﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:50.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:51.440 --> 00:02:00.640
<c.yellow><i>عشق سلطنتی رویی در قصر</i></c>

00:02:00.640 --> 00:02:03.480
<c.yellow><i>قسمت شصت و هشتم</i></c>

00:02:35.208 --> 00:02:37.768
<i>بانو، یکم میل کنین</i>

00:02:42.588 --> 00:02:44.508
یکم دیگه

00:02:46.358 --> 00:02:49.068
بانو، شاهدخت هفتم اینجان

00:02:49.898 --> 00:02:51.458
عجله کن

00:02:54.068 --> 00:02:55.688
آرومتر

00:02:57.938 --> 00:03:01.128
ببینین چقد خوشگلن

00:03:11.638 --> 00:03:18.668
امپراطور و من هر دو شاهزاده میخواستیم
اگه یه شاهزاده بود

00:03:20.328 --> 00:03:22.888
میتونستم از خودم محافظت کنم

00:03:24.008 --> 00:03:26.898
اما چرا باید شاهدخت باشه؟

00:03:26.898 --> 00:03:29.718
<i>نمیتونه ازم محافظت کنه</i>

00:03:29.718 --> 00:03:33.498
نباید اینطور باشین خون زیادی از دست دادین
بدنتون ضعیفه

00:03:33.498 --> 00:03:36.178
بدنتون نمیتونه تحمل کنه

00:03:36.178 --> 00:03:39.508
بانو، شاهدختم خوبه

00:03:39.508 --> 00:03:41.768
امپرطور شاهدخت هفتمُ دارن

00:03:41.768 --> 00:03:45.658
شاهدختای بزرگتر
یا دور ازدواج کردن یا مُردن

00:03:45.658 --> 00:03:48.828
امپراطور قطعاً ایشونُ دوست خواهند داشت

00:03:52.758 --> 00:03:57.508
امپراطور خبر دارن؟  -
خواجه جین جونگ رفت خبر بده  -

00:03:58.748 --> 00:04:01.058
میتونه یه فرصت خوب باشه؟

00:04:02.218 --> 00:04:06.768
امپراطور به شاهدخت اهمیتی نمیدن

00:04:06.768 --> 00:04:11.508
ملکه به زودی برای گرفتن زندگیم اقدام میکنه

00:04:17.838 --> 00:04:24.408
امپراطور، ملکه، همسر یینگ و همسر لینگ
شاهدخت بدنیا آوردن

00:04:24.408 --> 00:04:26.508
یه شاهدخت؟

00:04:27.558 --> 00:04:31.648
حالش خوبه؟  -
همسر لینگ موقع زایمان خون زیادی از دست دادن  -

00:04:31.648 --> 00:04:35.408
اما الان حال مادر و دختر هر دو خوبه

00:04:36.238 --> 00:04:38.038
خوبه که حال شاهدخت هفتم خوبه

00:04:38.038 --> 00:04:40.608
<i>اعلیحضرت شاهدخت هفتم قابل ستایشن</i>

00:04:40.608 --> 00:04:44.828
چشمهاشون شبیه شماست
میخواین ببینینشون؟

00:04:44.828 --> 00:04:47.848
دیگه به قصر «یونگ شاو» نمیرم

00:04:47.848 --> 00:04:52.378
همسر یینگ میدونم بعد از مرگ
شاهدخت ششم خیلی ناراحت بودین

00:04:52.378 --> 00:04:54.398
میزارم شاهدخت هفتمُ بزرگ کنین

00:04:54.398 --> 00:04:57.218
<i>وقتی به ملاقاتت میام میبینمش</i>

00:04:57.218 --> 00:05:01.948
میدونین که هرگز ارتباط خوبی با همسر یینگ نداشتم

00:05:01.948 --> 00:05:04.398
مهمتر از اون اینه هر دو یه رتبه داریم

00:05:04.398 --> 00:05:08.678
با توجه به قوانین نمیتونم
بچه ی اونو بزرگ کنم

00:05:10.128 --> 00:05:15.228
لی یو، این فرمانُ به همسر لینگ برسون
اون از مقامش خلع و به مقام ملازم سطح دوم تنزل پیدا میکنه

00:05:15.228 --> 00:05:16.578
بله

00:05:16.578 --> 00:05:20.388
همسر یینگ، حالام نمیتونی
 فرزند ملازم سطح دومُ بزرگ کنی

00:05:20.388 --> 00:05:23.148
ملکه، نظرتون چیه؟

00:05:23.148 --> 00:05:27.278
خوبه که همسر یینگ بتونه
 شاهدخت هفتمُ بزرگ کنن

00:05:30.718 --> 00:05:34.808
امپراطور، در مورد بانو «وی یانگ» که باعث مرگ «یونگ جینگ» شد

00:05:34.808 --> 00:05:37.768
باورم نمیشه اینکارو به تنهایی انجام داده باشه

00:05:37.768 --> 00:05:40.678
حالا که ملازم سطح دوم ویِ زایمان کردن

00:05:40.678 --> 00:05:45.998
میخوام درخواست کنم امپراطور
به تحقیقات ادامه بدن

00:05:45.998 --> 00:05:51.948
خوبه، الان همسر لینگ
شاهدختُ بدنیا آورده

00:05:51.948 --> 00:05:55.898
بعد از اتمام تحقیقات میخوام ملازم ویِ رو تبعید کنم

00:06:00.798 --> 00:06:02.838
ممنونم امپراطور

00:06:02.838 --> 00:06:06.038
بانو ببینین این لباس کوچیک چقد بانمکه

00:06:06.038 --> 00:06:08.928
قطعاً مناسب شاهدخت هفتمه

00:06:09.608 --> 00:06:14.158
بانو، بانو اصیل چینگ
اینو براتون آماده کردن

00:06:19.738 --> 00:06:22.748
چرا این بچه گریه میکنه؟

00:06:26.668 --> 00:06:29.468
<i>فرمان امپراطوره</i>

00:06:33.628 --> 00:06:36.148
ادای احترام همسر لینگ

00:06:36.148 --> 00:06:41.788
خواجه لی یو، امپراطور میخوان شاهدخت هفتمُ ببینن؟

00:06:43.138 --> 00:06:45.608
امپراطور بهشون فکر میکنن

00:06:45.608 --> 00:06:49.348
اما ایشون فکر میکنن برای همسر لینگ راحت نباشه
ایشونُ بزرگ کنن

00:06:49.348 --> 00:06:53.528
از این رو بهم دستور دادن شاهدختُ ببرم

00:06:55.418 --> 00:06:57.698
شاهدخت تازه بدنیا اومدن

00:06:57.698 --> 00:07:00.278
میخوان اونو به قصر «شی فانگ» ببرن؟

00:07:01.138 --> 00:07:04.948
شاهدخت هنوز جوونن
نمیتونن از مادرشون جداشن

00:07:04.948 --> 00:07:10.258
میتونین به امپراطور بگین
چند روز بهم زمان بدن

00:07:10.258 --> 00:07:12.208
امپراطور به شاهدخت علاقه دارن

00:07:12.208 --> 00:07:15.058
نمیخوان ایشون به قصر شی فانگ بفرستنش

00:07:15.058 --> 00:07:19.818
ایشون میخوان یه همسر یا معشوقه ی اصیل شاهدختُ بزرگ کنن

00:07:19.818 --> 00:07:24.118
همسر یینگ فرزندی ندارن
و پیشینه ی اصیلی دارن

00:07:24.118 --> 00:07:27.548
ایشون مناسب ترین فرد برای بزرگ کردنشونه

00:07:27.548 --> 00:07:30.748
همسر یینگ و بانو رتبه ی مشابه دارن

00:07:30.748 --> 00:07:33.878
چطور همسر یینگ میتونن این بچه رو بزرگ کنن؟

00:07:35.468 --> 00:07:37.908
موضوع دیگه ای هست که یادم رفت بهتون بگم

00:07:37.908 --> 00:07:41.028
شما دیگه همسر نیستین

00:07:41.848 --> 00:07:44.338
امپراطور دستور دادن

00:07:47.648 --> 00:07:52.748
<i>همسر لینگ از مقامشون خلع و
 به عنوان ملازم سطح دوم تنزل پیدا میکنن</i>

00:07:52.748 --> 00:07:57.488
براساس قانون تنها میتونین
یه خواجه و دو خدمتکار داشته باشین

00:07:57.488 --> 00:08:01.558
بقیه باید اینجا رو ترک کنن

00:08:02.368 --> 00:08:06.678
من فقط یه شاهدخت بدنیا آوردم
امپراطور نمیتونن انقد بی عاطفه باشن

00:08:06.678 --> 00:08:10.098
امپراطور، شما رو همراه بانو ویِ  نفرستادن

00:08:10.098 --> 00:08:13.718
ایشون خیلی بهتون لطف کردن

00:08:13.718 --> 00:08:15.398
خواجه لی

00:08:16.038 --> 00:08:17.968
خواجه لی

00:08:19.118 --> 00:08:21.708
به سختی این بچه رو بدنیا آوردم

00:08:21.708 --> 00:08:25.528
چطور شخص دیگه ای میتونه بزرگش کنه؟

00:08:25.528 --> 00:08:28.668
لطفاً کمکم کنین تا
به امپراطور التماس کنم

00:08:28.668 --> 00:08:34.428
رابطه من و همسر یینگ خوب نیس
چطور میتونه بچه امُ بزرگ کنه؟

00:08:34.428 --> 00:08:38.008
لطفاً شاهدختُ نبرین

00:08:38.008 --> 00:08:44.138
امپراطور میخوان شاهدختُ همسران یا معشوقه
های سلطنتی بزرگ کنن

00:08:45.208 --> 00:08:48.318
با چند نفرشون رابطه ی خوبی داشتین

00:08:48.948 --> 00:08:52.668
بخاطر اینکه امپراطور به آینده ی شاهدخت
اهمیت میدن ایشون همسر یینگُ انتخاب کردن

00:08:52.668 --> 00:08:56.738
اگه فکر میکنین اینکار نباید انجام شه
میتونم برگردم و بهشون اطلاع بدم

00:08:57.288 --> 00:09:00.168
خودتون ببینین امپراطور چطور به این موضوع رسیدگی میکنن

00:09:00.168 --> 00:09:02.128
خواجه لی

00:09:03.068 --> 00:09:05.888
واقعاً راه دیگه ای نیس؟

00:09:07.908 --> 00:09:14.258
نه، باید شاهدختُ به قصر «چو شيُ» ببرم

00:09:14.258 --> 00:09:17.228
باهام بیا  -
نه  -

00:09:17.228 --> 00:09:19.308
بانو

00:09:19.308 --> 00:09:22.788
ملازم سطح دوم ویِ اولین کاری که
باید انجام بدین اینه ملازم سطح اول شین

00:09:22.788 --> 00:09:26.288
باید در طول این ماه مراقب سلامتیتونم باشین

00:09:26.288 --> 00:09:30.188
وقتی ملکه تحقیقاتشونُ راجب مرگ شاهزاده ی سینزدهم کامل کردن

00:09:30.188 --> 00:09:32.888
ممکنه بمیرین

00:09:35.268 --> 00:09:40.128
<i>بچه ام</i>

00:09:44.458 --> 00:09:47.148
امپراطور

00:09:56.748 --> 00:10:01.058
<i>ملکه دواگر</i>

00:10:01.058 --> 00:10:03.358
<i>درُ باز کنین ملکه دواگر</i>

00:10:03.358 --> 00:10:06.448
ملکه دواگر، لطفا بهم کمک کنین

00:10:06.448 --> 00:10:08.978
<i>عمه، ملکه دواگر هنوزم نمیخوان منو ببینین؟</i>

00:10:08.978 --> 00:10:10.858
ملکه دواگر شما رو به عنوان ملازم سطح دوم ارتقا دادن

00:10:10.858 --> 00:10:13.698
شما و مادرتون اجازه نداشتین
دست به همچین اعمال شیطانی بزنین

00:10:13.698 --> 00:10:15.678
ملکه دواگر دارن روی مراقبه تمرکز میکنن

00:10:15.678 --> 00:10:19.148
ایشون نمیخوان گوششونُ با این حرفا کثیف کنن، برگردین

00:10:19.148 --> 00:10:21.508
لطفاً به ملکه دواگر بگین بهم رحم کنن

00:10:21.508 --> 00:10:24.978
ملکه دواگر، برای رفتن به شکارگاه مولان بهم کمک کردن

00:10:24.978 --> 00:10:27.578
تمام سعیمُ برای ملکه دواگر انجام میدم

00:10:27.578 --> 00:10:31.308
ملکه دواگر میخواستن وظایفتونُ انجام بدین
بهتون همچین اجازه ای ندادن تا سر خود تصمیم بگیرین

00:10:31.308 --> 00:10:34.028
مادرتونُ ترغیب کردین باعث مرگ فرزند امپراطور شه

00:10:34.028 --> 00:10:36.138
حتی فکر کردنشم باعث میشه ملکه دواگر احساس پشیمونی کنن

00:10:36.138 --> 00:10:39.068
نمیتونن وفاداریتونُ بپذیرن

00:10:39.068 --> 00:10:42.078
ملازم سطح دوم ویِ، دیگه حق اومدن
به قصر «سِ نینگُ» ندارین

00:10:42.078 --> 00:10:45.338
لطفاً از ملکه دواگر بخواین نجاتم بدن

00:10:45.338 --> 00:10:49.398
اگه دوباره نیمه شب مزاحم ملکه دواگر شین

00:10:49.398 --> 00:10:51.648
از کارتون نمیگذرن

00:10:51.648 --> 00:10:55.108
به خاطر اینکه به آخر خط رسیدم
به اینجا اومدم

00:10:55.108 --> 00:10:57.658
اگه نخواین برین، میگم بندازنتون بیرون

00:10:57.658 --> 00:10:59.458
درُ ببند  -
بله  -

00:10:59.458 --> 00:11:01.798
التماس میگم ملکه دواگر بهم رحم کنین

00:11:01.798 --> 00:11:05.038
<i>التماس میگم ملکه دواگر بهم رحم کنین</i>

00:11:05.038 --> 00:11:06.698
<i>بانو</i>

00:11:06.698 --> 00:11:08.378
<i>التماس میگم ملکه دواگر بهم رحم کنین</i>

00:11:08.378 --> 00:11:11.158
<i>التماس میگم ملکه دواگر بهم رحم کنین</i>

00:11:29.568 --> 00:11:33.348
ولم کن  -
بانو  -
فکر کن مُرده ام  -

00:11:35.078 --> 00:11:38.818
بانو  -
ولم کن  -

00:11:48.088 --> 00:11:49.878
<i>شما برین</i>

00:11:52.728 --> 00:11:54.878
برادر يو چُ

00:11:55.778 --> 00:11:58.928
برادر يو چُ، کمکم کن

00:11:58.928 --> 00:12:01.168
برادر يو چُ

00:12:05.938 --> 00:12:09.078
ملازم سطح دوم ویِ  -
برادر يو چُ  -

00:12:09.078 --> 00:12:12.058
لطفاً مراقب «يِن وَن» باش

00:12:12.058 --> 00:12:15.048
همه میخوان بهم آسیب بزنن

00:12:15.048 --> 00:12:19.638
هیشکی نمیخواد بهتون آسیب بزنه
شما کسی هستین که به همه آسیب زدین

00:12:19.638 --> 00:12:23.668
من دوست دوران بچه گیتم
چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟

00:12:23.668 --> 00:12:27.778
شما همسر امپراطورین و من محافظشون
این مهمترین چیزه

00:12:27.778 --> 00:12:30.138
با این حال

00:12:30.858 --> 00:12:33.638
بهت اجازه نمیدم احساستُ صرف شخص دیگه ای کنی

00:12:33.638 --> 00:12:36.288
نمیزارم به ملکه کمک کنی

00:12:40.658 --> 00:12:42.598
برشگردونین

00:12:43.528 --> 00:12:46.858
لينگ يو چُ

00:12:46.858 --> 00:12:49.898
<i>این طور باهام رفتار نکن</i>

00:12:57.658 --> 00:12:59.288
<i>بانو</i>

00:13:13.778 --> 00:13:19.458
خواهر یینگ خوش شاسن که همچین
دختر زیباییُ بزرگ میکنن

00:13:19.458 --> 00:13:22.698
شاهدختی که ملازم سطح دوم ویِ
بدنیاشون آوردن خیلی قابل ستایشن

00:13:22.698 --> 00:13:26.498
برام جالبه که بزرگش کنم

00:13:26.498 --> 00:13:29.048
مادری که بدنیاش آورد با مادری که بزرگش میکنه
نزدیک نیستن

00:13:29.048 --> 00:13:33.958
بعدا وقتی شاهدخت ازدواج کنن
ملازم ویِ چی حساب میشن؟

00:13:33.958 --> 00:13:36.658
البته مهم همسر یینگه

00:13:37.278 --> 00:13:40.198
شنیدم میخواست بیاد تا شاهدختُ ببینه

00:13:40.198 --> 00:13:43.958
اون چندین بار بهش اشاره کرد و
اما من ردش کردم

00:13:43.958 --> 00:13:47.558
همه میدونن ملازم ویِ چه شخصیتی داره

00:13:47.558 --> 00:13:50.058
از اونجا که وظیفه ی بزرگ کردن
 شاهدخت به من سپرده شده

00:13:50.058 --> 00:13:53.838
نمیزارم مادری که بدنیاش اورده
آلوده ش کنه و بد بزرگ شه

00:13:53.838 --> 00:13:59.468
امپرطور چون فکرای بزرگی برای مغولا دارن
گذاشتن شاهدخت هفتم بزرگ کنین

00:13:59.468 --> 00:14:04.028
باید اینو به قبایلمون بگیم

00:14:04.028 --> 00:14:07.818
49قبیله ی مغول باید به امپراطور
وفادار باشن

00:14:07.818 --> 00:14:09.688
درسته

00:14:09.688 --> 00:14:14.608
شنیدم امپراطور به غیر از شاهدخت پنجم و
شاهدخت «خُ جينگ» ملکه شیاو شیان

00:14:14.608 --> 00:14:19.648
به این شاهدخت علاقه مندن

00:14:19.648 --> 00:14:24.508
شاهدخت «خُ جينگ» با یه
مغول ازدواج نکردن؟

00:14:24.508 --> 00:14:29.788
امپراطور به مغولا خیلی توجه دارن

00:14:33.348 --> 00:14:37.338
همسر اصیل چواِن این دفتر هزینه های
ماهیانه ی امور داخلیه

00:14:37.338 --> 00:14:41.218
ملکه مایلن شما بررسیش کنین

00:14:43.938 --> 00:14:50.128
 همسر یینگ شاهدخت هفتمُ بزرگ میکنن
باید مراقبشون باشین

00:14:50.128 --> 00:14:51.538
امپراطور دستور دادن

00:14:51.538 --> 00:14:53.998
کمک هزینه ی همسر یینگ دو برابر شه

00:14:53.998 --> 00:14:57.398
پس برطبق درخواست امپراطور انجام شه

00:14:57.398 --> 00:15:04.928
شاهدخت هفتم دختر همسر یینگه
اما قصر «یونگ شاو» در اونجا بدنیا اومدن

00:15:04.928 --> 00:15:08.808
نیازی به توجه ویژه نداره
قلبش خیلی بی رحمه

00:15:08.808 --> 00:15:14.108
اون شاهزاده ی سینزدهم و حتی مادر خودشُ کشت
حتی لیاقت انسان بودنم نداره

00:15:14.108 --> 00:15:16.248
بله درسته

00:15:16.248 --> 00:15:19.218
نیازی نیس راجب این موضوع به ملکه حرفی بزنی

00:15:19.218 --> 00:15:22.118
متوجه که میشی

00:15:22.118 --> 00:15:24.078
 میفهمم

00:15:24.078 --> 00:15:29.228
همچنین شاهدخت «خُ جينگ» بعد مدتها برای انجام
وظیفه ی فرزندی به قصر میان

00:15:29.228 --> 00:15:33.318
باید به خوبی ازشون استقبال شه

00:15:33.318 --> 00:15:37.278
شاهدخت «خُ جينگ» برای امپراطور
مثل یه مروارید گرانبهان

00:15:37.278 --> 00:15:38.468
بله

00:15:38.468 --> 00:15:41.858
همسر اصیل چواِن شما به صورت حسابا نگاه بندازین
منم رفع زحمت میکنم

00:15:41.858 --> 00:15:43.438
باشه

00:16:25.728 --> 00:16:28.078
ادای احترام شاهدخت

00:16:30.708 --> 00:16:33.998
امپراطور در قصر یانگ شین منتظرتونن

00:16:35.968 --> 00:16:37.728
شاهدخت از این طرف لطفاً

00:17:00.238 --> 00:17:02.028
پدر سلطنتی

00:17:02.028 --> 00:17:03.968
جينگ سُ, اومدی

00:17:03.968 --> 00:17:07.118
ادای احترام امپراطور

00:17:07.118 --> 00:17:11.678
جينگ سُ، بزار ببینمت

00:17:11.678 --> 00:17:14.418
مدت زیادی گذشته
خیلی بزرگ شدی

00:17:14.418 --> 00:17:17.778
جينگ سُ» تغییری نکرده»

00:17:17.778 --> 00:17:19.388
ببین چی میگین

00:17:19.388 --> 00:17:21.208
من حالا یه بچه دارم

00:17:21.208 --> 00:17:23.138
بیا و بنشین

00:17:30.718 --> 00:17:36.398
جينگ سُ»، حالا خیلی شبیه مادرت»
ملکه شیاو شیانی

00:17:36.398 --> 00:17:40.688
شنیدم از پس کارهای خونه
بر اومدی و مورد اعتماد افراد قبیله ای

00:17:40.688 --> 00:17:42.878
باعث خوشحالیه

00:17:42.878 --> 00:17:48.078
حالا خواستم به قصر بیای چون
دامادم باعث دردسر شده

00:17:48.078 --> 00:17:50.128
سرزنشم نمیکنی؟

00:17:51.028 --> 00:17:56.538
دامادتون توی شورش آمورسانا  شکست خورد
بنابراین از عنوان اشراف زاده ی اصیل محروم شده

00:17:56.538 --> 00:17:59.668
ایجاد مشکل در ارتش مجازاتش مرگه

00:17:59.668 --> 00:18:04.138
این روزا همسرت و تو هماهنگ نیستین
این منو بیشتر ناراحت میکنه

00:18:04.138 --> 00:18:09.078
نمیتونم با کشتنش تورو تبدیل به یه بیوه ی جوون کنم

00:18:09.078 --> 00:18:11.948
از درکتون ممنونم

00:18:11.948 --> 00:18:15.438
سالها توی عمارت شاهدخت زندگی کردم

00:18:15.438 --> 00:18:19.778
حالا با این فاجعه، متنفرم برگردم به
سرزمین کُورچین

00:18:19.778 --> 00:18:26.128
پدرسلطنتی شما زندگی دامادتونُ نجات دادین
این یه لطف بزرگیه، امیدوارم متوجه شه

00:18:26.128 --> 00:18:27.838
دامادم باهات خوب رفتار نمیکرد

00:18:27.838 --> 00:18:30.898
قلبم آرامش نداشت

00:18:30.898 --> 00:18:33.498
اولش واقعا هماهنگ بودیم

00:18:33.498 --> 00:18:36.938
«بعد از بدنیا اومدن «چینگ یو
تقریبا زندگیمُ از دست دادم

00:18:36.938 --> 00:18:38.948
دیگه نمیتونستم باردارشم

00:18:38.948 --> 00:18:44.858
بعدش اون شروع کرد خودشُ با معشوقه ها مشغول کردن
اینطور از هم دور شدیم

00:18:48.398 --> 00:18:54.178
فکرکردم اگه میتونستم کنارتون
باشم عالی میشد

00:18:54.178 --> 00:18:59.148
احضارت کردم تا همینجا نگهدارم

00:18:59.148 --> 00:19:03.828
هر وقت تونستی «چینگ یو» رو به اینجا
بیار، بزار نوه امُ ببینم

00:19:03.828 --> 00:19:05.338
بله

00:19:05.338 --> 00:19:10.228
<i>میخوام «چینگ یو» رو به قصر چانگ چواِن ببرم
تا به مادر ادای احترام کنه</i>

00:19:10.228 --> 00:19:12.728
خوبه

00:19:12.728 --> 00:19:15.078
یادت باشه به ملکه هم ادای احترام کنی

00:19:15.078 --> 00:19:18.398
میفهمم. بی ادب نیستم

00:19:18.398 --> 00:19:19.928
<i>خیلی خوبه</i>

00:19:27.338 --> 00:19:30.058
با چنین شکوهی باید
شاهدخت «خُ جينگ» باشن

00:19:30.058 --> 00:19:32.478
شنیدم امروز برگشتن

00:19:34.778 --> 00:19:38.418
ایشون شاهدخت مشروع ملکه
شیاو شیانن

00:19:38.418 --> 00:19:43.328
جینگ یواِن» من چون بچه ی یه معشوقه س»
خیلی باهاشون فاصله داره

00:19:43.328 --> 00:19:46.468
به نظر برای ادای احترام پیش ملکه میرن

00:19:46.468 --> 00:19:50.808
نباید امروز برای ادای احترام
به ملکه دیر کنیم

00:19:51.928 --> 00:19:57.938
امروز شاهدخت «خُ جينگ» به ملاقات بستگانشون اومدن
تعداد زیادی از افراد خانواده جدیدن و ایشونُ اولین باره ملاقات میکنن

00:19:57.938 --> 00:20:03.878
حالا که نشستم متوجه شدم تعداد زیادی از همسرانی
 که در زمان مادرم اینجا بودن، نیستن

00:20:03.878 --> 00:20:11.708
با این وجود، مادر چواِن برادر سوم
اخیراً موفقیتی کسب کردن؟

00:20:14.308 --> 00:20:16.008
از نگرانیتون ممنونم

00:20:16.008 --> 00:20:17.828
اون هنوز همون طوره

00:20:17.828 --> 00:20:21.168
من بزرگترین خواهر برادرامم

00:20:21.168 --> 00:20:25.868
وظیفه ی یه همسر و معشوقه اینه که فرزند
سلطنتی بدنیا بیاره و تربیتش کنه

00:20:25.868 --> 00:20:29.898
به این خاطر که اونا ستون های کشورن

00:20:29.898 --> 00:20:31.928
شاهدخت درست میگن

00:20:31.928 --> 00:20:38.178
بعد از بازگشتم میبینم جّو اینجا
با زمان مادرم عوض شده

00:20:38.178 --> 00:20:43.048
به نظر پول زیادی خرج شده

00:20:43.048 --> 00:20:46.198
کشور شکوفا شده و سرزمین پر رونقه

00:20:46.198 --> 00:20:50.988
طبیعتا الان با زمانی که امپراطور
به تخت نشستن نیس قابل مقایسه نیس

00:20:52.218 --> 00:20:53.958
اینطوره؟

00:20:55.888 --> 00:21:00.028
<c.white>انگار وقتی یکی بره چای اون سرد میشه</c>
<c.color80ff00>پ ن : زمان همه چیُ تغییر میده</c>

00:21:13.838 --> 00:21:15.968
شاهدخت مشروع واقعا متفاوتن

00:21:15.968 --> 00:21:20.248
حتی ملکه هم جرأت ندارن
جوابتونُ بدن

00:21:20.248 --> 00:21:26.108
اون ملکه ست و من شاهدخت مشروع
ممکنه جلوم تظاهر کنه؟

00:21:26.108 --> 00:21:28.138
خوندن افکار ملکه سخته

00:21:28.138 --> 00:21:32.668
در غیر این نمیتونستن بعد از مرگ
ملکه شیاو شیان افرادُ دور خودشون جمع کنن

00:21:32.668 --> 00:21:38.278
برای نزدیک شدن به ملکه حتی اگه ازش متنفر
باشین نمیتونین بهش سخت بگیرین

00:21:38.278 --> 00:21:41.198
باهاش نمیجنگم

00:21:41.198 --> 00:21:43.518
اما هنوز فراموش نکردم

00:21:43.518 --> 00:21:49.418
اون برای متقاعد کردنم به ازدواج
پیشم اومد

00:21:49.418 --> 00:21:55.328
اگه ازدواج نمیکردم مادرم خشمگین نمیشد
و توی آب نمی افتاد و نمیمرد

00:21:56.708 --> 00:22:01.868
میخواستم با یه شخص خوبی ازدواج کنم و مادرم در کنارم باشه

00:22:02.898 --> 00:22:05.318
 زندگی خوبی ندارم

00:22:05.318 --> 00:22:08.628
ملکه باید فکر داشتن یه زندگی خوبُ از سرش بیرون کنه

00:22:09.838 --> 00:22:15.018
ملکه، از همه ی افراد قصر پرس و جو کردم

00:22:15.018 --> 00:22:20.928
یکی دید که «وانگ چَن» یه سگ
شبیه فوگرُ به میدون تیر برده

00:22:22.488 --> 00:22:24.198
وانگ چَن خدمتکار «وِي يِن وَن»؟

00:22:24.198 --> 00:22:25.838
بله

00:22:25.838 --> 00:22:28.228
خواهر، به «یه شین» گفتم

00:22:28.228 --> 00:22:31.008
تقریبا از همه ی ماما پرسید

00:22:31.008 --> 00:22:35.088
بعضیا دیدن که  ماما تین
خصوصی به دیدن «وِي يِن وَن» رفته

00:22:35.088 --> 00:22:39.148
ماما تین قبل اینکه به قصر «یونگ شاو» احضار شه
 با «ونگ چَن» صحبت میکرد

00:22:41.838 --> 00:22:45.118
وانگ چَنُ» برای بازجویی به بازپرسی ببرین»

00:22:52.248 --> 00:22:55.308
این سر و صدا ها توی روز روشن برای چیه؟

00:22:57.188 --> 00:23:00.358
...خواجه سَن باو، تو

00:23:00.358 --> 00:23:05.438
ملکه میخوان از «وانگ چَن» چند تا سؤال بپرسن
بنابراین اونو به بازپرسی میبریم

00:23:07.268 --> 00:23:09.998
چه پُست خوبی دارین

00:23:10.768 --> 00:23:13.098
شمام شایسته همین پُست هستین

00:23:13.098 --> 00:23:14.998
بله

00:23:14.998 --> 00:23:18.848
وانگ چَن، وقتی به بازپرسی رفتی

00:23:18.848 --> 00:23:20.748
اگه چیزی برای گفتن هست بگو

00:23:20.748 --> 00:23:25.258
اگه اشتباه کنی
هیشکی نمیتونه نجاتت بده

00:23:28.358 --> 00:23:29.868
بریم

00:23:37.098 --> 00:23:38.928
بگو

00:23:39.708 --> 00:23:43.168
فوگرُ تو به میدون تیر بودن؟

00:23:43.168 --> 00:23:47.118
ملازم ویِ این دستورُ بهت داده بودن؟

00:23:47.118 --> 00:23:49.038
تو بهش یاد دادی روی آدما بپره؟

00:23:49.038 --> 00:23:51.728
اینطور نبود

00:23:51.728 --> 00:23:57.428
تعداد زیادی سگ توی میدون بودن
منم یکی بردم

00:23:57.428 --> 00:24:02.128
بنابراین اینطوری توی قصر مشکلی ایجاد نمیکرد

00:24:02.128 --> 00:24:05.978
اون فوگر نبود

00:24:07.088 --> 00:24:10.048
منو بیارین پایین

00:24:10.048 --> 00:24:13.868
بیاریمت پایین؟ هنوز حقیقتُ بهمون نگفتی

00:24:13.868 --> 00:24:19.538
چرا ملازم ویِ، ماما تینُ به قصر
یونگ شاو » احضار کرده بودن؟ »

00:24:19.538 --> 00:24:23.848
ملازم ویِ پا به ماه نبودن

00:24:23.848 --> 00:24:26.568
هنوز زمان دیدن ماما نبود

00:24:26.568 --> 00:24:28.668
بانوی من

00:24:29.958 --> 00:24:32.538
...بانو ی من راجب آینده نگران بود

00:24:32.538 --> 00:24:34.368
مزخرفه

00:24:34.368 --> 00:24:37.668
جرأت کردی همچین
مهملاتیُ اینجا بگی؟

00:24:37.668 --> 00:24:39.788
نمیگم

00:24:39.788 --> 00:24:41.588
شکنجه ش کنین

00:24:41.588 --> 00:24:43.888
خواجه سَن باو، منو ببخشین

00:24:43.888 --> 00:24:46.998
خواجه سَن باو، منو ببخشین

00:24:51.108 --> 00:24:53.978
بانو، خیلی وقته اینجا نشستین

00:24:53.978 --> 00:24:57.248
چرا به قصر برنمیگردین

00:24:58.458 --> 00:25:02.278
قصر «یونگ شاو» مثل یه قفسه

00:25:02.278 --> 00:25:04.808
نمیخوام اونجا منتظر مرگم باشم

00:25:07.928 --> 00:25:09.608
وانگ چَن، کجاس؟

00:25:10.368 --> 00:25:12.828
امروز ندیدمش

00:25:13.488 --> 00:25:18.098
ممکنه بخاطر اینکه قدرتمُ از دست دادم مخفیانه فرار کرده باشه؟

00:25:18.098 --> 00:25:19.928
اینکارُ نمیکنه

00:25:19.928 --> 00:25:24.428
حتما مشغول کارهای روزمره ست

00:25:29.508 --> 00:25:33.718
وانگ چَن گفت یه سگ ولگردیُ به میدون تیر
برده اما اون فوگر نبوده

00:25:33.718 --> 00:25:40.028
«همچنین احضار ماما تین به قصر «یونگ شاو
به این خاطر بود که در مورد زایمان ازش بپرسن

00:25:40.028 --> 00:25:42.618
یادمه اون زمان ملازم ویِ که باردار بودن

00:25:42.618 --> 00:25:45.548
عجله داشتن ماماشونُ عوض کنن

00:25:45.548 --> 00:25:48.358
و ماما تینُ جایگزین کنن

00:25:48.358 --> 00:25:55.048
امپراطور ایرادات زیادی توی شهادت وانگ چَن وجود داره
اون باید با «وِي يِن وَن» رو به روشه

00:25:55.048 --> 00:25:56.418
خیلی خوب

00:25:56.418 --> 00:26:02.388
ملازم سطح دوم وی باید به بازپرسی برده شه
اگه حرفاشون متناقض بود از شکنجه استفاده کنین

00:26:02.388 --> 00:26:03.908
بله

00:26:06.588 --> 00:26:07.928
<i>وارث مشروع  -
منو بگیر  -</i>

00:26:07.928 --> 00:26:09.418
<i>وارث مشروع  -
منو بگیر  -</i>

00:26:09.418 --> 00:26:11.328
صبر کنین  -
نمیتونی منو بگیری  -

00:26:11.328 --> 00:26:13.998
وارث مشروع بیایین اینجا

00:26:13.998 --> 00:26:15.998
<i>وارثِ مشروع  -
بیا منو بگیر  -</i>

00:26:15.998 --> 00:26:19.208
<c.white>نمیتونی منو بگیری        -آرومتر  -</c>
<c.color80ff00>[چینگ یو] </c>

00:26:19.818 --> 00:26:21.928
<i>بیا منو بگیر</i>

00:26:21.928 --> 00:26:26.178
<i>وارث مشروع آرومتر</i>

00:26:26.178 --> 00:26:31.418
<i>وارث مشروع، مراقب باشین</i>

00:26:31.418 --> 00:26:34.418
بانو اینجا چکار میکنین؟ همه جا دنبالتون بودم

00:26:34.418 --> 00:26:36.018
اتفاق بدی افتاده

00:26:36.018 --> 00:26:39.338
بازپرسی وانگ چَنُ گرفته  -
چی  -

00:26:39.338 --> 00:26:44.428
ملکه، در مورد مرگ شاهزاده سینزدهم
داره از وانگ چَن بازجویی میکنن

00:26:45.458 --> 00:26:47.198
از خیلی چیزا بی خبره

00:26:47.198 --> 00:26:49.888
اگه بدونه چی؟

00:26:52.918 --> 00:26:57.248
...درباره اون  -
ملکه «وانگ چَنُ» گرفته  -

00:26:57.248 --> 00:27:02.678
حتی اگه ازش چیزی دستگیرشون نشه
امپراطور میان دنبال من

00:27:02.678 --> 00:27:05.528
جین جونگ، التماس میکنم
دنبال یه راه حل باش

00:27:05.528 --> 00:27:09.068
ملازم لینگ، نگران نباشین
به یه راه حل فکر میکنم

00:27:10.988 --> 00:27:12.838
این بچه ی کیه؟

00:27:12.838 --> 00:27:15.118
<i>بانو، خوبین؟ </i>

00:27:15.118 --> 00:27:17.408
اون تنها پسر شاهدخت «خُ جينگ» نیس؟

00:27:17.408 --> 00:27:19.348
چرا کسی باهاش نیس

00:27:19.348 --> 00:27:21.728
<i>وارث مشروع</i>

00:27:21.728 --> 00:27:23.828
وارث مشروع؟

00:27:23.828 --> 00:27:26.808
<i>کجا رفت؟ </i>

00:27:26.808 --> 00:27:28.938
<i>وارث مشروع</i>&gt;

00:27:28.938 --> 00:27:32.498
به اون بچه ی شیطون نگاه کنین
الان می افته توی آب

00:27:33.548 --> 00:27:35.788
<i>وارث مشروع</i>&gt;

00:27:36.898 --> 00:27:40.008
جین جونگ، میتونم نجات پیدا کنیم

00:27:41.578 --> 00:27:42.828
<i>وارث مشروع</i>&gt;

00:27:42.828 --> 00:27:44.698
<i>از طرفم به امپراطورالتماس کن</i>

00:27:44.698 --> 00:27:46.518
فهمیدم

00:28:19.528 --> 00:28:20.978
چواِن چَن، درخواست کمک کن

00:28:20.978 --> 00:28:23.028
<i>باشه. بانو</i>

00:28:23.028 --> 00:28:24.618
بچه

00:28:24.618 --> 00:28:27.308
کمک کنین

00:28:27.308 --> 00:28:29.028
یکی توی آب افتاده

00:28:29.028 --> 00:28:32.178
یکی کمک کنه

00:28:32.178 --> 00:28:34.248
<i>یکی توی آب افتاده</i>

00:28:34.248 --> 00:28:36.538
<i>بیا اینجا</i>

00:28:36.538 --> 00:28:38.648
<i>یکی توی آب افتاده</i>

00:28:38.648 --> 00:28:41.238
<i>وارث مشروعه؟ </i>

00:28:41.238 --> 00:28:43.378
نوه ی سلطنتی توی آب افتاده

00:28:43.378 --> 00:28:44.728
<i>افراد عجله کنین</i>

00:28:44.728 --> 00:28:45.918
<i>افراد عجله کنین
نوه ی سطنتیُ بیارین اینجا</i>

00:28:45.918 --> 00:28:47.538
<i>عجله کنین</i>

00:28:47.538 --> 00:28:49.608
<i>نوه سلطنتی توی آب افتاده</i>

00:28:49.608 --> 00:28:51.728
<i>بیاین و نجاتشون بدین</i>

00:28:51.728 --> 00:28:53.698
<i>عجله کنین، نوه ی سلطنتی</i>

00:28:53.698 --> 00:28:55.998
<i>افراد عجله کنین. نوه ی سطنتی</i>

00:28:55.998 --> 00:28:58.008
<i>بهشون کمک کنین</i>

00:28:58.008 --> 00:29:00.428
<i>عجله کنین</i>

00:29:02.518 --> 00:29:05.138
<i>بیایین  بگیرینشون</i>

00:29:05.138 --> 00:29:06.968
<i>کمکشون کنین</i>

00:29:06.968 --> 00:29:08.408
<i>بانو</i>

00:29:08.408 --> 00:29:09.808
<i>نوه ی سلطنتی سردشونه</i>

00:29:09.808 --> 00:29:11.888
<i>سریع تر بانو</i>

00:29:11.888 --> 00:29:13.228
<i>نوه ی سلطنتی</i>

00:29:13.228 --> 00:29:15.728
<i>برای نجات نوه ی سلطنتی ازتون ممنونم</i>

00:29:15.728 --> 00:29:18.318
ایشون ملازم ویِ هستن  -
ممنونم ملازم ویِ  -

00:29:18.318 --> 00:29:20.678
<i>چواِن چَن، نجاتش دادم</i>

00:29:20.678 --> 00:29:23.948
شاهدخت حتما بدهیشونُ پرداخت میکنن  -
بله  -

00:29:23.948 --> 00:29:26.398
ادای احترام ملازم ویِ

00:29:26.398 --> 00:29:30.128
ملازم ویِ چرا لباستون خیسه؟

00:29:30.128 --> 00:29:33.118
وقتی برای تغییر لباستون ندارین

00:29:33.118 --> 00:29:35.338
لطفاً دنبالمون به بازپرسی بیایین

00:29:35.338 --> 00:29:38.198
<i>وانگ چَن منتظرتونه</i>

00:29:38.198 --> 00:29:39.878
<i>ببرینشون</i>

00:29:41.208 --> 00:29:42.498
چواِن چَن  -
نه  -

00:29:42.498 --> 00:29:44.168
بانو  -
چواِن چَن  -

00:29:44.168 --> 00:29:48.998
چواِن چَن

00:29:48.998 --> 00:29:51.168
بانو

00:29:52.418 --> 00:29:55.338
چی؟ خدمتکارای زیادی وجود دارن
چطور توی آب افتاد؟

00:29:55.338 --> 00:29:58.478
امپراطور، دایه های همه دنبالش شاهزاده بودن

00:29:58.478 --> 00:30:00.428
اما نوه سلطنتی خیلی شیطونه و
نمیشه یه لحظه ازشون غافل شد

00:30:00.428 --> 00:30:02.448
اما خوشبختانه ملازم وِیِ
همون اطراف بود

00:30:02.448 --> 00:30:05.098
توی آب پریدن و نوه ی سلطنتیُ نجات دادن

00:30:05.098 --> 00:30:06.898
ملازم ویِ  -
بله  -

00:30:06.898 --> 00:30:09.158
<i>ایشون هنوز سلامتیشونُ بدست نیاوردن</i>

00:30:09.158 --> 00:30:13.428
با همون لباسای خیس
و به بازپرسی برده شدن

00:30:13.428 --> 00:30:15.628
چینگ یو، کجاس؟

00:30:15.628 --> 00:30:19.188
پزشک سلطنتی در حال معاینه شونه
شاهدخت خیلی ناراحتن

00:30:19.188 --> 00:30:20.958
امپراطور، بریم یه نگاهی بهشون بندازیم

00:30:20.958 --> 00:30:22.398
بریم

00:30:31.608 --> 00:30:32.868
<i>ولم کنین  -
بانو  -</i>

00:30:32.868 --> 00:30:34.618
<i>ولم کنین</i>

00:30:36.578 --> 00:30:40.248
<i>ولم کنین</i>

00:30:41.508 --> 00:30:43.478
<i>ولم کنین</i>

00:30:50.908 --> 00:30:53.348
بالأخره خوابید

00:30:53.348 --> 00:30:59.568
خوشبختانه «چینگ یو» فقط شُکه شده و
 آسیب ندیده, شما و شاهدخت میتونین آروم باشین

00:30:59.568 --> 00:31:04.838
پدر سلطنتی, ملازم ویِ که «چینگ یو» رو نجات داد. کیه؟

00:31:04.838 --> 00:31:10.338
میخواستم ازش تشکرکنم اما
شنیدم به بازپرسی فرستاده شده

00:31:10.338 --> 00:31:14.658
مادرش با کمک ماما تین و برادر
شاهزاده ی سینزدهمتُ کشته

00:31:14.658 --> 00:31:18.908
خدمتکارشم به مرگ شاهزاده خانومای
 پنجم و ششم مرتبطه

00:31:18.908 --> 00:31:24.158
اونو به دفتر بازپرسی فرستادم
که به روشنی روش تحقیق شه

00:31:24.158 --> 00:31:28.528
اگه ملازم ویِ همچین جرمی مرتکب شده
باید به شدت مجازات شه

00:31:29.178 --> 00:31:33.848
فقط اینکه، همیشه پاداش و مجازات مشخص بوده

00:31:33.848 --> 00:31:36.398
اون «چینگ یو»  رو نجات داده

00:31:36.398 --> 00:31:41.278
باید پاداش بگیره
حداقل من باید ازش تشکر کنم

00:31:41.278 --> 00:31:44.428
شاهدخت، مهمترین کارتون اینه که
مراقب «چینگ یو» باشین

00:31:44.428 --> 00:31:48.928
ملازم ویِ مشکوک به کشتن فرزندان سلطنتیه

00:31:48.928 --> 00:31:52.648
بعد اینکه به این موضوع بررسی بشه
تشکر کردن ازش دیر نمیشه

00:31:54.498 --> 00:32:00.068
پدر سلطنتی، بازپرسی باید مراقب باشن

00:32:00.068 --> 00:32:06.448
اگه میخواین بازجویی کنین حداقل از شکنجه استفاده نکنین
اون«چینگ یو» رو نجات داده

00:32:14.228 --> 00:32:18.118
ملازم ویِ فکر میکنم

00:32:18.118 --> 00:32:22.128
باید باهوش تر باشین و
فقط به همه چی اعتراف کنین

00:32:22.128 --> 00:32:28.018
تا ما مجبور نباشیم از شکنجه
استفاده کنیم تا رنج بکشین

00:32:28.018 --> 00:32:29.368
بانو، نجاتم بدین

00:32:29.368 --> 00:32:30.488
وانگ چَن  -
نجاتم بدین  -

00:32:30.488 --> 00:32:33.328
نجاتم بدین  -
وانگ چَن  -

00:32:33.968 --> 00:32:38.308
ملازم ویِ، وقتی چیزی ازتون میپرسم
باید جواب بدین

00:32:38.308 --> 00:32:42.308
شما اینجا معشوقه ی قصر نیستین

00:32:42.308 --> 00:32:44.748
این بهترین کاره

00:32:46.528 --> 00:32:48.008
بپرس

00:32:48.008 --> 00:32:51.738
وانگ چَن رو فرستادی تا ماما تینُ
به قصرت بیاره

00:32:51.738 --> 00:32:54.708
یادت میاد؟

00:32:54.708 --> 00:32:57.728
یادم نمیاد  -
واقعاً چیزی یادتون نمیاد؟   -

00:32:57.728 --> 00:32:59.168
...من

00:32:59.918 --> 00:33:03.118
...من

00:33:03.918 --> 00:33:06.538
یادم میاد یادم میاد

00:33:06.538 --> 00:33:10.848
قبل اینکه همسر شو زایمان کنن
و وقتی ملکه باردار بودن

00:33:10.848 --> 00:33:12.788
من ماما تینُ احضار کردم

00:33:12.788 --> 00:33:16.108
درسته؟ شما ماما تین برای چه کاری ملاقات کردین؟

00:33:16.108 --> 00:33:23.268
من... من تنها نگران همسر شو و ملکه بودم

00:33:23.268 --> 00:33:28.518
و در مورد زایمان خودم ازش پرسیدم

00:33:30.938 --> 00:33:37.278
وانگ چَن، نگفته بودی که در زمان
بارداری همسر شو هم ملازم ویِ ماما تینُ احضار کرده بودن

00:33:37.278 --> 00:33:40.228
یعنی شکنجه ت کافی نبوده

00:33:40.228 --> 00:33:42.538
به اندازه کافی وارونه آویزونت نکردیم

00:33:42.538 --> 00:33:43.738
زندگیمُ نجات بدین

00:33:43.738 --> 00:33:46.118
وانگ چَن، مگه چی گفتی؟

00:33:46.118 --> 00:33:48.658
 گفتم

00:33:48.658 --> 00:33:53.458
وقتی ملکه باردار بودن ماما تینُ احضار کردین

00:33:53.458 --> 00:33:57.998
اما درمورد سایر چیزا چیزی نمیدونستم

00:33:57.998 --> 00:34:02.418
به دستور امپرطور اگه اعترافاتتون مطابقت نداشته باشه
میتونیم از شکنجه استفاده کنیم

00:34:02.418 --> 00:34:04.178
فکر کنم الان موقعشه

00:34:04.178 --> 00:34:08.258
صبر کن، قابل درکه که وانگ چَن
فراموش کرده باشه

00:34:08.258 --> 00:34:11.898
اون یه خدمتکاره و در طول روز
کارهای زیادی انجام میده از کجا همه ی کاراش یادش بمونه

00:34:11.898 --> 00:34:13.858
میخوایم توی دردسر بندازیمتون

00:34:13.858 --> 00:34:15.118
بیندینش

00:34:15.118 --> 00:34:17.128
کی جرأت داره بهم دست بزنه؟
ولم کنین

00:34:17.128 --> 00:34:18.718
بانو  -
ولم کنین  -

00:34:18.718 --> 00:34:20.298
بانو

00:34:20.298 --> 00:34:22.448
بانو  -
ولم کنین  -

00:34:22.448 --> 00:34:24.768
بانو بانو

00:34:24.768 --> 00:34:27.338
کاری نکردم حتی اگه بمیرمم، اعتراف نمیکنم

00:34:27.338 --> 00:34:29.478
چیزی نمیدونم

00:34:29.478 --> 00:34:31.108
شروع کنین

00:34:33.638 --> 00:34:37.648
همچنین، هرکی میتونه یه معشوقه و یه همسرُ شکنجه کنه

00:34:37.648 --> 00:34:40.118
وقتی مادر سلطنتی زنده بودن
از این قانونا نبود

00:34:40.118 --> 00:34:43.538
میدونم ملازم وی «چینگ یو» رو نجات داده و
میخوای بهش کمک کنی

00:34:43.538 --> 00:34:46.018
چیزای زیادی راجبش شنیدم

00:34:46.018 --> 00:34:52.318
شنیدم ملازم وی در سفر به «خنگ جو» مورد توجه قرار گرفتن
و این باعث نارضایتیه مادر سلطنتی شده

00:34:52.318 --> 00:34:56.218
بعدها دوباره به شکارگاه مولان
رفتن و دوباره مورد توجه قرار گرفت

00:34:56.218 --> 00:34:59.128
حالام مادر سلطنتی دارن از بازپرسی استفاده میکنن

00:34:59.128 --> 00:35:02.588
فکر کنم، مادر سلطنتی حسادت میکنن

00:35:02.588 --> 00:35:06.258
از مرگ برادر سینزدهم دارن استفاده میکنن تا
کسیُ که مورد توجه رو پایین بکشن

00:35:06.258 --> 00:35:10.548
یه شاهدختی اما همچین افکار افسار گسیخته ای داری

00:35:11.258 --> 00:35:17.518
پدر سلطنتی، هرچند که به نوعی مجبور به این ازدواج شدم

00:35:17.518 --> 00:35:19.288
همچنین

00:35:19.288 --> 00:35:24.848
از اونجا که همسر شرعی هستم باید
طرف مادر سلطنتیُ بگیرم

00:35:24.848 --> 00:35:32.328
اما صادقانه ملازم ویِ برای اینکه مورد توجه شما قرار بگیره جنگید و این جرم نیس

00:35:32.328 --> 00:35:37.468
فکر میکنیم دلیل این تصمیمتون اینکه دلتون برای مادر سلطنتی میسوزه

00:35:37.468 --> 00:35:40.928
مرگ برادر سینزدهمت بخاطر باورم به پیشگویی بود

00:35:40.928 --> 00:35:43.838
و ملکه رو به خطر انداختم

00:35:43.838 --> 00:35:46.768
مادر ملازم وِیِ هم در این قضیه دخیل بوده

00:35:46.768 --> 00:35:50.138
طبیعیه که ملکه مشکوک باشن

00:35:50.138 --> 00:35:51.948
بله

00:35:51.948 --> 00:35:58.878
در مورد پیشگویی شنیدم
اما فکر نمیکنم پیشگویی دروغ باشه

00:35:58.878 --> 00:36:01.208
انجمن نجوم هرگز اشتباه نکرده

00:36:01.208 --> 00:36:04.378
پیشگویی قبل از مرگ مادرم

00:36:04.378 --> 00:36:08.798
و پیشگویی در مورد بارداری همسر شو
همش حقیقت داشت

00:36:08.798 --> 00:36:10.238
همچنین

00:36:10.238 --> 00:36:15.368
مادر سلطنتی مطمئنه که مغز متفکر این قضایا
ملازم ویِ بوده نه مادرش؟

00:36:15.368 --> 00:36:17.648
متوجه نمیشم

00:36:17.648 --> 00:36:22.148
کدوم دختری میتونه مادرشُ بکشتن بده؟

00:36:26.088 --> 00:36:28.838
پدر سلطنتی فکر میکنم

00:36:28.838 --> 00:36:34.138
بدون اینکه به چیزی فکر کنین باید ملازم ویِ
رو آزاد کنین و شخصا ازش سؤال بپرسین

00:36:40.048 --> 00:36:42.798
اعتراف میکنی یا نه؟

00:36:42.798 --> 00:36:44.488
اعتراف میکنی یا نه؟

00:36:44.488 --> 00:36:45.578
فرمان امپراطور

00:36:45.578 --> 00:36:47.698
اعتراف میکنی یا نه؟

00:36:47.698 --> 00:36:49.918
فرمان امپراطوره، دست نگهدارین

00:36:49.918 --> 00:36:51.198
ملازم ویِ رو آزاد کنین

00:36:51.198 --> 00:36:53.318
امپراطور خودشون میخوان ازشون سؤال بپرسن

00:36:54.268 --> 00:37:01.978
<i>بازپرسی</i>

00:37:01.978 --> 00:37:05.518
با این وضعیت بهتره اول برین
و خودتونُ تمیز کنین

00:37:05.518 --> 00:37:09.838
امپراطور شخصا به قصر
یونگ شاو» میان»

00:37:12.038 --> 00:37:13.718
بریم

00:37:14.598 --> 00:37:16.598
مراقب پله ها باشین

00:37:16.598 --> 00:37:18.808
بانو، مراقب باشین

00:37:18.808 --> 00:37:21.748
ملازم لینگ
بهم گوش کنین

00:37:21.748 --> 00:37:25.438
شما بازجوییُ تحمل کردین تا زمانی که
بتونین به این وضعیت ادامه بدین زنده میمونین
در غیر این میمیرین

00:37:25.438 --> 00:37:29.648
وقتی امپراطور ازتون سؤال پرسیدن باید
روی بیگناهیتون پافشاری کنین، فهمیدین؟

00:37:31.648 --> 00:37:32.838
<i>بازپرسی</i>

00:37:32.838 --> 00:37:34.898
مراقب زیر پاتون باشین

00:37:38.108 --> 00:37:40.488
گفتی «وِي يِن وَن» از دفتر بازپرسی رفته؟

00:37:40.488 --> 00:37:44.608
بله، گفته شده به خواست
امپراطور و شاهدخت بوده

00:37:44.608 --> 00:37:50.488
ملازم ویِ توی اداره بازپرسی شکنجه شد
حالام خواجه جین جونگ اونو تا قصرش همراهی میکنه

00:37:51.448 --> 00:37:54.488
سرورم، میخواین برین ببینین

00:37:56.768 --> 00:37:59.528
همسر یینگ برن پیش امپراطور

00:37:59.528 --> 00:38:01.078
بله

00:38:05.198 --> 00:38:07.368
عجله کن آتیشُ زیادتر کن

00:38:07.368 --> 00:38:09.688
فقط همینا توی قصره

00:38:09.688 --> 00:38:12.278
میترسم دودش زیاد بشه و باعث خفه گی شه

00:38:12.278 --> 00:38:14.118
از این دود نمیترسم

00:38:14.118 --> 00:38:18.688
میترسم بمیرم میترسم دیگه مورد توجه نباشم. از همه چی میترسم

00:38:18.688 --> 00:38:21.398
بانو میرم دنبال ذغال

00:38:23.018 --> 00:38:24.648
اعلیحضرت

00:38:26.428 --> 00:38:29.168
اعلیحضرت، اعلیحضرت اینجان

00:38:31.058 --> 00:38:34.748
اعلیحضرت  اعلیحضرت

00:38:34.748 --> 00:38:39.778
مدتهاست ندیدمتون
ادای احترام میکنم

00:38:39.778 --> 00:38:42.558
میخوام برای نجات «چینگ یو» ازت تشکر کنم

00:38:42.558 --> 00:38:46.338
جينگ سُ» تنها همین یه»
بچه رو از قبیله ی کُورچین داره

00:38:46.338 --> 00:38:50.378
اون تنها فرزند مشروعشونه
خوش شانسه که حالش خوبه

00:38:51.568 --> 00:38:54.568
تا زمانی حال بچه خوب باشه، خوبه

00:38:54.568 --> 00:39:01.478
امپرطور، بانوم هرگز فرزند مشروعُ ندیده بودن
اما برای نجاتشون توی آب پریدن

00:39:01.478 --> 00:39:06.198
اما آب سرد بود و بانوم تازه زایمان کردن
حالشون خوب نیس

00:39:06.198 --> 00:39:11.558
ملازم ویِ بچه ها رو دوست دارن
چرا باید به شاهزاده ی سینزدهم آسیب بزنن؟

00:39:12.068 --> 00:39:15.668
امپراطور، نمیخوام سعی کنم بگم بانوم بیگناهن

00:39:15.668 --> 00:39:20.468
اما حادثه شاهزاده سینزدهم واقعاً به
بانوم ربطی نداره

00:39:21.148 --> 00:39:27.188
امپراطور، اینکه ملکه فرزندشونُ از دست دادن
تقصیر مادرمه

00:39:27.188 --> 00:39:32.698
تقصیر منه که به مادرم گفتم  ملکه ازم خوششون نمیاد

00:39:32.698 --> 00:39:37.178
از ملکه ناراحت بودم چون بهم علاقه ای نداشتن و چند بار مجازاتم کرده بودن

00:39:37.178 --> 00:39:41.808
همین باعث شد مادرم برای انتقام
دست به همچین کار وحشیانه ای بزنه

00:39:41.808 --> 00:39:47.448
امپراطور، مادرم الان مرده و منم شکنجه شدم

00:39:47.448 --> 00:39:51.888
چه کار دیگه ای باید انجام بدم
تا ملکه باور کنن بی تقصیرم؟

00:39:51.888 --> 00:39:54.778
چرا خصوصی با ماما تین ملاقات کردی؟

00:39:55.878 --> 00:40:02.118
چون اولین بارداریم بود نمیدونستم
باید چکار کنم و مضطرب بودم

00:40:02.118 --> 00:40:06.368
شنیده بودم که تین بهترین ماما توی قصره

00:40:06.368 --> 00:40:10.148
بنابراین اونو احضار کردم تا ازش
 درمورد زایمان بپرسم

00:40:10.148 --> 00:40:16.958
از کجا میدونستم که مادرم و تین
با هم دست به یکی کردن

00:40:16.958 --> 00:40:22.488
در باره مرگ «جینگ سِ» چی؟
تو به وانگ چَن دستور داره فوگر به اونجا بیاره؟

00:40:22.488 --> 00:40:28.518
امپراطور، چرا باید همچین کاری با شاهدخت پنجم بکنم؟
هیچ ناراحتی ای نسبت به همسر یینگ و شاهزاده خانم ششم نداشتم

00:40:28.518 --> 00:40:33.128
چرا باید به وانگ چَن بگم به
 شاهدخت پنجم آسیب بزنه؟

00:40:33.128 --> 00:40:37.428
اون روز «جینگ سِ» و «یونگ جی» لباساشونُ
عوض کرده بودن در حقیقت هدفت «یونگ جی» بود

00:40:37.428 --> 00:40:42.928
امپراطور، به آسمانها قسم میخورم
هرگز همچین قصدی نداشتم

00:40:42.928 --> 00:40:46.348
امپراطور، راجبش فکر کنین

00:40:46.348 --> 00:40:51.018
من شاهزاده ای ندارم چرا باید
به پسر مشروعتون آسیب بزنم؟

00:40:51.018 --> 00:40:54.348
چه فایده ای برام داره؟

00:40:54.348 --> 00:40:59.388
اگه یه شاهزاده داشتم حرفی نبود

00:40:59.388 --> 00:41:04.258
اعلیحضرت هیچ دلیلی برای آسیب زدن بهشون نداشتم

00:41:05.418 --> 00:41:07.058
اعلیحضرت

00:41:08.418 --> 00:41:14.618
اعلیحضرت قبلا یه خدمتکار نادون قصر بودم

00:41:14.618 --> 00:41:18.778
به لطفتون پیشرفت کردم

00:41:18.778 --> 00:41:25.668
چطور ممکنه کسی که شما تربیتش کردین
انقد حیله گر و شرور باشه؟

00:41:25.668 --> 00:41:28.798
باید بهم اعتماد کنین

00:41:30.018 --> 00:41:31.818
جین جونگ  -
بله  -

00:41:31.818 --> 00:41:33.768
به بازپرسی برو

00:41:33.768 --> 00:41:37.038
اگه چیزی پیدا نکردن بگو وانگ چَنُ به
یونگ شاو» برگردونن»

00:41:37.038 --> 00:41:38.568
بله

00:41:43.758 --> 00:41:46.468
ادای احترام همسر یینگ

00:41:51.618 --> 00:41:55.718
ادای احترام امپراطور
شاهدخت هفتم ادای احترام میکنن امپراطور

00:41:58.488 --> 00:42:03.238
امپراطور فکر کردم گفتین برای شام
با قصر «چو شاو» میایین

00:42:03.238 --> 00:42:05.548
به همین خاطر شاهدخت
هفتمُ به اینجا آوردم

00:42:05.548 --> 00:42:09.948
چینگ یو» توی آب افتاد»
خوش شانس بود که ملازم ویِ نجاتش دادن

00:42:09.948 --> 00:42:12.428
بنابراین به اینجا اومدم

00:42:12.428 --> 00:42:14.068
چقد عجیب

00:42:14.068 --> 00:42:17.428
چینگ یو» توی آب افتاده بود، بین این همه آدم»
 ملازم ویِ دیدش و همه رو خبر کرد

00:42:17.428 --> 00:42:22.398
,بعدش با اینکه اون همه آدم اونجا بودن، برای نجاتش توی آب پریدن
همچین تصادفی خیلی عجیبه

00:42:22.398 --> 00:42:27.488
فقط اینکه ملازم ویِ توی اون ساعت
اونجا چکار میکردن؟

00:42:31.878 --> 00:42:39.648
<c.yellow><i> اینکه مورد علاقه ات باشم یا نه رو ♪
♪ می توانم با قلبم احساس کنم ♪</i></c>

00:42:39.648 --> 00:42:49.678
<c.yellow><i> شاهد تغییرات مداوم در زندگیم هستی ♪
♪ غم ها و شادی هایم مسیر رویاهایم را قطع کردند</i></c>

00:42:49.678 --> 00:42:57.418
<c.yellow><i> دست هایم را در آغوش تنهایی ترسیم کردی ♪
♪  لباس های ابریشمی هم در زیرنور ماه جمع می شوند</i></c>

00:42:57.418 --> 00:43:06.348
<c.yellow><i> به خودم میگویم ممکن است برای ♪
♪  گرما استفاده شوند. امّا چه کسی می داند؟</i></c>

00:43:07.388 --> 00:43:15.158
<c.yellow><i>♪ زندگی چه کسی از تصاویر عشق و نفرت پر شده؟ ♪</i></c>

00:43:16.278 --> 00:43:23.918
<c.yellow><i> یک طرف زیبا و پر جنب و جوش و ♪
♪ یک طرف ساکت و خاموش</i></c>

00:43:25.188 --> 00:43:33.038
<c.yellow><i>♪ از دور می آیند (تصاویر) بدون آنکه سخنی بگویند ♪</i></c>

00:43:33.038 --> 00:43:41.358
<c.yellow><i>♪ شاید زمان پر از احساسات متفاوت است ♪</i></c>

00:43:42.798 --> 00:43:50.568
<c.yellow><i>♪ ،احساس بخشش و شکست ♪</i></c>

00:43:51.658 --> 00:43:59.578
<c.yellow><i>♪ یک روز بیتفاوتی سرد و یک روز خاطرات گرم ♪</i></c>

00:44:00.548 --> 00:44:08.348
<c.yellow><i>♪ هرچند همیشه در زیر نور درخشان راه میرویم ♪</i></c>

00:44:08.348 --> 00:44:17.168
<c.yellow><i>♪ این زندگی بسیار نگران کننده است ♪</i></c>

00:44:17.168 --> 00:44:23.978
<c.yellow><i>♪ ...از حالا ♪</i></c>

00:44:23.978 --> 00:44:29.398
<c.yellow><i>♪ زندگی بدون نگرانیست ♪</i></c>

00:44:29.422 --> 00:44:35.522
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:44:35.546 --> 00:44:41.646
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.