﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:01:50.100
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:51.440 --> 00:02:00.640
<c.yellow><i>عشق سلطنتی رویی در قصر</i></c>

00:02:00.640 --> 00:02:02.480
<c.yellow><i>قسمت هفتاد و یک</i></c>

00:02:33.007 --> 00:02:36.807
پدر سلطنتی از وقتی بانو
شیانگ جیان» وارد قصر شدن»

00:02:36.807 --> 00:02:39.607
چند تن از رئسای قبایل مرزی
در تلاش بودن برای اتحاد به قلمرو ما بیان

00:02:39.607 --> 00:02:42.507
تمام قبایل با این سیستم کشاورزی
خیالشون راحت شده

00:02:42.507 --> 00:02:46.007
مردم عادی روی زمینشون کار میکنن و
زندگی خوبی دارن

00:02:48.737 --> 00:02:50.317
پدر سلطنتی؟

00:02:52.747 --> 00:02:54.487
پدر سلطنتی؟

00:02:55.507 --> 00:02:57.107
ادامه بده

00:02:57.107 --> 00:03:01.007
حرفی نمونده

00:03:01.807 --> 00:03:03.507
که اینطور

00:03:03.507 --> 00:03:06.507
این مناطق مرزی سرزمین مادریه بانو شیانگ جیانه

00:03:06.507 --> 00:03:09.907
‎‏‪‫‭‮تمام تلاشتُ برای قبیله ی خَن
باید انجام بدی، نباید اتفاقی بیفته

00:03:09.907 --> 00:03:12.107
 میفهمم

00:03:12.107 --> 00:03:16.107
پدر سلطنتی راجب اتفاقی که توی قصر «چُنگ چي ين»  شنیدم

00:03:16.107 --> 00:03:17.807
...فکر میکنم

00:03:18.807 --> 00:03:20.107
بگو

00:03:20.107 --> 00:03:22.707
بانو به درخواست
پدرشون وارد قصر شدن

00:03:22.707 --> 00:03:26.807
ایشون بخاطر مرگ «خَنچی» رنجیدن و قلبشون شکسته
اما با این وجود نمیتونن وظیفه ی فرزندیشونُ نادیده بگیرن

00:03:26.807 --> 00:03:31.507
اگه «خَتی » میتونست نامه ای براشون بنویسه  که بهشون بگه
توی قصر بمونن تا قلبشون آروم شه

00:03:31.507 --> 00:03:34.407
باور دارم جرأت نافرمانی نخواهند داشت

00:03:34.407 --> 00:03:37.207
بسیار خوب، بلافاصله انجامش بده

00:03:37.207 --> 00:03:38.707
بله

00:03:45.107 --> 00:03:47.607
اعلیحضرت مدام به قصر «چُنگ چي ين» میرن

00:03:47.607 --> 00:03:50.507
‫حتی به اینکه مورد بی مهری قرار میگیرن اهمیت نمیدن

00:03:50.507 --> 00:03:52.107
زنان حرمسرا

00:03:52.107 --> 00:03:56.407
از قصر «چُنگ چي ين» خشمگین و متنفرن

00:03:56.407 --> 00:04:00.207
اما مقابل امپراطور صداشون درنمیاد

00:04:01.307 --> 00:04:03.207
‫و وانمود میکنن مطیع و خوشحالن

00:04:04.107 --> 00:04:07.907
اگه ملکه دواگر نتونن جلوشون بگیرن
کی میتونه؟

00:04:09.307 --> 00:04:13.207
اولش تصور میکردم یه احساس لحظه ایه

00:04:13.207 --> 00:04:15.507
اما بعد این همه مدت

00:04:15.507 --> 00:04:19.207
احساسات امپراطور همچنان ادامه داره

00:04:19.207 --> 00:04:21.907
واقعا نمیفهمم

00:04:23.207 --> 00:04:25.007
امپراطور تمام جهانُ توی دست دارن

00:04:25.007 --> 00:04:28.807
کدوم زنیه که خودشُ داوطلبانه تسلیمشون نکنه؟

00:04:29.607 --> 00:04:32.607
حالا ایشون یه طبیعت وحشیُ دیدن که
نمیشه به راحتی رامش کرد

00:04:32.607 --> 00:04:35.307
ایشون میخوان اونو بدست بیارن

00:04:35.307 --> 00:04:38.507
و تا زمانی که بدستش نیارن آروم نمیشن

00:04:38.507 --> 00:04:44.107
<c.white>:به این میگن</c>
<c.color80ff00>تمام سعیتُ میکنی تا بدستش بیاری</c>

00:04:44.107 --> 00:04:47.507
متوجه شدم امپراطور مایلن برای قبیله ی خَن هرکاری انجام بدن

00:04:47.507 --> 00:04:51.307
میترسم ایشون دست به انجام
هرکاری بزنن

00:04:52.807 --> 00:04:57.107
بله, ایشون امپراطور یه کشور موفقن

00:04:57.107 --> 00:04:59.517
ایشون میتونن هرکاری انجام بدن

00:04:59.517 --> 00:05:01.757
<c.color80ff00><i>[افسانه های خارق العاده یه سلسله ی مینگه]</i></c>

00:05:01.757 --> 00:05:03.907
<c.color80ff00>[قصر یانگ شین]</c>

00:05:03.907 --> 00:05:05.307
اعلیحضرت دوباره به قصر «چُنگ چي ين» میرن؟

00:05:05.307 --> 00:05:06.407
مشکل چیه؟

00:05:06.407 --> 00:05:11.107
هیچی فقط اینکه میبینم بانو خَن
بهتون توجهی ندارن

00:05:11.107 --> 00:05:13.127
نیازی نیس انقد مصّر باشین

00:05:13.127 --> 00:05:15.307
معشوقه های زیادی توی قصر منتظر دیدارتونن

00:05:15.307 --> 00:05:18.607
میدونی همیشه چیزیُ که
میخواستم داشتم

00:05:18.607 --> 00:05:21.107
اما حالا خوشم میاد حدس بزنم اون چی دوست داره

00:05:21.107 --> 00:05:22.407
ادای احترام اعلیحضرت

00:05:22.407 --> 00:05:24.007
چرا اینجایی؟

00:05:24.007 --> 00:05:26.507
امپراطور به قصر «چُنگ چي ين» سرمیزنین؟

00:05:26.507 --> 00:05:28.507
برای نق زدن اینجایی؟

00:05:28.507 --> 00:05:32.207
امپراطور فقط نگران بانوی قبیله ی خَن ام
به همین خاطر به اینجا اومدم

00:05:33.207 --> 00:05:35.407
اومدن به قصر برای بانوی قبیله ی خَن آسون نبوده

00:05:35.407 --> 00:05:38.207
به همین خاطر ممکنه ناامید و مضطرب باشن

00:05:38.207 --> 00:05:42.107
فکر کردم تعدادی از آشپزهای قبیله شونُ به اینجا بیاریم

00:05:42.107 --> 00:05:44.107
تا غذاهایی که دوست دارنُ درست کنن

00:05:44.107 --> 00:05:48.907
یا تعدادی از افراد قبیله شونُ برای خدمت بهشون به اینجا بیاریم
تا دیگه اینجا تنها نباشن

00:05:48.907 --> 00:05:52.507
پیشنهاد همسر لینگ بد نیس

00:05:52.507 --> 00:05:56.707
قطعاً بد نیس
بهش فکر نکرده بودم

00:05:56.707 --> 00:05:59.007
غیر از اینا چیز دیگه ای هم هست؟

00:05:59.007 --> 00:06:02.307
میتونیم از افراد قبیله ی خَن بخوایم
نمایش اجرا کنن

00:06:02.307 --> 00:06:05.207
بهتر از تمام روز بیکار موندنه

00:06:05.907 --> 00:06:07.507
خوبه. خیلی خوبه

00:06:07.507 --> 00:06:09.707
لی یو، اینا یادت مونده؟
بله -

00:06:09.707 --> 00:06:11.307
برو انجامشون بده -
بله -

00:06:11.307 --> 00:06:14.307
امپراطور شما سرتون شلوغه
مرخص میشم

00:06:14.307 --> 00:06:17.007
همسر لینگ شما معقولین

00:06:17.007 --> 00:06:18.707
<i>تخت روانُ بلند کنین</i>

00:06:41.107 --> 00:06:44.317
امپراطور هیچکس رو انتخلب نکردن؟

00:06:45.007 --> 00:06:48.907
«از زمان نقل مکان اون فرد به قصر «چُنگ چي ين
امپراطور به کسی توجه نمیکنن

00:06:48.907 --> 00:06:50.907
زمان زیادی گذشته

00:06:50.907 --> 00:06:53.907
هیچ کاریم از دستمون ساخته نیس

00:06:55.007 --> 00:06:59.707
تو که انقد ناراحتی و حتی نمیشه تصور کرد
معشوقه های حرمسرا چقد ناراحتن

00:06:59.707 --> 00:07:02.107
این دیگه چه وضعیه؟

00:07:02.107 --> 00:07:03.807
برو

00:07:13.507 --> 00:07:16.927
<i>حالا که وارد قصر شدی
 باید آرامشتُ حفظ کنی</i>

00:07:16.927 --> 00:07:19.107
<i>انسانها برای زندگی به یه ذهن آروم نیاز دارن</i>

00:07:19.107 --> 00:07:22.307
<i>.اوضاع قبیله مون به سختی داره میگذره</i>

00:07:22.307 --> 00:07:26.107
<i>.باید مراقب سلامتیت باشی و به خوبی  توی قصر زندگی کنی</i>

00:07:26.107 --> 00:07:28.907
<i>نزار نگرانت باشیم</i>

00:07:28.907 --> 00:07:31.707
<i>یادت نره</i>

00:07:53.107 --> 00:07:54.657
<i>بانو</i>

00:07:55.107 --> 00:07:56.737
برو بیرون

00:07:57.307 --> 00:08:00.737
<i>بانو، امپراطور دوباره براتون هدیه فرستادن</i>

00:08:00.737 --> 00:08:02.307
<i>برین و ببینینشون</i>

00:08:02.307 --> 00:08:06.007
نمیخوامشون دورشون کن

00:08:12.307 --> 00:08:14.207
<i>بانو</i>

00:08:16.507 --> 00:08:17.607
<c.color80ff00>[گو لی]</c>

00:08:17.607 --> 00:08:18.977
<c.color80ff00>[خُ لی]</c>

00:08:24.607 --> 00:08:28.507
گولی، خُ لی اینجا چکار میکنین؟

00:08:28.507 --> 00:08:32.007
امپراطور چینگ بزرگ افرادشونُ فرستادن
تا ما رو برای خدمت بهتون به اینجا بیارن

00:08:32.007 --> 00:08:36.107
گفتن توی قصر تنهایین و به
زندگی توی اینجا عادت نکردین

00:08:36.107 --> 00:08:40.107
بانو بلاخره همدیگه رو دیدیم

00:08:43.967 --> 00:08:46.647
الان اینجا زندانیم

00:08:47.257 --> 00:08:49.927
چرا اومدین؟

00:08:51.437 --> 00:08:54.507
میخوایم پیشتون باشیم

00:08:57.807 --> 00:09:01.607
بانو، امپراطور آشپزا قبیله ی خَنُ هم به اینجا آوردن

00:09:01.607 --> 00:09:05.107
اونا غذای روزانه تونُ آماده میکنن

00:09:05.107 --> 00:09:09.507
برای اینکه دلتنگ زادگاهتون نشین
ببینین امپراطور چقد بهتون اهمیت میدن

00:09:09.507 --> 00:09:13.277
بانو  شنیدم از غذای اینجا نخوردین

00:09:13.277 --> 00:09:15.407
چطور ممکنه

00:09:16.107 --> 00:09:19.117
<i>اینا غذاهای خودمونن</i>

00:09:19.117 --> 00:09:21.507
<i>لطفاً امتحان کنین</i>

00:09:37.907 --> 00:09:39.107
<i>اعلیحضرت</i>

00:09:39.107 --> 00:09:42.907
لباسایی که دستور دادین آماده شده

00:09:42.907 --> 00:09:45.207
ممکنه امپراطور ببینن

00:09:51.457 --> 00:09:52.797
خیلی ساده ست

00:09:52.797 --> 00:09:56.907
بهشون بگو برای گلدوزی از نخ طلا
و از مروارید مهره برای زیباییش استفاده کنن

00:09:56.907 --> 00:09:58.607
بله

00:10:00.107 --> 00:10:01.507
قصر «چُنگ چي ين» در چه وضعیه؟

00:10:01.507 --> 00:10:02.507
اعلیحضرت

00:10:02.507 --> 00:10:06.407
شنیدم غذاهای خَن که فرستاده شدُ
بانو میل کردن

00:10:06.407 --> 00:10:09.207
و دو خدمتکارشون پیششون برگشتن

00:10:09.207 --> 00:10:11.707
واقعا؟ -
بله -

00:10:12.407 --> 00:10:14.307
به نظر همسر لینگ درست گفت

00:10:14.307 --> 00:10:17.507
تصور میکنم زمانی که این لباس آماده شه
اون خوشش میاد

00:10:17.507 --> 00:10:19.307
طبیعتا

00:10:24.057 --> 00:10:29.767
یونگ چی، به اوضاع اخیر قصر توجه کردی؟

00:10:30.507 --> 00:10:34.907
در مسائلی که بهت مربوط نمیشه
 دخالت نکن در غیر این دچار مشکل میشی

00:10:36.807 --> 00:10:38.607
میدونم

00:10:39.807 --> 00:10:41.607
میدونی؟

00:10:41.607 --> 00:10:44.907
<i>میدونی یا وانمود میکنی؟</i>

00:10:44.907 --> 00:10:48.907
چطوره که شنیدم تو کسی بودی که
به پدر سلطنتیت پیشنهاد دادی

00:10:48.907 --> 00:10:51.347
که خَنتی نامه ای برای
بانوی قبیله ی خَن بفرسته؟

00:10:51.347 --> 00:10:54.307
و بهش بگه که بدون نگرانی توی قصر بمونه

00:10:54.307 --> 00:10:56.607
فقط آرزومه حرمسرا توی آرامش باشه

00:10:56.607 --> 00:10:59.307
در این صورته که پدر سلطنتی میتونن
روی دربار تمرکز داشته باشن

00:11:00.307 --> 00:11:04.707
کارت افراد زیادیُ رنجونده

00:11:05.307 --> 00:11:07.707
جرأت نمیکنم تکرارش کنم

00:11:07.707 --> 00:11:12.407
فقط اینکه نمیفهمم چه اتفاقی برای
پدر سلطنتی افتاده

00:11:13.407 --> 00:11:17.807
پدر سلطنیت از وقتی بانوی خَن اومده

00:11:17.807 --> 00:11:21.107
به نظر جادو شدن

00:11:22.107 --> 00:11:26.407
میدونیم که جادوئه اما هیشکی
نیس متقاعدشون کنه

00:11:34.107 --> 00:11:35.707
به هر حال

00:11:36.607 --> 00:11:40.307
زندگی توی عمارت «بِي لُ » چطوره؟
راضی هستی؟

00:11:40.307 --> 00:11:44.007
با توجه به مقررات قصر نمیتونم
برای دیدنت به اونجا بیام

00:11:44.007 --> 00:11:45.807
 خوبم

00:11:46.907 --> 00:11:48.987
پس خوبه

00:11:49.707 --> 00:11:52.907
همسرت چندین بار اومد

00:11:52.907 --> 00:11:57.607
اشاره کرد که یه بانو با
اسم خانوادگی خو  گرفتی

00:11:58.307 --> 00:12:02.407
اون ملایم و محتاط و کاملاً خوبه

00:12:02.407 --> 00:12:07.007
همسران دوستش دارن
اون واقعا خوبه

00:12:10.107 --> 00:12:14.007
عالیه که کسیُ داشته باشی
که دوستش داری

00:12:14.007 --> 00:12:16.207
از شنیدنش خیالم راحت شد

00:12:17.107 --> 00:12:21.007
هر زمان وقت داشتی
بیار ببینمش

00:12:21.007 --> 00:12:22.467
بله

00:12:23.387 --> 00:12:27.867
یون اسم بوته ی گل رز وحشیه

00:12:27.867 --> 00:12:30.317
جیاو یعنی یشم

00:12:30.317 --> 00:12:34.337
اسمت یون جیاوئه

00:12:36.527 --> 00:12:40.517
چطور پدرت نوشتن
بهت یاد نداد؟

00:12:43.877 --> 00:12:48.067
پدرم همیشه سرش شلوغ بود و
برام وقتی نداشت

00:12:48.067 --> 00:12:51.157
کمی هم متعصب بود

00:12:51.157 --> 00:12:55.097
میگفت یه زن استعداد و فضیلت نداره

00:12:56.407 --> 00:13:00.607
به هرحال «بِي لُ»، همسر شاهزاده درباره ی

00:13:00.607 --> 00:13:02.657
مادر یو باهام صحبت کرد

00:13:02.657 --> 00:13:06.727
همسر شاهزاده، مطابق با قوانین قصر
عمل میکنه و اون ازت تعریف کرده

00:13:06.727 --> 00:13:11.717
امروز مادرم بهم گفت توی وقت آزادت به قصر بری
تا اون ببینتت

00:13:11.717 --> 00:13:14.567
همسر یو میخوان منو ببینن؟

00:13:15.457 --> 00:13:18.707
مشکل چیه؟ خجالت میکشی؟

00:13:18.707 --> 00:13:22.257
مادرم آدم خوبیه
نیازی نیس بترسی

00:13:24.547 --> 00:13:28.507
هرچیزی که امروز دارم بخاطر شماست

00:13:29.027 --> 00:13:30.887
بیشتر از اینا باید قدردانتون باشم

00:13:30.887 --> 00:13:34.407
یون جیاو میدونی

00:13:34.407 --> 00:13:37.517
هرچند همسر قانونی دارم و بهم احترام میزاریم

00:13:37.517 --> 00:13:41.867
اما در کنار تو بود که تونستم
عشق بین مرد و زن بفهمم

00:13:41.867 --> 00:13:44.257
بنابراین این منم که باید
ازت تشکر کنم

00:13:45.357 --> 00:13:49.247
من بیشتر باید ازتون تشکر کنم

00:13:54.927 --> 00:13:59.937
این روزا با بودن بانو خَن در قصر، قصر پر تنشه

00:13:59.937 --> 00:14:04.527
مادرم گفت بانو خَن امپراطورُ جادو کرده

00:14:05.707 --> 00:14:08.357
اما وقتی میبینمت

00:14:09.717 --> 00:14:12.367
پدر سلطنتیمُ درک میکنم

00:14:22.287 --> 00:14:25.717
خدایان قسمتون میدم

00:14:25.717 --> 00:14:28.557
کمک کنین تا «خَنچی» بعد از مرگش در آرامش باشه

00:14:28.557 --> 00:14:31.067
مراقب قبیله ام باشین

00:14:31.067 --> 00:14:33.417
تا در سلامتی و آرامش به زندگیشون ادامه بدن

00:14:33.987 --> 00:14:36.837
ازم محافظت کنین تا زودتر
از اینجا برم

00:14:39.117 --> 00:14:43.147
شیانگ جیان، مدتهاست لباس سفید پوشیدی

00:14:43.147 --> 00:14:46.827
اونو با لباس قبیله ت که برات آماده کردم عوض کنم

00:14:49.557 --> 00:14:52.287
میدونم نگران قبیله تی

00:14:53.457 --> 00:14:56.187
نامه ی پدرتُ دیدی

00:14:56.187 --> 00:15:01.257
از زمانی که وارد قصر شدی وضعیت
مرزها بهتر شده  و شرایط قبیله ات بهبود پیدا کرده

00:15:01.257 --> 00:15:04.017
با قبیله ات به خوبی رفتار میکنم

00:15:07.627 --> 00:15:11.147
کسیُ برای پیدا کردن بدن  «خَنچی»  فرستادم

00:15:11.147 --> 00:15:14.287
و اونو برای دفن به قبیله ت فرستادن

00:15:14.857 --> 00:15:17.107
این حقیقت داره

00:15:17.747 --> 00:15:23.187
اون با احترام دفن شده و
میتونه در آرامش باشه

00:15:23.187 --> 00:15:26.887
بنابراین میتونی توی قصر به خوبی زندگی کنی

00:15:32.067 --> 00:15:33.627
میتونین برین

00:15:33.627 --> 00:15:37.937
شیانگ جیان، تمام تلاشمُ کردم تا
خوشحالت کنم

00:15:37.937 --> 00:15:40.197
فقط میخوام خوشحال باشی

00:15:40.197 --> 00:15:42.567
مدت کمیه اینجام

00:15:42.567 --> 00:15:44.927
به این سرعت احساسم نمیتونه تغییر کنه

00:15:47.157 --> 00:15:49.317
میدونم

00:15:49.317 --> 00:15:53.527
میدونم قصر قوانین زیادی داره و
تو احساس ناآشنایی میکنی

00:15:53.527 --> 00:15:57.197
بسیار خوب، برات یه قصر دیگه میسازم

00:15:57.197 --> 00:16:00.607
میتونی اونجا زندگی کنی خوبه؟

00:16:07.017 --> 00:16:12.677
بسیار خوب، یه روز دیگه میام

00:16:39.957 --> 00:16:42.587
تبریک میگم امپراطور

00:16:42.587 --> 00:16:43.627
برای چی؟

00:16:43.627 --> 00:16:45.457
امپراطور از قصر «یونگ شاو» پیغام اومده

00:16:45.457 --> 00:16:47.947
همسر لینگ سه ماهه باردارن

00:16:47.947 --> 00:16:49.437
بسیار خوب

00:16:49.437 --> 00:16:50.837
بلند شین

00:16:50.837 --> 00:16:53.037
امپراطور به قصر «یونگ شاو» نمیرین؟

00:16:53.037 --> 00:16:54.777
به سمت قصر «سِ نینگ» میریم

00:16:54.777 --> 00:16:56.587
اولین باری نیس که همسر لینگ بارداره

00:16:56.587 --> 00:16:58.887
بهش بگین خوب مراقب خودش باشه

00:16:59.427 --> 00:17:03.367
به هرحال، لی یو برنامه ریزی برای
نمایش قبیله ی خَن تموم شد؟

00:17:03.367 --> 00:17:06.667
اگه اونا ترتیب همه چیُ دادن میتونن
به قصر بیان و همراه بانو باشن

00:17:06.667 --> 00:17:09.047
در عرض چند روزهمه چی آماده میشه خیالتون راحت باشه

00:17:09.047 --> 00:17:10.787
عالیه

00:17:12.517 --> 00:17:16.907
حالا امپراطور مراقب هیشکدوم
از فرزندان سلطنتی نیستن

00:17:16.907 --> 00:17:20.067
درسته هرچند بچه ها ی من

00:17:20.067 --> 00:17:22.387
همه شون به قصر شوکانگ فرستاده شدن

00:17:22.387 --> 00:17:24.757
امپراطور اهمیتی بهشون نمیدن

00:17:25.367 --> 00:17:28.617
نباید بهم بریزین

00:17:28.617 --> 00:17:31.887
اگه یه بچه میخواین باید
توجه بدست بیارین

00:17:31.887 --> 00:17:35.487
ملکه توجه شونُ یه شبه از دست دادن و
الان موقعیتتون امنه

00:17:35.487 --> 00:17:39.347
الان میشه بچه هاتون پیشتون برگردوند

00:17:40.577 --> 00:17:43.167
اگه بخاطر کمکت نبود

00:17:43.167 --> 00:17:46.977
اون روز زندگیم توی بازپرسی به آخر میرسید

00:17:48.007 --> 00:17:49.977
با همه ی اینا

00:17:49.977 --> 00:17:52.457
نیازه خوب همه چیُ در نظر بگیرین

00:17:52.457 --> 00:17:55.917
ببینین امپراطور این روزا
هیچ نشونیُ انتخاب نمیکنن

00:17:55.917 --> 00:17:58.887
بنابراین هیشکی نمیتونه باردار شه

00:17:58.887 --> 00:18:00.637
چه فایده ای داره

00:18:00.637 --> 00:18:05.557
امپراطور فقط به بانو خَن توجه دارن

00:18:05.557 --> 00:18:09.617
امپراطور تمام کارهاییُ که گفتین انجام دادن

00:18:09.617 --> 00:18:12.997
باور نمیکنم بانو خَن بتونه همیشه مورد توجه باشه

00:18:12.997 --> 00:18:15.247
مهم نیس چه کار کنه

00:18:15.247 --> 00:18:18.867
دیر یا زود ملکه دواگر یا سایرین
به حسابش میرسن

00:18:18.867 --> 00:18:23.957
اونا به این موضوع رسیدگی میکنن
باید آروم باشین

00:18:23.957 --> 00:18:27.107
و مراقب فرزند سلطنتی باشین

00:18:31.887 --> 00:18:33.957
سرفه ی مادر بدتر شده

00:18:33.957 --> 00:18:36.757
پدر سلطنتی هنوز به دیدنتون نیومدن

00:18:38.077 --> 00:18:41.477
اعلیحضرت مشغول امور دولتین

00:18:41.477 --> 00:18:43.977
فکر میکنین نمیدونم مادر وَن؟

00:18:43.977 --> 00:18:47.497
کیه که توی قصر ندونه؟ پدر سلطنتی تنها به
بانو خَن توجه دارن

00:18:47.497 --> 00:18:50.627
ودیگه مراقب حرمسرا نیستن

00:18:51.607 --> 00:18:56.107
اینجور حرف نزنین
امپراطور گناهی ندارن

00:18:57.697 --> 00:19:00.527
مادر -
یونگ جانگ -

00:19:01.627 --> 00:19:03.847
این اخلاقتُ

00:19:03.847 --> 00:19:07.457
باید عوضش کنی
این موضوع

00:19:07.457 --> 00:19:09.097
چیزی نیس که بتونیم راجبش صحبت کنیم

00:19:09.097 --> 00:19:13.097
چرا حرف نزنیم؟ معمولاً شایعات قصر درستن

00:19:13.097 --> 00:19:15.807
امپراطور به وسیله ی یه زن جادو شدن

00:19:15.807 --> 00:19:19.067
حتی نجبای پایتختم راجبش صحبت میکنن

00:19:19.067 --> 00:19:22.587
امپراطور تاب مقاومت در برابر شایعات رو دارن؟

00:19:22.587 --> 00:19:26.557
الان وقت خوبی برای این حرفا نیس

00:19:26.557 --> 00:19:28.777
بین فرزندان سلطنتی از همه بزرگترم

00:19:28.777 --> 00:19:31.117
باید وظیفه فرزندیمُ به جا بیارم و
پدر سلطنتیُ متقاعد کنم

00:19:31.117 --> 00:19:33.557
ساکت شو

00:19:33.557 --> 00:19:35.017
بخاطر شما درد میکشم

00:19:35.017 --> 00:19:36.947
بسه دیگه

00:19:36.947 --> 00:19:40.237
خواهر دارن سرفه میکنن
برین بیرون

00:19:40.237 --> 00:19:41.877
شیش

00:19:43.637 --> 00:19:47.027
یونگ جانگ» هنوز بالغ نشده»
عصبانی نشین

00:20:02.747 --> 00:20:05.637
ادای احترام پدر سلطنتی

00:20:06.417 --> 00:20:08.387
برای سلامتی مادربزرگ سلطنتیت اینجایی؟

00:20:08.387 --> 00:20:12.277
برای دیدن مادرم به قصر «جُنگ سويي» رفته بودم
و بعدش به دیدن مادر بزرگ سلطنتی رفتم

00:20:12.277 --> 00:20:14.777
مادرت خوبه؟

00:20:14.777 --> 00:20:16.237
نه زیاد

00:20:16.237 --> 00:20:18.227
مشکلش چیه؟

00:20:18.227 --> 00:20:22.517
مادر ماه هاست سرفه میکنن و اثری از بهبودی دیده نمیشه

00:20:22.517 --> 00:20:25.627
پدر سلطنتی، نمیدونستین؟

00:20:27.227 --> 00:20:30.417
اخیراً درگیر موضوعات مربوط به دربارم

00:20:30.417 --> 00:20:34.867
بعداً پزشک سلطنتیُ برای معاینه اش میفرستم

00:20:36.147 --> 00:20:41.317
ممنونم پدر سلطنتی
فردا دوباره برای ادای احترام میام

00:20:44.697 --> 00:20:51.777


00:20:57.607 --> 00:21:00.037
امپراطور شاهزاده سوم درخواست ملاقات دارن

00:21:00.037 --> 00:21:02.637
بزار بیاد -
بله

00:21:08.777 --> 00:21:10.807
ادای احترام پدر سلطنتی

00:21:10.807 --> 00:21:12.647
بلندشو

00:21:13.857 --> 00:21:17.427
یونگ جانگ»، همسر دومت برات یه دختر بدنیا آورده»

00:21:17.427 --> 00:21:19.337
گاهی اونو به قصر بیار

00:21:19.337 --> 00:21:22.717
بزار مادرت ببینتش و خوشحال شه -
بله -

00:21:22.717 --> 00:21:24.467
حالا بیرون قصر زندگی میکنی

00:21:24.467 --> 00:21:28.317
بنابراین بیشتر از شاهزاده های دیگه
راجب مردم عادی میدونی

00:21:28.317 --> 00:21:33.227
یونگ چی» بعد اینکه بیرون قصر رفت اغلب»
راجب دنیای بیرون باهام صحبت میکنه

00:21:33.227 --> 00:21:35.707
یکمی هم تو بگو

00:21:36.457 --> 00:21:38.447
پایتخت زیر نظر شماست

00:21:38.447 --> 00:21:42.117
اوضاع همه خوبه

00:21:42.117 --> 00:21:47.177
اما به تازگی یه سری شایعه بین مردم نقل میشه

00:21:47.177 --> 00:21:49.017
چه شایعاتی؟

00:21:52.087 --> 00:21:57.267
از وقتی بانو خَن به قصر اومدن
این شایعات توی پایتخت پخش شده

00:21:57.267 --> 00:21:59.897
میگن بانو خَن جادوگره

00:21:59.897 --> 00:22:02.627
نه تنها باعث مرگ شوهرش شد
حتی شما رو هم اغوا کرده

00:22:02.627 --> 00:22:05.127
باعث تزلزل چینگ بزرگمون شده

00:22:06.147 --> 00:22:08.147
به همچین یاوه هایی گوش کردی؟

00:22:08.147 --> 00:22:12.467
پدر سلطنتی نه تنها مردم عادی

00:22:12.467 --> 00:22:15.557
حتی اشرافم همچین حرفایی میزنن

00:22:15.557 --> 00:22:19.927
اونا میگن از وقتی وارد قصر شده نه تنها
حرمسرا بلکه دربارم نادیده میگیرین

00:22:19.927 --> 00:22:23.247
و دوره ی شکوفایی چینگ بزرگ به زودی به آخر میرسه -
حرومزاده -

00:22:24.107 --> 00:22:27.477
کی بهت گفته همچین حرفاییُ بهم بزنی؟

00:22:27.477 --> 00:22:29.597
امپراطور خشمگین نشین -
پسرتون جرأت نداره -

00:22:29.597 --> 00:22:31.817
پدر سلطنتی، بخاطر ادای وظیفه فرزندی اینا گفتم

00:22:31.817 --> 00:22:34.127
جرأت حرف زدن داری؟  -
پدر سلطنتی -

00:22:34.127 --> 00:22:37.057
شاهزاده سوم -
قبلاً بدنبال صندلی ولیعهدی بودی -

00:22:37.057 --> 00:22:39.647
الانم طوری رفتار میکنی که سر به راه شدی اما نشدی

00:22:39.647 --> 00:22:40.747
پدر سلطنتی -
گم شو -

00:22:40.747 --> 00:22:42.527
این حرفا رو بخاطر خودتون زدم -
لطفاً عصبانی نشین -

00:22:42.527 --> 00:22:46.047
شاهزاده سوم -
اون شما رو جادو کرده -

00:22:46.047 --> 00:22:49.237
چون بهتون علاقه دارن اینا رو گفتم
شاهزاده ی سوم -

00:22:49.237 --> 00:22:50.937
بسه دیگه -
پدر سلطنتی -

00:22:50.937 --> 00:22:54.717
با اینکه پسرتونم اما نمیتونم وظایفمُ نادیده بگیرم

00:22:54.717 --> 00:22:56.997
شاهزاده ی سوم

00:22:56.997 --> 00:22:59.797
چرا انقد سرد برخورد میکنین؟

00:22:59.797 --> 00:23:02.307
پدر سلطنتی

00:23:05.687 --> 00:23:09.817
شاهزاده ی سوم، چرا خودتونُ توی دردسر میندازین؟

00:23:09.817 --> 00:23:13.547
فقط حقیقتُ گفتم قصد ناسپاسی نداشتم

00:23:13.547 --> 00:23:16.627
چرا اینطور باهام رفتار میکنن؟

00:23:16.627 --> 00:23:19.697
شاهزاده ی سوم، بهتون توصیه میکنم

00:23:19.697 --> 00:23:24.817
حالا امپراطور فقط قصر «چُنگ چي ين» میبینن
چرا خودتونُ عذاب میدین؟

00:23:24.817 --> 00:23:30.267
شما رو همراهی میکنم و وقتی
خشمشون فروکش کرد شاید بهتر شدن

00:23:30.267 --> 00:23:34.047
پدر سلطنتی خیلی قلبشون انقد سرده

00:23:35.977 --> 00:23:38.777
شاهزاده ی سوم، چرا از دهانتون خون میاد؟

00:23:38.777 --> 00:23:40.887
برو پزشک خبر کن

00:23:46.827 --> 00:23:49.457
بانو، خبر بد

00:23:49.457 --> 00:23:50.997
چی شده؟

00:23:50.997 --> 00:23:54.817
از قصر یانگ شین پیغام فرستادن که امپراطور شاهزاده سومُ
مجازات کردن و همچنین از دستشون عصبانی و خشمگینن

00:23:54.817 --> 00:23:56.797
ایشون مقدار زیادی خون بالا آوردن و بیهوش شدن

00:23:56.797 --> 00:23:59.457
حالا کجاست؟ -
پزشکای سلطنتی به دیدنشون رفتن

00:23:59.457 --> 00:24:03.487
چون شاهزاده ی سومُ نمیشد حرکتشون داد بنابراین
ایشونُ به قصر «شی فانگ» بردن. لطفاً برین دیدنشون

00:24:03.487 --> 00:24:06.317
تخت روانُ آماده کن

00:24:09.017 --> 00:24:10.927
یونگ جانگ

00:24:11.857 --> 00:24:13.757
ادای احترام ملکه دواگر

00:24:13.757 --> 00:24:17.527
نگران نباشین، پزشک سلطنتی
در حال معاینه شه

00:24:17.527 --> 00:24:19.367
بله

00:24:26.857 --> 00:24:28.727
در جواب ملکه دواگر

00:24:28.727 --> 00:24:32.927
شاهزاده ی سوم عصبانین و فشار زیادی روی قلبشونه

00:24:32.927 --> 00:24:36.047
در حال حاضر خون و انرژیشونُ از دست دادن

00:24:36.047 --> 00:24:40.817
نباید جا به جا شن و باید تا وقتی بهبود
پیدا کنن توی قصر «شی فانگ» بمونن

00:24:41.537 --> 00:24:43.827
 میفهمم

00:24:43.827 --> 00:24:46.907
عجله کن داروشو آماده کن و
حواست بهش باشه

00:24:46.907 --> 00:24:49.877
میفهمم. الان میرم

00:24:51.927 --> 00:24:53.887
ملکه دواگر، از مراقبتتون ممنونم

00:24:53.887 --> 00:24:57.927
از طرف «یونگ جانگ» ازتون تشکر میکنم

00:25:00.057 --> 00:25:02.457
یونگ جانگ» نوه سلطنتیمه»

00:25:02.457 --> 00:25:04.677
نمیتونم نادیده ش بگیرم

00:25:04.677 --> 00:25:09.717
و موضوعیه که فقط من جرأت دارم دخالت کنم

00:25:11.067 --> 00:25:17.157
شنیدم دچار سرفه خونی شدین

00:25:17.157 --> 00:25:20.577
نباید بیشتر از این اینجا بمونین

00:25:20.577 --> 00:25:23.917
فعلا به همه ی کارا رسیدگی کردم

00:25:23.917 --> 00:25:28.307
همسران «یونگ جانگُ» به قصر میارم
تا ازش مراقبت کنن

00:25:28.307 --> 00:25:33.297
ملکه دواگر، «یونگ جانگ» پسرمه

00:25:33.297 --> 00:25:35.747
بهتون التماس میکنم

00:25:35.747 --> 00:25:39.607
بزارین بمونم و مراقبش باشم

00:25:39.607 --> 00:25:43.547
مادر، مادر امپراطور منو دور میندازن

00:25:43.547 --> 00:25:46.387
یونگ جانگ

00:25:46.387 --> 00:25:49.257
نترس. مادرت اینجاست

00:25:49.257 --> 00:25:52.517
نترس، امپراطور همچین کاری نمیکنن

00:25:52.517 --> 00:25:55.637
ایشون تو رو دور نمیندازن

00:25:55.637 --> 00:25:57.397
یونگ جانگ

00:25:57.397 --> 00:26:01.967
مجازات  مجازات

00:26:02.567 --> 00:26:08.617
همسر اصیل چواِن، پس اینجا کنارش بمونین

00:26:08.617 --> 00:26:10.717
ممنونم ملکه دواگر

00:26:11.737 --> 00:26:15.587
یونگ جانگ، یونگ جانگ

00:26:20.977 --> 00:26:23.057
برو

00:26:35.077 --> 00:26:38.597
اعلیحضرت، چای میل کنین

00:26:52.437 --> 00:26:56.077
اعلیحضرت، تمام شب حرف نزدین

00:26:56.077 --> 00:26:58.367
باید نگران شاهزاده ی سوم باشین

00:26:58.367 --> 00:27:00.497
متوجه شدم

00:27:00.497 --> 00:27:04.157
حالا همسر اصیل چواِن و پزشک سلطنتی
هر دو کنارشن

00:27:06.337 --> 00:27:09.877
اون یه پسر نالایقه
کی بهش اهمیت میده؟

00:27:09.877 --> 00:27:13.887
اعلیحضرت، شاهزاده ی سوم
هرچند گیج شدن

00:27:13.887 --> 00:27:16.657
بعد از اشتباهی که در زمان مراسم ملکه شیاو شیان انجام دادن

00:27:16.657 --> 00:27:19.897
و مجازات شدن دیگه مرتکب گناهی نشدن

00:27:19.897 --> 00:27:22.037
اینبار نمیدونم چی ایشونُ وادار به همچین کاری کرده

00:27:22.037 --> 00:27:24.727
که اینطور متمردانه صحبت کردن

00:27:24.727 --> 00:27:28.427
منم اینطور فکر میکنم. کی این حرفا رو
توی ذهنش فرو کرده؟

00:27:28.427 --> 00:27:30.867
نمیتونه اینطور باشه

00:27:30.867 --> 00:27:33.487
شاهزاده ی سوم  یه بزرگساله

00:27:33.487 --> 00:27:36.287
به کی ممکنه گوش کنه؟

00:27:37.827 --> 00:27:40.187
همسر اصیل چواِن؟

00:27:46.387 --> 00:27:49.337
یونگ جانگ» صریحه و هیچ متانتی نداره»

00:27:49.337 --> 00:27:54.437
اون با امپراطور راجب «شیانگ جیان» صحبت کرد و
انتظار داشت امپراطور چه واکنشی نشون بده؟

00:27:54.437 --> 00:27:56.457
امپراطور در اوج سعادتن

00:27:56.457 --> 00:28:00.497
نمیزارن پسرشون راجب زن مورد علاقه شون بد صحبت کنه

00:28:00.497 --> 00:28:05.157
همسر اصیل چواِن چند شبه نخوابیدن
و مضطربانه کنارشونن

00:28:05.157 --> 00:28:10.427
پزشک سلطنتی گفت شاهزاده ی سوم بیش از حد تحریک شدن
. . . و قلبشون آسیب دیده. میترسم

00:28:10.427 --> 00:28:15.417
هیلان، اینطور صحبت نکن
یونگ جانگ» هنوز جوونه»

00:28:15.417 --> 00:28:20.227
اما در مورد همسر اصیل چواِن، پزشک سلطنتی گفت
سرفه هاش به ریه اش آسیب زده

00:28:20.227 --> 00:28:24.547
نمیتونه این وضعیتُ تحمل کنه
باید باهاش صحبت کنیم

00:28:24.547 --> 00:28:25.617
بله

00:28:25.617 --> 00:28:28.757
ممکنه امپراطور «یونگ جانگُ» ببخشن

00:28:30.687 --> 00:28:36.267
امپراطور، امپراطور، «یونگ جانگُ» ببخشین

00:28:36.267 --> 00:28:37.827
جرأت کردی به اینجا بیای؟

00:28:37.827 --> 00:28:41.557
میدونم همه ش تقصیر منه

00:28:41.557 --> 00:28:44.467
با خوشحالی مجازات میشم

00:28:44.467 --> 00:28:47.007
پس خودت اعتراف کردی

00:28:47.007 --> 00:28:49.847
این روزا چه کاری انجام دادی؟

00:28:49.847 --> 00:28:52.017
خبر داری

00:28:53.067 --> 00:28:56.327
اعلیحضرت  خوب میدونم

00:28:56.327 --> 00:28:58.567
بهم علاقه ای ندارین

00:28:58.567 --> 00:29:00.807
آزارتون میدم

00:29:00.807 --> 00:29:02.667
اما یونگ جانگ

00:29:02.667 --> 00:29:05.457
یونگ جانگ» غیر عمدی دلخورتون کرد»

00:29:05.457 --> 00:29:08.887
کار «یونگ جانگ» غیر عمدی بود اما تو عمداً همچین کاری کردی

00:29:08.887 --> 00:29:12.677
ملکه ملکه

00:29:12.677 --> 00:29:14.347
عجله برای چیه؟

00:29:14.347 --> 00:29:17.517
ملکه، همسر اصیل چواِن مورد
خشم امپراطور قرار گرفتن

00:29:17.517 --> 00:29:20.227
ایشون بیماریشونُ نادیده گرفتن و
زیر بارون زانو زدن

00:29:20.227 --> 00:29:23.507
اعلیحضرت گفتن به قصرشون برگردن اما
ایشون گوش ندادن

00:29:23.507 --> 00:29:25.767
چرا اعلیحضرت عصبانین؟

00:29:25.767 --> 00:29:27.827
همسر اصیل چواِن بیش از حد
 نگران شاهزاده ی سومن

00:29:27.827 --> 00:29:31.227
بنابراین ایشون برای التماس موندن
و فهمیدم این اشتباهه

00:29:31.227 --> 00:29:34.167
ممکنه برین یه نگاهی بندازین

00:29:34.167 --> 00:29:36.947
فهمیدم. برگرد -
بله -

00:29:36.947 --> 00:29:39.037
برو به قصر «جُنگ سويي» و مراقب مسائل باش

00:29:39.037 --> 00:29:41.317
 میفهمم

00:29:43.137 --> 00:29:46.177
خواهر، این موضوع مربوط به بانو خَنه

00:29:46.177 --> 00:29:49.007
باید جلوی امپراطور احتیاط کنین

00:29:49.007 --> 00:29:52.077
میدونم -
همراهتون میام -

00:29:52.657 --> 00:29:54.437
بانو

00:29:58.717 --> 00:30:01.257
لو يوِن

00:30:01.257 --> 00:30:05.127
لو يوِن، هر اتفاقی بیفته بهت خبر میدم
برگرد به قصرت

00:30:05.127 --> 00:30:08.457
بلند شو

00:30:08.457 --> 00:30:10.897
بانو

00:30:10.897 --> 00:30:13.267
ممکنه ملکه سخاوتمند باشن

00:30:13.267 --> 00:30:18.077
بزارین همین جا زانو بزنم
تا خشم امپراطور فروکش کنه

00:30:23.237 --> 00:30:26.557
اعلیحضرت، من گناهکارم

00:30:26.557 --> 00:30:30.657
بزارین به تنهایی مجازات شم

00:30:31.267 --> 00:30:35.177
اعلیحضرت این اشتباه منه نه پسرم

00:30:35.177 --> 00:30:40.647
سوءظنتون نسبت به همسر اصیل چواِن
هرگز از بین نرفته بود

00:30:45.427 --> 00:30:47.757
اعلیحضرت

00:30:55.187 --> 00:30:56.947
اعلیحضرت

00:30:57.947 --> 00:31:01.757
ملکه، این موضوع به شما مربوط نمیشه. برگردین

00:31:01.757 --> 00:31:06.127
همسر اصیل چواِن بیمارن
لطفاً گناهانشُ ببخشین

00:31:06.127 --> 00:31:08.157
هرگز بهش نگفتم به قصر یانگ شین بیاد

00:31:08.157 --> 00:31:10.967
خودش اصرار داره اینجا زانو بزنه
ازم چه کاری ساخته اس؟

00:31:10.967 --> 00:31:15.397
... اعلیحضرت، یونگ جانگ

00:31:15.397 --> 00:31:20.347
یونگ جانگ» بخاطر اینکه ازم مراقبت کنه ناراحتتون کرده»

00:31:20.347 --> 00:31:22.567
شما رو رنجونده

00:31:22.567 --> 00:31:25.187
تقصیر منه

00:31:25.187 --> 00:31:28.567
البته گناهکاری نتونستی
پسرتُ خوب تربیت کنی

00:31:28.567 --> 00:31:32.437
نتونستی ببینی ملکه شیاو شیان بچه هاشُ
چطور بزرگ کرده. حداقل از همسر یو یاد میگرفتی

00:31:32.437 --> 00:31:36.057
همسر یو یه مادر مطیع و وظیفه شناسه

00:31:36.057 --> 00:31:38.837
مثل تو انگیزه ی پنهان نداره و باعث مشکل نمیشه

00:31:38.837 --> 00:31:41.287
اعلیحضرت

00:31:41.287 --> 00:31:45.347
هرگز قصدی نداشتم

00:31:45.347 --> 00:31:49.657
نداشتی؟ این چیه؟

00:31:51.847 --> 00:31:53.777
اون سال که «سو لي ين» مرد

00:31:53.777 --> 00:31:57.347
تو و همسر اصیل سلطنتی شوجیا
کارهای زیادی انجام دادین

00:31:57.347 --> 00:32:03.697
اعلیحضرت همسراصیل شوجیا با این
براش پاپوش درست کرده بود

00:32:03.697 --> 00:32:07.837
درسته، اما این هدفشُ تغییر نمیده

00:32:07.837 --> 00:32:10.587
اون مرتکب اعمال شیطانی زیادی شده

00:32:14.537 --> 00:32:16.027
بانو

00:32:16.957 --> 00:32:19.147
بانو -
خواهر -

00:32:19.147 --> 00:32:22.167
ممکنه بزارین همسر یو مراقب
همسر اصیل چواِن باشه

00:32:22.167 --> 00:32:24.517
گزارشی براتون دارم

00:32:24.517 --> 00:32:27.457
فراموشش کن. همه تون برگردین

00:32:27.457 --> 00:32:29.287
بانو

00:32:29.287 --> 00:32:31.747
عجله کن «لیِ یونُ»، برشگردونین

00:32:33.677 --> 00:32:38.127
همسر اصیل چواِن خیلی بیمارن و این روزا
ناامیدانه کنار پسرشون بودن

00:32:38.127 --> 00:32:41.647
اعلیحضرت چرا انقد جدی هستین؟

00:32:41.647 --> 00:32:44.787
این فاحشه با اینکه مدت زیادیه توی قصره اما هنوزم باعثه دردسره

00:32:44.787 --> 00:32:48.337
«اگه بخاطر تحریکش نبود «یونگ جانگ
 این راحتی به «شیانگ جیان» توهین میکرد

00:32:48.337 --> 00:32:52.217
 و باعث همچین اتفاق ناراحت کننده ای میشد؟

00:32:55.247 --> 00:32:58.327
یونگ جانگ» با حرفاش شما رو رنجوند»

00:32:58.327 --> 00:33:01.177
چون بهتون علاقه داره

00:33:01.177 --> 00:33:03.457
اما این بانو خَنه که باعث

00:33:03.457 --> 00:33:07.807
آسیب زدن به روابط بین پدر و پسر و
همسر اصیل چواِن شده

00:33:10.757 --> 00:33:18.667


00:33:23.067 --> 00:33:25.767
این چای چیه؟
نمیتونم بنوشمش

00:33:25.767 --> 00:33:29.337
این چای سبز اژدهاست
که همیشه مینوشیدین

00:33:30.577 --> 00:33:33.947
لی یو، برو چای گل زیتونُ بیار

00:33:33.947 --> 00:33:35.517
بله

00:33:39.837 --> 00:33:45.107
<c.color80ff00>[قصر جُنگ سويي]</c>

00:34:08.907 --> 00:34:11.907
امپراطور، هنوزم به تصویر خدای رودخونه خیره میشین

00:34:11.907 --> 00:34:15.707
الهه به آرومی و با سخاوت حرکت میکنه

00:34:15.707 --> 00:34:19.307
کائو جی» شیفته ی اونه»

00:34:20.307 --> 00:34:24.107
اما این عشق دو طرفه نیس

00:34:24.107 --> 00:34:28.007
اشتیاقش غیرقابل دسترسه
فایده اش چیه؟

00:34:30.607 --> 00:34:34.807
فقط یه نفر اون وسطه که
لایه های مختلف احساساتُ درک میکنه

00:34:36.107 --> 00:34:39.707
رویی، این چای گل زیتونُ بچش

00:34:39.707 --> 00:34:43.307
شیرین و ملایمه. دوستش دارم

00:34:58.537 --> 00:35:00.297
و؟

00:35:01.907 --> 00:35:05.107
گل زیتون نزدیک قبیله ی خَن رشد
میکنه و بانو خَن دوستش داره

00:35:05.107 --> 00:35:07.707
شاید به همین خاطره که ازش خوشتون میاد

00:35:16.707 --> 00:35:20.007
امپراطور، واقعا نمیفهمم

00:35:20.007 --> 00:35:23.507
چی بین شما و بانو خَنه؟

00:35:26.447 --> 00:35:32.007
رویی، تحسینش میکنم

00:35:32.007 --> 00:35:34.407
قبول دارم فکر میکنی عقلمُ از دست دادم

00:35:34.407 --> 00:35:40.007
اما نمیتونم کاری کنم میتونی بگی کجای کارم اشتباهه؟

00:35:40.007 --> 00:35:43.707
من ازتون سؤال پرسیدم اما حالا
شما دارین ازم سؤال میپرسین؟

00:35:47.707 --> 00:35:50.907
میتونم یه قبیله وحشی و قویُ بدست بیارم

00:35:50.907 --> 00:35:55.407
اما نمیتونم قلب یه زنُ بدست بیارم

00:35:59.407 --> 00:36:03.707
ملکه، همسر یینگ درخواست حضور دارن

00:36:05.507 --> 00:36:09.107
امپراطور، به دیدن همسر یینگ میرم

00:36:22.507 --> 00:36:24.507
ادای احترام ملکه

00:36:24.507 --> 00:36:26.007
چه خبره؟

00:36:26.007 --> 00:36:30.107
ملکه، معشوقه ها به «یی کواِن» رفتن و بیرون اونجا زانو زدن

00:36:30.107 --> 00:36:32.307
اول اینکه اونا احساس میکنن
در حق همسر اصیل چواُن و پسرشون ظلم شده

00:36:32.307 --> 00:36:36.207
ثانیا اونا امیدوارن بانو خَنُ
به جای دوری بفرستین

00:36:36.907 --> 00:36:40.407
ملکه، نمیخوام امپراطور تحت فشار قرار بگیرن

00:36:40.407 --> 00:36:42.507
... اما با دیدن وضعیت همسر اصیل چواِن

00:36:42.507 --> 00:36:44.507
نمیتونم باهاشون همدردی نکنم

00:36:44.507 --> 00:36:47.207
شاید ملکه بتونن فکری
برای این وضعیت کنن

00:36:47.207 --> 00:36:50.907
که باعث آرامش همسر اصیل چواِن و آروم کردن قضیه شه

00:36:50.907 --> 00:36:53.107
نزارین این قضیه کش پیدا کنه

00:36:53.107 --> 00:36:55.907
برگردین سعی میکنم برای این قضیه فکری کنم

00:36:55.907 --> 00:36:57.807
چه فکری؟

00:37:03.707 --> 00:37:06.107
اونا با اینکه معشوقه های منن
جرأت کردن گستاخی کنن

00:37:06.107 --> 00:37:09.707
اگه میخوان زانو برنن بزار انجامش بدن
میخوام ببینم چقد میتونن تحمل کنن

00:37:09.707 --> 00:37:12.507
امپراطور حالا که اینجایین

00:37:12.507 --> 00:37:14.507
میخوام رک حرفمُ بزنم

00:37:14.507 --> 00:37:18.707
شایسته نیست معشوقه های بیرون قصر زانو بزنن

00:37:18.707 --> 00:37:22.507
اونا احساس میکنن در حق
 همسر اصیل چواِن و پسرشون ظلم شده

00:37:22.507 --> 00:37:27.307
اصلی ترین موضوع اینه امپراطور به وسیله ی بانو خَن کور شدن

00:37:27.307 --> 00:37:30.607
چطور جرأت میکنی

00:37:31.807 --> 00:37:35.907
فقط چیزیُ که توی قلبم بود گفتم
مخفی نگهداشتن این موضوع ازتون یه اشتباهه

00:37:35.907 --> 00:37:40.907
حرفمُ زدم، حالا اگه میخواین میتونین مجازاتم کنین

00:37:40.907 --> 00:37:43.437
سرورم، میخواین بزارین احساساتتون
روی قضاوتتون تاثیر بزاره

00:37:43.437 --> 00:37:45.707
و احساس 49قبیله ی مغولُ نادیده میگیرین

00:37:45.707 --> 00:37:49.107
توی این وضعیت شک داریم امپراطوری
 که بهشون توجه داریم و تحسینشون میکنیم

00:37:49.107 --> 00:37:50.907
عاقلانه تصمیم بگیرن

00:37:50.907 --> 00:37:52.607
!گستاخ

00:37:53.507 --> 00:37:55.307
گستاخ نیستم

00:37:55.307 --> 00:37:59.507
ناراحتم، برای همسر اصیل چواِن و
شاهزاده ی سوم احساس ناراحتی میکنم

00:37:59.507 --> 00:38:02.507
برای خودم و همه ی
معشوقه ها احساس ناراحتی میکنم

00:38:02.507 --> 00:38:06.907
همچنین برای ملکه و حتی شما احساس ناراحتی میکنم

00:38:06.907 --> 00:38:11.207
این مزخرفاتُ بس کن و به قصرت برگرد

00:38:22.707 --> 00:38:26.607


00:38:56.107 --> 00:39:01.407
بانو، معشوقه ها بیرون
 قصر «یی کواِن» زانو زدن

00:39:01.407 --> 00:39:05.207
اونا میخوان امپراطور شما
از قصر بیرون کنن

00:39:06.107 --> 00:39:08.257
مگه این خوب نیس؟

00:39:09.227 --> 00:39:11.507
به هر حال نمیخواستم بمونم

00:39:12.307 --> 00:39:17.207
خوشحالم که اونا بخاطرم زانو زدن

00:39:28.107 --> 00:39:33.707
سرورم، معشوقه ها بیرون قصر زانو زدن
باید برم ببینمشون

00:39:33.707 --> 00:39:36.007
بهشون توجه نکن

00:39:36.007 --> 00:39:39.507
اونا زنای حسودین. فکر میکنی
میزارم به کارشون ادامه بدن؟

00:39:39.507 --> 00:39:42.107
فکر میکنی به اجازه ی افرادی مثل اونا دارم؟

00:39:42.107 --> 00:39:44.317
اونا میتونن تا هر وقتیکه میخوان زانو بزنن

00:39:44.317 --> 00:39:46.507
حتی با این وجود هم نمیخوام بانو خَنُ جای بفرستم

00:39:49.207 --> 00:39:53.807
اگه امپراطور میخوان بانو خَنُ نگهدارن
باید به ایشونم فکر کنن

00:39:53.807 --> 00:39:58.707
حتی اگه ایشون بهتون علاقه مند هم بشن
مجبورن با سایرین ارتباط برقرار کنن

00:39:58.707 --> 00:40:02.947
چطور با وجود این همه مخالفت میتونن به آرومی اینجا زندگی کنن

00:40:03.707 --> 00:40:07.107
حرفای همسر یینگ تند بود

00:40:07.107 --> 00:40:10.107
اما دقیق و درست بود

00:40:10.107 --> 00:40:12.507
امپراطور، نباید از دستشون خشمگین شن

00:40:12.507 --> 00:40:16.007
این موضوع باعث اختلاف بین شما و
قبایل مغول و خانواده هاشون میشه

00:40:19.627 --> 00:40:22.707
امروز خسته ام

00:40:22.707 --> 00:40:25.907
همسر اصیل چواِنُ به عنوان
همسر اصیل سلطنتی «چواِن خوییِ» ارتقا میدم

00:40:26.607 --> 00:40:30.107
با وجود گستاخی همسر یینگ باهاش کاری ندارم

00:40:30.107 --> 00:40:33.807
پزشک سلطنتیُ خبر میکنم تا معاینه اش کنه

00:40:34.707 --> 00:40:40.107
بانوی اصیل چینگ توی این زمان
متفکر و با احتیاط بودن

00:40:40.107 --> 00:40:42.707
ایشون به موقعیت سابقش (معشوقه ی سلطنتی) برمیگرده

00:40:42.707 --> 00:40:47.307
ازتون ممنونم

00:40:49.707 --> 00:40:54.507
در مورد بانو خَن هم، جرأت نمیکنم
ازتون سرپیچی کنم

00:40:55.307 --> 00:40:58.007
اما لطفاً خوب بهش فکر کنین

00:40:58.007 --> 00:41:02.407
عجول نباشین و باعث هرج و مرج
توی حرمسرا نشین

00:41:33.307 --> 00:41:35.507
ادای احترام ملکه

00:41:35.507 --> 00:41:37.307
میتونین بلند شین

00:41:38.207 --> 00:41:41.507
ملکه، هممون اینجا زانو زدیم

00:41:41.507 --> 00:41:43.707
چون هممون دوست داریم
امپراطور درکمون کنن

00:41:43.707 --> 00:41:48.207
میخوایم ایشون بانو خَنُ به جای دوری بفرستن و
همسر اصیل چواِن و پسرشونُ تسلی بدن

00:41:48.807 --> 00:41:52.107
امپراطور و من درکتون میکنیم

00:41:52.107 --> 00:41:57.007
امپراطور همسر اصیل چواِنُ به عنوان
همسر اصیل سلطنتی ارتقا دادن

00:41:58.877 --> 00:42:03.907
ملکه، همسر اصیل سلطنتی پسری دارن
که در حقش ظلم بزرگی شده

00:42:03.907 --> 00:42:08.107
با اینکه ایشونُ ارتقا دادن اما
ریشه مشکلات حل نشده

00:42:08.107 --> 00:42:10.907
ارتقاءشون چیزی جز عنوان توخالی نیست

00:42:10.907 --> 00:42:13.607
حرامسرا آرامش نداره

00:42:13.607 --> 00:42:17.507
نمیتونیم آروم باشیم

00:42:17.507 --> 00:42:20.507
شما برای همسر اصیل سلطنتی و پسرشون زانو زدین

00:42:20.507 --> 00:42:24.107
یا این کارُ میکنین تا ذهنتون
 آرامش داشته باشه؟

00:42:25.007 --> 00:42:29.707
ملکه، به صداقتمون شک دارین؟

00:42:29.707 --> 00:42:33.307
اگه صداقت داشتین باید جلوی
قصر «یانگ شین» زانو میزدین

00:42:34.107 --> 00:42:37.707
اما میترسین نتونین با عواقب خشم امپراطور رو به رو شین

00:42:37.707 --> 00:42:40.807
و این موضوع روی آینده ی خانواده هاتونم تاثیر بزاره

00:42:45.507 --> 00:42:53.307
<c.yellow><i> اینکه مورد علاقه ات باشم یا نه رو ♪
♪ می توانم با قلبم احساس کنم</i></c>

00:42:53.307 --> 00:43:03.207
<c.yellow><i> شاهد تغییرات مداوم در زندگیم هستی ♪
♪ غم ها و شادی هایم مسیر رویاهایم را قطع کردند</i></c>

00:43:03.207 --> 00:43:11.107
<c.yellow><i> دست هایم را در آغوش تنهایی ترسیم کردی ♪
♪  لباس های ابریشمی هم در زیرنور ماه جمع می شوند</i></c>

00:43:11.107 --> 00:43:19.907
<c.yellow><i> به خودم می گویم ممکن است برای ♪
♪  گرما استفاده شوند. امّا چه کسی می داند؟</i></c>

00:43:21.107 --> 00:43:28.707
<c.yellow><i>♪ زندگی چه کسی از تصاویر عشق و نفرت پر شده؟ ♪</i></c>

00:43:29.907 --> 00:43:38.707
<c.yellow><i> یک طرف زیبا و پر جنب و جوش و ♪
♪ یک طرف ساکت و خاموش</i></c>

00:43:38.707 --> 00:43:46.707
<c.yellow><i>♪ از دور می آیند (تصاویر) بدون آنکه سخنی بگویند ♪</i></c>

00:43:46.707 --> 00:43:55.207
<c.yellow><i>♪ شاید زمان پر از احساسات متفاوت است ♪</i></c>

00:43:56.407 --> 00:44:05.207
<c.yellow><i>♪ ،احساس بخشش و شکست ♪</i></c>

00:44:05.207 --> 00:44:14.107
<c.yellow><i>♪ یک روز بی تفاوتی سرد و یک روز خاطرات گرم ♪</i></c>

00:44:14.107 --> 00:44:21.907
<c.yellow><i>♪ هرچند همیشه در زیر نور درخشان راه می رویم ♪</i></c>

00:44:21.907 --> 00:44:30.907
<c.yellow><i>♪ این زندگی بسیار نگران کننده است ♪</i></c>

00:44:30.907 --> 00:44:37.607
<c.yellow><i>♪ ... از حالا ♪</i></c>

00:44:37.607 --> 00:44:42.907
<c.yellow><i>♪ زندگی بدون نگرانیست ♪</i></c>

00:44:42.931 --> 00:44:49.131
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:44:49.155 --> 00:44:55.355
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.