﻿WEBVTT

00:00:03.450 --> 00:00:06.770
‫اونا در مورد من بهت گفتن چون
‫نمی‌تونستی از پس هزینه‌هاشون بربیای، درسته؟

00:00:07.320 --> 00:00:11.380
‫حتماً، مشکلی نیست. من این کارو
‫فقط برای پول انجام نمی‌دم.

00:00:13.070 --> 00:00:14.110
‫اوه، من؟

00:00:14.960 --> 00:00:16.950
‫می‌تونی منو راهنما صدا کنی.

00:00:18.280 --> 00:00:23.330
‫می‌فهمم. پس، خیلی ساده، دنبال کسی می‌گردی
‫که برات انتقام بگیره.

00:00:23.640 --> 00:00:26.920
‫و نه فقط از یه نفر،
‫بلکه از همدستاشم.

00:00:27.560 --> 00:00:29.050
‫می‌تونی بهم بگی چرا؟

00:00:30.870 --> 00:00:33.340
‫آره، باید بدونم.

00:00:33.780 --> 00:00:38.160
‫آدمای انجمن زیرزمینی تا وقتی پولشونو بگیرن
‫براشون فرقی نمی‌کنه،

00:00:38.160 --> 00:00:40.390
‫ولی من خیلی به انگیزه اهمیت می‌دم.

00:00:42.640 --> 00:00:45.810
‫اگه نمی‌خوای در موردش حرف بزنی،
‫می‌گیم معامله بهم خورده.

00:00:48.730 --> 00:00:50.440
‫پس نظرت عوض شد، هان؟

00:00:52.000 --> 00:00:55.350
‫خب، این دیگه واقعاً خودخواهیه!

00:00:55.350 --> 00:00:58.420
‫این حتی انتقامم نیست. تو فقط داری
‫عقده‌هاتو سر اون خالی می‌کنی!

00:00:58.420 --> 00:01:00.410
‫احتمالاً هیچ دوستی نداری، درسته؟

00:01:00.850 --> 00:01:03.910
‫ولی می‌دونی، من از این خوشم میاد.

00:01:04.520 --> 00:01:06.710
‫خیلی خب. حاضرم کمک کنم.

00:01:07.080 --> 00:01:12.060
‫اخیراً داشتم روی این کار می‌کردم، و تو
‫بهترین فرصتو برای امتحان کردنش بهم دادی.

00:01:12.660 --> 00:01:15.880
‫و همزمان می‌تونم
‫درخواست تو رو هم انجام بدم.

00:01:16.290 --> 00:01:19.760
‫حالا، لطف می‌کنی اسمتو بهم بگی؟

00:01:19.784 --> 00:01:31.784

..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:31.808 --> 00:01:43.808

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:03:11.250 --> 00:03:13.360
‫اون یه گولِمه؟

00:03:13.360 --> 00:03:14.670
‫اصلاً قابل توضیح نیست.

00:03:14.940 --> 00:03:17.600
‫ترسوندیم! فکر کنم تو هم اومدی بیرون، آره؟

00:03:17.600 --> 00:03:19.900
‫کنجکاویم گل کرد.

00:03:19.900 --> 00:03:23.180
‫چطور ممکنه یه عتیقه باستانی
‫سر از اینجا درآورده باشه؟

00:03:23.440 --> 00:03:24.450
‫و لیلی؟

00:03:24.450 --> 00:03:25.740
‫هنوز خوابه.

00:03:25.740 --> 00:03:28.560
‫اگه اون هیولا رو می‌دید،
‫کابوس می‌دید.

00:03:28.560 --> 00:03:30.280
‫اینجوری بهتره.

00:03:30.280 --> 00:03:31.690
‫دکتر!

00:03:31.690 --> 00:03:34.200
‫خوبه که می‌بینم همه‌تون سالمین.

00:03:34.200 --> 00:03:37.520
‫چه خیالی راحت شد. داشتیم می‌اومدیم دنبالتون.

00:03:37.520 --> 00:03:39.650
‫ما خوبیم، ولی...

00:03:40.120 --> 00:03:43.280
‫خیلی از گرگینه‌های لینگا اونقدر بد زخمی شدن
‫که نمی‌تونن تکون بخورن.

00:03:46.030 --> 00:03:49.710
‫حدود نصف اورک‌ها هم
‫جراحت جدی برداشتن.

00:03:49.710 --> 00:03:51.790
‫اون دیگه چه جور جونوریه؟

00:03:52.080 --> 00:03:55.170
‫حتی منم نمی‌تونم همه‌ی اونو بخورم.

00:03:55.660 --> 00:03:57.430
‫شما سه تا فقط آروم باشین.

00:03:57.430 --> 00:04:00.620
‫به نظر می‌رسه یه جور موجود زنده مصنوعی
‫از خیلی وقت پیشه.

00:04:00.620 --> 00:04:03.140
‫جادویی که فکر می‌کردن از بین رفته.

00:04:03.140 --> 00:04:05.180
‫می‌دونی از کجا اومده؟

00:04:05.180 --> 00:04:10.430
‫نه. یکی از اورک‌هام گفت دیده
‫از اعماق زاغه‌ها اومده.

00:04:10.840 --> 00:04:12.700
‫اعماق زاغه‌ها؟

00:04:13.270 --> 00:04:15.290
‫می‌تونه کار انجمن زیرزمینی باشه؟

00:04:15.290 --> 00:04:17.980
‫نه، الان وقت حدس و گمان نیست.

00:04:18.540 --> 00:04:21.090
‫زوفیا، لینگا، لووه.

00:04:21.090 --> 00:04:24.240
‫می‌خوام همه‌تون با هم کار کنین
‫و زخمیا رو یه جا جمع کنین.

00:04:26.990 --> 00:04:30.590
‫هر کی مسئول این کاره
‫بهای سنگینی پس می‌ده. مطمئن باش.

00:04:33.920 --> 00:04:39.180
‫به همون اندازه که انتظار داشتم مخرب بود،
‫ولی نه به اون اندازه چابک.

00:04:39.180 --> 00:04:41.500
‫به نظر می‌رسه جای پیشرفت داره.

00:04:42.080 --> 00:04:45.380
‫با این حال، باید بتونه
‫از پس این درخواست بربیاد.

00:04:46.420 --> 00:04:52.640
‫نمی‌دونم زِنوس چه واکنشی نشون می‌ده وقتی آدمایی
‫که تحسینش می‌کنن یکی یکی شروع کنن به مردن.

00:04:53.350 --> 00:04:55.810
‫پرده برای اولین پرده نمایش بالا می‌ره.

00:04:55.810 --> 00:04:58.150
‫یه نمایش خوب برام اجرا کنین.

00:04:58.890 --> 00:05:00.650
‫اونا رو بیارین اینجا!

00:05:00.650 --> 00:05:03.400
‫بوی خونو دنبال کنین
‫تا زخمیا رو پیدا کنین!

00:05:03.400 --> 00:05:05.940
‫فقط پنج نفرن!
‫می‌تونی اون همه رو یه دفعه‌ای حمل کنی!

00:05:05.940 --> 00:05:07.910
‫نشونشون بدین قدرت اورک یعنی چی!

00:05:07.910 --> 00:05:10.180
‫بهتره بری کنار، کارمیلا.

00:05:13.110 --> 00:05:14.410
‫شفای اعظم!

00:05:17.780 --> 00:05:19.790
‫وقتی خوب شدین، فوراً تخلیه کنین!

00:05:23.040 --> 00:05:24.420
‫لعنت به همه‌ش...

00:05:24.700 --> 00:05:26.660
‫چرا اینقدر عصبانی هستی؟

00:05:26.660 --> 00:05:28.800
‫تصور کن نصفه شبی
‫بکشوننت بیرون

00:05:28.800 --> 00:05:31.060
‫و مجبور باشی صدها نفر رو شفا بدی.

00:05:31.060 --> 00:05:34.930
‫هیچ تضمینی نیست که پول بگیرم، و نگران لیلی‌ام.
‫اون هنوز خونه‌ست.

00:05:35.430 --> 00:05:37.310
‫از دست هر کی پشت این ماجراست عصبانی‌ام!

00:05:37.310 --> 00:05:40.940
‫معلوم نیست ارباب اون گولم
‫دنبال چی بوده،

00:05:40.940 --> 00:05:45.610
‫ولی شک دارم انتظار داشتن نقشه‌هاشون
‫زیر بار این همه غرغر نقش بر آب بشه.

00:05:45.610 --> 00:05:48.010
‫خب، این غیرمنتظره بود.

00:05:48.010 --> 00:05:51.490
‫اون درجه یکه... شاید
‫حتی بهتر از اون.

00:05:51.490 --> 00:05:56.160
‫خیلی خوبه، زِنوس. عاشق اینم که آدما
‫فراتر از انتظاراتم عمل کنن.

00:05:56.160 --> 00:05:59.260
‫با این حال، حتی اگه زخمیا رو هم شفا بدی،

00:05:59.260 --> 00:06:03.840
‫تا وقتی گولم رو متوقف نکنی،
‫این یه راه‌حل واقعی نیست.

00:06:03.840 --> 00:06:05.410
‫پس چیکار می‌کنی؟

00:06:06.240 --> 00:06:09.180
‫راند اول رو به تو واگذار می‌کنم.

00:06:09.180 --> 00:06:11.970
‫ولی راند دوم چطور پیش می‌ره؟

00:06:12.880 --> 00:06:15.260
‫دیگه هیچ زخمی‌ای پیدا نمی‌شه.

00:06:15.260 --> 00:06:18.020
‫آدمای لینگا هم همینو گفتن.

00:06:18.020 --> 00:06:19.650
‫اورک‌ها هم همینطور.

00:06:20.620 --> 00:06:23.110
‫می‌فهمم. دست همگی درد نکنه.

00:06:23.380 --> 00:06:26.740
‫به نظر می‌رسه به لطف تو هیچکس نمرد، دکتر.

00:06:27.110 --> 00:06:28.630
‫خیالم راحت شد.

00:06:29.250 --> 00:06:31.240
‫ولی اون چیزه هنوز داره خرابکاری می‌کنه...

00:06:31.240 --> 00:06:35.240
‫فکر نمی‌کنی بالاخره حوصله‌ش سر بره
‫و بره خونه‌ش، هان؟

00:06:35.240 --> 00:06:37.250
‫غیرممکنه.

00:06:37.250 --> 00:06:41.010
‫گولم‌ها تا وقتی دستورشونو انجام ندن
‫متوقف نمی‌شن.

00:06:41.010 --> 00:06:46.590
‫و شرط می‌بندم دستورش
‫یه چیزی مثل «زاغه‌ها رو نابود کن» بوده.

00:06:46.590 --> 00:06:50.510
‫ای بابا، دیگه کافی نیست؟

00:06:50.920 --> 00:06:53.140
‫ولی منطقی نیست.

00:06:53.140 --> 00:06:56.330
‫سنگ جادویی با خلوص بالا
‫که هسته‌ی گولم‌ها رو تشکیل می‌ده

00:06:56.330 --> 00:06:59.930
‫فقط تو جنوبی‌ترین قاره پیدا می‌شه،
‫جایی که قلعه ارباب شیاطین بود.

00:06:59.930 --> 00:07:04.060
‫و باید بیشترش تو جنگ انسان و اهریمن
‫مصرف شده باشه...

00:07:04.060 --> 00:07:07.170
‫سیستم‌های جادوی سیاه
‫فکر می‌کردن سال‌هاست از بین رفته.

00:07:07.170 --> 00:07:10.610
‫حتی بقیه مواد لازم برای اون غول‌پیکر هم
‫به سختی گیر میاد.

00:07:10.610 --> 00:07:12.050
‫کی می‌تونه این کارو کرده باشه؟

00:07:12.500 --> 00:07:15.840
‫خب، داریم نتیجه رو می‌بینیم،
‫پس چه چاره‌ای هست؟

00:07:15.840 --> 00:07:18.870
‫این یه دردسر گنده‌ست،
‫ولی فکر کنم بهتره برم.

00:07:18.870 --> 00:07:20.960
‫بری؟ کجا بری؟

00:07:21.480 --> 00:07:23.080
‫معلوم نیست؟

00:07:23.080 --> 00:07:25.210
‫باید اون هیولا رو از پا دربیارم.

00:07:26.830 --> 00:07:29.170
‫ما باهاتیم، دکتر.

00:07:29.170 --> 00:07:32.680
‫مطمئنی؟ نمی‌تونم مراقبت اورژانسی رو تضمین کنم.

00:07:32.680 --> 00:07:36.240
‫من قرار نیست دست رو دست بذارم
‫بعد از اینکه این چیزه خونه‌مو خراب کرده.

00:07:36.240 --> 00:07:38.100
‫این شهر ماست!

00:07:38.100 --> 00:07:41.560
‫می‌گم به این موجود نشون بدیم
‫چقدر می‌تونیم ترسناک باشیم.

00:07:43.100 --> 00:07:46.370
‫کارمیلا، چطوری گولم رو از پا دربیاریم؟

00:07:46.370 --> 00:07:49.690
‫باید اون سنگ جادویی رو که هسته‌شو تشکیل می‌ده
‫نابود کنی.

00:07:50.220 --> 00:07:53.070
‫تا وقتی این کارو نکنی، اون فقط
‫بارها و بارها خودشو بازسازی می‌کنه.

00:07:53.070 --> 00:07:55.210
‫نابودش کنم، هان؟

00:07:55.210 --> 00:07:58.950
‫اگه اون سنگ جادویی رو نابود کنیم،
‫شک دارم بتونم دوباره بفروشمش.

00:07:58.950 --> 00:08:02.830
‫خیلی خب، بچه‌ها، اول با هر چی دارین
‫بهش ضربه بزنین.

00:08:02.830 --> 00:08:05.310
‫نگران نباشین. من پشتیبانیتون می‌کنم.

00:08:06.560 --> 00:08:08.060
‫افزایش چابکی.

00:08:10.070 --> 00:08:11.220
‫این دیگه چیه...

00:08:11.520 --> 00:08:13.500
‫یهو احساس سبکی می‌کنم رو پاهام!

00:08:13.500 --> 00:08:15.590
‫حتماً کار آقا زِنوس بوده!

00:08:15.590 --> 00:08:18.220
‫خوبه. حالا می‌تونیم یه مبارزه واقعی کنیم.

00:08:18.680 --> 00:08:21.730
‫افزایش قدرت. افزایش ضربه.

00:08:37.010 --> 00:08:38.990
‫لینگا! زنده‌ای؟

00:08:39.550 --> 00:08:42.200
‫با کمال تعجب، آره.

00:08:42.200 --> 00:08:44.080
‫فکر کنم باید از آقا زِنوس تشکر کنم.

00:08:44.530 --> 00:08:47.830
‫خیلی وقته نجنگیدم، ولی
‫دارم یادم میاد چجوریه.

00:08:48.280 --> 00:08:50.920
‫دو تا چیز هست که باید مراقب باشیم.

00:08:50.920 --> 00:08:53.970
‫اول، هر چی دورتر باشم،
‫اثرات جادو ضعیف‌تر می‌شه،

00:08:53.970 --> 00:08:55.840
‫پس باید یه فاصله مشخصی رو حفظ کنم.

00:08:56.450 --> 00:08:59.600
‫و دومی... شفا،
‫دفاع، و افزایش توانایی‌ها

00:08:59.600 --> 00:09:02.350
‫شاید شبیه هم باشن،
‫ولی فعال‌سازیشون متفاوته،

00:09:02.350 --> 00:09:04.850
‫پس عملاً نمی‌تونم
‫همه‌شونو با هم اجرا کنم.

00:09:05.450 --> 00:09:08.810
‫باید ازشون محافظت کنم تا وقتی
‫حمله کنن، بعد اونو تقویت کنم،

00:09:09.200 --> 00:09:12.070
‫و فوراً هر زخمی که برداشتن رو شفا بدم.

00:09:15.420 --> 00:09:17.950
‫باشه. فکر کنم می‌دونم چیکار کنم.

00:09:17.950 --> 00:09:21.100
‫یه مقدار زمان می‌بره
‫تا خودشو بازسازی کنه.

00:09:21.100 --> 00:09:23.950
‫می‌خوام همه‌تون جفت پاهاشو خورد کنین!

00:09:24.260 --> 00:09:27.830
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم یه روزی کنار
‫شما دخترا بجنگم!

00:09:29.330 --> 00:09:31.340
‫و همه‌ش به لطف آقا زِنوسه!

00:09:31.340 --> 00:09:35.090
‫نمی‌تونم بگم تا حالا با دو تا متحد
‫قابل اعتمادتر از این جنگیدم!

00:09:38.060 --> 00:09:39.970
‫مشکله، دکتر! یه بچه اونجاست!

00:09:39.970 --> 00:09:41.020
‫چی؟!

00:09:41.970 --> 00:09:43.680
‫نتونستن به موقع تخلیه کنن؟

00:09:43.680 --> 00:09:46.640
‫جادوی دفاعی دقت خیلی زیادی می‌خواد
‫تا روی کسی که نمی‌بینمش اجرا بشه!

00:09:46.640 --> 00:09:48.020
‫می‌تونم برسم؟!

00:10:06.140 --> 00:10:11.080
‫وای، وای. تو واقعاً پر از غافلگیری هستی، زِنوس.

00:10:11.080 --> 00:10:13.820
‫تو پرده دوم رو هم فتح کردی.

00:10:15.070 --> 00:10:18.130
‫و حالا وقت اوج داستانه.

00:10:18.130 --> 00:10:21.150
‫یه تصمیم آخر منتظرته.

00:10:21.680 --> 00:10:22.990
‫غیرقابل باوره!

00:10:22.990 --> 00:10:26.890
‫گولم‌ها فقط دستورای ساده رو اجرا می‌کنن.
‫نباید بتونن این کارو بکنن!

00:10:26.890 --> 00:10:31.250
‫همین که وقتی شروع به جنگیدن با تو کرد
‫وحشی‌تر شد به اندازه کافی عجیبه!

00:10:32.480 --> 00:10:36.740
‫فرض کن کسی سعی داشته باشه از یه سنگ جادویی ناقص
‫موجود زنده خلق کنه.

00:10:36.740 --> 00:10:38.390
‫چه گزینه‌هایی می‌داشت؟

00:10:40.470 --> 00:10:41.620
‫یعنی می‌گی...

00:10:41.620 --> 00:10:43.710
‫اسکن کردن گولم تموم شد.

00:10:44.210 --> 00:10:46.090
‫سنگ جادویی تو سینه چپشه.

00:10:46.930 --> 00:10:50.060
‫تو اون تویی، اَستون؟

00:10:52.340 --> 00:10:54.540
‫لطف می‌کنی اسمتو بهم بگی؟

00:10:57.240 --> 00:11:00.820
‫می‌فهمم. پس اَستون.

00:11:03.900 --> 00:11:06.100
‫به نظر می‌رسه فهمیده.

00:11:06.100 --> 00:11:09.010
‫فکر کردم بهترین راه برای خلق موجود زنده

00:11:09.010 --> 00:11:12.600
‫از یه سنگ جادویی ناقص اینه که
‫اونو با یه انسان زنده ترکیب کنم.

00:11:12.900 --> 00:11:17.150
‫ترکیب سنگ جادویی و انسان
‫یه نوع هسته جدید ایجاد می‌کنه.

00:11:17.150 --> 00:11:20.490
‫و کنترل آدما سخته،
‫با اون احساسات پیچیده‌شون،

00:11:20.490 --> 00:11:24.070
‫پس یه آدم ساده‌لوح با احساسات منفی شدید
‫بهترین گزینه بود.

00:11:24.610 --> 00:11:29.130
‫فراتر از اون، فقط براش روشن کردم که سنگ جادویی
‫برای انتقامش لازمه،

00:11:29.130 --> 00:11:31.660
‫و وقتی کاشته شد،
‫گولم رو ساختم.

00:11:32.210 --> 00:11:34.920
‫اون و سنگ جادویی حالا یکی شدن.

00:11:34.920 --> 00:11:40.260
‫خب، چطوری می‌خوای پرده این مبارزه رو
‫پایین بکشی، زِنوس؟

00:11:40.650 --> 00:11:43.890
‫بعد از این همه زندگی که شفا دادی و نجات دادی،

00:11:43.890 --> 00:11:46.660
‫قراره عضو گروهی رو بکشی

00:11:46.660 --> 00:11:50.520
‫که تو رو از زاغه‌ها بیرون کشید تا سنگ جادویی رو نابود کنی!

00:11:51.150 --> 00:11:53.900
‫مگه سناریوی هیجان‌انگیزتر از اینم داریم؟!

00:11:54.360 --> 00:11:58.290
‫و همه‌ی اینا فقط به قیمت یه زندگی بی‌ارزش تموم شد برام.

00:12:01.200 --> 00:12:04.160
‫خیلی خب، ببخشید، ولی می‌خوام
‫شما سه تا برین کنار.

00:12:04.430 --> 00:12:07.680
‫دکتر؟ اگه الان بریم، اون چیزه
‫دوباره خودشو بازسازی می‌کنه.

00:12:07.680 --> 00:12:09.540
‫لینگا هنوز می‌تونه بجنگه!

00:12:09.540 --> 00:12:11.760
‫ما می‌تونیم خط مقدم رو نگه داریم.

00:12:11.760 --> 00:12:14.710
‫احتمالاً این کار هوشمندانه‌تریه، ولی...

00:12:15.680 --> 00:12:18.270
‫«شفادهنده‌ها نباید تو خط مقدم بجنگن.»

00:12:18.270 --> 00:12:21.670
‫این احتمالاً هفتمین حرف پرتکرار استادم بود.

00:12:21.670 --> 00:12:23.800
‫اگه روی مبارزه خودت تمرکز کنی،

00:12:23.800 --> 00:12:26.140
‫نمی‌تونی روی پشتیبانی از متحدانت تمرکز کنی.

00:12:27.440 --> 00:12:28.680
‫ولی...

00:12:29.730 --> 00:12:33.310
‫با توجه به چیزایی که الان می‌دونم، من تنها کسی‌ام
‫که می‌تونه این قضیه رو با اون حل کنه.

00:12:39.350 --> 00:12:44.070
‫تقریباً سپیده زده، و چون من طرفدار آفتاب نیستم،
‫دارم می‌رم خونه.

00:12:44.390 --> 00:12:46.700
‫باشه. منم باید زود برسم خونه.

00:12:46.700 --> 00:12:48.830
‫من از اولش نگران نبودم،

00:12:48.830 --> 00:12:51.080
‫ولی یه چایی برات آماده می‌کنم.

00:12:51.080 --> 00:12:53.080
‫جوری حرف می‌زنی انگار قراره مدیونت باشم،

00:12:53.080 --> 00:12:55.260
‫ولی تقریباً مطمئنم لیلی درستش می‌کنه.

00:13:00.550 --> 00:13:04.050
‫اَستون. الان فقط من و تو اینجاییم.

00:13:04.370 --> 00:13:07.140
‫وقتی اینجا تو زاغه‌ها
‫صدام کردی...

00:13:07.140 --> 00:13:09.460
‫همه‌چی از اونجا شروع شد، مگه نه؟

00:13:10.180 --> 00:13:16.310
‫یه نفر به نچسبی و خودخواهی تو،
‫یه بچه رو نجات بده؟ این قطعاً عجیبه.

00:13:16.310 --> 00:13:20.940
‫یه بار شنیدم گایل گفت دلیل اینکه
‫اینقدر به پول و قدرت وسواس داری اینه که

00:13:20.940 --> 00:13:24.950
‫خواهر کوچیکت وقتی نتونستی پول داروهاشو بدی
‫مرد.

00:13:25.380 --> 00:13:28.770
‫اون بچه تو رو یاد اون انداخت؟

00:13:28.770 --> 00:13:31.080
‫هنوز یه ذره از انسانیتت
‫اون تو مونده؟

00:13:33.070 --> 00:13:35.520
‫فکر کنم خشمت هم هنوز اونجاست.

00:13:35.520 --> 00:13:38.960
‫عصبانی هستی چون اون توله‌سگی که به سرپرستی گرفتی
‫بعد از اینکه ولش کردی یه خونه جدید پیدا کرده؟

00:13:38.960 --> 00:13:43.780
‫اون موقع، همیشه برام عجیب بود
‫چطور می‌دونستی من جایی برای تعلق خاطر ندارم.

00:13:44.690 --> 00:13:46.440
‫ولی حالا می‌فهمم.

00:13:46.440 --> 00:13:48.470
‫چون خودتم نداشتی.

00:13:54.930 --> 00:13:59.310
‫البته که دیگه این چیزا برام مهم نیست!

00:14:16.650 --> 00:14:18.580
‫خب، دوباره همدیگه رو دیدیم.

00:14:19.040 --> 00:14:21.330
‫البته که از این بابت خوشحال نیستم...

00:14:21.640 --> 00:14:24.550
‫ولی امروز آخرین باریه که
‫مجبورم قیافه‌تو ببینم.

00:14:28.550 --> 00:14:33.260
‫خب، اَستون، وقتشه ماجراجوییمون
‫به پایان برسه.

00:14:34.430 --> 00:14:37.580
‫خب. پس حرکتش اینه؟

00:14:37.580 --> 00:14:40.370
‫با تردید کمتری نسبت به انتظارم
‫می‌کُشه.

00:14:40.370 --> 00:14:43.710
‫از طرفی، با توجه به آزاری که
‫ظاهراً دیده،

00:14:43.710 --> 00:14:45.600
‫فکر کنم طبیعیه.

00:14:46.390 --> 00:14:48.840
‫فکر کنم دیگه تمومه، پس.

00:14:49.660 --> 00:14:53.660
‫یه جورایی ناامیدکننده بود،
‫ولی همینیه که هست.

00:14:55.270 --> 00:14:56.410
‫وایسا، نه...

00:14:56.910 --> 00:14:58.040
‫اون...

00:15:10.950 --> 00:15:14.140
‫همینجوریشم به اندازه کافی خسته‌کننده‌ست.
‫دیگه آروم بگیر!

00:15:14.140 --> 00:15:16.770
‫شفا دادن و نابود کردن همزمان؟

00:15:16.770 --> 00:15:19.390
‫اون قسمت‌هایی رو که با سنگ جادویی
‫ترکیب شدن جدا می‌کنه،

00:15:19.390 --> 00:15:24.150
‫بعد به تدریج قسمت‌های باقی‌مونده
‫از بدنو شفا می‌ده.

00:15:24.150 --> 00:15:26.780
‫اگه زیاد جدا کنه اَستون می‌میره.

00:15:26.780 --> 00:15:31.910
‫اگه زیاد تعلل کنه سنگ جادویی
‫با بدن بازسازی شده ترکیب می‌شه.

00:15:32.500 --> 00:15:34.120
‫و این بعد از شفا دادن صدها نفر،

00:15:34.120 --> 00:15:36.310
‫و پشتیبانی از نیمه‌انسان‌ها تو مبارزه‌ست...

00:15:36.310 --> 00:15:42.660
‫با وجود همه‌ی اینا، اون همه‌ی احتیاط
‫و تمرکزشو برای خارج کردن سنگ جادویی حفظ کرده؟

00:15:43.720 --> 00:15:46.540
‫کسی هست که بتونه همه‌ی این کارا رو بکنه؟

00:15:47.020 --> 00:15:48.510
‫چیزی که می‌بینمو باور نمی‌کنم.

00:15:50.640 --> 00:15:55.840
‫راستشو بخوای، دنیا احتمالاً
‫بدون تو جای بهتری می‌شد.

00:15:55.840 --> 00:15:57.890
‫من که حتماً بهتر می‌شدم.

00:15:57.890 --> 00:15:59.820
‫چرا؟

00:16:01.490 --> 00:16:04.480
‫می‌فهمی این همه خسارت
‫چقدر برات آب می‌خوره؟

00:16:04.480 --> 00:16:08.700
‫و تو هم اونقدر بی‌پولی که نمی‌تونی پرداختش کنی، پس
‫از همکارت هم وصول می‌شه.

00:16:08.700 --> 00:16:11.530
‫حق نداری بمیری تا وقتی اعتراف نکنی
‫کی تو رو وادار به این کار کرده.

00:16:12.010 --> 00:16:13.830
‫این دلیل اول.

00:16:14.550 --> 00:16:18.220
‫اما دلیل دوم... شاید یه آشغال بی‌ارزش باشی،

00:16:18.220 --> 00:16:22.160
‫ولی دو تا کار خوب برام کردی.

00:16:22.850 --> 00:16:27.230
‫منو از زاغه‌ها بیرون آوردی، و اون پول خداحافظی رو هم
‫یهویی بهم دادی.

00:16:28.630 --> 00:16:33.840
‫اون یه سکه طلا باعث شد لیلی رو نجات بدم،
‫که منجر به راه‌اندازی درمانگاه شد،

00:16:33.840 --> 00:16:35.760
‫و اون زندگیمو عوض کرد.

00:16:36.320 --> 00:16:37.760
‫یه چیز دیگه هم هست...

00:16:37.760 --> 00:16:41.270
‫و این بزرگترین دلیلیه که نمی‌خوام
‫فقط بکشمت تا این قضیه تموم شه.

00:16:41.650 --> 00:16:44.020
‫چون من یه شفادهنده‌ام.

00:16:45.650 --> 00:16:50.280
‫حالا فهمیدی، احمق نفهم؟!

00:17:09.140 --> 00:17:14.510
‫حالا اونقدر برام روشنه که چقدر فوق‌العاده‌ای
‫که حالم بد می‌شه.

00:17:14.970 --> 00:17:19.260
‫من همه چیمو از دست دادم، ولی تو هنوز
‫ازم انتظار داری به زندگی ادامه بدم.

00:17:19.830 --> 00:17:22.770
‫این انتقام توئه؟

00:17:23.300 --> 00:17:26.140
‫اغراق نکن. اونقدرها هم
‫بهش فکر نکرده بودم.

00:17:29.150 --> 00:17:32.410
‫از میون گیجی‌ام، می‌تونستم ببینم داری
‫از نیمه‌انسان‌ها پشتیبانی می‌کنی.

00:17:33.460 --> 00:17:36.530
‫تو با ما هم همین کارو می‌کردی، مگه نه؟

00:17:36.530 --> 00:17:38.580
‫داری حالمو بد می‌کنی.

00:17:38.580 --> 00:17:40.310
‫حالا دنبال چی هستی؟

00:17:40.310 --> 00:17:44.910
‫این بی‌رحمانه‌ست... ولی فکر کنم نمی‌تونم
‫بخاطر این احساست سرزنشت کنم.

00:17:45.450 --> 00:17:50.490
‫تمام زندگیمو صرف استفاده از دیگران کردم،
‫تا اینکه در نهایت از خودم استفاده شد.

00:17:50.490 --> 00:17:51.920
‫چه مسخره‌بازی‌ای.

00:17:53.890 --> 00:17:58.650
‫می‌دونم هیچکدوم از حرفام چیزی رو عوض نمی‌کنه،
‫ولی بازم باید بگم.

00:17:59.140 --> 00:18:00.260
‫متاسفم.

00:18:00.520 --> 00:18:02.320
‫متاسفم، زِنوس!

00:18:04.480 --> 00:18:07.520
‫کافیه دیگه. سرتو بالا بگیر، اَستون.

00:18:07.520 --> 00:18:09.570
‫وگرنه چجوری بزنمت؟

00:18:07.520 --> 00:18:10.520
‫نه! نمی‌تونم اینو قبول کنم—

00:18:11.870 --> 00:18:15.780
‫حالا که به حالت عادی برگشتی، دیگه لازم نیست
‫خودمو کنترل کنم، می‌دونی؟

00:18:16.160 --> 00:18:19.160
‫افزایش توانایی. ده برابر قدرت بازو.

00:18:19.580 --> 00:18:22.780
‫فقط به اندازه‌ای مانا نگه داشتم که این کارو بکنم.

00:18:20.570 --> 00:18:22.780
‫واو، صبر کن...

00:18:23.370 --> 00:18:25.660
‫بزرگترین دلیلی که زنده‌ نگهت داشتم

00:18:25.940 --> 00:18:30.810
‫اینه که اگه بیهوش بودی از کتک زدنت
‫هیچ حالی بهم دست نمی‌داد.

00:18:25.940 --> 00:18:30.810
‫خب، عجله نکنیم... صبر کن!

00:18:31.400 --> 00:18:34.250
‫می‌فهمی چقدر دردسر درست کردی،
‫آشغال عوضی؟!

00:18:34.250 --> 00:18:37.290
‫نمی‌ذارم با یه عذرخواهی قسر در بری!

00:18:49.190 --> 00:18:50.510
‫دیگه بیدار شو.

00:18:54.450 --> 00:18:57.590
‫اومدم چون گزارش‌هایی از حمله یه هیولا بود،

00:18:57.590 --> 00:18:59.650
‫و این دومین باره که با تو مواجه می‌شم.

00:19:00.100 --> 00:19:02.850
‫دفعه قبل خیلی جرئت داشتی که اونجوری
‫فرار کردی.

00:19:02.850 --> 00:19:04.530
‫زِنوس کجاست؟

00:19:04.880 --> 00:19:07.920
‫تو راه اینجا بهش برخوردم،
‫و اونم همه‌چیو برام تعریف کرد.

00:19:07.920 --> 00:19:12.290
‫یه معجزه‌ست که فاجعه‌ای به این بزرگی
‫بدون حتی یه کشته اتفاق افتاده.

00:19:12.680 --> 00:19:15.260
‫تا آخر عمرت مدیون آقای زِنوس خواهی بود.

00:19:15.850 --> 00:19:17.950
‫فکر کنم حق با توئه.

00:19:19.470 --> 00:19:21.010
‫اَستون بورینگال.

00:19:21.010 --> 00:19:24.570
‫تو به جرم اقدام به حمله،
‫فرار از دستگیری، شهادت دروغ،

00:19:24.570 --> 00:19:27.120
‫انتقام‌جویی نیابتی،
‫وحشی‌گری بی‌رویه،

00:19:27.120 --> 00:19:31.520
‫خسارت به اموال شخصی،
‫و خیلی اتهامات دیگه دستگیری.

00:19:31.520 --> 00:19:33.900
‫خودتو برای یه مجازات مناسب آماده کن.

00:19:36.400 --> 00:19:39.740
‫فکر کنم بی‌عفتی در ملاء عام رو هم
‫به لیست اضافه کنم.

00:19:43.030 --> 00:19:45.840
‫آقای زِنوس یه پیغامم برات داشت.

00:19:46.450 --> 00:19:49.830
‫«وقتی بیهوش بودی شمشیرتو برداشتم.»

00:19:49.830 --> 00:19:53.580
‫«یه آیتم درجه یک از یه هزارتوی زیرزمینیه،
‫پس باید به قیمت خوبی فروش بره.»

00:19:54.090 --> 00:19:57.420
‫«حداقلش باید هزینه وسایل خونه‌ای که
‫خراب شده رو پوشش بده.»

00:19:57.420 --> 00:20:00.410
‫«و با توجه به اینکه من پیداش کردم،

00:20:00.410 --> 00:20:03.590
‫وقتشه پسش بدی،
‫دزد،» اینم پایان حرفش بود.

00:20:05.010 --> 00:20:06.300
‫حالا من...

00:20:07.330 --> 00:20:10.310
‫من واقعاً همه چیمو از دست دادم.

00:20:10.720 --> 00:20:13.940
‫دیگه هیچی برام نمونده.

00:20:14.880 --> 00:20:18.270
‫یه چیز دیگه هم گفت.

00:20:18.270 --> 00:20:23.820
‫«اینم پول خداحافظی تو. دیگه هیچوقت نمی‌خوام
‫هیچ کاری باهات داشته باشم،» اینو گفت.

00:20:24.120 --> 00:20:25.510
‫زِنوس!

00:20:39.380 --> 00:20:41.520
‫احساس می‌کنم از خستگی
‫دارم از حال می‌رم.

00:20:41.520 --> 00:20:43.520
‫دکتر، حالت خوبه؟

00:20:43.520 --> 00:20:46.500
‫آقا زِنوس، حالتون خوب به نظر نمی‌رسه!

00:20:46.500 --> 00:20:49.060
‫داری کمتر و کمتر پایدار راه می‌ری...

00:20:49.060 --> 00:20:50.480
‫بذار کمکت کنم.

00:20:50.480 --> 00:20:53.690
‫خوبه. شماها هم احتمالاً همونقدر خسته‌این.

00:20:57.320 --> 00:20:58.520
‫هـ-هی!

00:20:58.880 --> 00:21:00.770
‫نگران نباش، دکتر.

00:21:00.770 --> 00:21:05.330
‫تو همیشه مراقبمی،
‫پس این تنها چیزیه که عادلانه‌ست که منم جبران کنم.

00:21:05.330 --> 00:21:09.760
‫این طبیعیه! لینگا راستش ترجیح می‌ده
‫حتی نزدیک‌ترم بشه.

00:21:10.400 --> 00:21:13.940
‫نمی‌ذارم شما دو تا از من جلو بزنین!
‫اگه کسی بخواد بچسبه، اون منم.

00:21:15.670 --> 00:21:17.010
‫من اول داشتم حملش می‌کردم!

00:21:16.200 --> 00:21:18.310
‫فقط همین یه بار، بهشون راه می‌دم.

00:21:17.010 --> 00:21:18.880
‫هر کی جا بگیره، برده!

00:21:18.880 --> 00:21:19.670
‫چی گفتی؟!

00:21:20.650 --> 00:21:23.170
‫باید یه مدتی برم تو خفا.

00:21:24.070 --> 00:21:27.790
‫مطمئنم یه روزی دوباره
‫سد راهم می‌شی، زِنوس.

00:21:28.550 --> 00:21:30.940
‫وقتی اون اتفاق افتاد، بازم با هم بازی می‌کنیم.

00:21:31.420 --> 00:21:33.340
‫من تو رو فراموش نمی‌کنم.

00:21:38.400 --> 00:21:41.270
‫به نظر می‌رسه زنده‌ای. سرسختی، هان؟

00:21:41.270 --> 00:21:43.570
‫متاسفم که ناامیدت کردم.

00:21:43.570 --> 00:21:45.240
‫بایدم باشی.

00:21:45.240 --> 00:21:49.000
‫من منتظر بودم دوباره
‫آرامش و سکوت داشته باشم.

00:21:49.000 --> 00:21:53.750
‫اون اینو می‌گه، ولی کارمیلا اونقدر
‫نگران دیر اومدنت بود،

00:21:53.750 --> 00:21:56.300
‫که داشت تو کل خونه شناور بود!

00:21:56.300 --> 00:21:57.580
‫لیلی احمق!

00:21:57.580 --> 00:21:59.020
‫دروغ می‌گه!

00:21:59.020 --> 00:22:00.050
‫اوه، آره؟

00:22:00.050 --> 00:22:02.210
‫ایـ-این قیافه یعنی چی مثلاً؟!

00:22:02.490 --> 00:22:06.300
‫وقتی بهم گفت چی شده نگران شدم،

00:22:06.300 --> 00:22:08.910
‫ولی می‌دونستم برمی‌گردی.

00:22:10.090 --> 00:22:12.060
‫خوش اومدی خونه، زِنوس!

00:22:17.550 --> 00:22:19.310
‫برگشتم، همگی.

00:22:21.620 --> 00:22:23.340
‫بیاین با هم چایی بخوریم!

00:22:23.364 --> 00:22:25.364

بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:55.580 --> 00:24:00.040
‫سرویس ویژه

00:23:57.260 --> 00:23:58.700
‫«سرویس ویژه.»