﻿WEBVTT

00:03.725 --> 00:07.284
‫تو مسیر سختی رو انتخاب کردی، ایگور.
‫دشواریِ زیادی داره...

00:07.404 --> 00:10.758
‫زمین بسیار ناهموار،
‫نه جاده‌ای، نه مسیری.

00:10.878 --> 00:14.272
‫- به هر حال، رفیق زولتاروف باهاتون میاد.
‫- چطور؟

00:14.392 --> 00:17.671
‫دخترهای توی خوابگاه
‫پیش‌بینی کردن که یه نفر...

00:17.791 --> 00:21.269
‫- توی این راه‌پیمایی عاشقم می‌شه.
‫- زینا، من مدام بهت فکر می‌کنم.

00:21.389 --> 00:24.305
‫- هنوزم از دستم عصبانی هستی؟
‫- نه، خیلی وقته دیگه اینطور نیست.

00:24.723 --> 00:26.787
‫گوسیا!

00:31.675 --> 00:36.046
‫تو سردته. بیا بریم داخل کلبه!

00:43.717 --> 00:48.349
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:48.469 --> 00:52.850
‫«قسمت چهارم.»

01:06.880 --> 01:10.551
‫بابا بزرگ، کی می‌ریم خونه؟

01:10.777 --> 01:12.868
‫سه شب دیگه، اونهو.

01:12.988 --> 01:17.899
‫می‌خوام مامانم ببینه که
‫من یه شکارچی واقعی شدم.

01:18.097 --> 01:21.404
‫اون بهت افتخار می‌کنه، اونهو.

01:45.917 --> 01:50.012
‫- بابا بزرگ، این چی بود؟
‫- اونا اینجان.

01:50.322 --> 01:53.049
‫- کیا؟
‫- مُرده‌ها.

01:53.187 --> 01:57.984
‫سورنینای منتظرشونه. این صدای اونه.

01:59.112 --> 02:02.347
‫اون ارواح‌شون رو می‌گیره.

02:02.467 --> 02:07.215
‫و یادت باشه، تو
‫نمی‌تونی نزدیک‌شون بشی.

02:17.939 --> 02:20.592
‫ما داریم به بالای رودخونه‌ی لازوا می‌ریم.

02:21.956 --> 02:25.924
‫ارتفاع برف امسال کمتر از سال پیشه.

02:26.044 --> 02:30.450
‫اغلب باید بمونیم و برف خیس رو
‫از روی اسکی‌هامون پاک کنیم.

02:30.570 --> 02:34.027
‫همینطور از محل‌هایی
‫رد می‌شیم که هنوز یخ نزدن.

02:36.408 --> 02:41.486
‫طبیعتاً کوله‌پُشتیم خوب و سنگینه،
‫اما مشکلی ندارم و می‌تونم ادامه بدم.

02:41.896 --> 02:44.019
‫روز اول همیشه سخته.

02:44.139 --> 02:47.268
‫دیروز بدون کوله‌پُشتی‌ها
‫خیلی آسون‌تر بود.

02:47.388 --> 02:52.495
‫مسیرهای رودخونه‌های یخ‌زده، از برف،
‫برف، و برف بیشتر پوشیده شده.

02:54.496 --> 02:58.175
‫هوا از دیروز گرم‌تره،
‫منفی هشت درجه.

02:59.004 --> 03:01.036
‫شانس بهمون رو کرده.

03:01.156 --> 03:04.044
‫ما یه عالمه کلمه‌ی مانسی
‫از بچه‌ها یاد گرفتیم.

03:04.164 --> 03:08.043
‫نیان-نان. یوم-خانه.

03:08.557 --> 03:10.557
‫یاروچ- جریان.

03:11.522 --> 03:15.036
‫یاروچ-جریان.

03:20.855 --> 03:23.706
‫شمام اون صدا رو شنیدین؟

03:26.545 --> 03:29.245
‫اون چی بود؟

03:31.016 --> 03:33.970
‫- شبیه صدای یه هیولا نبود.
‫- پس چیه؟

03:34.142 --> 03:38.438
‫این بخاطر شکاف بین صخره‌هاست، یه باد قوی
‫از میون‌شون عبور می‌کنه و صدایی مثل سوت می‌ده.

03:38.558 --> 03:43.071
‫راستش ترسناکه.
‫صداش مثل یه هیولاست.

03:43.309 --> 03:47.276
‫- انگار داره صدامون می‌کنه یا بهمون هشدار می‌ده.
‫- لیودا، مزخرف نگو.

03:47.396 --> 03:50.881
‫بیاین راه بیفتیم. دو ساعت دیگه
‫استراحت می‌کنیم.

03:51.001 --> 03:53.457
‫نکن، یورا.

04:09.302 --> 04:12.322
‫- روستیک، دستت بند نیست؟
‫- اومدم!

04:19.362 --> 04:22.810
‫- چطوری؟
‫- خوب...

04:23.057 --> 04:25.705
‫چی شده؟

04:26.461 --> 04:29.571
‫به وضوح، کلاً مزخرف بود.

04:30.263 --> 04:33.674
‫- در مورد چی حرف می‌زنی؟
‫- در مورد پیش‌بینی.

04:34.799 --> 04:37.901
‫بهت گفته بودم که
‫یه نفر قراره عاشقم بشه؟

04:38.021 --> 04:40.051
‫آره.

04:40.305 --> 04:43.448
‫بنظر هیچکس منو نمی‌خواد.

04:47.977 --> 04:51.058
‫شاید ساشا کولِواتوف.

04:53.968 --> 04:56.310
‫ساشا؟

04:58.608 --> 05:01.885
‫چی باعث شده فکر کنی اونه؟

05:02.682 --> 05:05.919
‫من متوجه شدم چجوری
‫چند دقیقه نگاهت می‌کرد.

05:07.675 --> 05:10.614
‫ساشا، داری چیکار می‌کنی؟

05:10.772 --> 05:15.241
‫می‌خوام یه سورتمه با اسکی یدکم
‫درست کنم تا کوله‌هام رو باهاش بکشم.

05:15.361 --> 05:19.365
‫برای لیودا جالب بود،
‫اما خجالت می‌کشید بپرسه.

05:30.846 --> 05:34.242
‫- این اولین ‌باریه که همچین بخاری‌ای می‌بینم.
‫- گوسیا خودش سرهمش کرده.

05:34.362 --> 05:37.184
‫- اختراع خودشه.
‫- چیز پیچیده‌ای نیست.

05:37.380 --> 05:40.639
‫فقط باید با احتیاط باهاش کار کنی.

05:40.854 --> 05:43.234
‫جعبه ابزار رو بیار،
‫یه کابل احتیاج داریم.

05:43.354 --> 05:45.785
‫- یه لحظه.
‫- خیلی خب.

05:48.697 --> 05:51.531
‫- نگهش دار!
‫- دارمش، دارمش.

05:53.010 --> 05:57.004
‫ایگور، چرا یودین باهامون ادامه نداد؟

05:57.296 --> 06:02.125
‫چرا؟ بخاطر پاش،
‫شنیدی که چی گفت.

06:02.820 --> 06:07.435
‫یه چیزی بهم می‌گه مشکل این نبوده.

06:08.956 --> 06:11.675
‫درسته؟

06:15.333 --> 06:19.173
‫یه خوابی دیده بود و ترسیده بود.

06:19.377 --> 06:23.965
‫من به کسی نگفتم،
‫تا ازش یه احمق نسازم.

06:24.238 --> 06:27.105
‫و تو هم بهتره به کسی نگی.

06:28.414 --> 06:32.262
‫می‌دونی چیه؟
‫بعضی‌ها زمان جنگ...

06:33.163 --> 06:36.636
‫انگار به یه پیش‌آگاهی می‌رسیدن.

06:36.756 --> 06:39.418
‫حتی پیش از حمله،
‫می‌دونستن که قرار نیست برگردن.

06:39.538 --> 06:42.530
‫خداحافظی‌هاشون رو می‌کردن،
‫نامه‌هاشون رو به کسایی که دوست داشتن می‌نوشتن.

06:42.650 --> 06:47.220
‫ما در حال حاضر توی جنگ نیستیم
‫و هیچ اتفاقی هم برامون نمی‌افته.

06:51.423 --> 06:54.342
‫بیا گوسیا، برات کابل آوردم.

07:01.803 --> 07:04.338
‫عالی بود.

07:10.879 --> 07:16.265
‫خب، بیاین بنوشیم، به افتخار
‫اولین شب‌مون توی چادر.

07:16.385 --> 07:19.718
‫و شماها، گردشگران آهنین دانشگاهی

07:19.894 --> 07:22.847
‫- برای ما.
‫- هورا!

07:29.499 --> 07:33.974
‫- یورکا، با آب قاطیش کرده بودی؟
‫- نه، لیودا.

07:34.094 --> 07:38.458
‫توی کوه‌نوردی باید الکل خالص
‫بخوری، بدون هیچ ترکیبی.

07:38.578 --> 07:42.403
‫ناظر عزیز،
‫می‌خوام به اطلاعت برسونم.

07:42.523 --> 07:46.147
‫امروز در طول بازرسی چادر
‫یه سوراخ گنده پیدا شد.

07:46.754 --> 07:49.505
‫- این چه ربطی به من داره؟
‫- دقیقاً، لیودا!

07:49.625 --> 07:54.219
‫- توی سوردلوفسک تو قول داده بودی درستش می‌کنی.
‫- منو با این سوراخ اذیت نکن.

07:54.497 --> 07:57.367
‫روستیک، می‌شه ماندولین بزنی!

07:57.801 --> 08:01.888
‫الکل گرفتتش. بسیار خب،
‫الکل برای ناظر کافیه.

08:02.718 --> 08:05.562
‫بیاین آهنگ "برگ‌ها" رو بخونیم.

08:05.682 --> 08:08.323
‫- "برگ‌ها" دیگه چیه؟
‫- بلد نیستی؟

08:08.443 --> 08:14.228
‫من بلدم. این آهنگ مورد علاقه‌ی زنیه...

08:14.638 --> 08:18.005
‫که یک بار سرنوشت سر راهم قرارش داد.

08:19.179 --> 08:24.065
‫وقتی که از کوه‌نوردی برگردم،
‫می‌رم پیشش توی کوبان.

08:24.245 --> 08:26.854
‫- خب، چیه؟
‫- چی؟

08:27.320 --> 08:29.966
‫خب، بخون، لیودا!

09:32.758 --> 09:37.843
‫بابا بزرگ، این یه آوازه؟
‫خیلی قشنگه.

09:38.194 --> 09:41.762
‫سرت رو بذار و بخواب!

09:42.032 --> 09:47.980
‫وگرنه، سورنینای می‌بینتت
‫و تو رو با خودش می‌بره.

10:22.704 --> 10:25.688
‫بچه‌ها، نگاه کنین!

10:32.072 --> 10:34.323
‫- این چیه؟
‫- الان برمی‌گردم.

10:34.443 --> 10:37.631
‫تا حالا همچین چیزی دیده بودی؟

10:42.816 --> 10:46.164
‫بابا بزرگ، اون چیه؟

10:48.511 --> 10:52.056
‫احتمالاً سورنینایه.

10:52.176 --> 10:57.055
‫اون نشونه‌هایی برای آدم‌ها
‫می‌فرسته تا از اینجا برن.

11:02.960 --> 11:06.297
‫- گندش بزنن! گمش کردیم.
‫- اون چی بود؟

11:06.499 --> 11:09.337
‫بیشتر اینا، تست هستن.

11:09.457 --> 11:12.788
‫- تست چی؟
‫- می‌تونه هر چیزی باشه، موشک، سلاح.

11:12.908 --> 11:16.347
‫- کی می‌دونه.
‫- اگه تست نباشه چی؟

11:16.589 --> 11:20.493
‫- پس چی می‌تونه باشه؟
‫- نمی‌دونم، یه چیز فضایی.

11:20.997 --> 11:24.341
‫ساشا، تو بازم شروع کردی.
‫اسم اون کتابه چی بود؟

11:24.461 --> 11:28.368
‫- لکه‌ی آندرومدا.
‫- خب دقیقاً، لکه، نه روشنی.

11:28.488 --> 11:33.263
‫به چی می‌خندین؟ کسی اثبات
‫نکرده ما توی جهان تنها هستیم.

11:33.383 --> 11:35.907
‫- درسته، ساشا؟
‫- بله.

11:36.451 --> 11:38.839
‫اگه ما تنها نیستیم، پس اونا
‫از جون ما چی می‌خوان؟

11:38.959 --> 11:42.825
‫شنیدن که آدم‌ها آواز می‌خونن.
‫و تصمیم گرفتن اونا رو با خودشون ببرن.

11:42.945 --> 11:47.493
‫هر چیزی که هست، بهتره
‫به کسی در موردش چیزی نگیم.

11:48.832 --> 11:52.477
‫بیاین بریم بخوابیم.
‫فردا مسیر سختی داریم.

11:55.445 --> 11:57.803
‫یه فضایی!

12:32.013 --> 12:36.469
‫بنظر میاد سورتمه‌ی سانیا
‫بدتر از خودشه.

12:36.618 --> 12:40.313
‫- بهتره بهم کمک کنین.
‫- بچه‌ها، خجالت نمی‌کشین؟!

12:40.433 --> 12:44.781
‫- ساشا داره برای همه‌مون تلاش می‌کنه.
‫- جدی؟ کوله‌های ما که روی پُشت خودمونه.

12:44.901 --> 12:46.746
‫ساشا، بذار کمکت کنم.

12:46.870 --> 12:49.230
‫نکن، نکن.

13:04.932 --> 13:08.518
‫- یورا، چی شده؟
‫- می‌خوام عکس بگیرم.

13:10.387 --> 13:12.501
‫بچه‌ها...

13:12.808 --> 13:15.468
‫- چی؟
‫- نگاه کنین، یه محل جمع‌آوریِ آذوقه.

13:15.886 --> 13:19.405
‫اگه گوشت یه گوزن شمالی رو
‫توش پنهان کرده باشن چی؟

13:19.525 --> 13:21.947
‫- بذارین حداقل یه نگاهی بندازیم.
‫- آره.

13:22.067 --> 13:24.789
‫یورا، نکن! این کار دزدیه.

13:24.909 --> 13:28.090
‫ناظر، موردی نداره،
‫جاش گوشت کنسروی می‌ذارم.

13:28.467 --> 13:30.840
‫یه مبادله‌اس، مگه نه؟

13:31.629 --> 13:35.518
‫- نیفتی پایین.
‫- حتی یه چیزی برای بالا رفتن اینجا هست.

13:36.551 --> 13:39.416
‫- یورا، فکر نمی‌کنم باید این کار رو بکنیم.
‫- چیزی نیست.

13:46.879 --> 13:48.675
‫یورا!

13:48.893 --> 13:51.482
‫مراقب جای پاهات باش!

13:53.811 --> 13:56.068
‫چی اونجاست؟

14:00.451 --> 14:02.526
‫بچه‌ها!

14:02.882 --> 14:05.321
‫- یه سورتمه‌اس.
‫- یه سورتمه؟

14:05.546 --> 14:10.419
‫- برعکسه.
‫- یه انبار آذوقه نیست. یه قبره.

14:16.228 --> 14:18.499
‫زنده‌ای؟

14:18.619 --> 14:22.617
‫- جاییت نشکسته؟
‫- آروم، آروم!

14:25.232 --> 14:28.482
‫یه اسکلت کوچیک اونجا بود.

14:28.648 --> 14:31.894
‫- ما که بهت گفتیم، خُل و چل!
‫- چرا رفتی اون بالا؟

14:32.014 --> 14:35.606
‫- همه چیز مرتبه؟
‫- الان یادم اومد.

14:35.726 --> 14:39.788
‫من یه جایی خونده بودم که مانسی‌ها
‫مُرده‌هاشون رو همچین جایی دفن می‌کنن.

14:39.908 --> 14:43.675
‫- تا بعداً بیان سراغ‌شون.
‫- این یارو احتمالاً فراموش شده.

14:43.795 --> 14:46.452
‫اونا به یه دلیلی اینجا گذاشتنش.

14:46.771 --> 14:48.903
‫- برای چی؟
‫- به عنوان هشدار.

14:49.023 --> 14:52.846
‫برای آدم‌هایی مثل ما،
‫که جلوتر نریم.

14:52.966 --> 14:55.106
‫من یه سوال دیگه دارم.

14:55.335 --> 14:58.468
‫بازم الکل برامون مونده؟

14:58.612 --> 15:01.117
‫- بله، جناب محقق!
‫- یالا!

15:01.237 --> 15:05.043
‫هنوز باید جایی رو
‫برای استراحت پیدا کنیم.

15:18.766 --> 15:21.501
‫بچه‌ها، صبر کنین منم بیام!

15:22.731 --> 15:24.817
‫چوب‌دستی‌ها چی؟

15:25.303 --> 15:28.479
‫چوب‌دستی‌ها رو فراموش کردین.

15:36.209 --> 15:40.618
‫من بهت گفتم جایی نرو.

15:41.337 --> 15:45.364
‫بابابزرگ، فقط می‌خواستم
‫مُرده‌ها رو ببینم.

15:45.668 --> 15:49.035
‫نیازی نیست نگاه‌شون کنی.

15:49.300 --> 15:52.845
‫اونجا یه دختر خیلی خوشگل بود.

15:53.076 --> 15:56.680
‫همونی بود که آواز می‌خوند.
‫صداش رو شناختم.

15:59.175 --> 16:02.962
‫سورنینای اونو هم می‌بره؟

16:04.487 --> 16:06.601
‫ساکت!

16:18.273 --> 16:21.232
‫بابا بزرگ، این چیه؟

16:21.877 --> 16:26.044
‫- یه خرس اونجا می‌خوابیده.
‫- الان کجاست؟

16:28.069 --> 16:31.669
‫اون توسط مُرده‌ها بیدار شده.

16:35.788 --> 16:38.483
‫بابا بزرگ، صبر کن!

16:53.592 --> 16:56.143
‫چرا اینقدر پایین آویزونش کردین؟

16:56.514 --> 16:59.681
‫می‌خواین از من مُرغ
‫سوخاری درست کنین، آره؟

16:59.874 --> 17:04.349
‫- یورچکای پُخته زیر بخاری؟
‫- دراز بکش، اونقدارم گرم نیست.

17:05.323 --> 17:10.074
‫اونقدرام گرم نیست؟ اینجا
‫مثل سوناست، شما تروریست‌ین!

17:10.412 --> 17:15.505
‫- لعنت بهتون!
‫- سخت نگیر، بخار استخون‌هات رو نمی‌شکونه.

17:17.646 --> 17:20.965
‫اگه شروع به بخار کرد، بیدارم کنین!

17:21.185 --> 17:23.444
‫ساکت!

17:26.350 --> 17:28.401
‫ساکت!

17:28.735 --> 17:31.592
‫یکی داره بیرون راه می‌ره.

17:32.534 --> 17:36.596
‫- یورکا، آتیش هنوز روشنه؟
‫- نه، خفه می‌سوخت.

17:40.145 --> 17:43.430
‫من می‌رم یه نگاه بندازم.

18:23.909 --> 18:26.077
‫ساشا، اون چی بود؟

18:26.640 --> 18:29.129
‫- یه خرس.
‫- کجاست؟

18:29.424 --> 18:31.607
‫از اون سمت رفت.

18:31.867 --> 18:34.675
‫بچه‌ها، باید یه آتیش بزرگ درست کنیم.

18:34.842 --> 18:38.208
‫- کمک می‌خواین؟
‫- نه، توی چادر بمونین!

18:45.539 --> 18:48.959
‫ساشا، انگار که زخمیش کردی.

18:49.166 --> 18:52.499
‫- خون همه جا هست.
‫- این خوب نیست.

18:52.619 --> 18:55.359
‫ممکنه برگرده، باید مراقب باشیم!

18:55.561 --> 19:00.457
‫بیاین ردش رو دنبال کنیم.
‫می‌تونیم گوشت تازه پیدا کنیم.

19:00.600 --> 19:04.285
‫- من که می‌گم گوشت خوبیه!
‫- هیچکس جایی نمیره.

19:04.524 --> 19:09.111
‫ساعت می‌ذاریم و تا صبح نگهبانی می‌دیم،
‫اگه خسته‌ شدیم، جاهامون رو عوض می‌کنیم.

19:11.901 --> 19:15.255
‫ساشا، چرا بهم نگفتی یه اسلحه همراهته؟

19:16.576 --> 19:21.176
‫ترجیح می‌دم در موردش حرفی نزنم.
‫وسیله‌ی حساسیه، می‌دونی که.

19:21.296 --> 19:25.160
‫به عنوان یه فرمانده، من باید بدونم کی
‫توی تیمم یه سلاح حمل می‌کنه.

19:27.259 --> 19:30.148
‫حالا دیگه می‌دونی.

19:36.678 --> 19:40.829
‫گوسیا، من نگهبانی می‌دم.
‫به هر حال نمی‌تونم زیر بخاریِ تو بخوابم.

19:41.215 --> 19:44.329
‫- ترجیح می‌دم توسط یه خرس تیکه و پاره بشم.
‫- خیلی خب.

20:22.001 --> 20:25.982
‫صبح هوا سردتر شد،
‫برخلاف روزهای گرم قبلی...

20:26.102 --> 20:30.698
‫امروز آفتابی اما سرده.
‫خورشید می‌درخشه.

20:30.957 --> 20:34.156
‫ساعت 2 عصر برای ناهار توقف کردیم.

20:34.276 --> 20:39.286
‫گوشت دودی، پودر سوخاری،
‫شکر، سیر، قهوه‌ای که صبح درست شده بود...

20:39.406 --> 20:43.501
‫ناهار ما رو تشکیل می‌داد.
‫توی احوال خوبی هستیم.

21:19.181 --> 21:23.326
‫خیس شدن؟ مال منو بگیر.

21:24.844 --> 21:28.014
‫زینا، بگیرشون، داری یخ می‌زنی.

21:29.303 --> 21:31.936
‫ممنون، یورا.

21:32.056 --> 21:35.003
‫- بیا، بده من.
‫- یورا! نکن!

21:35.123 --> 21:38.104
‫- اجازه بده.
‫- یورا، خواهش می‌کنم بس کن!

21:39.803 --> 21:42.102
‫ببخشید.

21:46.929 --> 21:50.604
‫یورا، ما کلی چیز پیش رو
‫داریم، اینو می‌دونی؟

21:50.829 --> 21:53.691
‫تو کل زندگیت رو پیش روت داری.

21:53.955 --> 21:56.836
‫قراره کلی آدم رو ببینی،
‫کلی دختر هست که...

21:56.956 --> 22:01.267
‫نه، زینا! نیازی نیست برای راحتیِ
‫خودت به حال من دل بسوزونی.

22:01.860 --> 22:05.386
‫بهم بگو ببینم، بخاطر گوسیاست؟

22:05.597 --> 22:07.844
‫چی؟

22:08.269 --> 22:11.599
‫ما بخاطر گوسیا بهم زدیم؟

22:39.532 --> 22:43.415
‫زینا، فکر می‌کنم تو در مورد
‫ساشا اشتباه می‌کردی.

22:45.168 --> 22:47.227
‫چرا؟

22:47.793 --> 22:52.627
‫اون اصلاً متوجه من نیست.
‫هیچ توجهی بهم نمی‌کنه.

22:53.415 --> 22:56.218
‫شاید فقط خجالت می‌کشه.

22:57.838 --> 23:00.104
‫نمی‌دونم.

23:01.945 --> 23:05.278
‫تو جای من بودی چیکار می‌کردی؟

23:06.164 --> 23:09.006
‫باید برات سخت باشه
‫که بخوای تصورش بکنی.

23:09.126 --> 23:12.720
‫که کسی بهت توجهی نمی‌کنه.

23:14.029 --> 23:18.211
‫نه، لیودا، چیز چندان سختی نیست.

23:21.580 --> 23:25.740
‫زینا، دارم می‌رم یکم هیزم جمع کنم.
‫می‌خوای باهام بیای؟

23:26.965 --> 23:28.965
‫آره.

23:50.405 --> 23:52.189
‫ساشا.

23:52.318 --> 23:55.824
‫یادته اون شب در مورد اون کتابی
‫که خونده بودی حرف زدی؟

23:55.944 --> 23:59.033
‫- لکه‌ی آندرومدا؟
‫- آره.

24:00.450 --> 24:04.780
‫می‌تونم بخونمش؟
‫بنظرم جالب اومد.

24:05.016 --> 24:08.713
‫البته. تازه دیروز تمومش کردم.

24:12.596 --> 24:16.607
‫حتی می‌خواستم یه جایی جاش بذارم،
‫تا مجبور نباشم با خودم بکشونمش.

24:16.976 --> 24:19.000
‫بیا.

24:19.215 --> 24:24.105
‫من همیشه فکر می‌کردم دخترها به
‫موضوعات علمی تخیلی علاقه‌ای ندارن.

24:24.225 --> 24:26.814
‫- خب، من دارم.
‫- جدی؟

24:28.682 --> 24:33.710
‫باورنکردنیه. و تانیا
‫می‌گه که خسته کننده‌اس.

24:33.977 --> 24:37.060
‫که دخترا فقط باید
‫رمان عاشقانه بخونن.

24:37.180 --> 24:39.566
‫- تانیا؟
‫- آره.

24:40.162 --> 24:45.066
‫نامزدم. ما می‌خوایم توی
‫بهار با هم ازدواج کنیم.

24:46.449 --> 24:49.740
‫کتابت رو نگه دار.

24:50.008 --> 24:53.598
‫- اما تو می‌خواستی بخونیش.
‫- نمی‌تونم چیزای علمی تخیلی رو تحمل کنم.

24:53.718 --> 24:56.673
‫تا سر حد مرگ حوصله‌ام رو سر می‌بره.

25:23.512 --> 25:26.464
‫ببخشید، منظوری نداشتم.

25:29.837 --> 25:31.871
‫بیا اینجا!

25:33.637 --> 25:35.558
‫بیا اینجا!

25:35.698 --> 25:37.784
‫کجا داری می‌ری؟

25:42.043 --> 25:44.043
‫آره.

25:45.940 --> 25:48.753
‫بدو، بدو.

26:01.745 --> 26:03.941
‫وایسا!

26:04.728 --> 26:06.772
‫وایسا!

26:07.048 --> 26:09.485
‫چشم‌هات رو ببند.

26:19.063 --> 26:22.592
‫گوسیا، معذرت می‌خوام!
‫نمی‌دونم چی شد.

26:43.266 --> 26:47.075
‫- موضوع چیه، گوسیا؟
‫- بیا برگردیم به اردو.

26:47.195 --> 26:49.993
‫بچه‌ها منتظر ما هستن.

26:59.925 --> 27:03.750
‫ساشا، می‌تونم یه سوالی ازت بپرسم؟
‫حالا که تو یه مرد پخته‌ای؟

27:03.902 --> 27:09.592
‫- بفرما، سعی می‌کنم جواب بدم.
‫- مردها چطوری عاشق یه زن می‌شن؟

27:09.803 --> 27:14.611
‫- بخاطر زیباییِ ظاهریه؟
‫- از چی حرف می‌زنی؟

27:16.093 --> 27:19.158
‫نگاه کن، چوب خشک.

27:19.668 --> 27:25.600
‫فقط می‌خوام سر دربیارم.
‫برای مثال، زینای ما خیلی زیباست.

27:25.720 --> 27:30.341
‫که برای همینم بچه‌ها عاشقش می‌شن،
‫توی کوه‌نوردی و توی دانشگاه.

27:30.525 --> 27:33.883
‫اما همه که مثل اون زیبا نیستن.

27:34.081 --> 27:38.636
‫پس من باید چیز دیگه‌ای رو
‫امتحان کنم، اما چی؟

27:38.918 --> 27:41.623
‫چه خصوصیاتِ درونی‌ای؟

27:41.937 --> 27:45.570
‫ساشا بهم گفت، همسر تو، همونی که
‫در موردش بهمون گفتی...

27:45.806 --> 27:48.717
‫اون زیباست؟

27:56.541 --> 27:59.488
‫چت شده؟ حالت خوش نیست؟

27:59.608 --> 28:02.840
‫نه، نه، خوبم، خوبم.

28:08.593 --> 28:11.077
‫ساشا! ساشا!

28:11.552 --> 28:14.371
‫ساشا، چه اتفاقی افتاد؟

28:15.397 --> 28:17.731
‫بچه‌ها!

28:19.459 --> 28:22.689
‫اون افتاد. داره یه چیزی می‌گه،
‫نمی‌تونه صدام رو بشنوه.

28:23.662 --> 28:27.350
‫حمله‌ی صرعه. به بغل بچرخونیدش
‫و یه قاشق بذارید توی دهنش.

28:27.470 --> 28:31.446
‫بیاین اول ببریمش توی چادر.
‫ساشا، پاهاش رو بگیر.

28:35.162 --> 28:37.316
‫آروم، آروم.

28:38.354 --> 28:42.427
‫ساشای بیچاره. گوسیا،
‫حالش خوب می‌شه؟

28:42.547 --> 28:45.210
‫امیدوارم.

28:46.279 --> 28:48.516
‫نگاه کنین!

28:48.755 --> 28:52.080
‫- این حلقه چیه؟
‫- با یه جور جمجمه.

28:52.309 --> 28:55.999
‫- شبیه یه چیز فاشیستیه.
‫- چرت و پرت نگو.

28:56.119 --> 28:58.453
‫خودت نگاه کن!

28:59.107 --> 29:03.419
‫خب، از چادر برید بیرون، همگی،
‫باید دورش رو خلوت کنیم.

29:35.811 --> 29:40.026
‫بابا بزرگ، می‌تونم
‫یه چیزی ازت بپرسم؟

29:40.776 --> 29:43.917
‫این غریبه‌ها اصلاً بنظر مُرده نمیان.

29:44.037 --> 29:48.404
‫چرا نمی‌تونیم بهشون بگیم
‫نباید برن سمت سورنینای؟

29:48.524 --> 29:53.442
‫بخاطر اینکه سورنینای عصبانی می‌شه.

29:53.888 --> 29:57.241
‫و ما رو تنبیه می‌کنه.

29:57.487 --> 30:01.800
‫تو که نمی‌خوای سورنینای رو
‫عصبانی کنی، می‌خوای؟

30:04.996 --> 30:11.387
‫این سرنوشت اوناست،
‫هیچ چیزی عوضش نمی‌کنه.

30:16.149 --> 30:19.268
‫بخواب، اونهو، بخواب.

30:38.046 --> 30:41.721
‫- چرا اون حلقه رو حمل می‌کنه؟
‫- شاید اونطوری که بنظر میاد...

30:41.841 --> 30:45.349
‫آدم معمولی نباشه.
‫اسلحه، حلقه...

30:45.469 --> 30:50.098
‫شاید گوسیا در موردش حق داشت.
‫گوسیا، چرا ساکتی؟

30:56.957 --> 30:59.017
‫گوسیا!

30:59.824 --> 31:03.528
‫ساشا! حالت چطوره؟ بذار کمکت کنم.

31:06.281 --> 31:08.549
‫ممنونم.

31:12.353 --> 31:17.510
‫ببخشید که خیلی نگران‌تون کردم.

31:18.485 --> 31:22.798
‫باید لیودا رو ترسونده باشم.
‫این مال زمان جنگه.

31:23.793 --> 31:29.179
‫من از جنگ بدون اینکه
‫آسیبی ببینم گذشتم، اما...

31:29.521 --> 31:32.659
‫یه بار گیر افتادم.
‫زیر آتش سنگین توپخانه...

31:32.779 --> 31:38.904
‫خیلی منو شوکه کرد، و حالا
‫هر به چندی به خاطرم میاد.

31:39.836 --> 31:43.213
‫- جنگ مزخرفه.
‫- مشکلی نیست.

31:43.333 --> 31:46.892
‫با گذر زمان حل می‌شه.

31:47.965 --> 31:50.768
‫این حلقه چیه؟

31:51.077 --> 31:54.418
‫- اون حلقه که روی دستته.
‫- اوه، این؟

31:54.545 --> 31:58.543
‫یه غنیمت. تصادفی به دستم رسید.

31:58.815 --> 32:02.418
‫مثل یه جور طلسم.
‫مزخرفه، البته...

32:02.538 --> 32:05.129
‫اما همیشه فکر می‌کنم،
‫بهم کمک می‌کنه.

32:05.249 --> 32:08.270
‫که به لطف این، زنده برگشتم.

32:08.390 --> 32:11.789
‫پس نمی‌تونم اونو
‫از خودم جداش کنم.

32:13.075 --> 32:16.733
‫هرچند، ممکنه که...

32:18.273 --> 32:21.916
‫هر وقتی زمانش برسه.

32:23.948 --> 32:26.029
‫بله.

32:29.746 --> 32:33.960
‫جنگ تمام شده.
‫حق با ایگوره.

32:34.569 --> 32:38.546
‫ما باید خودمون رو با
‫زندگی در آرامش تطبیق بدیم.

32:41.113 --> 32:43.496
‫درسته، بچه‌ها؟

33:21.655 --> 33:24.743
‫بابا بزرگ، منو ببخش!

33:24.978 --> 33:27.784
‫زود برمی‌گردم.

33:35.946 --> 33:40.883
‫بچه‌ها، امروز تولد داریم.
‫امروز تولده یورکا دوروشِنکو‍ه.

33:41.060 --> 33:44.344
‫- و اون مثل یه راز نگهش داشته.
‫- هورا!

33:45.872 --> 33:48.739
‫کی اول از همه به سلامتیش می‌ره بالا؟

33:48.928 --> 33:51.811
‫گوسیا، یالا! گوسیا!

33:59.198 --> 34:01.344
‫یورکا...

34:03.977 --> 34:06.942
‫تو همیشه...

34:07.071 --> 34:13.046
‫وفادارترین و فداکارترین هم‌رزم من بودی.

34:14.843 --> 34:17.685
‫این دوستی، یورا...

34:19.421 --> 34:22.964
‫گران‌بهاترین چیزیه که من دارم.

34:24.912 --> 34:27.217
‫در کل...

34:30.621 --> 34:34.946
‫گوسیا، تو چته؟
‫یوری، تولدت مبارک، عزیزم!

34:35.112 --> 34:40.745
‫- بزرگ شو، اُسکول نباش.
‫- تولدت مبارک. هورا!

34:47.914 --> 34:49.983
‫یورکا!

34:50.589 --> 34:53.225
‫ما یه غافلگیری برات داریم.

34:54.133 --> 34:57.041
‫توی تایگا، تصمیم گرفتیم
‫که کوچیک باشه.

34:57.306 --> 35:00.195
‫پس از دست‌مون ناراحت نشو.

35:04.286 --> 35:06.662
‫عالیه.

35:16.385 --> 35:21.907
‫اینجا فقط هشت تا قطعه هست.
‫بنظر به یکی از ما نمی‌رسه.

35:30.509 --> 35:35.572
‫تیبو، فکر کنم تو
‫به نارنگی‌ها حساسیت داری.

35:36.581 --> 35:39.740
‫همچین چیزی نیست. تُهمت محضه.

35:39.901 --> 35:43.291
‫پس بذار چشم‌بسته قرعه بکشیم.

35:43.703 --> 35:45.368
‫من اعتراض دارم.

35:45.512 --> 35:48.769
‫من پیشنهاد می‌کنم از روی
‫ارزش کیفی اعضاء تیم تصمیم بگیریم.

35:48.889 --> 35:50.703
‫دقیق‌تر بگم، غیبت‌هاشون.

35:50.823 --> 35:53.862
‫برای مثال، ناظر محبوب ما.

35:53.982 --> 35:56.997
‫اون هنوز سوراخ رو ندوخته.
‫توی چادر.

35:57.117 --> 36:00.952
‫که دلیلی می‌شه برای
‫محروم کردن اون از سهمش.

36:01.226 --> 36:06.243
‫ولی من این نارنگی رو از اول سفر
‫توی کوله‌پُشتیم حمل کردم.

36:06.363 --> 36:09.719
‫می‌دونین چیه؟ خودتون بخورید!

36:10.364 --> 36:13.425
‫- لیودا!
‫- داشتم شوخی می‌کردم. لیودا!

36:19.451 --> 36:21.777
‫لیودا!

36:55.093 --> 36:57.095
‫هی!

36:57.241 --> 37:00.060
‫هی، تو کی هستی؟

37:00.506 --> 37:04.048
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

37:04.316 --> 37:07.188
‫متوجه می‌شی چی می‌گم؟
‫می‌تونی حرف بزنی؟

37:07.402 --> 37:11.576
‫- می‌تونم. بابام بهم یاد داده.
‫- اسمت چیه؟

37:12.280 --> 37:14.507
‫اونهو.

37:14.939 --> 37:17.027
‫اسم قشنگیه.

37:17.179 --> 37:19.916
‫بابات کجاست؟

37:20.503 --> 37:24.956
‫بابا بزرگ گفت شما مُردین.

37:25.150 --> 37:29.273
‫نمی‌تونین برین اونجا.
‫سورنینای اونجاست.

37:29.393 --> 37:33.465
‫اون از یه خرس هم ترسناک‌تره.
‫شما رو می‌کُشه.

37:35.639 --> 37:37.926
‫اونهو، همینجا بمون.

37:38.660 --> 37:42.073
‫صبر کن، جایی نرو، بمون!

37:42.641 --> 37:44.800
‫بچه‌ها، بیاین اینجا...

37:45.017 --> 37:48.401
‫یه پسربچه اونجاست، اونهو،
‫زود باشین بیاین.

37:48.521 --> 37:52.489
‫- یه پسر، اونهو...
‫- دیگه براش الکل نریزین.

37:53.174 --> 37:55.224
‫- اینجاست!
‫- کجا؟

37:55.401 --> 37:57.401
‫اونهو!

37:57.791 --> 37:59.863
‫اینجا بود.

37:59.983 --> 38:02.560
‫پسربچه درست همینجا بود.

38:02.680 --> 38:05.996
‫- کدوم پسربچه؟
‫- مانسی بود، محلی.

38:06.518 --> 38:11.601
‫روسی حرف می‌زد. گفت که
‫ما نباید به کوهستان بریم...

38:11.721 --> 38:14.469
‫- که اونجا همه‌مون می‌میریم!
‫- لیودا، آروم باش!

38:14.589 --> 38:17.705
‫- چرا ما باید بمیریم؟
‫- اون در مورد سورنینای حرف می‌زد.

38:17.859 --> 38:22.190
‫اینکه اونجا منتظر ماست،
‫که همه‌ی ما مُردیم.

38:25.898 --> 38:28.957
‫گوسیا، چیزی در این مورد می‌دونی؟

38:29.417 --> 38:34.435
‫این مزخرفه، خرافات محلی. اونا قبلاً هم
‫ما رو با این سورنینای ترسوندن.

38:34.555 --> 38:37.437
‫گوسیا، چی رو از ما پنهون می‌کنی؟

38:41.552 --> 38:45.289
‫توی ویژنای اون جلوی ما رو گرفت،
‫همون زن مانسی، بهمون گفت...

38:45.409 --> 38:48.280
‫اگه به اُتورتِن بریم...

38:48.400 --> 38:52.966
‫این کوهستان توسط یه روح
‫شیطانی محافظت می‌شه، سورنینای.

38:53.089 --> 38:56.778
‫اون یه بُت محلیه،
‫بهش زن طلایی هم می‌گن.

38:56.939 --> 38:59.899
‫مانسی‌ها اونو می‌پرستن.

39:04.496 --> 39:07.056
‫واقعاً بهش باور داری؟

39:07.176 --> 39:12.079
‫شاید ما باید از خود مانسی‌ها بترسیم.
‫اونا شکارچی‌اَن، سلاح دارن.

39:12.199 --> 39:17.161
‫شاید اونا دوست نداشته باشن
‫که ما سورنینای رو اذیت کنیم.

39:17.281 --> 39:21.041
‫شاید زنه و اون بچه
‫می‌خواستن بابت این بهمون هشدار بدن.

39:21.161 --> 39:24.219
‫- خواهش می‌کنم!
‫- لیودا!

39:24.940 --> 39:27.296
‫- درسته...
‫- روستیک حق داره.

39:27.416 --> 39:30.956
‫بچه‌ها، نگاه کنین! دوباره!

39:37.715 --> 39:40.172
‫این چیه؟

39:48.784 --> 39:51.717
‫سورنینای!

39:51.843 --> 39:55.572
‫خواهش می‌کنم من رو ببخش!

40:18.704 --> 40:21.039
‫- صدای شلیک بود؟
‫- شبیه‌اش بود.

40:21.166 --> 40:23.511
‫- از سمت جنگل اومد.
‫- گوسیا، چه خبر شده؟

40:23.631 --> 40:28.103
‫نمی‌دونم. دخترها، برید توی چادر.
‫ساشا، اسلحه‌ات همراهته؟

40:28.757 --> 40:30.857
‫بچه‌ها!

40:35.944 --> 40:41.087
‫بابا بزرگ، من فقط
‫می‌خواستم نجات‌شون بدم.

40:42.453 --> 40:44.531
‫می‌دونم.

40:45.415 --> 40:47.918
‫می‌دونم.

40:48.057 --> 40:52.003
‫تو نمی‌تونستی کار دیگه‌ای بکنی.

40:58.093 --> 41:00.393
‫کمک!

41:00.394 --> 41:05.394
.:: @bollbolljan_com ::.