﻿WEBVTT

00:00:03.740 --> 00:00:06.980
‫زنوس، بی‌صبرانه منتظرم
‫یه چای جدید بخرم!

00:00:06.980 --> 00:00:10.480
‫آهان؟ خب، منم بی‌صبرانه
‫منتظرم تو درستش کنی.

00:00:32.450 --> 00:00:34.340
‫هی. داری چیکار می‌کنی؟

00:00:35.750 --> 00:00:36.760
‫هیچی.

00:00:37.220 --> 00:00:40.930
‫خب، اگه کاری نمی‌کنی،
‫چطوره با ما بیای ماجراجویی؟

00:00:42.790 --> 00:00:45.350
‫جای دیگه‌ای هم که نداری
‫بری، درسته؟

00:00:45.840 --> 00:00:48.560
‫شنیدم آدمای زاغه‌نشین
‫نمی‌تونن ماجراجو بشن.

00:00:48.560 --> 00:00:50.320
‫معمولاً آره.

00:00:50.320 --> 00:00:53.000
‫ولی فکر می‌کنم اگه تو
‫انگیزه و مهارت داشته باشی،

00:00:53.000 --> 00:00:55.820
‫اونوقت دیگه جایگاهت مهم نیست.

00:00:55.820 --> 00:00:58.030
‫کاری هست که بتونی بکنی؟

00:00:58.030 --> 00:01:00.870
‫یه کم جادوی درمانی بلدم.

00:01:01.840 --> 00:01:04.040
‫جادوی درمانی؟

00:01:04.040 --> 00:01:06.790
‫آدمای فقیر نمی‌تونن از پس
‫هزینه‌ی همچین آموزشی بربیان.

00:01:06.790 --> 00:01:08.790
‫امکان نداره.

00:01:08.790 --> 00:01:11.380
‫خب، می‌تونی به گروه‌مون ملحق شی.

00:01:11.380 --> 00:01:14.340
‫انتظار ندارم خیلی کمکی کنی.

00:01:14.340 --> 00:01:17.220
‫من فقط واقعاً یه برده می‌خوام.

00:01:17.240 --> 00:01:29.240
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:38.800 --> 00:01:41.420
‫این جور موجودات برای من چیزی نیستن.

00:01:42.350 --> 00:01:44.120
‫ولی، پسر...

00:01:44.120 --> 00:01:48.420
‫واقعاً بی‌فایده‌س. انگار یه عالمه
‫بار اضافی با خودت حمل می‌کنی.

00:01:50.840 --> 00:01:52.040
‫وقتشه که...

00:01:54.550 --> 00:01:56.490
‫دیگه بهت نیازی نداریم.

00:01:56.510 --> 00:02:08.510
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:03:29.890 --> 00:03:32.480
‫چرا این جای لعنتی اینقدر پرته؟

00:03:32.480 --> 00:03:35.050
‫می‌دونم این فرصت ماست تا
‫پیش یکی از

00:03:35.050 --> 00:03:38.070
‫هفت تا اشراف‌زاده‌ی بزرگ امتیاز بگیریم،
‫ولی حس می‌کنم انرژی تلف کردنه.

00:03:39.260 --> 00:03:41.950
‫هنوز خُمارِ شرابِ دیشبم...

00:03:41.950 --> 00:03:45.100
‫هر چی زودتر اینو تموم کنیم،
‫زودتر می‌تونیم برگردیم سرِ نوشیدن.

00:03:45.100 --> 00:03:46.000
‫خوبه.

00:03:46.000 --> 00:03:51.210
‫دیدی چطوری چشمای اون دختره‌ی پیشخدمت بار برق زد
‫وقتی گفتیم ما ققنوس طلایی هستیم؟

00:03:51.210 --> 00:03:55.330
‫به نظر می‌رسه کشتن چندین هیولای جادویی
‫بدون حتی یه خراش برداشتن

00:03:55.330 --> 00:03:58.430
‫ما رو حسابی معروف کرده،
‫حتی تو این خراب‌شده.

00:04:00.640 --> 00:04:02.140
‫اونجان.

00:04:07.720 --> 00:04:11.730
‫بیا اینا رو بکشیم و پوستشونو
‫ببریم برای لرد فِنِل!

00:04:13.980 --> 00:04:16.440
‫گایل، محض احتیاط،
‫یه جادوی دفاعی رو کن!

00:04:16.720 --> 00:04:17.860
‫رو چشمم!

00:04:18.480 --> 00:04:19.800
‫پیش بیا، ای نیرو!

00:04:19.800 --> 00:04:25.360
‫تبدیل شو به سپری تسخیرناپذیر تا هر آنچه
‫زیان‌باره دفع کنی، همچون روحِ آرزوی والا!

00:04:25.620 --> 00:04:26.870
‫احاطه کن!

00:04:29.660 --> 00:04:31.750
‫حملات مسخره‌تون نمی‌تونن...

00:04:33.920 --> 00:04:35.290
‫می‌سوزه!

00:04:35.290 --> 00:04:37.040
‫چه کوفتیه؟!

00:04:39.670 --> 00:04:42.170
‫آندرس، زود باش با جادوی حمله!

00:04:42.170 --> 00:04:46.010
‫مـ-من هستم! من بدین وسیله قوانین
‫آفرینش را به چالش می‌کشم و بنیان—

00:04:46.800 --> 00:04:50.310
‫احمقِ بی‌فایده! شاید باید اونو هم اخراج کنم!

00:04:51.120 --> 00:04:54.440
‫گایل! اون جادوی دفاعی لعنتی کجاست؟!

00:04:54.440 --> 00:04:57.940
‫د-دارم اجراش می‌کنم! ولی به نظر
‫نمی‌رسه خوب کار کنه...

00:04:57.940 --> 00:05:00.400
‫چون خماری؟! مسخره‌م می‌کنی؟!

00:05:01.280 --> 00:05:04.030
‫لعنتی، همه‌شون بی‌ارزشن!

00:05:04.420 --> 00:05:07.280
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست. فعلاً عقب‌نشینی می‌کنیم!

00:05:11.990 --> 00:05:15.870
‫چطور لعنتی داشتین جلوی هیولاهای جادویی
‫با رتبه فقط ب مثبت به مشکل می‌خوردین؟!

00:05:15.870 --> 00:05:18.740
‫تو هم کار خاصی نمی‌کردی!

00:05:19.380 --> 00:05:21.150
‫ببین، فقط دارم می‌پرونم،

00:05:21.150 --> 00:05:25.010
‫ولی زنوس واقعاً نمی‌تونسته داشته از
‫جادوی درمانی رو ما استفاده می‌کرده، درسته؟

00:05:25.010 --> 00:05:27.650
‫عمراً.

00:05:27.650 --> 00:05:31.010
‫با این حال، شاید باید یه درمانگر استخدام کنیم...

00:05:31.010 --> 00:05:36.340
‫یه کاردرستشو، و نه یه
‫دهاتی بی‌ارزش مثل زنوس.

00:05:41.130 --> 00:05:43.920
‫ده روز طول کشید تا برسیم اینجا.

00:05:43.920 --> 00:05:47.320
‫گفتی اسمت اومین بود، درسته؟
‫بهتره خودتو مفید نشون بدی.

00:05:47.760 --> 00:05:49.960
‫خیلی انتظار نداشته باش.

00:05:49.960 --> 00:05:52.060
‫من معمولاً تو پایتخت درمان می‌کنم.

00:05:52.060 --> 00:05:54.950
‫فقط از قضا یه مجوز ماجراجویی دارم.

00:05:55.700 --> 00:06:00.680
‫کنجکاوم بدونم چرا ققنوس طلایی، که
‫معروفن به سالم بیرون اومدن از نبرد،

00:06:00.680 --> 00:06:04.380
‫به پشتیبانی یه درمانگر
‫رده-متوسط مثل من نیاز پیدا کردن.

00:06:04.800 --> 00:06:07.630
‫خیلی اتفاقا افتاده، خب؟

00:06:07.630 --> 00:06:10.260
‫هی، یوما خوب میشه؟

00:06:10.260 --> 00:06:12.910
‫دوست کماندارت؟

00:06:12.910 --> 00:06:17.180
‫باید زنده بمونه، ولی فکر نکنم
‫دیگه هیچ‌وقت بتونه ماجراجویی کنه.

00:06:17.180 --> 00:06:22.090
‫این فقط ثابت می‌کنه که اون
‫در حد ققنوس طلایی نبود.

00:06:22.090 --> 00:06:24.860
‫از دست دادن یه کماندار
‫فرقی ایجاد نمی‌کنه.

00:06:24.860 --> 00:06:27.860
‫گایل دفاع می‌کنه، من حمله می‌کنم،

00:06:27.860 --> 00:06:30.490
‫و آندرس از جادوی حمله برای کشتن استفاده می‌کنه.

00:06:30.880 --> 00:06:37.620
‫لرد فنل یه شال‌گردن از خز روباه‌آتشی
‫برای هدیه تولد دخترش می‌خواد.

00:06:37.620 --> 00:06:41.540
‫و من این شانسمو برای خوب جا کردن
‫خودم پیش طبقه‌ی بالا از دست نمیدم!

00:06:45.610 --> 00:06:49.510
‫با شمشیر گران‌بهام، هونبر،
‫نصف‌شون می‌کنم!

00:06:49.510 --> 00:06:50.720
‫چی؟!

00:06:50.720 --> 00:06:52.470
‫یه کمین؟

00:06:54.480 --> 00:06:56.160
‫گایل! دفاع کن!

00:07:07.940 --> 00:07:09.190
‫آقای آندرس!

00:07:09.190 --> 00:07:12.700
‫جادوی دفاعی دلیل نمیشه
‫بی‌احتیاطی کنی، لعنتی!

00:07:13.940 --> 00:07:18.250
‫چرا نمی‌تونم بزنمشون؟! چرا؟!

00:07:18.250 --> 00:07:21.920
‫بدنم کُند شده. ولی چرا—

00:07:20.140 --> 00:07:21.210
‫هی!

00:07:21.920 --> 00:07:25.000
‫آقای آندرس بدون درمان درست و حسابی
‫تو دردسر واقعی می‌افته!

00:07:25.000 --> 00:07:28.510
‫چرا؟ چرا؟!

00:07:25.890 --> 00:07:27.560
‫دستور چیه، اَستون؟!

00:07:27.560 --> 00:07:29.670
‫نمی‌تونی جدی باشی که می‌خوای اینو ادامه بدی!

00:07:28.510 --> 00:07:32.320
‫چرا؟! چرا کار نمی‌کنه؟!

00:07:33.010 --> 00:07:34.700
‫اصلاً داری تلاش می‌کنی؟!

00:07:34.700 --> 00:07:37.060
‫جادوی دفاعی فعال بود!

00:07:37.060 --> 00:07:40.100
‫اگه نبود، همون لحظه مرده بود.

00:07:40.100 --> 00:07:42.690
‫خب، چه فایده‌ای داره
‫اگه بازم اینقدر بد آسیب می‌بینه!

00:07:42.690 --> 00:07:45.190
‫تو یه درمانگری، پس زود باش درمانش کن!

00:07:45.190 --> 00:07:49.570
‫باید طلسمو بر اساس
‫وضعیت جراحت اجرا و افسون کنم!

00:07:49.570 --> 00:07:51.270
‫فعلاً هر کاری از دستم برمیومد کردم،

00:07:51.270 --> 00:07:54.820
‫ولی باید زود به بیمارستانی برده بشه که
‫دایره‌های جادویی مخصوص آماده دارن، و زود!

00:07:55.690 --> 00:07:58.660
‫وقت این کارا رو نداریم.
‫همین الان درستش کن.

00:07:58.660 --> 00:08:01.090
‫اصلاً می‌فهمی چی داری می‌خوای؟

00:08:01.090 --> 00:08:04.570
‫حتی رده‌های بالای درمانگرا هم نمی‌تونستن
‫تو این محیط ترمیمش کنن.

00:08:04.570 --> 00:08:09.130
‫تنها کسایی که قادر به این کارن، چند تا
‫درمانگر نخبه‌ی منتخب، یا شاید یه قدیس‌ان.

00:08:11.090 --> 00:08:14.800
‫از وقتی اونو انداختم بیرون،
‫همش داریم آسیب می‌بینیم.

00:08:15.480 --> 00:08:16.970
‫ولی نمی‌تونه اون باشه...

00:08:16.970 --> 00:08:21.320
‫هی، ممکنه کسی باشه
‫قادر به این جادوی درمانی نخبه باشه،

00:08:21.320 --> 00:08:23.520
‫ولی بدون مجوز درمانگری؟

00:08:23.520 --> 00:08:27.360
‫تصورش سخته، ولی... دلیلی داری
‫که باور کنی هست؟

00:08:27.360 --> 00:08:29.320
‫اصلاً دارم چی میگم؟

00:08:29.320 --> 00:08:32.560
‫امکان نداره اون دهاتی
‫تونسته باشه همه‌ی این کارا رو بکنه.

00:08:32.560 --> 00:08:33.860
‫دارم زیاد فکر می‌کنم.

00:08:33.860 --> 00:08:36.230
‫اون فقط برده‌ی گروه بود.

00:08:40.600 --> 00:08:43.830
‫به نظر می‌رسه احمق بودم که
‫به گروه شما امید بستم.

00:08:43.830 --> 00:08:47.040
‫گمشو، و دیگه هیچ‌وقت
‫این طرفا پیدات نشه.

00:08:47.540 --> 00:08:49.280
‫خـ-خواهش می‌کنم، فقط صبر کنین!

00:08:49.280 --> 00:08:51.550
‫بذارین مستقیماً با لرد فنل حرف بزنم!

00:08:51.870 --> 00:08:55.440
‫متاسفم تولد
‫بانوی من گذشته.

00:08:55.440 --> 00:08:58.050
‫تو این مرحله دیگه چی می‌تونین بگین؟

00:08:58.050 --> 00:08:59.590
‫ولی—

00:08:58.670 --> 00:09:00.310
‫آقای اَستون.

00:09:00.650 --> 00:09:06.070
‫ناامیدی لرد فنل تماماً ریشه
‫در تلاش‌های شکار ناموفق شما نداره.

00:09:06.070 --> 00:09:09.720
‫اگه شما کار رو غیرممکن تشخیص می‌دادین
‫و همین‌طور گزارش می‌کردین،

00:09:09.720 --> 00:09:13.150
‫اون می‌تونست از شرمندگیِ
‫نداشتنِ هیچی

00:09:13.150 --> 00:09:15.360
‫برای تولد دخترش جلوگیری کنه.

00:09:15.360 --> 00:09:20.030
‫چطور انتظار دارین بگم «نه» وقتی فرصتیه
‫برای قاطی شدن با یه اشراف‌زاده‌ی کله‌گنده؟!

00:09:20.030 --> 00:09:23.040
‫ا-این‌جوری نیست! ما یه خائن داشتیم!

00:09:23.040 --> 00:09:24.760
‫اون حرومزاده زنوس جلوی راهمونو گرفت!

00:09:24.760 --> 00:09:25.790
‫زنوس؟

00:09:26.770 --> 00:09:31.650
‫درسته. من هیچ‌وقت اسم زنوسو نگفتم
‫تا مطمئن شم کسی نمی‌فهمه

00:09:31.650 --> 00:09:34.410
‫که یه نفر از زاغه‌ها
‫تو گروه بوده!

00:09:34.410 --> 00:09:36.430
‫چ-چیزی نیست، قربان.

00:09:36.900 --> 00:09:40.050
‫خواهش می‌کنم، فقط یه فرصت دیگه بهمون بدین!

00:09:40.050 --> 00:09:43.690
‫باورم نمیشه مجبورم سرمو
‫جلوی یه خدمتکار لعنتی خم کنم!

00:09:44.680 --> 00:09:49.860
‫و میشه بپرسم، یه گروه که فقط
‫نصف اعضاش سالمن، چطور می‌تونه جبران کنه؟

00:09:49.860 --> 00:09:51.300
‫لازم نیست نگران اون باشین!

00:09:51.300 --> 00:09:54.530
‫به زودی اعضای جدیدی
‫برای جبران تلفات استخدام می‌کنیم.

00:09:54.530 --> 00:09:57.400
‫دفعه‌ی بعد، مطمئن می‌شیم که کارو انجام میدیم!

00:10:01.630 --> 00:10:04.650
‫هی، مطمئنی باید
‫همه‌ی اون حرفا رو می‌زدی؟

00:10:04.650 --> 00:10:06.040
‫هنوز هیچ سرنخی نداریم.

00:10:06.040 --> 00:10:07.840
‫نگرانش نباش.

00:10:07.840 --> 00:10:10.540
‫یه عضو دیگه تو گروه بود،
‫یادت میاد؟

00:10:10.540 --> 00:10:12.000
‫برده‌مون.

00:10:12.000 --> 00:10:13.170
‫منظورت زنوسه؟

00:10:13.170 --> 00:10:15.400
‫اون از خداشه که پیش ما برگرده.

00:10:15.400 --> 00:10:18.300
‫همون لحظه‌ای که پیشنهاد بدم،
‫از خوشحالی گریه‌ش می‌گیره.

00:10:18.300 --> 00:10:20.180
‫فکر خوبیه، اَستون!

00:10:20.180 --> 00:10:23.910
‫باور نمی‌کنم زنوس
‫این گروهو سر پا نگه داشته بود.

00:10:23.910 --> 00:10:25.390
‫حاضر نیستم باورش کنم.

00:10:25.390 --> 00:10:29.520
‫ولی حقیقت اینه که، وقتی اون بود
‫همه چی خوب پیش می‌رفت.

00:10:29.520 --> 00:10:34.650
‫ازش همون‌طور که اول کار استفاده می‌کردم استفاده می‌کنم
‫و تمام شهرتی که از دست دادیمو پس می‌گیرم.

00:10:34.650 --> 00:10:38.200
‫ققنوس دوباره برمی‌خیزه!

00:10:38.200 --> 00:10:41.320
‫شخصاً میام دنبالت.

00:10:41.320 --> 00:10:43.990
‫شکرگزار باش، زنوس.

00:10:46.040 --> 00:10:46.960
‫کاری می‌کنی؟

00:10:46.960 --> 00:10:47.790
‫هیچی.

00:10:47.790 --> 00:10:49.540
‫یالا دیگه، چیز زیادی نمی‌خوام.

00:10:53.280 --> 00:10:57.260
‫هی، کم‌کم دارم فکر می‌کنم زنوس شاید
‫تا حالا یه گوشه کنار تو جوب مرده باشه.

00:10:57.260 --> 00:10:59.930
‫نه بابا، شاید هنوز زنده باشه.

00:10:59.930 --> 00:11:03.260
‫اون سکه‌ی طلا رو
‫به عنوان حق سنوات بهش دادم.

00:11:03.260 --> 00:11:06.370
‫از فکر اینکه چقدر سخاوتمند بودم،
‫نزدیکه گریه‌م بگیره.

00:11:06.370 --> 00:11:09.350
‫زاغه‌ها دقیقاً کوچیک هم نیستن.

00:11:09.350 --> 00:11:10.770
‫چطوری پیداش کنیم؟

00:11:10.770 --> 00:11:12.760
‫یه فکر عالی براش دارم.

00:11:12.760 --> 00:11:17.500
‫اون سه تا رئیس نیمه‌انسان رو
‫استخدام می‌کنیم تا کمک کنن پیداش کنیم.

00:11:17.500 --> 00:11:19.110
‫کلاهبردارایی مثل اونا همیشه

00:11:19.110 --> 00:11:21.660
‫از همه‌چی که
‫تو زاغه‌ها می‌گذره خبر دارن.

00:11:21.660 --> 00:11:24.910
‫منطقیه! فکر خوبیه، اَستون.

00:11:26.690 --> 00:11:30.910
‫رئیس، این آدمه می‌خواد ما رو استخدام کنه.

00:11:30.910 --> 00:11:32.920
‫یه کار؟

00:11:32.920 --> 00:11:37.300
‫یه جورایی سرم شلوغه، می‌دونی.
‫داشتم می‌رفتم دکترو ببینم.

00:11:37.300 --> 00:11:39.250
‫لعنتی، چه تیکه‌ایه.

00:11:39.250 --> 00:11:43.760
‫بدم نمیاد وقتی اشراف‌زاده شدم،
‫تو حرم‌سرام داشته باشمش.

00:11:43.760 --> 00:11:49.470
‫من اَستونم، رهبر ققنوس
‫طلایی، یه گروه ماجراجویی رده-طلا.

00:11:49.470 --> 00:11:52.100
‫اینا کلی عنوانه ها.

00:11:52.100 --> 00:11:54.480
‫خورشید غروب می‌کنه تا تو
‫خودتو معرفی کنی.

00:11:54.480 --> 00:11:56.290
‫بیا بریم سر اصل مطلب دیگه.

00:11:57.500 --> 00:11:59.530
‫می‌خوام یکی رو برام پیدا کنی.

00:11:59.530 --> 00:12:01.530
‫مردی به اسم زنوس.

00:12:01.530 --> 00:12:04.760
‫حدود دو ماه پیش باید راهشو
‫به زاغه‌ها پیدا کرده باشه.

00:12:08.630 --> 00:12:10.400
‫اوه، فهمیدم قضیه چیه!

00:12:10.400 --> 00:12:14.670
‫شما همون احمقایی هستین که
‫دکترو از گروه‌تون انداختین بیرون!

00:12:14.670 --> 00:12:17.670
‫قیافه‌تونم که به اندازه کافی احمق به نظر می‌رسه.

00:12:17.670 --> 00:12:18.590
‫چی گفتی؟!

00:12:20.570 --> 00:12:21.720
‫بدو برو خونه‌ت.

00:12:22.000 --> 00:12:27.080
‫اونی که دنبالشی کارای مهم‌تری داره
‫تا چرت‌وپرتای تو رو تحمل کنه.

00:12:27.080 --> 00:12:29.850
‫و راستشو بخوای، منم همین‌طور.

00:12:29.850 --> 00:12:31.350
‫فکر کردی داری با کی حرف می‌زنی؟!

00:12:33.370 --> 00:12:36.730
‫و تو می‌فهمی داری با کی حرف می‌زنی؟

00:12:37.760 --> 00:12:39.760
‫این وقت تلف کردنه!

00:12:40.610 --> 00:12:42.410
‫اون چی بود، اَستون؟!

00:12:42.410 --> 00:12:44.110
‫من چه می‌دونم؟!

00:12:45.610 --> 00:12:50.240
‫اوه، پس شما اون گروهی هستین که
‫اونقدر احمق بودن که جناب زنوسو انداختن بیرون!

00:12:50.240 --> 00:12:54.250
‫لینگا فکر می‌کنه بهتره بمیرین
‫و به عنوان سوسک توالت دوباره متولد شین.

00:12:55.690 --> 00:12:58.130
‫تو هم زنوسو می‌شناسی؟

00:12:58.130 --> 00:13:00.980
‫جناب زنوس با سوسکای توالت کاری نداره.

00:13:00.980 --> 00:13:02.960
‫اگه صلاح خودتو می‌خوای،
‫بدو برو خونه‌ت.

00:13:02.960 --> 00:13:04.260
‫چی گفتی؟!

00:13:04.260 --> 00:13:04.930
‫دعوا داری؟

00:13:06.300 --> 00:13:08.800
‫لینگا هم وقتی برای سوسکای توالت نداره، همین‌طور.

00:13:08.800 --> 00:13:09.860
‫لعنتی!

00:13:10.430 --> 00:13:13.060
‫چه خبره؟!

00:13:15.960 --> 00:13:20.320
‫اوه؟ پس شما اون آشغالی هستین که زنوسو انداخت بیرون؟

00:13:20.320 --> 00:13:22.690
‫بعد از این همه وقت
‫باهاش چیکار دارین؟

00:13:25.020 --> 00:13:26.490
‫تـ-تو فکر می‌کنی کی—

00:13:26.490 --> 00:13:27.950
‫حرف نزن، گایل.

00:13:29.030 --> 00:13:32.330
‫هی. اگه بفهمم
‫داشتین زنوسو اذیت می‌کردین...

00:13:32.330 --> 00:13:35.080
‫ما اُرک‌ها با اینجور چیزا
‫خوب تا نمی‌کنیم.

00:13:36.510 --> 00:13:37.360
‫اَستون...

00:13:37.360 --> 00:13:38.830
‫یه کلمه هم نگو!

00:13:38.830 --> 00:13:42.800
‫اون سه تا رهبر گروه‌های
‫نیمه‌انسان همه‌شون عاشق زنوسن؟

00:13:42.800 --> 00:13:46.480
‫نمی‌تونه درست باشه! باید یکی دیگه باشه!

00:13:46.480 --> 00:13:48.930
‫یه پسر دیگه‌ای به اسم زنوس!

00:13:48.930 --> 00:13:53.210
‫امکان نداره اون دهاتی
‫اینقدر نفوذ داشته باشه!

00:13:53.210 --> 00:13:54.930
‫هـ-هی، اَستون...

00:13:58.460 --> 00:13:59.620
‫زنوس!

00:14:00.700 --> 00:14:02.320
‫از این طرف، لیلی.

00:14:02.570 --> 00:14:07.200
‫صبر کن، زنوس! هنوز تو
‫یاد گرفتن خیابونا مشکل دارم.

00:14:07.200 --> 00:14:09.950
‫زاغه‌ها از نظر نقشه
‫یه جورایی پیچیده‌ان.

00:14:09.950 --> 00:14:12.520
‫تعجب می‌کنم اینقدر خوب می‌شناسیشون.

00:14:12.520 --> 00:14:14.260
‫به خاطر اینه که قبلاً اینجا زندگی می‌کردی؟

00:14:14.260 --> 00:14:15.920
‫هی! زنوس!

00:14:18.080 --> 00:14:21.740
‫تویی، اَستون؟ و گایل؟

00:14:21.740 --> 00:14:23.590
‫معلومه که ماییم.

00:14:23.590 --> 00:14:26.840
‫به نظر می‌رسه یه جوری
‫تونستی زنده بمونی، زنوس.

00:14:27.220 --> 00:14:29.090
‫چی شما رو کشونده به زاغه‌ها؟

00:14:29.090 --> 00:14:32.470
‫سوال خوبیه. می‌خوای حدس بزنی؟

00:14:32.470 --> 00:14:34.560
‫نه واقعاً.

00:14:34.560 --> 00:14:36.600
‫خب، من یه کم سرم شلوغه، پس...

00:14:36.600 --> 00:14:39.390
‫بـ-برگرد اینجا!

00:14:39.390 --> 00:14:41.290
‫من به خاطر تو اومدم، لعنتی!

00:14:41.290 --> 00:14:42.230
‫چی؟

00:14:42.230 --> 00:14:44.370
‫داشتم دنبالت می‌گشتم!

00:14:44.370 --> 00:14:45.360
‫چرا؟

00:14:45.360 --> 00:14:49.700
‫تبریک می‌گم! می‌خوام بذارم
‫دوباره به ققنوس طلایی ملحق شی!

00:14:49.700 --> 00:14:50.840
‫نه، ممنون.

00:14:49.970 --> 00:14:52.110
‫نری از خوشحالی زار بزنی—

00:14:52.110 --> 00:14:53.910
‫صبر کن، چی؟!

00:14:53.910 --> 00:14:57.120
‫درست شنیدم؟!
‫منو رد کردی؟!

00:14:57.430 --> 00:14:58.480
‫آره، کردم.

00:14:58.480 --> 00:14:59.520
‫چرا؟!

00:14:59.520 --> 00:15:00.750
‫حتی باید بپرسی؟

00:15:00.750 --> 00:15:05.000
‫رفتار غیرمنطقی و تقریباً هیچ پولی.
‫اساساً هیچی برام نداره.

00:15:05.000 --> 00:15:06.250
‫اکثر آدما نمی‌گفتن «نه»؟

00:15:06.250 --> 00:15:09.800
‫منظورم این نیست! من دارم
‫بهت شانس برگشتن میدم! من!

00:15:10.510 --> 00:15:12.640
‫ببین، اگه اینقدر مستأصلی،

00:15:12.640 --> 00:15:17.020
‫بدم نمیاد وقتی وقت آزاد داشتم
‫تو یه مأموریت همراهیت کنم.

00:15:17.020 --> 00:15:18.850
‫ولی این دفعه واقعاً بهم پول میدی، درسته؟

00:15:18.850 --> 00:15:20.940
‫هان؟ اصلاً داری چی—

00:15:20.940 --> 00:15:23.100
‫پنجاه هزار وِن برای هر درمان.

00:15:23.390 --> 00:15:25.370
‫یه میلیون برای جراحت‌های وخیم.

00:15:25.370 --> 00:15:28.610
‫اگه جادوی دفاعی و تقویتی بخوای،
‫هزینه‌ش سه برابره.

00:15:28.610 --> 00:15:30.030
‫انتظار تخفیف نداشته باش.

00:15:30.030 --> 00:15:31.530
‫فکر کردی کی هستی؟!

00:15:31.530 --> 00:15:34.280
‫این‌جوریم نیست که تو
‫این دور و بر جایی داشته باشی، تازه!

00:15:35.100 --> 00:15:38.200
‫دکتر زنوس! چطوری؟

00:15:38.200 --> 00:15:40.400
‫هی. پات چطوره؟

00:15:40.400 --> 00:15:42.700
‫خیلی عالی، ممنون از شما!

00:15:42.700 --> 00:15:44.290
‫خوشحالم می‌شنوم.

00:15:44.290 --> 00:15:46.750
‫زنوس، بیا با ما بازی کن!

00:15:46.750 --> 00:15:49.210
‫اون غریبه‌ها کی‌ان؟

00:15:49.210 --> 00:15:50.620
‫هی، دکتر!

00:15:50.620 --> 00:15:52.720
‫ممنونم که همیشه زخممو می‌بندی.

00:15:53.020 --> 00:15:53.720
‫هی!

00:15:53.720 --> 00:15:57.470
‫زنوس، این پیرمردا خیلی پر سر و صدائن، هان؟

00:15:57.470 --> 00:15:59.290
‫من پیر نیستم!

00:15:59.290 --> 00:16:01.100
‫خب، بیا برگردیم.

00:16:01.520 --> 00:16:04.640
‫جدی می‌گی که برنمی‌گردی؟!

00:16:04.640 --> 00:16:07.480
‫وقتی این منم که پیشنهاد میدم؟!

00:16:07.480 --> 00:16:11.070
‫من بودم که بهت جا دادم!
‫بهت جایی برای تعلق داشتن دادم!

00:16:11.070 --> 00:16:12.270
‫همه‌ش کار من بود!

00:16:12.270 --> 00:16:13.610
‫متاسفم، اَستون،

00:16:14.020 --> 00:16:15.490
‫ولی دیگه دیره.

00:16:20.010 --> 00:16:21.370
‫منو نادیده نگیر.

00:16:22.690 --> 00:16:25.210
‫برگرد اینجا، زنو—

00:16:26.380 --> 00:16:30.800
‫چه جسارتی داری که درست
‫جلوی من به یکی حمله می‌کنی.

00:16:30.800 --> 00:16:32.920
‫شوالیه‌های سلطنتی نمی‌تونن از این چشم‌پوشی کنن.

00:16:33.370 --> 00:16:36.180
‫هان؟ چی تو رو این طرفا کشونده، کریشنا؟

00:16:36.180 --> 00:16:37.800
‫اومدم تو رو ببینم.

00:16:38.170 --> 00:16:40.140
‫ولی... من این دور و بر زندگی نمی‌کنم.

00:16:41.040 --> 00:16:42.350
‫گم شدم.

00:16:42.350 --> 00:16:46.960
‫با این حال، تونستم به تو بر بخورم، پس
‫بی‌جهت بودنم این دفعه نتیجه داد.

00:16:46.960 --> 00:16:48.610
‫اینم یه جور نگاه کردنه.

00:16:50.480 --> 00:16:53.990
‫اون قراره جوان‌ترین معاون فرمانده
‫تو تاریخ شوالیه‌های سلطنتی باشه...

00:16:54.470 --> 00:16:57.870
‫پس چرا با زنوس اینقدر صمیمیه؟

00:16:57.870 --> 00:17:00.990
‫تو دیگه کی هستی؟!

00:17:01.370 --> 00:17:06.500
‫حالا، به خاطر اقدام به حمله
‫می‌برمت به نزدیک‌ترین پاسگاه.

00:17:06.870 --> 00:17:10.520
‫این‌جوری نیست! من نمی‌خواستم،
‫ولی اون مجبورم کرد!

00:17:12.030 --> 00:17:14.970
‫منو... منو نادیده نگیر،

00:17:15.560 --> 00:17:17.040
‫زنوس!

00:17:19.540 --> 00:17:24.600
‫راستی، اون گروهی که دکترو انداختن بیرون
‫اومدن سراغ من اون روز.

00:17:24.600 --> 00:17:26.480
‫اومدن پیش لینگا هم.

00:17:26.480 --> 00:17:28.350
‫و واقعاً هم احمق به نظر می‌رسیدن.

00:17:28.670 --> 00:17:32.690
‫منم با این گروه
‫آشغال برخوردی داشتم.

00:17:32.990 --> 00:17:35.020
‫شما سه تا کوتاه نمیاین، هان؟

00:17:35.570 --> 00:17:40.020
‫حس بدی داشتم، واسه همین از چند تا
‫از بچه‌هام خواستم مراقبشون باشن،

00:17:40.020 --> 00:17:42.240
‫ولی رَدشونو گم کردن.

00:17:42.240 --> 00:17:46.120
‫برای لینگا هم همین‌طور. حتی دماغ
‫گرگینه‌ها هم بوشونو گم کرده.

00:17:46.120 --> 00:17:49.500
‫اونا تونستن از توری که
‫اُرک‌های من پهن کردن هم دور بمونن.

00:17:50.000 --> 00:17:52.670
‫شاید فقط رفتن خونه؟

00:17:52.970 --> 00:17:57.560
‫عالی میشه، ولی اگه عمیق‌تر کَندن،
‫ممکنه به دردسر بیفتیم.

00:17:57.560 --> 00:17:59.080
‫عمیق‌تر؟

00:17:59.080 --> 00:18:00.600
‫منظورش انجمن زیرزمینیه.

00:18:00.930 --> 00:18:02.350
‫انجمن زیرزمینی؟

00:18:02.650 --> 00:18:05.280
‫یه انجمنه که کارای غیرقانونی انجام میده.

00:18:05.280 --> 00:18:08.910
‫قعر واقعی اعماق، که حتی
‫گروه‌های نیمه‌انسان ما هم باهاش شوخی ندارن.

00:18:08.910 --> 00:18:12.010
‫اونا برای قیمت مناسب هر کاری می‌کنن،

00:18:12.010 --> 00:18:13.610
‫به خاطر همینه که لینگا ازشون متنفره.

00:18:13.920 --> 00:18:17.740
‫معاملات مواد مخدر، ترور،
‫انتقام نیابتی...

00:18:19.070 --> 00:18:23.790
‫پس اگه اون پیرمردای پر سر و صدا برن پیش
‫انجمن زیرزمینی و یه چیز بد بخوان...

00:18:24.160 --> 00:18:27.500
‫برای استخدام آدما از طریق
‫انجمن زیرزمینی کلی پول لازمه.

00:18:27.500 --> 00:18:31.920
‫دقیقاً. و اگه اون به خودش
‫زحمت داده بیاد دنبال تو، زنوس،

00:18:31.920 --> 00:18:35.460
‫شرط می‌بندم وضع مالی
‫این یارو حسابی خالی شده.

00:18:35.460 --> 00:18:38.090
‫که یعنی نمی‌تونه از پس
‫هزینه‌ی اون جور دردسر بربیاد.

00:18:38.490 --> 00:18:40.360
‫ایـ-این باعث آرامشه.

00:18:40.360 --> 00:18:42.220
‫پس لازم نیست نگران باشیم...

00:18:43.140 --> 00:18:44.730
‫زوفیا؟

00:18:44.730 --> 00:18:48.890
‫خب، داشتم یادم میومد که
‫چطور شنیدم یه نفر هست

00:18:48.890 --> 00:18:52.500
‫که تحت شرایط خاصی کار قبول می‌کنه،
‫حتی بدون پول.

00:18:52.500 --> 00:18:56.220
‫فکر کنم خودشونو صدا می‌زنن... راهنما.

00:18:59.350 --> 00:19:00.800
‫خوابت نمی‌بره؟

00:19:01.870 --> 00:19:04.330
‫لیلی؟ تو هنوز بیداری؟

00:19:04.330 --> 00:19:09.600
‫خواب بودم. ولی وقتی بیدار شدم،
‫دیدم چراغا روشنه...

00:19:09.600 --> 00:19:13.670
‫چای می‌خوای؟ یا این باعث میشه
‫خوابیدن سخت‌تر هم بشه؟

00:19:14.220 --> 00:19:16.450
‫راستش، یه کم می‌خوام.

00:19:25.510 --> 00:19:26.850
‫چطوره؟

00:19:26.850 --> 00:19:29.500
‫مثل همیشه خوبه. ممنونم.

00:19:36.010 --> 00:19:36.910
‫چی؟

00:19:37.440 --> 00:19:42.820
‫وقتی من خوابم نمی‌بره، تو سرمو نوازش می‌کنی.
‫دارم لطفتو جبران می‌کنم.

00:19:42.820 --> 00:19:46.700
‫پس فکر کنم بالاخره یه
‫خواب خوب شبونه داشته باشم.

00:20:01.800 --> 00:20:04.000
‫نمی‌تونی بخوابی، زنوس؟

00:20:04.000 --> 00:20:05.790
‫تو هم بیداری؟

00:20:05.790 --> 00:20:08.210
‫خب، سه تا فنجون چای آماده بود.

00:20:08.210 --> 00:20:09.810
‫چطور می‌تونستم رد کنم؟

00:20:10.350 --> 00:20:14.140
‫این برخورد با گروه قدیمیت
‫باعث شده خوابت نبره؟

00:20:15.090 --> 00:20:17.780
‫چی، نگرانمی؟

00:20:17.780 --> 00:20:20.270
‫آخرش، تو واقعاً
‫خیلی مهربونی، کارمیلا.

00:20:20.270 --> 00:20:21.820
‫مسخره کردن بسه!

00:20:21.820 --> 00:20:23.950
‫به هر حال این‌طور نیست!

00:20:23.950 --> 00:20:28.570
‫شبا کار کمی برای انجام دادن هست، پس فکر کردم
‫می‌تونم یه کم صحبت کنم، همین!

00:20:28.570 --> 00:20:29.830
‫اوکی، ببخشید.

00:20:29.830 --> 00:20:32.800
‫این چای برای من تنها زیاده،
‫پس ممنون میشم تو هم شریک شی.

00:20:32.800 --> 00:20:35.750
‫تو این صورت، من هیچ
‫دلیلی نمی‌بینم ردت کنم.

00:20:38.720 --> 00:20:41.840
‫راستش اَستون
‫و بقیه رو فراموش کرده بودم.

00:20:42.160 --> 00:20:46.780
‫ولی بعد از اینکه این‌جوری یادم انداختن،
‫یه جورایی پشیمونم که نزدمشون.

00:20:47.870 --> 00:20:51.070
‫با این حال، داشتم
‫واقعاً به یه کم قبل‌تر فکر می‌کردم.

00:20:51.760 --> 00:20:57.600
‫زنوس، تو گفتی جادوی درمانی رو
‫وقتی تو زاغه‌ها زندگی می‌کردی یاد گرفتی.

00:20:57.600 --> 00:20:59.480
‫چطور ممکنه؟

00:20:59.890 --> 00:21:04.350
‫داشتم سعی می‌کردم یه جسدو زنده کنم،
‫و اونم جزوش بود.

00:21:04.350 --> 00:21:05.740
‫اون جادوی ممنوعه‌س.

00:21:05.740 --> 00:21:09.880
‫آره. ولی وقتی بچه بودم، هیچی
‫درباره‌ی رستاخیز و این‌جور چیزا نمی‌دونستم.

00:21:09.880 --> 00:21:12.370
‫معلمم به خاطرش زد تو سرم.

00:21:13.760 --> 00:21:17.130
‫می‌دونی، دقیقاً همون چیز نیست،

00:21:17.130 --> 00:21:20.310
‫ولی وقتی من بین زنده‌ها بودم،
‫چیزی به اسم حیات مصنوعی وجود داشت...

00:21:20.310 --> 00:21:22.210
‫جادوی خلق گولِم‌ها.

00:21:22.710 --> 00:21:24.590
‫سیصد سال پیش، هان؟

00:21:24.590 --> 00:21:28.090
‫اون باید زمان جنگ انسان-شیطان بوده باشه،
‫موقعی که ارباب شیاطین هنوز بود.

00:21:28.090 --> 00:21:32.160
‫یه جور جادوی شیطانی گمشده‌س.

00:21:32.160 --> 00:21:33.850
‫اونا از یه نوع خاص
‫سنگ جادویی به عنوان هسته استفاده می‌کنن،

00:21:33.850 --> 00:21:37.350
‫بعد کربن و گوگرد، بین مواد
‫دیگه‌ای، اضافه می‌کنن تا گولِمو بسازن.

00:21:38.050 --> 00:21:38.980
‫هان.

00:21:38.980 --> 00:21:42.650
‫اینکه هیچ درد یا ترسی حس نمی‌کردن

00:21:42.650 --> 00:21:47.430
‫و بی‌وقفه رو وظایفشون کار می‌کردن
‫اونا رو خیلی ترسناک می‌کرد.

00:21:47.430 --> 00:21:52.040
‫به هر حال تو سیصد
‫سال پیش چیکار می‌کردی؟

00:21:52.040 --> 00:21:55.300
‫اینقدر وقت پیش بود که فراموش کردم.

00:21:55.300 --> 00:21:58.830
‫تو واقعاً دوست نداری
‫درباره‌ی خودت حرف بزنی، هان؟

00:21:58.830 --> 00:22:01.570
‫خب، فکر کنم باید جمع و جور کنیم...

00:22:02.670 --> 00:22:03.840
‫اون چی بود؟

00:22:04.150 --> 00:22:06.580
‫از زاغه‌ها اومد.

00:22:06.580 --> 00:22:07.720
‫فقط یه لحظه صبر کن.

00:22:17.430 --> 00:22:19.350
‫باورنکردنیه...

00:22:19.840 --> 00:22:22.180
‫همین الان داشتیم درباره‌ش حرف می‌زدیم،

00:22:22.180 --> 00:22:24.280
‫و حالا یه گولِم داره تو زاغه‌ها آشوب می‌کنه؟

00:22:24.300 --> 00:22:36.300
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:55.530 --> 00:24:00.000
‫پایان ماجراجویی

00:23:57.150 --> 00:23:58.700
‫«پایان ماجراجویی.»