﻿WEBVTT

00:00:14.360 --> 00:00:19.880
‫اینه که می‌تونیم آزادانه مانای جوی رو کنترل کنیم!

00:00:19.880 --> 00:00:23.870
‫این تراکم کل مانای محیطه!

00:00:24.170 --> 00:00:28.760
‫می‌خوای حصار بساز یا هرچی،
‫تو یه بُعد دیگه می‌فرستتش!

00:00:29.290 --> 00:00:31.500
‫این اوجِ...

00:00:31.860 --> 00:00:34.810
‫توانایی تبدیل هرچیزی تو دنیا به فراموشیه...

00:00:34.810 --> 00:00:36.880
‫و اسمش...

00:00:37.620 --> 00:00:39.610
‫گوی سیاه فانی‌ـه.

00:00:39.634 --> 00:00:54.634
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:58.310 --> 00:01:00.030
‫وایسا، «پوف»؟

00:01:00.030 --> 00:01:02.460
‫گوی سیاه فانی‌م کجا رفت؟!

00:01:02.780 --> 00:01:06.200
‫پاکش کردم. یه تکنیک مشابه بهش زدم.

00:01:07.830 --> 00:01:09.030
‫چطور جرئت داری؟!

00:01:09.030 --> 00:01:12.410
‫یعنی می‌گی می‌تونی از گوی سیاه فانی استفاده کنی؟!

00:01:12.410 --> 00:01:14.090
‫افسون کلاس فضایی،

00:01:14.920 --> 00:01:16.040
‫پوچی.

00:01:16.540 --> 00:01:18.970
‫مقابل حصار یا هرچیزی که دشمن رو کنه،

00:01:19.360 --> 00:01:22.340
‫هدف رو به بُعد دیگه‌ای می‌فرسته و پودر می‌کنه.

00:01:22.720 --> 00:01:26.470
‫درست همونطور که فکر می‌کردم...
‫تنها فرق توی اسم‌شون بود.

00:01:26.880 --> 00:01:28.270
‫مدتا پیش...

00:01:29.690 --> 00:01:32.270
‫بعد از اینکه درمورد این افسون فهمیدم،

00:01:32.270 --> 00:01:37.250
‫در حین منفجر کردن همه‌چیز
‫ باهاش بازی می‌کردم و با خودم گفتم:

00:01:37.250 --> 00:01:42.560
‫«افسونی با این قدرت... چی می‌شه اگه 
‫دو نمونه ازش باهم شاخ‌به‌شاخ بشن؟»

00:01:43.340 --> 00:01:45.880
‫پس یه سری ازشونو کنار هم گذاشتم و امتحان کردم.

00:01:46.760 --> 00:01:51.010
‫نه، نه، نه، نه، وایسا، وایسا، وایسا،
‫ همچین چیزی دیوونگیه!

00:01:51.010 --> 00:01:56.130
‫اصلاً می‌دونی فقط یه‌دونه گوی سیاه فانی
‫ چقدر مانا مصرف می‌کنه؟!

00:01:56.470 --> 00:02:02.760
‫برای اون واکنش معجزه‌آسایی که
‫ می‌تونست ازش ایجاد بشه هیجان‌زده بودم...

00:02:03.270 --> 00:02:04.270
‫ولی...

00:02:09.730 --> 00:02:12.270
‫نتیجه‌ش مثل چیزی بود که دیدی.

00:02:12.270 --> 00:02:15.860
‫نمونه‌های پوچی همدیگه رو خنثی کردن
‫ و منجر به نابودی هردو طرف شد.

00:02:16.320 --> 00:02:19.270
‫اگه بخوام حسی که 
‫اون زمان داشتم رو توصیف کنم...

00:02:19.970 --> 00:02:21.170
‫می‌شه گفت...

00:02:22.180 --> 00:02:25.520
‫همون‌قدری که الان ازت ناامید شدمه.

00:02:25.520 --> 00:02:27.730
‫حرف مفت نزن!

00:02:27.730 --> 00:02:30.070
‫یه انسان ناچیز از هنر عالی ارباب شیاطین

00:02:30.070 --> 00:02:32.420
‫گوی سیاه فانی تقلید کرده؟!

00:02:32.420 --> 00:02:35.770
‫بعد باهاشون بازی می‌کردی و به صف‌شون کردی؟!

00:02:35.770 --> 00:02:38.760
‫خر خودتی، کوتوله نفرت‌انگیز؟!

00:02:38.760 --> 00:02:41.870
‫فکر کردی اون یه‌ذره مانا 
‫ازت چیزی بیشتر از یه آشغال می‌سازه؟!

00:02:41.870 --> 00:02:45.650
‫خودم یه استفاده خوب از اون چندرغاز مانا می‌کنم!

00:02:45.650 --> 00:02:49.310
‫وقتی همه‌شو از بدن کثافتت دزدیدم!

00:02:51.970 --> 00:02:55.740
‫وقتی حرف می‌زنم عطسه نکن، فسقلی پررو!

00:03:04.260 --> 00:03:06.200
‫فکر کردم می‌دونستم...

00:03:06.200 --> 00:03:08.720
‫ولی متوجه هیچی نبودم.

00:03:08.720 --> 00:03:10.970
‫مانای این بچه...

00:03:11.450 --> 00:03:14.680
‫فقط یه جواب دیگه مونده که بهم بدی...

00:03:15.370 --> 00:03:19.470
‫اگه با پوچی بهت ضربه بزنم، می‌میری؟

00:03:33.770 --> 00:03:35.150
‫نمی‌تونم دشمنو ببینم!

00:03:35.150 --> 00:03:38.010
‫آره. ولی به‌نظر من این فرصت‌مونه!

00:03:38.660 --> 00:03:41.370
‫بدنم... سنگین شده...!

00:03:41.370 --> 00:03:44.670
‫شیاطین هم نمی‌تونن ببینن. که یعنی...

00:03:46.360 --> 00:03:51.490
‫لیرو، شیرو، و ظاهراً تیغه تیزِ سیلفا 
‫قراره سرشون شلوغ بشه!

00:03:51.840 --> 00:03:56.490
‫عجیبه. حتی با وجود سختی دید، 
‫خیلی کند حرکت می‌کنن...

00:03:56.960 --> 00:04:00.750
‫از طرفی هم یهو اومدن این بوی خوب عجیب...

00:04:00.750 --> 00:04:01.850
‫وایسا!

00:04:01.850 --> 00:04:05.140
‫این بو رو عمیق تنفس نکن!

00:04:06.530 --> 00:04:10.960
‫سمّه. مِه سیاه، رقص پروانه.

00:04:11.500 --> 00:04:14.220
‫مطمئن می‌شم به شماها نرسه،

00:04:14.660 --> 00:04:17.230
‫ولی هنوز کنترل کامل روش ندارم...

00:04:17.750 --> 00:04:19.980
‫یه تباه‌شده سمّ؟

00:04:20.370 --> 00:04:24.250
‫اجازه نمی‌دم کس دیگه‌ای رو بکشن!

00:04:25.390 --> 00:04:27.700
‫پس فقط خودنمایی نمی‌کردی.

00:04:27.700 --> 00:04:31.500
‫ظاهر و رقصم فقط برای
‫ کمک به پخش‌کردن سمّ هستن!

00:04:31.660 --> 00:04:34.240
‫هنوز نمی‌دونم چه‌خبر شده.

00:04:34.530 --> 00:04:37.470
‫شاید اگه خورشید بالا بیاد بتونیم بهتر ببینیم...

00:04:37.470 --> 00:04:40.250
‫نفس عمیق نکشی ها! سمّ وارد بدنت می‌شه!

00:04:40.640 --> 00:04:44.010
‫عجیبه. تا الان باید خورشید بالا اومده باشه...

00:04:44.310 --> 00:04:46.330
‫حتماً به‌خاطر این بخاره، نه؟

00:04:46.330 --> 00:04:48.100
‫انقدر استرس نگیر، آل-نی!

00:04:48.100 --> 00:04:49.220
‫باشه!

00:04:50.550 --> 00:04:52.140
‫به‌خاطر بخار نیست...

00:04:54.400 --> 00:04:57.390
‫اون... آسمون شب نیست، نه؟

00:05:11.650 --> 00:05:14.590
‫خوب نیست! تا این حد رو نمی‌شه ترمیم کرد!

00:05:14.590 --> 00:05:16.940
‫و گرگ‌سایه جواب نمی‌ده!

00:05:16.940 --> 00:05:19.660
‫دارم همراه مانایی که استفاده می‌کنم جذبش می‌شم!

00:05:20.010 --> 00:05:22.930
‫دیگه ‫باید بیخیال این بدن بشم!

00:05:25.780 --> 00:05:29.430
‫ریگور مورتیس؟! تو بدترین زمان ممکن!

00:05:34.870 --> 00:05:38.120
‫عجب قدرتی! فرار غیرممکنه!

00:05:38.120 --> 00:05:40.680
‫با این وضع... با این وضع فقط می‌شه...

00:05:42.580 --> 00:05:46.280
‫هوی! شاهزاده هفتم! منم!

00:05:46.620 --> 00:05:48.200
‫جید!

00:05:48.760 --> 00:05:52.030
‫حمله‌ت گیزارم رو نابود کرد!

00:05:52.030 --> 00:05:54.850
‫و حالا من هوشیاریمو پس گرفتم!

00:05:57.490 --> 00:06:01.410
‫پس لطفاً حمله رو تموم کن!

00:06:01.410 --> 00:06:04.060
‫بچه‌ها! آه...

00:06:04.060 --> 00:06:09.170
‫گالیلئا! کورو! تالیا! بابیلون! رن!

00:06:09.710 --> 00:06:12.710
‫فرقی نمی‌کنه کدوم‌تون باشه، این فسقلی رو بکشــ-

00:07:04.670 --> 00:07:05.900
‫شب...

00:07:05.900 --> 00:07:06.930
‫تموم شد!

00:07:15.430 --> 00:07:17.480
‫بچه‌ها، درموردش شنیدین؟

00:07:19.430 --> 00:07:21.990
‫یه افسانه درمورد شاهزاده هفتم!

00:07:21.990 --> 00:07:25.940
‫هفتم...؟ حتی اسمشم نمی‌دونم.

00:07:25.940 --> 00:07:28.000
‫برای تاج‌وتخت که رقابت نمی‌کنه، نه؟

00:07:29.640 --> 00:07:33.760
‫ولی یه شایعه فوق‌العاده درموردش هست!

00:07:34.300 --> 00:07:36.800
‫می‌دونین توی زمان تولد شاهزاده هفتم

00:07:36.800 --> 00:07:39.760
‫یه تصادف توی قصر سالوم اتفاق افتاده؟

00:07:39.760 --> 00:07:42.730
‫اوه، یادمه اینو.

00:07:42.730 --> 00:07:45.520
‫یه‌چیز درمورد زود روشن شدن آتیش‌بازیای جشن؟

00:07:45.520 --> 00:07:49.280
‫دقیقاً همون! از قرار معلوم اون آتیش‌بازیا...

00:07:49.650 --> 00:07:53.680
‫ممکنه یه افسون جادویی بوده باشه که
‫ توسط خود شاهزاده هفتم تو زمان تولدش اجرا شده!

00:07:54.780 --> 00:07:56.500
‫محال ممکنه.

00:07:56.500 --> 00:07:59.390
‫و با این داستان می‌خوای چی بگی؟

00:07:59.850 --> 00:08:01.900
‫چیز خاصی نمی‌خوام بگم.

00:08:01.900 --> 00:08:03.030
‫پس چرا تعریفش کردی....؟

00:08:03.370 --> 00:08:05.670
‫ولی خیلی باحال بود، مگه نه؟

00:08:06.150 --> 00:08:09.790
‫اگه واقعاً اعجوبه جادوگری 
‫مثل اون وجود داشته باشه...

00:08:10.210 --> 00:08:14.480
‫شاید بتونه ما رو از دست نفرینامون
‫ و این خرابه خلاص کنه،

00:08:14.480 --> 00:08:17.300
‫و یه‌روز ما رو سمت روشنایی ببره!

00:08:17.300 --> 00:08:18.730
‫خفه بابا!

00:08:18.730 --> 00:08:22.820
‫شاید بهتره به‌جای این شایعات قلابی، 
‫چهارتا کار درست‌درمون برامون پیدا کنی!

00:08:22.820 --> 00:08:25.320
‫چی داری می‌گی؟ ممکنه حقیقت داشته باشه!

00:08:25.320 --> 00:08:28.510
‫برو بابا، اگه بر فرض محال حقیقت داشت...

00:08:28.510 --> 00:08:31.550
‫حاضرم تا آخر عمر نوکریِ شاهزاده هفتم رو کنم!

00:08:31.550 --> 00:08:34.830
‫آره، ایده محشریه! بیا زیردستش کار کنیم!

00:08:36.220 --> 00:08:39.150
‫همه‌مون! باهم!

00:08:50.200 --> 00:08:51.430
‫همین خوبه؟

00:08:52.040 --> 00:08:53.660
‫کجه، رئیس.

00:08:53.660 --> 00:08:55.260
‫کج نیست.

00:08:59.590 --> 00:09:03.970
‫مطمئنی؟ که دور از بقیه قبرها درستش کنی؟

00:09:04.980 --> 00:09:07.470
‫خب، اینطوری نیست که واقعاً جسدی زیرش باشه.

00:09:07.470 --> 00:09:09.700
‫پوچی همه‌چیز رو جذب کرد.

00:09:10.760 --> 00:09:12.120
‫بیشتر مثل یه یادبوده.

00:09:13.040 --> 00:09:16.560
‫ولی باورم نمی‌شه واقعاً تونستی پوچی رو بهش بزنی!

00:09:16.560 --> 00:09:19.170
‫بین افسونا، خیلی حرکتش آهسته‌ست.

00:09:19.170 --> 00:09:22.530
‫همش به لطف اینه که چطور 
‫گرگ‌سایه رو رمزگشایی کردم.

00:09:23.860 --> 00:09:27.340
‫افسونی طراحی کردم که
‫ می‌ذاره بفهمم چه زمانی فعال می‌شه.

00:09:27.860 --> 00:09:31.640
‫بعدش مسئله فقط هماهنگ‌کردن
‫ واکنشام و اجرای پوچی باهاش بود.

00:09:32.140 --> 00:09:32.980
‫جاخالی!

00:09:32.760 --> 00:09:36.350
‫منظورم جوریه که به‌طور خودکار جاخالی می‌دم و دنبالش می‌رم.

00:09:35.240 --> 00:09:36.350
‫جاخالی!

00:09:37.300 --> 00:09:39.570
‫حرف ندارین، لوید-ساما!

00:09:39.570 --> 00:09:42.620
‫باورم نمی‌شه درحالی که گیزارم رو بازی می‌دادین

00:09:42.620 --> 00:09:46.020
‫ از افسون پیچیده‌ای مثل گرگ‌سایه سر درآوردین.

00:09:46.020 --> 00:09:47.300
‫احمق نباش.

00:09:47.610 --> 00:09:49.390
‫اون جدی جدی قوی بود.

00:09:49.840 --> 00:09:50.810
‫راستشو بخوای،

00:09:51.410 --> 00:09:54.890
‫بی‌احتیاطی بود اگه وسط مبارزه
‫ سعی می‌کردم افسون رو رمزگشایی کنم.

00:09:56.810 --> 00:10:02.250
‫ولی اگه می‌خواستم واقعاً حمله‌م روش جواب بده
‫ باید از گرگ‌سایه سر در میوردم.

00:10:02.250 --> 00:10:08.380
‫غیر اونم، اگه قضیه‌شو نمی‌فهمیدم عمراً راضی می‌شدم.

00:10:08.380 --> 00:10:11.100
‫ولی خب تونستین انجامش بدین.

00:10:11.850 --> 00:10:15.830
‫خب افسون برای گرگ‌سایه برام کاملاً مشخص بود.

00:05:25.780 --> 00:05:29.430 position:80% line:20%
‫حالتی که در آن عضلات بدن مرده 
‫پس از مرگ سفت شده، و دوباره شل می‌گردد

00:10:16.450 --> 00:10:21.340
‫کامل و ساده می‌شد دنبالش کرد.
‫واقعاً زیبا بود.

00:10:21.660 --> 00:10:23.150
‫منظورتون اینه که...

00:10:23.650 --> 00:10:24.600
‫آره.

00:10:25.060 --> 00:10:31.100
‫آخرسری، جید تونست
‫ یه افسون کامل رو برای گرگ‌سایه پیاده کنه.

00:10:32.160 --> 00:10:34.280
‫و اونو به‌جا گذاشت.

00:10:34.280 --> 00:10:38.400
‫با دونستن اینکه کسی برای
‫ پیدا کردن راه مقابله باهاش پا پیش می‌ذاره.

00:10:40.380 --> 00:10:42.150
‫من کسی نبودم که مبارزه رو بردم.

00:10:45.460 --> 00:10:46.520
‫جید بود.

00:10:56.600 --> 00:10:58.320
‫واقعاً کجه ها.

00:10:58.320 --> 00:10:59.890
‫گفتم که.

00:11:01.740 --> 00:11:04.980
‫باید به لوید نشون بدم چقدر ازش قدردانم.

00:11:05.470 --> 00:11:07.850
‫و بعد... و بعدش...

00:11:20.910 --> 00:11:22.670
‫آلبرت نی-سان!

00:11:23.560 --> 00:11:24.910
‫اون قبر کیه؟

00:11:24.910 --> 00:11:28.260
‫عا، خب، فقط چیزه...

00:11:28.260 --> 00:11:32.830
‫رهبر سابق گیلد آدمکشا،
‫و حاکم سابق لوردوست...

00:11:33.260 --> 00:11:34.680
‫قبر جیدـه، نه؟

00:11:36.340 --> 00:11:41.090
‫کل داستانو می‌دونم.
‫بعد از فهمیدن شورش جید،

00:11:41.700 --> 00:11:44.700
‫گیلد آدمکشا برای کمک پیش تو اومدن،
‫یه فرد ماهر توی جادوگری.

00:11:44.700 --> 00:11:46.100
‫شــ ــ شورش...؟

00:11:46.530 --> 00:11:49.480
‫از اونجا که جید جادوگر بود،
‫برای مقابله باهاش کمک لازم داشتن.

00:11:49.480 --> 00:11:52.110
‫ولی چیزی که دراصل باهاش روبرو شدن،

00:11:52.110 --> 00:11:55.400
‫دسته‌ای از شیاطین بود 
‫که یکی‌شون بدن جید رو داشت.

00:11:55.400 --> 00:11:56.830
‫صحیح، صحیح!

00:11:56.830 --> 00:11:59.860
‫حتماً اونا یه داستانی سرهم کردن...

00:12:00.340 --> 00:12:06.180
‫همینطور اینم گفتن که چطوری زندگی کردن 
‫و چه هدفی برای خودشون داشتن.

00:12:07.320 --> 00:12:11.120
‫اینجا جای خوبیه.
‫کلی نور بهش می‌خوره.

00:12:11.740 --> 00:12:14.660
‫جوری که برای کمک بهشون رفتار کردی،

00:12:14.660 --> 00:12:17.880
‫و اینکه دست‌تنها یه شیطان رو شکست دادی...

00:12:18.400 --> 00:12:22.320
‫خیلی به‌خودم افتخار می‌کنم که 
‫همچین برادر قدرتمند و مهربونی دارم.

00:12:23.130 --> 00:12:26.390
‫ولی متأسفانه، اونقدرا هم ساده نیست.

00:12:27.310 --> 00:12:29.830
‫گیلد آدمکشا درحال‌حاضر دستگیر شده.

00:12:30.860 --> 00:12:33.520
‫و همینطور رن؛ شب‌پره سمّ هم،
‫ وقتی پیدا شد دستگیر می‌شه.

00:12:34.700 --> 00:12:39.160
‫اونا ساکنین دنیای زیرزمینی‌ان 
‫که برای زندگی آدم می‌کشتن.

00:12:39.610 --> 00:12:44.260
‫آخرم یکی از اعضای خاندان سلطنتی رو دزدیدن
‫ و به‌زور درگیر جنگ کردن.

00:12:44.750 --> 00:12:46.400
‫اینا تخلفای بزرگی‌ان.

00:12:47.540 --> 00:12:53.430
‫گفتن قصد دارن برای بقیه عمرشون
‫ زیردستِ تو کارشون رو جبران کنن.

00:12:53.880 --> 00:12:55.690
‫و اگه ممکن نیست،

00:12:55.690 --> 00:12:57.910
‫هر مجازاتی که نیاز باشه رو قبول می‌کنن.

00:12:58.690 --> 00:13:03.430
‫راجع بهش صادقن، فکر نمی‌کنم نیاز
‫باشه محدودشون کنیم.

00:13:05.020 --> 00:13:08.670
‫لوید، خودت چی؟

00:13:09.820 --> 00:13:12.690
‫این دیگه مثل به سرپرستی گرفتن یه حیوون نیست.

00:13:14.430 --> 00:13:18.270
‫اگه این خلافکارا ملازمت بشن و اشتباهی مرتکب بشن...

00:13:18.880 --> 00:13:21.050
‫مسئولیتش با توئه.

00:13:21.550 --> 00:13:25.690
‫مخصوصاً اگه به اسم خاندان سلطنتی سالوم آسیبی بزنه.

00:13:29.440 --> 00:13:32.550
‫بگو، لوید.

00:13:33.550 --> 00:13:35.150
‫تصمیمت چیه؟

00:13:43.230 --> 00:13:46.820
‫هرچیزی که گفتی درسته.

00:13:47.320 --> 00:13:50.180
‫مطمئن می‌شم بفهمن.

00:13:52.220 --> 00:13:55.170
‫و اگه با این وجود بازم اشتباهی مرتکب بشن...

00:13:55.700 --> 00:13:58.800
‫مسئولیت کاملشو قبول می‌کنم.

00:14:00.810 --> 00:14:03.320
‫مطمئنی؟

00:14:03.660 --> 00:14:04.450
‫بله.

00:14:04.474 --> 00:14:14.474
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:14:18.690 --> 00:14:23.560
‫شاهزاده‌ی هفتم بودن باعث نمی‌شه بتونی هرکاری
‫می‌خوای انجام بدی.

00:14:24.170 --> 00:14:27.030
‫لوید، وقتی اینو می‌گم،

00:14:27.030 --> 00:14:31.580
‫یعنی منظور واقعیم ربطی به اعتبار خاندان نداره.

00:14:35.390 --> 00:14:37.730
‫دارم می‌گم نباید فکر کنی

00:14:37.730 --> 00:14:41.140
‫چون شاهزاده‌ی هفتمی، مردم براشون مهم نیست.

00:14:41.510 --> 00:14:46.600
‫انقدر سرد نباش. اگه کمک می‌خوای، بهمون بگو.

00:14:47.240 --> 00:14:49.120
‫قبل از اینکه شاهزاده باشی...

00:14:49.400 --> 00:14:53.600
‫برادر کوچیک‌ترمی، و منم عاشقتم.

00:14:59.670 --> 00:15:02.590
‫باورم نمی‌شه انقدر سریع داری بزرگ می‌شی!

00:15:02.590 --> 00:15:05.450
‫داداشی ناراحته!

00:15:05.450 --> 00:15:09.130
‫آل‌-نی می‌گه بیشتر گریه کن و روش حساب کن.

00:15:12.670 --> 00:15:16.380
‫لوید؟! آلبرت-ساما؟! خوبید؟!

00:15:18.210 --> 00:15:22.340
‫شنیدم لوید تو دردسره، با عجله اومدم!

00:15:22.340 --> 00:15:24.770
‫و حالا که تائو-چان رسیده، خیالتون راحـ...

00:15:29.320 --> 00:15:32.930
‫یه قبر. اون خدمتکاره که چشماش سگ داره.

00:15:32.930 --> 00:15:35.100
‫حس شدید «نمایش تموم شده».

00:15:35.100 --> 00:15:36.770
‫فهمیدم.

00:15:36.770 --> 00:15:39.310
‫بابت مزاحمت معذرت می‌خوام!

00:15:38.310 --> 00:15:40.050
‫عا تائو، صبر کن!

00:15:40.320 --> 00:15:44.780
‫سیلفا! جلوشو بگیر! می‌خوام بابت
‫اون‌روز ازش تشکر کنم!

00:15:44.780 --> 00:15:45.410
‫باشه.

00:15:46.930 --> 00:15:49.480
‫خیلی مهربونین، لوید-ساما.

00:15:49.480 --> 00:15:50.790
‫مسخره‌بازی در نیار.

00:15:50.790 --> 00:15:54.260
‫رن اینا پر از پتانسیل برای جابه‌جا کردن
‫مرزهای جادوگری‌ان.

00:15:55.340 --> 00:16:00.430
‫دیگه نمی‌ذارم احتمالاتی مثل اون از بین بره.

00:16:00.820 --> 00:16:01.940
‫همین.

00:16:04.460 --> 00:16:05.690
‫بله.

00:16:05.690 --> 00:16:11.280
‫عوضی! آشغال! گوریل! خدمتکار سادیسمی ولم کن!

00:16:18.080 --> 00:16:21.790
‫صحیح... لوید-ساما قبول‌مون کردن.

00:16:22.710 --> 00:16:24.150
‫باید انتظاراتشو برآورده کنیم، نه؟

00:16:24.670 --> 00:16:27.210
‫آره. بیاین با تمام توان بهش خدمت کنیم.

00:16:28.080 --> 00:16:30.080
‫مگه نه، جید؟

00:16:33.390 --> 00:16:36.960
‫چیزه... بیخیال... جریان مهمونی چای هم بیخیال.

00:16:37.310 --> 00:16:39.890
‫بیشتر شبیه سوگواریه...

00:16:40.380 --> 00:16:41.970
‫چی می‌گی.

00:16:42.460 --> 00:16:46.240
‫بابت اون شکار هیولا بهت مدیونم.

00:16:46.240 --> 00:16:51.760
‫چیزه... با همچین صفی، منم هول کردم...

00:16:51.760 --> 00:16:54.830
‫الان که بهش فک می‌کنم، عجب چیزیه ها.

00:16:55.250 --> 00:16:58.430
‫نگرانش نباش! امروز دورهمی عادیه!

00:16:58.430 --> 00:16:59.990
‫خوش بگذرون.

00:16:59.990 --> 00:17:02.850
‫واقعاً؟! پس تعارف نمی‌کنم...

00:17:02.850 --> 00:17:05.980
‫هوی خدمتکار عنتر، چایی بیار!

00:17:07.500 --> 00:17:09.750
‫داری چه غلطی می‌کنی؟!

00:17:09.750 --> 00:17:11.850
‫چون خیلی خنگم گند زدم!

00:17:11.850 --> 00:17:15.000
‫از این اداها در نیار!

00:17:15.390 --> 00:17:19.780
‫مطمئنم شما هم ترجیح می‌دین
‫وضعیت زیادی رسمی نباشه، نه؟

00:17:20.710 --> 00:17:24.260
‫آلبرت-ساما، بابت ملاحظه‌تون ممنونیم!

00:17:24.610 --> 00:17:28.480
‫رهبر قبلی‌مون از چیزای غمناک خوشش نمیومد...

00:17:28.480 --> 00:17:31.280
‫ترجیح می‌دیم موقع بدرقه‌ش حسابی سروصدا کنیم.

00:17:31.280 --> 00:17:36.020
‫پس بیاین این مهمونی چای رو به سبک
‫شماها برگزار کنیم. پر سروصدا!

00:17:36.020 --> 00:17:41.040
‫بیخیال! نباید انقدر براتون جالب باشه
‫افرادی مثل ما چطوری جشن می‌گیرن...

00:17:41.040 --> 00:17:41.980
‫نه؟

00:17:44.920 --> 00:17:47.370
‫تف توش! بیاین حسابی شلوغ کنیم!

00:17:47.370 --> 00:17:48.700
‫ایول!

00:17:49.540 --> 00:17:51.330
‫جید!

00:17:52.450 --> 00:17:54.930
‫چرا مردی؟! دلم برات تنگ شده!

00:17:54.930 --> 00:17:57.830
‫صدات یه‌جورایی آدمو مجبور می‌کنه!

00:17:57.830 --> 00:18:02.860
‫باورم نمی‌شه همچین دافی مرده!
‫ایکاش می‌دیدمش!

00:18:02.220 --> 00:18:04.730
‫کار کلام نفرین‌شده‌شه؟

00:18:05.010 --> 00:18:06.470
‫عالیه!

00:18:06.910 --> 00:18:09.250
‫پس مردم عادی اینطوری مهمونی چای می‌گیرن!

00:18:09.250 --> 00:18:12.350
‫یه‌بار تو قصرم این‌کارو کنم.

00:18:12.350 --> 00:18:13.560
‫نظرته نکنی؟

00:18:15.160 --> 00:18:19.110
‫آلبرت-ساما، نوشیدنی نمی‌خورین؟

00:18:19.110 --> 00:18:23.120
‫عا تالیا، کار مهم دارم، باید رد کنم.

00:18:23.120 --> 00:18:24.490
‫بمونه برای بعد.

00:18:25.770 --> 00:18:26.900
‫چه جدی!

00:18:26.900 --> 00:18:29.690
‫اون دختره می‌دونه آل-نی چقدر
‫بین دخترا محبوبه؟

00:18:29.690 --> 00:18:31.530
‫این حرفو نزنین...

00:18:31.890 --> 00:18:34.630
‫هماهنگی درد، متصل.

00:18:37.620 --> 00:18:40.840
‫چطوره؟! مستیمو بهت منتقل کردم!

00:18:40.840 --> 00:18:43.120
‫کار خودشو کرد!

00:18:43.120 --> 00:18:44.470
‫جدی خیلی عادی داره رفتار می‌کنه!

00:18:44.470 --> 00:18:46.390
‫ولی می‌خوام ببینم چی می‌شه!

00:18:47.550 --> 00:18:49.160
‫راستی...

00:18:49.160 --> 00:18:53.660
‫هنوز نگفتی چطوری لوید با مایعت زخم شد، نه؟

00:18:53.660 --> 00:18:55.650
‫گالیلئا...!

00:18:55.650 --> 00:18:57.400
‫از اون مستای عصبیه!

00:18:57.400 --> 00:19:00.430
‫سیلفا! جلوی آل‌-نی رو بگیر! زودباش!

00:19:00.430 --> 00:19:01.940
‫عه، سیفلا کو؟

00:19:01.940 --> 00:19:04.470
‫راستی، رن هم نیست...

00:19:04.470 --> 00:19:07.160
‫عا، بقیه‌ی دخترا یکم پیش رفتن...

00:19:10.140 --> 00:19:14.670
‫آب حس عالی‌ای داره. سرحال کننده‌ست.

00:19:15.040 --> 00:19:18.090
‫حیوونای جنگل بهم خبر دادن!

00:19:18.090 --> 00:19:20.300
‫رودخونه چشمه‌ی آب‌گرم شده.

00:19:20.670 --> 00:19:22.780
‫احتمالاً به‌خاطر ماگما باشه.

00:19:23.260 --> 00:19:28.280
‫در حین بازسازی لوردوست، می‌تونه
‫یه جاذبه‌ی توریستی هم بشه.

00:19:28.280 --> 00:19:29.560
‫موافقی؟

00:19:31.310 --> 00:19:34.860
‫خب، حالا که دنبال‌مون کردی...

00:19:34.860 --> 00:19:36.830
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

00:19:37.410 --> 00:19:39.630
‫ام، سیلفا-سان!

00:19:39.630 --> 00:19:44.590
‫می‌خوام مثل شما، کنار لوید کار کنم!

00:19:45.200 --> 00:19:46.490
‫لطفاً!

00:19:46.780 --> 00:19:51.530
‫می‌خوام پیشش باشم تا بهش نشون
‫بدم چقدر سپاسگزارم... خانم!

00:19:52.040 --> 00:19:56.110
‫قول می‌دم ناامیدش نکنم!

00:19:56.510 --> 00:19:59.920
‫چیزی نیست که شخصاً بتونم تصمیمشو بگیرم.

00:20:00.320 --> 00:20:03.810
‫باید از اربابت، لوید-ساما بپرسی.

00:20:05.010 --> 00:20:06.370
‫باشه.

00:20:08.940 --> 00:20:11.540
‫چــ ــ چرا اینجایی؟!

00:20:11.540 --> 00:20:13.950
‫آوردم‌شون.

00:20:13.950 --> 00:20:18.200
‫چون خاکی و عرقی بود، یه مایعی هم روش بود!

00:20:14.390 --> 00:20:17.200
‫فرار کنیم...

00:20:18.740 --> 00:20:21.180
‫مطمئنی مشکلی نیست، لوید؟

00:20:19.570 --> 00:20:21.180
‫ولم کن!

00:20:22.800 --> 00:20:26.940
‫من به خیلیا آسیب زدم.

00:20:27.360 --> 00:20:31.850
‫مطمئنی یه تبا‌ه‌شده‌ی سم مثل
‫من می‌تونه پیشت باشه...؟

00:20:32.730 --> 00:20:35.210
‫رن، راه درازی در پیش داری.

00:20:35.210 --> 00:20:36.370
‫چه صادق!

00:20:36.970 --> 00:20:40.270
‫اولاً که هنوز به خودت می‌گی تباه‌شده.

00:20:40.800 --> 00:20:44.770
‫هنوز هیچ‌کدوم‌تون با اون قدرتی که
‫باهاش متولد شدین کنار نیومدین.

00:20:44.770 --> 00:20:48.900
‫مثلاً خودت رن، اگه بتونی بهتر نوع سمی
‫که تولید می‌کنیو درک کنی،

00:20:48.900 --> 00:20:51.240
‫و بعد اجزاءـش رو جدا کنی...

00:20:51.240 --> 00:20:53.620
‫می‌تونی داروسازی بشی که مردم رو نجات می‌‌ده.

00:20:54.110 --> 00:20:58.760
‫سم من... مردمو نجات می‌ده؟

00:20:58.760 --> 00:21:01.270
‫خب سم و دارو دو روی یه سکه‌ن.

00:21:01.890 --> 00:21:05.520
‫پروسه‌ی درک کردن قدرتت، سر در آوردن از جزئیاتش،

00:21:05.520 --> 00:21:07.530
‫و تبدیل کردنش به جادوگری عادی.

00:21:07.530 --> 00:21:10.320
‫نیازه رو فرمول‌سازی کردنش به‌عنوان یه افسون کار کنی.

00:21:10.320 --> 00:21:12.530
‫اینو ماموریت بلندمدتی که بهت
‫محول کردم درنظر بگیر.

00:21:14.540 --> 00:21:15.910
‫چندش... دختره‌ی مسموم...

00:21:15.910 --> 00:21:16.910
‫گمشو...!

00:21:16.910 --> 00:21:17.850
‫برو بیرون...

00:21:17.850 --> 00:21:19.170
‫پدر مادر کش!

00:21:19.170 --> 00:21:19.780
‫قاتل...

00:21:19.550 --> 00:21:25.840
‫نفرینش کردم. قدرتم رو.  قدرتی که
‫هیچکس نمی‌خواستش رو.

00:21:19.780 --> 00:21:20.670
‫هیچکس نمی‌خوادت...

00:21:20.670 --> 00:21:21.700
‫پدر کُش...

00:21:21.700 --> 00:21:22.600
‫گمشو بیرون!

00:21:25.840 --> 00:21:29.430
‫قدرتی که کم‌تر از هرکسی می‌خواستمش.

00:21:31.020 --> 00:21:33.180
‫ولی لوید قبولش کرد.

00:21:33.560 --> 00:21:37.090
‫بدون تردید، و چشماش داشتن می‌درخشیدن...

00:21:37.660 --> 00:21:43.930
‫الان که بهش  فکر می‌کنم... لوید یه‌بارم
‫بهمون نگفته تباه‌شده!

00:21:46.540 --> 00:21:48.440
‫بگذریم، پیشنهادم اینه...

00:21:51.190 --> 00:21:52.210
‫حسابی تلاش کن.

00:21:53.960 --> 00:21:55.340
‫فهمیدم...

00:21:56.000 --> 00:21:58.330
‫برای همین من...

00:21:59.240 --> 00:22:00.850
‫آره!

00:22:01.200 --> 00:22:05.170
‫حسابی تلاش می‌کنم، لوید!

00:22:06.270 --> 00:22:09.420
‫اول باید رو آدبت کار کنی.

00:22:09.420 --> 00:22:13.050
‫بله. ببخشید...

00:00:41.520 --> 00:00:46.520
‫قسمت ۱۲

00:00:41.520 --> 00:00:46.520
پـاسـخ لـویـد

00:16:53.110 --> 00:16:55.240
شاهزاده دوم

00:16:53.110 --> 00:16:55.240
شاهزاده چهارم

00:16:53.110 --> 00:16:55.240
شاهزاده ششم

00:16:53.110 --> 00:16:55.240
شاهزاده هفتم

00:22:13.940 --> 00:22:19.610
هنگام سپیده دم، به همراهت، ادامه‌ی این رویا جادوییه

00:22:19.690 --> 00:22:24.950
سرنوشتی بی‌دلیل به دنبال اشتیاق می‌دوه

00:22:24.974 --> 00:22:30.974
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:30.998 --> 00:22:36.998
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:37.090 --> 00:22:42.670
جایی که قبلاً دیدمش، خاطراتم دست در دست هم‌ان

00:22:43.050 --> 00:22:48.930
درحال دویدن از درون یک مارپیچ، جاه‌طلبی‌هایی زیر ناخن‌ها مخفی شده

00:22:49.470 --> 00:22:52.390
عجب جاذبه‌ای، اُمید در آخر

00:22:52.560 --> 00:22:54.890
شب تاریک رو رنگی می‌سازه

00:22:54.980 --> 00:23:00.440
درحال جذب کردن و شدن، پرتوی نورانی‌ای مسیر رو نشون می‌ده

00:23:01.070 --> 00:23:06.410
کنجکاو، به‌شکل کنجکاوانه‌ای، به سوی جلو

00:23:06.910 --> 00:23:12.500
پیشروی گرفتن از کسی، بدون توقف، کیون‌ری‌آسو

00:23:12.870 --> 00:23:17.670
هم‌اکنون باارزش‌تر از جوابیه که تجربه داره

00:23:18.170 --> 00:23:21.300
درک کن! بیا با همین دست‌ها تصاحبش کنیم

00:23:21.500 --> 00:23:27.220
آسیب دیدن مشکلی نداره، قلبی که به تپش افتاده، فشار میاره

00:23:33.270 --> 00:23:39.810
در سرنوشت بی‌دلیلی، سایه‌نمای نور قاطعیتی