﻿WEBVTT

00:02.794 --> 00:06.048
‫سلام، میشه دو تا بلیط برای
‫فیلم «گیلمور شاد» بدید؟

00:06.089 --> 00:07.633
‫من و بکی دوباره موقع اون زمستون

00:07.674 --> 00:09.593
‫میدوسترن باهم دوست شدیم

00:11.678 --> 00:13.764
‫کارگردانیش نکرده
‫اما نویسنده‌اشه

00:13.805 --> 00:15.265
‫و توش بازی هم میکنه؟

00:15.307 --> 00:17.226
‫آره، خودش و اون یارو توی سریال «ای‌آر»

00:17.267 --> 00:20.229
‫خب بنظرم بازیگر خیلی خوبی نیست

00:20.270 --> 00:23.065
‫- کی، تارانتینو؟
‫- آره

00:23.106 --> 00:24.733
‫کلونی یه جورایی جذابه

00:26.443 --> 00:27.986
‫اون حراستی که اونجاست
‫رو میبینی؟

00:28.028 --> 00:30.197
‫ما قراره تظاهر کنیم که میخوایم
‫بریم اینجا

00:30.239 --> 00:34.243
‫و بعدش که رفت، ما اینطوری حرکت میزنیم

00:34.284 --> 00:36.286
‫عادی رفتار کن

00:36.310 --> 00:41.710
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:41.750 --> 00:44.503
‫خیله‌خب، من میدونم که فیلم
‫«داستان عامه پسند» یا

00:44.545 --> 00:48.006
‫مثلا «سگ‌های انباری» نبود
‫اما تو...

00:48.048 --> 00:49.716
‫نیمه اولش تقریبا خوب بود، درسته؟

00:49.758 --> 00:54.346
‫یعنی، چندتایی... چندتا لحظه‌ی
‫بامزه داشت

00:54.388 --> 00:57.558
‫- درسته؟
‫- بنظرم احمقانه بود

00:58.642 --> 01:00.936
‫آره، آره

01:00.978 --> 01:02.229
‫آره

01:04.565 --> 01:07.568
‫میدونی،

01:07.609 --> 01:10.779
‫وقتی که ما 9 ساله بودیم، من...

01:10.821 --> 01:14.324
‫گمونم یه جورایی بهت علاقه داشتم

01:16.702 --> 01:18.829
‫آره، من دوست داشتم

01:18.871 --> 01:23.125
‫یعنی میدونی، توی دوره‌ی خونگیِ
‫مامان و بابات منو بوسیدی

01:23.166 --> 01:26.837
‫و...

01:26.879 --> 01:29.214
‫اما بعدش هفته بعد،
‫مارک مونی رو بوسیدی

01:29.256 --> 01:32.009
‫و من... من داغون شده بودم

01:32.050 --> 01:34.344
‫چی؟ مارک مونی؟

01:34.386 --> 01:37.222
‫- مارک مونی
‫- خیلی حال به هم زنه

01:37.264 --> 01:39.474
‫- میدونم
‫- اصلا یادم نمیادش

01:42.728 --> 01:45.814
‫متاسفم چاک

01:45.856 --> 01:48.859
‫اگه ذره‌ای مایه‌ی تسلیه،
‫حداقل بوسیدن تو رو یادم میاد

01:56.283 --> 01:57.868
‫داری چیکار میکنی؟

01:57.910 --> 01:59.828
‫دنبال آدامس میگردم

01:59.870 --> 02:01.413
‫چرا؟

02:04.750 --> 02:07.419
‫میخوام بوست کنم

02:07.461 --> 02:09.755
‫تا قضیه‌ی مارک مونی رو جبران کنم

02:20.682 --> 02:22.434
‫این به یکی از موندگارترین

02:22.476 --> 02:26.021
‫خاطرات کل زندگیم تبدیل شد

02:39.284 --> 02:41.662
‫باهات بهم خوش گذشت

02:42.704 --> 02:43.997
‫منم همینطور

02:45.040 --> 02:47.668
‫- ممنون
‫- خواهش میکنم

02:52.381 --> 02:54.883
‫میخوای بیای خونمون؟

02:54.925 --> 02:56.718
‫مامان بابام خونه نیستن

02:58.554 --> 03:00.722
‫آره، آره...

03:04.518 --> 03:08.355
‫راستش، من...
‫یه مقاله دارم

03:08.397 --> 03:10.566
‫که یه جورایی مجبورم امشب بنویسمش

03:10.607 --> 03:14.027
‫آره، پس ای کاش میتونستم اما...

03:14.069 --> 03:17.573
‫نه میفهمم چاک
‫اشکالی نداره

03:27.541 --> 03:29.543
‫- فردا میبینمت
‫- میبینمت

03:43.974 --> 03:45.767
‫بکی؟

03:45.809 --> 03:47.311
‫سلام آقای یابونسکی

03:47.352 --> 03:48.687
‫سلام، سلام بیا اینجا

03:55.277 --> 03:57.654
‫خدای من، شبیه خواهرتی

03:57.696 --> 03:59.615
‫یعنی با موهات و همه‌چیز

03:59.656 --> 04:01.283
‫تقریبا نشناختمت

04:04.578 --> 04:07.414
‫خب صفحه‌ی آهنگ دوست داری، درسته؟

04:07.456 --> 04:09.208
‫آره حتما

04:09.249 --> 04:10.667
‫خب حالا که سالی رفته به دانشکده،

04:10.709 --> 04:14.296
‫صفحات قدیمیش رو دارم
‫که فقط فضا رو اشغال کرده

04:14.338 --> 04:16.340
‫اوهوم

04:16.381 --> 04:18.008
‫ببخشید، خنگ بازی درمیارم

04:18.050 --> 04:20.135
‫دارم ازت میپرسم که میخوایشون یا نه

04:20.177 --> 04:21.553
‫یعنی فقط دارن خاک میخورن،

04:21.595 --> 04:23.013
‫و در غیر اینصورت میخواستم بندازمشون دور

04:23.055 --> 04:25.182
‫و تو رو دیدم و
‫با خودم فکر کردم که بپرسم

04:25.224 --> 04:27.184
‫خوبه، یه نگاه میندازم

04:27.226 --> 04:28.769
‫عالیه
‫آره، بریم داخل

04:28.810 --> 04:30.270
‫فقط مراقب باش
‫یکمی سُرسُریه

04:45.661 --> 04:48.664
‫من بکی مونرو رو روز بعد ندیدم

04:48.705 --> 04:50.582
‫یا هیچوقت دیگه

04:52.584 --> 04:55.796
‫پلیس کولفکس روزهای زیادی
‫رو صرف جستجو به دنبال بکی کرد

05:00.384 --> 05:03.136
‫بعضیا فکر میکردن که با
‫کسپر فرار کرده

05:05.222 --> 05:09.852
‫دلشکسته و سردرگم و به شدت
‫دلواپس بودم

05:28.745 --> 05:30.247
‫چیشده؟

05:32.583 --> 05:34.918
‫دختری که اونجا زندگی میکرد مُرده

05:34.960 --> 05:38.005
‫امروز صبح جسدش رو توی
‫استخر جفرسون پیدا کردن

05:40.799 --> 05:42.801
‫اکثریت مردم از لحظه‌ی دقیقِ وقتی که معصومیتشون

05:42.843 --> 05:44.970
‫رو از دست میدن خبر ندارن،

05:45.012 --> 05:46.930
‫وقتی که داستانی که توی ذهنشون

05:46.972 --> 05:49.600
‫درمورد منصف بودن زندگی و اینکه
‫همه‌چیز برای یه دلیلی اتفاق میفته

05:49.641 --> 05:52.060
‫نابود شده

05:52.102 --> 05:55.063
‫معمولا به آهستگی اتفاق میفته،
‫ذره ذره

05:56.565 --> 05:58.567
‫اما برای من،
‫به یکباره اتفاق افتاد

06:00.027 --> 06:02.905
‫داشتم از خیابون «فرن سرکل» رد میشدم

06:02.946 --> 06:05.574
‫من 16 سالم بود

06:10.370 --> 06:12.915
خدمات خاکسپاری نتونست
‫بکی رو شبیه به خودش کنه،

06:12.956 --> 06:15.000
بنابراین یه تابوت بسته بود

06:18.962 --> 06:21.715
‫به همین راحتی، اون رفته بود

06:21.757 --> 06:24.927
‫یک زندگی قبل از اینکه حتی فرصت
‫شروع شدن داشته باشه تموم شد

06:33.018 --> 06:35.896
‫بعد از اینکه خونواده مونرو شهر رو ترک کردن،
‫یه خونواده جدید اومدن

06:35.938 --> 06:38.774
‫و دوباره بلوکمون رو سرشار از زندگی کردن

06:38.815 --> 06:41.985
‫و به آرومی، خاطره‌ی اون خواهران ناپدید شد

06:42.027 --> 06:45.739
‫طولی نکشید که انگار هیچوقت
‫اصلا اونجا نبودن

06:47.616 --> 06:50.118
‫کسپر تیتوم هیچوقت به کولفکس برنگشت

06:50.160 --> 06:54.164
‫در سال 1998، جسدش به علت
‫اوردوزِ عمدی توی یه متل

06:54.206 --> 06:56.250
‫در وست تگزاس پیدا شد

06:56.291 --> 06:58.877
‫یه یادداشت خطاب به بکی گذاشته بود

06:58.919 --> 07:01.338
‫گفت به خاطر اینکه برنگشت متاسف بود،

07:01.380 --> 07:04.007
‫و امیدوار بود که توی اون دنیا اونو ببخشه

07:04.049 --> 07:06.009
‫قاتل خواهرانِ مونرو،

07:06.051 --> 07:08.345
‫آقای یابونسکی، بالاخره دستگیر شد

07:08.387 --> 07:11.932
‫همسایمون، دندونپزشکی با باکیفیت‌ترین گل رزها

07:11.974 --> 07:16.353
‫و لبخندِ تبلیغات خمیردندونی،
‫قاتل سریالی بود

07:17.771 --> 07:21.525
‫در افشاگری ارسال شده برای خبرگزاری
‫در پیِ بازداشتش،

07:21.567 --> 07:24.027
‫یابونسکی درمورد هدفش برای

07:24.069 --> 07:26.321
‫کشتن دو دسته‌ی زندگی
‫که هر روز توی اون خونه

07:26.363 --> 07:29.074
‫زنده ‌می‌دید نوشت

07:29.116 --> 07:32.327
‫دو دختری که چاره‌ای نداشت جز اینکه جسارت

07:32.369 --> 07:34.913
‫جوونیِ محضشون رو اصلاح کنه

07:37.040 --> 07:39.459
‫من تا بیست سال بعد برنگشتم

07:41.795 --> 07:44.882
‫یک، دو، بگید سیب!

07:44.923 --> 07:46.758
‫ما تغییر کرده بودیم،

07:46.800 --> 07:49.595
‫اما راهروها مثل قبل مونده بودن

07:53.390 --> 07:56.476
‫در سال 2002، قسمتی از جنگل
‫که قتل اتفاق افتاده بود

07:56.518 --> 07:58.353
‫توی آتش‌سوزی جنگل سوخت

07:58.395 --> 08:00.439
‫بالاخره، دوباره رشد کردن،

08:00.480 --> 08:03.483
‫و یه جورایی انبوه‌تر از قبل بودن

08:03.525 --> 08:05.903
‫سرزنده‌تر و دست نخورده

08:05.944 --> 08:07.654
‫پیدا کردن صحنه‌ی جرم اول

08:07.696 --> 08:09.031
‫غیرممکن بود

08:09.072 --> 08:10.574
‫کره‌ی زمین مثل سابق به زندگی ادامه داده بود،

08:10.616 --> 08:14.036
‫و کم و بیش،
‫ما هم ادامه داده بودیم

08:25.339 --> 08:28.634
‫تکه‌ای از من هنوزم به دنبال اون خیابون‌ها میره،

08:28.675 --> 08:32.554
‫خیابون‌هایی که یک عمر رو برای فراموش
‫کردنشون صرف کردم

08:32.596 --> 08:36.266
‫اما هرچقدر هم سخت تلاش کنم،
‫نمیتونم فراموش کنم

08:39.520 --> 08:42.731
‫و هر شب، وقتی که
‫چراغ برق‌های توی کولفکس روشن میشن،

08:42.773 --> 08:46.652
‫ارواح پرسه‌زنان در خیابان‌ها
‫به دنبال رستگاری می‌گردند

08:46.676 --> 08:52.676
.:: @bollbolljan ::.