﻿WEBVTT

00:00:00.800 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:18.917 --> 00:01:22.792
سونيوشا» ، ميدانم که از به زندان افتادنِ طولاني مدتِ من»
: به شدت ناراحت هستي و ميپرسي

00:01:23.043 --> 00:01:26.536
چگونه است که بايد برخي مردمان"
"درباره يِ سرنوشت و زندگيِ ديگر مردمان تصميم بگيرند؟

00:01:27.848 --> 00:01:30.193
، اما عزيزکم ، تماميِ تاريخِ تمدن
... بر اساسِ

00:01:31.037 --> 00:01:34.035
تصميماتي است که از سويِ اربابانِ بالانشين
، برايِ سرنوشت و زندگيِ ديگران گرفته ميشود

00:01:34.738 --> 00:01:37.430
تصميماتي که عميقاً ريشه در
.شرايطِ زندگيِ ماديِ ما انسان ها دارند

00:01:38.388 --> 00:01:41.223
تنها ، تحولي که همچون زايمان ، دردناک و دردآور باشد
.مي تواند در آن تغييري حاصل کند

00:01:42.705 --> 00:01:45.281
: ميپرسي
"تمامِ اينها برايِ چيست؟"

00:01:47.416 --> 00:01:51.800
، اما نميتوان با : «برايِ چه» گفتن
.زندگي و تماميِ اَشکالش را بدينگونه زيرِ سوال بُرد

00:01:52.726 --> 00:01:55.946
مثلاً من واقعاً نميدانم
، چرا در دنيا بلدرچين وجود دارد

00:01:57.006 --> 00:02:01.530
، اما وجود بلدرچين ، برايم شادي است
، و شنيدنِ جيک جيکِ آنها از فاصله يِ دور

00:02:02.073 --> 00:02:06.097
، در آنسويِ ديوار
.خود تسلايي شيرين است

00:02:11.033 --> 00:02:14.429
، سونيچکا» ، محضِ خاطرِ من»
.شادي ات را حفظ کن و نوميد مباش

00:02:15.080 --> 00:02:17.061
.خواهي ديد که همه چيز رو به راه خواهد شد
.به حرفم ايمان داشته باش

00:02:18.297 --> 00:02:23.424
.درودهايِ مرا به «کارل» برسان
.«از دور آغوشتان را ميفشارم و مي بوسمتان. «روزا

00:03:57.591 --> 00:03:59.445
، زود باشيد
!کمکم کنيد

00:04:05.415 --> 00:04:09.390
.يکي شون «برودنا»ست -
.اون دو تا هم ، «کامينسکي» و «کوزينسکي» هستند. و دو نفرِ ديگه که نميشناسم -

00:04:09.864 --> 00:04:11.285
!قاتل ها! جلاد ها

00:04:15.394 --> 00:04:15.848
!هدف گيري

00:04:17.360 --> 00:04:17.782
!آتش

00:04:29.545 --> 00:04:30.412
.«آنا ماچکه»

00:04:43.446 --> 00:04:43.997
!قاتل ها

00:05:35.353 --> 00:05:37.850
روزا» کوچولو ، تو چه مدته که اينجا منتظر ايستادي ، عزيزم؟» -
.ميخوام شکوفه دادنش رو ببينم -

00:05:38.786 --> 00:05:44.805
.اين هم شبها ميخوابه ، درست مثلِ تو
.«ولي فردا ميبيني که تبديل به يک گُل شده. حالا بيا «روزا

00:05:49.125 --> 00:05:50.061
چشم بندش رو
.باز کنيد

00:05:52.129 --> 00:05:54.855
.اشتباه شده بود ، خانم

00:05:58.908 --> 00:06:02.223
اما اين اشتباهِ فعلي ، به اون معني نيست
.که يک روز هم نوبتِ تيرباران شدنِ تو نشه

00:06:03.258 --> 00:06:04.041
.بشين

00:06:15.285 --> 00:06:18.281
امروز هم چيزي برايِ گفتن به من نداري؟ -
.نه -

00:06:19.378 --> 00:06:20.348
چرا نه؟

00:06:20.570 --> 00:06:23.596
.به همون دليلي که قبلاً گفته بودم
.من هيچ چيز نميدونم

00:06:25.040 --> 00:06:29.977
.اما يک چيز هست که خوب ميدوني
.اون هم اينه که اسمِ تو «آنا ماچکه» نيست

00:06:30.796 --> 00:06:33.680
مقاماتِ پليسِ "پروس" و "تزار" ، در کشفِ هويتت
.خيلي به ما کمک کردند

00:06:33.680 --> 00:06:39.984
به نظر ميرسه که تو برايِ پليسِ روسيه يِ تزاري
.درست به اندازه يِ پليسِ "پروس" ارزش داشته باشي
، روزا لوگزامبورگ در لهستان به دنيا آمد و کشورِ لهستان در آن زمان]
[.از سالِ 1867 تا سالِ 1915 تحتِ سيطره يِ حکومتِ روسيه يِ تزاري بود

00:06:41.888 --> 00:06:46.992
روزا لوگزامبورگ» ، نامي مهم و پيشرو»
، در حزبِ سوسيال دموکراتِ آلمان

00:06:46.993 --> 00:06:49.500
و جنبشِ
.سوسياليسمِ بين الملل است

00:06:50.695 --> 00:06:54.773
او با تبليغاتِ بسيار ، همگان را به پيش رفتن
.از تئوري به عمل ، فرا ميخواند

00:06:55.377 --> 00:06:59.610
به بيانِ ديگر ، او
، اضمحلالِ نظمِ اجتماعيِ موجود

00:06:59.804 --> 00:07:04.682
از طريقِ انقلاب يا هر وسيله يِ شريرانه يِ
.ديگر را مَدِ نظر دارد

00:07:06.395 --> 00:07:07.341
، کارِت خيلي دُرسته
!مگه نه؟

00:07:10.493 --> 00:07:14.128
خوب ، پَس حالا ديگه فقط لازمه
، دنبالِ اسمِ مَردي باشيم

00:07:14.129 --> 00:07:17.774
که همزمان با تو
.دستگير شد

00:07:41.181 --> 00:07:45.347
، درسته که از حالا به بعد ، اسمِ من «آنا ماچکه»ست
.اما اسمِ واقعيم رو هم به رفقا بگيد

00:07:53.017 --> 00:07:55.174
، کارِ ما ، ايجادِ آشوب و اغتشاش ه
پَس چرا اسلحه تهيه کرده اين؟

00:07:57.376 --> 00:08:00.936
نظرِ «لئو» چيه؟ -
.ميگه اسلحه ها فقط به منظورِ دفاع کردن هستند -

00:08:03.201 --> 00:08:08.233
، هر چند که اغتشاش ، اصلي ترين و عمده ترين هدفِ سازمانِ ماست"
".در عينِ حال ، مجبور به محافظت و دفاع از خود نيز هستيم

00:08:08.803 --> 00:08:10.914
، به لرزه انداختنِ پايه هايِ دولت ، از طريقِ کُنشِ جمعيِ توده ها"
".برايِ حکومتِ استبدادي ، مطلقاً تهديدآميز و پُرمخاطره است

00:08:11.840 --> 00:08:14.161
اين ، فعاليت و اغتشاشاتِ سوسيال دموکرات هاست"
"... که دستگاهِ حکومتِ تزاري را از پا انداخته است

00:08:14.162 --> 00:08:19.407
نه بمب گذاري ها"
".و حمله به پليس

00:08:21.336 --> 00:08:26.306
اغتشاش ، راه را برايِ اعتصابِ عمومي"
"، و قيامِ خياباني باز خواهد نمود

00:08:27.113 --> 00:08:38.414
که اين خود ، آشوب و جوش و خروشِ انقلابي را تا حومه يِ شهر ها ، شهرستان ها"
"... و روستا ها بسط خواهد داد و همين موجبِ گسترشِ دامنه يِ نبرد خواهد گرديد

00:08:59.229 --> 00:09:03.993
.بهت گفته بودم که اينجا نياي -
.«تو نميتوني به من دستور بدي ، «لئو -
لئو يوگيکِسکين : معروف به لئو تيشکا ، مبارزِ مارکسيستِ روسي و دوست و همرزمِ]
طولاني مدتِ «روزا لوگزامبورگ» که بعدها به دلايلِ شخصي و حزبي ، مسيرِ جداگانه اي از هم
در پيش گرفتند. سرانجام هنگامي که «لئو يوگيکِسکين» مشغولِ تحقيق در موردِ قتلِ
[.روزا لوگزامبورگ» بود ، خود نيز توسطِ عواملِ حکومتِ راستگرايِ بورژوازي به قتل رسيد»

00:09:03.994 --> 00:09:06.046
من هم عضوِ هياتِ اجراييِ
.شورايِ حزب هستم

00:09:06.943 --> 00:09:09.282
حضورِ تو در «برلين» مفيدتر
.«خواهد بود تا در «لهستان

00:09:09.731 --> 00:09:12.579
من در «برلين» بودم ، مادامي که
.اطلاعات رو مرتباً برام مخابره ميکرديد

00:09:13.046 --> 00:09:14.638
اما ظاهراً اين اواخر ، ديگه برايِ شما
.محلي از اعراب ندارم

00:09:15.527 --> 00:09:19.719
.و حالا که اينطوره ، خودم اومدم اينجا تا ببينم چکار داريد ميکنيد -
.نميخوام اينجا بموني -

00:09:20.611 --> 00:09:23.054
، آخه فايده يِ حضورِ من در «برلين» چيه
!وقتي تويِ «روسيه»ست که انقلاب شده

00:09:24.820 --> 00:09:27.816
شما نميتونيد من رو از حضور در
.چنين لحظه يِ تاريخيِ مهمي محروم کنيد

00:09:29.289 --> 00:09:34.626
من ديگه اون بچه دانشجويي نيستم
!که براش رئيس بازي دَر مي آوردي

00:09:38.242 --> 00:09:41.901
، حالا بغلم کن
.نميدوني چقدر دلم برات تنگ شده

00:09:53.222 --> 00:09:56.594
، به جايِ جمله يِ : "برخي افرادِ به اصطلاح معقول
"... سوسياليسم را

00:09:56.594 --> 00:09:59.100
تراوشاتِ ذهني"
".بيمار ميدانند

00:09:59.101 --> 00:10:02.687
، اينطور بنويس که : "برخي افرادِ به اصطلاح معقول
".سوسياليسم را ، توهمي بيش نميدانند

00:10:02.877 --> 00:10:07.102
.اما اين جمله که تو ميگي ، وافي به مقصود نيست -
.مهم اينه که متن برايِ خواننده روشن باشه تا اون رو بفهمند و درک کنند -

00:10:08.090 --> 00:10:09.861
، اگه همينطور مدام رويِ اين ايراداتِ بني اسرائيلي ت اصرار کني
.هيچوقت اين مقاله رو تموم نميکنيم

00:10:12.528 --> 00:10:15.670
!و اينقدر هم پُشتِ سَرَم ، ورجه وورجه نکن
!اينطوري عصبيم ميکني

00:10:15.932 --> 00:10:20.252
باز هم دوباره داري اجازه ميدي خُلق و روحيه ات
.بَر محتوايِ متنِ مقاله اي که مينويسي ، تاثير بگذاره

00:10:23.860 --> 00:10:27.638
.من خودم مقاله رو مينويسم -
!اگر تو بنويسي ، يک هفته طول ميکشه تا برايِ چاپ حاضر بشه -

00:10:28.340 --> 00:10:36.478
، چرا نميخواي بفهمي ، چيزي که ما امروزه بهش نياز داريم
ديالکتيک و ايده هايِ نوينِ راديکال و ساختارشکنانه ست. ديالکتيک. ميفهمي؟

00:10:36.642 --> 00:10:40.673
، ايده هايِ نوينِ راديکال و ساختارشکنانه ، برايِ رشد و بسط
.نيازمندِ زمان هستند. ديالکتيک يعني اين

00:10:41.067 --> 00:10:44.746
، زمان مشخص خواهد کرد فهمِ چه کسي در اين موضوع بيشتره
!حتي شايد مشخص بشه يک ميمون درکِ بيشتري ازش داره

00:10:46.269 --> 00:10:47.820
جوابت از مقاله اي
!که نوشتي بهتر بود

00:10:49.766 --> 00:10:51.065
.«آنچه بايد انجام دهيم»

00:10:53.196 --> 00:10:55.002
نويسنده ش
خودِتون هستيد؟

00:10:55.535 --> 00:10:57.877
، علاوه بر موضوعاتِ مختلفِ ديگه
.اين مقاله درباره يِ آزاديِ بيان و مطبوعاته

00:10:58.851 --> 00:11:02.159
، درباره يِ حقِ برخورداريِ آزادانه يِ تماميِ افراد
.در بيانِ ديگاه ها و نظراتِ خودشون ، چه در گفتار و چه با قلم

00:11:03.447 --> 00:11:08.258
، هر کسي ميتونه نظري داشته باشه
.اما ما مطبوعات قادر نيستيم هر نظر و عقيده اي رو چاپ کنيم

00:11:09.156 --> 00:11:10.824
به همين دليله که ما
.پيشِ شما اومديم

00:11:13.178 --> 00:11:17.520
در اون صورت ، من ترجيح ميدم
.نظرِاتِ خودم رو چاپ و منتشر کنم

00:11:34.916 --> 00:11:37.361
آنتون». بده اين رو»
.برايِ چاپ آماده کنند

00:11:39.471 --> 00:11:41.585
!باز کنيد
!باز کنيد! پليس

00:11:46.230 --> 00:11:49.186
يعني شما اصلاً خبر نداشتيد ، مستاجرهايي رو که
داخلِ منزلِ تون راه داده ايد ، چه کساني هستند؟

00:11:51.039 --> 00:11:52.341
اين متن رو
شما منتشر کرده ايد؟

00:11:53.452 --> 00:11:57.215
، اشتباهي رُخ داده
.ما روزنامه نگارهايِ آلماني هستيم

00:11:57.216 --> 00:11:57.837
اسمِ تون؟

00:11:59.796 --> 00:12:03.328
.«آنا ماچکه» و «اُتو اِنگلمن» -
.همراهِ ما بياييد-

00:12:04.156 --> 00:12:06.571
.پَس بيرون بايستيد
.ما بايد لباس عوض کنيم

00:12:06.572 --> 00:12:07.703
!عجله کنيد
!عجله کنيد! يالا

00:12:12.893 --> 00:12:15.827
نميخوام خانواده ، موضوع رو اينطور بزرگ کنه
.و از من يک شهيد بسازه

00:12:16.755 --> 00:12:19.184
، شما نميتونيد خواسته هام رو ناديده بگيريد
.فقط به اين علت که من در زندان هستم

00:12:20.045 --> 00:12:24.061
نبايد حتي يک عريضه برايِ عفو يا هرگونه کمک
.به کنسولگريِ آلمان بفرستيد

00:12:24.677 --> 00:12:27.088
، اگر آقايون از من انتظارِ دارند که ازِشون طلبِ بخشش کنم
.بايد مدت ها منتظر بمونند

00:12:28.297 --> 00:12:30.902
اصلاً کاري کنيد که من رو
... به زندانِ انفرادي منتقل کنند

00:12:32.040 --> 00:12:35.168
تا بتونم تمامِ چيزهايي که در ماه هايِ گذشته
.ديده و شنيده ام رو ، رويِ کاغذ بيارم

00:12:35.339 --> 00:12:37.068
ميتونند تو رو به
!دادگاهِ نظامي بکِشونند

00:12:37.650 --> 00:12:40.749
، اگه بجايِ مکالمه يِ لهستاني ، همينطور به زبانِ آلماني صحبت کنيد
.مجبورم ملاقات رو تموم کنم

00:12:42.754 --> 00:12:45.305
، اون ماه هايي که در «وَرشو» بوديم
.شگفت انگيزترين خاطراتِ زندگيم هستند

00:12:48.615 --> 00:12:50.319
، من نگرانت هستم
.خواهرِ عزيزم

00:12:51.306 --> 00:12:55.581
ما در عصرِ انقلابات زندگي ميکنيم ، و ديگه بايد اين رو پذيرفت که
.نظمِ موجود ، لياقتي غير از فروپاشيده شدن و نابودي نداره

00:12:56.029 --> 00:12:59.655
به زندان افتادن ، به خاطرِ چيزي که حتي شايد
.هيچوقت اتفاق هم نيفته ، پوچ و مضحکه

00:12:59.975 --> 00:13:01.019
فقط ظاهرِ امر
!اينطور به نظر ميرسه

00:13:03.020 --> 00:13:07.327
.«بايد صبور و شکيبا بود ، «يوزف
.همچنين نياز داريم که روحيه يِ بالايِ خودِمون رو حفظ کنيم

00:13:07.752 --> 00:13:08.960
.وقتِ ملاقات تمومه

00:13:15.752 --> 00:13:16.731
.من دوباره هم ميام

00:14:01.623 --> 00:14:02.424
بنوشيم به سلامتيِ
.آزاديِ تو

00:14:04.717 --> 00:14:07.768
به گمونم ، احتمالاً من رو به خاطرِ
.وضعِ بَدِ سلامتم وِل کردند

00:14:10.636 --> 00:14:11.737
خبري از «لئو» نداريد؟

00:14:14.474 --> 00:14:16.839
همون نشريه يِ آلماني
.هويتش رو به پليس فاش کرد

00:14:18.369 --> 00:14:20.454
.قراره محاکمه ش کنند

00:14:20.977 --> 00:14:22.004
تويِ اتهام نامه ش
: اينطور نوشته شده بود

00:14:24.366 --> 00:14:29.256
اقدام به بَراندازيِ"
"... نظامِ سلطنتيِ مشروعِ لهستانِ

00:14:30.505 --> 00:14:33.862
، موردِ حمايتِ قانونِ اساسيِ روسيه يِ تزاري"
".از طريقِ شورشِ مسلحانه

00:14:37.202 --> 00:14:40.205
، در صورتي که "ورشو" رو ترک نکني
.همين حکمِ پيگرد ، در انتظارِ تو هم هست

00:14:42.436 --> 00:14:46.684
نميخواين به من شب بخير بگين ، عمه «روزا»؟ -
.البته که ميخوام ، عزيزم -

00:14:56.124 --> 00:15:00.149
حالا ديگه واسه هميشه ، پيشِ ما مي مونين؟ -
.نه ، بايد حتماً به «برلين» بَرگردم -

00:15:00.631 --> 00:15:01.296
چرا؟

00:15:02.774 --> 00:15:04.856
چون من عضوِ حزبِ
.سوسيال دموکراتِ آلمان هستم

00:15:06.121 --> 00:15:08.972
حزبِ ما ، بزرگ ترين و قويترين
.جنبشِ کارگري در اروپاست

00:15:09.427 --> 00:15:10.350
بعدش بَرميگردين؟

00:15:11.795 --> 00:15:15.905
نميدونم. ولي برات
.نامه هايِ زيادي خواهم نوشت

00:15:16.449 --> 00:15:19.129
تويِ پاکتِ شون گُل هم ميذاري؟ -
.اونها رو پُر از گُل ميکنم -

00:15:19.640 --> 00:15:20.865
.واسم يه آواز بخون

00:15:23.033 --> 00:15:27.807
"، اي دره ها ، اي دره ها"

00:15:28.258 --> 00:15:32.785
اي دره هايي که جويباري باريک"
".از ميانتان ميگذرد

00:15:33.254 --> 00:15:42.701
چرا مرا دوست نداريد؟"
"مگر من زيبا و نازنين نبودم؟

00:15:43.477 --> 00:15:47.760
"، اي دره ها ، اي دره ها"

00:15:48.468 --> 00:15:52.762
اي دره هايي که چمنزاري کوچک از بالا"
".بَر شما مُشرف است

00:15:54.542 --> 00:16:02.740
چرا مرا دوست نداريد؟"
"مگر من از برايِ شما ، بازيچه اي بيش نبودم؟

00:16:08.088 --> 00:16:10.536
جوجو» ، آخرش به قولت»
!عمل کردي

00:16:22.538 --> 00:16:26.080
.«من رو بغل کن ، «جوجو -
.«آخه تو خيلي سنگين هستي ، «روزا -

00:16:25.926 --> 00:16:27.340
!«خواهش ميکنم ، «جوجو
!يالا

00:16:27.926 --> 00:16:30.651
!فقط برايِ يک لحظه
!خودت ميدوني چقدر خوشم مياد

00:16:32.993 --> 00:16:34.687
، پَس دوشادوشِ يکديگر
!پيش به سويِ قلمرويِ وحشت

00:16:36.053 --> 00:16:38.101
با من مهربون باش. بگو چقدر دوستم داري؟
... از اعتراف کردن بهش نگران نباش

00:16:38.101 --> 00:16:41.199
مطمئن باش اندازه يِ عشقِ من هم
!نسبت به تو ، کمتر نخواهد بود

00:16:41.200 --> 00:16:46.275
حتماً بايد بهت بگم که تو
!قشنگ ترين و باهوش ترين زني هستي که من ميشناسم؟

00:16:46.579 --> 00:16:50.947
، نه ، ميخوام بگي که من بهترين هستم! دوست دارم بگي که من از تو بهتر هستم
!تا اونوقت من حقِ اين رو داشته باشم برات رئيس بازي دَربيارم

00:16:52.688 --> 00:16:54.782
اي کاش بتونيم به عنوانِ زن و شوهر
.زندگيِ مشترکِ مون رو با هم شروع کنيم

00:16:55.723 --> 00:16:58.540
ولي ما ، همين حالا هم مدت هايِ طولانيه که داريم
.«در کنارِ هم بصورتِ مشترک زندگي ميکنيم ، «روزا

00:16:58.696 --> 00:17:03.743
، منظورم زندگي در آپارتمانيه که مالِ خودِمون باشه
.رويِ مبل هايِ خودِمون و تويِ کتابخونه يِ خودِمون

00:17:05.534 --> 00:17:08.436
اوه ، ميتونيم در آرامش و با صلح و صفا در کنارِ هم
.کار کنيم و هر وقت خواستيم برايِ گردش بيرون بريم

00:17:10.623 --> 00:17:14.834
، گاهي اوقات هم ميتونيم به اُپرا بريم
.يا سالي يک بار به ييلاق سفر کنيم

00:17:43.688 --> 00:17:44.770
.«عصر بخير ، «آگوست

00:17:45.491 --> 00:17:49.086
.اين «لئو تيشکا»ست
.و ايشون هم رئيسِ هيات مديريه يِ حزب ، «آگوست بِبِل» و همسرشون
آگوست بِبِل : سياستمدارِ سوسياليستِ آلماني در قرنِ نوزدهم]
[.و اوايلِ قرنِ بيستم و از بنيانگذارانِ حزبِ سوسيال دموکراتِ آلمان

00:17:50.141 --> 00:17:53.077
از ملاقاتِ تون خوشبختم. شما آلماني بلد هستيد؟ -
.نه خيلي زياد. يک کمي بلد هستم -

00:17:53.077 --> 00:17:54.540
بعداً همديگه رو
.خواهيم ديد

00:17:56.732 --> 00:18:00.551
.واي که چقدر دوست داشتم شبِ سالِ نو رو با تو تنها باشم -
ولي تو خودت بودي که خواستي به مجلسِ رقصِ شبِ سالِ نو بيايم؟ -

00:18:01.832 --> 00:18:04.713
آخه الان بهترين زمان بود برايِ اينکه بشه رفقايِ حزبي رو در يک جوِ آرام
.و بدونِ تشريفات ملاقات کرد تا تو رو بهشون معرفي کنم

00:18:10.104 --> 00:18:14.801
.لئو تيشکا» ، از رفقايِ حزبيِ اهلِ لهستان»
.«لوئيز کائوتسکي» و برادر شوهرِشون «هانس»
لوئيز کائوتسکي : خانمِ سياستمدارِ يهودي-آلماني ، عضوِ]
حزبِ سوسيال دموکراتِ مستقلِ آلمان ، همسرِ کارل کائوتسکي
.تئوريسينِ برجسته مارکسيست و از دوستانِ صميميِ روزا لوگزامبورگ
[.وي در سالِ 1944 در بازداشتگاهِ آشوويتز به علتِ حمله يِ قلبي درگذشت

00:18:15.365 --> 00:18:17.740
.از ملاقاتِ تون خوشبختم -
.باعثِ افتخاره -

00:18:18.304 --> 00:18:21.511
با اينکه «لوئيز» بهترين دوستِ منه
.اما خيلي کم با هم در موردِ سياست صحبت ميکنيم

00:18:22.323 --> 00:18:25.417
خودِ شما دو نفر چطور؟ -
!هميشه وقتي در کنارِ «لئو» هستم ، مدام سياست در ذهنمه -

00:18:25.986 --> 00:18:28.398
کارلوس ماگنوس» کجاست؟» -
.اونجاست. از رقصيدن متنفره -
کارلوس ماگنوس : کارلِ بزرگ يا شارلماني ، امپراتورِ روم]
در قرن هايِ هشتم و نُهم که وي را موسسِ امپراتوريِ مقدسِ روم
[.ميدانند. او از نظرِ اروپاييان پدرِ کشورهايِ فرانسه و آلمان ميباشد

00:18:35.775 --> 00:18:38.622
، «ايشون «لئو تيشکا
.معلم و استادِ من در لهستان هستند

00:18:39.133 --> 00:18:40.581
.و ايشون «کارل کائوتسکي» ، معلم و استادِ من در آلمان
کارل کائوتسکي : نظريه‌پرداز مارکسيست آلماني و از اولين]
.رهبران حزب سوسيال دموکرات آلمان و از يارانِ نزديکِ مارکس و انگلس
[.وي به عنوانِ چهره يِ اصليِ مارکسيسمِ ارتدوکس شناخته ميشود

00:18:42.748 --> 00:18:43.414
.«و ايشون : «ايگناز آئوئر
ايگناز آئوئر : سياستمدار و سوسياليستِ آلماني]
[.و از اعضايِ حزبِ سوسيال دموکراتِ آلمان

00:18:50.909 --> 00:18:53.993
شما مستقيماً از لهستان به اينجا اومده ايد؟ -
.«نه ، از «زوريخ -

00:18:55.728 --> 00:18:56.020
به اينجا مهاجرت کرده ايد؟

00:18:59.493 --> 00:19:03.405
مدتِ طولاني در «برلين» خواهيد موند؟ -
.هنوز نميدونم -

00:19:04.302 --> 00:19:07.406
، «شما هم مثلِ «روزا
عضوِ حزبِ سوسيال دموکراتِ لهستان هستيد؟

00:19:08.145 --> 00:19:09.358
بله ، من يکي از
.بنيانگذارانش هستم

00:19:10.792 --> 00:19:12.990
پَس شما همون مَردي هستيد
.که با «پلِخانوف» مجادله يِ کلامي داشتيد
گئورگي پلِخانوف : نظريه پرداز و مارکسيستِ برجسته يِ روس که معتقد بود]
جوامعِ بشري به ويژه جامعه يِ روسيه برايِ پياده کردنِ موفقيت‌آميزِ مارکسيسم
هنوز «نارس» بوده و سرمايه‌داري بايد ابتدا رشد کند تا سوسياليسم ممکن گردد
[.و از همين رو با دولتِ شوروي مخالف بود

00:19:16.490 --> 00:19:19.635
جالبه. ميتونم يکي دو تا سوال
ازِتون بپرسم؟

00:19:32.432 --> 00:19:34.929
.کلارا» ، چقدر از ديدنت خوشحالم» -
!«اوه! سالِ نو مبارک ، «روزا -
کلارا زتکين : مبارزِ برجسته يِ کمونيست و سوسياليستِ حقوقِ زنان و از رهبرانِ]
.جنبشِ بين‌الملليِ زنان و همچنين از اعضايِ هيئت رئيسه يِ حزبِ سوسيال دموکراتِ آلمان
او از رفقايِ قديميِ «روزا لوگزامبورگ» بود و در تشکيلِ فراکسيونِ اسپارتاکيست‌ها
و حزبِ کمونيستِ آلمان ، کمک‌هايِ بسياري به او کرد. کلارا زتکين يکي
[.از بنيانگذارانِ هشتِ مارس به عنوان روزِ جهانيِ زن است

00:19:35.545 --> 00:19:38.979
اجازه بده پسرهام رو بهت
.«معرفي کنم : «ماکسيم» و «کوستيا

00:19:40.003 --> 00:19:41.884
اصلاً نميدونستم بچه ها
.اينقدر بزرگ شده اند

00:19:43.130 --> 00:19:44.487
، گاهي اوقات فرصت کردي
.بيا «اشتوتگارت» بهم سَر بزن

00:19:45.405 --> 00:19:47.741
.مطمئنم باش خيلي خوش ميگذره -
.البته ، حتماً -

00:19:54.115 --> 00:19:57.966
اجازه هست؟ -
.«مايل نيستم با شما برقصم ، رفيق «بِرنشتاين -
ادوارد بِرنشتاين : نظريه ‌پرداز و سياستمدارِ سوسيال دموکراتِ آلماني]
و بنيانگذارِ سوسياليسمِ تکاملي يا مارکسيسمِ تجديدنظرطلب. تجديدنظرطلبان
به اصلاح و تکاملِ تدريجي در امور جامعه و عدمِ ضرورتِ انقلابِ سياسي
اعتقاد داشتند. انديشه‌هايِ برنشتاين با انتقاداتِ شديدِ مارکسيست‌هايي
چون کائوتسکي ، پلِخانف و روزا لوگزامبورگ روبرو شد و به عنوانِ
[.انحراف از مارکسيسم و سوسيال دموکراسي قلمداد شد

00:19:58.478 --> 00:20:03.733
.ولي ما که در حالِ حاضر در جلسه و ميتينگِ سياسي و حزبي نيستيم
.جشن فرصتي ست برايِ لذت و تفريح

00:20:03.734 --> 00:20:07.230
من نميتونم امشب رو با شما خوش بگذرونم
!در حالي که فردا بايد با شما مجادله يِ کلامي داشته باشم

00:20:07.486 --> 00:20:09.238
اميدوارم از جشن
!«لذت ببريد ، «کلارا

00:20:25.908 --> 00:20:27.422
روزا» دوباره حسابي»
!يارو «بِرنشتاين» رو شُست

00:20:33.965 --> 00:20:36.444
، حالا که به «بِرنشتاين» دوباره دستاويزي برايِ ناليدن داديد
!اين بار از کمبودِ حسِ طنز در شما گلايه خواهد کرد

00:20:37.247 --> 00:20:39.636
تقصيرِ خودشه که عادتاً هميشه
!حسِ طنز رو با فرصت طلبي خلط ميکنه! طبيعتش اينه

00:20:40.711 --> 00:20:45.079
!گمونم نفرِ بعدي که قصد داري از ميدون به دَر کني من باشم؟ -
!مزخرف نگو! من قصد ندارم کسي رو  از ميدون به دَر کنم ، حالا هم ميرم پيِ کارِ خودم -

00:20:45.636 --> 00:20:46.706
!يالا «لئو» ، بيا برقصيم

00:21:03.618 --> 00:21:06.761
حالا نظرت در موردِ «کارل» چيه؟ -
.حداقل فهميدم که اون ، لهستان رو چندان نميشناسه -

00:21:07.874 --> 00:21:10.238
پَس واسه همينه که تا الان ، مقالات و نوشته هايِ
!مربوط به امورِ لهستان رو بَر عهده يِ من ميگذاشته

00:21:17.232 --> 00:21:18.840
بايد هر بار ، نخِ يکي از اين اشخاص رو تويِ
!دست گرفت و باهاشون گربه رقصاني کرد

00:21:20.296 --> 00:21:24.374
نه «جوجو» ، اون روش ، برايِ حکومتِ لهستان
، کاربرد داره که آلتِ دستِ روسيه يِ تزاريه

00:21:25.231 --> 00:21:26.634
نه برايِ حزبِ ما که حزبِ اکثريته
!و تحتِ حمايتِ توده هاست

00:22:14.592 --> 00:22:18.648
پرولتاريايِ
... دارايِ آگاهيِ طبقاتي

00:22:19.773 --> 00:22:23.914
، با مسرت ، شجاعت ، افتخار و اطمينان
.به قرنِ بيستم پا ميگذاره

00:22:24.660 --> 00:22:31.300
، همانطور که قرن گذشته يعني قرنِ نوزدهم ، قرنِ اميد بود
.اميدوارم قرنِ آينده قرني باشه که در اون ، آرمانِ پرولتاريا به واقعيت تبديل بشه

00:22:32.356 --> 00:22:39.166
، تا به اينجا ، پيشرفتِ مبارزه يِ طبقاتي فوق العاده بوده
!و بدونِ شک ، روزهايي بَس بهتر در انتظارِ همگان خواهد بود

00:23:06.855 --> 00:23:11.407
روزهايِ اخير ، برايم چندان خوب سپري نشدند ، و به همين علت است که در درونم
.احساسي از خشم و ناشادي ، احساسي مريض و ناخوش داشته ام

00:23:12.649 --> 00:23:16.692
ليکن حال که از آن احساس بهبود يافته ام ، همينک با خود عهد ميکنم
.که ديگر هيچگاه به اهريمنِ درونِ خويش گوش نسپرم

00:23:18.598 --> 00:23:21.397
آيا ميتوان مرا به خاطرِ اين احساسِ ناشادي که هر از چندي سراپايم را فرا ميگيرد
... شايانِ سرزنش دانست؟ من ، مَني که همواره تمامِ آنچيزهايي که برايم

00:23:21.397 --> 00:23:25.554
، به معنايِ زندگي و شادي هستند را
.تنها ميتوانم از فاصله اي دور ببينم و بشنوم

00:23:27.185 --> 00:23:30.582
با اين وجود ، مِن بَعد ، نزدِ خود سوگند ياد ميکنم ، مادامي که در اينجا
.محبوس هستم ، در اندرونم صبر و شکيبايي را بياموزم و نيز ملاطفت را

00:23:58.231 --> 00:23:59.918
!«لوئيز» -
!«روزا» -

00:24:02.649 --> 00:24:05.021
!«اوه «اِرنا
!از هميشه خوشگل تر شدي

00:24:07.318 --> 00:24:09.732
، بيا ، اين واسه يِ توئه
.اين هم واسه يِ بچه ها

00:24:11.374 --> 00:24:15.649
.بذار نگاهت کنم -
.پَس اجازه بده اين پيشبند رو دَربيارم. چون ميدونم از زنهاي پيشبند پوش متنفر هستي -

00:24:15.787 --> 00:24:18.556
نميدوني چقدر دلم حتي برايِ پيشبندي که
!هميشه ميبندي هم تنگ شده! بذار سَرِ جاش باشه

00:24:21.143 --> 00:24:24.004
هميشه با شور و هيجانِ زيادي
، مشتاقِ بازگشت به «برلين» بودم

00:24:24.181 --> 00:24:27.397
اما ميترسيدم دوباره ، دَر مرزِ آلمان
.دستگير بشم و به زندانِ بفرستندم

00:24:29.743 --> 00:24:32.437
اوه «لوئيز» ، چقدر دلم برايِ
!تمامِ اين چيزها تنگ شده بود

00:24:33.940 --> 00:24:34.798
بچه ها حالِشون چطوره؟

00:24:35.322 --> 00:24:38.538
«بِندِل» و «کارل»
.هميشه يِ خدا ، سراغت رو ميگيرند

00:24:39.937 --> 00:24:41.998
از «لئو» بگو؟
چه بلايي سَرِش آوردند؟

00:24:44.670 --> 00:24:46.930
حکومت روسيه يِ تزاري ، اون رو
.به چندين سال کار با اعمالِ شاقه محکوم کرده

00:24:47.925 --> 00:24:51.704
.اگه وثيقه نميگذاشتند ، همين بلا سَرِ تو هم مي اومد -
چه وثيقه اي؟ -

00:24:54.633 --> 00:24:57.469
چه وثيقه اي ، «لوئيز»؟
.راستش رو بگو

00:24:58.731 --> 00:25:02.582
.فکر کردم تو خبر داري. «بِبِل» ترتيبِ کار رو داد -
بِبِل» ترتيبِ چه کاري رو داد؟» -

00:25:03.584 --> 00:25:08.453
برادرت به ما گفت که اونها
.تو رو فقط با قيدِ وثيقه آزاد مي کنند

00:25:08.713 --> 00:25:11.806
محضِ رضايِ خدا ، «روزا» ، اين تنها راهي بود
.که باهاش ميشد تو رو از اونجا بيرون بيارند

00:25:11.807 --> 00:25:13.446
!برخلافِ خواسته يِ شخصِ خودم

00:25:14.990 --> 00:25:18.701
، متنفرم از اينکه بدهکار و مديونِ کسي بشم
!مخصوصاً رهبرانِ حزب

00:25:18.702 --> 00:25:22.166
.ولي آخه تو تويِ «سيبري» تلف ميشدي -
!واي که چقدر از لطف و توجه و حمايت هايِ اينطوري منزجرم -

00:25:23.201 --> 00:25:24.763
تو که دوستم بودي بايد
.جلويِ اين قضيه رو ميگرفتي

00:25:27.052 --> 00:25:28.348
شما هنوز هم که هنوزه
.اصلاً من رو درست نميشناسيد

00:25:36.558 --> 00:25:38.290
!«اوه ، تقصيرِ تو که نبود «لولو

00:25:40.149 --> 00:25:42.130
مهمترين چيز اينه که ما
.الان دوباره در کنارِ هم هستيم

00:25:43.636 --> 00:25:46.234
، اون رفقايِ حزبي هم که اين کار رو برخلافِ ميلِ من انجام دادند
!نياز به يه مُشت و مالِ حسابي دارند

00:25:49.053 --> 00:25:53.915
!آه از اين کم گويي و امساکِ محتاطانه
!آدم ، به زور خودش رو راضي به خوندنش ميکنه

00:25:53.915 --> 00:25:59.329
!نگاهِ از بالا به پايينِ خشک و معلم وار
!چقدر پُر تکلف و مغلق گو شده ايد

00:25:59.798 --> 00:26:03.963
.انگار هيچ خوني در رگ هاتون وجود نداره -
!از اين بابت ، قطعاً به پايِ مقاله اي که تو درباره يِ روسيه نوشتي نميرسه -

00:26:04.994 --> 00:26:06.479
واکنشِ رفقا نسبت به
مقاله ام چطور بود؟

00:26:07.859 --> 00:26:14.154
، برايِ بعضي از اعضاء ، نشستن بَر کُرسي هاي مجلس
.ارزشي به مراتب بيش از اعتصاب و شورش داره

00:26:14.155 --> 00:26:17.739
برخي رهبرانِ اتحاديه هايِ صنفي از جمله «لِگينين» وجود دارند
.که معتقد هستند اعتصاب ، موقعيتِ اتحاديه ها رو به خطر مي اندازه

00:26:18.068 --> 00:26:20.945
، «و ديگران هم با حرف هايي مثلِ حرف هايِ «لِگينين
.حزب رو بيشتر و بيشتر تحتِ فشار ميگذارند

00:26:20.946 --> 00:26:24.654
، مگه اونها نميدونند که اتحاديه ها هم در انقلابِ 1905 روسيه
پا به پايِ ديگران ، در آشوب و درگيري ها مشارکت داشتند؟

00:26:25.666 --> 00:26:28.612
و اون هم در حالي که ، قبل از انقلابِ 1905 روسيه که به شکست انجاميد
.کوچکترين اثر و نشانه اي از سازمان دهيِ حرفه اي وجود نداشت

00:26:29.262 --> 00:26:33.736
خيلي مزخرفه که فکر کنيد
.تنها کاربردِ اتحاديه ها ، فقط در زمانِ صلح هست

00:26:33.916 --> 00:26:37.802
.«لزومي نداره مني که همين نظرِ تو رو دارم متقاعد کني ، «روزا -
.در روسيه که زنداني بودم ، در همين باب ، رساله اي نوشتم -

00:26:39.301 --> 00:26:41.833
تويِ زندان؟
چطور موفق به همچين کاري شدي؟

00:26:42.289 --> 00:26:44.545
، حتي در زندان هايِ تزار هم
.اشخاصِ شجاع و با شهامت وجود دارند

00:26:46.008 --> 00:26:48.013
و همونها بودند که مقالاتم رو
.بصورتِ قاچاقي به دستِ شما ميرسوندند

00:26:49.530 --> 00:26:54.146
چقدر فضا برايِ چاپِ مقاله ، تويِ روزنامه به من اختصاص ميديد؟ -
!اونقدري که با ملامت ها و نوشته هايِ تُند و تيزت ، دوباره ما رو به اصولِ اوليه مون بَرگردوني -

00:26:55.503 --> 00:26:58.553
حالا دکتر «روزا لوگزامبورگ» رو
.به شما معرفي ميکنم

00:27:01.965 --> 00:27:04.886
، ايشون اخيراً بطورِ مستقيم از «ورشو» به اينجا اومده اند
، همون جايي که برايِ کمک به انقلاب در روسيه

00:27:04.887 --> 00:27:06.990
جانِ خودِشون رو
.به خطر انداختند

00:27:15.040 --> 00:27:15.948
!رفقا

00:27:18.536 --> 00:27:25.336
من همينک به عنوانِ شهيدي
.در راهِ انقلابِ روسيه معرفي شدم

00:27:26.251 --> 00:27:29.682
مايل هستم سخنم رو با نکته اي
.به عنوانِ اعتراض به اين توصيف آغاز کنم

00:27:31.038 --> 00:27:33.996
من معتقد هستم که همگان ، تصويري بکلي غلط
.از اين انقلاب در ذهن دارند

00:27:35.078 --> 00:27:39.763
چرا که مطبوعات و رسانه هايِ بوروژوازي و وابستگانِ قشرِ محافظه کارِ
، روسيه ، در خارج از اين کشور ، انقلاب رو همچون دريايي از خون

00:27:39.764 --> 00:27:41.939
، و درد و رنجِ بيکرانِ انسان هايِ عادي
.در نظرِ همگان جلوه ميدهند

00:27:42.977 --> 00:27:47.713
اما اين تصويري ست که طبقه يِ بوروژوازي
.از انقلاب در ذهن داره ، نه طبقه يِ پرولتاريا

00:27:48.666 --> 00:27:52.396
ملتِ روسيه ، قرن هاست که
.تسليمي بي چون و چرا بوده اند

00:27:52.692 --> 00:27:56.586
روسيه ، قرن هاست که در زيرِ يوغِ
.استبدادِ مطلقه يِ سلطنتِ تزاري زندگي کرده است

00:27:57.812 --> 00:27:59.607
آيا کسي تا به حال
... اين سوال را پرسيده

00:28:00.331 --> 00:28:04.989
که چندين هزار نفر ، در اون کشور ، از قحطي
و امراضي از قبيلِ بيماريِ اسکوربوت تلف شده اند؟

00:28:05.702 --> 00:28:12.232
چندين هزار نفر از طبقه يِ پرولتاريا در کارخانه هايي که
به کار مشغول بوده اند ، بَر زمين افتاده و پَر پَر شده اند؟

00:28:13.239 --> 00:28:16.796
چه تعداد کودکِ روسي
، از سوءِ تغذيه تلف شده اند

00:28:17.410 --> 00:28:20.950
قبل از اينکه حتي يک سالِ شون
هم تمام شده باشه؟

00:28:24.269 --> 00:28:27.769
پَس بايد متوجه بود که اين درد و رنجِ فعليِ
، ناشي از وقوعِ انقلاب

00:28:28.913 --> 00:28:30.999
، در مقايسه با آن مشقات و قربانيانِ بيشمار
.بسيار ناچيز و بي اهميت هست

00:28:32.267 --> 00:28:37.800
، پيش از اين ، ملتِ روسيه ، بي اميد به چيزي بهتر
، به زندگيِ خود و رنج کشيدن ادامه ميدادند

00:28:38.388 --> 00:28:44.461
اما اکنون ميدانند برايِ بدست آوردنِ چه چيزي
.رنج ميکشند ، مبارزه ميکنند و ميميرند

00:28:45.301 --> 00:28:48.242
اکنون همه يِ مردمِ روسيه ميدانند که در فرايندِ
، آزادسازي و رهاييِ ملتِ خود ، شرکت جُسته اند

00:28:48.242 --> 00:28:51.785
و از برايِ فرزندان و
.نسلهايِ آينده يِ خود ، ميکوشند

00:29:08.650 --> 00:29:12.795
ميتونم يک لحظه مصدعِ اوقاتِ تون بشم؟
.يک مساله يِ شخصيه

00:29:15.569 --> 00:29:19.638
راستش ، بايد درباره يِ  اينکه ازدواج بکنم يا نه
.تصميم گيري کنم

00:29:20.195 --> 00:29:24.104
منظورم اينه که ميخوام بدونم آيا ازدواج ، امريست متعلق به سننِ گذشته؟
.آيا يک امرِ بي اعتبار و منسوخ هست؟ ميخواستم نظرِتون رو بدونم

00:29:24.362 --> 00:29:27.791
.به خودِتون بستگي داره -
.اما من از کتاب هايي که مطالعه کردم ، متوجه نادرستيِ ازدواج شدم -

00:29:27.792 --> 00:29:31.052
، اگر من جايِ شما بودم
.به هيچکدام از اون حرف ها توجهي نميکردم

00:29:32.780 --> 00:29:37.614
از مشاوره و نظرِتون خيلي خوشحال و سپاسگذارم. راستش دوست دخترم
.باردار شده ، اون هم يکي از رفقايِ هم حزبِ مون هست

00:29:37.615 --> 00:29:41.056
ما نميدونستيم که آيا ازدواج
.يک مفهومِ بورژواييه يا خير

00:29:41.810 --> 00:29:45.071
.خيلي ازِتون متشکرم خانم دکتر -
.بهترين ها رو برايِ هر دويِ شما آرزو ميکنم -

00:29:45.765 --> 00:29:50.642
اگه شما باردار بوديد ، سخنراني تون
!حتي برايِ من دوست داشتني تر و لذت بخش تر هم ميشد

00:30:19.617 --> 00:30:23.140
روزا» ، بايد تصميمت رو بگيري که ميخواي»
.يک مادر باشي يا يک انقلابي

00:30:23.501 --> 00:30:25.220
.هر دو -
.غيرِ ممکنه -

00:30:25.221 --> 00:30:25.923
آخه چرا؟

00:30:27.628 --> 00:30:30.510
.داشتنِ بچه ، تو رو ترسو و محتاط ميکنه -
.اصلاً تو عاشقم نيستي -

00:30:30.510 --> 00:30:35.111
روزا» ، رسالتِ تو ، آوردن و زائيدنِ ايده هايِ نوين»
!به اين دنياست. بچه هايِ تو اينها هستند

00:30:46.647 --> 00:30:49.191
فردا هم مياين پيشِ مون؟ -
.هر چقدر دوست داشته باشي ميام پيشت. حالا ديگه شبت بخير -

00:30:50.205 --> 00:30:52.061
، به سلامتيِ تو
.روزا»يِ عزيز»

00:30:52.919 --> 00:30:54.985
.به سلامتيِ بازگشتت

00:30:58.516 --> 00:30:59.476
.به سلامتيِ انقلاب

00:31:01.463 --> 00:31:03.444
.اوه ، «آئوئر» عزيز

00:31:06.012 --> 00:31:10.196
، انقلابِ روسيه يک حقيقته و اگر ما از اون درس نگيريم
!قاطرهايي چموش بيشتر نخواهيم بود

00:31:11.268 --> 00:31:16.209
.«تو که قبلاً ميگفتي ، روسيه بايد از ما درس بگيره ، «روزا -
.اما حالا ديگه اين حرف رو نميزنم -

00:31:16.836 --> 00:31:21.206
.مشرق زمين اکنون مرکز و قلبِ انقلابه
.تاريخ ، با جهش هايِ غول آسا ، در حالِ به پيش رفتنه

00:31:21.391 --> 00:31:27.236
!ولي اين جهش هايي که شما داري ميکني ، بيش از حد عظيمه
.قياس بينِ موقعيتِ روسيه و آلمان ، قياسي مع الفارقه

00:31:27.829 --> 00:31:31.209
، هر گامي به پيش در جهتِ دستيابي به يک حکومتِ پارلماني
.ميتونه خودش يک جهش محسوب بشه

00:31:32.712 --> 00:31:36.374
ميدونم که انقلاب چيزي نيست که به همين راحتي
.و يک شبه بتوان بهش اقدام کرد

00:31:36.770 --> 00:31:39.822
مساله يِ موردِ بحث اينه که حزبِ سوسيال دموکراتِ ما
.قادره چه کاري در اين راستا انجام بده

00:31:40.419 --> 00:31:42.653
تا به شکلِ آگاهانه در اين
.فرايندِ پيشرفتِ تاريخي مشارکت کنه

00:31:45.189 --> 00:31:49.527
ميبينيد؟ ظاهراً «روزا»يِ ما
!در هيأتِ يک راديکالِ فوقِ افراطي از روسيه برگشته

00:31:50.210 --> 00:31:54.831
اين خط و اين نشون! زماني که دامنه يِ انقلاب به آلمان هم برسه ، ما دو نفر ، در دو جناحِ
.کاملاً متفاوت قرار خواهيم داشت ، منتهي عليهِ سمتِ راست و منتهي عليهِ سمتِ چپ

00:31:55.760 --> 00:31:59.106
اما جناحِ ما ، ايشون رو حلق آويز خواهد کرد ، چون اجازه نخواهيم داد
.ايامِ خوشِ انقلاب که اينقدر بيصبرانه در انتظارش بوديم رو خراب کنه

00:31:59.106 --> 00:32:01.531
هنوز که چيزي مشخص نيست و نميدونيم چه کسي
!چه کسي رو حلق آويز خواهد کرد

00:32:03.821 --> 00:32:06.490
!آگوست» ، عاشقتم»

00:32:10.052 --> 00:32:12.461
«مايلم درباره يِ سخنرانيِ آقايِ «بِبِل
.چند کلمه اي صحبت کنم

00:32:13.178 --> 00:32:15.534
مطمئن نيستم که حرف هايِ ايشان را
، بدرستي متوجه شده باشم

00:32:15.535 --> 00:32:19.862
چون ايشان به عنوانِ يک چپِ سوسياليست در اين جايگاهِ خطابه قرار گرفتند
.اما به جايِ صحبت از چپ ، تماماً از راست سخن گفتند

00:32:21.447 --> 00:32:25.741
ايشان از اين صحبت کردند که اگر در صورتِ دخالتِ
، دولتِ «پروس» ، ما با روسيه واردِ جنگ بشويم

00:32:25.823 --> 00:32:29.850
آلمان چه کارهايي ميتواند انجام دهد و
.چه اتفاقاتي ميبايست رُخ بدهد

00:32:30.902 --> 00:32:35.924
، من مطمئن نيستم که حرف هايِ ايشان را بدرستي متوجه شده باشم
... اما فکر ميکنم منظورِ ايشان از گفتنِ اين حرف ها اين بود که

00:32:36.665 --> 00:32:40.004
اگر ما در آستانه يِ جنگ باشيم ، برايِ جلوگيري از
.وقوعِ آن ، قادر به انجامِ هيچ کاري نيستيم

00:32:40.004 --> 00:32:40.707
!مزخرفه

00:32:43.169 --> 00:32:47.387
من به عنوانِ عضوي مومن به حزب ، حتي به خود جرأت نخواهم داد
!که در عقايدِ رهبريِ حزب ، شک و ترديدي به خود راه دهم

00:32:48.028 --> 00:32:52.570
لذا ، صرفاً در اينجا ، جمله يِ معروفِ
: ايدئولوژيِ رهبريِ حزبِ را ذکر ميکنم

00:32:52.571 --> 00:32:54.945
Credo quia absurdum!

00:32:54.945 --> 00:32:56.752
من باور دارم ، چرا که"
".ساير ، همه پوچ است

00:32:59.290 --> 00:33:05.862
تفسير کردنِ سخنانِ آقايِ «بِبِل» برايِ شما رفقايِ فرانسويِ ما
.که در اينجا حضور داريد ، موجبِ خجلت و شرمساري خواهد بود

00:33:06.242 --> 00:33:10.456
اما بدانيد که ديگر رفقايِ آلمانيِ ما مثلِ «بِبِل» فکر نميکنند و
"!يک صدا خواهند گفت : "ما شورش و قيامي مردمي را به جنگ ترجيح ميدهيم

00:33:11.785 --> 00:33:14.089
من از شما آقاياني که به عنوانِ نمايندگانِ پرولتاريايِ فرانسه
!در اينجا حاضر هستيد ، خواهش دارم اين را خوب متوجه باشيد

00:33:14.090 --> 00:33:20.771
: اميدوارم همگي شجاعتِ گفتنِ اين را داشته باشيم که
"!هيچ جنگي بدونِ خواست و اراده يِ ما به وقوع نخواهد پيوست"

00:33:28.547 --> 00:33:33.172
در صورتِ وقوعِ جنگ ، ميتوان
.يک اعتصابِ عمومي در نظر گرفت

00:33:33.987 --> 00:33:37.440
«حتي کنگره يِ کنفرانسِ «انترناسيونال
، در «بروکسل» به سالِ 1868

00:33:37.627 --> 00:33:40.530
، جهتِ جلوگيري از وقوعِ جنگ
.به اتخاذِ تدابيري عملي ارجاع ميدهد

00:33:41.989 --> 00:33:45.641
برايِ مثال ميگويد اگر فرايندِ توليد
، برايِ مدت زماني متوقف گردد

00:33:46.126 --> 00:33:48.371
ساز و کارِ جامعه
.به درستي عمل نخواهد کرد

00:33:49.124 --> 00:33:53.654
يا تنها کافي است طبقه يِ کارگر ، که ميشود گفت تقريباً تمامي سربازانِ
، به خدمت گرفته شده برايِ جنگيدن ، از همين طبقه خواهند بود

00:33:54.357 --> 00:33:56.802
، به منظورِ عقيم نمودنِ جاه طلبيِ نظامِ سلطه
، کارِ خويش را معلق و تعطيل سازند

00:33:57.342 --> 00:34:02.268
تا دولتِ وابسته به رژيمِ سلطنتي که صرفاً نماينده يِ
.منافعِ طبقه يِ خود است ، از هم گسيخته گردد

00:34:05.680 --> 00:34:06.836
«خودِ جنابِ «بِبِل
: چنين گفتند

00:34:08.687 --> 00:34:12.660
آيا فکر ميکنيد که شورايِ حزب قادر است"
"در صورتِ مبادا ، اعتصابي عمومي به راه اندازد؟

00:34:12.661 --> 00:34:16.802
خير! چرا که خودِ توده هايِ مردم برعليهِ اين
.تصميمِ شورايِ حزب جبهه گيري خواهند کرد

00:34:20.974 --> 00:34:25.291
و در صورتي که شورايِ حزب
، از نقشِ خويش ، درکي نداشته باشد

00:34:26.716 --> 00:34:29.540
، اعتصابِ عموميِ توده ها
!بَر وي تحميل خواهد شد

00:34:31.649 --> 00:34:35.989
بنابراين از تماميِ شما درخواست دارم
.به پيشنهادِ آقايِ «کائوتسکي» راي دهيد

00:34:55.226 --> 00:34:58.673
.به نظرم اين کلاه بيشتر بهت مياد -
.نه اينطور نيست -

00:35:01.569 --> 00:35:05.371
.رابطه ات با «آگوست» شکرآب شده -
.از قرارِ معلوم ، از دستم عصبانيه -

00:35:05.820 --> 00:35:09.075
به خاطرِ سخنراني اي که در شهرِ «مانهايم» ايراد کردي؟ -
، اون ميخواست به من و حزبِ سوسيال دموکرات شاخه يِ لهستان -
.کمکِ مالي بکنه ، اما من محلي بهش نگذاشتم

00:35:09.632 --> 00:35:11.981
اما تو و رفقايِ لهستانيت
.نياز به پول داريد

00:35:11.982 --> 00:35:13.826
.موضوع فقط گرفتنِ کمکِ مالي نيست -
چطور مگه؟ -

00:35:14.983 --> 00:35:22.282
.بحث بَر سَرِ مديون شدن هم هست. تو هم بودي همين کار رو ميکردي -
.نميدونم. من هيچوقت با کمبودِ پول روبرو نشده ام -

00:35:23.097 --> 00:35:24.498
بيا يه نامه
.واسش بنويسيم

00:35:26.620 --> 00:35:29.920
"!بنويس : "اي «آگوستِ» عزيزتر از جانم -
".نه ، فقط مينويسم : "«آگوستِ» عزيز -

00:35:30.251 --> 00:35:35.218
: اين که خيلي عاميانه و معموليه. بنويس
"!عضوِ عزيزِ شورايِ حزب ، «آگوستِ» محبوبم"

00:35:47.246 --> 00:35:51.679
!بايد بيشتر مراقبِ رفتارِمون باشيم -
!اي بابا! تويِ منزل برايِ مباديِ آداب بودن ، وقت زياد داريم -

00:35:52.248 --> 00:35:56.413
اوه ، «لوئيز» ، تو تنها آلماني اي هستي
.که در کنارش اينطور احساسِ راحتي و سبکباري ميکنم

00:35:59.352 --> 00:36:02.386
.«به سلامتيِ آزاديِ تو از زندانِ «وايمار -
.به سلامتيِ زندگي -

00:36:28.876 --> 00:36:32.744
وقتي من و «لئو» در «زوريخ» دانشجو بوديم
.اغلبِ اوقات قايق سواري ميکرديم

00:36:35.131 --> 00:36:38.568
: تويِ نامه اي که از برلين براش فرستادم ، نوشته بودم
".اقامتِ من در آلمان ، نخواهد توانست ما را از هم جدا کند"

00:36:40.647 --> 00:36:44.048
، در اين دنيا ، هيچ زوجِ ديگري وجود ندارد که به اندازه يِ ما دو نفر"
".برايِ خوشبختي و سعادت ، اينقدر دليل داشته باشد

00:36:46.497 --> 00:36:48.064
اميدوارم هميشه سالم و سلامت
.در کنارم باشه

00:37:10.600 --> 00:37:11.847
ببين ، رويِ مطالبِ زيادي
.کار کرده ام

00:37:14.742 --> 00:37:16.419
، هر چند در اينجا
.چندان اميدي به موفقيت ندارم

00:37:18.127 --> 00:37:22.214
چون ميبينم مارکسيسمِ آلماني ، مثلِ يک پيرمردِ نقرسي مي مونه
!که از کمترين هوايِ تازه يِ بيرون وحشت داره

00:37:24.987 --> 00:37:28.758
پَس اون آرمانگراييِ مضحکِ ت رو زنده به گور کردي؟ -
.به هيچ وجه -

00:37:31.127 --> 00:37:33.691
فقط ديگه يه الاغِ پُرکارِ فرمانبردار و مطيع نيستم
.که به جايِ ديگران حمالي کنه

00:37:34.498 --> 00:37:38.255
اما صرفاً اينطوري عصباني شدن و
.ژست گرفتن هم کافي نيست ، بايد عملاً نشون بدي

00:37:39.033 --> 00:37:41.563
آره ، ادا درآوردن
.کارِ ميمونِ ه

00:37:45.880 --> 00:37:49.957
نميخواي برام از چند و چونِ "فرار"ت تعريف کني؟ -
.«فعلاً کار زياد داريم ، «روزا -

00:37:50.741 --> 00:37:52.106
.آره ، ميدونم ، کار

00:37:55.591 --> 00:37:57.187
اما باز هم دوست دارم
.برام تعريف کني

00:38:00.259 --> 00:38:03.923
خيله خوب ، بگو ببينم ، من اون کساني که
باهاشون مخفي شده بودي رو ميشناسم؟

00:38:07.272 --> 00:38:10.472
از رفقايِ آشنا بودند؟ -
.آره -

00:38:14.097 --> 00:38:17.788
بينِ شون "خانم" هم بود؟ -
.روزا» ، وارد اين موضوع نشو» -

00:38:25.386 --> 00:38:26.313
خوشگل بود؟

00:38:32.207 --> 00:38:35.148
قطعاً مخفي شدن با يک رفيقِ زيبا
.به مراتب لذت بخش تره

00:38:41.913 --> 00:38:43.083
باهاش همخوابه هم شدي؟

00:38:45.769 --> 00:38:47.448
.نه -
.قسم بخور -

00:38:50.332 --> 00:38:53.221
روزا» ، اين مزخرفات رو»
.تمام کن

00:38:56.208 --> 00:38:57.415
من فقط ميخوام حقيقت رو
.بدونم. همين و بَس

00:39:04.767 --> 00:39:05.900
.«جوابم رو بده ، «جوجو

00:39:10.753 --> 00:39:15.179
.پَس عاشقش هستي -
.اگر عاشقش بودم که به «برلين» پيشِ تو بَرنميگشتم -

00:39:17.875 --> 00:39:20.730
يعني باهاش همخوابه شدي بدونِ اينکه عاشقش باشي؟ -
.آره -

00:39:28.346 --> 00:39:31.035
چرا بهش دروغ گفتي؟

00:39:36.413 --> 00:39:39.394
چطور تونستي؟ چطور تونستي باهاش همخوابه بشي
!در حالي که عاشقش نبودي؟

00:40:04.141 --> 00:40:07.972
.نميتوني اون رابطه رو ، با رابطه يِ خودِمون مقايسه کني -
چرا نه؟ -

00:40:10.043 --> 00:40:12.443
چون دو چيزِ متفاوت هستند
.و تويِ رابطه يِ ما چيزهايِ متعالي تري وجود داره

00:40:12.936 --> 00:40:15.953
مثلاً چون با همديگه همکار هستيم و با هم کار ميکنيم؟ -
.اين ، يکي از دلايلشه -

00:40:18.012 --> 00:40:21.406
با اون زن هم همکار بوديد و با هم کار ميکرديد؟ -
.البته ، چون اون هم عضوِ حزب بود -

00:40:22.317 --> 00:40:25.471
، پَس قطعاً برايِ همين عاشقش هم شده بودي
.چون تو فقط ميتوني بواسطه يِ کار ، عاشقِ يک زن بشي

00:40:27.481 --> 00:40:33.496
... اگر گفتنش آرومت ميکنه يا حالت رو بهتر ميکنه
!باشه ، من عاشقش شدم

00:40:33.667 --> 00:40:37.599
!هيچ هم آروم ترم نميکنه -
.خواهش ميکنم ديگه درباره يِ اين موضوع صحبت نکنيم -

00:40:49.111 --> 00:40:50.334
.ميخوام از اينجا بري
.خواهش ميکنم

00:40:56.988 --> 00:40:58.365
از اينجا به کجا برم؟
.جايي رو ندارم

00:41:00.527 --> 00:41:02.023
ديگه نميخوام در کنارِ تو
.زيرِ يک سقف زندگي کنم

00:41:19.076 --> 00:41:20.415
.«اين رو جدي ميگم ، «لئو

00:41:21.670 --> 00:41:26.526
فقط به خاطرِ همچين موضوعِ بي اهميتي؟
عقلت رو از دست داده اي؟

00:41:28.036 --> 00:41:30.197
، اينکه تو عاشقِ اون زن شده باشي
.موضوعِ بي اهميتي نيست

00:41:31.078 --> 00:41:33.617
، و اگر هم عاشقش نشده بودي
.باز هم چندان تاثيري در بهتر کردن موقعيت نميکنه

00:41:35.812 --> 00:41:38.303
روزا» ، من فقط به خاطرِ تو بود»
.که به «برلين» اومدم

00:41:39.509 --> 00:41:42.957
تو به «برلين» اومدي چون مجبور بودي
.لهستان رو ترک کني

00:41:43.832 --> 00:41:48.051
.ميتونستم تويِ لهستان ، بصورتِ زيرزميني و مخفيانه کار کنم -
.پَس چون اينجا تويِ آلمان ، کارآييِ بيشتري داشتي ، اون زن رو هم ترک کردي -

00:41:50.983 --> 00:41:53.166
تو کارِ خودت رو نسبت به هر زني
.در اولويت قرار ميدي

00:41:57.669 --> 00:42:01.526
چيزِ ديگه اي لازم نداريد ، خانم دکتر؟ -
.نه ، ممنونم. غروب شده ، ديگه ميتوني بري خونه ات -

00:42:02.043 --> 00:42:04.607
.ممنونم ، خانم دکتر -
!اين "خانم دکتر" گفتن رو بي خيال شو -

00:42:05.693 --> 00:42:07.017
دکتر «کريستالوويچ» کِي
تشريف ميارن؟

00:42:10.038 --> 00:42:11.817
ايشون ديگه هيچوقت
.«اينجا نميان ، «گرترود

00:42:17.384 --> 00:42:17.992
.شبتون خوش

00:42:58.764 --> 00:43:00.976
تو مرا بيش از اندازه
.پخته و آرام تصور ميکني

00:43:02.566 --> 00:43:04.780
حال آنکه تعادل و
، خوشبختيِ درونيم

00:43:05.760 --> 00:43:08.348
حتي با کوچکترين ضربه يِ سايه اي خيالين
.از هم فروپاشيده ميشود

00:43:10.203 --> 00:43:11.646
و من از اين موضوع
.به شکلي توصيف ناپذير رنج ميکِشم

00:43:13.227 --> 00:43:15.755
اين از خصوصياتِ شخصيتي ام است
.که در برابرِ ضرباتِ ناگهاني ، همچون سنگ خاموش مي گردم

00:43:57.072 --> 00:44:00.403
!پَس بالاخره اومديد
!ترسيديم اتفاقي بَدتر از آمدنتون رُخ داده باشه

00:44:00.157 --> 00:44:03.317
ما درست از نزديکِ
.تمرينِ تيراندازيِ سربازها گذشتيم

00:44:03.903 --> 00:44:07.249
، اگر متوجه شده بودند که شما دو نفر در اون نزديکي هستيد
!با دقتِ بيشتري هدف گيري ميکردند

00:44:08.618 --> 00:44:13.886
، واقعاً هم که ممکن بود شما رو با گلوله بزنند
!و اونوقت ما واستون بنايِ يادبود بَر پا ميکرديم

00:44:14.058 --> 00:44:18.417
".تويِ خطابه يِ يادبود ميگفتيم : "دو زنِ بزرگ از نزدِ ما رفته اند -
".حال آنکه يادِ ايشان برايِ ابد در خاطرِ ما باقي خواهد ماند" -

00:44:19.154 --> 00:44:22.307
در اينجا ، دو زنِ"
"، شريف و شجاع آرميده اند

00:44:22.781 --> 00:44:27.887
دو زني که تلاش و مبارزاتِ شان برايِ"
"، پيشرفت ، صلح و عدالت

00:44:28.389 --> 00:44:30.665
همواره برايِ ما و آيندگان"
".سرمشق خواهد بود

00:44:31.821 --> 00:44:35.318
: يا شايد بايد اينطور گفته ميشد
".در اينجا آخرين دو مَردِ حزبِ سوسيال دموکراتِ آلمان آرميده اند"

00:44:41.357 --> 00:44:44.195
، به هر حال ، ما موفقيت هايي کسب کرده ايم
.خيلي بيشتر از بسياري احزابِ سياسيِ کشورهايِ ديگه

00:44:44.667 --> 00:44:48.294
.حزبِ ما تاثير گذاريِ خودش رو داره
.برايِ مثال ، ما ديگه بصورتِ مخفيانه و زيرزميني فعاليت نميکنيم

00:44:48.937 --> 00:44:53.521
، سازمان و حزبِ ما از طرفِ مراجعِ رسمي ، پذيرفته شده
، البته ، هر چند تحتِ شرايطِ معين و محدود

00:44:54.118 --> 00:44:57.511
، تا به اينجا ، در تماميِ انتخاباتِ برگزار شده
.شماره يِ آراءِ مون مدام رو به افزايش هست

00:44:57.870 --> 00:44:59.399
بله ، خودِ «روزا» هم
.اينها رو خوب ميدونه

00:44:59.719 --> 00:45:05.863
!پَس موجبِ تاسفِ بيشتره
.چون «روزا» هيچکدام از اين موفقيت ها رو به حساب نمياره

00:45:06.040 --> 00:45:06.980
شما چه موفقيتي
کسب کرده اين؟

00:45:07.929 --> 00:45:10.277
اينکه تصميمات رو اتحاديه ها ميگيرند
!و توده ها صداشون برايِ مطالباتِ شون درنمياد؟

00:45:11.225 --> 00:45:12.699
توده يِ مردم حالا ديگه ميتونند
.به ما راي بدند

00:45:13.689 --> 00:45:16.526
توده ها ، اين متد ها و روش هايِ پارلمانيِ شما رو
.به اندازه يِ کافي تجربه کرده اند و ازش خسته هستن

00:45:17.809 --> 00:45:21.206
اونها خواهانِ حزبي هستند که در تماميِ وقايع ،  جلو و در پيش
.حرکت بکنه ، نه اينکه از پُشت به دنبال کشيده بشه

00:45:21.207 --> 00:45:24.338
، اعلانِ اعتصابِ عمومي از سويِ حزب
.تا وقتي که لزومش واقعاً پيش نياد ، بي فايده ست

00:45:24.939 --> 00:45:28.327
، ما از روشِ اعتصاب هم استفاده خواهيم کرد
.منتها به محضِ اينکه موقعيتش مهيا بشه

00:45:28.327 --> 00:45:34.081
، اما تا موقعِ فرا رسيدنِ اون لحظه يِ مناسب ، چنيني بي صبري و ناشکيبايي اي
.«حکمِ شکست رو خواهد داشت ، نه پيروزي ، «روزا

00:45:34.603 --> 00:45:40.128
شما داريد ميانه روي و اعتدال رو به دلخواهِ خودِتون تفسير ميکنيد. شايد شما
.نسبت به وضعيت ، خونسردي و خودداري داشته باشيد ، اما ديگران اينطور نيستند

00:45:40.128 --> 00:45:41.575
مثلاً در موردِ موضوعِ
.حقِ رايِ زنان

00:45:42.172 --> 00:45:45.900
چرا حزب صرفاً بصورتِ صوري و ظاهري از اين موضوع حمايت ميکنه؟ -
.فعلاً اين مطلب ، موضوعِ موردِ بحثِ الانِ ما نيست -

00:45:47.323 --> 00:45:48.323
.حق ، مطلقاً با «کلارا»ست

00:45:49.313 --> 00:45:51.939
من خودم هميشه ازت درخواست کرده ام
.به موضوعاتِ زنان ، توجه و تمرکزِ بيشتري نشون بدي

00:45:53.148 --> 00:45:58.050
، زنِ روشنفکري ، با چنين قوه يِ ستيزه و جدل
.بايستي خودش رو وقفِ مشکلاتِ جنسِ خودش بکنه

00:45:58.051 --> 00:46:02.598
!و اموراتِ بزرگِ سياسي رو بگذاره برايِ آقايان! درسته؟ -
!خوب بفرمائيد آقايان! ببينم تواناييِ حل کردنِ شون رو داريد؟ -

00:46:02.691 --> 00:46:06.113
.روزا» آدمِ ستيزه جويي نيست. فقط دلير و باشهامته» -
!ما که منکرش نيستيم -

00:46:06.425 --> 00:46:08.186
، شهامت ، به تنهايي
.فضيلت نيست

00:46:09.053 --> 00:46:13.141
.شهامت ، در موقعِ مناسبش موردِ نيازه
.«و موقعش فرا خواهد رسيد. بهت قول ميدم ، «روزا

00:46:13.972 --> 00:46:16.684
من هم بهت قول ميدم ، تو رو به يادِ
!«اين قولي که دادي بندازم ، «آگوست

00:46:25.916 --> 00:46:28.050
، بهت اجازه داده بودم اينجا کار کني
.ولي نه روزهايِ يکشنبه

00:46:30.631 --> 00:46:36.322
.ميخوام درباره يِ خودِمون باهات صحبت کنم -
.ما ديگه صحبتي با هم نداريم -

00:46:37.303 --> 00:46:44.204
.جوجو»يِ يگانه يِ من»"
"، زندگيِ ما بهتر از زندگيِ ديگران خواهد بود

00:46:44.205 --> 00:46:47.702
، چرا که احساس ميکنم جان هايِ مان"
".غنايي بيش از بسياري مردمانِ ديگر دارد

00:46:48.714 --> 00:46:50.692
.اونها رو بسوزون
.ديگه بي ربط و خارج از موضوع هستن

00:46:51.399 --> 00:46:57.279
جواهرِ پُر ارزشِ من ، چقدر من به تو نيازمند هستم"
"!و چقدر ما به همديگر نيازمند هستيم

00:46:58.239 --> 00:47:04.922
به راستي که وظيفه و تکليفي بالاتر از اين در زندگي نيست"
"، که زوجي مجرد و تنها ، در پيوند با هم

00:47:04.923 --> 00:47:08.408
".از يکديگر انسان بسازند"

00:47:12.548 --> 00:47:15.545
و همين ، خود ، تماميِ شرايطِ خوشبختي را"
".به ارمغان خواهد آورد

00:47:17.199 --> 00:47:18.978
و خاطرت هست
در جوابِ اين نامه چي نوشتي؟

00:47:23.019 --> 00:47:25.407
صفحات رو با گزارشاتي طول و دراز
.از وضعيتِ کارها و امورِ حزب پُر کردي

00:47:27.100 --> 00:47:28.885
، حتي به اندازه يِ سَرِ سوزني
.زندگيِ نرمال و عادي ، برات مهم نبود

00:47:32.285 --> 00:47:36.186
گاهي اوقات اون خطِ خرچنگ قورباغه يِ شتابزده ات
.که نشانه يِ بي تفاوتيت بود چنان خسته ام ميکرد که به حالِ ضعف مي افتادم

00:47:36.885 --> 00:47:40.704
اصلاً به قولِ معروف ، ما کِي زندگي کرديم ، «جوجو»؟
.فقط حرفش رو ميزديم

00:47:41.444 --> 00:47:43.076
پَس "زوريخ" چي؟ -
.اون مالِ خيلي وقت پيشه -

00:47:44.158 --> 00:47:44.904
پَس "ورشو" رو چي ميگي؟

00:47:47.609 --> 00:47:49.790
پَس "ورشو" چي؟ -
.داد نزن! «کوستيا» خوابه -

00:47:51.464 --> 00:47:52.315
کوستيا» کيه؟»

00:47:53.364 --> 00:47:56.463
«کوستيا زِتکين». پسرِ «کلارا»
.که اينجا به "برلين" اومده

00:47:57.198 --> 00:47:58.275
خودِ «کلارا» ازم خواسته
.ازش مراقبت کنم

00:48:06.947 --> 00:48:07.641
.روز خوش

00:48:20.169 --> 00:48:23.717
نکنه اين توله سگ عاشقت شده؟ -
.به تو ربطي نداره -

00:48:25.018 --> 00:48:27.777
فکر نکنم «کلارا» از شنيدنِ اين خبر
.چندان خوشحال بشه

00:48:29.798 --> 00:48:34.330
.ميکُشمت. اون پسره رو هم همينطور -
.اينقدر بچه نباش -

00:48:37.079 --> 00:48:40.286
ميخواي جلويِ پات ، رويِ زمين
بخزم و التماست کنم ، آره؟

00:48:40.286 --> 00:48:42.555
فقط ازت ميخوام
.ولم کني و راحتم بگذاري

00:48:43.555 --> 00:48:44.152
.خواهش ميکنم

00:48:46.311 --> 00:48:47.859
همچين کاري رو
.از من نخواهي ديد

00:48:56.402 --> 00:48:58.112
.هيچوقت راحتت نميگذارم

00:49:07.147 --> 00:49:09.255
، جنگيدن برايِ حزب و امورِ سياسي
.مناسبِ شخصيتِ تو نيست

00:49:09.974 --> 00:49:12.980
، هر چند که در وجودِ تماميِ نوعِ بشر
.دغدغه اي ثابت وجود داره

00:49:23.728 --> 00:49:28.211
: تو بايستي به يک کارِ انتزاعيِ آرام بپردازي
.فلسفه ، اقتصاد ، تاريخ

00:49:30.005 --> 00:49:33.347
يا شروع به نوشتن کني. مطمئنم که تو
.مهارتِ فوق العاده اي در نويسندگي داري

00:49:35.524 --> 00:49:36.754
.گوش کن ، صدايِ بلدرچين

00:49:44.072 --> 00:49:46.358
تو هنوز اين رو تجربه نکرده اي که چقدر
.پرندگان و جانوران ميتونند به انسان ها کمک کنند

00:50:32.531 --> 00:50:35.630
کِي بايد به "لندن" بري؟ -
.سه روز ديگه -

00:50:37.400 --> 00:50:41.481
نميتوني بي خيالِ اين دفعه بشي؟ -
!«اوه ، «بوبو -

00:50:45.421 --> 00:50:47.389
، روالِ حزب
.با مدرسه و دانشگاه فرق داره

00:50:48.943 --> 00:50:51.512
لئو يوگيکِسکين» هم اونجا حضور پيدا ميکنه؟» -
.البته -

00:50:53.398 --> 00:50:55.526
تمامِ اعضايِ حزبِ سوسيال دموکراتِ
.روسيه و لهستان ، اونجا خواهند بود

00:50:56.586 --> 00:50:57.676
اگه دوباره تهديدت کنه چي؟

00:51:00.090 --> 00:51:02.637
واسه خودم
.يه تپانچه يِ کوچيک تهيه کرده ام

00:51:09.218 --> 00:51:09.759
.گوش کن

00:51:11.968 --> 00:51:13.385
... بذار برات توضيح بدم

00:51:13.386 --> 00:51:15.877
چيزي هست که نميتوني بهم بگي؟ -
.نه. ولي آره -

00:51:24.100 --> 00:51:26.831
چرا تو اينقدر عاشقِ اين
جوجه اردکِ زشتِ افليج هستي؟

00:51:32.723 --> 00:51:34.479
ميدونم پذيرشِ دوستي اي که بينِ ما
.به وجود اومده ، برات سخته

00:51:36.766 --> 00:51:40.391
.پسرم سعي داشت اين موضوع رو ازم مخفي کنه -
.من خودم ازش خواستم -

00:51:43.393 --> 00:51:43.940
چرا؟

00:51:47.393 --> 00:51:48.941
فکر کردم اين موضوع
.ناراحتت ميکنه

00:51:52.651 --> 00:51:54.705
، اگه من رو دوستِ خودت ميدوني
.پَس لياقتِ اعتمادي بيشتر از اين ، از طرفِ تو بودم

00:51:56.189 --> 00:51:58.781
خودت هم ميدوني که صحبت کردن درباره يِ
.مسائلِ خصوصي چقدر سخته

00:52:00.342 --> 00:52:03.185
.اين عشق ، يک مسئله يِ خصوصيِ صرفاً شخصِ شما نيست
.به من هم مربوط ميشه

00:52:12.566 --> 00:52:14.833
، اگه قرار باشه «کوستيا» از بينِ ما دو نفر ، يکي رو انتخاب کنه
.قطعاً اين وضع ، برايِ من دردناک تر خواهد شد

00:52:18.083 --> 00:52:21.069
پسرِ من بايد خيلي هم خوشحال باشه
.که با زني مثلِ تو آشنا شده

00:52:25.486 --> 00:52:29.075
چرا مقاله ام رو چاپ نکرديد؟ -
.فعلاً و در حالِ حاضر نميتونه چاپ بشه -

00:52:29.142 --> 00:52:34.227
من که خيلي واضح برات توضيح دادم
.چرا انتشارِ اين مقاله اشتباهه

00:52:34.571 --> 00:52:37.439
بخصوص الان ، زماني که در آستانه يِ
.برگزاريِ انتخابات هستيم

00:52:37.864 --> 00:52:42.272
ما نبايد شانسِ اينکه به عنوانِ قدرتمندترين حزبِ موجود
.قد علم کنيم رو به خطر بندازيم

00:52:42.272 --> 00:52:46.483
کدوم خطر؟! حزب در جريانِ مبارزه
.و کشمکشِ طبقاتيِ توده هاست که ميتونه قدرتمند بشه

00:52:46.484 --> 00:52:50.969
، به عقيده يِ من ، توده ها ، گروه ها و دسته جاتِ مختلفِ موجود
.هنوز آماده و پُخته برايِ انقلاب نيستند

00:52:50.969 --> 00:52:55.267
اما «کارل» ، مسئله الان حتي
، بَر سَرِ انقلاب نيست

00:52:56.175 --> 00:52:59.210
بلکه بَر سَرِ يک حرکتِ توده ايِ نيرومند
.برايِ برقراريِ يک جمهوريِ دموکراتيک هست

00:52:59.352 --> 00:53:02.691
فقط کافيه جلويِ جاه طلبي هايِ حزبي تون رو بگيريد
.و اجازه بديد خودِ توده ها تصميم بگيرند

00:53:03.195 --> 00:53:07.502
، وظيفه يِ کنونيِ ما در حالِ حاضر اينه که دلايل رو بر همگان ارائه بديم
!چه به نفعِ حزب بشه و چه به ضررش! وظيفه يِ نشريه بايد اين باشه

00:53:09.412 --> 00:53:14.527
اگه بخوام به چاپِ مقاله يِ تو تَن بدم ، بايد خودم هم مقاله اي
!در رفعِ مسئوليت و اختلافِ عقيده با تو بنويسم ، تا تعادل ايجاد بشه

00:53:14.706 --> 00:53:17.337
اما موقعيتِ فعليِ آلمان ، درست مثلِ
.شرايطِ روسيه در سالِ 1905 مي مونه

00:53:17.338 --> 00:53:21.775
در "برلين" تظاهرات رو به افزايشه
.و کارگرانِ معادن مدام در حالِ اعتصاب هستند

00:53:22.417 --> 00:53:25.385
اونوقت حزب به جايِ اينکه جلو و دَر پيش حرکت بکنه و
.خودش به رويدادها شکل بده ، پُشت وقايع به دنبال کشيده ميشه

00:53:25.385 --> 00:53:28.795
.يادت باشه که اکثريتِ حزب از تو حمايت نميکنند -
.منظورت فقط شورايِ رهبريِ حزبه -

00:53:33.171 --> 00:53:35.430
هميشه خيال ميکردم بَر سَرِ مسائلِ کليدي و اساسي
.با هم اتفاقِ نظر داريم

00:53:36.503 --> 00:53:38.886
ولي حالا به نظر ميرسه
... به محضِ مهيا شدنِ يک موقعيتِ انقلابي

00:53:39.428 --> 00:53:43.044
مارکسيسمِ شما
!زه ميزنه

00:53:43.045 --> 00:53:48.093
.«سال ها بعد ، يک روز تو هم همينطور مثلِ من فکر خواهي کرد ، «روزا -
.حتي کوچکترين تمايلي ندارم که وقتي پير شدم طرزِ فکرم مثلِ شما به جمود برسه -

00:53:52.215 --> 00:53:55.146
خودِ «کارل» هم در حالِ حاضر
.متهم به افراطي بودن هست

00:53:55.577 --> 00:53:56.951
ولي اين که برايِ عقب کشيدن
.دليل نميشه

00:53:58.013 --> 00:54:02.226
اون هم درست حالا وقتي که حکومتِ سلطنتيِ آلمان
، برايِ اولين بار داره از خودش تزلزل نشون ميده

00:54:02.937 --> 00:54:05.610
و شرايط برايِ امکانِ برقراريِ يک
.جمهوريِ دموکراتيک حقيقتاً مهيا شده

00:54:06.011 --> 00:54:06.926
حالا ميخواي چکار کني؟

00:54:09.811 --> 00:54:12.412
اگه شورايِ اجراييِ حزب ، صدايِ من رو خاموش کنه
.مستقيماً به گروه ها و توده هايِ مردمي رو ميارم

00:54:14.730 --> 00:54:17.824
، اگه بتونم حتي تويِ 10 ، 12 شهر هم سخنراني کنم
.بينِ 50 تا 100 هزار مخاطب و شنونده خواهم داشت

00:54:18.713 --> 00:54:20.278
و اميدوارم که صدايِ من
.عليرغمِ وضعيتِ موجود شنيده بشه

00:54:22.994 --> 00:54:23.989
!«اوه ، «لوئيز

00:54:27.474 --> 00:54:30.993
.شوهرت يه آدمِ بزدله
.اصلاً لياقتِ همسري مثلِ تو رو نداره

00:54:31.474 --> 00:54:35.407
.ولي اونقدرها هم که ميگي آدمِ بَدي نيست
.برايِ يک بار هم که شده ، خودت رو بذار جايِ اون

00:54:40.402 --> 00:54:43.579
، از حالا به بعد اگه خواستي من رو ببيني
.بهتره بياي به ملاقاتم

00:54:43.939 --> 00:54:47.350
.چون ديگه نميخوام دوباره پام رو تويِ اين خونه بذارم -
.گاهي اوقات خيلي نسبت به ديگران سخت گيري ميکني -

00:54:49.328 --> 00:54:50.659
درسته ، ولي به خودم هم هميشه
.سخت گيري ميکنم

00:55:11.618 --> 00:55:15.498
انگار که اين صدا ، برايِ قلبِ بيمارِ من
.حکمِ مُسکِن داره

00:55:16.619 --> 00:55:18.230
شايد هم
.تنها دارويِ دَردم باشه

00:55:21.487 --> 00:55:23.990
ترجيح ميدم فقط با تو
.«زندگي کنم ، «ميمي

00:55:48.535 --> 00:55:49.931
.خانم ها و آقايان

00:55:51.528 --> 00:55:52.789
اخيراً بسياري از ما گوش هايمان از اين
... تذکر و يادآوري پُر شده است

00:55:53.522 --> 00:55:59.094
که صلحي 40 ساله را
.پُشتِ سَر گذاشته ايم

00:56:00.819 --> 00:56:04.367
و از اين حرف ، چنين نتيجه گرفته ميشود که
... در حالِ گذار به سويِ دوراني نوين هستيم

00:56:04.580 --> 00:56:07.203
که در آن ، پيشرفت هايِ صلح آميز
.ميسر ميباشد

00:56:08.195 --> 00:56:12.033
اما اين توهمِ عصرِ نوين بَر پايه يِ صلحِ تدريجي
!دود شده و به هوا رفته است

00:56:14.282 --> 00:56:17.079
آناني که صلحِ 40 ساله را
... به ما متذکر ميشوند

00:56:17.080 --> 00:56:19.964
جنگ هايي که در خارج از ممالکِ اروپا
، رُخ داده اند را فراموش کرده اند

00:56:19.964 --> 00:56:23.232
جنگ هايي که خودِ اروپا نيز با آنها
!درگير بوده و در آنها دست داشته است

00:56:24.576 --> 00:56:27.054
طبقاتِ حاکمي که از
، تهديد و خطرِ جنگ حمايت ميکنند

00:56:27.055 --> 00:56:34.661
مسئولِ بَر پا کردنِ اين ديوانگي ها و
، اَعمالِ جنون آميز در مرزها و درياها هستند

00:56:34.920 --> 00:56:38.036
آن هم با ظاهر و لباسِ مبدلِ
!ادعايِ حفظِ صلح

00:56:42.158 --> 00:56:44.279
و احزابِ ليبرالي که
... خودِشان را

00:56:44.279 --> 00:56:48.594
از موقوف سازيِ جنگ سالاري و نظاميگري
!عقب ميشکند نيز به همچنين

00:56:49.925 --> 00:56:54.869
، ادعا مي کنند که جنگيدن
.بخشي از طبيعتِ فطريِ بشر است

00:56:55.301 --> 00:56:58.820
و اينکه هر آنکس که از خود دفاع نکند ، خود را در خطرِ قرباني شدن
.توسطِ همسايگانِ خويش قرار داده است

00:56:59.279 --> 00:57:05.693
.ليکن ما کاملاً با اين گفته مخالف هستيم
!انسان ميتواند و بايد در صلح زندگي کند

00:57:07.865 --> 00:57:10.752
نظامِ سلطه فکر ميکند حقِ تصميم گيري بر
، سرنوشتِ انسان ها را دارد

00:57:10.752 --> 00:57:15.217
آن هم با ناديده گرفتنِ افکارِ عمومي
.در اينچنين موضوعات و مسائلِ خطير و حياتي

00:57:15.938 --> 00:57:16.853
: اکنون از شما ميپرسم

00:57:18.358 --> 00:57:22.735
آيا بايستي به جنگي که نميخواهيم و دوست نداريم
، اجازه يِ وقوع دهيم

00:57:23.082 --> 00:57:25.179
تا بدونِ مجوز و کسبِ رضايتِ ما
به راه انداخته گردد؟

00:57:29.093 --> 00:57:32.578
اگر مجبور گرديم
، سلاح به دست گيريم

00:57:32.579 --> 00:57:37.592
، تا برادرانِ فرانسوي يا ديگر برادرانِ خود از هر مليتِ ديگرِ را بکُشيم
: با صدايِ رسا فرياد خواهيم زد

00:57:38.163 --> 00:57:39.716
!ما نخواهيم پذيرفت

00:57:44.158 --> 00:57:44.926
.حالم زياد خوش نيست

00:57:47.643 --> 00:57:51.598
شگفت انگيز اينجاست که
، در اين سال هايِ اخير

00:57:51.814 --> 00:57:54.865
متهمه فهميده است چگونه نطق هايِ
، آتشينِ فتنه انگيز سَر دهد

00:57:55.487 --> 00:57:58.359
بدونِ آنکه مرتکبِ
.جرم و جنايتي مشمولِ تعقيب قرار گيرد

00:57:59.303 --> 00:58:02.892
و اين نشانه يِ
.هوشي نادر است

00:58:03.781 --> 00:58:05.920
وي بواسطه يِ سخنانِ
.تُند و تيزش شُهره است

00:58:06.728 --> 00:58:10.066
بي جهت نيست که او را
.روزايِ خونين» مينامند»

00:58:11.255 --> 00:58:14.156
نظر به نقشي که ايشان در گذشته
، ايفا نموده است ، بَدناميِ وي

00:58:14.801 --> 00:58:17.397
، و نيز دارا بودنِ حالتِ ذهنيِ بسيار خصمانه
، و عقايدِ شديداً خائنانه

00:58:18.072 --> 00:58:24.545
از محضرِ دادگاه
.تقاضايِ مجازاتِ متهمه را دارم

00:58:28.039 --> 00:58:32.854
.من مستقيماً به ذات و ماهيتِ اين اتهام نسبت به خودم ميپردازم
: حکمِ دادستان بدين قرار نتيجه گيري ميکند

00:58:33.240 --> 00:58:37.807
ظاهراً از آنجا که من ، مردم را بَر عليهِ جنگ سالاري تحريک مينمايم
، و خواهانِ جلوگيري از وقوعِ جنگ هستم

00:58:38.836 --> 00:58:44.474
آشکارا بهترين راهکار را در اين يافته ام
: که به سربازان بگويم

00:58:44.474 --> 00:58:47.425
هنگامي که به شما دستورِ شليک
.داده ميشود ، شليک نکنيد

00:58:48.260 --> 00:58:51.752
، آيا بدين گونه نيست
اعضايِ محترمِ دادگاه؟

00:58:52.465 --> 00:58:54.316
چه منطقِ معرکه اي در اين
!نتيجه گيريِ متقاعد کننده وجود دارد

00:58:55.708 --> 00:59:00.129
در هر حال ، اجازه دهيد بگويم که اين منطق
، از ادراکِ خودِ دادستان نشأت ميگيرد

00:59:00.129 --> 00:59:03.415
و نه از فهمِ ايدئولوژيِ
.سوسيال دموکراسي

00:59:04.009 --> 00:59:04.928
چرا که ما در اين مکتب
... فکر نميکنيم که

00:59:05.820 --> 00:59:08.607
وقوعِ جنگ و
، نتيجه يِ نهاييِ آن

00:59:11.955 --> 00:59:16.405
بوسيله يِ جلوگيري از ارتش ها ، دستوراتِ مافوق
، و اطاعتِ کورکورانه حل خواهد شد

00:59:17.029 --> 00:59:22.351
بلکه راهِ حل را عميقاً در درونِ
.وجودِ خودِ توده هايِ رنجبرِ مردمي ميدانيم

00:59:23.297 --> 00:59:27.532
اگر اکثريتِ وسيعِ مردم
... به اين باور و آگاهي اي دست يابند

00:59:28.213 --> 00:59:33.761
که مکتبِ سوسيال دموکراسي ، از طريقِ
، مبارزه يِ عمومي بَر پا ساخته است

00:59:36.398 --> 00:59:38.588
آري ، اگر اکثريتِ مردم
... به اين باور دست يابند

00:59:39.510 --> 00:59:44.572
که جنگ ، عميقاً
، غيرِ اخلاقي ، وحشيانه و ارتجاعي است

00:59:45.938 --> 00:59:48.177
که البته دستيابي به اين باورِ عمومي
، نميتواند پديده اي امکان ناپذير باشد

00:59:48.177 --> 00:59:50.551
آنگاه انسان ها ، خود ، بَر عليهِ آن
.عکس العمل نشان ميدادند

00:59:52.593 --> 00:59:55.150
.«ازت ممنون هستم ، «پُل -
برايِ چي؟ -

00:59:55.593 --> 00:59:59.033
.برايِ اينکه همراهم به اينجا اومدي تا تنها نباشم -
.يه نگاه به دور و بَرت بنداز. تو تنها نيستي -

01:00:00.820 --> 01:00:01.893
.منظورم اين نبود

01:00:02.498 --> 01:00:05.093
.مردم عاشقِ تو هستن
.حتي مطبوعاتِ راستگرا هم بهت احترام ميگذارن

01:00:05.093 --> 01:00:08.559
به «روزايِ خونين» احترام ميگذارن؟ -
!و به «بِبِل» هم لقبِ "مدعيِ تاج و تخت" رو داده ان -

01:00:22.850 --> 01:00:27.925
، در برابرِ شما يک جنايتکارِ بزرگ ايستاده است
، کسي که حکومت ، کوسِ تمرد و ياغي گريِ وي را همه جا جار زده است

01:00:28.495 --> 01:00:32.679
، يک فراريِ تحتِ تعقيب
.و يک زنِ محکوم به خائن و بي وطن بودن

01:00:33.322 --> 01:00:37.903
البته ، من به آنچه تعقيب کنندگان و محکوم سازنده گانم
.وطن ميخوانند ، وقعي نميگذارم

01:00:39.039 --> 01:00:44.890
چرا که وطني بَس بزرگ تر و عزيز تر دارم
.که محکوم کنندگانم هيچگاه به آن راه نخواهند جُست

01:00:46.003 --> 01:00:51.453
کدامين وطن ، مگر آغوشِ
توده هايِ زنان و مَردانِ طبقه يِ کارگر؟

01:00:55.476 --> 01:00:59.480
«جمله يِ «والنشتاين
، در نمايشنامه يِ «شيلر» را به خاطر آوريد
[فردريش شيلر : شاعر و نمايشنامه نويسِ بزرگِ آلماني قرنِ هجدهم]

01:01:00.427 --> 01:01:02.458
آنجا که او شب هنگام
، ستارگان را موردِ مداقه قرار ميدهد

01:01:03.147 --> 01:01:05.787
تا مسيرِ وقايعِ آينده را
.تفسير کند

01:01:06.889 --> 01:01:11.042
".روز نزديک است ، هر چند که در اين لحظه مريخ حکمراني ميکند"
[.در افسانه هايِ يونان ، مريخ يا مارس ، خدايِ جنگ ميباشد]

01:01:11.338 --> 01:01:12.940
اين جمله هنوز و همچنان برايِ امروز نيز
.مناسبِ حال است

01:01:13.436 --> 01:01:17.982
هر چند که مريخ ، خداوندگارِ خونبارِ جنگ
، همچنان در اين لحظه حکمراني ميکند

01:01:17.983 --> 01:01:23.479
، هر چند هنوز آنان که برايِ کُشتن و خون ريختن
، به جنگلِ انبوهِ سلاح هايِ مرگبار پناه ميبرند ، صاحبانِ قدرت هستند

01:01:25.014 --> 01:01:28.568
هر چند هنوز جنگ ها تدارک ديده ميشوند و
، هنوز پارلمان و مجلسيان منقاد و تحتِ اطاعت هستند

01:01:28.569 --> 01:01:34.033
، و هر چند هنوز طرح هايِ پيشنهادي برايِ مخارجِ نظامي ارائه ميگردند
: اما همچنانکه «والنشتاين» گفت

01:01:34.917 --> 01:01:38.367
".روز نزديک است"
.آري ، روزِي که تعلق به ما دارد

01:01:39.786 --> 01:01:44.894
آن روز که ما لگدمال شدگان ، قيام کرده ، بَر پا خواهيم خواست
.و قدرت را بدست خواهيم گرفت ، فرا خواهد رسيد

01:01:45.583 --> 01:01:48.208
ما آن تصويرِ
، کُشتار و قتلِ عام

01:01:48.550 --> 01:01:53.814
که در چشمانِ مزورانه محجوبِ محکوم کنندگانِ مان است را
.محقق نخواهيم ساخت

01:01:53.814 --> 01:02:00.358
خير. بلکه پَس از به قدرت رسيدن ، به صلاحيت و اختيارِ خويش
... نظمي اجتماعي را بنيان خواهيم گذارد

01:02:01.094 --> 01:02:03.030
.که شايسته يِ نوعِ بشر باشد

01:02:03.913 --> 01:02:09.531
جامعه اي که در آن نه استثمار و بهره کشيِ انسان توسطِ انسان
.وجود خواهد داشت و نه قتلِ عام ها و نسل کُشي هايِ دسته جمعي

01:02:10.182 --> 01:02:12.883
، جامعه اي که سرانجام در آن
، ايده آل ها جامه يِ عمل خواهند پوشيد

01:02:12.883 --> 01:02:19.744
ايده آل هايِ بنيانگذارانِ کُهن ترين مذاهب
!و ايده آل هايِ بزرگ ترين فلاسفه

01:02:20.416 --> 01:02:24.652
و برايِ آنکه کاري کنيم تا هر چه زودتر
، سپيده يِ آن روز آغاز به دميدن کند

01:02:25.859 --> 01:02:30.170
جز اين راهي نخواهيم داشت
، که در مقابله با تماميِ محکوم کنندگانِ مان

01:02:30.992 --> 01:02:36.345
، و تماميِ نيرويِ نظاميِ ايشان
.منتها عليه زور و توانِ خويش را به کار ببنديم

01:02:54.720 --> 01:02:59.809
لولو»يِ محبوبم ، من به انساني»
.ضعيف و آسيب پذير تبديل شده ام

01:03:01.409 --> 01:03:03.646
بدان گونه که از هر کوچکترين سايه اي
.که بر من بلغزد ، بَر خود ميلرزم

01:03:04.999 --> 01:03:07.656
ميداني کدامين فکر مدام ذهنم را
مي آزارد و هراسانم ميسازد؟

01:03:08.856 --> 01:03:11.917
اين تصور که يک بارِ ديگر مجبور باشم
.به سالني مملو از جمعيت پاي بگذارم

01:03:12.773 --> 01:03:16.035
سالني روشن با چراغ هايي که چشم را خيره مي سازد
.و همهمه يِ آزارنده يِ جمعيت

01:03:17.319 --> 01:03:20.598
و خروش و غرشِ آشنايِ تشويق ها و کف زدن ها
.هنگامي که راهم را به کُرسيِ خطابه باز ميکنم

01:03:21.992 --> 01:03:24.735
آنگاه ميلي شديد و طاقت فرسا قبضه ام ميکند
.و بَر آن ميشوم که به هر طريقِ ممکن از اين مکان بگريزم

01:03:28.929 --> 01:03:30.294
«آقايِ «ليبکنخت
.و آقايِ «لِوي» اينجا هستن
کارل ليبکنخت : رهبر و نظريه‌پردازِ سوسياليست و کمونيستِ]
برجسته يِ آلماني که به همراهِ روزا لوگزامبورگ ، فراکسيونِ
اسپارتاکيست‌ها را در حزبِ سوسيال دموکراتِ آلمان تشکيل داد
.و همچنين به همراهِ وي ، حزبِ کمونيستِ آلمان را تأسيس کرد
، سرانجام کارل ليبکنخت در سال 1919 به همراه روزا لوگزامبورگ
[.به طرزِ مشکوکي توسط حکومتِ بورژوازيِ آلمان به قتل رسيد

01:03:32.558 --> 01:03:36.355
.به نظر ميرسه وکيلت خيلي شيفته يِ تو شده
تو هم ازش خوشت مياد؟

01:03:36.782 --> 01:03:40.616
لئو» ، تو بالاخره کِي ميخواي ياد بگيري که»
کار و زندگيِ شخصي مون رو با هم قاطي نکني؟

01:03:40.797 --> 01:03:43.173
ولي تو خودت قبلاً دوست نداشتي
.اين دو رو از هم جدا کني

01:03:43.544 --> 01:03:46.981
چون قبلاً فکر ميکردم ما به همديگه نياز داريم
.تا تبديل به انسان هايِ بهتري بشيم

01:03:46.982 --> 01:03:49.927
و حالا که بينِ رابطه يِ کاري و شخصي مون تفکيک ميگذاريم
به نظرت تبديل به انسان هايِ بهتري شده ايم؟

01:03:50.585 --> 01:03:54.213
.کارل» ، سعادتِ بزرگيه که تو رو هم در جمعِ ياران و هم پيمانانِ مون داشته باشيم» -
.خواهش ميکنم. سعادت از منه -

01:03:57.355 --> 01:03:58.170
.«سلام ، «پُل

01:03:59.274 --> 01:04:03.085
حالت بهتر شده؟ -
!«خيلي بهتره. اوه چه فوق العاده! «گرترود -

01:04:03.086 --> 01:04:03.575
.روز بخير

01:04:05.999 --> 01:04:07.974
، من «ماتيلد ياکوب» هستم
.«منشيِ «روزا

01:04:12.382 --> 01:04:16.047
مقاله يِ روزنامه يِ "پيشرو" رو مطالعه کرده اين؟
: ظاهراً اين نشريه هم از اراجيفِ مطبوعاتِ راستگرا وام ميگيره ، چون اينطور نوشته

01:04:16.738 --> 01:04:20.570
بايد جلويِ رفتارِ اين زنِ گستاخ"
".گرفته شود

01:04:21.861 --> 01:04:25.435
.ظاهراً اين بار ديگه ، مراجعِ قدرت شمشيرهاشون رو از رو بسته ان -
.بايد با فرجام خواهي ، حکمِ توقيف رو معلق کنيم -

01:04:25.939 --> 01:04:29.839
حالِ «روزا» چندان خوش نيست
.و لازمه که در حالِ حاضر به زندان نيفته

01:04:32.275 --> 01:04:33.949
.«بيزحمت چاي بريز ، «لئو

01:04:35.204 --> 01:04:35.924
آماده ست؟

01:04:38.190 --> 01:04:39.426
.«بيا همراهِ ما باش ، «ماتيلد

01:05:01.574 --> 01:05:08.066
، امکانش وجود داره که در صورتِ رايِ مثبتِ حکومت به وقوعِ جنگ
اعضايِ حزبِ سوسيال دموکرات شروع به مخالفت بکنند؟

01:05:08.899 --> 01:05:12.636
، مگر اينکه فشار بر رويِ نمايندگان
... آشکارا به قدري شديد بشه

01:05:12.637 --> 01:05:16.459
که ديگه جرأت نکنند عليهِ
.خواست و اراده يِ مردم عمل کنند

01:05:17.385 --> 01:05:21.495
من متني آماده کرده ام که دوست دارم
.در موردش با هم بحث کنيم

01:05:25.313 --> 01:05:28.128
پرولتاريا کيست؟

01:05:29.319 --> 01:05:32.738
توده اي از مردم
... و اجتماعيست که بصورتِ همگاني

01:05:33.187 --> 01:05:36.459
عاشقِ صلح بوده
.و از جنگ متنفر است

01:05:37.830 --> 01:05:43.403
و از آن سوي ، اين ملي گرايان و ميهن پرستانِ
، مجنون و ديوانه هستند که

01:05:44.122 --> 01:05:46.454
از کُشتارها و قتلِ عام هايِ جنگ
.به وجد مي آيند

01:05:47.709 --> 01:05:52.060
اما به محضِ آنکه اين نبردها و درگيري ها
، متوجه خودِ ايشان گردد

01:05:52.534 --> 01:05:58.715
، يعني هنگامي که جنگ
، بورژوازي و طبقه يِ کارگر را به يکسان در خود ببلعد

01:05:59.379 --> 01:06:04.530
ايشان به يادِ متحدين و هم پيمانانِ خويش خواهند افتاد
.و به فرونشاندنِ توفانِ جنگ ، مبادرت خواهند نمود

01:06:05.516 --> 01:06:08.371
در هر حال ، حنايِ اين آقايان
.ديگر رنگي ندارد

01:06:09.520 --> 01:06:13.317
، ايشان با تکيه بر آن شور و حميتِ نخستين
، و وجد و جذبه يِ آغازين برايِ جنگ

01:06:13.318 --> 01:06:16.238
موفق خواهند شد توده ها را
.با خود همراه سازند

01:06:16.724 --> 01:06:21.561
، اما آن هنگام که بيماري هايِ واگيرداري همچون تيفوس و حصبه
، کارِ نارنجک ها و بمب ها را انجام دهند

01:06:22.690 --> 01:06:25.032
آن زمان که مرگ و فلاکت
، همه گير گردد

01:06:25.784 --> 01:06:27.825
و هوش و حواسِ همگان را
، بيدار سازد

01:06:28.340 --> 01:06:32.174
توده ها يقه يِ رهبرانِ خويش
، در آلمان ، فرانسه ، روسيه و ايتاليا را خواهند گرفت

01:06:32.667 --> 01:06:36.500
و شماره يِ کُشته شدگان را
.از ايشان طلب ميکنند

01:06:37.578 --> 01:06:42.498
و آن وقت ، انقلاب که اينک از بَندها و قيودِ خويش
: رها شده است ، به ايشان ندا خواهد داد که

01:06:43.155 --> 01:06:46.721
اکنون برويد و از خدا و انسان"
".درخواستِ بخشايش نماييد

01:06:55.250 --> 01:07:01.551
، موجبِ سعادتِ بنده است که در اين انجمن
، «به بانويي شجاع ، خيرِ مقدم عرض نمايم : «روزا لوگزامبورگ

01:07:02.777 --> 01:07:08.932
کسي که افکار و عقايدش
.در قلوبِ پرولتاريايِ آلمان مي درخشد

01:07:14.150 --> 01:07:18.184
.نوبتِ شماست ، مادام -
.نميتونم -

01:07:21.743 --> 01:07:27.888
.نبايد همينطور ساکت ميموندي -
.لئو» ، تو که اونجا نبودي» -

01:07:29.031 --> 01:07:32.979
.اگه فقط خودت اونجا رو ديده بودي
.جوِ سنگينِ اون تالار رو

01:07:34.087 --> 01:07:37.000
کارگرها فرياد ميزدن که هيچ حکومتي
، بدونِ اجازه يِ اونها جرأتِ به راه انداختنِ جنگ رو نداره

01:07:37.000 --> 01:07:40.716
.و اينکه حتي در صورتِ وقوعِ جنگ ، ما "انترناسيونال" رو داريم -
.درست همينطور بود -

01:07:45.405 --> 01:07:48.219
، هراسِ من از مرگِ انترناسيوناليسم
.و پيروزيِ ناسيوناليسم و ملي گراييه

01:07:51.260 --> 01:07:52.255
.جنگ داره از راه ميرسه

01:07:54.789 --> 01:07:56.437
و اکثريتِ سوسياليست ها
.دوش به دوشِ جنگ رژه خواهند رفت

01:08:00.486 --> 01:08:01.224
.من اين رو ميدونستم

01:08:04.018 --> 01:08:06.086
اونوقت بايد وانمود ميکردم
که به آينده خوشبين هستم ، «لئو»؟

01:08:07.565 --> 01:08:10.186
.نه. حق با توئه

01:08:16.310 --> 01:08:16.777
... «جوجو»

01:08:20.591 --> 01:08:23.382
هيچوقت تويِ تمامِ زندگيم
.اينقدر مايوس نبودم

01:08:44.181 --> 01:08:48.288
همه بدونِ استثناء ، به نفعِ شروعِ جنگ راي دادند. وام و
.مساعده هايِ مربوط به تامينِ اعتبارِ مخارجِ جنگ هم تصويب شد

01:09:01.249 --> 01:09:04.084
پَس اقليتِ حزب چکار کرد؟ -
.در برابرِ خطِ مشيِ حزب ، سَرِ تسليم فرود آورد -

01:09:04.907 --> 01:09:06.580
: نطقِ «هاس» اينطور بود

01:09:07.093 --> 01:09:10.267
، در دورانِ اضطرار ، مسئوليتِ عشق به مادر وطن"
".نبايستي تنها بر دوشِ احزابِ راستگرا گذاشته گردد

01:09:10.268 --> 01:09:12.372
و طبقه يِ کارگر"
".بايستي اين مطلب را درک کند

01:09:15.279 --> 01:09:17.321
اگه «آگوست» اينجا بود
.هرگز اجازه نميداد چنين اتفاقي بيفته

01:09:17.768 --> 01:09:20.181
صدايِ من رو هم با فريادهايِ
.خائن به ميهن" خاموش کردن"

01:09:23.861 --> 01:09:26.794
کائوتسکي» چطور؟» -
.دو پسرش برايِ خدمتِ نظام ، فراخوان شده ان -

01:09:27.477 --> 01:09:32.122
: تمامِ حرفي که زد فقط همين بود
".در دورانِ مشقت ، بايد بياموزيم که هر کدام صليبِ خودمان را بَر دوش بگيريم"

01:09:32.887 --> 01:09:35.632
ما بهشون نشان خواهيم داد که حتي سوسياليست ها هم
.بلد هستن برايِ مامِ ميهن ، جانِ شون رو فدا کنند

01:09:39.726 --> 01:09:42.024
زماني که دزد
... به خانه يِ من بزنه

01:09:42.025 --> 01:09:45.535
احمقي بيش نخواهم بود اگر واسش در بابِ انسانيت
.و عشقِ برادر وار نطق کنم ، من فقط بهش شليک ميکنم

01:09:46.034 --> 01:09:48.143
منظورت همين کاريه که با
!سوسياليسمِ انترناسيونال کردي ، درسته؟

01:09:49.898 --> 01:09:52.611
.خودِ کارگرها طرفدارِ جنگ بودند
ما چه کارِ ديگه اي ميتونستيم بکنيم؟

01:09:53.307 --> 01:09:57.735
، در صورتِ خودداري از راي دادن به نفعِ جنگ
.ما رو دشمنانِ وطن قلمداد ميکردند

01:09:58.359 --> 01:10:00.407
، بعلاوه ، برايِ آينده يِ حزب هم نه فقط مفيدِ فايده نبود
.بلکه يک گام به عقبِ فجيع محسوب ميشد

01:10:01.480 --> 01:10:03.515
.من بايد برم -
.«عصر ميبينمت ، «کارل -

01:10:20.032 --> 01:10:22.238
.نرو داخل
.«فايده اي نداره ، «سونيا

01:10:23.036 --> 01:10:27.582
.بيا بريم خونه -
.حتماً «کارل» الان به من نياز داره -

01:10:43.416 --> 01:10:49.219
.«ما ديگه هيچوقت همديگه رو نميبينيم ، «روزا -
چي داري ميگي ، «کوستيا»؟ -

01:10:54.960 --> 01:10:57.812
.جنگ ، اونقدرها هم به درازا نخواهد کشيد
.حالا خواهي ديد

01:10:59.485 --> 01:11:01.475
، وقتي گرسنگي و شکم هايِ خالي از راه برسند
.افکار هم تغيير خواهند کرد

01:11:19.800 --> 01:11:21.940
تماميِ شور و سَرزندگي اي که در
، قلب هايِ اين جوانان وجود داشت

01:11:22.937 --> 01:11:26.384
به گندابِ کثيفِ ملي گرايي
.و نفرتِ نژادي سقوط کرده

01:11:27.914 --> 01:11:30.105
، اونها همگي
.قربانيانِ بُتِ "سرمايه" هستند

01:11:39.487 --> 01:11:44.822
.«ديگه برايِ ما ، حزبي وجود نداره ، «روزا
.بايد از حزب کناره گيري کنيم

01:11:45.181 --> 01:11:48.852
اوه ، «کلارا». نکنه قصد داري
از نوعِ بشر هم کنار بکِشي؟

01:11:50.759 --> 01:11:53.878
.به اين هم فکر کرده ام -
!من هم -

01:11:56.082 --> 01:11:58.566
، اما اگه ما کاري نکنيم و خودِمون رو بکُشيم
چه کسي هست که دست به اقدام بزنه و کارِ ما رو ادامه بده؟

01:12:10.161 --> 01:12:12.090
اول از همه ، بايد با «مهرينگ» برايِ چاپ و انتشارِ
.يک نشريه يِ جديد به توافق برسيم
فرانتس مهرينگ : نويسنده و مبارزِ مارکسيستِ آلماني]
و از رهبرانِ حزبِ سوسيال دموکراتِ آلمان که بعدها به اتحاديه يِ
«اسپارتاکيست ها پيوست. وي دو هفته پَس از به قتل رسيدنِ «روزا لوگزمبورگ
[.از شدتِ ناراحتي و همچنين بيماري درگذشت

01:12:14.386 --> 01:12:16.364
«بايد سعي کنيم همراهِ «ليبکنخت
.برگزاريِ جلسات رو سازماندهي کنيم

01:12:19.006 --> 01:12:22.585
بعلاوه ، من هم تلگرام هايي در مخالفت با وضعِ موجود
.برايِ نمايندگانِ حزب و مجلس خواهم فرستاد

01:12:24.554 --> 01:12:28.230
و اونها هم در جوابت ، انواعِ عذر و بهانه ها رو ميارن
.و با بُزدليِ تمام ، همه چيز رو حاشا خواهند کرد

01:12:33.316 --> 01:12:35.369
حتي لذتِ کريسمس رو هم
.واسمون خراب کردن

01:12:41.611 --> 01:12:44.055
، اين واسه توئه
!آره ، بگيرش

01:12:49.780 --> 01:12:53.003
.و اين يکي هم واسه منه
!واسه توئه؟ نه

01:12:56.990 --> 01:12:57.891
!«اوه ، «ميمي

01:13:00.199 --> 01:13:02.753
بايد کتابي درباره يِ تماميِ
... اين حوادث نوشته بشه

01:13:03.158 --> 01:13:05.864
، که بَر کُلِ حس و حواسِ جهانِ بشري
.درست مثلِ ضربه يِ چماق ، تاثير کنه

01:13:32.627 --> 01:13:34.209
، سال داره تحويل ميشه
.«ميمي»

01:13:36.933 --> 01:13:38.044
.سريعتر لطفاً

01:13:38.773 --> 01:13:40.978
از دوشيزه «ياکوب» بخواين
.فوراً به وکيلم اطلاع بده

01:13:42.422 --> 01:13:46.594
.ميمي» رو هم فراموش نکنيد»
.يادِتون باشه هميشه رويِ صندليِ محبوبش بخوابه

01:13:52.164 --> 01:13:57.186
، نگران نباش ، «ميمي». قصد دارم تويِ زندان
.يه رساله يِ ضدِ جنگ بنويسم

01:13:58.847 --> 01:14:01.324
و دستِ همه يِ اون نامردهايِ ملعون رو
.رو کنم

01:14:11.684 --> 01:14:14.549
.دَرشون بيار -
.ولي من امروز ، قبلاً هم بازرسي شدم -

01:14:14.550 --> 01:14:15.600
، هر چي مطمئن تر بشيم
.بهتر از اينه که آخرش تاسف بخوريم

01:14:20.117 --> 01:14:20.983
.سريع تر باش

01:14:30.552 --> 01:14:31.278
.بقيه رو هم

01:14:38.941 --> 01:14:39.691
.زيرپوش ها رو هم

01:14:49.423 --> 01:14:52.471
.بچرخ و خم شو

01:14:55.935 --> 01:14:56.914
.سلولِ 45

01:15:14.830 --> 01:15:16.302
فردا وسايلت رو
.دريافت ميکني

01:15:17.360 --> 01:15:19.328
لباسِ خوابم چطور؟ -
.فردا -

01:15:20.470 --> 01:15:23.617
.حداقل ميشد يکي از کتاب هام رو پيشم داشته باشم -
.اول بايد مامورينِ سانسور کاملاً بررسي شون کنن -

01:15:57.082 --> 01:15:59.892
.خانه. خانه ها

01:16:04.619 --> 01:16:07.650
.آن مَرد آتيش درست کرده است -
!آتيش نه ، آتش -

01:16:11.236 --> 01:16:15.117
.آنها «آلا» و «اولا» هستند

01:16:16.511 --> 01:16:20.841
.آلا» ايستاده است»
.و «اولا» ايستاده است

01:16:22.278 --> 01:16:24.554
.خيلي خوبه
.«روخوانيت خيلي بهتر شده ، «نانا

01:16:26.318 --> 01:16:29.943
.عروسکِ «اولا» ايستاده است

01:16:30.869 --> 01:16:35.433
.داري اينجا چکار ميکني؟ غذا داره ميسوزه
.بايد سَرِ کارِت تويِ آشپزخونه باشي

01:16:43.422 --> 01:16:46.727
حالت بهتره ، «روزا»؟ -
.خوندن و نوشتن ، خيلي از سوختن يا نسوختنِ سيب زميني مهمتره -

01:16:47.298 --> 01:16:50.405
.«ولي تو داري مزاحمِ کارِ «نانا» ميشي ، «روزا -
.من ميخوام معلم بشم -

01:16:51.587 --> 01:16:56.802
ميتوني رويِ پاهات بايستي؟ درد که نميکنه؟ -
امروز نه. ميشه واسم به نامه هايِ دوست هام جواب بدين؟ -

01:17:00.162 --> 01:17:06.482
چقدر زياد هستن! بهتر نيست دعوتِ شون کنيم بيان اينجا
تا بصورتِ شفاهي جوابِ شون رو بدي؟

01:17:06.922 --> 01:17:10.378
.خيلي خوب ميشه که دوستام بيان عيادتم
!اما باز هم جوابِ نامه ها رو بايد داد

01:17:14.510 --> 01:17:16.270
کارل»! چطور موفق شدي»
بياي اينجا؟

01:17:16.704 --> 01:17:20.221
.از طريقِ مجوزِ اتحاديه يِ وکلا و اعضايِ مجلس -
!بگيريد بشينيد -

01:17:26.035 --> 01:17:30.380
، با خودم لباسِ خواب ، شانه
.صابون و اودکلن آوردم

01:17:31.044 --> 01:17:35.637
.همون خُرده وسايلِ آرايشيِ زندگي! «سونيا» آماده شون کرد
.واقعاً خيلي فهميده ست و هميشه ملاحظه يِ همه چيز رو ميکنه

01:17:36.455 --> 01:17:40.145
، ماتيلد» از «ميمي» مراقبت ميکنه ، «لئو» به امورِ سازمان رسيدگي ميکنه»
.و من هم مشغولِ کمپيني هستم که برايِ شورش و اغتشاش به راه انداخته ايم

01:17:41.025 --> 01:17:43.705
ولي به هر حال ، من رو هم بالاجبار برايِ انجامِ
.خدمتِ نظام در مرزِ فرانسه ، فراخوان کرده اند

01:17:44.142 --> 01:17:47.126
ولي تو که به عنوانِ عضوِ اتحاديه يِ وکلا ، معاف از خدمت هستي؟ -
!راستش ، من برايِ اتحاديه ، مثلِ خاري دَر چشمِ شون به حساب ميام -

01:17:48.093 --> 01:17:50.466
در واقع تا الان هم ، معافيت از خدمتم رو مديونِ دوستيم
.با چند تا از نمايندگان هستم تا عضويتم در کانونِ وکلا

01:17:50.977 --> 01:17:54.178
.بچه هامون مدام دارن کمتر و کمتر ميشن -
.لئو» خودش ترتيبِ ادامه يِ کار رو ميده» -

01:17:54.946 --> 01:17:58.042
ولي من نگرانِ اون هم هستم. چون نميتونه
.بدونِ داشتنِ پاسپورت ، کوپنِ غذا دريافت کنه

01:17:58.042 --> 01:18:01.360
.ماتيلد» ميتونه بهش کمک کنه» -
.آخه «لئو» هميشه وانمود ميکنه به هيچ کمکي احتياج نداره -

01:18:02.885 --> 01:18:06.069
.بايد به طريقي گولش بزنيد -
.ماتيلد» از پَسش برمياد» -

01:18:08.390 --> 01:18:14.618
، برايِ نوشتنِ مقاله ، واست کاغذ آوردم. وقتي مقاله رو نوشتي
ميتوني دفعه يِ بعد که «سونيا» به ملاقاتت مياد ، مقاله رو بدي دستش؟

01:18:15.750 --> 01:18:16.599
.مشکلي نيست -
پيامي برايِ «لئو» داري؟ -

01:18:21.347 --> 01:18:23.927
... راستي چطور تونستي اين کار رو -
.برايِ تمرين کردن ، وقتِ زيادي داشتم -

01:18:25.652 --> 01:18:28.802
برايِ گروهمون اسمي تويِ ذهن داري؟ -
.«اسپارتاکوس» -

01:18:31.082 --> 01:18:34.283
مگه در طولِ تاريخ ، هيچ زنِ مشهوري وجود نداشته
که در برابرِ بردگي مبارزه کرده باشه؟

01:18:34.844 --> 01:18:37.991
، از «کلارا» بپرس. اگر هم همچين زني وجود نداشته باشه
!يک نفر رو از خودش اختراع ميکنه

01:18:40.887 --> 01:18:41.789
پنج دقيقه بيشتر
.وقت ندارين

01:18:44.693 --> 01:18:49.836
از «کلارا» خبري داري؟ -
.اخبارِ بَدي دريافت کرده ايم -

01:18:50.783 --> 01:18:54.622
برايِ منزلش نگهبان گذاشته ان ، تلفنش رو
.استراقِ سمع ميکنند و نامه هاش خونده ميشه

01:18:55.503 --> 01:18:58.636
رفقايي که همراه با اون ديده ميشن رو
، فوراً براي خدمت فراخوان ميکنند

01:18:59.405 --> 01:19:01.629
حتي کساني که مسن هستند
.و برايِ خدمتِ نظام مناسب نيستند

01:19:06.459 --> 01:19:08.275
بايد اين اخبار رو ازت مخفي ميکردم؟ -
!نه -

01:19:11.504 --> 01:19:12.832
متنفرم از اينکه در برابرِ اخبارِ بَد
.ازم حمايت کنند

01:19:17.659 --> 01:19:20.898
، اين حقيقت که در حالِ حاضر هر چيزي مرا عميقاً شوکه ميکند
.نشانه يِ آن است که بايستي بيمار شده باشم

01:19:22.411 --> 01:19:24.718
گاهي اوقات احساس ميکنم
، که من واقعاً يک انسان نيستم

01:19:25.043 --> 01:19:28.746
بلکه پرنده يا حيواني هستم که در لباسِ مبدلِ
.يک انسانِ شکست خورده ، به اشتباه خلق شده ام

01:19:30.582 --> 01:19:34.953
، در اعماقِ درونم ، ميانِ زنبورانِ عسل و در باغ و چمنزاران
... آرامشي بيشتر برايِ خويش سراغ دارم

01:19:35.323 --> 01:19:37.911
.تا در يک کنفرانسِ حزبي

01:19:39.423 --> 01:19:43.314
ميتوانم بگويم که من زودتر از شما و ديگران
.بي درنگ بويِ خيانت به آرمانِ سوسياليسم را استشمام کردم

01:19:44.616 --> 01:19:48.557
، ليکن تماميِ اميدم بَر آن است که در جايگاهي شايسته بميرم
.هنگام مبارزه در خيابان و يا در زندان

01:19:50.245 --> 01:19:55.157
در عينِ حال ، دروني ترين ضميرم را بيشتر
.متعلق به بلدرچين ها ميدانم تا به رفقايِ حزبي

01:19:56.725 --> 01:19:58.131
شما واقعاً لهستاني هستيد؟

01:19:58.739 --> 01:19:59.431
.بله

01:20:00.728 --> 01:20:05.236
پَس چرا تويِ آلمان هستيد؟
يا شايد دارم بيخود کنجکاوي ميکنم؟

01:20:06.553 --> 01:20:10.958
چون فکر ميکردم حزبِ سوسيال دموکراتِ آلمان
.يک نيرويِ قدرتمند برايِ جنبشِ انترناسيوناله

01:20:12.692 --> 01:20:16.446
حالا ديگه اينطور فکر نميکنيد؟ -
: شما اين جمله [کارل مارکس] رو شنيديد که -

01:20:16.447 --> 01:20:19.929
پرولتاريايِ تماميِ سرزمين ها ، متحد شويد"؟" -
.بله -

01:20:20.572 --> 01:20:23.582
، حالا بايد گفت : "پرولتاريايِ تماميِ سرزمين ها
"... در زمانِ صلح با هم متحد شويد

01:20:23.583 --> 01:20:26.417
، ولي در زمانِ جنگ"
"!گلويِ يکديگر را ببُريد

01:20:27.820 --> 01:20:28.894
واقعاً هم خيلي
.بي معني و تناقض آميزه

01:20:36.961 --> 01:20:39.283
ممنونم. اسمِ شما چيه؟ -
.«اِليزابت» -

01:20:45.723 --> 01:20:47.830
ميتونيد واسم
مخفيانه يه نامه بفرستيد؟

01:20:50.672 --> 01:20:53.930
.به خاطرِ شما ، اين کار رو ميکنم -
.متشکرم -

01:21:13.152 --> 01:21:13.580
!«لولو»

01:21:18.027 --> 01:21:18.890
!اوه ، چقدر خوب که اومدي

01:21:21.579 --> 01:21:25.864
.«اينقدر اخمو نباش ، «لولو
، ميدونم که ذهنت پُره از غم و اندوه

01:21:26.806 --> 01:21:30.502
اما آخرش ، با آه و حسرتِ خشک و خالي که نميشه
!تمامِ اين دنيايِ غلط انداز رو تغيير داد

01:21:31.383 --> 01:21:34.778
حق با تو بود. حزبِ سوسيال دموکراتِ ما
.به طرزِ فجيعي به خطا رفت

01:21:35.247 --> 01:21:38.006
ايبرت» و «شايدمان» مدام دارن تمامِ بودجه يِ حزب رو»
.بابتِ هزينه هايِ جنگ به باد ميدند
فردريش ايبرت : سياستمدار آلماني و عضو حزب سوسيال دموکرات آلمان]
[.و نخستين صدرِ اعظمِ آلمان پَس از جنگِ جهانيِ اول
فيليپ شايدمان : سياستمدار عضو حزب]
[.سوسيال دموکرات آلمان و صدراعظم جمهوري وايمار

01:21:38.387 --> 01:21:41.269
ولي ما که نميتونيم فقط يه جا بشينيم
.و غصه يِ حال رو بخوريم

01:21:41.552 --> 01:21:46.279
، ولي «روزا» ، مردم حتي نانِ شب هم ندارن که بخورن. شايد تو اينجا
.از اين اخبار بي اطلاع هستي. در چنين زمانه اي ، آدم نبايد خاموش بشينه

01:21:46.672 --> 01:21:49.468
ولي خشمگين شدن نسبت به تمامِ بشريت
.کارِ خيلي غيرِ منطقي ايه

01:21:52.025 --> 01:21:52.725
!ببين
!اين باغچه يِ منه

01:21:53.857 --> 01:21:56.629
تنها کُنشِ انقلابي که تونستم تويِ زندان انجام بدم
!درست کردنِ اين باغچه ست

01:21:58.393 --> 01:22:00.427
ميبيني اين بذرهايِ گُلِ بنفشه ، که تو
!واسم فرستادي ، چقدر زود دارن دَرميان؟

01:22:04.683 --> 01:22:05.976
من هم اغلب دوست دارم
.اونجا بشينم

01:22:08.898 --> 01:22:12.304
لولو». به نظرم ميرسه که انگار»
، تمامِ اين ديوانه خانه

01:22:12.964 --> 01:22:14.950
و اين باتلاقِ ضدِ اخلاقيات
، که داريم داخلش دست و پا ميزنيم

01:22:15.732 --> 01:22:19.807
، ميتونه در يک لحظه ، انگار که با جادو
.تغيير کنه و تبديل به يک چيزِ متعالي و شگفت انگيز بشه

01:22:23.180 --> 01:22:25.938
دوستِ عزيزم ، نبايد مثلِ يک قورباغه يِ له شده
.تويِ اين لجنزار موند و زندگي کرد

01:22:27.632 --> 01:22:30.606
، من اومدم اينجا که بهت روحيه بدم
!اما حالا اين تو هستي که داري به من روحيه ميدي

01:22:32.413 --> 01:22:35.613
.بغل کردن قدغنه
.وقتِ تون هم تموم شده

01:22:36.914 --> 01:22:38.117
!جاسوسِ نکبتي

01:22:40.539 --> 01:22:42.017
آدم چه انتظارِ ديگه اي
ميتونه داشته باشه؟

01:22:47.534 --> 01:22:48.314
!«اوه ، «اِليزابت

01:22:54.446 --> 01:22:57.048
به همين زودي کتاب رو تا آخر خوندي؟ -
!باورتون نميشه ، ولي سه بار گريه ام گرفت -

01:22:58.352 --> 01:22:59.943
خيلي فوق العاده ست
.که آدم هميشه کتاب بخونه

01:23:01.600 --> 01:23:04.141
ميتونيد يه کتابِ ديگه بهم قرض بديد؟ -
.حتماً -

01:23:06.413 --> 01:23:09.996
نظرت راجع به خوندنِ آثارِ «تولستوي» چطوره؟
اسمش رو شنيدي؟

01:23:11.571 --> 01:23:15.775
.اون بزرگترين نويسنده يِ سرزمينِ روسيه ست
بذار ببينم کدوم کتابش رو ميتونم بهت بدم؟

01:23:20.552 --> 01:23:21.563
.ميدونم که عاشقِ اين ميشي

01:23:23.711 --> 01:23:25.748
، ولي در حالِ حاضر
.تمامِ کتاب هايِ روسي قدغن هستن

01:23:27.033 --> 01:23:28.877
.نبايد به اين مزخرفات اهميتي داد

01:23:30.885 --> 01:23:32.559
.«آنا کارِنينا»

01:23:47.052 --> 01:23:50.304
چه دردناک است تنها و بي همدم
!از اين زيبايي لذت بُردن

01:23:51.808 --> 01:23:56.284
: دوست داشتم به آن سويِ ديوارِ زندان فرياد بَر مي آوردم
".خواهش ميکنم خوب بنگريد ، و بدانيد که امروز ، بي شک روزي شگفت انگيز است"

01:23:56.941 --> 01:23:59.660
.هيچگاه اين را فراموش مکنيد"
"، و همواره در ميانه يِ شتابِ خويش

01:23:59.661 --> 01:24:03.391
، سَرهاتان را رو به بالا بَرگيريد"
".و آن اَبرهايِ سيمگون را نظاره کنيد

01:24:05.160 --> 01:24:10.117
و هوايي را استشمام کنيد که گُل هايِ شکوفان بَر درختانِ زيرفون"
"، با آنچنان شور و حرارت به درون مي کِشند

01:24:11.192 --> 01:24:14.807
و شکوه و جلالِ اين ايامِ"
"، عيش و زيبايي را نيک دريابيد

01:24:15.866 --> 01:24:17.908
، چرا که امروز"
".ديگر هيچگاه ، هيچگاه باز نخواهد گشت

01:24:19.235 --> 01:24:22.221
، امروز ، همچون گُلِ سُرخي که به کمال شکُفته"
"، به شما عطاء شده است

01:24:22.221 --> 01:24:26.305
گُلِ سُرخي که از شما انتظار دارد"
".بچينيدش و او را بَر لبانِ خويش بفشاريد

01:24:53.224 --> 01:24:54.969
ولي اينجا برايِ کتاب هام
.جا نيست

01:24:56.807 --> 01:24:57.909
برايِ گُل ها و گياه ها هم
.نور وجود نداره

01:24:58.537 --> 01:25:01.269
کتاب هاتون رو ميشه
.تويِ يک اتاقِ جداگانه انبار کرد

01:25:02.514 --> 01:25:05.327
و بعد ، وقتي لازمِ شون داشتم ، چطوري از اونجا بيارمشون؟ -
.دَر بزنيد -

01:25:06.737 --> 01:25:09.495
يا به رئيسِ زندان درخواستِ کتبي بديد
.تا سلولِ تون رو عوض کنه

01:25:33.977 --> 01:25:34.616
.نامه

01:25:37.073 --> 01:25:37.658
.متشکرم

01:29:01.726 --> 01:29:08.371
.باور نکردنيه
... اول «ميمي» مُرد و حالا

01:29:08.553 --> 01:29:09.440
لوئيز» ، خواهش ميکنم»
.حرفش رو نزن

01:29:13.179 --> 01:29:13.954
تحملِ صحبت درباره يِ
.اين موضوع رو ندارم

01:29:26.187 --> 01:29:31.084
.اگه صحبتي نکنيد ، مجبور ميشيم ملاقات رو خاتمه بديم -
.نه ، خواهش ميکنم اين کار رو نکنيد -

01:29:33.539 --> 01:29:35.361
ميتونم يه چيزي رو بهت بگم؟ آره؟

01:29:52.382 --> 01:29:54.273
هزاران بلا به سَرِ خودم اومده
... و آخ نگفتم

01:29:56.941 --> 01:30:02.124
، اما وقتي برايِ ديگران اتفاقي ميفته
.ناگهان تمامِ نيرو و توانِ خودم رو از دست ميدم

01:30:12.493 --> 01:30:16.745
اوه «سونيچکا» ، اين اواخر در زندان
.صحنه يِ دردناکي را تجربه کردم

01:30:18.266 --> 01:30:20.849
چند روزِ پيش ، ارابه اي پُر از کيسه
.داخلِ حياطِ زندان شد

01:30:22.297 --> 01:30:26.272
، کُپه يِ بار آنچنان بزرگ و سنگين بود که گاوهايِ گاري کِش
.به زحمت ميتوانستند آن را از دروازه يِ زندان رَد کنند

01:30:28.160 --> 01:30:33.835
، به همين علت ، گاريچيِ که مامورِي وحشي و بي رحم و مروت بود
.شروع به کتک زدنِ گاوها کرد

01:30:32.118 --> 01:30:35.187
به طوري که از آن حيواناتِ زبان بسته
.خون شروع به جاري شدن کرد

01:30:35.616 --> 01:30:38.904
، پَس از تخليه شدنِ ارابه از بارِ کيسه ها ، گاوها همينطور خاموش ايستادند
.در حالي که از خستگي تواني برايشان باقي نمانده بود

01:30:40.566 --> 01:30:46.766
در چشمانِ آن زبان بسته هايِ خون آلود ، حالتي وجود داشت
.همچون طفلي اندوهگين و در آستانه يِ گريستن

01:30:48.365 --> 01:30:50.467
من در کنارِ يکي از آن حيوانات ايستادم
.و او به من نگاه کرد

01:30:51.796 --> 01:30:55.215
.اشک از چشمانم بَر گونه هايم جاري شد
.آنچنان که گويي اين اشک ها نه از من ، که از آنِ او بودند

01:30:56.748 --> 01:31:01.970
، هنگامي که درد و رنجِ خاموشِ او را نظاره کردم
، احساسي در درونم غليان کرد

01:31:04.263 --> 01:31:09.123
گويي حتي در برابرِ درد و رنجِ محبوب ترين برادرِ خويش نيز
.نميتوانستم بيش از اين عذاب بکشم

01:31:11.133 --> 01:31:12.978
!آه ، اي معصوم گاوِ من ، عزيز و بيچاره برادرِ من
.هر دو آنجا خاموش در کنارِ يکديگر ايستاده بوديم

01:31:14.278 --> 01:31:18.108
تو گويي درد ، درماندگي و اشتياقي مشترک
.ما را به هم پيوند ميداد

01:31:20.726 --> 01:31:24.778
، سونيچکا»يِ عزيز»
.به رغمِ هر چيز ، آرام و شاد باش

01:31:25.642 --> 01:31:27.310
، آري ، زندگي بدينگونه است
.و ما مجبور به رويارويي با آن هستيم

01:31:29.198 --> 01:31:33.303
، و بايد بدونِ نشانه اي از ياس و دلسردي
.شجاعانه و راست قامت ، بدان لبخند زنيم ، به رغمِ همه چيز

01:31:48.120 --> 01:31:51.852
."ملاقاتي داري ، از "برلين
.«خانمِ «سونيا ليبکنخت

01:32:01.293 --> 01:32:02.124
!«سونيچکا»

01:32:03.199 --> 01:32:06.174
، ميدونم از اين حقيقت رنج ميبري
، که ساليان ، مثلِ برق در حالِ گذر هستند

01:32:07.577 --> 01:32:08.549
بدونِ اينکه جايي برايِ لذت بردن
.از زندگي باقي مونده باشه

01:32:11.083 --> 01:32:15.386
اما با اين حال ، ما زنده هستيم و به زندگي ادامه ميديم
.و اون را تا به آخر تجربه خواهيم کرد

01:32:17.298 --> 01:32:20.246
گاهي اوقات با خودم فکر ميکنم
، جنگ تا ابد ادامه خواهد داشت

01:32:21.737 --> 01:32:23.581
«و تو و «کارل
.هيچوقت آزاد نخواهيد شد

01:32:26.919 --> 01:32:30.913
، اوه عزيزم ، من دوست دارم تو و تمامِ انسان ها
.در خلسه يِ زندگي مستغرق بشيد

01:32:32.540 --> 01:32:34.625
و بدونِ ترديد ، از حقِ شما
.در انجام دادنِ اين کار ، جانانه دفاع خواهم کرد

01:32:38.108 --> 01:32:42.580
اما اول ، بايد کاري کنيم تا جهانِ کهنه
.کم کم و به تدريج شروع به غرق شدن کنه

01:32:44.216 --> 01:32:46.699
، شايد هم به زودي ، خودِ ما و کُلِ دنيا
.بدونِ کوچکترين اثري ، برايِ ابد غرق بشيم

01:32:48.206 --> 01:32:50.399
من تاريخ رو همچون
، يک موشِ کورِ پُرکار ميبينم

01:32:52.792 --> 01:32:57.375
موشِ کوري که زمين رو مدام ميکَنه و ميکَنه ، تا زماني که حتي واقعيتي رو که
.تا پيش از اون همچون يک صخره نفوذناپذير مينمود ، از زير به تحليل ميبره و ويران ميکنه

01:32:57.941 --> 01:32:58.360
.نگاه کن

01:33:00.073 --> 01:33:03.771
موش کورها حتي در زندان هم اونقدر زمين رو ميکنند
.تا راهِ خودشون رو پيدا کنند و به نور برسند

01:33:53.117 --> 01:33:57.569
، آلمان ، از امروز به بعد
.يک دموکراسيِ پارلماني خواهد بود

01:33:59.993 --> 01:34:02.622
حزبِ سوسيال دموکرات هم
.به تشکيلِ چنين حکومتي رايِ مثبت داده

01:34:03.936 --> 01:34:06.502
و دولتِ جديد
، از رئيس جمهوريِ آمريکا

01:34:06.712 --> 01:34:08.894
درخواستِ آتش بَس
.و برقراريِ صلح کرده

01:34:14.850 --> 01:34:19.649
و اين به معنايِ شکست و تسليم
.برايِ آلمان هست

01:34:21.316 --> 01:34:24.806
.بقيه يِ اخبارِ مربوطه رو ميتونيد در روزنامه بخونيد
.به تعدادِ هر کدام از شما ، يک روزنامه موجود هست

01:34:37.775 --> 01:34:40.355
، بالاخره آرزويِ شما بَرآورده شد
دکتر «لوگزامبورگ»؟

01:34:43.246 --> 01:34:48.207
.حالا ديگه حزبِ شما ، صاحبِ قدرت شده
.اين همون چيزيه که شما به مدتِ 20 سال منتظرش بوديد

01:34:49.747 --> 01:34:51.923
«من از اين ميترسم که صدرِ اعظم «ايبرت
، از قدرتش سوءِ استفاده کنه
فردريش ايبرت : سياستمدار آلماني و عضو حزب سوسيال دموکرات آلمان]
[.و نخستين صدرِ اعظمِ آلمان پَس از جنگِ جهانيِ اول

01:34:52.264 --> 01:34:54.463
و دوباره به طبقه يِ کارگر
.خيانت کنه

01:35:15.764 --> 01:35:17.689
.سلام -
.سلام آقايِ رئيس -

01:35:22.076 --> 01:35:25.332
در تاريخِ 12 اکتبر ، اعلانِ عفوِ عمومي
.برايِ زندانيانِ سياسي شده

01:35:26.158 --> 01:35:28.318
پَس من بايستي 3 هفته قبل
.آزاد ميشدم

01:35:29.843 --> 01:35:32.530
عفوِ عمومي فقط شاملِ زندانياني ميشه که برايِ اونها دادگاه تشکيل شده
.«و توسطِ دادگاه محکوم شده باشند ، خانمِ «لوگزامبورگ

01:35:34.138 --> 01:35:35.499
در حالي که توقيفِ شما به منظورِ
.پيشگيري از فعاليت هاتون و بصورتِ موقت بوده

01:35:36.042 --> 01:35:38.633
ترسِ حکومت از اين بود که من بصورتِ علني
.و در انظارِ عمومي ، بَر ضدِ جنگ صحبت کنم

01:35:40.184 --> 01:35:43.825
اما حالا ديگه جنگ تموم شده. حکومت ديگه از چي ترس داره
و ميخواد از چه چيزي پيشگيري و جلوگيري کنه؟

01:35:43.826 --> 01:35:47.551
!از انقلاب -
.ولي «ليبکنخت» که دو هفته قبل آزاد شده -

01:35:47.552 --> 01:35:49.210
، شايد از نظرِ حکومت
.آزاديِ يک راديکالِ تُندرو ، کافي باشه

01:35:52.532 --> 01:35:55.399
، تا وقتي به من دستوري ابلاغ نشه
.نميتونم آزادِتون کنم

01:35:59.769 --> 01:36:00.778
ميتونم يه چيزي رو
ازِتون بپرسم؟

01:36:03.713 --> 01:36:05.503
شما از آلماني ها متنفريد
يا اونها رو دوست داريد؟

01:36:07.417 --> 01:36:10.057
آلماني ها از نظرِ من ، مثلِ طفلي هستند که هرگز
.آزادي رو تجربه نکرده ان و نميدونن آزادي چيه

01:36:11.171 --> 01:36:13.881
"آقايِ مدير ، زندانِ "برِسلاو
، برايِ تماس گرفتن با "برلين" و مرکز ، خيلي دوره

01:36:14.625 --> 01:36:18.228
از طرفي ، حالا که جنگ تموم شده و ارتش در حالِ برچيدنِ تجهيزاتش هست ، قطارهايِ پُستي
.پُر از محموله هستند و دير به مقصد ميرسن و خطوطِ مخابراتيِ تلفن هم مدام مشغول هستن

01:36:19.792 --> 01:36:21.988
پَس لطفاً در اسرعِ وقت و هر چه سريعتر با "برلين" تماس بگيريد
.و در موردِ آزاديِ من ازِشون استعلام کنيد

01:36:22.930 --> 01:36:24.397
شما همواره
.زندانيِ نمونه اي بوديد

01:36:25.704 --> 01:36:28.023
هيچوقت هيچ گونه اغتشاشي در
.نظمِ امورِ و روالِ زندان ايجاد نکرديد

01:36:29.610 --> 01:36:33.223
«پَس اين لقبِ «روزايِ خونين
که به شما ميگن ، از کجا اومده؟

01:36:34.018 --> 01:36:37.463
رُک و پوست کنده بگم ، صبر و شکيباييِ شما
.من رو غافلگير و شگفت زده کرده

01:36:39.262 --> 01:36:44.012
من تمامِ نيرو و توانم رو در درونم زنده نگه داشتم
!تا بتونم زنده بمونم ، فقط و فقط در انتظارِ اين لحظه

01:36:45.530 --> 01:36:47.272
تا زماني که مطمئن بشم
.حق و حقوقم دوباره به من برگردونده ميشه

01:36:48.749 --> 01:36:50.305
!آزادي حقِ منه

01:37:10.335 --> 01:37:10.869
!«روزا»

01:37:16.726 --> 01:37:19.364
ماتيلد» ، ازِت ممنونم که تويِ تمامِ اين سال ها»
.هميشه مثلِ بچه يِ خودت ازم مراقبت کردي

01:37:23.192 --> 01:37:26.183
!خداوندا! چه مصيبت و بدبختي اي -
.خودت هم چندان سلامت به نظر نميرسي -

01:37:27.160 --> 01:37:29.602
لطفاً درباره يِ من صحبتي نکن. فکر ميکنم درباره يِ
.وضعيتِ مزاجيِ من ، قبلاً به اندازه يِ کافي صحبت شده

01:37:29.602 --> 01:37:32.474
.فعلاً نميتونيم به منزلت بريم -
چرا نه؟ -

01:37:33.422 --> 01:37:36.492
.ولي من بيصبرانه منتظر بودم بعد از اين همه مدت برم تويِ چهارديواريِ خودم -
.نبايد جانبِ احتياط رو از دست داد -

01:38:48.340 --> 01:38:49.710
!همه مون داريم پير ميشيم

01:38:54.029 --> 01:38:56.354
به گمونم ، خودت هم متوجه
!«چين و چروک هايِ صورتت نيستي ، «لئو

01:38:59.330 --> 01:39:01.417
برِسلاو" ، نهمين زنداني بود"
.که داخلش حبس کشيدي

01:39:03.265 --> 01:39:05.656
حداقل تويِ شماره يِ زندان رفتن هام
!تو رو شکستت داده ام

01:39:09.617 --> 01:39:10.598
خوب ، حالا قراره
چکار کنيم؟

01:39:12.732 --> 01:39:15.495
نشريه اي که به پيشنهادِ «لئو» داريم چاپ ميکنيم
!يک عالمه کار واسمون تراشيده

01:39:16.240 --> 01:39:19.253
مثلِ نشريه مون تويِ "ورشو" سالِ 1906؟ -
.يه چيزي مثلِ همون -

01:39:19.888 --> 01:39:24.573
."فقط اسمِ نشريه رو عوض کرديم و گذاشتيم : "پرچمِ سُرخ
.اولين شماره اش هم همين ديروز منتشر شد

01:39:26.960 --> 01:39:28.316
قراره که تو ، کارِ ويراستاريِ روزنامه رو
.مديريت کني

01:39:28.691 --> 01:39:32.081
.سازماندهيِ نشريه هم با «لئو» هست
.اما با اين حال ، همه چيزِ در اختيارِ خودته

01:39:32.624 --> 01:39:35.730
، من هم هر چند با مردم تويِ خيابان در تماس خواهم بود ، در عينِ حال
.کارِ نويسندگي و مقاله نويسي برايِ نشريه رو هم انجام ميدم

01:39:36.550 --> 01:39:37.917
ميتونم شماره يِ امروزِ
نشريه رو ببينم؟

01:39:49.842 --> 01:39:50.801
به نظرت اين بار
موفق خواهيم شد؟

01:39:51.917 --> 01:39:54.492
، ما ديگه اون سرعتِ عملِ و اميدِ سابق
.وقتي که راديکال هايي جوان بوديم رو نداريم

01:39:55.847 --> 01:39:57.351
مثلِ بابا بزرگ ها
!«صحبت نکن ، «لئو

01:40:01.222 --> 01:40:03.729
.تو همه يِ مردم رو به شکلِ گروهي انقلابي ميبيني
.در حالي که اونها جز يک مُشت سربازانِ مطيع هيچي نيستن

01:40:04.272 --> 01:40:09.766
حتي اگه جنگ رو هم بُرده بوديم
.باز هم فرقي به حالِ شون نميکرد

01:40:10.755 --> 01:40:15.091
!اينقدر از مطيع بودن حرف نزن -
.روزا» ، تو تمامِ اين مدت در زندان بودي و از وقايع دور» -

01:40:15.628 --> 01:40:17.463
اتحاديه يِ "اسپارتاکوس" ، اون قدرها
.که ما مي خواستيم قدرتمند و تاثيرگذار نيست

01:40:20.379 --> 01:40:24.826
، مردم تغيير ميکنند ، سربازها تغيير ميکنند
.و آلمان هم تغيير خواهد کرد

01:40:31.661 --> 01:40:36.768
!اوه ، خوابيدن تويِ يک تختخوابِ درست و حسابي چقدر شگفت انگيزه
.«مطمئنم که امشب ، خوابِ راحت و آسوده اي خواهم داشت ، «لئو

01:41:01.991 --> 01:41:07.190
در ابتدايِ وقوعِ جنگ ، گروهي کوچک و دلير از رفقايي که آنها نيز
، همچون ما قرباني شده بودند را گردِ هم آورديم

01:41:07.190 --> 01:41:10.563
تا در برابرِ شور و حرارتِ جنون آميزي که برايِ
.آغاز جنگ وجود داشت ، با تمامِ وجود مقابله کنيم

01:41:10.792 --> 01:41:15.672
، اما صدايِ ما را از هر طرف خاموش کردند
.تحتِ تعقيب قرارِمان دادند و به زندانِ مان افکندند

01:41:16.471 --> 01:41:19.473
سپس با صدايي رسا ، گفتيم آنچه را که آن زمان در آلمان
، هيچکس جرأتِ بَر زبان آوردنش را نداشت

01:41:19.473 --> 01:41:27.280
يعني اين موضوع را ، که رهبرانِ سياسي و نظاميِ آلمان
.مقصرانِ وقوعِ جنگ هستند

01:41:27.662 --> 01:41:31.962
بَر ما اَنگِ خيانتکارِ کثيف چسباندند و گفتند
.ما خواستارِ نابودي مامِ ميهن ، آلمان هستيم

01:41:33.005 --> 01:41:34.316
برايِ ما
، ساده تر آن مي بود

01:41:34.797 --> 01:41:38.955
که خاموش مي مانديم و با وطن پرستي
.و ملي گراييِ کورکورانه هم آوا مي گشتيم

01:41:39.858 --> 01:41:44.706
و اکنون ، هنگامي که دوباره صدايِ اعتراضِ مان را
... بلند کرده ايم ، تا به مردمِ آلمان

01:41:46.434 --> 01:41:51.753
تنها راهِ خروج از اين مصيبت و بدبختي ، و تنها راهي که به سويِ
، آزاديِ خالص و حقيقي و صلحِ پايدار و ابدي رهنمون است ، را نشان دهيم

01:41:51.754 --> 01:41:56.138
همان کساني که جلويِ ما
، و افشايِ حقيقت را مسدود نموده بودند

01:41:56.138 --> 01:42:01.440
، دوباره با همان قورخانه يِ زنگ زده يِ خويش
.يعني دروغزني و بهتان هايِ سابقِ شان ، به ما لشکرکشي نموده اند

01:42:02.053 --> 01:42:03.648
، بگذاريد ايشان آبِ دهان بپراکنند و نعره بکشند
!ما نيز خشمِ خويش را آشکار ميسازيم و فريادمان را به آسمان خواهيم فرستاد

01:42:04.081 --> 01:42:10.014
ما به دنبالِ انقلاب و مسيرِ مستقيم ، بلاواسطه و تزلزل ناپذير
!به سويِ سوسياليسم هستيم

01:42:11.204 --> 01:42:16.799
رسالت و تکليفِ بزرگي که به خاطرِ آن ، مدت هايي چنين مديد
!آماده گشته بوديم ، اکنون ما را فرا ميخواند

01:42:17.550 --> 01:42:19.319
انقلاب در همينجا
!و بَر همين کرانه و پايابِ زمان

01:42:20.463 --> 01:42:24.155
ما آن طور که مخالفانِ مان
، با پَستيِ خويش ، ما را بدان متهم ميکنند

01:42:24.767 --> 01:42:28.504
نه خواهانِ خشونت هستيم
.و نه خونريزي

01:42:29.360 --> 01:42:33.034
، ما خواهان تدارک و آماده باش برايِ انقلاب
، و گردهمايي و آرايشِ نيروها هستيم

01:42:33.034 --> 01:42:39.166
تا بازسازيِ دنيايِ کهنه را
!در دستانِ خويش بگيريم

01:42:39.893 --> 01:42:43.540
.چرا که بيش از دو راه برايِ بشر نميتوان متصور بود
، يا در باتلاق و گندابِ گذشته فرو خواهيم رفت

01:42:44.256 --> 01:42:47.799
يا به مبارزه يِ خويش
، تا رهاييِ نوعِ بشر

01:42:47.800 --> 01:42:51.830
از لعنتِ بردگي
!ادامه خواهيم داد

01:42:52.617 --> 01:42:59.288
!"زنده باد انقلابِ جهاني! به پا خيز "اسپارتاکوس
!"زنده باد "اسپارتاکوس

01:43:00.034 --> 01:43:03.178
.«تو درست مثلِ يک واعظ سخنراني ميکني ، «کارل -
.ولي واعظي که به تمامِ حرف هاش ، اعتقادِ راسخ داره -

01:43:04.108 --> 01:43:06.814
، من که فکر نميکنم الان وقتش باشه به خودِمون دلخوشيِ بيخود بديم
.بلکه بايد به انتقاد از خود بپردازيم

01:43:06.814 --> 01:43:12.062
.در شرايطِ کنوني ، انتقاد از خود ، به مردم بالي برايِ پرواز نخواهد داد
!«الان مردم به بال هايي برايِ الهام بخشيدن و رهايي نياز دارند ، «روزا

01:43:12.650 --> 01:43:17.422
!تا تنور داغه ، بايد اعتصاب رو به راه انداخت -
.قطعاً ، ولي نبايد هم ، طوري عمل کنيم که انگار به همين زودي تويِ اين جنگ پيروز شده ايم -

01:43:18.353 --> 01:43:23.659
، نبايد فراموش کنيم بورژوازيِ عميقاً زخم خورده از جنگ ، برايِ توليدِ هر چه بيشترِ سرمايه
.که مثلِ خون براش حياتي ست ، به هر قيمتي خواهد جنگيد و عقب نخواهد کشيد

01:43:24.480 --> 01:43:28.988
يعني نطقِ من اينقدر مبهم بود؟ -
.نه ، فقط کمي گمراه کننده ست -

01:43:30.226 --> 01:43:31.717
مقاله يِ فردام رو
.تويِ راه مي نويسم

01:43:33.458 --> 01:43:34.654
.بعداً همديگه رو ميبينيم

01:43:37.789 --> 01:43:40.935
ما در آستانه يِ بزرگترين رسالتي هستيم
.که تاکنون در طولِ تاريخ برايِ بشريت تکليف شده

01:43:46.583 --> 01:43:49.265
پَس «کارل» امشب کجا پناه ميگيره؟ -
."پيشِ هم دانشگاهي هايِ سابقش در "نويکلن -

01:43:49.266 --> 01:43:52.413
.من بايد حتماً ببينمش و باهاش صحبت کنم
.به مقاله يِ فرداش احتياج دارم

01:43:53.297 --> 01:43:56.787
.مقاله رو همين امشب به دفترِ روزنامه ميفرسته -
!«پتوت رو بگير ، «روزا -

01:43:58.903 --> 01:44:00.467
!روزا»! ساندويچِ ت»

01:44:10.120 --> 01:44:12.260
به من بگو چرا هميشه
... طوري ادامه ميدم

01:44:13.835 --> 01:44:16.656
که انگار هيچوقت
کوچکترين ميلي به زندگي نداشته ام؟

01:44:18.222 --> 01:44:19.383
!خودت رو گول نزن

01:44:22.191 --> 01:44:27.136
، اگر هم طورِ ديگه اي زندگي ميکردي
!خوشبخت تر از حالا نبودي

01:44:41.652 --> 01:44:44.801
.اوراقِ شناسايي -
!چشم سَرکار ، الساعه ميدم خدمتِ تون -

01:44:46.953 --> 01:44:50.283
مگه چه خبر شده؟ -
.دارن با اسپارتاکيست ها که "اولشتاينن" و بقيه دفاترِ نشريات رو اِشغال کرده ان ، ميجنگن -

01:44:51.106 --> 01:44:54.655
دفترِ مجله يِ "پيشرو" رو هم
.اِشغال کرده و همونجا سنگربندي کرده ان

01:44:56.055 --> 01:44:58.770
کارِ «کارل»ه. تو از اين قضيه خبر داشتي؟ -
.ترسِ من هم از همين بود -

01:45:05.967 --> 01:45:06.840
!دروازه رو براش باز کنيد

01:45:49.409 --> 01:45:53.147
نبايد بيايد اين بيرون. بَرگرديد. مگه نميبينيد داره تيراندازي ميشه؟ -
.لازمه باهاشون حرف بزنم -

01:45:53.573 --> 01:45:56.132
اينجا ، مکاني که مناسبِ
.يک زن باشه نيست ، خانم دکتر

01:45:56.373 --> 01:45:59.449
به فرض که موفق شديد
.و "برلين" رو تصرف کرديم

01:46:00.495 --> 01:46:05.836
، "به سَرِ "پروسِ شرقي" ، "هامبورگ
باواريا" و "روهر" چي مياد؟"

01:46:05.836 --> 01:46:10.677
!باواريا"يي ها رو نگو که کَکِ شون هم نميگزه" -
!آخه ما هنوز حتي يه يونيفورمِ سازماني هم نداريم -

01:46:10.845 --> 01:46:15.402
.مگه نميبينيد ، اکثرِ مردم ، هنوز آمادگي ندارند
!انقلاب يا بايد کُلِ آلمان رو دَر بَر بگيره يا اصلاً انجام نشه ، چون شکست ميخوره

01:46:16.388 --> 01:46:20.127
.در انقلابِ روسيه هم کُلِ کشور دخيل نبودن ، ولي باز هم به پيروزي رسيد -
!ولي اينجا روسيه نيست -

01:46:21.055 --> 01:46:25.875
".فقط بواسطه يِ دادنِ هزينه است که پيروزي حاصل ميگردد" -
!مگه خودِ شما اينطور ننوشته بودين؟
!ولي من نگفته بودم که هزينه بايد به بهايِ جانِ شماها تمام بشه -

01:46:27.536 --> 01:46:31.209
!اينطوري ، آخر و عاقبتِ کارِ شما فقط شکسته -
!ولي «کارل ليبکنخت» چيزِ ديگه اي ميگفت -

01:46:31.671 --> 01:46:34.845
!مگه نميبيني هر کي به هر کي شده و نظم و انضباطي وجود نداره
!توده ها هنوز آماده يِ انقلاب نيستن

01:46:35.245 --> 01:46:38.836
!«اينها همه اش تئوريِ رويِ کاغذه ، «روزا
.واقعيت ، پويايي و ديناميکِ خودش رو داره

01:46:38.837 --> 01:46:40.228
پويايي و ديناميکي که تو داري بطورِ مصنوعي
!اون رو تسريع ميکني

01:46:41.469 --> 01:46:46.701
.من هنوز اکثريتِ انقلابي اي بينِ مردم نميبينم
.«ما هنوز نياز به زمان داريم ، «کارل

01:46:47.542 --> 01:46:51.831
اين فقط يک خون و خونريزيِ
!بيهوده و بي نتيجه ست ، نه يک انقلاب

01:46:51.832 --> 01:46:57.240
!وقتي پرولتاريا همراه با اون داره به پيش ميره ، پَس يک انقلابه -
!مزخرفه! آخه پرولتاريا به کجا داره پيش ميره؟ -

01:46:56.646 --> 01:46:59.581
، حتي مرتجعين هم اين واکنشِ انقلابي رو درک کرده اند
!چه برسه به سوسيال دموکرات ها

01:46:59.582 --> 01:47:03.226
.اينها فقط يک مُشت زد و خوردِ جزئيِ خياباني هستند
!با اِشغالِ روزنامه ها ميخواي به کجا برسي؟! آخه بعدش که چي؟

01:47:03.227 --> 01:47:06.637
، «شما هميشه خودِتون رو کنار ميکِشيد ، تو و «لئو
!و هميشه هم خودِتون رو عقلِ کُل ميدونيد

01:47:06.638 --> 01:47:10.830
ما هيچوقت خودِمون رو کنار نميکِشيم ، اما مثلِ تو نه نسبت به عقايدِمون -
!«متعصبانه بَرخورد ميکنيم و نه بي فکر عمل ميکنيم ، «کارل
!پَس حالا ديگه من يه آدمِ متعصب و بي فکر شدم؟ -

01:47:14.460 --> 01:47:18.679
اگه الان در کنارِ من نايستي ، روزي خواهد رسيد که در محکمه يِ تاريخ
!بايد به خاطرِ اين انفعال و بي تفاوتي ، به آيندگان جواب بدي

01:47:19.778 --> 01:47:22.751
چطور؟ يعني اگه تسليمِ ايده هايِ تو نشيم
!خيانتکار هستيم ، آره؟

01:47:36.751 --> 01:47:39.951
، روزا» ، حروفچين ها منتظرِ سَرمقاله هستن»
.جايِ سه ستونِ سَرمقاله هنوز خالي مونده

01:47:43.075 --> 01:47:47.459
، خونِ حاصل از قتلِ عامي چهار ساله بينِ ملت ها
.دَر همه جا جاري گشته است

01:47:48.548 --> 01:47:54.296
حال آنکه اينک زمانه يِ آن است که از هر قطره يِ خون
.به دقت و با منتهايِ حرمت محافظت گردد

01:47:59.402 --> 01:48:03.213
راستي ، چرا ديگه هيچ خبري از «لوئيز» نيست؟ -
.شايد از اينکه شما رو ببينه خجالت ميکشه -

01:48:06.249 --> 01:48:09.537
قبلاً اختلافِ نظراتِ سياسي
.موجبِ جداييِ ما از همديگه نميشد

01:48:11.940 --> 01:48:12.784
.خيله خوب ، ادامه بده

01:48:15.134 --> 01:48:17.723
تنها ، نيرو و
، انرژيِ بي دريغِ انقلابي

01:48:18.607 --> 01:48:25.576
و بشريتي دوشادوش و در آغوشِ يکديگر هستند
.که نَفَس و جوهرِ واقعيِ سوسياليسم ميباشند

01:48:33.996 --> 01:48:35.697
اين خودِ جهان است که بايد انقلابي گردد
.تا کهنه جهان فروپاشيده شود

01:48:38.446 --> 01:48:42.257
، و در عينِ حال ، هر قطره يِ اشک که افشانده شود
، حتي اگر خُشک نيز گرديده باشد

01:48:43.926 --> 01:48:45.030
خود
.اتهاميست سنگين

01:48:47.642 --> 01:48:49.852
و حتي آن انسانِ بُزدل و حقيري که
، از رويِ بي تفاوتيِ محض

01:48:49.852 --> 01:48:54.145
بي مهابا و خودبينانه
، کِرمي را لگدمال ميکند

01:48:55.898 --> 01:48:56.919
جنايتکاري تيره روز
.بيش نيست

01:49:09.123 --> 01:49:10.091
، زود باشيد
!بيايد اينجا

01:49:16.858 --> 01:49:20.583
.امروز اين بارِ دومشه
.خيلي بيش از حد به خودش فشار مياره

01:49:31.629 --> 01:49:36.785
، شما بايد برين به يه جايِ ديگه. شوهرم ديابت داره
.تنش و استرسِ زياد ممکنه موجبِ مرگش بشه. متاسفم

01:49:53.361 --> 01:49:56.668
."ميتونيم بريم به شهرِ "برِمِن
.اونجا با رفقايي که داريم ، جامون نسبتاً امن خواهد بود

01:49:57.679 --> 01:49:58.827
از کِي تا حالا
اينقدر ترسو شدي؟

01:50:01.552 --> 01:50:03.222
، تويِ "ورشو" که بوديم
.هيچوقت فرار نميکرديم

01:50:03.900 --> 01:50:07.406
.«اين نوستالژي بازي ها رو فراموش کن ، «روزا
.حالا حالاها ، هنوز به وجودِ تو احتياج هست

01:50:08.560 --> 01:50:12.264
، مگه چه اتفاقي ميفته؟ در بَدترين حالتش
.باز هم چند سالِ ديگه تويِ زندانِ ، پُشتِ ميله ها حبس ميکِشم

01:50:17.489 --> 01:50:21.031
«!کارگران ،  رهبرِ خود را بکُشيد»
«!ليبکنخت را بکُشيد»

01:50:24.173 --> 01:50:28.034
.اين چيزها باعث نميشه بترسم و "برلين" رو ترک کنم
.من همينجا مي مونم ، «کارل» هم همينطور

01:50:34.591 --> 01:50:37.951
.اينجا جاتون امنه و کسي تعقيبِ تون نخواهد کرد -
.بله ، ولي "نويکلن" برام مناسب تره -

01:50:39.073 --> 01:50:39.872
.يه پيغام برايِ شما

01:50:43.919 --> 01:50:46.575
.کارل» ، بَرگرد»"
".همه چيز بخشيده شده

01:50:55.245 --> 01:50:58.896
ما هنوز شکست نخورديم ، «روزا». همين حضورِمون در اينجا
.به اين معنيه که داريم مقاومت ميکنيم و پيروز خواهيم شد

01:51:00.042 --> 01:51:02.390
، فقط اي کاش زنده باشيم و اون اتفاقِ بزرگ
.«روزِ خوبِ پيروزي رو به چشم ببينيم ، «کارل

01:51:03.796 --> 01:51:04.832
بذار مقاله ام برايِ
.شماره يِ فردا رو واست بخونم

01:51:08.151 --> 01:51:12.286
، بَر دريايِ تاريخ ، امواج تا اوج بالا مي روند و بَر فرود پايين مي آيند
... و ما آنقدر با مخاطره يِ غرق شدن مواجه بوده ايم

01:51:12.499 --> 01:51:17.786
که به خطرِ شيرجه زدن بَر قله يِ امواج عادت کرده ايم. اما اين بار سکانِ کشتيِ مان
.ثابت و مغرور رو به سويِ ساحل و بندرگاه دارد ، به سويِ هدف و مقصدِ خويش

01:51:18.134 --> 01:51:22.103
.شايد ما آنقدر زنده نمانيم تا رسيدن به ساحلِ مقصود را به چشم ببينيم
.اما از يک چيز اطمينان داريم ، اين که آرمانِ ما زنده باقي خواهد ماند

01:51:22.758 --> 01:51:26.285
، چرا که به رغمِ هر چيز
.بشريت را به جهاني آزاد و رها رهنمون خواهد ساخت

01:51:27.990 --> 01:51:29.011
جملاتِ آخرِ اين مقاله اي که
.نوشتم رو هم بخون

01:51:33.155 --> 01:51:37.199
.ميگويند نظم و انضباط دوباره در "برلين" حکمفرما گشته است
.ليکن اي رجّاله هايِ مستبد! بدانيد که نظم و انضباطِ شما ، سست بنياد و ناپايدار است

01:51:37.771 --> 01:51:40.796
به همين زودي فردا ، انقلاب با کوچکترين جرقه اي
، خود به خود مشتعل خواهد گرديد و سَر بَر خواهد آورد

01:51:41.136 --> 01:51:45.703
و با فريادي پُر هياهو ، به رعب و وحشتِ شمايان
".اينچنين پاسخ خواهد گفت : "من بودم ، هستم و خواهم بود

01:51:46.655 --> 01:51:50.913
اوه ، «کارل». ميشه برام کمي پيانو بزني؟
.مدتِ خيلي طولاني ايه که صدايِ موسيقي به گوشم نخورده

01:52:36.770 --> 01:52:37.683
اينجا چيزي
واسه خوردن هست؟

01:52:43.927 --> 01:52:46.785
.يک نفر آدرسِ اين خونه رو لو داده
.بايد فوراً اينجا رو ترک کنيم

01:52:49.608 --> 01:52:52.662
تو قصد داري کجا بري؟ "برِمِن" يا "فرانکفورت"؟ -
."نويکلن" -

01:52:52.888 --> 01:52:56.275
انتشارِ نشريه بايد ادامه پيدا بکنه. به بقيه يِ رفقا نشون ميديم که
.اجازه نخواهيم داد صدايِ ما رو خاموش کنند

01:52:59.993 --> 01:53:01.205
اجازه هست؟ -
.خواهش ميکنم بفرمائيد ، رفيق -

01:53:05.678 --> 01:53:06.465
، خيلي مواظبِ خودت باش
!جواهرِ من

01:53:11.277 --> 01:53:12.074
.«تو هم همينطور ، «روزا

01:53:44.944 --> 01:53:48.956
!ايناهاش! «روزايِ خونين»! عجوزه يِ جنده -
!جنابِ شواليه رو باش -

01:53:49.245 --> 01:53:51.676
!اسپارتاکيست هايِ کثيف

01:54:48.898 --> 01:54:49.798
شما خانمِ «روزا لوگزامبورگ» هستيد؟

01:54:53.748 --> 01:54:57.466
.مطابق با عکسي که ازِتون موجود هست ، بايد خودِتون باشيد -
!حالا که شما ميگيد ، باشه -

01:54:59.182 --> 01:55:01.639
من اين جمله تون رو حمل بَر اين ميکنم که قصد داريد
.از پاسخ دادن طفره بريد و حرفِ ديگه اي هم برايِ گفتن نداريد

01:55:03.793 --> 01:55:07.398
.بستگي به اين داره که پرسشِ تون چي باشه -
!«گستاخيِ شما در اينجا غيرِ قابلِ قبوله ، دکتر «لوگزامبورگ -

01:55:08.980 --> 01:55:13.760
، ما مقاماتِ حکومتي اي هستيم که قدرت رو دَر دست داريم
.نه شما و رفقايِ هم پيمانِ عاجز و مفلوکِ تون

01:55:16.562 --> 01:55:18.793
تاريخ ، خلافِ اين رو
.ثابت خواهد کرد

01:55:21.302 --> 01:55:22.563
قصد داريد من رو در کدام زندان حبس کنيد؟ -
.بله. بله -

01:56:13.947 --> 01:56:16.504
بچه يِ کجا هستي؟ -
."برِمِن" -

01:56:18.981 --> 01:56:20.491
خواهر و برادر هم داري؟ -
.بله -

01:56:21.349 --> 01:56:22.635
لابد اجازه نداري
.با من حرف بزني

01:56:26.506 --> 01:56:26.891
.همراهم بيا

01:57:47.375 --> 01:57:48.064
.شليک نکنيد

01:58:20.317 --> 01:58:46.553
« .آنان که حرکتي نميکنند ، متوجه زنجيرهايشان نميگردند »
«روزا لوگزامبورگ»

01:58:50.552 --> 01:59:10.534
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.