﻿WEBVTT

00:00:05.900 --> 00:00:06.920
... غیرممکنه

00:00:07.800 --> 00:00:10.600
 با اون بدن ، کدوم گوری رفته ؟

00:00:11.730 --> 00:00:12.940
... شوت

00:00:20.400 --> 00:00:23.370
اشک های جاریتُ

00:00:23.370 --> 00:00:26.370
به شجاعت تبدیل کن

00:00:26.370 --> 00:00:29.660
بال های فرشته مانندتُ باز کن

00:00:29.660 --> 00:00:32.540
! ‏ و به بالاها پرواز کن

00:00:32.540 --> 00:00:38.460
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:39.340 --> 00:00:45.220
تا آخرش تسلیم نمیشیم

00:00:45.220 --> 00:00:50.480
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

00:00:50.490 --> 00:00:54.180
. میتونی دوباره سعی کنی

00:00:54.190 --> 00:00:56.570
. از تاریکی فرار کن

00:00:56.580 --> 00:01:00.560
. تو فقط باید بری

00:01:00.570 --> 00:01:05.620
. آینده همیشه منتظرِ ماست

00:01:05.620 --> 00:01:08.210
. ماوراء آسمان برو

00:01:08.210 --> 00:01:11.370
. اقیانوس ها رو طی کن

00:01:11.370 --> 00:01:14.630
... ‏ بوس فرشته رو

00:01:14.630 --> 00:01:18.130
 ( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

00:01:18.130 --> 00:01:23.930
! ‏‏ بیا با هم بریم به یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

00:01:23.930 --> 00:01:30.190
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

00:22:00.300 --> 00:22:06.720
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

00:22:06.720 --> 00:22:12.730
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

00:22:13.060 --> 00:22:19.650
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

00:22:19.650 --> 00:22:25.490
. با صدای ترق و تروقی ما رو به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

00:22:25.610 --> 00:22:32.160
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

00:22:32.160 --> 00:22:40.130
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

00:22:41.130 --> 00:22:47.260
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

00:22:47.260 --> 00:22:53.060
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

00:22:53.220 --> 00:22:59.020
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

00:22:59.020 --> 00:23:04.740
، پس به این سمت بیا

00:23:04.940 --> 00:23:10.280
. بزار آیندمون یکی بشه

00:01:34.990 --> 00:01:39.990
تقلبی × و × واقعی

00:01:51.590 --> 00:01:53.300
قصد مبارزه داری ؟

00:01:54.060 --> 00:01:58.480
، نقشۀ اصلیتُ رها میکنی 
و فرضیۀ بی اساسِ ـتُ اجرا میکنی ؟

00:02:02.520 --> 00:02:04.060
... واقعاً اعتقاد داری

00:02:19.770 --> 00:02:22.060
! زندان دودی ، کنسل

00:02:24.160 --> 00:02:26.340
. میبینم که تصمیم درستیُ گرفتی

00:02:26.910 --> 00:02:29.500
، وقتی در موردش فکر کردم 
. خیلی راحت بهش پِی بردم

00:02:29.500 --> 00:02:32.040
. تو از پیله ـت استفاده کردی و منم از کارت برندم

00:02:32.740 --> 00:02:35.640
وقتی فهمیدی که میخوام 
، تورو اینجا نگه دارم

00:02:35.640 --> 00:02:37.620
، و اون تواناییِ تو

00:02:37.900 --> 00:02:39.470
. یه تله بودش

00:02:40.710 --> 00:02:45.480
فقدان عکس العمل تو باعث شد 
. که من تصمیممُ بگیرم

00:02:46.610 --> 00:02:51.520
غیرممکنه که عکس العملی 
. چیزی از خودت نشون نمیدادی

00:03:00.280 --> 00:03:01.790
. پانزده دقیقه

00:03:04.400 --> 00:03:07.900
همونطوری که انتظار داشتم تا تو تصمیم بگیری

00:03:07.900 --> 00:03:11.210
. که زندان دودی رو از بین ببری

00:03:12.510 --> 00:03:18.470
در طی اون مدت ، قصد داشتم از 
. دود خارج بشم و آزادانه حرکت کنم

00:03:19.690 --> 00:03:24.230
تو منُ بخاطر جدا کردن از 
پادشاه به دام انداختی ، مگه نه ؟

00:03:24.750 --> 00:03:27.460
به این معنی که ، وقتی دوستای تو  
، اون زندان دودیُ ببینن

00:03:27.460 --> 00:03:32.560
نتیجه میگیرن که من هنوز 
. داخلش هستم

00:03:33.980 --> 00:03:35.920
... از این نتیجه گیریِ اشتباه

00:03:35.920 --> 00:03:39.260
میخواستم استفاده کنم و یکی یکی
. دوستاتُ حذف کنم

00:03:39.980 --> 00:03:45.020
میدونستم به اندازۀ کافی تأمل میکنی 
. تا من کار خودمُ بکنم

00:03:46.060 --> 00:03:49.420
فکر کردی ، پانزده دقیقه جلوی
پیلۀ خالیت صبر میکنم ؟

00:03:49.420 --> 00:03:51.760
. منُ خیلی دستِ پایین گرفتی

00:03:52.140 --> 00:03:55.560
... نه بر عکس ، خیلی زیاد در موردت

00:03:59.580 --> 00:04:00.740
! تخمین زده بودم

00:04:05.800 --> 00:04:07.890
اون خودشُ فوراً به ذرات ریزی تبدیل کرد ؟

00:04:10.330 --> 00:04:16.060
، بخاطر همین بود که بدون دیدنش 
! از میان زندان دودی عبور کرد

00:04:26.650 --> 00:04:29.000
... باید بیشتر منتظر میموندی

00:04:29.370 --> 00:04:32.290
. بخاطر اینکه این استراتژیم ، چارۀ آخره

00:04:33.280 --> 00:04:39.170
راستشُ بخوای ، از اینکه افتاده بودم تویِ 
. دام ، خیلی ناراحت بودم

00:04:39.450 --> 00:04:41.080
. چه استراتژیِ انحرافیِ خوبی

00:04:41.080 --> 00:04:42.530
. فقط حرفت با عملت تناقض داره

00:04:43.280 --> 00:04:45.760
! تو که تونستی از دود عبور کنی

00:04:46.670 --> 00:04:51.690
. فقط همون بودش ، توی اون موقعیت

00:04:52.920 --> 00:04:57.190
گمان میکردم که تو یه سرباز 
... تواناتر از اون بوده باشی

00:04:57.570 --> 00:05:00.430
به برنامه ـش وفادار باشه و  
. مأموریتشُ درست انجام بده

00:05:00.880 --> 00:05:04.950
با این وجود ، با یه حدس ساده ، مانع رو 
. از بین بردی

00:05:05.640 --> 00:05:07.950
. واقعاً ازت ممنونم

00:05:07.950 --> 00:05:08.910
. ممنون

00:05:08.280 --> 00:05:09.340
. ممنون . ممنون

00:05:09.340 --> 00:05:11.610
. ممنون . ممنون

00:05:10.390 --> 00:05:12.110
. ممنون

00:05:12.110 --> 00:05:13.960
. ممنون . ممنون

00:05:23.370 --> 00:05:24.800
! ارغوانیِ تُند

00:05:26.790 --> 00:05:28.530
! الفرار

00:05:41.560 --> 00:05:43.540
نمیتونم نابودشون کنم ؟

00:05:43.540 --> 00:05:45.780
فقط متلاشی و دوباره اصلاح میشن ؟

00:05:46.700 --> 00:05:47.780
شکست ناپذیره ؟

00:05:49.950 --> 00:05:52.790
! ممنون ! بای بای

00:05:53.460 --> 00:05:55.000
... نزار گولت بزنه

00:05:55.000 --> 00:05:56.890
! این بازیِ ذهنیِ اونِ

00:05:57.310 --> 00:06:00.540
تصمیم من در مورد حمله 
. به پیله ، بهترین تصمیم بودش

00:06:01.100 --> 00:06:05.430
، نه ، همون لحظه ای که حدس دومُ زدم 
. افتادم توی بازیش

00:06:06.170 --> 00:06:07.550
... کاری که باید بکنم اینِ که

00:06:07.970 --> 00:06:10.860
... هدفشُ پیش بینی و متوقفش کنم

00:06:12.140 --> 00:06:14.390
، ملحق شدن به بقیۀ محافظین سلطنتی

00:06:14.740 --> 00:06:17.310
، پیدا و حذف کردن دوستام

00:06:17.560 --> 00:06:19.550
! و رفتن پیش پادشاه

00:06:19.770 --> 00:06:20.810
... شکی درش نیست

00:06:21.680 --> 00:06:23.730
. علائق اون مطابق با منِ

00:06:24.230 --> 00:06:25.320
! مشکلی نیست

00:06:36.560 --> 00:06:38.580
! اینُ میبرم

00:06:41.030 --> 00:06:42.090
! سریعه

00:06:42.460 --> 00:06:44.840
! اینُ یه جای امن میندازم

00:06:48.240 --> 00:06:49.800
... بهم کلک زد

00:06:49.800 --> 00:06:51.960
. دیگه نمیتونم از تواناییم استفاده کنم

00:06:51.960 --> 00:06:54.680
، اگه ارغوانیِ تُندم از بین بره 
. کاملاً درمونده میشم

00:06:55.160 --> 00:06:58.160
، مجبورم دنبال راهی بگردم که 
. فقط با ارغوانیِ تُند ، کارمُ پیش ببرم

00:07:02.840 --> 00:07:05.110
... یو ، تو

00:07:05.890 --> 00:07:07.240
همون دارندۀ توانایی هستی ؟

00:07:16.650 --> 00:07:20.250
با شوت چیکار کردی ، عوضی ؟

00:07:20.930 --> 00:07:21.750
هان ؟

00:07:24.220 --> 00:07:26.500
... هشتادُ نه آدمک ارغوانیِ تُند

00:07:26.670 --> 00:07:28.870
! این بیشترین حدی بود که تونستم تولید کنم

00:07:28.870 --> 00:07:32.260
. از اینا استفاده میکنم تا از ناکِل پشتیبانی کنم

00:07:39.490 --> 00:07:41.270
... هدفتونُ فهمیدم

00:07:41.620 --> 00:07:43.480
. اجازه میدم یک بار منُ بزنی

00:07:43.830 --> 00:07:45.020
... اما در عوضش

00:07:50.150 --> 00:07:52.000
! زندگیتُ میگیرم

00:07:59.950 --> 00:08:02.240
. خوبه ، کسی اینجا نیستش

00:08:02.860 --> 00:08:04.590
. الان میتونم فلنگُ ببندم

00:08:04.590 --> 00:08:05.540
. بریم ، بریم

00:08:06.520 --> 00:08:10.240
. ای بابا ، گفته بودن اینجا یه جای امنِ

00:08:10.240 --> 00:08:13.280
. اصلاً نمیتونم با لئول ساما حرف بزنم

00:08:13.990 --> 00:08:19.030
از اونجایی که شکمم هم آب رفته ، پس احتمالاً
... چیتو ساما هم مُرده

00:08:19.030 --> 00:08:22.560
و این فلوتر هم که ازش خبری نیست ، گور
. بابای همه ـشون

00:08:22.970 --> 00:08:26.060
! منم میرم که ملکه بشم

00:08:26.450 --> 00:08:29.060
. اون موقع تو معاونم میشی

00:08:29.060 --> 00:08:30.330
خوبه ؟

00:08:31.370 --> 00:08:33.070
... کمک

00:08:35.180 --> 00:08:36.590
... التماس میکنم

00:08:36.590 --> 00:08:38.200
... منُ از زیر آوار در بیارید

00:08:39.150 --> 00:08:40.200
! کمکم کنید

00:08:41.050 --> 00:08:43.100
... اوه ، منشی بیزف

00:08:43.100 --> 00:08:44.070
. بد به نظر میاد

00:08:44.070 --> 00:08:46.250
... پاهامُ نمیتونم حرکت بدم

00:08:51.600 --> 00:08:52.970
. هر چی ، بیا بریم

00:08:52.970 --> 00:08:54.170
. اینجا خطرناکِ

00:08:54.170 --> 00:08:56.300
! چی ؟ وایسا تورو خدا

00:08:56.690 --> 00:08:58.450
! اینجوری میمیرم

00:08:58.800 --> 00:09:02.320
. غیرممکنه ... نمیتونم اونُ حرکت بدم

00:09:02.320 --> 00:09:04.890
پس ، میشه کسیُ برای کمک خبر کنی ؟

00:09:05.610 --> 00:09:07.960
... دارم میگم که

00:09:07.960 --> 00:09:10.940
. عجله دارم که فوراً از اینجا فرار کنم

00:09:11.180 --> 00:09:14.510
، رئیسمُ از دست دادم 
، پادشاهم غیبش زده

00:09:14.510 --> 00:09:15.780
. کاخم به این وضع افتاده

00:09:16.300 --> 00:09:19.450
! دلیلی ندارم که اینجا وایسم

00:09:19.450 --> 00:09:20.910
! هر پاداشی بخوای بهت میدم

00:09:21.150 --> 00:09:23.660
! توی زیرزمین یه کوه گنج هستش

00:09:25.360 --> 00:09:28.670
. اگه کمکم کنی ، هر چی بخوای بهت میدم

00:09:28.670 --> 00:09:31.260
! پس خواهش میکنم منُ از زیر آوار در بیار

00:09:31.740 --> 00:09:33.340
کجای زیرزمین ؟

00:09:33.340 --> 00:09:37.230
. یکمی جلوتر از پناهگاه رهبر

00:09:37.230 --> 00:09:39.840
. گنجُ اونجا گذاشتم

00:09:40.230 --> 00:09:42.820
... فقط من به اون منطقه دسترسی دارم

00:09:43.900 --> 00:09:46.430
هر چیزی که بخوام بهم میدی دیگه ؟

00:09:57.470 --> 00:09:59.530
. بهتره سر قولت بمونی

00:09:59.530 --> 00:10:01.730
! یا خودم میکشمت

00:10:02.350 --> 00:10:05.550
! گنج ! گنج

00:10:05.550 --> 00:10:08.790
! گنج ! گنج ! گنج

00:10:09.120 --> 00:10:10.360
... تموم شد

00:10:10.870 --> 00:10:12.430
. کار این کشور تمومه

00:10:12.900 --> 00:10:15.310
اون حملۀ هوایی

00:10:16.340 --> 00:10:20.220
. هم مدرکشه که کار این کشور تمومه

00:10:21.190 --> 00:10:26.230
اون مورچه ها هم احتمالاً سلاح های بیولوژیکی هستن 
... که به عنوان یه بهونه دارن استفاده میکنن

00:10:26.800 --> 00:10:29.610
، اگه به وسیلۀ هم پیمانانشون گیر بیوفتم

00:10:29.610 --> 00:10:34.590
مجبورم میکنن که اعتراف کنم و تا
، ابد میوفتم زندان

00:10:34.590 --> 00:10:36.460
. یا بخاطر اینکه حرف نزنم ، کلکمُ میکنن

00:10:39.500 --> 00:10:41.190
<i>... اجازه نمیدم که منُ دستگیر کنن</i>

00:10:41.190 --> 00:10:42.860
<i>! هر جور  شده فرار میکنم</i>

00:10:50.140 --> 00:10:52.890
. اینجوری دیگه نمیتونه از دود استفاده کنه

00:10:53.810 --> 00:10:55.660
، حالا باید برگردم به کاخ

00:10:55.660 --> 00:10:58.510
، وضعیت اخیرُ ارزیابی کنم 
. و برگردم پیش پادشاه

00:10:59.290 --> 00:11:04.270
، با این وجود ، برم دنبال پادشاه 
. پادشاه اعصابش خراب میشه

00:11:05.700 --> 00:11:06.930
! بلزِبوب

00:11:05.850 --> 00:11:09.270
پروردگار مگس ها
بلزِبوب

00:11:13.320 --> 00:11:15.960
... خب ، کپی های من

00:11:15.960 --> 00:11:19.030
، محل اشخاص 
. و وضعیت کاخُ بفهمید

00:11:21.640 --> 00:11:24.890
بلزباب پوف بهش این اجازه رو میده که

00:11:24.890 --> 00:11:28.790
بدن خودشُ به میلیون ها سایز کوچیک 
. تبدیل بکنه

00:11:29.290 --> 00:11:34.100
اون میتونه روی اندازۀ کپی هاش و تعدادشون 
، کنترل داشته باشه

00:11:34.100 --> 00:11:37.770
، هر چه اندازۀ کپی ها کوچیکتر بشه 
. تعدادشون میتونه بیشتر بشه

00:11:38.570 --> 00:11:41.280
، با این وجود ، بدن واقعیش

00:11:41.280 --> 00:11:45.180
 به عنوان یه مرکز کنترل باقی میمونه 
. و فقط اندازش کوچیکتر میشه

00:11:45.950 --> 00:11:50.400
، یارو دودی ، اگه تو مانع رو از بین نمیبردی

00:11:50.400 --> 00:11:53.040
. بدن واقعیم نمیتونست فرار کنه

00:11:53.510 --> 00:11:56.880
. اینجوری ظرفیت نبردم ، به نصف کاهش پیدا میکرد

00:11:58.540 --> 00:12:01.530
مطمئنم تویی که خوب بلدی از آدمک های کلونی

00:12:01.530 --> 00:12:07.260
استفاده کنی ، این موضوع رو 
. در مورد تفاوت قدرتیِ آدمک ها با خودت میدونی

00:12:09.050 --> 00:12:12.310
حالا که بدنِ اصلیم آزاد شده ‏،‏ 
هیچ نقطه ضعفی ندارم ‏.‏

00:12:12.310 --> 00:12:14.170
تو شکست خوردی ‏.‏

00:12:14.540 --> 00:12:17.910
باید بیشتر مواظب میبودی ‏.‏

00:12:18.390 --> 00:12:20.120
 اون موقع که فهمیدی

00:12:20.120 --> 00:12:22.840
پیله خالیه باید از خودت میپرسیدی ‏،‏

00:12:22.840 --> 00:12:27.390
داخلش چی بوده که تونسته از تو حفاظ فرار کنه ؟

00:12:28.730 --> 00:12:32.410
اگه بیرون از حفاظ باهات حرف میزدم ‏،‏

00:12:32.410 --> 00:12:35.520
اون موقع شک میکردی آیا اون
خودِ واقعیمِ یا نه ؟

00:12:36.540 --> 00:12:42.340
نقشه ای که اجرا کردم از سرِ استیصال بود ‏.‏

00:12:42.760 --> 00:12:48.160
میتونستم سعی کنم دوستاتُ گیج کنم ‏،‏
اما کلون های من فقط یه پوسته هستن ‏.‏

00:12:48.790 --> 00:12:52.310
با فرضِ اینکه دوستات هم به اندازۀ خودت قوی باشن ‏،‏

00:12:52.310 --> 00:12:55.670
حتی اگه یکم صدمه ببینن ‏،‏ 
اونا متوجه میشدن

00:12:56.200 --> 00:12:57.920
که کلون هام الکی هستن ‏!‏

00:13:00.330 --> 00:13:04.980
اگه حقیقتُ میفهمیدی و ‏،‏
متوجه میشدی که بدنِ اصلیم

00:13:04.980 --> 00:13:08.180
هنوز داخلِ حفاظِ ‏،‏

00:13:08.820 --> 00:13:14.940
تواناییمُ میفهمیدی و دنبالم میگشتی ‏.‏

00:13:16.460 --> 00:13:17.800
اگه این کارُ میکردی ‏،‏

00:13:17.800 --> 00:13:22.820
تو اون وضعیت نمیتونستم باهات مبارزه کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:24.830 --> 00:13:29.600
به عبارتِ دیگه ‏،‏ اگه حفاظُ
بعنوانِ هدفِ اصلیت نگه میداشتی ‏،‏

00:13:29.600 --> 00:13:32.100
ممکن بود دوستات یکم زجر بکشن ‏،‏

00:13:32.100 --> 00:13:34.660
اما میتونستی منو شکست بدی ‏.‏

00:13:35.270 --> 00:13:39.500
ده درصد مصمم بودم اون سرنوشتُ بپذیرم ‏.‏

00:13:40.800 --> 00:13:44.040
احساساتت کاملاً نشون میداد که اون کارُ میکنی ‏.‏

00:13:44.520 --> 00:13:47.660
فکر کنم اون انفجار درکِ درستِ شرایطُ درونت خنثی کرده ‏.‏

00:13:47.660 --> 00:13:49.260
برات متأسفم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:51.050 --> 00:13:53.850
هر چند که ‏،‏ به لطفِ تو الان آزاد شدم ‏.‏

00:13:54.620 --> 00:13:57.810
حالا باید شرایطِ کاخ رو ارزیابی کنم ‏!‏

00:13:59.200 --> 00:14:06.620
از آغازِ مأموریت وضعیتِ مورِل کمتر از حدِ مطلوب بود ‏.‏

00:14:07.650 --> 00:14:13.480
خستگی و بی حوصلگی 
همراه با تنشِ زیادِ شرایط ‏،‏

00:14:13.480 --> 00:14:18.710
به وضوح باعث شد مورِل تصمیمی عجولانه 
در مبارزه با پوف بگیره ‏.‏

00:14:19.490 --> 00:14:24.340
با این حال ‏،‏ اون به موقع
برایِ حمایتِ ناکِل رسید ‏،‏

00:14:24.340 --> 00:14:26.610
تا جلویِ اونُ برایِ تنهایی مبارزه کردن با یوپی ‏،‏ بگیره ‏.‏

00:14:27.280 --> 00:14:32.160
درنتیجه ‏،‏ میشه گفت اون تصمیمِ درستی گرفت

00:14:32.160 --> 00:14:34.640
که در اون لحظه زندانِ دودی رو برداشت ‏.‏

00:14:35.430 --> 00:14:39.510
و این چیزی فراتر از یک تصادفِ ساده بود ‏.‏

00:14:39.940 --> 00:14:45.030
میتوان با اطمینان گفت تجربۀ زیادِ مورِل
نقشِ مهمی در نجاتِ ناکِل داشته ‏.‏

00:14:46.570 --> 00:14:49.220
بعد از ورود به کاخ ‏،‏

00:14:49.220 --> 00:14:52.110
مورِل قدرتِ دشمنانِ ـشونُ

00:14:52.110 --> 00:14:54.590
در مقابلِ دوستانش سنجیده بود ‏.‏

00:14:54.960 --> 00:14:59.670
ناخود آگاه ‏،‏ متوجه شده بود که 
اونا دشمنُ دستِ کم گرفته بودن ‏.‏

00:15:00.280 --> 00:15:06.670
وقتی متوجه شد مدت زمانی که دوستاش میتونن
مقاومت کنن کمتر از اون چیزی بوده که انتظار داشتن ‏،‏

00:15:07.110 --> 00:15:14.420
مجبور شد بدونِ توجه به جوانبِ
مثبت و منفیِ مبارزه به پیله حمله بکنه

00:15:14.420 --> 00:15:18.240
و زندانِ دودی رو برای کمک به اونا برداره ‏.‏

00:15:18.780 --> 00:15:24.690
زیرکی مورِل ‏،‏ بخاطرِ تجربیاتش طیِ مبارزات ‏،‏
دوستانش رو نجات داد ‏.‏

00:15:28.450 --> 00:15:32.620
اصلِ کاریه بینِ تقلبی ها مخفی شده 
و سعی داره بهم حمله بکنه ؟

00:15:33.240 --> 00:15:36.290
این دفعه دیگه من میشمارم ‏!‏

00:15:43.340 --> 00:15:44.920
پنج تاش از بین رفت ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:44.920 --> 00:15:46.460
هشتاد و چهار تایِ دیگه باقی مونده ‏!‏

00:15:51.030 --> 00:15:53.570
این دودی ها تقلبیَن ‏.‏

00:15:53.570 --> 00:15:54.760
احساسِ ـشون کاملاً متفاوته ‏.‏

00:15:55.480 --> 00:15:59.140
وقتی اصلیِ حمله بکنه ‏،‏ متوجه میشم ‏.‏

00:16:00.100 --> 00:16:02.520
اون وقتِ که دیگه کارت تمومه ‏!‏

00:16:04.870 --> 00:16:06.260
هفتاد و پنج تایِ دیگه باقی مونده ‏!‏

00:16:06.690 --> 00:16:07.610
هفتاد و دو ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:08.410 --> 00:16:09.650
هفتاد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:17.790 --> 00:16:20.910
پیتو و اون دختره طبقۀ دومِ برجِ غربی هستن ‏.‏

00:16:21.350 --> 00:16:23.240
بنظر میاد پیتو داره دختره رو درمان میکنه ‏.‏

00:16:23.650 --> 00:16:26.240
 یه پسر که بنظر دشمنِ نزدیکش نشسته ‏.‏

00:16:27.830 --> 00:16:30.420
سه نفر نزدیکِ درِ ورودی به 
پناهگاهِ زیر زمینی هستن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:30.950 --> 00:16:33.730
هینا ‏،‏ یه مورچۀ سرباز ‏،‏ و بیزِف ‏!‏

00:16:34.100 --> 00:16:35.510
احتمالاً دارن به زیرزمین میرن ‏.‏

00:16:36.090 --> 00:16:37.690
وِلفین پشتِ سرشونِ ‏.‏

00:16:38.100 --> 00:16:40.290
انگار داره تعقیبشون میکنه ‏.‏

00:16:41.340 --> 00:16:44.940
دختره با نیزۀ اژدها زخمی شده ‏.‏

00:16:45.850 --> 00:16:49.260
اما چرا دشمن به پیتو حمله نمیکنه ؟

00:16:50.170 --> 00:16:51.950
یعنی دختره رو میشناسه ؟

00:16:52.840 --> 00:16:55.450
تو یکی از استراحت گاه های سرباز ها در برجِ شرقی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:55.970 --> 00:16:58.070
انسانیِ که چند روزِ پیش دستگیر شده بود ‏.‏

00:16:59.450 --> 00:17:01.160
به زودی به دنیا میاد ‏.‏

00:17:02.120 --> 00:17:04.130
اوه اینجا خیلی باحالِ ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:04.130 --> 00:17:05.580
تعدادِ دشمن خیلی زیاده ‏.‏

00:17:06.220 --> 00:17:08.090
یک ‏،‏ دو ‏،‏ سه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:09.270 --> 00:17:11.280
اما یوپی سریع داره همشونُ از بین میبره ‏.‏

00:17:12.390 --> 00:17:15.590
یوپی و حدودِ پنجاه تا از دشمن ها 
تو قسمتِ شمالِ کاخ هستن ‏!‏

00:17:16.590 --> 00:17:19.180
اون یارو دودیِ و یه عالمه اراذل و اوباش اونجان ‏.‏

00:17:20.230 --> 00:17:22.470
درضمن یه چاقالو که یه  میخ رو سرشِ هم اونجاست ‏!‏

00:17:22.890 --> 00:17:24.260
نمیتونم تشخیص بدم اون دوستِ یا دشمن ‏.‏

00:17:25.750 --> 00:17:28.420
یعنی اون کله میخیِ قدرتِ واقعیِ یوپیِ ؟

00:17:28.910 --> 00:17:33.360
فقط یکی از اونا واقعیه بقیشون از دود ساخته شدن ‏.‏

00:17:33.950 --> 00:17:36.190
تعدادِ عروسک ها زیاد نمیشه

00:17:36.190 --> 00:17:38.930
برای اینکه بخواد بیشتر از اونا درست کنه به پیپ احتیاج داره ‏.‏

00:17:39.590 --> 00:17:43.370
به یوپی کمتر از یک دقیقه وقت میدوم تا اصلیِ رو پیدا کنه ‏.‏

00:17:45.570 --> 00:17:48.130
پادشاه نیست ‏!‏ یعنی کجا رفته ؟

00:17:49.090 --> 00:17:51.730
همگی ‏،‏ برگردید ‏!‏

00:18:03.840 --> 00:18:05.060
چی شده ؟

00:18:05.060 --> 00:18:07.150
چیه کلون هات تموم شده ‏.‏

00:18:07.450 --> 00:18:12.650
حرکاتم سریعتر از اونیِ که بخوای نزدیک بشی ‏.‏

00:18:14.140 --> 00:18:20.160
چطوره یه فضایِ باز بهش بدم تا حمله بکنه ؟

00:18:20.860 --> 00:18:22.150
با دقت ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:23.290 --> 00:18:24.680
طبیعی رفتار کن ‏.‏

00:18:25.980 --> 00:18:27.850
خُب ‏،‏ حالا اینجا ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:28.920 --> 00:18:29.670
بیا ‏!‏

00:18:50.060 --> 00:18:51.190
تقلبی بود ؟

00:18:54.150 --> 00:18:55.650
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:56.490 --> 00:18:59.450
بالاخره فهمیدی ‏،‏ احمق جون ؟

00:19:00.480 --> 00:19:03.570
از اول هم اصلِ کاریی در کار نبود ‏.‏

00:19:09.310 --> 00:19:10.960
میکشمت ‏!‏

00:19:16.240 --> 00:19:18.720
اون اصلیِ اینجاست ‏!‏

00:19:19.430 --> 00:19:21.760
البته که اینجام ‏!‏

00:19:30.180 --> 00:19:31.610
انفجارِ هاله ؟

00:19:32.060 --> 00:19:32.940
از طرفِ یوپیِ ؟

00:19:33.500 --> 00:19:35.760
یعنی واقعاً لازم بود از همچین توانایی استفاده کنه ؟

00:19:43.940 --> 00:19:45.740
نگرانم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:46.400 --> 00:19:50.070
اما شناساییِ موقعیت پادشاه از همه مهمتره ‏!‏

00:19:51.690 --> 00:19:53.440
نجاتم دادی ‏،‏ رئیس ‏!‏

00:19:53.790 --> 00:19:55.750
اگه اون محدودیتُ نزاشته بودی ‏،‏

00:19:55.750 --> 00:19:58.160
حتماً عجولانه بهش حمله میکردم ‏!‏

00:20:00.740 --> 00:20:01.650
خوب گوش بده ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:02.280 --> 00:20:05.810
فقطِ کلونِ عصبانی ازت میسازم

00:20:05.810 --> 00:20:09.820
وقتی حسابی عصبانی شدی و نتونستی خودتُ کنترل کنی ‏،‏

00:20:10.480 --> 00:20:14.510
اون وقت به کلون ها ملحق شو ‏،‏

00:20:14.510 --> 00:20:17.560
و خوب فکر کن که باید چیکار کنی ‏.‏

00:20:18.320 --> 00:20:19.790
باشه ‏،‏ باشه ‏،‏ باشه ‏.‏

00:20:19.790 --> 00:20:21.320
متوجه شدم ‏.‏

00:20:22.650 --> 00:20:25.530
بعد از آروم شدن و فکر کردن درموردش ‏،‏

00:20:25.530 --> 00:20:28.770
متوجه شدم اون شوتُ با خودش نبرده ‏.‏

00:20:29.420 --> 00:20:33.720
اما اگه شوت نمیتونسته حرکت کنه ‏،‏
پس کی اونُ با خودش برده ؟

00:20:34.770 --> 00:20:36.710
لعنتی ‏.‏‏.‏‏.‏ بهش فکر نکن ‏!‏

00:20:37.240 --> 00:20:40.300
باید رویِ حریفِ روبروم تمرکز کنم ‏!‏

00:20:46.780 --> 00:20:48.020
من ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:50.090 --> 00:20:51.210
کجام ؟

00:20:56.780 --> 00:20:57.770
اون ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:09.490 --> 00:21:12.080
وایییییی‏!‏

00:21:12.470 --> 00:21:14.120
عجله کن ‏!‏

00:21:14.120 --> 00:21:15.960
قبل از اینکه ورودی بسته بشه برو داخل ‏!‏

00:21:16.920 --> 00:21:19.710
لعنتی ‏،‏ بیزف طعمۀ خودمه ‏!‏

00:21:20.430 --> 00:21:24.210
اگه میدونستم چه قدرتی دارن ‏،‏
میتونستم یه کاری بکنم ‏.‏

00:21:39.850 --> 00:21:43.740
دیگه نزدیکتر نیا ‏.‏‏.‏

00:21:46.180 --> 00:21:46.990
پوف ‏!‏

00:23:23.990 --> 00:23:26.310
قسمتِ بعدی ‏:‏ شکست × و × مقام ‏.‏

00:23:26.670 --> 00:23:28.170
من گون هستم ‏.‏

00:23:28.470 --> 00:23:29.720
فقط همین ‏.‏

00:23:29.720 --> 00:23:31.450
من کیلوا هستم ‏!‏

00:23:31.450 --> 00:23:32.830
فقط همین ‏.‏