﻿WEBVTT

00:00:03.070 --> 00:00:06.480
تقریباً سی دقیقه بعد از 
ورودِ هانتر ها به کاخ ‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:08.000 --> 00:00:11.650
همانطور که جنگِ شدیدی درونِ کاخ در جریان بود ‏،‏

00:00:12.450 --> 00:00:17.060
همۀ مردمی که بوسیلۀ
فلسِ بال های پوف هیپنوتیزم شده بودند

00:00:17.550 --> 00:00:23.600
هنوز در انتظارِ فرایندِ انتخاب ‏،‏
برای تبدیل شدن به سرباز های مورچه بودند ‏.‏

00:00:26.790 --> 00:00:32.530
 در همین زمان ‏،‏ موجودی که فرم آن به زودی کامل میشد
شروع به تکان خوردن کرده بود ‏.‏

00:01:01.600 --> 00:01:04.570
اشک های جاریتُ

00:01:04.570 --> 00:01:07.570
به شجاعت تبدیل کن

00:01:07.570 --> 00:01:10.860
بال های فرشته مانندتُ باز کن

00:01:10.860 --> 00:01:13.740
! ‏ و به بالاها پرواز کن

00:01:13.740 --> 00:01:19.660


00:01:13.740 --> 00:01:19.660
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:20.540 --> 00:01:26.420
تا آخرش تسلیم نمیشیم

00:01:26.420 --> 00:01:31.680
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

00:01:31.690 --> 00:01:35.380
. میتونی دوباره سعی کنی

00:01:35.390 --> 00:01:37.770
. از تاریکی فرار کن

00:01:37.780 --> 00:01:41.760
. تو فقط باید بری

00:01:41.770 --> 00:01:46.820
. آینده همیشه منتظرِ ماست

00:01:46.820 --> 00:01:49.410
. ماوراء آسمان برو

00:01:49.410 --> 00:01:52.570
. اقیانوس ها رو طی کن

00:01:52.570 --> 00:01:55.830
... ‏ بوس فرشته رو

00:01:55.830 --> 00:01:59.330
 ( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

00:01:59.330 --> 00:02:05.130
! ‏‏ بیا با هم بریم به یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

00:02:05.130 --> 00:02:11.390
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

00:02:15.990 --> 00:02:21.030
نابودی × و × بیداری

00:02:39.240 --> 00:02:41.550
خُب ‏،‏ شارژ کامل شد ‏.‏

00:03:13.000 --> 00:03:14.030
یکی منو زیرِ نظر داره ‏.‏

00:03:15.350 --> 00:03:16.250
در ضمن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:03:18.310 --> 00:03:20.910
احتمالاً کسیِ که میشناسمش ‏.‏

00:04:00.810 --> 00:04:02.010
کسی اونجا نیست ؟

00:04:43.420 --> 00:04:45.530
با اینکه ظاهرش کاملاً تغییر نکرده بود ‏،‏

00:04:45.780 --> 00:04:49.060
اما دیگه اون پالمِ سابق نبود ‏.‏

00:04:49.800 --> 00:04:53.230
و همینم کیلوا رو خیلی آشفته کرده بود ‏.‏

00:04:57.620 --> 00:04:59.240
گاردِ سلطنتی

00:05:00.500 --> 00:05:02.070
اونو دستگیر کرده بودن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:03.190 --> 00:05:05.070
و اون تبدیل شده ‏!‏

00:05:06.260 --> 00:05:09.740
اگه گون ببینه چه اتفاقی برای پالم افتاده ‏،‏

00:05:10.370 --> 00:05:11.710
نمیتونه تحمل کنه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:13.230 --> 00:05:18.570
دیگه جایی تو قلبش باقی نمونده ‏.‏

00:05:19.410 --> 00:05:24.090
اگه تغییرات به قلبِ پالم رسیده باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:28.340 --> 00:05:30.510
گون کاملاً درهم میشکنه ‏!‏

00:05:35.060 --> 00:05:38.610
باید جوابشُ بفهمم ‏.‏

00:05:43.540 --> 00:05:44.790
هنوز شانسی داریم ‏.‏

00:05:45.250 --> 00:05:46.830
خودِ پالم داره بهم نزدیک میشه ‏!‏

00:05:49.850 --> 00:05:50.870
پالم ؟

00:05:52.220 --> 00:05:54.570
حتماً قبل از اینکه متوجه بشم منو زیر نظر داره

00:05:54.570 --> 00:05:58.000
با اون قدرتی که قبلاً بهمون گفته بود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:59.440 --> 00:06:02.020
متوجه من شده بوده ‏.‏

00:06:04.250 --> 00:06:08.080
وقتی از قدرتم استفاده کنم ‏،‏ خیلی آسون میشه ‏.‏

00:06:09.890 --> 00:06:13.780
فکر میکردم از پیش گویی برای مشخص کردن جای دیگران استفاده میکنه ‏.‏

00:06:14.470 --> 00:06:16.890
اما انگار به روشن بینی نزدیکتره ‏.‏

00:06:18.560 --> 00:06:22.980
پالم از جایی که بود ‏،‏ نمی تونست منو ببینه ‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:24.190 --> 00:06:28.250
تنها نتیجه ای که میشه گرفت اینِ که
با وسایل دیگه منو زیرِ نظر داشته ‏.‏

00:06:30.380 --> 00:06:34.290
اگه پالم دشمن بود ‏،‏ 
باید عقب نشینی میکرد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:35.710 --> 00:06:38.910
فاصله رویِ روشن بینی تأثیر میزاره ‏.‏

00:06:39.340 --> 00:06:42.550
اگه دشمن بود دیگه نباید منو یادش میومد ‏.‏

00:06:43.080 --> 00:06:44.780
اما چون داره بهم نزدیک میشه ‏،‏

00:06:46.980 --> 00:06:48.300
پس حتماً منو یادش میاد ‏.‏‏.‏‏.‏

00:06:49.950 --> 00:06:51.510
ما رو یادش میاد ‏!‏

00:06:55.030 --> 00:06:57.320
کیلوا خودتی ‏،‏ درسته ؟

00:07:00.800 --> 00:07:02.090
حدس میزدم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:04.290 --> 00:07:05.510
خاطراتشُ به یاد میاره ‏!‏

00:07:08.140 --> 00:07:09.230
گون کجاست ؟

00:07:11.510 --> 00:07:15.950
وقتی گون ببینه چه اتفاقی برام افتاده
ازم متنفر میشه ؟

00:07:18.810 --> 00:07:21.610
گون از رویِ ظاهرِ دیگران قضاوت نمیکنه ‏.‏

00:07:22.180 --> 00:07:26.090
فرض میکنی الان ازت متنفر نیست ؟

00:07:27.220 --> 00:07:30.970
مثلِ همیشه خیلی کینه توزی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:32.640 --> 00:07:34.350
خُب ‏،‏ مهم نیست ‏.‏

00:07:34.920 --> 00:07:39.990
تمایل ندارم که ترحمِ تو رو بدست بیارم ‏.‏

00:07:41.500 --> 00:07:43.000
گون کجاست ؟

00:07:44.290 --> 00:07:46.280
گون پیشِ پیتوئه ‏.‏

00:07:46.700 --> 00:07:47.660
اون ــ

00:07:52.260 --> 00:07:53.740
برای چی میتونه منو ببینه ‏،‏

00:07:55.420 --> 00:07:57.510
اما نمیتونه گون رو ببینه ؟

00:08:01.420 --> 00:08:02.750
چی شده ؟

00:08:05.790 --> 00:08:08.250
اتفاقی منو پیدا کردی ؟

00:08:08.990 --> 00:08:11.440
هـا ؟ چی داری میگی ؟

00:08:11.910 --> 00:08:15.010
تو بودی که از اون گوشه بیرون اومدی ‏.‏

00:08:15.540 --> 00:08:19.150
اشتباهه ‏!‏ احساس کردم که منو زیرِ نظر داری ‏.‏

00:08:19.670 --> 00:08:21.480
برای همینم از این طرف اومدم ‏!‏

00:08:23.040 --> 00:08:25.260
تو اول متوجه من شدی ‏.‏

00:08:27.290 --> 00:08:28.760
برای چی داری دروغ میگی ؟

00:08:32.760 --> 00:08:34.780
بچۀ دردسر ساز ‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:35.670 --> 00:08:37.390
گون کجاست ؟

00:08:37.390 --> 00:08:39.400
اول جوابِ سئوالمُ بده ‏.‏

00:08:42.500 --> 00:08:47.290
 یعنی وقتی متوجه شدم پالم منو زیرِ نظر داره
که خودش منو دید ؟

00:08:48.350 --> 00:08:53.200
پس یعنی پالم به محضِ اینکه منو میبینه
سریعاً برمیگرده ؟

00:08:53.960 --> 00:08:57.510
بعدش با استفاده از روشن بینی دید که دارم به این سمت میام ‏،‏

00:08:57.510 --> 00:09:00.770
و طوری برگشت که انگار داره میاد طرفِ من ؟

00:09:05.210 --> 00:09:06.550
برای آخرین بار میپرسم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:09.360 --> 00:09:10.940
گون کجاست ؟

00:09:15.800 --> 00:09:17.230
بهت نمیگم ‏.‏

00:09:18.180 --> 00:09:20.200
تو دشمنی ‏،‏ مگه نه ؟

00:09:36.790 --> 00:09:40.200
اشتباه کردم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:09:41.520 --> 00:09:44.100
که از قدرتم به درستی استفاده نکردم ‏.‏

00:09:44.800 --> 00:09:47.960
وقتی خشم وجودمُ فرا گرفت ‏،‏

00:09:50.020 --> 00:09:53.610
باید احساساتمُ نابود میکردم ‏!‏

00:09:59.160 --> 00:10:01.620
بیوۀ سیاه
الهۀ شیطانیِ سیاه

00:10:02.930 --> 00:10:05.600
او ــ اون خطرناکه ‏!‏

00:10:06.830 --> 00:10:10.380
بهتره بجای اینکه همه چی رو درونم نگه دارم بیرون بریزم ‏.‏

00:10:12.540 --> 00:10:16.670
که شاملِ لذت کشتنِ تو هم میشه ‏!‏

00:10:38.260 --> 00:10:40.620
خُب ؟ حالا چی ؟

00:10:43.270 --> 00:10:44.910
میخوای بدونِ اینکه حرفی بزنی بمیری ؟

00:10:45.640 --> 00:10:47.500
بعد از مردنت حرف میزنی ؟

00:11:04.160 --> 00:11:07.660
یا فقط میمیری ؟

00:11:25.350 --> 00:11:29.810
توانایی پالم ‏،‏ بیوۀ سیاه ‏،‏ در مجهز کردنِ خودش
 با پوشاندنِ بدنش با موهاش است ‏،‏

00:11:29.810 --> 00:11:32.830
تغییر در ظاهرش بر اساس 
وضعیت احساسی اون میباشد ‏.‏

00:11:33.070 --> 00:11:36.510
اما وظیفۀ اصلی اون دفاع بود ‏.‏

00:11:38.980 --> 00:11:40.840
چیزی که باعث ترسناکی بیوۀ سیاه میشد

00:11:41.960 --> 00:11:46.980
این حقیقت بود که اون میتونست  
از زره موهاش برای محافظت از خودش استفاده کنه ‏.‏

00:11:47.470 --> 00:11:50.600
و بهش این امکان رو میده که از تمام انرژی ـش برای حمله استفاده بکنه ‏.‏

00:12:06.010 --> 00:12:08.370
. پا-پالم-سان . "هاتسو" ـت رو غیر فعال کن

00:12:10.490 --> 00:12:12.550
. قدرت پالم خیلی ترقی پیدا کرده

00:12:13.130 --> 00:12:16.880
وقتی از تمام پتانسیلت استفاده کنی ، ممکنه
بتونی اینقدر قویتر شی ؟

00:12:18.150 --> 00:12:20.930
. کاملا حملاتشو دفاع میکنم ولی بازم آسیب میبینم

00:12:22.460 --> 00:12:26.010
. اگه مبارزه همینطور ادامه پیدا کنه ، تو وضعیت بدی میوفتم

00:12:26.750 --> 00:12:29.560
. ولی نمیتونم عقب بکشم

00:12:30.730 --> 00:12:33.990
! ذهنِ گون همین الانش هم دیگه کِشِش نداره

00:12:34.420 --> 00:12:38.010
. بزور تونسته خودشو نگه داره و منتظر پیتو شه

00:12:46.320 --> 00:12:48.030
. نمیتونم بذارم اونو ببینه

00:12:49.070 --> 00:12:52.120
... حتی اگه هنوز ذره ای از قلب پالم درونش مونده باشه

00:12:56.060 --> 00:12:57.510
! در حال حاضر تاثیر منفی ای روش میذاره

00:13:14.610 --> 00:13:15.600
! پالم

00:13:17.250 --> 00:13:19.420
چرا دنبال گون میگردی ؟

00:13:19.420 --> 00:13:22.570
. بسته به جوابت ، ممکنه جای اونو بهت بگم

00:13:23.350 --> 00:13:26.310
هان ؟ چی شد که حالا داری میپرسی ؟

00:13:26.700 --> 00:13:28.550
... دلیل خاصی نداره

00:13:28.550 --> 00:13:29.910
. فقط میخوام ببینمش

00:13:30.690 --> 00:13:32.820
. احتمالا همین نزدیکیاست

00:13:32.820 --> 00:13:34.660
. خودم پیداش میکنم

00:13:35.340 --> 00:13:37.660
! البته قبلش تو رو میکشم

00:13:45.670 --> 00:13:46.340
! معذرت

00:13:49.450 --> 00:13:52.820
... ترسیدمُ دشمن خطابت کردم

00:13:52.820 --> 00:13:55.730
ولی حتی اگه ظاهرت هم عوض شده باشه
تو هنوز پالمی ، مگه نه ؟

00:13:58.240 --> 00:13:59.910
. گون داره رنج میکشه

00:14:00.200 --> 00:14:02.880
کسی که اون عمیقاً بهش احترام میذاشت
. تغییر داده شده

00:14:03.450 --> 00:14:06.390
. روح اون شخص ازش گرفته شده

00:14:06.930 --> 00:14:10.240
! در حال حاضر گون با مقصر این اتفاق روبرو شده

00:14:11.040 --> 00:14:14.970
... اگه با ظاهر فعلیت جلوی گون ظاهر شی

00:14:20.480 --> 00:14:21.960
... گون

00:14:23.660 --> 00:14:25.510
. کاملا درهم میشکنه

00:14:32.510 --> 00:14:34.180
... پس تو اول باید

00:14:35.450 --> 00:14:39.170
. اونو با اسم خودش صدا بزنی

00:14:41.630 --> 00:14:43.290
. "باید بگی ، " گون

00:14:49.060 --> 00:14:52.100
. شرطِ من اینه

00:14:55.250 --> 00:14:56.730
. بگو که حالت خوبه

00:15:04.010 --> 00:15:06.620
، قبل از این که وارد کاخ بشیم

00:15:07.880 --> 00:15:10.050
. گون خیلی نگرانت بود

00:15:15.310 --> 00:15:18.930
... یکم بهش آرامش خاطر بده

00:15:23.170 --> 00:15:24.570
. اون فقط داشت زمان میخرید

00:15:25.090 --> 00:15:27.270
. کوچکترین قصدی از این که بذاره اونا همو ببینن نداشت

00:15:27.670 --> 00:15:29.260
... این فکری بود که اول داشت

00:15:35.940 --> 00:15:36.990
... کمکش کن

00:15:38.410 --> 00:15:42.530
 ... اگه میتونی ، کاری کن که یکم احساس بهتری پیدا کنه

00:15:43.700 --> 00:15:48.430
! الان فقط تو میتونی این کارُ بکنی

00:15:53.740 --> 00:15:56.640
... از کسِ دیگه ای

00:15:58.510 --> 00:15:59.830
. ساخته نیست

00:16:05.140 --> 00:16:06.270
... من نمیتونم

00:16:08.950 --> 00:16:11.910
! هیچ کاری بکنم

00:16:21.800 --> 00:16:23.380
، وقتی کیلوا این کلمات رو به زبون آورد

00:16:24.530 --> 00:16:28.420
. بغضی که همۀ این مدت درونش داشت ترکید

00:16:43.660 --> 00:16:44.770
. اون الان کاملا بی دفاعه

00:16:45.480 --> 00:16:46.930
... تغییر نقشه

00:16:46.930 --> 00:16:49.030
. 1 همین الان بکشش ، شماره

00:16:56.320 --> 00:17:00.410
، وقتی پالم به قصر نفوذ کرد

00:17:00.410 --> 00:17:04.710
به خروجی ای که نُوو کنار راه پله
، بوجود اورده بود رسید

00:17:05.100 --> 00:17:07.100
‏"‏ اِنِ ‏"‏ پیتو برگشته بود ‏.‏

00:17:08.160 --> 00:17:15.300
با هاله ای اونقدَر شیطانی محاصره شد که
. فکر کرد الان لِه میشه

00:17:15.870 --> 00:17:18.810
. پایانش به همون پایانی که برای نُوو رقم خورده بود ختم شد

00:17:20.470 --> 00:17:27.060
همونطور که شاهد بود پوف به آرامی و در سکوت
. از پله ها پایین میاد ، تصمیمِ خودش رو گرفت

00:17:28.090 --> 00:17:29.870
، نقشه کشید تا زندگی خودشو بگیره

00:17:29.870 --> 00:17:34.010
تا بنظر بیاد اون یه دختر ناامیده که نتونسته بیشتر از این
. مورد تجاوز واقع شدن از طرف بیزف رو تحمل کنه

00:17:36.010 --> 00:17:39.080
. هرچند پیتو مانع از به وقوع پیوستنش شد

00:17:40.220 --> 00:17:45.550
، همونطور که یه نفر نمیتونه جلوی لرزیدنشو در سرما بگیره

00:17:45.550 --> 00:17:48.470
، کسی هم نمی تونه عکس العمل پالم رو بخاطر استفاده از هاله ـش

00:17:48.470 --> 00:17:53.090
برای محافظت از خودش ، زمانی که در برابر هالۀ شیطانی پیتو
. قرار گرفت سرزنش کنه

00:17:53.800 --> 00:17:56.180
... گارد سلطنتی به هالۀ اون علاقه مند شد

00:17:56.180 --> 00:17:58.970
، و بعد از گرفتن اجازه از پادشاه روزه دار

00:17:59.390 --> 00:18:05.010
. پیتو و پوف سربازِ آزمایشی شماره 1 خودشونو ساختن

00:18:06.440 --> 00:18:08.850
... تجربه ثابت کرده اونهایی که تونستن گذشته خودشونو بیاد بیارن

00:18:08.850 --> 00:18:11.520
. مقاومت ذهنیِ بیشتری داشتن

00:18:12.720 --> 00:18:18.830
این ویژگی در مورچه هایی که تونستن توانایی استفاده
. از "نِن" رو پیدا کنن بارزتر بوده

00:18:19.210 --> 00:18:24.690
. خاطرات گذشته هم می تونه کمک و هم مانعی در رشد سربازان باشه

00:18:25.630 --> 00:18:28.550
... مانع زمانی بوجود میاد که خاطرات

00:18:28.550 --> 00:18:31.900
. باعث بوجود اومدن واکنشهای احساسی میشن

00:18:32.710 --> 00:18:38.100
بنابراین ، اون دو گارد سلطنتی به این نتیجه رسیدن که باید از
... دکتر بلایثِ" پیتو استفاده کنن تا"

00:18:38.100 --> 00:18:42.330
. ارتباط بین احساسات و خاطرات پالم رو از هم جدا کنن

00:18:43.610 --> 00:18:48.140
آزمایشی که روی دوباره سازی لئول و چیتو صورت گرفت
... تایید کرد که

00:18:48.140 --> 00:18:52.640
اونهایی که خاطرات بیشتری رو به یاد آوردن از
. پیله هاشون زودتر خارج شدن

00:18:54.050 --> 00:18:58.440
، برای تصرف بی صدا و سریع نوع بشر

00:18:58.440 --> 00:19:02.680
نگه داشتن سربازها با خاطراتشون وقتی اونها رو کاملا تحت
. کنترل دارن بهترین کاره

00:19:04.020 --> 00:19:07.330
. پالم یه نمونۀ آزمایشی عالی بود

00:19:10.240 --> 00:19:14.660
. موفقیت این آزمایش مهر تاییدی بود بر نابودی نسل انسان

00:19:15.590 --> 00:19:17.470
... حالا ، برو شماره 1

00:19:18.070 --> 00:19:20.910
! بچه ای که جلوته رو تا حد مرگ بزن

00:19:20.910 --> 00:19:22.000
 .خفه خون بگیر

00:19:27.590 --> 00:19:28.970
... من

00:19:30.040 --> 00:19:31.880
. پالم سیبریام

00:19:36.410 --> 00:19:38.240
! نه شماره 1

00:19:46.650 --> 00:19:51.500
... من هیچوقت آلتِ دست شما مورچه ها نخواهم شد

00:19:53.330 --> 00:19:55.310
! حتی اگه به قیمت زندگیم تموم شه

00:20:17.030 --> 00:20:18.180
... کیلوا

00:20:19.650 --> 00:20:21.240
. ازت ممنونم

00:20:23.710 --> 00:20:26.350
. یه سَد توی سرم بود

00:20:27.240 --> 00:20:29.860
. احساساتم از بدنم جدا شده بود

00:20:30.580 --> 00:20:32.320
. نمیتونستم کاریش کنم

00:20:33.570 --> 00:20:36.100
. از وقتی به هوش اومدم اینطوری شده  بودم

00:20:37.710 --> 00:20:40.280
. تو اون سدُ برداشتی

00:20:41.580 --> 00:20:44.170
. نگو هیچ کاری ازت ساخته نیست

00:20:49.420 --> 00:20:54.110
اگه کاری برای کمک به گون از دستم
. بربیاد ، خوشحال میشم انجامش بدم

00:20:56.080 --> 00:20:57.660
... ولی نباید فراموش کنی

00:20:59.810 --> 00:21:04.110
. کسی که اون بیشتر از همه بهش نیاز داره توئی

00:21:22.320 --> 00:21:23.470
چی شده ؟

00:21:24.170 --> 00:21:25.420
. یه شکست

00:21:25.950 --> 00:21:27.570
. فقط همین

00:21:29.870 --> 00:21:31.710
. پس آروم و باثبات پیش میریم

00:21:32.350 --> 00:21:36.470
... سربازها نیازی به احساسات یا خاطرات ندارن

00:21:37.830 --> 00:21:41.740
. که یعنی من دیگه نیازی به قدرت پیتو ندارم

00:21:42.760 --> 00:21:47.240
! خودم به تنهایی میتونم سرباز بوجود بیارم

00:21:49.390 --> 00:21:54.260
... اینجوری ساختن یه امپراتوری

00:21:55.680 --> 00:21:58.740
. برای پادشاه و من ساده تر میشه

00:23:23.730 --> 00:23:26.620
قسمت بعدی : قدرت زیاد × و × قدرت نهایی

00:23:26.620 --> 00:23:29.580
آه ، ناکل ... این مانگا رو بهم قرض میدی ؟

00:23:29.580 --> 00:23:32.010
. صبر کن . این که مال خودمه

00:23:32.010 --> 00:23:33.590
. آه ، خیلی خب

00:22:00.300 --> 00:22:06.720
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

00:22:06.720 --> 00:22:12.730
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

00:22:13.060 --> 00:22:19.650
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

00:22:19.650 --> 00:22:25.490
. با صدای ترق و تروقی ما رو به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

00:22:25.610 --> 00:22:32.160
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

00:22:32.160 --> 00:22:40.130
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

00:22:41.130 --> 00:22:47.260
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

00:22:47.260 --> 00:22:53.060
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

00:22:53.220 --> 00:22:59.020
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

00:22:59.020 --> 00:23:04.740
، پس به این سمت بیا

00:23:04.940 --> 00:23:10.280
. بزار آیندمون یکی بشه