﻿WEBVTT

00:00:02.610 --> 00:00:05.560
... اون زندانِ دودیِ مورلِ

00:00:06.960 --> 00:00:10.520
توانایی که ازش برای جدا کردنِ
پوف از پادشاه استفاده میکنه ‏.‏

00:00:11.980 --> 00:00:14.990
اگه طبقه ی سوم برج رو
دود احاطه کرده باشه ‏،‏

00:00:15.740 --> 00:00:17.880
پس یعنی پادشاه و پیتو اونجا نیستن ‏.‏

00:00:18.340 --> 00:00:19.220
اونا کجان ؟

00:00:58.400 --> 00:01:01.370
اشک های جاریتُ

00:01:01.370 --> 00:01:04.370
به شجاعت تبدیل کن

00:01:04.370 --> 00:01:07.660
بال های فرشته مانندتُ باز کن

00:01:07.660 --> 00:01:10.540
! ‏ و به بالاها پرواز کن

00:01:10.540 --> 00:01:16.460
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:17.340 --> 00:01:23.220
تا آخرش تسلیم نمیشیم

00:01:23.220 --> 00:01:28.480
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

00:01:28.490 --> 00:01:32.180
. میتونی دوباره سعی کنی

00:01:32.190 --> 00:01:34.570
. از تاریکی فرار کن

00:01:34.580 --> 00:01:38.560
. تو فقط باید بری

00:01:38.570 --> 00:01:43.620
. آینده همیشه منتظرِ ماست

00:01:43.620 --> 00:01:46.210
. ماوراء آسمان برو

00:01:46.210 --> 00:01:49.370
. اقیانوس ها رو طی کن

00:01:49.370 --> 00:01:52.630
... ‏ بوس فرشته رو

00:01:52.630 --> 00:01:56.130
 ( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

00:01:56.130 --> 00:02:01.930
! ‏‏ بیا با هم بریم به یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

00:02:01.930 --> 00:02:08.190
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

00:22:00.300 --> 00:22:06.720
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

00:22:06.720 --> 00:22:12.730
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

00:22:13.060 --> 00:22:19.650
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

00:22:19.650 --> 00:22:25.490
. با صدای ترق و تروقی ما رو به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

00:22:25.610 --> 00:22:32.160
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

00:22:32.160 --> 00:22:40.130
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

00:22:41.130 --> 00:22:47.260
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

00:22:47.260 --> 00:22:53.060
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

00:22:53.220 --> 00:22:59.020
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

00:22:59.020 --> 00:23:04.740
، پس به این سمت بیا

00:23:04.940 --> 00:23:10.280
. بزار آیندمون یکی بشه

00:02:12.980 --> 00:02:18.030
جدا کردن × و × پیروزی

00:02:23.980 --> 00:02:25.810
، در محل های خاص

00:02:26.330 --> 00:02:29.300
. نبرد هایی در حال شروع شدن هستن

00:03:27.070 --> 00:03:27.970
... گون

00:03:48.840 --> 00:03:49.780
! پدربزرگ

00:03:51.630 --> 00:03:53.540
... که یعنی اون

00:03:59.910 --> 00:04:00.810
! پادشاهِ

00:04:03.180 --> 00:04:04.300
. پیش برید

00:04:05.710 --> 00:04:10.170
خیلی خوب آگاهم که شما ها 
، میخواید تلفات انسانی رو

00:04:10.170 --> 00:04:14.310
.تا حد ممکن کاهش بدید

00:04:15.660 --> 00:04:18.850
شما ها از این هرجُ مرج استفاده کردید

00:04:18.850 --> 00:04:21.320
. تا محافظین سلطنتی رو ازم دور کنید

00:04:24.080 --> 00:04:25.180
. فرقی نمیکنه

00:04:27.420 --> 00:04:28.330
. پیش برید

00:04:46.110 --> 00:04:47.940
! سر اژدها

00:04:49.520 --> 00:04:51.530
... آدم ترسناکیِ

00:04:52.020 --> 00:04:56.100
تکنیک اون ، آسیبی به پادشاه 
. وارد نمیکند

00:04:56.910 --> 00:05:00.530
هر دوی آنها فهمیده بودن که

00:05:00.530 --> 00:05:02.250
. پادشاه اینُ درک کرده

00:05:04.020 --> 00:05:08.480
زنو اطمینان پیدا کرد که " نِن " اون 
. کاملاً بیطرف باشه

00:05:08.960 --> 00:05:11.960
... برای احترام بوده ؟ یا اینکه

00:05:49.780 --> 00:05:50.780
... کیلوا

00:05:52.340 --> 00:05:54.140
. پیتو اونجاست

00:05:58.370 --> 00:05:59.170
! بریم

00:06:08.670 --> 00:06:09.700
... بریم

00:06:14.890 --> 00:06:16.640
یعنی چی ؟

00:06:20.710 --> 00:06:25.530
کیلوا از پرسیدن این سوال 
. خودداری کرد

00:06:27.740 --> 00:06:29.100
، اگه اینُ بپرسم

00:06:30.480 --> 00:06:32.160
... بیشتر از این نمیتونم متوقفش کنم

00:06:33.710 --> 00:06:35.010
. نمیتونم برگردم

00:06:39.640 --> 00:06:44.050
. اگه کلیوا میپرسید ، اون جوابشُ میداد

00:06:45.450 --> 00:06:49.980
هر کسی که تجربه ی کافی رو داشته باشه ، میتونه 
. پله ی بعدی رو حدس بزنه

00:06:50.720 --> 00:06:54.060
اما ترس از دست دادن یه شخص با ارزش

00:06:54.620 --> 00:06:59.290
. باعث شده بود کیلوا برای رفتن به پله ی بعدی تردید کنه

00:07:07.970 --> 00:07:10.270
، چند لحظه قبل از پرواز اژدها

00:07:11.000 --> 00:07:13.830
جلوی ایکالگو ، چیتو و براودا

00:07:14.140 --> 00:07:16.540
. نمایان شدن

00:07:17.030 --> 00:07:18.590
. هی ، فلاتر خودمونِ که

00:07:37.060 --> 00:07:38.520
این سرُ صدا برای چیه ؟

00:07:38.900 --> 00:07:41.850
. دوباره " اِن " پیتو دونو ناپدید شده

00:07:42.290 --> 00:07:45.040
... منم تازه برگشتم

00:07:45.040 --> 00:07:47.350
. اما انگاری دشمن حمله کرده

00:07:47.800 --> 00:07:48.720
جدی ؟

00:07:49.300 --> 00:07:52.510
. خب ، دور از تصورم نبودش

00:07:55.290 --> 00:07:57.040
چه بلایی سر بال هات اومده ؟

00:07:57.040 --> 00:07:58.600
... اوه ، خب

00:07:58.600 --> 00:08:01.080
. توی حمله ، از دستشون دادم

00:08:02.140 --> 00:08:03.090
داری میری زیرزمین ؟

00:08:03.610 --> 00:08:07.340
. آره ، دستور هاگیا ساما بوده

00:08:08.340 --> 00:08:09.790
ما چیکار کنیم ؟

00:08:11.540 --> 00:08:15.560
... خب ، کسی بهمون نگفته که از اینجا محافظت کنیم

00:08:15.880 --> 00:08:18.590
، اما دلم میخوام امتحانش کنم

00:08:19.500 --> 00:08:20.770
. تکنیک جدیدمُ

00:08:24.570 --> 00:08:25.220
... چه عظیمِ

00:08:40.750 --> 00:08:42.120
! باحال به نظر میاد

00:08:42.560 --> 00:08:43.900
! میرم یه دیدی بزنم

00:08:44.790 --> 00:08:45.630
! مراقب باش

00:08:46.510 --> 00:08:48.780
! من میمونم ببینم چه خبره

00:08:49.230 --> 00:08:51.310
. پس منم دیگه میرم

00:08:51.310 --> 00:08:52.130
. باشه

00:09:05.900 --> 00:09:08.150
هاگیا ساما گفتش ؟

00:09:21.080 --> 00:09:24.910
، در همین اثناء ، در اتاق تخت سلطنتی
... در برج مرکزی

00:09:36.680 --> 00:09:39.040
داری سعی میکنی منُ در

00:09:39.650 --> 00:09:42.680
این مکان حبس کنی ؟

00:09:44.610 --> 00:09:46.810
چرا نمیفهمی ؟

00:09:50.490 --> 00:09:51.820
... فلس های بال

00:09:52.990 --> 00:09:56.820
. نوو گفتش که میتونه آدما رو هیپنوتیزم کنه

00:09:57.840 --> 00:10:00.500
... نباید استنشاقش کنم

00:10:02.430 --> 00:10:04.450
. انگاری صحبت کردنت تموم شده

00:10:05.370 --> 00:10:07.980
، از کسی که قدرتی داره 
. همین انتظارم میره

00:10:08.560 --> 00:10:09.330
... با این وجود

00:10:19.180 --> 00:10:21.520
، احتیاط ، اراده

00:10:22.550 --> 00:10:27.100
. و اعتماد به نفس ، به نسبت 5:3:2 هستن

00:10:29.220 --> 00:10:33.250
احتیاطش بخاطر اعتماد به نفسش 
. اونقدرا قوی نیست

00:10:33.750 --> 00:10:35.860
. اون شخصیت قوی ای داره

00:10:37.240 --> 00:10:40.310
، پیامِ روحانیِ پوف

00:10:40.310 --> 00:10:46.250
، به وسیله ی فلس های بال ، میتونه حریفُ در بربگیره  
، و از طریق جریان هاله

00:10:46.880 --> 00:10:50.260
. اطلاعاتی از حس ذهنیتش حریفش بدست بیاره

00:10:53.750 --> 00:10:56.010
. تصورم میکنم که باید خودمُ معرفی کنم

00:10:58.660 --> 00:11:02.960
. یکی از محافظین سلطنتی پادشاه ، شایا پوف هستم

00:11:09.540 --> 00:11:13.400
. احتیاطش کمی افزایش پیدا کرده

00:11:16.630 --> 00:11:19.280
اسم خودتُ بهم نمیگی ؟

00:11:20.210 --> 00:11:22.430
اگه باور داری که میخوام بهت کلک بزنم

00:11:22.430 --> 00:11:30.910
، تا فلس های بالم که در هوا هستُ ، استنشاق کنی 
. باید بگم که اشتباه فکر کردی

00:11:30.910 --> 00:11:33.910
. نه راستشُ بخوای ، کمی شکه شدم

00:11:39.530 --> 00:11:41.940
. بعد از یه تولد تازه ، همه چی فراموش میشه

00:11:59.150 --> 00:12:00.930
چند لحظه صبر کن ‏.‏

00:12:11.810 --> 00:12:15.150
اگه میخواد وقت کُشی کنه ‏،‏ من مشکلی ندارم ‏.‏

00:12:16.710 --> 00:12:20.510
مهم نیست چه جور هیولایی بیرون بیاد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:53.250 --> 00:12:56.860
شوت بدونِ توجه به زندگیش ‏،‏
با بی احتیاطی مبارزه میکرد ‏،‏

00:12:57.230 --> 00:13:00.460
به خاطرِ همینِ که هنوز زنده ـست ‏.‏

00:13:03.340 --> 00:13:05.090
هُتِل رافلِزیا ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:06.950 --> 00:13:11.150
به سختی حملاتِ متعدد و کشنده رو دفع میکرد ‏،‏

00:13:11.150 --> 00:13:16.390
شوت فقط تونسته بود یکی از  
چشم هایِ رویِ شونۀ یوپی رو از بین ببره ‏.‏

00:13:17.230 --> 00:13:20.280
که درواقع آسیبی بهش نزده بود ‏.‏

00:13:21.200 --> 00:13:22.240
با این حال ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:29.270 --> 00:13:31.750
یوپی نتونسته بود کارِ حریفشُ یک سره کنه ‏.‏

00:13:32.360 --> 00:13:37.830
احساسِ عجیبی که حرکاتش
به جای متوقف شدن دزدیده میشدن ‏،‏

00:13:37.830 --> 00:13:41.250
تحتِ تأثیرِ وضعیتِ روانیِ بسیار زیادِ یوپی قرار گرفته بود ‏.‏

00:13:42.320 --> 00:13:46.000
بخاطرِ ضرباتِ مداومی که بهش وارد میشد ‏،‏ متوجه نشده بود که ‏،‏

00:13:46.000 --> 00:13:47.760
یوپی داشت به سمتِ عقب میرفت ‏.‏

00:13:48.900 --> 00:13:52.770
نمیتونم بزارم این یارو نزدیکِ پادشاه بشه‏.‏

00:13:55.370 --> 00:14:00.150
هر ثانیه ای که اونو از پادشاه دور کنم مهمه ‏.‏

00:14:02.000 --> 00:14:05.280
یوپی و شوت یک هدفِ مشترک داشتند ‏.‏

00:14:06.050 --> 00:14:09.260
هر چند که شرایطِ موردِ انتظار ‏،‏ تبدیل به

00:14:09.700 --> 00:14:13.040
لحظاتی سخت برای ناکِل شده بود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:16.360 --> 00:14:17.700
تحمل کن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:17.700 --> 00:14:19.290
الان نمیتونم حمله کنم ‏!‏

00:14:21.370 --> 00:14:25.230
اگه الان حمله کنم اون متوجه میشه که

00:14:25.230 --> 00:14:30.550
باید نگرانِ یه دشمنِ دیگه هم باشه ‏!‏

00:14:34.900 --> 00:14:36.060
تحمل کن ‏!‏

00:14:39.320 --> 00:14:42.140
شوت حسابی خونی مالی شده بود ‏،‏

00:14:42.140 --> 00:14:44.570
اما همچنان دربرابرِ ضرباتِ یوپی مقاومت میکرد ‏.‏

00:14:45.620 --> 00:14:49.230
ناکِل مجبور بود خارج از میدانِ مبارزه پنهان باقی بمونه ‏،‏

00:14:49.820 --> 00:14:52.100
و مبارزه رو تماشا کنه ‏.‏

00:14:52.720 --> 00:14:55.580
مهم نبود چطوری به خودش بگه که اونجا بمونه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:02.840 --> 00:15:05.800
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏ خواهش میکنم تحمل کن ‏!‏

00:15:07.500 --> 00:15:11.810
ناکل نمیتونست جلوی اشک های خودش رو بگیره ‏.‏

00:15:13.840 --> 00:15:15.100
تو میتونی این کارُ بکنی ‏.‏

00:15:19.110 --> 00:15:20.300
زمانش رسیده ‏.‏

00:15:20.300 --> 00:15:21.810
اضافه کردن به علاقه مندی ها ‏.‏

00:15:27.960 --> 00:15:30.110
فقط ده ثانیه گذشته ؟

00:15:30.510 --> 00:15:31.740
باورم نمیشه ‏!‏

00:15:33.910 --> 00:15:39.790
چقدر دیگه باید این انتظار کشنده رو تحمل کنم

00:15:39.790 --> 00:15:42.720
باعث میشه دلم بخواد فرار کنم ؟

00:15:44.600 --> 00:15:46.000
خیلی مسخره ـست ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:46.400 --> 00:15:48.180
اصلاً جالب نیست ‏!‏

00:15:56.750 --> 00:15:58.770
دیگه نمیتونم بیشتر از این تحمل کنم ‏!‏

00:16:04.960 --> 00:16:07.320
حملۀ ناکِل

00:16:11.880 --> 00:16:14.660
با اولین ضربۀ ملِئورون متوقف شد ‏.‏

00:16:15.970 --> 00:16:19.080
جداً ‏!‏؟این که فقط ده ثانیه شده ‏.‏

00:16:20.610 --> 00:16:23.420
. اما شاید میخواسته نجاتم بده

00:16:25.380 --> 00:16:29.490
ملئِورِن سعی نداشت به ناکِل کمک کنه ‏.‏

00:16:30.480 --> 00:16:32.870
اون هم به آخرین حدِ خودش رسیده بود ‏.‏

00:16:38.360 --> 00:16:39.360
لعنتی ‏!‏

00:16:42.170 --> 00:16:43.370
آه‏-‏ اوه ‏.‏

00:16:43.770 --> 00:16:47.880
خیلی کم بهم صدمه زد اما آسیبش

00:16:47.880 --> 00:16:52.580
برای جبرانِ منافع و همۀ قدرتِ ضربه اَم کافی بود ‏.‏

00:16:53.830 --> 00:16:57.130
شوت اونجا زندگیشُ به خطر انداخته ‏،‏

00:16:58.160 --> 00:17:01.840
اون وقت من اینجا ایستادمُ  
تصمیمات احمقانه میگیرم ‏!‏

00:17:03.500 --> 00:17:06.560
یوپی احساس نکرد که به چیزی ضربه زده ‏،‏

00:17:06.560 --> 00:17:11.460
اضافه شده ‏.‏ APR  حتی متوجه نشد که اعلامِ

00:17:11.800 --> 00:17:14.470
لعنتی ‏!‏

00:17:15.320 --> 00:17:17.550
اون حتی نمیتونست صدای فریادِ ناکل رو بشنوه ‏.‏

00:17:18.980 --> 00:17:20.820
آروم باش ‏،‏ احمق‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:20.820 --> 00:17:22.980
میخوای همه چی رو خراب کنی ؟

00:17:26.000 --> 00:17:28.480
این هم فاصله ای که میخواستیم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:28.480 --> 00:17:32.720
نه اونقدر نزدیک که ما رو پیدا کنه ‏،‏ 
اما اونقدر نزدیک که بتونیم سریع اقدام کنیم ‏.‏

00:17:33.210 --> 00:17:36.990
رو احساس کنه ‏،‏ APR برای چند لحظه تونست 
اما مشکلی نیست ‏.‏

00:17:39.150 --> 00:17:40.990
شوت داره تمامِ تلاششُ میکنه ‏،‏

00:17:42.210 --> 00:17:45.250
پس یه نفسِ عمیق بکش ملِئورِن ‏.‏

00:17:48.460 --> 00:17:50.160
شریکِ جرمِ خدا ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:50.160 --> 00:17:51.170
غیرِ فعال شو ‏.‏

00:17:59.170 --> 00:18:00.790
این دیگه چیه ؟

00:18:01.170 --> 00:18:02.390
کی ظاهر شد ؟

00:18:02.390 --> 00:18:05.220
نه ‏،‏ غیرِ ممکنه که متوجهش نشده باشم ‏.‏

00:18:05.570 --> 00:18:07.900
اون یهویی ظاهر شده ‏.‏

00:18:08.650 --> 00:18:10.300
یعنی ضربه خوردم ؟

00:18:10.840 --> 00:18:12.880
نه ‏،‏ ضربه نخوردم ‏.‏

00:18:12.880 --> 00:18:14.450
یه تأثیرِ با تأخیر ؟

00:18:14.990 --> 00:18:16.530
پس حتماً همون موقع بوده ‏!‏

00:18:22.910 --> 00:18:27.330
یعنی این شرایط طیِ مبارزه به وجود اومده ؟

00:18:28.790 --> 00:18:30.880
این اعداد دیگه چیه ؟

00:18:30.880 --> 00:18:33.250
شمارشِ معکوسِ ؟ یه بُمبِ ؟

00:18:33.760 --> 00:18:37.150
نه ‏،‏ اعدادش بالا یا پایین نمیرن ‏.‏

00:18:38.780 --> 00:18:40.260
خیلی اعصاب خورد کنه ‏!‏

00:18:46.590 --> 00:18:49.270
فقط باید منبعش ُ نابود کنم ‏!‏

00:18:50.220 --> 00:18:51.510
یه اتفاقی داره میوفته ‏.‏

00:18:52.700 --> 00:18:55.280
با وجودِ قدرتِ زیادش ‏،‏

00:18:55.630 --> 00:18:58.200
دلیلِ اینکه یوپی نمیتونه شوت رو شکست بده

00:18:58.600 --> 00:19:02.600
بخاطرِ تفاوتِ آشکارشون در  
در سطحِ مهارتشونِ ‏.‏

00:19:07.710 --> 00:19:10.220
خیلی سریعِ ‏.‏‏.‏‏.‏ نمیتونم فرار کنم ‏!‏

00:19:10.800 --> 00:19:14.050
یه تیکه گوشت داره میاد بالا ‏!‏

00:19:23.350 --> 00:19:26.090
اون برای سرعت گرفتن به خودش ضربه زد ‏.‏

00:19:26.900 --> 00:19:28.140
خیلی خُب ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:30.440 --> 00:19:31.790
نزدیک بودا ‏.‏

00:19:32.740 --> 00:19:36.360
عکس العملش نسبت به حمله ، به یوپی فهموند
که میتونه در هر لحظه ای برنده بشه ‏.‏

00:19:36.810 --> 00:19:40.460
یوپی از اون مبارزینی نیست که به استراتژی پایبند باشه ‏.‏

00:19:40.460 --> 00:19:41.940
پس این باعثِ تحریکش شد ‏.‏

00:19:42.960 --> 00:19:45.600
تجزیه و تحلیلِ یوپی بر اساسِ توجه کردن به هدفِ ‏.‏

00:19:46.160 --> 00:19:51.030
این احتمالش زیاده که یوپی مبارزه رو برنده بشه ‏.‏

00:19:52.220 --> 00:19:57.180
متوجه نیست که اگه اشتباهی بکنه

00:19:57.180 --> 00:20:00.170
این به نفعِ شوت تموم میشه ‏.‏

00:20:26.780 --> 00:20:28.390
میتونم ادامه بدم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:33.670 --> 00:20:34.930
من ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:36.900 --> 00:20:39.560
هنوز میتونم پرواز کنم ‏.‏

00:20:42.890 --> 00:20:44.010
هنوز کارم تموم نشده ‏.‏

00:20:46.170 --> 00:20:50.310
با این حال ‏،‏ مطمئناً ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:50.310 --> 00:20:53.010
شوت به آخرین حدِ خودش رسیده بود ‏.‏

00:21:04.110 --> 00:21:07.690
هـی‏،‏ یوپی ‏!‏

00:21:11.890 --> 00:21:14.330
بیا اینجا احمق ‏!‏

00:21:19.510 --> 00:21:20.690
ناکِل ‏!‏

00:21:27.550 --> 00:21:32.480
بهش میگم باید نگرانِ یه دشمنِ دیگه هم باشه ‏.‏

00:21:33.800 --> 00:21:34.980
اشکالی نداره ‏.‏

00:21:36.010 --> 00:21:39.230
اینطوری باعث میشه یوپی حواسش پرت بشه ‏،‏

00:21:39.590 --> 00:21:42.110
و شوت نجات پیدا کنه ‏.‏

00:21:44.840 --> 00:21:46.770
بیا ‏!‏

00:21:50.120 --> 00:21:54.570
بعد از آروم شدن و بدست آوردن آرامشش ‏،‏

00:21:55.090 --> 00:21:57.380
ناکِل تصمیم گرفت که خودشو نشون بده ‏.‏

00:23:24.170 --> 00:23:26.150
قسمتِ بعدی ‏:‏ وظیفه × و × سئوال

00:23:26.150 --> 00:23:28.050
هـا؟ کجا داری میری ‏،‏ گون ؟

00:23:28.590 --> 00:23:29.430
اینجا ‏.‏

00:23:29.430 --> 00:23:31.420
گون ‏،‏ صبر کن ‏،‏ باز دوباره غیبت زد ‏!‏

00:23:31.420 --> 00:23:33.360
نقشۀ عالی‏.‏‏.‏‏.‏غیرِ فعال شو ‏!‏

00:23:33.360 --> 00:23:35.180
من همیشه کنارتم ‏.‏