﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:50.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:51.440 --> 00:02:00.640
<c.yellow><i>عشق سلطنتی رویی در قصر</i></c>

00:02:00.640 --> 00:02:03.480
<c.yellow><i>قسمت شصت و هفتم</i></c>

00:02:49.420 --> 00:02:52.240
من، لينگ يو چُ، به ملکه
ادای احترام میکنم

00:02:52.240 --> 00:02:53.890
بلند شو

00:02:54.570 --> 00:03:00.190
ملکه، تحقیقاتمُ ادامه دادم و فهمیدم
جاچی به عمارت وی رفت و آمد داره

00:03:00.190 --> 00:03:05.400
و با برادر همسر لینگ (جولو)
نوشید و قمار کرد

00:03:05.400 --> 00:03:07.830
برادر همسر لینگ؟

00:03:08.890 --> 00:03:13.820
فقط اینکه دیدن همدیگه نمیتونه دلیل محکمی باشه

00:03:14.830 --> 00:03:16.290
خیالتون راحت باشه

00:03:16.290 --> 00:03:20.870
میخوام تحقیقاتمُ ادامه بدم و رابطه
بین «جاچی و زولو» رو بفهمم

00:03:20.870 --> 00:03:24.470
نیازی نیس. به اندازه کافی برام تحقیق کردی

00:03:24.470 --> 00:03:27.130
باید به امپراطورم خدمت کنی

00:03:27.130 --> 00:03:30.800
شخص دیگه ایُ برای ادامه تحقیقات میفرستم

00:03:34.690 --> 00:03:37.210
ممنونم، ملکه

00:03:37.210 --> 00:03:39.330
مرخص میشم

00:03:45.760 --> 00:03:50.730
سرورم، آقای لینگ خیلی تواناست
چرا نزاشتین به تحقیقات ادامه بدن؟

00:03:51.610 --> 00:03:54.280
لينگ يو چُ، واقعاً فرد لایقیه

00:03:54.280 --> 00:03:58.690
اما این موضوع مربوط به «وِي يِن وَن» و برادرشه

00:03:58.690 --> 00:04:01.090
لينگ يو چُ» با اونا بزرگ شده»

00:04:01.090 --> 00:04:03.390
نمیخوام بهش آسیب بزنم

00:04:03.390 --> 00:04:05.010
میفهمم

00:04:05.010 --> 00:04:07.220
باملاحظه این

00:04:08.090 --> 00:04:11.110
برو «لی یو و جیانگ یوبینُ» به اینجا بیار

00:04:15.470 --> 00:04:18.160
مادر، آرومتر

00:04:20.270 --> 00:04:25.680
يِن وَن»، برادرت «زولو» به سن ازدواج رسیده»

00:04:25.680 --> 00:04:30.740
باید یه خونواده پولدار با عنوان رسمی
براش پیدا کنی

00:04:30.740 --> 00:04:34.860
مادر، باید «زولو» رو وادار کنین که
یه مهارتی یادبگیره

00:04:34.860 --> 00:04:38.620
نزارین وقتشِ با عنوان اینکه
برادرمه صرف کنه

00:04:38.620 --> 00:04:43.940
«قبلاً هم اون با برادرزاده ی همسر یو «جاچی
قمار میکرد و مینوشید

00:04:43.940 --> 00:04:46.670
...برادرت این کارُ برای تو انجام داد برای تو

00:04:46.670 --> 00:04:48.280
مادر

00:04:48.280 --> 00:04:50.800
باشه دیگه حرفی نمیزنم

00:04:50.800 --> 00:04:56.140
در حال حاضر بچه ات اولویت داره

00:04:57.400 --> 00:05:01.040
نمی تونم صبر کنم

00:05:01.040 --> 00:05:03.190
شکمت یه نقطه به نظر میاد

00:05:03.190 --> 00:05:07.230
زمانی که «زولو» رو باردار بودم
همین طور بود

00:05:07.230 --> 00:05:11.880
مادر، شما فقط هوای پسرا رو دارین؟

00:05:11.880 --> 00:05:14.370
توی خونه هم رفتارتون با برادرم همینطور بود

00:05:14.370 --> 00:05:17.020
حالام میخوای منم همین طور باشم

00:05:17.020 --> 00:05:20.050
مادر، فقط به خودت فکر میکنه

00:05:20.050 --> 00:05:23.600
شاهزاده موقعیتتُ محکمتر میکنه

00:05:23.600 --> 00:05:27.960
اما شاهدخت بی فایده ست

00:05:27.960 --> 00:05:30.560
حتی اگه الان یه شاهدخت داشته باشم

00:05:30.560 --> 00:05:33.680
هنوزم میتونم یه شاهزاده به دنیا بیارم

00:05:37.530 --> 00:05:39.620
بهم لگد میزنه

00:05:39.620 --> 00:05:43.310
بانو من، باید مراقب باشین

00:05:43.310 --> 00:05:45.830
افتخارت نامحدوده تون

00:05:45.830 --> 00:05:48.560
همه به اون بستگی داره

00:05:50.460 --> 00:05:53.380
نوه باارزش کوچیکم

00:05:53.380 --> 00:05:58.630
وقتی بدنیا بیای مادرت
ممکنه ملکه شه

00:05:58.630 --> 00:06:01.610
مادر. مزخرف نگین

00:06:03.180 --> 00:06:09.030
مزخرف نمیگم، پیش معروفترین پیشگو رفتم
تا آینده تُ پیشگویی کنه

00:06:09.030 --> 00:06:12.450
بهم گفت سرنوشتته که ملکه شی

00:06:13.870 --> 00:06:15.910
چیز دیگه ای هم گفت؟

00:06:15.910 --> 00:06:18.350
مطمئنم اون نقره ی زیادی ازت گرفته

00:06:18.350 --> 00:06:20.240
 گفت

00:06:20.240 --> 00:06:24.970
مبارکی اما سرنوشتت این نیست
ملکه سرنوشتشه اما خوش شانس نیست

00:06:24.970 --> 00:06:28.650
ملکه، میتونه به پایین کشیده شه. کی میدونه؟

00:06:28.650 --> 00:06:33.420
مادر این حرفا خوب نیس
خرفت شدی؟

00:06:33.420 --> 00:06:35.800
خرفت چیه؟

00:06:36.520 --> 00:06:41.290
تا وقتی بتونی ملکه شی
کی به سرنوشت و خوش شانسی اهمیت میده؟

00:06:41.290 --> 00:06:43.070
پیشگو گفت

00:06:43.070 --> 00:06:46.580
شانس ملکه به آخر رسیده

00:06:46.580 --> 00:06:50.290
اگه یه فشار قوی بیاری
میتونی اونو پایین بکشی

00:06:50.290 --> 00:06:53.530
توی قصر نباید از این حرفا بزنی
چطور جرأت میکنی

00:06:54.330 --> 00:06:55.910
همه ی افراد اینجا قابل اعتمادن

00:06:55.910 --> 00:06:59.670
کافیه، دیگه چیزی نمیگم

00:07:03.490 --> 00:07:07.370
بانو، دیر وقته
زمانه شامه

00:07:07.370 --> 00:07:12.710
چطوره من و «وَن چن» اینا رو براتون ببریم

00:07:12.710 --> 00:07:14.280
بله -
خوبه -

00:07:14.280 --> 00:07:16.200
خوبه

00:07:16.200 --> 00:07:18.830
همه تون باید مراقب باشین

00:07:18.830 --> 00:07:21.660
يِن وَن، من اول میرم

00:07:33.240 --> 00:07:37.460
بانو، اخلاق مادرتون چیز جدیدی نیس

00:07:37.460 --> 00:07:39.410
نباید عصبانی بشین
نیازی نیس

00:07:39.410 --> 00:07:41.390
هیچی نمیتونه جلوشُ بگیره

00:07:41.390 --> 00:07:44.710
ذهنش سرکشه. پایین کشیدن ملکه؟

00:07:44.710 --> 00:07:48.490
چی میشه اگه ملکه زندگیمُ بخواد؟

00:07:50.320 --> 00:07:54.080
بانو تنها به شما و بچه تون فکر میکنن

00:07:54.080 --> 00:08:00.230
فکر میکنی مادرم واقعاً به بچه ام فکر میکنه؟

00:08:00.230 --> 00:08:04.090
فکر میکنه از این طریق میتونه
به ثروت برسه

00:08:05.460 --> 00:08:11.350
با داشتن همچین خانواده ای
نمیتونم به کسی تکیه کنم

00:08:12.830 --> 00:08:16.230
بانو، فقط آروم باشین

00:08:16.230 --> 00:08:19.280
کسی که میتونین بهش تکیه کنین
بچه تونه

00:08:19.280 --> 00:08:21.770
همچی به خون ربط داره

00:08:22.870 --> 00:08:24.360
به هر حال، بانو

00:08:24.360 --> 00:08:28.640
خواجه جین جونگ گفت
همسر یو اعتراف نکرده

00:08:28.640 --> 00:08:31.340
جاچی» شکنجه شده و زیاد عمر نمیکنه»

00:08:31.340 --> 00:08:35.990
اون نقره میخواست و از همسر یو
متنفر بود به همین خاطر برامون کار کرد

00:08:35.990 --> 00:08:38.350
اگه زیر حرفاش بزنه؟

00:08:39.980 --> 00:08:42.600
به هرحال اعترافشُ داریم

00:08:42.600 --> 00:08:46.210
به جین جونگ بگو این موضوع رو حل کنه

00:08:53.840 --> 00:08:56.530
از دخترم«یِن وَن» محافظت کن
بتونه به راحتی پسرشُ بدنیا بیاره

00:08:56.530 --> 00:08:59.910
تا یه ملکه شه. از دخترم محافظت کن تا
یه پسر بدنیا بیاره

00:08:59.910 --> 00:09:02.300
یه ملکه بشه و پسر بدنیا بیاره

00:09:02.300 --> 00:09:05.840
یه ملکه بشه و پسر بدنیا بیاره

00:09:05.840 --> 00:09:08.010
یه ملکه بشه و پسر بدنیا بیاره

00:09:08.010 --> 00:09:09.990
ملکه شه

00:09:09.990 --> 00:09:11.800
ملکه شه

00:09:25.320 --> 00:09:26.760
گوش میکنین؟

00:09:26.760 --> 00:09:29.370
اونور

00:09:29.370 --> 00:09:31.930
همه چیُ دیدی؟

00:09:31.930 --> 00:09:35.930
نفرین یه جرم بزرگیه
جرأت نمیکنم دروغ بگم

00:09:40.950 --> 00:09:44.720
عاقلی، اما اگه روشن شه
داره نفرینشون میکنه

00:09:44.720 --> 00:09:48.010
چون داری بهش خدمت میکنی ممکنه مجازات شی

00:09:49.750 --> 00:09:53.730
خواجه لی، نجاتم بدین

00:09:56.860 --> 00:09:58.650
بلند شو

00:10:01.790 --> 00:10:04.920
میدونستی اگه بیای پیشم میتونم نجاتت بدم

00:10:04.920 --> 00:10:06.820
نه تنها این

00:10:06.820 --> 00:10:11.150
سال دیگه راهی پیدا میکنم
تا بتونی قصرُ ترک کنی

00:10:11.150 --> 00:10:12.570
متشکرم خواجه لی

00:10:12.570 --> 00:10:17.310
بهم بگو این عروسک چه شکلیه ؟

00:10:25.150 --> 00:10:28.350
امپراطور، این پیغام از طرف دفتر بازپرسیه

00:10:28.350 --> 00:10:31.630
جاچی» نتونست شکنجه رو تحمل کنه و مُرد»

00:10:37.600 --> 00:10:40.830
منو برای این پیغام ببخشین
جاچی مُرد

00:10:40.830 --> 00:10:42.750
اما اعترافش هرگز عوض نشد

00:10:42.750 --> 00:10:46.510
همسر یو هم اعتراف نمیکنن

00:10:46.510 --> 00:10:49.880
ما هم شاهد داریم و هم مدرک
که هر دو بر علیه همسر یوئه

00:10:49.880 --> 00:10:54.190
هرچند ملکه به همسر یو اعتماد دارن
نمیتونم نادیده اش بگیرم

00:10:54.900 --> 00:11:00.210
موضوع دیگه ایم هست که
جرأت نمیکنم بهتون بگم

00:11:00.210 --> 00:11:01.200
چیه؟

00:11:01.200 --> 00:11:04.090
فاجعه ی آخرین سلسله دوباره ظاهر شده

00:11:04.090 --> 00:11:08.280
امپراطور، جادوی سیاه در داخل و خارج قصر
رواج پیدا کرده

00:11:12.070 --> 00:11:13.770
بانو، باید خسته باشین

00:11:13.770 --> 00:11:17.110
بله، شکمم بزرگ شده به نظر دیگه
نمیتونم راه برم

00:11:17.110 --> 00:11:19.440
بانو، برگشتین

00:11:20.670 --> 00:11:22.150
مادرم کجاست؟

00:11:22.150 --> 00:11:24.870
عمه یوخو و ملکه

00:11:24.870 --> 00:11:27.180
همسران و معشوقه هایی که بچه دارنُ
به چای دعوت کردن

00:11:27.180 --> 00:11:30.250
تا درمورد زایمان صحبت کنن

00:11:30.250 --> 00:11:32.390
چیزی بری خوردن هست؟

00:11:36.970 --> 00:11:40.930
از وقتی باردار شدم
همیشه گرسنه ام

00:11:40.930 --> 00:11:43.530
مناظر شهر ممنوعه زمانی که روی تخت روان میشینی

00:11:43.530 --> 00:11:47.220
 با زمانی که راه میری فرق میکنه

00:11:47.220 --> 00:11:51.190
هرگز روی تخت روان ننشستم
نمیدونم چه حسی داره

00:11:51.190 --> 00:11:55.390
 اینجا به نظر بالای کاشیای قرمز سبز روشنه

00:11:55.390 --> 00:11:59.170
اما وقتی قدم میزنی فقط سنگ میبینی

00:12:00.220 --> 00:12:04.820
شهر ممنوعه جای زیباییه
باید به دور دستها نگاه کنین

00:12:04.820 --> 00:12:08.820
بیشتر خانومها شانس اینکه
روی تخت روان بشیننُ ندارن

00:12:08.820 --> 00:12:13.180
البته، بخاطر اینه که همسر لینگ مورد توجه امپراطورن

00:12:13.180 --> 00:12:16.290
شما با تولد دختر بزرگتون
برکت داده شدین

00:12:19.790 --> 00:12:23.390
خواهر، بهم کمک کن

00:12:23.390 --> 00:12:29.830
تمام راه روی تخت روان نشستم اما
پشتم یکهو درد گرفت

00:12:29.830 --> 00:12:33.220
بانو «وِی» عمه یوخو
نزدیکترین خدمتکار امپراطورن

00:12:33.220 --> 00:12:35.350
ایشون به کسی خدمت نمیکنن

00:12:35.350 --> 00:12:37.140
...اوه, خواهر

00:12:37.140 --> 00:12:39.310
اشکال نداره

00:12:39.310 --> 00:12:42.170
همسر لینگ فرزند لایقتونن و شما برکت داده شده این

00:12:42.170 --> 00:12:46.380
بانو، ممکنه یه لحظه به قصر
یی کواِن» بیایین»

00:12:46.380 --> 00:12:48.680
بسیار خوب

00:12:48.680 --> 00:12:53.450
دخترم بهم علاقه داره و
هرکاری بگم انجام میده

00:12:53.450 --> 00:12:56.680
ملکه داخل منتظر منن

00:12:58.100 --> 00:13:00.340
خیلی زیباس

00:13:00.340 --> 00:13:05.510
فکر کردم قصر همسر لینگ
قصر اژدهاست

00:13:05.510 --> 00:13:07.860
اما قصر ملکه

00:13:07.860 --> 00:13:10.140
یه واحه ست

00:13:10.140 --> 00:13:12.930
عجیب نیس که همه میخوان ملکه شن

00:13:12.930 --> 00:13:15.440
بانو ی من، مراقب باشین

00:13:15.440 --> 00:13:18.430
ملکه، داخل منتظرتونن
همراهم بیایین

00:13:18.430 --> 00:13:21.080
بیایین، عجله کنین

00:13:21.080 --> 00:13:27.410
خیلی رسمی و خیلی بزرگه
خیلی بزرگتر از قصر همسر لینگه

00:13:29.780 --> 00:13:33.110


00:13:34.440 --> 00:13:36.620
بانو ویِ، از این طرف

00:13:40.670 --> 00:13:42.520
باهام بیایین

00:13:45.570 --> 00:13:47.400
ادای احترام امپراطور، ملکه

00:13:47.400 --> 00:13:48.810
همه ی معشوقه ها
امپراطور -

00:13:48.810 --> 00:13:51.080
داماد عزیز من

00:13:51.860 --> 00:13:52.860
پاینده باد

00:13:52.860 --> 00:13:54.480
پاینده باد

00:13:54.480 --> 00:14:00.480
بانوی، باید رسما ادای احترام کنین اینجا
 خونه ی مردم عادی نیس و باید با تواضح بایستین

00:14:00.480 --> 00:14:03.330
با احترام

00:14:04.140 --> 00:14:08.270
من، وِي يِانگ، ادای احترام میکنم به
امپراطور و ملکه

00:14:08.270 --> 00:14:09.920
پاینده باد امپراطور

00:14:09.920 --> 00:14:12.810
پاینده باد ملکه

00:14:14.580 --> 00:14:16.700
بلند شو

00:14:16.700 --> 00:14:21.610
خیلی احساساتی هستین
این خیلی نادره

00:14:22.740 --> 00:14:24.680
این دو نفر؟

00:14:24.680 --> 00:14:26.760
همسر یینگ

00:14:26.760 --> 00:14:29.360
همسر اصیل چواِن

00:14:30.490 --> 00:14:34.630
من، ویِ ین، به بانوان ادای احترام میکنم

00:14:35.660 --> 00:14:39.470
شنیدم بانو ویِ در پایتخت
مستقر شدین

00:14:39.470 --> 00:14:43.620
و نزدیک عمارت «کُ لي يه تُ» زندگی میکنین

00:14:43.620 --> 00:14:46.960
تصور میکنم باهاشون رفت و آمد دارین

00:14:46.960 --> 00:14:50.610
هیچ ارتباطی با خانواده ی همسر یو ندارم

00:14:54.110 --> 00:14:56.190
چرا منو گرفتین؟ از هیچی خبر ندارم

00:14:56.190 --> 00:14:59.830
برو

00:15:08.690 --> 00:15:10.520
وردُن -
بله -

00:15:10.520 --> 00:15:14.010
این آقا رو ببرین اطراف بگرده

00:15:14.010 --> 00:15:15.780
بله -
خواهرم همسر امپراطوره -

00:15:15.780 --> 00:15:17.510
دارین باهام چکار میکنین؟

00:15:17.510 --> 00:15:18.750
نترس

00:15:18.750 --> 00:15:21.120
برای مجازات از 72سلاح استفاده میکنیم

00:15:21.120 --> 00:15:23.030
همه شون عالین

00:15:23.030 --> 00:15:25.490
بیایین، بزارین نشونتون بدم

00:15:25.490 --> 00:15:29.300
خواجه لی در خارج قصر کار بینظیری انجام داد
نمیتونیم ازش عقب بمونیم

00:15:29.300 --> 00:15:31.660
بهرحال «زولو» دستگیر شد؟

00:15:31.660 --> 00:15:35.190
آقای لینگ اونو گرفت و به دفتر بازپرسی برد

00:15:36.190 --> 00:15:37.710
راهُ باز کن

00:15:44.170 --> 00:15:46.260
اینجا چکار میکنین؟

00:15:46.260 --> 00:15:50.010
امپراطور دستور دادن
اقامتگاه کناریه قصر «یونگ شاو» بگردیم

00:15:50.010 --> 00:15:54.520
گستاخ, اونجا مادرم زندگی میکنه
شما نمیتونین هرطور دلتون خواست بگردین

00:15:54.520 --> 00:15:58.560
امپراطور لطف کردن و دستور جستجوی اقامتگاهتونُ ندادن

00:15:58.560 --> 00:16:00.230
فرمان امپراطور کجاس؟

00:16:00.230 --> 00:16:05.060
اگه باورم نمیکنین میتونین به قصر «یی کواِن» برین و
شخصا ازشون بپرسین

00:16:05.060 --> 00:16:08.010
امپراطور در قصر «یی کواِن» هستن؟

00:16:08.010 --> 00:16:09.980
ملکه دستورتفتیش اینجا رو دادن؟

00:16:09.980 --> 00:16:11.710
موضوع این نیس دستور چه کسی بوده

00:16:11.710 --> 00:16:17.100
همسر لینگ به خودتون عصبانی نشین و
جنینتونُ تحریک نکنین

00:16:17.100 --> 00:16:18.150
بریم

00:16:18.150 --> 00:16:20.260
خوبه، بگردین

00:16:20.260 --> 00:16:23.140
میخوام ببینم چی پیدا میکنین

00:16:23.140 --> 00:16:25.380
کاملا همه چیُ بگردین

00:16:35.040 --> 00:16:38.960
اینا رو قبلاً دیده بودین؟

00:16:39.690 --> 00:16:45.890
این عروسکا چیه؟ خیلی زشته
هرگز ندیدمشون

00:16:48.040 --> 00:16:54.370
یه نفر این عروسکا رو به عنوان هدیه بهم داد

00:16:55.770 --> 00:16:58.330
چطور ممکنه؟

00:16:58.910 --> 00:17:04.740
روی عروسکا یه تاریخ نوشته
سال خروس دهم ماه دوم

00:17:04.740 --> 00:17:07.450
بانو,  میدونی این چه تاریخیه؟

00:17:09.380 --> 00:17:13.370
هرگز همچین چیزیُ ندیدم

00:17:13.370 --> 00:17:16.270
از کجا بدونم چه تاریخیه

00:17:16.270 --> 00:17:19.520
نمیدونین. پس من بهت میگم
این چه تاریخیه

00:17:19.520 --> 00:17:21.920
روز زایمان ملکه ست

00:17:21.920 --> 00:17:24.790
سوزن نقره دقیقاً روی شکم عروسکه

00:17:24.790 --> 00:17:28.770
اینو زمانی که ملکه باردار بود
یه جادوگر درست کرده

00:17:28.770 --> 00:17:32.600
این جادو میتونه به هر فرد و هر بچه ای
آسیب بزنه

00:17:32.600 --> 00:17:35.860
و اینکه میتونه باعث ناباروری شه

00:17:35.860 --> 00:17:40.740
آسیب زدن به سایرین جرم بزرگیه

00:17:40.740 --> 00:17:44.000
اما ناباروری به معنی
از بین بردن فرزندای سلطنتیه

00:17:44.000 --> 00:17:47.590
همچین کار شومیُ
چه کسی میتونه انجام بده

00:17:47.590 --> 00:17:52.820
از کجا میدونستم تاریخ تولد ملکه چه روزیه؟

00:17:52.820 --> 00:17:56.510
نمیدونم، واقعاً نمی دونم

00:17:59.670 --> 00:18:05.910
این چهار عروسک در چهار گوشه ی
عمارت وِی دفن شده بود

00:18:05.910 --> 00:18:11.650
این عروسکا وقتی پیدا شد که امپراطور
دستور جستجوی عمارتتون دادن

00:18:11.650 --> 00:18:13.320
عمارت وِی

00:18:13.320 --> 00:18:16.290
نمیتونه باشه اینا باید
نزدیک بدن مخفی شن

00:18:16.290 --> 00:18:18.490
...چطور میتونن توی عمارت

00:18:26.210 --> 00:18:27.970
اینطوره؟

00:18:36.420 --> 00:18:39.810
خواجه جین جونگ کجا میرین؟

00:18:39.810 --> 00:18:44.140
امپراطور دستور دادن هیشکی وارد یا خارج نشه

00:18:44.140 --> 00:18:47.360
میفهمم، میخوام ببینم چه ساعتیه

00:18:47.360 --> 00:18:50.130
بنابراین میتونم برای امپراطور
تنقلات آماده کنم

00:18:51.400 --> 00:18:55.160
امپراطور به ما پیغامی ندادن بنابراین باید
منتظر بمونیم. نظرتون چیه؟

00:18:55.160 --> 00:18:57.480
بله  طبیعتا

00:18:57.480 --> 00:18:59.120
طبیعتا

00:19:04.160 --> 00:19:05.470
همه گوش کنین

00:19:05.470 --> 00:19:08.430
بدون اجازه ی امپراطور هیشکی حق ورود و خروج نداره

00:19:08.430 --> 00:19:09.960
بله

00:19:11.700 --> 00:19:16.020
واقعاً نمیدونم چطور دلخورتون کردم که
شما بخواین اینطور انتقام بگیرین

00:19:16.020 --> 00:19:20.200
پسرم نور روزُ ندید
اون چه جرمی داشت؟

00:19:20.200 --> 00:19:24.010
بانو وی برای بدست آوردن شادی
فرزند سلطنتیُ کشتین؟

00:19:24.010 --> 00:19:27.420
بانو گفتین تاریخ تولد ملکه رو نمی دونین؟

00:19:27.420 --> 00:19:29.420
اما برای جشن تولد امسال ملکه

00:19:29.420 --> 00:19:34.160
شما از طرق همسر لینگ هدیه فرستادین
که هنوزم توی انباره

00:19:34.160 --> 00:19:37.780
شاید هدیه تولد دروغیه؟

00:19:37.780 --> 00:19:41.600
نفرین جادی سیاهتون واقعیه؟

00:19:41.600 --> 00:19:44.830
بیگناهم. ممکنه امپراطور
 عاقلانه تصمیم بگیرن

00:19:44.830 --> 00:19:49.440
جاچی» برای پاپوش درست کردن برای»
همسر یو به عمارتتون رفت و آمد داشت

00:19:49.440 --> 00:19:52.350
دید شما این عروسکا میسازین

00:19:52.350 --> 00:19:58.140
شما این عروسکا رو برای نفرین
ملکه و پسرش در گوشه کنار عمارتتون دفن کردین

00:19:58.140 --> 00:20:01.140
منظورتون اینه اون اشتباه کرد؟

00:20:01.140 --> 00:20:06.860
اون یه آدم پست
مثل یه زالوــه

00:20:06.860 --> 00:20:12.490
اون مزخرف میگه
چه زمانی به این عروسکا رو سوزن زدم و مخفیشون کردم؟

00:20:12.490 --> 00:20:14.800
هرگز نمیتونستم انقد گستاخ باشم

00:20:14.800 --> 00:20:18.620
امپراطور، «جاچی» به توجهی که به دخترم میشد
حسودی میکرد

00:20:18.620 --> 00:20:22.700
اون دنبال عدالت برای عمه ش همسر یو بود
به همین خاطر برام پاپوش درست کرده

00:20:22.700 --> 00:20:28.370
بانو وی، قبلاً گفتین هیچ رابطه ای با
اقوام «کُ لي يه تُ» ندارین

00:20:28.370 --> 00:20:32.280
اما چطور «جاچی» برای تلکه کردن
به عمارتتون می اومد؟

00:20:32.280 --> 00:20:37.490
ملکه فقط گفتن به عمارت«کُ لي يه تُ» نزدیکین

00:20:37.490 --> 00:20:42.250
شما فکر نکرده گفتین رابطه ای با
همسر یو ندارین

00:20:42.250 --> 00:20:47.490
این نشون میده میدونین خونه ی پدری همسر یو اونجاس

00:20:47.490 --> 00:20:52.070
بدون کم و کاست اصرار کردین
اصلاً «جاچیُ» نمیشناسین

00:20:52.070 --> 00:20:55.060
امپراطور، «جاچی» الان مرده

00:20:55.060 --> 00:20:58.130
حرفهاش فقط پاپوش برای منه

00:20:58.130 --> 00:21:04.500
عروسک نفرین شده چیه؟
پاپوش برای همسر یو چیه؟ ازش اطلاعی ندارم

00:21:06.750 --> 00:21:12.880
جاچی» به عمه اش کمک کرد تا شاهزاده سینزدهمُ بکشه»
حتی به ماما تینم رشوه داد

00:21:12.880 --> 00:21:16.820
جاچی» در حال حاضر اعتراف کرده»
اون باهاتون صحبت کرد

00:21:16.820 --> 00:21:23.810
همسر اصیل چواِن، «جاچی» یه بازنده ی
قمار باز الکلیه. نمیشه به حرفاش اعتماد کرد

00:21:23.810 --> 00:21:26.760
نفرین خانواده سلطنتی جرم بزرگیه

00:21:26.760 --> 00:21:30.110
امپراطور به خدایان قسم میخورم

00:21:30.110 --> 00:21:34.290
هرگز به ملکه، همسر یو و
شاهزاده سینزدهم آسیب نزدم

00:21:34.290 --> 00:21:39.330
امپراطور این عروسکایی که از عمارت اومده
هیشکی نمیتونه لنگه اشُ بسازه

00:21:39.330 --> 00:21:43.140
جاچی» به عمارت ویِ رفت و آمد میکرد»
حتی شاهدم موجوده

00:21:43.140 --> 00:21:48.530
طلا ها و جواهرات عمارت ویِ
عمدتا مال قصر بود

00:21:48.530 --> 00:21:53.230
نشون میده که هرچند  همسر لینگ
 توی قصره اما با خانواده اش ارتباط نزدیکی داره

00:21:53.230 --> 00:21:57.210
به نظر نمیشه از این واقعیت فرار کرد
که اونم توی این قضیه درگیره

00:21:58.320 --> 00:22:01.600
امپراطور، با همه ی والدین دنیا همدردی میکنم

00:22:01.600 --> 00:22:06.030
بانوی ویِ هیچ مشکلی با ملکه و همسر یو ندارن

00:22:06.030 --> 00:22:08.130
همه ی اینکارا باید کار همسر لینگ باشه

00:22:08.130 --> 00:22:14.700
اگه ثابت شه کار همسر لینگه
باور پذیرتره

00:22:14.700 --> 00:22:17.390
همه چیزُ زیرُ رو کنین
همه جزئیاتُ در نظر بگیرین

00:22:17.390 --> 00:22:18.410
عجله کنین

00:22:18.410 --> 00:22:19.740
خواهر، چی شده؟

00:22:19.740 --> 00:22:21.210
همه چیزُ بیرون بریزین

00:22:21.210 --> 00:22:22.340
عجله کنین

00:22:22.340 --> 00:22:24.480
نمیدونم

00:22:26.430 --> 00:22:29.370
بانو، اینا عروسک نفرینه
مجازات این جرم مرگه

00:22:29.370 --> 00:22:31.180
دهنتُ ببند

00:22:32.790 --> 00:22:36.180
مادرتون جرأت کرد از جادوی سیاه
توی قصر استفاده کنه. یعنی نمیخواست زنده بمونه

00:22:36.180 --> 00:22:38.820
نه، مادرم انقد احمق نیس

00:22:38.820 --> 00:22:41.310
خواجه لی، چهارتا شونُ توی
عمارت ویِ پیدا کرده

00:22:41.310 --> 00:22:44.510
نفرین ملکه مجازاتش مرگه

00:22:44.510 --> 00:22:46.050
بریم

00:22:49.360 --> 00:22:52.770
نه، باید امپراطورُ ببینم

00:22:52.770 --> 00:22:55.180
بریم دیدن امپراطور، بریم

00:22:58.460 --> 00:23:03.960
امپراطور، من «لينگ يو چُ» فرستادم تا
زولو» رو برای بازجویی به قصر بیاره»

00:23:03.960 --> 00:23:06.120
فکر میکنم نتایج بزودی مشخص بشه

00:23:06.120 --> 00:23:07.940
زولو؟

00:23:08.540 --> 00:23:12.380
امپراطور، «زولو» جوون و نادونه
تحمل شکنجه رو نداره

00:23:12.380 --> 00:23:16.610
ممکنه مزخرف بگه و گوشهاتونُ کثیف کنه

00:23:16.610 --> 00:23:21.280
مزخرفم یه جور حرفه
میخوام بشنوم چی میگه

00:23:21.280 --> 00:23:23.870
اعلیحضرت  اعلیحضرت

00:23:23.870 --> 00:23:25.720
اعلیحضرت، آقای لینگ اینجان

00:23:25.720 --> 00:23:26.860
بیاد داخل

00:23:26.860 --> 00:23:28.300
بله

00:23:33.920 --> 00:23:38.930
خدمتکارتون «لينگ يو چُ» به امپراطور و ملکه
و معشوقه ها ادای احترام میکنه

00:23:38.930 --> 00:23:40.210
با فوریت صحبت کن

00:23:40.210 --> 00:23:41.720
بله

00:23:43.130 --> 00:23:48.360
امپراطور، «زولو» اعتراف کرد
میتونین بخونین

00:23:54.930 --> 00:23:56.050
<i>... عروسک جادو</i>

00:23:56.050 --> 00:23:57.610
چه نوشته ی مسخره ایه

00:23:57.610 --> 00:24:02.250
امپراطور، «زولو» اهل مطالعه نیس و
کارکتر زیادیم بلد نیس

00:24:02.250 --> 00:24:08.380
بنابراین نمیتونه چیزی بنویسه

00:24:08.380 --> 00:24:11.970
لينگ يو چُ، «زولو» شکنجه کردی. اره؟

00:24:11.970 --> 00:24:14.410
لينگ يو چُ، آشغال

00:24:14.410 --> 00:24:17.230
بانو ویِ، این چه کاریه

00:24:21.490 --> 00:24:27.810
زولو» به محض دیدن وسایل شکنجه ترسید و»
خودشُ خیس کرد سریع به همه چی اعتراف کرد

00:24:27.810 --> 00:24:34.380
ازش چندتا سؤال پرسیدم حادثه ی عروسک نفرین شده
یه کار زنانه ست  و اون واقعاً اطلاعی نداشت

00:24:34.380 --> 00:24:40.170
اما با «جاچی» نوشید و قمار کرد و شنید
اون از همسر یو دلخوشی نداره

00:24:40.170 --> 00:24:44.360
جاچی» بعد اینکه مست شد گفت میخواد»
تین جونُ» بکشه»

00:24:44.360 --> 00:24:48.710
همه ی این مسائلُ با جزئیات اعتراف کرد
باور میکنم حرفاش راسته

00:24:48.710 --> 00:24:51.370
به «زولو» گفته بودم «جاچی» اونو به کشن میده

00:24:51.370 --> 00:24:53.970
نباید با همچین سگهایی دوست شد

00:24:53.970 --> 00:24:55.540
اما دوستی که جرم نیس

00:24:55.540 --> 00:25:00.920
بانو، «زولو» سفته هایی که
همسر لینگ به «جاچی» دادُ بهمون داد

00:25:00.920 --> 00:25:05.120
برای اینکه این سفته ها رو به «جاچی» بدن دو دستور بهشون دادن

00:25:05.120 --> 00:25:07.630
اول اینکه سفته ها رو در بانک نگهداره

00:25:07.630 --> 00:25:11.180
دوم اینکه اگه کسی راجب منبع
سفته ها پرسید

00:25:11.180 --> 00:25:13.750
بگه کار همسر یو بوده

00:25:13.750 --> 00:25:15.990
هنوزم چیزی یادتون نمیاد؟

00:25:15.990 --> 00:25:16.950
خوب که چی؟

00:25:16.950 --> 00:25:19.830
همسر یو برای اینکه به برادرزاده اش پول بده

00:25:19.830 --> 00:25:22.690
اول باید از شما و همسر لینگ اجازه بگیره؟

00:25:22.690 --> 00:25:26.910
همه چیز تموم شده شما و همسر لینگ
برای همسر یو پاپوش درست کردین

00:25:26.910 --> 00:25:27.960
البته که نه

00:25:27.960 --> 00:25:30.980
شما میگین نه، اما «زولو» تأیید کرده

00:25:30.980 --> 00:25:33.410
فرض میکنم که  حرفای «زولو» قابل اطمینان نیس

00:25:33.410 --> 00:25:36.670
چرا با شکنجه «زولو» رو به حرف نیاریم

00:25:36.670 --> 00:25:40.760
اعلیحضرت، «زولو» بیگناهه
اون چیزی نمیدونه

00:25:40.760 --> 00:25:43.600
حتی اگه مغز متفکر نباشه شریک جرمه

00:25:43.600 --> 00:25:48.160
همچنین مخفی کردن حقیقت قابل بخشش نیس

00:25:49.980 --> 00:25:53.120
اعلیحضرت، خواجه جین باو اینجاس

00:25:54.830 --> 00:25:57.070
اعلیحضرت، این از اقامتگاه بانو ویِ

00:25:57.070 --> 00:26:00.500
  زیر مجسمه بودای قصر «یونگ شاو» پیدا شده

00:26:07.810 --> 00:26:09.580
مراقب باشین

00:26:12.220 --> 00:26:13.790
عجله کنین

00:26:13.790 --> 00:26:16.010
عجله کنین  عجله کنین

00:26:18.440 --> 00:26:23.360
اعلیحضرت این شبیه عروسکای عمارت ویِ ـه

00:26:24.510 --> 00:26:29.380
چقد سوزن. چرا انقد از ملکه نفرت داری؟

00:26:32.890 --> 00:26:35.870
وِي يِانگ»، چیزی داری که بگی؟ »

00:26:35.870 --> 00:26:39.470
اعلیحضرت، اون چهارتا توی عمارتم نبودن

00:26:39.470 --> 00:26:42.610
بانو ویِ -
واقعاً اینکارِ نکردم امپراطور -

00:26:42.610 --> 00:26:44.030
عجله کنین

00:26:46.080 --> 00:26:47.860
تخت روانِ بیارین پایین

00:26:47.860 --> 00:26:50.200
آرومتر

00:26:51.770 --> 00:26:53.660
از جلوی راه برین کنار

00:26:53.660 --> 00:26:54.800
برین کنار

00:26:54.800 --> 00:26:57.300
برین کنار، امپراطور داخل منتظرن

00:26:57.300 --> 00:26:59.670
جین جونگ -
مراقب بچه باین -

00:26:59.670 --> 00:27:01.820
مادرم

00:27:01.820 --> 00:27:03.190
مادرم کجاس؟

00:27:03.190 --> 00:27:04.630
بانوی من، وقت ندارین

00:27:04.630 --> 00:27:09.220
برادرتون قبلاً اعتراف کرده که شما و بانو سفته ها
رو به «جاچی» دادین تا برای همسر یو پاپوش درست کنین

00:27:09.220 --> 00:27:10.910
پس

00:27:10.910 --> 00:27:14.390
میدونستم قابل اعتماد نیس
اما مادرم اصرار کرد

00:27:14.390 --> 00:27:16.410
حداقل اون چیز زیادی نمیدونه

00:27:16.410 --> 00:27:20.170
بانو داخلن، بیشتر از این نمیتونن تحمل کنن

00:27:20.170 --> 00:27:22.730
امپراطور و ملکه همچنان دارن بازجویی میکنن
تا چیزی گیر بیارن

00:27:22.730 --> 00:27:25.250
باید اول خودتون مبرا کنین

00:27:25.250 --> 00:27:29.070
یعنی باید چکار کنم؟

00:27:29.070 --> 00:27:33.290
نگرانشون نباشین، باید لوشون بدین
تا بتونین از خودتونُ مراقبت کنین

00:27:33.290 --> 00:27:35.720
از خودم مراقبت کنم؟

00:27:35.720 --> 00:27:37.470
اما اونا هرکسی نیستن

00:27:37.470 --> 00:27:39.340
اونا مادر و برادرمن

00:27:39.340 --> 00:27:43.310
اونا بستگان شمان اما برای اونا
شما فقط یه کیف پولین

00:27:43.310 --> 00:27:44.710
حالا باید برین داخل

00:27:44.710 --> 00:27:47.760
یادتون باشه به بیگناه بودنتون اصرار کنین

00:27:47.760 --> 00:27:51.180
تا امپراطور بخاطر بچه تون بهتون رحم کنن

00:27:51.180 --> 00:27:54.370
نمیخواین که تا آخر کنارشون باشین. درسته؟

00:27:57.150 --> 00:28:00.700
بسیار خوب

00:28:01.770 --> 00:28:03.430
مادر

00:28:03.430 --> 00:28:06.360
مادر -
همسر لینگ آرومتر، مراقب جنینتون باشین -

00:28:06.360 --> 00:28:07.270
مادر

00:28:07.270 --> 00:28:09.460
همسر لینگ

00:28:10.470 --> 00:28:12.480
مادر

00:28:12.480 --> 00:28:16.210
چرا بدون اینکه بهم بگی همچین کاری کردی؟

00:28:16.210 --> 00:28:21.490
مادر -
چرا برای همسر یو پاپوش درست کردی

00:28:21.490 --> 00:28:24.420
چرا بچه ی ملکه رو کشتی
... يِن وَن، تو -

00:28:24.420 --> 00:28:26.040
خرفت شدی؟

00:28:26.040 --> 00:28:32.010
با اینکارت من و «زولو» رو توی دردسر انداختی

00:28:32.010 --> 00:28:35.660
مادر، «زولو» هنوز جوونه

00:28:35.660 --> 00:28:37.810
امپراطور و ملکه هر دو اینجان

00:28:37.810 --> 00:28:40.610
اگه کاری کردی باید اعتراف کنی

00:28:40.610 --> 00:28:45.270
بانو، به جنینتون آسیب نزنین
شما فرزند سلطنتیُ باردارین

00:28:45.270 --> 00:28:50.750
مادر، به «زولو» فکر کنین و
اوضاع رو از اینی که هست خراب تر نکنین

00:28:50.750 --> 00:28:52.600
مادر

00:29:01.270 --> 00:29:07.190
اعلیحضرت، خرفت شدم
که دست به همچین کاری زدم

00:29:08.690 --> 00:29:10.740
چه کار کردی؟

00:29:11.680 --> 00:29:15.830
مقصر همه ی این اتفاقاً خودم بودم

00:29:15.830 --> 00:29:19.750
شما عاقلین، نمیتونم انکار کنم

00:29:19.750 --> 00:29:24.860
همسر لینگ و «زولو» بی تقصیرن

00:29:24.860 --> 00:29:30.380
همسر لینگ باردارن و ایشون از کارایی که کردم بی اطلاع بودن

00:29:30.380 --> 00:29:34.250
زولو» هم بیگناهه»
اون یه بچه ی احمقه

00:29:34.250 --> 00:29:38.270
چیزی نمیدونه و فقط هرچی ازش میخوامُ انجام میده

00:29:39.050 --> 00:29:43.470
ما با هم ارتباطی نداریم
چرا همچین کاری کردی؟

00:29:43.470 --> 00:29:47.770
اگه همسر لینگ بود میشد بخاطر توجه بهش مشکوک شد

00:29:47.770 --> 00:29:51.890
همسر لینگ برای توجه بجنگه؟
با چی بجنگه؟

00:29:51.890 --> 00:29:54.030
اون بی دست و پاست

00:29:54.030 --> 00:29:58.540
در غیر این اون نیازی نداشت که
نگرانش باشم

00:30:02.020 --> 00:30:06.450
با اینکه پیشینمون پسته اما
نمیزارم تحقیرت کنن

00:30:06.450 --> 00:30:08.590
سرزنشت کنن و برات قلدری کنن

00:30:08.590 --> 00:30:12.800
باید کار ملکه باشه که چندین بار مورد بی مهری قرار گرفتی

00:30:12.800 --> 00:30:16.290
یه احمقی

00:30:16.290 --> 00:30:20.690
تو میتونی تحمل کنی
اما من نمیتونم

00:30:20.690 --> 00:30:25.510
مسخره ست، همسر لینگ مورد بی مهری قرار بگیره یا نه
چه ربطی به ملکه و شاهزاده سینزدهم داشت

00:30:25.510 --> 00:30:29.810
انقد مکاری که میخواستی دیگرانُ اینطور پایین بکشی؟

00:30:29.810 --> 00:30:33.010
حتی برای همسر یو پاپوش درست کردی

00:30:33.010 --> 00:30:37.630
نمیتونم باور کنم انقد توانایی داشتی باشی که همپچین نقشه ای بکشی

00:30:38.480 --> 00:30:42.690
اعلیحضرت، برای کاری که کردم مقصرم

00:30:42.690 --> 00:30:45.650
من به «جاچی» دستور دادم

00:30:45.650 --> 00:30:48.640
 من برای همسرم یو، پاپوش درست کردم

00:30:48.640 --> 00:30:54.810
من با رشوه به ماما تین
به ملکه و بچه ی توی شکمش آسیب زدم

00:30:54.810 --> 00:30:59.710
همه اینکارا رو من انجام دادم
و بهاشُ هم پرداخت میکنم

00:30:59.710 --> 00:31:07.300
با این حال پسرم «زولو» و

00:31:07.300 --> 00:31:10.850
همسر لینگ ربطی به این قضایا ندارن

00:31:10.850 --> 00:31:12.630
اعلیحضرت

00:31:12.630 --> 00:31:14.710
مادر

00:31:16.390 --> 00:31:22.550
مادر

00:31:22.550 --> 00:31:26.560
هرکی توی قصر دست به همچین کارای بی شرمانه ای بزنه
باید شدیداًمجازات شه

00:31:26.560 --> 00:31:29.620
وِي يِانگ» فرزند سلطنتیُ کشته»

00:31:29.620 --> 00:31:32.160
بلافاصله با شراب سمی بکشینش

00:31:32.160 --> 00:31:34.850
امپراطور، عفوش کنین

00:31:34.850 --> 00:31:37.010
اعلیحضرت

00:31:37.010 --> 00:31:38.190
يِن وَن

00:31:38.190 --> 00:31:39.540
يِن وَن

00:31:39.540 --> 00:31:41.990
مادر

00:31:41.990 --> 00:31:42.900
خون

00:31:42.900 --> 00:31:45.520
امپراطور، خون

00:31:45.520 --> 00:31:46.750
بانو

00:31:46.750 --> 00:31:50.780
اعلیحضرت، جنین همسر لینگ تحریک شد
اون در حال زایمانه

00:31:50.780 --> 00:31:54.850
همسر لینگ در حال زایمانه
اول بزارین بچه بدنیا بیاد بعد به تحقیقات ادامه بدین

00:31:54.850 --> 00:31:57.050
اعلیحضرت، پسرمون

00:31:57.050 --> 00:31:59.440
همسر لینگ، اگه بخاطر احساس ترس و گناه

00:31:59.440 --> 00:32:01.420
نتونی بچه رو بدنیا بیاری
نمیبخشمت

00:32:01.420 --> 00:32:02.840
به دروغ متهم شدم

00:32:02.840 --> 00:32:04.470
همسر لینگُ ببرین

00:32:04.470 --> 00:32:06.130
<i>بانو، مراقب باشین</i>

00:32:06.130 --> 00:32:08.060
<i>پزشک سلطنتی دنبال ماما رفته به زودی میرسن</i>

00:32:08.060 --> 00:32:09.490
وانگ چن، پزشک باو کجاس؟

00:32:09.490 --> 00:32:10.670
<i>خبرشون کردیم</i>

00:32:10.670 --> 00:32:12.170
<i>برو سریعتر</i>

00:32:12.170 --> 00:32:13.160
دارم میرم

00:32:13.160 --> 00:32:15.580
<i>بانو، مراقب باشین</i>

00:32:16.210 --> 00:32:17.730
<i>بانو</i>

00:32:21.640 --> 00:32:23.920
<i>روی تخت روان بشینین</i>

00:32:24.760 --> 00:32:29.010
بانو اگه بچه تون پسر باشه
میتونین اوضاع رو تغییر بدین

00:32:29.010 --> 00:32:31.150
تخت روانُ سریع  به قصر ببرین

00:32:31.150 --> 00:32:32.520
<i>تحمل کنین. بانو. عجله کنین</i>

00:32:32.520 --> 00:32:34.110
<i>عجله کنین</i>

00:32:34.110 --> 00:32:36.480
<i>بانو، تحمل کنین</i>

00:32:37.220 --> 00:32:39.660
<i>بانو، تحمل کنین</i>

00:32:42.030 --> 00:32:47.810
<i>. امپراطور به دفتر بازپرسی میرم تا همسر یو رو آزاد کنم</i>

00:32:49.530 --> 00:32:52.810
همسر یو خیلی رنج کشیدن

00:32:52.810 --> 00:32:56.720
برای توقف شایعات ملکه باید به استقبالش برن

00:32:56.720 --> 00:32:58.030
بله

00:32:58.030 --> 00:32:59.940
بانو

00:32:59.940 --> 00:33:03.360
<i>بانو، تحمل کنین</i>

00:33:04.120 --> 00:33:05.900
بانو -
يِن وَن -
مادر -

00:33:05.900 --> 00:33:08.460
<i>يِن وَن</i>

00:33:08.460 --> 00:33:10.760
<i>يِن وَن</i>

00:33:10.760 --> 00:33:13.820
خواجه جین جونگ، بخاطر دوستیمون

00:33:13.820 --> 00:33:16.570
بزارین بانو چند کلمه باهاشون صحبت کنن

00:33:16.570 --> 00:33:19.420
<i>التماست میکنم</i>

00:33:19.420 --> 00:33:21.840
خوب اما سریع

00:33:21.840 --> 00:33:24.750
در غیر این سرمونُ از دست میدیم

00:33:24.750 --> 00:33:27.530
بزارین ازش خداحافظی کنن
خیلی رقت انگیزه

00:33:27.530 --> 00:33:29.660
خوبه بزارین بره

00:33:29.660 --> 00:33:32.360
يِن وَن

00:33:32.360 --> 00:33:36.120
يِن وَن

00:33:36.120 --> 00:33:41.340
متأسفم نتونستم ازتون محافظت کنم

00:33:41.340 --> 00:33:47.040
به خاطر نجاتت از مادرت گذشتی

00:33:48.670 --> 00:33:52.740
میدونستم نمیتونم بهت تکیه کنم

00:33:52.740 --> 00:33:59.940
زولو» تنها مرد خونواده ست»

00:33:59.940 --> 00:34:06.370
یادت باشه، مهم نیس چی میشه
باید ازش محافظت کنی

00:34:06.370 --> 00:34:11.960
ازش محافظت کن درست مثل بچه ی
توی شکمت

00:34:11.960 --> 00:34:16.120
بهتون قول میدم

00:34:16.120 --> 00:34:19.760
نمیخواستم بیخودی بمیری

00:34:19.760 --> 00:34:23.700
اما باید از خودم محافظت میکردم

00:34:23.700 --> 00:34:29.190
من و تو احمق بودیم

00:34:29.190 --> 00:34:31.000
مادر

00:34:31.750 --> 00:34:35.380
الان فهمیدم

00:34:36.030 --> 00:34:41.380
برای پایین کشیدن یه نفر نقشه بکش

00:34:42.740 --> 00:34:44.740
ملکه؟

00:34:44.740 --> 00:34:49.530
بله,  کشتن بچه اش بی فایده بود

00:34:49.530 --> 00:34:56.110
اون هنوز ملکه ست. چرا پایین نکشیمش؟

00:34:56.110 --> 00:35:01.810
باید موقعیتشُ بدست بیاری و
کاری کنی احساس کنه مرگ بهتر از زندگیه

00:35:03.750 --> 00:35:05.460
همسر لینگ، نمیتونیم بیشتر از این صبر کنیم

00:35:05.460 --> 00:35:07.800
در غیر این سرمونُ از دست میدیم

00:35:07.800 --> 00:35:10.040
بانو، بیشتر از این نمیتونیم صبر کنیم

00:35:10.040 --> 00:35:11.340
يِن وَن

00:35:11.340 --> 00:35:14.040
این تنها کاریه که میتونم برات نجام بدم

00:35:14.040 --> 00:35:15.460
<i>خانم</i>

00:35:15.460 --> 00:35:18.390
مادر -
يِن وَن -

00:35:18.390 --> 00:35:20.120
<i>حرفام یادت بمونه</i>

00:35:20.120 --> 00:35:21.350
بانو -
يِن وَن -

00:35:21.350 --> 00:35:22.830
اون اینجاس

00:35:22.830 --> 00:35:23.890
پزشک باو اینجاس

00:35:23.890 --> 00:35:25.980
<i>بانو، پزشک باو اینجاس</i>

00:35:25.980 --> 00:35:27.320
<i>سریعتر سوار تخت روانُ شین</i>

00:35:27.320 --> 00:35:28.360
<i>بانو، تحمل کنین</i>

00:35:28.360 --> 00:35:30.580
<i>عجله کنین</i>

00:35:35.830 --> 00:35:38.460
بانو بانو

00:35:38.460 --> 00:35:41.150
<i>اینجام</i>

00:35:42.680 --> 00:35:44.310
بانو

00:35:44.310 --> 00:35:46.960
بانو، حالا میتونین بیایین بیرون

00:35:47.970 --> 00:35:50.800
ملکه بیرون منتظرتونن

00:35:52.630 --> 00:35:56.440
میدونستم، میدونستم

00:35:56.440 --> 00:35:58.920
خواهر بهم اعتماد داشتن

00:35:58.920 --> 00:36:00.980
بیایین بریم

00:36:00.980 --> 00:36:02.460
<c.color80ff00><i>[اتاق مجازات]</i></c>

00:36:06.110 --> 00:36:07.950
<c.color80ff00><i>[بازپرسی]</</c>i&gt;

00:36:07.950 --> 00:36:12.820


00:36:21.180 --> 00:36:22.850
<i>خواهر</i>

00:36:23.610 --> 00:36:25.270
بیا بریم

00:36:31.980 --> 00:36:36.940
خواهر، این چند روز باید
بهتون سخت گذشته باشه

00:36:36.940 --> 00:36:40.720
انداختن تور برای گرفتن ماهی بهتر از
بدام افتادن توی تور یکی دیگه ست

00:36:40.720 --> 00:36:45.270
از «یه شین» راجب جادوی سیاه شنیدم

00:36:46.140 --> 00:36:52.000
اینکه قصر «یونگ شاو» از جادوی سیاه استفاده
کرده درسته. اما این یه سر ماجرا بود

00:36:52.000 --> 00:36:56.980
اونا برای من و تو نقشه ی پیچیده ای کشیده بودن

00:36:56.980 --> 00:36:59.130
حتی فکر کردن بهشم باعث اعصاب خوردیه

00:36:59.130 --> 00:37:02.760
اون باعث مرگ پسرتون شد

00:37:02.760 --> 00:37:07.420
اما بدهیشُ با جون مادرش پرداخت کرد
این منصفانه نیس

00:37:07.420 --> 00:37:11.550
حرفای بین همسر لینگ و مادرشُ شنیدم

00:37:11.550 --> 00:37:16.240
احساس میکنم مادرش تنها نبود

00:37:16.240 --> 00:37:18.870
همسر لینگ قطعاً بیگناه نیس

00:37:19.560 --> 00:37:24.990
همسر لینگ واقعاً بی رحمه
اون واقعاً از زندگی مادرش استفاده کرده

00:37:27.300 --> 00:37:32.930
نیازه در آینده تحقیقات ادامه پیدا کنه
در غیر این در حق «یونگ چینگ» ظلم میکنیم

00:37:40.670 --> 00:37:43.890
بودای عزیز بهتون التماس میکنم

00:37:43.890 --> 00:37:46.270
چشمهاتونُ باز کنین و
همسر لینگُ نجات بدین

00:37:46.270 --> 00:37:49.580
بزارین زایمان راحتی داشته باشه
التماستون میکنم

00:37:49.580 --> 00:37:51.420
التماستون میکنم

00:37:52.980 --> 00:37:55.360
خواجه جین جونگ

00:37:55.360 --> 00:37:56.330
چطوره؟

00:37:56.330 --> 00:37:58.090
بچه هنوز بدنیا نیومده

00:37:58.090 --> 00:38:00.960
بانو ناگهان مردن این یه
ضربه ناگهانی برای بانو بود

00:38:00.960 --> 00:38:03.620
جنین در وضعیت بدیه

00:38:03.620 --> 00:38:05.980
درسته الان وضعیت بده اما بعدا خوب میشه

00:38:05.980 --> 00:38:08.980
بعد؟ کی به بعد امیدواره؟

00:38:08.980 --> 00:38:11.990
اگه بانو بتونه پسر بدنیا بیارن
میتونن از خودشون محافظت کنن

00:38:11.990 --> 00:38:16.040
اگه بچه اشون پسر باشه میتونیم برگردیم

00:38:16.040 --> 00:38:19.260
حالا برو، اینجام تا برای امپراطور خبر ببرم

00:38:19.260 --> 00:38:21.530
خوب مراقب بانو باش

00:38:21.530 --> 00:38:26.390
همسر لینگ، باید بدون هیچ مشکلی زایمان میکردین

00:38:27.560 --> 00:38:30.870
بودا، بهم کمک کن

00:38:32.320 --> 00:38:36.890
«امپراطور دستور دادن جسد «وِي يِانگ
برای خونواده اش فرستاده شه

00:38:40.200 --> 00:38:42.380
زولو چی؟

00:38:43.650 --> 00:38:49.120
اون به عنوان سرباز مرزی به مرز فرستاده شد
اون میتونه در آینده با افتخار برگرده

00:38:58.190 --> 00:38:59.480
یه شین

00:38:59.480 --> 00:39:00.700
بانو

00:39:00.700 --> 00:39:02.130
همسر لینگ زایمان کرد؟

00:39:02.130 --> 00:39:05.590
این اولین بارداریشونه، اما راحت نست

00:39:08.760 --> 00:39:12.120
از صداش معلومه بچه هنوز
بدنیا نیومده. درسته؟

00:39:12.120 --> 00:39:16.200
<i>.همسر لینگ برای گزارش اینجام</i>

00:39:16.200 --> 00:39:18.920
همسر لینگ، همسر لینگ

00:39:18.920 --> 00:39:20.950
خواهر«یه شین»، چرا اینجایین؟

00:39:20.950 --> 00:39:24.530
همسر لینگ -
خواهر «یه شین»، نمیتونین برین داخل -

00:39:24.530 --> 00:39:27.830
اشتباه میکنی، اتاق زایمان بوی خون میده

00:39:27.830 --> 00:39:31.300
من میتونم برم اما تو نمیتونی

00:39:31.300 --> 00:39:33.070
همینجا بمون

00:39:33.070 --> 00:39:35.590
خواهر «یه شین»، نمیتونی بری داخل

00:39:35.590 --> 00:39:36.930
<i>همسر لینگ</i>

00:39:36.930 --> 00:39:40.500
<i>آب و عوض کنین، زور بزنین سریعتر</i>

00:39:40.500 --> 00:39:45.300
همسر لینگ اینجام که بهتون ادای احترام کنم

00:39:45.300 --> 00:39:49.470
همسر لینگ برای گزارش اومدم

00:39:49.470 --> 00:39:54.950
«بانو ویِ در حال حاضر مردن و «زولو
به عنوان سرباز به مرز فرستاده شده

00:39:55.650 --> 00:39:59.800
مادر عزیزتون خیلی ترحم انگیز بودن

00:39:59.800 --> 00:40:01.640
بدون اینکه کسی همراهیشون کنه مُردن

00:40:01.640 --> 00:40:04.490
ایشون مثل بدبختا، تنها اونجا افتادن

00:40:04.490 --> 00:40:08.040
هرچند حالا نمیدونیم «زولو» زنده ست یا نه

00:40:08.040 --> 00:40:11.590
چه مزخرفاتی میگی؟  -
همسر لینگ شنیدین؟  -

00:40:11.590 --> 00:40:13.970
گم شو حالا

00:40:13.970 --> 00:40:17.020
مرخص میشم

00:40:17.020 --> 00:40:20.620
زایمان راحتی داشته باشین

00:40:20.620 --> 00:40:22.580
چرا اینجا وایسادی؟
بندازینش بیرون

00:40:22.580 --> 00:40:24.230
زایمان راحتی داشته باشین

00:40:24.230 --> 00:40:26.490
بانو

00:40:26.490 --> 00:40:28.960
کارت تموم شد. حالا برو بیرون

00:40:28.960 --> 00:40:32.300
خواجه جین جونگ هنوز اینجا منتظرین

00:40:32.300 --> 00:40:33.830
بیخودی دارین وقتتونُ تلف میکنین

00:40:33.830 --> 00:40:36.720
هنوز بچه بدنیا نیومده

00:40:36.720 --> 00:40:38.560
دیگه میرم

00:40:42.770 --> 00:40:44.840
<i>بانوی من -
همسر لینگ -  </i>

00:40:44.840 --> 00:40:46.720
<i>سریعتر</i>

00:40:50.490 --> 00:40:52.150
<i>سریعتر</i>

00:40:52.150 --> 00:40:55.120
<i>بانوی من، دوباره نفس بکشین</i>

00:40:55.120 --> 00:40:59.050
خواجه جین جونگ، مدتهاست منتظرین
میخواین برین استراحت کنین؟

00:40:59.050 --> 00:41:00.910
میخواین کمی چای بنوشین

00:41:00.910 --> 00:41:02.130
خواجه جین جونگ
برین اونجا -

00:41:02.130 --> 00:41:04.740
تحمل کنین بانوی من

00:41:04.740 --> 00:41:06.930
<i>به زودی بدنیا میاد</i>

00:41:11.190 --> 00:41:14.140
<i>زایمان کردن -
زایمان کردن؟ -  </i>

00:41:14.140 --> 00:41:16.200
زایمان کردن

00:41:16.200 --> 00:41:19.120
حالا میتونیم امیدوار باشیم

00:41:19.120 --> 00:41:21.210
ماما پسره؟

00:41:21.210 --> 00:41:22.640
پسره؟

00:41:22.640 --> 00:41:24.060
از خستگی مُردم

00:41:24.060 --> 00:41:28.150
تمام روز سخت کار کردم و بانو خیلی تلاش کردن

00:41:28.150 --> 00:41:30.770
در آخر شاهدخت بدنیا آوردن

00:41:31.370 --> 00:41:33.680
شاهدخت؟

00:41:33.680 --> 00:41:36.540
شاهدختم خوبه

00:41:36.540 --> 00:41:38.550
مهم اینکه سالم و سلامت باشن
خونریزی بند اومده؟

00:41:38.550 --> 00:41:42.100
حرفتون درسته اما بدنشون آسیب دیده

00:41:42.100 --> 00:41:44.420
چطور همچین اتفاقی افتاد؟

00:41:44.420 --> 00:41:48.240
همسر لینگ موقع زایمان خونریزی داشتن

00:41:48.240 --> 00:41:52.390
رحمشون آسیب دیده میترسم تا دوسال
نتونن باردار شن

00:41:52.390 --> 00:41:57.720
این یه زایمان زودهنگام بود بنابراین بچه ضعیفه
مراقبت از این بچه خیلی سخته

00:41:57.720 --> 00:41:59.970
بیایین به این دو سال اهمیت ندیم

00:41:59.970 --> 00:42:01.500
اول این وضعیتُ درست کنیم

00:42:01.500 --> 00:42:03.060
ماما حالا برو
بهت سخت گذشت

00:42:03.060 --> 00:42:05.330
خوب مراقب همسر لینگ باش

00:42:07.390 --> 00:42:11.700
شاهدخته؟

00:42:12.800 --> 00:42:17.200
شاهدختم خوبه

00:42:19.740 --> 00:42:27.590
<c.yellow><i> اینکه مورد علاقه ات باشم یا نه رو ♪
♪ میتوانم با قلبم احساس کنم</i></c>

00:42:27.590 --> 00:42:37.600
<c.yellow><i> شاهد تغییرات مداوم در زندگیم هستی ♪
♪ غم ها و شادی هایم مسیر رویاهایم را قطع کردند</i></c>

00:42:37.600 --> 00:42:45.290
<c.yellow><i> دست هایم را در آغوش تنهایی ترسیم کردی ♪
♪  لباس های ابریشمی هم در زیرنور ماه جمع می شوند</i></c>

00:42:45.290 --> 00:42:54.390
<c.yellow><i> به خودم میگویم ممکن است برای ♪
♪  گرما استفاده شوند. امّا چه کسی می داند؟</i></c>

00:42:55.340 --> 00:43:02.820
<c.yellow><i>♪ زندگی چه کسی از تصاویر عشق و نفرت پر شده؟ ♪</i></c>

00:43:04.210 --> 00:43:11.940
<c.yellow><i> یک طرف زیبا و پر جنب و جوش و ♪
♪ یک طرف ساکت و خاموش</i></c>

00:43:13.100 --> 00:43:21.010
<c.yellow><i>♪ از دور می آیند (تصاویر) بدون آنکه سخنی بگویند ♪</i></c>

00:43:21.010 --> 00:43:29.490
<c.yellow><i>♪ شاید زمان پر از احساسات متفاوت است ♪</i></c>

00:43:30.670 --> 00:43:38.520
<c.yellow><i>♪ ،احساس بخشش و شکست ♪</i></c>

00:43:39.540 --> 00:43:47.600
<c.yellow><i>♪ یک روز بی تفاوتی سرد و یک روز خاطرات گرم ♪</i></c>

00:43:48.530 --> 00:43:56.210
<c.yellow><i>♪ هرچند همیشه در زیر نور درخشان راه میرویم ♪</i></c>

00:43:56.210 --> 00:44:05.100
<c.yellow><i>♪ این زندگی بسیار نگران کننده است ♪</i></c>

00:44:05.100 --> 00:44:11.960
<c.yellow><i>♪ ... از حالا ♪</i></c>

00:44:11.960 --> 00:44:17.610
<c.yellow><i>♪ زندگی بدون نگرانیست ♪</i></c>

00:44:17.634 --> 00:44:23.634
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:44:23.658 --> 00:44:29.658
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.