﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:17.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:17.730 --> 00:00:23.660
<c.yellow>♫ <i>صدای فلوتها در دور دست،درمیان نور کم بگوش می رسد ♫</i></c>

00:00:23.660 --> 00:00:29.160
<c.yellow>♫ <i>،یادآور خاطرت گذشته ام  با همراهان جوانیم♫</i></c>

00:00:29.160 --> 00:00:34.990
<c.yellow>♫ <i>در طول این سالیان بی حد و حصر است   ♫</i></c>

00:00:34.990 --> 00:00:41.390
<c.yellow>♫ <i> در تمام طول زندگی ام به جای بهانه جویی همیشه صادق بودم ♫</i></c>

00:00:43.450 --> 00:00:49.200
<c.yellow>♫ <i> با دستهای خیس از اشک جدا میشوم  ♫</i></c>

00:00:49.200 --> 00:00:55.050
<c.yellow><i>♫چشمهایم را پاک میکنم این باعث مقاومتم می شود♫</i></c>

00:00:55.050 --> 00:01:00.570
<c.yellow></i>♫زمانی که عاشق می شوی
جدایی عاقلانه نیست,♫<i></c>

00:01:00.570 --> 00:01:07.530
<c.yellow><i>♫باد صبح نمیتواند مانع عواقب بعدی شود♫</i></c>

00:01:09.180 --> 00:01:14.880
<c.yellow><i>♫اشکهای پنهان، باعث سرخی گل شده اند که♫</i></c>

00:01:14.880 --> 00:01:20.810
<c.yellow><i>♫در خلوت طوفان سیل آسا با بی رحمی به پایین افتاده ♫</i></c>

00:01:20.810 --> 00:01:24.910
<c.yellow><i>♫دوست نداری دوباره به تنهایی شکوفا شوی؟♫</i></c>

00:01:24.910 --> 00:01:27.720
<c.yellow><i>♫آینده متعلق به جوانان ست♫</i></c>

00:01:27.720 --> 00:01:32.070
<c.yellow>♫ <i> همانطور که در سپیده دم, خورشید دوباره  طلوع میکند ♫</i></c>

00:01:32.070 --> 00:01:37.780
<c.yellow>♫ <i> چه کسی بیدار است و♫</i></c>

00:01:37.780 --> 00:01:43.700
<c.yellow>♫<i>  حرکت پرده های قصر بر اثر باد پاییزی را تماشا میکند؟ ♫</i> </c>

00:01:43.700 --> 00:01:49.330
<c.yellow><i>♫  یک رشته از خاطرات باعث دلنگرانی و دلواپسیم میشود  ♫</i></c>

00:01:49.330 --> 00:02:00.440
<c.yellow><i>♫ همیشه عطر بخور در زمان غوطه ورست ♫</i></c>

00:02:00.440 --> 00:02:04.640
<c.yellow><i>عشق سلطنتی رویی در قصر</i></c>

00:02:04.640 --> 00:02:07.480
<c.yellow><i>قسمت بیست و نهم</i></c>

00:02:23.470 --> 00:02:27.120
از وقتی که  قصر سرد ترک کردین درسته از نظر
ذهنی آروم بودین اما نسبت به زندگی دلسردین

00:02:27.120 --> 00:02:31.720
به نظر رماتیسم تون بهتر شده -
خوبه -

00:02:31.720 --> 00:02:34.410
سوُشین، دستبند

00:02:38.950 --> 00:02:42.690
جیانگ یوبین، میتونی یه فرد
 قابل اعتماد خارج قصر پیدا کنی

00:02:42.690 --> 00:02:45.110
تا تمام دونه های ریحونه بیرون بیاره

00:02:45.110 --> 00:02:49.330
اونوقته که میتونم دستم کنم
و سوءظن ملکه رو برطرف کنم

00:02:49.330 --> 00:02:50.730
بله

00:02:52.330 --> 00:02:54.900
بانو، عمه یوخو اینجان

00:02:54.900 --> 00:02:56.820
دعوتشون کنین داخل

00:02:59.280 --> 00:03:02.490
همسر شیان، خدمتکار یوخو آرزوی
سلامتی برتون داره

00:03:04.460 --> 00:03:06.550
بانو شیان، در مورد انتقال نگهبان قصر سرد

00:03:06.550 --> 00:03:10.080
لينگ يو چُ» امروز اومدم»

00:03:10.080 --> 00:03:13.330
قصر کونینگ و باغ سوان مینگ
هر دو نیاز به نگهبان دارن

00:03:13.330 --> 00:03:15.680
نظرتون چیه؟

00:03:15.680 --> 00:03:19.240
 قصر کونینگ که برای مراسم عروسی ملکه و امپراطور استفاده میشه

00:03:19.240 --> 00:03:22.610
از زمان سلطنت «شوان زه» محل عبادته کاهنانه

00:03:22.610 --> 00:03:24.980
مکان خوب و آرومیه

00:03:24.980 --> 00:03:27.300
پس ترتیبشُ میدم

00:03:28.250 --> 00:03:32.110
با این حال حتی بدون درخواستتون
«برای «لينگ يو چُ

00:03:32.110 --> 00:03:35.050
امپراطور میخواستن بهش پاداش بدن

00:03:35.050 --> 00:03:36.600
چرا؟

00:03:36.600 --> 00:03:40.690
برای اینکه وقتی به قصر سرد رفتین امپراطور بهم دستور دادن

00:03:40.690 --> 00:03:45.800
لينگ يو چُ» و «جاو جیُ شیاو» رو»
مسئول مراقبت شما کنم

00:03:45.800 --> 00:03:48.700
بنابراین طبیعتا «لينگ يو چُ» و
«جاو جیُ شیاو»

00:03:48.700 --> 00:03:51.850
«هر دو شایسته ان. مخصوصا «لينگ يو چُ

00:03:51.850 --> 00:03:55.350
اون چندین بار جونتونُ نجات داد

00:03:55.350 --> 00:03:58.520
ازش خیلی سپاسگزارم

00:03:58.520 --> 00:04:01.730
امپراطور درموردتون خیلی نگران بودن

00:04:01.730 --> 00:04:07.580
امپراطور از طریق پزشک «چی رو» ترتیبی دادن

00:04:07.580 --> 00:04:12.600
 تا بانوی اصیل «های» بتونن پزشکا جیانگُ مخفیانه به قصر بفرستن

00:04:12.600 --> 00:04:17.230
انگار امپراطور همیشه مراقبتون بودن

00:04:51.420 --> 00:04:56.290
این نقاشی توی این مدت پیش «لانگ شِ نينگ» بود

00:04:56.290 --> 00:04:58.600
بالاخره برگشت پیشم

00:05:00.210 --> 00:05:02.650
شنیدم بانوی اصیل  این
نقاشیُ دوست نداشتن

00:05:02.650 --> 00:05:04.970
به همین خاطر گفتین نابودش کنن

00:05:04.970 --> 00:05:07.340
درسته گفتم نابودش کنن

00:05:07.340 --> 00:05:11.320
اما اون شخص همیشه توی قلبم بود

00:05:12.340 --> 00:05:14.430
هنوزم به «چینگ یینگ» فکر میکنم

00:05:14.430 --> 00:05:19.110
چینگ یینگ» قبلا آزادانه زندگی میکرد»

00:05:19.110 --> 00:05:24.340
درحالی که رویی روزهاشُ توی قصر سرد

00:05:25.520 --> 00:05:28.100
با انجام کارهای زنانه سپری میکرد

00:05:28.100 --> 00:05:32.600
  362تا بافتنی

00:05:33.130 --> 00:05:36.100
112تا دستمال

00:05:45.190 --> 00:05:49.630
میدونستم  زمانی که توی قصر سرد بودم
فراموشم نکردین

00:05:51.490 --> 00:05:54.740
اما نمیدونستم از این چیزا هم اطلاع دارین

00:05:54.740 --> 00:05:57.200
همه ی جزئیاتُ میدونین

00:05:57.200 --> 00:06:01.380
اون بافتنی و دستمالا رو خودت شخصا درست میکردی

00:06:01.380 --> 00:06:05.990
هرکدومشون از توی دستام رد میشدن
 تا برای فروش از قصر بیرون برن

00:06:07.550 --> 00:06:12.300
با دیدنشون میفهمیدم که میتونی تحمل کنی

00:06:12.300 --> 00:06:14.730
میدونستم که نا امید نیستی

00:06:21.910 --> 00:06:24.500
گلای شیپوری

00:06:24.500 --> 00:06:27.030
تونستن توی قصر سرد گل بدن؟

00:06:27.030 --> 00:06:29.420
اونا برات کمی آرامش بخش بودن؟

00:06:30.540 --> 00:06:34.740
اونا هرسال کلی گل میدادن

00:06:38.490 --> 00:06:43.320
اعلیحضرت، شما افرادیُ برای محافظتم گذاشتین

00:06:45.390 --> 00:06:47.260
یوخو بهت گفت؟

00:06:50.530 --> 00:06:54.710
گلای شیپوری سرسختن و میتونن زخما رو درمان کنن

00:06:55.400 --> 00:06:57.150
میدونم

00:06:57.790 --> 00:07:00.580
توی قصر سرد خیلی رنج کشیدی

00:07:00.580 --> 00:07:06.290
بنابراین امیدوار بودم مثل گل شیپوری
 باشی و زنده بمونی

00:07:06.290 --> 00:07:09.450
و میدونستم شکوفه های آلوی سبزُ دوست داری

00:07:09.450 --> 00:07:11.740
بنابراین بهت پودر الوی سبز هدیه دادم

00:07:13.510 --> 00:07:15.690
امروز ازش استفاده کردم

00:07:20.240 --> 00:07:24.480
این عطر و بوی آلوی سبز مناسبته

00:07:25.410 --> 00:07:31.240
یه  بار گفتی مهم نیس چقد گرون باشه
فقط ذوی بدنمون استفاده میشه

00:07:31.240 --> 00:07:35.610
هیچی قابل مقایسه با این دستا نیس

00:07:38.390 --> 00:07:42.820
از حالا به بعد، میخوام دستهاتُ برای همیشه نگهدارم

00:07:42.820 --> 00:07:45.140
تو هم باید فقط به من تکیه کنی

00:08:18.070 --> 00:08:21.870
شماها جدیدین بنابراین
قوانینُ براتون توضیح میدم

00:08:21.870 --> 00:08:24.330
کارتوی قصر کونینگ خیلی سخت نیس

00:08:24.330 --> 00:08:26.660
راحتم نیس

00:08:26.660 --> 00:08:30.520
 جایی که امپراطورانمون در اینجا ازدواج میکنن

00:08:30.520 --> 00:08:33.160
اینجا جاییه که یین و یانگ بهم میرسن

00:08:33.160 --> 00:08:35.770
از زمان امپراطور شوان زه

00:08:35.770 --> 00:08:37.780
اینجا جایی برای عبادت خدا بود

00:08:37.780 --> 00:08:41.460
درحال حاضر ملکه معشوقه ها رو برای دعا

00:08:41.460 --> 00:08:43.930
به اینجا میارن

00:08:43.930 --> 00:08:46.640
کار کردن اینجا تا حدودی وقت تلف کردنه

00:08:46.640 --> 00:08:49.000
اما باید هوشیار باشین

00:08:49.000 --> 00:08:51.670
اجازه نگاه کردن ندارین

00:08:51.670 --> 00:08:54.170
 همتون شنیدین؟ -
 بله -

00:08:54.170 --> 00:08:57.170
خوبه، زمان چرخشیه

00:08:57.170 --> 00:09:01.340
برین اتاقتون و استراحت کنین

00:09:12.320 --> 00:09:15.810
<i>بهت گفته بودم برای سال جدید به قصر کونینگ
بری و چندتا شاخه بچینی</i>

00:09:15.810 --> 00:09:18.830
<i>اما جرات کردی تنبلی کنی؟</i>

00:09:18.830 --> 00:09:22.570
عمه شاخه ها خیلی بلندن و دستم بهشون نمیرسه

00:09:22.570 --> 00:09:26.470
تنبلی نکردم

00:09:26.470 --> 00:09:28.640
داری جوابمُ میدی؟

00:09:28.640 --> 00:09:31.450
از زمانی که به گلخونه اومدی
تمرکز نداری

00:09:31.450 --> 00:09:34.550
چیه؟  فکر کردی معشوقه ی اینجایی؟

00:09:34.550 --> 00:09:36.470
خودتُ ببین فاحشه

00:09:36.470 --> 00:09:39.610
جرات ندارم

00:09:40.900 --> 00:09:43.650
اگه شاخه هاش کافی نباشه

00:09:43.650 --> 00:09:46.610
از شام خبری نیس

00:10:15.450 --> 00:10:18.950
بگیر. گریه نکن

00:10:37.370 --> 00:10:39.140
برادر يو چُ

00:10:40.600 --> 00:10:42.780
نمیخوام ببینمت

00:10:45.080 --> 00:10:48.400
توی گلخونه کار میکنم

00:10:48.400 --> 00:10:51.700
همه برام قلدری میکنن

00:11:01.910 --> 00:11:03.210
بزار من انجامش بدم

00:11:03.210 --> 00:11:07.050
 بهت کمک میکنم بچینیشون

00:11:10.130 --> 00:11:12.200
همه چیزُ شنیدی؟

00:11:15.800 --> 00:11:17.500
برادر  يو چُ

00:11:19.000 --> 00:11:21.310
دیگه توی قصر سرد نیستی؟

00:11:24.210 --> 00:11:28.210
وقتی که همسر شیان از قصر سرد بیرون اومد
بهم کمک کردن

00:11:28.970 --> 00:11:33.360
حالا توی قصر کونینگ کار میکنم

00:11:34.000 --> 00:11:37.210
واقعا؟  این خیلی عالیه

00:11:43.170 --> 00:11:44.870
دستت

00:11:48.970 --> 00:11:51.470
کی به دستام توجه میکنه؟

00:11:57.670 --> 00:12:03.170
برادر يو چُ، اشتباه کردم، بد بودم

00:12:04.570 --> 00:12:09.170
هیشکی باهام خوب نیست  فقط تو باهام صادقی

00:12:17.070 --> 00:12:18.670
بریم

00:12:30.970 --> 00:12:33.870
وقتی سایرین شکوفه آلو میبینن به برف فکر میکنن
همه به شکوفه های قرمز آلو توجه دارن

00:12:33.870 --> 00:12:36.170
اما بانو به شکوفه های سفید علاقه دارن

00:12:36.170 --> 00:12:40.870
شکوفه های آلوی سفید
 توی برف چه زیبایی داره؟

00:12:41.670 --> 00:12:45.870
برف سفید و شکوفه ی آلوی قرمز
زیبایی پرشوری دارن

00:12:45.870 --> 00:12:51.070
اما شکوفه ای آلوی سفید در بین برف مخفی میشه
فقط با عطرش میشه تشخیصشون داد

00:12:51.070 --> 00:12:53.240
مثل زیباییای دنیویه

00:12:53.170 --> 00:12:56.600
بعد از دقت زیاد قابل دیدنن

00:12:57.270 --> 00:13:00.670
همسر شیان حرفاتون زیبان

00:13:00.670 --> 00:13:02.270
همسر اصیل شو

00:13:02.270 --> 00:13:06.070
اگه یادتون نمیمونه میتونی به اسمم صدام بزنین
یی خوان

00:13:06.070 --> 00:13:07.870
و منم میتونم شما رو خواهر صدا بزنم

00:13:07.870 --> 00:13:12.970
از اصالت فاصله نداره و
و معشوقه ها هم شبیه همن

00:13:12.970 --> 00:13:17.270
یی خوان، تو صادق و رکی
خواهر کجا میری؟

00:13:17.270 --> 00:13:19.770
با امپراطور غذا خوردم

00:13:19.770 --> 00:13:24.670
امپراطور عاشق طعم و
عطر شکوفه ی آلوی توی غذاشونن

00:13:24.670 --> 00:13:28.170
به این فکر کردم به باغ سلطنتی بیام

00:13:28.170 --> 00:13:31.070
و تصادفا شما رو اینجا در حال
لذت بردن از شکوفه های آلو دیدم

00:13:31.070 --> 00:13:36.270
توی سرمای زمستون فقط شکوفه های آلو
باعث چنین تصادفاتی میشن

00:13:36.270 --> 00:13:41.470
حقیقت داره. امروز این شانسُ داشتم که باهاتون یه
مکالمه ساده داشته باشم

00:13:41.470 --> 00:13:44.470
اگه وقت داشتین یه روز به قصر «چو شيُ» بیایین

00:13:44.470 --> 00:13:45.870
بسیار خوب

00:13:45.870 --> 00:13:47.870
خدانگهدار خواهر

00:13:52.070 --> 00:13:56.070
یی خوان به نظر سرده اما
استعداد هنری داره

00:14:00.670 --> 00:14:02.370
چه معطر

00:14:06.170 --> 00:14:09.670
قرار نبود توی قصر «کونینگ» باشی؟
اینجا چکار میکنی؟

00:14:09.670 --> 00:14:11.870
ادای احترام  همسر شیان

00:14:11.870 --> 00:14:16.570
قصر کونینگ هر ساله شاخه ی کاج و شکوفه ی آلو رو
به عنوان دسته گل  پیشکش میکنه

00:14:16.570 --> 00:14:20.570
بنابراین این شکوفه های آلوی قرمزُ چیدم

00:14:20.570 --> 00:14:22.970
چند لحظه پیش صداتونُ شنیدم

00:14:22.970 --> 00:14:26.070
بنابراین تصمیم گرفتم صبر کنم
تا بهتون سلام کنم

00:14:27.470 --> 00:14:30.010
پس برای هدفی اینجا بودی

00:14:30.010 --> 00:14:33.070
فکر نمیکنم این یه سلام ساده باشه

00:14:33.870 --> 00:14:37.270
خوبه که همه چیُ متوجه میشین

00:14:37.270 --> 00:14:40.070
لفتش نده و بگو

00:14:40.070 --> 00:14:42.870
توی گلخونه ی قصر خدمتکاری به اسم
وِي يِن وَن» هست»

00:14:42.870 --> 00:14:45.670
اون به دیدنم اومد

00:14:46.670 --> 00:14:49.670
چشم چرونی کردی و اونم اومد دنبالت؟

00:14:49.670 --> 00:14:52.570
نه نه.  منظورم این نیست

00:14:52.570 --> 00:14:57.370
همون شخصه که بخاطرش مست می شدی. درسته؟

00:14:58.970 --> 00:15:01.070
کاملا

00:15:01.070 --> 00:15:05.070
هرچند اون منو رها کرد و
راه خودشُ رفت

00:15:05.070 --> 00:15:07.970
نمیدونم چرا نمیشه بعضی چیزا رو فراموش کرد

00:15:07.970 --> 00:15:11.770
اون توی گلخونه ست و کارهای سخت انجام میده

00:15:11.770 --> 00:15:16.650
تصادفا فهمیدم رنج میکشه

00:15:17.270 --> 00:15:22.270
بخاطر رنج کشیدنش فراموش کردی که چطور رهات کرد؟

00:15:23.970 --> 00:15:25.670
 ضعیف نیستم

00:15:25.670 --> 00:15:29.190
فقط وقتی اونطور دیدمش دلم سوخت

00:15:29.770 --> 00:15:32.370
وقتی دیدمش داشت گریه میکرد

00:15:32.370 --> 00:15:35.600
اون حتی بهم گفت بهم ظلم کرده

00:15:35.600 --> 00:15:37.070
روی دیدن منو نداشت

00:15:37.070 --> 00:15:39.970
اون روی دیدنتُ نداره و تو هنوزم
دنبال پیدا کردن راهی

00:15:39.970 --> 00:15:43.570
اون خیلی حرفها بهت زد تا قلبتُ بشکنه

00:15:43.570 --> 00:15:46.870
بنابراین دلت به رحم اومد و اومدی بهم التماس کنی؟

00:15:49.070 --> 00:15:51.340
میتونین اونو از گلخونه منتقل کنین

00:15:51.340 --> 00:15:54.170
فقط کارهای روزمره. خواسته بزرگی ندارم

00:15:54.170 --> 00:15:58.670
فقط بیشتر رنج نکشه و
 مورد آزار و اذیت قرار نگیره

00:16:00.970 --> 00:16:02.660
اما الان

00:16:02.660 --> 00:16:06.670
گلخونه به افرادش برای فرستادن
 گلها به قصرای مختلف نیاز داره

00:16:07.670 --> 00:16:10.970
شاید بهار بتونم راهی پیدا کنم تا

00:16:10.970 --> 00:16:13.570
اونو به جای بهتری منتقل کنم

00:16:15.470 --> 00:16:17.570
از لطفتون سپاسگزارم

00:16:24.070 --> 00:16:26.170
<i>برادر يو چُ، بیا</i>

00:16:26.170 --> 00:16:28.470
<i>این چیه؟ -
سیب زمینی پخته - </i>

00:16:35.170 --> 00:16:39.470
<i>به همسر شیان گفتم
ایشون قبول کردن بهار به یه جای دیگه منتقلت کنن</i>

00:16:39.470 --> 00:16:41.870
واقعا؟ -
البته -

00:16:41.870 --> 00:16:43.670
عالیه

00:16:45.370 --> 00:16:47.870
بهتر برگردی. سرپُستم

00:16:47.870 --> 00:16:49.570
پس میرم

00:16:49.570 --> 00:16:51.230
حالا برو

00:16:51.230 --> 00:16:52.670
<i>مراقب باش</i>

00:17:10.070 --> 00:17:13.670
درست بعد سال جدید
چطور «گوُ دُ» مرد؟

00:17:13.670 --> 00:17:17.970
به گفته ی گائو بین، «گوُ دُ» در زمان تقویت جنگل
برای جلوگیری از سیل از دنیا رفت

00:17:17.970 --> 00:17:22.570
به نظر سقوط یه تخت سنگ باعث این اتفاق شده

00:17:23.470 --> 00:17:27.070
خوشبختانه، یه کتاب درباره کنترل آب
از خودش به جا گذاشته

00:17:27.070 --> 00:17:30.970
خیلی حیفه که همچین استعدادی از دنیا رفته

00:17:30.970 --> 00:17:34.870
به هر حال به لی یو بگو، هزار تا دوهزار نقره آماده کنه

00:17:34.870 --> 00:17:37.770
و برای مراسم تشییع برای خانوادش بفرسته

00:17:37.770 --> 00:17:39.170
بله

00:17:39.170 --> 00:17:42.070
تحقیقات درباره ی بی عدالتی ای که به
همسر شیان  شده به کجا کشیده؟

00:17:42.070 --> 00:17:44.170
به زودی نتایج مشخص میشه

00:17:44.170 --> 00:17:47.120
وقتی تحقیقات انجام بشه بعضی افراد

00:17:47.120 --> 00:17:49.570
مجازات میشن

00:17:50.670 --> 00:17:56.670


00:17:58.370 --> 00:18:01.170
<i>اعلیحضرت، امروز مهمونیه بهاره ست</i>

00:18:01.170 --> 00:18:04.770
مادر سلطنتی یه یشم حک شده شده بهم هدیه دادن

00:18:04.770 --> 00:18:09.370
مادر سلطنتی مجسمه ی یشم
 یه پسر بچه رو دادن

00:18:09.370 --> 00:18:13.070
مرواریدی که از دریای شرقیه چین اومده هدیه بدم

00:18:13.070 --> 00:18:15.690
مشتاقانه منتظر درخشش این مرواریدهای

00:18:15.690 --> 00:18:17.670
توی قصرم

00:18:18.770 --> 00:18:22.070
مروارید با ارزشه مخصوصا وقتی
به تعداد زیاد باشه

00:18:22.070 --> 00:18:25.670
وقتی درمورد کسایی که برای بدست آوردنش
 رنج کشیدن فکر میکنم جرات نمیکنم قبول کنم

00:18:25.670 --> 00:18:27.670
میدونم از چیزای لوکس خوشت نمیاد

00:18:27.670 --> 00:18:32.670
اما مهم نیس که مروارید چقد ارزش داره
قابل مقایسه با نیتم نیست

00:18:32.670 --> 00:18:35.470
ممنونم اعلیحضرت

00:18:36.370 --> 00:18:40.770
لی یو، هدایای تبریک بهاره رو به معشوقه ها بده

00:18:40.770 --> 00:18:42.170
بله

00:18:45.570 --> 00:18:47.370
<i>ممنونم اعلیحضرت</i>

00:18:47.370 --> 00:18:49.270
بنشینین

00:19:16.470 --> 00:19:20.670
اعلیحضرت شما فرق میزارین. به سرورم یه جعبه  مروارید دادین و

00:19:20.670 --> 00:19:23.470
<i>به ما فقط یه مروارید</i>

00:19:23.470 --> 00:19:26.070
واقعا برای ملکه ارزش قائلین

00:19:42.470 --> 00:19:45.570
<i>هممون مروارید دریایی شرقی چین گرفتیم</i>

00:19:45.570 --> 00:19:49.370
معشوقه ی سلطنتی «شِن»، اون چیز قرمز توی جعبه ات چیه؟

00:19:51.970 --> 00:19:58.120
معشوقه ی سلطنتی «شِن»، میدونی اون چیه؟

00:20:03.470 --> 00:20:07.570
اعلیحضرت، این جیوه ست

00:20:23.270 --> 00:20:26.570
اعلیحضرت، جیوه سمیه

00:20:26.570 --> 00:20:29.170
چرا اینو بهم دادین؟

00:20:29.170 --> 00:20:30.870
اشتباه کردین؟

00:20:30.870 --> 00:20:34.320
جیوه سمیه اما وقتی در تماس با آب گرم باشه

00:20:34.320 --> 00:20:36.470
این مناسبتونه

00:20:36.470 --> 00:20:39.270
<i>یوخو، به همه بگو</i>

00:20:39.270 --> 00:20:40.670
<i>بله</i>

00:20:44.270 --> 00:20:46.270
<i>بر اساس حکم امپراطور</i>

00:20:46.270 --> 00:20:51.470
<i>درباره حوادث فرزندان معشوقه های
 سلطنتی می و یی تحقیق کردم</i>

00:20:51.470 --> 00:20:54.670
درحال حاضر «شياو لو زِ» بر علیه
همسر شیان شهادت داده بود مُرده

00:20:54.670 --> 00:20:58.270
برادر «شياو لو زِ» ، «شياو فو زِ» که
برای همسر شیان کار میکردن

00:20:58.270 --> 00:21:00.210
الان چمنهای کوه وِنگُ کوتاه میکنه

00:21:00.210 --> 00:21:03.370
شياو اَن زِ» هم به مقبره امپرطوری برای»
انجام کارهای طاقت فرسا فرستاده شده

00:21:03.370 --> 00:21:06.070
<i>افرادیُ برای تحقیق به زادگاهشون فرستادم</i>

00:21:06.070 --> 00:21:09.670
<i>اونا شاهد زندگی لوکس «شياو فو زِ»  و
شياو اَن زِ» بودن»</i>

00:21:09.670 --> 00:21:14.670
<i>زمان بازجویی متوجه شدیم اونا  از طرف
 معشوقه ی سلطنتی «شِن» پول دریافت کرده بودن</i>

00:21:18.910 --> 00:21:22.260
امپراطور، من همچین کاری نکردم

00:21:22.270 --> 00:21:25.570
<i>هیچ ارتباطی باهاشون ندارم</i>

00:21:25.570 --> 00:21:28.370
راجب خانواده شون چیزی نمیدونستم

00:21:28.370 --> 00:21:30.670
<i>وقتی از «شياو اَن زِ» بازجویی میکردم</i>

00:21:30.670 --> 00:21:34.770
<i>فهمیدم اونا در ارتباط با پاپوش همسر شیان</i>

00:21:34.770 --> 00:21:36.670
 از معشوقه ی سلطنتی «شِن» دستور میگرفتن

00:21:36.670 --> 00:21:39.670
امپراطور به دروغ متهم شدم

00:21:39.670 --> 00:21:45.070
قبلا شنیدم بود «شياو اَن زِ» توی دفتر بازپرسی
لال شده بود

00:21:45.070 --> 00:21:46.670
<i>و نمیتونست دوباره صحبت کنه</i>

00:21:46.670 --> 00:21:49.670
چطور تونست بگه ازم دستور میگرفت؟

00:21:51.270 --> 00:21:55.670
آ-روُ ، کسیُ برای بررسی به بازپرسی فرستادم

00:21:55.670 --> 00:21:59.670
هیچی پرونده ای از تو و همراهانت
در ارتباط با ورود خروجت به بازپرسی وجود نداشت

00:21:59.670 --> 00:22:02.370
<i>گفتی هیچ رابطه ای با «شياو اَن زِ» نداری</i>

00:22:02.370 --> 00:22:05.760
<i>اما چطور متوجه شدی نمیتونه صحبت کنه؟</i>

00:22:06.470 --> 00:22:09.270
...اعلیحضرت، من

00:22:09.270 --> 00:22:11.170
<i>فقط راجبش شنیدم</i>

00:22:11.170 --> 00:22:14.270
بهمون بگو از کجا شنیدی؟

00:22:14.270 --> 00:22:18.070
همون طور که گفتم فقط شنیدم

00:22:18.070 --> 00:22:20.370
نمیدونم از کجا شنیدم

00:22:20.370 --> 00:22:22.370
<i>در به یاد آوردن جزئیات به خوبی همسر شیان نیستم</i>

00:22:22.370 --> 00:22:25.470
میتونین همه ی سوابقُ توی بازپرسی بررسی کنین

00:22:25.470 --> 00:22:27.560
البته بررسی میکنم

00:22:28.370 --> 00:22:33.270
هرکی به دروغ متهم بشه
حتما دنبال اثبات بی گناهیشه

00:22:33.970 --> 00:22:38.070
معشوقه ی سلطنتی «شِن» از اونجا که
خودت شخصا شاهد

00:22:38.070 --> 00:22:41.170
قضیه ی همسر شیان بودی

00:22:41.170 --> 00:22:44.970
طبیعتا باید همه چیُ به یاد داشته باشی

00:22:44.970 --> 00:22:48.370
میخوام بهت یاد آورشم

00:22:48.370 --> 00:22:52.170
<i>هر اتفاقی که اون سال افتاد
باید مو به مو توضیح بدی</i>

00:22:52.670 --> 00:22:54.570
...اون سال

00:22:55.300 --> 00:22:57.140
<i>...اون سال</i>

00:22:57.140 --> 00:23:00.370
اعلیحضرت، اتفاقی که افتاد خیلی ترسناک بود

00:23:00.370 --> 00:23:02.980
راجبش فکر نمیکنم و جرات نمیکنم به یاد بیارمش

00:23:02.980 --> 00:23:06.080
فقط یادمه همسر شیان جیوه رو

00:23:06.080 --> 00:23:10.620
به منقل و ماهی اضافه کردن

00:23:10.620 --> 00:23:12.010
با اینکه ناچیز بود
جزئیاتُ فراموش کردم

00:23:12.010 --> 00:23:13.640
!دروغه

00:23:13.640 --> 00:23:17.880
اون سال گفتی چطور همسر شیان
به نوزاد من و معشوقه ی سلطنتی یی آسیب زد

00:23:17.880 --> 00:23:21.160
ناچیز؟  غیر واضح؟

00:23:21.160 --> 00:23:24.480
چرا امروز نمیتونی جزئیاتُ بگی؟

00:23:24.480 --> 00:23:27.910
<i>اعلیحضرت داره دروغ میگه</i>

00:23:27.910 --> 00:23:29.340
<i>مشکوکه</i>

00:23:29.340 --> 00:23:31.560
اعلیحضرت نباید ببخشینش

00:23:31.560 --> 00:23:35.280
بنابراین امروز راجب این موضوع تحقیق میکنم
بنابراین باید توضیح بده

00:23:36.390 --> 00:23:40.040
<i>امپراطور وقتی «سو لي ين» افرادُ برای بررسی قصر «ینِ شی» برد</i>

00:23:40.040 --> 00:23:41.950
آ-روُ » سد راهشون شده بود»

00:23:41.950 --> 00:23:46.780
همین باعث سوء ظن شد

00:23:46.780 --> 00:23:48.910
و توی کمد همسر شیان جیوه رو پیدا کردن

00:23:48.910 --> 00:23:51.110
و این مدرک جرمه همسر شیان بود

00:23:51.110 --> 00:23:52.710
<i>همیشه فکر میکردم</i>

00:23:52.710 --> 00:23:55.090
<i> اگه کار همسر شیان باشه</i>

00:23:55.090 --> 00:23:57.710
<i>چرا باید جیوه رو توی همچین جای واضحی بزارن؟</i>

00:23:58.460 --> 00:24:00.740
<i>همسر شیان از این موضوع اطلاعی نداشتن</i>

00:24:00.740 --> 00:24:04.420
<i>کی دقیقا میتونست به راحتی
وارد اتاقشون بشه</i>

00:24:04.420 --> 00:24:06.910
<i>و جیوه رو اونجا بزاره</i>

00:24:06.910 --> 00:24:11.430
بدون اینکه همسر شیان متوجه شن؟

00:24:15.640 --> 00:24:18.400
<i>تنها میتونه کار خدمتکارشون باشه</i>

00:24:18.400 --> 00:24:22.100
به جز معشوقه ی سلطنتی شِن هیشکی نمیتونه
اینکارُ انجام بده

00:24:28.200 --> 00:24:32.570
اون سال کاملا مطمئن بود و حالا عصبیه

00:24:32.570 --> 00:24:37.140
<i>اعلیحضرت، معشوقه ی سلطنتی «شِن» مشکوکن</i>

00:24:37.140 --> 00:24:42.340
ممکنه زمانی که همسرشیان در قصر سردن بودن
همچنان مورد سوء قصد قرار میگرفتن یعنی به این خاطر بود که

00:24:42.340 --> 00:24:44.300
معشوقه ی سلطنتی «شِن» میخواستن با کشتنشون ساکتشون کنن؟

00:24:44.300 --> 00:24:46.540
...معشوقه ی سلطنتی جیا، شما

00:24:48.010 --> 00:24:49.940
اعلیحضرت، کار من نبود

00:24:49.940 --> 00:24:52.500
کار من نبود. من به دروغ متهم شدم

00:24:52.500 --> 00:24:55.090
معشوقه ی سلطنتی «شِن»، اون زمان

00:24:55.090 --> 00:24:57.380
 شاهد ماجرا بودی

00:24:57.380 --> 00:25:00.540
حالام متهم به این هستی که میخواستی
 در قصر سرد به همسر شیان آسیب بزنی

00:25:00.540 --> 00:25:03.160
اگه امروز خوب توضیح ندی

00:25:03.160 --> 00:25:07.210
<i>میزارم طعم جیوه رو بچشی</i>

00:25:07.210 --> 00:25:09.150
خوب فکر کن

00:25:09.150 --> 00:25:12.880
اعلیحضرت، به دروغ متهم شدم. لطفا از زندگیم بگذرین

00:25:12.880 --> 00:25:14.990
بزارین دوباره فکر کنم

00:25:14.990 --> 00:25:17.760
<i>اعلیحضرت، برام پاپوش درست کردن</i>

00:25:18.310 --> 00:25:21.050
امپراطور، «آ-روُ»  توانایی اینو که

00:25:21.050 --> 00:25:22.690
 به مقدار زیاد جیوه بگیره و به خیلیا رشوه بده

00:25:22.690 --> 00:25:26.570
<i>تا برام پاپوش درست کنه رو نداره</i>

00:25:26.570 --> 00:25:31.010
چیزی که میخوام بفهمم اینکه مغز متفکر پشت این قضایا کیه؟

00:25:37.190 --> 00:25:38.870
همچین کاری کردی

00:25:38.870 --> 00:25:41.440
<i>انتظار نداشتم انقد بد طینت باشی</i>

00:25:41.440 --> 00:25:43.390
حتی امنیت خانواده ی خودتم در نظر نگرفتی

00:25:43.390 --> 00:25:47.330
و همچین جنایت بزرگیُ مرتکب شدی
واقعا شایسته مرگی

00:25:49.660 --> 00:25:51.390
<i>...واقعا فکرشم نمیکردم</i>

00:25:51.390 --> 00:25:55.110
به بچه آسیب بزنی

00:25:56.280 --> 00:25:58.360
...زن بد طینیت -
کافیه -

00:25:59.470 --> 00:26:04.280
معشوقه ی سلطنتی «شِنُ» توی قصر یانگ شین نگهدارین و
مراقبش باشین. نزارین بمیره

00:26:04.280 --> 00:26:05.870
بله

00:26:07.170 --> 00:26:11.550
ولم کنین، امپراطور برام پاپوش درست کردن

00:26:11.550 --> 00:26:14.200
<i>اعلیحضرت ولم کنین</i>

00:26:14.200 --> 00:26:16.710
<i>واقعا به دروغ متهم شدم</i>

00:26:16.710 --> 00:26:18.710
<i>اعلیحضرت</i>

00:26:18.710 --> 00:26:23.140
<i>اعلیحضرت، به دروغ متهم شدم</i>

00:26:29.750 --> 00:26:33.490
نباید دربار این موضوع توی جشن بهاره صحبت میکردم

00:26:33.490 --> 00:26:37.450
وقتی دیدم ملکه دواگر در آرزوی پسرمن هستن

00:26:37.450 --> 00:26:41.230
فکرم درگیره مرگ بچه هام شد

00:26:41.230 --> 00:26:43.230
نیاز به بررسی داشتم

00:26:43.690 --> 00:26:46.200
شما و من  زن و شوهریم

00:26:46.200 --> 00:26:48.600
چطور میتونم ناراحت نباشم؟

00:26:48.600 --> 00:26:51.850
باید راجب این موضوع تحقیق بشه

00:26:51.850 --> 00:26:55.390
<i>فقط برای بررسی خیلی دیر شده </i>

00:26:55.390 --> 00:26:58.020
امپراطور، تا فردا صبر کنین
بعد راجب این موضوع تحقیق کنین

00:27:00.080 --> 00:27:02.320
به قصر یانگ شین برمیگردم

00:27:09.700 --> 00:27:12.260
<i>بدرود سرورم</i>

00:27:29.540 --> 00:27:31.850
امروز هیاهوی بزرگی به راه افتاد

00:27:31.850 --> 00:27:35.230
به نظر امپراطور مشکوکن

00:27:35.230 --> 00:27:38.840
خیلیا نمیتونن امشب خوب بخوابن

00:27:38.840 --> 00:27:41.260
سالهاست که از این اتفاق گذشته

00:27:41.260 --> 00:27:43.580
وقتشه به نتیجه برسیم

00:27:49.540 --> 00:27:52.960
سرورم، همسر اصیل اینجان

00:27:53.790 --> 00:27:56.120
بیاد داخل -
بله -

00:28:08.690 --> 00:28:13.380
سرورم -
دیر وقته چرا اینجایین -

00:28:13.380 --> 00:28:15.670
ترسیدم

00:28:15.670 --> 00:28:17.950
...اگه «آ-روُ» اعتراف کنه که ما

00:28:17.950 --> 00:28:20.020
اعتراف به چی؟

00:28:20.020 --> 00:28:23.060
واضحه که اون بخاطر بد طینتیش

00:28:23.060 --> 00:28:25.400
به فرزندان امپراطور و همسر شیان

00:28:25.400 --> 00:28:27.800
با کمک سایرین آسیب رسونده

00:28:27.800 --> 00:28:31.440
درسته. همین اتفاق افتاد

00:28:32.330 --> 00:28:35.810
اما سرورم، اگه «آ-روُ» فاش کنه که ما

00:28:35.810 --> 00:28:38.960
نقشه آسیب رسوندن به همسر شیان
در قصرسردُ طراحی کردیم چی؟

00:28:41.110 --> 00:28:44.370
البته نباید بزاریم همچین کاری کنه

00:28:44.370 --> 00:28:46.670
پدر معشوقه ی سلطنتی «شِن» از دنیا رفته اما

00:28:46.670 --> 00:28:48.750
اون هنوزم دوتا برادر داره

00:28:48.750 --> 00:28:52.050
گوُ دُ» مرده. به پدرم گفتم»

00:28:52.050 --> 00:28:54.210
دو برادر «آ-روُ» رو گروگان بگیره

00:28:54.210 --> 00:28:57.470
خوبه. حادثه ی قصر سردُ

00:28:57.470 --> 00:29:01.200
اگه «آ-روُ» قبول کنه باید خودش مسئولیتشُ گردن بگیره

00:29:01.200 --> 00:29:04.630
درسته. «آ-روُ» کسیه که از همسر شیان متنفره

00:29:04.630 --> 00:29:07.470
به غیر اون کاری هیشکی نیس

00:29:07.470 --> 00:29:10.400
هنوزم درباره اش نگرانی؟

00:29:10.400 --> 00:29:11.330
...سرورم

00:29:11.330 --> 00:29:13.250
کافیه، دیروقته

00:29:13.250 --> 00:29:15.900
برگردین و زود استراحت کنین

00:29:15.900 --> 00:29:18.060
بله

00:29:18.060 --> 00:29:20.460
سو لي ين، همسر اصیلُ بدرقه کن

00:29:20.460 --> 00:29:21.930
بله

00:29:34.530 --> 00:29:36.390
<i> لباساتُ عوض کن</i>

00:29:36.390 --> 00:29:38.540
یه خدمتکار که مرتکب جنایت شده
نباید همچین لباسی بپوشه

00:29:38.540 --> 00:29:42.300
نه، این لباسم نیس

00:29:42.300 --> 00:29:44.820
خواجه لی یو، میخوام امپراطورُببینم

00:29:44.820 --> 00:29:47.350
بهشون بگین به دروغ متهم شدم

00:29:47.350 --> 00:29:48.280
بانو

00:29:48.280 --> 00:29:49.630
با دقت فکر کن

00:29:49.630 --> 00:29:52.170
چکار کردی و برای کی کار کردی

00:29:52.170 --> 00:29:56.030
وقتی امپراطورُ دیدی باید
همه چیُ بگی

00:29:56.030 --> 00:29:58.350
خواجه لی یو

00:29:58.350 --> 00:30:02.050
خواجه لی یو، میخوام امپراطورُ ببینم

00:30:02.050 --> 00:30:06.150
سرورم -
بانو -

00:30:06.580 --> 00:30:09.380
بانو، نباید همچین رفتاری کنین

00:30:09.380 --> 00:30:11.750
سرورم و همسر اصیل خواستن اینو بهتون بگم

00:30:11.750 --> 00:30:13.690
هر دو برادر کوچیکتون

00:30:13.690 --> 00:30:16.070
تنها وارثان سوچولون

00:30:16.070 --> 00:30:18.870
بخاطر شما میمیرن

00:30:22.420 --> 00:30:24.950
همسر اصیل

00:30:24.950 --> 00:30:28.450
بانو، حالا همه چی تموم شده

00:30:28.450 --> 00:30:30.760
فکر کنین میخواین از کی محافظت کنین

00:30:37.250 --> 00:30:41.170
<c.colorc0c0c0>[قصر یانگ شین]</c>

00:31:28.167 --> 00:31:30.697
همسر شیان, امپراطور منتظرتونن

00:31:39.247 --> 00:31:42.027
ادای احترام امپراطور

00:31:42.027 --> 00:31:43.387
بنشین

00:31:43.387 --> 00:31:45.377
متشکرم، اعلیحضرت

00:31:52.317 --> 00:31:55.807
آ-روُ» دیروز بهت فرصت دارم»

00:31:55.807 --> 00:31:57.997
<i>و گذاشتم توی قصر یانگ شین بمونی</i>

00:31:57.997 --> 00:32:03.167
حالا منو و همسر شیان اینجاییم
اگه چیزی برای گفتن داری بگو

00:32:14.077 --> 00:32:16.087
اعلیحضرت لطفا منو ببخشین

00:32:16.087 --> 00:32:21.427
من کسیم که  برای همسر شیان پاپوش درست کردم

00:32:21.427 --> 00:32:23.557
میدونم

00:32:24.567 --> 00:32:27.337
من کسیم جیوه رو تهیه کردم

00:32:27.337 --> 00:32:30.947
و به بچه ها و همسر شیان آسیب زد

00:32:30.947 --> 00:32:35.807
<i>من به سه خواجه جوون رشوه دادم</i>

00:32:40.497 --> 00:32:43.407
آ-روُ» چطور اینکارا رو تنها انجام دادی؟»

00:32:43.407 --> 00:32:45.947
سرورم و من درباره این موضوع توافق داریم

00:32:45.947 --> 00:32:48.227
<i>انجام بعضی کارا از عهده ت خارج بوده</i>

00:32:48.227 --> 00:32:51.047
کی بهت دستور داد؟

00:32:56.987 --> 00:33:00.857
خوبه، پس نمیخوای چیزی بگی

00:33:00.857 --> 00:33:05.567
فقط اینکه کشتن فرزندان سلطنتی جرم بزرگیه و تا
نُه نسل مجازات میشن

00:33:05.567 --> 00:33:10.477
<i>اگه میخوای مسئولیت همه چیُ برعهده بگیری
جلوتُ نمیگیرم</i>

00:33:13.707 --> 00:33:16.627
یه سوال دیگه ازت دارم

00:33:16.627 --> 00:33:20.157
با دقت روی جوابت فکر کن

00:33:20.157 --> 00:33:22.697
میخوام ازت بپرسم

00:33:22.697 --> 00:33:27.177
وقتی همسرش شیان توی قصر سرد بود
تو به غذاش آرسنیک اضافه کردی؟

00:33:27.177 --> 00:33:30.867
اعلیحضرت، واقعا این کار من نبود

00:33:30.867 --> 00:33:32.527
کار کی بود؟

00:33:38.617 --> 00:33:40.507
شین ین. بگو

00:33:41.467 --> 00:33:42.927
در جواب امپراطور

00:33:42.927 --> 00:33:45.697
هر روز به ایشون خدمت میکنم

00:33:45.697 --> 00:33:48.607
اما از همه چی اطلاعی ندارم

00:33:48.607 --> 00:33:53.327
اما فقط میدونم بانو از همسر شیان خیلی نفرت داشتن

00:33:53.327 --> 00:33:55.817
مخصوصا وقتی متوجه شدن دستمالتون

00:33:55.817 --> 00:33:58.127
هدیه ی همسر شیان بوده

00:33:58.127 --> 00:34:00.327
اون زمان بانو گفتن

00:34:00.327 --> 00:34:03.177
که میخوان از شر همسر شیان خلاص شن

00:34:03.177 --> 00:34:05.407
<i>بانو سرزنشم نکنین</i>

00:34:05.407 --> 00:34:08.147
فقط میتونم حقیقتُ بگم

00:34:08.147 --> 00:34:09.757
<i>الان</i>

00:34:09.757 --> 00:34:13.377
<i>باید به کارایی که کردین اعتراف کنین</i>

00:34:13.377 --> 00:34:15.967
<i>راه فراری ندارین</i>

00:34:15.967 --> 00:34:19.557
آ-روُ» خدمتکارت حرفهاشُ زد»

00:34:19.557 --> 00:34:22.857
هنوزم انکار میکنی که میخواستی به همسر شیان
توی قصر سرد آسیب بزنی؟

00:34:22.857 --> 00:34:24.827
<i>برای خلاص شدن از دستش</i>

00:34:24.827 --> 00:34:27.167
<i>دیگه چکار کردی؟</i>

00:34:29.067 --> 00:34:33.467
بله، حادثه آتیش سوزی

00:34:33.467 --> 00:34:36.867
و مار کار من بود

00:34:36.867 --> 00:34:39.497
داری اعتراف میکنی

00:34:39.497 --> 00:34:42.067
واقعا ازم انقد متنفری؟

00:34:42.067 --> 00:34:46.267
همسر شیان، واقعا ازتون متنفرم

00:34:46.267 --> 00:34:49.667
باهوش و زرنگم و هرکاری براتون انجام دادم

00:34:49.667 --> 00:34:52.267
اما توی همه ی مسائل بهم فشار می آوردین

00:34:52.267 --> 00:34:56.167
به وضوح میدونستین امپراطور بهم علاقه مندن
ولی اصرار داشتین هرچه زودتر ازدواج کنم

00:34:56.167 --> 00:34:59.367
به نفعتون نبود امپراطور بهم علاقه مند شن؟
به این صورت یه کمک اضافه پیدا نمیکردین

00:34:59.367 --> 00:35:02.667
چرا باید مانع پیشرفتم میشدین؟

00:35:05.667 --> 00:35:07.667
بهت علاقه مند بودم؟

00:35:08.967 --> 00:35:14.267
همه ی این سالها چطور باهات رفتار کردم
هنوز متوجه نشدی؟

00:35:14.267 --> 00:35:16.667
اعلیحضرت قبلا بهم علاقه مند بودین

00:35:16.667 --> 00:35:19.267
بهمین خاطر توی قصر «ینِ شی» بهم توجه میکردین

00:35:19.267 --> 00:35:22.167
<i> منو به عنوان معشوقه تون در نظر گرفته بودین</i>

00:35:22.167 --> 00:35:28.167
آ-روُ» داری خودتُ گول میزنی»

00:35:28.167 --> 00:35:30.767
به همسر شیان بگو -
سرورم -

00:35:30.767 --> 00:35:34.167
شرمنده نیستی که برای رسیدن به
افتخار به بانوت خیانت کردی

00:35:43.767 --> 00:35:46.067
همه ی این سالها

00:35:47.367 --> 00:35:52.967
امپراطور هرگز بهم دست نزدن

00:35:52.967 --> 00:35:54.687
<i>تمام اوقات</i>

00:35:54.687 --> 00:35:58.767
روی یه ملافه نازک زانو میزدم

00:35:59.467 --> 00:36:03.457
هرشب اینطور بهشون خدمت میکردم

00:36:04.067 --> 00:36:07.367
امپراطور هرگز بهم دست نزدن

00:36:09.467 --> 00:36:13.367
فکر میکنین اوقات سختیُ توی قصر سرد داشتین؟

00:36:13.367 --> 00:36:16.667
فکر میکنین این بیرون زندگیم خوب بود؟

00:36:16.667 --> 00:36:18.967
<i>در طول روز معشوقه ای ام</i>

00:36:18.967 --> 00:36:22.167
<i>که مورد توجه امپراطوره</i>

00:36:22.167 --> 00:36:25.467
<i>اما وقتی باهاشون تنهام</i>

00:36:25.467 --> 00:36:28.767
یه خدمتکار سطح پایینم

00:36:30.067 --> 00:36:34.767
با این وجود دیگران

00:36:34.767 --> 00:36:37.767
منو مورد لطف امپراطور میدونن

00:36:37.767 --> 00:36:41.967
بنابراین چاره ای جز تحمل خنده ها و
حسادتا نداشتم

00:36:41.967 --> 00:36:47.567
همسر شیان, همه ش تقصیر شماس که امپراطور
اینطور باهام رفتار میکردن

00:36:47.567 --> 00:36:49.767
چطور میتونم ازتون متنفر نباشم؟

00:36:51.767 --> 00:36:54.167
بزار بهت بگم

00:36:55.467 --> 00:36:59.567
مقصر وضعیت امروزت خودتی

00:37:01.567 --> 00:37:05.567
امپراطور وقتی توی قصر «ینِ شی» بودم

00:37:05.567 --> 00:37:07.867
برای هوشم ستایشم کردین

00:37:07.867 --> 00:37:09.607
وقتی که از بازجویی خلاص شدم

00:37:09.607 --> 00:37:12.167
منو کنارتون نگهداشتین

00:37:12.167 --> 00:37:14.967
اما توی این سالها

00:37:14.967 --> 00:37:18.667
<i>اینطور باهام رفتار میکردین</i>

00:37:18.667 --> 00:37:22.367
اگه احساسی نداشتین، چرا منو نکشتین؟

00:37:22.367 --> 00:37:24.367
اگه توی این سالها بهت توجه نمیکردم

00:37:24.367 --> 00:37:28.567
از سر راه برت میداشتن

00:37:28.567 --> 00:37:31.317
و اونوقت هیشکی نبود که اعتراف کنه
برای همسر شیان پاپوش درست کردن

00:37:31.317 --> 00:37:33.467
و اون بیگناهه

00:37:43.367 --> 00:37:46.467
<i>بنابراین همه ی اینا بخاطر همسر شیان بود</i>

00:37:48.067 --> 00:37:51.667
امپراطور، من باهاتون صادق بودم

00:37:51.667 --> 00:37:55.967
صادق؟  تو آدم مکاری هستی

00:37:55.967 --> 00:37:58.267
انتظار چه رفتاری داشتی؟

00:37:58.267 --> 00:38:01.667
اعلیحضرت، فکر کردین هیشکی براتون نقشه نکشیده؟

00:38:01.667 --> 00:38:04.467
فکر کردین باقی حرمسرا اینطور نیستن؟

00:38:04.467 --> 00:38:09.167
چرا باید به جای اونا تحقیر شم؟

00:38:09.167 --> 00:38:12.267
میدونم اونا نقشه های زیادی کشیدن

00:38:12.267 --> 00:38:16.467
اما اولین باره, کسیُ میبینم برای رسیدن به افتخار

00:38:16.467 --> 00:38:18.667
به بانوش خیانت میکنه

00:38:19.667 --> 00:38:24.367
دوباره ازت میپرسم. کی تحریکت کرد؟
شخص دیگه ای هم دخالت داشت؟

00:38:27.267 --> 00:38:30.267
هیشکی تحریکم نکرد

00:38:30.267 --> 00:38:33.267
همش کار خودم بود

00:38:40.567 --> 00:38:43.567
همسر شیان، توی کتابخونه منتظرم باش

00:38:43.567 --> 00:38:46.667
بعدا میام پیشت. همه تون برین بیرون

00:38:49.467 --> 00:38:51.167
بله

00:39:04.117 --> 00:39:05.647
آ-روُ

00:39:06.867 --> 00:39:09.117
همسر شیان الان اینجا نیس

00:39:09.117 --> 00:39:11.067
میتونی آروم باشی

00:39:11.067 --> 00:39:17.267
و بهم بگی کی پشت این قضایاست

00:39:46.567 --> 00:39:48.267
اعلیحضرت

00:39:52.167 --> 00:39:54.407
برای مدت طولانی از «آ-روُ» بازجویی کردم

00:39:55.167 --> 00:39:59.267
میترسیدم اون جلوت حقیقتُ نگه

00:39:59.267 --> 00:40:03.267
اما حرفش تغییری نکرد و گفت مقصر خودشه

00:40:04.467 --> 00:40:08.267
باور نمیکنم کار خودش تنها باشه

00:40:08.267 --> 00:40:13.167
منم مثل تو باورم نمیشه

00:40:13.167 --> 00:40:19.367
اما نمیتونم به همه مظنون باشم و
روی هرکدوم جداگونه تحقیق کنم

00:40:19.367 --> 00:40:22.967
با اینکارم توی حرمسرا اغتشاش ایجاد میشه

00:40:24.867 --> 00:40:27.367
بنابراین امیداورم درک کنی

00:40:27.367 --> 00:40:31.667
آ-روُ» اعتراف کرده»
که مقصر خودشه

00:40:38.467 --> 00:40:43.767
رویی، من امپراطور سلسله

00:40:43.767 --> 00:40:48.267
و رئیس حرمسرام
امیدوارم درک کنی

00:40:54.767 --> 00:40:58.467
تلاش و توجهتونُ درک میکنم

00:40:58.467 --> 00:41:04.067
مهم اینه من و شما باهم صادقیم

00:41:04.067 --> 00:41:09.667
و من به همین خاطر احساس آرامش میکنم

00:41:13.067 --> 00:41:17.067
<i>رویی، واقعا امیدوارم</i>

00:41:17.067 --> 00:41:21.167
دوباره از اول شروع کنیم و از هم دور نشیم

00:41:46.867 --> 00:41:50.167
اعلیحضرت، لی یو فهمید

00:41:50.167 --> 00:41:54.067
آقای گائو دو برادر جوان « آ-روُ» رو گرفته

00:41:55.977 --> 00:41:58.967
در روز خوش آمد گویی بهار

00:41:58.967 --> 00:42:02.767
گفتم پولهایی که «شياو فو زِ» و «شياو اَن زِ» گرفتن
از طرف معشوقه ی سلطنتی «شِن» بوده

00:42:02.767 --> 00:42:06.167
بعد از تحقیق بیشتر مشخص شد
اونا از طرف همسر اصیل بوده

00:42:06.167 --> 00:42:08.467
فقط از طریق «آ-روُ» به دستشون رسیده

00:42:08.467 --> 00:42:13.367
این سالها متوجه رفت و آمد «آ-روُ» به قصر ملکه بودم

00:42:13.367 --> 00:42:16.267
همسر اصیل هم همیشه گوش به فرمان ملکه ست

00:42:16.267 --> 00:42:18.867
پس این موضوع به ملکه هم مربوط میشه

00:42:18.867 --> 00:42:22.867
...امپراطور حتی اگه به ملکه مشکوک شین نباید

00:42:22.867 --> 00:42:24.667
میدونم

00:42:25.667 --> 00:42:29.267
میدونم اون همسر اصلیمه

00:42:29.267 --> 00:42:33.767
و مادر بچه هام

00:42:33.767 --> 00:42:39.367
اون زن باهوشیه امیدوارم این موضوع
ربطی بهش نداشته باشه

00:42:39.367 --> 00:42:42.587
هیچ مدرکی نیس که ملکه رو به آ-روُ ربط بده

00:42:42.587 --> 00:42:44.867
اما پیش بینیش سخته

00:42:44.867 --> 00:42:47.667
نیازه اونو برای همیشه خفه کنیم

00:42:47.667 --> 00:42:51.867
وقتی ساکت شه این به عنوان مجازات کارهاش حساب میشه

00:42:51.867 --> 00:42:55.067
<i>بله، اما همسر اصیل چی؟</i>

00:42:56.667 --> 00:42:59.167
هنوز زمانش نرسیده

00:43:14.667 --> 00:43:16.167
<i>برین بیرون</i>

00:43:16.167 --> 00:43:17.667
بله

00:43:29.467 --> 00:43:32.967
کاسه سوپ از طرف سرورمه

00:43:32.967 --> 00:43:36.867
وقتی که بنوشیش دیگه توانایی اینکه
مزخرف بگیُ نداری

00:43:36.867 --> 00:43:39.467
<i>دیگه نمیتونی دیگرانُ درگیر کنی</i>

00:43:50.677 --> 00:44:01.677
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:44:01.701 --> 00:44:12.701
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.

00:44:12.867 --> 00:44:15.467
<c.yellow>♫ <i> گلبرگهای باغ آلو در حال ریزشن♫</i> </c>

00:44:15.467 --> 00:44:19.667
<c.yellow>♫ <i>به نظر میرسد این اولین زندگی ماست که باهم ملاقات کردیم♫</i> </c>

00:44:22.967 --> 00:44:25.567
<c.yellow>♫ <i>  موی مشکیه ابریشمی در انعکاس مهتاب ♫</i> </c>

00:44:25.567 --> 00:44:30.967
<c.yellow>♫ <i>برای مقابله با زندگیه مرگبارمون کنار همیم♫ </i> </c>

00:44:33.367 --> 00:44:36.067
<c.yellow>♫ <i>با بوسیدن گلبرگ گل رز ♫</i> </c>

00:44:36.067 --> 00:44:40.567
<c.yellow>♫ <i> اشتیاق امروزم تبدیل به سردرگمی و نگرانی میشود ♫</i> </c>

00:44:43.767 --> 00:44:46.267
<c.yellow>♫ <i>تنها اشکها این تعهد را میپوشاند ♫</i> </c>

00:44:46.267 --> 00:44:51.867
<c.yellow>♫ <i>بعد از یک عمر زندگی در کنار هم
کی باعث تغییرش شد؟  </i> ♫</c>

00:44:51.867 --> 00:44:54.267
<c.yellow>♫ <i>گلها با شکوه و جلال شکوفا می شوند و به راحتی پژمرده میشوند ♫ </i> </c>

00:44:54.267 --> 00:44:56.967
<c.yellow>♫ <i>  چه کسی رشته های زیتار را پاره کرده است؟ ♫</i> </c>

00:44:56.967 --> 00:44:59.667
<c.yellow>♫ <i> زمانی که عشق عمیق میشود، افراد مستعد جدایی میشوند♫</i> </c>

00:44:59.667 --> 00:45:02.067
<c.yellow>♫ <i> به تنهایی آواز غمگین فراق را میخوانم ♫</i> </c>

00:45:02.067 --> 00:45:04.667
<c.yellow>♫ <i> در گرگ میش ناخوشایند اواخر بهار ♫</i> </c>

00:45:04.667 --> 00:45:07.267
<c.yellow>♫ <i>  ،با یک استدلال فریبنده مانند یک رویای خالی یا یک حسرت  ♫</i> </c>

00:45:07.267 --> 00:45:12.717
<c.yellow>♫ <i> بگذار رودخانه ی زمان حرکت کند ♫</i></c>

00:45:14.467 --> 00:45:19.167
<c.yellow>♫ <i> سالیان طولانیه جدایی
بدون تاریخ مشخصی از امید و بازگشت♫</i> </c>

00:45:19.167 --> 00:45:24.667
<c.yellow>♫ <i>متاسفانه, احساس عمیق قلبم را نپذیرفتی♫</i> </c>

00:45:24.667 --> 00:45:29.467
<c.yellow>♫ <i> ماه مانند آب در جریان است تردیدهای گذشته ات را پاک کن♫</i> </c>

00:45:29.467 --> 00:45:35.067
<c.yellow>♫ <i>صداقت تنها چیزیست که باقی مانده♫</i> </c>

00:45:35.067 --> 00:45:39.867
<c.yellow>♫ <i>در شبی بی انتها، نمیتوانم در میان موهای خاکستری بدنبال جوانیم باشم ♫</i> </c>

00:45:39.867 --> 00:45:45.267
<c.yellow>♫ <i>و جرات اینکه از دور به تو نگاه کنم را هم ندارم ♫</i> </c>

00:45:45.267 --> 00:45:50.167
<c.yellow>♫ <i> اگر میتوانستیم زندگی دیگری داشته باشیم
ممکن بود دو فرد غیراشرافی باشیم ♫</i> </c>

00:45:50.167 --> 00:45:55.967
<c.yellow>♫ <i> دوباره باهم عهد میبستیم و صادقانه کنارهم زندگی میکردیم ♫</i> </c>