخالت نکن -

01:01:27.558 --> 01:01:29.268
‫مورخین اینجان

01:01:30.811 --> 01:01:32.145
‫مورخین دارن ‌می‌بینن

01:01:33.595 --> 01:01:35.565
عالیجناب

01:01:40.119 --> 01:02:00.099
.:: @bollbolljan_com ::.

01:02:30.788 --> 01:02:32.664
<i>‫هنوزم از من متنفری؟</i>

01:02:32.664 --> 01:02:35.626
<i>‫پسر شما بودن مایه خجالت منه</i>

01:02:35.626 --> 01:02:37.544
<i>‫میخوام خارج از قصر زندگی کنم</i>

01:02:37.544 --> 01:02:39.797
<i>‫تو به اینجا تعلق داری</i>

01:02:39.797 --> 01:02:41.715
<i>‫باید تو این قصر زندگی کنی</i>

01:02:41.715 --> 01:02:44.802
<i>ولیعهد با شهربانو آینده مبارزه میکنند؟</i>

01:02:44.802 --> 01:02:47.096
<i>‫عذرخواهی که از صمیم قلب باشه
‫رو نمیخوام</i>

01:02:47.096 --> 01:02:50.224
<i>این برای زمان با هم خوابیدنمونه
سعیتون رو بکنید تا بچه‌دار بشیم</i>

01:02:50.224 --> 01:02:54.144
<i>‫میخوام عاشق یه مرد خوش قیافه
‫ولی دیوونه بشم</i>

01:02:54.144 --> 01:02:57.439
<i>‫مشکلی با کنار تو بودن ندارم</i>

01:02:57.815 --> 01:02:59.358
<i>‫از من دوری نکن</i>

01:03:00.067 --> 01:03:02.319
‫