﻿WEBVTT

00:00:02.150 --> 00:00:03.290
کیلوا ‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:04.830 --> 00:00:06.510
ازت ممنونم ‏.‏

00:00:08.430 --> 00:00:10.970
از وقتی به هوش اومدم اینطوری شده بودم ‏.‏

00:00:12.130 --> 00:00:14.590
نگو هیچ کاری ازت ساخته نیست ‏.‏

00:00:20.120 --> 00:00:24.880
اگه کاری برای کمک به گون از دستم
بربیاد ‏،‏ خوشحال میشم انجامش بدم ‏.‏

00:00:26.730 --> 00:00:28.420
ولی نباید فراموش کنی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:00:30.450 --> 00:00:34.850
کسی که گون بیشتر از همه بهش نیاز داره تویی ‏.‏

00:00:48.700 --> 00:00:51.670
اشک های جاریتُ

00:00:51.670 --> 00:00:54.670
به شجاعت تبدیل کن

00:00:54.670 --> 00:00:57.960
بال های فرشته مانندتُ باز کن

00:00:57.960 --> 00:01:00.840
! ‏ و به بالاها پرواز کن

00:01:00.840 --> 00:01:06.760


00:01:00.840 --> 00:01:06.760
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:07.640 --> 00:01:13.520
تا آخرش تسلیم نمیشیم

00:01:13.520 --> 00:01:18.780
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

00:01:18.790 --> 00:01:22.480
. میتونی دوباره سعی کنی

00:01:22.490 --> 00:01:24.870
. از تاریکی فرار کن

00:01:24.880 --> 00:01:28.860
. تو فقط باید بری

00:01:28.870 --> 00:01:33.920
. آینده همیشه منتظرِ ماست

00:01:33.920 --> 00:01:36.510
. ماوراء آسمان برو

00:01:36.510 --> 00:01:39.670
. اقیانوس ها رو طی کن

00:01:39.670 --> 00:01:42.930
... ‏ بوس فرشته رو

00:01:42.930 --> 00:01:46.430
 ( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

00:01:46.430 --> 00:01:52.230
! ‏‏ بیا با هم بریم به یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

00:01:52.230 --> 00:01:58.490
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

00:02:02.970 --> 00:02:08.020
قدرت زیاد ‍‍‍× و × قدرت نهایی

00:02:10.750 --> 00:02:13.400
ابراز احساساتِ کیلوا نسبت به گون

00:02:13.400 --> 00:02:16.870
بصورت معجزه آسایی پالم رو به خودش آورد ‏.‏

00:02:19.560 --> 00:02:21.990
در همین زمان ‏،‏ در طبقۀ دومِ برجِ غربی ‏،‏

00:02:22.450 --> 00:02:25.270
ناکِل اخطار هایِ ملئورون رو نادبده گرفت ‏،‏

00:02:25.750 --> 00:02:29.190
و برای مبارزه با پوف

00:02:29.190 --> 00:02:32.410
تو اتاق در برابر اونا ظاهر شد ‏.‏

00:02:36.810 --> 00:02:37.860
پوف ‏.‏‏.‏‏.‏

00:02:50.190 --> 00:02:51.770
بیا بیرون ‏.‏

00:02:58.220 --> 00:02:59.380
بسیار خوب ‏.‏

00:03:00.100 --> 00:03:01.500
باهات مبارزه میکنم ‏.‏

00:03:02.480 --> 00:03:06.290
اما اول ‏،‏ باید یه چیزی بگم ‏.‏

00:03:08.750 --> 00:03:11.540
اونی که روبروته فقط یه کپیِ ‏.‏

00:03:12.510 --> 00:03:16.050
بدنِ اصلیم داره پیشِ پادشاه میره ‏.‏

00:03:25.570 --> 00:03:29.890
بخاطرِ فرار از زندانِ دودی ‏،‏

00:03:30.240 --> 00:03:34.560
پوف مطمئن بود ناکِل و مورل با هم تماس گرفتن ‏.‏

00:03:34.960 --> 00:03:36.740
تصمیم گرفت فرض کنه

00:03:36.740 --> 00:03:39.990
که دشمنش میدونه ‏،‏ توانایی اون
در ساختنِ کپیِ

00:03:39.990 --> 00:03:41.660
و عملاً این کارُ کرده ‏.‏

00:03:41.910 --> 00:03:43.590
اون تصمیم درستی بود ‏.‏

00:03:44.950 --> 00:03:47.780
رئیس بهم گفت که میتونی کپی بسازی ‏.‏

00:03:48.560 --> 00:03:49.660
داری حقیقتُ میگی ‏.‏

00:03:53.120 --> 00:03:57.250
ناکِل بخاطرِ گون ‏،‏ اینُ با صدای بلند گفته بود ‏.‏

00:03:58.430 --> 00:04:03.180
با گفتن اولین حقیقت ‏،‏ پوف تلاش کرده بود
 تا برتری ذهنی رو بدست بیاره ‏.‏

00:04:04.580 --> 00:04:06.920
نقشۀ پوف موفقیت آمیز بود ‏.‏

00:04:09.370 --> 00:04:12.290
اما برای چی داری اینُ بهم میگی ؟

00:04:13.840 --> 00:04:16.470
نگرانی پوف بخاطر یوپی بود ‏.‏

00:04:17.860 --> 00:04:19.690
از اونجایی که ناکِل اینجا بود ‏،‏

00:04:20.150 --> 00:04:23.390
به این معنی بود که یوپی از جونِ اون گذشته

00:04:23.390 --> 00:04:25.770
و چیزی در موردش به پوف نگفته بود ‏.‏

00:04:28.980 --> 00:04:30.830
بستگی به دلیلش داره ‏.‏‏.‏‏.‏

00:04:34.880 --> 00:04:36.260
جوابمُ بده ‏!‏

00:04:40.870 --> 00:04:43.050
برای راضی کردنِ اون ‏.‏

00:04:49.870 --> 00:04:55.310
لازم بود پوف به آرومی از اتاق بره بیرون 
اون وقت میتونست ناکِل رو متقاعد کنه

00:04:55.720 --> 00:04:59.160
تا علت تغییری که در یوپی احساس کرده بود رو بهش بگه ‏.‏

00:05:00.620 --> 00:05:04.070
بهت که گفتم برای راضی کردنِ اون ‏.‏

00:05:05.100 --> 00:05:09.340
ازم خواست که اتاقُ ترک نکنم ‏.‏

00:05:10.010 --> 00:05:12.050
اگه بخواییم با هم مبارزه کنیم ‏،‏

00:05:12.050 --> 00:05:16.530
لازمه اون بهم اجازه بده
که بتونم از اینجا برم بیرون ‏.‏

00:05:18.840 --> 00:05:20.720
من یه کپی‌م ‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:21.480 --> 00:05:23.200
نمیتون از فلس های بالم استفاده بکنم ‏.‏

00:05:24.030 --> 00:05:26.760
با این حال ‏،‏ هنوز دلم میخواد باهات مبارزه کنم ‏.‏

00:05:28.430 --> 00:05:31.270
هدفم مذاکره کردنه ‏.‏

00:05:31.710 --> 00:05:33.840
برای همینم حقیقتُ گفتم ‏.‏

00:05:35.840 --> 00:05:41.360
پوف میدونست وقتی با کسی که از پشت
صداش میزنه و ازش میخواد باهاش مبارزه کنه ‏،‏

00:05:42.190 --> 00:05:47.220
ظاهراً گفتنِ حقیقت بیشتر تأثیر میزاره ‏.‏

00:05:51.880 --> 00:05:52.870
داری دروغ میگی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:05:56.540 --> 00:06:00.380
میخواستی منو از پُشت بکشی ‏.‏

00:06:04.480 --> 00:06:06.310
حتی تصدیقش هم کردی ‏.‏

00:06:07.170 --> 00:06:09.390
ناکِل ‏،‏ نزار گولت بزنه ‏!‏

00:06:12.320 --> 00:06:15.950
اولاً ‏،‏ ادعاکردی یه کپی هستی ‏.‏

00:06:16.820 --> 00:06:18.900
میتونی ثابت کنی ؟

00:06:20.910 --> 00:06:21.900
حق با اونه ‏.‏

00:06:31.130 --> 00:06:33.910
این بچه خیلی دردسر سازه ‏.‏

00:06:36.070 --> 00:06:42.040
با جرأت میتونم بگم ‏،‏ بینِ دشمن هامون
اون قوی‌ترین اراده رو داره ‏.‏

00:06:45.320 --> 00:06:49.770
احتمالاً باید راضی باشم

00:06:49.770 --> 00:06:52.930
که اون با پیتو اینجا گیر کرده ‏.‏

00:06:53.970 --> 00:06:59.420
چون ارادۀ قویش اونُ اینجا نگه داشته ‏.‏

00:07:04.260 --> 00:07:10.070
اگه بخوام کپی بودنمُ ثابت کنم ‏،‏ خودمُ به خطر میندازم ‏.‏

00:07:10.360 --> 00:07:11.740
برای همینم چیزی نمیتونم بگم ‏.‏

00:07:13.030 --> 00:07:16.080
باید از قضاوتِ خودت استفاده کنی ‏.‏

00:07:16.420 --> 00:07:17.680
و ‏.‏‏.‏‏.‏

00:07:21.030 --> 00:07:23.280
بهت اجازه میدم

00:07:25.500 --> 00:07:27.960
که تصمیم بگیری که بعدش چه اتفاقی میوفته ‏.‏

00:07:29.280 --> 00:07:31.720
پوف منظورت این نیست که ‏.‏‏.‏‏.‏‏،‏

00:07:37.840 --> 00:07:38.980
بس کن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:12.840 --> 00:08:15.510
تا ده دقیقه جلوی ورودی منتظرت میمونم ‏.‏

00:08:15.510 --> 00:08:18.150
بخوای بیایی یا نه انتخاب با خودتِ ‏!‏

00:08:23.100 --> 00:08:24.270
صبر کن ‏.‏‏.‏‏.‏

00:08:24.710 --> 00:08:26.290
من هنوز اینجام ‏!‏

00:08:26.720 --> 00:08:28.390
بابتِ رفتارِ پوف ازت معذرت میخوام ‏!‏

00:08:28.970 --> 00:08:30.610
من تنها کسی‌م که میخوایی ‏،‏ درسته ؟

00:08:36.890 --> 00:08:37.780
ده دقیقه ‏.‏

00:08:40.210 --> 00:08:44.290
کمتر از ده دقیقه وقت داری که اونُ درمان کنی ‏.‏

00:08:50.970 --> 00:08:53.300
پیتو ترسیده بود ‏.‏

00:08:54.170 --> 00:08:56.970
این به اندازۀ کافی نگران کننده بود که

00:08:56.970 --> 00:09:01.470
پوف با توجه به عواقبش 
حاضر شده بود از اونجا بره ‏،‏

00:09:02.070 --> 00:09:06.230
اما اونچه که واقعاً ترسناک بود این بود که
گون طعنه های پوف رو نادیده گرفته بود ‏،‏

00:09:06.230 --> 00:09:09.680
و بجاش با آرامش منتظر بود تا زمانِ توافق‌شون تموم بشه ‏.‏

00:09:14.720 --> 00:09:15.840
چقدر ؟

00:09:16.530 --> 00:09:17.820
چقدر دیگه باید صبر کنم ؟

00:09:20.620 --> 00:09:22.830
برای درمانِ کاملش

00:09:23.510 --> 00:09:25.580
سه تا چهار ساعتِ دیگه زمان لازمه ‏.‏

00:09:26.200 --> 00:09:27.830
نه ‏،‏ تا اون موقع نمیتونم صبر کنم ‏.‏

00:09:30.730 --> 00:09:32.840
اگه یک ساعت زمان داشته باشم ‏،‏

00:09:33.870 --> 00:09:37.090
میتونم زخم های خطرناکشُ درمان کنم ‏.‏

00:09:38.500 --> 00:09:43.130
درواقع ‏،‏ برای محافظت از کوموگی و درمانِ کاملِ اون ‏،‏

00:09:43.130 --> 00:09:47.840
پیتو به عمد زمانُ بیشتر از حدِ لازم گفته بود ‏،‏

00:09:47.840 --> 00:09:49.860
و گون اونُ رد کرده بود ‏.‏

00:09:50.190 --> 00:09:53.400
یک ساعت همون زمانِ واقعی بود که اونا توافق کرده بودن

00:09:53.400 --> 00:09:59.370
پیتو معتقد بود که لازمه
کوموگی کاملاً درمان بشه ‏.‏

00:10:00.840 --> 00:10:01.900
هرچند ‏،‏

00:10:02.590 --> 00:10:07.960
با گذشتِ زمان دکتر بلایت قوی‌تر شده بود ‏.‏

00:10:09.780 --> 00:10:11.260
احتمالش بود

00:10:11.260 --> 00:10:13.990
بشه طیِ ده دقیقه به روندِ درمان سرعت بده ‏.‏

00:10:14.390 --> 00:10:16.770
با این فکر ‏،‏ پیتو فهمید ‏.‏‏.‏‏.‏

00:10:18.060 --> 00:10:19.750
اون ممکنه فقط یه تصادف باشه ‏،‏

00:10:20.270 --> 00:10:25.500
اما احتمالش هم بود که گون طی اون ده دقیقه
فکرش مشغولِ حرف های پوف بشه ‏.‏

00:10:27.090 --> 00:10:32.490
با این حال پیتو نمیتونست بترسه ‏.‏

00:10:34.590 --> 00:10:36.310
باید جونمُ به خطر بندازم ‏.‏

00:10:37.650 --> 00:10:39.660
و گرنه دندونای اون

00:10:42.980 --> 00:10:46.160
ممکنه به گردنِ پادشاه برسه ‏!‏

00:10:49.700 --> 00:10:50.790
فهمیدم ‏.‏

00:10:52.590 --> 00:10:53.470
ناکِل ‏.‏

00:10:54.870 --> 00:10:57.360
تنهایی اینجا مشکلی ندارم ‏.‏

00:10:58.310 --> 00:11:00.050
بهت گفتم پوف داره دروغ میگه ‏،‏

00:11:00.390 --> 00:11:05.610
اما احتمالاً بدنِ اصلی‌ش 
داره میره پیشِ پادشاه ‏.‏

00:11:07.850 --> 00:11:10.060
پادشاه تو جنوبِ ‏.‏

00:11:18.040 --> 00:11:22.570
گون و کیلوا هر چیزی که بیرون اتفاق افتاده بود رو دیده بودن ‏.‏

00:11:23.850 --> 00:11:25.880
اما از اونجایی که پیتو اینُ نمیدونست ‏،‏

00:11:25.880 --> 00:11:29.870
طبیعی بود فرض کنه که گون

00:11:29.870 --> 00:11:32.580
نقشه هایِ پیتو رو فهمیده ‏.‏

00:11:33.230 --> 00:11:37.780
بدترین ترسِ پیتو به حقیقت پیوست ‏.‏

00:11:38.700 --> 00:11:43.300
الان پیتو کاملاً مصمم بود 
که حداقل مأموریتشُ کامل کنه ‏.‏

00:11:54.370 --> 00:11:56.290
باید اونُ بکشم ‏.‏

00:11:57.500 --> 00:11:59.110
مهم نیست به چه قیمتی ‏!‏

00:11:59.700 --> 00:12:00.890
باید اونُ بکشم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:02.220 --> 00:12:03.670
بخاطرِ پادشاه ‏!‏

00:12:05.750 --> 00:12:07.860
به محضِ اینکه کوموگی درمان شد باید حرکتمُ شروع کنم ؟

00:12:08.300 --> 00:12:09.460
نه ‏،‏ اون فایده ای نداره ‏.‏

00:12:09.850 --> 00:12:11.750
نمیتونم این دخترُ به خطر بندازم ‏.‏

00:12:14.630 --> 00:12:18.060
اول ‏،‏ اونُ باید بسپارم به یه نفرِ دیگه ‏.‏

00:12:18.920 --> 00:12:22.430
پوف و یوپی از کوموگی بدشون میاد ‏.‏

00:12:23.830 --> 00:12:25.110
فایده نداره ‏.‏

00:12:25.630 --> 00:12:30.130
اگه برم ‏،‏ کی کوموگی رو پیشِ پادشاه میبره ؟

00:12:32.510 --> 00:12:33.400
گون ‏،‏

00:12:33.990 --> 00:12:36.550
میفهمم چی میگی ‏.‏

00:12:37.120 --> 00:12:38.290
هرچند ‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:38.950 --> 00:12:41.110
هنوز هم کار ها رو به روش خودم انجام میدم ‏.‏

00:12:45.750 --> 00:12:46.620
یوپی ‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:56.500 --> 00:12:58.960
نه ‏،‏ مهم نیست ‏.‏

00:13:00.540 --> 00:13:04.970
اگه اطلاعاتِ ناکِل باعثِ تردیدِ گون میشد ‏،‏

00:13:05.640 --> 00:13:08.880
نتیجه‌ش میتونست باعث مرگ‌ش بشه ‏.‏

00:13:10.200 --> 00:13:11.340
بعداً میبینمت ‏.‏

00:13:14.230 --> 00:13:17.830
ناکل تونست خودشُ کنترل کنه ‏.‏

00:13:33.290 --> 00:13:36.450
از کجا اسمِ منو میدونی ؟

00:13:42.630 --> 00:13:47.050
زیر دستام لحظۀ مرگِ مادرت حضور داشتن ‏.‏

00:13:49.710 --> 00:13:53.330
در آخرین لحظاتِ زندگیش اسمِ تو رو به زبون آورد ‏.‏

00:13:54.550 --> 00:13:59.540
الان ممکنه اون زیردستام طیِ مبارزه
با محافظانِ سلطنتی تو مرده باشن ‏ ‏.‏

00:14:06.320 --> 00:14:08.680
حالا علاقه مند شدی باهام مبارزه کنی ؟

00:14:12.160 --> 00:14:15.850
اگه بتونی منو مجبور به قبولِ شکست کنی ‏،‏

00:14:15.850 --> 00:14:18.290
اسمتُ بهت میگم ‏.‏

00:14:21.020 --> 00:14:25.480
مجبورت کنم شکستُ قبول کنی بدونِ اینکه بکشمت ؟

00:14:30.110 --> 00:14:32.910
پس ‏‏‏،‏‏‏ خیلی شبیه فیل و شانسِ قلعه ـست ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:42.790 --> 00:14:44.070
اشکالی نداره ‏.‏

00:14:44.070 --> 00:14:46.280
خیلی زود کیشُ ماتِت میکنم ‏.‏

00:15:01.920 --> 00:15:03.920
هنگامی که پادشاه ایستاد ‏،‏

00:15:04.420 --> 00:15:06.030
نترو پرواز کرد ‏.‏

00:15:40.350 --> 00:15:41.960
از کی بود ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:46.850 --> 00:15:50.480
منتظر میموندم تا دشمن بهم حمله کنه ؟

00:15:53.360 --> 00:15:55.000
هر وقت حاضر بودی ‏،‏

00:15:56.250 --> 00:15:57.220
بهم حمله کن ‏.‏

00:16:40.540 --> 00:16:42.270
الهۀ رحمتِ 100 دست ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:40.600 --> 00:16:44.770
الهۀ رحمتِ 100 دست

00:16:57.450 --> 00:17:02.960
نود و نُه دست

00:16:59.060 --> 00:17:01.160
نود و نُه دست ‏!‏

00:17:41.670 --> 00:17:44.440
از کی بود

00:17:49.340 --> 00:17:53.020
که تو بخشیدن تردید کردم‏،‏

00:17:53.940 --> 00:17:56.510
گرفتن دستِ حریف های شکست خورده

00:17:57.750 --> 00:18:02.300
وقتی سرشونُ بخاطر شکست خم کرده بودند ‏.‏

00:18:04.970 --> 00:18:06.970
اون نمیتونست

00:18:07.710 --> 00:18:10.590
تمامِ قدرتی باشه که دنبالش بودم ‏!‏

00:18:25.580 --> 00:18:27.670
این مبارزه ای با تمامِ وجوم ‏،‏ در برابر

00:18:28.340 --> 00:18:30.980
حریفی که قدرتِ شکست دادنِ منو داره ‏!‏

00:19:54.120 --> 00:19:56.010
این قبره ‏.‏

00:20:00.820 --> 00:20:02.380
قبرِ توئه ‏.‏

00:21:30.840 --> 00:21:32.610
خیلی ممنونم ‏.‏

00:21:41.420 --> 00:21:43.460
بابتِ همه چیز ممنونم

00:21:44.390 --> 00:21:46.760
که باعث شدی همدیگرو ببینیم ‏!‏

00:22:00.300 --> 00:22:06.720
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

00:22:06.720 --> 00:22:12.730
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

00:22:13.060 --> 00:22:19.650
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

00:22:19.650 --> 00:22:25.490
. با صدای ترق و تروقی ما رو به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

00:22:25.610 --> 00:22:32.160
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

00:22:32.160 --> 00:22:40.130
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

00:22:41.130 --> 00:22:47.260
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

00:22:47.260 --> 00:22:53.060
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

00:22:53.220 --> 00:22:59.020
. قطعاً ، نور درخشنده ای به سایه ها نقش میدهد

00:22:59.020 --> 00:23:04.740
، پس به این سمت بیا

00:23:04.940 --> 00:23:10.280
. بزار آیندمون یکی بشه

00:23:23.770 --> 00:23:25.920
قسمتِ بعدی ‏:‏ صفر × و × رُز ‏.‏

00:23:26.210 --> 00:23:28.120
مدتیِ که همدیگرو ندیدیم ‏.‏

00:23:28.120 --> 00:23:28.800
آره ‏.‏

00:23:28.800 --> 00:23:30.830
اما احساس میکردم همیشه همراهمی ‏.‏

00:23:30.830 --> 00:23:31.800
آره ‏.‏

00:23:31.800 --> 00:23:33.630
آینده مالِ ماست ‏.‏