﻿WEBVTT

00:00:01.790 --> 00:00:03.730
این کارُ بکن ‏،‏ ناکِل ‏!‏

00:00:04.860 --> 00:00:06.990
لعنتی ‏!‏

00:00:06.990 --> 00:00:08.770
... اون عوضی

00:00:08.770 --> 00:00:09.750
... اون

00:00:10.930 --> 00:00:12.130
... اون

00:00:13.090 --> 00:00:15.470
جوری نگام میکرد که انگار یه تیکه آشغالم ‏!‏

00:00:16.470 --> 00:00:20.780
از طرفِ منم یه مشتِ دیگه بهش بزن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:24.500 --> 00:00:26.750
باشه ‏،‏ فهمیدم ‏!‏

00:00:28.800 --> 00:00:31.320
معذرت میخوام ‏،‏ استاد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:32.280 --> 00:00:34.260
ما هر دوتامون احمقیم ‏.‏

00:00:36.790 --> 00:00:39.790
الان ‏،‏ یه چیزی بیشتر از دنیا اهمیت داره ‏!‏

00:00:47.400 --> 00:00:50.370
اشک های جاریتُ

00:00:50.370 --> 00:00:53.370
به شجاعت تبدیل کن

00:00:53.370 --> 00:00:56.660
بال های فرشته مانندتُ باز کن

00:00:56.660 --> 00:00:59.540
! ‏ و به بالاها پرواز کن

00:00:59.540 --> 00:01:05.460
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:06.340 --> 00:01:12.220
تا آخرش تسلیم نمیشیم

00:01:12.220 --> 00:01:17.480
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

00:01:17.490 --> 00:01:21.180
. میتونی دوباره سعی کنی

00:01:21.190 --> 00:01:23.570
. از تاریکی فرار کن

00:01:23.580 --> 00:01:27.560
. تو فقط باید بری

00:01:27.570 --> 00:01:32.620
. آینده همیشه منتظرِ ماست

00:01:32.620 --> 00:01:35.210
. ماوراء آسمان برو

00:01:35.210 --> 00:01:38.370
. اقیانوس ها رو طی کن

00:01:38.370 --> 00:01:41.630
... ‏ بوس فرشته رو

00:01:41.630 --> 00:01:45.130
 ( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

00:01:45.130 --> 00:01:50.930
! ‏‏ بیا با هم بریم به یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

00:01:50.930 --> 00:01:57.190
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

00:22:00.300 --> 00:22:06.720
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

00:22:06.720 --> 00:22:12.730
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

00:22:13.060 --> 00:22:19.650
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

00:22:19.650 --> 00:22:25.490
. با صدای ترق و تروقی ما رو به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

00:22:25.610 --> 00:22:32.160
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

00:22:32.160 --> 00:22:40.130
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

00:22:41.130 --> 00:22:47.260
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

00:22:47.260 --> 00:22:53.060
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

00:22:53.220 --> 00:22:59.020
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

00:22:59.020 --> 00:23:04.740
، پس به این سمت بیا

00:23:04.940 --> 00:23:10.280
. بزار آیندمون یکی بشه

00:02:01.970 --> 00:02:07.020
یک × خشمِ × اشتباه

00:02:09.220 --> 00:02:11.330
بخاطر زندان دودیِ مورل ، طبقۀ

00:02:11.330 --> 00:02:17.020
، سوم متصل به پلکان مرکزی ، از ویران شدن نجات پیدا کرد

00:02:17.020 --> 00:02:20.740
، و فقط به طور جزئی به سمت چپ کج شده

00:02:20.740 --> 00:02:26.040
و به سختی ساختمون تونسته
. این تعادلُ حفظ بکنه

00:02:27.180 --> 00:02:31.080
، در نزدیک قسمت پایینیِ برج مرکزی

00:02:31.080 --> 00:02:35.730
... حفره ای شبیه به میدون نبرد گلادیاتور ها ایجاد شده

00:02:37.960 --> 00:02:40.560
، من یه خدمتکار ابله پادشاهم

00:02:41.070 --> 00:02:44.930
. که اجازه دادم خشمم ، منُ به سمت شکار روانه کنه

00:02:45.960 --> 00:02:47.670
. همین احساس ، معرکه ـست

00:02:48.130 --> 00:02:49.940
. باید از همین تاثیرش استفاده کنم

00:02:56.120 --> 00:02:59.340
کدوم گوری مخفی شدی ، موشای کثیف ؟

00:03:00.520 --> 00:03:04.270
! بیاین بیرون ، تا بزنم لهتون کنم

00:03:09.940 --> 00:03:12.960
... مطمئنم اون دوباره خودشُ نمایان میکنه

00:03:16.470 --> 00:03:19.520
. برای فضای آزادِ قبل از انفجار من

00:03:20.630 --> 00:03:21.870
. وقتشه

00:03:21.870 --> 00:03:22.610
اضافه ــ

00:03:22.610 --> 00:03:24.260
! خفه

00:03:26.400 --> 00:03:30.270
، زمانی که خشم اشتباهی یوپی رو در بر گرفته

00:03:30.270 --> 00:03:34.040
... و برای نمایان کردن ناکل ، در حال فریاد زدن بود

00:03:36.970 --> 00:03:41.270
، مهم نیست بیرون چه اتفاقی در حال رُخ دادنه
. هدف من نگه داشتن اون ، اینجاست

00:03:43.410 --> 00:03:45.740
! این کاریِ که من باید بکنم

00:03:46.700 --> 00:03:49.790
، تقریباً یکصد تریلیون میکرو اُرگانیسم

00:03:49.790 --> 00:03:54.520
، به اندازه ای ریز ، که بتونن از بین ذرات دود گذر کنن

00:03:55.240 --> 00:04:01.010
نقشه ای که مورل ، در این فاصله زمانی 
، نمیتونست بهش پی ببره

00:04:02.130 --> 00:04:09.470
 شاید به آرومی بوده باشه ، اما 
. پوف داشت از زندان دودی فرار میکرد

00:04:13.830 --> 00:04:15.990
زیر بخش شمالیِ کاخ

00:04:15.540 --> 00:04:18.300
کاخ

00:04:15.540 --> 00:04:18.300
F مرز نگهبانیِ منطقۀ

00:04:16.300 --> 00:04:21.260
یک فضای بزرگ با 
. انبار هایی به شکل سنجاقک بوده

00:04:21.860 --> 00:04:24.660
، که در کنار یکی از بال ها قرار داره ، D منطقۀ

00:04:24.660 --> 00:04:26.950
... جایی بود که بیزف منطقۀ مخصوص خودشُ

00:04:26.950 --> 00:04:29.790
. برای آوردن زن ها درست کرده ، هست

00:04:30.600 --> 00:04:35.310
، بر طبق اطلاعاتی که مارکوس داده

00:04:35.310 --> 00:04:39.750
ایکالگو باید جاده ای در حدود 5 کیلومترُ

00:04:39.750 --> 00:04:41.300
. به وسیلۀ کامیون طی کنه

00:04:42.410 --> 00:04:46.060
زمانی که ایکالگو به چهار راهی

00:04:46.060 --> 00:04:49.390
، منتهی میشه ، میرسه B و A که به منطقۀ

00:04:51.200 --> 00:04:54.970
قبلترش ، سنجاقک های ماهواره ای 
. به انبار رسیده بودن

00:04:57.330 --> 00:04:58.630
... در بازِ

00:04:58.970 --> 00:05:00.320
. این علامت خوبیِ

00:05:01.690 --> 00:05:04.700
پالم بیزفُ خوابونده  
. و به سمت کاخ رفته باشه

00:05:05.620 --> 00:05:09.500
بیزف وقتی که بیدار شد ، به دنبالش رفت 
. و یادش رفت درُ قفل کنه

00:05:10.450 --> 00:05:12.250
. احتمالش خیلی زیاده

00:05:17.870 --> 00:05:20.210
برووادا ، تو منطقۀ نگهبانیِ ؟

00:05:23.970 --> 00:05:26.220
این یعنی اینکه

00:05:27.970 --> 00:05:32.720
. ایکالگو چاره ای جز رو در رو شدن باهاش ، نداره

00:05:35.370 --> 00:05:37.800
. برووادا به من اعتماد نداره

00:05:38.640 --> 00:05:41.580
چرا ؟ نکنه اشتباهی ازم سر زده ؟

00:05:43.020 --> 00:05:44.490
... آروم باش

00:05:45.110 --> 00:05:49.120
آروم باشُ بفهم ، که اون چی 
، میدونه و چی نمیدونه

00:05:51.460 --> 00:05:52.820
! برای زنده موندن

00:05:56.320 --> 00:06:00.380
تو اون مواجه ـمون چه چیزی 
سوء ظنشُ بیدار کرده ؟

00:06:01.100 --> 00:06:04.130
چه چیزی درمورد تقلید من 
از فلوتر ، غیر طبیعی بوده ؟

00:06:06.120 --> 00:06:12.350
حدس میزنم ، برای اونا دستور هاگیا برای 
. اومدن به زیرزمین ، کمی عجیب بوده باشه

00:06:13.240 --> 00:06:17.750
، اما از اونجایی که اون بالا جلومُ نگرفتن

00:06:18.320 --> 00:06:20.480
. نباید اشتباه بزرگی بوده باشه

00:06:20.900 --> 00:06:25.570
یا ترجیحاً ، یه چیزی باعث ایجاد شکی در
. ذهن برووادا شده

00:06:27.460 --> 00:06:32.280
. و برووادا برای اثبات شکش ، اونجاست

00:06:34.640 --> 00:06:36.680
اشتباه کوچیکیِ که بشه ماست مالیش کرد ؟

00:06:37.180 --> 00:06:41.280
یا یه اشتباه بزرگِ که فقط میخواد
در موردش مطمئن بشه ؟

00:06:42.870 --> 00:06:44.210
. نباید در موردش خوش بین باشم

00:06:45.090 --> 00:06:46.800
. باید فرض کنم اشتباه بزرگی هست

00:06:47.720 --> 00:06:49.020
کسی اینجا نیست ؟

00:06:49.380 --> 00:06:51.680
! من یه پیام آور از طرف منشی هستم

00:06:52.660 --> 00:06:54.160
... متکی به جواب

00:06:54.160 --> 00:06:56.660
نه ، باید خودمُ آماده کنم

00:06:56.660 --> 00:06:58.940
... شاید بخواد حمله کنه

00:06:59.820 --> 00:07:00.890
! برای کشتن من

00:07:03.520 --> 00:07:05.750
! من یه پیام آور از طرف منشی هستم

00:07:05.750 --> 00:07:07.940
! به دستور منشی اومدم اینجا

00:07:08.930 --> 00:07:10.460
! تینکر بل

00:07:10.460 --> 00:07:13.950
! اگه اینجا هستی ، فوراً با من بیا

00:07:14.780 --> 00:07:19.520
. هرگز پیام آوری از طرف بیزف به این انبار فرستاده نشده

00:07:21.630 --> 00:07:26.100
این برای نشون دادن به پالم ، که 
. اون یه خودیِ ، هست

00:07:28.240 --> 00:07:30.760
اگه اینجایی ، چرا جوابی نمیدی ؟

00:07:31.480 --> 00:07:32.920
بقیه کجان ؟

00:07:32.920 --> 00:07:36.970
... در مورد اتفاقایی که اون بیرون میوفته ، چیزی نمیدونم

00:07:37.720 --> 00:07:42.510
اجازه ندارم جز با منشی ، با کس 
. دیگه ای صحبت کنم

00:07:43.760 --> 00:07:45.470
اون دختر فکر کرده که این

00:07:45.470 --> 00:07:49.610
 . آزمایشی از طرف منشی ، برای وفاداریشون هست

00:07:50.510 --> 00:07:53.370
. زن های دیگه هم ، همین فکرُ میکردن

00:07:54.350 --> 00:07:58.240
، هر اتاق منحصراً تلفنی برای ارتباط با بیزف داشت

00:07:58.560 --> 00:08:02.870
بخاطر همین غیر منطقی هست که یه  
. پیام آور ، بیاد

00:08:03.480 --> 00:08:07.420
اونا اعتقاد داشتن

00:08:07.420 --> 00:08:12.180
که این یک آزمایش وفاداری از 
یک شخص غریبه هست ، که میتونن به دستورات

00:08:12.180 --> 00:08:14.230
، در اوضاع غیر معمول عمل کنن

00:08:14.230 --> 00:08:17.000
. بنابر این از صحبت کردن با ایکالگو امتناع میکردن

00:08:17.500 --> 00:08:21.020
. با این وجود ، این کار یه لطف به ایکالگو بودش

00:08:22.530 --> 00:08:23.570
اینجاست ؟

00:08:24.460 --> 00:08:30.400
زن ها شانس زنده موندن بالایی دارن 
. اگه اینجا بمونن

00:08:31.060 --> 00:08:37.480
بخاطر همین ایکالگو ، نگران حفاظت اونا
. برای زنده موندن ، نبود

00:08:39.270 --> 00:08:41.090
. یافتم ، نوشتۀ " نِن " ـی

00:08:42.910 --> 00:08:49.420
، اون نوشته ها به وسیلۀ هاله هستن 
. و توسط  " گیو " میشه دیدشون

00:08:50.510 --> 00:08:53.570
اینطوری ، رسیک پیدا شدن پیغام

00:08:53.570 --> 00:08:57.110
توسط بیزف یا دیگران ، به  
. حداقل ممکن میرسه

00:08:57.730 --> 00:08:58.920
. به سمت کاخ میرم

00:08:59.810 --> 00:09:02.100
، اگه تا زمان ماموریت تماسی نگرفتم

00:09:03.100 --> 00:09:05.440
. فرض کنید که مرده ام

00:09:07.500 --> 00:09:09.440
. انتظار اینُ داشت

00:09:10.230 --> 00:09:16.060
اما ایکالگو دردیُ درست مثل از دست دادن قسمتی از  
. بدنش ، درون قلبش احساس میکرد

00:09:19.120 --> 00:09:20.050
... پالم

00:09:22.560 --> 00:09:27.710
، اگه پالم مُرده ، یا بر فرض مُرده باشه

00:09:28.250 --> 00:09:32.490
با استفاده از سنجاقک های ماهواره ای و  
. تلپاتی ، از بقیۀ تیم ، پشتیبانی کن

00:09:33.460 --> 00:09:34.470
. فهمیدم

00:09:35.110 --> 00:09:37.680
وانمود کن داری به فرماندۀ اسکادرانت 
، گزارش میدی

00:09:37.990 --> 00:09:40.470
. وقتی که میخوای به مِلئورون چیزی بگی

00:09:40.800 --> 00:09:44.480
، پس میخوای به دشمن دروغ بگم 
و از حرکت باز نگه ـشون دارم ؟

00:09:44.840 --> 00:09:48.980
. آره ، یه کارِ خطرناکه 
. روت حساب میکنم

00:09:50.270 --> 00:09:53.240
و اینم زمانی ممکنه که

00:09:53.240 --> 00:09:55.880
، اونا از جای ملئورون خبر نداشته باشن
. یا نفهمیده باشن که من طرفمُ عوض کردم

00:09:56.920 --> 00:10:02.230
به عبارت دیگه ، این برووادا که بهم 
، مظنون شده رو باید

00:10:02.230 --> 00:10:03.820
! حذف کنم

00:10:24.170 --> 00:10:27.270
یو ، ماموریتی که هاگیا بهت داده رو تموم کردی ؟

00:10:27.610 --> 00:10:29.770
. آره ... تقریباً

00:10:30.900 --> 00:10:32.770
هاگیا ، ها ؟

00:10:34.810 --> 00:10:37.400
اون عصبانی نمیشه ، وقتی اینجوری صداش کنیم ؟

00:11:08.870 --> 00:11:11.600
. خب ، کلک تقلبی کنده شد

00:11:17.100 --> 00:11:18.240
خالیه ؟

00:11:20.460 --> 00:11:23.870
. هر چی ، بعداً از هاگیا میپرسم

00:11:39.070 --> 00:11:41.380
! حالا مظنون دیگه مُرده

00:11:42.450 --> 00:11:45.910
، و وقتی که برووادا اینُ به بقیه گزارش بده

00:11:46.710 --> 00:11:48.360
. میتونم آزادانه حرکت کنم

00:11:49.670 --> 00:11:53.400
بعدشم ، هرگز نشنیدم که هاگیا 
! اسمشُ تغییر داده باشه

00:11:54.370 --> 00:11:55.850
حالا اسم جدیدش چیه ؟

00:11:57.800 --> 00:12:01.010
درسته که از اسم 
... جدیدش خبر نداشتم

00:12:02.530 --> 00:12:06.070
یعنی اونا به این آسونی باورش میکنن ؟

00:12:08.890 --> 00:12:13.690
اگه با یکی ـشون روبرو بشم  
باید یه دلیلِ قانع کننده براشون بیارم ‏.‏

00:12:15.560 --> 00:12:17.420
نه ‏،‏ فایده نداره ‏!‏

00:12:18.670 --> 00:12:20.630
برووادا یهو شروع کرد به شلیک کردن ‏!‏

00:12:21.460 --> 00:12:26.170
این یعنی اونا فکر میکنن هر کسی که  
اسمِ جدیدِ هیوگا رو نمیدونه دشمنه ‏.‏

00:12:27.450 --> 00:12:28.770
اگه پیدام کنن‏ ،‏ دردسر میشه ‏!‏

00:12:29.360 --> 00:12:31.510
همونطور که انتظار دارن باید برگردم بالا ‏!‏

00:12:33.310 --> 00:12:35.770
لطفاً رمزِ عبورِ خود را وارد کنید ‏.‏

00:12:41.430 --> 00:12:43.090
آسانسور بالا نمیره ‏!‏

00:12:44.410 --> 00:12:48.160
، یعنی بدونِ اینکه رمزِ عبور رو بدونه

00:12:48.160 --> 00:12:49.290
اومده پایین ‏.‏

00:12:51.490 --> 00:12:52.430
این فرصتِ خوبیه ‏!‏

00:12:53.080 --> 00:12:54.890
دو راه دارم که میتونم انتخاب کنم ‏!‏

00:12:59.440 --> 00:13:01.650
خودتُ نشون بده ‏!‏

00:13:04.590 --> 00:13:08.220
تقریباً پنج دقیقه شده که فصلِ 7 ورشکستگی فعال شده ‏.‏

00:13:09.390 --> 00:13:13.060
 یعنی ‏"‏ نِن ‏"‏ ـی که بهش قرض دادم 
حدودِ 7000 تا شده ‏.‏

00:13:13.620 --> 00:13:17.790
 یعنی اونقدر کافی هست که نتونه با یه
ضربه تعادلشُ بدست بیاره ؟

00:13:18.800 --> 00:13:19.750
فقط باید ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:20.220 --> 00:13:21.930
فقط باید سعی کنم که ضربه ـَش بهم نخوره ‏.‏

00:13:23.650 --> 00:13:27.640
بدترین شرایط اینِ که

00:13:27.640 --> 00:13:31.750
با یه ضربه فصلِ 7 ورشکستگی از بین بره 
و منم آسیب ببینم ‏.‏

00:13:32.440 --> 00:13:34.130
اگه این اتفاق بیوفته ‏،‏

00:13:34.130 --> 00:13:38.720
بهتره وقت کُشی کنم تا اون ورشکست بشه‏.‏

00:13:40.610 --> 00:13:45.110
اما حداقل باید

00:13:45.110 --> 00:13:47.510
ده دقیقه صبر کنم ‏.‏

00:13:48.180 --> 00:13:51.510
شوت ‏.‏‏.‏‏.‏ شوت نمیتونه تا اون موقع دووم بیاره ‏!‏

00:13:52.440 --> 00:13:55.910
باید کاری کنم که یهو منفجر بشه ‏.‏

00:13:56.370 --> 00:13:58.900
وگرنه وقتمون تموم میشه ‏!‏

00:13:59.720 --> 00:14:03.940
قبل از اینکه مبارزه تموم بشه ‏،‏ شوت میمیره ‏!‏

00:14:07.560 --> 00:14:09.530
بنظر خوشحالی ‏،‏ هیولا ‏!‏

00:14:12.200 --> 00:14:17.540
بخاطرِ عصبانیت الکیم تو تله ـَم افتاده ‏.‏

00:14:19.530 --> 00:14:22.190
سوسک کوچولو ‏،‏ داشتم دنبالت میگشتم ‏.‏

00:14:22.190 --> 00:14:25.550
این حشرۀ لعنتی رو که 
هی داره دورِ من پرواز میکنه رو خفه کن ‏!‏

00:14:23.540 --> 00:14:25.550
حشرۀ لعنتی

00:14:26.430 --> 00:14:31.490
هر وقت زِر میزنه ، یادِ قیافۀ لعنتیِ تو میوفتم ‏!‏

00:14:32.540 --> 00:14:36.480
هر وقت زمانش مناسب بود آمادۀ انفجارم ‏.‏

00:14:37.890 --> 00:14:41.060
اما دارم وانمود میکنم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:41.690 --> 00:14:42.700
دیگه وقتشه ‏.‏

00:14:42.700 --> 00:14:44.180
اضافه میشه ‏.‏

00:14:44.180 --> 00:14:46.760
خفه شو ‏!‏

00:14:47.560 --> 00:14:50.550
قبل از انفجار یه لحظه مکث میکنم ‏.‏

00:14:51.200 --> 00:14:53.750
حتماً سعی میکنه اون موقع حمله کنه ‏.‏

00:14:54.380 --> 00:15:01.200
اگه وقتی کاملاً عصبانی میشم آرامشِ خودمُ حفظ کنم  
میتونم قدرتمُ کنترل کنم ‏.‏

00:15:03.560 --> 00:15:06.830
زود باش اینُ ازم دور کن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:07.500 --> 00:15:09.090
وگرنه میکشمت ‏!‏

00:15:09.870 --> 00:15:14.950
تا آخرین نفرِ شما تفاله ها رو تیکه تیکه میکنم ‏!‏

00:15:16.700 --> 00:15:21.550
وقتی سعی داره بهم حمله کنه گاردشُ رها میکنه ‏.‏

00:15:22.170 --> 00:15:23.550
منم از این فرصت استفاده میکنم ‏.‏

00:15:24.830 --> 00:15:26.970
همچین اتفاقی نمی افته ‏،‏ هیولایِ گنده بَک ‏.‏

00:15:27.590 --> 00:15:31.270
چون قراره همین جا بمیری ‏.‏

00:15:33.070 --> 00:15:34.120
صدایِ ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:35.720 --> 00:15:38.620
صدایِ افزایشِ بعدی دیگه وقتشِ ‏.‏

00:15:39.950 --> 00:15:44.260
بهت نشون میدم اینجا سوسک کیه ‏.‏

00:16:00.650 --> 00:16:01.900
دیگه وقتشه ‏.‏

00:16:02.820 --> 00:16:04.540
اضافه میشه ‏.‏

00:16:15.310 --> 00:16:16.260
عمل کرد ‏.‏

00:16:16.260 --> 00:16:19.910
وقت دارم یکی ‏.‏‏.‏‏.‏ یا ‏،‏ دو ضربۀ دیگه بهش بزنم ‏.‏

00:16:20.590 --> 00:16:26.310
 وقت دارم قبل از انفجار ‏،‏ یه مُشت
تو صورتش بزنم و از سرِ راه برم کنار ‏!‏

00:16:28.120 --> 00:16:30.820
بگیر که اومد ‏،‏ هیولا ‏!‏

00:16:30.820 --> 00:16:32.930
این بخاطرِ شوتِ ‏!‏

00:16:34.400 --> 00:16:36.840
بعدی هم باز بخاطرِ شوتِ ‏!‏

00:16:39.240 --> 00:16:42.260
من چه مرگم شده ؟

00:16:42.570 --> 00:16:45.740
هیچ وقت بهش نزدیک نبودم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:46.240 --> 00:16:50.230
راستش ‏،‏ زیاد ازش خوشم نمیومد ‏.‏

00:16:51.940 --> 00:16:55.920
اصلاً نمیدونم کی ‏"‏ دوست ‏"‏ شدیم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:55.920 --> 00:17:00.540
چرا اینقدر تلاش میکنم تا انتقامشُ بگیرم ؟

00:17:01.900 --> 00:17:05.060
‏"‏ انتقام ‏"‏ ؟ اون که هنوز نمرده ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:05.640 --> 00:17:09.830
خُب ‏،‏ بارها با همدیگه با مرگ روبرو شدیم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:09.830 --> 00:17:15.050
هرکسی با تو زندگیشُ بخطر بندازه دوستِ ‏.‏

00:17:15.700 --> 00:17:22.310
اما این عوضی به ارادۀ شوت توهین کرده ‏!‏

00:17:22.780 --> 00:17:27.690
اون کسی رو که برای مبارزه باهاش انتظارِ
مرگُ داشته نادیده گرفته ؟

00:17:28.470 --> 00:17:30.800
بعنوانِ یه مبارز دلش نمیسوزه ؟

00:17:30.800 --> 00:17:33.170
مورچۀ لعنتی ‏!‏

00:17:34.350 --> 00:17:38.230
هی بیشتر و بیشتر دارم عصبانی میشم ‏!‏

00:17:38.230 --> 00:17:41.700
سومین ضربه رو بخاطرِ خودم بهش میزنم ‏!‏

00:17:42.860 --> 00:17:45.570
واو ‏.‏‏.‏‏.‏ واقعاً کارم عالیه ‏!‏

00:17:45.570 --> 00:17:48.920
فکرشُ نمیکردم مغزم اینقدر سریع کار کنه ‏!‏

00:17:49.540 --> 00:17:51.710
درضمن هنوز مشتُ نزدم ؟

00:17:52.570 --> 00:17:53.980
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:54.700 --> 00:17:56.350
منظورشون این بوده ؟

00:17:57.420 --> 00:17:59.170
حتی زمان هم ثابتِ ‏.‏

00:18:00.000 --> 00:18:03.290
قبل از اینکه بمیری ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:05.160 --> 00:18:07.220
همه چی آهسته میشه ؟

00:18:18.150 --> 00:18:21.240
اون جلویِ انفجارُ گرفت ‏!‏

00:18:24.690 --> 00:18:26.260
رو دست خوردم ‏!‏

00:18:26.900 --> 00:18:29.750
اون آرامشِ خودشُ حفظ کرده ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:31.510 --> 00:18:34.130
نمیتونم صبر کنم ‏!‏

00:18:34.620 --> 00:18:36.620
معذرت میخوام شوت ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:36.620 --> 00:18:37.760
همه چی رو خراب کردم ‏!‏

00:18:40.940 --> 00:18:44.560
برای این پرداخت سودش کافی نیست ‏.‏

00:18:47.740 --> 00:18:49.620
همه چی تموم شد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:54.970 --> 00:18:56.100
شوت ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:56.700 --> 00:18:57.680
رئیس ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:58.630 --> 00:18:59.810
بچه ها ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:00.650 --> 00:19:01.930
دیگه همه چی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:03.010 --> 00:19:04.080
به شما ها بستگی داره ‏.‏

00:19:19.770 --> 00:19:20.800
صاعقه ‏!‏

00:19:32.620 --> 00:19:34.060
رعد و برق ؟

00:19:34.060 --> 00:19:35.940
اون کاملاً فلج شده ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:36.570 --> 00:19:37.690
حالا فرصتِ خوبیه ‏!‏

00:19:42.760 --> 00:19:48.460
اگه گنده نشی ‏،‏ راحت میتونم دخلتُ بیارم ‏!‏

00:20:05.470 --> 00:20:07.560
موفق شدم ‏!‏ موفق شدم ‏!‏ موفق شدم ‏!‏

00:20:07.560 --> 00:20:09.020
نمیتونم ‏!‏ دیگه بیشتر از این نمیتونم ‏!‏

00:20:09.020 --> 00:20:11.980
لعنتی ‏،‏ نزدیک بود دخلم بیادا ‏!‏

00:20:11.980 --> 00:20:14.340
میتونم دروازه ها رو ببینم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:14.340 --> 00:20:17.520
اول باید شوتُ ببرم بیمارستان ‏.‏

00:20:19.830 --> 00:20:23.140
هشت بار بهش ضربه زدم ‏!‏

00:20:32.180 --> 00:20:34.500
چه اتفاقی افتاد ؟

00:20:35.650 --> 00:20:37.630
مطمئنم تو تله ـَم افتاده بود ‏.‏

00:20:38.650 --> 00:20:40.260
چه اتفاقی افتاد ؟

00:20:41.130 --> 00:20:42.510
معلومه دیگه ‏.‏

00:20:43.260 --> 00:20:47.360
متوجه نشدم که از یه سمتِ دیگه داره بهم حمله میشه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:48.310 --> 00:20:49.740
غیره ممکنه ‏!‏

00:20:50.180 --> 00:20:55.660
تا وقتی که رعد و برق بهم نخورد

00:20:55.660 --> 00:20:57.770
متوجهِ ـش نشدم ‏!‏

00:20:58.390 --> 00:21:00.030
قبلاً هم همچین اتفاقی افتاده ‏.‏

00:21:00.360 --> 00:21:04.150
قبل از اینکه این حشرۀ بهم بچسبه ‏.‏

00:21:04.720 --> 00:21:06.740
اصلاً متوجه نشدم ‏.‏

00:21:24.420 --> 00:21:29.430
اون موقع تو راه پله دیدمش ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:31.920 --> 00:21:33.690
اون این کارُ کرده ؟

00:21:40.750 --> 00:21:44.380
شرمنده ‏،‏ اما اتفاقی که افتاد

00:21:44.860 --> 00:21:47.200
فقط برای گرم کردن بودش ‏.‏

00:23:24.000 --> 00:23:26.550
قسمتِ بعدی ‏:‏ قوی × یا × ضعیف

00:23:26.550 --> 00:23:28.840
هشت پا یا ایکالگو ؟ با کدوم یکی ـشون میری ؟

00:23:29.600 --> 00:23:32.180
ایکاتا گفت با ایکالگو میرم ‏.‏

00:23:32.180 --> 00:23:33.140
ایکان موافقِ ‏!‏