﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:50.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:51.440 --> 00:02:00.640
<c.yellow><i>عشق سلطنتی رویی در قصر</i></c>

00:02:00.640 --> 00:02:03.480
<c.yellow><i>قسمت شصت و دو</i></c>

00:02:03.200 --> 00:02:05.600
<c.color80ff00>[قصر شی فانگ]</c>

00:02:35.168 --> 00:02:37.468
<i>آرومتر، یونگ شوان عجله نکن</i>

00:02:37.468 --> 00:02:39.988
مادر، درد می کنه

00:02:39.988 --> 00:02:41.568
درد می کنه

00:02:41.568 --> 00:02:44.668
یونگ شوان، شجاع باش نترس

00:02:44.668 --> 00:02:46.068
بیا اینجا

00:02:46.868 --> 00:02:49.268
<i>نگران نباش، پسرم</i>

00:02:51.268 --> 00:02:52.568
تا اینجا بیا

00:02:52.568 --> 00:02:56.968
مادر، نمیتوانم پاهامُ تکون بدم

00:02:58.168 --> 00:02:59.668
پزشک باو

00:03:01.068 --> 00:03:01.968
<i>بله</i>

00:03:01.968 --> 00:03:03.868
...پاهای شاهزاده هشتم

00:03:03.868 --> 00:03:07.568
اعلیحضرت درمانگاه سلطنتی تمام تلاششونُ کردن

00:03:07.568 --> 00:03:12.468
شاهزاده ی هشتم هرگز دیگه نمیتونن
به طور طبیعی راه برن

00:03:12.468 --> 00:03:15.178
<i>مادر، پاهام</i>

00:03:15.178 --> 00:03:17.968
فلج شدم؟

00:03:21.268 --> 00:03:25.968
امپراطور، ببینین «یونگ چی» اینکارُ باهاش کرده

00:03:25.968 --> 00:03:28.268
<i>به همین راحتی میخواین ازش بگذرین؟</i>

00:03:28.268 --> 00:03:31.268
همسر اصیل جیا، چند بار بهتون بگم

00:03:31.268 --> 00:03:33.468
سقوط «یونگ شوان» یه حادثه بود
ربطی به «یونگ چی» نداره

00:03:33.468 --> 00:03:36.068
اهمیتی نمیدم حادثه بوده یا نه

00:03:36.068 --> 00:03:40.968
فقط میدونم پاهاش هرگز خوب نمیشن

00:03:41.868 --> 00:03:44.358
<i>اون فقط نه سالشه</i>

00:03:44.358 --> 00:03:47.068
<i>در آینده میخواد چکار کنه؟</i>

00:03:50.068 --> 00:03:53.468
یونگ شوان، با اینکه پاهات آسیب دیده

00:03:53.468 --> 00:03:57.368
اما هرگز رها نمیشی. تو پسرمی

00:03:58.908 --> 00:04:00.778
بگیرش

00:04:02.668 --> 00:04:06.268
اعلیحضرت، «یونگ تی» هنوز بچه اس

00:04:06.268 --> 00:04:11.068
و «یونگ شوان» پاهاش آسیب دیده
 و «یونگ چُنگ» حتی وضعش بدتره

00:04:11.068 --> 00:04:16.168
وقتی به سن ازدواج برسن نمیتونیم
یه شریک خوب براشون انتخاب کنیم

00:04:16.168 --> 00:04:20.568
اعلیحضرت، لطفا بهمون لطف کنین

00:04:20.568 --> 00:04:25.268
التماستون میکنم که یه همسر خوب
برای «یونگ چُنگ» انتخاب کنین

00:04:25.268 --> 00:04:30.268
تا وقتی این اطراف نباشم
زن برادرشون ازشون مراقبت کنه

00:04:30.268 --> 00:04:32.468
<i>بتونه مراقب «یونگ شوان و یونگ تی» باشه</i>

00:04:32.468 --> 00:04:34.068
چرا همچین حرفی میزنی؟

00:04:34.068 --> 00:04:36.468
اعلیحضرت

00:04:36.468 --> 00:04:39.868
فقط بهم قول بدین

00:04:41.668 --> 00:04:46.268
باشه، یه دختر انتخاب کن
بهم خبر بده

00:04:46.268 --> 00:04:49.968
اگه دختر خوبی باشه اجازه ازدواجشُ میدم

00:04:54.068 --> 00:04:57.368
ممنونم امپراطور، برای مهربونیتون

00:05:00.868 --> 00:05:02.668
اونو با این وضعیت پاهاش

00:05:02.668 --> 00:05:06.268
 بخاطر همین موضوع به اینجا آوردی

00:05:06.268 --> 00:05:09.768
اجازه نداری سگتُ به اینجا بیاری
هوای اینجا رو متعفن میکنی

00:05:09.768 --> 00:05:11.968
 میفهمم

00:05:14.868 --> 00:05:17.368
پای چپ شاهزاده هشتم فلج شده

00:05:17.368 --> 00:05:19.668
اون دیگه نمیتونه عادی راه بره

00:05:20.578 --> 00:05:24.958
این تقصیر منه
این چند روز نتونستم خوب بخوابم

00:05:26.568 --> 00:05:28.768
امپراطور راجب این موضوع تحقیق کردن

00:05:28.768 --> 00:05:31.868
<i>سقوط «یونگ شوان» ربطی بهت نداره</i>

00:05:31.868 --> 00:05:34.668
<i>مهم نیس این تقصیر منه</i>

00:05:34.668 --> 00:05:37.968
پیشنهاد میکنم که از افراد قصر «چی شیانگ» دور بمونی

00:05:38.868 --> 00:05:43.968
دیگه شما و مادر سلطنتیُ نگران نمیکنم

00:05:45.088 --> 00:05:48.868
مادر سلطنتی و مادر هر دو درک میکنیم
که برادر جوونتُ دوست داری

00:05:48.868 --> 00:05:53.868
حالا که این اتفاق افتاده احساس گناه میکنی
حالت خوب نیس

00:05:53.868 --> 00:05:57.068
<i>ولی، این واقعا یه اتفاق بود</i>

00:05:57.068 --> 00:05:59.868
بعلاوه، امپراطورم سرزنشت نکردن

00:05:59.868 --> 00:06:02.368
نیازی نیس بیشتر از این احساس بدی داشته باشی

00:06:03.668 --> 00:06:05.168
بله

00:06:05.668 --> 00:06:07.268
<i>شاهزاده هشتم</i>

00:06:15.808 --> 00:06:19.068
بانو -
چیه؟ -

00:06:19.068 --> 00:06:23.368
غذا آماده ست
لطفا میل کنین

00:06:23.368 --> 00:06:26.668
لی شین، «فوگرُ» پیدا نکرد؟

00:06:26.668 --> 00:06:28.068
همه جا دنبالش گشتم

00:06:28.068 --> 00:06:31.968
و هنوز نتونستم پیداش کنم
خواهر بزرگ «لی شین» هنوز دنبالشه

00:06:32.868 --> 00:06:37.068
فراموشش کن. اگه گم شده بزار گم بشه

00:06:38.468 --> 00:06:41.668
اونا حتی به یه انسان اهمیت نمیدن
چرا باید به یه سگ اهمیت بدن؟

00:06:41.668 --> 00:06:45.368
بانو به زودی جشنواره «شانگ یو» از راه میرسه

00:06:45.368 --> 00:06:49.068
سرورم و معشوقه های قصر دارن هدایاشونُ آماده میکنن

00:06:49.068 --> 00:06:52.268
باید چی آماده کنیم؟

00:06:52.268 --> 00:06:54.668
چرا باید نگران این موضوع باشی؟

00:06:54.668 --> 00:06:57.068
چندتا تیکه پارچه پیدا کن

00:06:57.068 --> 00:06:58.768
بله

00:07:03.668 --> 00:07:06.668
میدونستم همسر یو هنرمنده

00:07:06.668 --> 00:07:11.168
اما انتظار نداشتم معشوقه ی سلطنتی چینگ انقد ماهر باشه

00:07:11.168 --> 00:07:15.568
مهم نیس قلاب دوزیم چقد خوب باشه
مقابل مقایسه با ملکه نیستم

00:07:15.568 --> 00:07:17.468
فکر میکنم جشنواره «شانگ یو» به زودی از راه میرسه

00:07:17.468 --> 00:07:19.668
چون چیزی نداشتم

00:07:19.668 --> 00:07:23.568
اینا رو برای شاهزاده ی دوازدهم و
شاهزاده خانوم  پنجم آماده کردم

00:07:23.568 --> 00:07:26.168
مردم عادی میگن خوبکه
مرد و زن لباس قرمز و سبز بپوشن

00:07:26.168 --> 00:07:28.868
<i> تصادفا، همسر اصیل جیا دو طاقه
پارچه بهم داده بودن</i>

00:07:28.868 --> 00:07:33.368
از اونا برای شاهزاده دوازدهم و
شاهزاده خانوم لباس درست کردم

00:07:33.368 --> 00:07:35.168
خیاطیتون عالیه

00:07:35.168 --> 00:07:38.868
وقتی به باغ سلطنتی رفتیم
اینا رو تن بچه ها میکنم

00:07:38.868 --> 00:07:41.468
<i>خوبه که بچه ها لباسهای روشن بپوشن</i>

00:07:41.468 --> 00:07:45.368
شاهزاده دوازده هم خوش قیافه ان
با رنگ قرمز بهترم به نظر میان

00:07:46.268 --> 00:07:47.668
رونگ پی، برو کمی آب بیار

00:07:47.668 --> 00:07:49.468
بله

00:07:49.468 --> 00:07:52.068
اگه خواهر لینگ نمیگفتن

00:07:52.068 --> 00:07:56.268
هرگز به فکر نمی افتادم چاپلوسی بچه های ملکه رو کنم

00:07:56.268 --> 00:07:59.668
اون هنوزم ملکه ست

00:07:59.668 --> 00:08:03.928
مهم نیس چقد ازش ناراحتین هنوزم باید
بهش احترام بزارین تا بتونین خوب زندگی کنین

00:08:04.968 --> 00:08:07.468
بهش اشاره نکنین

00:08:07.468 --> 00:08:10.268
خوشبختانه همسر اصیل جیا بهم دو طاقه
پارچه پاداش دادن

00:08:10.268 --> 00:08:12.868
فقط کمی از اون پارچه ها استفاده کردم

00:08:12.868 --> 00:08:15.668
لباس جدیدی برای بچه های ملکه درست کردین

00:08:15.668 --> 00:08:18.868
قطعا نظر خوبی بهتون پیدا میکنن

00:08:18.868 --> 00:08:24.068
خواهر لینگ، شما تنها کسی هستین که
توی این قصر باهام صادقه

00:08:26.268 --> 00:08:28.968
<i>بیا، توی آینه به خودت نگاه کن</i>

00:08:28.968 --> 00:08:31.868
خوبی؟

00:08:31.868 --> 00:08:34.468
نه

00:08:34.468 --> 00:08:39.868
<i>مادر، نمیخوام سبز بپوشم میخوام قرمز بپوشم</i>

00:08:39.868 --> 00:08:42.668
<i>مادر، بزارین خواهر کوچیک قرمز بپوشن</i>

00:08:42.668 --> 00:08:45.668
من رنگ سبزُ دوست دارم

00:08:45.668 --> 00:08:48.868
<i>شاهزاده خانوم هرچند از
 شاهزاده ی دوازده هم یه سال جوونترن</i>

00:08:48.868 --> 00:08:52.068
<i>اما اونا تقریبا هم قدن</i>

00:08:52.068 --> 00:08:55.068
میتونن لباسشونُ عوض کنن

00:08:55.068 --> 00:08:59.968
نگاشون کن، اونا هنوز جوونن اما میدونن
چطور لباسشونُ انتخاب کنن

00:09:00.868 --> 00:09:06.068
دایه، بزارین هرکدومُ که دوست داشتن بپوشن

00:09:06.068 --> 00:09:09.268
ممنونم مادر

00:09:09.268 --> 00:09:12.268
<i>بیایین بپوشین</i>

00:09:13.568 --> 00:09:15.168
اینجوری دوست دارین؟

00:09:15.168 --> 00:09:16.668
<i>بله</i>

00:09:16.668 --> 00:09:18.608
<i>خیلی خوبه</i>

00:09:18.608 --> 00:09:20.568
<i>خوب ببین</i>

00:09:21.968 --> 00:09:23.868
<i>زمان واقعا زود میگذره</i>

00:09:23.868 --> 00:09:27.268
<i>توی یه چشم به هم زدن شاهزاده خانوم
سه سالشون شد</i>

00:09:27.268 --> 00:09:30.068
<i>شاهزاده به زودی چهار ساله میشن</i>

00:09:30.068 --> 00:09:34.268
<i>درسته، بچه ها توی این سن خیلی شیطونن</i>

00:09:34.268 --> 00:09:38.968
فعلا نمیدونین، بچه توی شکمتون آرومه

00:09:38.968 --> 00:09:40.668
به زودی میرم توی شش ماه

00:09:40.668 --> 00:09:44.768
ملکه، به شکمم نگاه کنین
گرد نیس؟

00:09:44.768 --> 00:09:48.768
واقعا گرده. یه شاهزاده خانوم باردارین

00:09:48.768 --> 00:09:53.868
اگه شاهزاده خانوم باشه امپراطور عاشقش میشنُ و دیگه بهم توجهی نمی کنن؟

00:09:53.868 --> 00:09:56.468
نگران چی هستی؟

00:09:56.468 --> 00:10:00.368
نگرانم وقت زایمان آسیب ببینم

00:10:00.368 --> 00:10:02.668
نگرانم موقع زایمان این بچه

00:10:02.668 --> 00:10:06.068
همه چی سخت بشه

00:10:06.068 --> 00:10:08.268
همچین فکراییُ بس کن

00:10:08.268 --> 00:10:11.268
قطعا زایمان خوبی خواهی داشت

00:10:11.268 --> 00:10:13.268
آروم

00:10:13.268 --> 00:10:14.268
بیا

00:10:14.268 --> 00:10:16.668
<i>توپ</i>

00:10:16.668 --> 00:10:18.268
<i>ممنونم از حرفای دلگرم کننده تون، ملکه</i>

00:10:18.268 --> 00:10:21.068
<i>این بچه رو بدون هیچ مشکلی به دنیا میارم</i>

00:10:21.068 --> 00:10:22.668
<i>وقتی بچه بزرگ شد</i>

00:10:22.668 --> 00:10:25.668
<i>بچه بهم میگه مادر و بهتون میگه مادر سلطنتی</i>

00:10:25.668 --> 00:10:28.468
<i>بچه ام میتونه با شاهزاده خانوم پنجم و شاهزاده ی دوازدهم بازی کنه</i>

00:10:28.468 --> 00:10:32.568
آره, دارن خوش میگذرونن

00:10:34.268 --> 00:10:35.668
 بریم، پسر

00:10:35.668 --> 00:10:37.668
<i>اونو بدش بهم</i>

00:10:37.668 --> 00:10:39.168
<i>بیا</i>

00:10:51.068 --> 00:10:52.668
<i>جينگ سِ</i>

00:10:52.668 --> 00:10:54.068
<i>جينگ سِ، چی شده؟؟</i>

00:10:54.068 --> 00:10:55.368
<i>برو پزشک سلطنتیُ خبر کن</i>

00:10:55.368 --> 00:10:57.868
<i>برو پزشک سلطنتیُ خبر کن</i>

00:10:57.868 --> 00:11:00.268
<i> شاهزاده خانم</i>

00:11:00.268 --> 00:11:02.668
بانو -
پزشکُ خبر کنین -

00:11:02.668 --> 00:11:04.268
پزشکُ خبر کنین

00:11:04.268 --> 00:11:06.268
عجیبه

00:11:06.268 --> 00:11:07.868
فوگر» چطور اینجاس؟»

00:11:07.868 --> 00:11:11.168
<i>بیایین بریم -
حرکت کنین -</i>

00:11:28.068 --> 00:11:29.668
<i>اعلیحضرت</i>

00:11:29.668 --> 00:11:32.368
<i>عجله کنین</i>

00:11:32.368 --> 00:11:35.068
وقتی اونا «جينگ سِ» به اینجا آوردن

00:11:35.068 --> 00:11:37.368
تنفسش خیلی ضعیف بود

00:11:37.368 --> 00:11:40.168
<i>اون سگ روش پرید</i>

00:11:40.768 --> 00:11:45.068
نترس، «جينگ سِ» خوش شانسه
اون خوب میشه

00:11:46.268 --> 00:11:48.538
اعلیحضرت، ملکه

00:11:48.538 --> 00:11:53.668
سگ دیوونه که شاهزاده خانوم شُکه کرد -
مال همسر اصیل جیا بود. اسمش فوگوره     - سگ کجاس؟

00:11:53.668 --> 00:11:57.568
بدنش توی باغ پیدا شد. گردنش شکسته

00:11:57.568 --> 00:12:01.668
<i>همسر اصیل جیا برای درخواست بخشش بیرون زانو زدن</i>

00:12:01.668 --> 00:12:03.668
با چه جراتی به اینجا اومده؟

00:12:04.868 --> 00:12:06.368
سرورم

00:12:08.948 --> 00:12:11.248
گستاخ

00:12:11.248 --> 00:12:13.618
<i>اعلیحضرت، لطفا عصبانی نباشین</i>

00:12:13.618 --> 00:12:15.598
اعلیحضرت

00:12:16.368 --> 00:12:20.498
امپراطور,بیگناهم. تمام
وقتمُ صرف مراقبت «یونگ شوان» کرده بود

00:12:20.498 --> 00:12:23.188
حتی نمیدونم چرا فوگر سمت شاهزاده خانم پرید

00:12:23.188 --> 00:12:25.488
بیگناهم امپراطور

00:12:25.488 --> 00:12:28.548
بی گناه؟  «جينگ سِ»  بی گناه نیست؟

00:12:28.548 --> 00:12:31.918
اون هنوز جوونه اما بخاطر
حیوونی که نگه داشتی شکه شده

00:12:31.918 --> 00:12:35.408
هدفت از نگه داشتن اون جونور چیه؟ چرا نگرش داشتی؟

00:12:36.238 --> 00:12:38.528
لطفا عاقلانه تصمیم بگیرین امپراطور

00:12:38.528 --> 00:12:42.738
اون سگُ فقط برای محافظت از خودم
نگهداشتم. نمیخواستم به کسی آسیب بزنم

00:12:42.738 --> 00:12:46.358
میخوام از ملکه بپرسم که چه هدفی از کارشون دارن

00:12:46.358 --> 00:12:49.158
هنوز جرات داری ملکه رو بدنام کنی؟

00:12:51.368 --> 00:12:55.408
امپراطور، همه میگن فوگر باعث میشه
همسر اصیل جیا خوشحال شه

00:12:55.408 --> 00:12:57.868
اون کاملا به همسر اصیل جیا گوش میده

00:12:58.518 --> 00:13:02.758
امپراطور، درباره ی جزئیاتش فکر کنین

00:13:02.758 --> 00:13:06.658
اگه میخواستم به دختر ملکه آسیبی بزنم

00:13:06.658 --> 00:13:11.458
چرا بجاش به شاهزاده ی پنجم آسیب نزنم؟  یا شاهزاده ی دوازدهم؟

00:13:11.458 --> 00:13:15.428
چرا برم به یه شاهزاده خانوم آسیب بزنم؟

00:13:15.428 --> 00:13:18.548
شاهزاده خانوم با بیماری قلبی
به دنیا اومدن و نمیتونستن شکه شن

00:13:18.548 --> 00:13:21.538
قبلا یه بار به وسیله ی قصر «چی شیانگ» شکه شدن

00:13:21.538 --> 00:13:24.498
همسر اصیل جیا، به خوبی ازش خبر داشتین

00:13:25.798 --> 00:13:29.108
امپراطور، فوگرُ میشناسم

00:13:29.108 --> 00:13:32.548
درسته کمی درنده ست ولی
 به کسی آسیب نمیزنه

00:13:32.548 --> 00:13:35.748
شنیدم اون مستقیما سمت شاهزاده خانوم رفت

00:13:35.748 --> 00:13:38.028
اما شاهزاده خانوم تحریکش نکرد

00:13:38.028 --> 00:13:43.688
وقتی راجبش فکر کردم به این نتیجه رسیدم
این اتفاق بخاطر لباس قرمز شاهزاده خانوم افتاد

00:13:43.688 --> 00:13:47.608
سریعا لباسُ عطر کردم

00:13:47.608 --> 00:13:52.278
به نظر عطر گل صدتومنی قبیله یوئه که
همسر اصیل جیا ازش استفاده میکنن

00:13:52.278 --> 00:13:57.528
امپراطور، همه مون میدونیم
فقط همسر اصیل جیا از این عطر استفاده میکنن

00:13:57.528 --> 00:14:00.768
پس حیوون اینطور به راحتی تحریک میشه

00:14:00.768 --> 00:14:02.728
میترسم به همین دلیل روی شاهزاده خانوم پرید

00:14:02.728 --> 00:14:04.408
چرا مزخرف میگین

00:14:04.408 --> 00:14:09.788
،اعلیحضرت, یادمه این لباس
هدیه ی معشوقه سلطنتی چینگ بود

00:14:10.618 --> 00:14:13.158
اعلیحضرت  اعلیحضرت

00:14:13.158 --> 00:14:16.978
امپراطور، نمیخواستم به شاهزاده خانوم آسیب بزنم

00:14:16.978 --> 00:14:22.168
اونو همسر اصیل جیا بهم دادن

00:14:22.168 --> 00:14:25.408
بنابراین طبیعیه که همچین عطری داشته باشه

00:14:25.408 --> 00:14:27.798
هیچ ارتباطی بهم نداره

00:14:27.798 --> 00:14:31.248
امپراطور، این پارچه رو به
معشوقه سلطنتی چینگ هدیه دادم

00:14:31.248 --> 00:14:33.708
اما چطور میدونستم
کجا میخواد ازش استفاده کنه؟

00:14:33.708 --> 00:14:37.018
اصلا نمیدونم چرا عطر منو میده

00:14:37.018 --> 00:14:39.108
اگر چه راجب پارچه خبر نداشتی

00:14:39.108 --> 00:14:41.758
سگت نمیتونه از سوء ظن فرار کنه

00:14:41.758 --> 00:14:44.238
. . . تو -
دهانتُ ببند -

00:14:45.108 --> 00:14:49.648
مهم نیس که «جينگ سِ» تصادفا با سگت رو به رو شد

00:14:49.648 --> 00:14:52.388
به قصر «چی شیانگ» ببرینش
هیشکی حق نداره به دیدنش بره

00:14:52.388 --> 00:14:54.458
اجازه ی ملاقات با هیچ شاهزاده ایُ هم نداره

00:14:54.458 --> 00:14:56.688
اعلیحضرت

00:14:56.688 --> 00:14:59.658
اعلیحضرت

00:14:59.658 --> 00:15:01.878
امپراطور، بیگناهم

00:15:01.878 --> 00:15:04.588
نمیخوام دوباره ببینمت

00:15:04.588 --> 00:15:09.078
شاهزاده خانوم

00:15:09.768 --> 00:15:11.918
شاهزاده خانوم

00:15:22.648 --> 00:15:25.248
اعلیحضرت، بی کفایتم

00:15:25.248 --> 00:15:29.058
شاهزاده خانوم از دنیا رفتن

00:16:34.258 --> 00:16:43.748
<c.color80ff00><i>[در بیستمین سال سلطنت چیان لونگ. شاهزاده خانوم پنجم از دنیا رفت]</i></c>

00:16:43.748 --> 00:16:53.158
<c.color80ff00><i>[پس از مرگش عنوان شاهزاده خانوم «گورو خُ یی» به وی اعطا شد]</i></c>

00:17:00.518 --> 00:17:04.648
امپراطور، معشوقه ی سلطنتی یینگ از این آسیب صدمه دیدین

00:17:04.648 --> 00:17:09.028
کودکشون زنده نموند
فرزندشون شاهزاده خانوم بود

00:17:12.958 --> 00:17:17.068
برو دیدن معشوقه ی سلطنتی یینگ
نزار بیش از حد ناراحت شن

00:17:17.068 --> 00:17:18.558
بله

00:17:24.218 --> 00:17:27.538
ادای احترام همسر یو

00:17:28.258 --> 00:17:29.958
میخوام چند کلمه با امپراطور صحبت کنم

00:17:29.958 --> 00:17:31.688
بله

00:17:37.968 --> 00:17:40.268
ادای احترام امپراطور

00:17:41.138 --> 00:17:43.328
ملکه چطورن؟

00:17:44.448 --> 00:17:46.638
خواهر از شدت گریه از هوش رفتن

00:17:46.638 --> 00:17:52.878
ایشون هنوز به هوش نیومدن
با دیدنشون قلبم میشکنه

00:17:56.708 --> 00:18:00.778
امپراطور، همسر اصیل جیا مقصرن

00:18:00.778 --> 00:18:04.948
او به دو شاهزاده خانم آسیب رسونده
  نباید راحت بخشیدش

00:18:06.728 --> 00:18:10.408
نباید بخاطر قبیله یو دوباره بهش توجه کنین

00:18:10.408 --> 00:18:12.628
اینطور نمیشه

00:18:13.668 --> 00:18:19.368
اونو به عنوان همسر اصیل ارتقا دادم حالا
اونو به عنوان ملازم سطح دوم تنزل میدم

00:18:19.368 --> 00:18:23.428
خدمه اش، ازش گرفته میشه

00:18:23.428 --> 00:18:26.198
همه رو بیرون کن
هیشکی حق نداره بهش خدمت کنه

00:18:27.118 --> 00:18:30.788
میخوام ببینم هر روز شلاق میخوره

00:18:30.788 --> 00:18:35.578
امپراطور، معشوقه ی سلطنتی چینگ
هم به این موضوع مرتبطه

00:18:35.578 --> 00:18:38.098
معشوقه ی سلطنتی چینگ به عنوان بانوی اصیل تنزل پیدا میکنه

00:18:38.098 --> 00:18:43.668
باید در معبد آنخوا کتاب مقدسُ رونویس کنه و
تا وقتی احضار نشه اونجا روترک نکنه

00:18:47.498 --> 00:18:51.588
بزارین برم بیرون، ولم کنین

00:18:51.588 --> 00:18:53.788
برام پاپوش درست کردن

00:18:53.788 --> 00:18:56.658
هیچ ارتباطی با این موضوع نداشتم

00:18:56.658 --> 00:18:59.518
ولم کنین

00:18:59.518 --> 00:19:02.788
چه کار می کنی؟

00:19:02.788 --> 00:19:05.538
بزارین برم

00:19:05.538 --> 00:19:08.318
آشغالا

00:19:08.318 --> 00:19:09.828
چه کار می کنین؟

00:19:09.828 --> 00:19:13.198
به دستور امپراطور
هر روز باید شلاق بخورین

00:19:14.458 --> 00:19:18.348
ولم کنین تفاله ها

00:19:18.348 --> 00:19:21.668
ولم کنین

00:19:24.838 --> 00:19:27.068
جراتشُ ندارین

00:19:27.068 --> 00:19:29.078
جراتشُ ندارین

00:20:12.728 --> 00:20:17.278
سرورم، کمی سوپ جنسینگ بخورین

00:20:22.078 --> 00:20:26.858
سرورم، روز و شب اینجایین بدون
اینکه غذایی بخورین یا بنوشین

00:20:26.858 --> 00:20:30.108
بدنتونُ خسته میکنین

00:20:30.928 --> 00:20:32.918
کمی بخورین

00:20:38.098 --> 00:20:42.388
خواهر، هنوز «یونگ جیُ» دارین

00:20:42.388 --> 00:20:46.668
بخاطر «یونگ جی» باید  کمی غذا بخورین

00:20:47.588 --> 00:20:50.578
چرا «جينگ سِ»؟

00:20:51.468 --> 00:20:53.718
تنها سه سال داشت؟

00:20:54.918 --> 00:21:00.568
طرفش من بودم باید با من طرف میشد

00:21:00.568 --> 00:21:03.858
چرا  بچه ام؟

00:21:03.858 --> 00:21:08.218
جين يو يِن» حیله گره اما مهارت نداره»

00:21:08.218 --> 00:21:10.228
میدونه نمیتونه لمستون کنه

00:21:10.228 --> 00:21:14.718
به همین خاطر برای شاهزاده خانوم برنامه ریخت

00:21:16.018 --> 00:21:18.138
دیونه شده

00:21:18.138 --> 00:21:21.768
میخواستین چکار کنین یا
 چطور میخواستین جلوشُ بگیرین؟

00:21:21.768 --> 00:21:24.028
بخاطر پسرش دیونه شد

00:21:24.028 --> 00:21:26.298
ملکه باید بهاشُ بپردازه؟

00:21:26.298 --> 00:21:28.668
اونم بچه ی ملکه؟

00:21:30.088 --> 00:21:33.718
شاهزاده ی هشتم از اسب افتاد و شاهزاده ی
چهارم با بی مهری روبه رو شده

00:21:33.718 --> 00:21:37.248
جين يو يِن» فکر میکنه همه به «یونگ چی» مرتبطه»

00:21:37.248 --> 00:21:41.848
اگه واقعاً دنبال انتقامه باید می اومد دنبال من

00:21:41.848 --> 00:21:48.558
به نظر همسر اصیل جیا
از ملکه مون نفرت دارن

00:21:50.618 --> 00:21:52.648
فقط اینکه شاهزاده خانوم

00:21:53.288 --> 00:21:56.018
خیلی بیگناه بودن

00:22:28.968 --> 00:22:38.938


00:23:09.358 --> 00:23:11.278
از وقتی بهار از راه رسید

00:23:11.278 --> 00:23:15.348
چرا همه چی برامون کند پیش میره
چرا داریم توی منجلاب فرو میریم؟

00:23:15.348 --> 00:23:17.178
چرا هیچ پیشرفتی نداریم؟

00:23:17.178 --> 00:23:21.138
امپراطور، درسته ارتشمون به «دجونگار» رسیده

00:23:21.138 --> 00:23:26.028
اما «دوان چی» همچنان
داره مقاومت میکنه

00:23:26.028 --> 00:23:29.428
«تنها نگرانی ژنرالها برای حمله به اردوگاه «دجونگار

00:23:29.428 --> 00:23:32.578
امنیت شاهزاده خانوم «دوان شو» ــه

00:23:32.578 --> 00:23:35.928
همین باعث تردیدشون شده

00:23:35.928 --> 00:23:39.348
امنیت شاهزاده خانوم باید حفظ شه

00:23:39.348 --> 00:23:42.458
اما نمیتونیم بزاریم «دوان چی» به این رفتارش ادامه بده

00:23:43.488 --> 00:23:44.968
فرمانده لیو

00:23:44.968 --> 00:23:48.458
بله -
برین -

00:23:48.458 --> 00:23:51.258
مرخص میشیم

00:24:03.298 --> 00:24:06.078
توی ماه می هستیم. درسته؟

00:24:06.078 --> 00:24:10.868
شاهزاده خانوم پنجم و ششم تقریباً
به فاصله ی کمتر از یه ماه از دنیا رفتن

00:24:11.448 --> 00:24:15.388
ملکه دواگر، گلهای ختمی سفید
باغ سلطنتی گل دادن

00:24:15.388 --> 00:24:17.628
میخواین برای قدم زدن بیرون برین؟

00:24:17.628 --> 00:24:19.958
چرا خودمو به زحمت بندازم؟

00:24:21.418 --> 00:24:26.828
از اول سال، خوش شانسی ای  توی قصر نبوده

00:24:27.528 --> 00:24:32.988
هرجا پا بزاری صدای ضجّه و گریه میاد

00:24:32.988 --> 00:24:35.938
منم نمیتونم تحمل کنم

00:24:35.938 --> 00:24:40.558
ملکه دواگر، برای شاهزاده خانومای پنجم و ششم
که از دنیا رفتن دعا کردین

00:24:40.558 --> 00:24:43.238
نشون از مهربونیتونه

00:24:46.288 --> 00:24:49.818
جنگ تموم نشده و شکایتا دوباره زیاد شده

00:24:49.818 --> 00:24:52.938
نمیدونم امپراطور به چی فکر میکنم

00:25:12.588 --> 00:25:15.258
این شلاق رو تحمل میکنم

00:25:16.148 --> 00:25:18.868
اما بیگناهم

00:25:18.868 --> 00:25:22.988
به شاهزاده خانوما آسیب نزدم
بیگناهم

00:25:48.508 --> 00:25:54.798
امپراطور     - امروز 57امین روز مرگ «جينگ سِ » ست -
برنامه ریزی های معبد آنخوا چطور پیش رفت؟

00:25:54.798 --> 00:25:56.388
همه چیز مرتب شده

00:25:56.388 --> 00:26:01.218
همسر یو توی برنامه ریزی کمک کردن
و همسر اصیل چواِن هم مراقب همه چی بودن

00:26:01.218 --> 00:26:04.428
امپراطور، میخواین برین ببینین؟

00:26:06.188 --> 00:26:09.878
«امپراطور، گزارش فوری از جنگ «دجونگار

00:26:11.258 --> 00:26:14.928
. . . امپراطور درباره شاهزاده خانوم پنجم

00:26:15.498 --> 00:26:17.568
امور دولتی اولویت دارن

00:26:22.488 --> 00:26:25.588
امپراطور گزارش جنگ دریافت کردن
 و دارن بهش موضوع رسیدگی میکنن

00:26:25.588 --> 00:26:28.288
نتونستن حتی شام بخورن

00:26:30.208 --> 00:26:32.248
امپراطور مشغول امور دولتین

00:26:32.248 --> 00:26:37.628
از طرف ایشون یه عود برای تسلی «جينگ سِ» میسوزونم

00:26:37.628 --> 00:26:39.748
از امپراطور تقاضا کردم

00:26:39.748 --> 00:26:43.538
بزارن خواجه لی و من شاهزاده خانومُ بدرقه کنیم

00:26:44.648 --> 00:26:46.638
متشکرم

00:26:52.028 --> 00:26:56.558
خواهر، برای روح شاهزاده خانوم
توی مسیر خاکستر گل ریختم

00:26:56.558 --> 00:26:59.708
یونگ چی» فانوس نگه میداره و بیرون منتظر میمونه»

00:27:00.198 --> 00:27:05.668
دیروقته باید بریم و
روح شاهزاده خانومُ بدرقه کنیم

00:27:16.638 --> 00:27:18.578
اعلیحضرت، ادای احترام اعلیحضرت

00:27:18.578 --> 00:27:20.368
چرا اینجایی؟

00:27:20.368 --> 00:27:22.558
 نگران سلامتتون بودم

00:27:22.558 --> 00:27:24.458
برگرد، درگیر مسائل دولتیم

00:27:24.458 --> 00:27:27.518
امپراطور، امروز 57امین روزیادبود
شاهزاده خانوم پنجمه

00:27:27.518 --> 00:27:30.888
نگران بودم شما بخاطر از دست دادن شاهزاده خانوم
ناراحت باشین بنابراین اومدم تا همراهیتون کنم

00:27:30.888 --> 00:27:32.358
نیازی ندارم

00:27:35.958 --> 00:27:37.828
مرخص میشم

00:27:42.388 --> 00:27:44.278
خدانگهدار

00:27:46.518 --> 00:27:49.858
ملازم سطح دوم جین شاهزاده خانوم پنجم و ششمُ کشت

00:27:49.858 --> 00:27:53.088
اما امپراطور هنوز اونو به مرگ محکوم نکردن

00:27:53.088 --> 00:27:57.328
قبیله یو برامون سرباز میفرستن

00:27:57.328 --> 00:28:01.798
اونا توی جنگ «دجونگار » همراهیمون کردن
کاملاً بهمون  وفادارن

00:28:01.798 --> 00:28:06.408
امپراطور باید مراقب قبیله مادری ملازم جین باشن
ایشون سه پسر دارن

00:28:06.408 --> 00:28:09.738
پسرای ملازم جین، یکیشون
مورد بی مهری امپراطور قرار گرفته

00:28:09.738 --> 00:28:12.408
یکی دیگه از اسب سقوط کرد
و اون اتفاق غم انگیز براش افتاد

00:28:12.408 --> 00:28:15.698
اما اون هنوز یه ملازمه

00:28:15.698 --> 00:28:18.048
و روزی ده ضربه شلاق میخوره

00:28:19.108 --> 00:28:23.058
اگه اون بمیره همه چی تموم میشه

00:28:23.058 --> 00:28:25.638
این آرومم نمیکنه

00:28:27.478 --> 00:28:29.868
اون روز «لَن سویی» و من صحبت میکردیم

00:28:29.868 --> 00:28:32.668
«گفت تصادفاً با «جاو جيُ شياو
نگهبان قصر کوان نینگ برخورد کرده

00:28:32.668 --> 00:28:34.028
جاو جيُ شياو؟

00:28:34.028 --> 00:28:37.018
اون به «لَن سویی» نظر داره

00:28:37.018 --> 00:28:40.028
بانو به مزخرفاتش گوش ندین

00:28:40.028 --> 00:28:44.218
لَن سویی، «جاو جيُ شياو» چی بهت گفت؟

00:28:44.218 --> 00:28:46.978
چند روز قبل اون و آقای لینگ باهم مینوشیدن

00:28:46.978 --> 00:28:52.188
آقای لینگ به نحوی به این نتیجه رسید
سقوط اسب شاهزاده هشتم مشکوکه

00:28:52.188 --> 00:28:56.138
همچنین چیزی راجب سوزن نقره گفت
که من ازش بیشتر پرسیدم

00:28:56.138 --> 00:28:59.688
اما نگهبان جاو چیز بیشتری نمیدونست

00:28:59.688 --> 00:29:04.008
اما جین جونگ گفت نگهبان لینگ در جواب
به امپرطور

00:29:04.008 --> 00:29:06.708
هیچ اشاره ای به سوزن نقره نکرد

00:29:08.408 --> 00:29:10.958
وانگ چن حواسش جمع بود؟
نگران نباشین -

00:29:10.958 --> 00:29:13.778
وانگ چن، حواسش جمعه

00:29:13.778 --> 00:29:17.168
ممکنه آقای لینگ یه احساس
ارزشمند و وفادارانه دارن

00:29:17.168 --> 00:29:20.548
حتی اگه چیزی هم پیدا کنن حرفی نمیزنن

00:29:20.548 --> 00:29:25.668
بعلاوه خیلی چیزاست که نباید ته و توشُ در آورد

00:29:26.208 --> 00:29:28.038
اگه حرفی نزده

00:29:28.038 --> 00:29:30.688
یعنی هنوزم مراقبمه

00:29:31.288 --> 00:29:34.958
شنیدم آقای لینگ خیلی توی قصر مشغولن

00:29:34.958 --> 00:29:37.998
حتی زمانی برای رفتن به خونه ندارن

00:29:37.998 --> 00:29:41.478
به نظر نمیاد زن و شوهر رابطه
 هماهنگی داشته باشن

00:29:41.478 --> 00:29:45.658
میترسم آقای لینگ هنوزم بهتون علاقه مند باشن

00:29:48.338 --> 00:29:50.568
همه امشب توی دردسر افتادن

00:29:50.568 --> 00:29:53.298
از طرف «جينگ سِ» ازتون ممنونم

00:29:53.298 --> 00:29:55.068
باعث افتخاره

00:29:55.068 --> 00:29:59.338
شاهزاده خانومُ توی این مسیر بدرقه کنین
تا این باعث تسلی تون شه

00:30:01.558 --> 00:30:03.698
همه خیلی باملاحظه این

00:30:04.318 --> 00:30:06.638
سرورم، مراسم یادبود تموم شده

00:30:06.638 --> 00:30:09.128
باید برم و به امپراطور گزارش بدم

00:30:12.028 --> 00:30:14.648
همه برین استراحت کنین

00:30:16.238 --> 00:30:19.698
بریم

00:30:38.208 --> 00:30:39.998
آقای لینگ

00:30:41.998 --> 00:30:45.158
مراسم 57امن روز شاهزاده خانوم تموم شده

00:30:45.158 --> 00:30:47.558
دیگه نیازی به گل سفید نداریم

00:30:47.558 --> 00:30:52.158
میتونین اونو به من بدین تا به ملکه برگردونم

00:30:53.628 --> 00:30:55.198
بله

00:31:08.278 --> 00:31:12.188
چواِن چَن, دیدی؟

00:31:12.188 --> 00:31:17.228
دیدی «لينگ يو چُ» گل ملکه رو برداشت؟

00:31:17.228 --> 00:31:19.908
میخواست اونو برای خودشُ نگهداره

00:31:19.908 --> 00:31:22.038
نمیخواست برشگردونه

00:31:23.948 --> 00:31:27.928
فقط یه گل کوچک بود و اون مراقبش بود

00:31:27.928 --> 00:31:30.368
نمیخواست خراب شه

00:31:31.988 --> 00:31:35.428
بانو، شما بیش از حد فکر میکنین

00:31:36.268 --> 00:31:37.778
نه

00:31:40.458 --> 00:31:42.418
بخاطر اینه که (ملکه رو) دوست داره

00:31:43.468 --> 00:31:45.418
میخواد ازش مراقبت کنه

00:31:46.098 --> 00:31:48.748
حواسش به اونه

00:31:50.568 --> 00:31:52.588
چطور تونست بهم خیانت کنه

00:31:52.588 --> 00:31:56.588
مراقب کس دیگه ای باشه؟ اونم دشمنم

00:31:56.588 --> 00:32:01.298
چطور ممکنه. مگه آقای لینگ جرمتونُ مخفی نکرد؟

00:32:01.298 --> 00:32:03.798
بخاطر من انجام نداد

00:32:04.658 --> 00:32:07.778
حتی بهمون مظنون نشد

00:32:11.318 --> 00:32:16.518
اون روز شاهزاده ی پنجم نزدیک شاهزاده ی هشتم بود

00:32:17.288 --> 00:32:20.188
شاهزاده پنجم فرزند خونده ی ملکه ست

00:32:21.058 --> 00:32:25.478
بنابراین اینکارُ برای اون کرد

00:32:25.478 --> 00:32:28.138
اینکارُ برای من نکرد

00:32:44.168 --> 00:32:45.938
ادای احترام اعلیحضرت

00:32:45.938 --> 00:32:47.668
بلند شو

00:32:50.618 --> 00:32:53.418
کی اومدین؟

00:32:53.418 --> 00:32:56.298
نمیدونم مستقیم به اینجا اومدم

00:32:56.298 --> 00:33:01.898
رویی، هیچکاری برای «جينگ سِ» نکردم

00:33:08.338 --> 00:33:12.498
امروز مراسم یادبود «جينگ سِ» بود

00:33:12.498 --> 00:33:15.148
و روز تولد معشوقه یینگ

00:33:15.148 --> 00:33:18.078
به دیدن معشوقه یینگ رفتین؟

00:33:18.998 --> 00:33:21.208
میخواستم باهات صحبت کنم

00:33:21.898 --> 00:33:23.288
بسیار خوب

00:33:25.688 --> 00:33:27.978
مرخص میشیم

00:33:27.978 --> 00:33:29.848
بیا، رویی

00:33:41.598 --> 00:33:43.298
رویی

00:33:44.588 --> 00:33:47.598
منو بخاطر اینکه «جينگ سِ» بدرقه نکردم

00:33:47.598 --> 00:33:49.758
سرزنش که نمیکنی درسته؟

00:33:54.158 --> 00:33:55.628
چطور می تونم؟

00:33:55.628 --> 00:33:58.758
میدونم درگیر امور دولتی بودین

00:33:59.808 --> 00:34:01.668
واقعاً هم درگیر بودم

00:34:02.698 --> 00:34:07.278
اما مهمتر از همه جرأت ندارم باهاش رو به رو شم

00:34:10.638 --> 00:34:12.258
رویی

00:34:13.628 --> 00:34:16.688
عاشق «جينگ سِ» بودم

00:34:16.688 --> 00:34:19.148
و این مصیبت  برام غیرقابل تحمله

00:34:28.908 --> 00:34:34.348
اعلیحضرت از طرفتون براش عود روشن کردم

00:34:34.848 --> 00:34:39.048
روح «جينگ سِ» توی بهشت میفهمه

00:34:43.178 --> 00:34:47.978
یه پدرم، چطور انقد بی مصرفم؟

00:34:53.348 --> 00:34:55.998
میدونستم «جينگ سِ» بخاطر بیماریش رنج میکشه

00:34:56.888 --> 00:35:01.088
بنابراین به امور داخلی گفتم برام
طلایی خوش شانسی آماده کنن

00:35:02.478 --> 00:35:07.318
میخواستم اون زندگی طولانی و امن داشته باشه

00:35:09.528 --> 00:35:11.998
اما وقتی این آماده شد

00:35:12.978 --> 00:35:15.298
جينگ سِ» از دنیا رفته بود»

00:35:19.198 --> 00:35:21.458
دیر جنبیدم

00:35:22.668 --> 00:35:24.928
بی فایده ام

00:35:45.658 --> 00:35:48.788
<i>اعلیحضرت </i>

00:35:48.788 --> 00:35:50.758
 چیه؟

00:35:50.758 --> 00:35:54.028
اعلیحضرت، گزارش فوری

00:36:04.738 --> 00:36:07.668
عالیه   عالیه

00:36:07.668 --> 00:36:10.128
ارتشمون و ارتش «بَلین» از دو جناح باهم حمله کردن

00:36:10.128 --> 00:36:11.868
و قبیله ی یو تدارکاتُ آماده کرده بود

00:36:11.868 --> 00:36:14.838
دوان چی» فرار کرد»

00:36:14.838 --> 00:36:17.118
بنابراین افرادش ترکش کردن و پراکنده شدن

00:36:17.118 --> 00:36:21.228
بله ارتشمون به اردوگاهشون یورش برد

00:36:21.228 --> 00:36:23.998
و «دوان چی» با اینکه آماده نبود

00:36:23.998 --> 00:36:26.338
تمام سعیشُ کرد

00:36:26.338 --> 00:36:28.738
اما ارتشش بلافاصله از بین رفت

00:36:28.738 --> 00:36:32.088
و اون همراه گاردش فرار کرد

00:36:32.088 --> 00:36:36.308
اما به وسیله ارتشمون دستگیر شد

00:36:37.668 --> 00:36:40.238
شاهزاده خانوم «دوان شو» چطورن؟
حالشون خوبه؟

00:36:40.238 --> 00:36:43.718
دوان چی»، ایشونُ گروگان گرفتن»

00:36:43.718 --> 00:36:45.168
اما حالشون خوبه

00:36:45.168 --> 00:36:47.808
ارتشمون آماده ست
 تا ایشونُ بدون هیچ آسیبی

00:36:47.808 --> 00:36:50.428
به اینجا برگردونن

00:36:50.428 --> 00:36:55.408
خوبه، میتونم پیش مادر سلطنتی سربلند شم

00:36:55.408 --> 00:36:59.438
پیغاممو بفرست
خانواده ی «دوان چی» به پایتخت بیان

00:36:59.438 --> 00:37:02.738
بدون هیچ بی احترامی ای
مخصوصا با شاهزاده خانوم

00:37:02.738 --> 00:37:06.178
محتاط باشن و مشکلی ایجاد نکنن

00:37:06.178 --> 00:37:11.298
اما «دوان چی»، واقعاً با
شاهزاده خانوم خوب رفتار کرد؟

00:37:12.338 --> 00:37:14.828
«شاهزاده خانوم بزرگ «دوان شو

00:37:15.758 --> 00:37:17.938
باردارن

00:37:17.938 --> 00:37:21.368
دوان چی» به همین خاطر»
مراقبشون بود

00:37:25.378 --> 00:37:27.778
دجونگار سالهاس که نا آرامه

00:37:27.778 --> 00:37:30.818
با اینکه به «دوان چی» لطف کردم اما
اون ناسپاس بود

00:37:30.818 --> 00:37:32.838
واقعاً میخوام بکشمش

00:37:33.638 --> 00:37:38.288
اما متأسفانه شاهزاده خانوم توی این وضعیته

00:37:38.288 --> 00:37:39.718
فراموشش کن

00:37:39.718 --> 00:37:44.358
حالا باید به عنوان اشراف زاده ارتقاء ش بدم

00:37:44.358 --> 00:37:47.948
بزارم اون توی پایتخت کنار بچه هاش بمونه
و هرگز پایتختُ ترک نکنه

00:37:47.948 --> 00:37:48.828
بله

00:37:48.828 --> 00:37:51.678
همچنین خوب به حساب «دجونگارُ» باید برسم

00:37:51.678 --> 00:37:54.198
تا اینو به ملکه دواگر ببینن

00:37:54.198 --> 00:37:56.008
و جشن بگیرن

00:37:56.578 --> 00:37:59.468
از دستوراتتون اطاعت میکنم

00:37:59.468 --> 00:38:04.128
بعد از ورود «دوان چی» به پایتخت
باهاش باید مثل یه اسیر رفتار شه

00:38:04.128 --> 00:38:11.018
وقتی این اسارت تموم میشه که توبه کنه

00:38:11.018 --> 00:38:13.068
اونوقته که زندگیشُ بهش میبخشم

00:38:13.068 --> 00:38:15.628
امپراطور عاقلن

00:38:24.198 --> 00:38:25.798
ملکه دواگر

00:38:27.108 --> 00:38:29.068
خُنگ چو» چطوره؟»

00:38:29.068 --> 00:38:31.868
شاهزاده خانوم حالشون خوبه

00:38:31.868 --> 00:38:34.148
امپراطور با «دوان چی» و بستگانش
با مهربانی رفتار کردن

00:38:34.148 --> 00:38:37.578
و ایشون از امور داخلی خواستن دو کاراکتر براتون بفرستن
یو (پاک) و شو (زندگی)

00:38:37.578 --> 00:38:40.258
امپراطور مهربون و لایقن

00:38:40.258 --> 00:38:47.888
امپراطور، اگه ایشون مهربون و لایقن
ایشون باید با «خَنگ چو» و
 اون تفاله «دوان چی» جور دیگه ای رفتار کردن

00:38:49.458 --> 00:38:51.758
نمیتونن

00:38:51.758 --> 00:38:55.578
شاهزاده خانوم پنج ماهه باردارن

00:38:58.818 --> 00:38:59.798
چی؟

00:38:59.798 --> 00:39:02.258
ملکه دواگر، موضوع این  نیس چطور

00:39:02.258 --> 00:39:07.038
شاهزاده خانوم بالاخره میتونن به پایتخت بیان

00:39:08.358 --> 00:39:10.478
چطور این اتفاق افتاد؟

00:39:12.998 --> 00:39:14.798
انتقام

00:39:18.958 --> 00:39:19.888
انتقام

00:39:19.888 --> 00:39:21.458
ملکه دوگر

00:39:21.458 --> 00:39:23.558
انتقام

00:39:23.558 --> 00:39:25.428
ملکه دواگر

00:39:27.358 --> 00:39:32.598
<c.color80ff00><i>[قصر سِ نينگ]</i></c>

00:39:33.458 --> 00:39:42.418
<c.color80ff00><i>[قصر سِ نينگ]</i></c>

00:39:42.418 --> 00:39:49.628
<c.color80ff00><i>[قصر سِ نينگ]</i></c>

00:39:50.348 --> 00:39:53.688
<c.color80ff00><i>شاهزاده خانوم بزرگ  دوان شو, خُنگ چو</i></c>

00:39:53.688 --> 00:39:57.928
ادای احترام مادر

00:39:59.208 --> 00:40:02.528
عجله کن و بلند شو

00:40:06.888 --> 00:40:12.118
دخترم، بیست ساله از هم دوریم

00:40:12.118 --> 00:40:14.638
بالاخره همدیگه رو دیدیم

00:40:14.638 --> 00:40:16.488
دخترم

00:40:16.488 --> 00:40:22.338
مادر

00:40:22.338 --> 00:40:27.758
نرو    نرو

00:40:34.558 --> 00:40:39.358
برای دیدن «دوان چی» به عمارت عمه «دوان شو» رفتم

00:40:39.358 --> 00:40:41.288
اون خوب مستقر شد

00:40:41.968 --> 00:40:43.538
جاسوسمون گزارش داد

00:40:43.538 --> 00:40:46.788
اولش براش سخت بود اما حالا آروم شده

00:40:47.308 --> 00:40:52.578
دوان چی، نمیتونه به پایتخت عادت کنه
هر روز به عنوان سرگرمی

00:40:52.578 --> 00:40:54.908
 به تالاب میره و پرنده شکار میکنه

00:40:54.908 --> 00:40:59.608
اون همیشه در حال جشن گرفتنه و
تمام وقت داره غذا میخوره

00:41:00.188 --> 00:41:05.328
مادر سلطنتی دیروز بهم گفت
اون خونه اشُ کثیف میکنه

00:41:05.328 --> 00:41:06.848
بوی مشروب میده

00:41:06.848 --> 00:41:09.908
اون ازم میخواد (مادر سلطنتی) بزارم
خُنگ چو» توی قصر «سِ نينگ» بمونه»

00:41:09.908 --> 00:41:11.928
منم قبول کردم

00:41:11.928 --> 00:41:15.698
پدر سلطنتی به مادربزرگ سلطنتی علاقه دارن

00:41:19.558 --> 00:41:23.838
در قبال خواهر کوچیکم خیلی گناه کارم

00:41:25.348 --> 00:41:28.248
شنیدم عمه «دوان شو» وارد قصر شدن

00:41:28.248 --> 00:41:30.938
میخواین ببینینشون؟

00:41:41.038 --> 00:41:42.988
تخت روانُ نگهدار

00:41:51.628 --> 00:41:54.218
سالهاست همدیگه رو ندیدیم
نیازی به این تشریفات نیس

00:41:54.218 --> 00:41:57.788
نه، قبل اینکه خواهر برادر باشیم
پادشاه و خدمتگذاریم

00:41:57.788 --> 00:41:59.868
خُنگ جو، جرأت کار اشتباه نداره

00:42:00.800 --> 00:42:08.800
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:42:08.988 --> 00:42:16.808
 اینکه مورد علاقه ات باشم یا نه رو ♪
♪ می توانم با قلبم احساس کنم

00:42:16.808 --> 00:42:26.858
 شاهد تغییرات مداوم در زندگیم هستی ♪
♪ غم ها و شادی هایم مسیر رویاهایم را قطع کردند

00:42:26.858 --> 00:42:34.578
 دست هایم را در آغوش تنهایی ترسیم کردی ♪
♪  لباس های ابریشمی هم در زیرنور ماه جمع می شوند

00:42:34.578 --> 00:42:43.438
 به خودم می گویم ممکن است برای ♪
♪  گرما استفاده شوند. اما چه کسی می داند؟

00:42:44.558 --> 00:42:52.238
♪ زندگی چه کسی از تصاویر عشق و نفرت پر شده؟ ♪

00:42:53.428 --> 00:43:01.128
 یک طرف زیبا و پر جنب و جوش و ♪
♪ یک طرف ساکت و خاموش

00:43:02.348 --> 00:43:10.228
♪ از دور می آیند (تصاویر) بدون آنکه سخنی بگویند ♪

00:43:10.228 --> 00:43:18.648
♪ شاید زمان پر از احساسات متفاوت است ♪

00:43:19.878 --> 00:43:27.648
♪ ،احساس بخشش و شکست ♪

00:43:28.808 --> 00:43:36.428
♪ یک روز بی تفاوتی سرد و یک روز خاطرات گرم ♪

00:43:37.768 --> 00:43:45.478
♪ هرچند همیشه در زیر نور درخشان راه میرویم ♪

00:43:45.478 --> 00:43:54.288
♪ این زندگی بسیار نگران کننده است ♪

00:43:54.288 --> 00:44:01.168
♪ . . . از حالا ♪

00:44:01.168 --> 00:44:06.468
♪ زندگی بدون نگرانیست ♪

00:44:06.492 --> 00:44:18.492
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.