﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:23.000
** وب سايت بلبل جان با افتخار تقديم ميکند **
‏.::  www.bolboljan.net ::.
2
00:00:23,001 --&gt; 00:00:27,000

00:00:27.100 --> 00:00:32.100
« زیمای آبی »

00:00:39.671 --> 00:00:45.463
<i>«مثل میلیون‌ها نفر دیگه، من شنیدم که «زیما
پرده‌برداری از آخرین اثر هنری‌ـش رو اعلام کرد</i>

00:00:46.630 --> 00:00:51.340
<i>در طی سال‌ها، من چندین بار درخواست
مصاحبه دادم و همیشه درخواستم رد شد</i>

00:00:51.463 --> 00:00:54.423
<i>،حالا، به هر دلیلی</i>

00:00:54.546 --> 00:00:58.506
<i>زیمای آبی» درخواست داده بود با من صحبت کنه»</i>

00:00:59.671 --> 00:01:05.591
<i>نمی‌تونستم به نتیجه برسم آبی تطابق
نزدیک‌تری به آسمون بود یا به دریا</i>

00:01:06.380 --> 00:01:07.630
<i>راستش به هیچ‌کدومش</i>

00:01:08.380 --> 00:01:12.630
<i>زیمای آبی، یه چیز دقیق بود</i>

00:01:14.505 --> 00:01:17.005
<i>چیز خیلی کمی راجع به گذشتۀ زیما مشخصه</i>

00:01:17.546 --> 00:01:21.126
<i>گفته شد که اون حرفۀ هنری‌ـش
،رو با رخساره‌پردازی آغاز کرد</i>

00:01:22.255 --> 00:01:26.255
<i>ولی برای زیما، شمایل انسانی
سوژۀ خیلی ناچیزی بود</i>

00:01:27.046 --> 00:01:30.666
<i>جست‌وجو برای مفهوم عمیق‌تر
...باعث شد اون دورتر نگاه کنه</i>

00:01:32.380 --> 00:01:34.340
<i>به خود کیهان</i>

00:01:36.880 --> 00:01:39.590
<i>کار نقاشی دیواری اون‌جوری آغاز شد</i>

00:01:43.171 --> 00:01:45.961
<i>اونا به‌طور انکارناپذیری خارق‌العاده بودن</i>

00:01:48.588 --> 00:01:53.208
<i>یک روز، زیما از یه نقاشی دیواری پرده‌برداری کرد
که یه چیز متفاوتی راجع بهش وجود داشت</i>

00:01:54.546 --> 00:01:59.336
<i>در وسط بوم یه مربع آبی کوچک بود</i>

00:02:00.046 --> 00:02:02.166
<i>مربع تازه شروع بود</i>

00:02:02.505 --> 00:02:04.545
<i>،در طی چند دهۀ آینده</i>

00:02:04.630 --> 00:02:08.210
<i>شکل‌های آبستره تغییر کردن و برجسته‌تر شدن</i>

00:02:08.796 --> 00:02:11.956
<i>ولی، همیشه، سایۀ آبی یک‌جور بود</i>

00:02:13.088 --> 00:02:14.708
<i>زیمای آبی بود</i>

00:02:15.380 --> 00:02:21.010
<i>طولی نکشید که زیما از اولینِ نقاشی‌های
دیواری تماماً آبی‌ـش پرده‌برداری کرد</i>

00:02:21.755 --> 00:02:25.665
<i>توسط شمار زیادی بالاترین
حد کار زیما در نظر گرفته شد</i>

00:02:26.755 --> 00:02:28.705
<i>بیشتر از اون نمی‌تونستن در اشتباه باشن</i>

00:02:31.255 --> 00:02:39.008
<i>،زمانی که اکثر مردم در مورد «دورۀ آبی»ـش صحبت می‌کنن
...منظورشون دورۀ نقاشی‌های دیواری حقیقتاً عظیمشه</i>

00:02:40.213 --> 00:02:43.133
<i>ولی زیما تازه داشت شروع می‌کرد</i>

00:02:48.963 --> 00:02:54.463
<i>سطح به‌خصوصی از شکوه‌نمایی
،بود که زیما رو حقیقتاً مشهور کرد</i>

00:02:54.880 --> 00:02:57.460
<i>حتی برای اونایی که علاقه‌ای به هنر نداشتن</i>

00:03:00.713 --> 00:03:02.843
<i>ولی نکته هیچ‌وقت شهرت نبود</i>

00:03:06.588 --> 00:03:11.088
<i>علی‌رغم تمام موفقیت‌هاش، زیما هنوز ناراضی بود</i>

00:03:12.546 --> 00:03:18.666
<i>و کاری که بعدش کرد، برای خیلی‌ها فداکاری بیش
از حد افراط‌گرایانه‌ای برای خلق اثر هنری بود</i>

00:03:27.380 --> 00:03:29.340
خوشحالم تونستی بیای، کلیر

00:03:30.630 --> 00:03:31.630
پرواز چطور بود؟

00:03:33.963 --> 00:03:35.213
آروم باش، کلیر

00:03:36.421 --> 00:03:37.511
سلام

00:03:38.546 --> 00:03:41.756
،من از نظر بعضی از آدم‌ها ترسناک‌ـم
ولی اونا بسرعت باهاش کنار میان

00:03:42.463 --> 00:03:46.513
از زمانی که با مطبوعات صحبت
کردم بالای 100 سال می‌گذره

00:03:46.588 --> 00:03:51.048
تو رو به اینجا دعوت کردم چون می‌خوام
بهم کمک کنی داستان‌ـم رو بگم

00:03:52.130 --> 00:03:54.210
یه خرده قدم بزنیم؟

00:03:56.130 --> 00:04:00.210
<i>اون مرد خوش‌تیپی بود، حتی
بعد از تمام دگرگونی‌هاش</i>

00:04:00.921 --> 00:04:03.381
<i>سیاره‌ای به اسم «خارکف هشت» وجود داشت</i>

00:04:03.880 --> 00:04:07.460
<i>تخصص‌ـش در اصلاحات فرمانیک غیرقانونی بود</i>

00:04:09.255 --> 00:04:13.085
<i>اون متحمل جراحی‌های زیستی بنیادی شد</i>

00:04:13.171 --> 00:04:19.383
<i>که قادرش کرد محیط‌های شدید رو
بدون سربار لباس ایمنی تحمل کنه</i>

00:04:20.546 --> 00:04:23.626
<i>چشم‌هاش می‌تونست با هر
طیف شناخته‌شده‌ای ببینه</i>

00:04:24.546 --> 00:04:27.046
<i>اون دیگه اکسیژن تنفس نمی‌کرد</i>

00:04:27.130 --> 00:04:31.090
<i>پوست‌ـش با پلیمر تنظیم‌شده جایگزین شده بود</i>

00:04:31.171 --> 00:04:36.211
<i>و در نتیجه ریسک کرد تا با کیهان یگانه بشه</i>

00:04:39.421 --> 00:04:45.705
<i>ولی چیزی که زیما سرانجام بهش پی برد اینه که
کیهان از قبل داشت حقیقت خودش رو بیان می‌کرد</i>

00:04:46.088 --> 00:04:48.508
<i>خیلی خیلی بهتر از اونی که اون یه وقت بتونه</i>

00:04:53.921 --> 00:04:56.761
،جست‌وجوی من برای حقیقت من رو به اینجا رسونده

00:04:58.046 --> 00:05:01.086
به چیزی که آخرین اثر من خواهد بود

00:05:02.421 --> 00:05:06.461
در نهایت، من چیزی که از طریق
هنرم در پی‌ـش بودم رو درک می‌کنم

00:05:07.005 --> 00:05:10.835
و این استخر شنا چه ارتباطی به اون داره؟

00:05:11.088 --> 00:05:13.798
هر استخر شنایی نیست

00:05:14.713 --> 00:05:21.010
در گذشته‌های دور، متعلق به زن جوانی مستعد
با علاقه‌ای شدید به روبات‌شناسی عملی بود

00:05:21.296 --> 00:05:25.416
<i>اون روبات‌های فراوانی به وجود آورد تا
،اطراف خونه‌ش خرده‌کاری‌ها رو انجام بدن</i>

00:05:25.505 --> 00:05:30.665
<i>ولی اون به‌طور ویژه شیفتۀ اونی بود که به
وجودش آورد تا استخر شناش رو تمیز کنه</i>

00:05:31.171 --> 00:05:35.921
<i>،دستگاه کوچولو بی‌وقفه زحمت می‌کشید
نیمه‌های سرامیکی استخر رو می‌سابید</i>

00:05:37.088 --> 00:05:40.548
<i>ولی زن جوان از کارش راضی نبود</i>

00:05:41.005 --> 00:05:43.505
<i>در نتیجه یه سیستم بینایی تمام‌رنگی بهش داد</i>

00:05:43.588 --> 00:05:48.836
<i>و یه مغز به قدری بزرگ تا داده‌های بصری
رو به مدل محیط‌ـش پردازش کنه</i>

00:05:48.921 --> 00:05:52.381
<i>،بهش این قابلیت رو داد تا تصمیمات خودش رو بگیره</i>

00:05:52.463 --> 00:05:55.213
<i>تا راهبردهای متفاوت برای
نظافت استخر طراحی کنه</i>

00:05:55.838 --> 00:06:00.338
<i>به استفاده از اون ماشین به‌عنوان یه بستر آزمایش
برای سخت‌افزار و نرم‌افزار جدید ادامه داد</i>

00:06:01.130 --> 00:06:04.090
<i>و با گذر زمان، آگاهی بیشتری پیدا کرد</i>

00:06:04.171 --> 00:06:06.761
<i>سرانجام، زنه مُرد</i>

00:06:07.005 --> 00:06:11.046
<i>دستگاه کوچولوئه از یه مالک
به مالک بعدی منتقل شد</i>

00:06:11.588 --> 00:06:20.111
<i>اونا چیزهایی اضافه کردن، اصلاحاتی
انجام دادن و با هر تکرار، زنده‌تر شد</i>

00:06:20.338 --> 00:06:22.378
<i>...بیشتر تبدیل به</i>

00:06:22.921 --> 00:06:23.921
من شد

00:06:24.880 --> 00:06:27.800
این همون استخره

00:06:28.171 --> 00:06:30.666
گفتم درش‌بیارن. منتقل‌ـش کنن به اینجا

00:06:31.296 --> 00:06:37.166
،ولی تو یه انسان با اعضای ماشینی هستی
نه یه ماشین که فکر می‌کنه یه انسانه

00:06:37.255 --> 00:06:41.295
گاهی اوقات، حتی برای منم سخته
که درک کنم به چی تبدیل شدم

00:06:41.796 --> 00:06:45.456
و حتی سخت‌تره که به یاد
بیارم یه زمانی چی بودم

00:06:47.546 --> 00:06:49.916
...آبی این کاشی‌ها

00:06:50.421 --> 00:06:53.551
تولیدکننده، زیمای آبی خطاب‌ـش کرد

00:06:54.380 --> 00:06:56.630
اولین چیزی که تابحال دیدم

00:06:57.130 --> 00:06:59.090
اینجا جایی بود که من کارم رو آغاز کردم

00:06:59.296 --> 00:07:03.296
یه دستگاه کوچولوی خام با هوشی که
برای هدایت خودش هم به زور کافی بود

00:07:04.130 --> 00:07:05.800
ولی دنیای من بود

00:07:06.088 --> 00:07:10.338
،تمام چیزی بود که می‌دونستم
تمام چیزی که لازم بود بدونم

00:07:11.505 --> 00:07:12.625
و حالا؟

00:07:46.046 --> 00:07:47.796
<i>خودم رو در آب فرو می‌برم</i>

00:07:55.421 --> 00:07:59.961
<i>و همزمان با این‌کار، به آرومی عملکردهای
...عالی مغزم رو از کار می‌ندازم</i>

00:08:09.838 --> 00:08:11.838
<i>...خودم رو لغو می‌کنم</i>

00:08:19.296 --> 00:08:22.626
<i>...فقط به قدری باقی می‌ذارم که محیطم رو درک کنم</i>

00:08:30.421 --> 00:08:35.801
<i>تا یه خرده لذت ساده از اجرای وظیفه‌ای
که خوب انجام شده باشه ببرم</i>

00:08:37.005 --> 00:08:39.875
<i>جست‌وجوی من برای حقیقت در نهایت به پایان رسید</i>

00:08:44.005 --> 00:08:46.005
<i>من می‌رم خونه</i>

00:08:58.000 --> 00:09:15.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.