﻿WEBVTT

00:00:00.764 --> 00:01:00.764
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:01:11.482 --> 00:01:13.592
.در يونان, "تصوير" يعني نور

00:01:13.720 --> 00:01:17.776
و "گرافين" نويسندگي, طراحي بود

00:01:17.905 --> 00:01:22.298
يک عکاس در اصل کسيه که با نور طراحي ميکنه

00:01:22.512 --> 00:01:27.412
کسي که با نور و سايه, دنيارو مينويسه و مينويسه

00:01:51.563 --> 00:01:54.526
,Sierra Pelada ,در روبروي من

00:01:54.654 --> 00:01:56.197
معدن قديمي برزيل رو مي بينيد

00:01:58.121 --> 00:02:02.003
وقتي به لبه ي اون حفره ي بزرگ رسيدم

00:02:03.133 --> 00:02:05.343
موهاي تنم سيخ شد

00:02:05.473 --> 00:02:09.646
تاحالا همچين چيزي نديده بودم

00:02:11.113 --> 00:02:15.161
اونجا, قبل از خودم رو در يک آن ديدم

00:02:15.288 --> 00:02:17.163
تاريخ بشر

00:02:17.670 --> 00:02:20.173
تاريخ سازه هاي اهرام

00:02:20.554 --> 00:02:22.344
"برج بابل"

00:02:22.473 --> 00:02:24.349
"معادن "پادشاه سليمان

00:02:25.021 --> 00:02:28.821
صداي تک دستگاهي که صدا نداشت

00:02:29.867 --> 00:02:31.575
فقط تو ميتونستي زمزمه ي

00:02:32.289 --> 00:02:37.299
پنجاه هزار نفر در يک حفره ي بزرگ رو بشنوي

00:02:39.640 --> 00:02:42.101
مکالمات, سرو صداها, سرو صداي انسانها

00:02:42.231 --> 00:02:45.152
...آميخته شده با دستورهاي نظامي

00:02:46.491 --> 00:02:49.161
حقيقتا, من به اونجا سفر کردم تا يه شروع جديد داشته باشم

00:02:50.753 --> 00:02:54.927
تقريبا ميتونستم زمزمه ي طلا رو توي روحشون بشنوم

00:03:08.637 --> 00:03:10.916
ما مجبور شديم کل اون زمين رو ويران کنيم

00:03:11.172 --> 00:03:12.733
,همه چيز طلا نيست

00:03:12.864 --> 00:03:17.004
اونا مجبور بودن بالا برن, بيرون برن, از پله هاي کوچيک بالا برن

00:03:17.133 --> 00:03:19.371
,بعد به پله هاي بزرگ برسن

00:03:19.499 --> 00:03:21.145
و برسن به سطح

00:03:22.228 --> 00:03:26.088
فکر سقوط نمي کنين

00:03:30.085 --> 00:03:35.784
و اگه سقوط کنين, خطريه که چندين بار پذيرفتين

00:03:40.352 --> 00:03:44.591
من چندين بار در روز بالا ميرم

00:03:44.785 --> 00:03:48.330
و هيچوقت برام اتفاق نيوفتاده که سقوط کنم

00:03:48.523 --> 00:03:52.066
چون هيچکس سقوط نمي کنه

00:03:52.262 --> 00:03:59.354
در مورد من, ما اونجا بوديم که کيسه ها رو حمل کنيم يا عکس بگيريم

00:04:02.921 --> 00:04:02.921
مردها 50 الي 60 بار در روز بالا ميرفتن

00:04:02.921 --> 00:04:07.835
تنها راه پايين اومدن از سطح شيب داري مثل اون

00:04:08.005 --> 00:04:09.988
دويدنه

00:04:10.267 --> 00:04:13.852
تکون بخورين, سگا

00:04:25.842 --> 00:04:31.910
تموم اين آدما کنار هم يه دنياي سازمان داده شده درست کردن

00:04:32.081 --> 00:04:35.227
ولي کاملا ديوونه کننده

00:04:47.602 --> 00:04:49.592
,شايد شبيه برده ها باشن

00:04:49.820 --> 00:04:52.034
ولي يه برده هم وجود نداشت

00:04:52.163 --> 00:04:56.378
اگه اونجا بردگي بود, آرزويي براي ثروتمند شدن بود

00:04:57.107 --> 00:04:59.106
همه ميخواستن ثروتمند باشن

00:05:01.112 --> 00:05:06.605
,اونجا ميتونستي همه چيز پيدا کني: دانشمند, وکيل

00:05:06.735 --> 00:05:09.716
کارمنداي مزرعه

00:05:09.846 --> 00:05:12.356
... کارگراي شهر

00:05:12.487 --> 00:05:15.981
همه اونا دنبال يه فرصت اومدن

00:05:18.028 --> 00:05:22.287
,چون وقتي ما يه معدن طلا داديم

00:05:22.843 --> 00:05:27.613
همه توي اون قسمت از معدن کار ميکنن

00:05:27.872 --> 00:05:30.810
اونا حق انتخاب کيسه دارن

00:05:31.451 --> 00:05:34.346
و داخل اون کيسه ها

00:05:34.476 --> 00:05:36.433
بردگي پنهان شدشون رو داشتن

00:05:36.565 --> 00:05:40.738
ميتونست هيچي نباشه يا ميتونست يه کيلو طلا باشه

00:05:41.720 --> 00:05:45.126
اون موقع اونا استقلالشون رو به بازي گرفتن

00:05:47.473 --> 00:05:51.050
,همه مردا, وقتي شروع به لمس کردن طلا ميکنن

00:05:51.182 --> 00:05:52.841
ديگه دست نمي کشن

00:06:03.649 --> 00:06:06.978
اين عکس رو اولين بار بيشتر از 20 سال پيش

00:06:07.106 --> 00:06:09.309
توي گالري ديدم

00:06:09.436 --> 00:06:11.639
نمي دونستم اين عکسو کي گرفته

00:06:12.059 --> 00:06:17.385
"فکر کردم که, " اون بايد يه عکاس بزرگ و يه ماجراجو باشه

00:06:18.264 --> 00:06:20.634
پشتش يه مهر و امضا بود

00:06:20.761 --> 00:06:23.090
"سباستيائو سالگادو"

00:06:23.551 --> 00:06:25.629
يه کپي ازش خريدم

00:06:26.842 --> 00:06:31.710
طراح گالري بيشتر تصاوير رو از يه عکاس اورده بود

00:06:31.963 --> 00:06:34.834
,چيزي که ديدم منو عميقا تکون داد

00:06:34.961 --> 00:06:37.414
مخصوصا اين تصوير

00:06:37.666 --> 00:06:40.995
"چهره ي يه زن نابينا , "توارِگ

00:06:42.872 --> 00:06:46.284
,با اينکه دليل اشکهايي که هرروز مي بينم

00:06:46.412 --> 00:06:49.575
از اون زمان, ميوفته رو ميزم

00:06:50.118 --> 00:06:54.446
يه چيزي در مورد "سباستين سالگاردو" ميدونستم

00:06:54.574 --> 00:06:56.944
اونا واقعا به مردم اهميت ميدادن

00:06:57.404 --> 00:06:59.734
اين خيلي براي من ارزش داره

00:07:00.320 --> 00:07:04.232
در آخر روز, مردم صالح و نيکومنش هستند

00:07:06.192 --> 00:07:09.562
خيلي وقت پيش بود که ما در مورد

00:07:10.189 --> 00:07:14.184
زندگيش, کارش, و جايي که ايده هاش مياد ديديم و حرف زديم

00:07:20.114 --> 00:07:24.797
"The Salt of the Earth"
(صالح و نکومنش)

00:07:48.341 --> 00:07:53.304
ما ميتونيم خيلي از عکاسان رو در يک مکان قرار بديم

00:07:53.430 --> 00:07:56.306
هميشه تصاوير متفاوتي ميگيرن

00:07:57.392 --> 00:08:00.478
چون لزوما از

00:08:01.480 --> 00:08:05.359
جاهاي خيلي خيلي متفاوتي ميان

00:08:06.194 --> 00:08:09.030
همه ديد خودشون رو دارن

00:08:10.367 --> 00:08:13.369
هرکي بر طبق داستان خودش

00:08:15.373 --> 00:08:16.497
فکر مي کنم داستان من

00:08:17.874 --> 00:08:22.545
اينه که راهمو براي ديدن اينجا تو اين مکان ياد گرفتم

00:08:24.131 --> 00:08:26.215
اينجا من يه دنياي ايده آل دارم

00:08:28.138 --> 00:08:31.098
رسيدن به اينجا

00:08:31.348 --> 00:08:35.227
منو خيلي از پدرم دور ميکنه, و ما اينجا براي تماشا اومديم

00:08:39.443 --> 00:08:41.485
,پشت هرکدوم از اين کوهها

00:08:42.237 --> 00:08:44.696
يه داستاني هست, يه چيزي براي ديدن هست

00:08:53.416 --> 00:08:54.833
اينجا من کلي خواب ديدم

00:08:56.463 --> 00:08:59.714
.اون ميخواست به اون طرف کوه بره, ميخواست بدونه

00:09:09.644 --> 00:09:13.104
"سفري با "سباستيائو سالگادو

00:09:47.146 --> 00:09:52.275
کوههاي غرب "پاپوئا", اندونزي, روستاي "يالي", 2011

00:13:26.820 --> 00:13:31.741
سباستيائو" خيلي سنت شکن بود, هميشه سفر ميکرد"

00:13:32.494 --> 00:13:34.256
دوست داشت مانند هرکسي سفر کنه

00:13:34.292 --> 00:13:35.537
پدر من اونجوري بود

00:13:35.747 --> 00:13:40.794
اون هرجايي نمي رفت. شبيه رفت و آمد بود

00:13:41.879 --> 00:13:43.504
اسمش "تيائو" بود

00:13:43.631 --> 00:13:46.258
من فکر ميکردم هم توي "ويوترا" بودم, هم اينجا

00:13:46.385 --> 00:13:50.887
يا توي شمال بود, يا داشت تبليغات سياسي درست ميکرد

00:13:51.807 --> 00:13:52.640
,و براي تحصيلاتش

00:13:52.766 --> 00:13:55.975
اگه من هيچ دوستي نداشتم, اون مجبور بود درس بخونه

00:13:58.107 --> 00:14:02.776
.سباستيائو" براي تحصيل رفت. اون کلي کار داد"

00:14:02.904 --> 00:14:04.947
.ولي اون علوم اقتصادي ميخوند

00:14:06.784 --> 00:14:08.827
من ميخواستم حقوق بخونه

00:14:08.862 --> 00:14:10.870
يه سال درس خوند, ولي خوشش نيومد

00:14:12.082 --> 00:14:15.624
و تغيير رشته داد به علوم اقتصاد, و به خوبي از پسش براومد

00:14:19.047 --> 00:14:20.422
ايشون پدر "سباستيائو سالگادو" بودن

00:14:23.261 --> 00:14:25.971
او اسمش رو به تنها پسرش واگذار کرد

00:14:26.098 --> 00:14:30.184
کسي که باقي عمرش رو به عنوان يه مسافر پويا گذروند

00:14:30.311 --> 00:14:34.481
اون از دروسي که پدرش مجبورش کرده بود بخونه

00:14:34.983 --> 00:14:38.484
در راهايي که هيچوقت تصورش رو نمي کرد منفعت برد

00:14:38.863 --> 00:14:43.700
تحصيلاتش توي علوم اقتصادي به اون دانش بازار,

00:14:43.826 --> 00:14:47.119
داد و ستد و صنعت بخشيد

00:14:47.248 --> 00:14:50.207
پس من ميدونستم کي دنيارو حکومت ميکنه

00:14:51.503 --> 00:14:56.883
براي اون, همه چيز توي "آيمورس", شهر کوچکي در برزيل اغاز شد

00:14:57.761 --> 00:15:01.178
ملک پدرش زير آسمون بزرگ اونجا بود

00:15:01.304 --> 00:15:04.015
جنگلهاي "آتلانتيک" پهناور اونجا بود

00:15:04.142 --> 00:15:07.436
رودخونه هنوز قابل کشتيراني بود

00:15:07.937 --> 00:15:11.649
ولي از هم مهمتر, قطارهاي بي پايان

00:15:12.026 --> 00:15:15.279
از کنار انفجارهاي معادن, سنگ معدنهاي آهني ميگذشت

00:15:15.407 --> 00:15:18.115
از جايي ميرفت که بقيه ي دنيا اونجا بود

00:15:18.659 --> 00:15:23.413
در پايان روز, اينجا بزرگترين منطقه ي معدني در دنيا بوده و هنوز هست

00:15:24.456 --> 00:15:29.461
اينجا جاييه که "سباستيائو" بزرگ شد.اون تنها بچه اي بود که 7تا خوهر داشت

00:15:29.798 --> 00:20:10.922
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:15:32.551 --> 00:15:33.633
هر تابستون,

00:15:33.760 --> 00:15:38.470
اون کنار رودخونه ي آب شيرين " ريو دوسه" بازي ميکرد

00:15:38.599 --> 00:15:40.684
اينجا همونجاست

00:15:40.811 --> 00:15:42.143
پس ما اينجاييم

00:15:42.270 --> 00:15:44.603
گروه کوچيکمون

00:15:46.484 --> 00:15:48.568
من يه چيزي ياد گرفتم

00:15:49.320 --> 00:15:52.030
يه عکاس جلوي دوربينم داشته باشم

00:15:52.157 --> 00:15:55.117
خيلي متفاوته که توسط هرکس ديگه اي عکست گرفته شه

00:15:55.244 --> 00:15:58.869
ايستادگي نکردن هنوز کار خودشو ميکنه

00:15:59.332 --> 00:16:04.086
نه. حرفه اي ها براي عکس العمل و پاسخ

00:16:04.421 --> 00:16:07.340
از اسلحشون, دوربين استفاده ميکنن

00:16:07.925 --> 00:16:09.675
تيرو برمي گردونن

00:16:09.802 --> 00:16:13.931
- "ويم", يه عکس خيلي قشنگي ازت گرفتم
- من اينو نميگم

00:16:14.058 --> 00:16:15.431
!ميتونم تصور کنم

00:16:15.727 --> 00:16:18.771
در اين زمينه, فقط من نبودم ... عکاسي تو خونمه

00:16:18.897 --> 00:16:19.730
به اين عکس نگا کنين

00:16:19.980 --> 00:16:22.607
دوتا از ما روي هدف بوديم

00:16:22.734 --> 00:16:26.402
ديگري, بزرگترين پسر دستيار کارگردانم, "جوليان" بود

00:16:26.905 --> 00:16:31.408
اون قبلا پدرش رو توي چندتا از سفراش مانند

00:16:31.535 --> 00:16:35.456
"پاپوئا نيو جوينيا" که قبلا ديديمش همراهش ميبرد

00:16:35.583 --> 00:16:40.879
يا اينجا, به يک جزيره شمالي دوردست در "درياي سايبرين شرقي "

00:16:41.005 --> 00:16:43.505
کاش ميتونستم بهشون ملحق شم

00:16:52.978 --> 00:16:58.024
پدر و پسر "سالگادو" ازم دعوت کردن که مستند رو با اونا ادامه بدم

00:16:58.151 --> 00:17:00.777
حدس ميزنم که يک منظره ي بيروني از ماجراجويتون اضافه کنم

00:17:01.863 --> 00:17:03.739
يک ثانيه هم تامل نکردم

00:17:03.867 --> 00:17:06.324
چي بيشتر از اين ميتونستي بخواي؟

00:17:07.451 --> 00:17:09.952
بالاخره تونستم اين مرد رو بشناسم

00:17:10.080 --> 00:17:12.374
پي ببرم چي تحريکش ميکنه

00:17:12.501 --> 00:17:16.252
و چرا کارش انقدر منو تحت تاثير قرار داد

00:17:16.923 --> 00:17:21.425
نمي دونستم که قراره

00:17:21.553 --> 00:17:23.678
چيزاي بيشتري از يه عکاس پي ببرم

00:17:28.477 --> 00:17:30.438
"سباستيائو" 15 سالش بود

00:17:30.564 --> 00:17:34.066
که قطار گرفت و براي هميشه به شهرستان رفت

00:17:34.193 --> 00:17:37.695
که در مدرسه توي پايتخت شهرستاني ويتوريا ثبت نام کنه

00:17:38.198 --> 00:17:42.533
خيلي جوون بود, اوايل نمي دونست با پول تو جيبش چکار کنه

00:17:42.662 --> 00:17:45.538
من هيچوقت هيچ پولي پرداخت نکردم

00:17:45.664 --> 00:17:48.374
در مزرعه اي که همه  اينا توليد شد

00:17:48.500 --> 00:17:51.336
پس, اول, گرسنگي کشيد,

00:17:51.463 --> 00:17:54.839
از اينکه بره يه مغازه اي تا چيزي سفارش بده تا بخوره ترس داشت

00:17:58.262 --> 00:18:01.597
بي خبر از اينکه چه اتفاقاي براي "سباستيائو" افتاد

00:18:01.726 --> 00:18:05.060
اون اين دخترو در زندگي شما پديدار نکرده

00:18:05.188 --> 00:18:06.437
"لليا"

00:18:06.982 --> 00:18:10.566
هفده سالم بود, موسيقي و زيباييهاي باورنکردني ميخوندم

00:18:10.693 --> 00:18:12.817
اون عشق در اولين نگاه بود

00:18:12.946 --> 00:18:14.821
وقتي "سباستيائو" يه کمک هزينه ي دانشجويي

00:18:15.158 --> 00:18:18.201
براي خوندن فوق ليسانس در رشته ي اقتصاد از دانشگاه سائوپائولو دريافت کرد

00:18:18.453 --> 00:18:20.872
اونها رفتن به اونجا و ازدواج کردن

00:18:23.584 --> 00:18:24.917
سال 60 بود

00:18:25.044 --> 00:18:27.670
جفتشون در جنبش جناح چپ مشغول شدن

00:18:27.797 --> 00:18:31.548
مانند ديگر دانشجويان در پاريس, برلين يا شيکاگو

00:18:32.136 --> 00:18:35.513
برزيل تحت رهبري ديکتاتوري يک نظام بي رحم بود

00:18:35.639 --> 00:18:39.974
بنابراين, خطر دستگير شدن, تبعيد و شکنجه ثابت بود

00:18:42.315 --> 00:18:44.481
در آگوست 1969

00:18:45.108 --> 00:18:47.652
"سباستيائو" و "لليا" وطنشون رو ترک کردن

00:18:47.780 --> 00:18:49.822
و يک قايق به مقصد فرانسه گرفتن

00:18:51.784 --> 00:18:54.869
"سباستيائو" هنگاميکه تمريناتش رو به عنون يه اقتصاد دان ادام ميداد

00:18:55.079 --> 00:18:57.538
"لليا" معماري ميخوند

00:18:57.664 --> 00:19:01.417
يه روز به ياد موندني, يه دوربين براي کارهاش خريد

00:19:01.545 --> 00:19:04.880
و ما واقعا برامون جالب بود که "سباستيائو" همراهش بود

00:19:05.007 --> 00:19:08.914
اولين عکسي که "لليا" گرفت, البته

00:19:09.722 --> 00:19:14.182
"سباستيائو" به سازمان جهاني قهوه رفت

00:19:14.310 --> 00:19:15.644
و اونها به لندن رفتن

00:19:15.769 --> 00:19:18.187
به منظور اينکه توي بانک جهاني کار کنن

00:19:18.565 --> 00:19:22.651
اغلب براي پيشرفت پروژه ها به افريقا سفر ميکرد

00:19:22.778 --> 00:19:24.696
دوربين "لليا" داشت عکس ميگرفت

00:19:25.323 --> 00:19:28.490
و هميشه با عکساي زيادي برميگشت

00:19:30.078 --> 00:19:32.080
از اون عکسها ميشه فهميد

00:19:32.207 --> 00:19:35.957
که اونها همديگرو بيشتر از گزارش اقتصادي مديدن

00:19:36.211 --> 00:19:39.338
هردو يک تصميم جسورانه گرفتن

00:19:39.589 --> 00:19:41.548
اون مجبور شد يک خطر بزرگ رو بپذيره

00:19:42.343 --> 00:19:46.553
که پيمان شغلش رو به عنوان يک اقتصاددان بشکنه

00:19:46.850 --> 00:19:48.724
که از صفر شروع کنه

00:19:49.601 --> 00:19:54.312
اونها به پاريس برگشتن و تمم هزينه هاي تجهيزات عکاسي رو خرج کردن

00:19:55.316 --> 00:19:59.025
,براي مدتي, "سباستيائو" قبل از اينکه حرفه ش رو پيدا کنه

00:19:59.154 --> 00:20:02.448
عکاسي ورزشي, پرتره, عروسي و حتي لخت رو امتحان کرد

00:20:10.082 --> 00:20:12.168
اونها اولين عکساي من هستن

00:20:12.294 --> 00:20:15.380
ما در "تاهوئا" بوديم

00:20:16.174 --> 00:20:18.758
دو مادر جوان در صف

00:20:19.094 --> 00:20:22.180
براي دريافت غذا

00:20:22.307 --> 00:20:27.436
زمان خشکسالي بزرگ در نيجر بود, 1973

00:20:28.021 --> 00:20:32.565
براي "لليا" سخت تر بود. چون باردار بود

00:20:32.694 --> 00:20:36.070
يادمه يه بار اونجا در خونه ي يه دوستي

00:20:36.489 --> 00:20:40.325
به اسم "نيامي" بوديم

00:20:40.577 --> 00:20:43.369
بعد راهبِ "نيامي" اومد

00:20:43.498 --> 00:20:47.875
"لليا" شلوار کوتاه پوشيده بود, خيلي خوشگل بود

00:20:48.754 --> 00:20:52.130
و راهب اومد, نشست,

00:20:52.258 --> 00:20:54.216
و به "لليا" گفت

00:20:54.344 --> 00:20:56.719
"بيا بيرون, بقل من بشين"

00:20:57.847 --> 00:20:59.681
من گفتم : "اوه"

00:20:59.808 --> 00:21:03.770
,جناب راهب, يه مشکل کوچيکي هست"

00:21:03.898 --> 00:21:07.606
اين زن بارداره

00:21:08.235 --> 00:21:09.943
بچه اولمونه

00:21:10.070 --> 00:21:13.237
بهتره شما اينجا بمونيد"

00:21:13.365 --> 00:21:17.244
اون نياز کمبود همگامي رو ...

00:21:19.332 --> 00:21:22.749
همون لحظه فهميد

00:21:23.001 --> 00:21:26.337
و در آخر, ما کلي حرف زديم که اون يه کيلو قند بود,

00:21:26.466 --> 00:21:29.174
به خوشحالي اينکه اگه با "لليا" ميرفت

00:21:34.140 --> 00:21:38.601
پسرش "جوليان" در پاريس در سال 1974 متولد شد

00:21:38.854 --> 00:21:42.064
اينم همکار و دستيار کارگردان آيندم

00:21:42.899 --> 00:21:47.570
لليا" به حمايت کردن از "سباستيائو" مانند يک مادر جوون ادامه داد"

00:21:47.822 --> 00:21:49.824
به سختي درس خوند

00:21:49.949 --> 00:21:53.077
و کار "سباستيائو" رو همه جا معرفي ميکرد

00:21:53.204 --> 00:21:56.413
در مجلات, روزنامه ها و آژانسهاي تبليغاتي

00:21:56.793 --> 00:21:57.540
و اينکه,

00:21:58.044 --> 00:22:00.669
بعد از چندين انتشار مناسب,

00:22:01.214 --> 00:22:06.676
هردو جرات بيان کردن اولين پروژه ي عکاسي بزرگشون رو پيدا کردن

00:22:07.388 --> 00:22:11.225
"Other Americas"
"امريکاهاي ديگر"

00:22:12.100 --> 00:22:16.104
اين "سباستيائو" رو به سمت امريکاي جنوبي کشوند

00:22:16.565 --> 00:22:18.232
"جوليانو"ي کوچک

00:22:18.359 --> 00:22:21.943
از غيبت طولاني پدرش استفاده کرد

00:22:24.199 --> 00:22:27.868
"OTHER AMERICAS"
"امريکاهاي ديگر"

00:22:29.247 --> 00:22:33.208
بعد از ترک برزيل در سال 1969

00:22:33.334 --> 00:22:37.337
دلم براي امريکاي لاتين واقعا تنگ شده بود

00:22:37.715 --> 00:22:40.214
و تصميم گرفتم يه سفر

00:22:40.342 --> 00:22:42.594
به همسايه هاي برزيل برم

00:22:42.721 --> 00:22:46.599
اکوادور, پرو, بوليوي...

00:22:46.893 --> 00:22:51.729
همچنين به نظرم رسيد کوههاي امريکاي لاتين رو ببينم

00:22:51.856 --> 00:22:53.439
"Andes"
"آندس"

00:22:54.526 --> 00:22:59.822
در اون زمان, امريکاي لاتين, تحول اجتماعي عميقي بود

00:23:00.283 --> 00:23:02.907
علم دين برابري

00:23:04.163 --> 00:23:08.832
در اون سفر يه کشيش جوون رو در اکوادور ملاقات کردم

00:23:09.085 --> 00:23:10.875
به اسم "گابيچو"

00:23:11.003 --> 00:23:15.464
از هم سني ميترسيم, يک عکاس جوان و يک کشيش جوان

00:23:15.717 --> 00:23:18.427
اون کسي بود که اسم خدا رو با خودش به يدک مي کشيد

00:23:18.553 --> 00:23:24.391
کشاورزا انجمنهايي تشکيل دادن که اتحاد رو معرفي کنن

00:23:24.603 --> 00:23:28.314
و وقتي اون همه ي اين جوامع رو براي رسيدن داشت,

00:23:28.441 --> 00:23:31.776
من ميتونستم سفراي موثري داشته باشم

00:23:36.408 --> 00:23:39.033
ما اينجا بيش از 3000 متر راه ميرفتيم

00:23:39.160 --> 00:23:44.456
بعضي وقتا از سربالايي ها 600 - 700 متر در روز بالا مي رفتيم

00:23:44.960 --> 00:23:49.089
ولي من از زندگي در اين چشم انداز خيلي لذت بردم

00:23:49.299 --> 00:23:51.007
در اون جوامع

00:23:54.054 --> 00:23:58.598
اينها "ساراگور"ها هستن, يک گروه هندي در جنوب اکوادور

00:23:58.726 --> 00:24:03.732
بسيار مذهبي, ولي همچنين الکل خوراي قهاري بودن

00:24:04.481 --> 00:24:09.068
بيش از نصف جامعه, آخر هفته ها, مردها و زنها

00:24:09.196 --> 00:24:11.489
اونها کاملا مست مي کنند

00:24:14.494 --> 00:24:16.579
کشاورز رفت

00:24:17.247 --> 00:24:19.831
اسمش "لوپ" بود, "گوادلوپ"

00:24:20.208 --> 00:24:24.003
"لوپ" دوست من بود

00:24:24.548 --> 00:24:27.633
در اون زمان, من موي خيلي بلندي داشتم

00:24:27.759 --> 00:24:29.635
بور و خيلي بلند

00:24:29.763 --> 00:24:32.972
و اون ريش بلندي داشت, مو قرمز و بور

00:24:35.478 --> 00:24:38.104
يک روز ما داشتيم در کوهها راه مي رفتيم

00:24:38.231 --> 00:24:41.857
,"اون نزديک من شد و بهم گفت: "ببين, "سباستيائو

00:24:41.986 --> 00:24:44.905
"ميدونم که از بهشت فرستاده شدي

00:24:45.030 --> 00:24:48.909
"چون به نقل از افسانه ي "ساراگارو

00:24:49.035 --> 00:24:52.787
,خدايان, به تصوير مسيح

00:24:52.914 --> 00:24:57.417
برميگردن به زمين تا ببيننشون, مشاهدشون کنن

00:24:57.545 --> 00:25:00.128
و ببينن کي لايق بهشته

00:25:00.255 --> 00:25:06.011
در طول کوهپيمايي, فرصت اينو پيدا کرد که از زندگيش بگه

00:25:07.889 --> 00:25:12.893
اون بطور قاطع اعتقاد داشت که من اونجا بودم تا مشاهدشون کنم

00:25:13.020 --> 00:25:16.941
و اون بالا اعمالشون رو حساب کنم

00:25:20.781 --> 00:25:25.827
تابحال نديده بودم, مردم بي عيب و نقص

00:25:25.953 --> 00:25:29.623
يه روند متفاوت از زندگي

00:25:30.375 --> 00:25:36.256
زماني که با "ساراگارو" گذروندم به نظر صد سال ميومد

00:25:36.382 --> 00:25:38.758
همه چيز خيلي آهسته بود

00:25:39.301 --> 00:25:43.263
يک راه ديگه اي براي فکر کردن بود, سرعت ديگه اي.

00:25:45.435 --> 00:25:48.311
..اونها تو چهره شون به سرنوشت اعتقاد داشتن

00:25:51.901 --> 00:25:54.819
اينجا در ايالت "اوکزاکا" در مکزيک هست

00:25:55.155 --> 00:25:58.571
يک گروهي از رعيت ها هست

00:26:00.619 --> 00:26:05.122
اينجا, همه چيز قرون وسطاييه, شخم زدن, همه چيز...

00:26:07.877 --> 00:26:10.754
اونجا امريکاي لاتين کامل بود

00:26:12.507 --> 00:26:15.257
اون يه رعيت روستايي بود

00:26:16.178 --> 00:26:20.681
ولي مهمتر از اون موسيقي اون جامعه بود

00:26:20.892 --> 00:26:24.268
مردمي بودن که عاشق موسيقي بودن

00:26:25.189 --> 00:26:30.526
همه ي افراد جامعه ميتونستن يک سازي رو بنوازن

00:26:30.779 --> 00:26:33.029
اونا نيازي به کار کردن نداشتن

00:26:33.532 --> 00:26:35.657
اونها به عنوان موزيسين کار ميکردن

00:26:40.498 --> 00:26:43.334
اونا چند روزي گذاشتن که من

00:26:43.752 --> 00:26:47.629
توي يک اتاق سيماني بخوابم, خيلي سرد بود,

00:26:47.757 --> 00:26:51.885
اگه ديدي ناچاري, واقعا ميخواستي بموني

00:26:52.512 --> 00:26:54.888
همونطور که من مقاومت رو مديريت کردم,

00:26:55.015 --> 00:26:58.017
از اونجا گرفته شدم و به يک خونه داده شدم

00:26:58.144 --> 00:27:01.063
بيشتر به جامعه رفتم

00:27:01.272 --> 00:27:02.773
و براي من باعث افتخار بود

00:27:03.108 --> 00:27:06.694
ما باهم دوست شديم و در نظم جامعه همزيستي کرديم

00:27:14.704 --> 00:27:18.707
اينها تاراهومارا" هستن که در شمال مکزيک هستن

00:27:19.503 --> 00:27:23.672
اونها دونده هاي بزرگي هستن

00:27:23.883 --> 00:27:25.716
دور ميشن

00:27:26.260 --> 00:27:29.178
خداي من, جهنمي بود که دنبال اين بومي ها برم

00:27:29.305 --> 00:27:32.266
!اونها راه نميرن, پرواز مي کنن

00:27:40.695 --> 00:27:42.194
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

00:27:42.320 --> 00:27:46.948
با اين صورت نشانه گذاري شدش, خوب زندگي کرده.

00:27:49.830 --> 00:27:53.206
با موهاي زيباش, موهاي عالي

00:27:55.503 --> 00:27:58.588
اونها چندين بار اومدن سمت دوربين من

00:27:58.715 --> 00:28:03.177
و اونها به من حس يک متخصص صدا دادن

00:28:04.222 --> 00:28:08.849
بهم چيزايي گفتن که انگار داشتم ضبطشون ميکردم

00:28:14.233 --> 00:28:19.279
نيروي يک چهره چيزيه که در اولين نگاه هست

00:28:19.907 --> 00:28:24.283
ما کمي از زندگي شخصي که عکاسي شده مي فهميم

00:28:24.411 --> 00:28:28.290
چشما, درجه صداي صحبت, تجلي صورت

00:28:30.544 --> 00:28:34.254
وقتي چهره نگاري ميکني, تو تنها کسي نيستي که عکس ميگيره

00:28:34.382 --> 00:28:36.757
شخص پيشنهاد عکس ميکنه

00:28:41.390 --> 00:28:44.226
اون سفرها خيلي برام مهم بودن"

00:28:46.187 --> 00:28:51.440
که بعد از سالها بدون قدم گذاشتن به کشورم, برگردم به اينجا

00:28:51.903 --> 00:28:55.446
اساس يکي بود, قاره ي من بود, ما خيلي نزديک بوديم

00:28:57.994 --> 00:29:02.329
"امريکاهاي ديگر" اونو 8 سال پيش "سباستيائو" برد

00:29:02.624 --> 00:29:05.668
در اين سفر به امريکاي جنوبي

00:29:05.793 --> 00:29:09.922
او براي مدت طولاني کاملا ناپديد شد

00:29:10.425 --> 00:29:14.176
"جوليان" با يک پدري که تقريبا هميشه غايب بود بزرگ شد

00:29:14.721 --> 00:29:18.139
والدينش حداقل مي تونستن ارتباط داشته باشن

00:29:18.268 --> 00:29:22.396
بطور واضح اين قبل از رسانه ي جاري اتفاق افتاد

00:29:23.815 --> 00:29:26.775
هر دفعه برميگشت خونه تا خونوادش رو ببينه

00:29:26.901 --> 00:29:29.568
و تصاويرتون رو با "لليا" ويرايش کنه

00:29:29.821 --> 00:29:33.408
"سباستيائو" براي پسرش مثل يک ماجراجوي بزرگ بود

00:29:33.535 --> 00:29:37.413
يک ابرقهرمان, بيشتر از يه عکاس

00:29:40.083 --> 00:29:43.169
سباستيائو" به عکاسي کردن"

00:29:43.295 --> 00:29:46.882
در آخر, در يکي از ماموريت هاي پدرم بهش ملحق شدم

00:29:47.551 --> 00:29:48.675
,جزيره ي رنگل

00:29:48.803 --> 00:29:51.888
يه جزيره ي صحرايي در اقيانوس قطبي

00:29:52.808 --> 00:29:54.725
سباستيائو" به عکاسي کردن"

00:29:54.851 --> 00:29:57.644
از جمع شدن شيرماهي هاي بزرگ اميدوار بود

00:29:59.022 --> 00:30:01.857
مي خواستم بفهمم که اون مرد کي بود

00:30:01.983 --> 00:30:05.694
مردي که فقط به عنوان پدر شناخته ميشه

00:30:07.700 --> 00:30:13.789
ميخواستم براي اولين بار عکاس ماجراجو رو پيدا کنم

00:31:37.638 --> 00:31:39.222
!خرس نفرين شده

00:31:39.348 --> 00:31:40.889
ما خرس داشتيم

00:31:41.017 --> 00:31:44.853
باورنکردنيه! همرو مجبور کرد برن تو اب

00:32:23.734 --> 00:32:25.441
به چي فکر ميکني؟

00:32:26.237 --> 00:32:28.197
به چي فکر ميکني پدر؟

00:32:28.448 --> 00:32:32.659
فکر ميکنم, ميدوني, انجام اينکار مشکل باشه

00:32:35.997 --> 00:32:37.288
نمي دونم که خوب باشه

00:32:53.184 --> 00:32:59.232
وقتي که خرس نزديک بشه فرق ميکنه, ما ميتونيم از نزديک ازش عکس بگيريم

00:32:59.359 --> 00:33:01.691
اما با يه سناريو خوب نيست

00:33:02.112 --> 00:33:05.864
ما يه مدرک از خرس داريم, ولي يه عکس نداريم

00:33:06.700 --> 00:33:08.786
اين درست نيست

00:33:09.663 --> 00:33:12.329
چيزي پشتش نيست

00:33:12.457 --> 00:33:16.084
چيزي براي چارچوب عکس, زيبايي منظره

00:33:21.134 --> 00:33:23.510
ما هيچي نداريم

00:36:58.721 --> 00:37:00.095
!شگفت انگيزه

00:37:00.724 --> 00:37:03.644
آخرين عکسي که گرفتم, دندونا بيرونن

00:37:03.771 --> 00:37:07.022
اونها نمي تونستن حالت سرهارو تشخيص بدن, معرکه بود

00:37:07.149 --> 00:37:09.941
,مثل اينکه توي کتاب "دوزخ دانته" بوديم
(نوشت شده توسط دانته آليگيري, نويسنده ايتالايي)

00:37:10.069 --> 00:37:12.236
با تموم اون دندونا

00:37:12.363 --> 00:37:14.529
!تموم اون شکل ها... باورنکردنيه

00:37:35.766 --> 00:37:39.435
پدر, يکم از سال 1979ت برام بگو

00:37:42.857 --> 00:37:46.651
در سال 79, "لليا" باردار بود, منتظر دومين بچه ش

00:37:46.778 --> 00:37:48.987
بچه ي شناخته شده اي بود

00:37:50.867 --> 00:37:53.076
,و وقتي "رودريگو" بدنيا اومد

00:37:53.202 --> 00:37:58.124
.همه چيز داشت به سندروم پايين ميرفت
(سندروم: تعداد نشانه اي که از بيماري خاصي خبر مي دهند)

00:37:58.751 --> 00:38:02.419
,قشنگ بود, چشمان اشفته

00:38:02.547 --> 00:38:06.425
و من احساس ميکردم که کاملا طبيعي بود

00:38:06.551 --> 00:38:08.301
"و همينطور "لليا

00:38:08.928 --> 00:38:15.184
.دکتر آزمايشات زيادي انجام داد. 3 هفته منتظر جواب بوديم

00:38:15.311 --> 00:38:17.436
روزي که به دکتر زنگ زدم

00:38:18.690 --> 00:38:21.527
دلواپسي سنگيني داشتم

00:38:21.652 --> 00:38:24.237
وقتي نتيجه رو ديدم, گريه کردم

00:38:24.364 --> 00:38:26.365
نمي تونست از ماتم گرفتن دست برداره

00:38:31.915 --> 00:38:35.958
برادر کوچيکم هيچوقت توانايي رفتن به مدرسه نداشت

00:38:36.086 --> 00:38:39.463
يا مثل من بخونه و بنويسه

00:38:39.590 --> 00:38:43.593
رودريگو" ميتونست در يک دنيايي که هيچوقت توانايي تقسيم کردنش رو نداشتيم تک افتاده باشه"

00:38:44.470 --> 00:38:47.347
براي خيلي از پدر و مادرها مشکل بود

00:38:47.559 --> 00:38:49.685
اما بعد يه اتفاقي افتاد

00:38:50.562 --> 00:38:54.105
ممنون از عشق, "رودريگو" زبان خودش رو خلق کرد

00:38:55.192 --> 00:38:56.192
به آرامي

00:38:56.610 --> 00:39:00.488
به عنوان يه خانواده, الفباي احساسيش رو يد گرفتيم کشف کنيم

00:39:00.614 --> 00:39:03.030
و بدون کلمات ارتباط برقرار کنيم

00:39:07.373 --> 00:39:11.709
کمي بعد, مادرم, برادرم و من با هواپيما به برزيل رفتيم

00:39:11.836 --> 00:39:14.672
نظام ديکتاتوري سقوط کرده بود

00:39:14.798 --> 00:39:20.301
بيشتر از پنج سال و نفهميديم اين چه سفر مهمي قرار بود باشه

00:39:21.264 --> 00:39:24.599
در يک نکته, يک مردي يک کوري رو بالا برد

00:39:24.726 --> 00:39:28.270
و نور خورشيد درون هواپيما طغيان ميکرد

00:39:28.732 --> 00:39:31.441
:صدايي درون کابين پيچيد

00:39:31.567 --> 00:39:33.694
"ما داريم به مقصد برزيل پرواز ميکنيم"

00:39:33.821 --> 00:39:37.365
مادرم از پنجره به بيرون نگاه کرد و چيزي نگفت

00:39:37.491 --> 00:39:42.077
او داشت سرزمين مادريش رو براي اولين بار بعد از سالها ميديد

00:39:42.582 --> 00:39:46.376
,لحظه اي براي شادي بود, و هنوز, وقتي من نگاه کردم

00:39:46.961 --> 00:39:48.543
داشتم گريه ميکردم

00:39:51.633 --> 00:39:55.762
پدرم در "فرنچ جويانا" بود و بعدا ميومد

00:39:57.056 --> 00:40:00.725
31 دسامبر, بازگشت به برزيل

00:40:00.852 --> 00:40:03.938
خيلي خوب بود که بعد از نه و نيم سال

00:40:04.606 --> 00:40:07.691
برگردي به کشورت

00:40:08.693 --> 00:40:13.071
لحظه ي تکون دهنده اي بود. "لليا" ويتوري رو ترک کرد و پيدا نشد

00:40:13.911 --> 00:40:17.704
.زندگي شهري ويتوريا تغيير کرده بود. همه چيز تغيير کرده بود

00:40:18.831 --> 00:40:21.166
سرزمينم تغيير کرده بود

00:40:21.834 --> 00:40:26.756
دوباره خونوادم رو ملاقات کردم. احساس قوي بودن و جواني کردم

00:40:26.966 --> 00:40:31.511
.موقع بزگشت يک پيرمردي رو پيدا کردم. پدرم خيلي پير بود

00:40:32.390 --> 00:40:33.681
,ولي, در اون زمان

00:40:33.808 --> 00:40:37.309
ميخواستم برزيل رو بيشتر ببينم

00:40:38.146 --> 00:40:40.271
خواهرم يک ماشين بهم داد

00:40:41.482 --> 00:40:44.858
و به شمال شرق برزيل براي 6 ماه سفر کردم

00:40:44.988 --> 00:40:46.988
سباستيائو" شمال شرق رو نميشناخت"

00:40:47.115 --> 00:40:50.450
هميشه خواب شمال شرق برزيل رو ميديد

00:41:13.186 --> 00:41:16.021
اين دمهارو در يک مراسم تشيع جنازه ملاقات کردم

00:41:16.691 --> 00:41:20.943
سمت راست جاده پارک کردم و با اونها رفتم

00:41:23.156 --> 00:41:27.911
مرگ و مير کودک در شمال شرق برزيل بسيار زياد بود

00:41:28.413 --> 00:41:32.082
اينها بچه هايي هستند که قبل از غسل تعميد مردن

00:41:33.920 --> 00:41:37.213
يه اعتقادي هست که بچه هايي غسل تعميد نشده

00:41:37.924 --> 00:41:41.218
حق رفتن به بهشت ندارن

00:41:41.637 --> 00:41:46.180
اونها در يک سرزميني بين دو دنيا به اسم برزخ ميمونن

00:41:47.685 --> 00:41:52.229
.بچه هايي که با چشمان بسته مردن, غسل تعميد شده اند

00:41:52.358 --> 00:41:54.024
...اگه چشماش باز بود

00:41:54.151 --> 00:41:57.569
اونها دفنش ميکردن تا راهش رو پيدا کنه

00:41:57.697 --> 00:42:02.410
در غير اين صورت, براي جهان اخرت سرگردان بود

00:42:10.754 --> 00:42:15.132
در اون زمان, تابوت ها در کليساها اجاره داده ميشدن

00:42:15.259 --> 00:42:17.718
اجاره ي تابوت ارزان بود

00:42:18.388 --> 00:42:21.723
يک تابوت 12 بار استفاده ميشد

00:42:28.399 --> 00:42:32.652
...اين ديد کاملي از تابوتهاي اجاره اي هست

00:42:35.409 --> 00:42:37.493
و اينها کفش هستن

00:42:37.619 --> 00:42:42.038
,و همه چيز ميفروخت: کفش, تابوت, موز, سبزيجات

00:42:42.249 --> 00:42:45.085
...بستني, همه چيز

00:42:46.003 --> 00:42:51.675
اينجا منطقه اي از دنياست که زندگي و مرگ خيلي نزديکن

00:42:55.182 --> 00:42:59.434
...اينجا يک گروه عبادت هست

00:42:59.561 --> 00:43:03.145
مشغول به اجرا کردن کارهاي سياسي در همون لحظه

00:43:03.900 --> 00:43:07.400
در برزيل, ما يک حرکت بزرگ

00:43:07.529 --> 00:43:10.615
از کشاورزان بي زمين داشتيم و هنوز داريم

00:43:10.824 --> 00:43:15.410
خيلي از آنها, اکثريت از اينجا ميان

00:43:16.205 --> 00:43:18.789
پرووينه" در شمال شرق برزيل"

00:43:25.675 --> 00:43:26.675
اونها مردم هستن

00:43:27.051 --> 00:43:29.677
,يک نيروي خلاقي بزرگ

00:43:29.804 --> 00:43:32.264
,نيروي فيزيکي قوي

00:43:32.393 --> 00:43:37.354
با وجود ضعيف بودنشون چون فقيرانه غذا ميخورن

00:43:38.064 --> 00:43:42.026
به خشکي اين منطقه نگاه کنيد. خلي خشکه

00:43:42.737 --> 00:43:46.823
چرا پس, ما يه تيکه ساحل اينجا در برزيل داريم

00:43:49.829 --> 00:43:51.788
و اينجا در خيابون

00:43:51.914 --> 00:43:55.042
مردم براي چيزاي خوب ميرن

00:43:55.377 --> 00:43:58.422
,بعضي وقتا زمين خيلي خشکه, خيلي سخت

00:43:58.549 --> 00:44:01.131
مردم به شهرهاي جنوبي سفر ميکنن

00:44:01.259 --> 00:44:04.427
اونها تسليم ميشن, ديار رو ترک ميکنن

00:44:25.706 --> 00:44:27.453
"مزرعه ي "سالگالو

00:44:27.454 --> 00:44:29.582
ميناس جرياس" , برزيل"

00:44:32.044 --> 00:44:34.087
ما بخاطر کمبود بارون سالها زجر کشيديم

00:44:48.188 --> 00:44:53.317
ما اينجا کلي گله گاو داشتيم

00:44:53.444 --> 00:44:55.695
اما الان هيچي نداريم. تموم شد

00:44:56.740 --> 00:44:58.759
.قحطي بزرگي بود

00:44:58.795 --> 00:45:02.900
.با چراگاه تموم کرد, پايان فرا رسيد

00:45:03.455 --> 00:45:05.289
چطور تموم شد بابا بزرگ؟ چرا تموم شد؟

00:45:05.417 --> 00:45:07.310
بخاطر خشکسالي تموم شد

00:45:09.922 --> 00:45:14.300
او همينجا موند, ما نه کسي رو ديد نه رشد علفي

00:45:14.426 --> 00:45:16.471
اما ما وقت داريم

00:45:17.139 --> 00:45:19.347
,بين پدرت و من

00:45:19.475 --> 00:45:22.477
بيست هزار در اون سرمايه گذاري شده

00:45:23.020 --> 00:45:24.145
کجايي؟

00:45:26.106 --> 00:45:28.066
اينجا فراواني بود

00:45:28.693 --> 00:45:33.197
اينجا کلي پرنده و گنجشک بود

00:45:33.616 --> 00:45:37.202
,قناري

00:45:37.997 --> 00:45:39.496
... باسترک

00:45:40.958 --> 00:45:44.709
اونجا روي تپه, قتل خوبي بود

00:45:44.838 --> 00:45:48.800
و همچنين رو قله ي اون يک سر خيلي خوبي داشت

00:45:49.634 --> 00:45:52.428
فرسايش زيادي اونجا هست

00:45:52.555 --> 00:45:54.357
حالا, براي مثال, سرزمين تضمين شدست

00:45:54.472 --> 00:45:58.716
گه بارون بياد, هيچ علفي نيست, هيچي

00:45:58.753 --> 00:46:02.857
براي نگه داشتن, بخاطر يک بدبختي

00:46:03.776 --> 00:46:05.736
...هيچي نميدونم

00:46:05.738 --> 00:46:09.304
که چطور فرسايش رو متوقف کنم

00:46:18.001 --> 00:46:21.088
اون پدربزرگ, اون توي ملک کشاورزي راضي بود؟

00:46:21.215 --> 00:46:22.215
چي؟

00:46:22.341 --> 00:46:25.092
اگه من توي اين ملک کشاورزي بودم راضي بودم؟

00:46:27.262 --> 00:46:28.554
اون راضي بود؟

00:46:28.723 --> 00:46:31.558
من از داشتن بچه هام راضي بودم

00:46:31.684 --> 00:46:34.268
,من همه رو بار اوردم, هفت تا زن

00:46:34.813 --> 00:46:37.313
"با 6 شغل مانند "تيائو

00:46:37.440 --> 00:46:40.568
من بچه هامو اينجا به سختي پرورش دادم

00:46:40.988 --> 00:46:42.278
راضي بودم

00:46:45.660 --> 00:46:47.299
فقط الوار کاري ميکردم تا 100 کنتو بگيرم
(کنتو: پول کشور برزيل)

00:46:49.873 --> 00:46:52.081
تا بچه هامو به مدرسه ببرم

00:46:52.209 --> 00:46:55.586
مه با يک تغذيه ي خوب بزرگ شدن

00:46:55.713 --> 00:46:57.879
با لباس هاي خوب

00:47:03.556 --> 00:47:07.808
وقتي به برزيل رسيدم, سرزمين پدربزرگم

00:47:08.186 --> 00:47:11.479
سوخته و خشک شده بود

00:47:11.940 --> 00:47:16.819
,وقتي "سباستيائو" بعد از سفر به شمال شرق برزيل به مزرعه برگشت

00:47:16.946 --> 00:47:20.949
اون مکان به اون بهشتي اي که بچگياش يادش بود نبود

00:47:21.368 --> 00:47:24.577
ولي اون نگران چيز ديگه اي بود

00:47:24.704 --> 00:47:28.289
زجري که اون ديد, تغيير کرد

00:47:29.043 --> 00:47:32.503
نقشش به عنوان يک عکاس معني جديدي گرفت

00:47:32.631 --> 00:47:35.675
ما فهميديم که ترک کردن اونجا چقدر براش مهم بود

00:47:37.385 --> 00:47:43.099
او به طرز وحشتناکي دل تنگش شده بود, ولي من فهميدم

00:47:51.862 --> 00:47:54.654
ساحل, پايان جاده
1984-1986

00:47:54.782 --> 00:47:58.993
,براي پروژه ي بعديش, که اونو به ساحل در افريقا کشوند

00:47:59.119 --> 00:48:02.958
.کرد  MSF سباستيائو" شروع به کار با"
"Médecins Sans Frontières"

00:48:08.339 --> 00:48:11.468
در سل 1984 در اتيوپي کار ميکردم

00:48:12.471 --> 00:48:17.180
و بعد در سالهاي 85 و 86 , سرتاسر ساحل به کارم ادامه دادم

00:48:17.433 --> 00:48:21.354
در آخر, نزديک 2 سال رو در يک رديف در اين ناحيه گذروندم

00:48:21.481 --> 00:48:24.814
داستاني درباره گرسنگي مينوشتم

00:48:28.196 --> 00:48:30.239
,يک کمپ پناهندگي بود

00:48:30.366 --> 00:48:33.533
بزرگترين در طول تاريخ بشر

00:48:33.785 --> 00:48:36.954
ديوانه وار ميخواستم که نشونش بدم

00:48:37.083 --> 00:48:41.085
که نشون بدم يک قسمت بزرگي از انسانيت بود

00:48:41.336 --> 00:48:44.171
او در يک فلاکت زندگي ميکنه

00:48:44.590 --> 00:48:48.385
که بيشترين مشکل سهم ها بود

00:48:48.639 --> 00:48:52.180
نه فقط مسئله ي بدبختي هاي طبيعي

00:48:54.936 --> 00:48:57.646
اونجا يک ناحيه ي قبطي بود
(قبط: مربوط به مصر باستان)

00:48:57.772 --> 00:49:01.859
آنها مسيحيان اتيوپي شمالي هستن

00:49:01.985 --> 00:49:04.320
از فروتني فاحش

00:49:04.655 --> 00:49:07.406
آنها ناتوان بود, حتي با يک بچه در حال مرگ

00:49:07.534 --> 00:49:10.201
که رهبري ديگران رو بر عهده بگيرن

00:49:10.328 --> 00:49:12.246
اونها ترجيح دادن صبر کنن

00:49:18.839 --> 00:49:21.339
به ايالتي که هستن نگاه کنن

00:49:23.218 --> 00:49:27.056
در اون ايالت, کسي مدت زياد دووم نياورد

00:49:27.473 --> 00:49:31.100
در اون سرزمينها, گرسنگي خيلي از زندگي هارو کشت

00:49:31.645 --> 00:49:34.896
,به دلايل ناراحتي هاي جسمي

00:49:35.023 --> 00:49:37.984
و دلايل ديگري که اونارو کشت

00:49:40.113 --> 00:49:44.449
اگر ما دچار خشم بشيم, آب بدنمون رو به سرعت از دست ميديم

00:49:44.576 --> 00:49:48.995
ما ميتونيم 12 ليتر از مايع رو ناشي از اسهال از دست بديم

00:49:49.458 --> 00:49:51.915
و در عرض دو يا سه روز بميريم

00:49:56.925 --> 00:49:59.092
چهره هاي خيلي جوان

00:50:00.137 --> 00:50:04.099
و پير شده توسط رنج

00:50:04.516 --> 00:50:07.852
اگه جلورو نگاه کنيد, سالخورده نيست

00:50:07.980 --> 00:50:11.689
چشمانش پير شده, که خالين

00:50:11.942 --> 00:50:15.069
ببينيد چقدر جوانه. به بچه هاتون نگاه کنيد

00:50:15.614 --> 00:50:17.531
اون شوهرش بود

00:50:22.204 --> 00:50:25.789
در طول شب بخاطر سرما کلي مرگ رخ داد

00:50:29.337 --> 00:50:33.298
مردن در اينجا مثل ادامه ي زندگيه

00:50:33.425 --> 00:50:35.969
مردم عادت به مردن کردن

00:50:37.722 --> 00:50:40.933
يک شوهر همسرش رو قبل از دفن ميشست

00:50:44.148 --> 00:50:48.483
با لباسهاي کوهي, پوشيده شده در پوست بز

00:50:52.365 --> 00:50:54.240
يک زن جوان زيبا

00:50:59.957 --> 00:51:02.207
,"به نقل از اعتقادات "قبطي

00:51:02.334 --> 00:51:06.254
بدن براي روبرو شدن با خدا بايد تميز باشد

00:51:06.381 --> 00:51:09.549
بايد شسته بشه, تمامش

00:51:10.178 --> 00:51:12.595
هرچند کمبود اب بود

00:51:16.393 --> 00:51:20.270
مرگ هر نفر برابر با مرگ تکه اي از جهان بود

00:51:28.531 --> 00:51:31.950
يک پدر پسرش رو براي دفن آماده ميکنه

00:51:32.078 --> 00:51:34.579
براي آخرين خداحافظي

00:51:37.834 --> 00:51:40.460
معمولا خانوادست که مرگش رو آماده ميکنند

00:51:48.598 --> 00:51:50.346
و ميدونند که دولت

00:51:50.473 --> 00:51:55.394
غذارو ذخيره ميکنه, که اجازه نداره به همه ي جمعيت برسه

00:51:55.522 --> 00:51:58.483
,همون اتفاقي که اينجا افتاد

00:51:58.609 --> 00:52:01.152
در اين سرزمين در اتيوپي شمالي

00:52:01.571 --> 00:52:05.948
يک سياست نادرست بي رحم بود

00:52:17.797 --> 00:52:20.590
"ناحيه ي "تيگري
اتيوپي 1984

00:52:20.968 --> 00:52:25.554
در پايان سال 1984 به اتيوپي برگشتم

00:52:25.932 --> 00:52:30.602
در لحظه, جنگجويان غير نظامي متوجه شدند که دولت داشت ناحيه رو غارت ميکرد

00:52:30.729 --> 00:52:33.857
اونها شروع کردند مردم رو به سودان فرستادن

00:52:34.443 --> 00:52:37.653
اونها از ناحيه ي "تياگري" گذشتند

00:52:41.409 --> 00:52:43.951
دو هليکوپتر حمله کردن

00:52:44.078 --> 00:52:47.790
خيلي سريع بودن  Mi-24 اونها هلي کوپترهاي جنگي

00:52:47.917 --> 00:52:50.458
با اسلحه هاي ماشينيشون به مردم شليک کردند

00:52:51.837 --> 00:52:54.338
من يه عکس گرفتم و فرار کردم

00:52:58.220 --> 00:53:00.638
خيلي از زنان باردار حرکت کردن

00:53:00.766 --> 00:53:06.352
به اميد اينکه آبي بنوشن و چيزي بخورن

00:53:06.480 --> 00:53:09.189
که به سرزمين موعود برسن

00:53:13.238 --> 00:53:15.655
مجبور شدم برم اونجا

00:53:16.658 --> 00:53:18.866
حداقل دو ماه بيشتر

00:53:19.245 --> 00:53:21.619
,و وقتي به سودان رسيدم

00:53:21.830 --> 00:53:25.123
کلي کار با رسيدن اين مردم داشتم

00:53:29.381 --> 00:53:31.882
اين مرد از اتيوپي اومده

00:53:32.010 --> 00:53:35.386
,پسرش از پا دراومده بود, شايد مرده بود

00:53:35.513 --> 00:53:37.806
اما مرد داشت حملش ميکرد

00:53:37.933 --> 00:53:41.143
وقتي به دکترها رسيد بچه مرده بود

00:53:42.772 --> 00:53:45.107
بعد از کلي راه رفتن

00:53:53.619 --> 00:53:56.828
بريم  MSF ما مجبور شديم از

00:53:57.122 --> 00:54:00.249
اب در اين کمپ ها نياز اساسي بود

00:54:00.376 --> 00:54:02.168
و داشت به يک مشکل بزرگ تبديل ميشد

00:54:02.295 --> 00:54:05.546
بايد به سرعتي که ميتوني حرکت کني

00:54:09.889 --> 00:54:13.849
انها در کاميونهاي کشورهاي متحده تلنبار شده بودن

00:54:14.101 --> 00:54:17.560
که اونهارو ببرن به يک کمپ ديگه

00:54:17.772 --> 00:54:21.064
يک سرزمين زيبا و پربرکت

00:54:21.318 --> 00:54:23.860
در کنار نيل آبي

00:54:24.781 --> 00:54:28.991
من 300-400 کيلومتر روي اين کاميونها بودم

00:54:32.873 --> 00:54:35.081
دوتا از کاميونهاي دوستام

00:54:35.209 --> 00:54:39.380
,طوري رفتار کردن که انگار عصر يکشنبه ي ديگري نبود

00:54:39.506 --> 00:54:43.090
و زير يک درخت داستان تعريف ميکردند

00:54:46.806 --> 00:54:50.058
نزديک نيل شده بوديم, اب داشتيم

00:54:50.185 --> 00:54:53.938
اما اينجا مردم مردن

00:54:54.190 --> 00:54:56.107
چون هيچ غذايي نبود

00:54:56.399 --> 00:54:59.401
اونها به لبه ي فلاکت رسيدند

00:55:03.158 --> 00:55:07.494
اونها غذارو فراموش کرده بودن يا نمي تونستن بيارن

00:55:07.622 --> 00:55:10.415
يک بهم ريختگي غذايي بود

00:55:10.542 --> 00:55:12.750
آنها گفتن وجود داشت, وجود داشت

00:55:12.878 --> 00:55:15.715
و وقتي رسيدم اينجا چيزي نبود

00:55:27.145 --> 00:55:29.270
من به مالي رفتم

00:55:30.108 --> 00:55:32.942
اينجاهم قحطي بزرگي بود

00:55:34.695 --> 00:55:37.905
پوست مردم شبيه پوسته درختا بود

00:55:38.241 --> 00:55:41.993
,درختاي که با باد و شن

00:55:42.413 --> 00:55:45.707
با طوفان شني لکه دار شده بودن

00:55:55.678 --> 00:55:57.844
تنها زنها و بچه ها وجود داشتن

00:55:58.097 --> 00:56:00.723
مردان به ليبي رفته بودن که کار کنن

00:56:00.850 --> 00:56:06.062
يا به ساحل عاج کوچ کرده بودن که کار پيدا کنن

00:56:06.190 --> 00:56:09.986
با قول اينکه برميگردن و براي خانواده غذا ميارن

00:56:10.112 --> 00:56:12.570
اما تعداد خيلي کمي برگشتن

00:56:22.625 --> 00:56:24.917
همه جا امن بود

00:56:25.046 --> 00:56:27.923
کار بزرگي انجام داده بود  MSF چون

00:56:28.049 --> 00:56:31.176
آنها به ناحيه کمک رساني کردن

00:56:33.931 --> 00:56:37.516
اين يک دوستي به اسم "لوک", يک دکتر بلژيکي هست

00:56:38.186 --> 00:56:43.190
او در حال انداز گيزي و وزن کردن بچه ست

00:56:45.446 --> 00:56:49.030
بعد از 15 , 20 روز, آنها غير قابل شناسايي شده بودن, سالمتر

00:56:49.157 --> 00:56:51.864
اما اونها از زندگي ميترسيدن

00:56:51.992 --> 00:56:56.370
چون در طول رشدشون چيزي نداشتن

00:57:01.713 --> 00:57:03.379
اين کودک تنها بود

00:57:04.092 --> 00:57:07.301
با گيتار کوچيک تو دستش

00:57:07.428 --> 00:57:10.973
او باقي مونده ي يک پيراهني رو داره بدوش ميکشه

00:57:11.308 --> 00:57:13.059
اما شلوار نپوشيده بود

00:57:14.394 --> 00:57:18.399
ارادش رو نگه کنين, حالت ايستادنش رو

00:57:18.526 --> 00:57:21.860
اون کسيه که ميدونه کجا ميره

00:57:21.987 --> 00:57:26.532
گشتن به دنبال گروههاي ديگري از مردم

00:57:27.369 --> 00:57:28.660
...با سگت

00:57:28.786 --> 00:57:31.623
يک پسر هشت , نه ساله

00:57:37.296 --> 00:57:39.965
سباستين" به مردم ساحل"

00:57:40.093 --> 00:57:43.301
اهميت نميده

00:57:43.428 --> 00:57:45.472
دوباره و دوباره

00:57:47.142 --> 00:57:51.686
"تصاوير, کتاب و نمايش "لليا

00:57:51.814 --> 00:57:56.814
آنها "توجه دنيا به قحطي ها و سرنوشت ميليونها زندگي" نام دارند

00:57:57.195 --> 00:58:01.448
و سوال پاسخ داده نشده درباره ي دليل اين وضعيت

00:58:03.494 --> 00:58:08.080
بعد "سباستيائو" ب سمت موضوعي رفت که شش سال بعد گذروند

00:58:08.208 --> 00:58:12.420
و سفرهاي بيشمار به تقريبا 30 کشور

00:58:12.589 --> 00:58:13.879
"WORKERS"
"کارگران"

00:58:14.005 --> 00:58:19.195
"سومين جلد از عکاسي هاي بارگرفته شده با "لليا

00:58:19.220 --> 00:58:22.848
من ميخواستم نوعي بيعت انجام بدم

00:58:23.391 --> 00:58:27.312
به تمام مردان و زناني که دنياي مارو ساختن

00:58:28.323 --> 00:58:30.820
باستان شناسي تاريخ صنعتي

00:58:32.528 --> 00:58:34.654
"تحقيقات "سباستيائو" و "لليا

00:58:34.781 --> 00:58:37.448
و موشکافي "کارگران" برنامه ريزي شده

00:58:38.160 --> 00:58:42.204
و او دوباره به چهار گوشه ي دنيا سفر کرد

00:58:44.374 --> 00:58:46.657
او از پولادگران اتحاديه ي شوروي عکس گرفت

00:58:46.878 --> 00:58:48.754
او با کشتي هاي خرابکار در بنگلادش زندگي کرد

00:58:49.381 --> 00:58:52.384
با ماهيگير به گاليسيا و سيسيل سفر کرد

00:58:52.840 --> 00:58:55.678
او توليد مکانيک ماشيني در "کولکاتا" رو نشون داد

00:58:55.972 --> 00:58:58.098
کشوارزان در "رواندا" رو تماشا کرد

00:58:58.225 --> 00:59:01.269
کشوري که قبلا ديده بود, اما به عنوان يک اقتصاددان

00:59:01.854 --> 00:59:04.272
الان ماموريت ديگري بود

00:59:04.441 --> 00:59:08.192
جنبه  فکريش فرق کرده بود, اما همون بود

00:59:08.529 --> 00:59:12.322
رانده شده با همون تلقين براي وضعيت انسان

00:59:12.868 --> 00:59:15.661
"با هر قسمت از "کارگران

00:59:16.127 --> 00:59:18.246
سباسيتائو" کاملا"

00:59:19.374 --> 00:59:21.790
در کار دستي غوطه ور شده بود

00:59:21.919 --> 00:59:25.380
مانند هفته هايي که با معدنچيان در معادن طلاي "سرا پلادا" گذشت

00:59:27.629 --> 00:59:32.974
,در 1991, در پايان جنگ خليجي اول

00:59:33.011 --> 00:59:34.516
گروههاي عراقي کنار ميکشن

00:59:34.643 --> 00:59:38.242
و صدام حسين در هزاران چشمه ي نفت آتش روشن کرد

00:59:38.731 --> 00:59:43.818
هزاران آتش نشان از سرتاسر دنيا به زمينهاي نفتي فرود اومدن

00:59:44.113 --> 00:59:47.241
سباستيائو" هم مجبور شد بره"

00:59:47.367 --> 00:59:51.245
تحريک شده توسط حس کنجکاوي اين حرفه ي قابل انفجار

00:59:51.246 --> 00:59:53.246
کويت 1991

01:00:00.089 --> 01:00:03.215
,وقتي اولين تصاوير رو در تلويزيون ديدم

01:00:04.178 --> 01:00:07.596
ميدونستم که بايد اون گزارش رو ميدادم

01:00:08.974 --> 01:00:12.393
مثل کار کردن در يک تئاتر بزرگ بود

01:00:12.938 --> 01:00:15.229
حدود 500 چشمه رو آتش

01:00:15.357 --> 01:00:19.776
يک صحنه ي بزرگ, اندازه يک سياره

01:00:20.072 --> 01:00:24.407
که مارو کنترل نمکنه, متونستيم هرجا بريم که ميخواستم

01:00:25.911 --> 01:00:30.082
اونجا بخار, دود غليظ و نفت بود

01:00:30.666 --> 01:00:35.377
تمام اون دودهاي انباشته شده جوري غليظ بود که نور خورشيد رد نميشد

01:00:35.840 --> 01:00:42.301
بعضي وقتا 24 ساعته تاريک بود

01:00:48.480 --> 01:00:50.645
بعد از خاموش کردن آتيش

01:00:50.772 --> 01:00:53.734
زمين بسيار داغ بود

01:00:53.861 --> 01:00:58.030
مجبور بودم کلي آب بپاشم که خنک شه

01:00:58.156 --> 01:01:02.827
اگه نميشد, درجه حرارت به قدري بالا بود که نفت دوباره ميسوخت

01:01:04.205 --> 01:01:05.913
,هنوز, بعضي وقتا

01:01:06.041 --> 01:01:10.253
يه انفجارهايي بود که مثل توپ صدا ميداد

01:01:11.257 --> 01:01:13.506
صدا کر کننده بود

01:01:13.632 --> 01:01:17.469
مثل کار کردن نزديک موتور يه هواپيما بود

01:01:18.138 --> 01:01:20.304
امروز من مقداري ناشنوام

01:01:20.600 --> 01:01:22.893
ناشنوايي من اون موقع شروع شد

01:01:39.748 --> 01:01:41.079
اينها کاناداييها هستن

01:01:41.208 --> 01:01:43.875
( اداره ي آتش نشاني کالگري  ( کانادا

01:01:45.504 --> 01:01:48.088
اونها يک کاميون قرمز خوبي اورده بودن

01:01:48.215 --> 01:01:51.676
,و يک قانوني داشتن: بعد از خاموش کردن اتيش

01:01:51.803 --> 01:01:54.971
بايد کاميون رو هرشب ميشستم

01:01:55.098 --> 01:01:58.433
صبح روز بعد, برميگشت که پوشيده از نفت باشه

01:02:04.234 --> 01:02:06.443
!جهنم يک شغل

01:02:09.741 --> 01:02:11.701
من حرکتم رو حداقل دو يا سه بار به تاخير انداختم

01:02:13.454 --> 01:02:15.329
تا روزي که مجبور شدم برم

01:02:15.457 --> 01:02:18.709
اينکه مجبور شدم يه نمايش بزرگ رو ول کنم

01:02:18.835 --> 01:02:22.211
قلبم رو شکست

01:02:24.551 --> 01:02:26.468
,اون نزديکيها چرخيدم

01:02:26.594 --> 01:02:29.137
تا نزديک پايان

01:02:29.431 --> 01:02:33.309
که از يک ديوار بزرگ رد شديم

01:02:33.435 --> 01:02:36.937
اون روز يک گزارشگر براي نيويورک تايمز بود

01:02:37.647 --> 01:02:41.984
.ديگه کشوري براي کسي نبود. جنگ همه چيزو نابود کرده بود

01:02:42.403 --> 01:02:44.153
ما درو شکستيم

01:02:44.406 --> 01:02:45.824
,به محض وارد شدن

01:02:46.618 --> 01:02:49.159
يک گونه کشف کرديم

01:02:49.286 --> 01:02:50.745
بهشت

01:02:50.873 --> 01:02:52.914
به جهنم تبديل شده بود

01:02:53.541 --> 01:02:57.628
يک جور باغي براي خانواده ي سلطنتي کويت بود

01:02:59.006 --> 01:03:01.924
,اونجا اسب هاي اصيلي بودن

01:03:02.260 --> 01:03:05.888
اونا کاملا ديوانه شده بودن

01:03:07.015 --> 01:03:10.642
,حيوانات اولين کساني بودن که قبل از فاجعه فرار ميکنن

01:03:10.770 --> 01:03:13.312
اگه آزاد باشن براي فرار کردن

01:03:13.648 --> 01:03:15.857
اما اونجا فرار نکردن

01:03:16.945 --> 01:03:19.905
پرندگاني اونجا پيدا شدن, در يک واحه

01:03:20.032 --> 01:03:22.240
همه چيز به خوبي آبياري شده بود

01:03:22.951 --> 01:03:27.621
پرندگاني که نمي تونستن پرواز کنن بخاطر اين بود که پر و بالشان چسبيده بود

01:03:30.878 --> 01:03:34.630
کويتي ها رفتن که به بدبختي برسن

01:03:35.466 --> 01:03:38.552
حيوانات بستري شده را ترک کردن

01:03:38.678 --> 01:03:42.346
به همراه باديه نشينان, که به تکامل بشر معتقد نبودن

01:03:44.335 --> 01:03:48.768
کارگران" به اتحاد "سباستيائو سالگادو" اقتصاددان مديريت شد"

01:03:51.859 --> 01:03:54.696
اين تصاوير در بهترين مجلات منتشر شد

01:03:54.822 --> 01:03:56.864
نمايشگاهي که دنيارو سفر کرده

01:03:56.991 --> 01:03:59.742
و کتاب به چندين زبان منتشر شد

01:04:01.080 --> 01:04:04.290
اما "سباستيائو و "لليا" توقف کردن

01:04:04.834 --> 01:04:09.671
اونها بلافاصله شروع کردن به کار کردن روي يک مرحله جديدي از عکاسي

01:04:09.924 --> 01:04:14.052
اونها تذکر دادن که يک پيامد مشتعل از زمان ما

01:04:14.386 --> 01:04:17.137
جابجا شدگي تمام جمعيت

01:04:17.266 --> 01:04:21.185
ناشي از جنگ ها, قحطي و نقش بازار جهاني بود

01:04:22.145 --> 01:04:25.648
,مانند اروپا که مرزهايش را بست

01:04:25.942 --> 01:04:30.444
سباستيائو" تلاش ميکرد نوري بر زندگي هاي منزوي شده بيافکنه"

01:04:31.491 --> 01:04:36.077
.دوباره با "لليا", تحقيقات و برنامه ريزي رو شروع کرد

01:04:36.204 --> 01:04:40.167
لليا" دوباره نيروي حرکت اين فصل جديد بود"

01:04:40.292 --> 01:04:42.542
.که "مهاجرت" نام داشت
"Exodus"

01:04:43.087 --> 01:04:44.711
"Exodus"
"مهاجرت"

01:04:45.673 --> 01:04:49.719
آن نگراني جهاني در مورد زندگي هاي اين پناهگاهها را موجب شد

01:04:49.845 --> 01:04:51.888
,هند, ويتنام, فليپين

01:04:52.015 --> 01:04:54.058
,امريکاي جنوبي, فلسطين, عراق

01:04:54.183 --> 01:04:55.975
و بسيار جاهاي ديگر

01:04:56.896 --> 01:05:00.480
اما "سباستيائو" به اقليم دوباره و دوباره برگشت

01:05:00.607 --> 01:05:04.403
من تصور اونو قبلا براي يه زماني تسخير کردم

01:05:04.903 --> 01:05:06.487
"افريقا"

01:05:17.418 --> 01:05:20.585
من داشتم پروژم رو روي جنبش مردمي انجام ميدادم

01:05:23.342 --> 01:05:26.593
در سال 1994, که رييس جمهور "رواندا" در هواپيما

01:05:27.181 --> 01:05:29.182
به قتل رسيد

01:05:29.934 --> 01:05:33.268
همه چيز از يک حرکت بزرگ از مردم به سمت تانزانيا شروع شد

01:05:33.395 --> 01:05:38.274
بخاطر سرکوبي بي رحمانه در برابر "واتوسي"ها در رواندا
(واتوسي: عضو يکي از دو قبيله ي کشور رواندا)

01:05:39.736 --> 01:05:43.362
و من يکي از کساني بودم که اول رسيد

01:05:44.075 --> 01:05:46.241
يک فاجعه بود

01:05:46.369 --> 01:05:48.704
مردمي که به "بروندي" گريختند

01:05:48.955 --> 01:05:51.290
... ,به کنگو, به اوگاندا

01:05:51.417 --> 01:05:53.583
اونها به همه جا فرار کردن

01:05:57.840 --> 01:06:01.678
خيابونها پر از مردم بود

01:06:04.724 --> 01:06:06.850
,مردم در کنار جاده استراحت ميکردن

01:06:06.977 --> 01:06:10.814
....تمام دارايي هاشون رو با دوچرخه ميبردند

01:06:10.939 --> 01:06:13.900
مردمي که با چيزيي که ميتونستن گريختن

01:06:15.569 --> 01:06:18.279
ما مسيرو رو در جهت عکس دنبال ميکنم

01:06:18.574 --> 01:06:21.782
ما به لب مرز رفتيم

01:06:21.910 --> 01:06:24.661
نه هيچ حفاظتي بود, نه چيز ديگه اي

01:06:24.788 --> 01:06:28.877
من به رواندا اومدم و وحشتناک بود

01:06:29.084 --> 01:06:33.630
عوارض مرگي که در اين جاده ها ديدم

01:06:36.427 --> 01:06:38.261
که "گرانادا" رو شکسته بود

01:06:38.930 --> 01:06:43.433
اونها کساني هستند که توسط "گراندا" که با قمه کشته شده بود کشته نشدن

01:06:44.229 --> 01:06:47.687
من عظمت فاجعه رو

01:06:47.814 --> 01:06:51.652
که داشت ميديد فهميدم

01:06:52.530 --> 01:06:55.323
نسل کشي در اون کشور متعهد شده بود

01:06:58.327 --> 01:07:03.124
, ( حدود 150 کيلومتر در حومه ي "کيگالي" (پايتخت رواندا

01:07:03.251 --> 01:07:06.003
و 150 کيلومتر از مردگان

01:07:14.306 --> 01:07:17.765
من برگشتم چون داستانم در مورد شما مردم بود

01:07:17.893 --> 01:07:21.896
او داشت کتابي از پناهدگي مينوشت, از مهاجرت

01:07:22.357 --> 01:07:24.482
من به اين کمپ ها رفتم

01:07:24.900 --> 01:07:26.609
و شروع کردم به ديدن

01:07:26.736 --> 01:07:30.530
تعداد افرادي که رواندا رو ترک کردن

01:07:32.703 --> 01:07:35.538
جهنم خودشو در اين بهشت جا داده بود

01:07:36.457 --> 01:07:38.999
من وحشت کرده بودم

01:07:39.125 --> 01:07:42.711
که ديدم چطور اين زمين هموار زيبا

01:07:42.839 --> 01:07:45.966
به يک شهربزرگ شکل گرفته بود

01:07:48.513 --> 01:07:52.390
در آن روزها, تقريبا يک ميليون نفر اونجا بودن

01:07:59.024 --> 01:08:02.862
در ميان تمامي اين اضطراب ها, يه چيزي منو خيلي لمس کرد

01:08:03.197 --> 01:08:06.698
,که ديدن اين مادر با کوچولوش بود

01:08:06.825 --> 01:08:10.577
و کوچولو به مادرش اطمينان داشت

01:08:23.888 --> 01:08:25.428
خشونت

01:08:26.140 --> 01:08:27.764
و وحشيگري

01:08:27.892 --> 01:08:31.268
يک امتياز انحصاري

01:08:31.563 --> 01:08:33.354
از کشورهاي دور نيستن

01:08:33.482 --> 01:08:36.733
در اينجاست, در اروپا, در تشکيل دهنده ي يوگسلاوي

01:08:36.860 --> 01:08:38.862
خيلي تکان دهندست

01:08:41.575 --> 01:08:45.578
... در يک اتوبوس که از سرتاسر کراجينا, کرواسي مياد

01:08:46.747 --> 01:08:49.122
يک نفر داخل اون حفره کشته شد

01:08:49.250 --> 01:08:53.254
کروت ها خيل از افراد رو کشتن که کراجينا رو ترک کنن

01:08:53.964 --> 01:08:55.755
خشونت فراوان بود

01:08:55.884 --> 01:08:59.217
چيزي که خيلي بدم مياد

01:08:59.428 --> 01:09:03.431
اينه که ببينم چقدر کينه واگيرداره

01:09:04.184 --> 01:09:06.602
اين مردم خشونت ديدن

01:09:06.978 --> 01:09:08.269
در خانواده ها

01:09:08.397 --> 01:09:12.568
تمام جمعيت صرب کراجينا بيرون رانده شده بودن

01:09:14.738 --> 01:09:19.115
از زمان ت زماني که از خونه هاشون رانده شدن

01:09:19.242 --> 01:09:21.493
دنبال جايي براي رفتن ميگشتن

01:09:21.621 --> 01:09:26.082
آنها به همسايگان روبروي خود شليک ميکردن

01:09:41.061 --> 01:09:44.021
اين يک کمپ پناهندگي نزديگ "توزلا"ست

01:09:44.646 --> 01:09:47.607
در مرکز بوسني

01:09:47.735 --> 01:09:50.696
آنها خانواده هايي هستن که دارن از "زپا"ي تحت محاصره فرار ميکنن

01:09:51.365 --> 01:09:54.866
جايي که صرب ها زاران مردم جوان رو کشتند

01:09:55.870 --> 01:10:01.081
ما در همون لحظه اونجا بوديم. فقط به عنوان خانواده اي که

01:10:01.668 --> 01:10:04.253
به يک ايالت پر از اضطراب رسيدند

01:10:04.253 --> 01:10:15.767
دانلود رايگان جديدترين فيلم ها وسريال ها
‏<c.colorcb351b>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>

01:10:15.767 --> 01:10:18.603
اونجا فقط زنها, سالخورده ها

01:10:19.022 --> 01:10:20.562
و بچه ها بودند

01:10:20.690 --> 01:10:25.110
مردان جوان يا بازداشت شده بودند يا کشته

01:10:31.328 --> 01:10:34.247
اين اتفاق در اروپا نادره

01:10:34.373 --> 01:10:37.541
در قرن بيستم اخير

01:10:37.877 --> 01:10:39.293
,اما اينجا, ماشينها

01:10:39.421 --> 01:10:43.299
ما ميتونيم که آن مردم با يک معيار زندگي

01:10:43.426 --> 01:10:45.428
يک معيار اروپايي زندگي

01:10:45.887 --> 01:10:48.596
با يک سطح فکري اروپايي

01:10:48.931 --> 01:10:51.097
يک زيرسازي اروپايي

01:10:51.476 --> 01:10:52.892
و کساني که همه چيزو از دست دادن

01:10:57.150 --> 01:11:01.111
صدها کيلومتر پر از مردم و ماشين ها بود

01:11:05.201 --> 01:11:07.077
ما يک حيوان بسيار درنده هستيم

01:11:07.204 --> 01:11:10.081
ما انسانها, يک حيوان وحشتناک هستيم

01:11:11.541 --> 01:11:15.336
اينجا در اروپا, يا در افريقا, امريکاي لاتين, هرجايي

01:11:15.463 --> 01:11:18.129
يا خشونت بينهايته

01:11:24.974 --> 01:11:27.182
تاريخ ما يک تاريخ از جنگ هاست

01:11:34.402 --> 01:11:35.900
يک داستان بدون پايان

01:11:36.028 --> 01:11:38.154
,يک تاريخ از سرکوبي

01:11:38.282 --> 01:11:39.948
داستان ديوانه کننده

01:11:48.879 --> 01:11:51.629
وضعيت در رواندا به تحول يافتن ادامه داد

01:11:51.839 --> 01:11:55.926
ارتش "هوتو", که قدرت دستش بود, شکست خورد

01:11:56.052 --> 01:12:01.140
و به کنگو کنگو و ناحيه ي "گوما" پناه برد

01:12:02.477 --> 01:12:07.021
اول, واتوسي ها از وحشيگري "هوتو"ها گريختن

01:12:07.148 --> 01:12:08.898
بعد اونها "هوتو" بودن

01:12:09.025 --> 01:12:11.736
آن تصرف واتوسي اي گريختن

01:12:11.861 --> 01:12:13.905
پس همه آنها گريختن

01:12:17.035 --> 01:12:18.869
در چند روز

01:12:18.995 --> 01:12:21.956
در ماه جولاي 1994

01:12:22.082 --> 01:12:23.498
ناحيه ي گوما

01:12:23.626 --> 01:12:26.670
از بيش از 2 ميليون نفر پذيرايي کرد

01:12:28.214 --> 01:12:30.756
و آنجا عاقبت داستان مستقر شد

01:12:33.763 --> 01:12:36.682
مرض هايي مثل وبا شروع به پخش شدن شد

01:12:36.809 --> 01:12:40.603
و مردم مثل مگس ها مي افتادن

01:12:41.063 --> 01:12:44.481
حداقل 12 هزار يا 15 هزار مرگ در روز وجود داشت

01:12:48.321 --> 01:12:51.240
من تصاويري از توده هاي مرگ مثل اين گرفتم

01:12:51.825 --> 01:12:54.493
پدري رو ديدم که با بچه اش نزديک شد

01:12:54.912 --> 01:12:56.413
و انداختش اينجا

01:12:56.539 --> 01:13:00.749
او داشت اينجوريبا شخص گپ ميزد

01:13:07.552 --> 01:13:10.636
ما دفن کردن مردم رو تدارک نديديم

01:13:11.682 --> 01:13:14.602
ماشين يک ارتش فرانسوي اورد

01:13:14.854 --> 01:13:18.563
و تعداد زيادي رو گرفت

01:13:18.816 --> 01:13:20.899
آنهارو ب زمين مي انداختن

01:13:21.025 --> 01:13:23.777
و با خاک مي پوشوندن

01:13:41.093 --> 01:13:43.509
همه بايد اين تصاويرو ببينن

01:13:43.970 --> 01:13:46.888
که ببينن گونه هاي ما چقدر وحشتناک هستن

01:13:53.523 --> 01:13:56.900
...اين طفلان يتيم, در جاده پيداشون کردم

01:13:58.780 --> 01:14:00.236
از اين سه بچه

01:14:00.364 --> 01:14:03.950
دو نفر با سرزنده ترين چشمان ميمونه

01:14:04.077 --> 01:14:08.122
چشمان ناخوش, داشت ميمرد

01:14:10.751 --> 01:14:13.545
وقتي از اونجا رفتم, مريض بودم

01:14:13.796 --> 01:14:16.213
خيلي مريض. بدنم ناخوش بود

01:14:16.425 --> 01:14:19.926
يک مرض واگيردار نبود

01:14:20.221 --> 01:14:22.181
روحم مريض بود

01:14:27.063 --> 01:14:31.149
يک سال بعد از مصيبت به رواندا رفتم

01:14:31.276 --> 01:14:36.073
براي بازگشت "هوتو"ها, ک در کنگو بودند

01:14:36.405 --> 01:14:38.324
و جايي براي رفتن نداشتن

01:14:38.450 --> 01:14:42.786
ملل متحد اونهارو مجبور به برگشت کرد

01:14:53.720 --> 01:14:58.013
ما احساس کرديم که تمام سياره پوشيده شده از چادرهاي پناهنده ها بود

01:15:11.197 --> 01:15:13.198
,بعد از کار کردن در اونجا

01:15:13.323 --> 01:15:17.869
مراجع "واتوسي" پيشنهاد دادن منو ببينن

01:15:17.997 --> 01:15:21.916
چندين مکان, مجالس سرکوبي

01:15:28.593 --> 01:15:33.555
مردم به کليسا با فکر اينکه ميتونن نجات پيدا کنن پناه يافتن

01:15:34.266 --> 01:15:36.766
همه کشته شدن

01:15:43.318 --> 01:15:45.527
اينجا يک مدرسه بود

01:15:45.946 --> 01:15:50.699
هنوز ميتوني تخته سياه رو با نوشته وقتي از اونجا ميگذري ببيني

01:15:50.826 --> 01:15:52.911
ترسناک بود

01:16:06.845 --> 01:16:11.015
,ز مردمي که رواندا رو ترک کردن, برخي از 2 ميليون نفر

01:16:11.141 --> 01:16:13.810
,بعضي برگستن به رواندا

01:16:13.937 --> 01:16:16.645
اما بقيه از يک سخت گيري ممکن ميترسيدند

01:16:16.773 --> 01:16:21.820
گرهي از 250 هزار نفر از شهر گوما رفتن

01:16:21.946 --> 01:16:24.198
و به جنگل کنگو رفتن

01:16:27.330 --> 01:16:28.620
ما گم شديم

01:16:28.746 --> 01:16:32.708
همه ميدونستن اونها 250 هزار نفر رو گم کرده بودن

01:16:32.834 --> 01:16:34.792
ما نمي دونستيم که کجا هستن

01:16:37.882 --> 01:16:39.340
,شش ماه بعد

01:16:39.927 --> 01:16:44.554
,آنها شروع به ظهور "کيسانگاني" در مرکز کنگو کردن

01:16:46.977 --> 01:16:50.644
انها شش ماه در جنگل بودند

01:16:51.772 --> 01:16:57.025
و اينجا, عضو هيئت عالي سازمان ملل داشت منو به اينجا ميبرد

01:16:58.196 --> 01:17:01.323
يک قطاري بود که منو ميبرد

01:17:02.410 --> 01:17:05.787
قطار, بعد از گذاشتن غذا, بايد برگرده

01:17:13.465 --> 01:17:18.470
من سه روز با اين افرادي که همينطور ميومدن گذروندم

01:17:18.597 --> 01:17:21.222
گروه ها و گروه ها از مردم ميومدن

01:17:23.559 --> 01:17:27.062
اما وقتي به حدود 250 هزار نفري که رفتن فکر ميکني

01:17:27.190 --> 01:17:29.858
... و 40 هزار بازگشته

01:17:30.193 --> 01:17:34.238
210 هزار نفر گمشده بودن

01:17:44.168 --> 01:17:46.584
و در برابر, زندگي ادامه داشت

01:17:46.712 --> 01:17:51.424
مرداني که مو کوتاه ميکنن

01:17:52.344 --> 01:17:54.680
,و اين کنگويي اينجا

01:17:54.804 --> 01:17:56.554
با ماشين حسابش

01:17:57.849 --> 01:18:03.395
دلار تلاش ميکرد مردم رو جمع کنه

01:18:03.523 --> 01:18:06.774
اسکناس ها, و اون اونجا بود که سعي کنه اونارو عوض کنه

01:18:07.237 --> 01:18:11.656
در وسط ناکجا اباد! در ميان يک جنگل مجزا شده از همه چيز

01:18:19.083 --> 01:18:20.291
,در يک نقطه

01:18:20.795 --> 01:18:25.339
,که جنگجويان غير نظامي کيسانگاني, که واتوسي بودن

01:18:25.467 --> 01:18:27.842
شروع کردن به پخش کردن مردم

01:18:28.220 --> 01:18:29.761
که اونهارو به عقب برگردونن

01:18:29.887 --> 01:18:34.266
ونا مجبور شدن شش ماه ديگر راه برن تا به رواندا برگردن

01:18:34.394 --> 01:18:36.478
شروع به کشتن چند نفر کردن

01:18:37.606 --> 01:18:42.109
اونجا, مردمي رو ديدم که بيشتر از اين نمي تونستن

01:18:42.737 --> 01:18:45.529
اونا شروع به ديوانه شدن کردن

01:18:45.656 --> 01:18:47.573
عقلشونو از دست داده بودن

01:18:47.700 --> 01:18:49.282
ديوونه شده بودن

01:18:54.667 --> 01:18:58.085
,در حقيقت, از اين مردمي که دک شده بودن

01:18:58.505 --> 01:19:00.797
ما چيزي نشنيديم

01:19:02.218 --> 01:19:04.677
مطمئنم که همه ي اونا مردند

01:19:12.436 --> 01:19:17.566
اين آخرين سفر من بود. اين ماجراجويي ناراحت کننده در رواندا

01:19:21.323 --> 01:19:23.448
رفتم اونجا

01:19:25.036 --> 01:19:29.789
او به هيچي اعتقاد نداشت. به رستگاري نژاد بشر اعتقاد نداشت

01:19:29.917 --> 01:19:32.584
ما نمي تونستيم اونو زنده نگه داريم

01:19:32.711 --> 01:19:34.503
ما سزاوار نبوديم ديگه زندگي کنيم

01:19:34.630 --> 01:19:36.589
کسي سزاوار زندگي کردن نبود

01:19:46.770 --> 01:19:51.775
چندبار من دوربينمو انداختم زمين براي چيزي که ديدم عزاداري ميکردم؟

01:19:58.158 --> 01:20:02.536
سباستيائو" به درون قلب سياهي زل زده بود"

01:20:02.664 --> 01:20:06.248
و از کارش به عنوان ک عکاس اجتماعي سوال کرد

01:20:06.374 --> 01:20:09.502
و شهادت به وضيعت انسان

01:20:09.713 --> 01:20:13.925
چي بعد از رواندا باقي ميمونه؟

01:20:21.185 --> 01:20:25.813
در اون زمان, سلامتي پدربزرگم بدتر شد

01:20:26.441 --> 01:20:30.570
والدينم مجبور شدن برگردن به برزيل که ببرنش به مزرعه

01:20:31.155 --> 01:20:35.826
اونجا فقط يه بي حاصل بود. نمي دونستن چه کاري باهاش بکنن

01:20:36.996 --> 01:20:41.207
پرنده ها, سوسمارا, و جنگل ها ناپديد شده بودن

01:20:41.377 --> 01:20:45.437
هيچ خاطرات دوران کودکي از "سباستيائو" نبود

01:20:49.217 --> 01:20:52.719
بعد"لليا" يک ايده ي غالفلگير کننده داشت

01:20:52.847 --> 01:20:56.934
چرا جنگلي که قبلا اينجا بود رو دوباره نکاريم؟

01:20:59.689 --> 01:21:04.191
جنگلي که قبلا اينجا بود اين تپه هارو پوشونده بود

01:21:04.318 --> 01:21:06.319
که جنگل آتلانتيک بود

01:21:06.445 --> 01:21:08.821
جنگل آتلانتيک

01:21:09.407 --> 01:21:11.700
کسي تلاشي براي دوباره کاشتن نکرد

01:21:12.202 --> 01:21:15.746
مارو با 600 هکتار تنها گذاشتن

01:21:16.334 --> 01:21:19.752
پيشنهادي که "لليا" داده بود

01:21:19.878 --> 01:21:22.254
براي ابقا کردن روح خانوده بود

01:21:22.381 --> 01:21:25.633
بهرحال, اونها شروع به استفاده از اونها کردن

01:21:26.095 --> 01:21:28.428
و براي 10 سال بعد

01:21:28.639 --> 01:21:33.143
اتفاقي که در اين زمين افتاد يک معجزه بود

01:21:33.269 --> 01:21:36.895
که از "موسسه ي خاک" از اون لحظه شروع شد

01:21:43.573 --> 01:21:46.407
,يادمه هنگام اولين کشت

01:21:46.534 --> 01:21:50.329
بعضي وقتا خواب ميديدم که شب داشت ميمرد

01:21:52.123 --> 01:21:56.293
چون که خاک مخوف بود. او در حالت بدي بود

01:21:56.421 --> 01:21:59.548
تعجب کردم. ايا اين گياهان ريشه دارن؟

01:22:00.218 --> 01:22:04.263
,در جنگل آتلانتيک 400 گونه ي مختلف بود

01:22:04.389 --> 01:22:07.309
,ما 400تا نداشتيم

01:22:07.435 --> 01:22:12.104
... ول ما 100 گونه کاشتيم, 150

01:22:12.397 --> 01:22:16.609
درسته که اولين کشت 60 درصد رو از دست ميده

01:22:17.445 --> 01:22:20.448
40تا در ثانيه

01:22:20.574 --> 01:22:25.120
هيچ کتابي براي تدريس بازکاشتن يک جنگل آتلانتيک نبود

01:22:44.644 --> 01:22:46.603
من عاشق اومدن به اينجام

01:22:47.149 --> 01:22:49.899
که تمام اين درختارو کنار هم ببينم

01:22:50.152 --> 01:22:52.526
,وقتي اين انبوه جنگل رو مي بيني

01:22:53.570 --> 01:22:57.533
يک ايده اي از تلاش وارد شده از کاشت تمام اينجا انجام شده

01:23:01.456 --> 01:23:03.122
,وقتي کوچيک بودم

01:23:03.458 --> 01:23:06.084
يک ابشار کوچيکي وجود داشت

01:23:06.962 --> 01:23:09.882
تمام سال, يک ابشاري اينجا بود که جاري بود

01:23:10.008 --> 01:23:14.844
با خواهرم اومدم اينجا و زير آبشار پيک نيک زديم

01:23:15.681 --> 01:23:18.140
هنوز کلي جنگل بود

01:23:18.518 --> 01:23:19.641
بعد

01:23:20.103 --> 01:23:23.647
وقتي درختا قطع شدن, آب ناپديد شد

01:23:24.732 --> 01:23:28.067
حالا جنگل ما جوونه, کلي اب نياز داره

01:23:30.030 --> 01:23:34.366
,اما در ظرف 10 يا 15 سال, وقتي همه چيز پابرجا شد

01:23:34.494 --> 01:23:38.622
مطمئنم که يک ابشار زيباي ديگري پديدار ميشه

01:24:00.523 --> 01:24:01.691
آنها

01:24:02.737 --> 01:24:04.902
,جاده هاي بسيار کوچکي هستن

01:24:05.029 --> 01:24:07.448
...صدها راه کوچيک

01:24:08.158 --> 01:24:10.033
گاوها به اونجا ميرن

01:24:10.910 --> 01:24:15.289
,هر پاي گاو که روي يک محيط کوچيک ميشينه

01:24:15.417 --> 01:24:18.752
200 يا 250 کيلو از دَمش وجود داره

01:24:18.880 --> 01:24:22.382
,فشردن زمين, خشک

01:24:22.510 --> 01:24:24.384
و چيزي دوباره سبز نميشه

01:24:24.970 --> 01:24:27.847
خيلي جالبه که تفاوت اينکه

01:24:28.516 --> 01:24:33.103
,اين قبلا يک موسسه ي خاک بود, چراگاه همواري مثل اين

01:24:33.230 --> 01:24:36.522
و يک اکوسيستم بهبود يافته ي ديگر رو يادداشت کنيم

01:24:36.651 --> 01:24:38.985
با 10 ميليون درخت بازکاشته شده

01:25:01.221 --> 01:25:02.387
اينجا ما مي بينيم

01:25:02.639 --> 01:25:07.310
خزوک تا لحظه ي مرگش ميخونه

01:25:07.978 --> 01:25:11.481
مطمئنم که اين درخت نبود

01:25:11.609 --> 01:25:15.360
موريانه هايي هستن که استتار کردن

01:25:15.488 --> 01:25:17.488
او اينجا دفن ميشه

01:25:26.750 --> 01:25:31.463
بعضي وقتا, ما فقط به يک درخت نگاه ميکنيم و به عموديتش فکر ميکنيم, به زيباييش

01:25:31.591 --> 01:25:36.885
...اما همه چيز بهش وابسته ست, اب ما, اکسيژن ما

01:25:37.011 --> 01:25:38.930
اين يک خونه براي همه ست

01:25:39.390 --> 01:25:42.351
...مورچه ها, حشرات کوچک, ملخ ها

01:25:42.477 --> 01:25:43.893
همه در درخت هستن

01:25:45.147 --> 01:25:49.483
خيلي دلپذيره که به درختي دست بزني که به کاشتنش کمک کردي

01:25:49.903 --> 01:25:53.445
اينجاست, پابرجا, تنومند

01:25:53.656 --> 01:25:57.034
در ظرف 30 سال به اين خوبي ميشه

01:25:57.287 --> 01:26:00.122
اين هنوز خيلي جوونه, داره رشد ميکنه

01:26:01.458 --> 01:26:04.586
ببينيد, جوون ترينشون اينجان, خيلي جوون, اينجا

01:26:04.713 --> 01:26:06.545
ممکنه امشب جوونه بزنن

01:26:07.423 --> 01:26:10.509
"مثل ورود "آليس" به "سرزمين عجايب

01:26:11.177 --> 01:26:16.224
و باورنکردني ترين چيز اينه که اين تبديل به يک درخت 40-50 متري ميشه

01:26:16.350 --> 01:26:19.436
و کسي که 400,500 سال زندگي ميکنه

01:26:19.562 --> 01:26:22.063
اينجا يک قدرت بزرگي وجود داره

01:26:26.654 --> 01:26:30.948
فکر کنيد که اين اين درخت ها سه ماهشونه

01:26:31.076 --> 01:26:33.410
... و به راس 400 سالگي ميرسه

01:26:34.705 --> 01:26:39.249
شايد ما بتونيم از اينجا

01:26:39.376 --> 01:26:41.544
مفهوم ابديت رو اندازه گيري کنيم

01:26:41.840 --> 01:26:44.214
شايد ابديت بتونه اندازه گيري شه

01:26:47.179 --> 01:26:50.056
"اولين روزها بعد از گفتن: "ما يک جنگل ميکاريم

01:26:50.183 --> 01:26:55.102
... من فکر کردم که مسير يک بذر به يک درخت کوچيک, يک گياه بود

01:26:55.228 --> 01:26:58.397
و اين شد, اما فقط يک گياه کوچيک وجود داره, جز يک ميليون

01:26:59.984 --> 01:27:01.483
و نه فقط اينجا

01:27:01.612 --> 01:27:05.406
!تقريبا نزديکي. و بيشتر و بشتر

01:27:05.532 --> 01:27:08.868
و اين شگفت انگيزترين چيزه, اين ايده

01:27:10.915 --> 01:27:13.124
شما ميتونين متحول شين, ميتونه رشد کنه

01:27:13.251 --> 01:27:16.501
اين ايده ي يه نفر نيست, به استثناي همه

01:27:18.382 --> 01:27:22.092
نمونه برداري شيوه ميتونه تقريبا همه جا جور بشه

01:27:22.219 --> 01:27:24.511
,البته, گونه ها يکي نيستن

01:27:24.639 --> 01:27:27.389
اما شيوه ي عمل

01:27:27.976 --> 01:27:29.936
در همه ي جنگلهاي استوايي يکيه

01:27:43.161 --> 01:27:46.411
زمين درمان نا اميدي "سباستيائو" بود

01:27:46.706 --> 01:27:51.460
,لذت ديدن رشد درختان, ظهور طغيان کننده

01:27:51.879 --> 01:27:57.174
او اشتياق "سباستيائو" براي عکاسي رو دوباره احيا کرد

01:27:57.676 --> 01:28:02.640
هرچند "لليا" و او ميدونستن که نمي تونن به راههاي قديميشون برگردن

01:28:03.059 --> 01:28:04.557
ما نتيجه ميگيريم

01:28:04.686 --> 01:28:08.396
که يک پروژه ي جديد عکاسي در محيط شروع ميشه

01:28:08.607 --> 01:28:11.776
البته, اولين ايده اي که اومد

01:28:11.903 --> 01:28:14.695
عليه نابودي جنگل بود

01:28:14.821 --> 01:28:17.281
يا آلودگي اقيانوس ها

01:28:17.535 --> 01:28:18.324
او اهميتي نداد

01:28:18.451 --> 01:28:22.413
و بطور تدريجي ما شروع به فکر کردن کرديم. بيا يه پروژه ي متفاوت انجام بديم

01:28:23.081 --> 01:28:25.207
بيا سياره رو ستايش کنيم

01:28:25.585 --> 01:28:28.128
و ما با غافلگيري متوجه شديم

01:28:28.255 --> 01:28:31.090
نزديک نصف سياره

01:28:31.633 --> 01:28:33.634
مانند روز "پيدايش" ادامه پيدا ميکنه

01:28:36.514 --> 01:28:40.975
.خيلي از دوستام بهم گفتن: " درگيرش نشو

01:28:41.102 --> 01:28:44.854
,خيلي خطرناکه. تو آدم خوبي هستي, عکاس اجتماعي

01:28:44.981 --> 01:28:48.609
و حالا تو وارد ميدان

01:28:49.278 --> 01:28:52.739
".چشم اندازهاي عکاسي, حيوانات ميشي

01:28:52.868 --> 01:28:55.242
!من گفتم: " چيزي نيست, ميرم سراغش

01:28:55.369 --> 01:28:58.871
"عکس گرفتن از اين چيزهارو هم ياد ميگيرم

01:28:58.998 --> 01:29:00.916
و سپس اولين داستان رو شروع کردم

01:29:01.462 --> 01:29:03.877
گالاپاگوس" ميخواستش"

01:29:04.214 --> 01:29:09.009
.داروين" ميخواست چيزي که فهميده رو بفهمه"

01:29:10.054 --> 01:29:11.637
,گونه هاي همسان

01:29:11.764 --> 01:29:14.932
,در اکوسيستم هاي بسيار متفاوت

01:29:15.060 --> 01:29:17.352
اونا بسيار متفاوت رشد کردن

01:29:19.899 --> 01:29:23.067
,نگاه کردن به جزئيات پاي ايگوانا

01:29:23.195 --> 01:29:26.197
نمي تونم به فکر کردن کمک کنم

01:29:26.699 --> 01:29:29.701
در دست يک جنگجوي ميانسال

01:29:29.952 --> 01:29:33.789
با فلزش براي حفاظت از قشرها

01:29:36.960 --> 01:29:38.919
,با نگاه کردن به ساختار دست

01:29:39.046 --> 01:29:42.799
,مي بينم که ايگوانا همينطور پسرخالمه

01:29:43.343 --> 01:29:46.094
که ما از يک سلول ميايم

01:29:49.475 --> 01:29:53.685
ما با شروع اين سن مواجه شديم

01:29:53.812 --> 01:29:55.605
,ما داريم با يک توانايي رفتار ميکنيم

01:29:55.732 --> 01:29:58.525
با تمام چين و چروکاش, با تمام دانشش

01:29:59.278 --> 01:30:04.784
مسلما, وقتي "داروين" اينجا بود, اون لاکپشت يک بزرگسال بود

01:30:05.411 --> 01:30:07.661
شايد اون داروينو ديده. کي ميدونه؟

01:30:10.499 --> 01:30:12.583
يادمه يه زماني خيلي خسته بودم

01:30:12.710 --> 01:30:18.047
چون براي مدت طولاني رفته بود به زمينهاي گدازه اي

01:30:18.176 --> 01:30:20.260
توي ساحل خوابم برد

01:30:21.136 --> 01:30:24.096
حس کردم يه چيزي پامو لمس ميکنه

01:30:24.222 --> 01:30:26.891
نگا کردم و ديدم يه شير دريايي بود

01:30:27.312 --> 01:30:29.312
يک پهناي مستقر شده ي ديگري داشت

01:30:29.438 --> 01:30:31.815
در پايان, سه شير دريايي اونجا بودن

01:30:32.525 --> 01:30:36.695
کسي به يک درنده که بنظر تهديد نميومد رسيدگي نميکرد

01:30:39.034 --> 01:30:41.783
اين اولين داستان طبيعت من بود

01:30:41.911 --> 01:30:45.205
عکاسي از حيوانات براي اولين بار

01:30:48.795 --> 01:30:52.504
... براي 8 سال, وقت داشتم

01:30:54.175 --> 01:30:56.218
که مهمترين چيز رو ببينم و بفهمم

01:30:56.343 --> 01:31:00.222
,من به عنوان يک لاک پشت خود طبيعتم, مثل يک درخت

01:31:00.350 --> 01:31:01.892
مثل يک سنگ

01:32:18.984 --> 01:32:21.233
نگاه خيره ش غير عادي باقي ميموند

01:32:24.156 --> 01:32:26.074
خيلي عميقه

01:32:26.408 --> 01:32:29.244
,بالا سر من بود, يه عکس گرفتم

01:32:29.371 --> 01:32:30.786
...اون انگشتشو گذاشت تو دهنش

01:32:31.498 --> 01:32:34.998
براي اولين بار داشت توي اينه نگاه ميکرد

01:32:35.125 --> 01:32:36.876
من روبروش بودم

01:32:37.004 --> 01:32:39.881
و انگشتش رو دراورد, گذاشت

01:32:40.007 --> 01:32:41.800
کم کم فهميد که اون خودش بود

01:32:41.927 --> 01:32:47.306
داشت تصويرش رو تصديق ميکرد. من کاملا احساس همذات پنداري کردم

01:33:01.742 --> 01:33:03.826
اين يه خوانواده اي مثل ماست

01:33:03.953 --> 01:33:06.997
.يک پدر بزرگ, يک پدر, بچه ها

01:33:09.459 --> 01:33:12.586
اونها بهم احترام ميذارن, ميدونين؟

01:33:13.046 --> 01:33:17.591
و وقتي ميريع مجبوري به رسومشون احترام بذاري

01:33:17.718 --> 01:33:20.387
,مجبوري در يک مسير ويژه بشيني

01:33:20.514 --> 01:33:23.307
مجبوري به قلمروشون احترام بذاري

01:33:23.433 --> 01:33:25.892
و بعد جوابش رو ميگيري

01:33:27.730 --> 01:33:30.857
من همچنين با يک نهنگ دوست شدم

01:33:36.116 --> 01:33:37.448
اينها نهنگ ها هستن

01:33:38.995 --> 01:33:40.244
در آرژانتين

01:33:42.999 --> 01:33:46.626
يک بزرگسال به اندازه ي 35 متر و 40 تن وزن, کم و بيش

01:33:47.878 --> 01:33:50.129
داشت نزديک ميشد, به کشتي اومد

01:33:50.258 --> 01:33:52.383
ميتونستم لمسش کنم

01:33:52.510 --> 01:33:55.177
!و شگفت انگيز بود. اون پوست خيلي حساس بود

01:33:55.304 --> 01:33:56.845
هنگامي که داره تکون ميخوره

01:33:56.972 --> 01:34:01.392
تکون خوردن دمش رو ديد, در 35 متريش

01:34:01.519 --> 01:34:02.936
يک حساسيت شگفت انگيز

01:34:03.773 --> 01:34:07.900
ما يک کشتي کوچکي داشتيم که بيشتر از 7 متر نبود

01:34:08.653 --> 01:34:11.279
ميدونستم اگه سنگين باشيم, ميتونيم غرق شيم

01:34:11.407 --> 01:34:14.157
!اما اون هيچوقت به قايق دست نزد, هيچوقت

01:34:14.285 --> 01:34:17.330
بعضي وقتا دور ميشد و به دريا با دمش ضربه ميزد

01:35:01.298 --> 01:35:05.968
اين يه دنياي ديگه ست, باورنکردنيه

01:35:06.096 --> 01:35:10.807
ببينم اگه عکس ديگه اي از ""نِنِتس" داشته باشم

01:35:11.978 --> 01:35:15.814
ببين نِنِتس چيه

01:35:17.401 --> 01:35:18.776
اين خونه شماست

01:35:23.283 --> 01:35:27.034
من اين گزارش رو از نِنِتس گرفتم که مدت طولاني داشت آماده ميشد

01:35:27.996 --> 01:35:32.207
هجده آدم و حدود 6000 گوزن شمالي وجود داشتن

01:35:32.335 --> 01:35:34.836
آنها در يک کوچ پايدار زندگي ميکنن

01:35:36.673 --> 01:35:39.675
اينجا بايد ساعت 7 بعدازظهر باشه

01:35:39.802 --> 01:35:42.931
حدود 8 نور آتيش

01:35:43.057 --> 01:35:45.849
و پختن تنها وعده ي غذايي داغ روز

01:35:46.727 --> 01:35:50.103
بعد از شام, گردهمايي دارن

01:35:50.231 --> 01:35:51.690
و آتيش خاموش ميشه

01:35:51.816 --> 01:35:57.571
:هنگام سوختن آتش درجه حرارت دلپذيره
15-20 درجه

01:35:57.905 --> 01:36:00.533
دو ساعت بعد, حدودا 30 درجه منفي صفر

01:36:04.079 --> 01:36:07.081
اينا کابوي هاي واقعي سيبري هستن

01:36:07.210 --> 01:36:09.836
هميشه دور گردنشون

01:36:09.962 --> 01:36:13.130
ريسمان ميبندن, که از پوست گوزن شمالي ساخته شده

01:36:14.093 --> 01:36:18.887
اونا چکمه هاي چرم با يک خز نقره اي ميپوشين

01:36:19.599 --> 01:36:23.227
با چکمه هاشون ميخوابم. يک چکمه يک عمر باقي ميمونه

01:36:38.496 --> 01:36:41.706
اوبي" يک رودخونه ي خاصيه"

01:36:41.834 --> 01:36:43.791
يک رودخونه ي وسيع در سيبري

01:36:44.711 --> 01:36:48.421
حدود 47 کلومتر وسعت داره

01:36:51.386 --> 01:36:55.638
وقتي از "اوبي" ميگذري, وارد قطب شمال ميشي

01:36:57.726 --> 01:37:00.144
ما هيچ خط افقي نداريم, ما هيچي نداريم

01:37:00.272 --> 01:37:05.026
ما روي يک صفحه ي سفيد اندازه ي جهان هستيم

01:37:17.040 --> 01:37:20.459
پيدايش", "سباستيائو" رو مجبور کرد دوباره دنيا رو سفر کنه"

01:37:20.835 --> 01:37:22.334
براي نزديک ده سال

01:37:23.006 --> 01:37:27.635
براي نمايش طبيعت, حيوانات, مکانها و مردم بود

01:37:27.761 --> 01:37:30.597
اونها به عنوان شروع زمان زندگي ميکنن

01:37:30.723 --> 01:37:33.308
يک منظره ي خوشبينانه تر از همان سياره

01:37:33.435 --> 01:37:38.564
سباستيائو" آسيب ديده و نابود شده به نظر ميومد"

01:37:40.152 --> 01:37:43.070
پيدايش" ميشد کار بزرگش باشه"

01:37:43.197 --> 01:37:45.447
يک نامه ي عاشقانه به سياره

01:38:00.841 --> 01:38:03.926
زوئي" تصاويري در نوشته هاي "يسوعيون" قرن شانزدهم داشت"
(راهباني که رسته ي آنان در 1534 بنيان گذاري شد )

01:38:04.053 --> 01:38:07.514
آمازون" اومد و بر مردمي که"

01:38:07.642 --> 01:38:10.727
نوعي لوله پايين لبشون پوشيده بودن گزارش گرفت

01:38:10.853 --> 01:38:14.104
اين سرخپوستها هيچوقت ديده نشده بودن

01:38:14.233 --> 01:38:16.567
ما فکر کرديم که اين يک افسانه بود

01:38:16.694 --> 01:38:18.986
يا يک ابتکار از يسوعيون

01:38:19.114 --> 01:38:21.530
تا آخر دهه ي 40

01:38:21.825 --> 01:38:24.075
وقتي که باهاشون دوباره ارتباط برقرار کرديم

01:38:24.661 --> 01:38:28.789
دولت پارا"
برزيل
"اتحاديه ي زوئي
2009

01:39:54.058 --> 01:39:56.434
اين سرخپوستها در بهشت زندگي ميکنن

01:39:57.603 --> 01:39:59.854
تنها جايي که تو عمرم ديدم

01:39:59.982 --> 01:40:03.191
که زنان 3, 4 يا 5 شوهر دارن

01:40:03.777 --> 01:40:06.319
و بسيار شوهران زنان ديگر

01:40:07.616 --> 01:40:09.658
,زن يک شوهر شکارچي

01:40:10.160 --> 01:40:11.826
,يک شوهر ماهيگير

01:40:12.328 --> 01:40:15.788
يک شوهري که کمي کشاورزي ميکند

01:40:16.000 --> 01:40:20.169
...يک شوهر که نزديک خونه ست و به تمام کارهات کمک ميکنه داره

01:40:20.382 --> 01:40:22.715
زنان قدرت شگرفي دارن

01:40:22.841 --> 01:40:26.677
,بر مردان حکومت دارن

01:40:26.803 --> 01:40:28.427
اهميت کافي

01:41:01.220 --> 01:41:05.431
چيزي که هميشه براي اين مردم بسيار قابل توجه بنظر ميومد

01:41:05.640 --> 01:41:09.435
اينه که مردم آگاهي کاملي از پندارشون دارن

01:41:10.063 --> 01:41:12.065
,وقتي داشتم ميرفتم عکس بگيرم

01:41:12.692 --> 01:41:16.528
شخص ميدونست که داشتم ميرفتم عکس شمارو نمايش بدم

01:41:17.531 --> 01:41:20.739
در روز اول آنها مقداري کنجکاو شدن, بعد گذاشتم که کنجکاو باشن

01:41:22.328 --> 01:41:24.370
اين دنياي اون نبود

01:41:24.579 --> 01:41:27.956
هرچند, من خيلي مجذوب چاقوم شده بودم

01:41:28.250 --> 01:41:32.878
ايپو" دوستم منو قسم داد که چاقومو بدم"

01:41:33.005 --> 01:41:35.298
"اما سر "افني

01:41:35.760 --> 01:41:39.346
ازم قول گرفت که بهشون چيزي ندم

01:41:39.473 --> 01:41:42.724
براي حفاظت از خلوص اين سرخپوستها

01:41:43.353 --> 01:41:45.603
.گفتم: "ببينيد ما يه قراري ميذاريم

01:41:45.938 --> 01:41:50.441
.وقتي که ميري و چاقو رو بيرون پنجره ي هواپيما ميکني

01:41:50.569 --> 01:41:53.113
.من مسير هواپيمارو دنبال ميکنم

01:41:53.240 --> 01:41:55.156
".و چاقو رو پيدا ميکنم

01:42:13.512 --> 01:42:15.889
اين گياهان خيلي سالخوردن

01:42:16.099 --> 01:42:18.850
اينها بين 40 تا 50 سال دارن

01:42:23.317 --> 01:42:25.525
...گياهان شگفت آور

01:42:26.568 --> 01:42:28.067
سرخس ها

01:42:28.239 --> 01:42:32.491
,يک گياه سايه افکن, که در وسط جنگل رشد ميکنه

01:42:32.661 --> 01:42:34.911
در بالاترين قسمت ها, اينجا

01:42:36.398 --> 01:42:38.415
موها منو ياد مادرم ميندازه

01:42:38.543 --> 01:42:41.168
.مادرم زن زيبايي بود. خيلي زيبا

01:42:44.007 --> 01:42:46.590
,اونها گياهان شما بودن. وقتي مادرم مرد

01:42:47.719 --> 01:42:50.595
پدرم غمش رو ميخورد تا مرد

01:42:50.722 --> 01:42:53.056
بعد از اينکه خودمونو رسونديم

01:42:58.941 --> 01:43:00.650
ببينيد, داره بارون ميباره

01:43:01.027 --> 01:43:02.108
چقدر زيبا

01:43:20.466 --> 01:43:24.385
زمين خيلي براي ما مهمه

01:43:24.930 --> 01:43:28.264
ما داريم يک چرخه با اين زمين ميبنديم

01:43:28.976 --> 01:43:32.645
و در جريان اون چرخه زندگي مارو ميگذرونه

01:43:32.772 --> 01:43:34.437
زندگي والدينم رو ميگذرونه

01:43:35.171 --> 01:43:37.505
از زندگي خواهرانم ميگذره

01:43:37.862 --> 01:43:40.780
و خيلي از زندگي من

01:43:41.032 --> 01:43:45.870
و حالا نوبت افزودن زندگيمون به اينه

01:43:45.996 --> 01:43:47.746
زندگي من و "لليا" دوباره

01:43:48.999 --> 01:43:51.333
تاريخ مارو باقي ميذاره

01:43:51.461 --> 01:43:55.297
اين يک بخشي از دوران کودکيم بود و حالا از دوران پيريمه

01:43:55.508 --> 01:43:56.797
,و روزي که بميرم

01:43:56.924 --> 01:44:02.553
ما از اينجا ميريم, جنگلي که مدتي قبل از زمان من وجود داشت

01:44:03.141 --> 01:44:05.976
بنابراين, شما يک چرخه رو کامل ميکنيد

01:44:06.271 --> 01:44:08.437
اين داستان زندگي منه

01:44:29.529 --> 01:44:32.608
مردي که عکس هايش به ما

01:44:32.739 --> 01:44:34.908
هزاران داستان درباره سيارمون گفت

01:44:35.039 --> 01:44:37.336
:بري ما يک تاريخ بزرگ و يک روياي بزرگ گذاشت

01:44:37.469 --> 01:44:39.636
تخريب طبيعت ميتونه معکوس بشه

01:44:42.849 --> 01:44:47.838
بيش از هزار سرچشمه دارن به "موسسه ي خاک" آب ميدن

01:44:47.970 --> 01:44:51.352
هم اکنون 2.5 ميليون درخت کاشته شده

01:44:51.484 --> 01:44:54.128
.حيات وحش برگشته, حتي جگوارها
(پلنگهاي خالدار امريکايي)

01:44:56.258 --> 01:44:59.684
زمين بيشتر از اين دارايي "سالگادو" نيست

01:44:59.816 --> 01:45:02.200
حالا يک پارک ملي که به همه تعلق داره

01:45:02.333 --> 01:45:06.497
نمايشيست که زمينهاي هرجايي رو تخريب کرده

01:45:06.630 --> 01:45:18.927
..:: کانال تلگرام بلبل جان ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan  ::. </c>

01:45:20.440 --> 01:46:20.440
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net  ::.</c>