﻿WEBVTT

00:00:00.690 --> 00:00:16.290
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:33.093 --> 00:01:34.254
...هِدی می‌خواست

00:01:34.469 --> 00:01:36.256
.کار مهمی تو زندگیش انجام بده

00:01:36.471 --> 00:01:39.305
.می‌خواست اسمی از خودش به جا بذاره

00:01:39.516 --> 00:01:42.259
ولی به خاطر چهره‌ای که داشت
.کاملاً مورد قضاوت قرار می‌گرفت

00:01:46.940 --> 00:01:48.431
...یکی از ستارگان درخشانی که

00:01:48.650 --> 00:01:50.141
صنعت سرگرمی و هنرپیشگی
...تا به حال به خودش دیده

00:01:50.360 --> 00:01:52.943
یکی از ستارگان سینمایی که
...صنعت سینما تا به حال شناخته است

00:01:53.155 --> 00:01:55.067
...و یکی از زیباترین زن‌های دنیا

00:01:55.282 --> 00:01:56.272
خب، همه با هم می‌تونیم بگیم؟

00:01:56.491 --> 00:01:58.323
.فکر کنم همه‌مون بشناسیمش -
♪ ...زیباترین - ♪

00:01:58.535 --> 00:01:59.867
♪ زنِ دنیا ♪

00:02:00.078 --> 00:02:01.159
.هِدی لامار

00:02:01.371 --> 00:02:03.784
مدل سفیدبرفی رو
.از روی اون نقاشی کرده بودن

00:02:03.999 --> 00:02:06.332
.و الهام‌بخش زن گربه‌ای هم شد

00:02:06.543 --> 00:02:09.160
...وای خدای من، منظورم اینه که

00:02:09.379 --> 00:02:14.124
«مل بروکس - کمدین و فیلمساز»
.اون خوش قیافه‌ترین ستاره‌ی سینما بود

00:02:14.343 --> 00:02:17.336
.اون الهام‌بخش من شد

00:02:17.554 --> 00:02:19.386
،ممنون، ممنون
.هِدی، ممنون

00:02:19.598 --> 00:02:22.807
«زین‌های شعله‌ور 1974 - کارگردان مل بروکس»
.هِدی نه، هِدلی، هِدلی لامار

00:02:23.018 --> 00:02:26.887
،نمی‌دونم حقیقت داره یا نه
.ولی یه شایعه‌هایی پیچیده بود

00:02:27.105 --> 00:02:30.223
.شایعه شده بود دانشمنده

00:02:30.442 --> 00:02:31.273
حالا حقیقت داره؟

00:02:32.486 --> 00:02:34.273
«گرامیداشت گوگل 2015»
،تو جامعه‌ی بچه‌های نابغه در گوگل

00:02:34.488 --> 00:02:36.775
.هِدی لامار همچین تصویر محبوبی بود

00:02:36.990 --> 00:02:40.108
«جنیفر هوم - پویانمای گوگل»
،به چشم من
...اون مثل یه قربانی بی‌عدالتی تمام و کمال بود

00:02:40.327 --> 00:02:42.614
مثل داستان افرادی که تو طول شب
.با جنایتکاران مبارزه می‌کنند

00:02:42.829 --> 00:02:46.197
،چون تو زندگیش به موفقیت‌های بزرگی رسید

00:02:46.416 --> 00:02:49.830
.و مردم هیچ اطلاعی راجع بهش نداشتن

00:02:50.045 --> 00:02:53.004
یادمه تو اطاق زیرشیروونی
...با مادرم تو رخت‌خواب نشسته بودیم

00:02:53.215 --> 00:02:55.332
«آنتونی لودر - پسر هِدی»
".و اون گفت: "نگاه کن، حق ثبت اختراع گرفتم

00:02:55.550 --> 00:02:56.836
"حق ثبت اختراع گرفتی، مامان؟"

00:02:57.052 --> 00:02:58.714
".آره " -
"چیزی اختراع کردی؟ " -

00:02:58.929 --> 00:03:03.344
آره، من یه سیستم ارتباطات مخفیانه "
".اختراع کردم، نگاه کن

00:03:03.558 --> 00:03:06.392
.و امروز وای‌فای و بلوتوث رو داریم

00:03:06.603 --> 00:03:08.765
.که تکنولوژی مادرمه

00:03:08.980 --> 00:03:09.936
می‌بینی؟

00:03:10.148 --> 00:03:11.855
.نه

00:03:12.067 --> 00:03:13.979
.خب، یه جورایی توضیح دادنش سخته

00:03:15.487 --> 00:03:20.983
.هِدی شناخته شده‌ترین چهره‌ی دوران خودش بود

00:03:21.201 --> 00:03:23.534
و باز هم ادعا داشت
...هیچ‌وقت هویت و ارزش واقعیش

00:03:23.745 --> 00:03:26.909
.درک نشد

00:03:27.124 --> 00:03:28.160
خب، هویت اون چی بود؟

00:03:28.876 --> 00:03:33.976
«بمب خبری»

00:03:35.674 --> 00:03:38.132
یه چیزی رو بهم بگو
.که در موردت نمی‌دونم

00:03:40.053 --> 00:03:42.170
می‌خوام همین‌جوری که
.هستم ساده باشم

00:03:42.389 --> 00:03:46.008
.من یه آدم خیلی ساده و پیچیده‌ای هستم

00:03:47.436 --> 00:03:48.392
می‌شه کمکش کنید؟

00:03:48.603 --> 00:03:50.139
«برنامه مرو گریفین 1969»
.آره، ولی نه اینجا -
.ولی منظورم رو متوجه می‌شی دیگه -

00:03:50.355 --> 00:03:51.436
!منظورم رو متوجه می‌شید دیگه

00:03:51.648 --> 00:03:54.561
...کتابی که الان در حال نوشتنش هستی، هِدی

00:03:54.776 --> 00:03:58.895
،یه سری وقایعه
.چیزایی که هیچ‌کس در موردم نمی‌دونه

00:03:59.114 --> 00:04:01.447
حسرت‌های زندگیت؟ -
.وای نه، حسرتی در کار نیست -

00:04:01.658 --> 00:04:03.820
آدم همیشه از هر اتفاقی که
.تو زندگیش میفته درس می‌گیره

00:04:04.035 --> 00:04:04.866
،وقتی بچه بودم

00:04:05.078 --> 00:04:06.740
.همیشه داشت رو داستانش کار می‌کرد

00:04:06.955 --> 00:04:09.322
«وندی کلتن - نوه‌ی هِدی»
...می‌خواست یه کاری کنه که دنیا

00:04:09.541 --> 00:04:11.954
تفسیر خودش رو از داستان شخصیش
....و زندگی‌نامه‌‌ش بدونن

00:04:12.169 --> 00:04:14.912
،و از زبون خودش بشنون
.ولی هیچ‌وقت فرصتش نشد

00:04:16.506 --> 00:04:18.168
.هِدی تبدیل به یه آدم گوشه‌نشین شد

00:04:18.383 --> 00:04:20.249
.حتی خانواده‌ش رو نمی‌دید

00:04:21.970 --> 00:04:23.427
،می‌خواستیم باهاش وقت بگذرونیم

00:04:23.638 --> 00:04:26.255
.ولی ازمون دوری می‌کرد

00:04:26.516 --> 00:04:28.111
.رسوایی‌های زیادی به بار آورد

00:04:28.226 --> 00:04:31.344
.رسواییش بخش‌های متنوعی داشت

00:04:31.563 --> 00:04:35.307
یکی از فیلم‌هاش به اسم خلسه
،که در اوایل جوونیش ساخته شد

00:04:35.525 --> 00:04:38.609
،صحنه‌های برهنگی و صراحت اون فیلم

00:04:38.820 --> 00:04:42.279
،و بعدش چندین ازدواج و طلاق

00:04:42.491 --> 00:04:44.357
و بعدش تعداد دفعاتی که
.فیلم‌هاش توقیف شد

00:04:44.576 --> 00:04:48.320
مادرم هم یه جنبه‌ی سخت‌گیرانه داشت
،و هم یه جنبه‌ی سازگار

00:04:48.538 --> 00:04:53.283
و به عنوان پسرش، بزرگ شدن با هِدی
.سخت بود

00:04:55.045 --> 00:04:57.332
منظورم اینه که اون جنبه‌ها و
،چهره‌های زیادی داشت

00:04:57.547 --> 00:05:01.257
و حتی من هم نمی‌تونستم
.متوجه‌ی هویت هِدی لامار بشم

00:05:02.511 --> 00:05:06.111
خانواده‌ی هِدی معتقدند که اون قبل از مرگش»
«.فرصت نکرد داستانش رو تعریف کنه

00:05:07.140 --> 00:05:09.348
،منتظر یکی بودم که تا با من در مورد هِدی لامار

00:05:09.559 --> 00:05:11.141
،تماس بگیره

00:05:11.353 --> 00:05:13.219
.چون نوارها دست من بود

00:05:14.060 --> 00:05:17.060
در سال 2016، یه روزنامه‌نگار»
«.مصاحبه‌ای را پیدا کرد که مفقود شده بود

00:05:19.903 --> 00:05:22.361
«دفتر‌مجله‌ی بارونز - نیویورک»
از کجا پیداش کردم؟

00:05:22.572 --> 00:05:23.904
.مایه‌ی خجالته

00:05:24.115 --> 00:05:26.573
.پشت اون سطل‌آشغال آبی پیداش کردم

00:05:26.785 --> 00:05:29.152
وسایلی که اونجا انبار کرده بودم رو
...از سر راه برداشتم

00:05:29.371 --> 00:05:31.112
.و پیداش کردم

00:05:31.331 --> 00:05:32.913
،در کُل چهارتا نوار پیدا کردم

00:05:33.124 --> 00:05:35.207
.و این اولیش بود

00:05:35.418 --> 00:05:37.284
حاضرید؟

00:05:38.547 --> 00:05:39.253
بله؟

00:05:39.464 --> 00:05:40.830
.فلمینگ میکس از مجله‌ی فوربز هستم

00:05:41.049 --> 00:05:43.336
!اوه، سلام
.به خاطر گل‌های رز واقعاً ممنونم

00:05:43.552 --> 00:05:44.133
.اصلاً قابلت رو نداشت

00:05:44.344 --> 00:05:46.836
!عاشق‌شونم

00:05:47.055 --> 00:05:48.591
.واقعاً خوشحالم

00:05:48.807 --> 00:05:50.139
«فلمینگ میکس - مجله فوربز 1990»
...تو مجله‌ی فوربز یه روزنامه‌نگار بودم

00:05:50.350 --> 00:05:54.185
و پدرم در موسسه فناوری ماساچوست
.یه متخصص فیزیک نجومی بود

00:05:54.396 --> 00:05:55.637
:و یه روز صدام زد و بهم گفت

00:05:55.856 --> 00:05:57.848
،همین الان داشتم با یکی از دوستام حرف می‌زدم

00:05:58.066 --> 00:05:59.352
...و یه داستان معرکه رو در مورد

00:05:59.568 --> 00:06:03.278
،هِدی لامار تعریف کرد
.و معلومه که من هم دنبالش رو گرفتم

00:06:03.488 --> 00:06:06.196
می‌خواستم داستان زندگیم رو
،برای تد ترنر تعریف کنم

00:06:06.408 --> 00:06:08.195
.چون باورنکردنیه

00:06:08.410 --> 00:06:11.244
«صدای هِدی لامار، 1990 در سن 76 سالگی»
.برعکس اون چیزیه که مردم فکر می‌کنن

00:06:11.454 --> 00:06:13.286
...ولی به گمونم مغز آدما از اون چیزی که

00:06:13.498 --> 00:06:16.161
.به نظر میاد جالب‌تره

00:06:16.376 --> 00:06:19.619
.مردم فکر می‌کنن من یه آدم احمقم

00:06:19.838 --> 00:06:22.125
هرگز فکر نمی‌کردم واسه شروع
.خوب به نظر برسم

00:06:22.340 --> 00:06:24.832
...چون مادرم دلش یه پسر

00:06:25.051 --> 00:06:27.338
.به اسم جرج می‌خواس

00:06:27.554 --> 00:06:30.012
...خب متاسفانه من پسر نشدم و

00:06:30.223 --> 00:06:32.089
.مادرم بابتش خیلی هیجان‌زده نشد

00:06:34.477 --> 00:06:35.968
...به گمونم من

00:06:36.187 --> 00:06:37.268
.متفاوت بودم

00:06:37.480 --> 00:06:39.813
،شاید من از یه سیاره‌ی دیگه اومدم
.خدا می‌دونه

00:06:41.443 --> 00:06:42.274
...ولی هر چی که هست

00:06:42.485 --> 00:06:44.898
انجام دادن اختراعات
.واسه من خیلی راحت بود

00:06:46.448 --> 00:06:48.906
.مادرم خیلی خلاق بود

00:06:49.117 --> 00:06:52.155
،در این مقاله میگه
...علاقه‌مندی هِدی به وسایل‌الکتریکی

00:06:52.370 --> 00:06:54.828
.از سن پنج سالگی شروع شد

00:06:55.040 --> 00:06:58.249
وقتی قطعات یه جعبه‌ی موسیقی عتیقه رو
...از هم جدا کرد و

00:06:58.460 --> 00:07:00.827
.و دوباره به همدیگه وصل‌شون کرد

00:07:02.589 --> 00:07:06.458
.و این جعبه‌ی موسیقی بچگی‌هاش بود

00:07:08.053 --> 00:07:09.669
این خرگوش کوچولویی که اینجاس رو
...بپیچونیم

00:07:09.888 --> 00:07:13.302
.یه آهنگ اتریشی پخش می‌شه

00:07:21.733 --> 00:07:22.974
.مادرم آدم کنجکاوی بود

00:07:23.193 --> 00:07:26.186
«هِدی در سن 6 سالگی»
.ذهن کنجکاوِ بسیار هوشمندی داشت

00:07:26.404 --> 00:07:28.270
،دلش می‌خواست از سازوکارها سردربیاره

00:07:28.490 --> 00:07:31.198
.و پدرش هم یه چیزایی بهش یاد می‌داد

00:07:31.409 --> 00:07:34.243
«امیل کیسلر - پدر هِدی»
...اگرچه شغل اصلی پدرش

00:07:34.454 --> 00:07:36.161
،مدیریت بانک بود

00:07:36.373 --> 00:07:40.492
.ولی به تکنولوژی هم علاقه داشت

00:07:40.516 --> 00:07:42.916
«اتریش، وین - 1920»

00:07:43.004 --> 00:07:45.212
،پس وقتی واسه پیاده‌روی می‌رفتن بیرون

00:07:45.423 --> 00:07:48.757
اون سازوکار چیزای زیادی رو
.واسش تعریف می‌کرد

00:07:48.969 --> 00:07:52.258
«ریچارد رودز - نویسنده کتاب حماقت هِدی»
،تراموای شهری با بازوی متحرک الکتریکیش

00:07:52.472 --> 00:07:54.805
...این سیم‌ها رو به کارخونه‌‌ای هدایت می‌کنه

00:07:55.016 --> 00:07:58.509
.که تولید‌کننده‌ی جریان برق هستن

00:07:58.728 --> 00:08:02.312
اون یاد گرفت این اختراعات رو
...همراه با پدرش

00:08:02.524 --> 00:08:05.892
،به همدیگه مرتبط کنه
.کسی که هِدی واقعاً عاشقش بود

00:08:07.195 --> 00:08:07.935
...پدرم

00:08:08.154 --> 00:08:10.362
.آدم معرکه‌ای بود

00:08:11.658 --> 00:08:12.990
.دلم براش تنگ شده

00:08:17.372 --> 00:08:21.207
اونا تو وین و تو یه منطقه‌ی شیک
...زندگی می‌کردند

00:08:21.418 --> 00:08:23.205
.منطقه‌ی 19

00:08:23.420 --> 00:08:24.536
«یان کریستوفر هوراک - کارگردانl»
،یه منطقه‌ی به شدت یهودی بود

00:08:24.754 --> 00:08:28.088
ولی همچنین تمایل بسیاری
.به کارهای هنری داشتن

00:08:28.299 --> 00:08:30.541
والدین هِدی از نظر فرهنگی
.یهودی شناخته می‌شدن

00:08:30.760 --> 00:08:33.798
خیلی در امپراطوری اتریش-مجارستان
.رایج بود

00:08:35.473 --> 00:08:39.137
،اونا ثروتمند بودن
.بافرهنگ بودن

00:08:39.352 --> 00:08:43.141
دخترشون رو به اپرا
.و تئاتر می‌بردن

00:08:43.356 --> 00:08:47.145
.همه درگیر این دنیای تخیلی شده بودند

00:08:48.653 --> 00:08:49.734
.دلم برای اتریش تنگ شده

00:08:49.946 --> 00:08:51.107
تا حالا اتریش رفتی؟

00:08:51.322 --> 00:08:52.403
.آره، اتریش رفتم

00:08:52.615 --> 00:08:54.447
وین نبودی؟

00:08:54.659 --> 00:08:56.742
.بهترین فصل سفر به اونجا پاییزه

00:08:58.830 --> 00:09:00.116
مدرسه کجا رفتی؟

00:09:00.331 --> 00:09:01.993
.به یه مدرسه‌ی خصوصی تو وین

00:09:02.208 --> 00:09:05.542
درسی که بیش‌تر از همه
...تو مدرسه دوست داشتم

00:09:05.754 --> 00:09:08.337
اون درسی که یه سری
مواد رو با هم ترکیب می‌کنیم چیه؟

00:09:08.548 --> 00:09:11.211
.شیمی -
.شیمی! ممنون -

00:09:11.426 --> 00:09:12.883
.خب شیمیم خوب بود

00:09:14.345 --> 00:09:15.461
،تو یه دوره‌ی دیگه

00:09:15.680 --> 00:09:20.095
.احتمالش زیاد بود که دانشمند بشه

00:09:20.310 --> 00:09:22.017
«جنین بیسینگر - تاریخ‌دان سینما»
،دست‌کم یه گزینه بود

00:09:22.228 --> 00:09:25.346
.که به خاطر زیباییش از دور خارج شد

00:09:31.529 --> 00:09:33.646
،اون‌موقعی که نوجوون بود

00:09:33.865 --> 00:09:37.199
وقتی وارد یه اتاق می‌شد
.حرف زدن همه قطع می‌شد

00:09:40.080 --> 00:09:42.993
احتمالاً به خاطر این قدرتش
،یه کم شگفت‌زده شده بود

00:09:43.208 --> 00:09:44.244
،محکش می‌زد

00:09:44.459 --> 00:09:46.200
.تا ببینه راه و رسمش چیه و الی آخر

00:09:48.505 --> 00:09:49.916
واسه اون چیزی که بودم
.یه کلمه وجود داشت

00:09:50.131 --> 00:09:50.917
چی؟

00:09:51.132 --> 00:09:53.465
"وصله ناجور"

00:09:53.676 --> 00:09:55.918
.بلدم
.تا این حد فرانسوی بلدم

00:09:56.137 --> 00:09:57.173
.خب خوبه

00:09:57.388 --> 00:10:01.132
یه سری شایعات در موردش وجود داشت
...که رفته پیش یه عکاس

00:10:01.351 --> 00:10:05.641
.تا ازش با لباس و بدون لباس عکس بگیره

00:10:05.665 --> 00:10:08.265
«هِدی در سن 16 سالگی»

00:10:08.316 --> 00:10:11.775
...اون تو جامعه‌ای زندگی می‌کرد که

00:10:11.986 --> 00:10:17.448
«ترود فلیشمن - عکاس»
شامل زنان برجسته‌ی زیادی بود
...که نه تنها مشاغل خارق‌العاده‌ای داشتن

00:10:17.659 --> 00:10:20.447
«کلر باروف - رقصنده»
.بلکه معشوقه‌های زیادی هم داشتن

00:10:20.662 --> 00:10:23.120
«جینا کائوس - نویسنده»
،زنان، به خصوص در زمینه‌های هنری

00:10:23.331 --> 00:10:25.288
می‌تونستن انواع خاصی از آزادی رو
،داشته باشن

00:10:25.500 --> 00:10:31.337
.که نمی‌شد تو جامعه‌ی معمولی مرفه پیداش کرد

00:10:31.548 --> 00:10:34.006
هِدی یه روز تو سن 16 سالگی
...به نتیجه رسید که

00:10:34.217 --> 00:10:36.083
...آماده‌س

00:10:36.302 --> 00:10:40.842
و به بزرگ‌ترین استودیوی فیلم رفت
.و واردش شد

00:10:41.057 --> 00:10:43.549
،خیلی سریع و طی دو سه روز

00:10:43.768 --> 00:10:45.600
«استودیوی فیلم ساشا 1930»
.یه نقش فرعی بهش دادند

00:10:48.606 --> 00:10:52.475
...یه چندتا فیلم عجیب وینی دیدم

00:10:52.694 --> 00:10:54.151
،که همون اوایل بازیگریش توش بازی کرده بود

00:10:54.362 --> 00:10:56.524
...که یه کم ناشیانه بازی می‌کرد

00:10:56.739 --> 00:10:58.901
.ولی زیباییش مشهود بود

00:11:04.414 --> 00:11:08.124
ولی به طور مشخص تو فیلم خلسه
...محصول سال 1933 بود

00:11:08.334 --> 00:11:12.328
.که خودش رو به همه معرفی کرد

00:11:14.716 --> 00:11:16.878
...هِدی اون لحظه‌ای که

00:11:17.093 --> 00:11:21.007
تو فیلم خلسه لخت شد
.به طورجهانی معروف شد

00:11:24.726 --> 00:11:26.137
،پاپ اون فیلم رو محکوم کرد

00:11:26.352 --> 00:11:29.891
.و هیتلر مانع از پخشش شد

00:11:30.106 --> 00:11:33.599
.ملت شوکه شده بودن

00:11:33.818 --> 00:11:37.402
«پیتر باگدانوویچ - فیلمساز و مورخ»
چون ارگاسم رو شبیه‌سازی کرده بود
.کاملاً بحث‌برانگیز شده بود

00:11:37.614 --> 00:11:39.901
فکر کنم اولین‌باری بود
.که یه بازیگر اینکار رو می‌کرد

00:11:41.701 --> 00:11:44.318
منظورم اینه که از جهاتی
.شبیه به یه نوار سکس بود

00:11:44.537 --> 00:11:48.326
«آن هلن پترسن - نویسنده‌ی رسوایی‌های کلاسیک هالیوود»
خیلی جنجال‌برانگیز شد و
...و واقعاً به عنوان همچین تیپ زنی

00:11:48.541 --> 00:11:49.952
.مورد توجه قرار گرفت

00:11:51.878 --> 00:11:54.211
.نمی‌دونم اون فیلم رو دیدی یا نه

00:11:54.422 --> 00:11:56.459
.فکر نکنم دیده باشم

00:11:56.674 --> 00:12:00.634
یه سکانسی بود که در اون
،من به طورکامل تنها بودم

00:12:00.845 --> 00:12:03.337
...ولی برش فیلم به گونه‌ای بود که

00:12:03.556 --> 00:12:06.173
انگار داشت یه سکانس پرحرارت سکس
...رو به نمایش می‌ذاشت

00:12:06.392 --> 00:12:07.348
.که همچین‌چیزی نبود

00:12:07.560 --> 00:12:08.971
باید عکسی از اون سکانس دیده باشی، درسته؟

00:12:09.187 --> 00:12:10.223
.بله، خانم

00:12:10.438 --> 00:12:13.397
بعدش من گفتم: چرا باید دستام رو
کنار همدیگه بذارم؟

00:12:13.608 --> 00:12:15.600
:اونا هم گفتن
.انقدر سوال نپرس

00:12:15.818 --> 00:12:18.231
...اگه کاری که میگم رو نکنی، یه سوزن

00:12:18.446 --> 00:12:21.314
بین مبل می‌ذارم
.پس هر کاری که میگم انجام بده

00:12:21.532 --> 00:12:22.318
...و من هم

00:12:22.533 --> 00:12:26.447
نمی‌خواستم هیچ جار و جنجالی به پا کنم
.پس هر کاری که گفتن انجام دادم

00:12:26.663 --> 00:12:28.780
...و وقتی برگشتم به وین

00:12:28.998 --> 00:12:30.239
...بابام...آخه

00:12:30.458 --> 00:12:32.074
.وحشتناک بود

00:12:32.293 --> 00:12:35.957
.عملاً می‌خواست من رو بکُشه

00:12:36.172 --> 00:12:37.333
...اگرچه کاری که من کردم

00:12:37.548 --> 00:12:38.413
...دقیقاً بعد از اون فیلم

00:12:38.633 --> 00:12:40.374
".پیش خودم گفتم: "بهشون نشون میدم

00:12:43.012 --> 00:12:45.299
فریتز کریسلر یک اثر موزیکال
...تنظیم کرد به اسم

00:12:45.515 --> 00:12:48.303
الیزابت از اتریش
.ملکه‌ی اتریش

00:12:48.518 --> 00:12:51.807
و به واسطه‌ی اون به موفقیت
...خیلی خیلی بزرگی

00:12:52.021 --> 00:12:54.809
.روی صحنه رسیدم

00:12:55.024 --> 00:12:56.390
.همه واسم دست می‌زدن

00:12:56.609 --> 00:12:58.646
.و بابام گریه می‌کرد

00:13:02.615 --> 00:13:06.325
«هِدی در سن نوزده سالگی
.و دقیقاً بعد از اون نمایش ازدواج کردم

00:13:06.536 --> 00:13:08.368
...هِدی، به عنوان یه بازیگر

00:13:08.579 --> 00:13:11.868
معلومه که توجه افراد زیادی رو
.به خودش جلب می‌کرد

00:13:12.083 --> 00:13:17.295
و یکی از اونا مردی به اسم
.فریتز مندل بود

00:13:17.505 --> 00:13:21.215
«فریتز مندل در سن 33 سالگی»
با یه سرمایه‌دار تسحیلات
.تو اتریش ازدواج کردم

00:13:22.343 --> 00:13:25.632
.اون هنری فوردِ اتریش بود

00:13:25.847 --> 00:13:30.262
.اون‌موقع 14 سال از هِدی بزرگ‌تر بود

00:13:30.476 --> 00:13:33.093
.متحد نازی‌ها بود

00:13:33.313 --> 00:13:36.351
.چون که تولید‌کننده‌ی تسحیلات بود

00:13:37.317 --> 00:13:38.933
...دقیقاً مثل الان

00:13:39.152 --> 00:13:43.237
«دیانه کروگر - بازیگر، پروژه‌ی هِدی»
مردان ثروتمند زیادی تمایل داشتن
...خودشون رو

00:13:43.448 --> 00:13:45.280
با یه زن زیبا زینت بدن
...و به نظرم هِدی هم

00:13:45.491 --> 00:13:48.154
.واسه یه لحظه مجذوب اون شده بود

00:13:50.414 --> 00:13:51.114
«کاخ شوارتسو - املاک مندل»

00:13:51.205 --> 00:13:54.789
ما یه خونه‌ی ییلاقی با
.بیست و پنج اتاق مهمان داشتیم

00:13:55.001 --> 00:13:56.367
.و می‌رفتیم شکار

00:13:56.586 --> 00:13:59.169
.منم عاشقش بودم

00:13:59.380 --> 00:14:00.837
با اسلحه‌ها آشنایی دارید؟

00:14:01.049 --> 00:14:01.914
.بله

00:14:02.133 --> 00:14:06.093
من یه برونینگ داشتم و
...به گردن یه گوزن از فاصله‌ی

00:14:06.304 --> 00:14:08.091
.سیصد و پنجاه متری شلیک کردم

00:14:08.306 --> 00:14:09.262
متر؟
.فاصله‌ی زیادی بوده

00:14:09.474 --> 00:14:11.466
تیرانداز خوبیم
!پس حواست به خودت باشه

00:14:13.561 --> 00:14:17.180
...هِدی در مراسم‌هایی که

00:14:17.398 --> 00:14:19.310
برای دریاسالاران
،در نیروی‌دریایی آلمان و ایتالیا برگزار می‌شد

00:14:19.525 --> 00:14:23.109
.حکم یه چیز تزئینی برای مندل رو داشت

00:14:23.321 --> 00:14:26.064
اون فقط اونجا می‌نشست و
،وظیفه‌ش این بود که خوشگل باشه

00:14:26.282 --> 00:14:29.070
.ولی دیگه حوصله‌ش سر رفته بود

00:14:32.747 --> 00:14:36.787
،طبق برآورد آلمانی‌ها
...فیتز مندل یهودی بود

00:14:37.001 --> 00:14:39.163
...بنابراین هیتلر دلواپس این بود که

00:14:39.379 --> 00:14:40.335
،همراه اون دیده نشه

00:14:40.546 --> 00:14:43.038
ولی خیلی شک دارم که
...هیتلر اصلاً یکی از

00:14:43.257 --> 00:14:46.091
،مهمون‌های خونه‌ی اونا بوده یا نه
.ولی موسولینی بوده

00:14:50.014 --> 00:14:51.846
...فکر می‌کنم اولین شوهرت

00:14:52.058 --> 00:14:53.594
...تامین‌کننده‌ی سلاح

00:14:53.810 --> 00:14:56.223
.برای آلمانی‌ها بود

00:14:56.437 --> 00:14:57.223
...ولی هرگز بهم اجازه نداده تا

00:14:57.438 --> 00:15:00.647
هرگز بهم اجازه نداد
.پام رو تو کارخونه بذارم

00:15:00.858 --> 00:15:01.848
.من مزاحم دیگران می‌شدم

00:15:02.068 --> 00:15:03.184
...دلیلش رو نمی‌دونستم

00:15:04.904 --> 00:15:06.520
«استیون مایکل شیرر - نویسنده»
...فریتز از این حقیقت خوشش نمیومد که

00:15:06.739 --> 00:15:10.232
.زن خوشگلش با مردای دیگه سر و کار داشت

00:15:10.451 --> 00:15:15.196
اون به شدت در رابطه با همسرش
.متوهم بود و بهش حسودی می‌کرد

00:15:16.958 --> 00:15:18.415
...اون به طور مدام فکر می‌کرد که

00:15:18.626 --> 00:15:22.210
.ممکنه رابطه‌ی نامشروع داشته باشه

00:15:22.422 --> 00:15:24.914
...بزرگ‌ترین اشتباه اون زمان شوهرم این بود که

00:15:25.133 --> 00:15:27.466
...چندین پرینت از

00:15:27.677 --> 00:15:29.543
.اون تصویر احمقانه رو خرید

00:15:29.762 --> 00:15:32.254
،مندل با این فیلم مشکل داشت

00:15:32.473 --> 00:15:36.012
،با این عکس وقیحانه مشکل داشت
.واسه‌همین سعی کرد همش رو بخره

00:15:36.227 --> 00:15:39.095
و اونا هم تعداد زیادی از
،اون عکس رو دادن بیرون

00:15:39.313 --> 00:15:42.272
و بالاخره مندل تسلیم شد
...چون مشخصه که

00:15:42.483 --> 00:15:45.442
اونا می‌تونستن به همون‌اندازه که
.اون می‌خره ازش کپی بگیرن

00:15:47.697 --> 00:15:50.405
...تبدیل به آدمی شد که خدمتکاران

00:15:50.616 --> 00:15:52.152
.تماس‌های تلفنیش رو شنود می‌کردند

00:15:52.368 --> 00:15:54.576
،هر چیزی که تو زندگیش می‌خواست رو داشت

00:15:54.787 --> 00:15:58.997
به غیر از چیزی که هدوینگ کیسلر
...همیشه خواهانش بود

00:15:59.208 --> 00:16:00.619
.که اون هم آزادی بود

00:16:06.007 --> 00:16:08.841
،تا سال 1937، جنگ اجتناب‌ناپذیر بود

00:16:09.051 --> 00:16:11.293
.و اون تو وضعیت ناامید‌کننده‌ای بود

00:16:11.512 --> 00:16:12.719
...چون بالاخره

00:16:12.930 --> 00:16:15.923
هیتلر هر چیزی که می‌خواست رو
.در اختیار داشت

00:16:16.142 --> 00:16:18.099
،وقتی فیلم خلسه منتشر شد

00:16:18.311 --> 00:16:21.930
هیتلر به مطبوعات آمریکایی گفت
...اون فیلم رو توقیف کرده

00:16:22.148 --> 00:16:25.061
.چون بازیگر اصلی یهودیه

00:16:26.955 --> 00:16:28.955
«وین 1930»

00:16:30.990 --> 00:16:33.107
...یهودیان حق نداشتن یه ساعات معینی در روز

00:16:33.326 --> 00:16:36.194
...در خیابون رفت و آمد کنن و درنهایت

00:16:36.412 --> 00:16:40.281
بیش‌تر و بیش‌تر
.از حقوق مدنی خودشون محروم شدن

00:16:40.500 --> 00:16:41.832
...و این یکی از مواردی بود که منجر

00:16:42.043 --> 00:16:46.629
.به مرگ پدر هِدی، امیل شد
،چون به خاطر اتفاقات پیش رو

00:16:46.839 --> 00:16:49.923
.تحت استرس و نگرانی بود

00:16:50.134 --> 00:16:52.217
.یهویی در اثر سکته قلبی از دنیا رفت

00:16:53.804 --> 00:16:56.421
و به نظرم انگشت‌های اتهام
.به سمت هِدی نشونه رفت

00:16:57.892 --> 00:17:01.511
تجربه‌های روحی و روانی شدید
،ما رو تغییر میده

00:17:01.729 --> 00:17:03.641
...و با یادآوری حرفی که پدرش

00:17:03.856 --> 00:17:08.351
تو دوران کودکی بهش زده بود
..از اون شرایط سخت بیرون اومد

00:17:08.569 --> 00:17:10.185
.خودت باش"

00:17:10.404 --> 00:17:12.817
هر چیزی که خودت می‌خوای رو
.انتخاب و تصاحب کن

00:17:13.032 --> 00:17:16.196
که مطمئناً کیفیت زندگی هِدی
.همیشه همین‌گونه بود

00:17:19.121 --> 00:17:20.362
،داستان‌هایی وجود دارن

00:17:20.581 --> 00:17:22.038
،که چه ساختگی باشن یا نه

00:17:22.250 --> 00:17:25.163
،که فقط خدا می‌‌دونه
.تقریباً مثل فرار از زندان می‌مونن

00:17:27.213 --> 00:17:29.170
.افرادی بودن که همیشه تحت‌نظرش داشتن

00:17:29.382 --> 00:17:31.089
.هیچ راه فراری هم وجود نداشت

00:17:31.300 --> 00:17:34.134
،بعد یه شب یه مهمونی شام برگزار کرده بودن

00:17:34.345 --> 00:17:37.884
...و مادرم تو انتخاب خدمتکاران و

00:17:38.099 --> 00:17:40.967
،و سرایداران کمک کرده بود
...بعدش یکی رو پیدا کرده بود

00:17:41.185 --> 00:17:44.223
که خیلی شبیه خودش باشه
.چون این نقشه رو گوشه‌ی ذهنش داشت

00:17:44.438 --> 00:17:46.304
...پس یه جور پودر خواب‌آور رو برداشت

00:17:46.524 --> 00:17:47.890
...و یه چایی درست کرد

00:17:48.109 --> 00:17:51.819
،و فنجون‌ها رو با خدمتکاره عوض کرد

00:17:52.029 --> 00:17:53.770
و خدمتکاره چایی رو خورد و
.یه جورایی خوابش گرفت

00:17:53.990 --> 00:17:55.106
.حالا دیگه مادرم کاملاً آماده بود

00:17:55.324 --> 00:17:56.565
،همه‌ی جواهراتش رو برداشت

00:17:56.784 --> 00:17:58.275
.در آستر پالتوش جاسازی‌شون کرد

00:17:58.494 --> 00:17:59.951
،لباس مبدل خدمتکاران رو تنش کرد

00:18:00.162 --> 00:18:02.700
.سوار یه دوچرخه شد و راهی شد

00:18:07.086 --> 00:18:09.703
.والدینم در انگلستان دوستانی داشتن

00:18:09.922 --> 00:18:11.629
.واسه همین رفتم اونجا

00:18:11.653 --> 00:18:14.353
«لندن 1937»

00:18:14.385 --> 00:18:16.843
لندن در زمان قبل از جنگ
.بهشت امن و امانی بود

00:18:17.054 --> 00:18:18.966
هِدی چندین ماه رو
،توی لندن سپری کرد

00:18:19.181 --> 00:18:21.514
.تا سعی کنه از قدم‌های بعدیش سردربیاره

00:18:22.727 --> 00:18:24.468
.یه روز رفتیم یه فیلم ببینیم

00:18:24.687 --> 00:18:27.145
.اسم فیلمه رو هم یادم نیست

00:18:27.356 --> 00:18:29.973
و اونا یهویی یه شیر رو
.به نمایش گذاشتن

00:18:30.192 --> 00:18:33.276
.می‌دونید، علامت اختصاری شرکت مترو گلدوین مایر

00:18:33.487 --> 00:18:35.524
.منم گفتم: اوه من می‌خوام اونجا باشم

00:18:36.991 --> 00:18:40.530
اون به سرعت یه کارگزارِ آمریکایی
.در زمینه‌ی فیلم رو پیدا کرد

00:18:41.662 --> 00:18:44.279
،یکی من رو به یه هتل برد

00:18:44.498 --> 00:18:46.740
.و یه مرد کوتاه‌قامت اونجا بود

00:18:46.959 --> 00:18:48.370
.نمی‌دونستم کیه و چیکاره‌س

00:18:48.586 --> 00:18:50.703
مشخصه که نمی‌تونستم
.انگلیسی حرف بزنم

00:18:50.921 --> 00:18:52.287
.اون مرد کوتاه‌قامت لوئیس بی. مایر بود

00:18:52.506 --> 00:18:53.121
لوئیس بی. مایر بود؟

00:18:53.341 --> 00:18:55.173
.با همراهانش، آره

00:18:56.510 --> 00:18:58.297
لوئیس بی. مایر
،از شرکت رسانه‌ای مترو گلدوین مایر

00:18:58.512 --> 00:19:02.347
اومده بود به اروپا تا
...با همه‌ی بازیگران مرد و زن

00:19:02.558 --> 00:19:04.675
که از دست آلمان نازی فرار کرده بودن
.قرارداد ببنده

00:19:04.894 --> 00:19:07.261
پیش خودش فکر کرده بود
،می‌تونه اونا رو وارد هالیوود کنه

00:19:07.480 --> 00:19:11.645
...و اونا رو در شرکت مترو گلدوین مایر خودش

00:19:11.859 --> 00:19:14.021
.با یه قیمت نازل به بردگی بگیره

00:19:14.236 --> 00:19:18.697
بهش پیشنهاد هفته‌ای 125 دلار رو داد
...و بهش یادآوری کرد که

00:19:18.908 --> 00:19:21.696
.نباید لباس‌هاش رو دربیاره

00:19:21.911 --> 00:19:24.278
:و هِدی هم گفته بود
ببخشید، ولی مبلغ منصفانه‌ای نیست

00:19:24.497 --> 00:19:25.783
.و از اونجا اومده بود بیرون

00:19:25.998 --> 00:19:27.489
.مطمئنم اون رو تحت‌تاثیر قرار داده بود

00:19:27.708 --> 00:19:30.951
دیگران معمولاً روی شرکت رسانه‌ای
.مترو گلدوین مایر رو زمین نمی‌زدند

00:19:32.838 --> 00:19:34.295
ولی چند دقیقه بعد از اینکه
...از اونجا اومد بیرون

00:19:34.507 --> 00:19:35.793
...تغییرعقیده داد

00:19:36.008 --> 00:19:38.842
و به سرعت یه بلیط
،به سمت نرماندی رزرو کرد

00:19:39.053 --> 00:19:42.171
«کشتی اس اس نرماندی 1937»
.کشتی مایر داشت به نیویورک برمی‌گشت

00:19:45.267 --> 00:19:47.133
به نظرم اون به طور هوشمندانه‌ای
...ترجیح داد

00:19:47.353 --> 00:19:50.266
اطمینان حاصل کنه که
...اون رو پیرامون عرشه می‌بینه

00:19:50.481 --> 00:19:52.063
...اون هم تو لباس تنیسش

00:19:52.274 --> 00:19:53.390
.و تو لباس شناش

00:19:56.112 --> 00:19:58.320
...در شب اول یا دوم تفریح شبانه

00:19:58.531 --> 00:20:02.024
...هِدی به کابین خیلی ساده‌ی خودش رفت

00:20:02.243 --> 00:20:06.283
و لباس مجلسی طراحی شده‌ش
...رو بیرون آورد

00:20:06.497 --> 00:20:10.411
و آخرین بدلیجاتی که داشت رو
...به خودش آویزون کرد

00:20:10.626 --> 00:20:12.743
...و وارد سالن غذاخوری نرماندی شد

00:20:12.962 --> 00:20:16.797
.و از بغل میز لوئیس بی.مایر رد شد

00:20:20.302 --> 00:20:23.466
داگلاس فیربنکس جونیور
...همون‌جا نشسته بود

00:20:23.681 --> 00:20:27.140
،و چشماش به هِدی لامار خیره شده بود

00:20:27.351 --> 00:20:30.014
مثل چشم‌های همه‌ی مردان
...و زنانی که

00:20:30.229 --> 00:20:32.562
.تو سالن غذاخوری بودند

00:20:32.773 --> 00:20:36.312
و لوئیس بی.مایر می‌دونست
.که باید اون رو مال خودش کنه

00:20:36.527 --> 00:20:37.768
...اون یه بشکن زد

00:20:37.987 --> 00:20:40.445
و دلیلش رو نمی‌دونستم
...نمی‌دونستم چه خبره

00:20:40.656 --> 00:20:44.445
ولی یهویی دستمزدم شد
.هفته‌ای 500 دلار

00:20:44.660 --> 00:20:47.198
...هِدی کایسلر، هدی کیسلر، کایس یا کیس

00:20:47.413 --> 00:20:49.530
.باید یه کاری با اسمش می‌کردیم

00:20:49.749 --> 00:20:52.617
پس، همسر لوئیس بی.مایر
...اونجا بود و گفت

00:20:52.835 --> 00:20:54.747
خب، باربارا لا مار یکی از
.هنرپیشه‌های موردعلاقه‌ی منه

00:20:54.962 --> 00:20:56.669
چطوره اسمش رو بذاریم هِدی لامار؟

00:20:56.881 --> 00:20:58.167
.لامار، دریا، محشره

00:20:58.382 --> 00:20:59.589
.بیاید بذاریمش هِدی لامار

00:21:02.720 --> 00:21:04.211
یه کلمه هم بلد نبود
.انگلیسی حرف بزنه

00:21:04.430 --> 00:21:07.138
همون چند خط دیالوگ رو
...روی قایق یاد گرفت تا

00:21:07.349 --> 00:21:09.636
تا لوئیس بی.مایر رو متقاعد کنه
.که می‌تونه اون رو به عنوان بازیگر استخدام کنه

00:21:11.145 --> 00:21:12.932
،واقعیت مختص به خودش رو ساخت

00:21:13.147 --> 00:21:14.638
.و به نظرم واقعاً مجذوب‌کننده بود

00:21:14.662 --> 00:21:16.626
«هِدی در سن 22 سالگی»

00:21:16.650 --> 00:21:18.607
...می‌دونید، وقتی با مشکل روبرو می‌شید

00:21:18.819 --> 00:21:20.230
..دلیلش رو پیدا کنید

00:21:20.446 --> 00:21:23.063
.بعدش هم یه کاری بابتش انجام بدید

00:21:23.282 --> 00:21:25.649
و اگه دیگران در حق‌تون
...بی‌انصافی  کردند

00:21:25.868 --> 00:21:27.404
!بهشون اجازه ندید

00:21:29.497 --> 00:21:31.363
...از کشتی در نیویورک پیاده شد

00:21:31.582 --> 00:21:34.120
اون هم در بین جمعیتی
،با چراغ‌های چشمک‌زن

00:21:34.335 --> 00:21:39.126
و خبرنگاران به عنوان، هِدی لامار
...آخرین استعداد کشف‌شده‌ی

00:21:39.340 --> 00:21:42.128
،مترو گلدوین مایر
.سوال‌بارونش کردن

00:21:45.932 --> 00:21:49.332
«هالیوود - 1938»

00:21:49.558 --> 00:21:50.639
،سلام به همگی

00:21:50.851 --> 00:21:52.808
هدا هاپر هستم و
...از هالیوود خدمتتون گزارش تهیه می‌کنم

00:21:53.020 --> 00:21:55.478
همون مکان افسانه‌ای که
،همه می‌خوان توش زندگی کنن

00:21:55.689 --> 00:21:56.725
.ولی افراد کمی شانسش رو پیدا می‌کنن

00:22:01.570 --> 00:22:03.937
...تو هالیوود، انتظار می‌کشید و

00:22:04.156 --> 00:22:07.115
.به موسیقی گوش می‌داد و آزاد بود

00:22:09.453 --> 00:22:12.161
یه کمی نگران بود
...چون قراردادی که بسته بود

00:22:12.373 --> 00:22:14.990
یه جور دوره‌ی آزمایشی داشت
،اون هم قبل از اینکه نقشی رو بهش بدن

00:22:15.209 --> 00:22:17.292
و تو هیچ فیلمی پیشنهاد نقشی رو
،بهش نداده بودند

00:22:17.503 --> 00:22:20.996
و از اینکه اون رو نخوان
،بسیار احساس ناامنی می‌کرد

00:22:21.215 --> 00:22:22.547
مخصوصاً از اونجایی که
،تو فیلم خلسه بازی کرده بود

00:22:22.758 --> 00:22:26.342
و اون فیلم یه جورایی سابقه‌ش رو
.خراب کرده بود

00:22:26.554 --> 00:22:29.012
همون ابتدای کار
...یکی از مصاحبه‌هاش

00:22:29.223 --> 00:22:32.136
با هدا هاپر بود که
.مقاله‌نویس مشهور شایعات بود

00:22:32.351 --> 00:22:34.388
همون‌جا بهترین بازیش رو
....برای هدا هاپر

00:22:34.603 --> 00:22:37.220
،به نمایش گذاشت
...اشک می‌ریخت

00:22:37.439 --> 00:22:39.476
در مورد اینکه چطوری به بازی
...تو این سکانس لختی مجبورش کرده بودند

00:22:39.692 --> 00:22:43.185
...و به نوعی توسط این فیلمسازان اروپایی

00:22:43.404 --> 00:22:46.272
که هیچ‌ اخلاقیاتی سرشون نمی‌شد
.گمراه شده

00:22:50.035 --> 00:22:51.992
...بعدش مادرم به طور اتفاقی

00:22:52.204 --> 00:22:55.743
رفت به یه مهمونی
،و شارل بوآیه اونجا بود

00:22:55.958 --> 00:22:57.540
.و دل‌باخته‌ی مادرم شد

00:22:57.751 --> 00:23:00.789
"و بهش گفت: "می‌تونی تو فیلمم بازی کنی؟

00:23:01.005 --> 00:23:04.339
،اوه، نه، نه، نه"
".انگلیسیم به قدرکافی خوب نیست

00:23:04.550 --> 00:23:07.258
و اون دستش رو گرفت و بوسید و
...بهش گفت: "در کُل طول فیلم

00:23:07.469 --> 00:23:08.926
".دستت رو می‌گیرم

00:23:09.138 --> 00:23:10.219
"واقعاً" -
"آره" -

00:23:10.431 --> 00:23:11.763
"خیلی‌خب، انجامش میدم"

00:23:11.974 --> 00:23:13.340
.اینجوری شروع شد

00:23:15.813 --> 00:23:18.913
«الجزایر»
«تهیه‌کننده: والتر وانگر»

00:23:19.315 --> 00:23:22.524
.شارل بوآیه یه دزد الماس بود

00:23:22.735 --> 00:23:24.852
هِدی هم الماس‌ها رو
.در اختیار داشت

00:23:25.070 --> 00:23:30.111
شارل فکر می‌کرد اون یه زن
.ثروتمندِ اصیل فرانسویه

00:23:30.326 --> 00:23:33.160
متوجه نشده بود که اون هم
...مثل خودش یه راهزن

00:23:33.370 --> 00:23:34.702
.از خیابون‌های پاریسه

00:23:37.207 --> 00:23:39.745
فیلم یه دیالوگ محشر داره
...جایی که شارل میگه

00:23:39.960 --> 00:23:41.496
قبلش چیکار می‌کردی؟

00:23:41.712 --> 00:23:43.920
قبل چی؟

00:23:44.131 --> 00:23:45.793
.قبل از جواهرات

00:23:46.008 --> 00:23:48.341
.در طلب‌شون بودم

00:23:48.552 --> 00:23:50.384
اون فیلم بلافاصله اون رو
.به یه ستاره مبدل کرد

00:23:53.474 --> 00:23:57.013
،تو بچگی اون رو تو فیلم الجزایر دیدم

00:23:57.227 --> 00:23:59.219
:و پیش خودم گفتم
...خودم رو به هالیوود می‌رسونم

00:23:59.438 --> 00:24:01.350
.و باهاش ازدواج می‌کنم

00:24:01.565 --> 00:24:03.227
،و اگه نتونستم باهاش ازدواج کنم

00:24:03.442 --> 00:24:04.432
،واسه‌ش شام می‌خرم

00:24:04.652 --> 00:24:06.063
.و از زیر میز نوازشش می‌کنم

00:24:06.278 --> 00:24:07.143
.هر چی که گیرم بیاد راضیم

00:24:10.366 --> 00:24:14.280
،بعد از فیلم الجزایر
...هِدی لامار روی جلد

00:24:14.495 --> 00:24:16.157
.تمام مجله‌های مربوط به فیلم ظاهر شد

00:24:16.372 --> 00:24:19.706
...ناگهان تو هالیوود

00:24:19.917 --> 00:24:23.501
«جون بنت»
زن‌های زیادی موهاشون رو
،از وسط فرق باز کردند

00:24:23.712 --> 00:24:26.125
«میرنا لوی»
تیره‌ش ‌کردند و
،آرایش‌شون رو تغییر دادند

00:24:26.340 --> 00:24:29.799
«ویوین لی»
.تا شبیه به هِدی لامار کوچولو بشن

00:24:30.010 --> 00:24:32.002
،همه‌ی زن‌ها دلشون می‌خواست هِدی باشن

00:24:32.221 --> 00:24:34.258
و همه‌ی مردها دلشون می‌خواست
.باهاش برن سر قرار

00:24:34.473 --> 00:24:37.261
.هم مردان و هم زنان رو اغفال کرده بود

00:24:37.476 --> 00:24:41.015
توانایی این رو داشت
...که با هنرمندان، کارگردانان

00:24:41.230 --> 00:24:44.439
،بازیگران درخشان آشنا بشه
.یعنی با افراد معروف اون دوره

00:24:45.985 --> 00:24:48.227
از جمله کندی که
.خیلی خوب می‌شناختمش

00:24:48.445 --> 00:24:49.185
واقعاً؟

00:24:49.405 --> 00:24:51.362
.آره، قبل از اینکه رئیس‌جمهور بشه

00:24:51.573 --> 00:24:53.109
.ازم خواست با هم بریم سر قرار

00:24:53.325 --> 00:24:55.442
بعد هم گفت: چی می‌تونم واست بیارم؟

00:24:55.661 --> 00:24:57.823
،منم گفتم پرتقال
...چون

00:24:58.038 --> 00:25:01.031
.کمبود ویتامین ث دارم

00:25:01.250 --> 00:25:02.457
...باورت می‌شه کس دیگه‌ای هم

00:25:02.668 --> 00:25:05.001
درخواست پرتقال کرده باشه؟

00:25:05.212 --> 00:25:06.293
.من اینجوریم دیگه

00:25:06.505 --> 00:25:08.167
!احمقم

00:25:08.382 --> 00:25:10.294
تحت هر شرایطی
...آدم انتظار داره که هِدی لامار

00:25:10.509 --> 00:25:13.377
.فریبنده و پیچیده باشه

00:25:13.595 --> 00:25:15.552
،ولی کاملاً برعکس بود
،اون عاشق پیک‌نیک بود

00:25:15.764 --> 00:25:17.926
،عاشق بازیِ بگرد پیدا کن بود

00:25:18.142 --> 00:25:19.633
.عاشق پانتومیم بود

00:25:19.852 --> 00:25:24.142
«رابرت آزبورن - دوست صمیمی هِدی»
خیلی هم بازیش خوب نبود
.ولی بهش خیلی خوش می‌گذشت

00:25:24.356 --> 00:25:26.097
.آخه هیچ ظاهرسازی دروغینی توش نبود

00:25:26.316 --> 00:25:28.273
.بودن پیش اون لذت‌بخش بود

00:25:29.903 --> 00:25:32.145
در اون مقطع با هر کسی
.می‌تونست ازدواج کنه

00:25:32.364 --> 00:25:33.821
...با انتخاب یه فیلمنامه‌نویس و

00:25:34.033 --> 00:25:36.320
...تهیه‌کننده‌ی باوقار به اسم جین مارکی

00:25:36.535 --> 00:25:39.619
«جین مارکی - شوهر دوم هِدی»
.طرفداراش رو غافلگیر کرد

00:25:42.041 --> 00:25:44.624
نامه‌هاش نشون می‌داد
.که دیوونه‌وار عاشقش شده

00:25:46.211 --> 00:25:48.794
،مامان عزیزم
...هرگز فکرش رو نمی‌کردم

00:25:49.006 --> 00:25:51.669
«هِدی لامار در سن 23 سالگی»
.که دوباره بتونم عاشق کسی بشم

00:25:51.884 --> 00:25:54.171
...جین تعداد خصوصیات باورنکردنیِ زیادی داره

00:25:54.386 --> 00:25:56.218
.که شبیه باباس

00:25:56.430 --> 00:25:59.639
.خیلی باملاحظه‌س، واقعاً تاثیرگذاره

00:25:59.850 --> 00:26:03.093
به هِدی قول داده بود که
.همراهش یه فیلمنامه بنویسه

00:26:03.312 --> 00:26:05.679
حتی یه پسر رو
.به فرزندخوندگی گرفتن

00:26:05.898 --> 00:26:08.015
ولی بعد از چندین ماه
،که از ازدواج‌شون گذشته بود

00:26:08.233 --> 00:26:11.897
جین شروع به قرار گذاشتن
.با بازیگرهای زیبای دیگه کرد

00:26:12.112 --> 00:26:14.104
.هِدی دچار دل‌شکستگی شد

00:26:14.323 --> 00:26:17.657
می‌گفت مردم هیچ‌وقت
.از چهره‌ش نمی‌گذرن

00:26:17.868 --> 00:26:20.201
هیچ‌وقت نمی‌شه فهمید خودت رو
،دوست دارن

00:26:20.412 --> 00:26:23.155
.یا نسخه‌ی ایده‌آلی از تو رو دوست دارن

00:26:23.373 --> 00:26:25.911
یه مرد تلاش نمی‌کنه بفهمه
.تو عمق و باطن یه زن چی می‌گذره

00:26:26.126 --> 00:26:28.584
.تلاش نمی‌کنه از سطح و ظاهر عبور کنه

00:26:28.796 --> 00:26:31.288
اگه تلاش می‌کرد، ممکن بود
...یه چیز بسیار زیباتری

00:26:31.507 --> 00:26:34.591
از حالت بینی یا
.رنگ چشم پیدا کنه

00:26:37.888 --> 00:26:39.754
،فقط یک سال بعد از الجزایر

00:26:39.973 --> 00:26:42.215
،نه تنها ازدواجش در حال فروپاشی بود

00:26:42.434 --> 00:26:45.427
در رابطه با شغلش هم
.به مشکل خورده بود

00:26:45.646 --> 00:26:48.935
به خاطر فیلم‌هایی که برای شرکت
،مترو گلدوین مایر بازی کرده بود بدجور ناراحت بود

00:26:49.149 --> 00:26:51.687
چون لوئیس بی.مایر
...فیلمنامه‌های بدی بهش داده بود

00:26:51.902 --> 00:26:54.269
.و فیلم‌ها هیچ دستاوردی نداشتن

00:26:54.488 --> 00:26:56.354
«شهر پررونق - 1940»
خیلی از این کار چیزی عایدت نشده، مگه نه؟

00:26:56.573 --> 00:26:57.654
.اتفاقاً خیلی زیاد هم عایدم شده

00:26:57.866 --> 00:27:00.734
،هر چیزی که خواهانش بودم
.به غیر از خامه‌ی روی کیک

00:27:00.953 --> 00:27:02.569
.درواقع هِدی رفت پیش لوئیس بی.مایر

00:27:02.788 --> 00:27:05.747
و درخواست کرد نقشی رو
.تو شهر پررونق بازی کنه

00:27:05.958 --> 00:27:07.870
.انجامش میدم چون خودم دلم می‌خواد

00:27:08.085 --> 00:27:09.246
،نقش کوچیکی بود

00:27:09.461 --> 00:27:12.545
.و اولش لوئیس بی.مایر تمایلی نداشت

00:27:12.756 --> 00:27:13.917
.خیلی‌خب، غریبه

00:27:17.219 --> 00:27:20.303
...شهر پررونق موفقیت عظیمی رو

00:27:20.514 --> 00:27:22.096
.برای مترو گلدوین مایر به ارمغان آورد

00:27:22.307 --> 00:27:23.093
،بعد از شهر پررونق

00:27:23.308 --> 00:27:27.052
.حرفه‌ی هِدی لامار قابل اتکا شد

00:27:27.271 --> 00:27:32.107
«بیا با من زندگی کن 1940»
تقریباً به طور غیرقابل درکی
.تو سال 1940 سرش شلوغ بود

00:27:32.131 --> 00:27:35.031
«دختر زیگفیلد 1940»

00:27:35.279 --> 00:27:39.148
ازشون انتظار می‌رفت کاری رو
.انجام بدن که استودیو می‌خواست

00:27:39.366 --> 00:27:42.325
بتی دیویس با اسم سیستم بردگی
.توصیفش می‌کرد

00:27:42.536 --> 00:27:44.152
و تحت مالکیت قرار گرفتن اونا
...به این مفهوم بود که

00:27:44.371 --> 00:27:47.114
...باید قراردادهایی رو امضا می‌کردند

00:27:47.332 --> 00:27:51.451
که اونا رو تو یک دوره‌ی هفت ساله
.به استودیو محدود کنه

00:27:51.670 --> 00:27:53.332
.مادرم مثل یه اسب مسابقه کار می‌کرد

00:27:53.547 --> 00:27:56.164
همیشه‌ی خدا مجبور بود
.با سرعت زیاد دوندگی کنه

00:27:56.383 --> 00:27:58.375
بهش قرص‌هایی می‌دادن
.که واسه اجرا بیدار بشه

00:27:58.594 --> 00:28:01.678
.مطمئنا شکلی از شتاب بود

00:28:01.889 --> 00:28:05.303
«دنیس لودر دلوکا - دختر هِدی لامار»
و بعدش برای اینکه خوابشون کنن
.بهشون قرص‌های خواب می‌دادن

00:28:07.269 --> 00:28:09.477
.شش روز هفته رو کار می‌کردند

00:28:09.688 --> 00:28:12.271
زن‌ها باید صبح زود خودشون رو
...به استودیو می‌رسوندن

00:28:12.482 --> 00:28:14.974
،چون باید موهاشون رو درست می‌کردند

00:28:15.194 --> 00:28:18.437
،آرایش‌شون می‌کردند
،لباس‌شون رو بهشون می‌پوشوندن

00:28:18.655 --> 00:28:22.274
،و بعدش می‌دونید
.تا شب کار می‌کردند

00:28:22.492 --> 00:28:24.404
...و موردی که قابل تحسینه اینه که

00:28:24.620 --> 00:28:26.907
بعد از یک روز طاقت‌فرسا
...سر صحنه‌ی فیلمبرداری

00:28:27.122 --> 00:28:28.829
.هِدی نرفته بود بخوابه

00:28:29.041 --> 00:28:30.828
.با کسی رفت و آمد نمی‌کرد

00:28:31.043 --> 00:28:34.286
.و تو خونه مشغول کار روی آخرین اختراعش بود

00:28:35.049 --> 00:28:38.149
«خانه‌ی هِدی 1946 - 1940»

00:28:39.176 --> 00:28:41.168
.اختراع کردن سرگرمیش بود

00:28:41.386 --> 00:28:44.845
...نه تنها یه میز مجهز مختصِ اختراعات

00:28:45.057 --> 00:28:46.844
،توی خونه‌ش داشت

00:28:47.059 --> 00:28:50.928
بلکه هوارد هیوز
...یه نسخه‌ی کوچیک

00:28:51.146 --> 00:28:53.638
از مجموعه ابزاراتی که
،تو تریلر داشت بهش داده بود

00:28:53.857 --> 00:28:56.190
...تریلری که بین برداشت‌هاش

00:28:56.401 --> 00:28:57.767
.در فیلم‌های سینمایی اونجا می‌موند

00:28:59.488 --> 00:29:01.480
وقتی هِدی واسه اولین‌بار
...هوارد هیوز رو دید

00:29:01.698 --> 00:29:04.065
اون در حال قرار گذاشتن
...با تک تک ستارگان هالیوود بود

00:29:04.284 --> 00:29:06.321
.و هِدی هم باهاش قرار گذاشت

00:29:06.536 --> 00:29:10.200
معلومه که هوارد هیوز یه
...طراح هواپیمای محشر بود

00:29:10.415 --> 00:29:12.281
...پس به احتمال زیاد اونا

00:29:12.501 --> 00:29:15.585
.یه روحیه‌ی سازگار باهمدیگه داشتن

00:29:15.796 --> 00:29:18.504
...به طورقطع رابطه‌ای براساس عقل بود

00:29:18.715 --> 00:29:21.332
چون هِدی گفته بود
.بدترین معشوقه‌ای بوده که تا حالا داشته

00:29:22.844 --> 00:29:24.255
...هوارد هیوز می‌خواست

00:29:24.471 --> 00:29:26.713
،سریع‌ترین هواپیماهای دنیا رو بسازه

00:29:26.932 --> 00:29:29.640
.تا بتونه اونا رو به نیروی هوایی بفروشه

00:29:29.851 --> 00:29:33.686
اون شیفته‌ی هوش و کارخونه‌های
،هوارد شده بود

00:29:33.897 --> 00:29:35.980
«روی ویندهام - دوست هِدی»
...و می‌خواست بره جایی رو که

00:29:36.191 --> 00:29:37.602
،همه چیز تدوین و ساخته می‌شه رو ببینه

00:29:37.818 --> 00:29:39.480
.و با همه‌ی دانشمندان ملاقات کنه

00:29:39.695 --> 00:29:40.936
،هوارد بهش گفته بود

00:29:41.154 --> 00:29:43.396
هرکاری که می‌خوای دانشمندان من"
...واست انجام بدن رو

00:29:43.615 --> 00:29:46.278
".فقط ازشون بخواه و اونا انجامش میدن

00:29:48.453 --> 00:29:50.035
.اون به من تکیه می‌کرد

00:29:50.247 --> 00:29:53.081
پیش خودم فکر کردم
...هواپیماها خیلی کُند هستن

00:29:53.292 --> 00:29:55.124
پس به نتیجه رسیدم که
.اینجوری درست نیست

00:29:55.335 --> 00:29:58.294
...بال‌ها نباید مربع باشند

00:29:58.505 --> 00:30:00.292
،پس یه کتاب در مورد ماهی‌ها خریدم

00:30:00.507 --> 00:30:02.169
،و یه کتاب در مورد پرندگان خریدم

00:30:02.384 --> 00:30:04.341
...و بعد از سریع‌ترین پرنده استفاده کردم

00:30:04.553 --> 00:30:07.136
.و به سریع‌ترین ماهی مرتبطش کردم

00:30:07.347 --> 00:30:09.464
تصویرشون رو باهمدیگه کشیدم
،و نشون هوارد هیوز دادم

00:30:09.683 --> 00:30:11.925
".و اون گفت : "تو یه نابغه‌ای

00:30:12.144 --> 00:30:13.180
اینکار رو کردی؟ -
.آره -

00:30:15.522 --> 00:30:16.353
.آره

00:30:20.402 --> 00:30:21.938
.آدم خیلی عجیبی بود

00:30:22.154 --> 00:30:23.315
.خیلی بااستعداد بود

00:30:23.530 --> 00:30:25.897
.ولی خیلی هم مورد سوتفاهم قرار می‌گرفت

00:30:27.451 --> 00:30:30.694
در طول اون دوره
...چیزی که اختراع کرده بود

00:30:30.912 --> 00:30:34.952
یه قرص بود که می‌جوشید و
.نوشابه درست می‌کرد

00:30:35.167 --> 00:30:39.127
هوارد هیوز دو داروساز رو
.برای انجامش در اختیارم گذاشته بود

00:30:39.338 --> 00:30:41.330
می‌دونید، در طول جنگ
،هیچ‌کس کوکا کولا نمی‌خورد

00:30:41.548 --> 00:30:44.712
و من می‌خواستم اون رو
،در حد یه مکعب فشرده کنم

00:30:44.926 --> 00:30:48.260
،تا سربازان و افراد کارخونه

00:30:48.472 --> 00:30:52.716
فقط با یه آب و انداختن قرص داخلش
.بتونن نوشابه بخورن

00:30:52.934 --> 00:30:55.142
...ولی نمی‌دونستم که هر ایالتی

00:30:55.354 --> 00:30:58.438
،سختی آب متفاوتی داره

00:30:58.648 --> 00:31:01.265
پس پایینِ آب، رویِ آب
.و وسط آب حل می‌شد

00:31:01.485 --> 00:31:03.101
.یکی از سوتی‌ها بود

00:31:03.320 --> 00:31:05.403
.درست انجامش نداده بودم

00:31:05.614 --> 00:31:08.197
ولی مجبور نیستم
.روی ایده‌ها کار کنم

00:31:08.408 --> 00:31:09.865
.اونا به طور ذاتی به مغزم خطور می‌کنن

00:31:12.412 --> 00:31:14.495
...یعنی چه چیزی تو ذهن

00:31:14.706 --> 00:31:16.322
این زن جوون می‌گذشت؟

00:31:16.541 --> 00:31:21.286
.اون تبدیل به یه ستاره‌ی فیلم بین‌المللی شد

00:31:21.505 --> 00:31:24.088
...ولی همزمان با این اتفاق، کشورش

00:31:24.299 --> 00:31:28.168
گذشته‌ای که اون می‌شناختش
.در حال حذف شدن بود

00:31:30.680 --> 00:31:33.093
،در سال 1940
.جنگ در اروپا شعله‌ور شده بود

00:31:33.308 --> 00:31:36.221
،و ایالات متحده یه کشور بی‌طرف بود

00:31:36.436 --> 00:31:38.143
....و هیتلر به طور اساسی

00:31:38.355 --> 00:31:40.017
تمام اروپای غربی رو
،در اختیار گرفته بود

00:31:40.232 --> 00:31:42.599
و تهدید می‌کرد که بریتانیای کبیر رو
.هم به تصرف خودش درمیاره

00:31:42.818 --> 00:31:44.229
«بیا با من زندگی کن 1940»
.اگه فقط کاری از دستم برمیومد

00:31:44.444 --> 00:31:46.606
اوه عزیزم، تا الانش هم
.خیلی زحمت کشیدی

00:31:46.822 --> 00:31:50.987
تقریباً کاری کردی که من
.ترسیدن از یادم بره

00:31:51.201 --> 00:31:53.614
.وای، الان ترس برم داشته

00:31:55.038 --> 00:31:57.405
.اون یه راز داشت

00:31:57.624 --> 00:32:00.207
،وقتی هِدی وارد مترو گلدوین مایر شد

00:32:00.419 --> 00:32:04.459
لوئیس بی.مایر صریحاً به
...همه‌ی ستارگانش سفارش کرده بود

00:32:04.673 --> 00:32:08.087
که در مورد پیشینه‌ی مذهبی‌شون
.حرف نزنن

00:32:08.301 --> 00:32:09.917
،مردم می‌‌گفتن تو یهودی هستی

00:32:10.137 --> 00:32:13.005
و من هم می‌گفتم نه
...و به مامان زنگ می‌زدم و می‌گفتم

00:32:13.223 --> 00:32:14.885
"مامان، ما یهودی هستیم؟"
...و اون می‌گفت

00:32:15.100 --> 00:32:17.217
".چرت و پرت نگو"

00:32:19.312 --> 00:32:23.727
هیچ‌وقت کلمه‌ی یهود رو
.از دهن مادرم نشنیدم

00:32:23.942 --> 00:32:28.403
.بخش یهودی خودش رو به فراموشی سپرده بود

00:32:30.407 --> 00:32:34.742
.احتمالاً به دلایل زیادی می‌ترسید

00:32:34.953 --> 00:32:36.615
«مانیا برور - دوست هِدی»
...و من می‌تونستم حسش کنم

00:32:36.830 --> 00:32:40.073
می‌تونستم ببینم که
.داره از خودش محافظت می‌کنه

00:32:41.710 --> 00:32:43.246
.من مانیکور کار شدم

00:32:43.462 --> 00:32:45.294
.همین‌جوری هم با هِدی آشنا شدم

00:32:46.923 --> 00:32:49.711
بهش گفتم من از اردوگاه جنگ‌زده‌ها
...نجات پیدا کردم

00:32:49.926 --> 00:32:52.259
.و جونم رو برداشتم و فرار کردم

00:32:53.722 --> 00:32:56.590
در مورد اتفاقاتی که افتاده بود
...حرف می‌زدیم

00:32:56.808 --> 00:32:59.596
.و در مورد اینکه چطوری اومدم آمریکا

00:33:01.313 --> 00:33:05.023
.خودم رو به یه کشتی آمریکایی رسوندم

00:33:05.233 --> 00:33:09.398
از ترس به خودم می‌لرزیدم
.چون صداهایی می‌شنیدیم

00:33:11.031 --> 00:33:14.274
توسط زیردریایی‌های نازی‌ها
.مورد حمله قرار گرفتیم

00:33:16.328 --> 00:33:18.445
:یادمه با خودم می‌گفتم
...وای خدای بزرگ"

00:33:18.663 --> 00:33:23.283
،لطفاً الان من رو نکش
".بذار آمریکا رو ببینم

00:33:25.712 --> 00:33:28.204
اون زمان، مادر هِدی داشت
...خودش رو آماده می‌کرد

00:33:28.423 --> 00:33:31.712
.تا از اقیانوس اطلس پرمخاطره عبور کنه

00:33:31.927 --> 00:33:35.386
از اتریش فرار کرده بود
...و تا لندن خودش رو رسونده بود

00:33:35.597 --> 00:33:39.181
جایی که اون و هِدی می‌تونستن
.واسه همدیگه نامه بنویسن

00:33:39.392 --> 00:33:42.476
«هِدی لامار در سن 25 سالگی»
...مامانی، ذهن من خیلی مشغوله

00:33:42.687 --> 00:33:45.395
و اگه بتونی سریع‌تر خودت رو برسونی
...خیلی خوشحال می‌شم

00:33:45.607 --> 00:33:47.564
.تا زمان اومدنت، ذهنم خیلی بلاتکلیفه

00:33:49.694 --> 00:33:51.777
...روز و شب و بالای یک هفته‌س

00:33:51.988 --> 00:33:53.274
،که دارم به رادیو گوش میدم

00:33:53.490 --> 00:33:55.152
.و به زور خوابیدم

00:33:55.367 --> 00:33:56.483
...تصاویر زنده از یک عملیات نظامی دریایی

00:33:56.701 --> 00:33:58.112
.همین‌الان منتشر شد

00:33:58.328 --> 00:34:01.366
،یک روز در تابستان سال 1940

00:34:01.581 --> 00:34:04.324
یک کشتی پُر از بچه
.به وسیله‌ی اژدر غرق شد

00:34:04.543 --> 00:34:08.412
.تمومی خدمه از جمله 83 بچه از دست رفتند

00:34:12.008 --> 00:34:13.374
...در اون مقطع زیردریایی‌های آلمانی

00:34:13.593 --> 00:34:17.257
.در آستانه‌ی پیروزی در جنگ بودند

00:34:17.472 --> 00:34:19.088
،به نظر می‌رسید غیرقابل غرق شدن هستند

00:34:19.307 --> 00:34:21.219
...چون که به راحتی

00:34:21.434 --> 00:34:25.178
.به اژدرهای قدیمی بریتانیا غلبه می‌کردند

00:34:25.397 --> 00:34:30.188
،در زمان شرایط بحرانی
.اکثرمون احساس ناتوانی می‌کنیم

00:34:30.402 --> 00:34:32.485
...ولی تعداد معدودی هم در درون خودشون

00:34:32.696 --> 00:34:35.154
.قدرت غیرقابل‌انتظاری رو کشف می‌کنن

00:34:35.365 --> 00:34:38.028
:و هِدی که خودش رو نباخته بود، می‌گفت

00:34:38.243 --> 00:34:41.202
".باید یه کاری بابتش بکنم"

00:34:41.413 --> 00:34:43.951
...پس تو این مقاله، هِدی میگه

00:34:44.165 --> 00:34:46.157
ایده‌ی اختراعم زمانی"
...به ذهنم خطور کرد

00:34:46.376 --> 00:34:48.709
...که سعی کردم به یک راهی

00:34:48.920 --> 00:34:51.128
.برای برقراری تعادل بریتانیایی‌ها فکر کنم

00:34:51.339 --> 00:34:56.209
پیش خودم فکر کردم یه اژدر کنترل‌شده
".توسط امواج رادیویی کارم رو راه میندازه

00:34:56.428 --> 00:34:59.387
،اژدری که تو یه مسیر معین پرتاب می‌شه

00:34:59.598 --> 00:35:02.557
.ممکنه نیاز به تغییرمسیر داشته باشه

00:35:02.767 --> 00:35:05.259
در حالت ایده‌آل می‌خواید
...قایق پرتاب‌کننده‌تون

00:35:05.478 --> 00:35:08.767
.با اژدر در ارتباط باشه

00:35:08.982 --> 00:35:13.067
مشکل اینه که نمی‌تونید
.ارتباطات رادیویی رو کنترل کنید

00:35:13.278 --> 00:35:15.144
.امن نیستن

00:35:15.363 --> 00:35:17.821
...دشمن‌تون، اگه باهوش باشن

00:35:18.033 --> 00:35:21.071
«گای لیوینگستن - مورخ»
...فرکانس صحبت شما با اژدر رو پیدا می‌کنه

00:35:21.286 --> 00:35:22.117
.و روش پارازایت می‌‌ندازه

00:35:25.373 --> 00:35:26.580
.پارازایت فرستادن

00:35:26.791 --> 00:35:30.080
«آموزش ارتش ایالات متحده - 1940»
آلمان‌ها فضا رو
.با تداخلات رادیویی پُر می‌کنن

00:35:30.295 --> 00:35:32.207
...اون ایده‌ی یک مسیر مخفیانه

00:35:32.422 --> 00:35:34.163
...برای هدایت اژدر به سمت هدف مطرح کرد

00:35:34.382 --> 00:35:37.375
،که نشه دچار اختلالش کرد
...که نشه روش پارازایت انداخت

00:35:37.594 --> 00:35:38.960
.و نشه باهاش دراُفتاد

00:35:39.179 --> 00:35:40.169
.مخفیانه بود

00:35:41.723 --> 00:35:44.887
به جای اینکه فقط یک فرکانس
...برقراری ارتباط رو مخابره کنیم

00:35:45.101 --> 00:35:47.764
اون گفت: "چی می‌شه اون فرکانس‌ها رو
...به طور مداوم

00:35:47.979 --> 00:35:49.891
"هماهنگ باهمدیگه تغییر بدیم؟

00:35:50.106 --> 00:35:52.940
.پرش فرکانسی

00:35:53.151 --> 00:35:54.858
نمی‌شه روش پارازایت انداخت
...چون فقط می‌شه

00:35:55.070 --> 00:35:58.154
کسری از ثانیه‌ی اون مخابره رو
.روی یه تک فرکانس دچار پارازایت کنید

00:35:58.365 --> 00:36:00.607
...پس، تغییر فرکانس، پرش فرکانسی

00:36:00.825 --> 00:36:02.157
.پرش فرکانسی، پرش فرکانسی

00:36:02.369 --> 00:36:05.737
،اون طرح مفهومی
...ارتباطات رادیویی رو ایمن می‌کنه

00:36:05.955 --> 00:36:07.617
.هوشمندانه بود

00:36:09.459 --> 00:36:11.667
...حالا نسخه‌های متنوعی از اینکه چطوری

00:36:11.878 --> 00:36:15.872
این ایده‌ی بکرِ متبحرانه
.به ذهنش خطور کرده وجود داره

00:36:16.091 --> 00:36:19.175
.یه نظریه اینه که این ایده رو دزدیده

00:36:19.386 --> 00:36:22.379
«رابرت پرایس، 2008- 1929»
مردی که از این ایده حمایت می‌کرد
...مهندسی به اسم

00:36:22.597 --> 00:36:25.840
رابرت پرایس بود که
.یه بار در مورد هِدی مصاحبه کرده بود

00:36:26.059 --> 00:36:29.268
رابرت پرایس در زمینه‌ی ارتباطات مخفیانه
.یه مهندس پیشگام بود

00:36:29.479 --> 00:36:32.017
و شماره‌ش رو بهم داد و
.من هم بهش زنگ زدم

00:36:33.316 --> 00:36:34.181
«صدای رابرت پرایس 1990»
،اون یه مخترعه

00:36:34.401 --> 00:36:38.941
.ولی دقیقاً نمی‌دونم اون به چه مفهومی مخترعه

00:36:39.155 --> 00:36:39.861
...اگه بخوام سختگیرانه بگم

00:36:40.073 --> 00:36:43.532
میگم اون یه دزد ادبیه، متوجه‌ی منظورم می‌شید؟

00:36:43.743 --> 00:36:44.779
...شوهر اول هِدی

00:36:44.994 --> 00:36:48.487
تولیدکننده‌ی برجسته‌ی مهمات
.در اتریش بود

00:36:48.707 --> 00:36:51.620
...رابرت پرایس بهم گفته فکر می‌کنه

00:36:51.835 --> 00:36:54.828
«تونی روثمن - فیزیکدان»
اون ایده‌ها رو از اتاق جلسه‌ی شوهرش
.به طور مخفیانه خارج می‌کرده

00:36:55.046 --> 00:36:58.835
درواقع، رابرت بهش می‌گفت
.ماتا هاریِ جنگ جهانی دوم

00:36:59.050 --> 00:37:02.339
بدنام‌ترین جاسوسی که
...مردها رو اغفال می‌کرد

00:37:02.554 --> 00:37:05.046
و هر گونه رازی رو
.از زیر زبونشون می‌کشید بیرون

00:37:05.265 --> 00:37:08.258
...امکانش هست که مهندسین شرکت مندل

00:37:08.476 --> 00:37:10.308
.در مورد پرش فرکانسی چیزی می‌دونستن

00:37:12.313 --> 00:37:15.772
اینجوری از پرش فرکانسی مطلع شدید؟

00:37:15.984 --> 00:37:18.442
.نه
چی؟ شوهرم؟

00:37:18.653 --> 00:37:23.193
نه، هیچ‌کس اون اختراع رو
.قبلاً ثبت نکرده بود

00:37:23.408 --> 00:37:25.274
.یعنی خودم می‌دونم چیکار کردم

00:37:25.493 --> 00:37:27.860
.واسم مهم نیست مردم در موردم چی میگن

00:37:29.998 --> 00:37:31.705
...سوابق به طور واضح نشون میده

00:37:31.916 --> 00:37:36.752
«ریچارد رودز - برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر»
که این ایده به ذهن آلمانی‌ها
...خطور نکرده بود

00:37:36.963 --> 00:37:39.751
،که همون هم‌بخشی سیگنال هِدی بود

00:37:39.966 --> 00:37:43.084
که اسمش رو گذاشته بود
"پرش فرکانسی"

00:37:43.303 --> 00:37:46.216
.فکر نکنم اون جاسوس بوده

00:37:46.431 --> 00:37:49.390
.خیلی مشخص بود
...آخه اونا اژدرها رو

00:37:49.601 --> 00:37:52.218
در تموم مسیرها شلیک می‌کردند
،و هرگز به هدف برخورد نمی‌کرد

00:37:52.437 --> 00:37:55.805
پس من یه چیزی اختراع کردم
.که موشک‌ها رو به هدف بزنه

00:37:56.024 --> 00:37:59.108
آخه من نمی‌تونستم ذهن مبتکرم رو
.توضیح بدم

00:38:02.405 --> 00:38:06.399
فکر کنم هِدی ایده‌ی خودش رو
،از یه اتفاق تصادفی کنجکاوانه گرفت

00:38:06.618 --> 00:38:09.531
،در سال 1939

00:38:09.746 --> 00:38:12.238
...شرکت رادیویی فیلکو

00:38:12.457 --> 00:38:14.995
یه کنترل از راه دورِ مدل بالا رو
.وارد بازار کرد

00:38:15.210 --> 00:38:16.997
«تاپر به سفر میره 1938»
یه وسیله‌ی جدید اومده بیرون، می‌بینی؟

00:38:17.212 --> 00:38:20.705
کانالت رو از اینجا انتخاب می‌کنی
.و صداش رو از اون طرف می‌شنوی

00:38:20.924 --> 00:38:22.586
خب، پس سیم‌هاش کو؟ -
.سیمی در کار نیست -

00:38:22.801 --> 00:38:24.337
.تردستیش هم همینه

00:38:24.552 --> 00:38:28.171
می‌دونیم که هِدی به اون
.کنترل از راه دور علاقمند شده بود

00:38:28.389 --> 00:38:31.382
و همچنین به سازوکارش
...چون دستگاه در دفترچه‌های اختراعش

00:38:31.601 --> 00:38:33.968
.ترسیم شده بود

00:38:33.992 --> 00:38:35.992
«جعبه‌ی جادویی فیلکو»

00:38:36.105 --> 00:38:40.065
.همه‌ی مدارک اختراعات مادرم اینجاست

00:38:40.276 --> 00:38:42.142
.اینه

00:38:42.362 --> 00:38:45.105
اون یه کانال رادیویی رو شماره‌گیری کرد
...و بعدش گفت

00:38:45.323 --> 00:38:48.532
اگه دور و بر فرکانس‌ها جست و خیز کنیم
...همین‌طور که من دارم

00:38:48.743 --> 00:38:52.953
با این شماره‌گیر دور و بر
،ایستگاه‌های رادیویی جست و خیز می‌کنم

00:38:53.164 --> 00:38:56.874
موقعی که این اطلاعات رو
...به اژدر منتقل ‌کنم

00:38:57.085 --> 00:38:59.168
.به طور کامل می‌تونیم ردمون رو مخفی کنیم

00:39:01.965 --> 00:39:04.298
پس جعبه‌ی جادویی فیلکو
....به احتمال زیاد

00:39:04.509 --> 00:39:06.091
.کُل این اختراع رو بهش الهام کرده بود

00:39:09.806 --> 00:39:12.765
این حقیقت که اون تونسته
...این مولفه‌ی فرکانس سیگنال

00:39:12.976 --> 00:39:16.310
«دنجیلا کابریک - ارتباطات ایمن، دانشگاه کالیفرنیا»
...و چگونگی تغییرش رو درک کنه

00:39:16.521 --> 00:39:20.185
.به نظرم به گونه‌ای نبوغانه‌س

00:39:22.110 --> 00:39:25.274
آخه ما می‌دونیم که توماس ادیسون
.هم یه مهندس نبوده

00:39:25.488 --> 00:39:27.571
...حتماً لازم نیست به مدت هشت سال

00:39:27.782 --> 00:39:29.774
آدم تحصیلاتش رو در رشته‌ی مهندسی
...تکمیل کنه

00:39:29.993 --> 00:39:33.031
.تا یه ایده‌ی جدید به ذهنش برسه

00:39:33.246 --> 00:39:35.613
،در روند اختراع کردن
...لحظاتی وجود داره که

00:39:35.832 --> 00:39:39.701
آدم باید هوشیاری بالا
.و وضوح ذهنی داشته باشه

00:39:39.919 --> 00:39:43.458
«نینو آمارنا - مخترع، جت پک هیدروژن»
،در مورد هِدی
اون این لحظه‌ی هوشیاری رو داشت

00:39:43.673 --> 00:39:46.507
بدون اینکه بدونه چطوری
.قراره کنار همدیگه قرارش بده

00:39:46.718 --> 00:39:49.836
.آموزشی ندیده بود که عملیش کنه

00:39:50.054 --> 00:39:51.920
...و می‌گفت: "ایده واسه من بود

00:39:52.140 --> 00:39:55.224
".ولی پیاده‌سازیش با جرج بود

00:39:55.435 --> 00:39:59.224
مادرم با جرج انتایل در مهمانی
.جنت گینور آشنا شد

00:39:59.439 --> 00:40:02.477
.و خیلی از جرج انتایل خوشش میومد

00:40:02.692 --> 00:40:04.479
...پس وقتی زودتر از بقیه مهمونی زد بیرون

00:40:04.694 --> 00:40:06.310
...شماره تلفنش رو با یه رژلب

00:40:06.529 --> 00:40:09.567
.روی شیشه‌ی جلوی ماشین جرج نوشت

00:40:09.782 --> 00:40:13.776
.اونا متوجه شدن که اشتراکات زیادی دارند

00:40:13.995 --> 00:40:16.282
تو اون مقطع به نظرم
...جفتشون حس می‌کردند که

00:40:16.497 --> 00:40:20.036
توانایی‌های حقیقی‌شون رو
.کسی درک نکرده

00:40:20.251 --> 00:40:24.621
جرج انتایل واقعاً یه آهنگساز
،خارق‌العاده‌ی آمریکایی بود

00:40:24.839 --> 00:40:26.626
.و به شدت خلاق و مبتکر بود

00:40:26.841 --> 00:40:29.879
«مایکل تیلسن تامس - رهبر ارکستر»
حالا موسیقی‌دان‌های سرتاسر دنیا
،عاشق نواختن موسیقی انتایل هستند

00:40:30.094 --> 00:40:32.586
خیلی دوست دارن وارد اون فضای
...ستیزه‌جویانه‌ای بشن

00:40:32.805 --> 00:40:33.795
.که متعلق به اونه

00:40:34.015 --> 00:40:35.506
،اون یه تفنگ داشت
...بعدش تفنگش رو درمیاورد و

00:40:35.725 --> 00:40:37.887
«گای لیوینگستن - پیانیست و شاگرد انتایل »
،و محکم می‌کوبیدش روی پیانو

00:40:38.102 --> 00:40:39.263
...درست در شروع نمایش

00:40:39.479 --> 00:40:40.845
!داد می‌زد: درها رو قفل کنید

00:40:41.064 --> 00:40:43.021
گاهی‌وقتا به نظر می‌رسید
...عناصر موسیقی جازش رو

00:40:43.232 --> 00:40:44.188
.داخل یه غذاساز ریخته

00:40:44.400 --> 00:40:47.313
!فقط انگاری خردش می‌کرد و می‌گفت بفرمایید

00:40:52.116 --> 00:40:53.357
...خب، جرج انتایل یه کتاب نوشته بود

00:40:53.576 --> 00:40:58.116
به اسم پسر بدِ موسیقی
...و در فصل سی و دوم نوشته

00:40:58.331 --> 00:41:02.200
"من و هِدی لامار یه اژدر رادیویی اختراع کردیم"

00:41:02.418 --> 00:41:05.206
نوشته: "ما در مورد جنگ
...باهمدیگه حرف می‌زدیم

00:41:05.421 --> 00:41:07.162
...که در اواخر تابستان 1940

00:41:07.382 --> 00:41:10.090
".بسیار وحشتناک به نظر می‌رسید

00:41:10.301 --> 00:41:11.963
...هِدی می‌گفت از اینکه تو هالیوود بشینه

00:41:12.178 --> 00:41:14.295
و یه عالمه پول دربیاره
...در حالی که اوضاع

00:41:14.514 --> 00:41:16.255
در چنین حالتی بود
.احساس راحتی نمی‌کرد

00:41:16.474 --> 00:41:18.932
و به طور جدی به رفتن از
...مترو گلدوین مایر فکر می‌کرد

00:41:19.143 --> 00:41:21.601
تا به واشنگتن دی سی بره
...و خدماتش رو

00:41:21.813 --> 00:41:24.476
به شورای مخترعین تازه تاسیس
.ارائه بده

00:41:26.401 --> 00:41:28.609
،خیلی وطن‌پرست بود
.عاشق آمریکا بود

00:41:28.820 --> 00:41:32.655
از بودن در این کشور سپاسگزار بود
.و دلش می‌خواست هیتلر بمیره

00:41:32.865 --> 00:41:34.777
.جرج انتایل هم همین‌طور

00:41:34.993 --> 00:41:36.859
جرج انتایل یه برادر کوچیک‌تر داشت که
،دوازده سال از خودش کوچیک‌تر بود

00:41:37.078 --> 00:41:40.071
«جرج انتایل 1929»
.اسمش هنری بود

00:41:40.289 --> 00:41:44.533
در سال 1941 سوار یه هواپیما می‌شه
...و چند لحظه بعدش

00:41:44.752 --> 00:41:47.586
هواپیما توسط دو جنگجوی شوروی
.سقوط می‌کنه

00:41:47.797 --> 00:41:51.461
اون اولین آمریکاییِ کشته شده
.در جنگ جهانی دوم بود

00:41:53.553 --> 00:41:56.466
.جرج، داغون شد

00:41:58.433 --> 00:42:02.347
به خاطر ترور برادرش می‌خواست
،انتقام بگیره

00:42:02.562 --> 00:42:05.555
...و فرصتش رو با کسی که

00:42:05.773 --> 00:42:07.639
.کارش رو بلد بود پیدا کرده بود

00:42:09.402 --> 00:42:13.066
هِدی و جرج باهمدیگه
،روی سه تا اختراع کار کردند

00:42:13.281 --> 00:42:17.400
هدف تمام تسحیلات کمک به
.متفقین برای جنگ با آلمان‌ها بود

00:42:17.618 --> 00:42:19.905
.نامه‌هایی از جرج انتایل دارم

00:42:20.121 --> 00:42:21.828
...در یکی از نامه‌ها نوشته

00:42:22.040 --> 00:42:25.124
تموم خواسته‌ی اون زن اینه که"
".بشینه تو خونه و اختراع کنه

00:42:25.334 --> 00:42:28.873
اون یه ترکیب باورنکردنی از
...نادانی‌های کودکانه

00:42:29.088 --> 00:42:32.047
.و درخشش‌های مشخص از نبوغه

00:42:33.968 --> 00:42:36.085
...نصف شب بهم زنگ میزنه"

00:42:36.304 --> 00:42:37.795
".چون یهو یه ایده به مغزش خطور کرده

00:42:40.266 --> 00:42:41.928
.پس مادرم یه بچه‌ی آتیش‌پاره بوده

00:42:42.143 --> 00:42:44.635
،باید اختراع می‌کرده
،باید اختراع می‌کرده

00:42:44.854 --> 00:42:47.938
.و جرج انتایل رو هم با خودش همراه می‌کنه

00:42:48.149 --> 00:42:50.482
،یکی از موفق‌ترین اختراعات‌شون

00:42:50.693 --> 00:42:53.276
،یه سیستم ارتباطی مخفیانه بود

00:42:53.488 --> 00:42:56.276
.که براساس ایده‌ی پرش فرکانسی هِدی بود

00:42:56.491 --> 00:42:57.777
،جرج از همه چی یادداشت‌برداری می‌کنه

00:42:57.992 --> 00:43:00.109
و به نظرم یه جور لحظه‌ی طلاییِ
...کشف کردن واسه‌شون پیش میاد

00:43:00.328 --> 00:43:02.615
:همون‌جایی که میگه
"می‌‌دونی، من این سیستم رو دارم"

00:43:02.830 --> 00:43:06.119
حدس میزنم از سروکار داشتن
...با پیانو‌لا به این نتیجه رسیده بود

00:43:06.334 --> 00:43:08.701
«آرتور مک‌تای - خواهرزاده‌‌ی جرج»
...که ممکنه بتونیم تطبیقش بدیم"

00:43:08.920 --> 00:43:12.630
".و مفهوم کارت رو عملی کنیم

00:43:12.840 --> 00:43:14.627
جرج انتایل در سن 17 سالگی
...از دبیرستان ترنتون

00:43:14.842 --> 00:43:16.174
،اخراج شده بود

00:43:16.385 --> 00:43:19.503
پس هیچ آموزش به خصوصی
.در زمینه‌ی مهندسی ندیده بود

00:43:19.722 --> 00:43:23.215
.اون می‌دونست که چطوری پیانولاها رو با هم همگام کنه

00:43:24.821 --> 00:43:25.953
«باله‌ی مکانیکی 1924 - موسیقی: جرج انتایل»

00:43:26.004 --> 00:43:28.462
...معروف‌ترین آهنگ جرج آهنگی بود

00:43:28.673 --> 00:43:32.132
.که برای فیلم باله‌ی مکانیکی ساخته بود

00:43:32.343 --> 00:43:37.088
.اون رو با شانزده تا پیانولا ضبط کرد

00:43:37.306 --> 00:43:39.047
...بزرگترین چیزی که جرج متوجه شد این بود که

00:43:39.267 --> 00:43:41.634
اگر غلتک‌های پیانو می‌تونن
،دکمه‌های پیانو رو فعال کنن

00:43:41.853 --> 00:43:44.345
پس چرا نتونن بسامدهای رادیویی رو

00:43:44.564 --> 00:43:46.851
در اژدرها و کشتی‌ها فعال کنن؟

00:43:48.234 --> 00:43:50.601
ایده‌ی اصلی کار این بود که

00:43:50.820 --> 00:43:53.904
...از دو غلتک کوچیک پیانو استفاده کنن

00:43:54.115 --> 00:43:56.198
...که هم‌زمان شروع به چرخش کنن

00:43:56.409 --> 00:43:59.072
،و سرعتشون یکسان باشه

00:43:59.287 --> 00:44:03.031
کشتی و اژدر
...بر اساس الگوی فرکانس یکسان

00:44:03.249 --> 00:44:06.037
.بتونن به طور مخفیانه با هم ارتباط برقرار کنن

00:44:06.252 --> 00:44:09.541
در نهایت، هِدی و جرج
...می‌خواستن اژدر و کشتی موردنظرشون

00:44:09.756 --> 00:44:12.624
،در 88 فرکانس مختلف با هم ارتباط برقرار کنن

00:44:12.842 --> 00:44:14.299
،درست مثل یه سیستم رمزگذاری

00:44:14.510 --> 00:44:16.092
.که هیچ‌کس نمی‌تونه رمزشون رو پیدا کنه

00:44:17.638 --> 00:44:19.379
.یه ایده‌ی فوق‌العاده هوشمندانه بود

00:44:19.599 --> 00:44:21.556
«انجمن ملی مخترعین - 1941»
.انجمن مخترعین هم موافق بودن

00:44:21.768 --> 00:44:23.600
...اعضای انجمن ملی مخترعین

00:44:23.811 --> 00:44:28.146
،اعضای این انجمن شامل مهندسین واقعی‌ای بودن

00:44:28.357 --> 00:44:30.064
.که یه اختراع بزرگ رو به نام خودشون ثبت کرده بودن

00:44:30.276 --> 00:44:31.517
،چارلز کترینگ

00:44:31.736 --> 00:44:34.604
...مجذوب ارزش و خلاقیت ایده‌ی هِدی و جرج

00:44:34.822 --> 00:44:36.984
.شده بود

00:44:37.200 --> 00:44:39.112
...بنابراین به جرج و هِدی کمک کردن

00:44:39.327 --> 00:44:42.695
...تا با یه فیزیک‌دان از موسسه فناوری کالیفرنیا

00:44:42.914 --> 00:44:46.032
«پروفسور سم اس. مکیوئن»
.که در رشته الکترونیک خبره بود، ارتباط برقرار کنن

00:44:46.250 --> 00:44:47.741
...و ظاهراً اون بوده که

00:44:47.960 --> 00:44:50.794
.قطعات الکترونیکی این دستگاه رو طراحی کرده

00:44:51.005 --> 00:44:54.715
...بالاخره این اختراع

00:44:54.926 --> 00:44:56.258
.به نام اون‌ها ثبت شد

00:45:01.265 --> 00:45:03.973
...هِدی و جرج اختراعشون رو

00:45:04.185 --> 00:45:06.723
،به انجمن ملی مخترعین اهدا کردن

00:45:06.938 --> 00:45:08.770
...ولی کاملاً خاطرنشان شدن

00:45:08.981 --> 00:45:11.348
،که اگر ارتش از این اختراع استفاده کنه

00:45:11.567 --> 00:45:13.479
.باید به مخترعین مبلغی پرداخت بشه

00:45:15.738 --> 00:45:17.900
،اختراع رو به نیروی دریایی دادن

00:45:18.116 --> 00:45:21.905
،و همون‌طور که بعدها جرج انتایل تعریف کرد

00:45:22.120 --> 00:45:23.907
....به دیدار مقامات نیروی دریایی رفتم

00:45:24.122 --> 00:45:26.910
...و اونا حق ثبت رو روی میز انداختن و گفتن

00:45:27.125 --> 00:45:28.161
حالا چی می‌خوای؟"

00:45:28.376 --> 00:45:30.914
می‌خوای یه پیانولا رو داخل یه اژدر بذاری؟

00:45:31.129 --> 00:45:32.620
"!از اینجا گمشو بیرون

00:45:33.881 --> 00:45:35.042
.و همین

00:45:35.258 --> 00:45:37.420
.حرومزاده‌ها

00:45:37.635 --> 00:45:38.546
.لعنت

00:45:38.761 --> 00:45:39.842
.لعنت بهشون

00:45:40.054 --> 00:45:42.262
،خُب، به خاطر همین هم من عضو ارتش شدم

00:45:42.473 --> 00:45:44.886
.چون نیروی دریایی اونقدرا باهوش نبود

00:45:55.653 --> 00:45:58.145
،بعد از اینکه نیروی دریایی اختراع اون‌ها رو پس زد

00:45:58.364 --> 00:46:01.323
.هِدی می‌خواست پیگیر توسعه اختراعشون بشه

00:46:01.534 --> 00:46:04.151
،ولی از اونجایی که جرج باید مخارج زندگیش رو تامین می‌کرد

00:46:04.370 --> 00:46:07.158
.علاقه‌ای به این کار نداشت

00:46:07.373 --> 00:46:09.365
فکر کنم جرج از اینکه اون دستگاه رو ساخته بود
،به خودش افتخار می‌کرد

00:46:09.584 --> 00:46:12.076
.ولی دیگه بی‌خیالش شده بود

00:46:12.295 --> 00:46:13.581
...فکر کنم هِدی به این کار

00:46:13.796 --> 00:46:17.039
به این دید نگاه می‌کرد که شاید
...بلیتی باشه برای اینکه به عنوان یه زن نابغه

00:46:17.258 --> 00:46:20.126
.شناخته بشه، چون واقعاً نابغه بود

00:46:20.150 --> 00:46:24.150
«هِدی - در سن 27 سالگی»

00:46:25.433 --> 00:46:28.972
و اون حق ثبت، مثل همه‌ی چیزهایی که
،برای نیروی نظامی فرستاده می‌شه

00:46:29.187 --> 00:46:32.100
در یه گاوصندوق قرار داده شد
.و برچسب فوق محرمانه خورد

00:46:32.315 --> 00:46:34.227
...به این منظور که تا پایان جنگ

00:46:34.442 --> 00:46:36.183
.از دید دنیا مخفی بمونه

00:46:41.032 --> 00:46:43.866
...اساساً نیروی دریایی بهش گفت

00:46:44.076 --> 00:46:48.036
می‌دونی، خانم کوچولو"
...اگه بری بیرون

00:46:48.247 --> 00:46:50.705
...و اوراق قرضه‌ی جنگ بفروشی، بیشتر کمک می‌کنی

00:46:50.917 --> 00:46:52.249
...تا یه گوشه بشینی

00:46:52.460 --> 00:46:55.294
.و سعی کنی یه اژدر بسازی

00:46:55.504 --> 00:46:57.120
.این کار رو بسپار به کاردانش

00:46:57.340 --> 00:47:00.583
".برو بیرون و پول جمع کن

00:47:00.801 --> 00:47:04.886
.لازم نیست هم هِدی لامار باشی هم باهوش

00:47:05.097 --> 00:47:05.962
.نه

00:47:07.475 --> 00:47:08.261
.نه

00:47:11.687 --> 00:47:15.021
من موقع تور اوراق قرضه
.برای دولت کار کردم

00:47:15.233 --> 00:47:16.974
واقعاً؟ چطوری؟

00:47:17.193 --> 00:47:20.106
،خودم رو نشون می‌دادم
.با مردم می‌رقصیدم

00:47:22.323 --> 00:47:24.610
...هِدی به رستوران ارتش هالیوود می‌رفت

00:47:24.825 --> 00:47:27.067
.و سربازها رو سرگرم می‌کرد

00:47:27.286 --> 00:47:29.369
.هِدی لامار عکس‌هاش رو امضا می‌کرد

00:47:29.580 --> 00:47:32.573
...هنوز شهروند آمریکا نشده بود

00:47:32.792 --> 00:47:37.628
ولی به نمایندگی از ایالات متحده
...اونجا کار می‌کرد

00:47:37.838 --> 00:47:39.795
...و هر شب که اونجا می‌رفت

00:47:40.007 --> 00:47:41.464
.کلی سرباز میومدن

00:47:41.676 --> 00:47:44.009
.واقعاً خیلی خوب بوده

00:47:44.220 --> 00:47:48.885
هِدی اون موقع حدود 25 میلیون دلار
...اوراق قرضه‌ی جنگ فروخت

00:47:49.100 --> 00:47:52.138
،که اگه به ارزش دلار امروزی بسنجی

00:47:52.353 --> 00:47:57.894
.میشه 343 میلیون دلار اوراق قرضه‌ی جنگ امروزی

00:48:00.820 --> 00:48:03.153
،وقتی بگن واسه جنگ پول جمع کن

00:48:03.364 --> 00:48:04.480
.واقعاً واسه آدم سخت میشه

00:48:04.699 --> 00:48:07.032
«جنیفر هام - انیماتور گوگل»
...اینطوری طرف مجبور می‌شه هر چی در توان داره بذاره

00:48:07.243 --> 00:48:10.782
.تا این کار رو انجام بده

00:48:10.997 --> 00:48:12.954
اف-35، کسی این شماره رو داره؟

00:48:13.165 --> 00:48:13.905
!من دارم

00:48:14.125 --> 00:48:15.115
!بیا جلو

00:48:15.334 --> 00:48:16.745
.اوه، نه

00:48:16.961 --> 00:48:21.046
.مثلاً بوسه‌ت رو به یه مرد غریبه بفروشی

00:48:21.257 --> 00:48:24.216
...شاید... شاید اگر به خاطر هوشش

00:48:24.427 --> 00:48:27.465
...شناخته می‌شد، حس بهتری نسبت به

00:48:27.680 --> 00:48:29.672
.دستاوردهاش داشت

00:48:29.890 --> 00:48:31.131
.بهش عادت می‌کنی

00:48:31.350 --> 00:48:33.012
.نمی‌خوام بهش عادت کنم

00:48:33.227 --> 00:48:34.092
.من زندگی خودم رو دارم

00:48:34.312 --> 00:48:36.144
!زندگی خودم

00:48:36.355 --> 00:48:37.971
،برای اینکه نمک به زخمش بپاشن

00:48:38.190 --> 00:48:42.651
در سال 1942 دولت آمریکا حق امتیاز هِدی رو

00:48:42.862 --> 00:48:44.979
به عنوان اموال یه دشمن بیگانه
.ثبت و ضبط کرد

00:48:47.116 --> 00:48:48.778
.متوجه نمی‌شم

00:48:48.993 --> 00:48:51.485
اونا واسه فروش اوراق قرضه‌ی جنگ
،ازم سوءاستفاده کردن

00:48:51.704 --> 00:48:52.865
.پس من بیگانه محسوب نمیشم

00:48:53.080 --> 00:48:54.992
،حالا که یه چیزی واسه این کشور اختراع کردم

00:48:55.207 --> 00:48:57.199
شدم بیگانه؟

00:49:04.633 --> 00:49:07.797
.من تاندلیو هستم

00:49:08.012 --> 00:49:11.130
،بعد از اختراعش

00:49:11.349 --> 00:49:13.966
لوئیس بی. مایر چه پیشنهادی به هِدی لامار داد؟

00:49:16.187 --> 00:49:17.473
.محموله سفید

00:49:17.497 --> 00:49:20.187
«محموله سفید 1942»

00:49:22.902 --> 00:49:25.189
اون موقع درگیر جنگ بودیم
....و لوئیس بی. مایر

00:49:25.404 --> 00:49:27.316
...می‌خواست ارتشی‌ها رو سرگرم کنه

00:49:27.531 --> 00:49:28.647
...و حاضر بود پول بده

00:49:28.866 --> 00:49:31.324
تا چیزی رو ببینه که اون موقع
.مستهجن محسوب می‌شد

00:49:35.081 --> 00:49:36.993
...لوئیس بی. مایر زن‌های دنیا رو

00:49:37.208 --> 00:49:39.450
،به دو بخش تقسیم کرد

00:49:39.668 --> 00:49:41.455
.مریم مقدس‌ها و فاحشه‌ها

00:49:43.589 --> 00:49:45.080
...به خاطر فیلم خلسه

00:49:45.299 --> 00:49:48.042
...فکر نکنم هیچ وقت باور داشت

00:49:48.260 --> 00:49:50.923
.اون چیزی جز مورد دوم باشه

00:49:51.138 --> 00:49:52.470
.بهتره دیگه بری

00:49:56.227 --> 00:49:59.095
.مردم با ولع فیلم رو دیدن

00:49:59.313 --> 00:50:04.775
این همون زنی بود که سعی داشت
.روند جنگ رو عوض کنه

00:50:04.985 --> 00:50:08.023
...حالا تو یه فیلم درجه سه بازی کرده بود

00:50:08.239 --> 00:50:11.152
.تا حواس ارتشی‌ها رو پرت کنه

00:50:13.577 --> 00:50:17.161
.فکر می‌کنن من بازیگر بدی‌ام

00:50:17.373 --> 00:50:20.992
فکر کنم بعضی وقتا تو زندگی واقعی
.بیشتر نقش بازی می‌کنم تا جلوی دوربین

00:50:24.046 --> 00:50:27.289
اون واقعاً دلش می‌خواست
.به خاطر بازیش تو هالیوود شناخته بشه

00:50:27.508 --> 00:50:29.465
...می‌دونست مثل گاربو و دیتریش

00:50:29.677 --> 00:50:32.169
.مورد احترام بقیه نیست

00:50:32.388 --> 00:50:37.600
می‌خواست نقش‌هایی رو بازی کنه
...که بهش اجازه می‌دادن خودش رو بیشتر نشون بده

00:50:37.810 --> 00:50:39.722
.و اون رو تو بازیگری به چالش می‌کشیدن

00:50:39.937 --> 00:50:45.774
به همین خاطر با لوئیس بی. مایر
.دچار اختلاف شد

00:50:45.985 --> 00:50:47.726
.بایر چند بار ازش شکایت کرد

00:50:47.945 --> 00:50:50.028
.سعی داشت حسابی هِدی رو کنترل کنه

00:50:50.239 --> 00:50:52.526
...و هِدی هم اجازه نمی‌داد کسی انقدر کنترلش کنه

00:50:52.741 --> 00:50:54.107
.و به خاطر همین همیشه یه مشکلی پیش میومد

00:50:54.326 --> 00:50:57.694
.و همه جا پیچید که سر و کله زدن با اون کار سختیه

00:51:04.879 --> 00:51:07.792
،من معتقدم کنترل ما دست خودمون

00:51:08.007 --> 00:51:08.963
،افکارمون

00:51:09.175 --> 00:51:11.292
.و رفتارمون در مقابل بقیه هست

00:51:11.510 --> 00:51:12.796
...وقتی دیگه تحملش رو نداشته باشی

00:51:13.012 --> 00:51:14.093
....به یه نقطه‌ای می‌رسی

00:51:14.305 --> 00:51:16.592
و مجبور می‌شی کاری کنی
.تا صدات شنیده بشه

00:51:17.933 --> 00:51:20.971
.اون می‌خواست آزاد باشه

00:51:21.187 --> 00:51:25.056
.به نظرم اون شجاع و دلیر بود

00:51:25.274 --> 00:51:27.186
با خودش می‌گفت
.به خاطر خودم این کار رو می‌کنم"

00:51:27.401 --> 00:51:29.108
...می‌خوام زندگی خودم رو

00:51:29.320 --> 00:51:30.652
".می‌خوام زندگی لعنتی خودم رو داشته باشم

00:51:32.031 --> 00:51:33.112
بنابراین گفت "اصلاً می‌دونی چیه؟

00:51:33.324 --> 00:51:34.360
.خوم فیلم می‌سازم

00:51:34.575 --> 00:51:36.532
".فیلم خودم رو تولید می‌کنم

00:51:39.371 --> 00:51:41.863
«زن بیگانه - 1946»
..یادم نمیاد جز هِدی کسی دیگه بوده باشه

00:51:42.082 --> 00:51:45.075
.که بره بیرون و تهیه‌کننده‌ی یه فیلم بشه

00:51:45.294 --> 00:51:49.083
«رابرت آزبورن - دوست صمیمی»
.همچین کاری تو سال 1946 نامتعارف بود

00:51:49.298 --> 00:51:50.914
،سیستم روی خوش به این قضیه نشون نمی‌داد

00:51:51.133 --> 00:51:53.796
...خوششون نمیومد ستاره‌های سینما از کنترل خارج بشن

00:51:54.011 --> 00:51:55.297
.و فیلم خودشون رو بسازن

00:51:55.513 --> 00:51:57.379
.چه فکر افتضاحی

00:51:57.598 --> 00:52:00.716
.به خصوص واسه یه زن

00:52:00.935 --> 00:52:04.053
،اون به خاطر فمینیست بودنش
.از زمانه‌ی خودش جلوتر بود

00:52:05.856 --> 00:52:09.691
،هیچ‌وقت اسم فمینیست روش نبود
.ولی واقعاً بود

00:52:09.902 --> 00:52:11.643
.نگران من نباش

00:52:11.862 --> 00:52:13.569
.می‌تونم از پس مشکلات بربیام

00:52:13.781 --> 00:52:15.864
.می‌دونم می‌تونی

00:52:16.075 --> 00:52:19.614
،و بعد یکی از تهیه‌کنندگان فیلم زن بی‌شرف شد

00:52:19.828 --> 00:52:23.117
.و به نظرم هر دو فیلم خیلی خوب ساخته شده بودن

00:52:27.503 --> 00:52:30.211
«زن بی‌شرف - 1947»
.فیلم زن بی‌شرف رو به همراه پدرم تهیه‌کنندگی کرد

00:52:30.422 --> 00:52:32.789
.اون تنها فیلمشون با همدیگه بود

00:52:33.008 --> 00:52:35.045
...همیشه واسم سوال بود رابطه آدمایی

00:52:35.261 --> 00:52:36.968
.مثل من و تو جواب میده یا نه

00:52:37.179 --> 00:52:40.593
...همون موقع‌ها بود که آمریکا داشت از جنگ جهانی دوم

00:52:40.808 --> 00:52:42.925
.بهبود پیدا می‌کرد

00:52:43.143 --> 00:52:44.725
،و مثل همه‌ی مردم کشور

00:52:44.937 --> 00:52:47.850
.دلش خانواده و زندگی خانوادگی می‌خواست

00:52:50.401 --> 00:52:51.983
و ازدواج کردم
...و ازدواج کردم چون

00:52:52.194 --> 00:52:56.438
.مشخصاً از هم‌نشینی با یه مرد خوشم میومد

00:52:56.657 --> 00:52:59.775
.به نظرم یه مقدار تفاوت سنیشون زیاد و اون بریتانیایی بود

00:52:59.994 --> 00:53:02.202
.فکر نکنم عشق زندگیش بوده باشه

00:53:02.413 --> 00:53:05.076
.فکر کنم گفت که یه آدم خسته‌کننده و بی‌روح بود

00:53:05.291 --> 00:53:08.159
.می‌دونی، تو اصلاً اونی نیستی که فکرش رو می‌کردم

00:53:08.377 --> 00:53:09.413
نیستم؟

00:53:09.628 --> 00:53:11.039
.نه

00:53:11.255 --> 00:53:14.123
.این یه نامه از طرف جرج انتایل هست

00:53:14.341 --> 00:53:15.923
،آخرین باری که هِدی رو دیدم"

00:53:16.135 --> 00:53:17.251
.رنگ‌پریده‌تر از همیشه بود

00:53:17.469 --> 00:53:19.176
.یه چیزی آزارش می‌داد

00:53:19.388 --> 00:53:22.256
...جان لودر واقعاً و کاملاً خسته‌کننده‌تر از اونه که

00:53:22.474 --> 00:53:26.184
".به درد این الماس درخشان و باورنکردنی بخوره

00:53:26.395 --> 00:53:29.103
.و به نظرم این حرفش کاملاً درست بود

00:53:30.608 --> 00:53:33.146
،اون مستقل بود
.نون‌آور خونه بود

00:53:33.360 --> 00:53:35.443
.تو ازدواجش گیر نکرد

00:53:35.654 --> 00:53:37.020
می‌شه لطفاً بری؟

00:53:37.239 --> 00:53:39.105
.معلومه که میرم

00:53:39.325 --> 00:53:42.284
فکر کنم وقتی پدرم رفت، من یه کودک نوپا بودم
،و تونی نوزاد بود

00:53:42.494 --> 00:53:44.281
.و دیگه هیچ‌وقت خبری ازش نشنیدم

00:53:44.305 --> 00:53:45.289
.ازدواجم شکست خورد

00:53:45.314 --> 00:53:47.350
،هیچ‌وقت نمی‌دونستم یه دلار چه ارزشی داره
.تا اینکه یه دفعه دیدم باید چند نفر رو از لحاظ مالی حمایت کنم

00:53:47.374 --> 00:53:50.742
،اون تو دهه چهل سالگیش
.یه مادر مجرد بود

00:53:50.961 --> 00:53:52.998
.به معنای واقعی تنها بود

00:53:55.424 --> 00:53:56.631
،وقتی بچه بودیم

00:53:56.842 --> 00:54:01.553
جذاب‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین آدمی بود
.که می‌شد تصور کرد

00:54:01.764 --> 00:54:03.596
،خیلی مهربون و گرم و بامحبت بود

00:54:03.807 --> 00:54:06.675
وقتی دستام رو مشت می‌کردم
:اونا رو باز می‌کرد و می‌گفت

00:54:06.894 --> 00:54:08.635
«.آروم باش، با عصبانیت نخواب»

00:54:08.854 --> 00:54:10.971
.اون یه مادر فوق‌العاده بود

00:54:11.190 --> 00:54:14.103
.به بچه‌هام شنا کردن رو یاد دادم

00:54:14.318 --> 00:54:18.028
بچه کوچولوها
.بازوبند‌های کوچولو به دستشون می‌کردن

00:54:18.238 --> 00:54:19.570
تا حالا همچین چیزی رو دیدی؟ -
.آره -

00:54:19.782 --> 00:54:21.694
.که البته خیلی مسخره‌س

00:54:21.909 --> 00:54:24.117
...چون این وسط بدن هست

00:54:24.328 --> 00:54:26.695
.که باید روی سطح آب قرار بگیره

00:54:26.914 --> 00:54:27.904
.هوم

00:54:28.123 --> 00:54:29.489
...این‌طوری به بچه‌هام یاد دادم

00:54:29.708 --> 00:54:31.620
.و مثل یه ماهی، شنا کردن رو یاد گرفتن

00:54:33.315 --> 00:54:36.308
.واقعاً مثل طلا باارزش بودن

00:54:37.257 --> 00:54:40.125
.کارم باهاشون خوب بود

00:54:40.179 --> 00:54:42.171
...یه مقدار خسته‌م می‌کرد ولی

00:54:42.601 --> 00:54:44.239
.بچه‌داری همینه دیگه

00:54:46.183 --> 00:54:47.674
.مادرم خیلی کار کرد

00:54:47.893 --> 00:54:49.009
.باید پول درمیاورد

00:54:49.228 --> 00:54:50.184
.آخه خودش بود و خودش

00:54:50.396 --> 00:54:52.137
.خیلی فشار روش بود

00:54:53.784 --> 00:54:55.867
.حداقل لازم نبود نگران مادربزرگم باشه

00:54:55.999 --> 00:54:58.036
...ولی سالم و سرحال تونست خودش رو به کالیفرنیا برسونه

00:54:58.237 --> 00:55:00.229
.و مامان پول خونه‌ش رو داد تا نزدیک ما زندگی کنه

00:55:00.447 --> 00:55:03.485
هِدی از لحاظ مالی
.تو بهترین شرایط قرار نداشت

00:55:03.701 --> 00:55:05.112
،دوتا فیلم مستقل داشت می‌ساخت

00:55:05.327 --> 00:55:07.159
«استیون مایکل شیرر - زندگی‌نامه‌نویس هِدی»
،یه فیلم کمدی بد ساخته بود

00:55:07.371 --> 00:55:10.785
.و می‌دونست از لحاظ مالی به بن‌بست خورده

00:55:10.999 --> 00:55:13.867
.به یه هوای تازه احتیاج داشت

00:55:14.086 --> 00:55:15.668
،و یه دفعه شانس بهش رو کرد

00:55:15.879 --> 00:55:17.541
...و مدیر برنامه‌هاش بهش گفت

00:55:17.756 --> 00:55:20.920
"خُب، چند روز پیش داشتم با سی.بی حرف می‌زدم"

00:55:21.135 --> 00:55:22.296
،سیسیل بی. دمیل

00:55:22.511 --> 00:55:24.252
.یه تهیه‌کننده فوق‌العاده بزرگ

00:55:24.471 --> 00:55:27.384
...اون تازه حماسه‌های کتاب مقدس

00:55:27.599 --> 00:55:30.012
.ژانر شمشیر و صندل رو شروع کرده بود

00:55:30.227 --> 00:55:32.139
...و هِدی با سیسیل بی. دمیل تماس گرفت و گفت

00:55:32.354 --> 00:55:35.472
.شنیدم واسه فیلم جدیدت داری انتخاب بازیگر می‌کنی"

00:55:35.691 --> 00:55:37.023
".من دلیله هستم

00:55:37.047 --> 00:55:38.503
«سامسون و دلیله - 1949»

00:55:38.527 --> 00:55:41.019
.هیچ مردی دلیله رو ترک نمی‌کنه

00:55:46.034 --> 00:55:47.150
.نگاش کن، سامسون

00:55:47.369 --> 00:55:48.985
.خوب نگاش کن

00:55:49.204 --> 00:55:53.244
.خود شیطان زیر و بم هنر فریب رو یادش داده

00:55:53.459 --> 00:55:55.371
.هاوارد هاکس حرف خوبی در مورد دمیل زده

00:55:55.586 --> 00:55:57.077
،میگه "می‌دونی

00:55:57.296 --> 00:55:59.663
".دمیل یه جوری بده که باعث میشه کارگردان خوبی بشه

00:56:03.093 --> 00:56:05.881
ولی به هرحال، سامسون و دلیله
.خیلی موفق بود

00:56:06.096 --> 00:56:07.928
.به نظرم بزرگترین موفقیت هِدی، همین فیلم بود

00:56:08.140 --> 00:56:10.598
...اسم هِدی رو تو ذهن مردم

00:56:10.809 --> 00:56:14.018
.دوباره زنده کرد

00:56:14.229 --> 00:56:17.017
...سامسون و دلیله دومین فیلم پرفروش

00:56:17.232 --> 00:56:18.689
.اون دهه شد

00:56:18.901 --> 00:56:22.770
.فقط بربادرفته تونست از اون فیلم سبقت بگیره

00:56:22.988 --> 00:56:24.479
.هِدی قضیه رو فهمید

00:56:24.698 --> 00:56:26.690
...تصمیم گرفت فیلم حماسی خودش رو

00:56:26.909 --> 00:56:29.151
.به روش دمیل تولید کنه

00:56:29.369 --> 00:56:32.157
...اون رو در ایتالیا فیلمبرداری کرد و اسمش رو گذاشت

00:56:32.372 --> 00:56:34.455
.عشق‌های سه ملکه

00:56:36.352 --> 00:56:38.352
«عشق‌های سه ملکه - 1954»

00:56:38.962 --> 00:56:42.000
.هر سه نقش اصلی رو خودش بازی کرد

00:56:42.216 --> 00:56:43.832
...موضوع فیلم درباره زیبایی بود

00:56:44.051 --> 00:56:45.758
...و اینکه چطور زیبایی مانع رسیدن زنان بزرگ تاریخ

00:56:45.969 --> 00:56:47.710
.به عشق میشه

00:56:47.930 --> 00:56:50.217
.دارن میندازنت تو تله

00:56:50.432 --> 00:56:52.970
.اوه، ناپلئون، انگار کور شدی

00:56:53.185 --> 00:56:55.051
.چاره‌ای نیست

00:56:55.270 --> 00:56:56.932
.ساخت این فیلم خیلی سخت بود

00:56:57.147 --> 00:56:58.103
...اون واسه ساخت

00:56:58.315 --> 00:57:01.103
.همچین پروژه‌ی بزرگی آموزش ندیده بود

00:57:01.318 --> 00:57:03.025
،و وقتی تموم شد

00:57:03.237 --> 00:57:07.197
.نتونست اون رو تو آمریکا پخش کنه

00:57:07.407 --> 00:57:09.569
،اون میلیون‌ها دلار خرج فیلم کرده بود

00:57:09.785 --> 00:57:11.868
.هیچ‌کس حاضر نبود قبولش کنه

00:57:12.079 --> 00:57:13.365
.کل پولش رو از دست داد

00:57:13.580 --> 00:57:15.071
.فهمید همه تلاشش هیچ و پوچ بوده

00:57:16.458 --> 00:57:20.042
.من یه هنرمند خوب و یه تاجر بدم

00:57:22.381 --> 00:57:23.622
...اون دیگه ستاره نبود

00:57:23.841 --> 00:57:26.128
.و هیچ پولی هم واسش نمونده بود

00:57:28.136 --> 00:57:30.719
...برای حضور در یه مراسم، به هیوستون رفت

00:57:30.931 --> 00:57:34.220
«هاوارد لی - شوهر پنجم»
.و با هاوارد لی که تاجر نفت بود، آشنا شد

00:57:34.434 --> 00:57:40.180
.و بعد فهمیدم که دیگه اسمم تونی لی هست

00:57:40.399 --> 00:57:42.140
.و در تگزاس زندگی می‌کردیم

00:57:44.078 --> 00:57:47.320
«تگزاس، هیوستون - 1954»

00:57:53.265 --> 00:57:56.975
در واقع صدای مامان مثل تگزاسی‌ها تودماغی بود
.و لهجه‌ی وینی داشت

00:57:57.249 --> 00:57:59.582
.خیلی خنده‌دار بود

00:57:59.793 --> 00:58:02.035
.اون مرد خوبی بود

00:58:02.254 --> 00:58:06.123
.یه مدت احساس می‌کردم مکزیکی هستم

00:58:06.341 --> 00:58:11.587
.هِدی در تگزاس دوباره تبدیل شد به همسر یه پیرمرد پولدار

00:58:11.805 --> 00:58:14.297
.تگزاس حکم بازنشستگی رو داشت

00:58:14.516 --> 00:58:17.600
.ولی یه آدم خلاق همیشه باید یه کاری بکنه

00:58:17.811 --> 00:58:19.848
.ولی کار زیادی واسه انجام دادن نداشت

00:58:23.692 --> 00:58:26.810
.برای تعطیلات رفتیم به اسپن در کلرادو

00:58:27.029 --> 00:58:29.112
.وقتی نوجوون بودم، اسکی می‌کردم

00:58:29.323 --> 00:58:32.066
،تا مدرسه اسکی می‌رفتم
.هرجا که می‌خواستم برم با اسکی می‌رفتم

00:58:34.036 --> 00:58:35.447
.و اسپن رو هم حسابی بررسی کردم

00:58:35.662 --> 00:58:37.619
.هیچ‌کسی اونجا نبود
.هیچ‌کس

00:58:37.831 --> 00:58:39.993
.فقط چندتا مغازه و خونه بود

00:58:40.208 --> 00:58:44.418
.اونا هم گفتن "اینجا یه مکان عالی واسه پیست اسکی هست

00:58:44.630 --> 00:58:47.794
.شروع کردم به ساختن یه مکان به نام ویلا لامار

00:58:48.008 --> 00:58:50.125
،می‌خواست یه پیست اسکی بسازه

00:58:50.344 --> 00:58:53.007
برای همین هاوارد رو مجبور کرد
.تا چندتا زمین بخره

00:58:54.389 --> 00:58:56.756
،اونجا کاملاً شبیه اتریش بود
.خیلی زیبا بود

00:58:56.975 --> 00:58:59.058
.چندین سال رو صرف ساخت اون مکان کرد

00:59:00.145 --> 00:59:03.058
.انگار یه بخشی از وطنش رو اونجا ساخت

00:59:03.273 --> 00:59:05.515
.به خاطر همین اونجا خیلی واسش ارزش داشت

00:59:05.734 --> 00:59:09.353
.فکر کنم واقعاً دلتنگ وطنش شده بود

00:59:12.407 --> 00:59:13.397
...بعد از ساخت اونجا

00:59:13.617 --> 00:59:16.985
.کم‌کم اوضاع به‌هم ریخت

00:59:17.204 --> 00:59:19.241
.رابطه‌شون خوب نبود

00:59:19.456 --> 00:59:23.166
،یه ضربه‌ی روحی بود
.همسرش الکلی بود

00:59:23.377 --> 00:59:25.414
.به خاطر بچه‌ها خیلی سخت بود که برم

00:59:25.629 --> 00:59:28.872
،گفتم "تنها چیزی که می‌خوام اسپن هست
".خودم اونجا رو ساختم

00:59:29.091 --> 00:59:30.582
....فکر کنم کلبه‌ی کوهستانی من

00:59:30.801 --> 00:59:32.838
.روزی یه میلیون دلار درآمد داره

00:59:35.347 --> 00:59:36.508
...هِدی بارها و بارها

00:59:36.723 --> 00:59:39.682
.درباره‌ی طلاقش از هاوارد لی باهام حرف زد

00:59:39.893 --> 00:59:42.226
.شاید تیره و تار‌ترین دوران زندگیش همون موقع بوده باشه

00:59:43.855 --> 00:59:44.766
،بعد دخترم گفت

00:59:44.982 --> 00:59:47.599
".مامان، یه بلایی سر تونی اومده"

00:59:47.818 --> 00:59:50.982
.پسرم نزدیک بود تو تصادف ماشین کشته بشه

00:59:53.177 --> 00:59:55.840
،در حالی که پسرش رو به مرگ و در بیمارستان بستری بود

00:59:56.243 --> 00:59:59.327
از طرف دادگاه طلاق فراخونده شد
.تا شهادت بده

00:59:59.538 --> 01:00:02.997
به قدری اضطراب داشت و آشفته بود
،که به مرز فروپاشی رسیده بود

01:00:03.208 --> 01:00:05.450
،بنابراین بدل هالیوودیش رو به دادگاه فرستاد

01:00:05.669 --> 01:00:08.127
.تا به جاش شهادت بده

01:00:08.338 --> 01:00:10.876
،حسابی از دست قاضی شاکی بود

01:00:11.091 --> 01:00:13.174
...چون قاضی برای تنبیهش، در توافق‌نامه‌ی طلاق

01:00:13.385 --> 01:00:15.798
.نذاشت سهمی بهش برسه

01:00:16.013 --> 01:00:17.845
.همه چیز به اون رسید

01:00:18.056 --> 01:00:20.389
.اسپن که انقدر خوب بود

01:00:20.600 --> 01:00:23.183
.منظورم اینه که شوک بزرگی بود

01:00:23.347 --> 01:00:25.634
...بنابراین همین فشار و فشارهای دیگه

01:00:25.897 --> 01:00:28.230
.واسم کافی بود
.از هم پاشیدم

01:00:28.442 --> 01:00:31.059
.دچار فروپاشی روانی شدم

01:00:31.278 --> 01:00:33.861
...حس می‌کنم مُرده بودم

01:00:34.072 --> 01:00:36.610
،مدتش رو نمی‌دونم
.ولی مُرده بودم

01:00:36.825 --> 01:00:41.035
....به قدری داغون بودم که حس می‌کردم روی سقف

01:00:41.246 --> 01:00:43.954
.یه نوری می‌بینم

01:00:44.166 --> 01:00:45.077
.پدرم رو دیدم

01:00:48.879 --> 01:00:51.041
،اون می‌گفت پدرش امیل

01:00:51.256 --> 01:00:52.246
،بزرگترین عشقش بوده

01:00:52.466 --> 01:00:54.549
«لودی لودر - نوه»
.و هیچ‌کس رو نمیشه باهاش مقایسه کرد

01:00:54.760 --> 01:00:59.630
.خُب، پدرش قبل از اینکه معروف بشه اون رو می‌شناخته

01:00:59.848 --> 01:01:02.386
.بنابراین عشق اون رو عشق واقعی می‌دونسته

01:01:02.601 --> 01:01:04.934
.نمی‌دونم دوباره همچین عشقی رو تجربه کرد یا نه

01:01:07.272 --> 01:01:09.514
.هِدی دو بار دیگه هم ازدواج کرد

01:01:09.733 --> 01:01:12.567
.هیچ‌کدوم هم بیشتر از یک سال دووم نیاوردن

01:01:14.404 --> 01:01:17.897
...ای کاش مادرم شوهری داشت

01:01:18.116 --> 01:01:19.607
.که بلد بود بهش عشق بورزه

01:01:19.826 --> 01:01:20.907
.ولی هیچ‌وقت همچین شوهری نداشت

01:01:22.920 --> 01:01:24.126
«کالیفرنیا، لس‌آنجلس - دهه 60»

01:01:24.331 --> 01:01:26.994
...بعد از تگزاس، زندگی کردن در کنارش

01:01:27.209 --> 01:01:31.044
.خیلی خیلی سخت و گیج‌کننده بود

01:01:33.173 --> 01:01:35.916
.فکر کنم باعث و بانیش اون داروها بودن

01:01:36.134 --> 01:01:39.047
.کوچیکترین چیزی حالش رو بد می‌کرد

01:01:39.262 --> 01:01:40.844
.خیلی دمدمی‌مزاج شده بود

01:01:41.056 --> 01:01:44.800
.هر لحظه اخلاقش عوض می‌شد

01:01:45.018 --> 01:01:48.261
.فکر کنم همه اینا از قضیه جیمی شروع شده بود

01:01:51.149 --> 01:01:53.937
،وقتی بزرگ شدم
...یه بار داشتم به عکس بچگیام نگاه می‌کردم

01:01:54.152 --> 01:01:55.984
...اون اولین تولدم بود و مامان

01:01:56.196 --> 01:01:58.233
.مامان و بابا پشتم وایستاده بود

01:01:58.448 --> 01:02:01.316
.و بین اونا یه پسربچه حضور داشت

01:02:01.535 --> 01:02:03.242
،به مامانم گفتم

01:02:03.453 --> 01:02:05.194
"این پسره کیه؟"

01:02:05.413 --> 01:02:06.824
،گفت

01:02:07.040 --> 01:02:10.124
اوه، اون رو به سرپرستی گرفته بودیم"
".ولی خوب پیش نرفت

01:02:10.335 --> 01:02:13.043
...گفت اون پسر سرکشی بود

01:02:13.255 --> 01:02:16.123
.و همه‌ش بداخلاقی می‌کرد

01:02:16.341 --> 01:02:19.925
.جیمی رو به یه مدرسه شبانه‌روزی نظامی فرستاده بودن

01:02:20.137 --> 01:02:22.220
...مربی ورزش اونجا

01:02:22.430 --> 01:02:24.672
،یه جورایی جیمی رو زیر بال و پرش گرفت

01:02:24.891 --> 01:02:26.382
،البته هم مربی و هم همسرش

01:02:26.601 --> 01:02:31.187
و مربی از هِدی پرسید که
.می‌شه جیمی بیاد و با اونا زندگی کنه

01:02:31.398 --> 01:02:34.812
و مامانم به قدری از جیمی خسته شده بود
.که جواب مثبت داده بود

01:02:36.486 --> 01:02:38.978
.باورم نمی‌شه هیچ خاطره‌ای ازش ندارم

01:02:41.241 --> 01:02:44.075
.اون مادرمه و من عاشقشم

01:02:44.286 --> 01:02:47.745
بعضی وقتا بهش زنگ می‌زدم
.و اون هم بعضی وقتا بهم زنگ می‌زد

01:02:47.769 --> 01:02:49.350
«جیمز لودر - فرزندخوانده»

01:02:49.374 --> 01:02:51.036
،واقعاً هیچ‌وقت سرزنشش نکردم

01:02:51.251 --> 01:02:52.958
...فقط

01:02:53.170 --> 01:02:56.004
..می‌دونم ناراحت بود چون من

01:02:56.214 --> 01:02:58.672
.یه جورایی زدم تو صورتش

01:02:58.884 --> 01:03:01.843
".و گفتم "دیگه دوستت ندارم

01:03:02.053 --> 01:03:06.047
.بعد از اون قضیه حدود 40 سال ندیدمش

01:03:08.476 --> 01:03:10.638
.اون استاد افراط و تفریط بود

01:03:12.063 --> 01:03:14.771
.راحت می‌تونست همه چیز رو رها کنه

01:03:14.983 --> 01:03:18.021
،جیمی رو کنار گذاشت
.دینش رو کنار گذاشت

01:03:18.236 --> 01:03:21.946
،درهم شکسته بود
.تیکه‌های وجودش رو گم کرده بود

01:03:25.118 --> 01:03:27.155
...خیلی از ستاره‌های سینما

01:03:27.370 --> 01:03:33.458
.اعتیادشون رو به قرص‌های انرژی‌زا ادامه میدن

01:03:33.668 --> 01:03:35.830
...اگه دقت کنیم، همچین چیزی

01:03:36.046 --> 01:03:38.038
.خیلی از رفتارهای هِدی رو توجیه می‌کنه

01:03:43.178 --> 01:03:45.465
...شایعات زیادی

01:03:45.680 --> 01:03:50.175
.در مورد ارتباطش با دکتر حال خوب‌کن معروف، وجود داشت

01:03:52.270 --> 01:03:56.560
.مکس جیکوبسون به دکتر حال خوب‌کن معروف بود

01:03:56.775 --> 01:03:58.266
،ببینید آریتا فرانکلین چی خونده

01:03:58.485 --> 01:04:01.023
«ویلیام جی. برنز - نویسنده کتاب دکتر حال خوب‌کن»
"اوه، دکتر حال خوب‌کن، خواهش می‌کنم حالمو خوب کن"

01:04:01.238 --> 01:04:03.025
.همه بهش می‌گفتن دکتر حال خوب‌کن

01:04:03.240 --> 01:04:06.108
«جان اف کندی - بیمار»
.چون یه کاری می‌کرد که حالشون خوب می‌شد

01:04:06.326 --> 01:04:08.113
...وقتی سیسیل بی. دمیل موقع فیلمبرداری ده‌فرمان

01:04:08.328 --> 01:04:10.160
،دچار حمله قلبی شد

01:04:10.372 --> 01:04:11.863
.از دکتر مکس خواست بیاد پیشش

01:04:12.082 --> 01:04:12.947
،بعد دمیل گفت

01:04:13.166 --> 01:04:14.031
.برو یه چیزی به چارلتون هستون بزن"

01:04:14.251 --> 01:04:15.207
.به اندازه کافی انرژی نداره

01:04:15.418 --> 01:04:18.206
".یه موسای بی‌حاله

01:04:19.839 --> 01:04:22.627
...هِدی لامار از دهه 50

01:04:22.842 --> 01:04:25.300
...بیمار دکتر حال خوب‌کن شد تا سال 1974

01:04:25.512 --> 01:04:29.973
.که مکس جیکوبسون پروانه پزشکیش رو از دست داد

01:04:30.183 --> 01:04:33.426
...خیلی وقتا یه نفر میومد و

01:04:33.645 --> 01:04:36.388
.یه آمپول بهم می‌زد
.نمی‌دونم چی بود

01:04:36.606 --> 01:04:39.314
.فکر می‌کردم ویتامینه، ولی نبود

01:04:39.526 --> 01:04:41.188
،می‌گفت "اوه، باید آمپول ویتامین بی بزنی

01:04:41.403 --> 01:04:43.065
".کلی انرژی به آدم میده

01:04:44.447 --> 01:04:46.063
...چیزی که مکس جیکوبسون گفت

01:04:46.283 --> 01:04:49.651
این بود که اینا
.اکسیر ویتامین‌های خاص هستن

01:04:49.869 --> 01:04:51.451
...یه سرنگ رو

01:04:51.663 --> 01:04:54.531
.با 40 میلی‌گرم متامفتامین پر می‌کرد

01:04:54.749 --> 01:04:56.536
.اون موقع قانونی بود

01:04:56.751 --> 01:04:58.538
.و به هِدی تزریق کرد

01:05:01.298 --> 01:05:02.539
...و متامفتامین اینطوریه که

01:05:02.757 --> 01:05:04.214
،کافیه یکی دو بار تزریق کنی

01:05:04.426 --> 01:05:06.588
بهش وابسته میشی
...چون مغزت بیشتر و بیشتر

01:05:06.803 --> 01:05:08.795
.بهش نیاز پیدا می‌کنه

01:05:10.807 --> 01:05:14.926
.بنابراین اون به این ویتامین‌ها وابسته شد

01:05:15.145 --> 01:05:20.982
.و اون رو به یه هیولا تبدیل کرد

01:05:21.192 --> 01:05:23.058
...من وسط آشپزخونه وایستاده بودم

01:05:23.278 --> 01:05:25.110
و یه چنگال دستش بود
.و از دستش افتاد

01:05:25.322 --> 01:05:27.860
...و یه دفعه بلند شد و بوووم

01:05:28.074 --> 01:05:30.361
.و محکم کوبید تو صورتم

01:05:30.577 --> 01:05:33.536
"!هر وقت چیزی از دستم میفته، تو باید برداریش"

01:05:33.747 --> 01:05:37.991
.کاملاً کنترلش رو از دست داده بود

01:05:38.209 --> 01:05:41.327
...حالا دیگه می‌تونم اون رفتارای متزلزش رو ببخشم

01:05:41.546 --> 01:05:44.289
...چون یه جورایی قربانی سیستمی شده بود

01:05:44.507 --> 01:05:47.341
.که اون رو به شهرت رسونده بود

01:05:56.603 --> 01:05:58.310
.خیلی ممنون
.سلام به همه‌ی مخاطبین عزیز

01:05:58.521 --> 01:06:00.979
...جیمی اونیل هستم و باعث افتخارمه که

01:06:01.191 --> 01:06:03.979
.خانم هِدی لامار زیبا رو بهتون معرفی کنم

01:06:09.074 --> 01:06:12.738
...مطمئناً هرکسی که در دهه 60 در هالیوود بزرگ شده باشه

01:06:12.952 --> 01:06:15.490
...از کاریکاتوری که هِدی بهش تبدیل شده بود

01:06:15.705 --> 01:06:18.368
.خبر داره

01:06:18.583 --> 01:06:20.040
،یادمه لوسیل بال

01:06:20.251 --> 01:06:24.666
«مایکل تیلسون توماس - دوست هِدی»
.به طرز زشتی ادای تاندلیو رو درمیاورد

01:06:28.470 --> 01:06:32.155
«تقلید محموله سفید - 1965»

01:06:35.058 --> 01:06:37.141
.من تاندلیو هستم

01:06:40.146 --> 01:06:42.058
.به نظرم توهین بهش بود

01:06:42.273 --> 01:06:43.889
.نمی‌خواست مضحکه عام و خاص بشه

01:06:45.652 --> 01:06:48.440
...وقتی رفتم دانشگاه

01:06:48.655 --> 01:06:50.271
.مامان تو شرایط خوبی نبود

01:06:50.490 --> 01:06:53.073
یادمه یه بار تو کالیفرنیا
...داشتم پیاده می‌رفتم دانشگاه

01:06:53.284 --> 01:06:54.149
،و کتابام دستم بود

01:06:54.369 --> 01:06:55.860
...و از جلوی یه دکه روزنامه‌فروشی رد شدم

01:06:56.079 --> 01:06:57.911
.و یه عکس از مامان دیدم که دستگیر شده

01:07:02.335 --> 01:07:03.416
...خانم لامار داشته از فروشگاه می

01:07:03.628 --> 01:07:05.290
...خرید می‌کرده

01:07:05.505 --> 01:07:06.837
...و از قرار معلوم توسط

01:07:07.048 --> 01:07:08.334
...یکی از نیروهای حراستی فروشگاه

01:07:08.550 --> 01:07:09.916
.دستگیر شده

01:07:10.135 --> 01:07:11.342
...ظاهراً حدود 14 هزار دلار

01:07:11.553 --> 01:07:14.967
،پول همراهش بوده

01:07:15.181 --> 01:07:18.390
ولی با این حال نزدیک 80 دلار کالا رو
.بدون پرداخت پول داشته بیرون می‌برده

01:07:18.601 --> 01:07:21.139
،آدم وقتی همچین چیزی رو روی صفحه‌ی اول روزنامه می‌بینه

01:07:21.354 --> 01:07:23.266
.دلش می‌خواد آب بشه و بره زیر زمین

01:07:25.066 --> 01:07:26.477
«دادگاه دزدی از فروشگاه - 1966»
:به نقل از متهم

01:07:26.693 --> 01:07:28.355
.نمی‌خواستم چیزی بدزدم"

01:07:28.570 --> 01:07:30.277
.با کمال میل حاضرم پول اجناس رو بدم

01:07:30.488 --> 01:07:32.946
".من پول دارم

01:07:33.158 --> 01:07:34.774
.اون تبرئه شد

01:07:34.993 --> 01:07:37.076
.گفت سوءتفاهم شده

01:07:37.287 --> 01:07:38.949
.خدا عالمه

01:07:39.164 --> 01:07:42.077
خیلی از آدما اضطرابشون رو
.به روش‌های متفاوت حل می‌کنن

01:07:44.586 --> 01:07:46.543
.یه شوک بود

01:07:46.754 --> 01:07:49.963
.اون یه ستاره‌ی بزرگ بود

01:07:50.175 --> 01:07:52.963
...به قدری دست‌نیافتنی بود

01:07:53.178 --> 01:07:54.510
.که کسی فکر نمی‌کرد انقدر خودش رو خار کرده باشه

01:07:54.721 --> 01:07:56.587
...و به نظرم بیشتر مردم فکر می‌کردن

01:07:56.806 --> 01:07:59.093
.دچار بیماری روحی شده

01:07:59.309 --> 01:08:01.346
.می‌خوام مدیر فروشگاه رو ببینم

01:08:01.561 --> 01:08:02.347
.نه

01:08:02.562 --> 01:08:03.848
«هِدی، یا دختر 14 ساله 1966 - استودیوی فیلم‌سازی وارهول»
.می‌خوام مدیر فروشگاه رو ببینم

01:08:04.063 --> 01:08:05.304
.قرار نیست مدیر فروشگاه رو ببینی

01:08:05.523 --> 01:08:07.389
...مدرسه فیلم‌سازی اندی وارهول

01:08:07.609 --> 01:08:11.944
فیلمی ساخت که به طرز مشخصی
.داشت هِدی رو مسخره می‌کرد

01:08:12.155 --> 01:08:14.488
«آن هلن پیترسن - نویسنده کتاب رسوایی‌های هالیوود کلاسیک»
.عملاً شده بود مضحکه‌ی عام و خاص

01:08:15.950 --> 01:08:17.907
...دزدی از فروشگاه باعث شد

01:08:18.119 --> 01:08:20.111
.نتونه آخرین نقشش رو بازی کنه

01:08:21.414 --> 01:08:22.746
...قرار بود تو فیلم

01:08:22.957 --> 01:08:24.289
....تصویر مامان مُرده بازی کنه

01:08:24.501 --> 01:08:27.494
.و ژاژا گابور جایگزین اون شد

01:08:27.712 --> 01:08:29.123
.من رو اخراج کردن

01:08:29.339 --> 01:08:31.046
شوکه شدین؟ -
.نه -

01:08:31.257 --> 01:08:33.089
.از این شوکه نشدم، نه

01:08:33.301 --> 01:08:35.088
.مطمئناً تو کتابتون در موردش می‌نویسید

01:08:35.303 --> 01:08:36.965
.آره، معلومه

01:08:37.180 --> 01:08:38.011
اسم کتاب چی هست؟

01:08:38.223 --> 01:08:40.886
،هر چقدر بیشتر صبر می‌کنم
.کتابم جالب و جالب‌تر میشه

01:08:41.100 --> 01:08:43.433
یه نفر بهش پیشنهاد کرده بود
،که زندگی‌نامه خودش رو بنویسه

01:08:43.645 --> 01:08:45.136
.باید این کار رو می‌کرد

01:08:45.355 --> 01:08:47.722
،علاقه‌ای به خود کتاب نداشت

01:08:47.941 --> 01:08:50.433
.ولی می‌خواست ازش پول دربیاره

01:08:50.652 --> 01:08:53.895
.واقعاً هیچ داستانی واسه رسوایی وجود نداشت

01:08:54.113 --> 01:08:56.526
،اون چندین و چند ساعت در مورد گذشته‌ش

01:08:56.741 --> 01:08:58.607
،با سایه‌نویس‌ها حرف زد

01:08:58.826 --> 01:09:00.818
...و بعد اونا خاطراتش رو به زبان راوی

01:09:01.037 --> 01:09:02.198
.تبدیل کردن

01:09:02.413 --> 01:09:04.120
...فکر کنم به مدیر برنامه‌هاش پول داد

01:09:04.332 --> 01:09:07.245
.تا ترتیب همه این‌ها رو بده

01:09:07.460 --> 01:09:09.122
،نمی‌خواست با کاغذبازی‌ها سر و کله بزنه

01:09:09.337 --> 01:09:10.953
.به خاطر همین بهش اعتماد کرد

01:09:11.172 --> 01:09:15.086
...اسم کتابت هست اکستازی و من

01:09:15.301 --> 01:09:16.633
.در موردش حرف نزن

01:09:16.844 --> 01:09:17.960
.اون کتاب من نیست

01:09:18.179 --> 01:09:19.465
.خودت نوشتیش -
.نه -

01:09:19.681 --> 01:09:22.173
اون به تصویرت در هالیوود صدمه نزد؟

01:09:22.392 --> 01:09:23.803
.اصلاً نمی‌دونم تصویر چی هست

01:09:24.018 --> 01:09:25.805
تصویر تو چیه، وودی؟

01:09:26.020 --> 01:09:27.386
..تصویر من
.درست مثل خودته

01:09:29.274 --> 01:09:31.641
باشه، پس از من می‌خوای بهت بگم
تصویرت چه شکلیه؟

01:09:31.859 --> 01:09:34.442
آره -
،یه آدم باشکوه -

01:09:34.654 --> 01:09:36.737
،زیبا

01:09:36.948 --> 01:09:39.531
...یه ستاره‌ی بین‌المللی

01:09:39.742 --> 01:09:42.200
...که سوار یه لیموزین شده

01:09:42.412 --> 01:09:43.823
...و جواهرات گرون‌قیمتی داره

01:09:44.038 --> 01:09:46.826
.و اصلاً کف آشپزخونه‌ش رو تمیز نمی‌کنه

01:09:47.041 --> 01:09:49.374
.خوشم نمیاد، نه ولی بازم بگو

01:09:49.586 --> 01:09:51.077
.هیچ‌وقت اون‌طوری زندگی نکردم

01:09:51.296 --> 01:09:52.878
مگه اینطوری نبوده؟

01:09:53.089 --> 01:09:54.455
.نه، برای من نه

01:09:54.674 --> 01:09:56.040
.فکر کنم تو عکسا اینطوری به نظر اومدم

01:09:57.427 --> 01:10:00.966
.اون به خاطر شکوه و زیباییش معروف شده بود

01:10:01.180 --> 01:10:02.591
،هر چی سنش بالاتر می‌رفت

01:10:02.807 --> 01:10:04.423
.نمی‌تونست انتظارات بقیه رو برآورده کنه

01:10:04.642 --> 01:10:06.508
..خودش متوجه بود

01:10:06.728 --> 01:10:08.765
.ولی همین آزارش میداد

01:10:11.566 --> 01:10:14.274
.در دهه چهل سالگیش، جراحی پلاستیک انجام داد

01:10:16.779 --> 01:10:18.566
..یه بار یکی از جراحان پلاستیکش گفت

01:10:18.781 --> 01:10:21.489
...یه ایده‌هایی داره که میشه گفت حتی در مورد جراحی پلاستیک هم

01:10:21.701 --> 01:10:23.909
.جزو پیشگام‌ها محسوب میشه

01:10:24.120 --> 01:10:27.158
گفت "بازوهام چروک شده
...و می‌خوام اینجا رو برش بزنید

01:10:27.373 --> 01:10:28.705
...درست از اینجا

01:10:28.916 --> 01:10:30.282
...و می‌خوام پوست اضافی رو برداری

01:10:30.501 --> 01:10:31.958
.و زخمم رو اینجا بخیه بزنی

01:10:32.170 --> 01:10:35.163
.زخمم رو پشت زانوم بزنی

01:10:35.381 --> 01:10:37.418
".زخمم رو پشت گوشم بزنی

01:10:37.634 --> 01:10:40.547
و این کار رو کردن
:و جراحا می‌گفتن

01:10:40.762 --> 01:10:42.003
...خیلی از کارایی که کردیم"

01:10:42.221 --> 01:10:44.053
".تا حالا انجام نداده بودیم

01:10:46.392 --> 01:10:48.224
شما پیش هر جراح سن بالایی که برید

01:10:48.436 --> 01:10:50.098
....یادشونه که

01:10:50.313 --> 01:10:52.145
«دکتر لیسا کَسیلت - جراح پلاستیک بورلی هیلز»
،هر بازیگری که میومد پیششون بهشون می‌گفت

01:10:52.357 --> 01:10:54.189
.خُب، هِدی این کار رو کرده"

01:10:54.400 --> 01:10:56.357
"میشه منم همین کار رو بکنم؟

01:10:56.569 --> 01:10:58.435
:اون واقعاً اولین زنی بود که می‌‌گفت

01:10:58.655 --> 01:10:59.941
چرا همچین چیزی ممکن نباشه؟"

01:11:00.156 --> 01:11:01.363
"چرا نتونیم این کار رو بکنیم؟

01:11:03.701 --> 01:11:05.363
،به نسبت سنش فوق‌العاده خوب بود

01:11:05.578 --> 01:11:07.194
...ولی هیچ‌کدوم از این کارا جواب نداد

01:11:07.413 --> 01:11:09.575
...چون مردم همون تصویر قدیمی رو

01:11:09.791 --> 01:11:12.329
.از هِدی لامار می‌خواستن

01:11:12.543 --> 01:11:15.081
...تنها چیزی که می‌تونست

01:11:15.296 --> 01:11:16.832
..این مشکل رو حل کنه این بود که

01:11:17.048 --> 01:11:19.085
.تو جوونی می‌مُرد

01:11:21.344 --> 01:11:23.131
.مردم بهش ظلم کردن

01:11:23.346 --> 01:11:26.885
اونا میومدن جلو و می‌گفتن
".چقدر خوشگل بودی"

01:11:27.100 --> 01:11:28.432
.مطبوعات هم باهاش بدرفتاری کرد

01:11:29.698 --> 01:11:33.086
«.اون پیر و زشت شده»
«.آدم نمی‌شناستش»

01:11:33.231 --> 01:11:35.063
،گفتم "اوه، مامان

01:11:35.274 --> 01:11:40.065
".واقعاً اون همه فشاری که روت هست رو درک می‌کنم

01:11:40.279 --> 01:11:43.738
.بیخود نبود که خودش رو از نظر بقیه مخفی کرد

01:11:51.791 --> 01:11:54.249
به نظرت یه آدم انزواطلبی؟

01:11:54.502 --> 01:11:55.959
!من؟ نه

01:11:56.212 --> 01:11:57.794
تا حالا در مقابلت کم‌حرف بودم؟

01:11:58.005 --> 01:12:02.090
نه، منظورم اینه که اینجا تو آمریکا انزواطلب شدی؟

01:12:02.301 --> 01:12:06.295
.فقط این رو می‌دونم که من رو درک نمی‌کنن

01:12:06.514 --> 01:12:10.884
...چطور میشه آدمی رو درک کرد

01:12:11.144 --> 01:12:14.603
تغییر و تحولات زیادی تو زندگیش داشته؟

01:12:14.814 --> 01:12:17.557
.من مشکلات زیادی رو تو زندگیم پشت سر گذاشتم

01:12:21.571 --> 01:12:23.107
:یه روزی با خودت فکر می‌کنی

01:12:23.322 --> 01:12:26.861
".دیگه همه چیز رو تو زندگی تجربه کردم"

01:12:27.076 --> 01:12:29.068
".حالا دنبال آرامش هستم"

01:12:29.287 --> 01:12:32.371
.دلم واسه وین تنگ شده

01:12:32.582 --> 01:12:34.824
.دوست داشتم یه فیلم در موردش بسازم

01:12:35.042 --> 01:12:36.749
اگه می‌ساختی، چطور فیلمی می‌شد؟

01:12:39.964 --> 01:12:43.799
یه عالمه چیز قشنگ توش بود
.که تو دوران بچگی دیدم

01:12:44.010 --> 01:12:47.003
.اُپرا

01:12:47.221 --> 01:12:50.555
.مدرسه سوارکاری اسپانیایی

01:12:50.767 --> 01:12:52.508
.کاخ شون‌برون

01:12:52.727 --> 01:12:55.060
.مدرسه‌م تو دوبلینگ

01:12:55.271 --> 01:12:58.435
.حالا هرچی، نمی‌دونم

01:12:58.649 --> 01:13:00.982
.من همیشه اتریشی می‌مونم

01:13:16.584 --> 01:13:20.669
.تو طول زندگیم دو بار همدیگه رو دیدیم

01:13:20.880 --> 01:13:24.169
،عکس‌های امضاشده‌ی خودش رو واسم می‌فرستاد

01:13:24.383 --> 01:13:25.794
،می‌دونین

01:13:26.010 --> 01:13:29.799
بیشتر شبیه عکسایی بودن
.که استودیاها چاپ می‌کردن

01:13:32.141 --> 01:13:34.007
،با اینکه می‌گفت این چیزا مثل نفرین هست

01:13:34.227 --> 01:13:37.971
...و مردم همین چیزها رو درباره‌ش دوست داشتن

01:13:38.189 --> 01:13:41.478
،به نظرم به دلایلی فکر می‌کرد که خانواده‌ش

01:13:41.692 --> 01:13:45.060
.نوه‌هاش و بچه‌هاش هم، همین چیزا رو می‌خواستن

01:13:50.451 --> 01:13:53.694
...در اواخر عمرش کلی جراحی پلاستیک نه چندان خوب

01:13:53.913 --> 01:13:55.529
،انجام داد

01:13:55.748 --> 01:13:59.958
.هر کدوم هم به خاطر این بود که عیوب عمل قبلی رو رفع کنن

01:14:00.169 --> 01:14:03.003
.و دیگه هیچ وقت بین عموم پیداش نشد

01:14:06.133 --> 01:14:07.749
...و بعد کم‌کم پول‌هاش داشت ته می‌کشید

01:14:07.969 --> 01:14:09.585
...چون فقط از انجمن بازیگران سینما

01:14:09.804 --> 01:14:11.636
...و تامین اجتماعی

01:14:11.848 --> 01:14:14.886
.یه پولی می‌گرفت

01:14:15.101 --> 01:14:16.808
.فقط 300 دلار بهم میدن

01:14:17.019 --> 01:14:18.055
در ماه؟

01:14:18.271 --> 01:14:19.136
.آره

01:14:19.355 --> 01:14:21.096
پول زیادی نیست، نه؟

01:14:21.315 --> 01:14:23.523
.نه، خیلی نیست

01:14:23.734 --> 01:14:25.646
...تا حالا سعی کردی

01:14:25.862 --> 01:14:27.478
غرامت ایده‌ت رو بگیری؟

01:14:27.697 --> 01:14:28.608
همون اختراعت رو؟

01:14:28.823 --> 01:14:29.404
.نه

01:14:29.615 --> 01:14:33.950
.واقعاً واسم عجیبه که قدردانش نیستن

01:14:34.161 --> 01:14:38.781
در سال 1969، هِدی به یکی از دوستانش
...در نیروی دریایی نامه نوشت

01:14:39.000 --> 01:14:42.664
تا ببینه می‌تونه بفهمه چه بلایی سر اختراعش اومده؟

01:14:42.879 --> 01:14:45.872
،لورا اسلینر، اداره ثبت اختراعات واشینگتن"

01:14:46.090 --> 01:14:48.002
،اختراعی از من داره

01:14:48.217 --> 01:14:49.958
.یه اژدر هدایت‌شونده با موشک

01:14:50.177 --> 01:14:52.419
".شاید بتونی پیداش کنی

01:14:52.638 --> 01:14:55.676
.بنابراین واسش مهم بوده

01:14:55.892 --> 01:14:57.724
،جواب نامه‌ی دوستش گم شده

01:14:57.935 --> 01:15:00.348
،ولی احتمالاً متوجه شده که ایده‌ش

01:15:00.563 --> 01:15:01.929
،یعنی پرش فرکانسی

01:15:02.148 --> 01:15:06.017
.در ارتباطات نظامی مورد استفاده قرار گرفته

01:15:06.235 --> 01:15:09.569
،در زمان بحران موشکی کوبا

01:15:09.780 --> 01:15:12.363
...رئیس‌جمهور کندی کشتی‌های نیروی دریایی رو فرستاد

01:15:12.575 --> 01:15:13.907
،تا کوبا رو محاصره کنن

01:15:14.118 --> 01:15:16.110
«بحران موشکی کوبا - 1962»
،کشتی‌هایی که عملیات محاصره رو به‌عهده داشتن

01:15:16.329 --> 01:15:19.572
.همگی به امواج پرش فرکانسی مجهز بودن

01:15:19.790 --> 01:15:21.952
،وقتی متوجه شد که اختراعش مورد استفاده قرار گرفته

01:15:22.168 --> 01:15:25.161
".با خودش گفت "هی، باید برم یه پولی از این قضیه دربیارم

01:15:25.379 --> 01:15:27.917
طبیعی نیست که یه چیزی ازشون بگیرم؟

01:15:28.132 --> 01:15:29.088
.چرا، طبیعیه

01:15:29.300 --> 01:15:32.043
.خُب... ظاهراً اونا همچین نظری ندارن

01:15:32.261 --> 01:15:35.049
.خُب، احتمالاً یه ربطی به قانون ثبت اختراع داره

01:15:35.264 --> 01:15:37.927
...فکر کنم در طول مدت زمان

01:15:38.142 --> 01:15:39.553
...مقرر برای اختراع، مورد استفاده قرار نگرفته

01:15:39.769 --> 01:15:41.431
...و وقتی زمانش منقضی شده، ازش استفاده کردن

01:15:41.646 --> 01:15:44.013
.و دیگه می‌شده ازش استفاده مشترک کنن

01:15:44.231 --> 01:15:45.438
.فکر نکنم

01:15:45.650 --> 01:15:47.983
!قبل از انقضا استفاده کردن

01:15:48.194 --> 01:15:50.060
،برای اینکه پولی گیر هِدی بیاد

01:15:50.279 --> 01:15:51.986
...باید ثابت میشد که نیروی دریایی از اختراع اون

01:15:52.198 --> 01:15:55.862
.قبل از تاریخ انقضاش در سال 1959 استفاده کرده

01:15:56.077 --> 01:16:00.572
و مدرکی وجود داشت که نشون می‌داد
.نیروی دریایی قبل از اون زمان، اختراع رو به یه پیمانکار داده

01:16:00.790 --> 01:16:04.283
.رامیولد اسکایبر یه ایمیل واسم فرستاد

01:16:04.502 --> 01:16:08.917
«دیوید هیوز - کارشناس پرش فرکانسی»
،و گفت حدود سال 1955 بود

01:16:09.131 --> 01:16:13.045
.که ثبت اختراع رو تحویل گرفته بود

01:16:13.260 --> 01:16:16.594
.قصد داشتن شناوه‌ی صوتی رو بسازن

01:16:18.224 --> 01:16:22.434
«فیلم آموزشی نیروی دریایی آمریکا»
.شناوه‌ی دریایی یه دستگاه شناور برای تشخیص زیردریایی بود

01:16:25.731 --> 01:16:28.769
یه نفر تو نیروی دریایی اون ثبت اختراع رو پیدا کرده بود
:و با خودش گفته بود

01:16:28.985 --> 01:16:30.476
...خُب، فکر نکنم زیاد به کار بیاد"

01:16:30.695 --> 01:16:32.857
".ولی حالا بذار بدیمش دست یه پیمانکار

01:16:33.072 --> 01:16:35.906
....اون هم اختراع رو گرفته بود و به عنوان

01:16:36.117 --> 01:16:38.985
...پایه و اساس ارتباطات بین

01:16:39.203 --> 01:16:41.365
...شناوه‌ی دریایی در آب

01:16:41.580 --> 01:16:43.492
و هواپیمای نیروی دریایی در حال عبور

01:16:43.708 --> 01:16:45.324
.استفاده کرده بود که ارتباط امنی هم بود

01:16:47.753 --> 01:16:51.372
...مخترع شناوه‌ی دریایی یه وبسایت داشت

01:16:51.590 --> 01:16:52.671
....که در اون به اختراع مارکی-انتایل

01:16:52.883 --> 01:16:55.967
.ادای احترام کرده بود

01:16:56.178 --> 01:16:57.089
میشه یه نگاه بهش بندازی؟

01:16:57.304 --> 01:16:58.465
.حتماً

01:16:59.724 --> 01:17:00.840
....ادای احترام به هِدی لامار

01:17:01.058 --> 01:17:02.924
.توسط رامیولد اسکایبر-مارکچوکی

01:17:03.144 --> 01:17:05.227
.نه، تا حالا همچین چیزی ندیدم

01:17:05.438 --> 01:17:07.145
،من شناوه‌ی دریایی رو طراحی کردم

01:17:07.356 --> 01:17:11.726
.اولین چیزی که از پرش فرکانسی استفاده کرد

01:17:11.944 --> 01:17:15.153
...و بعد درباره‌ی پهبادهای نظارتی

01:17:15.364 --> 01:17:17.196
.در موشک‌های آیروجت جنرال نوشت

01:17:17.408 --> 01:17:22.324
.من مدیر سیستم ساخت هواپیمای بدون سرنشین نظارتی بودم

01:17:22.538 --> 01:17:25.030
.که در نهایت بر فراز ویتنام پرواز کرد

01:17:28.377 --> 01:17:31.711
...شخصاً سیستم ارتباطات رادیویی دو‌طرفه‌ی امن

01:17:31.922 --> 01:17:34.630
.و قابل اعتماد رو طراحی کردم

01:17:34.842 --> 01:17:36.128
،برای اولین بار

01:17:36.343 --> 01:17:40.678
.تونستیم به سرعت، فرکانس رو عوض کنیم

01:17:40.890 --> 01:17:43.849
،حالا که فهمیدم چه کسی پرش فرکانسی رو ساخته"

01:17:44.060 --> 01:17:46.768
من، یعنی تنها کسی که کاربردهای اولیه‌ی

01:17:46.979 --> 01:17:50.347
،این مدل رو به خاطر دارم

01:17:50.566 --> 01:17:54.901
...می‌خواهم تحسین صمیمانه و تشکر دیرهنگامم رو

01:17:55.112 --> 01:17:58.071
".از هِدی لامار، ابراز نمایم

01:18:04.038 --> 01:18:06.030
دیگه حالا؟

01:18:07.249 --> 01:18:09.036
.باید بهش پول می‌دادن

01:18:12.606 --> 01:18:14.606
براساس قانون ثبت اختراع در آمریکا
،وقتی مدت زمان ثبت اختراع به پایان می‌رسه

01:18:14.630 --> 01:18:16.333
.مخترع شش سال فرصت دارد تا برای دریافت پرداختی شکایت کند

01:18:16.357 --> 01:18:20.286
.هِدی از این موضوع خبر نداشت

01:18:20.429 --> 01:18:23.422
انتظار داری دولت واسه بازپرداخت چیکار کنه؟

01:18:23.641 --> 01:18:26.805
.تو این لحظه، اصلاً واسم مهم نیست

01:18:29.939 --> 01:18:32.397
.ایناهاش

01:18:32.608 --> 01:18:34.520
.زیبای تیرولی

01:18:45.121 --> 01:18:46.828
...هِدی در اواخر عمرش

01:18:47.039 --> 01:18:49.873
.شروع به تفکر کرد

01:18:50.084 --> 01:18:51.791
.کم‌کم به یه بینشی رسید

01:18:56.757 --> 01:18:59.295
.خُب، اوضاع همیشه راحت و آسون پیش نمیره

01:18:59.510 --> 01:19:01.672
«تماس تلفنی هِدی با آنتونی - 1997»
.بعضی وقتا دچار انحراف هم میشه

01:19:01.887 --> 01:19:03.048
.زندگی همینه دیگه

01:19:03.264 --> 01:19:04.505
.آره

01:19:04.723 --> 01:19:08.433
انتظار نداشتم اینجا بیام
...و زندگیم از هم بپاشه

01:19:08.644 --> 01:19:10.431
.ولی اتفاق افتاد دیگه

01:19:12.565 --> 01:19:15.683
...اون همیشه درباره نوشتن زندگی‌نامه‌ش حرف می‌زد

01:19:15.901 --> 01:19:17.938
...و دوست داشت داستان زندگیش رو بنویسه

01:19:18.154 --> 01:19:19.770
.تا بقیه بدونن هِدی لامار واقعی کی بود

01:19:19.989 --> 01:19:21.446
،نه هِدی لاماری که تو فیلما بازی می‌کرد

01:19:21.657 --> 01:19:23.114
...و به نظرم اغلب فکر می‌کرد

01:19:23.325 --> 01:19:25.567
.فیلم‌ها خیلی پیش‌پاافتاده بودن

01:19:25.786 --> 01:19:29.325
.تازه حالا عقلم داره کار می‌کنه

01:19:29.540 --> 01:19:31.122
دیر فهمیدن بهتر از هرگز نفهمیدنه، نه؟

01:19:31.333 --> 01:19:31.993
.کاملاً درسته

01:19:32.209 --> 01:19:33.871
.شاید یه روزی عقل منم به کار بیفته

01:19:34.086 --> 01:19:36.078
.همین الان یه درس کوچولو بهت یاد دادم

01:19:36.297 --> 01:19:36.957
.درسته، خانم

01:19:38.465 --> 01:19:39.672
...فکر کنم باید

01:19:39.884 --> 01:19:40.465
.فکر کنم

01:19:40.676 --> 01:19:41.917
...دیگه قطع کنم ولی

01:19:42.136 --> 01:19:42.717
.از صحبت باهات خوشحال شدم

01:19:42.928 --> 01:19:44.419
...از صحبت باهات خوشحال شدم و شاید

01:19:44.638 --> 01:19:46.129
.شاید بتونی یه کاری بکنی

01:19:46.348 --> 01:19:47.555
.امیدوارم

01:19:49.226 --> 01:19:51.058
«نوشته شده توسط فلمینگ میکس»
...مقاله‌ای که نوشتم

01:19:51.270 --> 01:19:52.977
«هِدی لامار یه مخترع نابغه هم بوده»
...دوست دارم فکر کنم اون مقاله در شناخته‌شدن

01:19:53.189 --> 01:19:55.977
«به اون به خاطر فیلماش توجه شده، نه اختراعش»
.شخصیت واقعی لامار نقش داشت

01:19:57.651 --> 01:19:58.937
،مجله‌ی فوربز

01:19:59.153 --> 01:20:00.189
،شماره ماه می 1990

01:20:00.404 --> 01:20:03.818
،این اولین باریه که یکی از پرطرفدارترین رسانه‌ها

01:20:04.033 --> 01:20:07.572
،اطلاعاتی رو در مورد شکوه هِدی صحبت کرد

01:20:07.786 --> 01:20:08.742
.نه اشتباهاتش

01:20:10.331 --> 01:20:13.574
بهش زنگ زدم و گفتم
...مامان، مردم به طرز فکرت"

01:20:13.792 --> 01:20:18.002
".در سال 1942 علاقه‌مند شدن

01:20:18.214 --> 01:20:20.080
".گفت" بلاخره وقتش رسید

01:20:23.177 --> 01:20:25.043
...اولین کسایی که به داستان هِدی علاقه نشون دادن

01:20:25.262 --> 01:20:28.096
...کسایی بودن که تو صنعت ارتباطات کار می‌کردن

01:20:28.307 --> 01:20:30.390
...چون متوجه شدن پرش فرکانسی

01:20:30.601 --> 01:20:32.137
.یه موضوع دگرگون‌کننده‌س

01:20:33.979 --> 01:20:37.097
،این تکنولوژی تا اون موقع راهش رو به جی‌پی‌اس

01:20:37.316 --> 01:20:40.059
...وای‌فای، بلوتوث

01:20:40.277 --> 01:20:43.861
.و ماهواره‌های میلیارد دلاری نظامی پیدا کرده بود

01:20:44.073 --> 01:20:46.816
،پنج، چهار، سه

01:20:47.034 --> 01:20:48.195
،موتور اطلس روشن شد

01:20:48.410 --> 01:20:49.651
،یک، صفر

01:20:49.870 --> 01:20:51.953
...و سفینه لاکهید مارتین از زمین بلند شد

01:20:52.164 --> 01:20:54.952
سیستم ماهواره‌ای میلستار ارتباطات محافظت‌شده

01:20:55.167 --> 01:20:57.500
...و امنی رو برای رئیس‌جمهور آمریکا

01:20:57.711 --> 01:20:59.122
...و کاربران بلندرتبه ارتش

01:20:59.338 --> 01:21:02.081
.به ارمغان آورد

01:21:02.299 --> 01:21:05.133
...میلستار از چیزی استفاده کرد که در اختراع

01:21:05.344 --> 01:21:07.210
...هِدی لامار وجود داشت

01:21:07.429 --> 01:21:08.795
...و پرس فرکانسی رو در سیستم خودش

01:21:09.014 --> 01:21:09.970
.پیاده‌سازی کرد

01:21:10.182 --> 01:21:12.094
...و در مهم‌ترین فرمان‌های هسته‌ای و پیام‌های کنترلی

01:21:12.309 --> 01:21:16.053
.به این اختراع تکیه و اعتماد می‌کنیم

01:21:16.272 --> 01:21:18.889
..نیروی دریایی، میلستار و لاکهید مارتین

01:21:19.108 --> 01:21:20.269
...جایزه‌ای به هِدی اعطا کردن

01:21:20.484 --> 01:21:23.067
.و از ایده‌ش تقدیر و تشکر نمودن

01:21:24.113 --> 01:21:25.069
«مراسم جوایز میلستار - 1997»
،و وقتی بهش زنگ زدم، گفتم

01:21:25.281 --> 01:21:28.024
"،مامان، قراره بهت جایزه بدن"

01:21:28.242 --> 01:21:31.235
.ولی دلش نمی‌خواست کسی اون رو ببینه

01:21:31.453 --> 01:21:34.116
...این جایزه قراره تقدیم به بازیگر معروفی بشه

01:21:34.331 --> 01:21:36.869
،که به مخترع بزرگی تبدیل شده

01:21:37.084 --> 01:21:38.871
.یعنی هِدی لامار

01:21:40.462 --> 01:21:43.330
.برای 800 نفر سخنرانی کردم

01:21:43.549 --> 01:21:44.881
..ولی درست وسط سخنرانی

01:21:45.092 --> 01:21:45.878
...اگه پدرم رو دیده بودم

01:21:47.177 --> 01:21:48.384
.خدای من

01:21:50.514 --> 01:21:52.005
واقعاً؟

01:21:53.851 --> 01:21:54.807
.مامانم هم اینجاست

01:21:55.019 --> 01:21:56.385
.یه کم دیگه واستون تعریف می‌کنم

01:21:56.603 --> 01:21:58.219
الو؟

01:21:58.439 --> 01:21:59.395
چطور پیش رفت؟

01:21:59.606 --> 01:22:00.972
.وسط سخنرانی‌ام

01:22:10.993 --> 01:22:13.201
،گفتم "مامان، اگه می‌تونستی چیزی بگی

01:22:13.412 --> 01:22:14.994
"چی بود؟

01:22:15.205 --> 01:22:17.162
.دقیقاً این حرف رو زد

01:22:20.711 --> 01:22:24.955
.خوشحالم که این اختراع انقدر موفقیت‌آمیز بود

01:22:25.174 --> 01:22:28.133
...خوشحالم که من رو پذیرفتین

01:22:28.344 --> 01:22:30.961
...و این افتخار رو بهم دادین

01:22:31.180 --> 01:22:33.797
.و اینکه اختراعم بیهوده نبوده

01:22:34.016 --> 01:22:35.382
.ممنون

01:22:35.601 --> 01:22:36.261
.عالیه

01:22:36.477 --> 01:22:37.809
باشه؟ -
.باشه -

01:22:38.020 --> 01:22:38.635
!دوست دارم

01:22:38.854 --> 01:22:39.514
.منم دوستت دارم

01:22:39.730 --> 01:22:40.766
.خداحافظ

01:22:47.446 --> 01:22:49.608
.همه‌شون بلند شدن و دست زدن

01:22:49.823 --> 01:22:51.280
.فکر کردم واقعاً عالیه

01:22:52.785 --> 01:22:55.198
..اون دوست داشت ازش به عنوان کسی

01:22:55.412 --> 01:22:56.778
...یاد بشه که به سعادت بشر

01:22:56.997 --> 01:23:00.206
.کمک کرده

01:23:00.417 --> 01:23:03.660
.واقعاً تاثیر خودش رو گذاشت

01:23:03.879 --> 01:23:07.668
...اون کاری کرد که باعث شد به خاطرش

01:23:07.883 --> 01:23:11.092
.تا مدت‌های خیلی مدیدی، در اذهان بقیه باقی بمونه

01:23:15.808 --> 01:23:17.015
،سال نو بود

01:23:17.226 --> 01:23:19.639
.اول ژانویه سال 2000

01:23:19.853 --> 01:23:22.516
،جدا جدا به من و خواهرم زنگ زد

01:23:22.731 --> 01:23:24.017
!تلویزیون رو روشن کن"

01:23:24.233 --> 01:23:25.269
!داره وین رو نشون میده، وین

01:23:25.484 --> 01:23:26.770
"!قراره وین رو ببینید

01:23:29.071 --> 01:23:30.107
...ما تلویزیون رو روشن کردیم

01:23:30.322 --> 01:23:31.984
...و ارکست سمفونی وینی رو

01:23:32.199 --> 01:23:34.065
.داشت نشون می‌داد

01:23:40.791 --> 01:23:42.282
.چند روز بعد فوت کرد

01:23:43.919 --> 01:23:46.127
.اون خوابید و دیگه بیدار نشد

01:23:53.137 --> 01:23:55.925
.یه چیز قشنگ واست می‌خونم

01:23:56.140 --> 01:24:01.352
آدما غیرمعقول، غیرمنطقی
.و خودمحور هستن

01:24:01.562 --> 01:24:05.272
.با این حال بهشون عشق بورز

01:24:05.482 --> 01:24:07.895
،اگه کار خوبی بکنی
....بهت انگ می‌زنن

01:24:08.110 --> 01:24:11.274
.که انگیزه‌هات از اون کار خودخواهانه بوده

01:24:11.488 --> 01:24:12.899
.با این حال کارهای خوب انجام بده

01:24:16.285 --> 01:24:19.073
...ممکنه بزرگ‌ترین آدما با بزرگ‌ترین ایده‌ها

01:24:19.288 --> 01:24:20.620
...توسط کوچیک‌ترین آدما

01:24:20.831 --> 01:24:24.324
.با کوچیک‌ترین ایده‌ها سرخورده بشن

01:24:24.543 --> 01:24:26.660
.با این حال بزرگ فکر کن

01:24:29.673 --> 01:24:31.585
...ساختمونی که سال‌ها وقت صرف ساختنش کردی

01:24:31.800 --> 01:24:34.543
.ممکنه یک شبه فرو بریزه

01:24:34.761 --> 01:24:37.299
.با این حال باز هم بساز

01:24:37.514 --> 01:24:39.471
...بهترین چیزی رو که داری به دنیا ارائه میدی

01:24:39.683 --> 01:24:42.721
.ولی کارت به موفقیت ختم نمیشه

01:24:42.936 --> 01:24:45.895
با این حال باز هم بهترین چیزی رو که
.تو چنته داری، به دنیا ارائه بده

01:24:45.919 --> 01:24:57.919
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:24:57.943 --> 01:25:09.943
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.