﻿WEBVTT

00:00:03.690 --> 00:00:07.730
... از این بیشتر نزدیکتر نیا

00:00:10.110 --> 00:00:10.990
! پوف

00:00:23.400 --> 00:00:26.370
اشک های جاریتُ

00:00:26.370 --> 00:00:29.370
به شجاعت تبدیل کن

00:00:29.370 --> 00:00:32.660
بال های فرشته مانندتُ باز کن

00:00:32.660 --> 00:00:35.540
! ‏ و به بالاها پرواز کن

00:00:35.540 --> 00:00:41.460
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:42.340 --> 00:00:48.220
تا آخرش تسلیم نمیشیم

00:00:48.220 --> 00:00:53.480
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

00:00:53.490 --> 00:00:57.180
. میتونی دوباره سعی کنی

00:00:57.190 --> 00:00:59.570
. از تاریکی فرار کن

00:00:59.580 --> 00:01:03.560
. تو فقط باید بری

00:01:03.570 --> 00:01:08.620
. آینده همیشه منتظرِ ماست

00:01:08.620 --> 00:01:11.210
. ماوراء آسمان برو

00:01:11.210 --> 00:01:14.370
. اقیانوس ها رو طی کن

00:01:14.370 --> 00:01:17.630
... ‏ بوس فرشته رو

00:01:17.630 --> 00:01:21.130
 ( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

00:01:21.130 --> 00:01:26.930
! ‏‏ بیا با هم بریم به یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

00:01:26.930 --> 00:01:33.190
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

00:22:00.300 --> 00:22:06.720
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

00:22:06.720 --> 00:22:12.730
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

00:22:13.060 --> 00:22:19.650
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

00:22:19.650 --> 00:22:25.490
. با صدای ترق و تروقی ما رو به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

00:22:25.610 --> 00:22:32.160
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

00:22:32.160 --> 00:22:40.130
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

00:22:41.130 --> 00:22:47.260
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

00:22:47.260 --> 00:22:53.060
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

00:22:53.220 --> 00:22:59.020
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

00:22:59.020 --> 00:23:04.740
، پس به این سمت بیا

00:23:04.940 --> 00:23:10.280
. بزار آیندمون یکی بشه

00:01:37.990 --> 00:01:42.990
شکست × و × مقام

00:01:45.590 --> 00:01:47.250
چرا ؟

00:01:47.940 --> 00:01:52.730
، اگه تو ساکت میموندی 
. میتونستم اونُ بکشم

00:01:54.040 --> 00:01:56.810
تو از چی اینقدر ترسیدی ؟

00:01:57.260 --> 00:01:59.060
. اون متوجهِ ـت شده بود

00:01:59.600 --> 00:02:01.800
، اگه تو به قصد کشتن بهش نزدیک میشدی

00:02:02.260 --> 00:02:05.380
. اون بدون تأمل به کوموگی فوراً حمله میکرد

00:02:06.990 --> 00:02:09.900
. حاضر نیستم سر این موضوع قمار کنم

00:02:11.860 --> 00:02:13.340
. حرفت منُ گیج کرده

00:02:14.240 --> 00:02:17.900
مگه اونجا ننشستی تا اون 
به دختر کمک کنه ؟

00:02:18.350 --> 00:02:22.490
با این گفته ، انگاری 
. تو قصد بدی در مورد اون دختر داری

00:02:22.490 --> 00:02:23.530
چرا ؟

00:02:24.090 --> 00:02:26.020
. به تو ربطی نداره

00:02:27.150 --> 00:02:28.420
. خفه شو

00:02:35.460 --> 00:02:38.430
. وقتی که شارژ شدم ، برمیگردم پیش گون

00:02:39.320 --> 00:02:41.430
. تو برو پیش ناکل

00:02:42.140 --> 00:02:43.990
، حالا که پوف از مانع بیرون اومده

00:02:44.440 --> 00:02:46.470
. امکان اینکه حساب اون آقاهه رسیده باشه ، زیاده

00:02:47.000 --> 00:02:48.180
، وضعیتُ ببین

00:02:48.180 --> 00:02:50.450
و اون موقع با ناکل تصمیم بگیرید
. که کاری میکنید یا عقب میکشید

00:02:50.450 --> 00:02:52.470
شما ها چی ؟

00:02:52.880 --> 00:02:55.850
. گون با اون وضعیتش ، اصلاً از جاش تکون نمیخوره

00:02:57.260 --> 00:02:59.200
. در بدترین حالت ، زندگیشُ برای کشتنش میده

00:03:00.600 --> 00:03:01.700
! شوخی کردم

00:03:02.300 --> 00:03:03.770
. مشکلی پیش نمیاد

00:03:03.770 --> 00:03:06.830
! کلمۀ جادویی کایتُ ، همیشه با خودم دارم

00:03:07.270 --> 00:03:08.630
. اونُ بسپر به من

00:03:09.000 --> 00:03:10.460
واقعاً ؟

00:03:11.240 --> 00:03:14.620
پس چرا اون موقع

00:03:16.500 --> 00:03:19.660
اون قیافۀ غمگینانه رو داشتی ؟

00:03:24.250 --> 00:03:25.910
مشکلی نیست دیگه ؟

00:03:26.960 --> 00:03:30.320
. نمیتونم بگم ... تو هم نمیخوای بگی

00:03:30.860 --> 00:03:33.400
! پس نمیپرسم و تو هم چیزی نمیگی

00:03:37.310 --> 00:03:39.400
. به تو ربطی نداره

00:03:40.360 --> 00:03:41.350
. خفه شو

00:03:45.910 --> 00:03:47.160
خفه شو ؟

00:04:04.540 --> 00:04:06.930
مسیر باد ها ؟

00:04:10.020 --> 00:04:11.360
پس مزاحمم ؟

00:04:12.100 --> 00:04:15.730
. پیتو ، پس اینجارو میسپرم به خودت

00:04:16.260 --> 00:04:17.400
. حرکت نکن

00:04:18.460 --> 00:04:19.620
. همونجا بمون

00:04:20.500 --> 00:04:23.160
تو با استفاده از پولک های بالت ، میتونی
 بقیه رو کنترل کنی ، درسته ؟

00:04:23.660 --> 00:04:25.700
. از اونجا یک قدمم برندار

00:04:29.650 --> 00:04:31.430
! پوف ، خواهش میکنم

00:04:32.240 --> 00:04:33.590
دیوونه شدی ؟

00:04:34.430 --> 00:04:37.280
بدون اینکه کاری کنم ، اینجا وایسم ؟

00:04:38.250 --> 00:04:40.000
اونم فقط برای اون دخترک ؟

00:04:40.990 --> 00:04:42.280
! برای پادشاهِ

00:04:44.600 --> 00:04:46.220
. همون کاری که گفتُ بکن

00:04:50.390 --> 00:04:52.100
چه اتفاقی افتاده ؟

00:04:54.190 --> 00:04:57.750
... بدون هیچ شکی ، قیافت تغییر کرده

00:04:59.710 --> 00:05:04.180
وقتی به دام افتاده بودم ، چه اتفاقی اینجا افتاد ؟

00:05:11.630 --> 00:05:16.260
. قول میدم از اینجا یک سانتم حرکت نکنم

00:05:16.680 --> 00:05:18.630
در عوضش میخوام بهم

00:05:19.510 --> 00:05:22.630
. تمام اتفاقاتی که در اینجا افتاده رو بگی

00:05:26.320 --> 00:05:31.640
اگه مستقیم بپرسم که پادشاه کجاست ، ممکنه 
. مشکوک بشه و نزاره خرفی بزنه

00:05:32.470 --> 00:05:35.240
. فقط میخوام به جریان اتفاقات اشاره کنی

00:05:37.080 --> 00:05:40.330
. با دقت و کاملاً طبیعی

00:05:41.000 --> 00:05:44.400
. اگه شکست بخوری ، خونریزی راه میوفته

00:05:45.420 --> 00:05:47.090
. فقط همین

00:05:56.680 --> 00:05:57.780
. وقتشه

00:05:57.780 --> 00:05:59.120
. اضافه میشه

00:06:05.430 --> 00:06:06.580
... دارمش

00:06:08.070 --> 00:06:10.820
. همون احساس بعد از انفجارُ

00:06:14.140 --> 00:06:18.810
. اگه یک بار دیگه انجامش بدم ، میتونم توش ماهر بشم

00:06:19.750 --> 00:06:21.000
... خشم میخوام

00:06:21.000 --> 00:06:24.070
، خشممُ باید افزایش بدم 
! قبل از اینکه این احساسُ فراموش کنم

00:06:26.160 --> 00:06:29.710
اون نه یک بار ، بلکه 
! دو بار منُ احمق گیر آورد

00:06:29.710 --> 00:06:32.330
! اون پَست ! اون آشغال

00:06:32.560 --> 00:06:34.720
! لعنت بهش

00:06:42.210 --> 00:06:45.010
... آروم باش و بزار خشم تمام وجودتُ بگیره

00:06:45.890 --> 00:06:48.340
. موقع به وجود آوردن و خرابی رو بیاد بیار

00:06:49.460 --> 00:06:52.350
! و بعدش به بدنت تحمیلش کن

00:06:52.990 --> 00:06:55.680
یوپی هنوز توجه نکرده بود

00:06:56.200 --> 00:06:59.850
که چرا دو احساس متضاد با هم 
... وجود داره

00:07:00.710 --> 00:07:03.530
. یا حالت اَخریش از چی بوده

00:07:06.510 --> 00:07:07.930
... خشم

00:07:08.540 --> 00:07:12.120
! خشم یه چیز بی قاعده نیست

00:07:12.120 --> 00:07:14.370
! بلکه تمرکز کردن روی یک هدفِ

00:07:19.310 --> 00:07:24.250
!!! خردُ خاک شیرت میکنم

00:07:20.450 --> 00:07:23.610
!!! خردُ خاک شیرت میکنم

00:07:33.730 --> 00:07:35.270
! باشه ! باشه

00:07:35.270 --> 00:07:37.310
! یه تقلبی بودش ، باشه

00:07:37.310 --> 00:07:39.380
... بیشتر

00:07:39.380 --> 00:07:41.680
! منُ بیشتر عصبانی کنید

00:07:41.680 --> 00:07:43.310
! زود باشید

00:07:53.930 --> 00:07:55.030
! وقتشه

00:07:55.030 --> 00:07:56.360
. اضافه میشه

00:07:59.070 --> 00:08:01.080
  APR اعداد

00:08:01.080 --> 00:08:04.710
در این وضعیت بر حساب نرخ جریان هاله 
. در حال افزایش یافتن هست

00:08:04.710 --> 00:08:09.560
حتی اگه یوپی میتونست هالۀ خودشُ 
، در کمترین حد خودش قرار بده

00:08:10.300 --> 00:08:13.140
، از الان تا سه دقیقه و پنجاه ثانیۀ دیگه

00:08:13.820 --> 00:08:18.180
اون به نقطه ای میرسه که 
. دیگه نمیتونه از " نِن " استفاده کنه

00:08:22.290 --> 00:08:24.190
. ده تا باقی موندن

00:08:30.070 --> 00:08:32.360
... انگاری دیگه داره نوبتم میشه

00:08:33.220 --> 00:08:37.050
. اون میخواد منُ برای آخرش نگه داره

00:08:39.040 --> 00:08:43.580
. در این صورت ، باید برای مدتی هم شده ، طولش بدم

00:08:46.390 --> 00:08:51.130
مورل همه ی آدمک هاشُ در دید 
... مستقیم یوپی قرار داد

00:08:51.130 --> 00:08:55.710
، به این منظور که بتونه حرکات یوپی رو زیر نظر داشته باشه

00:08:55.710 --> 00:09:03.770
اما حرکت اون آدمک ها باعث شده بود  
. قدرت بیشتریُ از دست بده

00:09:05.050 --> 00:09:09.270
اگه اون تمرکزشُ از دست بده ، آدمک ها 
. به دود تبدیل و پراکنده میشن

00:09:10.220 --> 00:09:12.070
... زیاد دیگه نمونده

00:09:13.530 --> 00:09:15.660
<i>. اون " نِن " بی نهایت نداره</i>

00:09:16.370 --> 00:09:17.310
... اما

00:09:18.670 --> 00:09:20.830
... اما لعنتی

00:09:21.200 --> 00:09:23.940
... بدنم و روحم

00:09:23.940 --> 00:09:25.250
. حرکت نمیکنه

00:09:26.570 --> 00:09:31.690
در این مرحله ، مورل حتی به ارادۀ 
. خودشم نمیتونست بایسته

00:09:32.310 --> 00:09:37.250
اون خیلی زودتر از حد یوپی ، به 
. حد ورشکستگی رسیده

00:09:43.760 --> 00:09:46.060
... هیچی باقی نمونده

00:09:52.050 --> 00:09:55.450
. یه چیزی مجبورم بهت بگم

00:09:56.500 --> 00:09:58.370
حالا که یوپی تونسته یاد بگیره

00:09:58.370 --> 00:10:03.290
، که چطور خشمشُ در جای دیگه مصرف کنه 
. فکرش واضحتر شده

00:10:08.090 --> 00:10:10.830
. درست مثل یه مگس در حال مرگه میمونی

00:10:12.300 --> 00:10:13.800
... ولی بازم

00:10:14.160 --> 00:10:16.050
. شما ها حرف ندارید

00:10:18.280 --> 00:10:22.400
در طول نبرد ، یوپی با نرخ 
، بالایی تکامل پیدا کرد

00:10:22.400 --> 00:10:27.300
و همچنین شکاف بین هانتر ها و 
. خودشُ فهمید

00:10:27.300 --> 00:10:31.530
. و یوپی چیزی جز ستایش کردن شخص شکست خورده نداشت

00:10:32.920 --> 00:10:36.580
 چیزی که بیشتر از همه

00:10:36.580 --> 00:10:40.500
، مورل رو تحت تاثیر قرار داده بود 
. گفتن این حرفا از یوپی بوده

00:10:40.830 --> 00:10:48.140
اما مورل میتونست اینُ بپذیره که
. طبیعت واقعیِ یوپی خودشُ نمایان کرده

00:10:49.720 --> 00:10:51.500
... نمیدونم چطور اینُ بگم

00:10:52.090 --> 00:10:54.580
، اما بخاطر این که حرف نداری

00:10:55.280 --> 00:10:57.030
. میخوام بکشمت

00:10:57.430 --> 00:10:59.220
این شایسته هست ، درسته ؟

00:11:01.850 --> 00:11:03.570
. بازی تموم شده

00:11:05.530 --> 00:11:08.660
. خب ، با یه ضربه تمومش میکنم

00:11:08.660 --> 00:11:09.730
. حرکت نکن

00:11:10.630 --> 00:11:14.230
فکر نمیکنم ، اون الان با این  ذهنش منُ

00:11:14.800 --> 00:11:16.990
. بکشه ، ها

00:11:17.760 --> 00:11:18.990
. تا بعد

00:11:39.760 --> 00:11:40.870
ناپدید شدنش ؟

00:11:44.460 --> 00:11:45.260
... این خونِ

00:11:46.040 --> 00:11:47.270
یعنی چی ؟

00:11:47.890 --> 00:11:50.020
تلپورت نبودش ؟

00:11:51.270 --> 00:11:54.150
، تو لحظه ای که میخواستم کلکشُ بکنم

00:11:55.280 --> 00:11:56.650
. ناپدید شد

00:11:57.930 --> 00:12:02.760
... فکر میکردم یکی ـشون میتونه از توانایی تلپورت استفاده کنم

00:12:03.300 --> 00:12:05.890
اما وقتی ناپدید شد ‏،‏ کسِ دیگه ای رو ندیدم ‏.‏

00:12:07.000 --> 00:12:12.920
قبل از اینکه ناپدید بشه بهش ضربه زدم ‏،‏ پس اگه
تلپورت کرده بود ‏،‏ نباید این خونی میشد ‏.‏

00:12:13.780 --> 00:12:15.550
تونستم بهش ضربه بزنم ‏.‏

00:12:15.550 --> 00:12:17.220
اما دیگه نمیتونم ببینمش ‏.‏

00:12:17.680 --> 00:12:19.550
که یعنی اون فقط نامرئی شده ؟

00:12:20.070 --> 00:12:21.420
توانایی شفاف شدن ؟

00:12:22.620 --> 00:12:26.680
اگه همچین توانایی داشت زودتر ازش استفاده میکرد ‏.‏

00:12:27.470 --> 00:12:29.920
پس یعنی یکی از اونا

00:12:29.920 --> 00:12:33.940
میتونه خودش و بقیه رو نامرئی کنه ‏.‏

00:12:34.460 --> 00:12:39.400
درست قبل از اینکه من بتونم ضربه رو بزنم اون سعی کرد
 اون یارو که عینک آفتابی زده بود رو نجات بده ‏.‏

00:12:41.760 --> 00:12:44.450
اما زخمش خیلی عمیقه ‏.‏

00:12:57.790 --> 00:12:58.650
داره میاد ‏!‏

00:12:59.780 --> 00:13:00.760
خون ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:01.440 --> 00:13:03.350
یوپی میتونه ردِ خونُ دنبال کنه ‏!‏

00:13:03.740 --> 00:13:07.220
شاید نامرئی باشیم ‏،‏ اما ردِ خون 
داره به این سمت راهنماییش میکنه ‏.‏

00:13:07.790 --> 00:13:12.690
اگه دوباره اون شمشیرُ تکون بده ‏،‏
باید خودم تنهایی فرار کنم ‏.‏

00:13:15.060 --> 00:13:17.140
دیگه نمیتونم نفسمُ نگه دارم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:18.870 --> 00:13:20.480
لعنتی ‏!‏

00:13:29.840 --> 00:13:31.270
ناکِل ‏!‏؟

00:13:33.010 --> 00:13:35.120
چرا خودتُ نشون دادی ؟

00:13:35.670 --> 00:13:41.290
الان ‏،‏ وظیفه ـت اینِ که
تا اونجایی که میشه مخفی بمونی ‏!‏

00:13:45.590 --> 00:13:48.340
دیگه فرار نمیکنم و مخفی نمیشم ‏.‏

00:13:48.340 --> 00:13:49.640
حریفت منم ‏.‏

00:13:51.690 --> 00:13:52.640
پس ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:55.300 --> 00:13:57.150
بزار اونا فرار کنن ‏.‏

00:14:00.710 --> 00:14:04.650
ناکِل تصمیم گرفت بجایِ مشت هاش از کلمات استفاده کنه

00:14:05.240 --> 00:14:09.290
چون کلماتِ یوپی تأثیرِ زیادی روش گذاشته بود ‏.‏

00:14:13.710 --> 00:14:15.160
خیلی دیوونه ای ‏.‏

00:14:15.720 --> 00:14:18.140
به این که نمیشه گفت معامله ‏.‏

00:14:20.650 --> 00:14:21.980
جوابِ من

00:14:24.620 --> 00:14:25.420
نه ‏.‏

00:14:28.260 --> 00:14:29.180
اما ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:32.160 --> 00:14:35.680
اگه شرِ اینُ کم کنی ممکنه جوابم تغییر کنه ‏.‏

00:14:37.950 --> 00:14:41.440
مطمئنم دلیلِ فرارِ مداومت یه ربطی به این داره ‏.‏

00:14:42.760 --> 00:14:45.440
با از بین بردنش معامله میکنیم ‏.‏

00:14:50.090 --> 00:14:52.450
نه ‏.‏‏.‏‏.‏ این کارُ نکن ‏!‏

00:14:53.010 --> 00:14:56.450
ناکِل ‏،‏ همچین کارِ احمقانه ای نکن ‏!‏

00:14:57.330 --> 00:15:02.460
فریادِ عاجزانۀ مورِل بخاطرِ 
شریکِ جرمِ خدا به ناکِل نمیرسید ‏.‏

00:15:03.120 --> 00:15:06.970
اما باعث شد مِلئورون به خودش بیاد ‏.‏

00:15:17.680 --> 00:15:20.100
منو همینجا بزار ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:22.050 --> 00:15:23.110
نمیتونی ‏!‏

00:15:23.300 --> 00:15:25.860
نمیتونی این کارُ بکنی ‏،‏ ناکِل ‏!‏

00:15:26.330 --> 00:15:29.110
نگرانِ من نباش ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:30.200 --> 00:15:32.370
میخوای تمامِ زحماتمونُ به باد بدی ؟

00:15:33.230 --> 00:15:37.450
تمامِ کار هایی که مورِل و شوت کردن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:37.920 --> 00:15:38.870
و کارهایی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:39.120 --> 00:15:41.120
که خودت با به خطر انداختنِ جونت انجام دادی ‏!‏

00:15:44.670 --> 00:15:48.780
اگه ناکِل کاری نمیکرد ‏،‏ اون دو نفر 
هنوز میتونستن به مبارزه ادامه بدن ‏.‏

00:15:49.130 --> 00:15:53.010
برای این کار ‏،‏ مِلِئورون باید مخفی میموند ‏.‏

00:15:53.650 --> 00:15:57.460
با این فکر ‏،‏ مِلِئورون تصمیم گرفت
از پیشِ مورِل بره ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:58.190 --> 00:15:59.270
ناکِل ‏!‏

00:15:59.790 --> 00:16:01.020
ناکِل ‏!‏

00:16:08.330 --> 00:16:10.030
‏.‏‏.‏‏.‏که نتیجۀ معکوس داشت ‏.‏

00:16:11.520 --> 00:16:12.660
غیرِ ممکنه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:14.200 --> 00:16:17.190
راهِ دیگه ای برایِ ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:17.880 --> 00:16:20.290
شکست دادنِ یوپی نداریم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:20.840 --> 00:16:23.290
چرا ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:23.990 --> 00:16:31.330
مورِلِ خون آلود ناکِلُ به یادِ شوت انداخت ‏،‏ و اونُ درهم شکست ‏.‏

00:16:34.470 --> 00:16:37.870
! رو برداشتم APR ... خیلی خُب

00:16:38.260 --> 00:16:39.760
حالا شرایطمون برابرِ ‏.‏

00:16:40.420 --> 00:16:42.060
رئیسُ وِل کن ‏!‏

00:16:45.530 --> 00:16:48.090
با من مبارزه کن ‏!‏

00:16:48.090 --> 00:16:50.320
منو بکُش ‏!‏

00:16:56.450 --> 00:16:57.700
عمراً ‏.‏

00:17:00.420 --> 00:17:01.510
صبر کن ‏!‏

00:17:01.510 --> 00:17:02.710
کجا داری میری ‏!‏؟

00:17:04.340 --> 00:17:06.750
معلومه دیگه ‏،‏ پیشِ پادشاه ‏.‏

00:17:07.880 --> 00:17:10.000
میخوای باهام بیای ؟

00:17:10.000 --> 00:17:11.460
شک دارم بتونی ‏،‏ احمق ‏.‏

00:17:13.040 --> 00:17:16.470
توانایی اون تلپورت کردن نیست ‏،‏ درسته ؟

00:17:18.230 --> 00:17:22.120
پس مجبوری اون یارو عینک دودیه رو 
کول کنی ببری پیشِ دکتر ‏،‏

00:17:22.120 --> 00:17:24.730
یا میخوای این معامله رو بخاطرِ هیچی بهم بزنی ‏.‏

00:17:28.480 --> 00:17:31.520
اگه هدفِ اصلیش محافظت از پادشاه بود ‏،‏

00:17:31.520 --> 00:17:34.200
باید هر سه تایِ اونا رو تو یه لحظه میکشت ‏.‏

00:17:37.900 --> 00:17:39.280
چیزه مهمی نیست ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:39.790 --> 00:17:44.250
شما جوجه ها هر چقدر دلتون بخواد میتونید
بهم حمله کنید ‏،‏ اما باز هم شکست ـتون میدم ‏.‏

00:17:45.200 --> 00:17:49.170
خودش خوب میدونست که کاری نمیتونه بکنه ‏،‏

00:17:49.170 --> 00:17:53.330
خشمِ یوپی در سطحی بود که نسبت به 
قبل قابلِ مقایسه نبود ‏.‏

00:17:55.060 --> 00:17:56.810
هر وقت خواستی دنبالم بیا ‏.‏

00:17:56.810 --> 00:17:59.260
تو شرایطِ برابر باهات مبارزه میکنم ‏.‏

00:18:00.730 --> 00:18:02.560
الان لازم نیست بکشمت ‏.‏‏.‏‏.‏

00:18:03.410 --> 00:18:05.210
فقط همین ‏!‏

00:18:07.280 --> 00:18:10.150
لعنتی ‏،‏ عادت هایِ پوف به منم سرایت کرده ‏.‏

00:18:11.450 --> 00:18:15.820
طیِ این مبارزه ‏،‏ یوپی یاد گرفت
که قدرتِ ‏"‏ نِن ‏"‏ واقعاً چقدر عمیقِ ‏.‏

00:18:16.230 --> 00:18:20.190
درضمن احساسِ کمی که قبلاً داشت تغییر کرده بود ‏.‏

00:18:20.540 --> 00:18:25.990
یوپی یاد گرفت خشمشُ کنترل کنه و آروم بمونه ‏،‏

00:18:25.990 --> 00:18:29.670
توانایی ـشو از دست داد تا همه چیز رو
به شکلِ ساده تری ببینه ‏.‏

00:18:35.460 --> 00:18:38.380
اونا باعثِ خشمگین شدنم هستن ‏،‏

00:18:38.380 --> 00:18:42.380
پس چرا این حسُ نداشتم که ازش روی اونا استفاده کنم ؟

00:18:44.670 --> 00:18:50.510
رویِ چی یا کی باید این خشم رو رها کنم ؟

00:18:52.570 --> 00:18:54.420
آیا این نشانه ای از کمال بود ؟

00:18:55.340 --> 00:18:57.290
یوپی مطمئن نبود ‏.‏

00:18:58.960 --> 00:19:01.450
اما ‏،‏ برایِ ناکِل ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:07.210 --> 00:19:11.150
کاملاً شکست خوردم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:12.560 --> 00:19:13.590
ناکِل ‏!‏

00:19:15.800 --> 00:19:17.340
باید به رئیس کمک کنیم ‏!‏

00:19:21.560 --> 00:19:22.910
بیا ‏،‏ رئیس ‏.‏

00:19:25.360 --> 00:19:29.600
بهت گفتم منو بزار و برو ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:30.700 --> 00:19:31.860
برو ‏!‏

00:19:33.230 --> 00:19:35.680
شما دوتا ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:36.100 --> 00:19:37.450
هنوز میتونید مبارزه کنید ‏.‏

00:19:39.080 --> 00:19:41.360
هر کاری میتونید بکنید ‏.‏

00:19:42.590 --> 00:19:45.730
اون گفت هر وقت خواستی میتونی دنبالش بری ‏.‏

00:19:46.290 --> 00:19:48.630
پس الان برو ‏!‏

00:19:51.010 --> 00:19:52.150
نمیتونم ‏.‏

00:19:54.010 --> 00:19:58.960
دیگه نمیتونم بهش ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:58.960 --> 00:20:02.390
بعنوانِ هدفی برای نابودی فکر کنم ‏.‏

00:20:04.130 --> 00:20:05.390
تو ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:06.440 --> 00:20:09.420
. اون تلاش هامونُ قبول کرد

00:20:10.510 --> 00:20:12.360
اون آدمِ بدی نیست ‏.‏

00:20:14.520 --> 00:20:17.900
تو این شرایط ‏،‏ دیگه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:18.440 --> 00:20:20.430
دلیلی برای شکست دادنش ندارم ‏.‏

00:20:21.180 --> 00:20:22.410
پادشاه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:24.520 --> 00:20:25.660
نوو‏-‏سان ‏!‏

00:20:28.130 --> 00:20:30.410
سرباز ها مهم نیستن ‏.‏

00:20:30.980 --> 00:20:35.210
اگه پادشاه بخواد در صورتِ لزوم  
سرباز ها تبدیل به هیولا میشن ‏.‏

00:20:37.010 --> 00:20:38.740
من مواظبِ مورِل هستم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:20:38.740 --> 00:20:40.430
شوت هم حالش خوبه ‏.‏

00:20:43.550 --> 00:20:45.530
شما هم میایین ؟

00:20:45.530 --> 00:20:48.900
صبر کن ‏،‏ بزار این بچه پررو ‏،‏ یه ادبی بکنم ‏.‏

00:20:48.900 --> 00:20:51.690
از طرفِ رئیس یه پیغام دریافت کردم ‏.‏

00:20:53.650 --> 00:20:56.940
طبقِ نقشه ‏،‏ اون تونست پادشاهُ به محلِ تعیین شده ببره ‏.‏

00:20:58.330 --> 00:21:02.690
اگه اونا الان هم برن ‏،‏ محافظ های سلطنتی 
نمیتونن به موقع برسن ‏.‏

00:21:02.690 --> 00:21:06.130
کارِ اونا و همینطور ما تموم شده ‏.‏

00:21:08.620 --> 00:21:09.720
پالم کجاست ؟

00:21:09.720 --> 00:21:11.080
هنوز نمیدونیم ‏.‏

00:21:11.080 --> 00:21:12.260
که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:14.210 --> 00:21:15.460
شما ها چیکار میخوایید بکنید ؟

00:21:15.780 --> 00:21:18.930
فکر نمیکنم دیگه بتونم برگردم ‏.‏

00:21:18.930 --> 00:21:20.840
میبینید که چقدر شرایطم بده ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:22.150 --> 00:21:25.340
میخوای بری یا میمونی ؟

00:21:25.840 --> 00:21:27.220
ما میمونیم ‏.‏

00:21:27.220 --> 00:21:29.180
هنوز یه کاری هست که باید انجام بدیم ‏.‏

00:21:29.650 --> 00:21:30.850
که اینطور ‏.‏

00:21:35.770 --> 00:21:37.020
خیلی قوی هستی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:21:43.100 --> 00:21:44.120
بریم ‏.‏

00:21:44.630 --> 00:21:46.340
دنبالِ پالم بگردیم ؟

00:21:46.710 --> 00:21:48.710
نه میتونیم این کارُ بعداً بکنیم ‏.‏

00:21:49.550 --> 00:21:51.240
یه کارِ دیگه هست که باید انجام بدیم ‏.‏

00:21:56.370 --> 00:21:59.310
فقط یوپی محافظِ سلطنتی نبود ‏!‏

00:23:23.420 --> 00:23:25.630
قسمتِ بعدی ‏:‏ حالت × و × اسم ‏.‏

00:23:25.630 --> 00:23:27.730
هـی ‏،‏ کیلوا ‏.‏‏.‏‏.‏ اسمم رو بگو ‏.‏

00:23:27.730 --> 00:23:29.350
هـا ؟ برای چی ؟

00:23:29.350 --> 00:23:30.770
زودباش ‏،‏ بگو ‏!‏

00:23:31.140 --> 00:23:32.140
گون ‏.‏

00:23:32.140 --> 00:23:33.140
کیلوا ‏.‏