﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:12.220
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:16.899 --> 00:00:20.066
‫[برای بیان حقیقت]

00:00:20.596 --> 00:00:22.529
‫[برای بیان حقیقت]

00:00:23.111 --> 00:00:25.657
‫حالا که برگشتیم به سراغ
‫گروه بعدی شرکت‌کنندگان بریم.

00:00:27.029 --> 00:00:29.076
‫شرکت‌کنند شماره یک،
‫می‌شه اسمتون رو بگین؟

00:00:29.169 --> 00:00:31.462
‫من رزا پارکسم.

00:00:32.005 --> 00:00:32.999
‫شماره دو.

00:00:33.339 --> 00:00:35.051
‫من رزا پارکسم.

00:00:35.461 --> 00:00:36.902
‫شماره سه هم بگه.

00:00:37.202 --> 00:00:38.749
‫من رزا پارکسم.

00:00:38.774 --> 00:00:40.436
‫توجه داشته باشین که این سه نفر،

00:00:40.461 --> 00:00:42.498
‫ادعا دارن که قهرمان حقوق مدنی
‫یعنی رزا پارکس هسن،

00:00:42.523 --> 00:00:44.781
‫پس بریم که سوال و جواب رو
‫با کیتی کارلایل شروع کنیم.

00:00:44.812 --> 00:00:46.165
‫خانم شماره دو،

00:00:46.397 --> 00:00:47.869
‫دقیقا چه اتفاقی بود،

00:00:47.986 --> 00:00:50.096
‫که منجر به اون لحظه شکوهمند
‫توی اتوبوس شد؟

00:00:50.176 --> 00:00:51.517
‫لحظه‌ای که دستگیر شدین،

00:00:51.542 --> 00:00:53.088
‫چه احساسی داشتین؟

00:00:53.439 --> 00:00:55.085
‫زنگ به صدا در اومد و وقت تموم شد.

00:00:55.117 --> 00:00:57.073
‫الان هم مسلما باید رأی بدین،

00:00:57.098 --> 00:00:58.309
‫که چه کسی به نظر شما،

00:00:58.334 --> 00:00:59.850
‫رزا پارکس واقعیه.

00:00:59.875 --> 00:01:01.781
‫من صرفا بر اساس احساساتم،

00:01:01.806 --> 00:01:03.607
‫می‌خوام به شماره دو رأی بدم.

00:01:03.632 --> 00:01:05.360
‫چون به ظاهر ملایمت لازم،

00:01:05.400 --> 00:01:07.677
‫برای ستیزه‌جویی رو دارن.

00:01:07.741 --> 00:01:09.697
‫- بسیارخب.
‫- ممکن بود هرکدوم از این خانم‌ها،

00:01:09.722 --> 00:01:11.523
‫توی اون شرایط شهامت به خرج بدن،
‫متأسفانه باید بگم،

00:01:11.548 --> 00:01:13.811
‫که نمی‌دونم کدوم رزا پارکس واقعیه،

00:01:13.844 --> 00:01:15.139
‫ولی به شماره دو رأی می‌دم.

00:01:15.164 --> 00:01:17.019
‫بسیارخب. نیپسی، تو به کی رأی می‌دی؟

00:01:17.103 --> 00:01:19.660
‫خب، گمونم درست نباشه من رأی بدم.

00:01:19.685 --> 00:01:21.138
‫چون خانم پارکس رو می‌شناسم،

00:01:22.404 --> 00:01:25.456
‫یکی از مجریان مراسم راهپیمایی،

00:01:25.481 --> 00:01:27.223
‫بین سلما و مونتگومری بودم،

00:01:27.248 --> 00:01:29.566
‫ولی خانم رزا پارکس
‫سه متر قد داره،

00:01:29.591 --> 00:01:31.408
‫و نه‌تنها در میان سیاه‌پوستان،

00:01:31.433 --> 00:01:33.288
‫بلکه در تاریخ دموکراسی ایالات متحده،

00:01:33.313 --> 00:01:35.189
‫قهرمان محسوب می‌شه.

00:01:37.559 --> 00:01:39.379
‫حالا اگه می‌شه،

00:01:39.543 --> 00:01:40.839
‫رزا پارکس واقعی،

00:01:40.989 --> 00:01:43.129
‫بلند شه و وایسته.

00:01:51.178 --> 00:01:55.871
‫[سال ۱۹۶۵]

00:01:56.005 --> 00:01:58.762
‫[آلاباما، مونتگومری]

00:01:59.094 --> 00:02:00.609
‫اولین بانوی...

00:02:00.633 --> 00:02:01.985
‫جنبش آزادی‌خواهی...

00:02:02.010 --> 00:02:03.722
‫خانم رزا پارکسه.

00:02:03.848 --> 00:02:05.207
‫دست‌هاتون رو بالا ببرین.

00:02:06.258 --> 00:02:07.473
‫پدر روحانی آبرناتی،

00:02:07.498 --> 00:02:09.161
‫و تمام خواهران و برادرنم،

00:02:09.186 --> 00:02:10.245
‫همچنین تمام فرزندانم،

00:02:10.270 --> 00:02:12.307
‫چون من رو مادر این جنبش خطاب می‌کنن،

00:02:12.591 --> 00:02:14.050
‫باید بگم که مسئله‌ی ما،

00:02:14.075 --> 00:02:15.477
‫سیاهان علیه سفیدها نیست،

00:02:15.502 --> 00:02:18.179
‫بلکه مسئله حق و باطله.

00:02:19.072 --> 00:02:21.040
‫می‌شه گفت در طول قرن بیستم،

00:02:21.064 --> 00:02:23.560
‫رزا پارکس یکی از تحسین‌شده‌ترین
‫چهره‌های آمریکاست،

00:02:24.046 --> 00:02:25.925
‫و می‌شه گفت یکی از تحریف‌شده‌ترین،

00:02:25.949 --> 00:02:28.089
‫و کژبرداشت‌شده‌ترین چهره‌های مدنیه.

00:02:29.376 --> 00:02:30.961
‫کسی که جلوی شما ایستاده،

00:02:30.993 --> 00:02:34.760
‫قربانی تمام اعمال خشونت‌آمیزیه،

00:02:34.785 --> 00:02:36.013
‫در جهت اینکه...

00:02:36.038 --> 00:02:37.975
‫امثال ما رو حقیرتر نشون بده.

00:02:38.000 --> 00:02:40.273
‫آره، همگی می‌دونیم که ایشون،

00:02:40.297 --> 00:02:41.899
‫توی اتوبوس از جاش بلند نشد.

00:02:42.051 --> 00:02:43.985
‫این دیدگاه کوته‌نظرانه،

00:02:44.009 --> 00:02:46.317
‫که فکر کنیم تصمیمی ناگهانی بوده...

00:02:46.369 --> 00:02:47.872
‫باید این دیدگاه رو از بین ببریم.

00:02:48.940 --> 00:02:51.086
‫از هر جهت که حساب کنیم،

00:02:51.111 --> 00:02:52.417
‫بنده ناتوانم،

00:02:52.696 --> 00:02:55.629
‫ولی انتظار دارم شهروند درجه یک باشم.

00:02:55.654 --> 00:02:56.807
‫چون می‌خوام که باشم.

00:02:56.832 --> 00:02:57.999
‫مسلما،

00:02:58.023 --> 00:03:00.488
‫طی رویدادهای چند روز اخیر سلما،

00:03:00.513 --> 00:03:02.854
‫تقریبا ایمانم رو از دست دادم.

00:03:03.088 --> 00:03:05.554
‫ولی با خودم گفتم
‫بعد اینکه دیدم چه اتفاقی در سلما افتاد،

00:03:05.842 --> 00:03:09.489
‫نمی‌تونم فقط با رویکرد عشق و علاقه،
‫امروز به اینجا بیام.

00:03:09.864 --> 00:03:11.636
‫اگه دقت می‌کردن،

00:03:11.661 --> 00:03:13.798
‫که چطور درمورد جمهوری
‫آفریقای جدید صحبت می‌کنه.

00:03:13.838 --> 00:03:17.279
‫اگه دقت می‌کردن که چطور کنار
‫پلنگ‌های اوکلند ایستاده.

00:03:17.304 --> 00:03:18.769
‫اگه به تمام...

00:03:18.794 --> 00:03:22.055
‫گونه‌های معطر شخصیتش،

00:03:22.080 --> 00:03:23.411
‫ذره‌ای دقت می‌کردن،

00:03:23.436 --> 00:03:26.285
‫در اون صورت می‌فهمیدن
‫رزا پارکس واقعا کی بوده.

00:03:26.719 --> 00:03:29.578
‫ولی گمونم کمی با ترس بهش نگاه می‌کردن.

00:03:30.037 --> 00:03:31.059
‫♪ آره. ♪

00:03:31.084 --> 00:03:33.378
‫♪ خداوندا، نمی‌شه دست و بالم رو ببندی؟ ♪

00:03:33.403 --> 00:03:35.936
‫♪ چون نمی‌خوام به کسی صدمه‌ای بزنم. ♪

00:03:36.431 --> 00:03:38.770
‫♪ خداوندا، نمی‌شه راهنمای مسیرم باشی؟ ♪

00:03:38.804 --> 00:03:41.388
‫♪ چون نمی‌خوام رفتار ناشایستی داشته باشم. ♪

00:03:42.038 --> 00:03:44.111
‫♪ خداوندا، نمی‌شه به روح درمانده‌ام ♪
‫♪ کمک کنی؟ ♪

00:03:44.138 --> 00:03:46.844
‫♪ چون این بت‌ها می‌خوان ♪
‫♪ ایمانم رو بدزدن. ♪

00:03:47.432 --> 00:03:49.816
‫♪ باید خویشتن‌داری کنم، ♪

00:03:49.841 --> 00:03:52.713
‫♪ چون نمی‌خوام از چشم تو بیفتم. ♪

00:03:52.966 --> 00:03:55.317
‫♪ خداوندا، نمی‌شه به روح درمانده‌ام ♪
‫♪ کمک کنی؟ ♪

00:03:55.424 --> 00:03:57.099
‫♪ لطفا ایمانم رو تقویت کن. ♪

00:03:57.124 --> 00:03:59.251
‫♪ ایمانم رو تقویت کن. ♪

00:03:59.733 --> 00:04:01.184
‫[جنرال موتورز غیرانسانی‌ترین تصمیم
‫در تاریخ بشر رو گرفته.]

00:04:01.415 --> 00:04:03.079
‫«سرگذشت سرکشانه خانم رزا پارکس»

00:04:03.104 --> 00:04:04.363
‫♪ آره. ♪

00:04:04.911 --> 00:04:11.365
‫[لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

00:04:13.296 --> 00:04:15.733
‫«من هیچ‌وقت ادغام‌گرا نبودم.»

00:04:16.431 --> 00:04:18.017
‫«حتی در زمان تفکیک‌سازی نژادی،»

00:04:18.042 --> 00:04:20.074
‫«ادغام‌گرایی زیادی توی
‫ایالات جنوبی رواج داشت.»

00:04:20.921 --> 00:04:23.166
‫«ولی لزوما برای سود و راحتی...»

00:04:23.191 --> 00:04:25.624
‫«جامعه سفیدپوست بود، نه برای ما.»

00:04:26.781 --> 00:04:29.240
‫«هدف خاتمه دادن به ظلمی بود،»

00:04:29.265 --> 00:04:31.353
‫«که به قشر مظلوم تحمیل شده بود.»

00:04:32.319 --> 00:04:34.274
‫«تمام افراد فارغ از نژاد، مذهب و ملیت،»

00:04:34.299 --> 00:04:37.865
‫«باید از حقوق یکسانی برخوردار باشن.»

00:04:41.648 --> 00:04:44.274
‫وقتی بچه بودم،
‫برای اینکه قربانی قتل نشم،

00:04:44.299 --> 00:04:45.982
‫یا چون فکر می‌کردم قراره کشته بشم،

00:04:46.229 --> 00:04:48.310
‫تمام مدت مجبور بودم،

00:04:48.335 --> 00:04:50.054
‫از فرقه کو کلاکس کلن مخفی بشم.

00:04:50.301 --> 00:04:52.734
‫خانواده‌ام از املاکی
‫که براش زحمت کشیدن،

00:04:52.759 --> 00:04:54.626
‫محروم شدن و تمام مال و اموالشون،

00:04:54.651 --> 00:04:56.561
‫ازشون گرفته شد.

00:04:56.586 --> 00:04:59.078
‫من هم برخلاف خیلی از بچه‌های دیگه،

00:04:59.102 --> 00:05:00.656
‫فرصت تحصیل در مدرسه نداشتم.

00:05:00.681 --> 00:05:05.295
‫[سال ۱۹۱۹]

00:05:05.320 --> 00:05:08.534
‫[آلاباما، پاین لول]

00:05:08.559 --> 00:05:09.668
‫اوایل قرن بیستم،

00:05:09.693 --> 00:05:11.194
‫- مقطعی بود که اغلب اوقات،
‫- [فرانسیس گوریر، مورخ]

00:05:11.218 --> 00:05:12.645
‫- بهش لقب «حضیض» می‌دادن،
‫- [فرانسیس گوریر، مورخ]

00:05:12.670 --> 00:05:14.430
‫- پست‌ترین دوره سیاه‌پوستان آمریکا بود.
‫- [فرانسیس گوریر، مورخ]

00:05:15.507 --> 00:05:16.742
‫حتی به زعم عده‌ای از مردم،

00:05:16.767 --> 00:05:18.855
‫اون دوره بدتر از دوره برده‌داری آمریکا بود.

00:05:20.088 --> 00:05:22.271
‫- «وقتی که شش سالم شد،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

00:05:22.296 --> 00:05:24.006
‫- «به درکی رسیدم که متوجه شدم،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

00:05:24.031 --> 00:05:26.543
‫- «که ما به هیچ عنوان آزاد نیستیم.»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

00:05:26.707 --> 00:05:28.024
‫«فرقه کو کلاکس کلن،»

00:05:28.048 --> 00:05:30.113
‫«به مناطق سیاه‌پوست‌نشین هجوم می‌آورد،»

00:05:30.340 --> 00:05:32.604
‫«کلیساها رو آتیش می‌زدن،
‫آدم‌ها رو می‌کشتن.»

00:05:33.625 --> 00:05:35.214
‫«بعدا متوجه شدم علتش این بود،»

00:05:35.239 --> 00:05:37.080
‫«که سربازان سیاه‌پوست آمریکایی،»

00:05:37.105 --> 00:05:39.143
‫«از جنگ جهانی اول برگشته بودن،»

00:05:39.179 --> 00:05:41.722
‫«و انتظار داشتن به پاس از
‫خدماتشون برای کشور،»

00:05:41.747 --> 00:05:43.792
‫«از حقوق یکسان برخوردار باشن.»

00:05:45.491 --> 00:05:46.835
‫«یادمه در اون زمان،»

00:05:47.277 --> 00:05:48.723
‫«خشونت علیه ما به حدی زیاد شد،»

00:05:48.748 --> 00:05:50.505
‫«که پدربزرگم تمام مدت،»

00:05:50.529 --> 00:05:52.623
‫«تفنگش رو کنار خودش نگه می‌داشت.»

00:05:53.447 --> 00:05:55.823
‫«چون پدربزرگم می‌خواست
‫به هر قیمتی که شده،»

00:05:55.848 --> 00:05:57.299
‫«محافظ خانه و منزلش باشه.»

00:05:57.701 --> 00:06:00.078
‫«دلم می‌خواست ببینم
‫که از تفنگش استفاده می‌کنه.»

00:06:02.538 --> 00:06:05.070
‫همیشه از پدربزرگش برام می‌گفت،

00:06:05.095 --> 00:06:07.480
‫و درمورد اینکه هیچ ترسی...

00:06:07.936 --> 00:06:09.660
‫- از سفیدپوست‌ها نداشت.
‫- [کارولین ویلیامسون گرین، دخترخاله پارکس]

00:06:09.685 --> 00:06:11.464
‫- خودش هم ظاهر سفیدی داشت، ولی...
‫- [کارولین ویلیامسون گرین، دخترخاله پارکس]

00:06:11.489 --> 00:06:14.018
‫- هیچ ترسی از سفیدها نداشت.
‫- [کارولین ویلیامسون گرین، دخترخاله پارکس]

00:06:16.011 --> 00:06:17.482
‫«پدر پدربزرگم،»

00:06:17.507 --> 00:06:19.133
‫«صاحب مزرعه سفیدپوستی،»

00:06:19.158 --> 00:06:20.743
‫«به اسم جان ادواردز بود،»

00:06:20.996 --> 00:06:23.374
‫« و مادر پدربزرگم خدمتکار برده‌اش بود.»

00:06:23.807 --> 00:06:26.250
‫«پدربزرگم با سفیدپوست‌ها زندگی می‌کرد.»

00:06:26.823 --> 00:06:29.330
‫«وقتی پدربزرگم بچه بود،
‫مادرش رو از دست داد،»

00:06:29.588 --> 00:06:31.703
‫«بعد جان ادواردز هم مرد.»

00:06:32.568 --> 00:06:35.041
‫«سرکارگری صاحب مزرعه شد،»

00:06:35.066 --> 00:06:37.127
‫«اصلا هم از پدربزرگم خوشش نمی‌اومد.»

00:06:37.457 --> 00:06:38.886
‫«به قدری باهاش بدرفتاری کرد،»

00:06:38.911 --> 00:06:40.512
‫«که نفرت خاموش‌نشدنی‌ای،»

00:06:40.537 --> 00:06:42.801
‫«نسبت به سفیدپوستان توی دلش کاشت.»

00:06:43.498 --> 00:06:44.913
‫«پدربزرگم کسی بود،»

00:06:44.938 --> 00:06:46.430
‫«که به مادرم یاد داد،»

00:06:46.455 --> 00:06:49.510
‫«که آدم نباید در قبال
‫رفتار بد کسی، سر خم کنه.»

00:06:50.245 --> 00:06:52.807
‫«این کردار توی ژن ما رسوخ کرده بود.»

00:06:52.832 --> 00:06:55.968
‫[منزل کودکی خانواده رزا پارکس]

00:06:55.993 --> 00:06:57.405
‫همیشه شاتگانش پر بود،

00:06:57.429 --> 00:06:59.170
‫من هم هرشب کنارش می‌نشستم.

00:06:59.434 --> 00:07:01.282
‫همچنان هم...

00:07:01.669 --> 00:07:03.126
‫بابت شب‌هایی که توی بچگی،

00:07:03.151 --> 00:07:05.676
‫با پدربزرگم سپری کردم،
‫بی‌خوابی مزمنی دارم.

00:07:08.236 --> 00:07:10.430
‫وقتی آدم شب‌ها حواسش جمعه،

00:07:10.968 --> 00:07:12.793
‫نباید هیچ صدایی از خودش دربیاره.

00:07:13.905 --> 00:07:15.628
‫پارکس می‌دونست آدم باید،

00:07:15.653 --> 00:07:17.112
‫از چیزی که براش مهمه محافظت کنه.

00:07:17.250 --> 00:07:18.551
‫رزا هم...

00:07:18.575 --> 00:07:21.443
‫به این نتیجه رسید:
‫«باید این رویه...»

00:07:21.468 --> 00:07:22.358
‫[ژرژت نورمن، مدیر سابق موزه رزا پارکس]

00:07:22.383 --> 00:07:23.871
‫- «عوض بشه...»
‫- [ژرژت نورمن، مدیر سابق موزه رزا پارکس]

00:07:23.896 --> 00:07:25.517
‫- «که امثال من لازم باشه...»
‫- [ژرژت نورمن، مدیر سابق موزه رزا پارکس]

00:07:25.542 --> 00:07:26.748
‫- «از خودشون محافظت کنن.»
‫- [ژرژت نورمن، مدیر سابق موزه رزا پارکس]

00:07:27.048 --> 00:07:28.353
‫تهدید مقابل سیاهان،

00:07:28.377 --> 00:07:29.910
‫برترپنداری سفیدپوستان بود.

00:07:31.114 --> 00:07:32.561
‫[راستش...]

00:07:32.586 --> 00:07:35.402
‫[از اونجا که من و مادرم
‫با هم زندگی نمی‌کردیم،]

00:07:35.433 --> 00:07:38.005
‫[اگه بخوام از خاطراتم بگم،]

00:07:38.030 --> 00:07:40.870
‫[چندان خاطره‌ای از پدرم ندارم.]

00:07:40.895 --> 00:07:43.154
‫[مادرم هم...]

00:07:43.179 --> 00:07:45.800
‫[با مادربزرگ و پدربزرگم،]

00:07:45.825 --> 00:07:48.300
‫[و البته برادرم با هم زندگی می‌کردن.]

00:07:51.202 --> 00:07:52.377
‫برادرش،

00:07:52.401 --> 00:07:55.226
‫اگه اشتباه نکنم دو سال و نیم
‫ازش کوچیک‌تر بود.

00:07:55.699 --> 00:07:58.592
‫«سیلوستر همه‌جا دنبالم می‌اومد.»

00:07:58.772 --> 00:08:00.711
‫«همیشه هم شیطون و بازیگوش بود،»

00:08:01.130 --> 00:08:03.066
‫«ولی من حسابی هواش رو داشتم.»

00:08:03.418 --> 00:08:05.000
‫روزی بود که این دو نفر،

00:08:05.032 --> 00:08:07.266
‫توسط پسر سفیدپوستی،

00:08:07.291 --> 00:08:08.688
‫مورد آزار و اذیت قرار گرفتن.

00:08:12.149 --> 00:08:14.515
‫[توی جاده باهاش برخوردم،]

00:08:14.540 --> 00:08:16.327
‫[و پسره تهدید به ضرب و شتمم کرد.]

00:08:16.352 --> 00:08:18.800
‫[مشتش رو با تهدید کتک زدنم به عقب برد،
‫من هم...]

00:08:18.825 --> 00:08:20.950
‫[آجری از روی زمین برداشتم و...]

00:08:20.975 --> 00:08:23.538
‫[گفتم اگه جرئت داری بزن.]

00:08:23.563 --> 00:08:26.078
‫[البته این مسئله زیاد
‫ذهنم رو درگیر نمی‌کرد،]

00:08:26.103 --> 00:08:29.385
‫[ولی گمونم برای مادربزرگم تعریف کردم.]

00:08:29.410 --> 00:08:31.604
‫[گفتم فرانکلین تهدیدم کرد
‫که می‌خواد من رو بزنه،]

00:08:31.629 --> 00:08:34.586
‫[من هم آجر برداشتم تا بزنمش.]

00:08:34.611 --> 00:08:36.898
‫[بعد مادربزرگم کلی بهم تشر زد.]

00:08:36.923 --> 00:08:39.262
‫[بعد متوجه شدم در جواب...]

00:08:39.287 --> 00:08:43.559
‫[آزار و اذیت‌های سفیدپوست‌ها،]

00:08:43.584 --> 00:08:45.273
‫[نباید تلافی کرد.]

00:08:45.298 --> 00:08:48.724
‫[خلاصه از همین بابت ناراحت شدم.]

00:08:48.749 --> 00:08:50.412
‫[در اون لحظه،]

00:08:50.437 --> 00:08:52.187
‫[حس می‌کردم کاملا حق دارم،]

00:08:52.212 --> 00:08:54.292
‫[که بخوام از خودم دفاع بکنم.
‫حتی با اینکه...]

00:08:54.317 --> 00:08:56.715
‫[طرف مقابلم سفید بود.]

00:08:56.740 --> 00:08:58.916
‫[همچنین مادربزرگم بهم گفت،]

00:08:58.941 --> 00:09:01.680
‫[که اگه بخوام توی زندگی سر به هوا باشم،]

00:09:01.705 --> 00:09:05.712
‫[تا قبل از بیست سالگی
‫من رو دار می‌زنن.]

00:09:06.617 --> 00:09:08.286
‫«اگه قراره به مخالفت کلامی بسنده کنم،»

00:09:08.310 --> 00:09:09.857
‫«همون بهتر که من رو دار بزنن.»

00:09:10.547 --> 00:09:12.727
‫«با تلخی از این بابت گریه کردم،»

00:09:12.927 --> 00:09:14.657
‫«ولی ترجیح می‌دم از حقم عقب نکشم.»

00:09:15.017 --> 00:09:18.071
‫«مایلم هرموقع که خواستن دارم بزنن،»

00:09:18.096 --> 00:09:19.225
‫«با پای خودم تا چوبه دار برم.»

00:09:19.998 --> 00:09:22.060
‫- باید این مسئله رو درموردش دونست.
‫- [لانی مک‌کالی، نوه برادر رزا پارکس]

00:09:22.085 --> 00:09:24.503
‫- که از بدو تولد مثل سرباز مبارزی بود.
‫- [لانی مک‌کالی، نوه برادر رزا پارکس]

00:09:24.534 --> 00:09:26.286
‫- که حاضر بود برای حقوقش بجنگه.
‫- [لانی مک‌کالی، نوه برادر رزا پارکس]

00:09:26.993 --> 00:09:29.750
‫قدرتش به ملایمت در رفتارش بود.

00:09:30.979 --> 00:09:33.519
‫اگه با آدم مخالفتی داشت،

00:09:33.543 --> 00:09:35.013
‫حتما به اطلاع طرف مقابل می‌رسوند،

00:09:35.813 --> 00:09:37.398
‫ولی بدون اینکه صداش رو بالا ببره،

00:09:37.782 --> 00:09:39.739
‫نظرش رو منتقل می‌کرد.

00:09:42.149 --> 00:09:44.895
‫«مادرم کمی خوندن و نوشتن بهم یاد داد.»

00:09:45.095 --> 00:09:47.619
‫«حتی قبل اینکه پام به مدرسه باز بشه،»

00:09:47.644 --> 00:09:49.700
‫«بهم حروف الفبا، شمارش
‫و حساب کردن اعداد رو یاد داد.»

00:09:51.842 --> 00:09:55.470
‫«نزدیکی خونه ما مدرسه جدیدی تأسیس شده بود.»

00:09:56.049 --> 00:09:58.864
‫«که بی‌برو برگشت مختص
‫به دانش‌آموزان سفید بود.»

00:09:58.937 --> 00:10:01.790
‫«تمام دانش‌آموزها برخلاف ما،
‫سرویس اتوبوس مدرسه داشتن.»

00:10:02.455 --> 00:10:05.116
‫«هر روز خدا می‌دیدم
‫که اتوبوس از جلوی خونه ما رد می‌شه.»

00:10:05.589 --> 00:10:08.919
‫«یه بار هم مجبور شدم تا مدرسه
‫مسافت پنج کیلومتر رو پیاده برم.»

00:10:09.514 --> 00:10:11.567
‫«اتوبوس مدرسه جزو اولین مواردی بود،»

00:10:11.592 --> 00:10:13.981
‫«که بهم یاد داد دو دنیا داریم:
‫دنیای سیاه‌پوستان،»

00:10:14.006 --> 00:10:15.566
‫«و دنیای سفیدپوستان.»

00:10:17.914 --> 00:10:21.002
‫«مدارس ایالات جنوبی
‫بهترین محل برای تحمیل...»

00:10:21.027 --> 00:10:23.236
‫«دیدگاه حقارت‌آمیز علیه سیاه‌پوستان،»

00:10:23.260 --> 00:10:24.701
‫«و برترپنداری سفیدپوستان بود.»

00:10:24.870 --> 00:10:26.906
‫«بچه‌ای که تازه به مدرسه رفته بود،»

00:10:26.930 --> 00:10:28.537
‫«خیلی زود متوجه می‌شد،»

00:10:28.562 --> 00:10:30.683
‫«که بچه‌های سفیدپوست
‫به مدرسه‌های...»

00:10:30.708 --> 00:10:33.345
‫«مجهز با ساختمون‌های قشنگ می‌رن،»

00:10:33.785 --> 00:10:36.552
‫«ولی بچه‌های سیاه‌پوست
‫به مدرسه‌های خراب،»

00:10:36.577 --> 00:10:38.830
‫«توی کلبه‌های ناجور می‌رن،
‫که به جای میز و صندلی،»

00:10:38.855 --> 00:10:40.601
‫«فقط نیکمت‌های تخته‌ای دارن.»

00:10:42.042 --> 00:10:44.090
‫تحصیلات بچه‌های سیاه‌پوست،

00:10:44.114 --> 00:10:45.192
‫فقط تا کلاس ششمه.

00:10:45.217 --> 00:10:47.054
‫مادرش از این مسئله خوشش نیومد،

00:10:47.301 --> 00:10:50.135
‫برای همین به مدرسه‌ای
‫توی مونتگومری فرستادش،

00:10:50.160 --> 00:10:51.546
‫که اسمش مدرسه خانم وایت بود،

00:10:52.313 --> 00:10:54.814
‫و تعداد کثیری از دخترانی
‫که به مدرسه خانم وایت می‌رفتن،

00:10:54.839 --> 00:10:56.289
‫- توی مشارکت‌های مدنی مونتگومری،
‫- [جین تئوهریس، نویسنده و مورخ]

00:10:56.314 --> 00:10:58.267
‫- نقش فعالی ایفا می‌کردن.
‫- [جین تئوهریس، نویسنده و مورخ]

00:11:00.044 --> 00:11:02.301
‫[مدرسه خانم وایت،]

00:11:02.326 --> 00:11:03.452
‫[مدرسه غیردولتی بود.]

00:11:03.477 --> 00:11:05.353
‫[که می‌شد با شهریه ثبت‌نام کرد.]

00:11:05.377 --> 00:11:07.685
‫[من هم یکی از دخترهایی بودم،]

00:11:07.710 --> 00:11:09.657
‫[که شهریه مدرسه‌ام رو...]

00:11:09.682 --> 00:11:12.796
‫[با تمیزکاری و نظافت درآوردم.]

00:11:12.821 --> 00:11:15.120
‫[بعد هر کتابی دم دستم بود،]

00:11:15.145 --> 00:11:16.810
‫[نه فقط درمورد تاریخ سیاهان،]

00:11:16.835 --> 00:11:17.928
‫[بلکه کلا درمورد تاریخ می‌خوندم.]

00:11:17.952 --> 00:11:21.220
‫[چون درس مورد علاقه‌ام توی مدرسه بود.]

00:11:21.666 --> 00:11:24.105
‫«چیزهای زیادی درمورد خیاطی یاد گرفتم.»

00:11:24.130 --> 00:11:26.904
‫«اونچه که توی مدرسه خانم وایت یاد گرفتم،»

00:11:26.929 --> 00:11:29.097
‫«این بود که من به عنوان انسان،
‫عزت و کرامت دارم،»

00:11:29.196 --> 00:11:31.027
‫«و اینکه نباید صرفا چون سیاه‌پوستم،»

00:11:31.052 --> 00:11:33.443
‫«آرزوهای کوچکتری از بقیه داشته باشم.»

00:11:34.538 --> 00:11:39.365
‫[نُه پسر اسکاتسبورو نباید بمیرن.]
‫[سال ۱۹۳۱]

00:11:41.418 --> 00:11:44.497
‫«اولین فعال واقعی که دیدم،
‫ریموند پارکس بود.»

00:11:44.984 --> 00:11:47.896
‫«از اعضای قدیمی ا.م.پ.ر بود.»
‫[انجمن ملی پیشرفت رنگین‌پوستان]

00:11:49.510 --> 00:11:51.981
‫بعد از فوت پدربزرگم،
‫اولین کسی بود که دیدم،

00:11:52.006 --> 00:11:53.687
‫که حاضر نیست به قول خودمون،

00:11:53.712 --> 00:11:57.246
‫جلوی کسی سر خم کنه،

00:11:57.270 --> 00:11:58.410
‫نوکری کسی بکنه،

00:11:58.435 --> 00:12:00.228
‫و «بله بله قربان» بگه.

00:12:01.808 --> 00:12:03.333
‫«اواخر دهه سوم زندگیش بود،»

00:12:03.358 --> 00:12:05.739
‫«و توی سلمانی مخصوص سیاه‌پوستان،»

00:12:05.764 --> 00:12:07.609
‫«در مرکز شهر مونتگومری کار می‌کرد.»

00:12:08.129 --> 00:12:09.818
‫دوست مشترکی ریموند،

00:12:09.850 --> 00:12:11.382
‫و رزا پارکس رو با همدیگه آشنا می‌کنه.

00:12:11.529 --> 00:12:13.233
‫در ابتدا رزا چندان تمایلی
‫به آشنایی نداشت.

00:12:13.851 --> 00:12:15.475
‫«به نظرم زیادی سفیدپوست بود.»

00:12:16.314 --> 00:12:18.251
‫«من هم به جز پدربزرگم،»

00:12:18.276 --> 00:12:20.204
‫«بیزاری خاصی از مردان سفیدپوست داشتم،»

00:12:20.331 --> 00:12:22.883
‫«و ریموند پارکس هم خیلی روشن‌پوست بود.»

00:12:23.176 --> 00:12:25.343
‫از تجربیاتی که با سیاه‌پوستان
‫روشن‌پوست داشت،

00:12:25.368 --> 00:12:27.469
‫حس می‌کرد غالبا این افراد
‫از لحاظ سیاسی کم‌رو هستن.

00:12:27.742 --> 00:12:30.092
‫که البته درمورد ریموند هم صدق می‌کرد.

00:12:31.452 --> 00:12:33.812
‫«پارکس. همه پارکس صداش می‌زدن،»

00:12:34.250 --> 00:12:36.014
‫«از همین روی مشکلاتی که...»

00:12:36.039 --> 00:12:38.332
‫«توی دوران کودکی عادیش داشت،
‫برام واضح بود.»

00:12:39.340 --> 00:12:41.858
‫ضمنا صاحب ماشین نَش قرمزی هم بود.

00:12:42.994 --> 00:12:46.171
‫[ماشین نَش قرمزی
‫با صندلی‌های تاشو داشت.]

00:12:46.196 --> 00:12:48.365
‫[به نظرم ویژگی چشمگیری بود.]

00:12:48.390 --> 00:12:52.527
‫[که پسر به اون جوانی،
‫ماشین خودش رو داشت.]

00:12:52.558 --> 00:12:54.263
‫[مخصوصا از این جهت،]

00:12:54.288 --> 00:12:59.414
‫[که حاضر نبود برای سفیدپوستان رانندگی کنه.]

00:13:01.590 --> 00:13:03.299
‫[نباید بمیرند!]

00:13:03.941 --> 00:13:06.043
‫ریموند شروع به بحث درمورد
‫مسائل سیاسی می‌کنه،

00:13:06.077 --> 00:13:07.900
‫و بلافاصله رزا اسیر نظرات ریموند،

00:13:07.924 --> 00:13:10.029
‫درمورد مسائلی می‌شه،

00:13:10.054 --> 00:13:11.195
‫که ارتباط زیادی،

00:13:11.219 --> 00:13:12.932
‫- با مبارزه آزادی سیاهان داره، خب؟
‫- [فرانسیس گوریر، مورخ]

00:13:12.957 --> 00:13:14.379
‫- مخصوصا در اون دوره،
‫- [فرانسیس گوریر، مورخ]

00:13:14.404 --> 00:13:16.090
‫- که بحث پسران اسکاتسبورو بود.
‫- [فرانسیس گوریر، مورخ]

00:13:16.761 --> 00:13:18.545
‫به شدت نگران پسران سیاهی بود،

00:13:18.570 --> 00:13:21.132
‫که از طریق حمل و نقل قطار،

00:13:21.157 --> 00:13:23.485
‫قرار بود به زندان منتقل بشن،

00:13:23.510 --> 00:13:25.265
‫و با صندلی الکتریکی اعدام بشن.

00:13:29.575 --> 00:13:31.270
‫هشت سیاه‌پوست نوجوان
‫و یه پسر کوچیک بودن.

00:13:32.628 --> 00:13:34.867
‫توی قطار دنبال کار می‌گشتن.

00:13:36.122 --> 00:13:38.286
‫در همین حین با چند
‫مرد سفیدپوستی درگیر می‌شن.

00:13:41.167 --> 00:13:42.785
‫ضمنا دو زن سفیدپوست هم
‫سوار اون قطار بود،

00:13:42.810 --> 00:13:45.842
‫که اون‌ها هم دستگیر شدن،
‫و در دفاع از خودشون،

00:13:45.867 --> 00:13:47.189
‫ادعا کردن که این پسران سیاه‌پوست،

00:13:47.213 --> 00:13:48.876
‫بهشون تجاوز کردن.

00:13:52.475 --> 00:13:54.542
‫پسران اسکاتسبورو خیلی زود محاکمه شدن،

00:13:54.567 --> 00:13:56.258
‫و همگی به جز پسر دوازده ساله پرونده،

00:13:56.285 --> 00:13:58.838
‫- به اعدام محکوم شدن.
‫- [اعدام سیاهان برای تعرض به دو دختر]

00:13:59.412 --> 00:14:01.840
‫«به نظرم خیلی ناجور می‌اومد
‫که برای جرم نکرده،»

00:14:01.865 --> 00:14:03.626
‫«بخوان اعدامشون کنن.»

00:14:04.457 --> 00:14:07.125
‫«از همین روی می‌شد فهمید
‫که تفکیک‌طلبان چقدر ارزش،»

00:14:07.150 --> 00:14:09.005
‫«برای زندگی ما سیاهان قائل می‌شن،»

00:14:09.192 --> 00:14:11.705
‫«و برای ترس به دل ما انداختن،
‫حاضرن تا کجا پیش برن.»

00:14:13.320 --> 00:14:15.809
‫دلم می‌خواست باهاش به جلسات برم،

00:14:15.834 --> 00:14:16.902
‫و مکالماتشون رو گوش کنم،

00:14:16.927 --> 00:14:19.115
‫ولی همیشه بهم می‌گفت خیلی خطرناکه.

00:14:19.722 --> 00:14:21.610
‫«پلیس همیشه در صحنه بود،»

00:14:21.635 --> 00:14:23.118
‫«تا ایجاد رعب و وحشت کنه.»

00:14:23.143 --> 00:14:26.206
‫«نیروهای پلیس دو نفر رو کشتن
‫که با گروه پارکس،»

00:14:26.231 --> 00:14:28.995
‫«ارتباط داشتن و پارکس
‫اون دو نفر رو می‌شناخت.»

00:14:30.081 --> 00:14:33.514
‫مسلما مردم از این جهت نگران بودن
‫که کشته بشن،

00:14:33.539 --> 00:14:34.693
‫یا زندانی بشن.

00:14:35.934 --> 00:14:38.330
‫ریموند در طی کمپین اسکاتسبورو،

00:14:38.363 --> 00:14:40.114
‫پیشنهاد دفاع مسلحانه رو پذیرفت.

00:14:41.627 --> 00:14:44.626
‫شب‌های زیادی با هم بیدار می‌موندیم
‫و چشم روی هم نمی‌ذاشتیم.

00:14:44.651 --> 00:14:47.456
‫وقتی از خونه می‌رفت
‫نمی‌دونستم قراره کی برگرده،

00:14:47.481 --> 00:14:49.809
‫یا قراره جنازه‌اش گوشه‌ای بیفته.

00:14:50.655 --> 00:14:52.332
‫[ضمنا،]

00:14:52.357 --> 00:14:54.603
‫[همیشه سلاح همراهشون بود.]

00:14:54.628 --> 00:14:58.652
‫[هیچ‌وقت دست خالی به جایی نمی‌رفتن.]

00:15:02.728 --> 00:15:04.569
‫یکی از بزرگترین شایعات تاریخی،

00:15:04.594 --> 00:15:05.997
‫درمورد جنبش آزادی‌خواهی سیاهان،

00:15:06.022 --> 00:15:09.659
‫اینه که به صورت پیش‌فرض
‫موضع خشونت‌پرهیز داشته.

00:15:09.921 --> 00:15:11.841
‫که این حرف درست نیست.
‫از قضا برعکسه.

00:15:11.866 --> 00:15:13.709
‫- رزا پارکس هم...
‫- [رابین د. ج. کلی، مورخ]

00:15:13.734 --> 00:15:15.954
‫- با فرهنگ مبارزه و مقاومتی بزرگ شده بود،
‫- [رابین د. ج. کلی، مورخ]

00:15:15.979 --> 00:15:17.780
‫- که توش دفاع مسلحانه،
‫- [رابین د. ج. کلی، مورخ]

00:15:17.804 --> 00:15:19.752
‫مسئله‌ای لایتغیر محسوب می‌شد.

00:15:21.849 --> 00:15:23.963
‫- مادر پارکس از دفاع شخصی حمایت می‌کرد،
‫- [جوآن واتسون، عضو سابق شورای دیترویت]

00:15:23.988 --> 00:15:27.019
‫- چون اگه چنین نبود،
‫- [جوآن واتسون، عضو سابق شورای دیترویت]

00:15:27.044 --> 00:15:30.038
‫یکی از حامیان جمهوری آفریقای جدید نبود.
‫- [جوآن واتسون، عضو سابق شورای دیترویت]

00:15:30.063 --> 00:15:35.073
‫[آزادی جمهوری آفریقای جدید، ۱۹۷۱]

00:15:35.098 --> 00:15:36.521
‫[میسیسیپی، جکسون]

00:15:36.587 --> 00:15:38.066
‫جمهوری آفریقای جدید،

00:15:38.091 --> 00:15:41.134
‫قصد داره مطابق قانون عمل کنه.

00:15:41.159 --> 00:15:43.522
‫- تمام سلاح‌های ما جنبه دفاعی دارن.
‫- [ایماری اوبادله، بنیان‌گذار مشترک ج.ا.ج]

00:15:43.547 --> 00:15:45.182
‫- اگه توی ایالتی نبودیم،
‫- [ایماری اوبادله، بنیان‌گذار مشترک ج.ا.ج]

00:15:45.206 --> 00:15:46.554
‫- که خون سیاهان زیادی ریخته شده،
‫- [ایماری اوبادله، بنیان‌گذار مشترک ج.ا.ج]

00:15:46.579 --> 00:15:48.950
‫- لزومی بر حمل این سلاح‌ها نمی‌دیدیم.
‫- [ایماری اوبادله، بنیان‌گذار مشترک ج.ا.ج]

00:15:49.576 --> 00:15:51.960
‫بنیان‌گذار جمهوری آفریقای جدید،

00:15:51.985 --> 00:15:55.039
‫مردی به نام ریچارد هنری بود،

00:15:55.232 --> 00:15:58.069
‫که بعدا با نام دکتر ایماری اوبادله
‫شهرت پیدا کرد.

00:15:58.617 --> 00:16:03.374
‫هدف ج.ا.ج درخواست غرامت بابت برده‌داری،

00:16:03.399 --> 00:16:05.158
‫و قانون جیم کرو بود،

00:16:05.183 --> 00:16:07.724
‫تا گروه‌های مسلح دفاعی،

00:16:07.749 --> 00:16:09.252
‫برای دفاع از سیاهان تشکیل بدن،

00:16:09.277 --> 00:16:11.542
‫و اساسا منطقه‌ای از ایالات جنوبی،

00:16:11.566 --> 00:16:13.197
‫در اختیارشون باشه.

00:16:15.794 --> 00:16:17.221
‫مادر رزا پارکس،

00:16:17.246 --> 00:16:18.937
‫با رابرت ویلیامز و همسرش،

00:16:18.962 --> 00:16:20.789
‫یعنی میبل ویلیامز دوست شد،

00:16:20.814 --> 00:16:23.502
‫- که اون‌ها هم از قضا انقلابی بودن.
‫- [رابرت ویلیامز، بنیان‌گذار مشترک ج.ا.ج]

00:16:23.527 --> 00:16:26.886
‫[من به شدت شهامت و سماجت این آدم،]

00:16:26.911 --> 00:16:29.682
‫[برای رسیدن به آزادی رو...]

00:16:29.707 --> 00:16:32.161
‫[تحسین می‌کنم.]

00:16:34.437 --> 00:16:35.981
‫مقر فرماندهیشون توی جکسونِ میسیسیپی،

00:16:36.006 --> 00:16:38.784
‫توسط نیروهای دولتی تصرف شد.

00:16:40.038 --> 00:16:42.148
‫کسانی که مثلا قرار بود
‫مجریان قانون باشن،

00:16:42.173 --> 00:16:43.320
‫ولی بهشون هجوم برده بودن.

00:16:43.345 --> 00:16:46.521
‫به سمت اعضای جمهوری
‫آفریقای جدید تیراندازی کردن،

00:16:46.546 --> 00:16:48.816
‫اعضای جمهوری آفریقای جدید هم
‫باهاشون تقابل آتش کردن.

00:16:49.644 --> 00:16:52.722
‫دو مأمور از کلانتری جکسون
‫و یک مأمور فدرالی،

00:16:52.747 --> 00:16:55.492
‫با تیراندازی از درون منزل،
‫مورد اصابت گلوله قرار گرفتن.

00:16:56.025 --> 00:16:58.907
‫از گاز اشک‌آور برای بیرون کشیدن
‫ساکنان این منزل،

00:16:58.935 --> 00:17:01.228
‫از داخل خانه استفاده شد.

00:17:01.355 --> 00:17:04.583
‫در نهایت هفت عضو
‫از جمهوری آفریقای جدید،

00:17:04.608 --> 00:17:06.479
‫مقابل منزل تسلیم شدن.

00:17:08.281 --> 00:17:10.667
‫از اونجا که مجری قانونی کشته شده بود،

00:17:10.692 --> 00:17:13.773
‫مردم نگران شده بودن
‫که نکنه اعضای ج.ا.ج،

00:17:13.798 --> 00:17:15.586
‫که بازداشت شده بودن،

00:17:15.611 --> 00:17:17.361
‫قربانی تعرض، شکنجه و قتل بشن.

00:17:18.440 --> 00:17:20.847
‫علی‌رغم اینکه دکتر اوبادله
‫توی تیراندازی نقش نداشت،

00:17:20.872 --> 00:17:23.237
‫و هیچ خشونتی به خرج نداده بود،

00:17:23.262 --> 00:17:24.827
‫مسئول این قضایا شناخته شد،

00:17:24.852 --> 00:17:26.617
‫و حکم پنج سال حبس،

00:17:26.641 --> 00:17:28.158
‫در زندان فدرال براش صادر شد.

00:17:28.555 --> 00:17:30.454
‫مادر پارکس هم...

00:17:30.478 --> 00:17:32.930
‫با زندان تماس می‌گرفت،

00:17:32.955 --> 00:17:34.365
‫تا از احوالش جویا بشه.

00:17:35.607 --> 00:17:39.209
‫زنگ زد و گفت:
‫«می‌خوام شرایط ایماری اوبادله رو بدونم.»

00:17:39.234 --> 00:17:41.794
‫اون‌ها هم ریچارد هنری صداش می‌زدن.
‫«حالش چطوره؟»

00:17:42.438 --> 00:17:43.597
‫«شرایط رفاهیش چطوره؟»

00:17:44.375 --> 00:17:47.752
‫دکتر ایماری اوبادله گفت علت زنده موندنش،

00:17:47.777 --> 00:17:49.306
‫این بود که مادر پارکس با زندانی،

00:17:49.330 --> 00:17:50.894
‫که پنج سال توش حبس بود، تماس گرفت.

00:17:52.524 --> 00:17:54.025
‫برای مادر تفاوتی وجود نداشت،

00:17:54.050 --> 00:17:57.489
‫که بخواد از ایماری اوبادله
‫و رابرت ویلیامز حمایت کنه،

00:17:57.514 --> 00:17:59.861
‫یا از کشیش دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور
‫که خیلی دوستش داشت،

00:17:59.886 --> 00:18:00.997
‫حمایت کنه.

00:18:01.039 --> 00:18:03.862
‫به نظرش همگی در خلال،

00:18:03.886 --> 00:18:05.585
‫مبارزه برای آزادی حرکت می‌کردن.

00:18:06.451 --> 00:18:09.598
‫چون توی رویکردش نسبت به
‫حق آزادی تمام مردم،

00:18:09.623 --> 00:18:11.225
‫کلی‌نگر بود.

00:18:11.250 --> 00:18:16.224
‫[سال ۱۹۳۲]

00:18:19.217 --> 00:18:21.124
‫- «متوجه شدم که پارکس،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

00:18:21.156 --> 00:18:22.631
‫- «حاضره در جهتی تلاش کنه،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

00:18:22.655 --> 00:18:23.841
‫- «که موجب پیشرفت زندگی نژاد،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

00:18:23.866 --> 00:18:26.391
‫- «خانواده، و پیشرفت زندگی خودش بشه.»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

00:18:26.591 --> 00:18:29.567
‫«دومین باری که من و پارکس
‫با همدیگه هم‌نشین شدیم،»

00:18:29.609 --> 00:18:31.528
‫«از ازدواج با همدیگه صحبت می‌کرد.»

00:18:31.553 --> 00:18:33.907
‫«من هم اصلا به این موضوع فکر نمی‌کردم.»

00:18:34.125 --> 00:18:35.168
‫[جلسه ا.م.پ.ر]

00:18:35.193 --> 00:18:38.070
‫«توی منزل مادرم واقع در پاین لول
‫با همدیگه ازدواج کردیم.»

00:18:38.476 --> 00:18:39.804
‫«مراسم مجللی هم نگرفتیم،»

00:18:39.829 --> 00:18:41.816
‫«فقط اعضای خانواده
‫و دوستان نزدیک رو دعوت کردیم.»

00:18:43.824 --> 00:18:47.086
‫- عمو پارکس از بهترین آدم‌هایی بود که دیدم.
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

00:18:47.111 --> 00:18:48.365
‫- آدم مهربونی بود،
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

00:18:48.389 --> 00:18:50.855
‫- همیشه هم ساکت و کم‌حرف بود.
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

00:18:50.880 --> 00:18:52.673
‫[آلاباما، مونتگومری]

00:18:52.746 --> 00:18:54.701
‫با همدیگه به پروژه‌های دادگاه کلیولند رفتن.

00:18:54.726 --> 00:18:57.374
‫به زعم مردم رزا پارکس خانمی
‫از طبقه متوسط جامعه بود،

00:18:57.399 --> 00:18:59.234
‫ولی هیچ‌وقت در طول ازدواجشون،

00:18:59.259 --> 00:19:00.766
‫صاحب خونه‌ای برای خودشون نشدن.

00:19:02.095 --> 00:19:05.722
‫[در طی سال دومم توی مدرسه خانم وایت،]

00:19:05.747 --> 00:19:07.982
‫[مادربزرگم...]

00:19:08.007 --> 00:19:09.654
‫[مریض شد و مادرم گفت،]

00:19:09.679 --> 00:19:13.073
‫[که برگردم خونه و تا زمان فوتش،]

00:19:13.098 --> 00:19:14.430
‫[ازش مواظبت کردم.]

00:19:14.455 --> 00:19:18.349
‫[مدت کمی که گذشت،
‫مادرم هم مریض‌احوال شد.]

00:19:18.374 --> 00:19:20.924
‫[دیگه نمی‌تونست تدریس کنه،]

00:19:20.949 --> 00:19:23.592
‫[و من هم نمی‌تونستم به مدرسه برگردم.]

00:19:24.413 --> 00:19:27.720
‫[البته بعد اینکه ازدواج کردم،
‫برگشتم و دبیرستان رو تموم کردم.]

00:19:27.745 --> 00:19:30.103
‫[دیپلم دبیرستانم رو گرفتم.]

00:19:30.838 --> 00:19:33.957
‫[ولی اصلا پام به دانشکده باز نشد.]

00:19:35.457 --> 00:19:39.333
‫[اگه قرار بود فرصت شغلی‌ای پیدا کنم،]

00:19:39.358 --> 00:19:40.831
‫[توی فکرم بود پرستار بشم،]

00:19:40.856 --> 00:19:42.945
‫[یا مددکار اجتماعی بشم،]

00:19:42.970 --> 00:19:44.600
‫[هرکاری که بتونم به مردم کمک کنم،]

00:19:44.625 --> 00:19:47.407
‫[تا کمتر توی زندگیشون درد بکشن.]

00:19:48.532 --> 00:19:51.639
‫[سال ۱۹۴۲ کارم رو توی
‫مکس‌ول فیلد شروع کردم،]

00:19:51.664 --> 00:19:54.385
‫[توی اتاق مهمانشون می‌موندم،
‫نظافت می‌کردم.]

00:19:54.410 --> 00:19:57.667
‫[تا سال ۱۹۴۶ هم اونجا موندم.]

00:19:59.549 --> 00:20:02.769
‫[شوهرم عضو ا.م.پ.ر مونتگومری بود.]

00:20:02.794 --> 00:20:05.797
‫[به شدت درگیر این مسئله بود که سیاهان،]

00:20:05.822 --> 00:20:09.418
‫[حق رأی داشته باشن،]

00:20:09.443 --> 00:20:11.533
‫[و مالیات سرانه پرداخت کنن.]

00:20:12.680 --> 00:20:14.226
‫[جانی کار،]

00:20:14.251 --> 00:20:18.295
‫[مجابم کرد توی جلسه ا.م.پ.ر شرکت کنم،]

00:20:18.320 --> 00:20:21.490
‫[که توی روزنامه تریبون آلاباما،
‫درموردش خونده بودم.]

00:20:21.515 --> 00:20:26.336
‫[واسه همین با خودم گفتم به جلسه برم
‫و ببینم اوضاعشون چطوره،]

00:20:26.361 --> 00:20:30.447
‫[جانی هم از هم‌کلاسی‌های سابقم
‫توی مدرسه خانم وایت بود.]

00:20:30.689 --> 00:20:32.982
‫موقع اولین جلسه‌اش با ا.م.پ.ر،

00:20:33.024 --> 00:20:34.192
‫- منشی دفتر نبود.
‫- [ژرژت نورمن، مدیر سابق موزه رزا پارکس]

00:20:34.217 --> 00:20:36.855
‫- ازش خواستن صورت‌جلسه رو بگیره.
‫- [ژرژت نورمن، مدیر سابق موزه رزا پارکس]

00:20:37.229 --> 00:20:40.031
‫روز انتخابات بود،
‫اون‌ها هم منشیش رو انتخاب کردن.

00:20:41.145 --> 00:20:44.488
‫[جرئت نه گفتن رو نداشتم،]

00:20:44.513 --> 00:20:45.291
‫[حتی...]

00:20:45.316 --> 00:20:46.728
‫[نمی‌دونستم چی باید بگم،]

00:20:46.753 --> 00:20:47.663
‫[ولی گمونم برداشتشون،]

00:20:47.688 --> 00:20:50.812
‫[این بود که می‌خوام منشی دفتر بشم.]

00:20:53.728 --> 00:20:55.365
‫«آقای نیکسون به زعم خیلی‌ها،»

00:20:55.390 --> 00:20:57.403
‫«مبارزترین فرد مونتگومری بود.»

00:20:58.121 --> 00:21:00.387
‫«اولین کسی بود که برای ثبت اسمم،»

00:21:00.412 --> 00:21:02.195
‫«بهم مراجعه کرد.»

00:21:03.143 --> 00:21:05.682
‫«آقای نیکسون لیگ
‫رأی‌دهندگان رو سازمان‌دهی کرد.»

00:21:05.724 --> 00:21:07.404
‫«من هم عضوشون شدم.»

00:21:07.691 --> 00:21:10.166
‫«از پتانسیل رهبریش متأثر شده بودم.»

00:21:10.225 --> 00:21:13.122
‫«برای من به طور کامل شرح داد،»

00:21:13.147 --> 00:21:16.221
‫«که لزوم بر رأی دادن ما
‫و انتخاب مقامات چقدر مهمه،»

00:21:16.246 --> 00:21:18.345
‫«که به جامعه ما سود برسونه،»

00:21:18.505 --> 00:21:20.942
‫«و به ما این فرصت و قابلیت رو بده،»

00:21:20.967 --> 00:21:23.053
‫«که شهروندان درجه یک بشیم.»

00:21:24.684 --> 00:21:27.216
‫«تفکیک‌گرایان مسیر رأی دادن،»

00:21:27.241 --> 00:21:29.329
‫«برای سیاهان رو به شدت سخت کرده بودن.»

00:21:30.051 --> 00:21:33.943
‫[در ابتدای دهه ۱۹۴۰،
‫تعداد کمی از ما موفق شدیم رأی بدیم.]

00:21:34.544 --> 00:21:37.236
‫همچنین...

00:21:38.388 --> 00:21:41.759
‫عملا غیرممکن بود که فرد سیاه‌پوستی،

00:21:41.784 --> 00:21:43.758
‫علی‌رغم هوش و ابتکاری که داره،

00:21:44.450 --> 00:21:46.816
‫توی اون فهرست انتخاب بشه،
‫تعداد کمی بودن،

00:21:46.924 --> 00:21:49.737
‫که توسط جامعه سفیدپوستان،
‫از بین ما انتخاب شدن.

00:21:52.122 --> 00:21:54.414
‫سیاه‌پوستان آمریکا به طور گسترده،

00:21:54.439 --> 00:21:56.210
‫از صندوق رأی طرد می‌شدن.

00:21:56.637 --> 00:21:59.842
‫این بحث مال دوره‌ای بود
‫که اگه کسی حق رأی می‌خواست،

00:21:59.867 --> 00:22:01.196
‫- مجبور بود تا...
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

00:22:01.221 --> 00:22:03.057
‫- با خشونت بی‌پرده‌ای روبه‌رو بشه.
‫- - [کیشا نیکول بلین، مورخ]

00:22:10.101 --> 00:22:13.398
‫- رزا پارکس در تمام مدت زندگیش،
‫- [بری نیوسام، کنشگر]

00:22:13.423 --> 00:22:15.850
‫- برای مسائلی مبارزه می‌کرد،
‫- [بری نیوسام، کنشگر]

00:22:15.875 --> 00:22:17.658
‫- که همچنان...
‫- [بری نیوسام، کنشگر]

00:22:17.682 --> 00:22:19.006
‫- در سطح کشور...
‫- [بری نیوسام، کنشگر]

00:22:19.031 --> 00:22:21.356
‫- جزو معضلات مدنی محسوب می‌شن.
‫- [بری نیوسام، کنشگر]

00:22:22.202 --> 00:22:23.829
‫- این مبارزات کماکان ادامه داره.
‫- [تیفانی کراس، خبرنگار]

00:22:23.854 --> 00:22:25.457
‫- امروز هم شاهد هستین،
‫- [تیفانی کراس، خبرنگار]

00:22:25.481 --> 00:22:27.882
‫- که در سراسر کشور،
‫- [تیفانی کراس، خبرنگار]

00:22:27.907 --> 00:22:29.986
‫- رأی‌دهندگان سرکوب می‌شن.
‫- [تیفانی کراس، خبرنگار]

00:22:30.253 --> 00:22:32.325
‫مقامات ایالتی در سطح محلی،

00:22:32.350 --> 00:22:34.253
‫قوانین سرکوب‌کننده‌ای اعمال می‌کنن،

00:22:34.278 --> 00:22:37.026
‫در جهت اینکه صندوق رأی
‫تا حد امکان محدود،

00:22:37.051 --> 00:22:38.723
‫و مختص به سفیدپوستان باشه.

00:22:40.605 --> 00:22:43.549
‫«حق رأی دادن برای آمریکایی‌ها
‫از اهمیت بالایی برخورداره.»

00:22:43.756 --> 00:22:46.806
‫«چون قراره به کسانی رأی بدیم،
‫که نماینده ما در دولت باشن.»

00:22:47.283 --> 00:22:49.194
‫«من هم تصمیم گرفتم ثبت نام کنم.»

00:22:50.220 --> 00:22:52.927
‫«اولین بار که تلاش کردم،
‫سال ۱۹۴۳ بود.»

00:22:53.770 --> 00:22:56.545
‫«برای ثبت نام حق رأی اقدام کردم
‫و آزمون‌ها رو انجام دادم،»

00:22:56.707 --> 00:22:59.340
‫«ولی پاسخ آزمون‌هام ارسال نشد.»

00:23:00.235 --> 00:23:03.130
‫«دومین بار که تلاش کردم،
‫رد صلاحیت شدم.»

00:23:04.031 --> 00:23:06.475
‫«فقط به صورت کلامی
‫بهم گفتن که رد شدم.»

00:23:07.008 --> 00:23:08.950
‫«حتی لزومی نمی‌دیدن
‫که بابت تصمیمشون دلیل بیارن.»

00:23:08.975 --> 00:23:11.565
‫«سرپرستان امور دولتی
‫هر کاری که می‌خواستن، می‌کردن.»

00:23:12.365 --> 00:23:14.650
‫«کاملا مطمئن بودم
‫که توی آزمون‌ها موفق بودم،»

00:23:14.675 --> 00:23:16.537
‫«برای همین بار سوم که امتحان کردم،»

00:23:16.603 --> 00:23:19.430
‫«از جواب‌هام به سوالات آزمون،
‫یه نسخه کپی گرفتم.»

00:23:19.978 --> 00:23:22.483
‫«می‌خواستم اون نسخه رو نگه دارم،»

00:23:22.508 --> 00:23:24.772
‫«تا باهاش علیه هیئت‌مدیره
‫رأی‌دهندگان شکایت طرح کنم.»

00:23:25.537 --> 00:23:27.871
‫«ولی نامه جوابم رو برام فرستادن.»

00:23:31.828 --> 00:23:33.872
‫«وقتی سعی کردم برای
‫حق رأی ثبت نام کنم،»

00:23:34.053 --> 00:23:37.124
‫«برای اولین بار از اتوبوس
‫مونتگومری پیاده شدم.»

00:23:40.417 --> 00:23:42.034
‫- شورأی سیاسی زنان،
‫- [جو آن رابینسون، شورأی سیاسی زنان]

00:23:42.058 --> 00:23:43.148
‫- سازمانی بود،
‫- [جو آن رابینسون، شورای سیاسی زنان]

00:23:43.173 --> 00:23:45.417
‫- که در سال ۱۹۴۶ تأسیس شد،
‫- [جو آن رابینسون، شورای سیاسی زنان]

00:23:45.442 --> 00:23:48.507
‫بعد از اینکه ده‌ها سیاه‌پوست،

00:23:48.532 --> 00:23:50.140
‫در جهت تفکیک‌سازی نژادی،

00:23:50.165 --> 00:23:51.973
‫توی اتوبوس‌ها دستگیر شده بودن.

00:23:52.475 --> 00:23:54.796
‫ما هم نشستیم و شاهد بودیم،

00:23:54.820 --> 00:23:56.569
‫که چطور کسایی که صرفا،

00:23:56.594 --> 00:23:58.383
‫روی صندلی خالی نشسته بودن،

00:23:58.407 --> 00:23:59.981
‫دستگیر و تحقیر شدن،

00:24:00.128 --> 00:24:02.825
‫محاکمه شدن و محکوم
‫به پرداخت جریمه شدن.

00:24:03.408 --> 00:24:04.947
‫باید اقدامی در این جهت صورت می‌گرفت.

00:24:05.579 --> 00:24:06.725
‫مبارزه...

00:24:06.749 --> 00:24:09.452
‫برای تفکیک‌سازی نژادی
‫وسایل حمل و نقل عمومی،

00:24:09.477 --> 00:24:11.772
‫بخشی از مبارزه بزرگتری،

00:24:11.796 --> 00:24:13.166
‫برای حقوق شهروندی بود.

00:24:15.019 --> 00:24:18.393
‫همچنین نیکسون در تلاش بود
‫تا از حقوق سیاه‌پوستان،

00:24:18.418 --> 00:24:20.431
‫که قربانی خشونت سفیدپوستان بودن،
‫محافظت کنه.

00:24:21.129 --> 00:24:22.589
‫به خصوص حقوق زنان سیاه‌پوست،

00:24:22.614 --> 00:24:24.665
‫که مورد تجاوز و تعرض جنسی قرار گرفته بودن.

00:24:26.788 --> 00:24:28.792
‫به شدت احساس می‌کرد،

00:24:28.817 --> 00:24:30.523
‫نگرشی که باعث می‌شه،

00:24:30.548 --> 00:24:33.322
‫افراد خشونت جنسی
‫مردان سفیدپوست،

00:24:33.347 --> 00:24:34.378
‫- علیه زنان سیاهپوست رو تحمل کنه،
‫- [برایان استیونسون، مدیرعامل عدالت برابر]

00:24:34.402 --> 00:24:35.751
‫- همون نوع نگرشیه،
‫- [برایان استیونسون، مدیرعامل عدالت برابر]

00:24:35.776 --> 00:24:39.148
‫- که تمایلی به محکوم کردن افرادی نداره،
‫- [برایان استیونسون، مدیرعامل عدالت برابر]

00:24:39.173 --> 00:24:42.820
‫- که ترور نژادی و محاکمه خودسرانه می‌کنن.
‫- [برایان استیونسون، مدیرعامل عدالت برابر]

00:24:44.346 --> 00:24:48.043
‫«آیا فاش کردن رابطه‌های
‫سابق گذشته ارزشش رو داره؟»

00:24:48.842 --> 00:24:51.266
‫«آیا اگه حقایق زندگیم رو تعریف کنم،»

00:24:51.291 --> 00:24:53.423
‫«مردم ناامید یا دلسوز خواهند بود؟»

00:24:54.216 --> 00:24:55.415
‫- رزا پارکس،
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

00:24:55.440 --> 00:24:58.044
‫- روایت جالب‌توجهی می‌نویسه،
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

00:24:58.069 --> 00:24:59.941
‫- که در اون روایت،
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

00:24:59.967 --> 00:25:01.667
‫- تجربه نزدیکش به تعرض رو تعریف کرده.
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

00:25:01.692 --> 00:25:03.031
‫که این داستان،

00:25:03.055 --> 00:25:05.348
‫مال زمانیه که نوجوان بود.

00:25:05.373 --> 00:25:08.426
‫اون زمان خدمتکار منزل بود.

00:25:09.288 --> 00:25:12.134
‫«آقای چارلی رو دیدم
‫که وسط آشپزخانه وایستاده بود.»

00:25:12.733 --> 00:25:14.991
‫«آقای چارلی برای خودش نوشیدنی ریخت.»

00:25:15.870 --> 00:25:18.697
‫«نزدیکم شد و دستش رو روی کمرم گذاشت.»

00:25:20.861 --> 00:25:23.580
‫«تا حد مرگ ترسیده بودم.»

00:25:25.332 --> 00:25:26.805
‫«فورا فاصله گرفتم،»

00:25:26.829 --> 00:25:28.077
‫«آقا هم کمی دست‌پاچه شد،»

00:25:28.102 --> 00:25:29.866
‫«بهم گفت لازم نیست بترسم.»

00:25:31.574 --> 00:25:34.567
‫«مبلغ پولی برای رسیدگی
‫به نیازهاش بهم داده بود.»

00:25:35.633 --> 00:25:37.932
‫«من می‌دونستم به هیچ قیمتی،»

00:25:37.957 --> 00:25:41.287
‫«حاضر نیستم تسلیم
‫خوی حیوانی این مرد سفیدپوست بشم.»

00:25:41.767 --> 00:25:43.840
‫«خودم رو برای مرگ آماده کرده بودم.»

00:25:44.377 --> 00:25:45.754
‫«ولی تن دادن به خواسته‌اش؟»

00:25:45.795 --> 00:25:46.825
‫«اصلا.»

00:25:46.857 --> 00:25:48.829
‫«اصلا و ابدا.»

00:25:49.549 --> 00:25:50.851
‫«شروع کردم و براش درمورد،»

00:25:50.876 --> 00:25:53.626
‫رفتار غیرانسانی سفیدپوستان
‫علیه سیاه‌پوستان گفتم،»

00:25:53.912 --> 00:25:56.623
‫«ضمنا گفتم که چقدر از سفیدپوستان،
‫مخصوصا از خودش متنفرم.»

00:25:57.718 --> 00:25:59.697
‫«ازم خواست قیمتی مشخص کنم.»

00:26:00.321 --> 00:26:03.256
‫«برگشتم و بهش گفتم که من فروشی نیستم.»

00:26:03.676 --> 00:26:06.151
‫«گفتم اگه دوست داره
‫می‌تونه من رو بکشه،»

00:26:06.176 --> 00:26:07.818
‫«و به جنازه‌ام تجاوز کنه،»

00:26:07.843 --> 00:26:10.338
‫«ولی برای رسیدن به خواسته‌اش،
‫باید از روی نعشم رد بشه.»

00:26:11.311 --> 00:26:13.323
‫«در نهایت آقای چارلی متوجه شد،»

00:26:13.348 --> 00:26:15.567
‫«که پاسخم منفی بود.»

00:26:15.592 --> 00:26:18.230
‫«پاسخ قاطع و کاملی بود.»

00:26:21.579 --> 00:26:24.613
‫خانم پارکس اون زمان...

00:26:24.637 --> 00:26:26.596
‫ناچار بود جنایات رو مستندسازی کنه،

00:26:26.621 --> 00:26:28.112
‫چون واکنش مردم جوری نبود،

00:26:28.137 --> 00:26:29.472
‫که به نظر ایشون باید می‌بود.

00:26:29.497 --> 00:26:30.869
‫چون آزار و اذیت سیاهان،

00:26:30.893 --> 00:26:33.245
‫حتی در بین جامعه سیاه‌پوستان،

00:26:33.315 --> 00:26:35.304
‫تا حد بسیار زیادی،

00:26:35.329 --> 00:26:36.818
‫پذیرفته شده بود.

00:26:37.579 --> 00:26:40.932
‫موارد زیادی از خشونت
‫علیه سیاه‌پوستان داریم.

00:26:40.957 --> 00:26:43.042
‫گاهی اوقات قتل بوده،
‫گاهی اوقات شلاق زدن،

00:26:43.067 --> 00:26:44.986
‫گاهی اوقات بیرون کردن
‫سیاه‌پوستان از منزلشون.

00:26:45.339 --> 00:26:46.968
‫من هم گوش به زنگ بودم،

00:26:46.992 --> 00:26:49.552
‫که اگه کسی شهامت شکایت کردن داشت،

00:26:49.577 --> 00:26:52.508
‫من درموردش صحبتی بکنم،

00:26:52.808 --> 00:26:55.206
‫و گزارشی طرح کنم.

00:26:55.409 --> 00:26:57.220
‫سیاه‌پوستان هم به من،

00:26:57.245 --> 00:26:59.446
‫به چشم کسی نگاه می‌کردن
‫که وقتی کسی به دادشون نمی‌رسید،

00:26:59.471 --> 00:27:00.708
‫حاضر بودم کمکشون کنم.

00:27:00.733 --> 00:27:02.038
‫برام باورنکردنی بود.

00:27:02.063 --> 00:27:03.911
‫حتی دوست ندارم براتون تعریف کنم،

00:27:03.936 --> 00:27:06.308
‫که در این بین چه رنج‌هایی رو...

00:27:06.333 --> 00:27:07.455
‫تحمل کردم.

00:27:07.480 --> 00:27:10.919
‫[کمک برای اجرای عدالت در ایالات جنوبی]
‫[پرونده خانم ریسی تیلور، سال ۱۹۴۴]

00:27:10.964 --> 00:27:14.426
‫«پرونده‌ای توی آبویل آلاباما یادمه،»

00:27:14.467 --> 00:27:16.866
‫«که خانواده‌ام اهل اونجا بودن.»

00:27:17.268 --> 00:27:19.135
‫«خانم ریسی تیلور،»

00:27:19.160 --> 00:27:20.849
‫«داشت از کلیسا به خونه برمی‌گشت،»

00:27:20.890 --> 00:27:22.142
‫«که شش مرد سفیدپوست،»

00:27:22.183 --> 00:27:24.693
‫«به زور چاقو و اسلحه ربودنش،»

00:27:24.936 --> 00:27:26.554
‫«لباس‌هاش رو از تن پاره کردن،»

00:27:26.980 --> 00:27:29.013
‫«و در تاریخ سوم سپتامبر ۱۹۴۴،»

00:27:29.038 --> 00:27:31.931
‫«هر شش نفر بهش تجاوز کردن.»

00:27:33.933 --> 00:27:35.622
‫چشم‌هاش رو بسته بودن،
‫توی صندوق انداختنش،

00:27:35.647 --> 00:27:38.079
‫وسط شهر ولش کردن و بهش گفتن:

00:27:38.104 --> 00:27:39.774
‫«اگه به کسی بگی، می‌کشیمت.»

00:27:40.892 --> 00:27:43.278
‫بلافاصله به کلانتری رفت
‫و قضیه رو تعریف کرد.

00:27:43.831 --> 00:27:45.485
‫بعد متوجه شد...

00:27:45.509 --> 00:27:47.134
‫که...

00:27:47.158 --> 00:27:48.873
‫این آقایون اصلا قرار نیست...

00:27:48.898 --> 00:27:50.787
‫تبعاتی شامل حالشون بشه.

00:27:51.783 --> 00:27:55.381
‫رزا پارکس از خانمی که توی
‫اسکاتسبورو آشنا شده بودن،

00:27:55.406 --> 00:27:58.293
‫درمورد این داستان شنید.

00:27:59.179 --> 00:28:02.574
‫به همین ترتیب رزا پارکس
‫و تعدادی از همراهانش،

00:28:02.599 --> 00:28:04.244
‫شروع به تحقیق و تجسس کردن.

00:28:05.518 --> 00:28:08.057
‫رزا پارکس قرار بود
‫شهادت قربانی رو بگیره.

00:28:08.605 --> 00:28:10.218
‫فکر کنید در اون زمان...

00:28:10.243 --> 00:28:12.576
‫صد و شصت کیلومتر از خونه‌اش دور شد.

00:28:13.401 --> 00:28:16.196
‫کلانتر هم اون بیرون
‫مدام با ماشینش رد می‌شد.

00:28:16.237 --> 00:28:17.588
‫مدام رد می‌شد.

00:28:17.942 --> 00:28:19.216
‫هی رد می‌شد.

00:28:19.576 --> 00:28:22.100
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم چه حسی داشته،

00:28:22.125 --> 00:28:24.717
‫که رزا پارکس کنار قربانی نشسته بود،

00:28:24.773 --> 00:28:27.361
‫و تمام کلمات روایتش رو می‌نوشت.

00:28:28.416 --> 00:28:30.848
‫به شدت برای زنان سیاه‌پوست،

00:28:30.873 --> 00:28:32.640
‫خطرناک بود،

00:28:32.665 --> 00:28:34.114
‫که بخوان گزارش بدن،

00:28:34.139 --> 00:28:37.131
‫و تعریف کنن که قربانی خشونت جنسی بودن.

00:28:37.335 --> 00:28:39.216
‫مخصوصا برای خانم پارکس خطرناک بود،

00:28:39.248 --> 00:28:40.763
‫که به شهرهای مختلف سر می‌زد،

00:28:40.788 --> 00:28:42.818
‫چون خودش به چشم مشکل دیده می‌شد.

00:28:44.115 --> 00:28:46.449
‫با همکاری چند کنشگر دیگه،

00:28:46.474 --> 00:28:48.966
‫به حدی پیش رفتن
‫که توی روزنامه محلی اعلامیه زدن،

00:28:48.991 --> 00:28:52.003
‫تا مردم رو از این اتفاق مطلع کنن،

00:28:52.028 --> 00:28:55.525
‫و به مجریان قانون فشار بیارن
‫تا پرونده رو پیگیری کنن.

00:28:56.988 --> 00:28:59.304
‫چندین نامه به فرماندار نوشتن.

00:29:01.366 --> 00:29:02.812
‫پوشش رسانه‌ای داشتن.

00:29:02.836 --> 00:29:04.981
‫ولی هیچ متهمی برای پرونده پیدا نشد.

00:29:07.226 --> 00:29:08.953
‫[ریسی تیلور توی این ماجرا،]

00:29:08.978 --> 00:29:10.590
‫[هیچ‌وقت به حق خودش نرسید.]

00:29:14.320 --> 00:29:16.630
‫واضح بود که خانم پارکس،

00:29:16.655 --> 00:29:19.003
‫کمر به مبارزه با مردسالاری بسته بود.

00:29:19.099 --> 00:29:20.580
‫تمام تلاش‌های عمرش بر این بود،

00:29:20.604 --> 00:29:22.082
‫- تا بگه توی جامعه ما،
‫- [اش‌لی وودارد هندرسون، مدیر مشترک هایلندر]

00:29:22.107 --> 00:29:23.500
‫- خشونت جنسی مسئله‌ایه،
‫- [اش‌لی وودارد هندرسون، مدیر مشترک هایلندر]

00:29:23.524 --> 00:29:25.252
‫- که باید ریشه‌کن بشه.
‫- [اش‌لی وودارد هندرسون، مدیر مشترک هایلندر]

00:29:25.327 --> 00:29:29.767
‫[سال ۱۹۷۴]

00:29:30.007 --> 00:29:32.161
‫- به نظرم مهم‌ترین مسئله اینه،
‫- [جوآن لیتل]

00:29:32.186 --> 00:29:35.067
‫- که آیا زنان حق دارن از خودشون دفاع کنن؟
‫- [جوآن لیتل]

00:29:35.238 --> 00:29:38.430
‫بعد به این سوال می‌رسیم،
‫که زنان دقیقا چه حقی دارن؟

00:29:38.757 --> 00:29:41.310
‫جوآن لیتل، بیست ساله،
‫سیاه‌پوست،

00:29:41.335 --> 00:29:44.348
‫و متهم به قتل زندانبان سفیدپوستی
‫در کارولینای شمالی،

00:29:44.373 --> 00:29:45.668
‫در واشنگتن بوده.

00:29:47.748 --> 00:29:49.859
‫رزا پارکس هم برای کمک به هدفش،

00:29:49.883 --> 00:29:52.515
‫توی دیترویت جنبشی راه انداخت،

00:29:52.926 --> 00:29:55.403
‫که در جهت آزادی جوآن لیتل تلاش می‌کرد.

00:29:58.100 --> 00:30:00.528
‫جوآن لیتل زن جوانی بود،

00:30:00.553 --> 00:30:04.118
‫که توی کارولینای شمالی زندانی بود.

00:30:04.143 --> 00:30:05.834
‫زندانبانی هم اونجا بود،

00:30:05.858 --> 00:30:08.347
‫که به طور مداوم،

00:30:08.372 --> 00:30:10.046
‫- به زنانی که تحت نظرش بودن،
‫- [باربارا اسمیت، کنشگر فمینیست]

00:30:10.070 --> 00:30:12.205
‫- تجاوز می‌کرد.
‫- [باربارا اسمیت، کنشگر فمینیست]

00:30:12.230 --> 00:30:14.625
‫- که قصد داشت چنین کاری رو...
‫- [باربارا اسمیت، کنشگر فمینیست]

00:30:14.650 --> 00:30:16.641
‫- با جوآن لیتل هم بکنه،
‫- [باربارا اسمیت، کنشگر فمینیست]

00:30:16.921 --> 00:30:19.755
‫ولی در نهایت،

00:30:19.787 --> 00:30:21.933
‫از این تجاوز،

00:30:21.957 --> 00:30:23.198
‫جون سالم به در نبرد.

00:30:27.460 --> 00:30:29.086
‫بالأخره تبرئه شدن،

00:30:29.111 --> 00:30:31.657
‫ولی جنبش بزرگی شکل گرفت
‫تا به این مرحله برسه،

00:30:31.682 --> 00:30:32.944
‫- و رزا پارکس،
‫- [مری فرانسیس بری، مورخ]

00:30:32.968 --> 00:30:34.767
‫- یکی از صداهای این جنبش بود.
‫- [مری فرانسیس بری، مورخ]

00:30:36.453 --> 00:30:38.756
‫جوآن لیتل اولین زن،

00:30:38.781 --> 00:30:40.331
‫در تاریخ ایالات متحده بود،

00:30:40.356 --> 00:30:42.242
‫که برای دفاع از خودش،

00:30:42.267 --> 00:30:45.156
‫متجاوز خودش رو کشت،

00:30:45.181 --> 00:30:47.438
‫و در نهایت تبرئه شد.

00:30:47.463 --> 00:30:49.465
‫پس می‌شه گفت این پرونده
‫نقطه عطفی در تاریخ بود.

00:30:50.849 --> 00:30:53.762
‫رزا پارکس این پرونده رو
‫یکی از بزرگترین دستاوردهای...

00:30:53.787 --> 00:30:55.121
‫مبارزه برای آزادی می‌دونست.

00:30:58.977 --> 00:31:02.396
‫تداومی از اهدافش توی ایالات جنوبی،

00:31:02.421 --> 00:31:03.612
‫در دهه ۱۹۴۰ وجود داشت.

00:31:03.637 --> 00:31:05.784
‫مخصوصا درمورد پرونده ریسی تیلور.

00:31:08.219 --> 00:31:12.718
‫[سال ۱۹۴۵]

00:31:13.799 --> 00:31:16.934
‫نیکسون و پارکس بعد پرونده ریسی تیلور،

00:31:16.966 --> 00:31:18.602
‫تشویق به نامزدی
‫برای رهبری شعبه شدن.

00:31:18.627 --> 00:31:22.337
‫که در همون موقع نیکسون
‫برای ریاست شعبه انتخاب می‌شه.

00:31:22.362 --> 00:31:24.448
‫پارکس هم منشی شعبه می‌شه.

00:31:25.716 --> 00:31:28.550
‫ا. د. نیکسون و رزا پارکس
‫شراکتی رو شروع کردن،

00:31:28.575 --> 00:31:31.226
‫که جلوه تاریخ آمریکا رو تغییر داد.

00:31:33.296 --> 00:31:35.213
‫[می‌شه گفت نسبتا...]

00:31:35.238 --> 00:31:38.524
‫[انجمن ملی رنگین‌پوستان
‫سازمان ضعیفی بود.]

00:31:38.549 --> 00:31:41.230
‫[چون چندان سازمان گسترده‌ای نبود.]

00:31:41.242 --> 00:31:42.903
‫[عضویت محدود داشت.]

00:31:43.629 --> 00:31:46.246
‫طی ده سال بعد انتخاب شدنشون،

00:31:46.271 --> 00:31:48.427
‫ا.م.پ.ر مونتگومری رو...

00:31:48.452 --> 00:31:50.606
‫تبدیل به شعبه بسیار فعال‌تری کردن.

00:31:51.939 --> 00:31:55.421
‫به قبلش شعبه مونتگومری
‫تا حد زیادی ناکارآمد بود.

00:31:55.446 --> 00:31:57.356
‫نزاع‌های درونی زیادی داشت،

00:31:57.381 --> 00:31:59.675
‫مشکلات مالی هم کم نبودن،

00:31:59.700 --> 00:32:01.168
‫نخبه‌گرایی زیادی هم وجود داشت.

00:32:01.193 --> 00:32:03.718
‫سازمان توسط نخبه‌های تحصیل‌کرده سیاه‌پوست،

00:32:03.743 --> 00:32:06.606
‫از طبقه متوسط مونتگومری اداره می‌شد.

00:32:11.123 --> 00:32:14.324
‫مونتگومری همیشه جامعه طبقاتی‌ای بود.

00:32:14.637 --> 00:32:16.062
‫نخبگان سیاه‌پوست،

00:32:16.087 --> 00:32:17.149
‫- موضعشون این بود،
‫- [رابین د. ج. کلی، مورخ]

00:32:17.173 --> 00:32:18.531
‫- که سیاهان باید آروم قدم بردارن.
‫- [رابین د. ج. کلی، مورخ]

00:32:18.556 --> 00:32:20.228
‫- نباید عجله کنن.
‫- [رابین د. ج. کلی، مورخ]

00:32:20.366 --> 00:32:23.635
‫ولی رزا پارکس با چنین سیاستی کنار نمی‌اومد.

00:32:24.355 --> 00:32:25.643
‫♪ یوهو! ♪

00:32:26.280 --> 00:32:27.948
‫پارکس به نسبت کنشگران زمان خودش،

00:32:27.973 --> 00:32:29.743
‫با سرعت بیشتری اهدافش رو دنبال می‌کرد.

00:32:29.768 --> 00:32:32.533
‫می‌خواست که سریع‌تر به هدف برسه.

00:32:32.558 --> 00:32:34.297
‫که توی اقدامات دهه چهلش،

00:32:34.321 --> 00:32:36.164
‫این مسئله مشهوده.

00:32:36.189 --> 00:32:39.694
‫چون فقط نمی‌خواست
‫به شرایط موجود راضی باشه.

00:32:42.156 --> 00:32:44.153
‫[اون زمان جمله معروفی بود،]

00:32:44.178 --> 00:32:47.544
‫[که آدم‌ها رو از دردسر دور نگه دار:
‫«حدت رو بدون».]

00:32:47.569 --> 00:32:50.152
‫[ولی اگه از حدمون فراتر نمی‌رفتیم،
‫همچنان...]

00:32:50.177 --> 00:32:51.552
‫[قربانی بدرفتاری می‌موندیم.]

00:32:53.976 --> 00:32:57.856
‫برادرم که در زمان جنگ
‫تقریبا چهار سال،

00:32:57.881 --> 00:32:59.731
‫خدمت کرده بود،

00:32:59.756 --> 00:33:01.399
‫با افتخار ترخیص شد.

00:33:01.424 --> 00:33:03.818
‫خیلی هم ناراحت بود،

00:33:03.843 --> 00:33:06.204
‫چون حس می‌کرد ما
‫که همچنان توی کشور بودیم،

00:33:06.229 --> 00:33:08.507
‫کسایی که توی خط مقدم بودن رو
‫سرافکنده کردیم.

00:33:09.406 --> 00:33:10.935
‫پدربزرگ من،

00:33:10.959 --> 00:33:14.178
‫توی دو جبهه جنگ جهانی دوم خدمت کرده بود.

00:33:14.860 --> 00:33:17.308
‫در زمان خودش نظامی محترمی بود.

00:33:17.340 --> 00:33:19.563
‫وقتی که به خونه برگشت،
‫باهاش بدرفتاری شد.

00:33:19.588 --> 00:33:20.683
‫متوجه هستین؟

00:33:20.708 --> 00:33:22.238
‫فکر کنین به کشورتون خدمت کنین،

00:33:22.262 --> 00:33:23.410
‫- بعد که به خونه برگشتین،
‫- [لانی مک‌کالی، نوه برادر رزا پارکس]

00:33:23.435 --> 00:33:25.303
‫- جایی که باید...
‫- [لانی مک‌کالی، نوه برادر رزا پارکس]

00:33:25.327 --> 00:33:27.365
‫از شما با گل و مدال استقبال کنن،
‫- [لانی مک‌کالی، نوه برادر رزا پارکس]

00:33:27.390 --> 00:33:29.822
‫جایی که باید از آدم تمجید بشه، یا حداقل...

00:33:29.847 --> 00:33:32.965
‫انتظار داشته باشین که «پسرک»،

00:33:32.990 --> 00:33:35.008
‫یا «کاکاسیاه» خطاب نشین.

00:33:37.609 --> 00:33:39.759
‫سیلوستر تصمیم گرفت
‫که شرایط موجود رو تحمل نکنه.

00:33:39.784 --> 00:33:42.947
‫به همین ترتیب سال ۱۹۴۶،
‫با خانواده‌اش مونتگومری رو ترک کرد،

00:33:42.972 --> 00:33:43.978
‫و دیگه هیچ‌وقت برنگشت.

00:33:44.003 --> 00:33:45.564
‫بعد به دیترویت نقل مکان کرد.

00:33:46.893 --> 00:33:49.341
‫«اتفاقاتی افتاد که اکثر مردم
‫از وقوعشون خبر نداشتن،»

00:33:49.366 --> 00:33:52.053
‫«چون هیچ پوشش رسانه‌ای
‫و خبری توی روزنامه ازشون نبود.»

00:33:52.153 --> 00:33:55.697
‫«بارها پیش اومد که از این میزان
‫خشونت و نفرت به تنگ اومده بودم.»

00:33:55.897 --> 00:33:58.105
‫«ولی چاره‌ای جز ادامه دادن مبارزه نداشتیم.»

00:33:59.605 --> 00:34:03.213
‫در اون زمان حس می‌کردم
‫که باید پیغامی رو به مردم برسونم،

00:34:03.426 --> 00:34:06.460
‫ولی مردم قصد نداشتن به حرف‌هام گوش کنن،

00:34:06.494 --> 00:34:09.264
‫چون فکر می‌کردن دلیلی نداره،

00:34:09.289 --> 00:34:12.405
‫که انقدر خودم رو درگیر تفکیک‌گرایی کنم،

00:34:12.430 --> 00:34:15.064
‫چون هیچ‌جوره نمی‌شد ریشه‌کنش کرد.

00:34:15.142 --> 00:34:18.542
‫از طریق ا.م.پ.ر،
‫سخت مشغول تحقق آزادی بودم،

00:34:18.567 --> 00:34:22.008
‫مخصوصا برای نسل جوان سیاه‌پوست.

00:34:22.656 --> 00:34:27.390
‫[سال ۱۹۵۴]

00:34:27.561 --> 00:34:30.660
‫♪ و کودکان عبری ♪
‫♪ از کوره آتشین ♪

00:34:31.071 --> 00:34:33.777
‫♪ چرا فقط ما قربانی بشیم؟  ♪

00:34:33.846 --> 00:34:35.186
‫- زمانی که من نوجوان بودم،
‫- [الین هافمن، رزالین ا. کینگ]

00:34:35.210 --> 00:34:37.178
‫- رزا پارکس توی این کلیسا،
‫- [الین هافمن، رزالین ا. کینگ]

00:34:37.203 --> 00:34:39.044
‫- گروهی از جوانان تشکیل داده بود،
‫- [الین هافمن، رزالین ا. کینگ]

00:34:39.069 --> 00:34:42.390
‫و درمورد سازمان ا.م.پ.ر
‫و تلاش‌هاش صحبت می‌کردیم.

00:34:42.415 --> 00:34:44.291
‫♪ چرا فقط ما باشیم؟ ♪

00:34:44.316 --> 00:34:45.989
‫وقتی عضو شورای جوانان شدم،

00:34:46.013 --> 00:34:47.962
‫فقط یازده سالم بود.

00:34:48.529 --> 00:34:51.159
‫مونتگومری جای ترسناکی بود،

00:34:51.538 --> 00:34:52.747
‫که جامعه سفیدپوست،
‫- [دوریس کرنشاو]

00:34:52.771 --> 00:34:55.162
‫نوعی خطر محسوبش می‌کرد.
‫- [دوریس کرنشاو]

00:34:55.766 --> 00:34:57.241
‫کار به شدت سختی بود،

00:34:57.266 --> 00:34:59.831
‫چون والدین بچه‌ها،

00:34:59.856 --> 00:35:01.826
‫بچه‌هاشون رو دلسرد می‌کردن،

00:35:01.851 --> 00:35:04.631
‫و نمی‌خواستن مشارکت یا عضویت داشته باشن.

00:35:04.656 --> 00:35:06.411
‫هزینه عضویت براشون مسئله‌ای نبود،

00:35:06.436 --> 00:35:09.782
‫فقط نمی‌خواستن بچه‌هاشون
‫به طور فعال توی نامه نوشتن...

00:35:09.807 --> 00:35:13.175
‫به نمایندگان کنگره و به چالش کشیدن
‫تفکیک‌نژادی، حضور داشته باشن.

00:35:14.297 --> 00:35:16.216
‫اکثر جلساتمون...

00:35:16.241 --> 00:35:17.880
‫در منزل خانم رزا پارکس بود.

00:35:18.920 --> 00:35:21.696
‫من جذب اشتیاق ایشون،

00:35:21.720 --> 00:35:24.633
‫برای ریشه‌کن کردن شرایطی،

00:35:24.658 --> 00:35:26.948
‫که توی جامعه‌مون بود، شده بودم.

00:35:28.069 --> 00:35:31.509
‫اگه دوازده نفر اینجا جمع می‌شدن،
‫جای سوزن انداختن نمی‌موند.

00:35:31.534 --> 00:35:34.264
‫خانم پارکس اکثرا اونجا می‌نشست،

00:35:34.850 --> 00:35:36.618
‫و جلسه رو برگزار می‌کرد.

00:35:36.643 --> 00:35:40.205
‫توی جلساتمون کلی درمورد...

00:35:40.230 --> 00:35:41.963
‫ثبت حق رأی،

00:35:41.988 --> 00:35:43.733
‫و برنامه‌هامون صحبت می‌کردیم.

00:35:44.785 --> 00:35:46.507
‫با این دیدگاه نبود،

00:35:46.531 --> 00:35:48.134
‫که بخواد نسل جدیدی رو تربیت کنه.

00:35:48.159 --> 00:35:49.802
‫بلکه...

00:35:49.826 --> 00:35:52.572
‫بهشون می‌گفت من بهتون
‫توی این راه کمک می‌کنم،

00:35:53.109 --> 00:35:54.944
‫- و درمورد اینکه راهش چیه صحبت می‌کنیم،
‫- [مری فرانسیس بری، مورخ]

00:35:54.976 --> 00:35:57.451
‫- ولی من به شما جوانان ایمان دارم.
‫- [مری فرانسیس بری، مورخ]

00:36:00.914 --> 00:36:02.527
‫اون زمان حال و هوای خاصی داشت.

00:36:04.826 --> 00:36:05.879
‫عجب.

00:36:10.109 --> 00:36:11.256
‫راستش...

00:36:12.104 --> 00:36:14.208
‫واقعا زبانم قاصره.

00:36:18.078 --> 00:36:21.910
‫[من توی نمایشگاه خیاطی مونتگومری،]

00:36:21.935 --> 00:36:24.665
‫[برای اصلاحات لباس آقایون
‫شروع به کار کردم.]

00:36:26.490 --> 00:36:29.596
‫«افراد رنگین‌پوست به عنوان خدمتکار،
‫باربر، اپراتور آسانسور،

00:36:29.621 --> 00:36:32.773
‫«یا رانندگان کامیون توی این فروشگاه‌ها
‫استخدام می‌شدن.»

00:36:32.972 --> 00:36:36.511
‫«من به عنوان کمک خیاط رنگین‌پوست،»

00:36:36.536 --> 00:36:39.223
‫«توی این خیاطی شروع به کار کردم.»

00:36:39.746 --> 00:36:41.901
‫«مسئله‌ای که در اینجا
‫تفکیک نژادی نام برده می‌شه،»

00:36:41.926 --> 00:36:46.021
‫«الگوی کامل و محکمی،
‫برای یک سبک زندگیه.»

00:36:46.720 --> 00:36:49.394
‫رزا پارکس برای درآمد روزانه خودش،

00:36:49.419 --> 00:36:50.716
‫برای یکی از معدودخانواده‌های...

00:36:50.741 --> 00:36:53.454
‫سفیدپوست و کنشگر مونگومری،

00:36:54.436 --> 00:36:56.049
‫به نام کلیفورد و ویرجینیا دور کار می‌کرد.

00:36:56.676 --> 00:36:59.276
‫دوستی پارکس و ویرجینیا شروع شد.

00:36:59.683 --> 00:37:03.024
‫«ویرجینیا حتی اگر به قیمت
‫طردشدن و رنج‌کشیدن خودش بود،»

00:37:03.085 --> 00:37:06.597
‫«تمایل داشت کمک کنه
‫تا تفکیک‌سازی نژادی رو خاتمه بده.»

00:37:07.504 --> 00:37:10.942
‫دور وابسته به مدرسه محلی هایلندر بود.

00:37:12.865 --> 00:37:14.885
‫این مدرسه شروع تازه‌ای بود،

00:37:14.910 --> 00:37:17.160
‫پلی بین شهر و کوهستان بود.

00:37:17.433 --> 00:37:19.364
‫بنیان‌گذار این مدرسه،
‫مایلز هورتون بود.

00:37:19.950 --> 00:37:21.185
‫- اگه می‌تونستیم...
‫- [صدای مایلز هورتون]

00:37:21.209 --> 00:37:22.793
‫- با شیوه زندگی، عقاید،
‫- [صدای مایلز هورتون]

00:37:22.818 --> 00:37:25.417
‫- و رفتارمون با بقیه افراد جامعه،
‫- [صدای مایلز هورتون]

00:37:25.442 --> 00:37:27.199
‫- نشون بدیم که تحت این شرایط،
‫- [صدای مایلز هورتون]

00:37:27.223 --> 00:37:28.296
‫- احتمالش وجود داره،
‫- [صدای مایلز هورتون]

00:37:28.321 --> 00:37:30.009
‫- که سیاهان و سفیدها با هم کنار بیان،
‫- [صدای مایلز هورتون]

00:37:30.034 --> 00:37:31.779
‫- امیدوار بودیم که این ایده،
‫- [صدای مایلز هورتون]

00:37:31.803 --> 00:37:33.482
‫- تأثیر کوچیکی داشته باشه.
‫- [صدای مایلز هورتون]

00:37:36.512 --> 00:37:38.720
‫مدرسه محلی هایلندر
‫سعی داره برنامه‌ای بسازه،

00:37:38.745 --> 00:37:42.265
‫که قراره مردم رو مجاب کنه
‫تا در سراسر ایالات جنوبی،

00:37:42.290 --> 00:37:43.670
‫تفکیک نژادی رو به چالش بکشن.

00:37:44.385 --> 00:37:46.137
‫در تابستان سال ۱۹۵۵،

00:37:46.169 --> 00:37:49.181
‫هایلندر می‌خواست کارگاه
‫دوهفته‌ای سازمان‌دهی کنه،

00:37:49.206 --> 00:37:51.872
‫و قرار بود به یک نفر کمک‌هزینه
‫برای نقل مکان به مونتگومری داده بشه،

00:37:51.897 --> 00:37:54.329
‫که ویرجینیا دور، رزا پارکس رو پیشنهاد کرد.

00:37:55.157 --> 00:37:59.821
‫[سال ۱۹۵۵]

00:37:59.983 --> 00:38:02.263
‫[تنسی، مانتیگل]

00:38:02.316 --> 00:38:04.863
‫در اون زمان زیاد مسافرت نمی‌رفتم.

00:38:04.888 --> 00:38:06.907
‫فقط سوار اتوبوس می‌شدم،

00:38:06.932 --> 00:38:09.579
‫و می‌دیدم که دارم از محیطی
‫که بهش عادت داشتم،

00:38:09.604 --> 00:38:12.408
‫دارم دورتر و دورتر می‌شم.

00:38:14.227 --> 00:38:16.491
‫اولین باری بود که توی عمرم،

00:38:16.515 --> 00:38:18.041
‫تجربه می‌کردم،

00:38:18.066 --> 00:38:20.547
‫جایی قرار دارم که افراد
‫با نژادهای مختلف اونجا هستن،

00:38:20.572 --> 00:38:22.163
‫و رفتاری که با همه می‌شد،

00:38:22.187 --> 00:38:23.693
‫یکسان و برابر بود،

00:38:23.718 --> 00:38:26.292
‫بدون اینکه تنش،

00:38:26.316 --> 00:38:28.543
‫یا احساس خجالت،

00:38:28.568 --> 00:38:31.640
‫یا هر تبعیض و محدودیت دیگه‌ای
‫که تفکیک نژادی تحمیل می‌کرد،

00:38:31.665 --> 00:38:33.186
‫در کنار هم زندگی می‌کردیم.

00:38:34.890 --> 00:38:36.556
‫مایلز هورتون به همراه کارکنانش،

00:38:36.581 --> 00:38:39.001
‫اولین کسایی بودن که
‫این بینش رو به من دادن،

00:38:39.026 --> 00:38:40.601
‫که کسایی توی دنیا هستن،

00:38:40.626 --> 00:38:42.372
‫که به طور کامل و بی‌قید و شرط،

00:38:42.396 --> 00:38:44.905
‫به آزادی و برابری افراد باور داشتن.

00:38:46.153 --> 00:38:48.506
‫اون زمان که رزا پارکس به هایلندر اومد،

00:38:48.653 --> 00:38:51.358
‫تازه داشتیم احتمالات موجود،

00:38:51.383 --> 00:38:52.947
‫در ایالات جنوبی رو بررسی می‌کردیم،

00:38:52.972 --> 00:38:54.358
‫و امیدوار بودیم
‫که بهش اقدامی کرد.

00:38:55.437 --> 00:38:57.567
‫احتمالا بین تمام شرکت‌کنندگان کارگاه،

00:38:57.592 --> 00:38:59.012
‫خانم پارکس کم‌حرف‌ترینشون بود،

00:38:59.045 --> 00:39:00.616
‫ولی ما خیلی بهش امیدوار بودیم.

00:39:01.664 --> 00:39:05.183
‫تا حدودی احساس گوشه‌گیری داشتم
‫و نمی‌دونستم چه حرفی باید بزنم.

00:39:06.285 --> 00:39:08.459
‫ولی در طول کل دوره کارگاه،

00:39:08.483 --> 00:39:10.298
‫احساس راحتی داشتم،

00:39:10.491 --> 00:39:12.819
‫و به شدت از اون فضا لذت می‌بردم.

00:39:14.118 --> 00:39:16.259
‫در اونجا بود که خانم پارکس،

00:39:16.283 --> 00:39:17.914
‫درک بهتر،

00:39:17.939 --> 00:39:20.085
‫و دقیق‌تری نسبت به مسئله‌ی...

00:39:20.109 --> 00:39:22.098
‫مبارزه برای حقوق مدنی پیدا کرد.

00:39:24.946 --> 00:39:27.090
‫اون مدرسه‌ای که مایلز هورتون تأسیس کرد،

00:39:27.115 --> 00:39:28.869
‫دلیلیه که من امروز اینجا ایستادم،

00:39:28.894 --> 00:39:31.538
‫و نسبت به تمام سفیدپوستان
‫کینه به دل ندارم.

00:39:31.563 --> 00:39:35.304
‫در اون زمان و در اون جایگاه،
‫متوجه این مسئله شدم،

00:39:35.329 --> 00:39:39.124
‫که افراد درستکار و صالحی
‫در هر نژاد و رنگی وجود دارن.

00:39:45.934 --> 00:39:47.843
‫- «اعضای ا.م.پ.ر مونتگومری،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

00:39:47.868 --> 00:39:48.983
‫- «به این فکر افتاده بودن،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

00:39:49.008 --> 00:39:51.139
‫- «که برای تفکیک‌سازی نژادی اتوبوس،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

00:39:51.163 --> 00:39:52.959
‫- «از شورای شهر شکایت قانونی کنن،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

00:39:53.219 --> 00:39:56.467
‫«ولی باید شاکی مناسب
‫و مدارک قوی ارائه می‌کردن.»

00:39:57.960 --> 00:40:00.053
‫«بهترین شاکی ممکن، یک خانم بود.»

00:40:00.078 --> 00:40:02.898
‫«چون خانم‌ها حس دلسوزی و ترحم بیشتری
‫از آقایون دریافت می‌کنن.»

00:40:03.847 --> 00:40:06.419
‫«اون خانم هم باید عاری از هر مشکلی باشه،»

00:40:06.444 --> 00:40:10.196
‫«و هیچ گناهی جز ندادن صندلیش نداشته باشه.»

00:40:11.653 --> 00:40:13.668
‫در دوم مارس ۱۹۵۵،

00:40:13.693 --> 00:40:15.759
‫دختر جوانی به نام کلودت کلاوین،

00:40:15.784 --> 00:40:19.009
‫به جرم ندادن صندلی خودش
‫در اتوبوس، بازداشت شده بود.

00:40:19.034 --> 00:40:22.068
‫سه مأمور پلیس از اتوبوس بیرون آوردنش،

00:40:22.093 --> 00:40:23.610
‫و به زندان انداختنش.

00:40:25.008 --> 00:40:26.954
‫من به شدت...

00:40:26.978 --> 00:40:28.743
‫- توی گروه جوانان خانم پارکس فعال بودم.
‫- [کلودت کلاوین، کنشگر مدنی]

00:40:28.768 --> 00:40:30.752
‫- بعد به این فکر افتادم،
‫- [کلودت کلاوین، کنشگر مدنی]

00:40:30.776 --> 00:40:33.956
‫- که چقدر رفتار نامناسبی با ما می‌شه.
‫- [کلودت کلاوین، کنشگر مدنی]

00:40:34.128 --> 00:40:35.755
‫- ازم خواستن از صندلیم بلند بشم،
‫- [کلودت کلاوین، کنشگر مدنی]

00:40:35.779 --> 00:40:37.414
‫- من هم قبول نکردم.
‫- [کلودت کلاوین، کنشگر مدنی]

00:40:37.439 --> 00:40:39.508
‫امکان نداشت از جام بلند بشم،

00:40:39.532 --> 00:40:42.655
‫چون تاریخ من رو به اون صندلی چسبانده بود.

00:40:43.590 --> 00:40:47.309
‫انگار دست سوجرنر تروث،

00:40:47.334 --> 00:40:49.591
‫روی یک شونه‌ام بود،

00:40:50.217 --> 00:40:52.123
‫و دست هریت تابمن،

00:40:52.148 --> 00:40:54.441
‫روی اون‌یکی شونه‌ام بود
‫و نمی‌ذاشتن از جام بلند بشم.

00:40:56.427 --> 00:40:59.872
‫به جای اینکه بهش اتهام
‫تخلف از قانون تفکیک بزنن،

00:40:59.910 --> 00:41:02.101
‫به ایجاد بی‌نظمی در سطح شهر،

00:41:02.126 --> 00:41:05.466
‫مقاومت درمقابل مجری قانون
‫و ضرب و جرح متهمش کردن.

00:41:08.403 --> 00:41:12.350
‫سازمان ا.م.پ.ر در نهایت
‫موفق نشد شکایتی طرح کنه.

00:41:12.375 --> 00:41:14.619
‫از اونجا که شاهد پونزده سالش بود،

00:41:14.644 --> 00:41:16.498
‫به رأی دادگاه رد صلاحیت شد،

00:41:16.523 --> 00:41:18.426
‫چون فکر می‌کردن شاهد موثقی نیست.

00:41:18.451 --> 00:41:19.566
‫این دختر به زعم عده‌ای،

00:41:19.591 --> 00:41:23.149
‫کمی سرکش و تندخو بود.

00:41:23.454 --> 00:41:25.144
‫کلودت کالوین هم...

00:41:25.168 --> 00:41:27.217
‫دختر سیاه‌پوست تیره‌پوستی بود.

00:41:27.242 --> 00:41:28.639
‫مسئله نژاد و رنگ پوستش بود.

00:41:28.879 --> 00:41:31.338
‫- واقعا ناامید شدم.
‫- [کلودت کلاوین، کنشگر مدنی]

00:41:32.209 --> 00:41:35.056
‫[از رهبران سازمان خواستم
‫تا سازمان‌دهی رو به عهده بگیرن،]

00:41:35.081 --> 00:41:37.657
‫[و مدارک کافی رو جمع‌آوری کنن،]

00:41:37.682 --> 00:41:40.863
‫[و از هر جوانی که حاضره
‫طرف دعوی باشه،]

00:41:40.888 --> 00:41:43.962
‫[و به قوانین تفکیک‌نژادی و بدرفتاری،]

00:41:43.987 --> 00:41:46.115
‫[اعتراض کنه، حمایت کنن.]

00:41:47.005 --> 00:41:49.958
‫[وقتش بود تا نشون بدیم،]

00:41:49.983 --> 00:41:52.271
‫[که دیگه حاضر نیستیم،]

00:41:52.296 --> 00:41:55.026
‫[رفتاری که باهامون می‌شه رو بپذیریم.]

00:41:56.653 --> 00:41:58.608
‫- در این دوره که صحبت می‌کنیم،
‫- [برایان استیونسون]

00:41:58.633 --> 00:42:01.252
‫- احساسات مردم با هم درآمیخته شده بود.
‫- [برایان استیونسون]

00:42:01.607 --> 00:42:04.449
‫مردم حس می‌کردن که بازیچه شدن.

00:42:05.191 --> 00:42:07.801
‫خشونت در اتوبوس‌ها هم ادامه پیدا کرده بود.

00:42:08.149 --> 00:42:11.881
‫جانبازی هم بود که توسط
‫مأمور پلیس کشته شده بود.

00:42:12.277 --> 00:42:15.843
‫«برای قدم زدن روی طناب جیم کرو
‫از تولد تا مرگ،»

00:42:16.269 --> 00:42:20.880
‫«و از گهواره تا گور،
‫شاهکار آکروباتیک ذهنی بزرگیه.»

00:42:22.018 --> 00:42:24.925
‫«فقط روحی شریف می‌تونه
‫عمق این طناب رو ارزیابی کنه.»

00:42:25.518 --> 00:42:27.742
‫«همیشه طناب‌هایی از این قبیل وجود داشته؛»

00:42:27.766 --> 00:42:28.961
‫«طناب نژادی،»

00:42:28.986 --> 00:42:30.825
‫«طناب آویخته، طناب محکم.»

00:42:31.651 --> 00:42:34.755
‫«از نظرم ما مثل عروسک‌های
‫خیمه‌شب بازی،»

00:42:34.780 --> 00:42:36.428
‫«در نخ دستان سفیدپوستان هستیم.»

00:42:36.453 --> 00:42:39.754
‫«امر می‌کنن که باید با مرز رنگ پوست،
‫از دیگری جدا بشیم،»

00:42:40.154 --> 00:42:41.741
‫«ولی همچنان نخ‌های ما رو می‌کشن،»

00:42:41.766 --> 00:42:43.937
‫«و ما ناچاریم مطابق میلشون عمل کنیم،»

00:42:43.962 --> 00:42:47.025
‫«یا عوارض سرکشی کردن رو متحمل بشیم.»

00:42:48.633 --> 00:42:51.239
‫به معنای کلمه صدها سانحه
‫توی اتوبوس‌ها رخ می‌داد.

00:42:54.124 --> 00:42:56.008
‫هیچ راننده اتوبوس سیاه‌پوستی نبود،

00:42:56.032 --> 00:42:57.777
‫تمام رانندگان هم مسلح بودن.

00:42:58.859 --> 00:43:00.527
‫کم‌کم همه داشتن به این آگاهی می‌رسیدن،

00:43:00.552 --> 00:43:03.555
‫که روش‌های مودبانه،

00:43:03.580 --> 00:43:05.374
‫سازگار و ملایم برای واداشتن مردم،

00:43:05.399 --> 00:43:08.688
‫به دیدن انسانیت سیاه‌پوستان در جامعه،

00:43:08.713 --> 00:43:10.298
‫اصلا و ابدا کافی نبود.

00:43:12.795 --> 00:43:14.129
‫مرگ امت تیل رخ داد.

00:43:14.154 --> 00:43:17.478
‫عمه‌ی من می‌دونست که دیگه
‫تحمل این اتفاقات رو نداره.

00:43:17.765 --> 00:43:20.892
‫تحمل مرگ کودکان، تجاوز به زنان،

00:43:21.164 --> 00:43:23.791
‫مثله و سرکوب کردن مردان رو نداشت.

00:43:23.892 --> 00:43:26.658
‫عمه رزا بار سنگینی روی دوشش حس می‌کرد.

00:43:27.571 --> 00:43:30.191
‫[یکم دسامبر ۱۹۵۵]

00:43:32.889 --> 00:43:34.795
‫[کارهای اون روزم رو تموم کرده بودم.]

00:43:35.209 --> 00:43:37.448
‫[وقتی سوار اتوبوس برگشت شدم،]

00:43:37.473 --> 00:43:39.741
‫[روی صندلی‌ای که خالی بود نشستم.]

00:43:40.347 --> 00:43:42.967
‫[به ایستگاه سوم که رسیدیم،
‫آقایی سوار شد،]

00:43:42.992 --> 00:43:44.707
‫[و مجبور شد وسط اتوبوس وایسته.]

00:43:45.132 --> 00:43:47.484
‫بخش جلویی اتوبوس برای سفیدپوستان،

00:43:47.509 --> 00:43:50.242
‫و بخش پشتی اتوبوس برای سیاه‌پوستان بود.

00:43:50.267 --> 00:43:51.759
‫البته بخش میانی می‌موند.

00:43:51.784 --> 00:43:54.912
‫بخش میانی متعلق به قشر خاصی نبود،

00:43:54.937 --> 00:43:57.247
‫سیاه‌پوستان آزاد بودن
‫که وسط اتوبوس بشینن،

00:43:57.277 --> 00:43:59.375
‫ولی به نظر دل‌به‌خواه راننده،

00:43:59.399 --> 00:44:01.132
‫باید جاشون رو عوض می‌کردن.

00:44:01.696 --> 00:44:04.351
‫- طبق شرایط تفکیکی آلاباما،
‫- [جین تئوهریس، نویسنده و مورخ]

00:44:04.376 --> 00:44:05.548
‫- تمام چهار نفر توی راهرو،
‫- [جین تئوهریس، نویسنده و مورخ]

00:44:05.572 --> 00:44:07.014
‫- باید از جا بلند می‌شدن،
‫- [جین تئوهریس، نویسنده و مورخ]

00:44:07.039 --> 00:44:09.399
‫- تا یک سفیدپوست بتونه بشینه.
‫- [جین تئوهریس، نویسنده و مورخ]

00:44:09.778 --> 00:44:11.345
‫«راننده گفت:»

00:44:11.369 --> 00:44:13.434
‫«به نفعته شرایط رو برای خودت سخت نکنی،»

00:44:13.459 --> 00:44:15.094
‫«و از روی صندلی بلند بشی.»

00:44:15.203 --> 00:44:17.313
‫«من که نفهمیدم چطور با وایستادن،»

00:44:17.347 --> 00:44:18.782
‫«قراره کمتر بهم سخت بگذره.»

00:44:19.088 --> 00:44:22.294
‫«به یاد زمانی افتادم
‫که کل شب بیدار می‌موندم،»

00:44:22.319 --> 00:44:26.434
‫«و تفنگ پدربزرگم همیشه کنار شومینه بود.»

00:44:27.724 --> 00:44:29.537
‫[وقتی نشسته بودم و منتظر دستگیریم بودم،]

00:44:29.562 --> 00:44:32.277
‫[نمی‌دونستم قراره با خشونت
‫باهام رفتار بشه،]

00:44:32.302 --> 00:44:35.094
‫[یا قراره آسیب جسمی ببینم یا نه.]

00:44:36.469 --> 00:44:38.529
‫[مأمور پلیس به سمتم اومد.]

00:44:38.554 --> 00:44:39.811
‫[پرسید: «چرا بلند نمی‌شی؟»]

00:44:39.836 --> 00:44:42.368
‫[گفتم: «فکر نمی‌کنم لزومی باشه
‫که بلند بشم.»]

00:44:42.998 --> 00:44:45.778
‫[بعد ازش پرسیدم:
‫«چرا ما رو اذیت می‌کنین؟»]

00:44:46.262 --> 00:44:47.699
‫[جواب داد: «نمی‌دونم.»]

00:44:47.724 --> 00:44:50.868
‫[«ولی قانون قانونه و شما بازداشتین.»]

00:44:50.898 --> 00:44:53.118
‫[بازداشتگاه شهر مونتگومری]

00:44:53.544 --> 00:44:55.486
‫«خواستم برام آب بیارن.»

00:44:55.992 --> 00:44:57.679
‫«وقتی داشتم سمت آب‌خوری می‌رفتم،»

00:44:57.704 --> 00:44:59.731
‫«یکی داد زد: دور شو ببینم.»

00:44:59.756 --> 00:45:01.722
‫«حق نداری از آب‌خوری آب بخوری.»

00:45:02.699 --> 00:45:05.054
‫«بعد با لب تشنه سمت میز برگشتم.»

00:45:05.807 --> 00:45:08.636
‫«به شدت احساس تنهایی و مهجوریت کردم،»

00:45:08.669 --> 00:45:12.230
‫«انگار داشتم از بین شکافی
‫بی‌انتها و تاریک فرو می‌رفتم.»

00:45:12.992 --> 00:45:14.931
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[وقتی رزا پارکس دستگیر شد،]

00:45:14.956 --> 00:45:17.885
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[گفتم: «خب، گمونم به هدفمون رسیدیم.»]

00:45:17.910 --> 00:45:19.152
‫[صدای ا. د. نیکسون]

00:45:19.177 --> 00:45:22.072
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[به نظر مردم هر کسی که قربانی بدرفتاری،]

00:45:22.097 --> 00:45:25.060
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[توی اتوبوس بوده، طرف دعوی مناسبیه.]

00:45:25.085 --> 00:45:27.650
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[ولی تجربه من چیز دیگه‌ای بهم می‌گفت.]

00:45:27.675 --> 00:45:29.027
‫[باید اطمینان حاصل می‌کردم،]

00:45:29.052 --> 00:45:31.193
‫[که با این طرف دعوی می‌تونستم
‫توی دادگاه برنده بشم.]

00:45:33.167 --> 00:45:35.042
‫«آقای نیکسون ازم پرسید دلم می‌خواد،»

00:45:35.067 --> 00:45:38.196
‫«پرونده من علیه قانون
‫تفکیک نژادی باشه یا نه.»

00:45:38.524 --> 00:45:40.374
‫«من هم به قدری روی
‫پرونده‌های مختلف کار کرده بودم،»

00:45:40.399 --> 00:45:42.998
‫«که می‌دونستم بدون شاکی،
‫نمی‌شه شکایت رو به نتیجه رسوند.»

00:45:44.057 --> 00:45:45.855
‫«برای همین قبول کردم
‫که شاکی پرونده باشم.»

00:45:47.223 --> 00:45:50.110
‫پارکس با وکیل جوان بیست و پنج ساله‌ای،

00:45:50.134 --> 00:45:51.390
‫به اسم فرد گری تماس گرفت،

00:45:51.415 --> 00:45:54.477
‫که از ا.م.پ.ر می‌شناخت
‫و با همدیگه دوست شده بودن،

00:45:54.502 --> 00:45:56.864
‫تا وکالتش رو قبول کنه.

00:45:59.024 --> 00:46:01.865
‫به عنوان رئیس شورای سیاسی زنان،

00:46:01.890 --> 00:46:05.329
‫تمام مأموران سه شعبه رو خبر کردم.

00:46:05.354 --> 00:46:08.067
‫بهشون گفتم رزا پارکس دستگیر شده،

00:46:08.092 --> 00:46:09.480
‫و قراره محاکمه بشه.

00:46:09.505 --> 00:46:11.089
‫گفتن: «طرح‌ها رو دارین؟»

00:46:11.114 --> 00:46:12.451
‫«وقتشه چاپشون کنیم.»

00:46:14.050 --> 00:46:15.503
‫اون شب ذره‌ای چشم روی هم نذاشتم.

00:46:15.528 --> 00:46:17.042
‫شابلون‌ها رو بریدم.

00:46:17.067 --> 00:46:19.598
‫سی و پنج هزار نسخه تهیه کردم،

00:46:19.623 --> 00:46:21.693
‫و همه رو منتشر کردم.

00:46:21.826 --> 00:46:24.651
‫برای سازمان‌دهی این شابلون‌ها،

00:46:24.676 --> 00:46:26.327
‫حداقل سه سال کار کرده بودیم.

00:46:26.427 --> 00:46:28.193
‫♪ آره! ♪

00:46:28.862 --> 00:46:31.714
‫روز دوم دسامبر که جمعه بود،

00:46:32.285 --> 00:46:33.795
‫مثل روزهای اداری معمولی بود.

00:46:33.820 --> 00:46:35.451
‫من کلاس نهم بودم.

00:46:35.877 --> 00:46:39.687
‫به وضوح کامل یادمه که بهمون گفتن:
‫«اگه شما اینجایین،»

00:46:39.712 --> 00:46:42.817
‫«به خاطر راننده اتوبوس‌هاست،
‫می‌خوایم روی شما حساب کنیم،»

00:46:42.842 --> 00:46:45.055
‫«تا نامه‌ای رو به والدینتون بدین.»

00:46:45.626 --> 00:46:46.912
‫«توی این نامه خطاب به والدینتون نوشته،»

00:46:46.937 --> 00:46:49.882
‫«که شما روز دوشنبه،
‫نباید سوار اتوبوس بشین.»

00:46:49.907 --> 00:46:51.755
‫- «حتما هم حواستون باشه،»
‫- [الین هافمن، رزالین ا. کینگ]

00:46:51.779 --> 00:46:54.394
‫- «که هیچ‌کس متوجه این نامه نشه.»
‫- [الین هافمن، رزالین ا. کینگ]

00:46:54.607 --> 00:46:56.560
‫«دانش‌آموزان، امیدم به شماست.»

00:46:56.614 --> 00:46:59.831
‫مردم شک داشتن که این طرح
‫قراره موفقیت‌آمیز باشه یا نه.

00:47:00.820 --> 00:47:02.322
‫همه درموردش تردید داشتن.

00:47:02.364 --> 00:47:05.324
‫فکر می‌کردیم قراره کلی مشکل به بار بیاره.

00:47:05.349 --> 00:47:09.006
‫یادمه که مردم چقدر ترسیده و مضطرب بودن.

00:47:11.340 --> 00:47:14.868
‫صبح دوشنبه که پنجم دسامبر می‌شد،

00:47:14.893 --> 00:47:17.354
‫پدرم نزدیک‌های ساعت هفت
‫به خونه برگشت.

00:47:17.379 --> 00:47:19.132
‫چقدر هم هیجان‌زده بود.

00:47:19.157 --> 00:47:21.071
‫هیچ‌وقت یادم نمی‌ره.
‫«اتوبوس‌ها خالی‌ان!»

00:47:21.096 --> 00:47:23.623
‫«اتوبوس‌ها خالی‌ان!
‫وای، عین نامه گناهان مسیح خالی‌ان!»

00:47:23.648 --> 00:47:25.304
‫«وای، اتوبوس‌ها خالی‌ان!»

00:47:25.329 --> 00:47:26.684
‫ما هم خندیدیم.

00:47:26.709 --> 00:47:28.277
‫گفتم «باید پیاده بریم،
‫باید پیاده بریم.»

00:47:28.302 --> 00:47:29.516
‫«باید پیاده بریم.»

00:47:29.776 --> 00:47:31.401
‫کلی هیجان داشتیم.

00:47:34.375 --> 00:47:36.517
‫عصر روز پنجم دسامبر،

00:47:36.571 --> 00:47:39.541
‫توی کلیسای باپتیست
‫خیابان هولت جلسه‌ای داشتیم.

00:47:40.507 --> 00:47:42.356
‫هزاران نفر اومده بودن.

00:47:43.193 --> 00:47:45.776
‫- یادمه بروشوری بهم داده بودن،
‫- [دوریس کرنشاو]

00:47:45.801 --> 00:47:47.436
‫- بهم گفتن توی کلیسای خیابان هولت،
‫- [دوریس کرنشاو]

00:47:47.460 --> 00:47:48.852
‫- جلسه عمومی‌ای برگزار بشه.
‫- [دوریس کرنشاو]

00:47:50.089 --> 00:47:52.986
‫ملت از همه‌جا بلند شدن
‫و توی جلسه شرکت کردن.

00:47:53.639 --> 00:47:56.307
‫به حدی که مجبور شدن
‫خیابون‌ها رو مسدود کنن.

00:47:56.332 --> 00:48:00.084
‫بلندگوی کلیسا رو فعال کرده بودیم
‫تا مردم بیرون جلسه هم بشنون.

00:48:00.580 --> 00:48:02.134
‫جا برای سوزن انداختن نبود.

00:48:02.159 --> 00:48:05.771
‫من رو هم تا منبر همراهی کردن.

00:48:05.844 --> 00:48:08.680
‫کلی آدم اومده بودن،
‫اصلا باورتون نمی‌شه،

00:48:08.722 --> 00:48:11.081
‫که چطور توی کلیسا جا شده بودن.

00:48:11.956 --> 00:48:14.171
‫همه با اشتیاق اومده بودن،

00:48:14.195 --> 00:48:15.995
‫و حسابی هیجان داشتن.

00:48:16.098 --> 00:48:18.634
‫لازم نبود کلمه‌ای صحبت کنم،

00:48:18.658 --> 00:48:19.664
‫صحبتی هم نکردم،

00:48:19.689 --> 00:48:21.659
‫چون بهم گفته بودن
‫که گفتنی‌ها رو قبلا گفتم.

00:48:21.684 --> 00:48:23.019
‫کشیش کینگ.

00:48:25.187 --> 00:48:26.673
‫دکتر مارتین لوتر کینگ،

00:48:26.698 --> 00:48:28.185
‫که اون زمان به تازگی،

00:48:28.209 --> 00:48:30.490
‫کشیش کلیسای باپتیست
‫خیابان دکستر شده بود،

00:48:30.729 --> 00:48:32.523
‫و چندان شهرتی نداشت،

00:48:32.547 --> 00:48:35.142
‫توی این جلسه شناخته شد.

00:48:35.662 --> 00:48:38.202
‫[باید درست توی همین مونتگومری،]

00:48:38.801 --> 00:48:40.934
‫[دست در دست هم بدیم.]

00:48:41.709 --> 00:48:44.502
‫[تا زمانی که در آینده
‫خواستن تاریخ رو بنویسن،]

00:48:45.481 --> 00:48:47.435
‫[یک نفر بلند بشه و بگه:]

00:48:47.460 --> 00:48:49.143
‫[در این مکان نژادی بود،]

00:48:49.965 --> 00:48:51.358
‫[نژاد سیاه‌پوستان،]

00:48:51.383 --> 00:48:54.542
‫[سیاه‌پوستانی که با تکیه
‫بر شهامت اخلاقیشون،]

00:48:54.567 --> 00:48:56.089
‫[برای حقشون به پا خاستن!]

00:48:59.706 --> 00:49:02.614
‫در نهایت وظیفه سخنگویی
‫به کینگ محول شد.

00:49:04.391 --> 00:49:07.872
‫تحریم اتوبوس‌ها رو در منظر جهانی قرار داد.

00:49:11.305 --> 00:49:12.839
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[گفتم کسایی که می‌ترسن،]

00:49:12.864 --> 00:49:15.183
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[بهتره کت و کلاهشون رو بردارن و برن.]

00:49:15.208 --> 00:49:17.877
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[چون قراره حالا حالاها طول بکشه.]

00:49:17.902 --> 00:49:20.594
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[حتی گفتم یکی قراره بمیره.]

00:49:20.619 --> 00:49:22.102
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[تا جایی که می‌دونم شاید خودم بمیرم.]

00:49:22.127 --> 00:49:23.950
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[ولی اگه ارزش مرگ رو نداره،]

00:49:23.975 --> 00:49:25.887
‫[صدای ا. د. نیکسون]
‫[پس ارزش جنگیدن هم نداره.]

00:49:27.229 --> 00:49:30.750
‫رأی‌گیری گذاشتیم که آیا...

00:49:30.775 --> 00:49:33.515
‫اعتراضات رو ادامه بدیم یا نه.

00:49:33.540 --> 00:49:36.452
‫نتیجه به اتفاق آرا بود.

00:49:36.477 --> 00:49:38.338
‫مردم داشتن فریاد می‌زدن،

00:49:38.362 --> 00:49:40.387
‫می‌گفتن تا وقتی شرایطمون بهتر نشده،

00:49:40.412 --> 00:49:43.609
‫سوار اتوبوس‌ها نخواهند شد.

00:49:44.638 --> 00:49:46.859
‫[تا زمان رسیدن به خواسته‌ها،
‫تحریم اتوبوس ادامه دارد.]

00:49:46.884 --> 00:49:48.645
‫می‌تونین تصور کنین،

00:49:48.669 --> 00:49:51.218
‫که مردم چه حسی داشتن؟
‫[ژرژت نورمن، مدیر سابق موزه رزا پارکس]

00:49:51.243 --> 00:49:54.844
‫با خودشون گفتن: «کار ما بود؟»
‫[ژرژت نورمن، مدیر سابق موزه رزا پارکس]

00:49:56.164 --> 00:49:58.896
‫«ببینین، ما مقابل این تهدید
‫قد علم کردیم.»

00:49:59.718 --> 00:50:01.608
‫«می‌خواین ادامه بدیم؟»
‫«معلومه!»

00:50:01.864 --> 00:50:07.826
‫♪ خورشید هیچ‌وقت غروب نمی‌کنه. ♪

00:50:07.850 --> 00:50:09.975
‫♪ غروب نمی‌کنه. ♪

00:50:10.000 --> 00:50:16.062
‫♪ خورشید هیچ‌وقت غروب نمی‌کنه. ♪

00:50:16.086 --> 00:50:17.908
‫♪ غروب نمی‌کنه. ♪

00:50:18.116 --> 00:50:19.576
‫♪ گل‌ها... ♪

00:50:19.601 --> 00:50:22.300
‫سیستم ماشین اشتراکی سازمان‌دهی کردن،

00:50:22.325 --> 00:50:24.159
‫که در سراسر شهر،

00:50:24.260 --> 00:50:27.008
‫چهل ایستگاه با این هدف تعیین شد،

00:50:27.654 --> 00:50:30.642
‫و انجمن بهبود مونتگومری،

00:50:30.667 --> 00:50:31.777
‫درنهایت به طور روزانه،

00:50:31.802 --> 00:50:35.057
‫ده الی پونزده هزار سواری
‫در روز رو سازمان‌دهی می‌کرد.

00:50:35.207 --> 00:50:38.309
‫رزا پارکس تقریبا یک ماه
‫به عنوان راهبر فعالیت کرد.

00:50:39.924 --> 00:50:42.879
‫«سرنشینان، اگه دنبال وسایل
‫حمل و نقل هستین،»

00:50:42.904 --> 00:50:45.752
‫«به جایگاه‌های ایستگاه برین.
‫مؤدب برخورد کنین.»

00:50:46.220 --> 00:50:47.471
‫«یادتون نره چقدر باید صبر می‌کردیم،»

00:50:47.496 --> 00:50:49.413
‫«که در صبح و عصر،»

00:50:49.438 --> 00:50:51.714
‫«اتوبوس‌ها برامون کنار بزنن.»

00:50:52.783 --> 00:50:55.053
‫«راننده‌ها، سر پست‌هاتون بمونین.»

00:50:55.253 --> 00:50:57.136
‫«سرنشینان ممکنه کمی اذیت کنن،»

00:50:57.161 --> 00:50:58.975
‫«ولی سعی کنین باهاشون مدارا کنین.»

00:50:59.390 --> 00:51:02.291
‫«با وجود اون‌ها می‌تونیم
‫اعتراضات رو به نتیجه برسونیم.»

00:51:02.864 --> 00:51:05.735
‫پدرم هر روز صبح قبل اینکه
‫به محل کارش بره،

00:51:06.148 --> 00:51:08.026
‫به ایستگاه‌های حمل و نقل می‌رفت،

00:51:08.463 --> 00:51:10.549
‫و یکی رو تا مسیر کار با خودش می‌رسوند.

00:51:11.585 --> 00:51:13.145
‫راهکار جایگزین مردم این بود،

00:51:13.169 --> 00:51:14.854
‫- که می‌تونستن...
‫- [اش‌لی وودارد هندرسون]

00:51:14.879 --> 00:51:16.493
‫- سوار تاکسی سیاه‌پوستان بشن.
‫- [اش‌لی وودارد هندرسون]

00:51:16.721 --> 00:51:18.470
‫یا نیروهای کاری که از بابت...

00:51:18.495 --> 00:51:21.146
‫سوار نشدن‌های اتوبوس،
‫ضرر مالی می‌کردن،

00:51:21.432 --> 00:51:23.403
‫خانواده‌هاشون سود می‌کردن،

00:51:23.443 --> 00:51:25.266
‫و سوار وسایل رایگان می‌شدن.

00:51:27.088 --> 00:51:29.403
‫زنان سیاه‌پوست پیشتاز بودن.

00:51:29.428 --> 00:51:32.485
‫توی جمع‌آوری کمک‌های مالی،
‫سازمان‌دهی ماشین‌ها کمک می‌کردن.

00:51:32.510 --> 00:51:33.864
‫غذاهای خونگی درست می‌کردن،

00:51:33.911 --> 00:51:35.289
‫تا مطمئن بشن،

00:51:35.313 --> 00:51:37.092
‫که می‌تونن تحریم رو ادامه بدن.

00:51:38.175 --> 00:51:39.919
‫شورای سیاسی زنان،

00:51:39.943 --> 00:51:41.777
‫بیش از سیصد عضو داشت،

00:51:41.802 --> 00:51:44.194
‫و به حدی از سازمان‌دهی رسیدیم،

00:51:44.219 --> 00:51:47.071
‫که می‌دونستیم در طی چند ساعت،

00:51:47.096 --> 00:51:49.131
‫[می‌تونیم کل اهالی شهر رو به مقصد برسونیم.]

00:51:52.278 --> 00:51:56.100
‫♪ سربازان باخدا... ♪

00:51:56.167 --> 00:52:01.265
‫♪ به سوی جنگ راهپیمایی کنید. ♪

00:52:01.611 --> 00:52:05.621
‫چند ماه بعد، میزان توجهی
‫که تحریم اتوبوس‌ها جلب کرد،

00:52:05.646 --> 00:52:08.724
‫برای مردم سفیدپوست مونتگومری،
‫غیرمنتظره بود.

00:52:08.749 --> 00:52:11.946
‫فکر نمی‌کردن کسی به سیاه‌پوستان اهمیت بده.

00:52:12.387 --> 00:52:14.268
‫به قدری جلب توجه کرد،

00:52:14.293 --> 00:52:16.194
‫که ملت از نقاط مختلف کشور
‫برای کمک می‌اومدن.

00:52:16.219 --> 00:52:20.038
‫کمک مالی می‌فرستادن،
‫لباس و کفش و غذا می‌فرستادن،

00:52:20.231 --> 00:52:21.740
‫و به قدری کمک مالی به کلیسا کردن،

00:52:21.765 --> 00:52:25.104
‫که تونستیم چند استشین واگن تهیه کنیم.

00:52:26.566 --> 00:52:29.054
‫همین ویژگی بود که جنبش ما رو...

00:52:29.079 --> 00:52:30.959
‫حائز اهمیت و توجه می‌کرد،

00:52:31.276 --> 00:52:33.879
‫چون اتحادمون در راستای
‫هدفی مشترک بود.

00:52:33.904 --> 00:52:35.974
‫مادامی که از هم جدا باشیم،

00:52:35.998 --> 00:52:37.980
‫ترسیده باشیم،

00:52:38.417 --> 00:52:40.332
‫محکوم به شکست هستیم.

00:52:43.060 --> 00:52:45.759
‫- رزا پارکس چندین و چند ماه...
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

00:52:45.783 --> 00:52:46.906
‫- سفر کرد.
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

00:52:46.931 --> 00:52:49.279
‫- نقش کلیدی‌ای برای جمع‌آوری کمک مالی...
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

00:52:49.303 --> 00:52:50.865
‫- برای ادامه تحریم ایفا کرد.
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

00:52:53.586 --> 00:52:56.001
‫ما سلاح کافی برای مقابله،

00:52:56.026 --> 00:52:58.409
‫با ساختار قدرت رو نداشتیم،

00:52:58.469 --> 00:53:00.799
‫ولی سماجت ما،

00:53:00.824 --> 00:53:02.272
‫صبوری ما،

00:53:02.297 --> 00:53:03.835
‫ایمان ما،

00:53:03.859 --> 00:53:05.874
‫و اعتمادی که به هم داشتیم،

00:53:05.921 --> 00:53:07.881
‫مصمم بودن ما رو...

00:53:07.905 --> 00:53:09.666
‫تا حدی تقویت می‌کرد،

00:53:09.691 --> 00:53:12.109
‫که کماکان...

00:53:12.134 --> 00:53:14.961
‫ثابت‌قدم و متحد بمونیم.

00:53:17.174 --> 00:53:20.467
‫- تفکیک نژادی نهادی اجتماعیه،
‫- [جلسه شورای شهروندان سفیدپوست]

00:53:20.492 --> 00:53:22.620
‫- که نمی‌خوایم در نظمش اخلال ایجاد بشه.
‫- [جلسه شورای شهروندان سفیدپوست]

00:53:23.828 --> 00:53:25.868
‫شورای شهروندان سفیدپوست،

00:53:25.893 --> 00:53:28.151
‫گونه خوش‌نام‌تری از...

00:53:28.175 --> 00:53:29.643
‫فرقه کلن بودن.

00:53:29.668 --> 00:53:31.589
‫قضات و وکلا در اختیارشون بود،

00:53:31.614 --> 00:53:34.053
‫- و هدفشون این بود که به هر قیمتی،
‫- [رابین د. ج. کلی، مورخ]

00:53:34.078 --> 00:53:36.974
‫- از تفکیک نژادی محافظت کنن،
‫- [رابین د. ج. کلی، مورخ]

00:53:37.099 --> 00:53:38.640
‫ولی به طریقی چنین کاری بکنن،

00:53:38.665 --> 00:53:40.431
‫که از دید عموم،

00:53:40.455 --> 00:53:42.347
‫محترم و آبرومند دیده بشه.

00:53:42.788 --> 00:53:46.165
‫نباید اجازه بدین ا.م.پ.ر،

00:53:46.190 --> 00:53:47.945
‫زمام امور دولتتون رو دست بگیره.

00:53:51.548 --> 00:53:55.336
‫اجازه نمی‌دیم از کودکان ما،

00:53:55.361 --> 00:53:57.764
‫به عنوان سربازان پیاده‌نظامی،

00:53:57.788 --> 00:54:00.321
‫برای حق رأی نژادهای مختلف
‫در ماربل سیتی،

00:54:00.346 --> 00:54:03.307
‫در این شطرنج سیاسی استفاده بشه.

00:54:08.373 --> 00:54:10.353
‫- شهرها به هر دری می‌زدن،
‫- [جین تئوهریس، نویسنده و مورخ]

00:54:10.384 --> 00:54:11.420
‫- که تحریم رو متوقف کنن.
‫- [جین تئوهریس، نویسنده و مورخ]

00:54:12.417 --> 00:54:14.857
‫هرجور خشونتی استفاده شد،
‫مردم کلی چیز پرتاب می‌کردن،

00:54:14.882 --> 00:54:15.923
‫از جمله خود پلیس‌ها،

00:54:15.948 --> 00:54:19.400
‫ادرارشون رو پرت می‌کردن،
‫یا لاستیک مردم رو پنچر می‌کردن.

00:54:20.646 --> 00:54:23.092
‫در منزل تعداد کثیری از رهبران برجسته،

00:54:23.258 --> 00:54:24.320
‫از جمله مارتین لوتر کینگ،

00:54:24.345 --> 00:54:26.242
‫از انجمن بهبود مونتگومری،

00:54:26.649 --> 00:54:28.810
‫یا ا. د. نیکسون از انجمن
‫پیشرفت رنگین‌پوستان،

00:54:29.271 --> 00:54:30.737
‫بمب‌گذاری شده بود.

00:54:38.003 --> 00:54:40.922
‫مردم از چنین خشونتی
‫که به خود مردم تحمیل شده،

00:54:40.947 --> 00:54:43.194
‫هیچ قدردانی نمی‌کنن،

00:54:43.219 --> 00:54:46.205
‫و اینکه چطور این مردم
‫با بهترین لباس‌هاشون،

00:54:46.483 --> 00:54:49.993
‫در مکان‌هایی حاضر می‌شدن که می‌دونستن
‫قراره مورد صدمات فیزیکی،

00:54:50.018 --> 00:54:52.979
‫خون‌ریزی و ضرب و شتم قرار بگیرن.

00:54:55.099 --> 00:54:56.239
‫فرد گری،

00:54:56.263 --> 00:54:58.819
‫تصمیم گرفت برای شروع
‫جبهه قانونی دیگه‌ای،

00:54:58.844 --> 00:55:00.417
‫پرونده پیشتازانه‌ای،

00:55:01.343 --> 00:55:03.538
‫به دادگاه فدرال ارائه کنه،

00:55:03.562 --> 00:55:05.544
‫و تفکیک نژادی اتوبوس‌ها رو به چالش بکشه.

00:55:05.677 --> 00:55:07.470
‫برای همین دنبال شاکی می‌گشت،

00:55:07.737 --> 00:55:09.700
‫و در نهایت چهار زن،

00:55:09.725 --> 00:55:12.662
‫از جمله کلودت کالوین، پیش‌قدم شدن.

00:55:12.988 --> 00:55:15.010
‫که اون پرونده «براودر مقابل گیل» نام گرفت.

00:55:15.513 --> 00:55:17.358
‫پارکس توی اون پرونده نقشی نداشت،

00:55:17.633 --> 00:55:20.664
‫که بخشی ازش به خاطر
‫سابقه سیاسی درازمدتش،

00:55:20.689 --> 00:55:23.461
‫در نقش کنشگر وایسته به ا.م.پ.ر بود.

00:55:24.104 --> 00:55:27.824
‫پرونده به دیوان عالی رفت و موفق شدن.

00:55:27.858 --> 00:55:32.225
‫[تفکیک نژادی اتوبوس‌ها جمع شد!]

00:55:32.721 --> 00:55:34.681
‫[بیستم دسامبر ۱۹۵۶]

00:55:36.346 --> 00:55:39.161
‫انجمن بهبود مونتگومری،

00:55:40.762 --> 00:55:45.285
‫صلاح می‌دونه که اعتراضات یازده ماهه،

00:55:45.317 --> 00:55:47.909
‫علیه خطوط اتوبوس‌رانی شهر،

00:55:47.953 --> 00:55:49.855
‫خاتمه یافته،

00:55:50.355 --> 00:55:53.425
‫و شهروندان سیاه‌پوست
‫مونتگومریِ آلاباما،

00:55:53.450 --> 00:55:55.590
‫به صورت غیرتفکیک‌شده،

00:55:55.614 --> 00:55:57.618
‫به اتوبوس‌ها برگردن.

00:55:57.643 --> 00:55:59.103
‫♪ آزادی! ♪

00:56:01.342 --> 00:56:02.719
‫♪ آزادی! ♪

00:56:02.744 --> 00:56:04.011
‫تحریم اتوبوس‌های مونتگومری،

00:56:04.036 --> 00:56:06.984
‫موفق‌ترین تحریم تاریخ آمریکا بود.

00:56:07.183 --> 00:56:09.007
‫مردم خیلی سعی کردن
‫این پدیده رو تکرار کنن.

00:56:09.032 --> 00:56:10.611
‫به نظرم اگه جنبش‌ها قدرتی که تحریم...

00:56:10.636 --> 00:56:12.493
‫اتوبوس داره رو درک می‌کردن،
‫همیشه پیروز می‌شدیم.

00:56:12.966 --> 00:56:14.983
‫♪ قوانین رو به دست خودم می‌نویسم. ♪

00:56:15.008 --> 00:56:17.076
‫♪ سرنوشتم دست خودمه. ♪

00:56:17.482 --> 00:56:18.999
‫♪ آرزوهام رو دنبال می‌کنم. ♪

00:56:19.024 --> 00:56:21.756
‫♪ از احدی هم عذرخواهی نمی‌کنم. ♪

00:56:22.159 --> 00:56:25.004
‫♪ ترس جایی توی دلم نداره. ♪

00:56:25.029 --> 00:56:27.336
‫♪ آزادی! ♪

00:56:29.018 --> 00:56:30.343
‫♪ آزادی! ♪

00:56:34.797 --> 00:56:36.892
‫انواع و اقسام شایعه‌ها
‫توی جامعه سفیدپوست آمریکا،

00:56:36.917 --> 00:56:38.710
‫درمورد رزا پارکس رواج پیدا کرد.

00:56:39.002 --> 00:56:40.791
‫می‌گفتن جاسوس ا.م.پ.ر بود،

00:56:40.816 --> 00:56:42.337
‫می‌گفتن جاسوس کمونیست‌ها بود،

00:56:42.362 --> 00:56:43.525
‫می‌گفتن ماشین داره،

00:56:43.549 --> 00:56:44.663
‫می‌گفتن مکزیکیه،

00:56:44.707 --> 00:56:46.763
‫می‌گفتن حتی اهل مونتگومری نیست.

00:56:48.275 --> 00:56:50.517
‫معمولا از اعمال زورها نمی‌گیم.

00:56:50.542 --> 00:56:53.238
‫معمولا از پیامدها صحبت نمی‌کنیم،

00:56:53.263 --> 00:56:55.150
‫از اینکه چطور مردم،

00:56:55.175 --> 00:56:57.423
‫برای پیشرفت جنبش گسترده‌ای،

00:56:57.448 --> 00:56:59.112
‫حاضر می‌شن...

00:56:59.136 --> 00:57:00.970
‫ازخودگذشتگی کنن.

00:57:01.345 --> 00:57:03.408
‫بعد اون سانحه،

00:57:03.432 --> 00:57:05.039
‫پنج هفته...

00:57:05.064 --> 00:57:06.605
‫بعد از ماه دسامبر کار کردم،

00:57:06.630 --> 00:57:08.983
‫و چند هفته بعد،

00:57:09.165 --> 00:57:11.745
‫[در ماه ژانویه،]

00:57:11.818 --> 00:57:13.531
‫[از کارم اخراج شدم.]

00:57:17.873 --> 00:57:20.759
‫صاحب آرایشگاه پایگاه هوایی،

00:57:20.784 --> 00:57:21.989
‫هرگونه...

00:57:22.013 --> 00:57:24.231
‫صحبت درمورد رزا پارکس،

00:57:24.256 --> 00:57:26.318
‫یا درمورد تحریم اتوبوس‌ها رو ممنوع کرد.

00:57:26.588 --> 00:57:28.926
‫ریموند هم در اعتراض استعفا داد،
‫چون فکر می‌کرد...

00:57:28.951 --> 00:57:30.970
‫اگه نتونه از همسرش دفاع کنه،

00:57:30.995 --> 00:57:33.689
‫عملا صداش رو بریدن.

00:57:36.379 --> 00:57:39.967
‫در نهایت تمام جوایزها
‫به دکتر کینگ رسید.

00:57:41.022 --> 00:57:43.228
‫برای سخنرانی به همه‌جا دعوت می‌شد،

00:57:43.875 --> 00:57:46.758
‫لوح و مدال افتخاری می‌گرفت،
‫پول درمی‌آورد، زنده می‌موند.

00:57:46.791 --> 00:57:48.103
‫قهرمان مردم بود.

00:57:49.336 --> 00:57:51.414
‫گروه‌های کنشگران مدنی
‫از پارکس دعوت می‌کردن،

00:57:51.439 --> 00:57:54.317
‫تا سخنرانی کنه
‫و کمک مالی جمع‌آوری کنه،

00:57:54.634 --> 00:57:56.340
‫ولی هیچ‌کس به فکرش نرسید،

00:57:56.365 --> 00:57:58.213
‫که راهی پیدا کنه،

00:57:58.237 --> 00:58:00.372
‫تا از خود پارکس هم حمایت بشه.

00:58:00.777 --> 00:58:03.026
‫به نظرم بخشی از این رفتاری
‫که با پارکس شد،

00:58:03.051 --> 00:58:04.803
‫به خاطر این بود که زن بود،

00:58:05.123 --> 00:58:06.776
‫و می‌شد ازش سوء استفاده کرد.

00:58:07.816 --> 00:58:09.339
‫مونتگومری شهر کوچیکیه.

00:58:09.691 --> 00:58:11.267
‫مردم باید می‌دونستن،

00:58:11.606 --> 00:58:13.066
‫که پارکس...

00:58:13.359 --> 00:58:15.026
‫دیگه شغلی نداشت.

00:58:15.223 --> 00:58:16.524
‫از کینگ گرفته،

00:58:16.866 --> 00:58:19.083
‫تا هیچ‌کدومشون،
‫بهش شغلی پیشنهاد نکردن.

00:58:19.300 --> 00:58:21.284
‫رزا پارکس هم زن مغروری بود،

00:58:21.743 --> 00:58:24.347
‫و جلوی کسی دست دراز نمی‌کرد.

00:58:24.881 --> 00:58:27.542
‫فکر هم نمی‌کنم آدمی بود،

00:58:27.935 --> 00:58:30.088
‫که خیال بکنه کسی بهش مدیونه.

00:58:34.831 --> 00:58:36.789
‫- عمه رزا هیچ‌وقت...
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

00:58:36.814 --> 00:58:37.974
‫- از سختی‌هاش نمی‌گفت.
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

00:58:37.999 --> 00:58:39.204
‫- مثلا کسی نمی‌دونست،
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

00:58:39.228 --> 00:58:41.500
‫- که غذا واسه خوردن نداره.
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

00:58:41.525 --> 00:58:42.550
‫- کسی نمی‌دونست،
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

00:58:42.574 --> 00:58:44.701
‫- که نمی‌تونه قبض‌هاش رو پرداخت کنه.
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

00:58:48.336 --> 00:58:49.604
‫ما رو تهدید به مرگ می‌کردن،

00:58:49.629 --> 00:58:50.916
‫مادرش هر شب پای تلفن بود،

00:58:50.941 --> 00:58:53.312
‫که تماس‌های تهدیدآمیز رو قطع کنه.

00:58:54.491 --> 00:58:57.064
‫برای امنیت خودش
‫باید به جای دیگه‌ای می‌رفت،

00:58:57.089 --> 00:58:59.214
‫برای همین با پدر من تماس گرفت.

00:58:59.239 --> 00:59:01.151
‫می‌دونستن اگه به ما زنگ زده،

00:59:01.176 --> 00:59:02.585
‫- یعنی شرایط اضطراریه،
‫[کارولین ویلیامسون گرین، دخترخاله پارکس]

00:59:02.610 --> 00:59:04.738
‫- باید فورا از اونجا بره.
‫[کارولین ویلیامسون گرین، دخترخاله پارکس]

00:59:11.542 --> 00:59:13.775
‫سیلوستر مک‌کالی اول
‫که پدربزرگم بود،

00:59:13.800 --> 00:59:15.080
‫بهش گفت:

00:59:15.104 --> 00:59:17.265
‫«نمی‌خواد نگران چیزی باشی.
‫بیا دیترویت.»

00:59:17.290 --> 00:59:18.570
‫«اینجا هوات رو داریم.»

00:59:18.604 --> 00:59:19.711
‫«اینجا برات...»

00:59:19.735 --> 00:59:21.779
‫«فرصت‌های شغلی بیشتری داریم.»

00:59:21.804 --> 00:59:24.292
‫«تازه کنار خانواده‌ات هستی
‫که همه دوستت دارن.»

00:59:24.379 --> 00:59:28.753
‫[سال ۱۹۵۷]

00:59:29.774 --> 00:59:32.062
‫[ارض موعود شمال که نبود.
‫- رزا پارکس]

00:59:32.087 --> 00:59:35.197
‫کلی آدم داشتن به دیترویت نقل مکان می‌کردن،

00:59:35.222 --> 00:59:38.343
‫چون صنعت خودرو کلی کارگر رو جذب کرده بود.

00:59:38.368 --> 00:59:41.042
‫خدایا، انگار شخم‌هاشون رو انداختن،

00:59:41.067 --> 00:59:44.073
‫الاغ‌هاشون رو بخشیدن
‫و عازم دیترویت شدن.

00:59:45.611 --> 00:59:47.801
‫هرچند قوانین محدودیتی وجود داشت،

00:59:47.826 --> 00:59:50.579
‫- که توی بخشی از شهر،
‫- [هرب بوید، خبرنگار]

00:59:50.603 --> 00:59:51.772
‫محدودیت‌های برای...

00:59:51.797 --> 00:59:53.236
‫عبور سیاه‌پوستان طرح می‌کرد.

00:59:54.349 --> 00:59:57.272
‫برادر رزا پارکس مدت‌ها
‫قبل اینکه رزا به اونجا بره،

00:59:57.297 --> 01:00:00.628
‫این مسائل رو درک کرده بود.

01:00:00.721 --> 01:00:02.853
‫سیلوستر از قبل تجربیات زیادی،

01:00:02.878 --> 01:00:05.984
‫با این مسئله داشت و می‌تونست
‫درمورد تاریخچه و پیش‌زمینه‌اش،

01:00:06.009 --> 01:00:08.558
‫با رزا صحبت کنه.

01:00:09.705 --> 01:00:11.962
‫«نمی‌دونم به جای اینکه
‫الان توی دیترویت باشم،»

01:00:11.987 --> 01:00:13.869
‫می‌تونستم توی جنوب،»

01:00:13.894 --> 01:00:15.728
‫«در راه آزادی تلاش بیشتری کنم یا نه.»

01:00:16.522 --> 01:00:18.893
‫«واقعیتش مواردی که توی
‫ایالات جنوبی رخ داده بود،»

01:00:18.918 --> 01:00:21.046
‫«تا حدی اینجا هم وجود داره.»

01:00:21.741 --> 01:00:23.830
‫«همون مشکلات رو اینجا هم داریم.»

01:00:25.795 --> 01:00:27.296
‫سیاه‌پوستان دیترویت،

01:00:27.321 --> 01:00:29.312
‫به بدترین نقاط شهر،

01:00:29.337 --> 01:00:30.929
‫با نام‌های بلک باتم،

01:00:30.953 --> 01:00:32.653
‫و خیابان هیستینگز منتقل شده بودن.

01:00:33.440 --> 01:00:35.120
‫- ولی خودمون اونجا خونه ساختیم،
‫- [اد وان، مالک کتاب‌فروشی وان]

01:00:35.144 --> 01:00:36.931
‫- و اونجا مؤسساتی افتتاح کردیم.
‫- [اد وان، مالک کتاب‌فروشی وان]

01:00:38.176 --> 01:00:40.778
‫در کمترین حالت می‌شه گفت
‫شرایط دشواری بود.

01:00:40.803 --> 01:00:43.113
‫برای همین بود که پدربزرگم
‫تصمیم گرفت خودش زراعت کنه.

01:00:45.211 --> 01:00:46.878
‫پدرم استعداد خاصی
‫توی پرورش گل و گیاه داشت.

01:00:46.903 --> 01:00:49.644
‫- کل روز توی کارخانه کرایسلر کار می‌کرد،
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

01:00:50.406 --> 01:00:54.201
‫بعد که به خونه برمی‌گشت،
‫روی محصولات باغچه کار می‌کرد.

01:00:54.287 --> 01:00:58.071
‫ما با گوجه‌های تازه،
‫فلفل دلمه‌ای سبز و پیاز بزرگ شدیم.

01:00:58.096 --> 01:01:00.832
‫محصولاتش به قدری بودن
‫که برای خودش،

01:01:00.857 --> 01:01:03.218
‫مادربزرگ و عمه رزا و عمو پارکس
‫کفاف می‌داد.

01:01:04.193 --> 01:01:06.604
‫رزا پارکس به شدت آدم خلاقی بود،

01:01:06.631 --> 01:01:09.057
‫می‌تونست با اقلامی که پیدا می‌کنه،
‫چیزهای مختلف،

01:01:09.082 --> 01:01:12.080
‫مثل لباس و انواع لحاف درست کنه.

01:01:12.940 --> 01:01:15.221
‫بهمون خیاطی یاد داد.

01:01:15.246 --> 01:01:17.598
‫کارش توی خیاطی رودست نداشت.

01:01:17.623 --> 01:01:19.275
‫می‌تونست هر لباسی بدوزه.

01:01:19.300 --> 01:01:20.826
‫مثلا اگه لباسی می‌دید،

01:01:20.850 --> 01:01:23.539
‫می‌تونست توی خونه بدوزش.

01:01:24.404 --> 01:01:26.421
‫احتمالا سال ۱۹۵۹،

01:01:26.445 --> 01:01:28.262
‫بدترین سال برای خانواده پارکس بود.

01:01:28.864 --> 01:01:32.738
‫اون سال درآمد سالانه‌شون
‫کلا هفتصد دلار بود.

01:01:33.113 --> 01:01:34.710
‫رزا کار ثابت پیدا نمی‌کرد،

01:01:34.734 --> 01:01:36.337
‫ریموند کار ثابت پیدا نمی‌کرد.

01:01:37.943 --> 01:01:41.220
‫نشریه جت‌مگزین در سال ۱۹۶۰
‫افشاگری‌ای می‌کنه،

01:01:41.245 --> 01:01:42.550
‫و توش وضعیت رزا پارکس رو...

01:01:42.575 --> 01:01:44.728
‫به نسخه ژنده‌پوش خودش تشبیه می‌کنه.

01:01:44.821 --> 01:01:47.021
‫[که اکنون دچار فقر شده است.]

01:01:47.074 --> 01:01:50.282
‫بعد این مقاله مردم از سراسر کشور،

01:01:50.307 --> 01:01:51.694
‫براش کمک‌هزینه جمع کردن.

01:01:54.567 --> 01:01:57.146
‫بعد به خونه بهتری
‫برای زندگی نقل مکان می‌کنن،

01:01:57.431 --> 01:02:00.175
‫طبقه اول ساختمان دوبلکسی
‫واقع در ویرجینیا پارک.

01:02:01.234 --> 01:02:04.060
‫رزا پارکس در سال ۱۹۶۱،

01:02:04.085 --> 01:02:05.853
‫توی شرکت دوخت استاکسون کار پیدا می‌کنه،

01:02:06.179 --> 01:02:07.881
‫که عملا یه بیگارگاه مجلله.

01:02:07.906 --> 01:02:09.572
‫اونجا کار مزدی می‌کرد.

01:02:10.865 --> 01:02:13.086
‫ریموند هم همون حوالی،

01:02:13.111 --> 01:02:14.592
‫توی آرایشگاه ویلدمیر،

01:02:14.617 --> 01:02:16.168
‫شغلی پیدا کرد.

01:02:20.049 --> 01:02:22.123
‫[اون زمان بعد اینکه
‫دوران تحصیل آدم تموم می‌شد،]

01:02:22.148 --> 01:02:23.910
‫[باید دوسال کارآموزی فعالیت می‌کرد.]

01:02:23.935 --> 01:02:26.745
‫- [اون روز که وارد سلمونی آقای پارکس شدم،]
‫- [وانزی ویتلو، کارآموز ریموند پارکس]

01:02:26.770 --> 01:02:28.259
‫- [بهم گفت: جوانک،]
‫- [وانزی ویتلو، کارآموز ریموند پارکس]

01:02:28.284 --> 01:02:30.311
‫- [با این کار قرار نیست پولدار بشی،]
‫- [وانزی ویتلو، کارآموز ریموند پارکس]

01:02:30.336 --> 01:02:32.072
‫[ولی حداقل دستت به دهنت می‌رسه.]

01:02:32.567 --> 01:02:34.462
‫[من و ریموند رابطه خوبی داشتیم.]

01:02:34.487 --> 01:02:36.488
‫[رابطه قشنگی داریم.]

01:02:36.513 --> 01:02:39.504
‫[آره، دوران کارآموزی خوبی کنارش داشتم.]

01:02:40.124 --> 01:02:42.904
‫[وقتی حرفی می‌زد،
‫پای حرفش می‌موند.]

01:02:42.929 --> 01:02:44.835
‫[خانم پارکس همیشه به سلمونی می‌اومد،]

01:02:44.860 --> 01:02:46.374
‫[تا خبر شوهرش رو بگیره.]

01:02:46.399 --> 01:02:48.873
‫[دم در که بود با همه احوال‌پرسی می‌کرد.]

01:02:49.619 --> 01:02:52.592
‫[دیترویت]

01:02:53.154 --> 01:02:55.941
‫[بعد اینکه به دیترویت نقل مکان کردم،
‫چندان شرایط خوبی نداشتیم.]

01:02:56.627 --> 01:02:59.881
‫[هیچ کمکی از گروه‌های
‫کنشگران مدنی نگرفتین؟]

01:02:59.906 --> 01:03:01.884
‫[براتون فرصت شغلی پیدا نکردن؟]

01:03:01.909 --> 01:03:05.069
‫[یا از احوالتون جویا می‌شدن
‫و بهتون سر می‌زدن؟]

01:03:07.034 --> 01:03:09.587
‫[من که شغلی پیدا نکردم،]

01:03:09.895 --> 01:03:12.721
‫[ولی به جلسات زیادی رفتم.]

01:03:15.970 --> 01:03:18.703
‫سال 1959 کتاب‌فروشی وان رو باز کردم.

01:03:18.728 --> 01:03:21.060
‫دومین کتاب‌فروشی سیاه‌پوستان
‫در آمریکا بود.

01:03:21.085 --> 01:03:22.620
‫اون زمان خیلی...

01:03:22.644 --> 01:03:24.459
‫- بازار کتاب‌های سیاهان داغ بود.
‫- [اد وان، مالک کتاب‌فروشی وان]

01:03:24.484 --> 01:03:27.590
‫تازه این کتاب‌ها داشت مد می‌شد.

01:03:27.882 --> 01:03:30.593
‫من وقتی با خانم پارکس آشنا شدم،
‫مشتری خودم بود.

01:03:30.618 --> 01:03:32.297
‫ایشون و ریموند، شوهرش،

01:03:32.322 --> 01:03:34.592
‫روزانه به کتاب‌فروشی من می‌اومدن،

01:03:34.705 --> 01:03:37.796
‫چون کتاب‌فروشی من فوقش
‫هشت یا ده بلوک با خونه‌شون فاصله داشت.

01:03:39.399 --> 01:03:41.359
‫هر پنج‌شنبه شب
‫که من جلسه می‌ذاشتم،

01:03:41.384 --> 01:03:42.785
‫رزا پارکس هم می‌اومد،

01:03:42.809 --> 01:03:44.455
‫ردیف جلو هم می‌نشست.

01:03:44.480 --> 01:03:46.046
‫همیشه باهاش بحث سیاسی می‌کردم،

01:03:46.071 --> 01:03:47.674
‫کلی هم باهاش آشنا شدم،

01:03:47.699 --> 01:03:50.549
‫همچنین با شوهرش.
‫واقعا مرد جالبی بود.

01:03:51.466 --> 01:03:53.023
‫علت اینکه انقدر کم
‫از ریموند گفته می‌شه،

01:03:53.055 --> 01:03:54.522
‫اینه که اکثر اوقات خیلی ساکت،

01:03:54.547 --> 01:03:57.727
‫و بیشتر پشت پرده نقش داشته.

01:03:57.901 --> 01:04:01.176
‫برای همینه که رزا پارکس
‫و ریموند پارکس جداناپذیرن.

01:04:01.502 --> 01:04:03.744
‫اغلب اوقات مرد خانواده
‫داره تلاش می‌کنه،

01:04:03.839 --> 01:04:05.338
‫ولی نقش همسرش دیده نمی‌شه.

01:04:05.363 --> 01:04:07.183
‫توی این شرایط دقیقا برعکسه.

01:04:07.449 --> 01:04:08.750
‫- عمو پارکس اجازه می‌داد،
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

01:04:08.774 --> 01:04:10.423
‫- عمه رزا بره و...
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

01:04:10.448 --> 01:04:11.532
‫- کار خودش رو بکنه.
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

01:04:11.557 --> 01:04:13.314
‫از اون مدل مردهایی نبود،

01:04:13.339 --> 01:04:15.400
‫که بخواد مانع مسیر عمه رزا بشه.

01:04:15.425 --> 01:04:17.902
‫می‌ذاشت هرجا که می‌خواد
‫سخنرانی یا سفر کنه.

01:04:22.682 --> 01:04:27.655
‫[بیش از ۲۰۰،۰۰۰ نفر در راهپیمایی واشنگتن]
‫[سال ۱۹۶۳]

01:04:30.157 --> 01:04:31.354
‫- من توی راهپیمایی...
‫[لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:04:31.378 --> 01:04:33.938
‫- سال ۱۹۶۳ واشنگتن بودم.
‫[لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:04:34.245 --> 01:04:35.929
‫- رویداد خیلی بزرگی بود.
‫[لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:04:36.296 --> 01:04:38.853
‫ولی زنان حق ایفای نقش
‫زیادی توش نداشتن.

01:04:39.764 --> 01:04:41.471
‫راهپیمایی واشنگتن،

01:04:41.496 --> 01:04:44.254
‫- یکی از مثال‌هاییه که چقدر...
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

01:04:44.279 --> 01:04:45.953
‫- زنان سیاه‌پوست،
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

01:04:45.977 --> 01:04:47.197
‫- توی جنبش‌های مدنی،
‫- [کیشا نیکول بلین، مورخ]

01:04:47.222 --> 01:04:48.927
‫در حاشیه قرار گرفتن.

01:04:48.952 --> 01:04:51.075
‫اگه به سخنوران نگاه کنین،

01:04:51.100 --> 01:04:52.688
‫و اگه دیزی بیتس رو حساب نکنیم،

01:04:52.713 --> 01:04:54.955
‫که کلا چند دقیقه صحبت کرد،

01:04:54.980 --> 01:04:57.803
‫کل اون رویداد توسط مردان
‫شکل گرفته بود.

01:05:00.111 --> 01:05:03.557
‫«ادای احترامی به زنان شده بود،
‫که الف. فیلیپ رندالف،»

01:05:03.597 --> 01:05:05.583
‫«که یکی از سازمان‌دهندگان
‫این راهپیمایی بود،»

01:05:05.608 --> 01:05:07.148
‫«نام عده‌ای از زنان رو برد،»

01:05:07.173 --> 01:05:09.133
‫«که در مبارزه مدنی نقش داشتن،»

01:05:09.445 --> 01:05:10.866
‫«و من هم یکی از اون‌ها بودم.»

01:05:12.225 --> 01:05:13.397
‫می‌گفتن بیاد تا...

01:05:13.421 --> 01:05:15.832
‫- وایسته و سمت مردم دست تکون بده.
‫- [مری فرانسیس بری، مورخ]

01:05:15.857 --> 01:05:17.443
‫- «رزا پارکس اینجاست!»
‫- [مری فرانسیس بری، مورخ]

01:05:17.468 --> 01:05:20.407
‫- «همون خانمیه توی مونتگومری بلند نشد.»
‫- [مری فرانسیس بری، مورخ]

01:05:20.432 --> 01:05:22.886
‫«دست تکون بده رزا پارکس!
‫خانم پارکس!»

01:05:22.911 --> 01:05:24.332
‫بعد می‌نشست سر جاش.

01:05:24.357 --> 01:05:26.717
‫حرفی به جز این نمی‌زدن.

01:05:28.002 --> 01:05:30.907
‫وقتی به راهپیمایی واشنگتن رفتم،
‫پونزده سالم بود.

01:05:31.559 --> 01:05:33.459
‫- متحیر اونجا وایستاده بودم،
‫- [اریکا هاگینز، عضو پلنگ سیاه]

01:05:33.483 --> 01:05:35.587
‫- و کسایی که اومده بودن رو تماشا می‌کردم.
‫- [اریکا هاگینز، عضو پلنگ سیاه]

01:05:36.508 --> 01:05:39.767
‫ضمنا یادمه که لینا هورن
‫با عجله به سمت...

01:05:39.792 --> 01:05:41.614
‫جلوی صحنه اومد،

01:05:41.734 --> 01:05:43.177
‫میکروفونی برداشت،

01:05:43.201 --> 01:05:45.362
‫و در حد دو سیلاب قطعه‌ای خوند.

01:05:45.913 --> 01:05:48.357
‫♪ آزادی! ♪

01:05:49.110 --> 01:05:50.976
‫بعد همه توی هوا موندن.

01:05:51.001 --> 01:05:53.571
‫ناگهان سکوت حاکم شد.

01:05:56.225 --> 01:05:59.039
‫- [صدای گلوریا ریچاردسون]
‫- [لینا کسی بود که رزا پارکس رو با خودش،]

01:05:59.064 --> 01:06:01.826
‫- [صدای گلوریا ریچاردسون]
‫- [به ایستگاه‌های ماهواره‌ای اروپا می‌برد.]

01:06:01.851 --> 01:06:03.380
‫- [صدای گلوریا ریچاردسون]
‫- [می‌گفت این زن شروع‌کننده...]

01:06:03.405 --> 01:06:05.202
‫- [صدای گلوریا ریچاردسون]
‫- [جنبش مونتگومری بود، ایشون بود.]

01:06:05.227 --> 01:06:07.732
‫- [صدای گلوریا ریچاردسون]
‫- [بعد خودم هم بهش ملحق شدم.]

01:06:08.675 --> 01:06:12.382
‫[می‌خواستیم ببینیم که مردم
‫رزا پارکس رو به جا میارن.]

01:06:13.412 --> 01:06:16.009
‫- مردسالاری توی این جنبش...
‫- [جوآن واتسون، عضو سابق شورای دیترویت]

01:06:16.034 --> 01:06:17.132
‫- رخنه کرده بود.
‫- [جوآن واتسون، عضو سابق شورای دیترویت]

01:06:17.157 --> 01:06:19.869
‫- بقیه مؤسسات هم مستثنی نیستن.
‫- [جوآن واتسون، عضو سابق شورای دیترویت]

01:06:19.894 --> 01:06:21.673
‫زنان،

01:06:21.698 --> 01:06:24.837
‫اکثر کمک‌ها جمع‌آوری می‌کنن،
‫بیشتر سازمان‌دهی‌ها رو انجام می‌دن،

01:06:24.862 --> 01:06:27.201
‫ولی وقتی سوابق رو نگاه می‌کنین،

01:06:27.226 --> 01:06:29.055
‫کسایی که به اسم رئیس،

01:06:29.080 --> 01:06:31.052
‫یا مدیر،

01:06:31.077 --> 01:06:32.981
‫یا رهبر،

01:06:33.006 --> 01:06:34.967
‫یا گرند پوبه ثبت شده،

01:06:34.992 --> 01:06:36.496
‫اکثرا مردان بودن،

01:06:36.538 --> 01:06:38.355
‫درحالی که زنان بیشتر کار رو کرده بودن.

01:06:38.380 --> 01:06:41.319
‫مادر پارکس هم داشت
‫کار خودش رو می‌کرد.

01:06:45.394 --> 01:06:49.466
‫وقتی به دهه ۱۹۶۰ رسیدیم،
‫به طور فزاینده‌ای،

01:06:49.491 --> 01:06:51.162
‫شاهد مبارزات آزادی سیاهان،

01:06:51.186 --> 01:06:52.407
‫- در سطح کشور بودیم،
‫- [هرب بوید، خبرنگار]

01:06:52.444 --> 01:06:53.998
‫- و رزا،
‫- [هرب بوید، خبرنگار]

01:06:54.023 --> 01:06:55.852
‫- به هیچ‌عنوان،
‫- [هرب بوید، خبرنگار]

01:06:55.877 --> 01:06:57.058
‫- خارج از این مسئله نبود.
‫- [هرب بوید، خبرنگار]

01:06:57.100 --> 01:06:59.156
‫چون لزوم و فوریتش رو درک می‌کرد،

01:06:59.181 --> 01:07:00.436
‫مبارزات مدنی رو درک می‌کرد،

01:07:00.461 --> 01:07:03.035
‫همچنین چون با جوانان
‫شدیدا هم‌ذات‌پنداری می‌کرد،

01:07:03.060 --> 01:07:05.510
‫مخصوصا با مبارزان رادیکالی،

01:07:05.534 --> 01:07:06.855
‫که توی جامعه بودن.

01:07:14.402 --> 01:07:16.453
‫مالکوم ایکس به دیترویت اومده بود،

01:07:16.478 --> 01:07:19.161
‫و اعلام کرد که می‌خواد
‫با رزا پارکس دیدار کنه.

01:07:20.682 --> 01:07:22.804
‫مالکوم ایکس در جنبش‌های آزادی‌خواهی،

01:07:22.835 --> 01:07:24.390
‫به دو نفر با حیرت نگاه می‌کرد،

01:07:24.415 --> 01:07:26.489
‫یکی فانی لو هیمر بود،

01:07:26.513 --> 01:07:27.827
‫اون‌یکی رزا پارکس بود.

01:07:29.871 --> 01:07:32.643
‫هرموقع که فرصت می‌شد درمورد...

01:07:32.668 --> 01:07:35.609
‫نقش زنان صحبت کنه،

01:07:35.835 --> 01:07:38.273
‫اولین اسمی که به زبونش می‌اومد،
‫اسم رزا پارکس بود.

01:07:39.056 --> 01:07:40.827
‫مسئله‌اش این بود که باید
‫بیشتر فشار بیاریم،

01:07:40.852 --> 01:07:42.839
‫با کنشگری بیشتری مطالبه کنیم،

01:07:42.896 --> 01:07:46.046
‫چون برای استقلال و آزادی توی جامعه،

01:07:46.071 --> 01:07:48.943
‫و برای تعیین سرنوشت خودمون،
‫باید موضع قوی‌تری اتخاذ کنیم.

01:07:49.220 --> 01:07:50.680
‫پس مالکوم در این جریان،

01:07:50.705 --> 01:07:53.953
‫رزا به چشم سربازی می‌دید.

01:07:55.486 --> 01:07:59.111
‫رزا کاملا مجذوب ایده‌های مالکوم شده بود.

01:07:59.136 --> 01:08:00.940
‫به شدت آدم پرشوری بود،

01:08:00.965 --> 01:08:02.877
‫به شدت وقایع رو بیان می‌کرد.

01:08:02.902 --> 01:08:04.749
‫شما و دولتتون،

01:08:04.774 --> 01:08:07.531
‫شعارها و اقداماتتون اصلا با هم سازگار نیست.

01:08:07.556 --> 01:08:09.694
‫می‌گین اینجا سرزمین برابریه،

01:08:09.719 --> 01:08:12.397
‫ولی بیست میلیون «به‌ظاهر»
‫شهروند سیاه‌پوست شما،

01:08:12.422 --> 01:08:13.728
‫رنگ برابری رو ندیدن.

01:08:13.889 --> 01:08:16.884
‫قدرت و هوش این آدم،

01:08:16.937 --> 01:08:18.497
‫سماجتی که داشت،

01:08:18.522 --> 01:08:21.720
‫دقیقا در حدی بود که...

01:08:21.744 --> 01:08:23.144
‫رزا پارکس داشت.

01:08:26.152 --> 01:08:28.149
‫- «برای سخنرانی به دیترویت اومده بود،»
‫[لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:08:28.174 --> 01:08:30.235
‫- «من هم ردیف جلو نشسته بودم.»
‫[لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:08:30.260 --> 01:08:31.919
‫- «منزلش در نیویورک رو...»
‫[لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:08:31.944 --> 01:08:33.236
‫- «با بمب منفجر کرده بودن،»
‫[لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:08:33.261 --> 01:08:35.136
‫- «و تمام لباس‌هاش با آب و دود،»
‫[لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:08:35.160 --> 01:08:36.541
‫- «آسیب دیده بود.»
‫[لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:08:37.207 --> 01:08:38.917
‫«ولی از روی احساس تعهدش،»

01:08:38.942 --> 01:08:41.174
‫«همچنان به دیترویت اومد.»

01:08:41.565 --> 01:08:43.522
‫یک هفته قبل اینکه ترور بشه،

01:08:43.547 --> 01:08:44.960
‫با همدیگه دیدار کرده بودن.

01:08:45.671 --> 01:08:47.236
‫«باهاش صحبت کردم،»

01:08:47.260 --> 01:08:49.671
‫«و برنامه‌ای برای من ترتیب داد.»

01:08:49.968 --> 01:08:52.011
‫«به شدت این آدم رو تحسین می‌کردم.»

01:08:52.257 --> 01:08:54.261
‫«خیلی مرد باهوشی بود.»

01:08:55.101 --> 01:08:56.471
‫«دکتر کینگ می‌گفت،»

01:08:56.496 --> 01:08:59.777
‫«که سیاه‌پوستان باید خشونت رو
‫با عشق دریافت کنن،»

01:08:59.802 --> 01:09:02.467
‫«و به نظرم این هدف
‫ارزش تلاش کردن داره.»

01:09:02.492 --> 01:09:05.551
‫«ولی در ذهنم اصلا نمی‌تونستم
‫به این نتیجه برسم.»

01:09:06.091 --> 01:09:08.835
‫«مالکوم هم طرفدار خشونت‌پرهیزی نبود.»

01:09:09.488 --> 01:09:12.110
‫دیدگاه‌های سیاسی رزا
‫در دهه‌ی ۱۹۶۰،

01:09:12.394 --> 01:09:15.160
‫تا حد زیادی توسط دیدارش با مالکوم،

01:09:15.184 --> 01:09:18.188
‫شکل گرفته بود.

01:09:19.654 --> 01:09:23.993
‫[سال ۱۹۶۷]

01:09:24.702 --> 01:09:27.101
‫[زمان دارد برای رسیدن
‫به نتیجه‌ای مسالمت‌آمیز می‌گذرد.]

01:09:27.125 --> 01:09:30.253
‫[شاید حتی برای نجات جامعه‌مان
‫از نابود کامل، دیر شده باشد.]

01:09:30.277 --> 01:09:32.752
‫[رزا پارکس]

01:09:32.777 --> 01:09:34.657
‫ده سال بعد اینکه شما به دیترویت اومدین،

01:09:34.682 --> 01:09:37.199
‫[توی شهر شورش‌هایی شکل گرفت.]

01:09:37.340 --> 01:09:39.586
‫[در اون برهه نظرتون درمورد پیشرفت‌های...]

01:09:39.611 --> 01:09:41.466
‫[جنبش آزادی‌خواهی چی بود؟]

01:09:42.274 --> 01:09:45.287
‫[اگه بتونیم به عمق این ماجرا نگاه کنیم،]

01:09:46.037 --> 01:09:48.551
‫[لبریز شدن کاسه صبر
‫برخی از این مردم رو می‌شه دید،]

01:09:48.743 --> 01:09:51.783
‫[محرومیتی که بهشون
‫تحمیل شده بود رو می‌شه دید.]

01:09:51.808 --> 01:09:53.542
‫[حس می‌کردن...]

01:09:53.567 --> 01:09:56.193
‫[نظام سیاسی مشکل داشته باشه،]

01:09:56.218 --> 01:10:00.238
‫[و راهکار دیگه‌ای برای
‫مقابله باهاش بلد نبودن.]

01:10:04.710 --> 01:10:07.040
‫رفتار پلیس توی دیترویت
‫به شدت خشونت‌بار بود.

01:10:07.725 --> 01:10:10.734
‫حتی خشونت پلیس که در نهایت،

01:10:10.759 --> 01:10:14.281
‫منجر به شورش ۶۷ دیترویت شد،

01:10:14.306 --> 01:10:15.848
‫تا اون مقطع،

01:10:15.873 --> 01:10:19.426
‫بزرگترین شورش خیابانی تاریخ آمریکا بود.

01:10:21.065 --> 01:10:24.512
‫«سازمان‌های سفیدپوستان
‫همیشه محرک نزاع،»

01:10:24.537 --> 01:10:26.257
‫«و خشونت خواهند شد،»

01:10:27.305 --> 01:10:29.584
‫«و این مسئله همیشه مانع جوانانی می‌شه،»

01:10:29.616 --> 01:10:32.482
‫«که قصد دارن به شکل انسانی،»

01:10:32.893 --> 01:10:35.290
‫«اعتراض خودشون رو نشون بدن.»

01:10:36.401 --> 01:10:39.023
‫در سمت غرب گارد ملی میشیگان بود،

01:10:39.048 --> 01:10:40.419
‫که ملت رو کتک می‌زدن،

01:10:40.444 --> 01:10:42.563
‫مردم رو از توی پنجره خونه‌ها
‫بیرون می‌کشیدن،

01:10:42.776 --> 01:10:44.687
‫و در سمت شرق دیترویت،

01:10:44.711 --> 01:10:46.579
‫هوابرد ۸۲ ارتش رو فرستاده بودن.

01:10:55.996 --> 01:10:59.080
‫قریب به پنجاه تن از شهروندان
‫سیاه‌پوست آمریکا،

01:10:59.105 --> 01:11:00.512
‫توسط نیروهای پلیس،

01:11:00.537 --> 01:11:02.357
‫و نیروهای گارد ملی کشته شدن.

01:11:05.708 --> 01:11:07.611
‫در دوران شورش،

01:11:07.636 --> 01:11:09.979
‫سه مرد جوان در متل الجزایر،

01:11:10.004 --> 01:11:12.694
‫کشته شدن.

01:11:13.556 --> 01:11:15.092
‫درمورد این سانحه،

01:11:15.117 --> 01:11:17.761
‫- هیچ پوشش خبری‌ای داده نشد.
‫- [دوروتی آلدریج]

01:11:17.854 --> 01:11:20.181
‫انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده بود،

01:11:20.205 --> 01:11:21.467
‫هیچ عدالتی اجرا نشد.

01:11:22.365 --> 01:11:23.934
‫بدین ترتیب مبارزان جوان تصمیم گرفتن،

01:11:23.958 --> 01:11:25.805
‫که دادگاه‌های مردمی برگزار کنن،

01:11:25.830 --> 01:11:27.262
‫تا شرح وقایع رویدادها رو...

01:11:27.286 --> 01:11:29.387
‫به اطلاع جامعه برسونن،

01:11:29.541 --> 01:11:32.455
‫و از رزا پارکس خواستن
‫تا عضو هیئت منصفه دادگاه باشه.

01:11:33.531 --> 01:11:35.196
‫من یکی از رادیکال‌های جوان بودم.

01:11:35.221 --> 01:11:37.560
‫گفتم: «عمرا اگه قبول کنه.»

01:11:37.694 --> 01:11:39.097
‫- بعد که ازش پرسیدم،
‫- [دن آلدریج، کنشگر مدنی]

01:11:39.121 --> 01:11:40.837
‫- گفت: «حتما.»
‫-- [دن آلدریج، کنشگر مدنی]

01:11:40.861 --> 01:11:42.465
‫- «مایه افتخاره.»
‫- - [دن آلدریج، کنشگر مدنی]

01:11:43.605 --> 01:11:45.289
‫دادگاه مردمی رو در اینجا،

01:11:45.313 --> 01:11:47.849
‫توی کلیسای مدونای سیاه برگزار کردیم.

01:11:48.084 --> 01:11:50.388
‫دغدغه‌ای مسیح، مسئله آزادی بود.

01:11:50.554 --> 01:11:52.724
‫مسئله گرد هم اومدن،

01:11:52.749 --> 01:11:54.971
‫و برقراری اتحاد با سیاه‌پوستان،

01:11:54.996 --> 01:11:56.685
‫- برای مبارزه با ظلم و ستمی بود،
‫- [کشیش آلبرت کلیگ، بنیان‌گذار کلیسا]

01:11:56.710 --> 01:11:58.991
‫- که یهودیان رم به اون‌ها روا داشت.
‫- [کشیش آلبرت کلیگ، بنیان‌گذار کلیسا]

01:12:03.192 --> 01:12:05.053
‫زیارتگاه مدونای سیاه،

01:12:05.078 --> 01:12:07.753
‫- بخشی از جنبش قدرت سیاهان بود،
‫- [مری فرانسیس بری، مورخ]

01:12:07.778 --> 01:12:10.455
‫که جنبش آزادی‌خواهی سیاه‌پوستان
‫در اون دوره بود.

01:12:10.731 --> 01:12:12.733
‫اولین باری که با رزا پارکس دیدار کردم،

01:12:12.757 --> 01:12:15.644
‫سال ۱۹۶۷ بود،

01:12:15.669 --> 01:12:18.817
‫زمانی که دادگاه مردمی
‫داشت اجرا می‌شد.

01:12:20.141 --> 01:12:22.125
‫کل این کلیسا پر شده بود.

01:12:23.855 --> 01:12:27.280
‫همگی اونجا جمع شده بودیم،

01:12:27.305 --> 01:12:30.562
‫تا شاهد جلوه مادر پارکس باشیم
‫که خودمون،

01:12:30.586 --> 01:12:32.504
‫اسمش رو «عدالت قریب‌الوقوع» گذاشته بودیم.

01:12:33.109 --> 01:12:35.308
‫نتیجه این بود که گناهکار بودن.

01:12:38.509 --> 01:12:40.528
‫محکوم به قتل درجه یک بودن.

01:12:41.927 --> 01:12:43.542
‫فکر نمی‌کنم مردم متوجه باشن،

01:12:43.567 --> 01:12:45.816
‫که خانم پارکس چقدر آموزش‌دیده بود.

01:12:45.902 --> 01:12:46.997
‫- فکر نمی‌کنم متوجه باشن،
‫- [فرانک جویس، کنشگر سیاسی]

01:12:47.021 --> 01:12:49.061
‫- که چه سازمان‌دهنده مجربی بود.
‫- [فرانک جویس، کنشگر سیاسی]

01:12:49.107 --> 01:12:50.153
‫- فکر نمی‌کنم متوجه باشن،
‫- [فرانک جویس، کنشگر سیاسی]

01:12:50.178 --> 01:12:52.502
‫که قدمت ایشون در مبارزات
‫چقدر دور و دراز بوده.

01:12:52.542 --> 01:12:53.979
‫فکر هم نمی‌کنم متوجه باشن،

01:12:54.004 --> 01:12:55.761
‫که درک ایشون از اینکه...

01:12:55.786 --> 01:12:58.670
‫چه تغییراتی لازم داریم،
‫چقدر رادیکال و ریشه‌ای بود.

01:12:59.116 --> 01:13:01.657
‫که تمام این موارد جزوی
‫از جادوی خانم پارکس بود،

01:13:01.946 --> 01:13:03.523
‫که از طرفی...

01:13:03.548 --> 01:13:05.619
‫می‌تونن این...

01:13:05.643 --> 01:13:08.100
‫مفهوم از...

01:13:08.124 --> 01:13:11.104
‫بذارین بگیم «بی‌گناهی» رو پرورش بدن،

01:13:11.129 --> 01:13:14.545
‫درحالی که از طرف دیگه
‫به نمایندگی ازش عمل می‌کنن،

01:13:14.569 --> 01:13:17.471
‫و از دیدگاه‌های رادیکال حمایت می‌کنن.

01:13:20.576 --> 01:13:22.266
‫شرایط از لحاظ سیاسی
‫داشت تغییر می‌کرد،

01:13:22.291 --> 01:13:24.823
‫و درصد شهروندان سیاه‌پوست دیترویت،

01:13:24.848 --> 01:13:27.349
‫رو به افزایش بود،

01:13:27.373 --> 01:13:28.982
‫و همه با خودشون به این فکر افتادن،

01:13:29.007 --> 01:13:31.413
‫که باید کسانی که نماینده ما هستن،
‫جزو مقامات دولتی باشن.

01:13:31.438 --> 01:13:33.334
‫دیگه نمی‌خواستن نماینده‌هاشون،

01:13:33.359 --> 01:13:34.779
‫افراد لزوما سفیدپوست باشن.

01:13:36.722 --> 01:13:39.978
‫این محله انقدر ناامن شده
‫که نمی‌شه اینجا زندگی کرد.

01:13:40.162 --> 01:13:41.685
‫می‌خوایم اقدامی صورت بگیره،

01:13:41.710 --> 01:13:43.638
‫می‌خوایم این محله از جرم و جنایت پاک بشه،

01:13:43.663 --> 01:13:46.376
‫چون من دیگه حتی می‌ترسم
‫بچه‌ام رو تا مغازه بفرستم.

01:13:47.875 --> 01:13:52.511
‫[سال ۱۹۶۴]

01:13:53.589 --> 01:13:55.537
‫جان کانیرز مبارز راه آزادی بود.

01:13:55.930 --> 01:13:58.083
‫کورتا اسکات کینگ بهم گفت،

01:13:58.108 --> 01:14:00.178
‫که مادر پارکس از شوهرش خواسته،

01:14:00.203 --> 01:14:02.435
‫تا از جان کانیرز توی کنگره حمایت کنه،

01:14:02.460 --> 01:14:04.763
‫و ایشون اولین مقام منتخب بود،

01:14:04.788 --> 01:14:06.196
‫که ایشون ازش حمایت کرد.

01:14:06.442 --> 01:14:08.111
‫خانم پارکس کمکش کرد.

01:14:08.451 --> 01:14:11.098
‫شرایط چندان باب میلش نبود،
‫چون حزب دموکرات آمریکا،

01:14:11.123 --> 01:14:14.014
‫در ابتدای انتخاب‌شدنش ازش حمایتی نمی‌کرد.

01:14:14.858 --> 01:14:19.451
‫گمونم قصدش این بود
‫که فرد بااصالتی انتخاب بشه.

01:14:19.476 --> 01:14:20.996
‫توی جلسات شرکت می‌کرد،

01:14:21.021 --> 01:14:23.207
‫و همیشه ازش حمایت می‌کرد.

01:14:23.232 --> 01:14:26.077
‫توی رأی‌گیری‌ها کمکمون می‌کرد،

01:14:26.104 --> 01:14:28.583
‫ما هم ملت رو می‌بردیم
‫تا برای حق رأی اسمشون ثبت بشه.

01:14:28.616 --> 01:14:30.658
‫خانم پارکس توی تمام این مسائل دست داشت.

01:14:30.683 --> 01:14:31.875
‫توی داستان بود،

01:14:32.561 --> 01:14:34.121
‫تا پیروزی هم پا پس نمی‌کشیدیم.

01:14:34.146 --> 01:14:36.811
‫[پیروزی کانیرز، ششمین نماینده
‫سیاه‌پوست کنگره را تضمین می‌کند.]

01:14:37.313 --> 01:14:38.837
‫سال ۱۹۶۵،

01:14:39.028 --> 01:14:42.319
‫جان کانیرز نماینده کنگره شد،

01:14:42.344 --> 01:14:44.760
‫و اولین کاری که کرد،

01:14:44.784 --> 01:14:46.567
‫این بود که رزا پارکس رو استخدام کرد.

01:14:48.117 --> 01:14:53.251
‫موجب افتخار و خوشحالی منه
‫که ایشون پیشنهادم رو قبول کرد،

01:14:53.276 --> 01:14:58.434
‫و خوشحالیم که ایشون رو
‫توی کادر اصلی دفتر داریم.

01:15:00.133 --> 01:15:03.588
‫بالغ بر سه دهه کنگشری کرد،

01:15:03.613 --> 01:15:05.155
‫پنجاه و دو سالش بود،

01:15:05.179 --> 01:15:08.036
‫و اولین بار بود که به جایگاه
‫سیاسی با حقوق و مزایا می‌رسه.

01:15:08.293 --> 01:15:10.212
‫از مزایای این جایگاه، بیمه درمانی بود،

01:15:10.237 --> 01:15:13.128
‫که به شدت حائز اهمیته.

01:15:14.034 --> 01:15:16.534
‫با اینکه مادر رزا پارکس
‫برای ایشون کار می‌کرد،

01:15:16.559 --> 01:15:18.068
‫همیشه از کارهای ایشون متحیر بود.

01:15:20.383 --> 01:15:23.208
‫من توی کمپین اول جان کانیرز کار کردم.

01:15:23.233 --> 01:15:27.201
‫جان کانیرز زاده خانواده‌ای
‫از جنبش کارگری بود.

01:15:27.226 --> 01:15:29.722
‫پس همین‌جوریش علیه جان کانیرز،

01:15:29.746 --> 01:15:30.915
‫بابت تاریخچه‌ای که داشته،

01:15:30.940 --> 01:15:32.198
‫کینه‌ورزی زیادی صورت می‌گرفت،

01:15:32.240 --> 01:15:34.472
‫بماند که خانم پارکس هم استخدام کرده بود.

01:15:34.497 --> 01:15:36.832
‫گمونم به زعم خیلی از سفیدپوست‌ها،

01:15:36.857 --> 01:15:39.824
‫مثل بنزین ریختن روی آتیش بود.

01:15:40.666 --> 01:15:43.914
‫[به نظر ما درست نیست جان کانیرز
‫فرد حقیری مثل رزا رو استخدام کنه.]

01:15:48.245 --> 01:15:52.057
‫[اگه به خاطر سیاست‌های دردسرسازی شما نبود،
‫آمریکا به این روز آشفتگی نمیفتاد.]

01:15:52.496 --> 01:15:54.603
‫[بابت این دردسرهایی که درست کردین،
‫باید از خودتون خجالت بکشین.]

01:15:54.628 --> 01:15:55.946
‫[چرا توی همون جنوب نموندین؟]

01:15:55.999 --> 01:15:58.678
‫جان می‌گفت: «من فقط می‌خوام
‫رزا پارکس توی کادر اصلیم باشه،»

01:15:58.703 --> 01:16:00.288
‫«هرکاری دلش خواست می‌تونه بکنه.»

01:16:00.313 --> 01:16:01.706
‫«ناسلامتی اسمش رزا پارکسه.»

01:16:03.198 --> 01:16:04.825
‫جواب دادن روزانه به تماس‌ها،

01:16:04.850 --> 01:16:06.433
‫ضبط و یادداشت‌برداری،

01:16:06.458 --> 01:16:09.271
‫هرکاری که جان می‌گفت،
‫اون هم قبول می‌کرد.

01:16:09.781 --> 01:16:11.794
‫واقعا آدم...

01:16:11.819 --> 01:16:13.403
‫متواضعی بود.

01:16:13.428 --> 01:16:16.473
‫رزا پارکس اساسا مثل...

01:16:16.498 --> 01:16:18.487
‫قدیسی حقیقی بود.

01:16:19.474 --> 01:16:21.602
‫کانیرز یه بار بهم گفت که مادر پارکس،

01:16:21.627 --> 01:16:24.113
‫ازش خواسته بود حقوقش رو کم کنه،
‫چون بهش گفته بود:

01:16:24.138 --> 01:16:26.583
‫«مردم همین‌جوری بهم جایزه می‌دن،»

01:16:26.608 --> 01:16:29.176
‫«افتخارات و ادای احترامشون رو به من می‌دن.»

01:16:29.201 --> 01:16:31.451
‫«حس بدی دارم که وقتی از دفتر شما می‌رم،»

01:16:31.476 --> 01:16:33.790
‫«باید این افتخارات رو دریافت کنم.»

01:16:33.823 --> 01:16:36.358
‫جان کانیرز گفت: «نگو خانم پارس.»

01:16:36.383 --> 01:16:39.144
‫«افتخار از بنده است که شما رو
‫توی دفتر خودم دارم،»

01:16:39.169 --> 01:16:42.223
‫«قرار هم نیست حقوقتون رو کم کنم.»

01:16:45.194 --> 01:16:49.652
‫[سال ۱۹۶۸]

01:16:50.725 --> 01:16:52.696
‫کشیش دکتر مارتین لوتر کینگ جونیور،

01:16:52.721 --> 01:16:54.728
‫پدر جنبش خشونت‌پرهیز...

01:16:54.753 --> 01:16:56.330
‫در مبارزات مدنی آزادی‌خواهانه آمریکا،

01:16:56.355 --> 01:16:58.285
‫امشب در ممفیسِ تنسی،

01:16:58.310 --> 01:16:59.698
‫به ضرب گلوله ترور شد.

01:16:59.744 --> 01:17:02.584
‫این برنده جایزه نوبل سی و نه ساله،
‫درحالی که روی بالکن هتل ایستاده بود،

01:17:02.609 --> 01:17:05.316
‫گلوله‌ای با گردنش برخورد کرد،

01:17:05.382 --> 01:17:08.553
‫و کمتر از یک ساعت بعد،
‫در اتاق اورژانس بیمارستان فوت کرد.

01:17:09.599 --> 01:17:11.236
‫- «یادمه من و مادرم،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:17:11.261 --> 01:17:13.009
‫- «داشتیم به رادیو گوش می‌دادیم.»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:17:13.034 --> 01:17:15.371
‫- «نزدیک‌های زمان عید بود.»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:17:15.396 --> 01:17:16.757
‫- «برنامه رو قطع کردن،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده جملات رزا پارکس]

01:17:16.782 --> 01:17:19.590
‫«تا بگن دکتر کینگ رو با تیر کشتن.»

01:17:20.272 --> 01:17:22.116
‫«خبر ویران‌کننده‌ای بود.»

01:17:22.214 --> 01:17:23.587
‫«سردرگم بودم.»

01:17:23.933 --> 01:17:26.004
‫«چطور احساساتم رو بیان کنم؟»

01:17:26.896 --> 01:17:28.716
‫«به شدت زخم خورده بودم.»

01:17:29.831 --> 01:17:32.296
‫«من و مامانم در آغوش هم گریه کردیم.»

01:17:33.468 --> 01:17:36.216
‫بارها و بارها پشت سر همدیگه،

01:17:36.241 --> 01:17:38.716
‫ترانه «تغییری در راه است»
‫سم کوک رو پخش کرد.

01:17:41.995 --> 01:17:46.583
‫♪ من کنار رودخانه‌ای، ♪

01:17:48.572 --> 01:17:50.539
‫♪ توی چادر کوچیکی به دنیا اومدم. ♪

01:17:51.265 --> 01:17:56.091
‫♪ وای که از بدو تولدم ♪
‫♪ عین آب رودخانه، ♪

01:17:57.119 --> 01:17:58.767
‫♪ همچنان جاری‌ام. ♪

01:17:59.238 --> 01:18:02.560
‫♪ مدتی زیاد... ♪

01:18:03.275 --> 01:18:07.605
‫♪ مدتی زیاد گذشته، ولی شک ندارم... ♪

01:18:08.543 --> 01:18:11.602
‫«صدای ملایمش دوای روحم بود.»

01:18:12.595 --> 01:18:16.051
‫«انگار دکتر کینگ داشت
‫مستقیما با خودم حرف می‌زد.»

01:18:21.043 --> 01:18:23.011
‫من به ندرت دیدم احساساتش رو بروز بده،

01:18:23.036 --> 01:18:25.368
‫ولی وقتی دکتر کینگ ترور شد،

01:18:25.393 --> 01:18:27.999
‫گریه‌هاش رو توی مراسم ختم دیدم.

01:18:29.104 --> 01:18:33.520
‫[سال ۱۹۷۷]

01:18:34.826 --> 01:18:37.525
‫- «عزیزانم داشتن دونه دونه می‌رفتن.»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

01:18:37.550 --> 01:18:39.826
‫- «شوهر و برادرم جفتشون مریض بودن،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

01:18:39.851 --> 01:18:40.929
‫- «و یادمه زمانی بود،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

01:18:40.953 --> 01:18:42.489
‫- «که روزانه به سه بیمارستان می‌رفتم،»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

01:18:42.514 --> 01:18:45.049
‫- «تا عیادتشون کنم.»
‫- [لیزاگی همیلتون، گوینده رزا پارکس]

01:18:45.672 --> 01:18:47.816
‫«دیگه نمی‌تونستم تمام‌وقت کار کنم،»

01:18:47.848 --> 01:18:49.652
‫«و پاره‌وقت کار می‌کردم.»

01:18:50.172 --> 01:18:52.908
‫- عمه رزا و عمو پارکس تا آخرین لحظه،
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

01:18:52.933 --> 01:18:54.207
‫- عاشق هم بودن.
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

01:18:54.240 --> 01:18:58.183
‫- با رو به زوال رفتن سلامت عمو پارکس،
‫- [صدای ریا مک‌کالی، برادرزاده رزا پارکس]

01:18:59.116 --> 01:19:02.846
‫به روش محبت‌آمیزی همیشه
‫ازش مواظبت می‌کرد.

01:19:02.940 --> 01:19:04.436
‫همیشه...

01:19:05.227 --> 01:19:07.558
‫به هم نزدیک بودن و کنار هم بودن.

01:19:08.516 --> 01:19:12.355
‫«پارکس سال ۱۹۷۷،
‫بعد پنج سال مبارزه با سرطان،»

01:19:12.380 --> 01:19:15.096
‫«در سن ۷۴ سالگی فوت کرد.»

01:19:15.309 --> 01:19:17.162
‫«برادرم سیلوستر سه ماه بعد،»

01:19:17.187 --> 01:19:19.766
‫«اون هم از سرطان فوت کرد.»

01:19:20.478 --> 01:19:22.696
‫«مادرم هم مبتلا به سرطان بود.»

01:19:23.313 --> 01:19:27.357
‫«تا ۹۱ سالگیش که فوت کرد،
‫توی خونه ازش مواظبت می‌کردم.»

01:19:32.471 --> 01:19:36.667
‫[سال ۱۹۸۵]

01:19:36.692 --> 01:19:39.382
‫دیربورن حومه مرفه عمدتا سفیدپوستیه،

01:19:39.407 --> 01:19:41.301
‫که محل استقرار شرکت خودروسازی فورده،

01:19:41.568 --> 01:19:43.598
‫ولی اکثر کسایی که در دیربورن کار می‌کنن،

01:19:43.623 --> 01:19:46.077
‫اکثرا از دیترویت اومدن
‫که ۶۳ درصدشون سیاه‌پوستن.

01:19:46.426 --> 01:19:48.146
‫تحریم دیربورن،

01:19:48.170 --> 01:19:51.082
‫درواقع از زمانی شروع شد
‫که خانواده‌ای سیاه‌پوست،

01:19:51.124 --> 01:19:54.673
‫برای پیک‌نیک به پارک دیربورن رفته بودن.

01:19:54.698 --> 01:19:58.092
‫خانواده‌ای سفیدپوست اومدن و گفتن:

01:19:58.117 --> 01:20:00.024
‫- «شما از ساکنان...»
‫- [جو مدیسون، کنشگر مدنی]

01:20:00.048 --> 01:20:01.623
‫- «دیربورن نیستین،»
‫- [جو مدیسون، کنشگر مدنی]

01:20:01.648 --> 01:20:04.146
‫- «نمی‌تونین از این پارک استفاده کنین.»
‫- [جو مدیسون، کنشگر مدنی]

01:20:04.739 --> 01:20:06.707
‫بدین ترتیب خانواده سفیدپوست،

01:20:06.731 --> 01:20:09.633
‫به شورای شهر دیربورن رفتن،

01:20:09.658 --> 01:20:13.174
‫و مجابشون کردن تا حکم جدیدی صادر کنن،

01:20:13.580 --> 01:20:18.213
‫تا افرادی که اهل دیربورن نیستن،
‫نتونن از پارک استفاده کنن.

01:20:18.238 --> 01:20:21.250
‫عملا گفتن سیاه‌پوستان،
‫از پارک ما استفاده نکنین.

01:20:22.576 --> 01:20:24.608
‫خانم پارکس هم مشارکت زیادی...

01:20:24.633 --> 01:20:25.976
‫در این زمینه داشت،

01:20:26.000 --> 01:20:28.138
‫و در نهایت گفتیم: «جهنم،»

01:20:28.163 --> 01:20:31.249
‫بیاین دیربورن رو تحریم کنیم.»

01:20:31.939 --> 01:20:34.621
‫یعنی کم و بیش عین تحریم اتوبوس بود.

01:20:34.646 --> 01:20:36.790
‫[روحیه تحریم اتوبوس پارکس
‫همچنان ادامه دارد...]

01:20:36.815 --> 01:20:39.523
‫عکسی از من و خانم پارکس هست،

01:20:39.548 --> 01:20:41.623
‫که با هم داریم به کنفرانس خبری می‌ریم،

01:20:42.072 --> 01:20:45.016
‫و صفحه اول خبرگزاری‌ها منتشر شد.

01:20:45.280 --> 01:20:48.563
‫وقتی رسانه‌ها از خانم پارکس پرسیدن:

01:20:48.797 --> 01:20:51.041
‫«شما از این تحریم حمایت می‌کنین؟»

01:20:51.066 --> 01:20:54.180
‫ایشون گفت: «من صد درصد
‫از این تحریم حمایت می‌کنم.»

01:20:55.351 --> 01:20:57.925
‫تحریم اعتراضی از دادگاه‌های محلی،

01:20:57.950 --> 01:21:00.342
‫تا دیوان عالی میشیگان رفت.

01:21:02.177 --> 01:21:05.330
‫ادعاشون خلاف قانون اساسی اعلام شد.

01:21:06.376 --> 01:21:08.076
‫ما بردیم.

01:21:08.118 --> 01:21:11.150
‫یعنی باری دیگه،

01:21:11.175 --> 01:21:16.038
‫خانم پارکس در سمت درست تاریخ ایستاده بود.

01:21:21.483 --> 01:21:23.408
‫به نظر می‌رسه که در عصر امروزی،

01:21:23.433 --> 01:21:24.885
‫همچنان...

01:21:24.910 --> 01:21:28.265
‫خصومتی در آلاباما،

01:21:28.290 --> 01:21:31.724
‫علیه سیاه‌پوستان وجود داره،
‫همچنین در جنوب هم همینه.

01:21:32.989 --> 01:21:35.181
‫توی شمال هم همینه.
‫هر جا بریم همینه.

01:21:35.206 --> 01:21:37.558
‫- آره، علتش چیه؟
‫- علتش رو من نمی‌دونم،

01:21:37.583 --> 01:21:40.670
‫چون اول باید از کسایی
‫که چنین رفتاری دارن،

01:21:40.695 --> 01:21:42.838
‫جواب سوال دیگه‌ای رو گرفت،

01:21:42.863 --> 01:21:44.431
‫که چرا چنین رفتاری دارن.

01:21:45.064 --> 01:21:47.140
‫بعد از تحریم دیربورن،

01:21:47.164 --> 01:21:49.192
‫من داوطلب شدم تا...

01:21:49.217 --> 01:21:52.427
‫برای ریاست ا.م.پ.ر شعبه دیترویت اقدام کنم.

01:21:53.906 --> 01:21:57.566
‫بعد از رزا پارکس پرسیدم
‫حاضره رقیب من بشه؟

01:21:58.585 --> 01:21:59.665
‫ایشون هم موافقت کرد.

01:22:01.686 --> 01:22:05.839
‫«من از سال ۱۹۴۳،
‫عضو انجمن ملی پیشرفت رنگین‌پوستان بودم،»

01:22:06.398 --> 01:22:08.740
‫«به عقیده من، که همچنان بر این باورم،»

01:22:08.765 --> 01:22:11.399
‫«دعوت از من برای عضویت در هیئت‌مدیره،»

01:22:11.424 --> 01:22:13.478
‫«دستم رو باز می‌ذاره تا در راستای...»

01:22:13.503 --> 01:22:15.729
‫«فعالیت‌های شعبه دیترویت،
‫اقدامات مؤثری داشته باشم.»

01:22:16.576 --> 01:22:19.831
‫با همدیگه کمپین گذاشتن.

01:22:20.017 --> 01:22:22.592
‫وزیر برجسته‌ای رو مجاب کردن،

01:22:22.616 --> 01:22:24.574
‫تا نامزد انتخاباتی بشه.

01:22:24.838 --> 01:22:27.823
‫از کنشگری ما می‌ترسیدن.

01:22:28.590 --> 01:22:31.146
‫مسئله‌ای که حین کمپین ما،

01:22:31.171 --> 01:22:32.916
‫خیلی برامون خنده‌دار بود،

01:22:33.835 --> 01:22:37.315
‫این بود که این آقایون پیر و پاتال،

01:22:39.200 --> 01:22:40.668
‫می‌گفتن:

01:22:40.891 --> 01:22:43.948
‫«رزا پارکس انقدر پیره!...»

01:22:44.792 --> 01:22:49.403
‫«که نمی‌تونه عضو ا.م.پ.ر بشه.»

01:22:50.074 --> 01:22:52.414
‫بعد من جوابشون رو می‌دادم:

01:22:53.033 --> 01:22:56.502
‫«ایشون همچنان...»

01:22:56.527 --> 01:22:58.488
‫«با رزا پارکس بودنش،»

01:22:58.513 --> 01:23:00.245
‫«به سراسر دنیا سفر می‌کنه.»

01:23:00.545 --> 01:23:03.068
‫درحالی که خودشون
‫نمی‌تونستن دو تا پله رو بالا برن.

01:23:04.173 --> 01:23:06.178
‫«به جای اینکه انرژی خودمون رو...»

01:23:06.203 --> 01:23:08.113
‫«وقف مبارزه برای قدرت داخلی کنیم،»

01:23:08.389 --> 01:23:10.528
‫«باید دغدغه‌ی این مسئله رو داشته باشیم،»

01:23:10.553 --> 01:23:13.601
‫«که با نژادپرستی فزاینده‌ی
‫راست جدید باید چیکار کنیم.»

01:23:13.951 --> 01:23:16.291
‫«باید انرژی خودمون رو روی
‫پاسخ مقامات متمرکز کنیم،»

01:23:16.316 --> 01:23:20.450
‫«نه اینکه اسم چه کسی
‫روی شعبه‌های ا.م.پ.ر می‌خوره.»

01:23:21.474 --> 01:23:23.588
‫[کمپین تلخ امروز به پایان می‌رسد.]

01:23:23.613 --> 01:23:25.885
‫در نهایت شکستمون دادن،

01:23:25.910 --> 01:23:28.792
‫ولی نمی‌تونستن رزا پارکس رو کنترل کنن.

01:23:31.315 --> 01:23:35.591
‫«امیدوارم روی رو در تاریخ کشورمون ببینم،
‫که این شرایط تموم شده،»

01:23:35.616 --> 01:23:37.909
‫«و کسی نمی‌خواد به قشر دیگه‌ای آسیب بزنه.»

01:23:38.762 --> 01:23:40.841
‫شفقت ایشون نسبت به افرادی،

01:23:40.866 --> 01:23:43.310
‫که تحت ظلم و فشار بودن،
‫واقعا لطیف بود.

01:23:43.429 --> 01:23:46.678
‫این ویژگی دلسوزی باعث می‌شد،

01:23:46.703 --> 01:23:48.437
‫تا از پس دشواری‌ها بربیاد.

01:23:48.486 --> 01:23:49.863
‫از کارهای چالش‌برانگیز بربیاد.

01:23:49.990 --> 01:23:54.528
‫[حمله بیمناک به رزا پارکس، مجرم دستگیر شد]
‫[سال ۱۹۹۴]

01:23:54.755 --> 01:23:57.076
‫یه شب مرد جوانی،

01:23:57.101 --> 01:24:00.009
‫به قصد سرقت از منزل،

01:24:00.034 --> 01:24:02.820
‫- وارد آپارتمان رزا پارکس شد.
‫- [دوروتی آلدریج]

01:24:04.721 --> 01:24:06.363
‫- این مرد تهدیدش کرد،
‫- [لانی مک‌کالی، نوه برادر رزا پارکس]

01:24:06.387 --> 01:24:08.020
‫- و بهش آسیب فیزیکی رسوند.
‫- [لانی مک‌کالی، نوه برادر رزا پارکس]

01:24:08.804 --> 01:24:10.512
‫اومد و...

01:24:10.541 --> 01:24:12.698
‫به این سمت صورتم ضربه زد،

01:24:13.014 --> 01:24:14.788
‫بعد اون‌طرف صورتم رو زد،

01:24:14.812 --> 01:24:17.106
‫و بالای سرم زخم شد.

01:24:17.986 --> 01:24:20.685
‫اون هم از خودش دفاع کرد.
‫تک و تنها.

01:24:20.873 --> 01:24:22.320
‫یقه‌اش رو گرفتم،

01:24:22.345 --> 01:24:24.256
‫و با تمام قدرتم،

01:24:24.280 --> 01:24:26.107
‫به عقب هلش دادم.

01:24:26.387 --> 01:24:28.325
‫ایشون مسن بود،
‫با قد صد و پنجاه و پنج سانتی.

01:24:28.350 --> 01:24:30.272
‫سر جمع چهل و پنج کیلو هم نمی‌شد.

01:24:31.330 --> 01:24:33.131
‫برگشت و از خودش دفاع کرد،

01:24:33.249 --> 01:24:35.170
‫و به نظرم جون خودش رو نجات داد.

01:24:35.910 --> 01:24:38.448
‫باید توی بیمارستان بستری می‌شد،
‫بعد حالش بهبود پیدا کرد.

01:24:38.473 --> 01:24:40.558
‫واقعا برام دردناکه، چون...

01:24:41.716 --> 01:24:43.163
‫آخه همچنان در عجبم،

01:24:43.188 --> 01:24:45.029
‫که چطور تک و تنها از خودش دفاع کرد.

01:24:46.631 --> 01:24:49.243
‫خیلی‌ها بهش پول، هدیه،
‫و کلی چیز پیشکش کردن،

01:24:49.268 --> 01:24:50.731
‫ولی دست رد به همه‌شون زد.

01:24:50.756 --> 01:24:53.893
‫چون آدمی نبود که دنبال جایزه باشه.

01:24:54.029 --> 01:24:56.494
‫فقط می‌خواست حال شما خوب باشه،

01:24:56.519 --> 01:24:58.502
‫و درست باهاتون برخورد بشه.
‫همین و بس.

01:24:58.527 --> 01:24:59.695
‫مابقی مزایاش رو نخواست.

01:24:59.720 --> 01:25:01.476
‫جایزه رو نخواست.
‫پول رو نخواست.

01:25:01.501 --> 01:25:03.127
‫شهرت رو نخواست.

01:25:05.371 --> 01:25:07.456
‫درنهایت پسره رو بخشید.

01:25:07.700 --> 01:25:09.917
‫خبرنگارها اومدن ازش پرسیدن:
‫«چه اتفاقی افتاد؟»

01:25:09.942 --> 01:25:12.008
‫«بعدش چی شد؟»
‫اون هم گفت: «من بخشیدمش.»

01:25:12.033 --> 01:25:13.474
‫«فقط گفتم دیگه چنین کاری نکنه.»

01:25:14.020 --> 01:25:15.327
‫[واقعا ناراحتم که می‌بینم،]

01:25:15.352 --> 01:25:16.302
‫[عده‌ای از مردم خودمون،]

01:25:16.327 --> 01:25:18.116
‫[تحت چنین شرایط روانی‌ای،]

01:25:18.141 --> 01:25:20.617
‫[حاضر می‌شن کسی به سن و سال من رو...]

01:25:20.642 --> 01:25:22.961
‫[کتک بزنن و ازشون دزدی کنن.]

01:25:24.575 --> 01:25:26.573
‫کلا همه‌چی رو آروم می‌گیرفت،

01:25:26.639 --> 01:25:28.178
‫و اینکه...

01:25:28.218 --> 01:25:30.422
‫کینه‌ای توی دلش نبود.

01:25:30.463 --> 01:25:32.376
‫فقط می‌خواین همه‌چی فراموش بشه؟

01:25:32.401 --> 01:25:35.066
‫آره، می‌خوام برگردم سر کار و زندگیم.

01:25:36.630 --> 01:25:39.088
‫رزا پارکس به همراه الین استیل،

01:25:39.113 --> 01:25:41.245
‫که از دوستان قدیمی و همکار کنشگرش بود،

01:25:41.270 --> 01:25:44.260
‫تصمیم گرفتن مؤسسه خودبهسازی‌ای،

01:25:44.285 --> 01:25:45.886
‫به اسم رزا و ریموند پارکس رو تأسیس کنن،

01:25:45.911 --> 01:25:48.340
‫تا بتونن قوه رهبری جوانان،

01:25:48.364 --> 01:25:50.058
‫و بینش جوانان جامعه رو...

01:25:50.083 --> 01:25:51.870
‫پرورش بدن.

01:25:52.469 --> 01:25:54.821
‫موهبتی که خانم پارکس
‫به واسطه دهه‌ها تجربیاتش،

01:25:54.846 --> 01:25:56.867
‫به...

01:25:56.892 --> 01:25:59.451
‫به ما می‌ده، اینه که...

01:25:59.492 --> 01:26:01.293
‫با گذر زمان،

01:26:01.318 --> 01:26:03.688
‫با تغییر کردن شرایط،

01:26:03.712 --> 01:26:04.914
‫ما چه نقشی باید داشته باشیم،

01:26:04.939 --> 01:26:06.881
‫و نقشمون باید چطور جلوه کنه.

01:26:07.960 --> 01:26:09.778
‫مایلم از این فرصت استفاده کنم،

01:26:09.802 --> 01:26:11.946
‫تا حمایت خودم رو...

01:26:11.970 --> 01:26:13.690
‫به آزادی...

01:26:13.715 --> 01:26:15.800
‫بومیان آفریقای جنوبی،

01:26:15.825 --> 01:26:19.788
‫و آزادی کسانی که زندانی شدن،

01:26:19.813 --> 01:26:20.955
‫آزادی زندانیان ساسی،

01:26:20.980 --> 01:26:23.518
‫و هر آنچه که لازمه‌ی کشوری آزاده،
‫اعلام کنم.

01:26:23.653 --> 01:26:28.719
‫[سال ۱۹۹۰]

01:26:29.987 --> 01:26:32.135
‫نلسون ماندلا پس از آزادی،

01:26:32.160 --> 01:26:34.994
‫وارد آفریقای جنوبی شد
‫که با تغییرات سریع،

01:26:35.019 --> 01:26:37.243
‫و به زعم عده‌ای ترسناک، روبه‌رو شد.

01:26:38.340 --> 01:26:39.714
‫گفته بود زمانی که زندان بود،

01:26:39.738 --> 01:26:42.743
‫اخبار مادر پارکس رو می‌خوند،

01:26:42.768 --> 01:26:44.958
‫و شهامتش...

01:26:44.983 --> 01:26:46.758
‫به شدت تحسین‌برانگیز بود.

01:26:47.184 --> 01:26:50.369
‫نسلون ماندلا در سال ۱۹۹۰،

01:26:50.394 --> 01:26:53.038
‫بعد از ۲۷ سال حبس در آفریقای جنوبی،

01:26:53.063 --> 01:26:56.311
‫به یکی شهرهایی که سر زد،
‫شهر دیترویت بود.

01:26:57.403 --> 01:27:01.048
‫صفی از افراد ویژه جلوی ورزشگاهی
‫که اون زمان اسمش «تایگر» بود،

01:27:01.073 --> 01:27:03.577
‫ایستاده بودن تا از ورودش استقبال کنن.

01:27:03.751 --> 01:27:05.876
‫دقایق پایانی مادر پارکس خودش رو رسوند،

01:27:05.901 --> 01:27:07.574
‫انتهای صف ایستاده بود.

01:27:07.678 --> 01:27:09.671
‫نلسون ماندلا یه نگاه انداخت،

01:27:10.686 --> 01:27:13.400
‫همین که مادر پارکس رو در انتهای صف دید،

01:27:13.425 --> 01:27:16.173
‫با آغوش باز به سمتش دوید.

01:27:16.198 --> 01:27:18.844
‫«رزا، رزا، زرا!»

01:27:18.869 --> 01:27:20.932
‫محکم بغلش کرد،

01:27:20.956 --> 01:27:22.317
‫و از روی زمین بلندش کرد.

01:27:22.342 --> 01:27:24.037
‫چون مادر پارکس خیلی سبک بود.

01:27:24.521 --> 01:27:27.576
‫اون واکنش از روی هیجان نلسون ماندلا،

01:27:28.541 --> 01:27:31.320
‫نشون می‌داد از اون صف طویل،

01:27:32.044 --> 01:27:34.015
‫کی فرد ویژه واقعیه.

01:27:39.002 --> 01:27:41.888
‫«هیچ‌وقت به چهره عمومی بودن عادت نکردم.»

01:27:43.876 --> 01:27:46.656
‫«انقدر مدرک افتخاری دارم
‫که شمارش از دستم در رفته.»

01:27:47.422 --> 01:27:49.583
‫«مصاحبه‌کنندگان همچنان می‌خوان،»

01:27:49.608 --> 01:27:52.333
‫«درمورد اون روز از سال ۱۹۵۵ بپرسن،»

01:27:52.358 --> 01:27:54.917
‫«که من حاضر نشدم از جام بلند بشم.»

01:27:55.826 --> 01:27:58.999
‫[هیچ‌وقت در هیچ‌کدوم از مصاحبه‌هام،]

01:27:59.024 --> 01:28:01.807
‫[به کسی نگفتم که اون روز پام درد می‌کرد.]

01:28:03.941 --> 01:28:06.268
‫«متوجهم که از نظر مردم،
‫من مثل نمادی هستم.»

01:28:07.342 --> 01:28:09.924
‫گاهی اوقات حس می‌کردم
‫که شهامت کافی ندارم،

01:28:09.956 --> 01:28:11.919
‫- ولی همیشه...
‫- [سی‌ان‌ان، رزا پارکس]

01:28:11.944 --> 01:28:15.298
‫- این مسئله رو به خاطر آوردم،
‫- [سی‌ان‌ان، رزا پارکس]

01:28:15.323 --> 01:28:17.489
‫- که در اعماق وجودم،
‫- [سی‌ان‌ان، رزا پارکس]

01:28:17.514 --> 01:28:19.032
‫- روحی دارم،
‫- [سی‌ان‌ان، رزا پارکس]

01:28:19.057 --> 01:28:23.334
‫- که قدرتش از توان جسمانی‌ام بیشتره.
‫- [سی‌ان‌ان، رزا پارکس]

01:28:23.861 --> 01:28:25.747
‫تمام ماهیت خودش رو...

01:28:25.771 --> 01:28:27.771
‫وقف خدا کرده بود.

01:28:28.266 --> 01:28:30.225
‫شدیدا به معنویات معتقد بود،

01:28:30.250 --> 01:28:32.929
‫شدیدا به هدف داشتن در زندگی واقف بود،

01:28:33.455 --> 01:28:35.759
‫و اینکه باید زندگی آدم‌ها
‫در خدمت هدفی باشه.

01:28:39.898 --> 01:28:42.418
‫طی چند سال آخر عمرش،

01:28:43.457 --> 01:28:45.076
‫من و پدرم به دیدنش می‌رفتیم،

01:28:45.101 --> 01:28:46.738
‫مستخدم خونه با لبخند در رو باز می‌کرد،

01:28:46.763 --> 01:28:48.266
‫می‌گفت: «وای، بفرمایین داخل.»

01:28:48.291 --> 01:28:50.186
‫«عمه رزا خیلی خبرتون رو می‌گرفت.»

01:28:53.107 --> 01:28:55.897
‫آره، لحظه فوت من کنارش بودم.

01:28:56.017 --> 01:28:58.484
‫دستش رو گرفتم و گفتم: «رزی، رزی...»

01:28:58.517 --> 01:29:00.871
‫بعد دکتری که اونجا بود،

01:29:00.896 --> 01:29:03.218
‫اومد سمتم و گفت: «تموم کرد.»

01:29:05.035 --> 01:29:07.015
‫[همیشه حس کردم،]

01:29:07.040 --> 01:29:10.298
‫[قدرت پروردگار که درونم نهادینه شده،]

01:29:10.443 --> 01:29:12.276
‫[با هدایت روح‌القدس،]

01:29:12.382 --> 01:29:16.069
‫[کمکم کرد تا شهامت و حق رو پیدا کنم.]

01:29:17.278 --> 01:29:21.611
‫♪ من کنار رودخانه‌ای، ♪

01:29:23.694 --> 01:29:25.618
‫♪ توی چادر کوچیکی به دنیا اومدم. ♪

01:29:25.724 --> 01:29:28.414
‫وقتی مادر پارکس پیش نیاکانمون رفت،

01:29:28.439 --> 01:29:30.645
‫مزمور 23 کتاب مقدس،

01:29:30.669 --> 01:29:32.872
‫روی سینه‌اش باز بود.

01:29:32.947 --> 01:29:34.357
‫کل حرفش رو اونجا زده.

01:29:34.530 --> 01:29:36.125
‫توی مزمور ۲۳ چی نوشته؟

01:29:36.150 --> 01:29:38.414
‫«خداوند شبان من است
‫و محتاج هیچ‌چیز نخواهم بود.»

01:29:38.441 --> 01:29:41.331
‫«اوست که در مراتع سرسبز مرا می‌خواباند؛»

01:29:41.371 --> 01:29:43.028
‫«نزد آب‌های آرام‌بخش رهبری‌ام می‌کند.»

01:29:43.053 --> 01:29:44.810
‫«اوست که جان تازه‌ای به من می‌دهد.»

01:29:44.923 --> 01:29:46.543
‫«اوست که مرا در پا گذاشتن در راه نیک،»

01:29:46.568 --> 01:29:47.675
‫«همچون نام نیکش یاری می‌کند.»

01:29:47.700 --> 01:29:49.941
‫«آری، حتی اگر از تاریک‌ترین
‫وادی عالم هم بگذرم،»

01:29:49.966 --> 01:29:51.301
‫«بیم پلیدی در دل نخواهم داشت.»

01:29:51.326 --> 01:29:53.606
‫چرا که عصا و چوب‌دستی‌ات
‫مایه قوت قلبم است،»

01:29:53.631 --> 01:29:57.113
‫«و در برابر دیدگان دشمنانم،
‫سفره‌ای باشکوه برایم می‌گسترانی.»

01:29:57.153 --> 01:29:59.449
‫[سال ۲۰۰۵]

01:29:59.474 --> 01:30:01.364
‫«همانا محبت و شفقت،
‫تمام روزهای زندگی‌ام،»

01:30:01.389 --> 01:30:02.944
‫«در پی من خواهد بود،»

01:30:03.412 --> 01:30:05.619
‫«و سالیان دراز در منزل خداوند
‫ساکن خواهم بود.»

01:30:11.253 --> 01:30:13.345
‫پیکرش رو با از راه هوایی
‫به مونتگومری منتقل کردن.

01:30:13.379 --> 01:30:17.179
‫مراسم بزرگی به یاد دورانی
‫که اونجا داشت، برگزار شد.

01:30:18.145 --> 01:30:20.282
‫بعد پیکرش رو به پایتخت منتقل کردن.

01:30:25.371 --> 01:30:26.898
‫♪ شکوه. ♪

01:30:27.697 --> 01:30:30.437
‫♪ شکوه، شکوه. ♪

01:30:30.617 --> 01:30:32.765
‫ایشون اولین خانم،

01:30:32.790 --> 01:30:35.559
‫اولین شهروند غیرنظامی،
‫دومین سیاه‌پوست آمریکایی بود،

01:30:35.584 --> 01:30:38.266
‫که با افتخار در پایتخت به خاک سپرده شد.

01:30:39.379 --> 01:30:42.393
‫♪ هله‌لویا. ♪

01:30:42.453 --> 01:30:45.530
‫رئیس‌جمهور جرج بوش
‫و چهل هزار آمریکاییف

01:30:45.555 --> 01:30:48.057
‫برای ادای احترام در مراسم حاضر شدن.

01:30:52.156 --> 01:30:53.837
‫واقعا افتخاری بی‌سابقه نصیبش شد.

01:30:53.862 --> 01:30:56.368
‫حتی مراسم مارتین لوتر کینگ
‫با این شکوه برگزار نشد.

01:30:58.803 --> 01:31:00.931
‫بعد پیکرش به دیترویت منتقل شد.

01:31:05.414 --> 01:31:08.030
‫عشقتون به خواهر رزا پارکس رو...

01:31:08.055 --> 01:31:09.713
‫با کف زدن نشون بدین.

01:31:10.370 --> 01:31:11.530
‫عشقتون رو نشون بدین.

01:31:13.014 --> 01:31:14.349
‫عشقتون رو نشون بدین.

01:31:14.655 --> 01:31:18.355
‫ایشون بلند نشد تا قانون رو به چالش بکشه!

01:31:19.896 --> 01:31:21.144
‫ایشون مبارز راه آزادی بود!

01:31:21.169 --> 01:31:22.493
‫کسایی که می‌گن خیاط بود،

01:31:22.518 --> 01:31:24.042
‫مهملات بافته‌ان!

01:31:24.262 --> 01:31:26.261
‫ایشون به جرم خیاطی که زندانی نشد!

01:31:26.286 --> 01:31:28.076
‫این زن مبارز بود!

01:31:29.063 --> 01:31:30.782
‫هیچ‌وقت اون مراسم رو یادم نمی‌ره.

01:31:31.177 --> 01:31:33.466
‫چون... هی خدا.

01:31:33.491 --> 01:31:34.698
‫واقعا...

01:31:34.722 --> 01:31:35.871
‫واقعا...

01:31:35.895 --> 01:31:39.231
‫مراسم یادبود بزرگ برای بانویی
‫به اون عظمت بود.

01:31:41.751 --> 01:31:43.659
‫تمام اهالی شهر اومدن.

01:31:44.236 --> 01:31:46.726
‫کل دنیا برای مادر رزا پارکس جمع شده بودن،

01:31:48.505 --> 01:31:50.029
‫که واقعا محشر بود.

01:31:52.842 --> 01:31:57.777
‫[سال ۲۰۱۲]

01:31:58.489 --> 01:32:00.803
‫خانم‌ها و آقایون،
‫این شما و این مجسمه رزا پارکس.

01:32:04.061 --> 01:32:06.778
‫کاری که رزا پارکس کرد،
‫معمولی‌ترین کار ممکن بود.

01:32:06.803 --> 01:32:09.137
‫ایشون چون خسته بود،
‫حاضر نبود بلند بشه.

01:32:09.162 --> 01:32:11.467
‫امروز با تحسین و تمجید،

01:32:11.492 --> 01:32:14.145
‫عمل ساده خانمی شجاع رو به خاطر میاریم.

01:32:16.333 --> 01:32:18.229
‫- راحته که بخوایم...
‫- [پاتریس کالرز، جان سیاهان مهم است]

01:32:18.253 --> 01:32:20.300
‫- کوچیک جلوه‌اش بدیم.
‫- [پاتریس کالرز، جان سیاهان مهم است]

01:32:20.325 --> 01:32:23.134
‫- اقدام کوچیک و مظلومانه جلوه‌اش بدیم.
‫- [پاتریس کالرز، جان سیاهان مهم است]

01:32:23.159 --> 01:32:25.645
‫به نظرم وقتی استراتژی رو ازش حذف می‌کنیم،

01:32:25.670 --> 01:32:29.563
‫فضایی درست می‌کنیم
‫که توش اصلاح نژادپرستی ساده است.

01:32:33.741 --> 01:32:38.183
‫روزی که از مجسمه رزا پارکس،

01:32:38.224 --> 01:32:41.437
‫توی کاخ کنگره رونمایی شد،

01:32:42.561 --> 01:32:46.159
‫دیوان عالی در حال استماع استدلال شفاهی،

01:32:46.184 --> 01:32:49.485
‫در خصوص پرونده شلبی علیه هولدر،
‫همون حقوق رأی بود،

01:32:49.510 --> 01:32:52.969
‫قانون حق رأی سال ۱۹۶۵،

01:32:53.642 --> 01:32:56.275
‫تا تصمیم بگیرن که آیا هنوز
‫مطابق قانون اساسیه یا نه.

01:32:56.408 --> 01:32:57.789
‫به شدت مسئله مهمی بود.

01:32:57.814 --> 01:32:59.886
‫به یاد بیارین لحظه‌ای که لیندون جانسون،

01:32:59.911 --> 01:33:01.917
‫قانون حق رأی رو امضا کرد،
‫چه لحظه‌ای از تاریخ بود.

01:33:01.942 --> 01:33:03.792
‫الان هم دیوان عالی گفته:
‫«می‌دونین چیه؟»

01:33:03.833 --> 01:33:05.265
‫«زمونه عوض شده.»

01:33:05.289 --> 01:33:06.864
‫«فرهنگ قدیمی جنوب عوض شده.»

01:33:06.889 --> 01:33:11.088
‫«دوره محرومیت سیستماتیک
‫سیاه‌پوستان به سر رسیده.»

01:33:11.508 --> 01:33:14.387
‫دیوان عالی حق رأی رو ملغی کرد.

01:33:15.540 --> 01:33:18.626
‫بخش جالب ماجرا اینه که رزا پارکس،

01:33:19.099 --> 01:33:22.185
‫توی راهپیمایی سلما تا مونتگومری بود،

01:33:22.529 --> 01:33:23.897
‫که در وهله‌ی اول،

01:33:23.922 --> 01:33:26.343
‫اقدام کنشگرانه برای تصویب حق رأی،

01:33:26.368 --> 01:33:28.361
‫در سال ۱۹۶۵ بود.

01:33:28.701 --> 01:33:31.395
‫الان هم عملا،

01:33:31.420 --> 01:33:34.846
‫درست در روز رونمایی از مجسمه،
‫قانون سرکوب رأی‌دهندگان رو تقویت کردن.

01:33:36.849 --> 01:33:40.761
‫این تصمیم تمام اقدامات سیاسی ایشون،

01:33:42.128 --> 01:33:45.967
‫از دهه ۱۹۳۰ تا حتی لحظه مرگش رو پاک کرد.

01:33:46.791 --> 01:33:49.278
‫این مسئله که ایشون،

01:33:49.302 --> 01:33:51.156
‫بخشی از جنبش بود که زمانی،

01:33:51.181 --> 01:33:54.409
‫برای ایالات متحده
‫تهدید محسوب می‌شد رو پاک کرد.

01:33:55.541 --> 01:33:57.851
‫به همین ترتیب جوری جلوه دادن
‫که با این مجسمه،

01:33:57.876 --> 01:33:59.931
‫می‌خوایم یاد جنبش آزادی رو زنده نگه داریم.

01:34:00.082 --> 01:34:04.612
‫بنابراین خود رزا پارکس توی تصویری
‫از مشکل دیرینه‌ی ما،

01:34:04.637 --> 01:34:06.312
‫گرفتار شده.

01:34:06.589 --> 01:34:08.897
‫و این مجسمه از خیلی جهات،
‫اونچه که میراث رزا پارکس،

01:34:08.922 --> 01:34:12.546
‫از ما می‌خواد رو کاهش داد و به دام انداخت.

01:34:13.516 --> 01:34:18.386
‫[سال ۲۰۲۲]

01:34:19.451 --> 01:34:21.352
‫رزا پارکس خیلی...

01:34:21.376 --> 01:34:24.571
‫علی‌رغم کنشگری
‫در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰،

01:34:24.596 --> 01:34:26.614
‫به فکر این مسئله بود...

01:34:26.639 --> 01:34:28.725
‫که ما در عصر امروز...

01:34:28.750 --> 01:34:31.633
‫به پیشرفتی که امیدوار بود برسیم،
‫نرسیده باشیم.

01:34:32.130 --> 01:34:33.557
‫مبارزه برای حق رأی،

01:34:33.582 --> 01:34:35.161
‫- مبارزه‌ای برای مشارکت...
‫- [یولاندا رنه کینگ، نوه مارتین لوتر کینگ]

01:34:35.186 --> 01:34:38.342
‫- در دموکراسی کشوره.
‫- [یولاندا رنه کینگ، نوه مارتین لوتر کینگ]

01:34:39.315 --> 01:34:40.926
‫این مبارزه بخش‌های زیادی داره.

01:34:41.014 --> 01:34:43.641
‫دست‌ها بالا! شلیک نکن! دست‌ها بالا!

01:34:43.683 --> 01:34:47.542
‫مبارزه‌ایه که مستلزم کنش مستقیمه.

01:34:47.587 --> 01:34:49.903
‫- شلیک نکن!
‫- دست‌ها بالا!

01:34:49.936 --> 01:34:52.100
‫هر نسلی با خودش رو...

01:34:52.125 --> 01:34:53.624
‫در دیوار بی‌عدالتی بسازه.

01:34:54.657 --> 01:34:56.009
‫رزا پارکس...

01:34:56.033 --> 01:34:57.183
‫هیچ‌وقت...

01:34:57.207 --> 01:34:59.512
‫مشعل راه آزادی رو رها نکرد.

01:35:00.270 --> 01:35:02.663
‫بلکه این مشعل رو روشن کرد،

01:35:02.688 --> 01:35:04.679
‫و به دست نسل جدید داد.

01:35:04.704 --> 01:35:06.272
‫ما انقدر ادامه می‌دیم،

01:35:06.296 --> 01:35:08.825
‫تا برتری تعدادی خودمون رو نشون بدیم!

01:35:12.096 --> 01:35:14.282
‫اگه به گذشته برمی‌گشتین،
‫و قرار بود تا دوباره...

01:35:14.307 --> 01:35:15.865
‫اون کار رو بکنین،

01:35:15.889 --> 01:35:17.171
‫حاضر بودین انجامش بدین؟

01:35:17.277 --> 01:35:18.653
‫بله که حاضر بودم.

01:35:18.750 --> 01:35:23.509
‫[سال ۱۹۵۵]

01:35:24.269 --> 01:35:27.121
‫تا جایی که یادمه در طول عمرم،

01:35:27.146 --> 01:35:30.856
‫درمقابل اینکه به خاطر نژادم
‫باهام بدرفتاری بشه،

01:35:30.952 --> 01:35:33.504
‫یا بازیچه دست کسی بشم،
‫مقاومت و ایستادگی کردم.

01:35:33.607 --> 01:35:36.429
‫همچنین به نظرم تمام آدم‌ها
‫با هر رنگ و نژادی،

01:35:36.454 --> 01:35:38.329
‫حق دارن آزاد باشن.

01:35:38.536 --> 01:35:42.712
‫وقتی که راننده ازم خواست
‫تا از صندلیم بلند بشم،

01:35:43.019 --> 01:35:47.006
‫حس کردم وقتش رسیده
‫که دیگه این رفتار رو نپذیریم.

01:35:47.031 --> 01:35:50.081
‫کاسه صبرم لبریز شده بود،
‫و خواستم به بازیچه بودنم،

01:35:50.106 --> 01:35:51.393
‫یک‌بار برای همیشه خاتمه بدم.

01:35:51.585 --> 01:35:52.651
‫♪ آره. ♪

01:35:52.676 --> 01:35:54.824
‫♪ خداوندا، نمی‌شه دست و بالم رو ببندی؟ ♪

01:35:54.849 --> 01:35:57.554
‫♪ چون نمی‌خوام به کسی صدمه‌ای بزنم. ♪

01:35:58.047 --> 01:36:00.273
‫♪ خداوندا، نمی‌شه راهنمای مسیرم باشی؟ ♪

01:36:00.298 --> 01:36:02.999
‫♪ چون نمی‌خوام رفتار ناشایستی داشته باشم. ♪

01:36:03.592 --> 01:36:05.653
‫♪ خداوندا، نمی‌شه به روح درمانده‌ام ♪
‫♪ کمک کنی؟ ♪

01:36:05.678 --> 01:36:08.235
‫♪ چون این بت‌ها می‌خوان ♪
‫♪ ایمانم رو بدزدن. ♪

01:36:08.875 --> 01:36:11.319
‫♪ باید خویشتن‌داری کنم، ♪

01:36:11.344 --> 01:36:14.282
‫♪ چون نمی‌خوام از چشم تو بیفتم. ♪

01:36:14.602 --> 01:36:16.981
‫♪ خداوندا، نمی‌شه به روح درمانده‌ام ♪
‫♪ کمک کنی؟ ♪

01:36:17.006 --> 01:36:18.570
‫♪ لطفا ایمانم رو تقویت کن. ♪

01:36:18.611 --> 01:36:20.410
‫♪ ایمانم رو تقویت کن. ♪

01:36:24.492 --> 01:36:25.952
‫♪ آره. ♪

01:36:30.091 --> 01:36:31.548
‫♪ آره. ♪

01:36:31.572 --> 01:36:43.572
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:36:43.596 --> 01:36:55.596
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.