﻿WEBVTT

00:00:06.450 --> 00:00:11.740
هانتر ها برای شکست دادنِ 
. پادشاه مورچه های کیمرا ، وارد کاخ شدن

00:00:21.870 --> 00:00:24.290
حمله های من روش اثر ندارن ؟

00:00:24.890 --> 00:00:26.330
این دیگه چه کوفتیه ؟

00:00:29.610 --> 00:00:31.020
! فرار نکن

00:00:31.020 --> 00:00:32.090
! جوابمُ بده

00:00:32.640 --> 00:00:34.200
!این چیه ؟

00:00:38.860 --> 00:00:42.480
! کی بهت توضیح میده ، احمق خان

00:00:43.170 --> 00:00:45.600
! اگه میخوای بدونی ، اول منُ بگیر

00:00:48.440 --> 00:00:52.150
، برای نجات دادنِ شوتِ زخمی

00:00:52.150 --> 00:00:55.610
. ناکِل توجه یوپی رو به خودش جلب کرد

00:01:07.570 --> 00:01:10.910
... ناکِل عوضی ، میخواد تنهایی باهاش رو در رو بشه

00:01:12.030 --> 00:01:17.640
، توی این گردُ غبار و اون دستای مرگبار 
. نمیتونم بهش نزدیک بشه

00:01:18.390 --> 00:01:19.360
... در این صورت

00:01:21.900 --> 00:01:26.140
... نباید هوشیاریمُ از دست بدم

00:01:27.150 --> 00:01:29.000
، اگه بیهوش بشم

00:01:29.990 --> 00:01:34.760
... اثر هتل رافلزیا از بین میره

00:01:36.570 --> 00:01:44.090
... هر قدر آسیب کمی هم باشه ، بیهوده نیست

00:01:49.690 --> 00:01:55.000
هنوز میتونم مبارزه کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:01:56.070 --> 00:01:59.530
هنوز میتونم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:04.270 --> 00:02:07.440
الان ‏،‏ کارِ من ‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:09.940 --> 00:02:12.400
کمک کردن به شوت نیست ‏!‏

00:02:14.070 --> 00:02:17.010
باید از قدرتم استفاده کنم و به بقیه کمک کنم ‏،‏

00:02:17.010 --> 00:02:20.500
اینطوری اونا میتونن سریعتر مأمورتشونُ تموم کنن ‏!‏

00:02:21.880 --> 00:02:25.690
، با اینکه دردی قلب مِلئورونُ فرا گرفته
، ولی مجبور بود اون دو هانترُ ترک کنه

00:02:25.690 --> 00:02:29.500
، و برای موفقیت آمیز بودن این مأموریت 
. به دنبال گون و کیلوا بره

00:02:29.500 --> 00:02:34.620
در همین اثناء هم ، ایکالگو به زیرزمین کاخ ، برای
. برای نجات پالم رسیده

00:02:40.170 --> 00:02:41.830
! سنجاقک هایِ ماهواره ای

00:02:50.570 --> 00:02:52.360
. هرجوری که شده نجاتش میدم

00:02:53.010 --> 00:02:54.860
. پالم دوستِ دوستِ منِ

00:02:55.860 --> 00:02:57.240
... به عبارتی دوستِ منِ

00:02:58.360 --> 00:02:59.810
! دوست منِ

00:03:01.590 --> 00:03:05.290
، و مورل ، که از همه زودتر به اتاق تخت سلطنتی رسیده

00:03:05.290 --> 00:03:09.790
 در حال انتظار برای 
، خروج پوف از پیله اَش هست

00:03:09.790 --> 00:03:13.250
، نِترو همراه با پادشاه ، کاخ رو ترک کردن

00:03:13.250 --> 00:03:18.370
، و گون و کیلوا برای انتقام کایتُ گرفتن

00:03:18.370 --> 00:03:21.020
. به طرف محل نِفِرپیتو ، حرکت کردن

00:03:28.400 --> 00:03:31.370
اشک های جاریتُ

00:03:31.370 --> 00:03:34.370
به شجاعت تبدیل کن

00:03:34.370 --> 00:03:37.660
بال های فرشته مانندتُ باز کن

00:03:37.660 --> 00:03:40.540
! ‏ و به بالاها پرواز کن

00:03:40.540 --> 00:03:46.460
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:47.340 --> 00:03:53.220
تا آخرش تسلیم نمیشیم

00:03:53.220 --> 00:03:58.480
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

00:03:58.490 --> 00:04:02.180
. میتونی دوباره سعی کنی

00:04:02.190 --> 00:04:04.570
. از تاریکی فرار کن

00:04:04.580 --> 00:04:08.560
. تو فقط باید بری

00:04:08.570 --> 00:04:13.620
. آینده همیشه منتظرِ ماست

00:04:13.620 --> 00:04:16.210
. ماوراء آسمان برو

00:04:16.210 --> 00:04:19.370
. اقیانوس ها رو طی کن

00:04:19.370 --> 00:04:22.630
... ‏ بوس فرشته رو

00:04:22.630 --> 00:04:26.130
 ( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

00:04:26.130 --> 00:04:31.930
! ‏‏ بیا با هم بریم به یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

00:04:31.930 --> 00:04:38.190
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

00:22:00.300 --> 00:22:06.720
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

00:22:06.720 --> 00:22:12.730
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

00:22:13.060 --> 00:22:19.650
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

00:22:19.650 --> 00:22:25.490
. با صدای ترق و تروقی ما رو به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

00:22:25.610 --> 00:22:32.160
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

00:22:32.160 --> 00:22:40.130
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

00:22:41.130 --> 00:22:47.260
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

00:22:47.260 --> 00:22:53.060
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

00:22:53.220 --> 00:22:59.020
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

00:22:59.020 --> 00:23:04.740
، پس به این سمت بیا

00:23:04.940 --> 00:23:10.280
. بزار آیندمون یکی بشه

00:04:43.010 --> 00:04:48.010
انتقام × و × درمان

00:05:53.040 --> 00:05:54.170
... منُ

00:05:55.680 --> 00:05:57.280
بیاد داری ؟

00:06:05.730 --> 00:06:07.770
! من گون فریکسم

00:06:08.650 --> 00:06:10.600
... برای برگردوندن کایت

00:06:11.380 --> 00:06:13.350
! اومدم پیشت

00:06:18.500 --> 00:06:22.360
. پیتو اصلاً حرفای گون رو نشنید

00:06:22.950 --> 00:06:26.120
، تنها چیزی که در ذهن پیتو بود 
جون بدر بردن از دستور تهدید آمیز

00:06:26.120 --> 00:06:28.760
. اخیر پادشاه ، بوده

00:06:29.230 --> 00:06:33.180
. تمام سلول های بدن پیتو ، روی کارش متمرکز شده بودن

00:06:38.690 --> 00:06:40.630
... باید از کوموگی محافظت کنم

00:06:41.530 --> 00:06:42.940
! هر طوری که شده

00:06:47.550 --> 00:06:48.630
. یه چیزی درست نیست

00:06:49.180 --> 00:06:52.890
، در یک لحظه ی کوتاه کیلوا 
. فهمید که یک چیزی عجیب هست

00:06:54.200 --> 00:06:59.080
، چرا وقتی دشمن جلوی چشماشِ 
وارد حالتِ نبرد نمیشه ؟

00:07:00.330 --> 00:07:02.650
... هیچ هاله ای ازش حس نمیکنم

00:07:03.540 --> 00:07:07.650
... پیتو انگاری برهنه از هر هاله ای 
. یجورایی کاملاً بی دفاعست

00:07:08.720 --> 00:07:12.650
فکر میکنه بدون هاله ، میتونه شکستمون بده ؟

00:07:13.380 --> 00:07:15.160
. نه ، چنین چیزی نیست

00:07:16.420 --> 00:07:19.760
، هاله ای که گونُ در بر گرفته 
. قابل مقایسه با قبلش نیست

00:07:20.280 --> 00:07:24.400
. حتی پیتو هم نمیتونه بدون " نِن " جلوشُ بگیره

00:07:25.660 --> 00:07:27.270
شاید بخاطر جای ماست ؟

00:07:28.340 --> 00:07:31.700
، پیتو اعتماد به نفس داره که

00:07:31.700 --> 00:07:35.480
اگه از این فاصله بخوایم بهش حمله کنیم ، زمان 
کافی برای فعال سازی " نِن " داره ؟

00:07:36.280 --> 00:07:37.660
. این ممکنه

00:07:38.980 --> 00:07:41.480
... اما ، چرا

00:07:41.940 --> 00:07:43.290
 اینجوری به نظر نمیاد ؟

00:07:44.200 --> 00:07:45.510
... تقریباً شبیه به

00:07:46.010 --> 00:07:46.970
. درسته

00:07:48.630 --> 00:07:50.000
... اون درست مثلِ

00:07:52.840 --> 00:07:54.300
... یه مادرِ که

00:07:55.100 --> 00:07:58.600
 میخواد از بدنش برای محافظت 
. از یه چیز ضعیفتر استفاده کنه

00:08:00.160 --> 00:08:01.470
. این احمقانست

00:08:01.890 --> 00:08:04.380
! اون همچین شخصی نیست

00:08:05.120 --> 00:08:08.250
... با این وجود ، چرا پدربزرگ

00:08:09.600 --> 00:08:13.080
، تصمیم گیری در مورد اون داخلُ 
. میسپرم به خودتون

00:08:16.890 --> 00:08:18.890
یه همچین چیزی گفت ؟ ...

00:08:21.330 --> 00:08:26.000
، مادامیکه کیلوا در حال مقابله با غرائز طبیعیش هست

00:08:26.000 --> 00:08:30.190
جلوی چشمای گون ، اون دختر ، تصوری از

00:08:30.190 --> 00:08:32.860
. کایت براش تدائی میکرد

00:08:47.340 --> 00:08:50.380
. از اون ... دور بشو

00:08:57.530 --> 00:09:02.390
دارم میگم با اون هیولا ، از کنار 
. اون دور بشو

00:09:05.710 --> 00:09:08.270
! و بعدش با من بجنگ

00:09:09.010 --> 00:09:11.170
 با من بجنگ و کایتُ ــ

00:09:28.140 --> 00:09:33.670
، گذاشتن دو دست ، پُشت رو به روی زمین 
... که نشون دهندۀ هیچگونه مقابله ای هست

00:09:34.470 --> 00:09:37.170
. اینُ کیلوا به خوبی میشناخت

00:10:05.250 --> 00:10:06.080
خواهشاً

00:10:07.450 --> 00:10:08.330
. صبر کن

00:10:17.220 --> 00:10:18.910
! چرت نگو

00:10:19.610 --> 00:10:21.860
برای چی باید منتظر بمونم ؟

00:10:26.120 --> 00:10:28.600
! پاشو ! باید بریم بیرون

00:10:30.250 --> 00:10:32.610
... مقاومت نکردن پیتو

00:10:33.140 --> 00:10:36.910
. باعث فوارن خشم گون شد

00:10:37.910 --> 00:10:42.110
در همین حال ، کیلوا داشت
. به وضعیت کنونی ، واقف میشد

00:10:42.110 --> 00:10:42.870
... و اونم

00:10:45.760 --> 00:10:48.660
. دیگه بقیۀ مأموریت به من ربطی نداره

00:10:50.160 --> 00:10:54.200
این نشون میده که یه 
! چیز غیرمنتظره رُخ داده

00:10:55.190 --> 00:10:58.260
، یه چیزی که پدربزرگ نمیدونست
. وقتی اژدهای رو به شیرجه در می آورد

00:10:59.260 --> 00:11:02.100
احتمالاً مأموریت پدربزرگ

00:11:02.100 --> 00:11:07.460
استفاده از شیرجه ی اژدها و سر اژدها ، برای جدا کردن 
. پادشاه از محافظین سلطنتی بوده

00:11:08.590 --> 00:11:11.290
. اما نمیدونست که اون دختر اینجاست

00:11:13.080 --> 00:11:16.110
، نه وایسا ، از حضور اون شخص سوم

00:11:17.340 --> 00:11:21.320
! هیچ کسی خبر نداشت

00:11:25.220 --> 00:11:28.370
و به احتمال قوی ، اون

00:11:28.370 --> 00:11:31.060
. دلیل آسیب رسوندن پادشاه به خودش بوده

00:11:31.620 --> 00:11:34.320
برای چی پادشاه ، چنین کاریُ انجام داده ؟

00:11:36.880 --> 00:11:41.580
برای اینکه اون شخص 
. برای پادشاه ، یه شخص خاصیِ

00:11:42.490 --> 00:11:45.200
. پیتو خودش اینکارُ نمیکنه

00:11:46.240 --> 00:11:48.750
! به دستور پادشاه داره ، درمانش میکنه

00:11:50.040 --> 00:11:53.730
این توانایی پیتو ، فقط جلوی 
. استفاده " اِن " رو نمیگیره

00:11:54.290 --> 00:11:57.840
، بلکه باید همۀ هاله ـشم روش متمرکز کنه 
. تا این توانایی فعال بشه

00:12:00.070 --> 00:12:05.450
با این وجود ، کیلوا میدونست که 
، این اطلاعات روی گون

00:12:05.450 --> 00:12:07.500
. فقط اثر منفی میزاره

00:12:10.510 --> 00:12:12.040
چیکار باید بکنم ؟

00:12:12.700 --> 00:12:13.830
چی باید بهش بگم ؟

00:12:19.730 --> 00:12:20.260
گوــ

00:12:20.260 --> 00:12:21.090
! هر کاری بخوای میکنم

00:12:22.770 --> 00:12:25.190
! هر کاری که تو بگی میکنم

00:12:26.360 --> 00:12:27.720
. پس خواهشاً صبر کن

00:12:28.520 --> 00:12:29.100
... من

00:12:30.290 --> 00:12:33.320
! هر جوری شده باید اونُ نجات بدم

00:12:44.350 --> 00:12:45.450
نجات ؟

00:12:47.250 --> 00:12:49.860
نجات " چی ؟ "

00:12:50.750 --> 00:12:51.850
هر چی ؟

00:12:52.510 --> 00:12:54.110
... اون " هر چی " ای که  گفتی

00:12:54.110 --> 00:12:54.870
... کیلوا

00:12:56.130 --> 00:12:57.880
. من دارم ازش سوأل میپرسم

00:13:03.800 --> 00:13:07.190
باید نجاتش بدی " چی ؟ "

00:13:19.460 --> 00:13:24.650
، در میون این فشاری که قرار گرفته بود 
... جوابی که پیتو انتخاب کرده

00:13:26.270 --> 00:13:29.410
... این شخص برای

00:13:30.380 --> 00:13:34.790
، شخصی که برام مهمِ 
! شخص مهمیِ

00:13:35.650 --> 00:13:37.810
. حقیقت بوده ...

00:13:39.640 --> 00:13:43.000
. دلیل اینکه پادشاه پادشاهِ ، اونِ

00:13:44.350 --> 00:13:48.630
. اگه اون بمیره ، پادشاه ، دیگه پادشاه نیست

00:13:49.270 --> 00:13:50.340
. اون اینقدر مهمِ

00:13:51.230 --> 00:13:52.180
... پس

00:13:53.220 --> 00:13:56.820
! فقط نیازه که اونُ نجات بدم

00:13:57.960 --> 00:14:02.830
، بعد از اینکه اون درمان شده 
. هر چی میخوایدُ ، انجام میدم

00:14:03.690 --> 00:14:05.110
! پس خواهشاً صبر کن

00:14:10.250 --> 00:14:12.990
پس میخوای نجاتش بدی ؟

00:14:15.010 --> 00:14:16.970
 باید نجاتش بدی ؟

00:14:18.440 --> 00:14:20.220
یعنی نجاتش بدی ؟

00:14:40.370 --> 00:14:44.360
... چطور جرأت میکنی اینُ بگی

00:14:46.200 --> 00:14:47.740
!چطور جرأت میکنی ؟

00:14:53.090 --> 00:14:54.380
! لعنتی

00:14:55.430 --> 00:14:56.580
... کی

00:14:57.840 --> 00:15:02.740
!کی آخه به حرفای تو گوش میده ؟

00:15:08.030 --> 00:15:09.630
! گون صبر کن

00:15:12.160 --> 00:15:16.140
. احتمالاً ما بودیم که به اون دختر آسیب رسوندیم

00:15:17.250 --> 00:15:19.090
. با شیرجه ی اژدهای پدربزرگ

00:15:20.210 --> 00:15:21.150
خب ؟

00:15:21.580 --> 00:15:27.240
و شاید راست باشه که پیتو داره اونُ 
. درمان میکنه

00:15:27.970 --> 00:15:28.900
خب که چی ؟

00:15:29.590 --> 00:15:32.260
. تا کارش تموم بشه ، صبر کن

00:15:36.440 --> 00:15:37.490
 احتمالاً " ؟ "

00:15:38.320 --> 00:15:39.160
شاید " ؟ "

00:15:40.930 --> 00:15:43.510
میخوای به دلیل 
احتمالاً " و " شاید " صبر کنم ؟ "

00:15:44.290 --> 00:15:48.920
و صبر کردیم ، بعدش " شاید " اون بخواد

00:15:48.920 --> 00:15:50.880
کاری که میخوامُ برام بکنه ؟

00:15:53.310 --> 00:15:55.740
احتمالاً ؟ شاید ؟

00:15:56.100 --> 00:15:56.930
!واقعاً ؟

00:15:57.790 --> 00:15:58.930
! چرت نگو

00:15:59.590 --> 00:16:01.390
! چرتُ پرت نباف

00:16:03.010 --> 00:16:05.690
!حالت خوشِ تو ؟

00:16:06.030 --> 00:16:11.700
!تو ... تو چیزایی که این میگه رو ، باور میکنی ؟

00:16:11.700 --> 00:16:13.950
! من نمیتونم باور کنم

00:16:28.060 --> 00:16:31.380
... اگه بخوای ، دست راستمم

00:16:32.670 --> 00:16:34.720
، اگه باز کافی نبودش

00:16:37.210 --> 00:16:39.220
... میتونم هر دو پامَم

00:16:47.300 --> 00:16:53.420
، اگه نگرانید بعد از درمانش
، زیر حرفم بزنم

00:16:54.060 --> 00:16:59.740
 میتونید هر بخشی از بدنمُ 
. که توی درمان اون مداخله نمیکنه رو ، بشکنید

00:17:00.610 --> 00:17:04.370
! التماست میکنم بزار اون دخترُ نجات بدم

00:17:38.500 --> 00:17:39.770
... نامردیِ

00:17:40.500 --> 00:17:42.540
! نامردیِ ، لعنتی

00:17:43.260 --> 00:17:45.540
، چرا فقط باید به اون کمک کنی

00:17:45.900 --> 00:17:50.300
!و بعدش یه همچین بلایی سر کایت بیاری ؟

00:17:50.300 --> 00:17:51.270
! گون

00:17:51.270 --> 00:17:52.820
!چرا ؟

00:17:55.040 --> 00:17:58.300
!چرا ؟

00:18:34.840 --> 00:18:36.580
. مسخره بازی دیگه بسته

00:18:44.430 --> 00:18:46.590
... اول از همه

00:18:46.590 --> 00:18:48.600
، گون ، اگه اونُ بکشی

00:18:49.260 --> 00:18:51.110
. دیگه کایت به حالت قبلش برنمیگرده

00:19:12.630 --> 00:19:14.430
. تو خیالتم نیست ، کیلوا

00:19:16.220 --> 00:19:18.120
. کاملاً خونسردی

00:19:20.890 --> 00:19:23.370
... چون برات مهم نیست

00:19:37.370 --> 00:19:40.400
، چون تو کنترلتُ از دست دادی
. دارم اینُ میگم

00:19:41.670 --> 00:19:44.330
، اولین چیزی که وقتی اومده بودیم اینجا 
گفتی بودیُ ، فراموش کردی ؟

00:19:45.790 --> 00:19:47.540
! اومدیم کایتُ برگردونیم

00:19:48.110 --> 00:19:50.040
! به خودت بیا عوضی

00:20:02.770 --> 00:20:03.780
. آره

00:20:05.550 --> 00:20:07.130
. دیگه مشکلی نیست

00:20:26.130 --> 00:20:27.240
چقدر زمان میبره ؟

00:20:27.890 --> 00:20:29.330
چقدر باید صبر کنم ؟

00:20:32.010 --> 00:20:34.330
برای اینکه کاملاً درمان بشه

00:20:34.880 --> 00:20:37.090
. یه سه-چهار ساعتی زمان میبره

00:20:37.570 --> 00:20:39.340
. نمیشه ، نمیتونم اینقدر صبر کنم

00:20:44.840 --> 00:20:47.100
، اگه یک ساعت وقت داشته باشم

00:20:47.910 --> 00:20:51.050
. میتونم صدمات جدیشُ خوب کنم

00:20:52.520 --> 00:20:55.200
. التماس میکنم ، خواهشاً

00:21:01.620 --> 00:21:07.370
، یک ساعت بعدش ، تو با من میای پیجینگ 
. و کایتُ به حالت اولش برمیگردونی

00:21:08.320 --> 00:21:09.870
میتونی بهم قول بدی ؟

00:21:11.290 --> 00:21:13.870
! قسم میخورم به قولم وفا کنم

00:21:23.160 --> 00:21:25.940
. برای یک ساعت ، همینجا منتظر میشم

00:23:23.630 --> 00:23:26.040
. در قسمت بعدی : توهین × و × برگشت

00:23:26.040 --> 00:23:29.050
... الان به چیزی نمیتونم فکر کنم

00:23:29.050 --> 00:23:31.620
! کیلوا ، خیلی بهم توهین کردی

00:23:31.620 --> 00:23:33.460
. اوه ... حالا حالم بهتر شد