﻿WEBVTT

00:00:00.999 --> 00:00:25.125
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:22.334 --> 00:01:24.375
‫انگلستان قرون وسطی..

00:01:24.417 --> 00:01:27.292
‫اولین سالهای سلطنت "ادوارد" یکم

00:01:27.292 --> 00:01:29.876
‫سرزمینی که امروزه دچار قحطی شده است

00:01:29.876 --> 00:01:34.250
‫دژهای دوران فئودالها که امروزه
‫به عنوان یادمانهای باشکوه تاریخی شناخته میشوند...

00:01:34.250 --> 00:01:36.292
‫در دوران شورش و ناآرامی ساخته شدند

00:01:36.292 --> 00:01:40.709
‫یادمانهایی که جلوه ایی از جنون و سرکشی
‫دشمن هستند

00:01:40.709 --> 00:01:43.125
‫بیش از دو قرن از اشغال انگلستان...

00:01:43.125 --> 00:01:45.709
‫توسط نورمنها و مکیدن

00:01:45.751 --> 00:01:49.125
‫آخرین قطره ی خون انگلیسیها می گذشت

00:01:49.125 --> 00:01:52.876
‫با این حال تلخی روابط بین نور منهای پیروز
‫و ساکسون های مغلوب شده

00:01:52.876 --> 00:01:55.250
‫همچنان به قوت خود باقیمانده بود

00:01:55.250 --> 00:01:59.000
‫این دژهای بزرگ همسایگی شهرهای بولری و گارنیه را که

00:01:59.000 --> 00:02:03.042
‫تنها فاصلهی بین آنها چندمایل بود را
‫برهم زده بود

00:02:03.042 --> 00:02:05.542
‫در روزهایی که تنها چند روز
‫از مرگ

00:02:05.542 --> 00:02:08.417
‫راف، ارل اهل السفورد و لرد بولری
‫گذشته بود

00:02:27.709 --> 00:02:29.792
‫هی تو چیکار داری؟

00:02:29.834 --> 00:02:33.999
‫- من از طرف قانون فرستاده شدم. از طرف ارل
‫- اسمت چیه؟

00:02:33.999 --> 00:02:36.626
‫والتر گارنیه

00:02:36.667 --> 00:02:39.125
‫باید از روی قیافت می شناختمت

00:02:39.125 --> 00:02:43.042
‫پدرت آدم خیلی خوبی بود. بهتره از اینطرف بیای

00:02:43.042 --> 00:02:46.834
‫ساکسونها هیچوقت چیز زیادی یاد نمیگیرند حالا که اون ،مرده همه میتونن بیان اینجا

00:03:13.626 --> 00:03:17.667
‫- چی میخوای؟
‫- میخواد سیمون بوتری رو ببینه

00:03:17.667 --> 00:03:20.209
‫اوه، تو همون پسره از آکسفوردی؟

00:03:20.250 --> 00:03:22.542
‫- من میبرمت پیش اون
‫- مرسی

00:03:34.459 --> 00:03:37.417
‫- والتر، پسرم سیمون از دیدنت خوشحالم

00:03:37.417 --> 00:03:40.500
‫بزرگ شدی
‫چهارشونه شدی

00:03:40.500 --> 00:03:42.999
‫به پدربزرگت سر زدی؟ خوب بود؟

00:03:42.999 --> 00:03:46.792
‫خب راستش به خونه نرفتم یکراست اومدم اینجا

00:03:46.792 --> 00:03:50.042
‫نگران این بودم که مبادا رفتنم به خونه رو
‫ممنوع کرده باشه

00:03:50.042 --> 00:03:52.667
‫پدربزرگم همیشه ازش متنفر بود

00:03:52.709 --> 00:03:54.999
‫چیزی میارم بخوری بشین پسرجان

00:03:56.125 --> 00:03:58.500
‫کمی نون و پنیر دست ساز دارم

00:04:04.167 --> 00:04:06.167
‫نوشجان کن، پسر

00:04:08.417 --> 00:04:10.626
‫بگو ببینم، دانشجوی جوان...

00:04:10.626 --> 00:04:13.459
‫توی آکسفورد چی بهت یاد دادن؟

00:04:13.459 --> 00:04:17.417
‫اعداد... خیلی چیزها

00:04:17.417 --> 00:04:20.459
‫- میتونم بخوبی تو بخونم، سیمون بوتری
‫- نوشتن هم بلدی؟

00:04:20.500 --> 00:04:23.834
‫آره کمی هم زبان لاتین و یونانی بلدم

00:04:23.834 --> 00:04:25.834
‫فرانسوی هم بلدی؟

00:04:26.918 --> 00:04:30.584
‫نه نمیخوام زبان اون نورمنها رو
‫یاد بگیرم

00:04:30.584 --> 00:04:33.626
‫اونا باید زبان ما رو یاد بگیرن
‫دویست سال پیش اینجا رو فتح کردن و....

00:04:33.626 --> 00:04:35.667
‫هنوز همه چیز به زبان اوناست
‫دادگاه و ...

00:04:35.709 --> 00:04:38.999
‫آروم باش. آروم
‫انگار یادت رفته اینجا خونه په نورماندیه

00:04:38.999 --> 00:04:41.000
‫میخوای ادعداممون کنن؟

00:04:44.542 --> 00:04:47.918
‫سیمون چرا خواستی بیام اینجا؟

00:04:48.876 --> 00:04:50.876
‫دلایل کافی دارم

00:04:50.876 --> 00:04:54.000
‫- تو وصیت نامه قید شده بود - اسمم رو آورده بود؟

00:04:54.000 --> 00:04:56.209
‫یعنی، از من به عنوان پسرش یاد کرد؟

00:04:56.250 --> 00:04:59.000
‫آره. گفت: تو پسرشی میدونستم که میگه

00:04:59.000 --> 00:05:02.626
‫ولی زیاد روی این حرف حساب باز نکن پسر

00:05:02.626 --> 00:05:04.876
‫تو پدرم رو خوب میشناختی

00:05:04.918 --> 00:05:08.375
‫اون عاشق مادرم بود. درسته؟

00:05:08.375 --> 00:05:10.999
‫بیشتر از اون زن نورماندی که
‫باهاش ازدواج کرد

00:05:10.999 --> 00:05:13.709
‫من رو خیلی دوست داشت

00:05:13.709 --> 00:05:15.709
‫مطمئنم که دوستم داشته

00:05:15.751 --> 00:05:18.250
‫یادمه یکبار وقتی بچه بودم

00:05:18.250 --> 00:05:20.999
‫از چکمه ایی که به پا داشت خیلی تعریف کردم

00:05:20.999 --> 00:05:24.292
‫مشکی بودن و حکاکی طلایی از تصویر یک پلنگ داشتن

00:05:24.292 --> 00:05:26.918
‫گفت برای من هم یه جفت مثل
‫همونها میخره

00:05:26.918 --> 00:05:31.709
‫البته که هیچوقت نخرید ولی میدونم که میخواست اینکار رو بکنه

00:05:31.709 --> 00:05:34.000
‫اگه همونجور که خودش میخواست کارها رو به سرانجام میرسوند

00:05:34.042 --> 00:05:36.334
‫مطمئنم که همه چیز متفاوت میشد. درسته؟

00:05:38.542 --> 00:05:42.167
‫پدرت در نبردهای سختی مبارزه میکرد، والتر

00:05:42.167 --> 00:05:45.167
‫ولی درون قلبش انسان آرام و عمیقی بود

00:05:45.167 --> 00:05:49.626
‫آره بنظرم عاشق مادرت بود

00:05:49.626 --> 00:05:51.959
‫و تو همون پسری هستی که اون همیشه میخواست

00:05:51.959 --> 00:05:56.375
‫ولی با ذکر اسم تو در اون وصیت نامه بیشتر بهت صدمه زده

00:05:56.375 --> 00:06:00.292
‫اینجا هیچ محبتی برای ساكسونها وجود نداره

00:06:00.292 --> 00:06:02.500
‫اونها با پدرت بیعت کردن

00:06:02.500 --> 00:06:05.000
‫چیزی که زن نورماندی پدرت ازش اطلاع داشت

00:06:05.000 --> 00:06:07.500
‫اون زن هم به نگهبانهای سیاه چالی که در اون زندانی بود

00:06:07.542 --> 00:06:10.083
‫همه چیز رو گفت

00:06:10.125 --> 00:06:13.209
‫بنابراین نمیخوام بیشتر از این احساساتت رو خدشه دار کنم

00:06:14.959 --> 00:06:17.876
‫میتونی وصیت نامه رو بخونی

00:06:17.876 --> 00:06:20.667
‫فقط در صورتیکه توی راهرو ایستاده باشی

00:06:20.667 --> 00:06:24.250
‫اگه بانوی من تو رو ببینه تاجاییکه میتونه
‫بهت آسیب میزنه

00:06:45.542 --> 00:06:46.626
‫اجازه هست

00:06:46.626 --> 00:06:47.667
‫بله

00:06:48.292 --> 00:06:50.334
‫شروع کن

00:06:53.167 --> 00:06:55.834
‫با نام خدا شروع میکنم. آمین

00:06:55.834 --> 00:06:58.876
‫این آخرین وصیت نامه و اظهارت

00:06:58.876 --> 00:07:01.876
‫راف، ارل اهل لسفورد و لرد بولری
‫است

00:07:01.876 --> 00:07:06.167
‫او روح خود را به خدای متعال و تمامی قدیسان...

00:07:06.167 --> 00:07:08.626
‫و جسمش را

00:07:08.626 --> 00:07:12.334
‫به خاک کلیسای کوچکی در قلعه اش در بولیری میبخشد

00:07:12.334 --> 00:07:17.250
‫او تمامی املاک و مستغلات خودش را

00:07:17.250 --> 00:07:21.375
‫تمام
‫و کمال به وارثان اصلی اش میبخشد

00:07:21.375 --> 00:07:26.000
‫النار همسرش و ادموند پسر شرعی و قانونیاش

00:07:26.000 --> 00:07:28.292
‫مورد اول

00:07:28.334 --> 00:07:30.751
‫او میخواهد که همگی این حقیقت را بدانند

00:07:30.792 --> 00:07:34.209
‫او پسر دیگری با نام دیگری دارد

00:07:34.209 --> 00:07:37.876
‫با نام والتر گارنیه

00:07:39.876 --> 00:07:42.792
‫او برای والتر گارنیه..

00:07:42.792 --> 00:07:46.083
‫چکمه هایی از چرم اسپانیایی با حکاکی طلایی از تصویر یک پلنگ باقی میگذارد

00:07:47.876 --> 00:07:50.209
‫در نهایت و از همه مهمتر اینکه

00:07:50.209 --> 00:07:53.959
‫خواسته ی اون این است که زندگی پسرش د
‫خدمت به شاهمان خلاصه شود

00:07:53.959 --> 00:07:59.459
‫و در مقابل این خدمت جایگاهی قابل احترام و زندگی شایسته نصیبش خواهد شد

00:08:01.667 --> 00:08:03.667
‫مورد بعدی...

00:08:03.667 --> 00:08:07.459
‫او میخواهد محراب رفیع كلیسای بولیری را ...

00:08:07.459 --> 00:08:11.209
‫- وقف کند...
‫- دیگه کافیه موارد بی اهمیت رو نخوون!

00:08:11.209 --> 00:08:14.083
‫- ارثیه اش رو بهش بدین تا بره - چرا باید برم؟

00:08:14.083 --> 00:08:18.292
‫چون نورمنها بهم گفتن باید مقابلتون زانو
‫بزنم و کرنش کنم؟

00:08:18.292 --> 00:08:22.500
‫- مراقب حرف زدنت باش، ساكسونی!
‫- و من به هیچ شاه نورمنی خدمت نمیکنم

00:08:22.500 --> 00:08:26.167
‫من یک ساکسونی .هستم اون حق نداشته زندگی من رو به دربار یک شاه نورمنی ببخشه

00:08:26.167 --> 00:08:30.042
‫این یک خیانته
‫- و شاید بخاطرش اعدام بشی، والتر گارنیه

00:08:30.042 --> 00:08:33.292
‫با اجازه ی شما بانو لسفورد

00:08:47.959 --> 00:08:50.334
‫موضوعی اینجا وجود داره که

00:08:50.334 --> 00:08:53.042
‫باعث نگرانی من شده

00:08:53.083 --> 00:08:55.250
‫باید از این مرد جوان چند سوال بپرسم

00:08:55.292 --> 00:08:58.209
‫نیازی به اینکار نیست اعلیحضرت

00:09:00.209 --> 00:09:03.000
‫بنظر میاد که پیشنهاد خدمتگزاری به دربار
‫شاهت ...

00:09:03.000 --> 00:09:05.042
‫زیاد به مذاقت خوش نیومده

00:09:07.626 --> 00:09:11.792
‫مایلم آزادانه بهم بگی چرا اینقدر احساس خشم و ناراحتی میکنی

00:09:14.250 --> 00:09:16.250
‫بلند حرف بزن پسر

00:09:16.250 --> 00:09:18.292
‫همون طور که میبینی از شکار میام

00:09:18.292 --> 00:09:22.417
‫پس بزار اینطور بگم که در این لحظه من شاه تو نیستم

00:09:22.417 --> 00:09:25.125
‫پس میتونیم مثل دو تا مرد با هم حرف بزنیم

00:09:25.125 --> 00:09:27.417
‫كسی برای گفتن حقیقت مجازاتت نمیکنه

00:09:27.417 --> 00:09:30.000
‫تو یه نورمنی هستی همین دلیل برام کافیه

00:09:31.250 --> 00:09:33.375
‫ولی اینطور نیست

00:09:33.417 --> 00:09:36.375
‫بیش از 200 سال از پیروز شدن ما میگذره

00:09:36.375 --> 00:09:38.584
‫قطعاً در این مدت نورمنها و ساکسونها
‫راهی برای...

00:09:38.584 --> 00:09:41.334
‫زندگی کردن و کنار اومدن با همدیگه پیدا کردن

00:09:41.334 --> 00:09:44.375
‫پدرت مثل تو فکر نمیکرد. با اینکه یه ساكسونی بود

00:09:44.375 --> 00:09:47.000
‫اون میدونست که اگه این کدروت و دشمنی
‫از بین نره

00:09:47.000 --> 00:09:50.751
‫اوضاع انگلستان وخیم تر از گذشته میشه

00:09:50.751 --> 00:09:54.626
‫این مشکلیه که باید به هر طریقی حل بشه

00:09:54.626 --> 00:10:00.292
‫بگو ببینم توئی که از وفاداری به من سربازمیزنی
‫بخاطر اینکه من یه نورمنی هستم

00:10:00.292 --> 00:10:03.959
‫تاحالا به این موضوع فکر کردی که من چاره دیگهایی ندارم جز اینکه

00:10:03.959 --> 00:10:06.876
‫باید در یکزمان پادشاه
‫نورمن ها و ساکسونها باشم

00:10:06.876 --> 00:10:09.876
‫چه خوشم بیاد یا نیاد؟

00:10:09.876 --> 00:10:13.667
‫آیا شما ساكسونیها بجز نفرت
‫دلیل دیگری هم برای مدیون بودن به ما دارید؟

00:10:13.667 --> 00:10:16.292
‫چه چیزی رو به نور منها مدیونم؟

00:10:16.334 --> 00:10:21.000
‫وقتیکه نور منها مثل گرگهای گرسنه
‫در راه دریا بودن ما در گرنی زندگی میکردیم

00:10:21.000 --> 00:10:24.292
‫و قبل از اینکه اونا گرنی رو از ما بدزدن
‫جای خیلی بهتری بود

00:10:24.292 --> 00:10:26.834
‫اون یک نورماندیه.

00:10:26.834 --> 00:10:29.167
‫اون اسم من رو دزدیده

00:10:29.167 --> 00:10:32.834
‫پدرم رو به امید به دنیا آوردن یک پسر ساكسونی دزدید

00:10:32.834 --> 00:10:35.292
‫تقصیر اون زن بود که من هیچوقت
‫نتونستم پدرم رو بشناسم

00:10:35.334 --> 00:10:41.751
‫اون بهم وصیت کرده که به نور منها خدمت کنم
‫ولی نمیتونه وادارم کنه

00:10:44.250 --> 00:10:48.459
‫من هیچ جوابی برای حل مشکلم نشنیدم

00:10:48.459 --> 00:10:53.042
‫بنظر من که این موضوع شخصی بین یک پدر و پسره

00:10:53.042 --> 00:10:57.792
‫نمیخوام این پسرک صرفاً به این خاطر که باعث ناراحتی ام شده اعدام بشه

00:10:57.792 --> 00:11:00.918
‫مایلم که رهاش کنید تا آزادانه از اینجا بره

00:11:48.626 --> 00:11:52.792
‫به نظرت این خونه جایی برای استراحت په مسافر داره؟ یا بهتر بگم کسی که اینجا دنیا اومدم

00:11:52.792 --> 00:11:56.250
‫- ارباب والتر!
‫- خیلی از دیدنت خوشحالم ویل پیر

00:11:56.250 --> 00:11:58.792
‫چقدر بزرگ و خوب شد!

00:11:58.834 --> 00:12:00.876
‫* *7

00:12:02.042 --> 00:12:04.000
‫دوباره به خونه برگشتی

00:12:07.417 --> 00:12:10.876
‫میدونستم که برای شام میایی محل استراحتت رو آماده کردم

00:12:10.876 --> 00:12:12.751
‫پس میدونستی که آکسفورد رو ترک کردم

00:12:12.751 --> 00:12:15.709
‫آره مهمانی داریم که از آکسفورد اومده فکر کنم دنبال تو میگرده

00:12:16.667 --> 00:12:19.542
‫- کی هست؟
‫- بیکن فرایر راجر بیکن

00:12:19.542 --> 00:12:22.417
‫فرایر بیکن معلمم بوده مایلم ببینمش

00:12:22.417 --> 00:12:24.250
‫بهش اطلاع میدم ارباب

00:12:24.292 --> 00:12:26.626
‫ویل...

00:12:28.209 --> 00:12:31.918
‫وقتی
‫فهمید مدرسه رو ترک کردم چی گفت؟

00:12:31.918 --> 00:12:35.500
‫- پدربزرگم رو میگم
‫- شما که اون رو میشناسید ارباب والتر

00:12:35.500 --> 00:12:38.083
‫هیچوقت حرفی نمیزنه فقط نگاه میکنه

00:12:38.083 --> 00:12:42.083
‫- حالش چطوره؟
‫- اون شمشیر بالای شومینه رو دیدی؟

00:12:42.083 --> 00:12:44.083
‫آره دیدم. سوالم رو جواب بده

00:12:44.083 --> 00:12:46.125
‫میخوایم داد
‫ستد کنیم

00:12:46.167 --> 00:12:48.792
‫یک نشان شوالیه از خاندان گرانیه

00:12:48.792 --> 00:12:51.167
‫در ازای شمشیر زرین و خوک

00:12:51.167 --> 00:12:55.584
‫و مثل هر کار دیگهایی به هیچکس هیچی نمیگیم

00:12:55.584 --> 00:13:00.417
‫یكرورز ،صبح اسبها ناپدید شدن و خوکها
‫جایگزین شدن

00:13:00.417 --> 00:13:02.417
‫و بعد شمشیر

00:13:02.417 --> 00:13:05.250
‫و وقتی که اونا پرسیدن کجا میخوای بزاریشون

00:13:05.250 --> 00:13:09.584
‫بهم گفت بزارمشون جلوی دروازه

00:13:09.584 --> 00:13:14.167
‫اونا متوجه منظورش نشدن ولی من شدم

00:13:14.167 --> 00:13:19.667
‫وقتی میخوای وارد تجارت بشی
‫باید کالا رو جایی رو بزاری که دیده بشه

00:13:19.667 --> 00:13:22.876
‫اگه بهایی که باید پرداخت کنی اینه پس پرداخت کن

00:13:23.834 --> 00:13:25.999
‫و وقتی که بیرون رفت.

00:13:25.999 --> 00:13:29.417
‫نه به سمت چپ و نه به سمت راست
‫نگاه نکرد

00:13:33.459 --> 00:13:35.500
‫فرایر بیکن رو صدا میکنم
‫ارباب والتر

00:14:20.292 --> 00:14:22.918
‫مطمئنم که این مهمان نوازی برای من در نظر گرفته نشده

00:14:22.918 --> 00:14:27.626
‫اوه، فرایر بیکن دست خودم نبود

00:14:27.626 --> 00:14:31.083
‫وقتیکه خیلی کوچیک بودم معیار بزرگ شدنم این بود که

00:14:31.083 --> 00:14:33.083
‫ببینم میتونم این شمشیر رو حمل کنم
‫یا نه

00:14:33.125 --> 00:14:36.125
‫امیدوارم همون حسی رو بهت بده که کتابهات بهت میدن

00:14:36.125 --> 00:14:38.876
‫یا شاید هم به این راحتی نتونستی
‫کنارشون بزاری

00:14:39.834 --> 00:14:41.834
‫اوه

00:14:47.751 --> 00:14:49.876
‫نگرانیهات درباره پدرت چی
‫شد؟

00:14:49.918 --> 00:14:51.918
‫به چیزی که امید داشتی رسیدی؟

00:14:54.334 --> 00:14:55.209
‫نه

00:14:58.125 --> 00:15:00.209
‫پس با من برمیگردی؟

00:15:01.542 --> 00:15:05.334
‫نمیدونم....

00:15:05.334 --> 00:15:07.375
‫مهم نیست

00:15:07.375 --> 00:15:10.500
‫بعدا درباره اش حرف میزنیم شاید با پدر بزرگت

00:15:12.000 --> 00:15:14.375
‫کار آسونی نیست

00:15:14.417 --> 00:15:16.959
‫چرا؟

00:15:16.959 --> 00:15:21.375
‫من و پدربزرگم فقط از طریق یک واسطه با هم
‫حرف میزنیم

00:15:21.375 --> 00:15:23.834
‫اینطوری، بحث کردن امون مشکل میشه

00:15:23.876 --> 00:15:25.876
‫یعنی شما باهم حرف نمیزنید؟

00:15:25.918 --> 00:15:29.000
‫معمولا از طریق ویل با هم حرف میزنیم

00:15:29.000 --> 00:15:32.918
‫ولی باید بهت بگم اینطوری خیلی هم بهتره

00:15:34.542 --> 00:15:36.542
‫نه فکر نکن من آدم سنگدل و نامهربونی هستم

00:15:36.542 --> 00:15:40.584
‫اون فقط بعد از یک جروبحث طولانی با پدرم قسم خورده که از من نگهداری میکنه

00:15:43.000 --> 00:15:48.542
‫شاید باید کمی بیشتر برات توضیح بدم تا همه چیز شفاف بشه

00:15:48.542 --> 00:15:53.125
‫قبل از اینکه پدرم به جنگهای صلیبی برم با مادرم نامزد کرد

00:15:53.125 --> 00:15:58.459
‫در راه برگشت به خونه از جراحتهای جنگ
‫تا حد مرگ بیمار شد

00:15:58.459 --> 00:16:01.751
‫تو خونهی په نورماندی ازش مراقبت کردند

00:16:01.751 --> 00:16:04.709
‫بعد از مدتی طولانی وقتیكه حالش خوب شد

00:16:04.751 --> 00:16:08.751
‫با یکی از دخترهای اون خونه که ازش پرستاری
‫میکرد ازدواج کرد

00:16:08.751 --> 00:16:11.292
‫بنظر من که این ،کارش، ناجوانمردی نبود

00:16:11.334 --> 00:16:13.375
‫نمیدونست که من بدنیا اومدم از کجا باید میدونست؟

00:16:13.417 --> 00:16:17.999
‫به محض اینکه فهمید دوباره برگشت

00:16:17.999 --> 00:16:23.209
‫چنان جروبحث شدیدی سر گرفت که هنوز هم بخاطرم هست

00:16:23.209 --> 00:16:26.667
‫پدربزرگم قسم خورد که دیگه هرگز با پدرم حرف نمیزنه

00:16:26.667 --> 00:16:29.209
‫و با هیچکس دیگه ایی از خون و تبار اون

00:16:29.250 --> 00:16:31.834
‫که البته منم شاملش میشم

00:16:31.876 --> 00:16:33.876
‫هرچند که جدی نمیگفت

00:16:33.918 --> 00:16:38.626
‫چون بعدها بارها دیدم که چقدر از این قسم، احساس پشیمونی میکنه

00:16:38.626 --> 00:16:41.918
‫ولی پدربزرگم مردی نیست که به این راحتیها
‫زیر قول یا....

00:16:41.918 --> 00:16:45.292
‫- قسم خوردنش بزنه - متوجه شدم

00:16:45.292 --> 00:16:48.626
‫باید یک موضوعی رو بهت بگم

00:16:48.626 --> 00:16:52.959
‫ویل شام آماده است؟
‫مهمونامون هنوز اینجاست؟

00:16:52.959 --> 00:16:55.042
‫بله قربان

00:17:05.125 --> 00:17:10.292
‫ویل به نوه ام بگو از دیدنش خوشحالم

00:17:10.292 --> 00:17:12.667
‫خوشحالم که میبینم که شانه های یک مرد
‫رو داره

00:17:12.709 --> 00:17:16.209
‫سرورم مایلن به شما بگن - به پدربزرگم بگو که....

00:17:16.209 --> 00:17:18.959
‫منم از دیدنش خوشحالم و امیدوارم که

00:17:18.999 --> 00:17:21.125
‫تحملم به حدی باشه که بزودی بهش
‫خدمت کنم

00:17:21.167 --> 00:17:25.209
‫- سرورم ارباب والتر میگن - بسیار خب، ویل، بسیار خب

00:17:25.209 --> 00:17:27.334
‫اوه، مهمونمون

00:17:27.375 --> 00:17:30.834
‫- به منزل ما خوش آمدی فرایر بیکن
‫- متشکرم قربان

00:17:34.542 --> 00:17:37.000
‫اوه... خوک

00:17:37.042 --> 00:17:41.334
‫شایسته مهمونمون نیست ولی به خوبی پخته شده و شکم پر هم هست

00:17:41.334 --> 00:17:45.667
‫به نوه ام بگو نظرش راجع به
‫شمشیر و..

00:17:45.667 --> 00:17:48.000
‫- معامله ایی که کردیم چیه
‫- سرورم میپرسن...

00:17:48.000 --> 00:17:50.125
‫به پدربزرگم بگو

00:17:50.125 --> 00:17:53.375
‫فکر میکنم تصمیم بسیار شجاعانه ایی گرفته

00:17:53.375 --> 00:17:55.918
‫بسیار خب ویل

00:17:55.959 --> 00:17:58.167
‫خب، بفرمایید

00:17:58.209 --> 00:18:00.876
‫شکمش رو آروم باز کن

00:18:00.876 --> 00:18:03.042
‫نورمن ها هنوز روی کار هستن

00:18:04.000 --> 00:18:06.000
‫یک جفت چکمه....

00:18:06.042 --> 00:18:09.250
‫و افتخار خدمت به شاه نورمنها

00:18:09.250 --> 00:18:11.542
‫- بپرس دیگه چه انتظاری داشته - سروروم میگن...

00:18:11.542 --> 00:18:15.709
‫به پدربزرگم بگو من امیدوار بودم اندكی امید در گرانیه پیدا کنم

00:18:15.709 --> 00:18:18.751
‫به نوه ام بگو خیلی احمقه که همچین فکری میکنه

00:18:18.751 --> 00:18:21.459
‫بهش بگو با شروع تحصیلاتش میتونه کمک بزرگی برای گرانیه باشه

00:18:21.459 --> 00:18:24.334
‫جایی که بتونه یاد بگیره نسبت به پدرش
‫مرد بهتری باشه

00:18:24.334 --> 00:18:29.083
‫به پدربزرگم بگو.....
‫من قصد برگشتن به مدرسه رو ندارم

00:18:29.083 --> 00:18:33.876
‫بهش بگو بنظر من جای من اینجاست در گرانیه البته اگه گرانیه وجود داشته باشه

00:18:33.876 --> 00:18:37.083
‫ازش بپرس چطور جرات میکنه
‫همچین حرفی میزنه

00:18:37.083 --> 00:18:40.000
‫بهش بگو کی بهترین قاضی اعمال و کردار اونه

00:18:40.000 --> 00:18:42.417
‫بگو کی بود که این خونه رو از حملهی دزدهای نورماندی حفظ کرد

00:18:42.459 --> 00:18:44.959
‫- بهش بگو اگه فکر میکنه که من.... - به نوه ام بگو که.

00:18:44.959 --> 00:18:48.042
‫- سروروم اجازه میدید؟
‫- تو از طرف کی صحبت میکنی؟

00:18:48.042 --> 00:18:51.417
‫- از طرف هیچکس قربان - بهت هشدار میدم فرایر...

00:18:51.417 --> 00:18:54.167
‫اگه حرفی که میزنی به پشتیبانی من نباشه..

00:18:54.167 --> 00:18:57.500
‫با اینکه مهمون من هستی قلم پاهات رو خورد میکنم

00:18:57.500 --> 00:19:00.500
‫قربان، همانطور که خودتان خواستید من سفر کردم و به اینجا آمدم

00:19:00.500 --> 00:19:03.334
‫تا درباره بازگشت نوهاتون به اکسفورد صحبت کنیم

00:19:03.334 --> 00:19:07.250
‫چند دانشجوی دیگر هم با شورو شوق نوهی شما
‫نزد من آمدند

00:19:07.250 --> 00:19:10.959
‫اگه کاری نکنم که به اون مدرسه بره برای من شکست بزرگی خواهد بود

00:19:10.959 --> 00:19:13.375
‫چه فایده داره؟

00:19:13.417 --> 00:19:16.042
‫چطور میشه کتاب به دست با نورمنها جنگید؟

00:19:16.042 --> 00:19:20.209
‫والتر اگه من جوان بودم و برنامهایی
‫برای زندگیم نداشتم

00:19:20.209 --> 00:19:24.083
‫به هیچ چیز بجز علم و دانش فکر نمیکردم

00:19:24.083 --> 00:19:28.125
‫عجیبه که دانش و خرد میتونه چنان پیروزی به ارمغان بیاره که شمشیر نمیتونه

00:19:28.125 --> 00:19:33.584
‫لازمه چیزهای زیادی بدونیم. چیزهایی که تعداد اندکی در جست وجوی آنها هستن

00:19:33.584 --> 00:19:36.125
‫انگلستان روزی به آن نیاز خواهد داشت

00:19:36.125 --> 00:19:40.542
‫الان احتیاج داره. تعداد انگشت شماری
‫کتاب در سرزمین ما وجود داره

00:19:40.542 --> 00:19:45.709
‫به سختی نوشته میشوند
‫و توسط تعداد کمی خوانده میشوند

00:19:45.709 --> 00:19:50.584
‫باید هر دانشی را که در هر سرزمینی هست یاد بگیریم

00:19:50.584 --> 00:19:55.292
‫اسم كشوری بنام کاتای رو شنیدم
‫میگن هیچ انگلیسی پا در اون سرزمین نزاشته

00:19:55.292 --> 00:20:00.876
‫كشوری قدیمی
‫و ثروتمند نه فقط بخاطر طلاهایش....

00:20:00.876 --> 00:20:03.751
‫بلکه بخاطر علم و دانشش

00:20:03.751 --> 00:20:05.918
‫شنیدم آنها ماده ایی دارند که

00:20:05.959 --> 00:20:08.459
‫که فقط با یک جرقه...

00:20:08.500 --> 00:20:11.542
‫شب را مانند روز روشن میکند

00:20:11.584 --> 00:20:16.626
‫شندیم آنها وسایلی دارند که بوسیلهی
‫آنها با سفر در دریا و خشکی هرگز گم نمیشوند

00:20:16.626 --> 00:20:18.667
‫این داستانهای خاله زنکی رو باور میکنید؟

00:20:18.667 --> 00:20:20.709
‫بله

00:20:20.709 --> 00:20:23.751
‫والتر، جوانی چالش بزرگیه

00:20:23.751 --> 00:20:26.292
‫یک مرد بجز جوانی چه چیز دیگری از دنیا میخواد؟

00:20:29.042 --> 00:20:31.584
‫نمیدونم...

00:20:31.584 --> 00:20:35.334
‫ولی اینطور نمیشه جنگید

00:20:35.334 --> 00:20:37.709
‫اگه تنهاش بزارم و برم

00:20:37.751 --> 00:20:40.083
‫میخوام برای آزادی بجنگم

00:20:43.999 --> 00:20:46.459
‫بزار بره
‫خیلی آزرده خاطر شده

00:20:46.459 --> 00:20:49.417
‫وقتی بخوابه و استراحت کنه فکرش بهتر کار میکنه

00:21:05.542 --> 00:21:08.250
‫شما! اونجا چیکار میکنید؟

00:21:28.876 --> 00:21:30.876
‫- چی میخواین؟ - كی هستی؟

00:21:30.876 --> 00:21:34.083
‫- نوه اون لرد پیره
‫- اشراف زاده است پس ازش خوشم نمیاد

00:21:34.083 --> 00:21:37.500
‫تریس گریفین. تو که دزد نیستی اینجا چیکار میکنی؟

00:21:39.167 --> 00:21:41.209
‫- بلندش کنید
‫- ولی اون ساكسونیه

00:21:45.125 --> 00:21:48.792
‫تریس، ما بین این دیوارها باهم بازی میکردیم

00:21:48.792 --> 00:21:52.083
‫تو و دیکن رو میشناسم شما دزد نیستین

00:21:52.083 --> 00:21:55.000
‫- اینجا چیکار میکنید؟ - اوضاع خیلی بده

00:21:55.000 --> 00:21:58.125
‫تا وقتیکه پدرت زنده بود با قلعه شما
‫کاری نداشتیم

00:21:58.125 --> 00:22:02.292
‫ولی حالا اون زنیکه نورمن دهها ساکسون رو توی ساهچالهاش زندانی کرده

00:22:02.292 --> 00:22:06.125
‫- آره دیدمشون
‫- میخوایم آزادشون کنیم

00:22:06.125 --> 00:22:08.751
‫آزادشون کنید؟ چطوری؟

00:22:08.751 --> 00:22:11.083
‫خب، زیاد به عجیب بودن این وسیله
‫فکر نکن

00:22:11.083 --> 00:22:13.083
‫ساق پای زیبایی داره

00:22:13.125 --> 00:22:15.667
‫ولی در مقابل سنگ دیوار کاری
‫ازش برنمیاد

00:22:15.709 --> 00:22:17.584
‫بهت که گفتم این طرف اوناست

00:22:17.584 --> 00:22:20.083
‫گفته من طرف نورمنها هستم؟

00:22:20.083 --> 00:22:24.167
‫- رهبر شما کیه؟
‫- من هستم. منم که صحبت میکنم

00:22:24.167 --> 00:22:26.626
‫هممون هستیم - تو...

00:22:26.626 --> 00:22:29.292
‫شاید بتونی وارد دروازه بشی

00:22:29.292 --> 00:22:31.500
‫چه نقشهایی داری؟

00:22:31.542 --> 00:22:34.125
‫قسمت سختش همنیجاست. فکر کردن

00:22:34.167 --> 00:22:38.000
‫- شاید من بتونم تو رو وارد کنم
‫- ببین والتر این نبرد به تو مربوط نیست

00:22:38.000 --> 00:22:40.918
‫چندتا از افرادت رو بهم بده من اونا رو
‫از دروازه عبور میدم

00:22:40.918 --> 00:22:42.751
‫علامتشون رو بلدم

00:22:42.792 --> 00:22:45.876
‫اگه بتونیم از زیر پل وارد بشیم شاید شانسی داشته باشید

00:22:45.918 --> 00:22:51.542
‫اگه نتونستیم. شما بیرون هستید و اگه
‫فکر کردین بهتون خیابت کردم پیدام میکنید

00:22:51.542 --> 00:22:55.334
‫باشه. تو هم با میای
‫سلاح هاتون رو بردارید

00:23:28.667 --> 00:23:30.709
‫چی میخوای؟

00:24:23.083 --> 00:24:25.918
‫كی هستی؟

00:24:30.500 --> 00:24:33.542
‫- خیلی شانس آوردیم - احتمالا شانس توئه

00:25:11.083 --> 00:25:13.999
‫کی اونجاست؟

00:25:15.999 --> 00:25:17.999
‫همونجایی که هستی بمون!

00:25:18.000 --> 00:25:22.042
‫هر کسی از اون در خارج بشه
‫یه کمان به طرف دستش پرتاب میکنم

00:25:22.042 --> 00:25:24.125
‫اینطوری

00:25:25.918 --> 00:25:29.999
‫بقیه اتون داخل بمونید
‫سلاح هاتون رو بیرون بندازید

00:25:37.375 --> 00:25:40.542
‫شما که پایین هستید هرکسی که هستید

00:25:40.542 --> 00:25:42.209
‫باید ازتون بخوام که متفرق بشید

00:25:42.250 --> 00:25:45.000
‫اگه شکایتی دارید از طریق قانونی
‫اقدام کنید

00:25:45.000 --> 00:25:47.125
‫همین الان تقدیمش میکنیم

00:25:47.167 --> 00:25:49.584
‫بهت 5 دقیقه مهلت میدیم تا زندانیها
‫رو آزاد کنی

00:25:49.626 --> 00:25:53.167
‫به ازای هر دقیقه یکی از افراد نگهبانت که اینجا هستن رو دار میزنیم

00:25:54.459 --> 00:25:56.500
‫صبر کنید

00:25:57.626 --> 00:26:00.959
‫خب، انگار مشکلت داره حل میشه

00:26:00.959 --> 00:26:04.709
‫ارباب جدید نور منها جرات جنگیدن نداره

00:26:04.709 --> 00:26:07.542
‫حالا باید برم مشکل خودم رو حل کنم

00:26:14.000 --> 00:26:16.000
‫زندانیها رو آزاد کنید

00:26:18.626 --> 00:26:20.667
‫هرکسی که هستین

00:26:20.709 --> 00:26:22.876
‫ازتون خواهش میکنم
‫زندانیها رو بیسروصدا خارج کنید

00:26:22.876 --> 00:26:25.959
‫و به سمت خونه هاتون برید
‫قبل از اینکه جنگ امشب شروع بشه

00:26:30.959 --> 00:26:33.876
‫- بریم
‫- بدون اون جوون گرانیه نمیتونیم بریم

00:27:05.584 --> 00:27:07.918
‫همونجایی که هستی بمون!

00:27:35.667 --> 00:27:38.167
‫تاوان این کارت رو پس میدی والتر گرانیه....

00:27:38.209 --> 00:27:40.584
‫و تو تریس گریفین

00:27:43.751 --> 00:27:45.834
‫نمیتونیم اینجا بمونیم

00:27:45.876 --> 00:27:47.626
‫صبح خیلی زود به ما شبیخون میزنن

00:27:47.667 --> 00:27:50.083
‫من این جنگل رو از همتون بهتر میشناسم

00:27:50.125 --> 00:27:51.918
‫خانواده ات رو زندانی میکنن تا خودت رو تسلیم کنی

00:27:51.959 --> 00:27:54.834
‫هیچکس بجز سارا نیست

00:27:54.834 --> 00:28:00.292
‫خیلی خوش شانسی
‫من باید همین امشب به پدربزرگم بگم

00:28:00.292 --> 00:28:03.500
‫چرا اون چکمه هارو میخوای والتر؟

00:28:05.876 --> 00:28:09.250
‫اونا تنها چیزی هستن که میتونم باهاشون بگم که پدرم دوستم داشت

00:28:09.250 --> 00:28:11.250
‫در حالیکه همه میگن میگن دوستم نداشته

00:28:13.626 --> 00:28:17.417
‫در هر حال اگه اندازه ام باشن پاهام رو گرم نگه میدارن

00:28:27.000 --> 00:28:29.500
‫یه نامه است تریس. از طرف پدرم

00:28:31.209 --> 00:28:33.375
‫پس براش مهم بوده

00:28:35.000 --> 00:28:37.584
‫گوش کن

00:28:37.626 --> 00:28:43.125
‫این نامه در زیر نور شمع و با کمک سیمون بوتری نوشته شده

00:28:43.125 --> 00:28:47.042
‫خطاب به پسرم والتر

00:28:47.042 --> 00:28:49.334
‫برای تو میراثی از طلا میگذارم

00:28:49.334 --> 00:28:52.709
‫با نشانه ی جوزف از جادوگری در لندن

00:28:52.709 --> 00:28:57.542
‫نمیتونم همه چیز رو آشکارا بیان کنم ممکنه برای تو دردسرساز بشه

00:28:57.542 --> 00:29:01.918
‫و آن موضوع خدمت تو به شاه تماما یک نیرنگ بود

00:29:01.918 --> 00:29:05.417
‫به این امید بود که شاید بتوانی به او در
‫اداره ی انگلستان کمک کنی

00:29:05.417 --> 00:29:10.042
‫میتوانی از دستمزد خودت استفاده کنی من به تو نام اشراف زادهایی ندادم

00:29:11.042 --> 00:29:13.125
‫امیدوارم تصمیمات درستی بگیری

00:29:13.167 --> 00:29:17.876
‫از صمیم قلبم متاسف و پشیمانم که تو را وارد
‫این جریان کردم

00:29:17.876 --> 00:29:21.626
‫پدر مهربانت راف بولیری

00:29:21.626 --> 00:29:24.167
‫خوشحالم که چکمه ها رو آوردیم

00:29:27.334 --> 00:29:30.083
‫به پدربزرگم بگو اگه من رو اینجا پیدا کردن گرانیه تاوانش رو پس میده

00:29:30.125 --> 00:29:34.876
‫از نوه ام بپرس کی نورمنها رنج میکشن

00:29:34.876 --> 00:29:38.375
‫به پدربزرگم بگو چاره ی دیگه ایی ندارم

00:29:38.375 --> 00:29:40.751
‫اونا پیروز شدن
‫نور منها پیروز شدن

00:29:40.751 --> 00:29:44.042
‫بولیری مال اوناست
‫گرنیه هم بزودی مال اونا میشه

00:29:44.042 --> 00:29:46.584
‫انگلستان الان مال اوناست نه مال ما!

00:29:46.626 --> 00:29:50.250
‫بهش بگو من تو این کشور نورمنها نمیمونم

00:29:50.250 --> 00:29:52.375
‫- ارباب والتر میگن که - از نوه ام بپرس...

00:29:52.417 --> 00:29:54.584
‫کی یه زمین پیدا میکنه تا خودش تنها اونجا زندگی کنه

00:29:54.626 --> 00:29:56.709
‫خودش هم میدونه که داره از مسئولیتهاش فرار میکنه

00:29:56.751 --> 00:29:59.667
‫به پدربزرگم بگو جایی رو پیدا میکنم

00:29:59.667 --> 00:30:01.000
‫و مثل پدرم از این سرزمین دور میشم

00:30:01.000 --> 00:30:02.334
‫و مثل پدرم از این سرزمین دور میشم

00:30:02.417 --> 00:30:04.417
‫شاید برم کاتای

00:30:04.459 --> 00:30:08.999
‫بهش بگو اگه طلای زیادی گیرم بیاد یک قطعه زمین میخرم

00:30:08.999 --> 00:30:11.083
‫بعد شاید برگردم

00:30:11.125 --> 00:30:14.250
‫تا اونموقع انگلستان مال اونا باشه

00:30:14.250 --> 00:30:17.292
‫من پام رو توی خاک نورمنها نمیزارم

00:30:20.292 --> 00:30:22.834
‫مهمونهای ما راه زیادی برای رفتن در پیش دارن

00:30:22.834 --> 00:30:25.959
‫- هرچی میخوان براشون فراهم کن
‫- چشم قربان

00:30:42.417 --> 00:30:44.751
‫بیا خورشید بزودی طلوع میکنه

00:30:44.751 --> 00:30:47.334
‫سگهای تازی نورمنها بزودی به دنبالمون میان

00:30:49.459 --> 00:30:53.292
‫ارباب والتر ایشون گفتن این همه
‫چیزیه که نیاز دارین

00:30:53.292 --> 00:30:57.751
‫و گفتن این جام مال شما

00:30:57.751 --> 00:30:59.876
‫ارزش زیادی داره آخرین قطعه است

00:30:59.918 --> 00:31:02.125
‫بگو مال خودش

00:31:02.125 --> 00:31:04.626
‫شاید یه روزی براش از طلا پرش کردم

00:31:07.209 --> 00:31:09.334
‫ممنون ویل، برای همه همه چیز

00:31:09.375 --> 00:31:11.999
‫موفق باشی ارباب والتر

00:31:20.042 --> 00:31:22.417
‫خب این یا پایان ماجرا است

00:31:22.459 --> 00:31:25.459
‫یا شروع ماجرا است نمیدونم

00:31:25.459 --> 00:31:29.250
‫- امیدوارم تو جنگلت خوب بخوابی - والتر من خیلی فکر کردم

00:31:29.250 --> 00:31:33.334
‫- درباره چی؟
‫- که همراه تو بیام

00:31:33.334 --> 00:31:37.000
‫به کاتای؟
‫- کجا هست؟

00:31:37.000 --> 00:31:39.042
‫از جنگل تو خیلی دوره

00:31:39.083 --> 00:31:42.250
‫شاید سارا از اونجا خوشش بیاد

00:31:42.250 --> 00:31:44.250
‫به هر کسی درباره این موضوع چیزی نگو تریس

00:31:44.250 --> 00:31:47.834
‫اگه شانس بیاریم و به اونجا برسیم

00:31:47.834 --> 00:31:50.959
‫ممکنه به جای سرزمین نورمنها
‫سر از مغولستان دربیاری

00:31:50.959 --> 00:31:55.083
‫خب اگه اینطوریه خوشحال میشم هرجایی
‫باشم بجز

00:31:55.083 --> 00:31:58.083
‫سرزمین نورمنها که ازشون متنفرم

00:31:58.083 --> 00:32:01.751
‫پس فکر میکنم این شروع ماجراست

00:33:04.125 --> 00:33:06.876
‫- تا اینجا که خیلی خوب بوده - تا اینجا

00:33:08.167 --> 00:33:10.667
‫کی بود؟

00:33:10.709 --> 00:33:12.250
‫آروم باش

00:33:12.292 --> 00:33:15.250
‫بخاطر جنگهای صلیبی از مسیحیها بیزارند

00:33:15.250 --> 00:33:17.209
‫ما هم دنبال دردسر نمیگردیم

00:33:17.250 --> 00:33:20.584
‫دنبال بزرگترین تاجر و بزرگترین کاروان
‫اینجا میگردیم

00:33:20.584 --> 00:33:22.999
‫ممکنه بزرگترین دزد دریایی هم باشه

00:33:24.959 --> 00:33:27.751
‫روز بخیر

00:33:27.751 --> 00:33:32.334
‫- شما ارباب این خونه هستین؟ - نه ارباب این خونه

00:33:32.334 --> 00:33:36.959
‫مهربانترین و سخاوتمندترین و بهترینه
‫آنتیمیوس اهل آنتیوس

00:33:36.959 --> 00:33:39.584
‫در خدمتتون هستن

00:33:39.626 --> 00:33:42.667
‫میشه بهش بگی دو مسافر میخوان اون رو ببینند؟

00:33:42.709 --> 00:33:46.959
‫ارباب من فقط درباره موضوعات
‫افراد رو ملاقات میکنند
‫مهم

00:33:46.959 --> 00:33:48.959
‫شاید خدمتکارش بتونه

00:33:48.959 --> 00:33:52.209
‫ما راه درازی اومدیم تا ارباب رو ببینیم

00:33:52.209 --> 00:33:57.125
‫خیلی مشكله من نمیخوام بی دلیل براش دردسر درست کنم

00:33:57.125 --> 00:33:59.292
‫خطر خیلی زیادی داره

00:34:09.209 --> 00:34:11.250
‫خطرش الان کمتر شده. آره؟

00:34:11.292 --> 00:34:13.792
‫میرم ارباب مهربونم رو ببینم

00:34:21.500 --> 00:34:23.542
‫روز بخیر

00:34:24.876 --> 00:34:27.334
‫بنظر من که موضوع مهمی نیست

00:34:27.375 --> 00:34:31.000
‫باید بهتون بگم که هر دقیقه از وقت من خیلی ارزش داره

00:34:31.000 --> 00:34:34.959
‫ما فقط میخوایم بدونیم کدوم کاروان به سمت شرق میره

00:34:34.959 --> 00:34:37.626
‫- کدوم بخش؟
‫- زیاد مهم نیست قربان

00:34:37.667 --> 00:34:41.042
‫- شاید به کاتای
‫- من یه کاروان دارم که

00:34:41.042 --> 00:34:43.918
‫بزودی عازم کاتای هستش

00:34:43.918 --> 00:34:46.584
‫بهش میگن کاروان هدیه ها

00:34:46.584 --> 00:34:48.584
‫دارم برای كوبلای خان هدیه میفرستم

00:34:48.584 --> 00:34:50.792
‫ما میدونیم که کاروان های کوچیک

00:34:50.834 --> 00:34:52.999
‫خیلی زود تو طوفان شن صحرا گم میشن

00:34:52.999 --> 00:34:55.626
‫کوچیک؟
‫درباره ی چی حرف میزنی؟

00:34:55.626 --> 00:34:58.751
‫وقتی برای یک خان بزرگ هدیه میفرستی

00:34:58.792 --> 00:35:01.959
‫اون هدایای گوناگونی میخواد

00:35:01.959 --> 00:35:04.999
‫ابریشم جواهر زن

00:35:04.999 --> 00:35:08.500
‫مجبور شدم 81 زن زیبای این سرزمین رو پیدا کنم

00:35:09.959 --> 00:35:12.500
‫و فقط بخاطر خان

00:35:12.500 --> 00:35:17.959
‫این کاروان تحت محافظت ارتش و
‫خود شخص ژنرال بایان حرکت میکنه

00:35:17.959 --> 00:35:20.751
‫بایان معروف به هزار چشم

00:35:20.751 --> 00:35:23.667
‫اینایی که گفتم به اندازه کافی برات
‫امن بودن؟

00:35:23.667 --> 00:35:25.792
‫یه کاروان فقط هدیه كمی عجیبه ولی...

00:35:25.834 --> 00:35:28.542
‫اصلا هم عجیب نیست

00:35:28.542 --> 00:35:30.709
‫خان بتازگی وارد جنگ با چین شده

00:35:30.751 --> 00:35:32.709
‫همون کشوری که شما بهش میگید کاتای

00:35:32.751 --> 00:35:37.918
‫قصد داره تا ثروتمندترین و زیباترین کشور دنیا رو تصاحب و نابود کنه

00:35:37.918 --> 00:35:40.125
‫من دوستش باقی میمونم

00:35:40.167 --> 00:35:45.000
‫کمکش میکنم تا گنج های هزاران ساله رو
‫تصاحب کنه

00:35:45.000 --> 00:35:48.918
‫ثروتمندترین تاجر دنیا میشم

00:35:48.918 --> 00:35:52.459
‫خب، مسافران جوان آماده اید برای سفر...

00:35:52.459 --> 00:35:54.459
‫با همچین جماعتی پول پرداخت کنید؟

00:35:54.500 --> 00:35:58.334
‫فکر کنم ما بتونیم عضوی از محافظین همچین
‫كاروانی باشیم

00:35:58.334 --> 00:36:01.209
‫محافظین مسیحی
‫به منزلهی حمله است

00:36:01.209 --> 00:36:03.584
‫همین پیشنهاد رو دارید؟

00:36:03.584 --> 00:36:07.709
‫وقت من رو تلف کردین
‫من که بهتون هشدار دادم. بگردشون

00:36:07.709 --> 00:36:12.000
‫اگه
‫هیچی نداشتن موهاشون رو ببر تا باهاش بالشتی برای پاهام بسازم

00:36:12.000 --> 00:36:14.334
‫باید یه چیزی ازشون بگیرم

00:36:14.334 --> 00:36:16.292
‫قبلا اونا رو گشتم

00:36:16.334 --> 00:36:18.292
‫تنها چیز با ازششون همین بود

00:36:18.334 --> 00:36:20.334
‫محض اطمینان نگهش داشتم

00:36:22.459 --> 00:36:27.500
‫ارزش زیادی نداره ولی به حدی هست که غرورم رو حفظ کنه

00:36:27.500 --> 00:36:29.834
‫- بنداشون بیرون - چشم قربان

00:36:29.876 --> 00:36:32.334
‫اینطرف

00:36:46.584 --> 00:36:49.167
‫چرا اینکار رو کردی؟ چرا بهش دروغ گفتی؟

00:36:49.209 --> 00:36:53.417
‫گاهی اوقات بهم میگه پرنده ایی که آشیانه اش رو از پر ساخته

00:36:53.417 --> 00:36:56.250
‫چون بهش گفتن که من از همه دزدی میکنم

00:36:56.250 --> 00:36:58.292
‫البته حقیقت نداره

00:36:58.292 --> 00:37:03.500
‫بزار اینطور بگم که در موقعیتی بودم که
‫سخاوت اربابم از چند سکه ارزش بیشتری داشت

00:37:03.500 --> 00:37:07.500
‫من با کاروان میرم
‫من مسئول اون کاروان هستم

00:37:07.500 --> 00:37:09.918
‫شاید شما رو هم با خودم بردم

00:37:09.918 --> 00:37:13.042
‫فراهم کردن امکانات برای شما برام هزینه ایی نداره

00:37:13.042 --> 00:37:17.250
‫خودش بهم گفته چقدر طلا دارید؟

00:37:17.250 --> 00:37:19.459
‫چیز زیادی نمونده...

00:37:19.500 --> 00:37:22.667
‫ضمنا تو هم زیاد اعتماد ما رو جلب نکردی

00:37:22.667 --> 00:37:25.918
‫ژنرال بایان معروف به هزار چشم کیه؟

00:37:25.918 --> 00:37:30.209
‫اون بزرگترین سرباز دنیاست

00:37:30.209 --> 00:37:35.792
‫خان اون رو از ایران برای جنگش علیه چین قرض گرفته

00:37:35.792 --> 00:37:38.500
‫اون دنیا رو ظرف یکروز فتح میکنه

00:37:38.500 --> 00:37:40.334
‫الان کجا اردو زده؟

00:37:40.334 --> 00:37:42.918
‫همراه با ارتشش تا سه روز دیگه میرسه

00:37:44.500 --> 00:37:48.792
‫من درخواست خدمت شما رو به اون نمیگم

00:37:48.792 --> 00:37:52.250
‫افرادش طوری تعلیم دیدن که عاشق کشتن و
‫قتل عام هستن

00:37:52.250 --> 00:37:56.500
‫از بریدن گلوی مسیحیها لذت میبرن

00:37:56.500 --> 00:38:02.167
‫متاسفانه هی هیچ شانسی ندارین جز اینکه با من معامله کنید

00:38:02.167 --> 00:38:04.292
‫چقدر طلا دارید؟

00:38:11.542 --> 00:38:13.584
‫اینجا دیگه چه جور کشوریه؟

00:38:18.042 --> 00:38:21.167
‫- خوبه
‫- كی میتونیم شروع کنیم؟

00:38:21.167 --> 00:38:24.709
‫دو روز دیگه خیلی خوش شانسید که من رو پیدا کردین

00:38:56.792 --> 00:39:01.459
‫بخاطر مهربانی و عطوفت قلبم

00:39:01.459 --> 00:39:05.042
‫اینا رو در طول سفر بهتون میدم

00:39:05.042 --> 00:39:09.250
‫به این یکی میگن سینگر. چون تو طول روز صداهای وحشتناكی از خودش در میاره

00:39:09.250 --> 00:39:14.083
‫این یکی گاز میگیره البته جفتک نمیندازه

00:39:14.083 --> 00:39:17.000
‫باید یه جایی توی چادر برای خواب
‫پیدا کنید

00:39:17.000 --> 00:39:19.042
‫جایی که چادرش سوارخ نباشه

00:39:19.083 --> 00:39:21.751
‫ولی فکر کنم برای مسیحیها همین هم خوبه

00:39:21.751 --> 00:39:23.709
‫خدمتکاره خیلی خوبه

00:39:23.751 --> 00:39:26.042
‫همه چیزتون رو میدزده

00:39:26.042 --> 00:39:28.792
‫- محمود هستم - همین بود

00:39:28.792 --> 00:39:31.042
‫روز بخیر جوونها

00:39:34.292 --> 00:39:37.209
‫اگه گازم بگیری یا آواز بخونی نشگونت میگیرم

00:39:39.250 --> 00:39:41.584
‫- خیس یا خشک؟ - خیس

00:39:41.626 --> 00:39:44.292
‫خشکه

00:40:25.959 --> 00:40:29.500
‫محمود نمیدونم چرا یه شتر بزرگتر بهم ندادن...

00:40:29.500 --> 00:40:31.584
‫یا شایدم خودم خیلی بزرگم

00:40:33.999 --> 00:40:37.709
‫چند تا وسیله برای چادرمون پیدا کردم

00:40:37.709 --> 00:40:40.292
‫فکر کنم ژنرال پشت اون تپه با ارتشش اردو زده

00:40:40.334 --> 00:40:42.751
‫ما اینجا اردو میزنیم تا خدمه وحشیاش

00:40:42.751 --> 00:40:45.125
‫نتونن به زنهایی که همراه ما هستن
‫نگاه کنن

00:40:45.125 --> 00:40:47.751
‫امروز حرکت نمیکنیم. چون دارن بازی
‫میکنن

00:40:47.792 --> 00:40:50.125
‫چند تا مسابقه توی دشت دارن

00:40:50.125 --> 00:40:53.918
‫یه چیز دیگه هم فهمیدم
‫اینکه چرا بهش میگن هزار چشم

00:40:53.918 --> 00:40:56.792
‫- شاید چشمهای زیادی داره
‫- نه میگن میتونه همه چیز رو ببینه

00:40:56.792 --> 00:41:00.417
‫فردا تمام مردهایی که تو مسابقه شرکت میکنن رو میبینه

00:41:00.417 --> 00:41:03.999
‫- مسابقه اسب سواری، تیراندازی با کمان
‫- تیراندازی با کمان؟

00:41:03.999 --> 00:41:07.667
‫- خوشت اومد. آره؟
‫- آره. ولی هوا كمی سرده

00:41:07.667 --> 00:41:09.667
‫ولی خیلی خوشم اومد

00:41:09.667 --> 00:41:12.042
‫- میدونی كمان هاشون چه شکلی هستن؟
‫- از جنس فلز و استخوان

00:41:12.042 --> 00:41:14.751
‫- بهترین نوع
‫- باید سارا رو ببینند

00:41:14.751 --> 00:41:17.334
‫قرار نیست اونا ما را ببینن

00:41:17.375 --> 00:41:19.667
‫نباید جلب توجه کنیم

00:41:19.667 --> 00:41:21.667
‫پس سارا رو بزار سرجاش

00:41:21.667 --> 00:41:24.125
‫ضرری نداره که همراهم باشه

00:41:24.125 --> 00:41:27.709
‫- بهتره بزاریش زمین
‫- دردسری درست نمیکنه

00:41:27.709 --> 00:41:30.667
‫اگه اسم تیروکمانت سارا نبود خیالم راحتتر بود

00:41:49.000 --> 00:41:51.834
‫پرچم
‫انگلستانه

00:41:51.834 --> 00:41:53.834
‫شاید تو جنگلهای صلیبی کشته شده باشن

00:41:56.709 --> 00:41:59.292
‫خوك كافر

00:42:09.999 --> 00:42:12.459
‫- جریان چیه؟
‫اونی که شترسواری میكنه..

00:42:12.459 --> 00:42:14.584
‫همونیه که دیروز به چادر زنها نزدیك شده بود

00:43:55.584 --> 00:43:57.375
‫چه بازی احمقانه ایی

00:43:59.751 --> 00:44:02.334
‫بازی احمقانه ها؟

00:44:02.375 --> 00:44:04.792
‫اگه من بودم درست به نشونه
‫پرتاب میکردم

00:44:08.042 --> 00:44:10.876
‫یكی باید بهشون نشون بده
‫کمان انگلیسی چیكار میتونه بکنه

00:44:12.292 --> 00:44:14.334
‫تریس!

00:44:30.459 --> 00:44:33.042
‫برو اونجا و ببین چه اتفاقی افتاده

00:44:50.459 --> 00:44:52.542
‫میگه که میتونه تو مسابقه شرکت کنه

00:44:52.584 --> 00:44:56.250
‫ولی اگه کارش خوب نباشه
‫كمان رو توی سرش خورد میکنه

00:44:56.250 --> 00:45:00.250
‫یعنی اگه شکست بخوره سرش رو میشکافند

00:45:00.250 --> 00:45:04.375
‫- اون کیه؟
‫اون بایانه هزار چشمه

00:45:04.375 --> 00:45:07.667
‫اون نمیدونه اگه شکست بخوره چی میشه؟
‫- فکر نکنم

00:45:09.083 --> 00:45:11.709
‫فکر کنم درست میگی نگاش کن

00:45:11.751 --> 00:45:15.042
‫اون فقط خودش و سارا رو میشناسه

00:45:15.042 --> 00:45:17.167
‫اونا دارن چی میگن؟

00:45:17.209 --> 00:45:19.292
‫هیچی. هیچی
‫درباره کمان حرف میزنیم. همین

00:45:22.334 --> 00:45:25.167
‫بفرما دوست من

00:45:25.167 --> 00:45:28.999
‫- وزش باد یادت نره، تریس - خیی هم خوب یادمه والت

00:45:28.999 --> 00:45:31.500
‫اگه من یادم بره سارا یادش میمونه

00:45:34.999 --> 00:45:37.125
‫خوب بود

00:45:49.042 --> 00:45:52.000
‫برای این بازی بچه گانه خیلی خوب بود

00:45:52.000 --> 00:45:54.167
‫یه کم راه باز کنید

00:45:58.500 --> 00:46:00.375
‫تریس!

00:46:00.417 --> 00:46:03.999
‫حالا که قراره چیزی نشونشون بدم بزار چیز خوبی نشونشون بدم

00:46:08.375 --> 00:46:11.375
‫تریس احمق نشو خیلی فاصله گرفتی

00:46:11.375 --> 00:46:15.209
‫نه، کمی هم دورتر میرم میخوام شکستش بدم

00:46:28.209 --> 00:46:31.542
‫خب دوست من دوست داری تو اول امتحان كنی؟

00:46:36.417 --> 00:46:38.417
‫فکرش رو میکردم

00:46:38.417 --> 00:46:40.667
‫تریس حتا با معجزه هم نمیتونی از اون فاصله پرتاب کنی

00:46:40.709 --> 00:46:43.000
‫خب اگه این یكی رو از دست بدم همه چیز رو از دست دادم

00:47:09.626 --> 00:47:11.834
‫- موفق شدی
‫- آره ولی شانسكی بود

00:47:11.876 --> 00:47:13.918
‫خیلی عقب رفتم. نمیدونم چرا

00:47:13.959 --> 00:47:16.459
‫فکر کنم سارا میخواست خودی نشون بده

00:47:16.459 --> 00:47:19.375
‫- اگه خطار زده بودی تاحالا مرده بودی
‫- چی؟

00:47:19.375 --> 00:47:22.584
‫درسته دستور خود بایان بوده

00:47:22.584 --> 00:47:25.834
‫چرا بهم نگفتی؟
‫نه. ممنون که نگفتی

00:47:25.834 --> 00:47:28.125
‫سارا

00:47:29.167 --> 00:47:31.125
‫بایان میخواد شما رو ببینه ارباب

00:47:31.167 --> 00:47:34.709
‫- الان؟
‫- آره خیلی مراقب حرف زدنتون باشید

00:47:34.709 --> 00:47:38.083
‫بزار من حرف بزنم شاید همین فرصتی بود
‫که منتظرش بودیم

00:47:47.375 --> 00:47:49.667
‫سروروم
‫- پرتابت چقدر شانسی بود؟

00:47:49.667 --> 00:47:52.792
‫- میخوام حقیقت رو بدونم
‫- قطعا كمی شانس درش دخیل بود سرورم

00:47:52.792 --> 00:47:55.417
‫- چندبار میتونی همچین پرتابی بكنی؟
‫- سه یا پنج بار

00:47:55.417 --> 00:47:57.167
‫کمان به سرعت در اختیارت قرار میگیره

00:47:57.209 --> 00:47:59.667
‫قبل از اینکه تیرش به زمین بخوره باید سه بار تمرین کنه

00:47:59.667 --> 00:48:01.459
‫من از کماندار پرسیدم میشه ببینمش؟

00:48:01.459 --> 00:48:03.999
‫میتونم تا چهار بار باهاش پرتاب کنم

00:48:03.999 --> 00:48:07.459
‫خیلی سبكه. سبك و قوی از چوب ساخته شده؟

00:48:07.459 --> 00:48:09.459
‫هم از چوب و هم از استخوان

00:48:09.500 --> 00:48:12.209
‫- یکی از مزیت هاش همینه
‫- بهش چی
‫میگن؟

00:48:12.209 --> 00:48:14.292
‫- کمان بلند
‫اون بهش میگه سارا قربان

00:48:14.334 --> 00:48:17.334
‫- سارا. اسم یك زنه - بله سروروم

00:48:17.334 --> 00:48:19.667
‫پس باید سارا رو بیشتر از قبل
‫دوست داشته باشی

00:48:19.667 --> 00:48:22.000
‫میدونی که... اون جونت رو نجات داد

00:48:22.000 --> 00:48:25.459
‫- بله . من همین الان بهش گفتم سروروم - نیزه ی زیبایی داری

00:48:25.459 --> 00:48:27.959
‫- بله
‫با این هم پرتاب کردی؟

00:48:27.999 --> 00:48:31.250
‫با این میشه هرچیزی رو زد

00:48:31.250 --> 00:48:33.834
‫بهترین سلاح توی دنیا همینه

00:48:33.876 --> 00:48:36.709
‫میتونه از فاصله خیلی دور به دشمن برخورد کنه....

00:48:36.709 --> 00:48:39.334
‫قبل از اینکه خیلی نزدیك بشن

00:48:39.334 --> 00:48:41.834
‫با این هر انگلیسی میتونه خودی
‫نشون بده

00:48:41.876 --> 00:48:43.834
‫اون بزرگترین سرباز دنیاست

00:48:43.876 --> 00:48:46.709
‫پس تو رو با خودم میبرم انگلیسی؟

00:48:46.709 --> 00:48:49.042
‫چشم سروروم

00:48:50.751 --> 00:48:54.626
‫متوجه شدم که شما انگلیسیها درگیر جنگهای صلیبی بودین

00:48:54.626 --> 00:48:57.250
‫هر مردی باید با سلاحی از خودش دفاع میکرد

00:48:57.250 --> 00:48:59.250
‫سلاح ها خیلی سنگین بودند

00:48:59.250 --> 00:49:03.209
‫احمقانه است
‫اما این... احمقانه نیست

00:49:03.209 --> 00:49:05.250
‫بعدا حرف میزنیم شطرنج بازی میكنی؟

00:49:05.250 --> 00:49:07.709
‫- ببخشید، نه
‫- من بازی میکنم سرورم

00:49:07.709 --> 00:49:10.751
‫- چقدر بلدی؟
‫با چهار حرکت میبرم

00:49:10.751 --> 00:49:13.459
‫چهار حرکت خیلی خوبه از همه افرادم بهتر بازی میكنی

00:49:13.459 --> 00:49:15.834
‫امشب تو چادر من بازی میكنیم با کمال میل سرورم

00:49:15.876 --> 00:49:17.918
‫چطور چادرتون رو پیدا کنیم؟

00:49:17.918 --> 00:49:21.751
‫اگه مردی در ارتش من نتونه چادر من
‫رو نشونتون بده

00:49:21.751 --> 00:49:24.918
‫دوست کماندارت میتونه
‫به عنوان هدف ازش استفاده کنه

00:49:32.792 --> 00:49:37.500
‫انگار سارای تو برامون شانس اومد یالا باید بریم خونه

00:49:37.500 --> 00:49:39.876
‫میتونی تو راه براش آواز بخونی

00:49:39.876 --> 00:49:42.626
‫- زبونت رو گاز بگیر - بسیارخب تریس

00:49:48.125 --> 00:49:50.167
‫اونجا

00:49:51.167 --> 00:49:53.167
‫بزار کمانت رو ببینم

00:49:53.167 --> 00:49:55.959
‫می بینی که آماده بازی هستم

00:49:55.959 --> 00:49:58.999
‫من همیشه مهره ی اول رو حرکت میدم

00:50:05.250 --> 00:50:07.292
‫میتونی

00:50:07.334 --> 00:50:10.042
‫میتونی یه کمان دیگه مثل این درست کنی؟ - اگه چوب داشته باشم اره

00:50:10.042 --> 00:50:13.626
‫خیلی دقیق بازی میكنی منتظر حمله بعدی باش

00:50:13.626 --> 00:50:15.918
‫البته که نمیتونی برنده بشی

00:50:15.918 --> 00:50:19.167
‫من این بازی رو خیلی دوست دارم مهره شاه را حرکت بده

00:50:19.167 --> 00:50:21.125
‫بازی كن

00:50:21.167 --> 00:50:24.083
‫- میتونی به افرادم آموزش بدی؟
‫- بله سرورم

00:50:24.083 --> 00:50:26.042
‫پس بهترین چوب رو برات مهیا میکنن

00:50:26.083 --> 00:50:28.042
‫تو این بازی...

00:50:30.042 --> 00:50:32.000
‫حق نداری به ضعیفترها حمله کنی

00:50:32.042 --> 00:50:34.250
‫یه چیزی رو درباره کشورتون میدونید

00:50:34.292 --> 00:50:35.999
‫سیاست ارتش و تمرین

00:50:36.000 --> 00:50:38.042
‫من...

00:50:38.083 --> 00:50:40.292
‫من دانش خوبی از این چیزها دارم

00:50:40.334 --> 00:50:42.459
‫جنگ برای من تجارته

00:50:42.500 --> 00:50:44.792
‫حداقل این رو میدونم که
‫تو جنگ هیچکس پیروز نمیشه...

00:50:44.834 --> 00:50:47.083
‫اوضاع بعد از جنگ مثل سابق باقی
‫میمونه

00:50:47.083 --> 00:50:50.250
‫به همین دلیل میخوام سلاحهایی سبك بسارم

00:50:50.250 --> 00:50:53.375
‫کمانهای افراد من اونقدر سنگین هستن که به سختی حملشون میکنن

00:50:53.375 --> 00:50:55.918
‫و برای نجات خودش
‫سلاح رو رها میکنه و نابود میشه

00:50:55.918 --> 00:50:59.292
‫به همین خاطر از کمانت خیلی خوشم اومد
‫خیلی سبكه

00:50:59.292 --> 00:51:02.918
‫میتونه به دشمن برخورد کنه و
‫نابودش کنه

00:51:02.918 --> 00:51:05.250
‫تنها راهش همینه

00:51:05.250 --> 00:51:08.334
‫وقتی دشمن خوابه باید حمله کنیم

00:51:08.375 --> 00:51:11.792
‫ببخشید که حواستون رو پرت میکنم ولی كنجكاو شدم بدونم

00:51:11.792 --> 00:51:14.500
‫شما برای چی سفر میکنید؟

00:51:14.500 --> 00:51:17.334
‫میخوایم در سرزمین جدید ماجراجویی کنیم

00:51:17.334 --> 00:51:20.542
‫از بزرگی ژنرال بایان شنیدیم و خواستیم ایشون رو ملاقات کنیم

00:51:22.250 --> 00:51:24.209
‫داری چاپلوسی میكنی خوشم نیومد

00:51:24.250 --> 00:51:27.125
‫باید جایی پیدا کنیم
‫تا زنده بمونیم

00:51:27.125 --> 00:51:29.709
‫نمیخواین به کشور خودتون برگردین؟

00:51:29.709 --> 00:51:32.042
‫ما كشوری نداریم سرورم

00:51:32.083 --> 00:51:34.918
‫برای یه مرد انگلیسی
‫گفتن این حرف خیلی سخته

00:51:34.959 --> 00:51:37.042
‫چرا؟ بخاطر زن؟

00:51:38.584 --> 00:51:41.167
‫- نه بیشتر از این
‫مهم نیست

00:51:41.167 --> 00:51:43.709
‫یك كماندار و یك دانشجو بدون سرزمین

00:51:43.709 --> 00:51:46.209
‫شاید شما دوتا بتونید در خدمت من باشید

00:51:46.209 --> 00:51:48.334
‫البته باید فکر کنم

00:51:50.542 --> 00:51:52.500
‫نوبت توئه

00:52:12.125 --> 00:52:14.417
‫اوه تویی
‫چی میخوای؟

00:52:14.417 --> 00:52:16.417
‫بد. خیلی بده

00:52:16.417 --> 00:52:19.999
‫- چی بده؟
‫این چادر قدیمی...

00:52:19.999 --> 00:52:22.959
‫پتوهای کهنه
‫فقط یه خدمتکار کوچولو

00:52:22.959 --> 00:52:26.584
‫غذای درست حسابی ندارین خیلی بده

00:52:26.584 --> 00:52:28.999
‫- یه خدمتکار دیگه میخواین - چطور باید گیر بیاریم...

00:52:28.999 --> 00:52:30.918
‫با عطوفت وسخاوتمندی تو؟

00:52:30.918 --> 00:52:33.083
‫شاید من براتون جور کنم

00:52:33.083 --> 00:52:36.250
‫شاید بعضیها از مسیحیها خوششون نیاد
‫ولی من نه

00:52:36.292 --> 00:52:38.792
‫باشه. بسه دیگه
‫چی میخوای بگی؟

00:52:38.792 --> 00:52:44.167
‫هیچوقت درباره مسائل مهم حرف نزنید مگراینکه به چشم خودتون دیده باشید

00:53:01.500 --> 00:53:04.584
‫از طرف رز سیاه براتون یه پیغام دارم

00:53:04.584 --> 00:53:06.542
‫رز سیاه دیگه کیه؟

00:53:06.584 --> 00:53:08.751
‫خواهر ارباب مهربان منه

00:53:08.792 --> 00:53:11.709
‫- خوبه
‫اون میخواد فرار کنه

00:53:11.709 --> 00:53:13.667
‫میخواد بره انگلستان

00:53:13.709 --> 00:53:16.167
‫و از اونجاییکه شما انگلیسیها خیلی شجاع و غیور هستید

00:53:16.167 --> 00:53:18.834
‫باعث افتخارتون میشه که به هم نوع خودتون كمك كنید

00:53:18.834 --> 00:53:21.918
‫- یعنی میخوای بگی اون انگلیسیه؟ - گزارشهایی اومده که..

00:53:21.918 --> 00:53:25.417
‫میگن پدرش انگلیسیه
‫در جنگهای صلیبی زندانی شده

00:53:25.417 --> 00:53:28.459
‫- چرا بهش میگن رز سیاه؟ این اسمیه که در

00:53:28.459 --> 00:53:33.042
‫آسیای شرقی به باارزشترین میخك صحرایی میگن

00:53:33.042 --> 00:53:37.667
‫من دوست ندارم یه دختر انگلیسی بین این همه کافر باشه

00:53:37.667 --> 00:53:41.918
‫- هنوز نمیدونیم اون انگلیسیه یا نه - توی ماراها قوم و خویش داره

00:53:41.918 --> 00:53:44.375
‫فقط میخواد به اونا برسه

00:53:44.375 --> 00:53:47.292
‫چرا میخوای اینكار رو بكنی؟
‫L+

00:53:47.292 --> 00:53:50.918
‫من که بخاطر اون زن خودم رو تو دردسر نمیندازم

00:53:50.918 --> 00:53:53.959
‫اون یه سنگ خیلی با ارزش داره

00:53:53.999 --> 00:53:56.375
‫انتظار داره بین ارتش بایان
‫چیکار کنیم؟

00:53:56.375 --> 00:54:00.834
‫پرندهایی که اشیونه اش رو با پر میسازه هیچ چیز رو به شانس نمی سپاره

00:54:00.834 --> 00:54:06.167
‫من یه نقشه خیلی حساب شده دارم البته خطرناکه شما میترسید

00:54:06.167 --> 00:54:08.459
‫میترسیم؟ خون انگلیسی برای ما خیلی بیشتر از

00:54:08.459 --> 00:54:10.459
‫اون سنگ قیمتی تو، ارزش داره

00:54:10.459 --> 00:54:15.334
‫خوبه
‫به رز سیاه اطلاع میدم

00:54:30.792 --> 00:54:33.542
‫ارباب، اون یارو دوباره اومد

00:54:33.542 --> 00:54:35.500
‫جدی؟

00:54:39.667 --> 00:54:41.792
‫اینم خدمتکار دوم اتون

00:54:41.834 --> 00:54:44.500
‫- اسمش محمده - ببرش

00:54:44.500 --> 00:54:47.209
‫- زودباش. ببرش بیرون - خیلی عجیبه

00:54:47.209 --> 00:54:50.999
‫دیشب شتری از روی چادر اون زن رد شد

00:54:50.999 --> 00:54:54.792
‫افرادم همه جا رو گشتن ولی رز سیاه گم شده بود.

00:55:04.125 --> 00:55:06.792
‫زود باش ببرش بیرون اونا پیداش میکنن...

00:55:06.792 --> 00:55:10.167
‫با این کارت ما رو به کشتن میدی

00:55:10.167 --> 00:55:14.792
‫- برو محمود برو سر کارت - بله ارباب

00:55:14.792 --> 00:55:20.292
‫من که احمق .نیستم دیروز یه پسر برده برای انگلیسی ها خریدم

00:55:20.292 --> 00:55:22.584
‫اون پسر غیبش زد.

00:55:22.626 --> 00:55:24.999
‫و همه فکر میکنن اون پسر اینه

00:55:25.000 --> 00:55:26.834
‫یه کار دیگه هم کردم

00:55:26.876 --> 00:55:30.500
‫یکی از شترها که فرار کرد زین شده بود

00:55:30.500 --> 00:55:33.667
‫وقتی شتر رو پیدا کنن فکر میکنن که...

00:55:33.667 --> 00:55:36.999
‫رز سیاه در حال فرار افتاده و زخمی شده

00:55:36.999 --> 00:55:39.876
‫- خیلی ساده است
‫- این دختر رو ببر بیرون!

00:55:39.876 --> 00:55:43.375
‫شاید هم بهتره الان داد بزنم و بگم که اینجاست

00:55:43.375 --> 00:55:46.125
‫هیچکس داستان شما رو باور نمیکنه

00:55:46.125 --> 00:55:50.876
‫شاید اینطوری مایل باشید به من
‫كمك كنید

00:55:53.292 --> 00:55:57.417
‫- من شترها رو پیدا کردم - یه پسر دیگه هم داریم

00:55:57.417 --> 00:56:01.334
‫مال تو تریس !
‫چشمهای درشت و زیبایی داره

00:56:04.125 --> 00:56:09.000
‫خیلی ساده است
‫هرکاری که بگید براتون میکنه

00:56:09.000 --> 00:56:11.167
‫متوجهایی؟

00:56:11.167 --> 00:56:14.250
‫میدونی اگه غیر از اون چه که باید بگی چه بلایی سر همه ما میاد؟

00:56:14.250 --> 00:56:16.500
‫بله ارباب سخاوتمند

00:56:17.999 --> 00:56:21.375
‫محمود

00:56:21.375 --> 00:56:24.417
‫- میخواستم تشکر کنم - باشه. میدونم

00:56:24.417 --> 00:56:26.459
‫این پسره قراره تو کارها کمکت کنه

00:56:26.500 --> 00:56:28.709
‫ولی همچنان تو پسر اول هستی
‫متوجه شدی؟

00:56:28.751 --> 00:56:31.709
‫ما به پسر دومی احتیاج نداریم این پسره خوب نیست

00:56:31.709 --> 00:56:33.999
‫- خودم همه کارها رو میکنم - هركاری بهت گفتم رو میكنی

00:56:33.999 --> 00:56:37.000
‫ببرش بیرون
‫بهش صبحونه بده و کار یادش بده

00:56:37.042 --> 00:56:39.751
‫بله ارباب
‫وقتی من گفتم پسر دوم غذا میخوره

00:56:39.751 --> 00:56:41.542
‫بیا

00:56:45.709 --> 00:56:48.918
‫اصلا خوب نیست
‫حالا باید چیکار کنیم؟

00:56:50.375 --> 00:56:53.167
‫فکر کنم فقط باید اینجا بشینیم و

00:56:53.167 --> 00:56:55.167
‫منتظر باشیم تا سرمون رو
‫با تبر قطع کنن

00:57:05.751 --> 00:57:07.751
‫اون دزد دریایی درست میگفت

00:57:07.751 --> 00:57:10.584
‫اینم از اون شتر زین شده

00:57:20.125 --> 00:57:22.584
‫این کثافت سوار شتر بود

00:57:22.584 --> 00:57:25.500
‫- میخواست من رو كتك بزنه - ببرش نوی چادر

00:57:27.167 --> 00:57:30.792
‫- میدونی اون زن کیه؟
‫- محمود به اون زن حمله کرد

00:57:30.792 --> 00:57:32.918
‫محمود باید شلاق بخوره مهم نیست!

00:57:32.959 --> 00:57:35.584
‫میدونی اگه کسی اون رو اینجا پیدا کنه
‫همه ما رو میکشن؟

00:57:35.626 --> 00:57:37.999
‫به کسی نمیگم
‫محمود باید اول از همه بمیره

00:57:38.000 --> 00:57:41.083
‫ازت میخوام بری به چادرت و
‫صدات در نیاد

00:57:44.083 --> 00:57:47.959
‫- میشه بهش اعتماد کرد؟
‫- یا اعتماد میکنیم یا گلوش رو میبریم

00:57:47.959 --> 00:57:49.959
‫- خوشحالم که اون فهمید - چرا؟

00:57:49.959 --> 00:57:52.542
‫چون دیگه لازم نیست وانمود کنم

00:57:52.542 --> 00:57:56.000
‫و توی یه چادر با شما هستم اینطوری خیالم راحته

00:57:56.000 --> 00:57:58.292
‫- ببین، محمد
‫- فکر کنم بهت گفته که

00:57:58.292 --> 00:58:00.834
‫من انگلیسی هستم و میخوام به انگلستان برم

00:58:00.834 --> 00:58:04.292
‫- اره میدونیم
‫- باید خیلی چیزها درباره انگلستان بدونم

00:58:04.292 --> 00:58:06.709
‫اگه قرار باشه اونجا زندگی کنم

00:58:06.709 --> 00:58:10.918
‫فکر میکنی از من خوششون بیاد؟ اونجا چه شکلیه؟

00:58:10.918 --> 00:58:14.334
‫مردمش به زیبایی شما هستن؟

00:58:15.375 --> 00:58:17.626
‫از این بپرس اون خوشگلتره

00:58:17.667 --> 00:58:21.751
‫نه فکر کنم تو خوشتیپ تری خیلی از اون زیباتری

00:58:21.751 --> 00:58:24.042
‫تو همونی هستی که همیشه

00:58:24.042 --> 00:58:26.959
‫محمد، وقت برای حرف زدن نداریم این قضیه برای همه ما خیلی جدیه

00:58:26.959 --> 00:58:29.083
‫اون عمامه رو سرت کن دکمه هات رو ببند...

00:58:29.125 --> 00:58:31.083
‫و سعی کن نقش پسر دوم رو بازی كنی. فهمیدی؟

00:58:31.125 --> 00:58:33.083
‫- آره اما...
‫نمیخوام در باهاش حرف بزنم

00:58:33.125 --> 00:58:35.083
‫- همون کاری که گفتم رو سریع انجام بده
‫- باشه حتما. ولی..

00:58:35.125 --> 00:58:37.209
‫زودباش

00:59:52.792 --> 00:59:57.834
‫تابحال همچین جوانان شجاعی رو ندیدم که بخوان به ماجراجویی برن

00:59:57.834 --> 01:00:01.417
‫- نظر خانم در این باره چیه؟ - خانم، سرورم؟

01:00:01.417 --> 01:00:04.334
‫اسمش چی بود؟ سارا؟

01:00:04.334 --> 01:00:08.167
‫اوه فکر کنم خیلی از این ماجراجویی
‫لذت
‫میبره سرورم

01:00:08.167 --> 01:00:12.125
‫داریم برای سارای تو چندتا دوست میسازیم
‫دیگه تنها نمیمونه

01:00:12.125 --> 01:00:14.709
‫دستور دادم برات چوب فراهم کنن، کماندار

01:00:14.751 --> 01:00:16.876
‫چیزی هم برای جلب نظر تو داریم دانشجو

01:00:16.918 --> 01:00:19.292
‫با اون ارابه جهت یاب جنگی

01:00:19.292 --> 01:00:21.417
‫بدون گم شدن میتونیم
‫از بین هر طوفانی عبور کنیم

01:00:21.459 --> 01:00:24.167
‫میتونیم به هر کشوری که بخوایم بریم

01:00:24.167 --> 01:00:26.125
‫- در چین ساخته شده؟
‫- اممم

01:00:26.167 --> 01:00:28.834
‫- چطور کار میکنه؟
‫- درونش جعبه ایی هست

01:00:28.876 --> 01:00:30.959
‫داخل اون جعبه عقربه هایی هستن که مسیر درست رو نشون میدن

01:00:30.999 --> 01:00:33.417
‫اون عقربه ها چطور همچین کاری میکنن؟

01:00:33.459 --> 01:00:35.751
‫خب اگه ندونی تعجب نمیکنم

01:00:35.751 --> 01:00:38.250
‫من زمان لازم دارم تا جنگ راه بندازم
‫ببین

01:00:38.292 --> 01:00:42.542
‫اونجا کشور .هنده روزی اونجا رو فتح میکنیم

01:00:42.542 --> 01:00:45.000
‫بعد از فتح چین باید کار جدیدی شروع کنیم

01:00:45.000 --> 01:00:49.000
‫مطمئنم که ذهن جستجوگر تو میتونه راهی برای فتح هند پیدا کنه

01:00:49.000 --> 01:00:51.334
‫ولی اول چین!

01:01:23.209 --> 01:01:25.834
‫انگار حقه ی شتر زین شده رو باور کردن

01:01:25.834 --> 01:01:27.918
‫مردی كه برای جستجو کردن فرستاده بودن بزودی به ما ملحق میشه

01:01:27.959 --> 01:01:32.209
‫من که نشونه ایی از هیچ چادری نمیبینم
‫اون زن کجاست؟

01:01:32.209 --> 01:01:35.999
‫اون تو دور از چشم
‫همه

01:01:39.999 --> 01:01:43.167
‫- داری چیكار میكنی؟
‫- دارم این کثافتها رو از صورتم پاک میکنم

01:01:43.167 --> 01:01:45.709
‫- دوباره بمالشون روی صورتت - نه، خیلی زشت میشم

01:01:45.751 --> 01:01:49.709
‫وقتی قراره با تو توی یه چادر
‫غذا بخورم نباید زشت بنظر بیام

01:01:49.709 --> 01:01:54.000
‫- محمد...
‫- مریم. اینجاست

01:01:54.000 --> 01:01:57.083
‫اون رو از کجا آوردی؟ - لازمش داشتم

01:01:57.083 --> 01:02:00.209
‫چندتا هم لباس لازم داشتم

01:02:01.626 --> 01:02:03.667
‫محمود!

01:02:05.918 --> 01:02:07.999
‫- بله ارباب
‫- محمود، تو این چیزها رو دزدیدی؟

01:02:08.000 --> 01:02:09.999
‫محمود میبینه، محمد
‫برمیداره

01:02:10.000 --> 01:02:12.334
‫اگه این چادر رو گشتن چی؟
‫نباید وسیله ی دزدیده شده ایی اینجا باشه

01:02:12.334 --> 01:02:14.876
‫همه زنها از هم دزدی میکنن

01:02:14.918 --> 01:02:17.334
‫دیگه از دزدی خبری نیست اما اگر خانم خواستن چی...

01:02:17.334 --> 01:02:20.375
‫هر کاری که من میگم رو میکنی مهم نیست خانم چی میخوان

01:02:20.375 --> 01:02:23.209
‫- مریم سریع اون مواد رو بزن روی صورتت
‫- نه

01:02:23.292 --> 01:02:26.250
‫- یعنی چی نه؟ - یعنی نه

01:02:26.250 --> 01:02:28.834
‫هیچ خطری وجود نداره

01:02:28.834 --> 01:02:31.959
‫اگه میخواستن این چادر رو بگردن تا حالا اینکار رو کرده بودن

01:02:31.999 --> 01:02:35.999
‫هیچكس نزدیك این چادر نمیشه
‫چون ما
‫مسیحی هستیم

01:02:35.999 --> 01:02:39.083
‫انگار
‫همه چیز داره مثل معجزه درست میشه..

01:02:39.083 --> 01:02:44.042
‫اگه من بقیه این مواد رو از صورتم پاک کنم معجزه کامل میشه

01:02:44.042 --> 01:02:46.334
‫معجزه؟ کدوم معجزه؟

01:02:46.334 --> 01:02:49.667
‫خیلی خجالت میکشدم چون داشت باورم میشد که قراره

01:02:49.667 --> 01:02:52.834
‫من رو به چادر خان بفرستن

01:02:52.834 --> 01:02:56.167
‫ولی وقتی تو رو دیدم فهمیدم همه چیز داره درست میشه

01:02:56.167 --> 01:02:59.459
‫،مریم تابحال برای من معجزهایی
‫رخ نداده

01:02:59.459 --> 01:03:01.375
‫برای همین هیچی درباره معجزه نمیدونم

01:03:01.375 --> 01:03:04.876
‫چی باعث شد فکر کنی با پاک کردم مواد از صورتت معجزه اتفاق میافته؟

01:03:04.876 --> 01:03:10.042
‫از وقتی که بچه بودم همه چیز رو درباره
‫معجره میدونستم. پدرم بهم میگفت

01:03:10.042 --> 01:03:12.459
‫خیلی دوست داشتم به انگلستان برم...

01:03:12.459 --> 01:03:15.209
‫چون فکر میکردم چقدر خوبه توی کشوری
‫باشی که..

01:03:15.250 --> 01:03:18.918
‫همه مردم اون کشور مثل پدرم
‫باوقار بلندقد و زیبا باشن

01:03:18.918 --> 01:03:23.125
‫اون میخواست من رو ببره اونجا ولی نمیتونست چون زندانی بود

01:03:23.125 --> 01:03:28.375
‫برای همین به من گفت باید از خدا بخواهیم
‫تا کمکم کنه

01:03:28.375 --> 01:03:32.250
‫گفت شاید اگه باور داشته باشیم معجزه اتفاق میافته

01:03:32.250 --> 01:03:35.334
‫خدایی که همچین معجزه ایی رو رقم بزنه خیلی دوست دارم

01:03:35.334 --> 01:03:38.334
‫برای همین به خدا ایمان دارم

01:03:38.334 --> 01:03:42.250
‫قبل از اینکه پدرم رو بکشن این رو
‫بهم
‫داد تا برام معجزه اتفاق بیافته

01:03:43.542 --> 01:03:46.334
‫گفت روزی یك مرد بلندقد و زیباروی
‫..انگلیسی...

01:03:46.334 --> 01:03:48.334
‫سوار بر اسب
‫از کوهستان میاد...

01:03:48.334 --> 01:03:51.000
‫و بخاطر زیبایی من بهم كمك میكنه

01:03:51.042 --> 01:03:54.792
‫وقتی تو رو دیدم فهمیدم که تو جزویی
‫از معجزهایی هستی که خدا برای من میخواد

01:03:54.792 --> 01:03:58.584
‫فقط برای اینکه تو باید زیبایی صورت
‫من رو ببینی

01:03:58.584 --> 01:04:00.751
‫باید اون چیزهای زشت رو از صورتم پاک میکردم

01:04:02.542 --> 01:04:04.500
‫خیلی زیباد بود مریم
‫و من...

01:04:04.542 --> 01:04:06.999
‫آرزو میکنم که این یه معجزه میبود چون خیلی بهش احتیاج داریم

01:04:06.999 --> 01:04:10.042
‫ولی متاسفانه نمیتونیم روش حساب کنیم چون معجزه همینطوری اتفاق نمیافته

01:04:10.042 --> 01:04:12.250
‫ولی اتفاق افتاده

01:04:12.292 --> 01:04:15.375
‫مرد بلندقد و زیباروی انگلیسی
‫داره این کشور رو زیر پاش میزاره

01:04:15.417 --> 01:04:19.125
‫درست وقتیکه معجزه بهت احتیاج داشت تو اونجا بودی

01:04:19.125 --> 01:04:23.292
‫پی مطمئنم که بقیهی معجزه هم اتفاق میافته
‫درست همنطور که پدرم گفت

01:04:23.292 --> 01:04:26.751
‫چه معجزه باشه چه نباشه دوست ندارم دارم بزنند

01:04:26.751 --> 01:04:30.042
‫حالا اگه به حرفم گوش کنی به چادر زنها
‫برت میگردونم

01:04:30.042 --> 01:04:33.751
‫نه همونكاری رو میکنیم که معجزه میخواد

01:04:33.751 --> 01:04:37.083
‫یا... اینکه به همه میگم که اینجام

01:04:37.083 --> 01:04:40.167
‫تنها کاری که با من میکنن اینه که من رو به چادر زنها برمیگردونن

01:04:40.167 --> 01:04:42.709
‫ولی بنظرم با تو خیلی مهربانانه
‫رفتار نکنن

01:04:47.209 --> 01:04:50.292
‫حالا اگه فکر میكنی من زیبا هستم
‫بهم نگاه کن

01:04:54.042 --> 01:04:56.334
‫باشه، باشه تو زیبایی

01:04:56.334 --> 01:05:00.500
‫حالا میشه کمکم کنی این مواد کثیف رو از
‫بدنم پاک کنم؟

01:05:44.125 --> 01:05:48.334
‫نگید که تاحالا مردهای
‫به دار آویخته شده رو ندیدید

01:05:48.334 --> 01:05:51.626
‫- جرمشون چی بوده سرورم؟ اون گذرگاه رو میبینی؟

01:05:51.626 --> 01:05:54.876
‫باید از اونجا عبور میكردیم. برای عبور از اونجا باید میجنگیدیم ولی وقت نداشتیم

01:05:54.876 --> 01:05:56.918
‫این یه هشداره
‫اگه دردسری به وجود بیاد...

01:05:56.918 --> 01:05:59.542
‫دوبرابر این افراد، گروگان دارم

01:05:59.584 --> 01:06:01.167
‫اونا رو هم دار میزنم - متوجه شدم

01:06:01.209 --> 01:06:04.042
‫متوجه شدی ولی خوشت نیومد
‫آره؟

01:06:04.042 --> 01:06:06.626
‫دلاوری شما انگلیسیها در جنگ رو فراموش کرده بودم

01:06:06.667 --> 01:06:10.584
‫فکر میکنم آدمهای مختلف رفتارهای متفاوتی دارن، سرورم

01:06:10.584 --> 01:06:13.667
‫نه درمورد مسائل احمقانه
‫انگلیسی

01:06:13.667 --> 01:06:17.751
‫نه چیزی وجود نداره که من نتونم
‫تصاحبش کنم

01:06:19.250 --> 01:06:22.500
‫یا فتح میكنی یا کس دیگری تو رو
‫فتح میکنه

01:06:22.500 --> 01:06:26.417
‫روش دنیا همینه

01:06:26.417 --> 01:06:28.375
‫متشکرم که این موضوع رو بهم یادآوری كردین
‫سرورم

01:06:28.417 --> 01:06:31.334
‫ازت خوشم میاد، دانشجو

01:06:31.334 --> 01:06:34.876
‫از طرز فکر کردن و صحبت کردنت خوشم میاد
‫باید بهت پاداش بدم

01:06:49.000 --> 01:06:51.000
‫انگار حوصلهی حرف نزدن نداری والتر؟

01:06:51.000 --> 01:06:53.000
‫نه

01:06:54.375 --> 01:06:57.209
‫حیلی حیف شد

01:06:57.209 --> 01:06:59.417
‫امیدوار بودم از انگلستان برام بگی

01:07:01.083 --> 01:07:04.417
‫اونجا چطور جاییه؟ خیلی قشنگه؟

01:07:04.417 --> 01:07:08.584
‫- نمیدونم
‫- بنظر تو اونجا قشنگه تریس؟

01:07:08.584 --> 01:07:11.876
‫آره بنظرم قشنگه

01:07:11.876 --> 01:07:15.709
‫قشنگترین جای دنیاست

01:07:15.709 --> 01:07:18.500
‫جنگلها و خاک انگلستان

01:07:18.500 --> 01:07:22.250
‫بوی خوشی میدن

01:07:22.250 --> 01:07:26.375
‫هوا تمیزه
‫بارون هوا رو تمیز میکنه

01:07:26.375 --> 01:07:29.959
‫همه جا تمیزه تمیزو عطرآگینه

01:07:29.959 --> 01:07:32.125
‫بهترین کشور دنیاست

01:07:33.751 --> 01:07:37.000
‫چرا تریس

01:07:37.000 --> 01:07:40.792
‫کاش الان اونجا بودم

01:07:40.792 --> 01:07:43.500
‫بایات درباره حس وطن دوستی تو
‫درست میگفت

01:07:43.500 --> 01:07:45.959
‫و یه شاعر که دلتنگ وطنش شده

01:07:45.959 --> 01:07:49.083
‫حالا که اون اینطور میگه باید جای بسیار زیبایی باشه

01:07:49.083 --> 01:07:50.834
‫اون فقط قسمتهای خوبش رو به یاد میاره

01:07:50.876 --> 01:07:53.751
‫از این حسش خوشم میاد

01:07:53.751 --> 01:07:55.959
‫تو تابحال درباره انگلستان همچین حسی نداشتی؟

01:07:57.334 --> 01:08:01.375
‫پدر من هم همچین حسی درباره اش داشت

01:08:01.375 --> 01:08:05.834
‫فکر میکنم تو هم همیچین حسی همیچین حسی نداری ولی نمیخوای به زبون بیاری

01:08:05.834 --> 01:08:09.918
‫درباره نورمنها هم براش بگو، تریس

01:08:11.334 --> 01:08:14.959
‫دوست ندارم همچین حسی داشته باشی، والتر

01:08:14.959 --> 01:08:19.709
‫فکر میکنم تو اون کشور رو خیلی دوست داری

01:08:19.709 --> 01:08:23.417
‫ولی از چیزی یا کسی آزرده خاطر شدی

01:08:27.584 --> 01:08:30.834
‫- من دوستش ندارم - كی رو؟

01:08:32.375 --> 01:08:34.999
‫همون دختری که در انگلستان احساسات تو رو جریحه دار کرده

01:08:34.999 --> 01:08:37.626
‫دختری در کار نیست

01:08:41.500 --> 01:08:43.250
‫پس تو از برگشتن..

01:08:43.250 --> 01:08:45.626
‫از برگشتن به انگلستان خیلی خوشحال میشی
‫آره؟

01:08:45.667 --> 01:08:48.834
‫تنها چیزی که نگرانش نیستم همینه من قصد برگشتن ندارم

01:08:48.834 --> 01:08:50.959
‫پس کجا میخوای بری؟

01:08:50.999 --> 01:08:53.459
‫بهتره از ژنرال بایان بپرسی

01:08:53.500 --> 01:08:56.834
‫من با اون میرم با پیروزی همراه میشم اگه شانش یارمون باشه

01:09:01.042 --> 01:09:03.292
‫شده محمد؟
‫چی

01:09:09.709 --> 01:09:11.834
‫محمد،
‫شده؟ چی

01:09:13.667 --> 01:09:17.792
‫اینکه تو قصد برگشتن به انگلستان رو
‫نداری آزارم میده

01:09:17.792 --> 01:09:19.751
‫معجزهی من اینطور نیست

01:09:21.876 --> 01:09:24.417
‫متاسفم مریم

01:09:24.417 --> 01:09:27.751
‫معجزه ات رو فراموش کرده بودم

01:09:27.751 --> 01:09:29.792
‫ولی
‫همه چیز درست میشه

01:09:29.792 --> 01:09:34.417
‫تو برای خودت یه مرد انگلیسی دیگه سوار براسب
‫پیدا میکنی

01:09:34.417 --> 01:09:37.417
‫احتمالاً نورمنی باشه ولی فرق چندانی نداره

01:09:37.417 --> 01:09:41.167
‫تا جاییکه بتونیم سعی میكنیم
‫به تو و رسیدن به معجره ات كمك كنیم

01:09:41.167 --> 01:09:44.792
‫- درست میشه
‫- کاش همچین حسی نداشتی

01:09:44.792 --> 01:09:47.709
‫اگه نمیخوای حسی به من نداشته باشی
‫دوباره محمد
‫میشم

01:09:47.709 --> 01:09:49.709
‫اون مواد کثیف برام مهم نیست

01:09:49.709 --> 01:09:51.709
‫ببین..

01:09:51.709 --> 01:09:53.709
‫تو چرا هیچی نمیگی؟

01:09:53.709 --> 01:09:56.667
‫تو و اون شاعری کردنت بودین که این اوضاع رو شروع کردین

01:09:56.667 --> 01:09:58.751
‫تو تنها کسی هستی که تو معجزه اون هستی

01:09:58.792 --> 01:10:01.417
‫انگار تو معجزه اش خیلی هم زیبا هستی

01:10:32.083 --> 01:10:35.876
‫راه درازی اومدیم تا اینجا رو ببینیم

01:10:35.876 --> 01:10:38.667
‫کاتای

01:10:38.667 --> 01:10:40.999
‫همه
‫چی
‫اینجاست

01:10:43.918 --> 01:10:46.167
‫به بازی واقعی ازت میخوام دانشجو بهترین بازی رو

01:10:46.167 --> 01:10:49.542
‫چیزی که تابحال تجربه اش نکرد یه نقشه جدید برای جنگ دارم

01:10:49.542 --> 01:10:53.000
‫اگه میتونی تندباد رو پیدا کن این نقشه کشور چینه

01:10:53.000 --> 01:10:57.709
‫مردان زیادی تلاش کردن چین رو فتح کردن
‫ولی همشون شکست خوردن

01:10:57.709 --> 01:10:59.626
‫باید برای گرفتن حقامون بجنگیم

01:10:59.667 --> 01:11:02.375
‫این بالشت هیچی برات به ارمغان نمیاره

01:11:02.375 --> 01:11:05.167
‫باید سر از جغرافیای این کشور دربیاری

01:11:05.167 --> 01:11:07.542
‫یا این کشور رو اشغال میکنیم یا چه اتفاقی میافته؟

01:11:07.542 --> 01:11:10.709
‫شما سربازها زندانی میشید چون ضعیفتر هستید
‫باید چیکار کنیم؟

01:11:10.709 --> 01:11:12.751
‫فكر كن
‫وگرنه هیچی رو تصاحب نمیکنیم

01:11:12.792 --> 01:11:16.500
‫همینطور پیش میریم
‫و همه چیز رو نابود میکنیم

01:11:16.500 --> 01:11:18.709
‫تا قلب چین میتازیم تا كینسای

01:11:18.751 --> 01:11:21.167
‫دولت رو نابود میکنیم
‫هر کسی که مقاومت کنه رو از بین میبریم

01:11:21.167 --> 01:11:23.250
‫- ولی اونا باید ازت حمایت کنن سرورم
‫- اونا رو ول کن

01:11:23.292 --> 01:11:25.542
‫چون من سلاحی به سرعت باد در اختیار دارم

01:11:25.584 --> 01:11:27.542
‫- ولی تجهیزات شما از هیچ تجهیزاتی استفاده نمیکنیم

01:11:27.584 --> 01:11:29.542
‫اون کشور رو از وجود هر جنبندهایی پاک میکنیم. خوب فکر کن

01:11:29.584 --> 01:11:32.709
‫باید راهی وجود داشته باشه یه راهی پیدا کن

01:11:32.709 --> 01:11:35.584
‫شما از پیروزی در نبردها و باخت در جنگ صحبت کردین

01:11:35.584 --> 01:11:37.542
‫حتا اگر پیروز بشید هر نبردی شما رو
‫ضعیفتر میکنه

01:11:37.584 --> 01:11:39.918
‫به محض اینکه ارتش خان برسه اولین نبرد رو پیروز میشیم

01:11:39.918 --> 01:11:42.709
‫بعد منتظر میشیم تا خبر پیروزی امون منتشر بشه

01:11:42.709 --> 01:11:47.083
‫اگه بازنده بشیم، تاریخ از ما به عنوان مردهای كوچك یاد میكنه

01:11:47.083 --> 01:11:50.083
‫ولی اگه چین رو فتح کنیم

01:11:50.083 --> 01:11:52.042
‫قدرت خرد و دانش اونا رو تصاحب میکنیم

01:11:52.083 --> 01:11:54.999
‫اونا وسایل پرتاب آتش دارن اونا دیگه قدیمی شدن...

01:11:54.999 --> 01:11:59.209
‫ولی شاید روزی به این درد بخوره
‫تا بتونیم دیوارهای رم رو به لرزه بیاندازیم

01:11:59.209 --> 01:12:01.417
‫- رم؟
‫- اممم

01:12:01.417 --> 01:12:04.250
‫- تا رم مسافت زیادی هست - همینطور تا انگلستان

01:12:04.250 --> 01:12:07.000
‫چقدر دوست داری دوباره کشورت
‫انگلستان رو ببینی؟

01:12:07.000 --> 01:12:11.250
‫ولی به عنوان یك فاتح تا اونایی که شما رو تسخیر کردن رو به زانو دربیاری

01:12:12.751 --> 01:12:15.375
‫خوب فکر کن

01:12:15.375 --> 01:12:18.500
‫شاید بزرگترین بازی دنیا رو پیروز بشیم

01:12:24.834 --> 01:12:28.209
‫چی شده کماندار؟ نمیتونی بخوابی؟

01:12:28.209 --> 01:12:31.167
‫داشتم فکر میکردم
‫بنظرت اون از پسش برمیاد؟

01:12:32.999 --> 01:12:34.999
‫نمیدونم

01:12:35.000 --> 01:12:36.999
‫بنظرم میتونه

01:12:37.000 --> 01:12:40.209
‫داشتنم به طرز حرف زدنش فکر میکردم

01:12:40.209 --> 01:12:44.459
‫شاید ما داریم در جبههی اشتباهی
‫میجنگیم

01:12:47.375 --> 01:12:50.459
‫- تریس؟ - چیه؟

01:12:50.459 --> 01:12:53.167
‫- میخوای برگردی؟ - میخوای چیكار كنی؟

01:12:53.209 --> 01:12:56.500
‫میخوام موضوعی رو بهت بگم

01:12:56.500 --> 01:12:59.083
‫از این وضعیت خسته شدم

01:12:59.125 --> 01:13:02.792
‫اگه اون بتونه دنیا رو فتح کنه حداقل ما میتونیم برای تغییر بجنگیم

01:13:02.792 --> 01:13:04.751
‫چه اشکالی داره با اون برگردیم؟

01:13:04.792 --> 01:13:08.709
‫تنها در اینصورته که میتونی بوی خوش
‫انگلستانت رو استشمام كنی

01:13:08.709 --> 01:13:12.417
‫- آره میدونم
‫- بهتره كمی استراحت کنیم کماندار

01:14:01.999 --> 01:14:05.000
‫تریس تو که زخمی نشدی؟

01:14:05.000 --> 01:14:09.999
‫- نه فکر کنم خوبم - از اول جنگ دیدمت

01:14:09.999 --> 01:14:12.584
‫تو و کماندارهات علیه گلوله های آتش اونا

01:14:12.626 --> 01:14:14.999
‫صداش شبیه صدای خشم خدا بود

01:14:14.999 --> 01:14:17.000
‫اونا اینطور هستن

01:14:17.042 --> 01:14:21.083
‫دارن هر مرد زن و بچه تو این ناحیه رو میکشن

01:14:21.083 --> 01:14:23.292
‫انگار دارن زمین رو بخاطر کاشت بذر شخم میزنن

01:14:23.334 --> 01:14:26.125
‫تبرشون رو به سر هرکسی میكوبند

01:14:26.167 --> 01:14:30.667
‫هیچکس رو زنده نمیزارن مثل برداشت ساقه های گندم

01:14:30.667 --> 01:14:33.959
‫چی
‫شده انگلیسی؟

01:14:35.083 --> 01:14:37.918
‫ما امروز پیروز شدیم

01:14:37.918 --> 01:14:39.918
‫ولی شما از این پیروزی خوشحال نیستید
‫چرا؟

01:14:39.918 --> 01:14:42.083
‫بهش میگن تجارت جنگ

01:14:42.083 --> 01:14:45.999
‫خیلی ساده است دشمن رو بکش

01:14:45.999 --> 01:14:48.500
‫یك سرباز باید کشتن رو دوست داشته باشه

01:14:48.500 --> 01:14:52.125
‫مردی که جربزهی اینکار رو نداشته باشه دنبال من نمیاد

01:14:52.125 --> 01:14:55.459
‫برگردید به چادرتون و خوب فکر کنید

01:14:55.459 --> 01:14:58.834
‫خوب فکر کنید
‫باید تصمیم مهمی بگیرید

01:15:02.626 --> 01:15:05.459
‫درسته بهتره برگردیم به چادرمون

01:15:05.459 --> 01:15:07.959
‫پیروز شدیم. آره؟

01:15:07.999 --> 01:15:09.959
‫کمانها خوب کار کردن
‫ژنرال رو خوشحال کردن

01:15:09.999 --> 01:15:13.292
‫بریم به چادرمون و خوب فکر کنیم والتر

01:15:29.792 --> 01:15:33.626
‫نگرانتون بودم
‫نگران هردوی شما بودم

01:15:33.626 --> 01:15:36.167
‫هیچ اتفاقی برای ما نیافتاده

01:15:36.167 --> 01:15:38.709
‫این جریان توی معجزه ات نبود؟ یادت نمیاد؟

01:15:38.709 --> 01:15:41.584
‫- میدونم. ولی...
‫- درست نمیگم تریس؟

01:15:41.584 --> 01:15:43.542
‫چرا همینطوره

01:15:43.584 --> 01:15:46.999
‫- خیلی خوشحال میشم اگه.... - درسته مریم

01:15:46.999 --> 01:15:48.959
‫نباید معجزه رو فراموش كنی

01:15:48.999 --> 01:15:51.918
‫یك مرد بلندقد و زیباروی انگلیسی . درسته؟

01:15:51.918 --> 01:15:55.375
‫یك شوالیه
‫یك شوالیه با زره ایی درخشان

01:15:55.375 --> 01:15:59.417
‫باید امروز میدیدیش
‫تقریبا مثل یه شوالیه جنگید

01:15:59.417 --> 01:16:02.959
‫یك شوالیه انگلیسی یك شوالیه قسم خورده

01:16:02.959 --> 01:16:06.959
‫باید بهش افتخار کنی
‫از همیشه زیباتر شده بود

01:16:06.959 --> 01:16:10.667
‫بجر اینکه شوالیه ها فریاد میکشن ولی تو نه والتر. آره؟

01:16:10.667 --> 01:16:13.584
‫- تو چت شده؟
‫- پدرت اگه بود بهت افتخار میکرد

01:16:13.626 --> 01:16:16.000
‫همینطور پدربزرگت
‫تو اعتبار بزرگی بهشون بخشیدی

01:16:16.000 --> 01:16:19.792
‫طوری که نگاه میكردی
‫چرا چكمه های پدرت رو نپوشیده بودی؟

01:16:19.792 --> 01:16:22.334
‫خیلی بهت میان کجان؟

01:16:22.334 --> 01:16:24.751
‫برات میارمشون تا اونا رو بپوشی

01:16:24.751 --> 01:16:27.709
‫په نامه هم بود
‫بهتره دوباره بخونیش. چی
‫گفته بود؟

01:16:27.709 --> 01:16:30.876
‫. یه چیزی درباره شرافت
‫- تریس!

01:16:30.876 --> 01:16:33.876
‫دستت رو بکش

01:16:33.876 --> 01:16:35.918
‫تریس!

01:16:39.709 --> 01:16:41.792
‫- والت، متاسفم... - تو چت شده؟

01:16:41.792 --> 01:16:45.500
‫دیگه نمیشناسمت همیشه در حال بحث کردن هستی
‫تند مزاج شدی

01:16:45.500 --> 01:16:47.459
‫تو اون تریسی نیستی که من میشناختم

01:16:47.500 --> 01:16:49.584
‫- بیا از اینجا بریم - برای چی؟

01:16:49.626 --> 01:16:53.125
‫- دیگه نمیتونم کمکشون کنم - اگه دوست نداری نمون

01:16:53.125 --> 01:16:56.042
‫میخوای چیكار كنی؟
‫تا انگلستان با اونا بری؟

01:16:56.042 --> 01:16:58.000
‫من هیچ دینی به انگلستان ندارم

01:16:58.042 --> 01:17:01.709
‫خیلی احمقانه است که اینطور حرف میزنی

01:17:01.709 --> 01:17:03.542
‫فکر کنم بهتره تو برگردی به انگلستان

01:17:03.584 --> 01:17:07.334
‫فکر کنم تو چیزی که اون میخواد رو نداری
‫تو جرات اینکار رو نداری

01:17:07.334 --> 01:17:11.125
‫- تو تنها کسی هستی...
‫- نه من میمونم. من همین جا میمونم

01:17:11.125 --> 01:17:15.167
‫اگه نمیخوای بمونی مهم نیست کمکتون میکنم
‫از اینجا برید

01:17:15.167 --> 01:17:19.167
‫خیلی هم بهم میایید. بهتره با هم برید
‫هرجایی که اون میخواد

01:17:19.167 --> 01:17:21.999
‫نه، اگه تو میخوای بمونی منم میمونم

01:17:22.000 --> 01:17:24.834
‫خیلی لطف داری مریم
‫ولی اینطور هیچی درست نمیشه

01:17:24.834 --> 01:17:27.709
‫تا اینجا با هم بودیم از حالا به بعد را همون رو جدا میکنیم

01:17:27.709 --> 01:17:31.500
‫- كجا میری؟
‫- بدون نقشه نمیتونید جایی برید

01:17:31.500 --> 01:17:34.000
‫میرم نقشه چین رو پیدا کنم

01:17:37.876 --> 01:17:41.959
‫اون چش شده مریم؟ حالا چیکار کنیم؟

01:17:41.959 --> 01:17:44.209
‫نمیدونم

01:17:44.209 --> 01:17:47.500
‫از اون حرفها هیچ منظوری نداشت

01:17:47.500 --> 01:17:51.918
‫اصلا نمیدونه چی میخواد

01:17:51.918 --> 01:17:55.209
‫ولی نمیدونم باید چیکار کنم

01:18:03.667 --> 01:18:07.459
‫داری به موقع میری
‫تا این حد فهمیدم

01:18:07.459 --> 01:18:11.876
‫فردا دوباره راه میوفتیم
‫ارتش بایان میخواد به جنوب چین حرکت کنه

01:18:11.876 --> 01:18:15.209
‫و کاروان هدایای خان به سمت شمال میرن

01:18:15.209 --> 01:18:18.459
‫از حالا به بعد درست وسط ارتش
‫اردو میزنیم

01:18:18.459 --> 01:18:20.417
‫دیگه شانسی برای رفتن نداری

01:18:20.459 --> 01:18:24.751
‫بهتره همین امشب بری

01:18:24.751 --> 01:18:26.709
‫آره فکر کنم بهتره همینکار رو کنیم

01:18:26.751 --> 01:18:29.792
‫من میرم اول میرم جنوب

01:18:29.834 --> 01:18:32.083
‫تا به کینسای برسیم

01:18:32.083 --> 01:18:34.209
‫رودخونه ایی هست که به دریا میرسه

01:18:34.250 --> 01:18:37.751
‫شاید بتونی از همون مسیر برگردی

01:18:37.751 --> 01:18:41.250
‫آره بهتره همینکار رو کنیم - مریم کجاست؟

01:18:42.709 --> 01:18:44.667
‫اونجاست

01:18:55.334 --> 01:18:59.500
‫ما امشب میریم والتر
‫حرفهای تو و تریس رو شنیدم

01:18:59.500 --> 01:19:02.250
‫بله

01:19:02.250 --> 01:19:04.876
‫میخوای باهام خداحافظی كنی؟

01:19:06.459 --> 01:19:08.417
‫آره

01:19:08.459 --> 01:19:11.209
‫خوشحالم که گفتنش برات سخته

01:19:13.876 --> 01:19:17.334
‫تریس... تریس بخوبی ازت نگهداری میکنه مریم

01:19:17.334 --> 01:19:20.751
‫میتونی به تریس اعتماد كنی

01:19:20.751 --> 01:19:23.542
‫امیدوارم... از انگلستان خوشت بیاد

01:19:25.751 --> 01:19:30.792
‫اگه دوباره بوی انگلستان به مشامش بخوره
‫حالش خوب میشه

01:19:30.792 --> 01:19:36.083
‫بهش بگو .... اوه، ولش کن، مهم نیست

01:19:36.083 --> 01:19:39.417
‫میدونی چیه والتر؟
‫هم میتونم برم و هم میتونم بمونم

01:19:39.417 --> 01:19:42.292
‫هرچی که تو بخوای

01:19:44.125 --> 01:19:48.250
‫نه، نه، انگلستان برای تو بهتره

01:19:56.918 --> 01:19:59.834
‫من امشب رو بیدار میمونم

01:19:59.834 --> 01:20:01.959
‫تا كسی بهمون مشكوك نشه

01:20:01.999 --> 01:20:04.709
‫باید از نو شروع کنی

01:20:04.709 --> 01:20:07.584
‫بنظر میاد روز خوبی برای سواری باشه

01:20:07.626 --> 01:20:10.876
‫میرم اسبها رو چك كنم

01:20:46.999 --> 01:20:50.999
‫پس کار تو بود انگلیسی بخاطر کنجکاویت بود؟

01:20:50.999 --> 01:20:55.000
‫- یا میدونستی که اینکارت دزدی محسوب میشه؟
‫- میدونستم سرورم

01:20:55.000 --> 01:20:59.417
‫چرا؟ تو که مجازات این جرم رو میدونستی

01:20:59.417 --> 01:21:03.375
‫چرا همچین خطری رو به جون خریدی؟ چرا اینکار رو کردی؟

01:21:06.792 --> 01:21:09.876
‫میریم به سمت شمال شرق و
‫اونجا برای محاكمه توقف میكنیم

01:21:09.876 --> 01:21:12.459
‫وقتی اردو زدیم اون رو به چادر من بیارید

01:21:20.626 --> 01:21:23.667
‫چت شده؟
‫ما که فرار کردیم. مگه نه؟

01:21:23.667 --> 01:21:26.834
‫نمیتونن تو تاریكی رد ما رو پیدا کنن

01:21:26.834 --> 01:21:31.751
‫وارد بخشی از معجزه ات شدی داری میری به انگلستان

01:21:34.042 --> 01:21:37.417
‫دیگه نمیخوام برم اونجا

01:21:37.417 --> 01:21:40.500
‫میدونم مریم میدونم

01:21:40.542 --> 01:21:44.626
‫پس پای یه زن درمیون بود
‫حدس میزدم

01:21:44.626 --> 01:21:48.834
‫یك زن و یك كماندار
‫که جنگ رو دوست نداشتند

01:21:48.834 --> 01:21:51.751
‫چرا بخاطر یه دختر این خطر رو کردی؟ حتما خیلی دوستش داشتی

01:21:51.751 --> 01:21:55.792
‫- نه سرورم
‫- دوباره دلاوری

01:21:56.834 --> 01:21:58.792
‫نمیخواستم شجاعت به خرج بدم

01:21:58.834 --> 01:22:01.709
‫اگه سرورم بایان من رو نمیدید الان اینجا نبودم

01:22:01.709 --> 01:22:04.709
‫چرا از اول پیش خودم نیومدی؟
‫خودم اون دختر رو بهت میبخشدیم

01:22:04.709 --> 01:22:07.792
‫- یه زن کمتر یا بیشتر که مهم نیست؟ - به ذهنم خطور نکرد

01:22:07.792 --> 01:22:11.334
‫نه البته که نه
‫اونطوری شجاعتت رو به باد میدادی

01:22:11.334 --> 01:22:14.459
‫حداقل اینطور ارزشش رو داره

01:22:14.459 --> 01:22:17.876
‫تا به دلیل قانع کننده ایی بمیری

01:22:17.876 --> 01:22:22.667
‫راهی برای نجات جونت هست مردهای کمی این شانس رو دارن

01:22:22.667 --> 01:22:27.042
‫فردا صبح باید روی طناب راه بری
‫شب بخیر

01:22:27.042 --> 01:22:29.125
‫شب بخیر سرورم

01:22:47.334 --> 01:22:50.083
‫حالا متوجه شدی انگلیسی

01:22:50.083 --> 01:22:52.834
‫تا وقتیکه پاهات روی طناب باشه كسی باهات کاری نداره

01:22:52.834 --> 01:22:55.000
‫بجز اون دو مردی که با ساطور اونجا ایستادن

01:22:55.000 --> 01:22:57.792
‫فقط میتونن بهت ضربه بزنن

01:22:57.834 --> 01:22:59.876
‫شروع کن

01:24:22.334 --> 01:24:26.042
‫ولش کنید! ولش کنید!

01:24:28.500 --> 01:24:30.751
‫ببریدش به چادرش

01:25:04.792 --> 01:25:09.125
‫خیلی سرسختی انگلیسی

01:25:09.125 --> 01:25:11.000
‫بیا تو

01:25:20.250 --> 01:25:23.292
‫سرورم... من زندانیام؟

01:25:23.292 --> 01:25:28.083
‫تاوان کارت رو پس دادی باید خودت میفهمیدی

01:25:29.751 --> 01:25:32.834
‫ولی من دوست دارم کاری انجام بدم سرورم

01:25:32.834 --> 01:25:35.834
‫کماندار رو از دست دادی؟ آره؟

01:25:35.834 --> 01:25:41.667
‫ماموریت مهمی برات دارم كی آماده ایی؟

01:25:41.667 --> 01:25:44.042
‫- همین الان سرورم - اول این رو گوش کن

01:25:44.042 --> 01:25:47.125
‫- ملاقات کننده های چینی ما رو دیدی؟ اونا باج دادن تا جنگ متوقف بشه

01:25:47.125 --> 01:25:51.042
‫حالا که نزدیك كینسای هستیم کار آسونی نیست

01:25:51.042 --> 01:25:54.334
‫فقط یکبار باید بجنگیم چهار شهر رو گرفتیم

01:25:54.334 --> 01:25:56.375
‫شاید بهتر بود بهم یادآوری میكردین

01:25:56.417 --> 01:25:58.584
‫حالا كینسای

01:25:58.626 --> 01:26:01.042
‫افردای در دولت هستند که خواهان صلح
‫هستند

01:26:01.083 --> 01:26:03.167
‫ولی نفوذ چندانی در امپراطوری ندارن

01:26:03.209 --> 01:26:07.500
‫میخوام تو رو به کینسای
‫بفرستم

01:26:07.500 --> 01:26:11.000
‫به عنون دانشجویی از سرزمین دیگری و بگی که عجایب دنیای ما رو دیدی

01:26:11.000 --> 01:26:13.000
‫ولی این امپراطوری به حرف من بها میده؟

01:26:13.000 --> 01:26:17.125
‫حزب صلح رو پدا کن
‫اونا حتما مشتاق دیدنت میشن

01:26:17.125 --> 01:26:20.626
‫اگه نمیخوای میتونی نری خطر زیادی داره

01:26:20.626 --> 01:26:23.834
‫نه میرم سرورم

01:26:23.834 --> 01:26:26.542
‫پس ترتیب همه چیز رو میدم

01:26:26.542 --> 01:26:28.959
‫دانشجو؟

01:26:28.959 --> 01:26:34.334
‫شاید بعدها از اینکه به سفر فرستادمت
‫پشیمون بشم

01:26:34.334 --> 01:26:36.334
‫ولی مطمئن باش اگه تو رو کشتن

01:26:36.334 --> 01:26:39.999
‫من به ازای هر تار موی تو ده تا از اونا رو میکشم

01:26:42.709 --> 01:26:47.209
‫حس عجیبی بهم میگه که دیگه نمیبینمت

01:26:47.209 --> 01:26:49.292
‫اگه اینطور باشه دلتنگت میشم دانشجو

01:26:53.584 --> 01:26:55.500
‫عادت ندارم افراد زیادی از دست بدم

01:26:55.500 --> 01:26:59.959
‫بخاطر شما هم که شده سعی میکنم زنده بمونم

01:27:33.250 --> 01:27:35.125
‫تو با من میای

01:27:35.125 --> 01:27:37.584
‫- چی
‫شده؟
‫- منتظرت بودیم

01:27:59.834 --> 01:28:03.792
‫- اینجا دیگه کجاست؟
‫- اینجا قصر باشکوه اعلیحضرت هست

01:28:03.792 --> 01:28:08.709
‫قصر امپراتریس سخاوتمند و مهربان چین

01:28:08.709 --> 01:28:11.375
‫من اینجا چیکار میکنم؟

01:28:11.375 --> 01:28:15.709
‫من چیز زیادی نمیدونم منتظر باش

01:28:26.709 --> 01:28:29.584
‫تعطیم كن
‫تا جاییکه میتونی تعظیم كن

01:28:52.209 --> 01:28:55.209
‫دو تا از اونا اینجاست یا هیچکس؟

01:28:55.209 --> 01:28:57.709
‫پوستهاشون صافه یا چشم ندارن؟

01:28:57.709 --> 01:28:59.709
‫پیشگویی میکنه یا نه؟

01:28:59.709 --> 01:29:02.083
‫وظیفه ایی داره اینا رو بدونه یا نه؟

01:29:02.083 --> 01:29:04.083
‫درباره این موضوع با من بحث کن

01:29:18.959 --> 01:29:22.918
‫- همراه من بیا
‫این کارها برای چیه؟ پیشگویی؟

01:29:22.918 --> 01:29:26.209
‫كسی بهت آسیبی نمیزنه

01:29:26.209 --> 01:29:28.250
‫خواهش میکنم

01:29:36.626 --> 01:29:38.667
‫اینجا خونه توئه

01:29:39.999 --> 01:29:42.667
‫اینجا رو برای تو آماده کردیم

01:30:13.959 --> 01:30:16.292
‫تریس!

01:30:16.292 --> 01:30:19.959
‫تریس!

01:30:22.000 --> 01:30:24.334
‫تو اینجا چیکار میكنی؟

01:30:31.792 --> 01:30:34.709
‫- مریم کجاست؟
‫- احتمالا جایی اسیر شده

01:30:34.709 --> 01:30:36.999
‫یك لحظه تنهاش گذاشتم تا یه قایق پیدا کنم

01:30:37.000 --> 01:30:40.000
‫- چطور سر از اینجا درآوردی؟ - نتونستم به رودخونه برسم

01:30:40.000 --> 01:30:43.959
‫چند نفر من رو آوردن اینجا نمیدونی کجا هستیم؟

01:30:43.959 --> 01:30:48.709
‫توی قصر هستیم
‫اومدم با ملکه حرف بزنم

01:30:48.709 --> 01:30:51.459
‫په
‫یه لحظه صبر کن الان همه چیز رو متوجه میشیم

01:31:05.250 --> 01:31:09.834
‫روز بخیر جوانها
‫بهتون خوشامد میگم

01:31:09.834 --> 01:31:12.876
‫خیلی ممنون میشیم اگه بهمون بگید این کارها برای چیه؟

01:31:12.876 --> 01:31:15.751
‫یعنی اینكه پیشگویی آمدن دو پرنده

01:31:15.751 --> 01:31:17.999
‫با بالهای رنگارنگ درست بوده

01:31:18.000 --> 01:31:21.000
‫از قدیمها میگفتن

01:31:21.000 --> 01:31:23.709
‫میگفتند در زمانی که خطری بزرگ کشور را تهدید میکند

01:31:23.709 --> 01:31:27.751
‫دو پرنده رنگارنگ ظاهر میشوند

01:31:27.751 --> 01:31:31.876
‫و ابرها کنار میروند
‫و همه چیز برملا میشه

01:31:31.876 --> 01:31:36.083
‫ملکه ما درباره صلح صحبت میکنه

01:31:36.083 --> 01:31:39.375
‫تقریبا داشت جیغ میکشید

01:31:39.375 --> 01:31:42.876
‫وقتی خبر شنیدن اومدن غزیبه ها رو شنید

01:31:42.876 --> 01:31:45.792
‫غریبه هایی با پوستی صاف

01:31:45.792 --> 01:31:48.999
‫چیزی که تابحال ندیده بود

01:31:48.999 --> 01:31:51.834
‫که ناگهان پیشگویی قدیمی رو بخاطر آورد

01:31:51.834 --> 01:31:57.167
‫ایشون فرمدند حتما یكی دیگه هم از راه میرسه

01:31:57.167 --> 01:31:59.751
‫حالا که هردوی شما اینجایید

01:31:59.751 --> 01:32:03.125
‫معتقده که پیشگویی درست بوده

01:32:03.125 --> 01:32:05.083
‫ایشان دیگه از صلح حرفی نمیزنه

01:32:05.125 --> 01:32:08.125
‫ما باید چیکار کنیم؟

01:32:08.125 --> 01:32:13.792
‫تا وقتیکه مطمئن بشه شما خوش شانسی را به ارمغان آوردید اینجا موندگار هستید

01:32:13.792 --> 01:32:15.792
‫چه مدت؟

01:32:15.834 --> 01:32:19.751
‫بهتون که گفتم اینجا خونه شماست

01:32:19.751 --> 01:32:22.584
‫یعنی ما زندانی هستیم؟

01:32:22.584 --> 01:32:26.542
‫زنجیرهای شما از طلا هستند ولی من قصد رفتن ندارم

01:32:26.542 --> 01:32:29.250
‫من نمیتونم همینطور اینجا بشینم

01:32:29.292 --> 01:32:31.500
‫اومدم تا با ملکه درباره صلح حرف بزنم

01:32:31.500 --> 01:32:35.834
‫- بهشون بگو من از طرف ژنرال بایان اومدم
‫- دیگه دیر شده

01:32:35.834 --> 01:32:40.417
‫ایشون معتقدند که شما از طرف خدایان فرستاده
‫شدید

01:32:40.417 --> 01:32:43.999
‫نباید از چیزی بترسید

01:32:43.999 --> 01:32:49.125
‫مقام و جایگاه شما به اندازه خدایان است

01:32:49.125 --> 01:32:52.751
‫من اومدم که بهتون بگم اگه هر خواستهایی دارید

01:32:52.751 --> 01:32:55.167
‫فقط کافیه عنوان کنید

01:32:56.959 --> 01:32:59.876
‫میخوام چیزی بپرسم

01:32:59.876 --> 01:33:02.709
‫از وقتیکه دوستم زندانی شما شده دختری همراهش بوده

01:33:02.709 --> 01:33:05.999
‫اگه میدونید کجاست میخوام سریعا
‫اینجا بیاد

01:33:05.999 --> 01:33:09.876
‫کسی رو میفرسیتم تا به خواستهاتون
‫رسیدگی کنه

01:33:13.209 --> 01:33:15.999
‫به این خونه میگن...

01:33:15.999 --> 01:33:19.125
‫سعادتمندی ابدی

01:33:19.167 --> 01:33:23.000
‫امیدوارم نام خدایان رو لکه دار نکنید

01:33:23.000 --> 01:33:27.667
‫و خدایان جوان نباید از وظایفشون قصور کنند

01:33:27.667 --> 01:33:32.000
‫مخصوصاً برای مردمی که خواستار توقف جنگ هستند

01:33:37.375 --> 01:33:40.167
‫اون یکی بهتره

01:33:43.999 --> 01:33:47.584
‫این چیه؟

01:33:47.584 --> 01:33:50.584
‫اینم خیلی خوبه

01:34:00.876 --> 01:34:03.500
‫- والتر، والتر - الان نه، مریم

01:34:03.500 --> 01:34:05.542
‫- باید یه چیزی رو نشونت بدم
‫- چی؟

01:34:05.542 --> 01:34:08.459
‫این لباسهای
‫ابریشمی رو ببین

01:34:08.500 --> 01:34:10.542
‫- بعدا میبینم - باشه والتر

01:34:10.584 --> 01:34:13.125
‫خیلی زیبان

01:34:13.125 --> 01:34:15.167
‫من که ویژگی خاصی در تو نمیبینم

01:34:15.167 --> 01:34:20.125
‫یکساعته که در حموم من نشستی

01:34:34.209 --> 01:34:37.417
‫اون کجاست تریس؟ - نمیدونم

01:34:37.417 --> 01:34:41.709
‫گفت
‫میره ببینه خدایان چیز دیگهایی نمیخوان

01:34:41.709 --> 01:34:44.959
‫باهات حرف زد تریس؟ دریاره خودش

01:34:44.959 --> 01:34:46.999
‫نه، نه دقیقا

01:34:48.542 --> 01:34:51.167
‫ولی خیلی پشیمون بود
‫که از دست تو عصبانی شد

01:34:51.167 --> 01:34:54.000
‫برای همین از دست ژنرال فرار کرده
‫تا کنار تو باشه

01:34:54.000 --> 01:34:57.542
‫نباید این حرف رو بزنی

01:34:57.542 --> 01:35:00.500
‫اون اینجاست
‫دیگه هم عصبانی نیست

01:35:00.500 --> 01:35:02.876
‫اومده تا با همراه ما به انگلستان برگرده

01:35:02.876 --> 01:35:06.209
‫تو فقط یاد گرفتی تا به عقیده ی خودت سخت باور داشته باشی. اره؟

01:35:06.209 --> 01:35:07.667
‫اره

01:35:07.709 --> 01:35:12.500
‫نه اون بخاطر یك ماموریت از طرف بایان اومده

01:35:12.500 --> 01:35:16.042
‫نمیخوام درباره ماموریتش باهاش حرف بزنم میدونی که اخلاقش چطوره

01:35:16.042 --> 01:35:19.375
‫اگه مجبورش كنی حرفی بزنه اصل مطلب رو نمیگه

01:35:19.375 --> 01:35:22.834
‫تا وقتیکه ما اینجا زندانی شدیم نمیتونه هیچکاری کنه

01:35:22.834 --> 01:35:26.334
‫یه موضوع دیگه هم هست درباره ی اینهاست

01:35:26.334 --> 01:35:29.999
‫اینا خیلی نظرش رو جلب کردن میگه اینا نه با دست نوشته نشدن...

01:35:29.999 --> 01:35:31.959
‫و نه روی پوست گوسفند

01:35:31.999 --> 01:35:36.334
‫بنظر میاد چوب رو توی آب خیسوندن و
‫اینها رو ساختن

01:35:36.334 --> 01:35:39.209
‫و از اینها استفاده کردن

01:35:40.834 --> 01:35:43.250
‫خیلی سعی کردم ازش سعی در بیارم

01:35:43.250 --> 01:35:46.375
‫میگه مردی رو در انگلستان میشناسه
‫که حاضره زندگیش رو بده تا.
‫...

01:35:46.375 --> 01:35:49.083
‫تا همچین چیزی رو بفهمه
‫پس باید مسئلهی مهمی
‫باشه

01:35:49.083 --> 01:35:51.083
‫چون اونجا کسی
‫در اینباره چیزی نمیدونه

01:35:51.083 --> 01:35:54.000
‫- و اینکه دیشب.
‫- انگار خیلی داره بهت خوش میگذره ..کماندار

01:35:54.000 --> 01:35:56.459
‫درست وسط کلی گنج و ثروت نشستی

01:35:56.459 --> 01:35:58.792
‫یه چیز دیگه هم برات دارم. حق با من بود

01:35:58.792 --> 01:36:01.918
‫حالا که اونا اینهمه کتاب دارن پس حتما دانش زیادی درباره ی علم دارن

01:36:01.918 --> 01:36:04.125
‫مثل عقربه های جهت یاب
‫و روش درست کتاب درست کردن

01:36:04.167 --> 01:36:07.626
‫ببین چی دارم
‫فکر میکنی این چیه؟

01:36:07.626 --> 01:36:09.959
‫این همون پودریه که همه چیز رو ناپدید میشه

01:36:09.999 --> 01:36:12.959
‫همون چیزی که در گلوله های آتیش ازش
‫استفاده میکنن

01:36:12.959 --> 01:36:16.500
‫اگه بخواییم امتحان کنیم

01:36:20.125 --> 01:36:22.876
‫نگاه کنید

01:36:42.167 --> 01:36:46.375
‫دیدی؟ بایان درست میگفت قرنها ثروت اینجا خوابیده

01:36:46.375 --> 01:36:49.667
‫اون ترجیح میده این رو داشته باشه تا جواهرات چین رو

01:36:49.667 --> 01:36:52.042
‫میدونی جدیدا چی شنیدم؟

01:36:52.042 --> 01:36:56.209
‫اونا هنوز نمیدونن. ولی قراره به زودی
‫دیوارهای رم به لرزه در بیاد

01:37:15.834 --> 01:37:19.834
‫خدایان جوان اخباری رو که الان به دستمون رسیده رو میدونن؟

01:37:19.834 --> 01:37:22.375
‫نه. چه خبری؟

01:37:22.417 --> 01:37:26.999
‫از وقتیکه شما اومدید اینجا
‫ارتش بایان چهار شهر رو تسخیر کرده

01:37:26.999 --> 01:37:30.417
‫کسی که مقاومت کنه نابود میشه

01:37:30.417 --> 01:37:33.250
‫بزودی اون ارتش به دیوارهای شهر ما میرسه

01:37:33.250 --> 01:37:35.209
‫ولی خدایان جوان هنوز هیچکاری نکردن

01:37:35.250 --> 01:37:38.334
‫ما باید چیکار کنیم؟

01:37:38.334 --> 01:37:41.584
‫- ما که نخواستیم خدا باشیم - منم نخواستم

01:37:41.584 --> 01:37:44.417
‫من در موقعیت شومی قرار گرفتم

01:37:44.417 --> 01:37:48.083
‫اگه اتفاقی برای خدایان جوان
‫بیافته

01:37:48.083 --> 01:37:52.709
‫من به سرعت میمیرم چون خودم رو مسئول
‫جون اونا میدوم

01:37:52.709 --> 01:37:56.417
‫هرچند که میدونم اولین نفری که توسط ارتش...

01:37:56.417 --> 01:37:59.250
‫بایان کشته میشه منم

01:37:59.250 --> 01:38:02.292
‫،بنابراین، اگه قراره بمیرم...

01:38:02.292 --> 01:38:06.918
‫راهی رو انتخاب میکنم که شهرم رو از نابودی حفظ کنه

01:38:06.918 --> 01:38:11.334
‫یعنی میخوای بگی اگه تو قراره بمیری

01:38:11.334 --> 01:38:15.626
‫ترجیح میدی راهی رو انتخاب کنی که ملکه رو قانع كنی که ما خدا نیستیم

01:38:15.626 --> 01:38:18.042
‫یعنی میخوای بگی ما فناپذیر هستیم

01:38:18.042 --> 01:38:21.125
‫امکانش هست

01:38:21.167 --> 01:38:26.042
‫اگه راه بهتری سراغ داشتید من فورا متوجه میشدم

01:39:04.792 --> 01:39:06.834
‫چی
‫شده؟

01:39:06.876 --> 01:39:09.876
‫نمیتونم بخوابم والتر
‫میخوام باهات حرف بزنم لطفا بیدار شو

01:39:11.918 --> 01:39:14.334
‫نمیتونی تا صبح صبر كنی؟

01:39:14.334 --> 01:39:17.417
‫نه نمیدونم اگه الان بهت نگم
‫شاید

01:39:17.417 --> 01:39:23.542
‫دیگه هیچوقت نتونم حرفم رو به زبون بیارم

01:39:30.209 --> 01:39:33.626
‫خیلی خب. چیه؟

01:39:33.626 --> 01:39:38.792
‫اگه اون مرد درست گفت که ما تا وقتیکه نمیریم نمیتونیم اینجا رو ترک کنیم....

01:39:38.792 --> 01:39:42.542
‫پس... پس

01:39:42.584 --> 01:39:44.417
‫ادامه بده

01:39:46.167 --> 01:39:49.250
‫میدونم که تو من رو دوست نداری

01:39:49.292 --> 01:39:51.417
‫ولی اگه حرف اون راهب درست باشه.

01:39:51.459 --> 01:39:54.375
‫تو دیگه هیچوقت هیچکسی رو پیدا نمیکنی
‫که دوستش داشته باشی

01:39:54.375 --> 01:39:57.375
‫- درست نیست؟
‫- چرا فکر میکنم درسته

01:39:57.375 --> 01:40:01.834
‫داشتم فکر میکردم

01:40:01.834 --> 01:40:03.876
‫چون تو نمیتونی عاشق کس دیگهایی بشی

01:40:03.918 --> 01:40:07.125
‫و از اونجایی که شاید مدت کوتاهی
‫اینجا باشیم

01:40:07.125 --> 01:40:12.042
‫شاید برای همین مدت کوتاه بتونی وانمود كنی
‫که من رو دوست داری

01:40:12.042 --> 01:40:14.250
‫مثل همون چیزی که توی معجزه ام بود

01:40:15.500 --> 01:40:18.000
‫خیلی دوست دارم این اتفاق بیافته

01:40:18.042 --> 01:40:20.375
‫اصلا لازم نیست
‫خیلی زیاد هم وانمود كنی

01:40:20.375 --> 01:40:24.209
‫شاید اگه کمی وانمود کنی که من رو دوست داری
‫همه چیز به واقعیت نزدیکتر بشه

01:40:24.209 --> 01:40:26.667
‫چون دیگه هیچکس اینجا باقی نمیمونه

01:40:30.834 --> 01:40:32.834
‫تو خیلی عجیبی

01:40:32.834 --> 01:40:38.709
‫اسم این خونه رو سعادت ابدی گذاشتن

01:40:38.709 --> 01:40:42.918
‫ترجیح میدم حتا شده برای مدت كوتاهی
‫کنار تا باشم

01:40:42.918 --> 01:40:45.167
‫پس اگه فقط تظاهر کنی

01:40:45.167 --> 01:40:49.876
‫مابقی معجزه ام خود به خود اتفاق میافته

01:40:53.334 --> 01:40:56.083
‫مریم

01:40:59.125 --> 01:41:01.000
‫چی
‫شده؟

01:41:03.250 --> 01:41:05.334
‫پاشو تریس!
‫فکر میکنم اون عاشقم شده

01:41:05.375 --> 01:41:11.459
‫اوه. جدی؟ چرا یه وقت دیگه ایی رو برای فهمیدن این موضوع پیدا نکردین؟

01:41:12.667 --> 01:41:14.375
‫مریم؟

01:41:14.417 --> 01:41:16.167
‫- مریم.. - كجا بودی؟

01:41:16.209 --> 01:41:17.834
‫- خیاطی بلدی؟ - اره یه كمی

01:41:17.876 --> 01:41:20.292
‫خوبه ازت میخوام این کتها رو درست کنی

01:41:20.292 --> 01:41:24.167
‫و تا جاییکه میتونی بین استرشون جواهرات بزاری. خیلی سریع

01:41:24.167 --> 01:41:27.876
‫- راهی برای خروجمون پیدا کردی؟
‫- آره

01:41:27.876 --> 01:41:30.876
‫فکر کنم اون دوستمون دیشب به نکته
‫مهمی
‫اشاره کرد

01:41:30.876 --> 01:41:35.375
‫این اطراف رو نگاه کردم و یه دری رو دیدم که بنظر میومد برای مدتها بسته شده

01:41:35.375 --> 01:41:39.042
‫من تونستم بازش کنم وارد یه اتاق میشیم و بعد از یه راهرو به رودخونه میرسیم

01:41:39.042 --> 01:41:41.042
‫من اون راه رو رفتم
‫کنار رودخونه چند تا قایق بود

01:41:41.042 --> 01:41:45.792
‫بنظر میاد بزودی به این شهر حمله میشه
‫چون مردم دارن از راه رودخونه فرار میکنن

01:41:45.792 --> 01:41:49.834
‫چیزی که نگرانم میکنه قوانین اینهاست

01:41:49.834 --> 01:41:52.042
‫سعی کردم خودم رو جای چینیها بزارم
‫مثل اونا فکر کنم

01:41:52.042 --> 01:41:54.500
‫خارج شدن از اینجا به اندازه ی کافی خوب هست

01:41:54.500 --> 01:41:58.500
‫ولی اگه اینجا بمونیم و کشته بشیم میفهمن ما خدا و فناناپذیر نیستیم

01:41:58.500 --> 01:42:00.500
‫اون راهب میتونه براحتی ملکه رو
‫قانع کنه

01:42:00.500 --> 01:42:02.876
‫که ما از بهشت موعود نیومدیم

01:42:02.876 --> 01:42:06.876
‫اینجوری بهش فرصت میدیم تا
‫هم جون خودش و هم شهرش رو نجات بده

01:42:06.876 --> 01:42:08.999
‫نظرت چیه تریس؟

01:42:08.999 --> 01:42:11.167
‫راستش اون برای ما انتخاب زیادی نزائن

01:42:13.042 --> 01:42:18.250
‫بهتره تا شب منتظر بمونیم. اینطوری راحت تر میتونیم از عبور از رودخونه داریم

01:42:18.250 --> 01:42:20.292
‫زود باشید آماده بشید

01:42:28.542 --> 01:42:32.999
‫- هوا داره تاریک میشه. وقت زیادی نداریم
‫- نه

01:42:39.542 --> 01:42:41.959
‫- هنوز آماده نشدن؟ - چرا تقریباً آماده ان

01:42:41.999 --> 01:42:44.292
‫- عجله کن
‫- باشه والتر

01:42:49.209 --> 01:42:54.000
‫ببخشید مریم با آوردنت به اینجا تو رو هم توی درسر انداختیم

01:42:54.000 --> 01:42:56.459
‫خیلی خوشحالم که اینجام والتر

01:42:57.999 --> 01:43:03.292
‫- باشه. پس عجله کن - باشه

01:43:08.334 --> 01:43:11.250
‫این مال توئه تریس

01:43:11.250 --> 01:43:14.375
‫اگه از اینجا خارج بشیم مرد ثروتمندی میشی

01:43:14.375 --> 01:43:16.792
‫چه حسی داره؟

01:43:16.792 --> 01:43:19.667
‫هرچند که فکر میکنم بایان میخواد چین رو نابود کنه

01:43:19.667 --> 01:43:22.626
‫ولی امثال اون خیلی زیادن

01:43:22.626 --> 01:43:24.626
‫- والتر؟ - چیه؟

01:43:24.626 --> 01:43:26.792
‫- من كلی فکر کردم - فکر نکن

01:43:26.834 --> 01:43:29.334
‫- فقط ما رو تو دردسر میندازی - نه، نه باید بگم

01:43:29.375 --> 01:43:33.876
‫وقتی به اونطرف رودخونه رسیدیم چه اتفاقی میوفته؟ کجا میریم؟

01:43:33.876 --> 01:43:37.209
‫- بهتره صبر کنیم تا به اونطرف رودخونه برسیم
‫- نه، منظورم اینه که....

01:43:37.209 --> 01:43:39.751
‫ببین، من خیلی فکر کردم

01:43:39.751 --> 01:43:44.918
‫چیزهایی مثل کتاب درست کردن
‫گفتی اون مرد برای دونستن این چیزها

01:43:44.918 --> 01:43:48.999
‫و موضوعات علمی
‫و عقربه های جهت یاب هرچی بخواهیم میده

01:43:48.999 --> 01:43:51.500
‫داشتم به جزیره فکر میکردم

01:43:51.542 --> 01:43:55.292
‫این چیزها میتونه برای تجارت و برای دفاع از خودمون خیلی کمکمون کنه

01:43:55.292 --> 01:43:57.209
‫اما...

01:43:59.918 --> 01:44:04.500
‫داشتم فکر میکردم اگه تو با اون دختر برگردی خیلی خوب میشه

01:44:04.500 --> 01:44:08.375
‫بنظرم اینطور خیلی بهتره کاش تو اون رو برگردونی

01:44:19.334 --> 01:44:21.834
‫بایان درباره ی یک چیز حق داشت

01:44:21.834 --> 01:44:25.042
‫تو یه شاعری کماندار یه شاعر خوب هم هستی

01:44:25.042 --> 01:44:28.250
‫ولی درباره یک چیز اشتباه میکرد

01:44:28.250 --> 01:44:30.417
‫میگفت چیزی وجود نداره که نتونی تصاحبش كنی

01:44:30.459 --> 01:44:34.459
‫اون نمیدونست که تو هنوز از اینجا بوی درختهای کاج انگلستان رو استشمام میکنی

01:44:34.459 --> 01:44:36.918
‫درسته کماندار؟

01:44:36.918 --> 01:44:40.751
‫هیچکس بهتر از تو نمیتونه این حرف رو بزنه تریس

01:44:40.751 --> 01:44:44.000
‫کاش منم مثل تو فکر میکردم

01:44:46.709 --> 01:44:49.751
‫احتمالاً از دنبال کردن بایان
‫و اطاعت از اون پشیمون میشم

01:44:49.751 --> 01:44:54.042
‫ولی همینه که هست

01:44:54.042 --> 01:44:59.667
‫من بهت دروغ گفتم تریس
‫نمیدونستم درگیر همچین ماجراهایی میشیم

01:44:59.667 --> 01:45:03.209
‫ولی حالا که اوضاع همینه. اینجا میمونم و هرچیزی که لازم باشه رو پس میگیرم

01:45:05.417 --> 01:45:09.792
‫خوشحالم که دوستیمون توی اون چادر تموم نشد

01:45:09.792 --> 01:45:14.626
‫اون خشم و عصبانیت

01:45:14.626 --> 01:45:17.417
‫شاید سرنوشت این بوده که در خانه ی سعادت ابدی باشیم

01:45:19.500 --> 01:45:22.250
‫امیدوارم که موفق نشیم

01:45:22.250 --> 01:45:25.667
‫امیدوارم که به رودخونه نرهـ

01:45:27.999 --> 01:45:32.375
‫والتر!
‫کارم تموم شد. والتر

01:46:34.751 --> 01:46:37.709
‫تنها راه خروجمون همینه

01:46:44.375 --> 01:46:46.334
‫این در باز بود. خودم دیدم

01:46:46.375 --> 01:46:49.626
‫به اندازه دیوارهای رم مرتفع نیست

01:46:49.626 --> 01:46:52.459
‫چرا از دوستت بایان نمیخوای اینجا رو برات به لرزه دربیاره

01:46:53.751 --> 01:46:55.334
‫اومدن

01:46:57.417 --> 01:47:00.417
‫. میتونی كمی معطلشون كنی؟ - سعیام رو میکنم

01:47:00.417 --> 01:47:02.459
‫- میخوام منفجرش کنم - چی رو؟

01:47:02.500 --> 01:47:04.876
‫دیوارهای رم رو

01:47:50.042 --> 01:47:52.999
‫- یه لحظه بدش به من
‫- تو خطا میزنی. بدش به من

01:47:52.999 --> 01:47:55.459
‫شما برید عقب

01:48:07.167 --> 01:48:09.209
‫تریس!

01:48:19.918 --> 01:48:22.542
‫تریس! حالت خوبه؟

01:48:23.626 --> 01:48:25.626
‫خوبی؟

01:48:25.626 --> 01:48:28.584
‫دوستمون بزودی از راه میرسه شما خودتون رو به قایق برسونید

01:48:28.584 --> 01:48:32.459
‫- من کولت میکنم...
‫- این قدر قهرمان بازی در نیار

01:48:32.459 --> 01:48:36.292
‫چطور میخوای جلوی اونا رو بگیری؟ میخوای سمتشون الماس پرتاب کنی؟!

01:48:36.292 --> 01:48:38.042
‫برید برید خودتون رو به قایق برسونید

01:49:02.250 --> 01:49:04.584
‫سوار قایق شو من الان میام

01:49:13.292 --> 01:49:15.334
‫والتر!

01:49:33.542 --> 01:49:37.417
‫- بجنب
‫- گفتم ای کاش به رودخونه نرسیم

01:49:38.918 --> 01:49:40.876
‫شاید نباید میگفتم

01:49:40.876 --> 01:49:43.626
‫چی داری میگی؟

01:49:43.626 --> 01:49:47.000
‫تو باید برگردی به انگلستان یادت رفته؟

01:49:47.000 --> 01:49:50.125
‫نمیشه همینجا دراز بکشی من کمکت میکنم

01:49:50.125 --> 01:49:52.584
‫اونا رو ولشون کن! مال منن!

01:49:52.584 --> 01:49:55.334
‫تو برو به دیوارهای رم برس و من رو
‫اینجا تنها بزار

01:49:57.876 --> 01:50:00.918
‫نگاش کن

01:50:00.918 --> 01:50:03.876
‫حتا برای اینکار هم جرات نداری. آره؟

01:50:03.876 --> 01:50:06.918
‫نمیدونم

01:50:08.500 --> 01:50:12.209
‫کتاب دیوارهای روم

01:50:13.250 --> 01:50:15.292
‫معجزه ها...

01:50:17.042 --> 01:50:19.083
‫و درختهای کاج

01:50:19.083 --> 01:50:23.500
‫نمیدونم
‫اونا خیلی سبز بودن...

01:50:31.250 --> 01:50:34.375
‫چی داری میگی؟

01:50:37.042 --> 01:50:39.042
‫میخوای چیکار کنی؟ رو دست من بمیری؟

01:50:42.834 --> 01:50:45.626
‫تریس

01:50:45.626 --> 01:50:48.375
‫یالا تریس
‫یالا

01:50:53.292 --> 01:50:56.334
‫بیا تریس
‫بیا

01:51:00.209 --> 01:51:02.209
‫تریس

01:51:32.876 --> 01:51:34.834
‫دیگه از این در استفاده نمیکنیم

01:51:34.834 --> 01:51:38.500
‫- اگه برای دادوستد اومدی - ویل پیر منم نمیتونم؟

01:51:40.417 --> 01:51:42.792
‫داری بهم حقه میزنی

01:51:44.375 --> 01:51:46.459
‫خودتی؟ ارباب والتر

01:51:46.500 --> 01:51:48.626
‫- از دیدنت خوشحالم - بیا تو بیا تو

01:51:50.876 --> 01:51:53.375
‫بیا تو، ارباب والتر

01:51:58.542 --> 01:52:01.626
‫خب، اینجا فرقی نکرده

01:52:01.626 --> 01:52:04.626
‫همون سوال تکراری رو میپرسم
‫پدربزرگ چطوره؟

01:52:04.626 --> 01:52:08.918
‫هیچوقت به زبون نمیاره
‫ولی بدجوری دلتنگتون شده

01:52:10.500 --> 01:52:13.834
‫میدونستیم که دوباره شما رو میبینیم

01:52:13.834 --> 01:52:16.000
‫افراد پادشاه دنبال شما میگشتن

01:52:16.042 --> 01:52:19.959
‫مردان عجیبی همراه اونا بودن کسانی که تابحال ندیده بودم

01:52:19.959 --> 01:52:23.209
‫- گفتن باید بهت پیغامی برسونم - چه پیغامی؟

01:52:23.209 --> 01:52:27.250
‫نمیدونم ارباب والتر. اونا گفتن که
‫فقط وقتی که خودت اومدی بهت میگن

01:52:28.375 --> 01:52:30.626
‫الان بهش میگم

01:52:57.417 --> 01:53:01.959
‫- داری دروغ میگی - قسم میخورم قربان

01:53:01.959 --> 01:53:03.417
‫- اون اینجاست - والتر پسرم

01:53:03.459 --> 01:53:05.918
‫- پدربزرگ
‫- از کجا میایی؟

01:53:05.918 --> 01:53:10.918
‫به نوه ام بگو... اوه، باهاش حرف زدم

01:53:10.918 --> 01:53:12.918
‫- سرورم...
‫بزار خودم باهاش حرف بزنم

01:53:12.918 --> 01:53:16.083
‫- سرورم من
‫- چرا اینجا ایستادی؟

01:53:16.083 --> 01:53:18.417
‫به پدربزرگم بگو که همه چیز تقصیر من بود

01:53:18.459 --> 01:53:21.500
‫به نوهام بگو...
‫اوه، چه فایده داره؟

01:53:21.500 --> 01:53:23.876
‫وقتی سوگندی شکسته میشه
‫دیگه نمیتونی دوباره قسم بخوری

01:53:23.918 --> 01:53:25.876
‫شاید اسقف اعظم بتونه برای سرورم کاری کنه

01:53:25.918 --> 01:53:29.167
‫با اسقف اعظم چیکار دارم؟ خودم بلدم توبه کنم

01:53:29.167 --> 01:53:32.834
‫- اصلا برام مهم نیست - بله سرورم

01:53:32.834 --> 01:53:37.417
‫پس... تا جاییکه میتونم خودم باهاش حرف میزنم
‫آره؟

01:53:45.292 --> 01:53:51.042
‫- باهات كاری نداریم. برو پی کارت
‫- بله سرورم

01:53:51.042 --> 01:53:53.125
‫بله سرورم

01:53:54.918 --> 01:53:57.918
‫عقربه های جهت یاب و

01:53:57.918 --> 01:54:02.334
‫کتابهای دستساز رو
‫توی لندن گذاشتم تا به دست شاه برسن

01:54:02.334 --> 01:54:04.334
‫گفتم شاید کمی توضیحات بخوان

01:54:04.334 --> 01:54:07.876
‫فقط یادداشتی گذاشتم که بدونن اونا رو از کجا پیدا کردم

01:54:07.876 --> 01:54:11.918
‫و بعد هم مستقیم به دیدن تو اومدم

01:54:13.000 --> 01:54:17.876
‫ولی موضوع مهمتری رو باید بهت بگم

01:54:17.876 --> 01:54:22.834
‫باید ترتیب یک کاری رو میدادم

01:54:22.834 --> 01:54:25.918
‫کاتای رو دیدم ولی چه فایده؟

01:54:25.918 --> 01:54:30.542
‫باوجود همه ی حرفهام
‫هیچ کمکی به گرنیه نکردم

01:54:30.542 --> 01:54:32.667
‫و شاید...

01:54:32.709 --> 01:54:37.209
‫شاید اگه اینجا میموندم تریس هنوز توی جنگل بود

01:54:37.209 --> 01:54:39.334
‫کمانهای جدیدتری میساخت

01:54:39.375 --> 01:54:42.292
‫من...

01:54:42.292 --> 01:54:46.000
‫اگه توی دردسر افتادی من باید جوابگو باشم

01:54:46.000 --> 01:54:49.250
‫دیگه پیر شدم
‫ولی اگه جای تو بودم...

01:54:49.250 --> 01:54:52.125
‫اومدن سرورم افراد مسلح شاه

01:54:52.125 --> 01:54:56.626
‫- میخوان ارباب والتر رو ببینن - دعوتشون کن بیان تو

01:54:56.626 --> 01:54:59.125
‫ما آماده اییم

01:55:02.709 --> 01:55:06.834
‫مردی در اکسفورد هست که میتونه
‫درباره اهمیت اون کتابها براتون توضیح بده

01:55:06.834 --> 01:55:11.000
‫درباره نوع ساختشون و غیره. اسمش
‫فرایر بیکن هست

01:55:11.000 --> 01:55:13.334
‫و فکر کردم که شاید

01:55:13.375 --> 01:55:17.500
‫این عقربه های جهت یاب برای ما که
‫در محاصره دریا هستیم بسیار مفید باشن

01:55:17.500 --> 01:55:21.709
‫نمیدونم چطور هرچند که
‫همه چیز تو کتاب توضیح داده شده....

01:55:21.709 --> 01:55:23.834
‫دانشمندان دربار شما میتونن این کتابها رو تفسیر کنن

01:55:23.834 --> 01:55:27.792
‫هنوز درباره گلوله های اتش قانع نشدم

01:55:27.792 --> 01:55:32.292
‫فکر کنم این مرد جوان اژدها دیده - شاید دیده باشم

01:55:41.292 --> 01:55:44.083
‫خیلی خوب و کافی برای ما توضیح دادی
‫ساكسونی

01:55:44.083 --> 01:55:46.667
‫همه
‫چیز رو بجز مهمترین بخش

01:55:46.709 --> 01:55:49.500
‫هرچیزی که میدونستم رو گفتم قربان

01:55:49.500 --> 01:55:52.584
‫همه چیز جز اینکه چرا اینکارها رو کردی

01:55:52.626 --> 01:55:55.042
‫تو رو خوب بیاد میارم جوان ساكسونی

01:55:55.042 --> 01:55:59.792
‫تو درخواست خدمت به من رو رد کرد خیلی رک و بی پرده حرف میزدی

01:55:59.792 --> 01:56:04.626
‫اگه یادت باشه ازت سوالی درباره مشکل نورمنها و ساکسونها پرسیدم

01:56:04.626 --> 01:56:08.334
‫احساس میکنم جواب اون سوال اینجا نهفته شده...

01:56:08.334 --> 01:56:10.751
‫شاید بتونیم تو رو متقاعد کنیم که به خدمت ما دربیایی

01:56:14.292 --> 01:56:16.667
‫- من اینکار رو برای شما انجام ندادم سرور پس برای كی انجام دادی؟

01:56:18.626 --> 01:56:21.000
‫برای اون مرد

01:56:21.000 --> 01:56:24.626
‫فکر کنم اون اینطور میخواست

01:56:24.626 --> 01:56:29.751
‫- کماندار؟ - بله سرورم

01:56:29.751 --> 01:56:32.167
‫چرا همچین چیزی میخواست؟

01:56:34.334 --> 01:56:36.999
‫نمیدونم

01:56:37.000 --> 01:56:42.250
‫احساس عجیبی داشت... نمیدونم چی بود

01:56:42.250 --> 01:56:45.459
‫بایان همیشه میگفت: چیزی وجود نداره که

01:56:45.459 --> 01:56:48.876
‫نتونی تصاحبش كنی

01:56:48.876 --> 01:56:52.167
‫البته برای اون اینطور بود

01:56:52.167 --> 01:56:54.709
‫احساس اون برای من واضح بود

01:56:54.751 --> 01:56:57.751
‫دوست داشت یک گوشه بشینه و

01:56:57.751 --> 01:57:01.500
‫بوی معطر اینجا رو استشمام کنه

01:57:01.500 --> 01:57:04.250
‫باید همین کار رو میکردم
‫اون بخاطر این سفر مرد. مگه نه؟

01:57:04.250 --> 01:57:09.542
‫منظورت اینه که اون فهمیده بود
‫که اول یک انگیلیسه بعد یک ساکسونی؟

01:57:12.500 --> 01:57:14.542
‫نمیدونم

01:57:14.542 --> 01:57:18.709
‫باوجود تمام این کدورتها ساکسونها
‫همچین فکری میکنند

01:57:18.709 --> 01:57:22.999
‫پس میتونن با شاهی که اون انگلیسی و دوم نورمندی هست کنار بیان

01:57:25.334 --> 01:57:29.292
‫مایلم ترتیب چند مورد رو برای و برای کماندار بدم
‫تو

01:57:31.000 --> 01:57:35.792
‫یادمه چند موضوع رو مطرح کردید

01:57:35.792 --> 01:57:38.751
‫مایلم تا بازگشت دوباره ام به این موضوع
‫فكر كنی

01:57:52.000 --> 01:57:58.042
‫تویی که بنام والتر گرنی زانو زده ایی بنام سر والتر فیتزارف برمیخیزی

01:57:59.751 --> 01:58:05.834
‫و خواهانیم که نام تو مانند محافظ این پادشاهی باشد
‫سپری

01:58:07.626 --> 01:58:10.542
‫به عنوان اولین قدم برای رسیدن به سمت سلحشوری...

01:58:10.542 --> 01:58:12.999
‫تیر این کمان رو جایی پرتاب میکنی که من بتوانم آن ار پیدا کنم

01:58:13.000 --> 01:58:16.500
‫فراتر از سرزمین گرنیه

01:58:16.500 --> 01:58:21.042
‫از آنجاییکه هیچ مردی بجز تریسترام گریفین صلاحیت

01:58:21.042 --> 01:58:23.000
‫پادشاهی بر انگلستان را ندارد

01:58:27.334 --> 01:58:31.959
‫این نشان شجاعت و دلاوری را به تو هدیه میکنم

01:58:52.918 --> 01:58:55.667
‫ما برای دیدن شما راه درازی طی کرده ایم

01:58:55.667 --> 01:58:58.209
‫شما همان شخصی هستید که سرورم بایان دانشجو صداش میکرد؟

01:58:58.250 --> 01:59:00.667
‫بایان؟

01:59:02.125 --> 01:59:06.083
‫اگر شما همان مرد هستید دستور دارم چیزی را به شما پیشکش کنم

01:59:12.834 --> 01:59:16.584
‫برای دوستم والتر دانشجو

01:59:16.584 --> 01:59:21.042
‫بایان هزار چشم سلام میرساند

01:59:21.042 --> 01:59:24.584
‫فکر کنم دلیل عدم بازگشتت به نزد خودم

01:59:24.584 --> 01:59:26.918
‫برگشتنت به انگلستان را متوجه شدم

01:59:26.918 --> 01:59:29.751
‫هنوز اعتقاد ندارم که تو شجاعت و دلاوری خالصی داشته باشی

01:59:29.751 --> 01:59:33.375
‫ولی مردانی را که در راه هدفشان جان میدهند را دوست دارم

01:59:33.375 --> 01:59:35.459
‫هرجا که آنها را پیدا کنم

01:59:35.500 --> 01:59:38.709
‫مرگ کماندار اعظم با ارزش بود.

01:59:38.709 --> 01:59:43.292
‫و به گمانم اگر لازم باشد مرگ هردوی شما بخاطر آرمانهای من با ارزش خواهد بود

01:59:43.292 --> 01:59:48.209
‫بنابراین برایت هدیه ایی میفرستم که
‫اگر به عقب برگردی همان را طلب میکنی

01:59:48.209 --> 01:59:52.792
‫اون تو را از لباسی که پوشیده بودی شناخت پوشش مناسبی بوده است

01:59:52.792 --> 01:59:56.959
‫علاوه براین پیغام برایت جعبهی شطر نجم
‫را هم میفرستم

01:59:56.959 --> 02:00:01.209
‫- هرچند که اگر اینجا بودی خرسندتر میشدم
‫- مریم!

02:00:01.209 --> 02:00:05.626
‫تا زمانی که نگویی از دیدن او خوشحالی
‫نمیتونی او را ببینی

02:00:05.626 --> 02:00:08.167
‫سرورم نگران این هستند که مبادا شما از او خسته شده باشید

02:00:14.334 --> 02:00:16.292
‫مریم

02:00:31.209 --> 02:00:34.918
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.