﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:35.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:18.037 --> 00:03:20.005
کی اونجاست؟

00:04:05.051 --> 00:04:06.985
کلر

00:04:07.053 --> 00:04:09.044
اینوقت شب برای چی اینجایی؟

00:04:09.122 --> 00:04:12.990
من... میخواستم دعا بکنم

00:04:13.092 --> 00:04:15.083
مشکلی پیش اومده؟

00:04:15.929 --> 00:04:17.158
من...

00:04:17.931 --> 00:04:20.992
میتونم کمکت کنم؟

00:04:21.100 --> 00:04:24.968
کاری از دست من بر میاد؟
- هیچکس نمیتونه به من کمک کنه

00:04:26.105 --> 00:04:28.938
من از محبت های شما سوء استفاده کردم

00:04:29.008 --> 00:04:30.100
چطوری؟

00:04:30.176 --> 00:04:36.081
شما به من و زنم خونه. کار. حتی دوستیتون
رو دادید

00:04:36.182 --> 00:04:39.117
اجازه دادید که از دوستان شما باشم

00:04:39.185 --> 00:04:44.988
چیزهاد 7 چیزهایی که برای یه
مهاجر آواره ی آلمانی خیلی ارزشمنده

00:04:45.058 --> 00:04:49.017
ولی حالا میدونم که شما از من متنفر میشید
- من از هیچکس متقنر نمیشم. کلر

00:04:49.162 --> 00:04:53.099
چرا میشید. بعد از اون کارهای که برای من کردید

00:04:53.199 --> 00:04:55.099
شما به من اعتماد کردید

00:04:55.168 --> 00:04:58.138
شما دیدید که من و همسرم فقط به خدمتکار
معمولی نبودیم

00:04:58.972 --> 00:05:04.035
این شما بودید که بیشتر از همه به ما محبت کردید

00:05:04.978 --> 00:05:09.006
این همون دلیلی بود که زنم خیلی کار میکرد...

00:05:09.983 --> 00:05:11.109
دلم خیلی براش مبسوزه

00:05:12.986 --> 00:05:15.045
موضوع چیه؟

00:05:16.956 --> 00:05:19.186
<i>من باید پیشتون اعتراف کنم</i>

00:05:19.926 --> 00:05:21.052
باید. به به نغر بکم

00:05:24.964 --> 00:05:28.025
میخواهم رسما اعتراف کنم

00:05:50.923 --> 00:05:54.882
من به درگاه خدای متعال و شما اعتراف میکنم.
پدر. که من گناهکارم

00:05:54.994 --> 00:05:58.191
آخرین بار کی اعتراف کردی؟
- یادم نیست

00:05:58.965 --> 00:06:00.956
حدودا هم بادت نمیاد کی بود؟

00:06:03.202 --> 00:06:06.137
ت رو کشت یر ر من
آقای وبلت رو کشتم

00:06:18.918 --> 00:06:20.010
ادامه بده

00:06:20.119 --> 00:06:22.087
وبلت. همون وکیل

00:06:22.155 --> 00:06:26.922
امشب رفتم بودم خونه اش.
رفته بودم که پولساش رو بدزدم

00:06:26.993 --> 00:06:30.930
لباس کشیشی پوشیدم که بهم شک نکنه.
ولی من رو غافلگیر کرد

00:06:30.997 --> 00:06:34.023
میخواست که به پلیس زنگ بزنه

00:06:34.100 --> 00:06:38.128
مبخواست که به پلیس زنگ بزنه.
سعی کردم جلوش رو بگیرم

00:06:38.237 --> 00:06:43.971
<i>آنما. من آدمکش نبستم</i>

00:06:44.010 --> 00:06:46.104
این به تصادف بود

00:06:46.179 --> 00:06:48.910
فقط بخاطر پول بود

00:06:49.949 --> 00:06:53.078
نمیتونسنم ببینم که تو اینقدر کار میکنی

00:06:53.119 --> 00:06:55.918
هر شب بیدار میمونم...

00:06:55.988 --> 00:07:00.186
و فکر میکنم. ما فقط به ۲-۰ دلار احتیاج داریم

00:07:00.960 --> 00:07:05.090
<i>آلما. با ۲-۰ دلار. ما مبتونبم به زندگی
جدیدی رو بسازیم</i>

00:07:05.164 --> 00:07:07.929
<i>وبلت
پولدار بود..</i>

00:07:09.068 --> 00:07:11.935
<i>ولی حالا دیگه نمیتونم اونیا رو نگه دارم</i>

00:07:12.038 --> 00:07:17.101
این رو پدر لوگان بهم گفت.
باید برشون گردونم. بسش قول دادم

00:07:17.176 --> 00:07:19.201
اوه. این خیلی سخته. آلما

00:07:19.979 --> 00:07:23.074
هم خطرناکه. ممکنه من رو دستگیر کنند

00:07:23.182 --> 00:07:25.150
اونها اعدامم میکنند

00:07:25.952 --> 00:07:27.943
من نمی تونم

00:07:28.020 --> 00:07:29.988
من نمی تونم

00:07:31.090 --> 00:07:35.118
پدر لوگان پیش اونها میگه.
اون بیشون میگه

00:07:44.003 --> 00:07:46.097
اون +

00:07:47.974 --> 00:07:52.104
اون نمی تونه چیز هایی رو که تو اعتراف
شنیده. به اونها بگه

00:07:52.178 --> 00:07:55.011
پلیس ها مباند

00:07:55.081 --> 00:07:57.140
<i>برا
برا چی. آلما؟</i>

00:07:57.950 --> 00:08:00.214
برا چی باید بیاند اینجا؟

00:08:00.987 --> 00:08:03.922
اونسا هیچی نمیدونند

00:08:03.990 --> 00:08:08.018
من بسشون چیزی نگفتم. گفتم؟

00:08:08.094 --> 00:08:13.055
آلماء هیچکس نمیدونه
- پدر لوگان

00:08:13.099 --> 00:08:16.160
اون نمی تونه چیز هایی رو که تو اعتراف
شنیده. به اونها بگه

00:08:16.969 --> 00:08:19.165
نمیتونی ان رو بغیمی؟

00:08:21.207 --> 00:08:23.073
اوتو

00:08:35.955 --> 00:08:39.016
چبه. آلما؟
- داری میری اداره ی پلیس؟

00:08:39.091 --> 00:08:41.025
امروز چند شنبه است. آلما؟

00:08:41.093 --> 00:08:44.063
همون روزی نیست که باید به خونه‌ی آقای ویلت
برم تا باغچه اش رو مرتب کنم؟

00:08:44.130 --> 00:08:46.895
ولی اون که مرده

00:08:46.966 --> 00:08:51.130
5 ۴ آقای وبلت هخمبشه.
جبارز ۳ کار میکنم

00:08:51.938 --> 00:08:54.999
امروز هم چهارشنبه است. آلما

00:10:00.039 --> 00:10:02.974
صبح بخیر. پدر لوگان
- صبح بخبر. پدر

00:10:03.042 --> 00:10:05.170
بگو ببینم. خیلی دیگه وقت میبره که...

00:10:05.978 --> 00:10:10.006
تو و کلر رنگ کردن این اتاق رو تموم کنید؟

00:10:10.082 --> 00:10:15.213
نمیدونم
- پرسیدم چون بوی رنگ یه کم اذیبت میکنه

00:10:15.988 --> 00:10:19.117
مبدونی, چند وقت پیش چند تا تبلیغ رنگ کاری رو
تو یه روزنامه خوندم...

00:10:19.191 --> 00:10:23.924
البته زیاد به این آگی ها نميشه اعتماد کرد.
ولی من...

00:10:23.996 --> 00:10:26.988
بفرمایید. پدر
- خبلی سخت ميشه باور کرد که...

00:10:27.099 --> 00:10:31.935
اونها بدون بو میتونند رنگ کنند

00:10:33.139 --> 00:10:37.098
<i>تو چبزی درباره ی رنگ کاری بدون بو شنبدی,
پدر مابکل؟</i>

00:10:37.176 --> 00:10:39.941
من..؟

00:10:40.946 --> 00:10:42.141
نه. نشنیدم

00:10:42.214 --> 00:10:46.117
خوب, فکرش رو نکن.
ریاد هم میم نیست

00:10:52.191 --> 00:10:54.990
خیلی خوش شانسیم که کلر پیش ماست

00:10:55.227 --> 00:10:59.095
مردی که تو تمام زمینه ها اطلاعات داره.
۶ ماه پیش قبل از اینکه بیاد اینجا...

00:10:59.165 --> 00:11:02.191
<i>بادت هست که ما نمبتونستیم کاری درباره‌ی...</i>

00:11:02.935 --> 00:11:05.063
...پنجره‌ها که باز نمی شدند؟

00:11:05.137 --> 00:11:08.198
آدم میتونه چیزهای زیادی ازش یاد بگیره

00:11:09.942 --> 00:11:13.003
<i>بدر بنوات با دوچرخه اش سر صبحانه پبداش شد.</i>

00:11:13.112 --> 00:11:15.171
<i>صبح بخبر. پدر مبلرز. پدر مابکل</i>

00:11:15.948 --> 00:11:17.109
- صبح بخیر

00:11:17.216 --> 00:11:22.177
<i>حالا. شما بابد حتما دوچرخه تون رو بباربد
توی سالن. بدر بنوبت؟</i>

00:11:22.988 --> 00:11:28.154
هميشه که نه. ولی خوب من جای دیگه ای
رو سراغ ندارم

00:11:28.928 --> 00:11:33.991
<i>پس شانس اورديم اسب نداره
- مبتونبد کره رو بدید به من. لطفا؟</i>

00:11:34.066 --> 00:11:38.060


00:11:38.137 --> 00:11:44.099
پنچر شده. میبتونید. لطفا؟
شوهرم؟ اما امروز چهارشنبه است

00:11:44.176 --> 00:11:48.010
اون اینجا نیست
- ممنون, نه

00:11:48.214 --> 00:11:52.082
چهارشنبه ها میره به باغچه های آقای ویلت میرسه

00:11:54.053 --> 00:11:57.182
پس میتونید وقتی برگشت بیش بگید. لطفا؟

00:11:57.957 --> 00:12:02.087
<i>بله, پدر. وقتی برگشت بیش میگم</i>

00:12:02.161 --> 00:12:06.962
نه. نه, پدر بنویت.
شما خودتون باید یاد بگیرید که پنچر گیری کنید

00:12:07.166 --> 00:12:10.136
هر کسی باید بتونه از پس کارهای خودش بر بیاد

00:12:10.202 --> 00:12:13.137
کسی که ریش داره. باید بتونه اون رو
اصلاح کنه

00:12:13.239 --> 00:12:16.174
و کسی که...
- منو ببخشید. با اجازه

00:13:02.021 --> 00:13:05.116
صبح بخیر. پدر
مسیو وبلت به قتل رسیدند

00:13:06.091 --> 00:13:08.059
صبح بخیر

00:13:18.204 --> 00:13:20.104
<i>- صبح بخبر</i>

00:13:20.172 --> 00:13:24.040
<i>من باهاش قرار ملاقات داشتم
- قرار ملاقات؟ با وبلت؟ خوب. اون مرده</i>

00:13:24.076 --> 00:13:26.101
آرزه. مبدوفم.- کاری از دست من بر مباد-&gt;

00:13:26.212 --> 00:13:30.012
خوب. ممکنه آقای لاروو بخواهند شما رو
ببینند. بیایید تو. پدر

00:13:33.185 --> 00:13:37.019
آقای لاروو. پدر میگند که با آقای ویلت قرار
ملاقات داشتند

00:13:37.089 --> 00:13:40.024
الان میام پیشتون.
سلام پدر

00:13:40.092 --> 00:13:44.051
فکر کنم قبلا با شما ملاقات کرده باشم. درسته؟
- بله. من در کلیسای سن ماری هستم

00:13:44.129 --> 00:13:47.064
درسته. حال پدر میلرز چطوره؟
- حالشون خوب هست

00:13:47.132 --> 00:13:49.931
خوبه. شما یه قرار ملاقات با وبلت داشتید؟

00:13:50.069 --> 00:13:51.935
بله
- برای کار بخصوصی بوده؟

00:13:52.004 --> 00:13:54.098
نه
- حتما شنیدید. که چه انفاقی افتاده

00:13:54.206 --> 00:13:57.039
پدر, کلر اونجا ‏
پیش شما کار میکنه؟

00:13:57.109 --> 00:14:00.010
بله. اون و زنش اونجا کار می کنند

00:14:00.079 --> 00:14:03.140
بیچاره خیلی شوکه شده. پدر

00:14:04.049 --> 00:14:07.041
من رو ببخشبید عد. ولی l
4 سم شما رو بادم ذ - لوگان

00:14:07.152 --> 00:14:11.089
پدر لوگان. ایرادی نداره که امروز و یا که فردا
با شما یه صحبتی داشته باشیم؟

00:14:11.156 --> 00:14:15.184
میخواهم بدونم برای چه کاری با ویلت قرار
داشتید

00:14:16.128 --> 00:14:20.964
مورفی, کلر رو بیار.
اون کسی بوده که جسد رو پیدا کرده

00:14:23.002 --> 00:14:27.064
آقای لاروو. اثر انگشتی نیست
- خبلی خوب

00:14:27.139 --> 00:14:30.109
این روی میزش بود
کلید هام نوی جیبش بودند

00:14:30.175 --> 00:14:33.145
<i>-۵ دلار قضبه سرقت
نبوده., قرد انگار قضد</i>

00:14:33.946 --> 00:14:35.209
اه بود باید همش رو می بردند

00:14:35.981 --> 00:14:40.111


00:14:40.152 --> 00:14:43.952
خوبه. بگو چطوری جسد رو پیدا کردی؟

00:14:44.023 --> 00:14:46.185
چهارشنبه هاء من تو باغچه ی آقای ویلت
کار می کنم

00:14:46.959 --> 00:14:51.123
<i>امروز صبح. طبق معمول ساعت ۸:۳۰ رسبدم.
وارد خونه شدم...</i>

00:14:51.196 --> 00:14:54.928
تو کلید داری؟
- نه, در باز بود

00:14:55.034 --> 00:14:57.059
همین من رو نفرسوفد
- به در بار&gt;

00:14:57.136 --> 00:15:00.128
۱ . برا چی باید تو رو بترسونه؟
- آخه اون در هميشه قغل بود

00:15:00.973 --> 00:15:04.102
من وارد خونه شدم و اون اونجا بود

00:15:04.176 --> 00:15:07.043
فیمیدم که مرده

00:15:07.146 --> 00:15:10.013
خواستم که قرار کنم
خواستم که فرار - فرار؟

00:15:10.049 --> 00:15:15.146
<i>09 قتل رو یبدا کردم
آخه من به آواره ام. که به قتل رو :</i>

00:15:16.055 --> 00:15:19.116
به پلیس ها فکر کردم
من هميشه از پلیس ها میترسم

00:15:19.224 --> 00:15:24.094
این ترس همه ی آلمانی هاست
- چیبزی برای ترس وجود نداره

00:15:24.163 --> 00:15:28.930
چند لحظه بیرون بمون
- چشم. ممنونم. آقا

00:15:35.040 --> 00:15:39.204
ویلت به قتل رسیده
- اون مرده؟ باورم نمیشه

00:15:39.979 --> 00:15:41.140
راحت شدیم

00:16:12.211 --> 00:16:15.044
شوهرم توی تالار؟

00:16:15.114 --> 00:16:19.915
بله, خانم . آقای گراندفورت دارند سخنرانی میکنند
یه سخنرانی عالی

00:16:19.985 --> 00:16:21.976
این بزرگترین کتمان حقیقت سال خواهد بود.

00:16:22.087 --> 00:16:24.954
اين عضو محترم تقریبا از هر کلمه
ناشایستی استفاده کردند...

00:16:25.024 --> 00:16:27.994
شاید فقط مونده که بگن "کلاه خودت همع
- . تن رو سفت بگیر و مردم رو دزد نکن.

00:16:28.060 --> 00:16:33.055
حقوق ماهیانه برابر برای معلمین زن فاجعه‌ای
برای کل نظام اقتصادی ما خواهد بود.

00:16:33.132 --> 00:16:36.102
رد مد رد زنان معلم.
البته به غیر از نظام اقتصادی زنان معلم.

00:16:36.168 --> 00:16:39.968
<i>- در ابنجای بعید...</i>

00:16:40.039 --> 00:16:44.135
<i>من ادامه جلسه رو به ساعت ۳ بعداز ظییر موکول میکنم.</i>

00:16:53.986 --> 00:16:57.945
روث. عزیزم. عجب سوپرایزی

00:16:58.023 --> 00:17:00.958
پیبر. من رو ببر یه جا تا نهار بخوریم
- البته

00:17:01.026 --> 00:17:04.155
خوب. پس حالت بیتر؟
امروز صبح. خبلی افسرده بودی؟

00:17:04.196 --> 00:17:07.166
39 بودم: - آره. و فقط
هم همین امروز صبح نبود

00:17:07.933 --> 00:17:11.096
النن, که خم5 نظر نمبام. درسته؟
- درستنه

00:17:16.141 --> 00:17:19.111
راستی. لاستیکش اصلا پنچر نبود

00:17:28.220 --> 00:17:30.951
<i>البته. تو و کلر خودتون مبدونبد دارید</i>

00:17:31.023 --> 00:17:34.118
ولی من شخصا. رنگ سفید رو ترجیح مبدم

00:17:34.226 --> 00:17:36.092
همین هم هست
- اینطوریه؟

00:17:36.161 --> 00:17:37.925
حداقل که اینطور به نظر میاد

00:17:37.996 --> 00:17:40.966
او ه. آقای کلر. صبحتون بخبر
- صبح بخبر بدر

00:17:41.066 --> 00:17:44.969
خیلی زود برگشتید. درسته؟
باغچه های آقای وبلت مرتب شد؟

00:17:45.204 --> 00:17:47.104
آقای وبلت مرده. پدر

00:17:47.172 --> 00:17:50.164
مرده؟
- ایشون به قتل رسیدند

00:17:50.943 --> 00:17:54.971
چی؟ شما هم شنیدید پدر لوگان ؟
خبلی وحشتناکه

00:17:55.047 --> 00:17:59.951
من جنازه رو پیدا کردم
من به پلیس ها خبر دادم

00:18:00.185 --> 00:18:03.951
بعد اونها اومدند و سئوالات زیادی از من پرسیبدند

00:18:04.022 --> 00:18:06.957
آدمهای زیادی هم دور خونه جمع شده بودند

00:18:07.025 --> 00:18:10.188
<i>5 گفت که میتونم بر
بعدش بازپرس به من گفت که مبتونم برم</i>

00:18:12.231 --> 00:18:14.996
عجب چیز وحشتناکی

00:18:15.033 --> 00:18:17.195
خبلی وحشتناکه

00:18:20.973 --> 00:18:25.069
پدر. برای چی امروز صبح اومده بودید
خونه ی وبلت؟

00:18:25.978 --> 00:18:29.073
<i>5 ف بزفم باید
باهاتون حرا پدر. باد</i>

00:18:30.215 --> 00:18:33.185
میدونم درباره ی من چی فکر مبکنید...

00:18:33.952 --> 00:18:36.922
ولی من نمیتونم خودم رو تسلیم کنم. نمیتونم

00:18:36.989 --> 00:18:39.185
اونها اعدامم میکنند

00:18:39.958 --> 00:18:44.191
ممکن هست خداوند بواسطه ی شما این گناه
من رو ببخشه! ولی پلیس هرگز

00:18:44.963 --> 00:18:47.125
نمیدونم درباره ی چی داری حرف میزنی

00:18:47.199 --> 00:18:50.169
ولی من که پیش شما اعتراف کردم
اون اعتراف من بود

00:18:51.069 --> 00:18:55.939
<i>میخواهم درباره اش باهام حرف بزنید.
شما باید میم بکید که چکار کنم</i>

00:18:56.008 --> 00:18:58.102
نمیتونم خودم رو تسلیم کنم

00:18:58.177 --> 00:19:01.147
شما بابد. به راه دبکه نشونم دید

00:19:01.213 --> 00:19:05.150
من چیزی ندارم که به حرفهای قبلیم اضافه کنم

00:19:05.217 --> 00:19:07.117
مکه شما انسان نیستید؟

00:19:07.219 --> 00:19:10.189
تا حالا شده ترسیده باشید؟

00:19:10.956 --> 00:19:12.082
شما خیلی خوب هستید

00:19:12.191 --> 00:19:15.183
خوب بودن برای شما خیلی راحته

00:19:15.961 --> 00:19:17.952
دلتون به حال من نمیسوزه؟

00:19:18.030 --> 00:19:21.000
اوتو
- اوه آلما

00:19:21.099 --> 00:19:25.093
آتوو. پدر بنویت از من خواسته بودند که...

00:19:25.170 --> 00:19:29.073
بست بگم میتونی پنچری لاستیک دوچرخه اشون
رو بگیری؟

00:19:30.042 --> 00:19:33.012
ولی لاستیک اصلا پنچر نبود. آلما

00:19:35.147 --> 00:19:39.914
من نمیغفیمم تو چرا اینقدر درباره اين
پرونده رسمی برخورد میکنی, لاروو.

00:19:39.985 --> 00:19:43.182
راستی, برای چی تو بعد از
نهار اومدی و منو پریشون کردی؟

00:19:43.956 --> 00:19:46.015
من هميشه خیلی از تو تعریف میکردم.

00:19:46.124 --> 00:19:50.061
تو در گذشته. با پرونده‌های واقعا سختی مواجه شده بودی...

00:19:50.128 --> 00:19:53.962
که همشون رو هم با مهارت قابل توجهی حل کردی.

00:19:54.032 --> 00:19:57.058
حالا هم. و حالا هم. با موردی
روبرو هستی که هیچ سرنخی نداره...

00:19:57.202 --> 00:20:01.105
نه اثر انگشتی. نه انگیزه ای و نه مظنونی

00:20:01.173 --> 00:20:04.040
باید حلش برا تو خیلی آسون باشه

00:20:04.109 --> 00:20:06.168
<i>دخترها رو ببارم تو. قربان؟</i>

00:20:06.945 --> 00:20:08.936
دختر ها؟
- درسته

00:20:09.014 --> 00:20:12.075
خوب شاید بتونند کمکی بکنند

00:20:15.020 --> 00:20:16.920
بشپنید

00:20:19.057 --> 00:20:21.025
از اینکه شما رو از مدرسه کشوندم بیرون
خیلی متاسفم

00:20:21.093 --> 00:20:24.028
ز مدرسه بیرون بریم ما خودمون
دوست داریم از مدرسه بی تشکریم

00:20:24.096 --> 00:20:26.963
شما به کار آگاه هستید. آقا؟

00:20:29.234 --> 00:20:32.966
بله. و اين آقایی هم که اینجاست دادستان کل
تند

00:20:33.105 --> 00:20:35.039
سلام

00:20:35.107 --> 00:20:38.077
<i>- مرسی</i>

00:20:40.012 --> 00:20:42.947
ممنوم
- خواهش میکنم

00:20:43.015 --> 00:20:45.143
خوب. کوچولوهای من. همه چیز رو
برای من تعریف کنید

00:20:46.118 --> 00:20:49.088
مادرتون گفت که شما دیشب از جلوی خونه ی
آقای وبلت رد شدید

00:20:49.154 --> 00:20:51.179
درسته
- ساعت چند بود؟

00:20:51.957 --> 00:20:54.927
۹
- نه. از ٩۱‏ گذشته بود

00:20:55.127 --> 00:20:58.153
خوب. حالا. کدوم یکی درسته؟
- خوب. ما یه جابی بودیم...

00:20:58.931 --> 00:21:00.990
...و مستقیم نیومدیم خونه.

00:21:01.066 --> 00:21:03.967
خوب. پس بهتر که بگیم بین ساعت ۱۱ و
۰ بوده؟

00:21:04.036 --> 00:21:06.027
بله
- و خوب شما ها چی دیدید؟

00:21:06.138 --> 00:21:09.005
ما دیدیم که یه نفر خونه ی ویلت رو ترک کرد

00:21:09.074 --> 00:21:11.168
مرد یا زن؟
- مرد

00:21:11.944 --> 00:21:13.969
خوب. چه شکلی بود؟
- یه کشیش بود

00:21:14.079 --> 00:21:16.013
- یه کشیش بود

00:21:17.015 --> 00:21:19.916
این خبلی مهمه. شما ها مطمئنید؟

00:21:19.985 --> 00:21:21.953
کاملا

00:21:28.961 --> 00:21:30.053
دقبقا تعربف کنید

00:21:30.128 --> 00:21:35.066
ما از کوچه ی والنتین داشتیم میرفتیم به سمت
خونمون, درست از جلوی خونه ی آقای ویلت

00:21:35.133 --> 00:21:40.094
خونه اش رو خوب بلدیم. خیلی تاریک بود.
و اين خیلی ترسیده بود

00:21:40.172 --> 00:21:44.109
نه, اینطور نبست
- چرا هست. تو ترسیده بودی, و میخواستی تندتر بریم

00:21:44.176 --> 00:21:47.146
و بعد یکدفعه. اون کشیش پیداش شد.

00:21:47.946 --> 00:21:52.008
اون از خونه اومد بیرون و از اونجا دور شد

00:21:52.084 --> 00:21:54.985
قیافه اش رو دیدید؟
-فه

00:21:55.053 --> 00:21:57.021
قدش چقدر بود؟

00:21:58.156 --> 00:22:00.147
مثل ایشون

00:22:01.960 --> 00:22:04.190
چاق بود با لاغر؟
- نه چاق, نه لاغر

00:22:04.930 --> 00:22:08.127
چیز بخصوصی از اون رو بیاد ندارید؟
-فه

00:22:08.233 --> 00:22:10.998
اون شما رو دید؟
- فکر نکنم

00:22:11.169 --> 00:22:13.934
پس شما کاملا مطمئن هستید که اون یه
کشیش بود؟

00:22:14.172 --> 00:22:16.163
بله

00:22:19.177 --> 00:22:22.078
متشکرم. می تونید برید

00:22:23.949 --> 00:22:28.978
اوه. کوچولوها. میخواهم که درباره ی ابن موضوع
با کسی حرف نزنید

00:22:29.087 --> 00:22:30.145
قول مبدید؟

00:22:30.188 --> 00:22:32.953
<i>تشکرم</i>

00:22:33.058 --> 00:22:36.187
مورفی. میخواهم که تمام کلیساهای شیر رو
سر بزنی...

00:22:36.928 --> 00:22:39.920
و بغهمی کدوم یک از کشیش ها دیشب بیرون
بوده

00:22:39.998 --> 00:22:41.193
چشم. قربان

00:22:45.103 --> 00:22:49.165
البته. خیلی بی معنی هست که یه کشیش
تو این کار دخالت داشته باشه

00:22:50.175 --> 00:22:54.112
تو واقعا فکر میکنی کار یه کشیش بوده؟
- آره. شاید

00:22:54.179 --> 00:22:56.113
کی؟
- باید مطمئن بشم

00:22:56.181 --> 00:23:01.142
نا تحقیقات بیشتری نکنم نمی تونم بگم
- اینقدر مرموز نباش

00:23:32.117 --> 00:23:34.950
<i>ببشتر وقت اون به کارهای مردم میگذره.</i>

00:23:35.020 --> 00:23:37.045
کسی سه‌شنبه شب همراه اون بوده؟

00:23:37.122 --> 00:23:40.114
من اصلا نمیدونم اون کجا بوده یا چکار میکرده...

00:23:40.192 --> 00:23:43.127
ولی کاملا مطمئُنم که مشکلی نیست.

00:23:43.228 --> 00:23:47.187
خودش به شما میگه. بیا تو

00:23:51.069 --> 00:23:53.037
عصر بخیر. پدر لوگان
- عصر بخیر

00:23:53.105 --> 00:23:56.939
<i>من فکر میکنم اين اتاق باعث شده
این آقای پلبس فکر کنن...</i>

00:23:57.008 --> 00:24:02.071
ما داریم دوده‌های روی دیوار رو با رنگ کردن مخفی میکنیم.
ولی اینطور نیست. آقای مورفی.

00:24:02.214 --> 00:24:06.173
مطمئن نا دیم که دیوارها
کاملا بدون ی 9 ما

00:24:06.985 --> 00:24:10.011
من به اون کاری ندارم, پدر.
ببخشید که مزاحمتون شدم. پدر.

00:24:10.088 --> 00:24:12.056
مزاحمتی نیست. چکار میتونم براتون بکنم؟

00:24:12.157 --> 00:24:15.127
مثل اینکه کار آگاه لاروو میخواهند که با شما
صحبتی داشته باشند

00:24:15.227 --> 00:24:18.925
هست که ازتون خواهش کنم با
ممکن با من بياید به دفتر کارم؟

00:24:18.997 --> 00:24:20.158
تما تما

00:24:20.198 --> 00:24:24.032
چبزی نبست.,. پدر
من به آقای لاروو گفتم که در اخبارشون هستم

00:24:24.102 --> 00:24:25.160


00:24:46.925 --> 00:24:49.189
<i>چه خبر شدم پدر؟
اون مرد کی بود؟</i>

00:24:49.995 --> 00:24:53.158
پلیس میخواهد از پدر لوگان چند تا سئوال بپرسه

00:24:53.198 --> 00:24:56.168
اوه. حالا دیگه شما دوچرخه تون رو مبارید
به سالن مطالعه

00:24:56.234 --> 00:25:00.171
بو ببینم تا کجاهای کلیسا میخواهی با دوچرخه ات
پیش بری؟

00:25:06.978 --> 00:25:12.007
آلما. لباس کشیشی رو شستی؟
- هنوز نه

00:25:12.083 --> 00:25:14.984
- تو اتاقمون

00:25:15.086 --> 00:25:18.056
نشورش. نمیخواهم شسته بشه

00:25:18.123 --> 00:25:20.956
ولی چرا؟
- به من گوش کن

00:25:23.128 --> 00:25:26.154
از ابن که منتظر نگه داشتم. معذرت مبخواهم
داشتم با تلفن حرف میزدم

00:25:26.231 --> 00:25:29.132
متشکرم مورفی. بعدا صدات میکنم

00:25:31.937 --> 00:25:34.133
واقعه ناگواربه. درسته پدر؟
- بله. همینطوره

00:25:34.206 --> 00:25:36.106
بفرمایید بشینید

00:25:38.043 --> 00:25:41.946
خوب. فقط چند تا سئوال,
رود تمومش میکنم

00:25:42.047 --> 00:25:46.177
چند وقت هست که تو کلیسای سن ماری هستید؟
- حدودا ۲ سال

00:25:46.952 --> 00:25:51.913
من پدر میلرز رو حدودا...
فیلی وقت هست که میشناسم

00:25:51.990 --> 00:25:54.925
راستش. من تو گروه کر کلیسا بودم وقتی که
ایشون دانشجو بود

00:25:54.993 --> 00:25:56.984
واقعا؟

00:25:57.062 --> 00:26:00.157
شنیدم که دوران جنگ شما تو ارتش بودید

00:26:00.932 --> 00:26:05.062
<i>فکر کنم نشان افتخار هم گرفتید
- درسته</i>

00:26:05.136 --> 00:26:07.969
پس کارهای شجاعانه ی زیادی باید انجام
داده باشید

00:26:08.039 --> 00:26:10.007
خوب. فقط زنده موندم

00:26:10.075 --> 00:26:13.045
شما هخمیشه حقیقت رو کنتمان مبکنید. بدر؟&gt;
- بستگی دارزه

00:26:14.980 --> 00:26:20.111
تو اين پرونده. ابن قتل آقای ویلت.
بسیاری از حقایق کتمان شده.

00:26:20.185 --> 00:26:23.018
+ 1 وبا - دو ۰ + یا عقیف. در ۰ چ‌
- کم و بیش. آره

00:26:23.088 --> 00:26:25.079
<i>اون چطوری بود؟</i>

00:26:25.190 --> 00:26:27.181
خوب. متاسفانه من زباد نمیشناختمش

00:26:27.959 --> 00:26:30.951
خوب. آیا شما ایشون رو از نظر اجتماعی و
با کاری میشناسید؟

00:26:31.029 --> 00:26:34.966
در واقع از هیچ نظر نمیشناختم.
من چند سال پیش باهاش آشنا شدم

00:26:35.000 --> 00:26:37.128
سیگار؟
- نه. ممنون

00:26:39.204 --> 00:26:42.139
مثل اینکه هیچکس این ویلت رو نمیشناسه...

00:26:42.207 --> 00:26:46.041
با اینکه یه وکیل بوده.
و مشتری داشته

00:26:46.144 --> 00:26:49.205
هیچ کدوم از موکلینش هم چیزی درباره ی این
مرد نمیدونند

00:26:49.981 --> 00:26:54.077
اوه, نه اینکه شما یکی از مشتری‌های اون باشید.
همونطور که گفتید. شما به سختی اونو میشناختید...

00:26:54.152 --> 00:26:58.111
<i>ولی ممکنه بپرسم شما دیرور
قرار بود برای چی ابشون رو بیبنید؟</i>

00:26:58.223 --> 00:27:01.056
خوب. برا به مسئله ی خصوصی بود

00:27:01.126 --> 00:27:04.118
برای یگ کس دیگه ای اومده
بودید؟ یکی از دوستانتون, شاید

00:27:04.195 --> 00:27:08.962
فقط میتونم بگم ملاقات من
هیچ ربطی به مرگ وبلت نداشت.

00:27:09.034 --> 00:27:11.025
خوب. البته که ربطی نداشته, پدر.

00:27:11.102 --> 00:27:15.096
ولی متوجه هستید که من باید هر
اطلاعات جزئی رو درنظر بگیرم.

00:27:15.173 --> 00:27:17.073
وقتی به قتل واقع ميشه...

00:27:17.142 --> 00:27:20.112
جزئیترین اطلاعات برای پلیس مهمه.

00:27:20.145 --> 00:27:24.912
البته
- میدونم بعضی چیزها شبیه دعا خوندن مبمونه

00:27:25.016 --> 00:27:27.178
- میتونه این خیلی باعث شرمندگی باشه.
- من شرمنده نیستم.

00:27:27.952 --> 00:27:30.114
خوبه. خ
خیلی خوبه

00:27:31.156 --> 00:27:36.094
من درباره اون خانمی که شما
بیرون خونه ملاقات کردید کنجکاو بودم.

00:27:36.127 --> 00:27:39.119
بطور اتفاقی شما رو از داخل خونه دیدم.

00:27:39.197 --> 00:27:43.065
<i>ق ن با وبلت داشتم...
کاراگاه. قراری که من با وبلت داشتم.</i>

00:27:43.168 --> 00:27:45.136
نمیتونه برای شما مهم باشه...

00:27:45.170 --> 00:27:47.138
<i>ولی ما الان سر اون صحبت کردیم. پدر</i>

00:27:48.006 --> 00:27:52.102
<i>مبدونبد. درباره به قتل. به پلبس
باید از یک مطلب به مطلب دیگه بپره.</i>

00:27:52.177 --> 00:27:54.111
شاید من برای شما زبادی سریع پربدم.

00:27:54.946 --> 00:27:57.142
<i>خوب. به نظر مباد من نتونستم
توی پرش شما رو همراهی کنم.</i>

00:27:57.215 --> 00:28:00.913
ذهن من نظم خاصی داره.
من باید مطالب رو یکی یکی درک کنم.

00:28:01.186 --> 00:28:03.177
من هم همینطور

00:28:03.955 --> 00:28:05.081
من هم همینطور

00:28:05.156 --> 00:28:08.888
مشکل از اینه. شاید. که ما از یک...

00:28:08.993 --> 00:28:12.122
زاوبه به مطلب نگاه نمیکنیم.
اینطوریه. پدر؟

00:28:12.197 --> 00:28:17.067
ممکنه ابنطور باشه. من راستش
نمیدونم زاوبه دید شما چیه.

00:28:17.969 --> 00:28:22.133
خوب. پس منظورم رو بد بیان کردم. خیلی بد

00:28:22.207 --> 00:28:27.111
بزار دوباره امتحان کنیم. این خانمی که شما
بیرون از خونه ی ویلت ملاقات کردید...

00:28:27.178 --> 00:28:30.045
دلم میخواست میتونستم بهتون بگم. ولی نمیتونم

00:28:30.115 --> 00:28:32.083
<i>اون کی بود؟
- در این کار دخالتی نداره</i>

00:28:32.183 --> 00:28:35.175
<i>این کار من که بقیدمم
- مبدونم. من مبدونم...</i>

00:28:35.954 --> 00:28:37.922
ولی شما باید حرف من رو باور کنید

00:28:38.022 --> 00:28:42.152
من به گفته ها تون احترام میزارم.
ولی باید کمکم کنید

00:28:42.227 --> 00:28:44.161
نمیتونم کمک کنم

00:28:45.964 --> 00:28:47.159
می فدمم

00:28:49.067 --> 00:28:51.126
می فهمم. البته

00:28:52.170 --> 00:28:58.132
من فقط نمیخوام که ابن پیچیدگی‌ها برای شما بد بشه.

00:28:58.943 --> 00:29:00.001
برای من بد بشه؟

00:29:00.078 --> 00:29:04.037
به کشیش در حال ترک خونه
وبلت در زمان قتل دیده شده.

00:29:04.115 --> 00:29:08.052
من صبح روز بعد یه کشیش رو
بیرون خونه وبلت دیدم.

00:29:08.119 --> 00:29:10.053
خوب. پدر؟

00:29:10.155 --> 00:29:12.123
<i>ِ خوب؟
اگی خبلی زباد..</i>

00:29:12.157 --> 00:29:17.027
ممکنه باعث بشه یکی باور کنه که
هردو کشیش یکنفر بودن. مگه نه؟

00:29:17.095 --> 00:29:19.928
شما چی داربد بگید؟

00:29:19.964 --> 00:29:23.992
- شما میخواید من چی بگم؟
- این به شما بستگی داره. پدر.

00:29:25.069 --> 00:29:28.164
خوب. پس من میگم که به آدم عاقل...

00:29:28.940 --> 00:29:31.966
با مدارکی به این کمی.
همچین چیزی رو باور نمیکنه.

00:29:32.210 --> 00:29:35.043
شما کاملا درست میگید.

00:29:35.113 --> 00:29:38.048
چک کردیم. کشیش‌های
توی کبک رو چ ما تمام کشب

00:29:38.116 --> 00:29:43.145
همه اونا برای خودشون در زمان
قتل دلیل محکم دارن. همه بجز یکی.

00:29:43.955 --> 00:29:46.947
شما ساعت ۱۱ کجا بودید. پدر؟

00:29:47.959 --> 00:29:49.222
قدم میزدم
- تنها؟

00:29:49.961 --> 00:29:52.123
نه
- خوبه

00:29:52.197 --> 00:29:56.964
خوب. اگه فقط شما اسم و آدرس اون فرد رو
به ما بگید

00:29:57.969 --> 00:29:59.164
من نمیتونم

00:30:05.143 --> 00:30:07.202
پدر...

00:30:07.979 --> 00:30:09.970
نمیخواهید که به من کمک کنید؟

00:30:10.048 --> 00:30:13.109
هر کاری میتونستم انجام دادم
- ولی شما از جواب دادن به سئوالپا طغره میرید

00:30:13.218 --> 00:30:17.985
متاسفم. من میدونم. من...
واقعا نمیتونم به اونها جواب بدم

00:30:18.056 --> 00:30:19.956
براتون متاسفم...

00:30:19.991 --> 00:30:22.085
واقعا متاسغم

00:30:25.196 --> 00:30:27.187
شب بخبر. پدر

00:30:31.169 --> 00:30:34.070
واقعا برافو سقم

00:30:34.138 --> 00:30:36.197
شب بخیر. کار آگاه

00:30:55.093 --> 00:30:57.027
آفای روبرتسون رو برام بگیر

00:30:57.095 --> 00:30:59.189
آره. دادستان کل

00:31:01.165 --> 00:31:02.997
چی؟

00:31:03.034 --> 00:31:07.164
اهمیت نداره برام که کجاست. پیداش کن
گفتم که هر جا هست پیداش کن

00:31:09.173 --> 00:31:11.198
آروم باش. بالا-.

00:31:11.976 --> 00:31:13.205
زود باش-.

00:31:15.980 --> 00:31:16.947


00:31:17.982 --> 00:31:19.143
اوه. تو باید خیلی پایبنتر بری.

00:31:25.089 --> 00:31:28.889
ویلی. تلفن با تو کار داره.

00:31:28.993 --> 00:31:32.156
- منصفانه نیست.ولم کنید.
- شوخی نمیکنم. جدا تلفن باهات کار داره.

00:31:32.196 --> 00:31:34.164
اوه, ببین چکار دارن. روث.

00:31:41.005 --> 00:31:44.066
خیلی خوب روث. کجابی؟ خودم جواب میدم.

00:31:44.142 --> 00:31:47.009
- دیوونه.
- ممنون.

00:31:47.078 --> 00:31:51.072
<i>سلام. بله رابرتسون هستم.
اوه توبی لاروو.</i>

00:31:51.149 --> 00:31:53.117
<i>- برام به نوشیدنی درست میکنی؟
- ویسکی و سودا؟</i>

00:31:53.217 --> 00:31:56.118
فقط وبسکی, بدون آب.
بله. سلام.

00:31:56.187 --> 00:32:00.055
تو بجای اینکه مردم رو نگران کنی
باید تو تختت بگیری بخوابی.

00:32:01.993 --> 00:32:04.052
بله. بله. گوش میدم.

00:32:07.231 --> 00:32:09.131
- نوشیدنی, عزیزم؟
- من درستش میکنم.

00:32:09.200 --> 00:32:13.034
چی؟ ولی فکر نمیکنی
داری زود نتیجه‌گیری میکنی؟

00:32:13.104 --> 00:32:15.038
مطمئنی؟

00:32:15.106 --> 00:32:17.074
بله, متوجه هستم.

00:32:17.141 --> 00:32:21.100
بله. بله کاراگاه. بله. من الان میام.

00:32:22.046 --> 00:32:24.174
وبلی. ابنقدر قیافه ناراحت به خودت نگیر.

00:32:24.949 --> 00:32:27.179
دست خودم نیست. قتل اصلا خوشایند نیست.

00:32:27.952 --> 00:32:31.946
- تو دیگه باید بتونی باهاش کنار بیای.
- با اين یکی نمیتونم.

00:32:32.023 --> 00:32:36.119
- راجع به قتل ویلت هستش:
- بله.

00:32:37.061 --> 00:32:40.087
<i>و قسمت ناخوشابندش ابنه که. مظنون به کشبش هستش.</i>

00:32:40.164 --> 00:32:42.963
یوم ی قم

00:32:43.067 --> 00:32:46.162
ولی یه کشیش در حال ترک خونه ویبلت دیده شده.

00:32:46.204 --> 00:32:48.070
کدوم کشیش؟

00:32:48.139 --> 00:32:52.098
خوب. لاروو فکر میکنه لوگان
از کلیسای سن ماری باشه.

00:32:52.176 --> 00:32:55.942
- شما اونو میشناسید؟
- دربارش شنیدم.

00:32:56.014 --> 00:33:00.042
خوب. من باید برم. البته دلم نمیخواد.
از ممهمونی خوبت ممنون.

00:33:00.151 --> 00:33:03.086
- شب خوش. وبلی.
- شب خوش, روث.

00:33:03.154 --> 00:33:05.919
- تو که راه خروج رو بلدی, مگه نه؟
- بله.

00:33:05.990 --> 00:33:09.051
همگی شب خوش.
- شب خوش.

00:33:10.194 --> 00:33:14.028
- روش...
- مامهمون داریم. پییر.

00:33:49.133 --> 00:33:50.999
مهمونی خوبی بود. مگه نه؟

00:33:55.973 --> 00:33:57.941
<i>- روش
- بله.</i>

00:33:58.009 --> 00:33:59.977
اینقدر نگران نباش-

00:34:00.044 --> 00:34:02.172
- درباره چی؟
- لوگان‌این حرفا مزخرفه.

00:34:02.947 --> 00:34:05.109
- اصلا چطور ميشه به...؟
- اوه, خفه شو لطفاء خفه شو.

00:34:05.983 --> 00:34:08.008
بیتخستتیبت. چییحج-

00:34:08.953 --> 00:34:10.921
تو هنوز عاشق اونی.

00:34:10.988 --> 00:34:12.046
ابن که خیلی معلومه.

00:34:13.925 --> 00:34:17.987
- تو هیچوقت درباره اون حرف نمیزنی-
- خوب. من الان دربارش حرفی نمیزنم.

00:34:18.062 --> 00:34:21.157
اوه. بله. اتفاقا تو همین الان دربارش حرف میزنی.

00:34:21.933 --> 00:34:23.025
من اینطور ادامه نمیدم.

00:34:25.136 --> 00:34:28.128
- نو مجبور نبستی.
- نو میخوای من چکار کنم؟

00:34:28.206 --> 00:34:30.174
هر کاری دوست داری.

00:34:30.942 --> 00:34:34.936
خیلی ساده‌ست. مگه نه؟ وقتی زن یکنفر

00:34:36.114 --> 00:34:39.914
- تو میتونی منو ول کنی.
- تو چقدر راحت اینو میگی.

00:34:40.017 --> 00:34:43.009
من عاشق تو نیستم.
من هیچوقت عاشق تو نبودم, خودتم میدونی.

00:34:46.057 --> 00:34:48.924
ولی من هبچوقت نخواستم ابنو باور کنم-

00:34:48.993 --> 00:34:52.019
این تقصیر من نیست.
من هیچوقت پیش تو چیزی رو وانمود نکردم.

00:34:53.131 --> 00:34:57.090
امیدوارم اون توی دردسر افتاده باشه.
یه دردسر اساسی.

00:35:03.975 --> 00:35:05.966
مابکل

00:35:06.144 --> 00:35:08.943
مایکل بیچاره من.

00:35:28.099 --> 00:35:30.966
<i>الوت مبخواستم که با پدر لوگان صحبت کنم</i>

00:35:31.035 --> 00:35:32.901
پدر لوگان؟

00:35:32.970 --> 00:35:35.132
<i>اوه ولی ابشون خواب هستند</i>

00:35:35.940 --> 00:35:37.999
من نخوابیدم
- دیر وقته

00:35:38.075 --> 00:35:40.009
من جواب میدم

00:35:42.213 --> 00:35:44.079
ممنون

00:35:45.116 --> 00:35:46.982
الو. پدر لوگان صحبت میکنه

00:35:47.084 --> 00:35:49.018
باید ببینمت

00:35:49.086 --> 00:35:51.180
نه. باید ببینمت

00:35:51.956 --> 00:35:54.186
الان نمیتونم بست بگم. فردا؟

00:35:54.959 --> 00:35:57.121
کلیسا نه. خواهش میکنم
نه. تو کل

00:35:57.995 --> 00:36:02.159
<i>مابکل. گوش کن. باید به جا تو رو بیینم.
به جای دبگه</i>

00:36:03.067 --> 00:36:04.967
گوش میکنی؟

00:36:05.036 --> 00:36:07.164
<i>به لویس...
فردا صبح دارم میرم +</i>

00:36:07.205 --> 00:36:09.071
ساعت ٩‏ با کشتو

00:36:09.140 --> 00:36:11.006
خیلی خوب

00:36:12.944 --> 00:36:14.173


00:37:19.043 --> 00:37:22.172
- صبح بخیر. پدر لوگان

00:37:25.016 --> 00:37:27.007
<i>ما رو نباید با</i>

00:37:27.118 --> 00:37:31.146
باید مبدیدمت
- پلیس از من بازجویی کرده

00:37:31.222 --> 00:37:35.022
من و تو رو دیروز سبح دیدند که با هم داشتیم
حرف میزدیم

00:37:35.092 --> 00:37:38.960
دارند سعی میکنند که بغهمند تو کی هستی
- برام میم نیست. باید بت میگفتم

00:37:38.996 --> 00:37:42.159
به تو مظنون شدند
- خودم میدونم

00:37:43.935 --> 00:37:47.997
تو نباید در حال حرف زدن با من دیده بشی.
احتمالا پلیس روی اين قابق هست

00:37:58.149 --> 00:38:01.119
- فعغط مبخواهم او
نخسب تقو با من بودی

00:38:01.919 --> 00:38:04.911
نمیتونی. اون ها میخواهند بدونند برای چی
- فکر میکنی برای من میمه؟

00:38:05.022 --> 00:38:07.150
اگه مجبور بشم بهشون همه چیز رو میم

00:38:07.224 --> 00:38:10.922
<i>روت. باید به خودت فکر کنی.
و شوهرت</i>

00:38:11.929 --> 00:38:13.158
به فکر پییر؟

00:38:13.965 --> 00:38:16.195
به فکر اون باشم قبل از اینکه به فکر تو باشم؟

00:38:17.001 --> 00:38:20.027
هبچوقت نتونستم این کار رو بکنم
- مجبوری

00:38:20.204 --> 00:38:22.969
دیگه خیلی دیر شده

00:38:23.040 --> 00:38:24.974
3 ن حرف زد
دیشب درباره ی تو با اون حرف زدم

00:38:26.077 --> 00:38:28.136
اون هنوز عاشق من

00:38:29.080 --> 00:38:31.139
من به اون خوبی نیستم.

00:38:32.984 --> 00:38:37.012
من تو رو دوست دارم, مایکل
من هميشه عاشق تو بودم

00:38:37.955 --> 00:38:39.081
مبدونم

00:38:39.190 --> 00:38:41.989
میدونم که این درست نیست. دست خودم نیست.

00:38:43.027 --> 00:38:45.052
دوست داری که یت دروغ بگم؟

00:38:45.129 --> 00:38:47.188
نه. نمیخواهم که به من دروغ بگی

00:38:47.965 --> 00:38:51.094
- ولی من نمیخوام تو به خودت دروغ بگی.
- ولی من تغییری نکردم. مایکل.

00:38:51.168 --> 00:38:55.002
من هفت ساله که ازدواج کردم.
و من تغیبری نکردم.

00:38:56.140 --> 00:38:58.165
تو از من میترسی؟

00:38:59.010 --> 00:39:00.171
برای چی؟

00:39:01.045 --> 00:39:02.206
برای چی؟

00:39:04.048 --> 00:39:06.949
تو عاشق من هستی,
همیشه بودی

00:39:07.018 --> 00:39:10.113
- تو تغیبری نکردی.
- روث. من تغییر کردم تو هم تغییر کردی.

00:39:11.222 --> 00:39:13.088
وانمود کنم. ای من ابنطور دو میحو

00:39:13.157 --> 00:39:16.058
نه. من نمیخوام تو اینو وانمود کنی.

00:39:17.094 --> 00:39:20.029
. مبقیمی؟

00:39:20.097 --> 00:39:24.000
من ابن چیزی که هستم رو انتخاب کردم.
من به چیزی که هستم اعتقاد دارم.

00:39:24.068 --> 00:39:25.126
مابکل

00:39:25.202 --> 00:39:28.968
من میخوام تو همه چی رو
همونطور که هست ببینی و..-

00:39:29.940 --> 00:39:32.910
و دیگه خودت رو آزار ندی.

00:39:37.982 --> 00:39:39.973
برای من غصه نخور.

00:39:42.920 --> 00:39:46.015
من..من دیگه مزاحمتون نمیشم.

00:40:01.105 --> 00:40:04.097
و شما خانم رو از آبراه تا
خبابان ۲۲ گراند تعقیب کردید؟

00:40:04.175 --> 00:40:08.112
<i>- بده, قربان.
- این. مزخرفه. لاروو.</i>

00:40:08.179 --> 00:40:11.911
دیگه کاری ندارم, گروهبان فاروش.
مورفی, ممنون.

00:40:14.051 --> 00:40:16.952
اين برای من باعث شرمندگیه.

00:40:17.054 --> 00:40:19.079
برای چی باید باشه. قربان؟

00:40:22.026 --> 00:40:26.122
من باید از خانم گراندفورت بخاطر این گزارش
مسخره‌ای که آدمای تو آوردن معذرت خواهی کنم.

00:40:26.197 --> 00:40:30.134
من خودم معذرت خواهی میکنم. قربان.
اه نیاز به معذرت خواهی بود.

00:40:32.203 --> 00:40:34.103
خیلی خوب.

00:40:34.171 --> 00:40:36.936
گراندفورت زنگ میزنم. فردا به
خانم گراندفورت زنگ میز من دب ار دم

00:40:37.007 --> 00:40:38.907
چرا الان تمومش نکنیم. قربان؟

00:40:38.976 --> 00:40:42.105
و اونوقت ما میتونیم معذرت خواهیمون
رو هم بکنیم, اگه لازم بود.

00:40:52.957 --> 00:40:55.949
سلام پیبر. من ویلی هستم.

00:40:56.026 --> 00:40:58.051
او۵, نه. نه.

00:40:58.129 --> 00:41:01.155
روث اونجا هست؟ بله, لطفا.

00:41:03.067 --> 00:41:04.967
سلام. روث.

00:41:05.169 --> 00:41:07.103
متوجیم.

00:41:08.205 --> 00:41:11.971
[ نت مبشدمم. [ نت البته.

00:41:13.010 --> 00:41:15.980
خیلی لطف دارید. ممنون.

00:41:17.047 --> 00:41:19.015
ویلی چی مبخواست؟

00:41:19.984 --> 00:41:23.079
میخواست من الان برم به دفترش.

00:41:23.154 --> 00:41:25.145
میتونم بپرسم چرا؟

00:41:25.956 --> 00:41:28.186
من امروز صبح روی آبراه به همراه
مایکل لوگان دیده شدم.

00:41:28.959 --> 00:41:30.950
ظاهرا. کاراگاه‌های پلیس من رو تعقیب کردن.

00:41:31.028 --> 00:41:34.123
اکه مجبور بودی اوئنو بیینی.
فمیتونستی به جای خلوت‌تر رو انتخاب کنی؟

00:41:34.198 --> 00:41:36.132
متناسغص۳-

00:41:37.034 --> 00:41:39.128
میخوای به من بگی حالا چکار میخوای بکنی؟

00:41:39.170 --> 00:41:43.164
من میخوام هر سوالی کاراگاه پرسید حواب بدم.

00:41:43.974 --> 00:41:48.002
همینطور میخوام توضیح بدم که
مایکل نمیتونسته وبلت رو کشته باشه.

00:41:48.179 --> 00:41:51.979
آیا پدر لوگان برای رضایت شما خودش رو تبرئه کرده؟

00:41:52.049 --> 00:41:54.177
اون لازم نبود همچین کاری بکنه.

00:41:54.952 --> 00:41:56.943
من زمان قتل همراهش بودم.

00:42:01.192 --> 00:42:04.025
میخوای من همراهت بیام؟

00:42:04.161 --> 00:42:08.997
من تو موقعیتی نیستم که از تو

00:42:16.040 --> 00:42:19.101
- آقا و خانم گراندفورت.
- بفرمائید تو.

00:42:19.176 --> 00:42:21.975
من واقعا ممنونم که شما هردو همکاری کردید.

00:42:22.079 --> 00:42:25.947
- روث. پیبر. من واقعا متاسغم.
- اصلا اشکالی نداره.

00:42:26.016 --> 00:42:29.145
- لارو قول داده که روزنامه‌ها بوبی از این ماجرا نبرن.
- من نایبت تلاش خودم رو میکنم.

00:42:29.220 --> 00:42:31.188
لطفا. بفرمائید بنشینید.

00:42:34.992 --> 00:42:38.189
- پدر لوگان بیرون هستن.
- بیارش تو. بیا تو.

00:42:39.129 --> 00:42:41.154
من از پدر لوگان خواستم تا به ما ملحق بشن.

00:42:41.932 --> 00:42:43.093
پدر لوگان...

00:42:43.167 --> 00:42:45.966
خانم و آقای گراندفورت. آقای رابرتسون

00:42:46.036 --> 00:42:48.198
من هم که میشناسید
- عصر بخیر. پدر لوگان

00:42:48.939 --> 00:42:50.168
- بفرمایید بشینید

00:42:50.941 --> 00:42:52.102
<i>تشکرم</i>

00:42:59.984 --> 00:43:03.045
ممکن که شروع کنیم. خواهش میکنم؟
- بله. دوشیزه گراندفورت...

00:43:03.153 --> 00:43:05.053
شما چی رو مبخواستید بدونید؟

00:43:05.122 --> 00:43:08.183
شما با پدر لوگان قدم زدید و صحبت کردید
ساعت ٩‏ روی کشتی

00:43:08.959 --> 00:43:12.020
درسته
- میتونم دلیل اين ملاقات رو بدونم؟

00:43:12.096 --> 00:43:15.157
<i>فکر نمیکنم دلبلش بتونه به شما کمکی بکنه
آقای کار آگاه</i>

00:43:16.133 --> 00:43:19.000
شخصبه؟
- درسته

00:43:19.069 --> 00:43:20.127
خیلی خوب

00:43:21.005 --> 00:43:24.964
شما همچنین با پدر لوگان صبح روزی که ویلت
کشته شد. ملاقات و صحبت کردید

00:43:25.042 --> 00:43:28.012
ملاقات و صحبت شما دقیقا در جلوی منزل آقای
ویلت بود

00:43:28.078 --> 00:43:30.137
بله
- میتونم دلیل ایتکار رو بدونم؟

00:43:30.214 --> 00:43:32.911
من با آقای وبلت قرار ملاقات داشتم

00:43:33.017 --> 00:43:36.009
وکیلتون بود؟

00:43:37.021 --> 00:43:40.116
پدر لوگان. که جریان قتل رو میدونست نگذاشت
که شما وارد خونه بشید. درسته؟

00:43:40.190 --> 00:43:42.124
بله
- البته. ابشون نمیدونستت...

00:43:42.192 --> 00:43:44.923
که شما با آقای ویلت قرار ملاقات دارید

00:43:44.995 --> 00:43:49.125
<i>چرا مبدونستند. شب قبلش. من با بدر لوگان
ملاقاتی داشتم</i>

00:43:49.967 --> 00:43:53.164
<i>و مشون گفتم که میخواهم آقای وبلت رو فردا
صبح ساعت ۹:۳۰ ملاقات کنم</i>

00:43:54.204 --> 00:43:58.141
شما شبی که آقای ویلت به قتل رسیدند با
پدر لوگان قرار ملاقات داشتید؟

00:43:58.208 --> 00:44:00.176
- کجا؟

00:44:00.944 --> 00:44:03.174
با ماشین دور میزدیم
- چه ساعتی؟

00:44:03.914 --> 00:44:05.905
٩۱و‎ ٩ بین‎

00:44:08.986 --> 00:44:10.954
دوشیزه گراندفورت

00:44:11.121 --> 00:44:13.954
مطمئن هستید که همین ساعت بود؟
- اوه البته

00:44:13.991 --> 00:44:18.087
من بعد از ساعت ۱۱ رسیدم خونه. شوهرم هم
۵ دقیقه قبل از من رسیده بود

00:44:18.162 --> 00:44:20.153
درسته. کار آگاه

00:44:21.131 --> 00:44:26.069
حتما به شوهرتون گفته بودید که با پدر لوگان
ملاقات داشتید؟

00:44:28.072 --> 00:44:31.064
نگفته بودم ن به
شوهرم نگفته نه. من +

00:44:33.177 --> 00:44:36.203
دلیل بخصوصی داشته که شما بپشون نگفته یودید؟

00:44:38.048 --> 00:44:41.018
بله
- کار آگاه, تقاضا میکنم

00:44:41.085 --> 00:44:43.952
واقعا لازم هست که سئوالاتتون اینقدر خصوصی
باشه

00:44:44.054 --> 00:44:45.988
تصمیمش با من. بدر

00:44:48.125 --> 00:44:50.958
<i>خانم گراندفورت؟
- جلم»</i>

00:44:50.994 --> 00:44:53.929
شما میفیمید که من برا چی این سئوالات رو میپرسم
- بله

00:44:53.997 --> 00:44:58.127
من اومدم اینجا تا ثابت کنم که پدر لوگان در قتل
آقای وبلت دست نداشته

00:44:58.202 --> 00:45:00.068
من اونشب با ایشون بودم

00:45:00.104 --> 00:45:03.005
<i>شما زدبد قبول من تمام حرف
هابی رو که شما زد+ دارم. خانم</i>

00:45:03.107 --> 00:45:07.066
ولی باید بدونم. دلیل ملاقاتتون با آقای ویلت
چه چیزی بوده

00:45:10.013 --> 00:45:12.004
آقای وبلت میخواستند از من اخاذی بکنه

00:45:13.016 --> 00:45:15.110
من هم پدر لوگان رو دیدم تا راهنماییم بکنه

00:45:20.190 --> 00:45:22.181
شما درباره ی این موضوع به شوهرتون چیزی
نگفته بودید؟

00:45:24.995 --> 00:45:27.987
- این چی. خانم؟

00:45:28.031 --> 00:45:29.965
<i>این موضوع ارتباطی به شوهر من نداره</i>

00:45:30.033 --> 00:45:33.970
ولی اگه مبدونست نگران مبشد
- بله. همینطوره

00:45:34.037 --> 00:45:36.938
من نمیخواستم که نگرانش بکنم
- به همین خاطر رفتید پیش پدر لوگان

00:45:37.007 --> 00:45:40.136
<i>درسته
- بدر لوگان کشبش محله ی شماست؟.</i>

00:45:40.944 --> 00:45:43.003
- نه؟

00:45:43.080 --> 00:45:46.983
با این حال موضوعی رو که نمی خواستد شوهرتون
بدونه رو با ایشون در میون گذاشتید

00:45:47.184 --> 00:45:50.984
پدر لوگان یه دوست قدیمیه
- و ابشون پیشنهاد داد که به شوهرتون بگید

00:45:51.021 --> 00:45:53.115
فک جچجطوری مینونست l
&gt; اوت : 2 ثغمی ئوئقخست

00:45:56.160 --> 00:45:58.925
قبل از اولین ملاقاتتون با پدر لوگان...

00:45:58.996 --> 00:46:00.930
ایشون مبدونستند که از شما اخاذی میشه؟

00:46:00.998 --> 00:46:03.194
اوه. از کجا باید میدونست؟
من سالپا بود که ایشون رو ندیده بودم

00:46:03.967 --> 00:46:07.130
سالها بود که ندیده بودیشون. ولی میگی
که دوست صمیمیتون بوده؟

00:46:09.940 --> 00:46:10.964
آقای لارو

00:46:11.041 --> 00:46:13.009
کار آگاه؟
- بله, قربان؟

00:46:13.043 --> 00:46:15.102
همسر من مجبور نیست به این سئوالات جواب بده

00:46:15.212 --> 00:46:17.203
قسم که نخورده

00:46:17.981 --> 00:46:20.951
همسر شما با پدر لوگان جلوی خونه ی آقای
ویلت دیده شده

00:46:22.019 --> 00:46:24.010
امروز صبح هم با ایشون دیده شده

00:46:24.121 --> 00:46:27.022
<i>خودشون هم گفتند که به قرار ملاقات</i>

00:46:27.090 --> 00:46:29.058
با پدر لوگان در شب قتل داشتند

00:46:31.028 --> 00:46:35.966
مطمئناء آقای گراندفورت. شما نمیخواهید که
همسرتون بیش از اين خودشون رو گرفتار کنند

00:46:36.033 --> 00:46:38.001
شما هستید که دارید براش گرفتاری درست مبکنید

00:46:38.068 --> 00:46:42.005
همسرم اومد اینجا تا به سئوالات شما با صداقت
جواب بده...

00:46:42.105 --> 00:46:46.099
تا از پدر لوگان رفع سوءظن بکنه.
تا اینجا هم هر دو کار رو انجام داده

00:46:46.176 --> 00:46:49.942
خانم گراندفورت. برای چی از شما اخاذی میشده؟

00:46:50.113 --> 00:46:52.104
لازم نیست که به این سئوال جواب بدی

00:46:53.050 --> 00:46:54.916
پرا چی. بدر؟

00:46:55.085 --> 00:46:58.919
از چی میترسید؟
- لزومی نداره. جواب نده

00:46:59.022 --> 00:47:02.151
خانم گراندفورت. شما مبخواهید که از پدر لوگان
حمایت کنید؟

00:47:02.926 --> 00:47:05.190
از چی؟ اون که کاری انجام نداده

00:47:06.163 --> 00:47:08.928
ظاهرا که ابنطور نیست

00:47:13.070 --> 00:47:16.040
آیا شما انسان هستید. کار آگاه؟

00:47:17.007 --> 00:47:20.944
فکر میکنید خیلی اهمیت داره که بدونید...

00:47:21.044 --> 00:47:23.172
برای چی از من اخاذی میشده؟

00:47:24.147 --> 00:47:28.084
تا وقتی که به سوّالهاتون جواب میدم براتون میم نیست
که با این جواب‌ها من چه کسی رو ناراحت میکنم

00:47:28.151 --> 00:47:32.019
من فقط میخواهم قضیه ی قتل رو حل کنم
- آره. میدونم

00:47:32.956 --> 00:47:34.924
شما میخواهید همه چیز روشن بشه

00:47:35.225 --> 00:47:37.990
و من هم میخواهم ثابت کنم پدر لوگان بی گناه

00:47:38.028 --> 00:47:40.087
روت

00:47:40.163 --> 00:47:42.029
میتونید یه لیوان آب به من بدید. لطفا؟

00:47:44.134 --> 00:47:46.000
روت

00:47:46.169 --> 00:47:49.161
پیبر. دلم نمیخواهد این حرف ها رو جلوی
تو بزنم

00:47:57.114 --> 00:48:00.084
ممنون. ویلی
کار آگاه...

00:48:01.952 --> 00:48:05.047
<i>اخاذی در رابطه ی من و پدر لوگان بوده</i>

00:48:06.189 --> 00:48:09.159
+
من و پدر لوگان با هم بزرگ شددیم

00:48:10.160 --> 00:48:13.061
شما تا حالا جوون نبودید.کار آگاه؟

00:48:13.964 --> 00:48:17.901
البته, باید بدونید که مهمترین انفاق در جوونی
عاشق شدن

00:48:46.196 --> 00:48:50.030
اگه ما نامزد کرده بودیم خیلی مشکلی نبود...

00:48:50.100 --> 00:48:54.037
چون بعد جنگ شروع شد.
اون یکی از اولین داوطلب‌ها بود.

00:48:54.104 --> 00:48:56.072
<i>من ازش بخاطر این کارش متنفر شده بودم.</i>

00:48:56.106 --> 00:48:58.905
من حتی اونموقع هم خودخواه بودم.

00:48:59.109 --> 00:49:01.077
اوت مسائل رو خیلی جدی مبگرقعت-.

00:49:02.012 --> 00:49:04.174
جنگ و عشق.

00:49:05.082 --> 00:49:07.050
<i>بله, حتی عشق.</i>

00:49:08.085 --> 00:49:11.055
چون وقتی من گفتم ما باید ازدواج کنیم...

00:49:11.121 --> 00:49:14.091
<i>اون گفت به اندازه کافی ببوه وجود داره.</i>

00:49:14.157 --> 00:49:18.025
به من کغت که خیلی من رو دوست دارزه

00:49:19.162 --> 00:49:22.928
اما نمیدونست که نمیتونه به اندازه ی کافی
من رو دوست داشته باشه

00:49:24.067 --> 00:49:26.195
اون شب. ما به رقص رفتیم

00:49:27.070 --> 00:49:28.936
اون آخرین شبی بود که با هم بودیم

00:49:53.130 --> 00:49:55.929
خیلی زمان زود گذشت

00:49:56.166 --> 00:49:59.136
همون شب مایکل رفت

00:50:00.137 --> 00:50:03.129
فکر کردم که دنیا به آخر رسیده

00:50:04.107 --> 00:50:09.011
فکر میکنم اون شب میلیون ها نفر همین احساس
رو داشتند

00:50:12.049 --> 00:50:15.019
ولی آدم به دیگران هیچوقت فکر نمیکنه

00:50:20.223 --> 00:50:22.954
تنها به خودش فکر میکنه...

00:50:23.160 --> 00:50:25.959
و کسی که عاشقش هست

00:50:41.044 --> 00:50:43.911
از من خواست که منتظرش نمونم

00:50:44.081 --> 00:50:47.107
حتما خیلی پسرهای دیگه هم همین چیزها
رو به دوست دخترهاشون گفتن.

00:50:47.184 --> 00:50:49.152
من باید منتظرش میموندم

00:50:49.920 --> 00:50:52.116
اوابل نامه هاش طولانی و جدی بودند

00:50:52.222 --> 00:50:54.190
من از نامه های جدی خوشم نمیومد...

00:50:54.958 --> 00:50:58.121
ولی بهتر از این بود که نامه ای نباشه

00:50:58.995 --> 00:51:00.963
<i>چون...</i>

00:51:00.997 --> 00:51:03.022
بعد از به مدت...

00:51:03.133 --> 00:51:05.124
دیگه نامه ننوشت

00:51:06.203 --> 00:51:08.103
بعد از اين ماجرا...

00:51:08.205 --> 00:51:11.106
شروع به کار کردم برای شوهر آینده ام

00:51:11.174 --> 00:51:13.165
-- - مییچ‎

00:51:14.144 --> 00:51:16.135
-- - مییچ‎

00:51:17.214 --> 00:51:20.946
خانم گراندفورت. اگه نمیتونید ادامه بدید...

00:51:21.017 --> 00:51:22.143
ایرادی و داره

00:51:22.919 --> 00:51:24.045
میا سغصحصم

00:51:25.055 --> 00:51:27.990
پییر خیلی فوق العاده بود

00:51:28.091 --> 00:51:29.991
مهربون بود

00:51:30.026 --> 00:51:31.994
فهمید که من ناراحت هستم

00:51:32.062 --> 00:51:34.963
و مثل همه ی آدمهای مهربون دیگه...

00:51:35.031 --> 00:51:38.934
نپرسید که چرا
فقط سعی میکرد که سرگرم ام بکنه

00:51:39.202 --> 00:51:41.170
ما با هم ازدواج کردیم

00:51:42.005 --> 00:51:43.097
من خوشحال بودم

00:51:43.173 --> 00:51:45.141
از مشکلات عبور کرده بودم...

00:51:45.208 --> 00:51:49.042
من فکر میکردم که از مشکلات عبور کردم...

00:51:49.146 --> 00:51:51.046
میدونید که...

00:51:51.181 --> 00:51:54.048
خوب. اوه. بله...

00:51:54.151 --> 00:51:58.145
در مراسم عروسیمون بود که من وبلت رو
برای اولین بار دیدم

00:52:08.999 --> 00:52:11.024
بعد جنگ تموم شد

00:52:11.101 --> 00:52:13.160
مردها به خونه برگشتند

00:52:14.204 --> 00:52:19.040
من مبدو: ِ- خستم که
ردورزی اوت بر میکرده 80

00:52:19.209 --> 00:52:22.201
اونروز, رفتم به سمت بندر

00:52:23.079 --> 00:52:25.138
یه کشتی تازه رسیده بود

00:52:28.051 --> 00:52:29.917
و ن دیدمش
یکدفعه. من

00:52:30.153 --> 00:52:32.986
فکر کنم. اون عوض شده بود...

00:52:33.056 --> 00:52:35.047
ولی من متوجه نشدم

00:52:39.996 --> 00:52:42.124
قرار گذاشتیم روز بعد همدیگر رو ببینیم

00:52:42.966 --> 00:52:44.195
روز دوست داشتنی بود

00:52:44.968 --> 00:52:46.993
7 ار
خرهای تابستون بود

00:52:47.137 --> 00:52:50.107
مابکل همش حرف میزد

00:52:51.041 --> 00:52:54.909
5 گفت 3 و که موقع جنگ کرده
می درباره‌ی تمام فکرهای که موقع

00:52:55.011 --> 00:52:58.072
نمیخواستم چیزی درباره ی جنگ بشنوم

00:52:59.115 --> 00:53:01.982
ولی جنگ اون رو عوض کرده بود

00:53:05.188 --> 00:53:09.125
یکدفعه هوا طوفانی شد.

00:53:11.962 --> 00:53:14.988
<i>به دنبال به جای امن چشممون به به خونه ی
کوچبک افتاد توی به مزرعه</i>

00:53:30.947 --> 00:53:33.006
در خونه قغل بود

00:54:04.948 --> 00:54:07.110
نمیدونستم که ساعت چند

00:54:15.926 --> 00:54:17.087
ولی میدونستم خیلی دیروقت بود

00:54:17.193 --> 00:54:20.925
از آخرین کشتی که جزیره رو ترک میکرد جا موندیم

00:54:24.100 --> 00:54:28.003
۳ تونم تماس بگیرم
راه نبود که با شوهرم بتونم تماس

00:54:31.107 --> 00:54:34.077
بارون صبح بند اومد

00:54:59.069 --> 00:55:02.095
دیدم به مرد به سمت ما داره میاد

00:55:02.172 --> 00:55:04.038
به جور مبدوبد انگار صاحب اونجاست

00:55:05.976 --> 00:55:08.138
در واقع هم. اون صاحب اونجا بود

00:55:08.211 --> 00:55:10.976
من هنوز تو آلاچیق بودم...

00:55:11.047 --> 00:55:13.209
ولی اون نفییمیده بود من کی هستم...

00:55:13.984 --> 00:55:16.976
<i>ولی ظاهرا. فیمبده بود که به زن هستش...</i>

00:55:17.153 --> 00:55:20.123
چون با مایکل بحثش شد

00:55:20.223 --> 00:55:22.157
مایکل هم اونو انداخت زمین

00:55:22.225 --> 00:55:26.025
من اومدم بیرون و کنار پله های آلاچیق وایسادم
و به اون نگاه میکردم

00:55:26.096 --> 00:55:28.064
اون هم به من نگاهی کرد و گفت :

00:55:28.131 --> 00:55:31.965
" صبح بخیر, خانم گراندفورت "

00:55:32.969 --> 00:55:34.994
اون مرد ویلت بود

00:55:35.171 --> 00:55:38.004
چی میتونستم به مایکل بگم؟

00:55:38.108 --> 00:55:39.974
بیش نگفته بودم که ازدواج کردم

00:55:43.179 --> 00:55:46.114
بعد به مدت ۵ سال ندیدمش

00:55:46.182 --> 00:55:51.086
ویلت رو هم همینطور.
تا روزی که مایکل کشیش شد

00:56:21.184 --> 00:56:23.152
بعد من شروع کردم به دیدن وبلت...

00:56:24.954 --> 00:56:26.922
هميشه و همه جا.

00:56:27.023 --> 00:56:28.991
هر جایی که میرفتم میدیدمش

00:56:36.933 --> 00:56:39.925
به روز توی پارلمان. داشتم به سخنرانی پیبر
گوش میدادم

00:56:40.003 --> 00:56:43.166
ویلت اومد کنارم و گفت توی دردسر افتاد

00:56:43.940 --> 00:56:45.999
به مشعل مالیاتی داره

00:56:46.076 --> 00:56:48.204
و فقط شوهرم میتونه کمکش کنه

00:56:49.012 --> 00:56:52.141
بیش گفتم که پیبر هیچوقت خودش رو درگیر
مسایل مشکوک نمیکنه

00:56:53.049 --> 00:56:55.916
اونقت تمهدیدم کرد که ماجرای من و مایکل
رو به همه میگه

00:56:55.985 --> 00:56:59.922
چی متونستم بهش بگم تا بفهمه که درباره ی
من و مایکل اشتباه فکر میکنه؟

00:56:59.989 --> 00:57:02.014
با ایتکارش ممکن بود پیبر موقعیتش رو از دست بده

00:57:02.125 --> 00:57:04.150
و مایکل هم خلع از کشیشی بشه

00:57:04.194 --> 00:57:08.893
سعی کردم که بیش توجه نکنم. ولی اون

00:57:08.965 --> 00:57:10.990
مدام تلفن میکرد

00:57:15.972 --> 00:57:18.134
<i>بعد به روز. دوباره پیش برخوردم</i>

00:57:20.110 --> 00:57:23.045
و به من ۲۶ ساعت وقت داد...

00:57:23.146 --> 00:57:25.012
...مگرنه

00:57:25.115 --> 00:57:28.050
اوه. اونموقع خیلی ناامید شده بودم

00:57:28.118 --> 00:57:32.077
بعد فکر کردم که شاید مایکل بتونه کمک کنه...

00:57:32.188 --> 00:57:36.147
و برای همین بیش تلفن کردم.
همون شب ما همدیگر رو ملاقات کردیم

00:57:37.060 --> 00:57:39.119
خبلی عصبانی بود

00:57:39.195 --> 00:57:42.062
گفت که نباید نگران ویلت باشم...

00:57:42.132 --> 00:57:44.100
خودش با اون صحبت میکنه

00:57:44.134 --> 00:57:48.002
و بعد قرار گذاشتیم که روز بعد همدیگر رو جلوی
خونه ی وبلت ملاقات کنیم

00:57:51.074 --> 00:57:53.168
من ساعت ۹:۳۰ رفتم اونجا

00:57:53.943 --> 00:57:55.001
<i>از اون شلوغی تعجب کردم</i>

00:58:14.931 --> 00:58:17.059
بعد مایکل بهم گفت که وبلت مرده

00:58:17.133 --> 00:58:19.192
نمیتونستم باور کنم

00:58:19.969 --> 00:58:22.028
راحت شده بودم

00:58:26.109 --> 00:58:28.009
خوب. کار آگاه؟

00:58:28.077 --> 00:58:30.136
همسرم میتونه اینجا رو حالا :
چا رو حالا ترک کنه؟

00:58:32.015 --> 00:58:33.949
حتما

00:58:41.024 --> 00:58:44.119
پدر لوگان الان تبرئه شدند. درسته ویلی؟

00:58:45.929 --> 00:58:47.090
البته

00:58:49.999 --> 00:58:51.057
<i>تشکرم</i>

00:58:57.941 --> 00:59:00.069
پدر میخواهید که الان برید؟

00:59:01.077 --> 00:59:03.978
- شب بخیر

00:59:04.047 --> 00:59:05.947
شب بخبر. پدر

00:59:09.118 --> 00:59:12.019
خوب, تموم شد

00:59:12.121 --> 00:59:14.055
<i>واقعا, قربان؟</i>

00:59:14.157 --> 00:59:16.990
بله. بستر دیگه بریم
- ابن رو ببینید. قربان

00:59:17.060 --> 00:59:19.961
چی هست؟
- گزارش کالبدشکافی

00:59:20.063 --> 00:59:22.964
وبلت ساعت ٩‏ تو رستوران شام خورده

00:59:23.032 --> 00:59:27.936
آزمایش محتویات معده نشون میده که ویلت
بعد از ساعت ۱۱:۳۰ مرده

00:59:28.004 --> 00:59:29.062
لاروو

00:59:29.105 --> 00:59:32.006
خانم گراندفورت گفت که پدر لوگان رو ساعت ۱۱
ترک کرده

00:59:32.075 --> 00:59:34.169
توی ۳۰ دقیقه میتونسته کارهای زیادی بکنه

00:59:41.050 --> 00:59:43.951
کیه؟

00:59:44.988 --> 00:59:46.956
بیا تو

00:59:49.058 --> 00:59:52.028
ذرت میخواهم که بیدارت
کردم معذدرت می - بیدار بودم

00:59:52.095 --> 00:59:55.087
<i>ولی رابرتسون الان زنگ زد
اون داره مباد.</i>

00:59:55.164 --> 00:59:59.101
چه وقت عجیبی رو برای ملاقات انتخاب کرده.
الان باید صبح خیلی زود باشه.

00:59:59.168 --> 01:00:01.967
<i>داره برای به ملاقات رسمی مباد</i>

01:00:02.205 --> 01:00:03.969
رسمی؟

01:00:04.040 --> 01:00:07.943
صحبتهای دیشب تو. کمکی نکرده...

01:00:08.044 --> 01:00:11.947
للاقل از اون جهتی که تو میخواستی کمک نکرده.

01:00:12.015 --> 01:00:13.107
ولی من حقیقت رو گفتم

01:00:14.017 --> 01:00:16.042
کسی به حرفهای تو شک نکرده

01:00:16.119 --> 01:00:19.987
من نمیفدمم
- تو گفتی که پدر لوگان رو ساعت ۱۱ ترک کردی

01:00:20.089 --> 01:00:24.117
الان اونها ثابت کردند که قتل ساعت ۹۱:۳۰
صورت گرفته

01:00:24.193 --> 01:00:26.093
<i>ابن وسط به نبم ساعتی باقی مبمونه</i>

01:00:35.071 --> 01:00:37.938
از اين نیم ساعت خبر داشتند؟

01:00:39.042 --> 01:00:41.101
قبل از اینکه حتی از من سئوال ها رو بپرسند؟

01:00:44.981 --> 01:00:48.178
پس برای چی کار آگاه گذاشت که من اون حرف ها
رو بزنم؟

01:00:50.153 --> 01:00:53.145
نیازی به اظهارات من نداشتند

01:00:55.958 --> 01:00:58.154
برا چی ویلی داره میاد اینجا؟
- من ازش خواستم

01:00:58.961 --> 01:01:02.056
<i>خواستم که با تو صحبت کنه
شابد به عنوان شاهد به دادگاه فرا خونده بشی</i>

01:01:02.198 --> 01:01:04.098
به شاهد &gt;

01:01:04.167 --> 01:01:07.899
مبخواهند مایکل رو بازداشت کنند؟

01:01:08.004 --> 01:01:10.996
ولی اون که کاری نکرده.
دلیلی نداشته

01:01:11.074 --> 01:01:14.135
برا چی فکر میکنند که اون ویلت رو کشته؟
- اظهارات تو به این سوال جواب داده

01:01:15.945 --> 01:01:17.003
اظهارات من؟

01:01:17.080 --> 01:01:19.981
ویلی میگه که تو با حرفهات دلیل و انگیزه‌ای رو
که اونها دنبالش بودن بهشون دادی

01:01:20.983 --> 01:01:22.109
من...

01:01:25.088 --> 01:01:27.216
من باید دروغ میگفتم, پیبر

01:01:27.990 --> 01:01:29.924
غ گفته بود
قبلا هم دروغ گفته بودم

01:01:29.992 --> 01:01:32.086
باید دیشب هم دروغ میگفتم

01:01:33.129 --> 01:01:35.996
اونا حرفهای منو میپیچونند.

01:01:36.065 --> 01:01:39.000
اونا تغییرش میدن و برای خودشون استفاده‌ش میکنن.

01:01:40.136 --> 01:01:43.037
من بهشون هر چی مبخواستند دادم

01:01:48.945 --> 01:01:51.073
<i>مبخواستم که به مابکل کنم.</i>

01:01:53.916 --> 01:01:56.044
ولی نابودش کردم

01:02:00.189 --> 01:02:02.021
و خو. جیییم---...

01:02:04.026 --> 01:02:06.085
چی بسر تو آوردم؟

01:02:06.129 --> 01:02:08.928
وبلی الان دیگه میرسه

01:02:09.031 --> 01:02:10.999
باید صبحونه ات رو بخوری

01:02:11.100 --> 01:02:13.933
<i>میخواهی ببارم ابنجا. تو اتاق؟</i>

01:02:14.003 --> 01:02:15.129
برات میفرستمش بالا

01:02:24.147 --> 01:02:27.981
باید یه کاری بکنی
میخواهند دستگیرت بکنند

01:02:28.050 --> 01:02:30.951
مایکل. باید چکار کنیم؟

01:02:31.053 --> 01:02:32.145
نمیدونم

01:02:32.221 --> 01:02:35.122
تو که نمیخوای بزاری اونا تو رو وارد محاکمه کنن.

01:02:35.191 --> 01:02:40.027
<i>تو که مبغدمی ابن چه معنابی داره.
نمیتونی بزاری اين اتفاق بیفته.</i>

01:02:50.072 --> 01:02:51.938
مابکل...

01:02:52.041 --> 01:02:56.103
<i>من اين بلا رو سر تو آوردم.
باید به کاری باشه که من بتونم بکنم.</i>

01:02:57.213 --> 01:03:00.012
هیچ کاری از دست ما برنمیاد

01:03:29.045 --> 01:03:33.141
معذرت میخواهم. متاسغفم
- تقصیر من بود. خانم

01:04:16.192 --> 01:04:20.959
پدر میخواستم که باهاتون حرف بزنم, پدر.
شما با پلبس ها حرف زدید. درسته؟

01:04:21.030 --> 01:04:23.055
اونها چی ازتون پرسیدند. پدر؟

01:04:23.165 --> 01:04:26.965
درباره ی من پرسیدند.
درباره ی من چیزی بهشون گفتی

01:04:27.103 --> 01:04:29.162
مبخواهد من رو بازداشت کنند. کلر

01:04:29.939 --> 01:04:31.930
شما رو؟

01:04:32.008 --> 01:04:35.000
برای چی شما رو مبخواهند بازداشت کنند. پدر؟

01:04:35.077 --> 01:04:39.071
شما میخواهید من رو بترسونید. فکر میکنید با
این حرف من خودم رو تسلیم میکنم

01:04:39.148 --> 01:04:41.947
فکر میکنید بعد از کاری که کردم
من به این راحتی می‌ترسم؟

01:04:42.018 --> 01:04:44.112
خوب. وقتی که توقیفتون کردند میخواهید
چکار کنید؟

01:04:44.153 --> 01:04:47.953
لابد با انگشتتون به من اشاره مبکنید.
لاید میگید "این کلر بود."

01:04:48.024 --> 01:04:52.052
شما این کارو میکنید. مگه نه؟
چون شما یه ترسوئید. شما ترسیدید.

01:04:52.128 --> 01:04:55.928
<i>شابد شما رو بجای من دار بزنند.
همین باعث ترس شما شده</i>

01:04:55.998 --> 01:04:59.161
شاید مبخواهید بهشون بگید. ولی تا وقتی کشیش
هستید نمیتونید اینکار رو بکنید

01:04:59.969 --> 01:05:01.198
میتونید؟

01:05:33.035 --> 01:05:36.130
کشیش ترسیده. آلما.
قیافه اش رو دیدی؟

01:05:36.205 --> 01:05:39.106
فکر میکنه که میتونه به پلیس ها بگه؟
من آماده‌ام

01:05:57.026 --> 01:05:59.893
مبخواستم با پدر لوگان صحبت کنم

01:06:00.930 --> 01:06:03.126
پدر لوگان اینجا نیستند
- صبح بخیر

01:06:03.232 --> 01:06:06.998
من اومدم تا پدر لوگان رو بیینم,
ولی کلر میگه که اینجا نیبست

01:06:07.069 --> 01:06:10.130
اینجا نبست؟
نگفت که مبخواهد جایی بره

01:06:11.007 --> 01:06:14.033
به من چیزی نگفت
- من دیدمشون

01:06:14.076 --> 01:06:17.910
سعی کردم باهاشون حرف بزنم.
اینگار ترسیده بودند

01:06:18.114 --> 01:06:23.052
ازشون پرسیدم میتونم کمکی بکنم.
ولی صدای من رو نشنیدند

01:06:23.152 --> 01:06:29.057
از همین در حدود ۲۰ دقیقه پیش رفتند.
شاید هم ۳۰ دقیقه

01:06:29.125 --> 01:06:31.150
متشکرم. بعدا دوباره برمیگردم. پدر

01:06:32.128 --> 01:06:34.893
خبلی خوب. مورفی. چی شده؟

01:06:37.066 --> 01:06:38.090
چی؟

01:06:40.202 --> 01:06:42.967
جلوی در کلیسا وایسا

01:06:44.940 --> 01:06:46.169
لوگان رفته

01:06:53.949 --> 01:06:55.007
بیسیم رو برام بگیر

01:09:10.219 --> 01:09:14.019
<i>پدر لوگان برای نار تشریف مبارند؟</i>

01:09:15.958 --> 01:09:17.926
نمیدونم

01:09:34.009 --> 01:09:35.909
هنوز خبری نشده؟

01:09:37.112 --> 01:09:38.944
خیلی خوب

01:09:45.988 --> 01:09:47.149
سلام. پدر

01:09:51.961 --> 01:09:54.987
نار خوردید؟

01:09:55.064 --> 01:09:57.123
بزارید براتون به چیزی سفغارش بدم

01:10:01.203 --> 01:10:04.036
آقای مورفی,
این ردای کشیشی رو از کجا پیدا کردید؟

01:10:04.106 --> 01:10:05.972
داخل یک چمدون چرمی

01:10:06.041 --> 01:10:09.011
میتونید به من بگید که آیا این جمدان متعلق به
مقیم بوده يا نه؟

01:10:09.078 --> 01:10:10.102
فکر میکنم که بوده

01:10:10.179 --> 01:10:14.082
حروف اول اسم اون "م.و.ل" روی چمدون نوشته شده بود.
چمدون تو اتاق اون بود.

01:10:14.149 --> 01:10:17.915
میتونید بگید آیا ردا در چمدون مخفی شده بود؟

01:10:17.987 --> 01:10:21.082
آیا به نظر میومد که اون برای دور موندن
از دست کاراگاهان جاسازی شده بود.

01:10:21.156 --> 01:10:24.057
خوب. خیلی چیزهای دیگه روش رو پوشونده بود

01:10:24.126 --> 01:10:27.096
<i>به بارونی, به جفت کفش و چند تا
جلد کتاب</i>

01:10:27.162 --> 01:10:30.154
متشکرم. شاهد در اختیار شماست
- سئوالی ندارم

01:10:30.933 --> 01:10:32.128
خیلی خوب. متشکرم

01:10:35.037 --> 01:10:37.005
دکتر بونارد رو صدا کنید

01:10:59.128 --> 01:11:02.063
شهادتی که شما خواهید داد
حقیقت خواهد بود. تمام حقایق...

01:11:02.131 --> 01:11:04.930
و چیزی جز حقایق نخواهد بود.
- سوگند میخورم.

01:11:05.034 --> 01:11:08.095
اسم شما؟
- جورج بونارد

01:11:08.170 --> 01:11:11.037
سن؟
2۲

01:11:11.106 --> 01:11:14.076
حرقه؟&gt;
- متخصص امراض داخلی

01:11:14.109 --> 01:11:18.012
شما استاد دانشگاه لاوال هستید؟
- درسته

01:11:18.113 --> 01:11:21.083
شما این لکه ها رو آزمایش کردید؟
- درسته, قربان

01:11:21.150 --> 01:11:24.176
میتونید به دادگاه بگید که چی هستند؟
- خون انسان

01:11:24.987 --> 01:11:28.082
میتونید نوع گروع خونی رو بگید؟
- گروه او. قربان

01:11:28.157 --> 01:11:31.923
این همون گروه خونی مقتول هم هست؟

01:11:31.994 --> 01:11:34.122
بله. آقا
- خیلی ممنون. دکتر

01:11:37.933 --> 01:11:41.028
<i>در شبی که قتل اتفاق افتاد.</i>

01:11:41.103 --> 01:11:44.164
میتونید بگید که اين گفنگو در چه ساعتی
صورت گرفت؟

01:11:44.940 --> 01:11:47.136
کمی بعد ار ره ده قربان

01:11:49.011 --> 01:11:52.174
ممکنه به دادگاه بگید چه اتفاقاتی
منجر به صحبت شما باهم شد؟

01:11:52.948 --> 01:11:54.040
بله, قربان

01:11:55.017 --> 01:11:59.921
همسر من خوابیده بود. قربان
و من هم داشتم میرفتم بخوابم

01:11:59.989 --> 01:12:04.950
اتفاقی از پنجره بیرون رو دیدم,
و دیدم یکنفر وارد کلیسا شد.

01:12:05.160 --> 01:12:08.994
از اون فاصله نمیتونستم بگم اون کیه...

01:12:09.098 --> 01:12:12.124
بعد رفتم طبقه پایین و از راهروبی...

01:12:12.201 --> 01:12:15.068
که محل اقامت کشیش‌ها رو
به کلیسا متصل مبکرد گذشتم.

01:12:15.170 --> 01:12:19.198
نور کم بود قربان, ولی من تونستم یکنفر رو ببینم...

01:12:19.942 --> 01:12:23.105
که جلوی محراب زانو زده.

01:12:23.979 --> 01:12:25.174
وقتی اون سرش رو بلند کرد...

01:12:25.914 --> 01:12:28.940
<i>من بدر لوگان رو شناختم قربان.</i>

01:12:31.020 --> 01:12:35.048
هیچ رفتار غیر طبیعی تو اون نبود؟

01:12:36.091 --> 01:12:37.923
اون به نظر...

01:12:38.193 --> 01:12:40.127
مضطرب میومد. قربان.

01:12:40.162 --> 01:12:45.123
- شما باهاش صحبت کردید؟
- بله قربان. من ازشون پرسیدم آیا مربض هستن؟

01:12:46.035 --> 01:12:50.131
اون گفت نه. اون گفت من
باید برم و ایشون رو تنیا بگذارم.

01:12:51.006 --> 01:12:54.169
- ولی شما فورا ایشون رو ترک نکردید؟
- نه, قربان.

01:12:54.943 --> 01:12:56.104
چرا؟

01:12:57.980 --> 01:13:02.144
پدر لوگان هميشه با من و
همسرم خیلی مهربان بودند...

01:13:02.918 --> 01:13:04.943
و من میخواستم اگه بتونم کمکشون کنم.

01:13:05.020 --> 01:13:06.988
آیا ایشون به نظر میومد نیاز به کمک داره؟

01:13:07.089 --> 01:13:11.151
ایشون به نظر خیلی, خیلی مضطرب بودن. قربان.

01:13:12.127 --> 01:13:14.061
و اون نگذاشت تو بسث
اشت تو پیش کمک کنی؟

01:13:14.229 --> 01:13:19.030
نه قربان, اون دوباره به من گفت.
"برو کلر. منو قنیا بذار.""

01:13:19.134 --> 01:13:21.967
<i>بعد من هم برگشتم به اتاقم.</i>

01:13:25.140 --> 01:13:28.940
شما راجع به این واقعه با همسرتون صحبت کردید؟

01:13:29.011 --> 01:13:30.137
نه, قربان

01:13:31.080 --> 01:13:34.106
چرا؟
- چون اون خوابیده بوده, قربان

01:13:34.183 --> 01:13:39.053
و من هم دوست نداشتم حرفی بیش بزنم

01:13:40.189 --> 01:13:42.157
به نظر درست نمیومد که من...

01:13:42.224 --> 01:13:47.162
درباره این ناراحتی شدید

01:13:47.930 --> 01:13:51.025
به نظر ناراحتیشون خیلی شخصی بود. قربان.

01:13:52.167 --> 01:13:55.137
من فقط میخوام شهادت شما رو واضح و روشن کنم.

01:13:55.204 --> 01:13:57.969
۹ با زوچو 5 وی من -

01:13:58.073 --> 01:13:59.973
تصمیم گیری دراین زاین ای نلّ
کگبری د مورد برای شما ممکن نبست.

01:14:00.042 --> 01:14:03.979
حالا خانم گراندفورت. ممکنه لطفا جواب
سوالات من رو با"بده" و "خی" بدید؟

01:14:04.079 --> 01:14:07.174
بعضی سوالات اونطور قابل جواب نیستند.

01:14:07.983 --> 01:14:11.977
خوب. من سعی میکنم جملتون رو اصلاح کنم.
سعی میکنم کمکتون کنم.

01:14:12.121 --> 01:14:15.147
ابن درسته که نش 5
این در شما با مهم سر و سری داشتید...

01:14:15.924 --> 01:14:18.018
<i>که مابل نبودید که مورد اطلاع عموم قرار بگیره؟</i>

01:14:18.093 --> 01:14:21.028
<i>اصلا به من گوش نمبدید.</i>

01:14:21.163 --> 01:14:24.997
شاهد فقط خودشون رو ملزم
به پاسخ حقیقی سوالات میدونند.

01:14:25.100 --> 01:14:29.059
خانم گراندفورت. بگذارید دوباره
جواب شما به سوال قبلیم رو تکرار کنم.

01:14:29.138 --> 01:14:34.167
<i>شما گفتبد که قبل از جنگ عاشق
مقم بودید. درست مبگم؟</i>

01:14:35.043 --> 01:14:36.169
بله.

01:14:36.912 --> 01:14:38.971
بنابراین آیا شما در هنگام ازدواجتون...

01:14:39.081 --> 01:14:41.948
با آقای گراندة ای گراندفورت نوز
شو ی هنوز عاشق ایشون بودید؟

01:14:42.017 --> 01:14:43.985
- اعتراض دارم, آقای قاضی.
- من به چنین سوالاتی جواب نمیدم.

01:14:44.052 --> 01:14:46.180
- شما حق ندارید چنین سوالانی بپرسید.
- اعتراض وارد نیست.

01:14:46.955 --> 01:14:49.185
ما اظهارات امضا شده شما رو
که دال بر روابطتون با متهم هست داریم.

01:14:49.958 --> 01:14:52.120
آیا میخواید اين اظهارات برای دادگاه قرائت بشه؟

01:14:58.934 --> 01:15:00.925
<i>پس شما در هنگام ازدواجتون با...</i>

01:15:01.003 --> 01:15:04.029
آقای گراندفورت هنوز عاشق متهم بودید؟

01:15:06.175 --> 01:15:07.142
بله.

01:15:07.209 --> 01:15:11.976
و هنوز در شب قت شب
قتل عاشق ابش ایشون بودید؟

01:15:19.188 --> 01:15:20.952
بله.

01:15:22.057 --> 01:15:25.994
بنابراین امکانش وجود نداره
که شما مابین زمانی که...

01:15:26.094 --> 01:15:29.962
در اون آلاچیق تابستونی بودید و
شب قتل با ایشون ملاقات کرده باشید؟

01:15:30.032 --> 01:15:31.022
من ملاقاتش نکردم.

01:15:31.133 --> 01:15:34.034
به سختی ميشه از هیئت منصفه
انتظار داشت که باور کنند...

01:15:34.102 --> 01:15:36.969
<i>یک زن عاشق تلاشی برای.</i>

01:15:37.072 --> 01:15:38.096
<i>اعتراض دارم جناب قاضی.</i>

01:15:38.173 --> 01:15:41.108
این سیر از سوالات به نظر مربوط به موضوع نمیاد.

01:15:41.143 --> 01:15:44.977
مربوطه جناب قاضی. من سعی میکنم
انگیزه قتل رو مشخص کنم.

01:15:45.080 --> 01:15:47.139
من سعی میکنم ثابت کنم که باجگیری آقای ویلت...

01:15:47.182 --> 01:15:50.948
بر اساس آگاهی ایشون بوده نه فقط
یک حادئه‌ی یک شبه در منزلشون...

01:15:51.053 --> 01:15:53.147
...بلکه بخاطر علمشون به روابط
ادامه‌دار. بی‌وقفه و غبرقانونیه...

01:15:53.222 --> 01:15:57.989
<i>- نه. حقبقت نداره! حقبقت نداره!
- سکوت؟! سکوت!؟!</i>

01:16:00.963 --> 01:16:04.957
پدر لوگان. ممکنه این لباس رو بررسی کنید؟

01:16:11.039 --> 01:16:12.939
این ردای کشیشی مال شماست؟

01:16:13.075 --> 01:16:14.133
نه. قربان.

01:16:14.209 --> 01:16:18.942
- پس شاید این ردا رو از کسی قرض گرفتید؟
- نه.

01:16:19.147 --> 01:16:22.117
این برای شما نیست و اون رو قرض هم نگرفتید.

01:16:22.184 --> 01:16:24.949
و بااين حال توی چمدون شما پیدا شده.

01:16:25.053 --> 01:16:28.023
- حتما کسی اون رو اونجا گذاشته.
- بله.

01:16:29.124 --> 01:16:33.083
شما میبدونید چه کسی ممکنه این ردا رو
توی چمدون شما گذاشته باشه؟

01:16:36.064 --> 01:16:38.032
نمیتونم بگم.

01:16:40.936 --> 01:16:43.997
یدرم لوگان. جه رزماة ۳ چ و 5
- نی شما تصمبم گرفتید کشبیرة

01:16:44.072 --> 01:16:45.096
بعد از جنگ.

01:16:45.173 --> 01:16:50.942
آیا شما با کشیش شدنتون. شاید.
سعی در فرار از چیزی داشتید؟

01:16:51.013 --> 01:16:54.039
<i>من تا حالا به کشیش شدن بعنوان
به محل اختفا فکر نکرده بودم.</i>

01:16:54.116 --> 01:16:58.952
من میغهمم که شما منظورتون ابنه که
کشیش بودن به معنای داشتن مسئولیت‌های زباد...

01:16:59.054 --> 01:17:00.988
و صداقت‌های زیادی هست.
- بله.

01:17:01.056 --> 01:17:04.924
شما از این مسئولیت‌ها و صداقت‌ها آگاه بودید؟

01:17:04.993 --> 01:17:06.017
بله.

01:17:06.094 --> 01:17:08.119
با این حال شما اشکالی در -...

01:17:08.196 --> 01:17:11.097
ملاقات‌های مخفی با یک زن نمی‌دیدید.

01:17:11.166 --> 01:17:14.898
<i>شما مبخوایبد بگید که من اونموقع به کشیش بودم؟
خوب من نبودم.</i>

01:17:14.970 --> 01:17:18.065
شما این رو توجه داشتید که این زن ازدواج کرده؟

01:17:18.140 --> 01:17:20.905
من از اين ماجرا بی‌اطلاع بودم.

01:17:21.009 --> 01:17:24.070
<i>و بااين حال تمام روز رو با اون گذروندید؟</i>

01:17:24.146 --> 01:17:28.982
بله. ما دوستهای صمیمی بودیم.
من حدود دوسال اون رو ندیده بودم.

01:17:29.051 --> 01:17:32.146
<i>باهم گذروندید؟ دید که شب
رو هم د آنقدر صمبمی بودد</i>

01:17:32.954 --> 01:17:37.152
- ما توی طوفان گیر افتاده بودیم.
- اوه پس آدم بده طوفان بوده.

01:17:37.926 --> 01:17:41.157
شما به خانم گراندفورت هشدار دادید که
ممکنه شوهرشون با این کار موافق نباشن؟

01:17:41.930 --> 01:17:44.160
همونطور که قبلا گفتم.
من نمیدونستم اون ازدواج کرده.

01:17:44.933 --> 01:17:46.128
بعد از آگاهی از متاهل بودن ایشون...

01:17:46.935 --> 01:17:50.132
شما تلاشی برای توضیح دادن
موقعیت به آقای گراندفورت کردید؟

01:17:50.205 --> 01:17:51.934
فه.

01:17:52.140 --> 01:17:54.905
ولی مطمئنا تناقض هست بین اين...

01:17:54.976 --> 01:17:59.038
مخفی کاری شما و بین مقام اجتماعیتون.

01:17:59.214 --> 01:18:02.946
من مشکلی توی گیرافتادن در طوفان نمیدیدم.

01:18:03.085 --> 01:18:04.177
اه مشعلی نبود---...

01:18:04.953 --> 01:18:08.116
چرا صبح روز بعد با اون خشونت
با آقای وبلت مشاجره کردید؟

01:18:08.190 --> 01:18:11.956
آیا مشتاق بودید از آبروی
خانم گراندفورت حمایت کنید؟

01:18:12.027 --> 01:18:13.085
بله.

01:18:13.195 --> 01:18:15.926
پس آبروی اب ابشون درخ خطر بوده؟

01:18:16.031 --> 01:18:20.935
شما فهمیدید که ماجرا چیزی بیش از
گر افتادن &lt; گیر افتادن زیر بارون هست؟

01:18:21.002 --> 01:18:23.061
وبلت دخالت بیجا کرده بود.

01:18:23.138 --> 01:18:27.041
مشاجره من با ویلت ربطی به
سرزده اومدن اون نداشته.

01:18:27.075 --> 01:18:29.043
- و شما اون رو زدید؟
- بله, اینکارو کردم

01:18:29.144 --> 01:18:31.943
- از روی خشم؟

01:18:32.013 --> 01:18:35.972
شما قادرید مردی رو که بی آزاره
و فقط سررده وارد شده بزنید.

01:18:36.151 --> 01:18:39.212
پس مطمئثنا شما قادرید
خشونت بسیار بیشتری رو وقتی که...

01:18:39.988 --> 01:18:43.947
همون مرد از دوست خوب شماء
خانم گراندفورت باج‌خواهی میکنه بکار ببرید.

01:18:44.025 --> 01:18:46.084
من قادر به انجام قتل نیستم.

01:18:46.161 --> 01:18:51.065
شما به همچین مردی اجازه مبدادید تا اعتبار
خانم گراندفورت و مقام شما رو خراب کنه؟

01:18:52.000 --> 01:18:52.967
فه.

01:18:53.068 --> 01:18:56.163
شما میرفتید پیش همچین مردی و بعد
نمیتونستید خشم خودنون رو کنترل کنید...

01:18:56.972 --> 01:18:59.998
چون قادر نبودید این رسوایی عمومی رو تحمل کنید.
بنابراین رو به زور بازو میاوردید.

01:19:00.108 --> 01:19:01.166
نه. من همچین کاری نمیکردم.

01:19:05.013 --> 01:19:06.174
سکوت! سکوت!

01:19:08.183 --> 01:19:12.142
شما و خانم گراندفورت ساعت ۱۱
شب قتل از هم جدا شدید.

01:19:12.220 --> 01:19:13.984
درسته. بله.

01:19:14.055 --> 01:19:17.081
پس برای شما ممکن بود تا به منزل وبلت برید-.

01:19:17.159 --> 01:19:21.027
براتون ممکن بود تا ساعت ۱۱و نیم به اونجا برسید.
زمانی که اون به قتل رسیده.

01:19:21.096 --> 01:19:24.930
بله. ممکن بود. ولی من اونجا نرفتم.

01:19:25.000 --> 01:19:27.059
من مستقیما به خانه کشیش‌ها رفتم.

01:19:28.069 --> 01:19:31.039
و جه ساعتی به خانه کشمرة
کشیشی‌ها رسیبد ید

01:19:31.072 --> 01:19:32.904
حدود ۹۱:۱۵

01:19:32.974 --> 01:19:36.103
شاهدی دارید که شما رو دیده باشه؟
- فکر نمیکنم

01:19:36.945 --> 01:19:39.915
شما گفتید که ساعت ۱۱:۶۵ دقیقه رسیدید

01:19:39.981 --> 01:19:43.042
بعد از اون چکار کردید؟
- به اتاقم رفتم

01:19:43.118 --> 01:19:45.177
فورا رفتید به رخت خواب؟
-فه

01:19:45.954 --> 01:19:49.982
پس چکار کردید؟
- رفتم به داخل کلیسا

01:19:50.158 --> 01:19:54.026
کسی رو هم اونجا دیدید؟
- اتوو کلر رو

01:19:55.163 --> 01:19:58.155
اوتو کلر در اين دادگاه شهادت داده
که شما دنبال شما به کلیسا اومده.

01:19:58.934 --> 01:20:02.131


01:20:02.204 --> 01:20:07.005
ایشون قبلا شهادت دادن که ساعت
اونموقع ۱۱:۶۵ دقیقه یا بعدش بوده.

01:20:07.075 --> 01:20:11.069
خوب. ممکنه اونموقع ۱۱:۶۵ دقیقه بوده باشه.
بقیه چیزها حقیقت نداره.

01:20:11.980 --> 01:20:15.143
شاید شما آماده باشید
للاقل به ما حقایق رو بگید.

01:20:16.051 --> 01:20:20.079
ممکنه ۱۱:۶۵ دقیقه بوده باشه.
بقیه چیزها حقیقت نداره.

01:20:20.155 --> 01:20:23.955
شاید شما آماده باشید به ما
نظر خودتون رو راجع به حقایق بگید.

01:20:25.060 --> 01:20:27.119
البته شما جواب نمیدید...

01:20:27.195 --> 01:20:30.995
چون من فکر میکنم که شما ساعت ۱۱:۶۵ دقبقه برنگشتید.

01:20:31.066 --> 01:20:33.194
شما تا قبل از ۱۱:۶۵ دقیقه یا دیرتر برنگشتید.

01:20:33.969 --> 01:20:36.995
پریشانی شما. که اوتو کلر دیده,
بخاطر ابن حقیقت بوده که...

01:20:37.072 --> 01:20:40.133
شما قبلش با آقای ویلت ملاقات کرده بودید
و اون شما رو هدید کرده بوده...

01:20:40.208 --> 01:20:43.041
که روابط پنهان شما با خانم گراندفورت رو لو میده.

01:20:43.111 --> 01:20:46.172


01:20:46.948 --> 01:20:49.940
و انقدر ادامه دادید تا کاملا
جمجمه اون رو درهم شکستید.

01:20:50.018 --> 01:20:51.076
نه!

01:20:53.154 --> 01:20:55.122
<i>تکرار میکنم. وظبغه شما این است...</i>

01:20:55.223 --> 01:20:58.989
که با دقت تمام مدارکی که
ارائه شده رو بررسی کرده...

01:20:59.060 --> 01:21:03.122
و تصمیم بگیرید که اتسام برعلیه متهم ثابت است یا خیر.

01:21:03.965 --> 01:21:07.060
<i>بادتون باشه که شما قرار نبست اتبامی...</i>

01:21:07.135 --> 01:21:09.900
ای لو ی ٍ
برعلیه اونچه درباره روابط ابشون با خانم گراندقورت..-

01:21:10.005 --> 01:21:12.975
گفته شد وارد کنید. مگر اینکه...

01:21:13.041 --> 01:21:16.102
آن مطلب در اتهام قتل نقشی داشته باشد.

01:21:16.945 --> 01:21:18.106
آخرین نکته

01:21:18.179 --> 01:21:22.116


01:21:22.183 --> 01:21:26.120
نباید به هیچ وجه در رای شما تاثیر بگذاره.

01:21:27.022 --> 01:21:30.959
شما حالا مرخص هستید تا درباره رأًبتون مشورت کنید.

01:21:58.186 --> 01:22:00.985
ولی من گفته های دادستان رو قبول دارم

01:22:01.056 --> 01:22:04.151
مشخصه که اونها فقط
اون یک شب رو باهم نبودن.

01:22:04.225 --> 01:22:07.126
باید دفعات زیادی اين ماجرا تکرار شده باشه.

01:22:51.940 --> 01:22:54.068
اعضای محترم بیشت منصفه.
آیا در مورد دای به توافق رسیدید؟

01:22:54.109 --> 01:22:57.135
- من

01:22:57.212 --> 01:23:01.149
رای چبه؟ مابکل لوگان بی گناهه با که گناهکار &gt;

01:23:01.216 --> 01:23:04.186
هنگامی که ما تمامی موارد سوءظن
بر علیه متهم رو بررسی کردیم...

01:23:05.086 --> 01:23:09.045
ما نتوانستیم مدرک کافی پیدا کنیم که متیم
توانسته از سلاحی استفاده کرده باشد...

01:23:09.124 --> 01:23:11.183
که آقای وبلت رو به قتل رسوند.

01:23:11.926 --> 01:23:15.021
دنا .
بنابراین. رای ما بر بی گناهی ایشون است

01:23:20.068 --> 01:23:22.162
اکنون برای ثبت رأّی شما در سوابق دادگاه.

01:23:22.971 --> 01:23:26.999
آیا شما همگی معتقدید که
مابکل وبلیام لوگان بیگناه است؟

01:23:27.075 --> 01:23:28.201
- بله
- بله

01:23:37.986 --> 01:23:39.954
- من گفتم که اون ردا...
- اونا حسابی خرابش کردن.

01:23:40.021 --> 01:23:42.991
چرا فقط نگفتن که " گناهکار نیست" و تموم نکردن؟

01:23:43.058 --> 01:23:46.028
عالیجناب. تقاضا میکنم که زندانی آزاد بشه

01:23:46.227 --> 01:23:49.162
مابکل لوگان. از آنجا که شک ندارم که هیئت منصفه...

01:23:49.931 --> 01:23:53.094
با فایت انصاف به رای نهایی خود دست یافته‌اند.

01:23:53.168 --> 01:23:55.136
و نسبت به احترام عدالت...

01:23:55.937 --> 01:24:00.067
شخصی خودم استفاده نمایم.

01:24:00.108 --> 01:24:03.169
مایکل ویلیام لوگان.
در اینجا از شما رفع آنهام میشود.

01:24:03.978 --> 01:24:05.139
همه قیام کنند

01:24:16.124 --> 01:24:17.922
مابکل

01:24:28.203 --> 01:24:30.137
اون لباس روحانیت رو در ببار

01:25:15.083 --> 01:25:17.177
برامون موعظه کن. لوگان!

01:25:39.941 --> 01:25:43.935
<i>حالا راضی شدی. وبلی؟
از همه ابنا راضی شدی؟</i>

01:25:44.012 --> 01:25:45.173
فکر میکنی من از این لذت میبرم؟

01:26:06.034 --> 01:26:07.195
آلما. آنما !

01:26:10.972 --> 01:26:13.066
گرد این ! نم !
آلماء. برگرد اینجا ! آلما !

01:26:17.011 --> 01:26:18.035
آلما...

01:26:18.112 --> 01:26:19.910
صبر کنید !

01:26:19.981 --> 01:26:21.176
اون بی گناه

01:26:25.086 --> 01:26:26.144
شوهر من...

01:26:37.131 --> 01:26:39.099
اوناهاش !
داره میره تو هتل.

01:26:46.140 --> 01:26:48.131
خیلی خوب. آروم. به دکتر خبر کنید

01:26:59.220 --> 01:27:01.052
د دارم
در

01:27:01.956 --> 01:27:04.926
<i>- اون رو نباید از جاش حرکت بدیم</i>

01:27:04.993 --> 01:27:08.088
اون داش" ۰ اشت به چیزی
میگفت. خا: میگفت. خانم کلر شما

01:27:08.129 --> 01:27:10.154
اون زن گفت که اون بیگناه

01:27:14.002 --> 01:27:14.992
وبلت..

01:27:15.103 --> 01:27:16.070
وبلت؟

01:27:16.971 --> 01:27:19.065
آقای ویلت چی. خانم کلر؟

01:27:27.148 --> 01:27:30.118
چی؟ چی؟

01:27:31.019 --> 01:27:32.180
چی داره میگه؟

01:27:33.154 --> 01:27:35.054
۷۸۷
اون میگّه که من رو ببخش

01:27:48.970 --> 01:27:50.938
آقای لاروو
- کلر رو گرفتید؟

01:27:51.005 --> 01:27:53.133
فرار کرد و رفت به هتل چانئو. قربان

01:27:53.174 --> 01:27:55.142
فاروچی و افرادش رو هم ببر اونجا

01:27:55.944 --> 01:27:58.970
مورفی, نمیخواهم که بش شلیک کنید
- ولی, قربان, اون مسلح

01:27:59.013 --> 01:28:02.074
میدونم. میدونم. مرده اش رو نمیخواهم
میخواهم که باهاش حرف بزنم

01:28:05.954 --> 01:28:07.979
مرد
- دنبالم بیاید پدر

01:28:08.056 --> 01:28:10.184
خوب. جریان این کلر چیه؟
- منظورتون چیه؟

01:28:10.959 --> 01:28:14.918
اون به زنش شلیک کرد. مگه زنش داشت
چکار میکرد؟ چی رو مبخواست به شما بگه؟

01:28:14.996 --> 01:28:18.057
کلر هم تو باغ ویلت کار میکرد و هم توی صومعه

01:28:18.132 --> 01:28:22.035
- تو چه چیزی بیشتر از این میتونی دربارش بهم بگی؟
- بذارید من باهاش صحبت کنم. کاراگاه.

01:28:22.103 --> 01:28:24.936
باشه برو باهاش حرف بزن.
ولی کجاست که بخوای حرف بزنی؟

01:28:39.187 --> 01:28:42.054
نمیتونیم یکی از ورودی‌ها رو باز بذاریم؟
فقط یکی؟

01:28:42.123 --> 01:28:47.152
نه. نه. این مردم رو همونجایی که هستن نگه دار,
برای سلامتی خودشون. لطفا.

01:28:48.129 --> 01:28:50.120
از طبقه همکف شروع کنید و همینطور برید بالا.

01:28:50.198 --> 01:28:53.930
بادتون باشه. گفتم شلیک نکنید.
حالا برید.

01:29:29.137 --> 01:29:31.162
سریع یه آمبولانس خبر کنید

01:29:31.939 --> 01:29:34.169
<i>خوب. اون همین الان به به نفر شلبک کرد.
به سر آشپز تو آشپزخونه.</i>

01:29:35.009 --> 01:29:37.910
حالا ممکنه به من درباره اون بگید. پدر؟

01:29:39.013 --> 01:29:41.948
پدر. شما مبخواید چکار کنید؟
از این کلر دفاع کنید؟

01:29:41.983 --> 01:29:43.917
اون توی ایون هستش و داره میره طبقه بالا.

01:29:44.952 --> 01:29:46.078
تو سالن رقص.

01:30:02.937 --> 01:30:04.063
به لاروو بگو.

01:30:22.023 --> 01:30:24.151
کلر ! خودت رو تسلیم کن

01:30:25.126 --> 01:30:26.890
تیر اندازی نکنید !

01:30:26.961 --> 01:30:28.952
<i>چند تا گاز اشک آور ببارید</i>

01:30:30.998 --> 01:30:31.965
کلر !

01:30:32.033 --> 01:30:35.970
<i>کار آگاه. بزاربد من برم
بزارید باهاش حرف بزنم</i>

01:30:36.170 --> 01:30:37.899
<i>نه</i>

01:30:38.072 --> 01:30:39.062
کلر !

01:30:39.140 --> 01:30:43.043
چی مبخواهی. کار آگاه؟
- میخواهم که خودت رو تسلیم کنی

01:30:43.945 --> 01:30:47.142
برا چی باید ایتکار رو بکنم؟
- به اندازه ی کافی آدم کشتی؟

01:30:47.181 --> 01:30:49.946
باز هم میتونم. کار آگاه

01:30:50.051 --> 01:30:53.021
<i>تا همین حالا به دو نفر اش یه
و نفر شلبک کردی کافی نبست؟</i>

01:30:56.023 --> 01:30:58.014
تازه.ویلت چی؟

01:30:59.193 --> 01:31:02.128
ویبلفت؟&gt;
- درسته. اون وبلت چی؟

01:31:04.132 --> 01:31:06.931
پس کشیش حرف زد

01:31:08.069 --> 01:31:13.030
هی. لوگان !
کجا هستی. پدر لوگان؟

01:31:13.107 --> 01:31:14.199
کلر

01:31:14.976 --> 01:31:16.137
تو هم اونجایی

01:31:17.011 --> 01:31:20.914
تنیا دوست من. پدر لوگان

01:31:21.182 --> 01:31:24.948
چقدر با مهربانی به اعتراف من گوش میده...

01:31:25.052 --> 01:31:28.989
و بعد یبکم بی آبروبی. و بکم زد و خورد..-...

01:31:29.023 --> 01:31:31.958
<i>قدر هزبنه میبره تا بالاخره حرف بزنی-</i>

01:31:32.059 --> 01:31:35.029
خیلی برات سخت بود:
بود. درسته؟

01:31:35.997 --> 01:31:40.093
تو هم مثل بقیه ی آدم های ترسو هخستی
در سته؟

01:31:40.168 --> 01:31:43.035
به آدم دورو مثل بقیه ی آدم ها

01:31:43.171 --> 01:31:45.105
پیبر. من رو ببر خونه

01:31:49.143 --> 01:31:52.204
فرانک. سعی کن برنی به شونه اش.
تا تفتگش رو بندازه

01:31:52.947 --> 01:31:56.076
<i>- فقط شونه اش. شونه ی سمت راستش</i>

01:31:56.150 --> 01:31:59.176
حالا دیگه تیراندازی میکنیم. کلر 2 :
۱ - مجبورشون نکن اين کار رو بکنند؛

01:32:04.959 --> 01:32:06.085
پدر. نرید جلو...

01:32:07.061 --> 01:32:09.189
اومدی که با من حرف بزنی؟

01:32:12.133 --> 01:32:15.967
اسلحه رو بزار کنار. به اندازه ی کافی
خونریزی شده

01:32:16.204 --> 01:32:19.174
شما نباید نزدیکتر بیایید. پدر

01:32:21.142 --> 01:32:23.907
شلیک میکنم. خودتون میبدونید

01:32:27.215 --> 01:32:29.149
۲ نمیکن . از
تو به من شلبک نمیکنی, اتوو

01:32:29.183 --> 01:32:33.950
برای چی نباید بیتون شلیک کنم؟
چون که من رو اتوو صدا میکنید...

01:32:35.156 --> 01:32:39.957
مثل به دوست.
مثل همونطوری که آلما صدام میزد؟

01:32:41.062 --> 01:32:43.030
است؟
آلمای من کجا

01:32:44.932 --> 01:32:47.026
اون مرده

01:32:47.101 --> 01:32:50.196
- تو اون رو کشتی
- تقصیر تو بود.

01:32:50.972 --> 01:32:52.940
اوه. من عاشقش بودم

01:32:54.041 --> 01:32:57.033
خیلی ناراحت میشدم وقتی میبدیدم که اون
چجوری سخت کار مبکرد

01:32:58.980 --> 01:33:02.974
با اون دستهای کوچولوش,
اون دستهای خوشگلش

01:33:04.986 --> 01:33:07.148
اون نمیتونه مرده باشه
- اون مرده

01:33:07.989 --> 01:33:11.926
پس من هم حالا دیگه مثل تو تنها شدم

01:33:12.126 --> 01:33:15.152
- اوه, چرا. هستی

01:33:16.197 --> 01:33:19.963
با کشتنت. من لطف بزرگی + ی

01:33:20.067 --> 01:33:22.058
تو هیچ دوستی نداری

01:33:23.037 --> 01:33:26.200
چه انغاقی برا دوستهات افتاده, پدر؟

01:33:27.008 --> 01:33:30.000
اونها تف بهت انداختند. فحشت دادند

01:33:31.045 --> 01:33:35.983
تو هم از نظر اونها به اندازه ی من
گناهکاری

01:33:36.117 --> 01:33:39.109
مطمئن باش همین روزها بت شلیک میکنند...

01:33:39.220 --> 01:33:42.087
و اونطوری بیشتر عذاب

01:33:42.189 --> 01:33:43.156
جیعیتن---

01:33:44.992 --> 01:33:46.016
اوه. در

01:33:47.061 --> 01:33:49.052
کمکم کن. سریع

01:33:49.130 --> 01:33:51.997
دکتر هتل رو خبر کنید
- آمبولانس رو چی؟

01:33:52.066 --> 01:33:54.034
<i>منو بیخش</i>

01:33:54.058 --> 01:34:14.058
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:34:14.082 --> 01:34:34.082
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.