﻿WEBVTT

00:00.439 --> 00:02.031
... بيگ بنگ

00:04.310 --> 00:05.436
يک جريان انرژي

00:05.511 --> 00:10.608
که جهان ما را از "هيچ"، به "همه چيز" تبديل کرد و

00:10.683 --> 00:13.846
. فضا و زمان را به وجود آورد

00:14.987 --> 00:16.420
اين هنوز هم بهترين تئوري

00:16.488 --> 00:18.888
. درباره حادثه ايست که در آغاز زمان به وقوع پيوسته است

00:20.659 --> 00:22.320
اما نسل جديد دانشمندان

00:22.394 --> 00:26.194
جرات مي کند تا به آنچه که زماني
. غير ممکن تصور مي شد، بينديشد

00:26.732 --> 00:29.223
آيا ما درباره "بيگ بنگ" اشتباه مي کنيم؟

00:29.969 --> 00:34.736
و ممکن است به زودي بفهميم که
چه اتفاقي "پيش از آغاز" افتاده است؟

00:39.912 --> 00:44.940
. فضا... زمان... زندگي

00:46.485 --> 00:51.422
. اسرار کيهان، در کرم چاله ها نهفته است

00:51.423 --> 00:56.398
&lt;font color=#7fff00&gt;قسمت چهارم از فصل اول کرم چاله ها&lt;/font&gt;

00:56.784 --> 01:00.638
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:00.699 --> 01:03.896
جهان چطور شروع شد؟

01:03.969 --> 01:06.028
،ما همه درباره "بيگ بنگ" شنيده ايم

01:06.105 --> 01:08.869
اما واقعاً از کجا مي دونيم که
اين همان اتفاقيست که افتاده؟

01:08.941 --> 01:12.468
منظورم اينه که، بالاخره هيچکسي حضور نداشته
. که بدونه چه اتفاقي رخ داده

01:12.544 --> 01:17.948
،اگر پيدا کردن جواب اين سوال ، سخت به نظر مي رسه
... اين يکي رو چي مي گيد؟

01:18.017 --> 01:22.579
چه اتفاقي "پيش از آغاز هستي" افتاده؟

01:24.223 --> 01:26.521
من اولين بار

01:26.592 --> 01:28.560
. در يک کليساي "مِتُديست" با اين سوال مواجه شدم

01:28.627 --> 01:31.790
# اي ارابه دل انگيز #|

01:31.864 --> 01:34.298
# که مي آيي تا مرا به خانه بري #

01:34.366 --> 01:35.731
،"در سوره "آفرينش

01:35.801 --> 01:40.761
:خداوند مي گويد
باشد تا نور به ظهور رسد و پس از آن "نور" ، به وجود آمد"

01:41.340 --> 01:45.174
. "خداوند، آسمانها و زمين را آفريد

01:46.278 --> 01:50.180
،اما اگر همه چيز در اين لحظه آغاز شده باشد

01:50.249 --> 01:53.116
خدا چگونه وجود داشته تا آن را بيافريند؟

01:55.521 --> 01:59.321
آيا هرگز زماني ، پيش از آغاز وجود داشته است؟

02:02.594 --> 02:03.720
اين سواليست

02:03.796 --> 02:06.924
که دانشمندان و فيلسوفان

02:06.999 --> 02:11.333
و همه ما را بيش از 5000 سال است
. به خود مشغول داشته

02:13.305 --> 02:16.672
،اما در دهه 1920، يک کشف علمي

02:16.742 --> 02:19.176
"نور تازه اي را به فصل "آغاز زمان

02:19.244 --> 02:22.509
. و آنچه که ممکن است پيش از آن رخ داده باشد، تاباند

02:22.581 --> 02:26.176
. "درود بر اين مرد بزرگ: "ادوين هابِل

02:26.251 --> 02:29.084
بر قله "کوه ويلسن" در کليفرنياي جنوبي

02:29.154 --> 02:32.954
هابل" سلاح تازه اي را رو به آسمان نشانه رفت"

02:33.025 --> 02:37.223
. "تلسکوپ 101 اينچي پر عظمت "هوکر

02:37.296 --> 02:39.059
،با نگاه از درون اين تلسکوپ بود

02:39.131 --> 02:41.725
که او به اولين مردي که قدر دان

02:41.800 --> 02:44.200
. وسعت جهان است، تبديل شد

02:45.704 --> 02:49.037
،هابل" ديد که قطعات کوچک درخشنده آسماني"

02:49.108 --> 02:53.704
،توده هاي گاز نبوده و در حقيقت
. کهکشانهايي ديگرند

02:53.779 --> 02:57.715
... ،و جهان پر بود از
،نَه تنها هزاران

02:57.783 --> 03:01.184
. بلکه صدها بيليون از آنها

03:01.253 --> 03:05.656
،با وجود چشمگير بودن اين کشف
"مشاهدات "هابل

03:05.724 --> 03:10.684
حتي نتايج بيشتري را نيز آشکار کرد

03:10.762 --> 03:14.562
!اينکه: جهان در حال وسيع تر شدن است

03:14.633 --> 03:20.367
. تک تک کهکشانها، از هم دورتر و دورتر مي شوند

03:20.439 --> 03:22.703
،حال اين تصوير را به عقب برگردانيد

03:22.774 --> 03:25.709
و تمامي معادلات رياضي را به

03:25.777 --> 03:29.213
مُنتهاي کوچکترين و مُنتهاي فشردگي

03:29.281 --> 03:31.306
. آغاز جهانمان ببريد

03:31.383 --> 03:36.047
:دانشمندان براي شناسايي اين مقطع، نامي برگزيده اند
. "يگانگي"

03:37.322 --> 03:42.692
،"پيش از "بيگ بنگ
هيچ "مکان" و هيچ "زماني" وجود نداشته است

03:42.761 --> 03:46.891
. پيش از اين آغاز، دقيقاً هيچ چيزي نبوده است

03:46.965 --> 03:50.025
،زمان را از اين "يگانگي" جلوتر ببريد

03:50.102 --> 03:53.469
... شليک شروع، همان "بيگ بنگ" است

03:58.110 --> 04:01.238
انفجار عظيم انرژي و ماده

04:01.313 --> 04:05.409
با پديد آوردن همه آنچه که
،ما امروز در آسمان مي بينيم

04:06.552 --> 04:10.716
. فضا" و "زمان" را نيز ايجاد کرد"

04:10.789 --> 04:13.690
در همان حال که تشعشعات و مواد

04:13.759 --> 04:15.283
،به جهات مختلف پرتاب مي شدند

04:15.360 --> 04:18.386
. ظاهراً جهان شروع به سرد شدن کرد

04:18.463 --> 04:21.125
،جاذبه، موجب جذب مواد به يکديگر شد

04:21.200 --> 04:23.828
... و ستاره ها متولد شده

04:23.902 --> 04:26.370
. و بعد از آن منفجر شدند

04:34.379 --> 04:38.008
سپس صفحه هاي چرخان غبار و سنگ

04:38.083 --> 04:40.916
. به دور ستاره هاي تازه تولد يافته، گرد آمدند

04:44.056 --> 04:48.493
ظاهراً چندين بيليون سال پس از "بيگ بنگ" بود که

04:48.560 --> 04:51.620
. سياره اي همچون "زمين" شکل گرفت

04:53.265 --> 04:57.668
،اين داستان محير العقول
. به صورت يک باور در آمده است

04:57.736 --> 04:59.363
،اما هر قدر هم محکم باشد

04:59.438 --> 05:03.340
. بيگ بنگ" هنوز هم، تنها يک تئوريست"

05:03.408 --> 05:06.377
،"پروفسور فيزيک دانشگاه "پرينستن
"دکتر "ديويد اسپرگل

05:06.445 --> 05:07.844
بيشتر حرفه خود را صرف

05:07.913 --> 05:12.612
فهميدن احتمال و چگونگي رخ دادن
. چنين اتفاق عظيمي کرده است

05:12.684 --> 05:16.415
مردم گاهي او را
. آقاي جهان" خطاب مي کنند"

05:19.191 --> 05:22.285
،"از نظر "اسپرگل
بيگ بنگ" هنوز هم کاملترين"

05:22.361 --> 05:26.058
و علمي ترين نظريه
. درباره مدل جهان اوليه محسوب مي شود

05:26.999 --> 05:30.457
. همه چيز در پيرامون ما، از همان "بيگ بنگ" آمده

05:33.272 --> 05:35.399
. بسيار بسيار داغ و بسيار فشرده بوده

05:35.474 --> 05:37.874
. و اين تشعشع داغ، سرد شده

05:37.943 --> 05:42.039
،و از جريان آن
،ماده، تشعشعات

05:42.114 --> 05:44.173
،و هر چيزي که اين دنياي ما رو تشکيل مي ده
. به وجود آمده

05:46.184 --> 05:49.312
"اينجا ما در آزمايشگاههاي "بل
. در منطقه "کرافورد هيل" هستيم

05:49.388 --> 05:52.357
"جايي که نظريه هيجان انگيز "بيگ بنگ

05:52.424 --> 05:54.085
. به نوعي از همينجا شکل گرفت

05:55.527 --> 05:58.963
"آرنو پنزاس" و "رابرت ويلسن"
دو ستاره شناس راديويي بودند

05:59.031 --> 06:00.896
. که همينجا در آزمايشگاههاي "بل" کار مي کردند

06:00.966 --> 06:04.026
کارشان هم مطالعه روي امواج ذره اي آسمان بود

06:04.102 --> 06:05.626
در حالي که آزمايشگاه "بل" در مسير کشف

06:05.704 --> 06:08.366
. ايده استفاده از آن براي ارتباطات مايکروويوي بود

06:09.174 --> 06:11.108
. سال 1964 بود

06:12.744 --> 06:13.711
،و در اين زمان

06:13.779 --> 06:17.180
اين دو مرد تلاش
. در حل هيچ معماي بزرگ کيهاني نداشتند

06:17.249 --> 06:20.275
. تنها سعي مي کردند اين پروژه را راه اندازي کنند

06:21.386 --> 06:23.650
،اما يک "صداي" اسرار آميز

06:23.722 --> 06:26.418
. مزاحم سيگنالهاي راديويي اين پيشگامان بود

06:26.491 --> 06:27.719
"پنزياس" و "ويلسن"

06:27.793 --> 06:29.454
واقعاً منجمان راديويي قابلي بودند

06:29.528 --> 06:31.792
. بنابراين ، تلسکوپ خيلي خوبي ساخته بودند

06:31.863 --> 06:34.696
خودشون طراحيش کرده بودند
. پس نبايد هيچ صداي زمينه اي دريافت مي کردند

06:34.766 --> 06:36.028
. اما اين صدا وجود داشت

06:36.101 --> 06:38.296
"اين صداي "هيس

06:38.370 --> 06:40.531
. از همه زواياي آسمان مي آمد

06:40.605 --> 06:43.403
ويلسن" و "پنزياس" همه چيز را امتحان کردند"

06:43.475 --> 06:46.706
حتي آنتنها را از برگها و غبار پاک کردند

06:46.778 --> 06:48.973
. اما صدا همچنان مي آمد

06:49.047 --> 06:52.039
،سعي کردند با هيليوم مايع
گيرنده ها را خنک کنند

06:52.117 --> 06:54.711
. اما صدا همچنان مي آمد

06:54.786 --> 06:57.277
آنها حتي لانه کبوترها

06:57.356 --> 06:59.221
. و آلودگيهاي حاصله را پاک کردند

06:59.291 --> 07:02.818
. اما صدا برطرف نمي شد

07:02.894 --> 07:07.126
گاهي علم همراه با تميز کاريهاي زياديست

07:07.199 --> 07:08.826
. تا بشه اونچه که بر جا مي مونه رو ببينيم

07:08.900 --> 07:12.063
آنها هر چه رو که به نظرشون مي رسيد، پاک کردند

07:12.137 --> 07:14.765
. و بالاخره متوجه شدند که بايد يک چيزي آن بيرون باشه

07:15.707 --> 07:17.572
تنها احتمال اين بود که

07:17.642 --> 07:20.076
از جايي خارج از کهکشان ما باشه

07:20.145 --> 07:22.272
. و اين ايده خيلي بعيد به نظر مي رسيد

07:22.347 --> 07:26.078
. ما اصلاً نمي دونستيم با اين نتيجه گيري چه کنيم

07:26.151 --> 07:28.585
،"با همکاري تيم فيزيکدان "پرينستن

07:28.653 --> 07:31.850
ويلسن"و "پنزياس" دريافتند که"
تنها دليلي که مي تواند باعث شود

07:31.923 --> 07:34.721
صدايي از همه جاي آسمان بيايد

07:34.793 --> 07:39.753
اين است که در واقع بازتاب ضعيف
. يک اتفاق عظيم کيهاني بوده باشد

07:39.831 --> 07:43.665
ما درجه حرارت اين صداي زمينه رو اندازه گرفتيم

07:43.735 --> 07:46.829
. يعني صداي باقيمانده از آفرينش جهان

07:46.905 --> 07:50.238
پس از چهل سال حدسيات و محاسبات

07:50.308 --> 07:53.243
،برجسته ترين دانشمندان جهان

07:53.311 --> 07:56.712
اين دو مهندس راديو به ناله ضعيف

07:56.782 --> 07:59.717
. تولد جهان خودمان دست يافته بودند

08:01.119 --> 08:04.520
،"دليل صداي "هيس
بايد باقيمانده حرارت به جا مانده از

08:04.589 --> 08:06.284
. بيگ بنگ" مي بود"

08:06.358 --> 08:09.259
،و به اين صورت ، تصويري از آغاز زمان و فضا

08:09.327 --> 08:12.160
. شروع به شکل گيري کرد

08:12.230 --> 08:14.790
. اين بالون، کل جهان ماست

08:14.866 --> 08:16.993
... همينطور که من اين جهان رو باد مي کنم

08:19.304 --> 08:21.363
ببينيد که چطور همه نقشهاي روي اين بالون...

08:21.440 --> 08:22.805
. از هم دور مي شوند

08:22.874 --> 08:24.432
ما در مرکز جهان نيستيم

08:24.509 --> 08:28.240
. همه جهان در حال انبساط هست... انبساط در زمان

08:28.313 --> 08:29.837
. و اين موضوع درباره تشعشعات هم صدق مي کنه

08:29.915 --> 08:32.645
اينطور نيست که امواج مايکروويو به طرف ما بيايند و

08:32.717 --> 08:34.480
،ما هم درست در مرکز "بيگ بنگ" باشيم

08:34.553 --> 08:38.045
. بلکه همه بالون با تشعشعات "بيگ بنگ" پر شده

08:38.123 --> 08:41.217
،همينطور که بالون بزرگ مي شه
تشعشعات هم سردتر مي شوند

08:41.293 --> 08:43.727
و هر چه بالون بزرگتر بشه
. جهان هم سردتر مي شه

08:43.795 --> 08:46.263
. حالا مي تونيم جهان رو به عقب برگردونيم

08:46.331 --> 08:47.992
،جهان منقبض مي شه

08:48.066 --> 08:51.627
،گرمتر مي شه، گرمتر مي شه
باز هم گرمتر مي شه

08:51.703 --> 08:54.672
"و حالا ما برگشته ايم به زمان "يگانگي

08:54.739 --> 08:57.207
"يعني نقطه شروع "بيگ بنگ

08:57.275 --> 09:00.005
همه چيز، يعني همه فضا، درست همينجا جمع شده

09:00.078 --> 09:02.842
. اين همان نيروييست که تشعشع داغ از آن منشاء گرفته

09:02.914 --> 09:06.077
. در يک نقطه توليد نمي شه بلکه در همه جا توليد مي شه

09:06.151 --> 09:10.087
. بيگ بنگ" در همه جاي سطح بالون رخ داده"

09:10.755 --> 09:12.279
کشف اتفاقيِ

09:12.357 --> 09:14.723
،تشعشع زمينه اي امواج مايکروويو کيهاني

09:14.793 --> 09:18.593
جايزه نوبل فيزيک را
. براي اين دو مهندس راديويي به ارمغان آورد

09:19.698 --> 09:21.063
،همچنين به دانشمندان

09:21.132 --> 09:24.033
فرض اوليه اي از زمان حدوث "بيگ بنگ" را نشان داد

09:24.603 --> 09:29.006
. يعني زماني بين 12 تا 14 بيليون سال پيش

09:29.074 --> 09:31.668
درک ما از جهان

09:31.743 --> 09:34.303
. ديگر هرگز مثل قبل نبود

09:35.714 --> 09:37.375
"اما براي "ديويد اسپرگل

09:37.449 --> 09:39.383
"گوش سپردن به صداي "بيگ بنگ

09:39.451 --> 09:42.249
. از فراز تپه اي در "نيوجرزي" کافي نبود

09:42.320 --> 09:45.517
او مي خواست در زمان سفر کند و به اولين لحظه اي

09:45.590 --> 09:49.720
. که نور، جهان را پر کرد بازگردد و آن را ببيند

09:49.794 --> 09:52.262
. آنچه که او نياز داشت، يک راکت بود

09:52.330 --> 09:54.025
<i>احتراق را داريم... به نظر خوبه</i>

09:54.099 --> 09:55.498
<i>... حرکت</i>

09:56.635 --> 09:58.626
راکتي که بتواند تصويري از

09:58.703 --> 10:02.139
. اولين لحظه خلق جهان بردارد

10:02.207 --> 10:05.142
<i>... به مسير خودش ادامه مي ده</i>

10:05.210 --> 10:07.371
. سال 2001

10:07.445 --> 10:11.245
"با پرتاب کاوشگر مايکروويوي "ويلکينسِن

10:11.316 --> 10:12.943
،WMAP يا

10:13.018 --> 10:16.613
دانشمندا ن تلاشي را
براي نگاهي هر چه دورتر به گذشته

10:16.688 --> 10:19.122
. تا آغاز پيدايش جهانمان به انجام رساندند

10:19.190 --> 10:23.490
. اين روياي "اسپرگل" بود که به پرواز در مي آمد

10:23.562 --> 10:25.427
،وقتي به پيش زمينه مايکروويو توجه مي کنيم

10:25.497 --> 10:27.658
يعني نگاه به فضاي خارج و زمان گذشته داريم

10:27.732 --> 10:28.790
ما به دوراني

10:28.867 --> 10:31.893
که جهان فقط 300.000 سال
. از عمرش مي گذشته نگاه مي کنيم

10:31.970 --> 10:34.837
اين همان لحظه ايست که جهان به اندازه اي سرد شد

10:34.906 --> 10:37.739
تا الکترونها و پروتونها تونستند
. با هم ترکيب بشوند و هيدروژن توليد کنند

10:37.809 --> 10:40.607
،هيدروژن امواج مايکروويو را از خودش عبور مي ده

10:40.679 --> 10:44.775
بنابراين نور مي تونه به آزادي
. از آن زمان تا به امروز، سفر کنه

10:44.849 --> 10:47.113
. دو سال بعد، نتايج آشکار شد

10:47.185 --> 10:50.552
... "ارسالي "نسا WMAP اولين نتايج

10:50.622 --> 10:54.752
به وعده خود عمل کرد WMAP

10:54.826 --> 10:57.852
تصويري کوچک از جهان

10:57.929 --> 11:02.696
. و تنها 380.000 سال پس از تولدش

11:03.602 --> 11:06.196
. اين تصاوير به هزاران کلمه مي ارزند

11:11.843 --> 11:14.869
. اين عکس بچگي من هست

11:14.946 --> 11:18.746
،پيشاني بلند من رو تشخيص مي دهيد، بيني

11:19.417 --> 11:21.282
. و لبخند کلاسيک من

11:21.886 --> 11:23.513
البته من قطعاً پيرتر شده ام

11:23.588 --> 11:25.988
و خوشبختانه عاقل تر از اين عکس

11:26.057 --> 11:28.321
اوليه، همان هست DNA اما

11:28.393 --> 11:30.623
ما مي خواهيم همين کار رو
. در کيهان شناسي هم انجام بديم

11:30.695 --> 11:32.993
ما عکس دوران کودکي جهان را مي گيريم

11:33.064 --> 11:36.932
تا ببينيم که وقتي
چند روز از عمرش مي گذشته چه شکلي بوده

11:37.002 --> 11:38.526
بعد از اون هست که مي تونيم
از اين تصوير استفاده کنيم

11:38.603 --> 11:40.298
،و ببينيم که چطور از اين عکس دوران کودکي

11:40.372 --> 11:41.999
. به جهاني که امروز داريم، رسيده ايم

11:42.073 --> 11:44.007
اما هيجان انگيزتر از اون مي تونه اين باشه که

11:44.075 --> 11:47.943
ما اين عکس رو برداريم و برگرديم به گذشته

11:48.013 --> 11:50.777
و درباره آغاز هستي مطالعه کنيم

11:50.849 --> 11:53.818
. و بفهميم که اين کودک هستي از کجا آمده

11:53.885 --> 11:55.011
يا به عبارت ديگر اينکه

11:55.086 --> 11:56.781
. چه اتفاقي در اولين لحظه "بيگ بنگ" افتاده

11:56.855 --> 11:59.187
جزييات تولد ما

11:59.257 --> 12:01.452
. در حقيقت در همين تصوير منعکس هست

12:02.994 --> 12:04.723
چه اتفاقي

12:04.796 --> 12:07.128
"در فاصله بين لحظه"يگانگي

12:07.198 --> 12:11.862
افتاده است؟WMAP تا تصوير 380.000 ساله

12:13.471 --> 12:17.134
.:: @bollbolljan_com ::.

12:17.208 --> 12:20.644
،اين لحظه گم شده در عمر جهان ما

12:20.712 --> 12:25.308
کليد شناخت همه چيز
. از قبل و بعد از "بيگ بنگ" است

12:25.383 --> 12:26.782
جهاني که ما مي بينيم

12:26.851 --> 12:28.614
در حقيقت به شکلي باور نکردني، يکنواخت هست

12:28.687 --> 12:29.847
،باورش سخته

12:29.921 --> 12:32.890
. چون عرف انفجار، اينطور عمل نمي کنه

12:33.491 --> 12:35.891
دانشمندان مختلف، نظريات متفاوتي درباره

12:35.960 --> 12:39.327
آنچه که ممکن است در
. لحظه "يگانگي" حادث شده باشد، دارند

12:39.397 --> 12:41.160
. قوانين فيزيک نقض مي شوند

12:41.232 --> 12:43.962
. سوالهاي رياضيات ديگه هيچ مفهومي ندارند

12:44.035 --> 12:45.662
،آغاز زمان

12:45.737 --> 12:48.797
... باز هم عجيب تر مي شود

12:55.310 --> 12:57.471
چهل سال پس از اينکه دو اختر شناس راديويي

12:57.546 --> 13:00.879
،اولين بار صداي نامحسوسي را از تولد کيهان شنيدند

13:00.949 --> 13:04.908
ديويد اسپرگل" امروز توانسته است"
. به تصوير کودکي جهان دست يابد

13:05.921 --> 13:09.550
WMAP رنگهاي لرزان مرئي در تصوير

13:09.624 --> 13:13.526
تنها اختلاف دگرگوني دما را

13:13.595 --> 13:15.859
. در کيهان نشان مي دهند

13:16.665 --> 13:18.496
نگاه مي کنيم WMAP وقتي به نقشه

13:18.567 --> 13:20.296
،چيزي که ديده مي شه

13:20.368 --> 13:23.132
اختلافات جزئي حرارت جهان در نقاط مختلف هست

13:23.205 --> 13:25.298
اختلافاتي که در يک نقطه به ده هزار

13:25.373 --> 13:26.635
. و در نقطه ديگري به 100.000 مي رسه

13:26.708 --> 13:29.802
بنابراين من فکر مي کنم که
مي بينيم WMAP اين جهاني که ما با ماهواره

13:29.878 --> 13:31.311
با عدم به هم ريختگي

13:31.379 --> 13:34.780
،و نظم کاملش
. بسيار همگن و متجانس هست

13:34.850 --> 13:36.647
اما اگر زمان و فضا

13:36.718 --> 13:39.516
،با انفجارهاي عظيم انرژي آغاز شده باشند

13:39.588 --> 13:44.355
آيا نبايد جهان از هر جهتي کاملاً
به هم ريخته و نامنظم باشد؟

13:44.926 --> 13:45.950
!نه دقيقاً

13:46.027 --> 13:47.790
البته نبايد جمله ام رو
با "نه دقيقاً" شروع مي کردم... نه؟

13:49.631 --> 13:51.565
"براي دکتر "الن گوت

13:51.633 --> 13:54.568
،آنچه که در خلال زمان اوليه رخ داده

13:54.636 --> 13:58.595
. معمايي جالب بود که نياز به حل شدن داشت

13:58.673 --> 14:02.268
. حل اين معما، اهتمام زندگي او شد

14:02.344 --> 14:04.505
در کيهان شناسي هميشه اين مشکل اساسي

14:04.579 --> 14:07.514
. در درک هماهنگي هستي وجود داشته

14:07.582 --> 14:10.847
،در هر جهتي که ما نگاه مي کنيم
تراکم يکساني ديده مي شه

14:10.919 --> 14:13.149
. که اندازه اون به 100.000 مي رسه

14:13.221 --> 14:15.951
"اين به مفهوم آن هست که "بيگ بنگ
. در حدي باورنکردني هماهنگ عمل کرده

14:16.024 --> 14:17.355
،و درک اين مطلب سخت هست

14:17.425 --> 14:21.020
. چون عرف انفجار اينطور عمل نمي کنه

14:21.897 --> 14:25.298
ما يک آزمايش روي بالوني انجام مي ديم که

14:25.367 --> 14:27.858
. از ارتفاع زيادي به پايين سقوط مي کنه

14:27.936 --> 14:29.369
،اين بالون با رنگ پر شده

14:29.437 --> 14:31.337
و مي خواهيم ببينيم که چه شکلي

14:31.406 --> 14:33.670
. از يک انفجار عادي ايجاد مي کنه

14:49.090 --> 14:51.422
خوب، مي بينيد که
يک انفجار عادي به چه صورتي هست

14:51.493 --> 14:53.085
،و همينطور که مي بينيد
. هر چيزي داره ،... به جز هماهنگي

14:53.161 --> 14:54.423
لکه هايي اينجا و آنجا

14:54.496 --> 14:56.589
. و نقاط سفيدي در فاصله بين اونها

14:57.165 --> 15:00.191
. جهان اوليه اصلاً شبيه به چيزي که اينجا داريم نبوده

15:00.268 --> 15:01.701
الن" به چيزي احتياج داشت"

15:01.770 --> 15:03.738
که بلافاصله تمامي

15:03.805 --> 15:08.299
پلاسماي فشرده و داغ را
. نرم و هموار کند و به ظهور برساند

15:08.376 --> 15:11.140
،من به ايده اي به نام "تَورُم" رسيدم

15:11.213 --> 15:15.013
ايده اينکه جاذبه تحت شرايطي به خصوص

15:15.083 --> 15:19.782
به صورت دافعه عمل مي کنه و باعث فشار عظيمي

15:19.855 --> 15:21.482
در انفجار جهان مي شه

15:21.556 --> 15:22.682
که همين اتفاق ممکنه

15:22.757 --> 15:24.122
. در جهان اوليه رخ داده باشه

15:24.192 --> 15:28.151
،ايده اصلي نهفته در تورم

15:28.230 --> 15:30.289
اين امکان هست که حداقل
بخش کوچکي از جهان اوليه

15:30.365 --> 15:33.596
حاوي اين مواد عجيب دافع جاذبه بوده باشه

15:33.668 --> 15:35.636
،به اين شکل تنها چيزي که لازم خواهد بود
فقط يک کمي از اين ماده هست

15:35.704 --> 15:39.265
. تا "بيگ بنگ" اين اثر ضد جاذبه رو اعمال کنه

15:39.341 --> 15:41.434
تورُم هستي

15:41.509 --> 15:45.070
،"درست پس از حدوث "هيچ"، به "هست

15:45.146 --> 15:47.376
در حدود يک تريليون تريليون تريليون ثانيه پس از آن

15:47.449 --> 15:48.939
،رخ داده است

15:49.017 --> 15:51.952
،يک ميدان فشار
تمامي فضاي متراکمي را

15:52.020 --> 15:54.420
که در لحظه اوليه يگانگي خلق شده ، فرا گرفته

15:54.489 --> 15:59.017
... که هنوز بي نهايت کوچک بوده

15:59.094 --> 16:01.119
. و سپس آن را به خارج رانده است

16:01.196 --> 16:03.426
،يک ثانيه پس از آن

16:03.498 --> 16:08.492
،جهان اندازه خود را صد هزار بار
. تکرار کرده

16:09.404 --> 16:13.204
نوعي از نقاشي، مي تواند
. چنين ايده اي را به تصوير بکشد

16:13.275 --> 16:15.800
ما اينجا از يک تکنيک خاص عکس برداري
استفاده مي کنيم

16:15.877 --> 16:17.674
. تا يک گوي بزرگ شونده داشته باشيم

16:18.613 --> 16:20.877
ما به جاي يک حرکت ناگهاني که در

16:20.949 --> 16:22.644
،سقوط بالون داشتيم

16:22.717 --> 16:26.778
. يک رشد ملايم را از جهان اوليه خواهيم داشت

16:26.855 --> 16:30.291
با اين انتشار منظم و نرم بود که

16:30.358 --> 16:33.020
. جهان ما شکل گرفت

16:33.094 --> 16:35.289
ايده تورم حالا دقيقاً

16:35.363 --> 16:36.796
روش استاندارد کيهانشناسي محسوب مي شه

16:36.865 --> 16:38.298
و پيشگوييهايي را باعث شده

16:38.366 --> 16:39.355
،که همه تاييد شده اند

16:39.434 --> 16:41.299
. بنابراين با چيزي که ما مي بينيم ، کاملاً جور هست

16:46.641 --> 16:48.871
،با مفهوم تورم

16:48.944 --> 16:53.506
"تئوري "بيگ بنگ
. يک حرکت سه جهته به هم پيوسته محسوب شد

16:53.581 --> 16:55.572
... حرکت اول

16:55.650 --> 16:58.141
،"يک "يگانگي

16:58.219 --> 17:02.212
از هيچ مکان و هيچ زماني به ظهور رسيده
که تنها حاوي يک نقطه

17:02.290 --> 17:06.317
از تمامي انرژي که
. همان انرژي هستي ماست، بوده است

17:06.394 --> 17:10.387
... حرکت دوم
تورم بلافاصله به وجود آمده

17:10.465 --> 17:13.366
يک انبساط دائمي غير قابل تصور

17:13.435 --> 17:15.528
به آرامي، اين انرژي را منتشر کرده است

17:15.603 --> 17:17.969
. و نظم را بر جهان حاکم نموده

17:18.039 --> 17:23.067
و در اينحال به ملقمه اي از
. پلاسمايي يکنواخت و منتشر شونده تبديل شده

17:23.144 --> 17:26.238
... در حرکت سوم
. جهان سرد شده است

17:26.314 --> 17:29.750
مواد با فشار جاذبه، شروع به برخورد با هم کرده

17:29.818 --> 17:34.653
. و تشکيل ستاره ها، کهکشانها و کرات را داده اند

17:37.092 --> 17:39.060
،براي اغلب کيهان شناسان

17:39.127 --> 17:42.460
اين سناريوي سه مرحله اي
بهترين توضيح

17:42.530 --> 17:45.499
. براي اتفاق رخ داده در آغاز پيدايش جهان است

17:47.769 --> 17:50.067
. اما نه براي همه

17:51.039 --> 17:55.066
،تفسير اين موضوع به عنوان آغاز
فقط حکم يک عصاي زير بغل رو داره

17:55.143 --> 17:57.236
مشتق از هيچ تئوري ديگري نيست

17:57.312 --> 18:00.042
. فقط جاييست که خود تئوري در اون شکل گرفته

18:00.115 --> 18:02.879
دکتر "مارتين بويُوالد" پروفسور فيزيک

18:02.951 --> 18:07.149
. انستيتوي جاذبه و کيهان در "پن استيت" است

18:07.222 --> 18:11.283
او ستاره اي در نسل نوين کيهان شناسان است

18:11.359 --> 18:14.157
که باورهاي ديرينه

18:14.229 --> 18:15.696
. درباره هستي را، به چالش مي کشد

18:15.764 --> 18:18.631
ايده تورم، ممکن است دو عمل را شامل شود

18:18.700 --> 18:20.759
اما "مارتين" معتقد است که اين سناريو

18:20.835 --> 18:23.065
. تنها يک عملکرد است

18:23.671 --> 18:26.401
تبديل يک موجوديت ناگهاني و منفرد

18:26.474 --> 18:29.910
. "از "هيچ"، به تمامي "هستي

18:29.978 --> 18:31.605
يگانگي، فقط به اين معناست که ما

18:31.679 --> 18:34.307
. اين تئوري رو به خوبي نفهميده ايم

18:35.150 --> 18:37.914
الن گوت" از تئوري تورم"

18:37.986 --> 18:41.080
براي فرو رفتن در يک تريليون تريليون تريليون ثانيه

18:41.156 --> 18:42.646
. پس از "بيگ بنگ" استفاده مي کند

18:43.525 --> 18:47.325
. اما "مارتين" يک ميليون بار هم جلوتر مي رود

18:47.395 --> 18:51.126
،"در تئوري "بويوالد
زمان ،حرکت آزاد ندارد

18:51.199 --> 18:54.100
. بلکه از قطعاتي مجزا تشکيل شده است

18:54.169 --> 18:59.106
. اين قطعات زمان، اتمهاي فضا-زمان ناميده مي شوند

18:59.174 --> 19:00.937
اين روشي بسيار متفاوت از

19:01.009 --> 19:04.206
. انديشه رخداد آغازين است

19:07.415 --> 19:09.076
اينجا ما يک

19:09.150 --> 19:10.674
. ساعت آونگي قديمي بسيار زيبا داريم

19:10.752 --> 19:13.118
همينطور که مي بينيد، آونگي در اينجا هست

19:13.188 --> 19:15.383
که به روشي ممتد، تاب مي خوره

19:15.457 --> 19:18.483
و به اين شکل به ساعت مي گه
. که زمان چطور در جريان هست

19:18.560 --> 19:19.925
،اينها علامت گسستگي نيست

19:19.994 --> 19:23.896
. بلکه حرکت ممتد پاندول هست

19:25.300 --> 19:29.760
اين، تصوير کلاسيک
. اندازه گيري ممتد زمان قلمداد مي شه

19:29.838 --> 19:33.501
. اما زمان کوانتايي مقوله جداييست

19:33.575 --> 19:36.009
براي زمان کوانتايي ما تصوير ديگري داريم

19:36.077 --> 19:38.409
،در حاليکه عقربه ثانيه شمار ساعت حرکت مي کنه

19:38.480 --> 19:39.811
مي بينيد که حرکتش ممتد نيست

19:39.881 --> 19:41.644
،اين آونگ معلق نيست

19:41.716 --> 19:45.049
که ما بتونيم در هر زماني
اون رو در هر وضعيتي متوقف کنيم

19:45.120 --> 19:47.350
اينجا وضعيت متفاوتي ارائه مي شه

19:47.422 --> 19:52.052
،با گسستگي معيني بين يک تيک
. با تيک بعدي

19:52.127 --> 19:54.322
اين يک زمان محدود هست

19:54.395 --> 19:56.488
. که ما نمي تونيم اون رو تقسيم بندي کنيم

19:56.564 --> 19:59.362
"در نوع جهان اوليه "بويوالد

19:59.434 --> 20:01.026
. شما هرگز به "هيچ" نمي رسيد

20:01.102 --> 20:03.764
ثانيه شمار هر ساعت کوانتايي

20:03.838 --> 20:06.671
،تنها آغاز يک لحظه نيست

20:06.741 --> 20:08.436
. بلکه پايان لحظه اي ديگر است

20:08.510 --> 20:12.344
،لحظه اي که در جهان ما به جلو رفته

20:12.413 --> 20:16.110
. يک ثانيه از آخرين نيمه شب را رقم زده است

20:18.386 --> 20:21.048
. به اين بالون جهان توجه کنيد

20:21.122 --> 20:24.285
اگر ما چيزي رو که پيش از "بيگ بنگ" بوده تصور کنيم

20:24.359 --> 20:28.159
مثل يک فرو ريختن خواهد بود
. بنابراين کل اين حجم در حال کوچک شدن بوده

20:28.229 --> 20:31.665
حالا اگر ما همان قانون نسبيت رو

20:31.733 --> 20:33.598
،بر اساس "نسبيت کلي" دنبال کنيم

20:33.668 --> 20:36.159
. به "يگانگي" مي رسيم

20:36.237 --> 20:38.535
کل بالون، کاملاً باد ميشه

20:39.340 --> 20:42.241
اما با طبيعت اتمي فضا و زمان

20:42.310 --> 20:45.802
شيوه کششي جاذبه تغيير مي کنه

20:45.880 --> 20:48.007
در چنين فشردگي، حالت دافعه ايجاد مي شه

20:48.082 --> 20:49.709
. و فرو رفتن هم متوقف مي شه

20:49.784 --> 20:52.514
بعد اين فشار به همه جا اعمال مي شه
بنابراين يک فشار دافعه وجود داشته

20:52.587 --> 20:55.283
. که جهان رو دوباره منبسط کرده

20:57.258 --> 20:59.624
به نوعي ما هنوز مطمئن نيستيم

20:59.694 --> 21:03.460
اما ممکن هست که يک روزي
دوباره جهان در خودش فرو بره

21:03.531 --> 21:07.023
. و همه هواي اون خارج بشه

21:07.101 --> 21:10.093
اين حجم کاهش پيدا مي کنه ، تراکمش کم مي شه

21:10.171 --> 21:14.130
. و احتمالاً به يک "بيگ بنگ" دوباره مي رسيم

21:14.976 --> 21:18.139
جهان منبسط و منقبض مي شود

21:18.213 --> 21:21.182
. اما در واقع هرگز آغازي نبوده

21:21.249 --> 21:24.412
ممکن است جهانهايي پيش از اين يکي
وجود داشته باشند

21:24.485 --> 21:27.852
. و جهانهايي هم پس از اين در کار باشد

21:28.923 --> 21:32.017
بويوالد" بر روي مسائل پيچيده اي که"

21:32.093 --> 21:35.062
. تئوريهاي اساسي، همگي با آن مواجهند کار مي کند

21:35.129 --> 21:39.623
تئوري او اين است که هيچ معنايي از کامل شدن
. وجود ندارد و ممکن است هرگز هم ايجاد نشود

21:40.735 --> 21:42.464
. ما همچنان در حال کار روي اين معادلات هستيم

21:42.537 --> 21:44.198
هنوز به جواب کاملي نرسيده ايم

21:44.272 --> 21:46.263
اما اينطور به نظر مي رسه که
در حال حاضر همين بهترين تئوري

21:46.341 --> 21:48.036
. در مورد اين موضوع باشه

21:53.448 --> 21:55.006
،اما در سال 2001

21:55.083 --> 21:57.950
دو نفر از برجستگان عالم کيهان شناسي

21:58.019 --> 22:01.011
مقاله اي را منتشر کردند که در آن
مدعي دستيابي اساسي تري

22:01.089 --> 22:03.216
. به آنچه که "آغاز زمان" خوانده مي شود ، بودند

22:03.291 --> 22:04.656
،از نظر اين دو دانشمند

22:04.726 --> 22:08.184
پاسخي غريب تر و غير منتظره تر وجود داشت

22:08.263 --> 22:10.629
. که تا کنون هرگز مورد توجه واقع نشده بود

22:10.698 --> 22:14.225
. بنگهاي" متعددي تا ابديت وجود دارند"

22:14.302 --> 22:17.203
جهان ما ممکن است تنها جهان اين هستي نبوده

22:17.272 --> 22:22.005
و تنها يکي از صدها ، يا هزاران
. و يا حتي بي نهايت جهان ديگر باشد

22:22.076 --> 22:24.874
:ايده اي الهام بخش و متهورانه که مي گويد

22:24.946 --> 22:27.881
،جهان، مجموعه دوره هايي بي پايان است

22:27.949 --> 22:33.216
. از بيگ بنگهايي بي پايان ، تا به ابديت

22:38.023 --> 22:43.222
وقتي شما به فضا نگاه مي کنيد
و به يک ستاره دوردست خيره مي شويد

22:43.295 --> 22:45.820
. در حال تماشاي گذشته هم هستيد

22:45.897 --> 22:47.694
نور کهکشانهاي دوردست

22:47.766 --> 22:50.735
. مي تونه بيليونها سال زمان ببره تا به ما برسه

22:50.802 --> 22:54.260
حالا ما ميدونيم که يک مرزي
براي نگاه ما به گذشته وجود داره

22:54.339 --> 22:56.807
. مرزي براي هستي قابل رويت

22:56.875 --> 22:58.934
بازتاب کيهاني اين نور

22:59.010 --> 23:04.676
. مقدار 13. 7 بيليون سال زمان برده تا به زمين برسه

23:04.749 --> 23:07.980
پشت پرده چه خبر هست؟

23:08.053 --> 23:10.783
"طبق نظر پروفسور "مارتين بويوالد

23:10.855 --> 23:13.517
زمان در حال نزديک شدن به

23:13.591 --> 23:15.786
لحظه يگانگي، فشرده و به هم ريخته مي شه

23:15.860 --> 23:20.024
. و بعد به انبساط ديگري جهش پيدا مي کنه

23:20.098 --> 23:23.590
ولي شايد يک راه ديگري هم

23:23.668 --> 23:27.069
براي نگريستن به آنچه که
. پيش از آغاز رخ داده، وجود داشته باشه

23:28.073 --> 23:30.769
"دانشمند افريقاي جنوبي، دکتر "نيل توراک

23:30.842 --> 23:33.402
اکنون بيش از هر کس ديگري

23:33.478 --> 23:35.309
. جرات عبور از مرزهاي "گذشته" را به خود مي دهد

23:36.191 --> 23:37.920
از همان لحظه که او وارد حوزه

23:37.993 --> 23:40.962
فيزيک تئوريک شد،اين دانشمند افريقاي جنوبي

23:41.029 --> 23:44.829
. به دنبال پاسخهاي تازه اي براي معضل عمر زمان بود

23:44.900 --> 23:47.528
يک خِرد عُرفي

23:47.603 --> 23:52.768
در هر زمينه اي حاکم هست و مردم هم
در پذيرش ايده هاي تازه،عجله اي ندارند

23:52.841 --> 23:53.830
و صراحتاً بايد گفت که

23:53.909 --> 23:57.208
بسياري هم، حرفه خودشون رو
بر اساس وضعيت جاري بنا کرده اند

23:57.279 --> 23:59.747
و مايل نيستند که هيچ ايده تازه اي

23:59.815 --> 24:01.544
. وارد جريان بشه و قايق اونها رو سرنگون کنه

24:01.617 --> 24:04.484
WMAP از نظر "نيل"، ره آورد

24:04.553 --> 24:06.783
حس آشنايي از مشاهده جهان داشت

24:06.855 --> 24:09.153
بر خلاف نظرات متفاوت

24:09.224 --> 24:10.851
. برخي ديگر از همکارانش

24:10.926 --> 24:13.724
WMAP در ميز گرد خبري

24:13.796 --> 24:15.957
البته دانشمندان حاضر

24:16.031 --> 24:18.397
دقيقاً اون رو به "تورم" ربط دادند

24:18.467 --> 24:21.129
و گفتند که: اين به شکل خارق العاده اي
. تورم" رو اثبات مي کنه"

24:21.203 --> 24:23.865
. و اين موضوع باعث به هم ريختن من شد

24:23.939 --> 24:25.304
نظر من اين بود که

24:25.374 --> 24:30.311
وجود داشت WMAP اطلاعاتي که در داده هاي

24:30.379 --> 24:37.512
به خودي خود براي اثبات
. يا عدم اثبات "تورم" کافي نبود

24:38.220 --> 24:40.347
. و او تنها نبود

24:40.422 --> 24:43.721
در آنسوي اقيانوس اطلس، دانشمند مفسر ديگري

24:43.792 --> 24:48.058
در حال بررسي برداشتن پرده از حقيقت آنچه که
. پيش از آغاز رخ داده است بود

24:48.130 --> 24:49.757
"پائول استاينهارت"

24:49.832 --> 24:52.300
البرت اينشتاينِ" فيزيکِ"

24:52.367 --> 24:54.562
. دانشگاه "پرينستن" است

24:54.636 --> 24:56.001
،در جواني

24:56.071 --> 24:59.905
. پائول" با فرود بر ماه، به علم علاقمند شد"

24:59.975 --> 25:02.443
کندي": ما در اين قرن به ماه خواهيم رفت"

25:02.511 --> 25:03.842
،به اموري از نوعي ديگر خواهيم پرداخت

25:03.912 --> 25:07.541
نه براي اينکه اينها اموري آسانند
. بلکه به اين دليل که دشوارند

25:12.020 --> 25:15.080
در 1999 اين دو مرد، قوايشان را به کار گرفتند

25:15.157 --> 25:17.352
تا ببينند آيا مي توان پاسخي براي برخي از سوالاتشات

25:17.426 --> 25:20.725
در زمينه مدل تورمي از آنچه که
. در آغاز رخ داده بيابند يا نه

25:20.796 --> 25:23.287
نظريه تورم، موفقيت بي نظيري داشته

25:23.365 --> 25:25.959
. رقابت با "تورم" رقابت سختيست

25:26.034 --> 25:29.265
براي همين هم من همه ايده هايي
که به ذهنم رسيده اند

25:29.338 --> 25:31.465
و حتي اونها رو دور ريخته ام رو
. به شما نخواهم گفت

25:31.540 --> 25:33.201
،ما اهداف مشابهي داريم

25:33.275 --> 25:36.608
که هر از چندي اين حوزه رو تحت تاثير قرار مي ده

25:36.678 --> 25:40.876
و به نتايجي خالص و دست اول
و متفاوت هم ختم ميشه

25:40.949 --> 25:44.043
. تا وضع موجود رو بهبود ببخشه

25:44.119 --> 25:46.485
. من ترتيب يک کنفرانس رو با "نيل توراک" دادم

25:46.555 --> 25:49.115
ما علاقمنديهاي مشابهي در زمينه تئوري ريسمان

25:49.191 --> 25:51.523
که در اون دوران تازه منتشر شده بود، داشتيم

25:51.593 --> 25:54.892
که شايد مي تونستند ايده هاي تازه اي رو
. در کيهان شناسي تحريک کنند

25:55.864 --> 25:59.231
تئوري ريسمان، در 35 سال اخير

25:59.301 --> 26:01.496
به عنوان تلاشي در تدبير يک تئوري

26:01.570 --> 26:04.437
. براي توضيح همه چيز در هستي بوده است

26:04.506 --> 26:08.840
در اين تئوري، همه چيز
. از لحظه جنبش ريسمانها شکل گرفته است

26:08.911 --> 26:11.675
،اما براي عملکرد رياضي اين تئوري

26:11.747 --> 26:13.681
بايد بيش از سه بُعد فضايي که

26:13.749 --> 26:15.512
. براي ما قابل رويت است، وجود داشته باشد

26:15.584 --> 26:19.577
در حاليکه به جاي آن، 10 بُعد فضايي
. به انضمام يک بُعد زمان در کار است

26:19.655 --> 26:23.557
فضا-زمان يک جوهر انعطاف پذير است مثل غشا

26:23.625 --> 26:25.923
. که مي تونه منبسط و منقبض بشه

26:25.994 --> 26:27.928
. بنابراين ما ميدونيم قابل تحرک هست

26:27.996 --> 26:32.490
. اما کسي تا به حال اين روند رو بررسي نکرده

26:32.568 --> 26:35.969
پس ما از متخصصاني مثل "برت اورات" کمک گرفتيم

26:36.038 --> 26:40.099
که او خودش يکي از متخصص ترين توسعه دهندگان

26:40.175 --> 26:43.303
. مدل اجزاي فيزيکي بر مبناي تئوري ريسمان هست

26:43.378 --> 26:45.710
او حرفهاي قشنگي مي زد

26:45.781 --> 26:47.612
،و اونطور که براي ما شرح داد

26:47.683 --> 26:51.449
جهان سه بُعدي در يک دنياي غشايي واقع شده

26:51.520 --> 26:54.148
که با فاصله اندکي
از جهان غشايي ديگري جدا شده

26:54.222 --> 26:56.520
. درست در کنار يک فضاي سه بُعدي ديگر

26:56.592 --> 26:59.322
،و همينطور که ما نشسته بوديم
... هر دو فکرهاي مشابهي داشتيم

26:59.394 --> 27:01.294
مثلاً اگر شما فرض کنيد که

27:01.363 --> 27:03.991
،اين ساختار جهان باشه

27:04.066 --> 27:05.624
يک تفسير تازه از امکان اينکه

27:05.701 --> 27:07.134
. بيگ بنگ" چه بوده، وجود خواهدداشت"

27:07.202 --> 27:09.033
اون چي هست که ما هنوز باهاش مواجه نشده ايم؟

27:09.104 --> 27:11.129
اين فيل درون اتاق چه شکليست؟

27:11.206 --> 27:14.369
،و مهمترين سوال قابل طرح هم
. "همان "يگانگيست

27:14.443 --> 27:17.901
. هر دوي ما در انتها به "برت" رسيديم

27:17.980 --> 27:20.175
. و بعد از صحبتهاش او رو در تنگنا گذاشتيم

27:20.248 --> 27:22.580
. هر کدام از ما جمله همديگر رو تموم کرديم

27:22.651 --> 27:23.777
،و گفتيم: حالا اگر

27:23.852 --> 27:25.251
اينها با هم برخورد کنند چطور؟

27:25.320 --> 27:26.582
بعدش چه اتفاقي خواهد افتاد؟

27:26.655 --> 27:29.180
،ممکنه که "بيگ بنگ" يک شروع نباشه

27:29.257 --> 27:30.246
. و يک برخورد بوده باشه؟

27:30.959 --> 27:34.156
!"جوابش هم اين بود که:... "شايد

27:34.963 --> 27:37.295
،اين ملاقات به زودي به پايان رسيد

27:37.366 --> 27:39.459
اما هر سه نفر

27:39.534 --> 27:42.833
. به ادامه اين سناريو در لندن دعوت شدند

27:44.006 --> 27:45.598
ما در ايستگاه قطار با هم ملاقات کرديم

27:45.674 --> 27:51.169
و شروع کرديم به تصور اين ايده با جزيياتي بيشتر

27:51.246 --> 27:54.374
در اين باره که ممکنه "بيگ بنگ" يک آغاز نبوده

27:54.449 --> 27:56.178
. و يک تصادم بوده باشه

27:56.251 --> 27:57.912
،و بعد هم با قطار به لندن رفتيم

27:57.986 --> 28:01.080
در حاليکه طوفاني در ذهنمون به پا شده بود

28:01.156 --> 28:05.286
. به شکلي نامطمئن و بدون ساختار و بي محاسبه

28:05.360 --> 28:06.725
ما از خودمون سوال کرديم

28:06.795 --> 28:07.784
که آيا ما مي تونيم به چيزي متفاوت از

28:07.863 --> 28:10.354
تصوير "تورم" دست پيدا کنيم

28:10.432 --> 28:12.457
که متفاوت از تصوير استاندارد باشه؟

28:12.534 --> 28:14.525
ما ايده هاي نا معيني
درباره چگونگي اين موضوع داشتيم

28:14.603 --> 28:16.070
. اما همه چيز هم کاملاً بديهي نبود

28:16.138 --> 28:17.605
زمان به سرعت مي گذشت

28:17.673 --> 28:19.197
. همينطور که قطار به حرکت خودش ادامه مي داد

28:19.274 --> 28:20.502
يکي از اون موقعيتهاي خاص بود

28:20.575 --> 28:21.769
که شما در حال يک گفتگويي هستيد

28:21.843 --> 28:24.073
و حس مي کنيد که داريد به
ايده هيجان انگيزي دست پيدا مي کنيد

28:24.146 --> 28:25.170
به نوعي شبيه به يک حس ششم هست

28:25.247 --> 28:27.044
. که به شما بگه که يک اتفاق مهم در حال رخ دادنه

28:29.518 --> 28:33.010
رسيدن به يک ايده نامعين
براي اينکه همه چيز چطور پيش بره

28:33.088 --> 28:34.385
. البته هيجان انگيز هست

28:34.456 --> 28:37.391
اما داشتن ايده اي اينچنيني

28:37.459 --> 28:39.689
،و تمايل به پيگيري اين ايده

28:39.761 --> 28:44.289
،يعني اينکه خودتون رو براي سالها بيچاره کنيد

28:44.366 --> 28:47.802
. چون حالا ديگه لازم هست که اين کار رو تمام کنيد

28:48.804 --> 28:51.432
"و براي حل اين معما ،"نيل" و "پائول

28:51.506 --> 28:54.407
به بزرگترين چالش ذهني بشر

28:54.476 --> 28:56.273
... رسيدند

28:56.344 --> 29:01.008
يعني به جهاني غريب و باور نکردني
از 11 بُعد فضايي

29:01.650 --> 29:05.780
. و جهانهايي موازي با جهان خود ما

29:08.357 --> 29:12.487
. البرت آينشتاين" متفکري قدرتمند بود"

29:13.463 --> 29:16.864
،نظريات نسبيت او
دستاوردهايي را به لرزه در آورد

29:16.933 --> 29:20.425
. که اهداف قرنها مشاهدات کيهاني بشر بودند

29:20.503 --> 29:22.130
،اما حتي بنيادي تر از آن

29:22.205 --> 29:26.972
. تشخيص او از بافت فضا و زمان بود

29:27.777 --> 29:29.642
سه بُعد فضا

29:29.712 --> 29:32.306
در حقيقت بخشي از
چهار بُعد زمينه اي هستند موسوم به

29:32.381 --> 29:35.009
. فضا-زمان

29:35.084 --> 29:39.248
اما اکنون، جريان تازه اي
در فيزيک تئوريک ديده مي شود

29:39.322 --> 29:42.257
. "موسوم به "نظريه ريسمان

29:43.192 --> 29:48.186
و از نظريه ريسمان هم تئوري ديگري مشتق مي شود
. "M" موسوم به تئوري

29:48.264 --> 29:51.165
نه تنها چهار "M" در تئوري

29:51.234 --> 29:54.635
. بلکه 11 بُعد وجود دارد

29:54.704 --> 29:59.232
. ده بُعد فضايي و يک بُعد زماني

30:00.143 --> 30:03.010
چه هست؟ "M" تئوري

30:03.079 --> 30:06.344
... يک تلاشيست براي "M" تئوري

30:07.450 --> 30:08.747
... اجازه بديد دوباره شروع کنم

30:08.818 --> 30:11.912
جهانهاي سه بُعدي و بي نهايتي که
... منبسط مي شن به

30:11.988 --> 30:13.546
... اجازه بديد دوباره شروع کنم

30:13.623 --> 30:15.386
هر کسي ممکنه به خودش بگه که

30:15.458 --> 30:17.790
چطور کسي مي تونه اين رو

30:17.860 --> 30:19.327
در دو جمله توضيح بده که مسخره به نظر نرسه؟

30:21.130 --> 30:24.964
... يک "M" تئوري

30:25.034 --> 30:27.935
نظريه موعود و يکپارچه

30:28.004 --> 30:30.973
از ميان تمامي نيروها و اجزاي بنيادينيست

30:31.040 --> 30:32.769
. که ما در طبيعت مي بينيم

30:32.842 --> 30:34.241
به تعبيري مي تونيد اون رو يک توصيفي از

30:34.310 --> 30:37.211
اوج دستاوردهاي

30:37.280 --> 30:39.680
. فيزيک تئوريک قرن بيستم قلمداد کنيد

30:39.749 --> 30:41.216
بر اين مبنا، چگونگي عملکرد اين تئوري اينگونه هست که

30:41.284 --> 30:44.617
نياز به بيش از سه بُعد عادي فضايي خواهيد داشت

30:44.687 --> 30:46.712
اين هست که "M" بنابراين کليد نهفته در تئوري

30:46.789 --> 30:49.724
ما بيش از سه بُعد فضايي را که تا به حال

30:49.792 --> 30:51.123
. تجربه کرده ايم داريم

30:51.194 --> 30:53.059
. بُعدهايي که پنهانند

30:53.129 --> 30:55.063
. در واقع ما 7 بُعد ديگر هم داريم

30:55.131 --> 30:58.567
،و دليل اينکه ما از وجودشان بي خبريم

30:58.634 --> 31:01.967
اين هست که اينها بسيار بسيار ريز هستند
و براي ديدنشان

31:02.038 --> 31:05.201
. نياز به ميکروسکوپي بي نهايت قدرتمند داريم

31:05.274 --> 31:07.742
. بسيار پر قدرت تر از هر ميکروسکوپي که در اختيار داريم

31:07.810 --> 31:11.871
جهان سه بُعدي ما در يک سطح

31:11.948 --> 31:15.748
و در بستر فضا قرار گرفته
با يک بُعد اضافه ديگر

31:15.818 --> 31:19.481
. که اين جهان رو از جهاني ديگر جدا مي کنه

31:19.555 --> 31:20.920
يک احتمال

31:20.990 --> 31:23.254
که از اين بُعد ديگر سر چشمه مي گيرد

31:23.326 --> 31:25.453
آنست که جهان سه بُعدي ديگري

31:25.528 --> 31:28.554
مي تواند تنها به اندازه کسر يک سانتيمتر
از جهان ما فاصله داشته باشد

31:28.631 --> 31:30.758
. و همچنان از چشم ما پنهان بماند

31:31.334 --> 31:33.666
اين سطوح، غشا نام دارند

31:33.736 --> 31:35.169
که از همان غشاي سلولي برگرفته شده اند

31:35.238 --> 31:38.036
که فقط ياد آور آن هستند که
اين سطوح ، انعطاف پذير ند

31:38.107 --> 31:40.769
. منبسط مي شوند ، تکان مي خورند، لوله مي شوند

31:40.843 --> 31:43.505
. و مي توانند در امتداد اين بُعد اضافه، حرکت کنند

31:43.579 --> 31:45.809
همه جزئياتي که ما از آنها ساخته شده ايم

31:45.882 --> 31:48.077
در واقع در حصار يک غشاي کوچک قرار گرفته

31:48.150 --> 31:51.608
و همه ابعاد فضا هم که ما در آنها سفر مي کنيم

31:51.687 --> 31:54.485
. شامل اين غشا مي شود

31:54.557 --> 31:56.354
بنابراين همه چيز در جهان

31:56.425 --> 31:59.417
. مرکب از اين اجرام هندسيست

31:59.495 --> 32:01.190
من هيچ فکر نمي کنم که بتونم
. اين مطلب رو دوباره تکرار کنم

32:02.331 --> 32:03.696
. مراقب باشيد

32:03.766 --> 32:07.998
شما به نقطه اي وارد مي شويد
. "موسوم به "عالم غشا

32:08.070 --> 32:10.402
ما مثل يک حشره روي کاغذ حشره کش

32:10.473 --> 32:11.838
. در دنياي غشايي خودمان گير کرده ايم

32:11.908 --> 32:13.933
ما واقعاً نمي تونيم به بُعد ديگري برسيم

32:14.010 --> 32:16.069
حتي اگر 10 تا 30 سانتيمتر هم بيشتر

32:16.145 --> 32:18.272
. فاصله تا رسيدن به يک دنياي غشايي ديگر نداشته باشيم

32:18.915 --> 32:21.509
از همين جهان غشايي بود که

32:21.584 --> 32:22.846
"پائول" و "نيل"

32:22.919 --> 32:25.854
به صورت بالقوه به تئوري تازه اي از

32:25.922 --> 32:28.516
. آنچه پيش از آغاز اتفاق افتاده، دست پيدا کردند

32:29.358 --> 32:31.189
،حالا من اينجا يک تکه پارچه دارم

32:31.260 --> 32:34.354
که به نظر يک جرم دو بُعدي مي رسه

32:34.430 --> 32:36.091
چون يک بُعد از بالا به پايين داره

32:36.165 --> 32:38.258
. و يک بعد هم از پهلو به پهلو

32:38.334 --> 32:42.031
اما وقتي ما يک کمي از زاويه نزديکتر
به اين جسم نگاه کنيم

32:42.104 --> 32:44.572
،و از اينطرف اون رو ببينيم
متوجه مي شويم که در واقع

32:44.640 --> 32:46.733
دو قطعه پارچه وجود داره

32:46.809 --> 32:49.539
. که با يک فاصله خيلي کمي از هم جدا هستند

32:49.612 --> 32:51.204
و شما مي تونيد اين فاصله رو

32:51.280 --> 32:53.874
. به عنوان بُعد چهارم فرض کنيد

32:53.950 --> 32:57.886
برخورد اين دو جهان سه بُعدي

32:57.954 --> 33:00.650
،يعني جهاني که ما در آن زندگي مي کنيم
،با يک جهان ديگر

33:00.723 --> 33:02.748
. همان "بيگ بنگ" رو ايجاد مي کنه

33:02.825 --> 33:06.283
اين يک برخورد بوده ، به جاي اينکه
. از "هيچ" منشاء گرفته باشه

33:06.362 --> 33:09.263
،پس اگر غشا، قبل و بعدش وجود داشته

33:09.332 --> 33:11.425
. يعني فضا و زمان هم از قبل وجود داشته اند

33:11.500 --> 33:12.865
و مي تونند به ايجاد

33:12.935 --> 33:14.869
. شرايطي که ما در جهان امروز داريم، کمک کرده باشند

33:14.937 --> 33:17.064
. به هم برخورد کنند و دوباره از هم جدا بشوند

33:19.976 --> 33:22.069
بيگ بنگ" آغاز نيست"

33:22.144 --> 33:23.543
اين يعني که ما زمان بيشتري

33:23.612 --> 33:25.876
براي حل مسائل کيهاني

33:25.948 --> 33:27.848
. که تورم، قصد حل کردن اونها رو داشته، داريم

33:27.917 --> 33:30.715
پس ما شروع کرديم به تصور اينکه
آيا ميشه اين ايده رو

33:30.786 --> 33:33.016
با چيزي که پيش از "بيگ بنگ" اتفاق افتاده عوض کنيم؟

33:33.089 --> 33:34.954
،و همينطور که ما در قطار نشسته بوديم

33:35.024 --> 33:37.686
شروع به تصور احتمالات زيادي کرديم

33:37.760 --> 33:40.854
،و در نهايت هم
به مقصودي بسيار هيجان انگيزتر از

33:40.930 --> 33:43.763
. تصوير استاندارد تورمي "بيگ بنگ" رسيديم

33:46.435 --> 33:48.300
،به مدت 18 ماه

33:48.371 --> 33:51.534
اين سه مرد به همراه فيزيکدان ديگري
"به نام "جاستين کوري

33:51.607 --> 33:54.599
با تب و تاب فراواني مشغول شفاف سازي و قضاوت

33:54.677 --> 33:57.271
. جرقه خلاقيت ذهنيشان بودند

33:57.346 --> 33:59.610
حالا ما بايد اثبات رياضي آن را هم
به انجام مي رسانديم

33:59.682 --> 34:02.549
و اين موضوع هم مستلزم بسط فيزيک زياديست

34:02.618 --> 34:06.748
تا توصيف کننده حرکات غشاي متحرک
در امتداد ابعاد اضافه باشه

34:06.822 --> 34:07.982
که تحت تاثير نيرويي

34:08.057 --> 34:10.184
. که آنها را به سوي هم مي راند قرار دارند

34:10.259 --> 34:12.659
. اين شيوه رياضيات قبلاً وجود نداشته

34:14.563 --> 34:17.896
. تئوري تازه اي از هستي، شروع به جان گرفتن کرد

34:18.868 --> 34:20.426
تصويري که ما در ذهن داشتيم

34:20.503 --> 34:24.132
دو جهان سه بُعدي بود
که تا ابديت منبسط مي شدند

34:24.206 --> 34:27.334
اما با فاصله اي اندک از هم جدا بودند

34:27.410 --> 34:29.878
. يعني همان بُعد چهارم فضا

34:29.945 --> 34:32.243
هر دو جهان سه بُعدي

34:32.314 --> 34:36.341
در واقع با نيروي بسيار بسيار اندکي
. به هم جذب مي شوند

34:36.419 --> 34:39.354
اين نيرو بايد بسيار بسيار کم باشه

34:39.422 --> 34:42.755
. در غير اينصورت "بنگ" خيلي زود اتفاق مي افته

34:42.825 --> 34:45.350
ما ميدونيم که اين دوره ها نمي تونند خيلي کوتاه باشند

34:45.428 --> 34:48.158
چون جهان تا همين حالا، 14 بيليون سال

34:48.230 --> 34:49.424
. از آخرين بنگ خودش رو پشت سر گذاشته

34:49.498 --> 34:52.592
يک تريليون سال ،احتمالاً يک نقطه شروع عادي

34:52.668 --> 34:54.761
،براي آنچه که ما از طول اين دوره انتظار داريم
. خواهد بود

34:54.837 --> 34:56.828
،در حاليکه غشاها به هم نزديکتر مي شوند

34:56.906 --> 34:59.534
نيرو قوي تر و قوي تر مي شه

34:59.608 --> 35:02.577
و وقتي به هم برخورد مي کنند،انرژي جنبشي غشاها

35:02.645 --> 35:05.375
به اشعه داغي تبديل مي شه

35:05.448 --> 35:08.474
که هر دو جهان سه بُعدي رو پر مي کنه

35:08.551 --> 35:11.714
. و به نظر يک "بيگ بنگ" ميرسه

35:11.787 --> 35:13.914
وقتي غشاها دوباره از هم دور مي شن

35:13.989 --> 35:16.480
باز از مواد و تشعشعاتي پر ميشوند

35:16.559 --> 35:18.322
که در برخورد اينها با هم شکل گرفته

35:18.394 --> 35:22.831
و همين باعث مي شه که غشاها
دوباره منبسط و سرد بشوند

35:22.898 --> 35:25.366
و دوره تازه اي از انبساط ، سرد شدن

35:25.434 --> 35:29.461
خلق اتمها ، مولکولها ، ستاره ها
. و کهکشانها رو از سر بگيرند

35:30.239 --> 35:33.003
. حالا ما يک توضيح براي "بيگ بنگ" داريم

35:33.075 --> 35:35.339
،اين به صورت عادي
همان "يگانگي کيهاني" محسوب ميشه

35:35.411 --> 35:37.811
نوعي تغيير در قوانين فيزيک

35:37.880 --> 35:41.475
"که در تئوري استاندارد "بيگ بنگ
. ناچاريد به سادگي نديده اش بگيريد

35:41.550 --> 35:42.744
،اما در اين تصوير

35:42.818 --> 35:45.082
. شما در واقع يک توضيح براي اون داريد

35:45.154 --> 35:48.317
. اين در حقيقت يک برخورد بين دو جهان غشايي بوده

35:48.390 --> 35:52.349
اين يک تئوريست که
. به آن "يگانگي کيهاني" مي گوييم

35:52.428 --> 35:54.919
،اين يکي از اساسي ترين و برازنده ترين نتايج

35:54.997 --> 35:58.524
. براي يکي از مهمترين معماهاي هستيست

35:58.601 --> 36:00.660
"طبق نظر "نيل" و "پائول

36:00.736 --> 36:02.761
،"و همکارانشان ،"برت" و "جاستين

36:02.838 --> 36:07.104
. همواره زماني ، پيش از زمان وجود داشته است

36:09.612 --> 36:12.547
پس از تقريباً 2 سال کار، اکنون زمان آن بود

36:12.615 --> 36:15.914
که اين تئوري جديد را
. به دوستان دانشمند خود ارائه کنند

36:15.985 --> 36:17.475
،در کنفرانسي در فنلاند

36:17.553 --> 36:20.044
. اين دو فيزيکدان، تئوري خود را مطرح کردند

36:20.122 --> 36:22.522
. بازتاب آن، برخوردي سرد بود

36:22.591 --> 36:25.685
انتقاد آنها اين بود که ما فقط
نتيجه گيري کرده ايم يا ادعا کرده ايم

36:25.761 --> 36:27.752
که غشاها صاف و موازي هستند

36:27.830 --> 36:29.991
بدون اينکه ثابت کرده باشيم
!چرا اينطور است

36:30.065 --> 36:32.056
،ما خيلي درباره اين ايده هيجان داشتيم

36:32.134 --> 36:35.126
. اما خرابش کردند

36:35.204 --> 36:38.401
راستش بايد بگم که
. اين نشست به نفع ما تمام نشد

36:39.675 --> 36:42.701
فرداي آن روز، ما هر دو دمغ بوديم

36:42.778 --> 36:45.679
بنابراين مشغول قدم زدن در ساحل رود
. نزديک به "روا نيمي" شديم

36:45.748 --> 36:46.908
و با هم اين گفتگو رو داشتيم که

36:46.982 --> 36:49.542
چه چيزي رو ميشه جايگزين اين ايده کرد؟

36:49.618 --> 36:51.176
بنابراين شروع کرديم به فکر کردن به موضوعي

36:51.253 --> 36:53.585
،که هنوز در تئوري مطرح نشده بود

36:53.656 --> 36:55.453
. و اون هم موضوع "انرژي سياه" بود

36:56.926 --> 36:58.518
،"انرژي سياه"

36:58.594 --> 37:01.427
. يک کشف کاملاً غير منتظره اخير است

37:01.497 --> 37:02.862
نيرويي اسرار آميز

37:02.932 --> 37:06.231
. که موجب انبساط سريعتر جهان مي شود

37:06.302 --> 37:09.760
،در حقيقت، انرژي سياه
چنان موجب انبساط جهان مي شود

37:09.838 --> 37:12.830
که هيچ چيزي به جز
. فضاي سرد و خالي در جهان باقي نمي ماند

37:12.908 --> 37:17.902
،"M" در دستور زبان تئوري
. اين ترجمه همان غشاي مسطح است

37:17.980 --> 37:23.350
انرژي سياه، جهانهاي سه بُعدي رو منبسط مي کنه

37:23.419 --> 37:27.913
،و اونها رو به حدي کاملاً مسطح
. خالي و موازي مي رسونه

37:27.990 --> 37:30.117
. البته اين بلافاصله با يک ايده ديگري همنوا شد

37:30.192 --> 37:32.251
ما حالا داريم از اون استفاده مي کنيم

37:32.328 --> 37:34.489
!اما قبل از "بنگ" هم از آن استفاده مي کنيم

37:34.563 --> 37:38.090
شايد منبع انرژي سياه، در آن زمان

37:38.167 --> 37:40.192
مثل همين بوده که حالا هست

37:40.269 --> 37:42.499
. و جهان به نوعي، يک جهان دوره اي باشه

37:42.571 --> 37:44.300
پس شما مي توانيد يک "بنگ" داشته باشيد

37:44.373 --> 37:48.173
،که در پي دوره هاي عادي جهانهايي ديگر
از راه مي رسه

37:48.244 --> 37:50.041
،مثل همين که ما امروز در آن هستيم

37:50.112 --> 37:53.081
و در پي آن هم يک "بنگ" ديگر خواهد بود
که در آينده خواهد آمد

37:53.148 --> 37:55.548
و آنهم "بنگ" ديگري را در پي خواهد داشت
. و همينطور تا ابد

37:55.618 --> 37:59.384
. يعني همينطور برخورد و بيگ بنگهايي تا ابد خواهد بود

37:59.455 --> 38:01.889
. حالا تئوري کامل شده بود

38:01.957 --> 38:06.087
دو غشا به هم مي رسند
و انرژي را به يکديگر تزريق مي کنند

38:06.161 --> 38:09.187
،سپس انرژي سياه ، به مدت يک تريليون سال يا بيشتر

38:09.265 --> 38:11.165
. آنها را از هم دور مي کند

38:11.233 --> 38:15.169
. غشاها مسطح مي شوند و باز به هم نزديک مي گردند

38:15.237 --> 38:18.604
. و اين روند بي پايان ادامه خواهد يافت

38:20.576 --> 38:23.409
"نيل توراک" و "پائول استاينهارت"

38:23.479 --> 38:26.710
به يک تئوري نهايي شگفت انگيز
از "بيگ بنگ" دست يافتند

38:26.782 --> 38:30.809
و روزنه اي در آنچه پيش از آغاز
. رخ داده بود ، ايجاد کردند

38:30.886 --> 38:33.150
،هر قدر هم که مدلها با هم فرق داشته باشند

38:33.222 --> 38:35.952
اما دقيقاً همان تنوع را در

38:36.025 --> 38:37.890
. تشعشع زمينه اي توليد مي کنند

38:37.960 --> 38:41.657
نيز WMAP تصوير
. همين دو ايده را منعکس مي کند

38:41.730 --> 38:45.131
بود که اين موضوع رو آشکار کرد WMAP قطعاً

38:45.200 --> 38:47.794
،و روشي هم که اغلب در تفسير اين خبر شد

38:47.870 --> 38:49.303
به زيبايي سازگار بود با

38:49.371 --> 38:51.965
"تصوير "بيگ بنگ تورمي

38:52.041 --> 38:53.736
اما از نظر ما ، به معناي اين بود که
"احتمال "مدل دوره اي

38:53.809 --> 38:56.039
. به اندازه "مدل تورمي" هست

38:56.111 --> 38:59.547
اما کداميک از اين دو نظريه درست است؟

38:59.615 --> 39:03.676
پاسخ به يکي از بزرگترين معماهاي هستي
:مبني بر اينکه

39:03.752 --> 39:07.313
"آيا زماني پيش از زمان ما وجود داشته؟"

39:07.389 --> 39:12.156
،مي تواند در يک ميليون مايلي بالاي سر ما
. به دور زمين در گردش باشد

39:18.257 --> 39:19.257
پيش از "آغاز"، چه اتفاقي افتاده است؟

39:20.546 --> 39:22.747
سوال مطرح ميشود

39:22.748 --> 39:25.616
بحث هاي نزديک مطرح مي شوند

39:25.617 --> 39:27.752
جواب اين است؟
هيچ چيز

39:27.753 --> 39:32.523
آيا بيگ بنگ به طور ناگهاني و بدون توضيح رخ داده است؟

39:32.524 --> 39:36.561
از جايي که زمان و مکان نبوده اند؟

39:36.562 --> 39:37.962
يا ميتونيم پديد آمده باشيم

39:37.963 --> 39:40.478
از انقباض جهاني ديگر

39:40.479 --> 39:42.433
که قبل از ما وجود داشته است

39:42.434 --> 39:46.103
يا ما در يک تريليونم تريليونم

39:46.104 --> 39:50.341
عرض يک اتم به دور از جهان موازي ديگر زندگي ميکنيم

39:50.342 --> 39:52.276
و در هر تريليون سال

39:52.277 --> 39:55.646
اين جهانهاي موازي به يکديگر برخورد ميکنند

39:55.647 --> 40:00.418
و يکديگر را از مقدار زيادي انرژي و مواد پر ميکنند

40:03.322 --> 40:05.790
"جهان پر تلاطم پروفسور "مارتين بويوالد

40:05.858 --> 40:09.021
همچنان در حال پيشرفت است اما براي

40:09.094 --> 40:12.154
،مدعيان "مدل دوره اي" و "تورمي" بيگ بنگ

40:12.231 --> 40:15.462
پاسخ به چگونگي آغاز جهان

40:15.534 --> 40:18.867
مي تواند حرکت به سوي ما
از ميان زمان و فضا باشد

40:18.938 --> 40:21.668
:همچون امواج کوچکي در درياي هستي

40:22.341 --> 40:25.208
. "امواج کششي"

40:26.111 --> 40:29.239
امواج کششي خيلي شبيه به امواج صوتي هستند

40:31.750 --> 40:33.581
ما به امواج صوتي که

40:33.652 --> 40:36.177
،در حال صحبت من
از من به شما مي رسه

40:36.255 --> 40:41.318
. به عنوان انبساط و انقباض هواي بينمان عادت داريم

40:41.393 --> 40:45.329
ملکولها به هم فشرده و بعد از هم دور ميشوند

40:45.397 --> 40:47.558
. درحاليکه موج از من به شما در حرکت هست

40:48.267 --> 40:50.326
،اما امواج کوچک کششي

40:50.402 --> 40:53.599
،ملکولهاي هوا نيستند، بلکه خود فضا هستند

40:53.672 --> 40:56.197
و مفهوم آن اين است که
مي توانند انبساط يابند

40:56.275 --> 41:00.837
يا پرتوي از نور را منتشر کنند
. و در رنگهاي آن تغيير ايجاد کنند

41:00.913 --> 41:02.608
،پس وقتي که فضا منبسط ميشه

41:02.681 --> 41:04.615
ما مي بينيم که تشعشعات

41:04.683 --> 41:06.947
به فرکانسهاي قرمز
با طول موجهاي بلند تغيير مي کنند

41:07.019 --> 41:08.543
،اما وقتي بر مي گردند

41:08.621 --> 41:11.886
. آبي تر از وضعيت متضادش خواهند بود

41:11.957 --> 41:14.187
پس با تجزيه دقيق

41:14.260 --> 41:16.888
،مسير تشعشعات در آسمان

41:16.962 --> 41:21.490
ما در حقيقت مي تونيم موجهاي کششي را

41:21.567 --> 41:24.627
که در آن بخش از جهان
. که ما در آن هستيم در حرکتند، دنبال کنيم

41:30.442 --> 41:31.932
و تکنولوژي موشکي هم

41:32.010 --> 41:34.672
دانشمندان را به اندازه کافي به عمق فضا مي برد

41:34.746 --> 41:38.238
. تا قادر به زير نظر گرفتن اين امواج کششي باشند

41:40.819 --> 41:42.184
"ماهواره "پلانک

41:42.254 --> 41:43.915
است WMAP جانشين

41:43.989 --> 41:46.958
آسمان را دو برابر آن

41:47.025 --> 41:48.720
. و در حدود 10 برابر حساسيت ، رصد مي کنه

41:48.793 --> 41:51.125
ماهواره "پلانک" واقعاً اولين وسيله ايست که

41:51.196 --> 41:53.426
به نظر مي رسه شايد بتونه

41:53.498 --> 41:56.729
. اين امواج کششي رو پيدا کنه

41:58.470 --> 42:01.735
اگر ما خوش شانس باشيم
به ما خواهد گفت که چه اتفاقي

42:01.806 --> 42:03.933
در اولين لحظه "بيگ بنگ" رخ داده

42:04.009 --> 42:05.442
. يا حتي در لحظه پيش از اون

42:09.047 --> 42:12.642
،براي مسئولين "مدل تورمي" بيگ بنگ

42:12.717 --> 42:14.844
يافتن امواج کششي شکوهمند

42:14.920 --> 42:16.547
آخرين گام در راه اثبات آنست که

42:16.621 --> 42:19.715
انبساط عظيمي از يک انرژي پس زننده در کار بوده

42:19.791 --> 42:22.919
. از زماني بي آغاز و از مکاني لامکان

42:25.664 --> 42:27.894
اما "پائول استاينهارت" و "نيل توراک" نيز

42:27.966 --> 42:31.925
. چشم به نتايج ماهواره "پلانک" دوخته اند

42:32.003 --> 42:34.733
،در "مدل دوره اي" آغاز جهان آنها

42:34.806 --> 42:36.398
،رسيدن دو غشا به هم

42:36.474 --> 42:39.034
،برخورد بسيار کم تراکم تري دارد

42:39.110 --> 42:40.270
و شانس وجود

42:40.345 --> 42:44.907
امواج کششي، تقريباً ناممکن خواهد شد

42:44.983 --> 42:46.507
اگر ما امواج کششي را

42:46.585 --> 42:47.882
،در ماهواره "پلانک" مشاهده کنيم

42:47.953 --> 42:49.921
اين موضوع ثابت کننده "تئوري تورمي" خواهد بود

42:49.988 --> 42:51.649
. که حاکم بر تصوير "دوره اي" ما مي شه

42:51.723 --> 42:53.190
،اما اگر اين امواج را نبينيم

42:53.258 --> 42:56.625
،اين موضوع با قوت
. حمايت کننده "تئوري دوره اي" خواهد بود

42:56.695 --> 42:58.560
اما هر يک از اين توضيحات

42:58.630 --> 43:02.122
،درباره آغاز جهان صحيح تر باشد

43:02.200 --> 43:07.137
. برنده حقيقي، درک علمي خود ما خواهد بود

43:07.939 --> 43:09.770
. بله از نظر من اين بشر است در مقابل طبيعت

43:09.841 --> 43:12.002
ما داريم تلاش مي کنيم
. رازهاي طبيعت رو کشف کنيم

43:12.077 --> 43:14.204
. اگر موفق بشيم، غافلگير خواهيم شد

43:16.348 --> 43:19.749
،اين امواج ريز و تقريباً غير قابل کشف

43:19.818 --> 43:21.752
تاثيري شبيه به سونامي

43:21.820 --> 43:25.051
. در مسير آينده کيهان شناسي خواهند داشت

43:25.123 --> 43:28.490
به جاي ظهور از لامکان و زماني بي آغاز

43:28.560 --> 43:32.052
،"و پيدايش ما از غبار ستارگان به "بشر

43:32.130 --> 43:35.395
شايد ما بايد به منطق ذهني خودمان
توجه داشته باشيم

43:35.467 --> 43:37.367
که ما تنها آخرين گونه

43:37.435 --> 43:40.427
. از دوره اي از جهانهاي بي پايان هستيم

43:40.505 --> 43:44.532
شايد ما هنوز هم ندانيم
که چه اتفاقي پيش از آغاز رخ داده

43:44.609 --> 43:47.737
. اما در خواهيم يافت که... يک اتفاقي افتاده

43:47.812 --> 43:52.249
. پاسخ نهايي، شايد در همين نزديکيها باشد