﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:06.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07.460 --> 00:11.290
.تو به پسرم صدمه زدي

00:11.330 --> 00:13.380
قسم ميخورم که ديگه هيچوقت مارو نمي‌بينيد

00:15.550 --> 00:18.990
.ميدونم

00:19.040 --> 00:21.210
براي درک کارول پلتير

00:21.250 --> 00:23.740
بايد تمامي بخش هاش رو ببيني

00:23.780 --> 00:25.950
و کارول بخش هاي زيادي داره

00:26.000 --> 00:28.310
...تعداد زيادي از ماجراجويي هاي کارول

00:28.350 --> 00:31.530
روي تلاشش براي براي التيام درد هاش
تمرکز داره

00:31.570 --> 00:36.490
درد هايي از، از دست دادن عزيزانش! درد هايي ناشي از سواستفاده
دردهايي از اين دنياي جديد

00:39.060 --> 00:41.800
و اين درد يه آتيش درونش روشن ميکنه

00:41.840 --> 00:45.020
که اون رو از يه آدم دلسوز و آروم و مهربون
...به يه

00:45.060 --> 00:46.540
.لباسامو شُستي

00:46.580 --> 00:47.890
خب، تمام تلاشم رو کردم

00:47.930 --> 00:49.500
.جنگجو تبديل ميکنه

00:55.070 --> 00:56.940
چطوري همچين اتفاقي افتاد؟

00:58.250 --> 01:00.290
.بزودي متوجه مي‌شيد

01:03.600 --> 01:05.390
" اين داستان کاروله "

01:24.452 --> 01:26.918
" مردگان متحرک: ريشه ها "
" قسمت آخر "

01:28.800 --> 01:30.800
زودباش! بگيرشون

01:30.850 --> 01:33.070
...اوايل آخرالزمان

01:33.110 --> 01:38.420
کارول به همراه دخترش سوفيا، توي اردوگاه نجات يافتگانه

01:38.460 --> 01:40.900
.همينطور همراه همسر بي‌ادبش، اد

01:40.940 --> 01:43.680
حالا ديگه حرف زدن کافيه! بجنب

01:43.730 --> 01:45.640
نه نه! کارول مجبور نيستي

01:45.690 --> 01:47.910
تو تصميم نميگيري من چيکار ميکنم يا نمي‌کنم

01:50.130 --> 01:51.390
...فکرکردي ميتوني
گمـــــشو

01:51.430 --> 01:53.350
اون همه‌چيز رو درباره بقاي احساسي

01:53.390 --> 01:55.610
از ازدواجش با اد ياد گرفته بود

01:55.650 --> 01:57.350
و اين دنياي جديد کارول رو مجبور
به سوختن و ساختن ميکنه

01:57.390 --> 01:59.350
حتي سريع‌تر، براي محافظت از سوفيا

02:01.310 --> 02:03.400
چرا اينجا نمي‌موني؟

02:03.440 --> 02:04.790
.پيش بابات بمون

02:06.230 --> 02:07.970
بجنب

02:12.100 --> 02:13.580
نشنيدي چي گفتم؟

02:16.150 --> 02:17.810
بعد از اينکه اد گاز گرفته شد

02:17.850 --> 02:20.980
...کارول آخرين گام مهم رو در اون قسمت از زندگيش برداشت

02:23.160 --> 02:27.080
.براي اينکه مطمئن بشه تا اد ديگه به اون و سوفيا آسيب نميزنه

02:32.170 --> 02:34.040
خبر خوب اينه که اد مُرده

02:34.080 --> 02:36.300
خبر بد اينه که گروه ما

02:36.350 --> 02:38.870
بايد يه جايي رو پيدا کنه تا بشه بهش گفت خونه

02:40.960 --> 02:42.660
اما در طول راه

02:42.700 --> 02:44.620
اونا با چيزي رو به رو شدن که تا به
حال با چشم نديده بودن

02:46.050 --> 02:47.270
...لعنتي

02:47.310 --> 02:49.880
.يه گله بزرگ از واکر ها

03:06.290 --> 03:08.990
دوتا واکر افتادن دنبال دخترم

03:09.030 --> 03:10.770
ريک ميره تا پيداش کنه

03:13.510 --> 03:15.690
اما با دست خالي برمي‌گرده

03:15.730 --> 03:17.910
اون 12 سالشه! نميتونه براي خودش
تنهايي اين بيرون بچرخه

03:17.950 --> 03:20.170
چيزي پيدا نکردي؟
...ميدونم خيلي سخته -

03:20.220 --> 03:21.430
اما دارم ازت درخواست ميکنم تا نترسي

03:21.480 --> 03:23.090
ميدونيم که اون بيرون بوده

03:23.130 --> 03:24.260
و ردشو تا يه جايي دنبال کرديم

03:27.270 --> 03:30.270
دريل، آخرين ردياب و شکارچي گروه

03:30.310 --> 03:31.970
به جستجو ادامه ميده

03:32.010 --> 03:34.140
!سوفيا

03:34.190 --> 03:37.100
اما وقتي فقط با عروسک سوفيا برمي‌گرده

03:38.970 --> 03:41.280
کارول نمي‌تونه جلوي غم و اندوهش رو بگيره

03:44.020 --> 03:48.200
...به اين يکي باور دارم

03:48.240 --> 03:50.460
.براي دختر کوچولوت شکوفه داد

03:50.510 --> 03:52.730
اما وقتي که نهايتا با اين حقيقت

03:52.770 --> 03:54.950
رو به رو ميشن که چه اتفاق وحشتناکي براي سوفيا افتاده

04:00.430 --> 04:02.130
سوفيا

04:02.170 --> 04:04.390
سوفيا

04:04.430 --> 04:07.790
سوفيا

04:07.830 --> 04:08.920
سوفيا

04:19.280 --> 04:22.320
دريل پيششه! تا باهاش همدردي کنه

04:22.370 --> 04:25.720
مرگ سوفيا براي کارول ويران کنندست

04:25.760 --> 04:29.070
اما همينطور اون رو مجبور به يه تغيير ميکنه

04:29.110 --> 04:31.550
بعد از ترک کردن مزرعه هرشل

04:31.590 --> 04:33.550
و پيدا کردن يه زندان متروکه

04:33.590 --> 04:36.730
نسخه جديد کارول خودش رو نشون ميده

04:41.380 --> 04:42.600
.متاسفم

04:42.650 --> 04:44.870
همونطوري که مهارت هاي رزميش رو تقويت ميکنه

04:44.910 --> 04:48.090
.اون کارول قديمي ساکت رو مي‌سوزونه

04:48.130 --> 04:51.570
.مثل اون زماني که توي اردوگاه بودي نيستي

04:51.610 --> 04:53.000
نيستم

04:53.050 --> 04:54.660
با افزايش اعتماد به نفس کارول

04:54.700 --> 04:57.620
اون مشغله هاي بيشتري رو توي گروه مي‌پذيره

04:57.660 --> 04:59.530
کارول مصمم ميشه

04:59.580 --> 05:01.490
تا به بچه هاي گروه هر مهارتي رو

05:01.530 --> 05:04.490
که بلده ياد بده، تا بتونن زنده بمونن

05:04.540 --> 05:07.540
امروز، راجع به چاقو ها ياد مي‌گيريم

05:07.580 --> 05:10.330
اينکه چطوري ازشون استفاده کنيم و چطوري باهاشون از خودمون محافظت کنيم

05:10.370 --> 05:12.760
و وقتي دو تا دختر کوچيک پدرشون رو از دست ميدن

05:12.810 --> 05:15.200
اون دخترارو مي‌گيره زير بال و پر خودش

05:15.240 --> 05:17.030
باباتون ازم درخواست کرد تا ازتون محافظت کنم

05:17.070 --> 05:18.810
مثل دختراي خودم! و همين کارم ميکنم

05:18.860 --> 05:20.770
وقتش رسيده که يکي حقيقت رو بهتون بگه

05:24.080 --> 05:26.040
عزيزم، تو ضعيفي

05:28.130 --> 05:30.260
ميدونم، متاسفم

05:32.700 --> 05:35.700
اگه ميخواي زنده بموني، بايد قوي باشي

05:35.740 --> 05:39.490
اما آخرالزمان در رابطه با ظلم هاش خيلي بي‌رحمه

05:39.530 --> 05:42.270
آنفولانزا توي زندان بيداد ميکنه

05:42.310 --> 05:44.840
اين کار کارول رو مجبور ميکنه تا يه
تصميم مرگ و زندگي بگيره

05:44.880 --> 05:48.840
که اون رو به عنوان يه کار خير مي‌بينه

05:48.890 --> 05:51.580
کاري هست که براي مردم اينجا انجام نداده باشي؟

05:53.890 --> 05:55.850
.نه

06:00.110 --> 06:02.330
...کارول

06:10.340 --> 06:12.610
تو کارن و ديويد رو کُشتي؟

06:16.130 --> 06:17.520
.اره

06:19.220 --> 06:21.440
.اون پاي تصميمش ايستاد

06:26.530 --> 06:29.270
.الان بايد تو خون خودشون غرق شده باشن

06:29.320 --> 06:32.580
داشتن زجر مي‌کشيدن
...من سريعا بهش پايان دادم

06:32.630 --> 06:33.760
جسد ها بايد ناپديد ميشدن

06:33.800 --> 06:36.370
بايد کاري مي‌کرديم تا از گسترشش جلوگيري کنه

06:36.410 --> 06:38.890
اونا تنها آدمايي بودن که دچار بيماري شده بودن

06:38.940 --> 06:41.370
.اونا يه تهديد بودن

06:41.420 --> 06:44.120
تلاش کردم تا جون بقيه رو نجات بدم
...مجبور بودم

06:44.160 --> 06:45.460
.يکي بايد انجامش ميداد

06:45.510 --> 06:48.640
اما ريک احساس ميکنه نميتونه به
کارول اعتماد کنه

06:48.690 --> 06:51.860
بنابر اين، اونو بيرون ميندازه

06:53.950 --> 06:57.480
.تبعيد شدن کارول باعث ميشه اون حتي بيشتر به عمق ماجرا پي ببره

06:58.830 --> 07:00.830
...بعد از سقوط زندان

07:00.870 --> 07:05.530
اون با تايريس،ليزي، ميکا و جوديث همراه ميشه

07:05.570 --> 07:08.660
و اونا تصميم گرفتن تا به يه جايي به اسم " ترمينوس"  برن

07:08.710 --> 07:12.270
" پناهگاهي براي همه "
" جامعه‌اي براي همه "

07:12.320 --> 07:14.190
اونايي که ميان اينجا، زنده مي‌مونن

07:14.230 --> 07:16.150
در راه ترمينوس

07:16.190 --> 07:20.590
کارول به آموزش هاي نجات پيدا کردن براي ليزي و ميکا ادامه ميده

07:20.630 --> 07:23.630
اون تلاش ميکنه تا اونارو به نوعي تقويت کنه

07:23.680 --> 07:25.720
کاري که هيچوقت نتونست براي سوفيا انجام بده

07:25.770 --> 07:27.110
اون چطوري بود؟

07:27.160 --> 07:28.640
.خوشگل بود

07:28.680 --> 07:31.380
اون استخوان اصلي پا نداشت

07:31.420 --> 07:32.860
براي همينه که الان اينجا نيست؟

07:32.900 --> 07:35.080
.اره

07:37.430 --> 07:39.690
اما اون به شکل ناراحت کننده‌اي

07:39.740 --> 07:42.390
از آسيب هاي رواني‌‌ که ليزي متحمل شده
اطلاعي نداشت

07:42.430 --> 07:44.350
نه نه نه

07:44.390 --> 07:45.920
نه نه نه

07:47.180 --> 07:48.570
!نه نه

07:48.610 --> 07:49.960
!نزديک بود بميري

07:50.010 --> 07:51.400
!هيچ فرقي نميکنه

07:51.440 --> 07:53.360
!تو کُشتيش
!تو کُشتيش

07:53.400 --> 07:54.790
!هيچ فرقي نداره

07:54.840 --> 07:56.270
اگه من تورو بکشم چي؟

07:56.320 --> 07:57.970
اگه من تورو بکشم چي؟

07:58.020 --> 08:00.540
.و اون، تهديدي که براي خواهر خودش رقم زد

08:02.500 --> 08:03.800
نگران نباشيد

08:03.850 --> 08:05.460
.اون دوباره زنده ميشه

08:05.500 --> 08:08.200
من به مغزش صدمه نزدم

08:08.240 --> 08:11.680
جوديث هم ميتونه تغيير کنه

08:11.720 --> 08:14.990
کارول دوباره بايد يه تصميم سخت بگيره

08:15.030 --> 08:19.170
براي اينکه مشکلي پيش نياد
...اين بار، براي محافظت از جوديث

08:19.210 --> 08:21.210
لطفا از من عصباني نباش
...متاسفم

08:22.780 --> 08:26.220
فقط، فقط به گُل ها نگاه کن، ليزي

08:32.530 --> 08:34.490
فقط به گل ها نگاه کن

08:42.060 --> 08:45.280
فقط به گل ها نگاه کن

09:01.080 --> 09:03.690
بعد از به خاک سپردن ليزي
...کارول کاملا قاطعه تا

09:03.730 --> 09:06.000
جوديث رو صحيح و سالم برگردونه پيش ريک

09:06.040 --> 09:09.260
پس اونا سفرشون رو به سمت ترمينوس ادامه ميدن

09:09.300 --> 09:12.700
وقتي به مقصد رسيدن، اون احساس ميکنه
گروه تو دردسر افتاده

09:12.740 --> 09:14.130
و به کمک کارول نياز داره

09:17.790 --> 09:21.450
براي اولين بار، اون بخشِ جنگجويانه کارول نمايان ميشه

09:24.320 --> 09:26.450
...وقتشه کارول وارد عمل بشه

09:29.320 --> 09:31.240
...اون ضربه خودشو ميزنه

09:33.680 --> 09:35.200
مثل يه فرشته در حال انتقام

09:41.900 --> 09:44.160
اون ريک و دريل و بقيه گروه رو پيدا ميکنه

09:44.210 --> 09:46.510
آدمايي که قرار بودن اونارو
به عنوان خانوادش درنظر بگيره

09:46.560 --> 09:49.740
اونا کجان؟

09:49.780 --> 09:51.430
.اونارو نجات ميده

09:58.140 --> 10:02.140
اين يه " شروع جديد " براي کاروله

10:02.180 --> 10:04.320
و درحالي که نميتونه براي همه آدمايي که از دست داده

10:04.360 --> 10:07.060
...جبران کنه
.اين يه بُرد شيرينه

10:09.020 --> 10:12.670
من تورو از خودمون دور کردم
...اما حالا داريم بهت ملحق ميشيم

10:12.720 --> 10:14.760
بهمون اجازه ميدي؟

10:18.240 --> 10:19.810
.ممنون

10:19.850 --> 10:22.120
بازگشت دوباره به خانواده
همچنين اين فرصت رو بهش ميده

10:22.160 --> 10:25.210
تا دوباره با دريل ارتباط برقرار کنه
...و اينکه سفره دلشون رو پيش هم باز کنن

10:25.250 --> 10:27.730
قبلا مثل يه بچه کوچولو بودي

10:27.770 --> 10:29.340
الان ديگه مرد شدي

10:31.340 --> 10:33.260
تو چي؟

10:33.300 --> 10:35.260
...کسي که من بودم

10:35.300 --> 10:37.090
اون سوخت و خاکستر شد

10:37.130 --> 10:38.610
.هي

10:38.650 --> 10:41.090
ما خاکستر نيستيم

10:46.790 --> 10:49.670
گروه مشتاق پيدا کردن يه
سرپناه امنه

10:49.710 --> 10:52.060
و در نهايت به جامعه الکساندريا برميخورن

10:54.840 --> 10:57.240
وقتي که رئيسشون، ديانا
با کارول مصاحبه ميکنه

10:57.280 --> 10:59.630
دقيقا مثل همون کاري با بقيه افراد جديد ميکنه

10:59.680 --> 11:01.850
...کارول نسخه‌اي رو از خودش ارائه ميده

11:01.890 --> 11:05.200
که ميدونه ديانا بدون سوال جواب کردن، قبولش ميکنه

11:05.250 --> 11:08.640
هميشه وقتي اد از سرکار ميومد با
هم روي ميز شام مي‌خورديم

11:11.900 --> 11:16.390
هر روز، دلم براي اون مرد احمق و شگفت انگيز تنگ ميشه

11:16.430 --> 11:19.390
کارول کاري ميکنه الکساندريا اون رو به چشم

11:19.430 --> 11:20.910
کسي که خودش ميخواد، ببينه

11:20.960 --> 11:24.000
حتي اگه اين کار، بعضي از دوستاش رو
شگفت زده بکنه

11:24.050 --> 11:25.960
برو يه دوش بگير! من اونو برات ميشورم

11:26.010 --> 11:28.360
بايد حفظ ظاهر کنيم! حتي تو

11:28.400 --> 11:29.880
همين الانش اينکارو شروع کردم

11:29.920 --> 11:32.400
وقتي خوابي ميام شلنگ آبو ميگيرم روت

11:32.450 --> 11:34.060
خيلي مسخره شدي

11:35.890 --> 11:39.670
اما پشت اون چهره کارول که مثل
زناي خونه دار بود

11:39.720 --> 11:43.680
يه جنگجو حضور داره که هر لحظه آماده حمله کردنه

11:43.720 --> 11:46.420
اينجا ميتوني راحت باشي
....بذار نگهبانامون برن

11:46.460 --> 11:48.810
اين مکان مارو ضعيف ميکنه

11:48.850 --> 11:51.680
گروه تصميم ميگيره چندتا اسلحه ذخيره بکنه

11:51.730 --> 11:53.820
محض احتياط فقط براي زماني که اتفاقي افتاد

11:56.040 --> 11:58.080
اونا شب مهموني خوش آمد گويي رو

11:58.120 --> 11:59.740
براي حرکتي که ميخوان بزنن انتخاب ميکنن

11:59.780 --> 12:01.950
ميدوني چه چيزي راجع به اينجا خيلي خوبه؟

12:02.000 --> 12:03.610
اينکه ميتوني توش دوباره نامرئي بشي

12:07.050 --> 12:11.790
و اون تقريبا براي همه افراد اونجا، نامرئي بود

12:11.830 --> 12:14.970
داري چيکار ميکني؟

12:15.010 --> 12:16.450
بايد بهم قول بدي

12:16.490 --> 12:19.710
به هيچکس نميگي که من اومدم اينجا

12:19.760 --> 12:21.710
اما من بايد به مامانم بگم

12:21.760 --> 12:23.410
يعني، من همه چيزو به مامانم ميگم

12:23.450 --> 12:24.890
جوابت اشتباه بود سم

12:24.930 --> 12:28.460
نميتوني به هيچکس بگي
...مخصوصا مادرت

12:31.070 --> 12:32.990
...چون اگه اينکارو بکني

12:34.770 --> 12:36.990
يه روز صبح
...بيدار ميشي

12:40.340 --> 12:42.820
و مي‌بيني که تو تخت خوابت نيستي

12:42.870 --> 12:45.080
ميبيني بيرون اين ديوارايي

12:45.130 --> 12:49.310
هيولا ها ميان، اوني که اون بيرونه

12:49.350 --> 12:51.260
و تورو تيکه تيکه ميکنن

12:51.310 --> 12:54.050
و همونجوري که زنده اي تورو مي‌خورن

12:57.920 --> 12:59.930
...يا

12:59.970 --> 13:03.930
ميتوني بهم قول بدي چيزي که اينجا
ديدي رو به هيچکس نميگي

13:03.970 --> 13:06.800
و منم برات کوکي ميارم

13:08.110 --> 13:10.680
سم راز کارول رو نگه ميداره

13:10.720 --> 13:14.980
و با دعوت سم براي درست کردن کوکي، به طرف
قرارداد خودش احترام مي‌ذاره

13:16.330 --> 13:20.380
اما اون به سرعت متوجه ميشه که سم تو يه
خانواده بدسرپرست زندگي ميکنه

13:20.990 --> 13:23.690
و غريزه حفاظت کارول وارد عمل ميشه

13:23.730 --> 13:26.260
گفت ميتونه صداي فرياد زدن
باباش رو بشنوه

13:26.300 --> 13:30.170
همه چي ميشکنه
...مامانش گريه ميکنه

13:30.220 --> 13:32.390
ماه پيش يه دفعه وسط دعوا، همه جا ساکت ميشه

13:32.440 --> 13:35.270
و ميره پايين و جسي رو روي زمين مي‌بينه

13:35.310 --> 13:39.310
چرا اينقد جسي برات مهمه؟

13:39.360 --> 13:42.320
ميدوني چرا

13:42.360 --> 13:45.540
اين فيلمنامه‌اي هست که کارول
خيلي خوب باهاش آشنايي داره

13:45.580 --> 13:48.760
و اون قرار نيست اجازه بده يه بچه ديگه بچه اذيت بشه

13:48.800 --> 13:50.930
همين الان ميتونم بکشمت

13:53.150 --> 13:55.720
ميتونم

13:55.760 --> 13:57.940
اينکارم ميکنم

13:57.980 --> 14:00.200
...و بعدش

14:00.250 --> 14:03.950
کي مي‌خواد باور کنه من اينکارو کنم؟
منکه مثل تو نيستم

14:03.990 --> 14:07.120
.هيچکس

14:07.170 --> 14:10.170
تو کوچيکي! ضعيفي
...هيچي نيستي

14:11.780 --> 14:14.520
تازه با همچين دنيايي

14:14.570 --> 14:16.220
.تو حتي ضعيف تري

14:18.920 --> 14:22.970
کار درست رو انجام بده، شايد اون موقع ديگه نميري

14:26.450 --> 14:30.190
و وقتي کارت تموم شد
ميخوام ظرفم رو تميز شده پس بگيرم

14:30.230 --> 14:31.890
اما يه تهديد بزرگ تر براي

14:31.930 --> 14:33.850
جامعه الکساندريا در جريانه

14:33.890 --> 14:37.200
يه گروه از آدماي وحشي که
خودشون رو " گرگ ها " صدا ميزنن

14:38.940 --> 14:41.240
کارول اولين کسيه که
حمله رو مي‌بينه

14:46.810 --> 14:49.120
و وارد عمل ميشه

14:55.260 --> 14:58.810
ترس کارول نسبت به ضعيف بودن السکاندريايي ها
کاملا با عقل جور در مياد

14:59.440 --> 15:01.830
و همينطور ضرر هايي در پي داره

15:04.270 --> 15:07.010
ما مي‌بينيم که همه اين مرگ و مير ها
داره روي کارول تاثير ميذاره و اذيتش ميکنه

15:10.270 --> 15:14.150
اون حتي يه ليست از تعداد آدمايي که کشته بود تهيه ميکنه

15:16.630 --> 15:18.460
مدت نه چندان زيادي بعد از حمله

15:18.500 --> 15:21.020
جامعه با تهديد يه گروه ديگه رو به رو ميشه

15:25.720 --> 15:27.160
که بهشون ميگن
" ناجي ها "

15:31.290 --> 15:32.770
بس کن

15:32.820 --> 15:34.210
يا اين مي‌ميميره

15:34.250 --> 15:37.040
کارول و مگي گروگان گرفته ميشن

15:39.300 --> 15:41.960
حتي بعد از اينکه کارول موفق
ميشه به اونا غلبه کنه

15:42.000 --> 15:43.870
و به مگي براي فرار کردن کمک کنه

15:48.440 --> 15:51.100
اون از گرفتن جون آدما خودداري ميکنه

15:54.400 --> 15:57.020
تا وقتي که جون دوستش
مگي به خطر ميوفته

15:57.060 --> 15:59.580
!جنده دروغگو

16:07.720 --> 16:11.160
و تمامي مرگ هايي که باعثشون شده
ناگهان مثل باري روي دوشش سنگيني ميکنن

16:13.600 --> 16:16.170
فکرکنم حدودا 18 تا آدمو کشته باشم

16:17.690 --> 16:19.470
بيست تا

16:33.010 --> 16:35.580
چه خبر شده؟

16:46.630 --> 16:49.890
اون لحظه، کارول متوجه ميشه که تمام
اين کشت و کشتار ها

16:49.940 --> 16:52.720
.براي تحمل کردن خيلي زيادن

16:52.770 --> 16:56.290
اگه مردم برات مهمن، آدمايي وجود دارن که
بايد ازشون محافظت کني

16:56.340 --> 17:01.170
آدمايي وجود دارن که به خاطرشون
حاضري حتي بقيه رو بکشي

17:01.210 --> 17:03.210
...اگه نميخواي کسي رو بکشي

17:05.430 --> 17:09.040
يا اگه نميتوني

17:09.090 --> 17:12.000
پس بايد ازشون فاصله بگيري

17:12.050 --> 17:14.180
توي راهي که خدا ميدونه به سمت کجاست

17:14.220 --> 17:16.620
اون به يه گروه ديگه از ناجي ها برخورد ميکنه

17:20.060 --> 17:21.970
و اون مجبور ميشه تا از خودش دفاع کنه

17:22.010 --> 17:23.320
لازم نيست اينطوري باشه

17:23.360 --> 17:25.710
ميتونيد برگرديد و بريد خونه

17:25.760 --> 17:28.720
اينطوري هيچکس آسيب نمي‌بينه

17:28.760 --> 17:31.370
به نظر ميرسه که يکي بايد آسيب ببينه

17:31.410 --> 17:32.760
لطفا

17:32.810 --> 17:34.680
اينکارو نکنيد! لطفا

17:47.040 --> 17:51.300
بعد از زخمي شدن کارول، اون توسط مورگان نجات پيدا ميکنه

17:51.350 --> 17:54.740
و به يه جامعه غريب برده ميشه

17:54.790 --> 17:55.830
اينجا کجاست؟

17:55.870 --> 17:58.220
به " کينگدام " خوش اومدي

18:01.400 --> 18:06.060
يادم رفت بگم ايزيکل يه ببر داره

18:06.100 --> 18:08.410
اولين برخوردش با ايزيکل و ببر؟

18:08.450 --> 18:09.760
مسخره بود

18:09.800 --> 18:13.590
خب بگو ببينم

18:13.630 --> 18:17.420
نظرت راجب " کينگدام " چيه کارول؟

18:17.460 --> 18:19.420
نظرت راجب پادشاه چيه؟

18:19.460 --> 18:22.160
خيلي مسخره‌اس

18:22.200 --> 18:23.770
من به شگفت انگيز ترين راه ممکن

18:23.810 --> 18:25.900
نميدونم که اينجا چه خبره

18:25.950 --> 18:29.390
...اين اين
...اون يه

18:29.430 --> 18:31.470
...نميدونم اون
بسه -

18:31.520 --> 18:33.170
اينجا مثل يه سيرک مسخره مي‌مونه

18:33.220 --> 18:36.170
اون حس و حال هيچکدوم از اينارو نداره

18:36.220 --> 18:38.920
قابلي نداره خانوم محترم
...يدونه بردار

18:40.660 --> 18:42.880
اين رفتار معصومانه و مهربونانه‌اي
که از خودت نشون دادي

18:42.920 --> 18:45.400
.خيلي هوشمندانه‌اس

18:45.440 --> 18:47.190
تحت تاثير قرار گرفتم

18:47.230 --> 18:50.410
به مردم نزديک ميشي و اعتمادشون رو جلب ميکني

18:50.450 --> 18:53.150
چيزي که لازم داري رو ازشون ميگيري
و غيب ميشي

18:53.190 --> 18:54.710
انگار که هيچوقت وجود نداشتي

18:54.760 --> 18:56.500
براي اولين بار پس از مدت ها

18:56.540 --> 18:58.890
يه نفر کارول رو به عنوان کسي که
واقعا هست مي‌بينه

18:58.940 --> 19:00.940
و حس خيلي خوبي داره

19:00.980 --> 19:04.330
و تصميم ميگيره براي خودش يه خونه که
زياد از " کينگدام " دور نيست، جور کنه

19:05.730 --> 19:09.690
روز هاش رو به تنهايي سپري ميکنه
توي خلوت با خودش حسابي خوشحاله

19:09.730 --> 19:13.260
با وجود بازديد هاي يهويي و
چند وقت يک بار ايزيکل

19:13.300 --> 19:17.520
تا اينکه يه روز يه آدم خيلي آشنا
ميره به ديدنش

19:23.700 --> 19:27.700
ناجي ها، اونا اومدن سراغتون؟

19:27.750 --> 19:31.930
اره

19:31.970 --> 19:34.280
همگي حالشون خوبه؟

19:36.800 --> 19:39.150
اونا اومدن

19:39.190 --> 19:41.280
.باهاشون رو به رو شديم

19:42.760 --> 19:44.720
با بيشترشون يه معامله‌اي کرديم

19:44.760 --> 19:48.070
مثل ايزيکل

19:48.120 --> 19:51.550
همه حالشون خوبه

19:51.600 --> 19:54.300
اما حرفايي که دريل به کارول گفت حقيقت نداشتن

19:58.650 --> 20:01.350
واقعا ميخواي بدوني چه اتفاقي براي الکساندريا افتاده؟

20:04.090 --> 20:06.570
.اره

20:11.050 --> 20:13.180
نيگان آبراهام و گلن رو کشت

20:15.530 --> 20:17.580
چي؟

20:17.620 --> 20:19.970
با يه چوب بيسبال بهشون ضربه زده

20:25.810 --> 20:27.500
حالا ناجي ها به الکساندريا دسترسي دارن

20:27.550 --> 20:29.330
به ريک و بقيه افراد

20:31.590 --> 20:34.900
الان هرکاري که انجام ميدن
براي ناجي هاست

20:34.950 --> 20:38.690
عيسي ميخواد ريک و بقيه رو بياره اينجا
...چون

20:38.730 --> 20:40.520
ريک ميخواد باهاشون بجنگه

20:46.520 --> 20:52.750
با رو به رو شدن با اون حقيقت ترسناک، کارول متوجه شد
که ديگه نميتونه عقب نشيني کنه

20:52.790 --> 20:55.010
از حالا به بعد اينجا مي‌مونم

20:55.050 --> 20:57.010
بايد آماده شيم

20:57.050 --> 20:59.540
بايد بجنگيم

20:59.580 --> 21:01.230
.مي‌جنگيم

21:01.280 --> 21:04.150
همونطوري که کارول به جامعه " کينگدام " نزديک تر ميشه

21:04.190 --> 21:07.540
اون با يه پسر بي‌سرپرست به نام
هنري آشنا ميشه

21:07.590 --> 21:09.980
و بهش مهارت هاي زنده موندن رو ياد ميده

21:17.420 --> 21:20.120
بهت گفتم منو دنبال نکن

21:20.160 --> 21:21.730
.نترسيدم

21:21.770 --> 21:23.390
.پس يه احمقي

21:23.430 --> 21:25.950
تو جنگجو ميخواي! من بلدم بجنگم

21:30.390 --> 21:35.350
نميتوني با اين تيکه چوب
اين دور و برا باشي

21:35.400 --> 21:37.180
بلدي چطوري ازش استفاده کني؟

21:37.220 --> 21:40.790
وقتي به مردم ياد مي‌دادي نگاه ميکردم

21:42.400 --> 21:43.880
نزديکم بمون

21:43.930 --> 21:47.360
هنري اصرار زيادي براي شرکت در جنگِ با ناجي ها داره

21:47.970 --> 21:49.410
ميدوني که ميتونم کمک کنم

21:49.450 --> 21:51.410
پس کارول با روي خوش بهش يادآوري ميکنه

21:51.460 --> 21:53.980
ميدون جنگ جايي مناسب بچه ها نيست

21:54.020 --> 21:57.240
هنري اگه در طول حمله بري بيرون، مي‌ميري

21:57.290 --> 21:59.810
نسخه ملايمِ کارول

21:59.860 --> 22:03.030
اون براي اينکه اجازه بده يه بچه ديگه
وارد زندگيش باشه، سر دو راهي گير کرده

22:03.080 --> 22:06.470
خب وقتي که هنري بعد از يه مبارزه گم ميشه

22:06.520 --> 22:09.870
کارول نميتونه دست روي دست بذاره

22:09.910 --> 22:11.260
فقط برو

22:14.830 --> 22:17.830
علي‌رغم ميل کامل خودش، ميره تا دنبال هنري بگرده

22:23.050 --> 22:25.190
!کمکم کنيد

22:39.500 --> 22:41.640
اين يه نقطه عطف واقعي براي کاروله

22:41.680 --> 22:44.380
براي مراقبت کردن از هنري ريسک کرد

22:44.420 --> 22:46.820
براي باز کردن درهاي قلبش به
روي يه بچه ديگه ريسک کرد

22:46.860 --> 22:48.950
حق با تو بود

22:48.990 --> 22:50.300
من ترسيده بودم

22:50.340 --> 22:51.860
اره، ترسيده بودي

22:51.910 --> 22:53.910
.ديدمش

22:56.170 --> 22:58.130
اما تو ترسو نيستي

22:58.180 --> 23:01.700
با بودن ايزيکل در کنارش و برنده شدن ناجيان در جنگ

23:01.740 --> 23:05.970
کارول به خودش اجازه ميده تا دوباره اميد رو پيدا کنه
...دوباره عشق رو پيدا کنه

23:06.010 --> 23:08.360
هنوز اون حلقه پيشته؟

23:11.100 --> 23:12.840
خب اره

23:12.890 --> 23:14.450
جوابم بله نيست

23:14.500 --> 23:16.410
فقط يه لحظه فکرکردم
بهتره يه امتحاني کنم

23:16.450 --> 23:20.280
...ميدوني که
اره هرچي تو ميگي -

23:20.330 --> 23:21.550
نه نه نه
اينکارو نکن

23:21.590 --> 23:24.380
من متن سخنراني نوشتم

23:24.420 --> 23:26.120
...ميدونم و مطمئنم

23:26.160 --> 23:29.900
.و ميتوني بعدا براي من بخونيش

23:29.950 --> 23:32.780
و با اين وجود، کارول به ملکه " کينگدام" تبديل ميشه

23:36.170 --> 23:39.480
اون و ايزيکل هنري رو به فرزندخوندگي گرفتن
و به کينگدام حکومت کردن

23:39.520 --> 23:42.180
تا بزرگ تر شد و به يه مرد جوان تبديل شد

23:42.220 --> 23:43.700
و مثل همه مادراي خوب

23:43.740 --> 23:45.350
اون بهترين هارو براي بچه‌اش ميخواست

23:45.400 --> 23:48.310
پس اون و هنري به جامعه هيلتاپ سفر کردن

23:48.360 --> 23:52.530
تا اونجا هنري بتونه شاگرد آهنگر بشه

23:52.580 --> 23:54.930
توي راه، کارول از يه دوست قديمي درخواست ميکنه

23:54.970 --> 23:58.580
تا وقتي هنري داره توي هيلتاپ آموزش مي‌بينه
ازش مراقبت کنه

23:58.630 --> 24:01.330
ميخواي بهم بگي چرا اومديم اينجا؟

24:01.370 --> 24:04.810
ميخوام که باهامون بياي

24:04.850 --> 24:06.500
نمي‌تونم توي هيلتاپ بمونم

24:06.550 --> 24:08.510
ما هم مشکلات خودمون رو توي " کينگدام " داريم

24:08.550 --> 24:10.120
...من فقط حس کردم خيلي بهتر ميشه

24:10.160 --> 24:11.420
اگه تو باهاش بودي

24:11.470 --> 24:12.820
ازم ميخواي از بچت پرستاري کنم؟

24:12.860 --> 24:14.860
اگه اون بايد هنري رو ترک کنه

24:14.900 --> 24:17.340
هيچکس بهتر از دريل نميتونه از هنري مراقبت کنه

24:17.380 --> 24:18.730
کاري ميکنم بهم افتخار کني

24:22.170 --> 24:24.000
همين الانشم اينکارو کردي

24:28.790 --> 24:31.220
اما به جاي دور بودن از دردسر ها

24:31.270 --> 24:34.180
هنري به يه گروه وحشتناک جديد برخورد ميکنه

24:34.230 --> 24:37.800
کسايي که ميون واکر ها زندگي ميکنن

24:37.840 --> 24:40.230
جوامع متوجه ميشن که بايد دست
به دست هم بدن

24:40.280 --> 24:42.150
تا با اين خطر رو به رو بشن

24:42.190 --> 24:44.320
و توي " کينگدام " يه قرارداد صورت ميگيره

24:44.370 --> 24:47.550
...جان هنکاک

24:47.590 --> 24:49.500
...دلت بسوزه

24:52.860 --> 24:56.770
کارول بلاخره دوباره پسرش رو مي‌بينه

24:56.820 --> 24:59.910
...همينطور دوستش
...و حتي

24:59.950 --> 25:02.260
جوديث؟

25:03.610 --> 25:04.950
مارو يادت مياد؟

25:05.000 --> 25:06.260
من وقتي بچه بودم

25:06.300 --> 25:07.830
نقاشي تورو مي‌کشيدم

25:07.870 --> 25:09.610
تو کارولي و شما هم پادشاهي

25:13.090 --> 25:15.230
براي چند لحظه خيلي زيبا، اون با

25:15.270 --> 25:17.710
همه آدمايي که خيلي دوستشون داره احاطه شد

25:21.670 --> 25:24.680
اما اون نميدونه که هنري در مرکز يه
درگيري بزرگ قرار داره

25:24.840 --> 25:27.240
اون عاشق ليديا شده

25:27.280 --> 25:30.760
دختر رهبرِ نجواگرا ها! آلفا

25:37.550 --> 25:39.470
کارول نگران اينه که

25:39.510 --> 25:41.470
نجواگراها به هيلتاپ حمله کنن، براي همين داوطلب ميشه

25:41.510 --> 25:43.380
تا بره و از اون جامعه دفاع کنه

25:46.300 --> 25:49.040
اما با وجود تمام کارايي که براي
محافظت از بچه هاش توي

25:49.090 --> 25:52.870
،زندگيش انجام داده

25:52.920 --> 25:57.270
اون قراره يه از دست دادن ويرانگر ديگه رو تجربه کنه

26:05.100 --> 26:07.710
!نه

26:09.190 --> 26:10.930
.به من نگاه کن

26:10.980 --> 26:13.070
.فقط به من نگاه کن

26:35.350 --> 26:38.790
بعد از، از دست دادن پسرش
اون همه چيزو ول ميکنه و ميره

26:38.830 --> 26:41.880
فردا ميخوام با بقيه برم به الکساندريا

26:44.180 --> 26:47.190
ميدونم که بايد انجامش بدي

26:52.240 --> 26:54.240
.اما من هيچوقت از دوست داشتنت دست نمي‌کشم

26:55.760 --> 26:58.890
باشه

26:58.940 --> 27:02.940
و منم هيچوقت از قصه ها پشيمون نميشم

27:11.780 --> 27:13.740
توي راه برگشت به الکساندريا

27:13.780 --> 27:17.300
ليديا خودش رو مقصر مرگ هنري ميدونه

27:17.350 --> 27:20.960
هنري گفت من آدم خوبي ام

27:21.000 --> 27:23.790
اون اشتباه ميکرد

27:23.830 --> 27:26.790
تا وقتي که من يکي از شماها باشم
هيچوقت تموم نميشه

27:28.790 --> 27:30.620
ميدوني که حق با منه

27:38.150 --> 27:40.500
با اين کار، از کشته شدن بقيه جلوگيري ميکني

27:47.770 --> 27:51.210
لطفا کارول

27:51.250 --> 27:53.430
لطفا انجامش بده

27:53.470 --> 27:55.390
به خاطر هنري انجامش بده

28:03.570 --> 28:05.740
بجنب، بايد بريم

28:09.050 --> 28:10.660
بجنب

28:12.620 --> 28:16.230
اون ليديا رو مقصر نميدونه
...اما نميتونه اونجا بمونه

28:20.450 --> 28:25.070
اون براي فرار از اوضاع، به اوشن سايد نقل مکان ميکنه

28:25.110 --> 28:27.630
دلت برام تنگ شده بود؟

28:27.680 --> 28:29.590
راستيتش نه -
همينم قبوله -

28:29.640 --> 28:32.200
تا وقتي که دريل رو مي‌بينه

28:32.250 --> 28:33.820
که ازش درخواست ميکنه تا برگرده خونه

28:33.860 --> 28:35.820
ببخشيد که نمي‌خواستم دوست صميميم

28:35.860 --> 28:37.820
کل زندگيش رو تو يه قايق سپري کنه

28:39.430 --> 28:41.040
دوست صميمي؟

28:41.080 --> 28:43.350
مگه 10 سالته؟

28:43.390 --> 28:44.960
هرچي تو بگي

28:45.000 --> 28:46.700
الان بايد دستبند هاي يه شکل بپوشيم؟

28:46.740 --> 28:48.390
واي خدا، فراموشش کن

28:48.440 --> 28:50.660
نه وايسا، ميتونم با نخ ماهيگيري دوتا درست کنم

28:50.700 --> 28:53.700
رنگ مورد علاقت چيه؟
آبي؟ سبز؟

28:53.750 --> 28:55.750
مشکي! قطعا مشکي

28:55.790 --> 28:59.320
يه فکري دارم
چطوره فقط غذا بخوريم و اصلا حرف نزنيم؟

29:03.540 --> 29:05.890
نظرت چيه يدونه هم براي سگه درست کنيم؟

29:13.460 --> 29:17.250
اما اون لحظات زياد دووم نمي‌يارن
چون آلفا برمي‌گرده

29:18.380 --> 29:22.120
پسرت اسم تورو داد ميزد

29:22.170 --> 29:26.080
يکم قبل از اينکه سرش رو قطع کنيم

29:28.520 --> 29:30.050
!نه

29:31.700 --> 29:35.220
بس کن

29:35.270 --> 29:38.490
از طرف دوستم معذرت خواهي ميکنم

29:38.530 --> 29:41.670
...يه مدته نخوابيديم

29:41.710 --> 29:43.710
و ميدوني که چيزي از دست داده

29:47.930 --> 29:52.680
مي‌بخشمت
مادرِ بزرگ

29:52.720 --> 29:56.510
اما بخشش آلفا براي کارول هيچ معني‌اي نداره

29:56.550 --> 29:58.900
و کارول با شيطان معامله ميکنه تا
اون رو از بين ببره

30:00.730 --> 30:03.560
?اگه لازم نباشه بميري چي؟

30:03.600 --> 30:07.880
?نمي‌دونستم قراره تو از طرف اون شوراي من درآوردي
?در مورد سرنوشتم تصميم‌گيري کني

30:08.000 --> 30:09.870
از طرف شورا نيومدم

30:09.910 --> 30:12.090
.مشحصه

30:12.130 --> 30:14.260
چيزي که متوجه نميشم اينکه
اومدي اين پايين و

30:14.310 --> 30:17.180
?باهام معامله ميکني، اونم تو زماني ‌که
?به نظر من،

30:17.220 --> 30:19.620
بايد شر اون ملکه نقاب زن رو

30:19.660 --> 30:23.140
از سرت کم کنم

30:23.190 --> 30:26.540
فکرميکني پس براي چي اومدم؟

30:26.580 --> 30:28.540
.لعنتي

30:28.580 --> 30:29.760
...چه جرأتي داري

30:29.800 --> 30:32.370
خب حالا هستي يا نه؟

30:32.410 --> 30:36.890
اما آزاد کردن نيگان، فقط بخشي از نقشه کاروله

30:36.940 --> 30:39.070
کارول از مرز هاي آلفا عبور ميکنه

30:39.110 --> 30:42.200
و يه نجواگرا رو اسير ميکنه

30:42.250 --> 30:43.900
وقتي نجواگراي اسير شده
ميگه که

30:43.950 --> 30:45.600
آلفا به پيروانش گفته که

30:45.640 --> 30:47.430
...اون ليديا رو کشته

30:47.470 --> 30:49.080
اون اينکارو کرد

30:49.120 --> 30:54.740
و من حاضرم جونم رو فداش کنم

30:54.780 --> 30:59.310
کارول دروغ آلفا رو فاش ميکنه

31:00.830 --> 31:02.490
.نه

31:02.530 --> 31:04.440
.نه

31:11.620 --> 31:14.150
مادرت به پيروانش گفته که تورو کُشته

31:15.410 --> 31:17.720
گفتي که به کمکم نيازي داري

31:17.760 --> 31:18.940
داشتم

31:18.980 --> 31:20.980
تو ازم سواستفاده کردي

31:21.030 --> 31:22.770
ليديا متاسفم

31:22.810 --> 31:25.460
تو شبيه اوني

31:25.510 --> 31:27.250
...ليديا

31:27.290 --> 31:30.340
گفتي که ازم ميخواي يه طرفو انتخاب کنم؟

31:30.380 --> 31:32.170
من طرف خودمو انتخاب ميکنم

31:32.210 --> 31:33.210
نميتوني بري اون بيرون

31:33.260 --> 31:34.390
خيلي خطرناکه

31:34.430 --> 31:37.040
نميتوني جلومو بگيري

31:43.740 --> 31:45.920
کارول وقتي که دنبال آلفا ميگرده

31:45.960 --> 31:48.440
خودش رو تو موقعيت هاي بسيار
خطرناکي قرار ميده

31:48.490 --> 31:50.450
وايسا

31:50.490 --> 31:52.270
نزديک بود يه پاتو از دست بدي

31:52.320 --> 31:54.060
برخوردن به تله، يعني اينکه داريم بهشون نزديک تر ميشيم

31:54.100 --> 31:55.970
ميشه خواهشا بس کني؟

31:56.020 --> 31:58.240
تو داري مثل سگ دنبالش ميگردي

31:58.280 --> 32:00.240
اصلا به اين اهميت نميدي که چه
بلايي سر خودت مياد

32:00.280 --> 32:02.550
ولي حقيقت داشت
دريل ميتونست بفهمه

32:02.590 --> 32:04.500
بيا اينجا

32:09.680 --> 32:11.770
اون ارزششو نداره

32:15.040 --> 32:16.430
ارزششو نداره

32:16.470 --> 32:19.820
بهم نگاه کن

32:19.870 --> 32:21.780
اون به هر حال يه زن مُرده‌اس

32:23.740 --> 32:25.740
ما آينده‌اي داريم

32:25.790 --> 32:28.310
نذارم اونم ازمون بگيره

32:28.350 --> 32:30.620
باشه

32:30.660 --> 32:32.490
اون به دلداري هاي دريل اتکا ميکنه و بيخيال ميشه

32:32.530 --> 32:33.880
...اما بعدش

32:36.320 --> 32:37.620
.اون آلفا رو مي‌بينه

32:46.070 --> 32:48.900
!کارول

32:48.940 --> 32:51.510
کارول ديگه هيچ فرصتي رو براي
به دست آوردن آلفا، از دست نميده

32:53.600 --> 32:56.860
حتي اگه به ازاي دنبال کردنش تا توي يه
غار تنگ و تاريک باشه

33:03.480 --> 33:08.310
!کارول

33:17.190 --> 33:19.580
...به خاطر اينکه توي انتقام گرفتن عجله کرد

33:22.190 --> 33:24.840
کارول خودش و دوستاش رو

33:24.890 --> 33:26.540
يه راست انداخت توي تَله آلفا

33:38.120 --> 33:40.560
درحالي که گروه نا اميدانه دنبال يه راه خروج ميگرده

33:40.600 --> 33:43.120
دريل سعي ميکنه تا دوباره باهاش صحبت کنه

33:43.170 --> 33:44.520
بايد قول بدي

33:44.560 --> 33:47.000
ما براي آيندمون مي‌جنگيم

33:47.040 --> 33:50.090
نه براي انتقام

33:50.130 --> 33:52.130
.قول ميدم

33:52.180 --> 33:54.180
...اما وقتي که گروه يه راه خروج عالي پيدا ميکنه

33:54.220 --> 33:57.230
يکي اين جعبه هاي ديناميت رو اينجا ول کرده

33:57.270 --> 33:59.790
خب خوبه! عاليه

33:59.840 --> 34:01.360
اما شايد يکي از قصد اينارو اينجا ول کرده

34:01.400 --> 34:03.540
چون خيلي خيلي خطرناکن

34:03.580 --> 34:05.930
کارول يه فکري به سرش ميزنه

34:05.970 --> 34:07.800
اون اين فُرصت رو براي

34:07.840 --> 34:09.760
.نابود کردن گله آلفا از دست نميده

34:16.810 --> 34:17.720
دستمو بگير

34:17.770 --> 34:19.680
بجنب

34:29.040 --> 34:30.610
اما تو بايد با من برگردي

34:30.650 --> 34:33.220
.لطفا

34:40.790 --> 34:42.750
وقتي ديناميت ها شروع به انفجار ميکنن

34:42.790 --> 34:47.190
اين براي کارول و دوستاش شرايط سختي رو
ايجاد ميکنه

34:47.230 --> 34:50.230
اما قبل از اينکه همه بتونن فرار کنن

34:50.280 --> 34:52.850
بيشتر ديناميت ها منفجر ميشن

35:03.900 --> 35:06.160
اون قولي که به دريل داده بود رو شکست

35:06.210 --> 35:08.640
و اون تصميم باعث شد که
يکي از آدمايي که براي دريل خيلي مهمه

35:08.690 --> 35:10.560
توي اون معدن گير بيوفته

35:10.600 --> 35:12.210
کاملا حق با تو بود

35:12.260 --> 35:13.820
فقط بگو

35:13.870 --> 35:15.390
نه! خواهش ميکنم

35:15.430 --> 35:18.650
بگو

35:18.700 --> 35:22.400
!لطفا بگو

35:22.440 --> 35:28.070
کارول بلاخره اينو ميفهمه که خواسته‌اش براي گرفتن انتقام
چقدر خطرناک و بي ملاحظه شده

35:28.320 --> 35:30.450
بايد ازم متنفر باشي

35:32.280 --> 35:34.800
به نظر ميرسه خيلي از خودت متنفري

35:34.840 --> 35:36.930
.مي‌کُشمش

35:36.980 --> 35:41.160
اون موقع ازم متنفر ميشي؟

35:41.200 --> 35:42.900
.من راجع بهت همچين فکري نمي‌کنم

35:44.720 --> 35:46.550
.ممنون

35:46.600 --> 35:49.420
با وجود غم و اندوه زيادي که متحمل شده

35:49.470 --> 35:52.300
اون هنوز براي دوستيش با دريل ارزش قائله

35:52.340 --> 35:54.560
حالا، لطفا ازم متنفر نباش

35:54.600 --> 35:56.910
.من هيچوقت ازت متنفر نميشم

36:00.700 --> 36:02.440
...اونا وقت زيادي براي تعمير کردن ديوارا ندارن

36:02.480 --> 36:06.090
...قبل از اينکه نجواگراها همراه نيگان بهشون حمله کنن

36:09.360 --> 36:11.880
...اون فقط ميتونه نظاره گر اين باشه که

36:11.920 --> 36:14.410
دوستان و آشنايانش در پي عواقب کاري که
کارول کرد، صدمه ميبينن

36:17.280 --> 36:19.850
کارول تو يکي از ضعيف ترين موقعيت هاش خودش قرار داره

36:29.160 --> 36:31.160
...اما بعد از مدتي

36:33.340 --> 36:34.950
.همه چي عوض ميشه

36:41.000 --> 36:42.480
خيلي طولش دادي

36:44.960 --> 36:47.570
اون انتقامش رو گرفته بود

36:47.610 --> 36:49.700
اما کابوس هنوز تموم نشده بود

36:51.700 --> 36:54.580
کارول

37:03.500 --> 37:05.800
کارول

37:11.640 --> 37:14.600
من هميشه حواسم بهت هست

37:17.380 --> 37:19.990
تمام درد هاي از دست دادن عزيزانش

37:20.040 --> 37:21.950
برگشتن تا شکارش کنن

37:21.990 --> 37:23.780
و اين خيلي وحشتناکه

37:23.820 --> 37:25.690
.تو گم شدي

37:29.000 --> 37:31.090
پسرت هم همينطور

37:31.130 --> 37:34.010
تو اونو از خودت دور کردي

37:34.050 --> 37:36.710
و اون ديگه هيچوقت برنمي‌گرده

37:36.750 --> 37:41.930
اون اين بيرون مُرد
تنها و ترسيده

37:41.970 --> 37:43.710
دقيقا مثل سوفيا

37:48.590 --> 37:50.240
احساس گناه ميکني

37:50.280 --> 37:52.500
آدمايي که دوستشون داري، در قالب چيزي به
نام انتقام صدمه ديدن

37:52.550 --> 37:54.510
و حالا نميتوني برگردي

37:54.550 --> 37:56.860
اونا کاري که تو کردي رو قبول نميکنن

37:59.080 --> 38:01.640
شايد اگه ابراز پشيموني کني
قبولش کنن

38:04.080 --> 38:06.650
" متاسفم که ازم عصباني هستيد "

38:06.690 --> 38:09.040
لطفا از دستم عصباني نباشيد

38:09.090 --> 38:10.830
متاسفم

38:20.360 --> 38:23.100
...ناراحت و با حواس پرتيش

38:23.140 --> 38:26.970
زير کُلي آوار که يه گله واکر داره
مياد به سمتش گير کرده

38:30.150 --> 38:34.680
هميشه ميدونستي چطوري تموم ميشه

38:34.720 --> 38:36.770
هيچکس نمياد نجاتت بده

38:44.290 --> 38:46.380
...آلفا نتونست کارول رو وقتي زنده‌اس شکست بده

38:53.480 --> 38:55.650
و کارول نمي‌خواد اجازه بده وقتي که مُرده
باعث بشه کارول شکست بخوره

39:07.930 --> 39:11.230
هيچوقت خيلي دير نيست

39:11.280 --> 39:13.500
بعد از رو به رو شدن با تاريک ترين
شيطان دروني خودش

39:13.540 --> 39:18.950
اون برميگرده به هيلتاپ تا با کارايي که باهاشون جون دوستاش
رو به خطر انداخته، رو به رو بشه

39:19.460 --> 39:22.250
...اگه بتونم برگردم

39:22.290 --> 39:27.250
کلي بابت همه‌چيز خيلي متاسفم

39:27.290 --> 39:31.210
فکرنميکني اين حالي که الان داري
يه نقطه ضعف به حساب بياد؟

39:34.690 --> 39:38.960
کلي داستان راجع بهت شنيدم
...اون قديم مديما

39:39.000 --> 39:40.350
هممون شنيديم

39:42.350 --> 39:47.100
اين که ميري جلو

39:47.140 --> 39:50.880
و کاري رو انجام ميدي که فقط
خودت قادر به انجامش هستي

39:50.930 --> 39:55.630
" گرگ تنها "

39:55.670 --> 39:59.150
اين قدرت ابرقهرماني توئه

39:59.200 --> 40:02.070
?نمي‌توني از همه‌چي در مورد
?خودت دست بکشي چون...

40:05.900 --> 40:07.990
. اتفاقاي بد هميشه ميوفتن

40:09.950 --> 40:13.600
اما وقتي که ليديا رو ملاقات ميکنه
...هنوز احساس درد ميکنه

40:13.640 --> 40:15.250
من به خاطر کاري که کردي ازت متنفر نيستم

40:20.430 --> 40:23.920
ميدونم که افتضاح به نظر ميرسه
...اما

40:23.960 --> 40:26.440
اون هيچوقت برام مثل يه مادر واقعي نبود

40:26.480 --> 40:28.880
پس اونقدرا مهم نيست

40:31.840 --> 40:33.580
پس، ممنون

40:35.800 --> 40:39.930
و دوست دارم بتونيم هنوزم
با هم حرف بزنيم

40:39.980 --> 40:42.190
...راجع به

40:42.240 --> 40:43.540
.هرچيزي

40:51.730 --> 40:54.510
...ليديا

40:54.560 --> 40:56.560
تو بايد خودت باشي

40:56.600 --> 40:58.340
بايد راه خودتو پيدا کني

41:02.780 --> 41:06.920
من دنبال يه مامان ديگه نيستم
...باشه؟

41:06.960 --> 41:09.960
.نبايد اينجوري باشه

41:10.010 --> 41:13.790
ميتونه يه جور ديگه باشه

41:13.840 --> 41:15.530
...که تو ميتوني

41:28.810 --> 41:31.070
وقتي جنگ با نجواگراها کم کم داره تموم ميشه

41:31.110 --> 41:33.460
کارول به اين نتيجه ميرسه که تنها راه از بين بردن

41:33.510 --> 41:37.250
...بقاياي گله آلفا

41:37.290 --> 41:39.030
اينکه خودشو فدا کنه

42:01.320 --> 42:03.410
بهت گفتم که بري

42:07.760 --> 42:10.370
بهم گفتي که راه خودمو پيدا کنم

42:20.420 --> 42:22.250
به چيزي که ميخواستي رسيدي؟

42:22.290 --> 42:24.380
نه

42:24.430 --> 42:26.260
.قرارم نيست بهش برسم

42:27.520 --> 42:30.690
...واقعا نه

42:30.740 --> 42:32.700
خب، تو هنوز منو داري

42:35.700 --> 42:38.010
واقعا؟

42:38.050 --> 42:41.440
واقعا

42:41.490 --> 42:42.970
با از بين رفتن نجواگراها

42:43.010 --> 42:45.360
تمرکز کارول همچنان به روي زنده موندن ادامه داره

42:45.400 --> 42:47.320
در حالي که هواي اطرافيانش رو هم داره

42:49.670 --> 42:51.760
تکامل کارول پيشرفت کرده

42:51.800 --> 42:53.850
مراحل زيادي رو طي سال ها پشت سر گذاشته

43:00.030 --> 43:03.160
و در همين حال که آخرالزمان چيز هاي زيادي
رو از کارول گرفته

43:03.210 --> 43:05.120
...همينطور فرصت هاي زيادي رو

43:05.160 --> 43:06.300
براي تولدي دوباره بهش هديه داده

43:06.340 --> 43:08.780
بندازش

43:08.820 --> 43:11.390
با هر نسخه‌اي که از خودش نمايش ميده

43:11.430 --> 43:16.040
هر تغيير اون رو قوي تر، عاقل تر و روشن تر ميکنه

43:19.310 --> 43:21.920
تو اين دنيا همه‌چي ميتونه
خيلي سريع تغيير کنه

43:21.960 --> 43:24.100
خيلي سخته تا بفهمي
در آينده چه اتفاقاتي براي کارول ميوفته

43:27.320 --> 43:29.750
.اما داستان اون هنوز تموم نشده

43:29.800 --> 43:31.670
مطمئني حالت خوبه؟

43:31.710 --> 43:33.840
اره خيلي! برگرد سر کارت

43:34.731 --> 43:48.891
.:: @bollbolljan_com ::.