﻿WEBVTT

00:00:05.230 --> 00:00:07.440
‫صاحب این بدن ،

00:00:07.440 --> 00:00:10.000
‫توسط جد تو هایاسه کشته شده .

00:00:10.310 --> 00:00:16.040
‫خواسته ی جسمی که فوشی در اونه ،
‫اون رو وادار می‌کنه .

00:00:16.530 --> 00:00:22.830
‫آیا مردم اون رو به عنوان خدا ستایش می‌کنن ،
‫یا به عنوان خادمِ شیطان می‌دونن؟

00:00:23.700 --> 00:00:25.220
‫اون خادمِ شیطانه !

00:00:28.260 --> 00:00:31.630
‫چیزی که به سرش اومد ،
‫بدتر از این حرفا بود .

00:00:33.370 --> 00:00:40.370
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:03.010 --> 00:02:07.020
‫گناه و بخشش

00:02:07.720 --> 00:02:10.990
‫محدود شدن و کاری جز نفس کشیدن
‫از دستشون بر نیامد .

00:02:11.940 --> 00:02:17.740
‫در پایان چه چیزی در انتظارشونه؟

00:02:18.530 --> 00:02:21.330
‫برای اکثر موجودات به این صورته :

00:02:21.330 --> 00:02:28.330
‫انگار که نفسشون متوقف شده ،
‫آروم آروم فراموش می‌کنن .

00:02:28.330 --> 00:02:32.360
‫این که چه کاری انجام می‌دادن ،
‫و چه کاری می‌خواستن انجام بدن .

00:02:38.840 --> 00:02:42.640
‫بونشن نیکولی لا تیستی پیچ اورالیس .

00:02:42.640 --> 00:02:43.920
‫تو !

00:02:43.920 --> 00:02:45.420
‫همون حرومی از کلیسای بنت !

00:02:45.420 --> 00:02:46.930
‫سایلیرا هستم .

00:02:46.930 --> 00:02:50.070
‫تو از فردا به جرم ارتداد محاکمه میشی .

00:02:50.070 --> 00:02:54.260
‫برای اشتباهاتت توبه کن ،
‫و از خدا درخواست بخشش کن !

00:02:54.260 --> 00:02:57.250
‫این تنها راهیه که ممکنه آزاد بشی .

00:02:57.250 --> 00:02:58.960
‫من فورا از اینجا میام بیرون !

00:02:58.960 --> 00:03:02.870
‫ارتداد مرتداد حالیم نیست !
‫اما پاپا شما رو نمی‌بخشه !

00:03:02.870 --> 00:03:03.900
‫هوم .

00:03:03.900 --> 00:03:06.780
‫اورالیس قبلا بهم رشوه فرستاده .

00:03:06.780 --> 00:03:08.250
‫به اندازه سه نفر .

00:03:08.250 --> 00:03:11.540
‫ولی پولی بود که توسط شیطان ،
‫فوشی ساخته شده بود .

00:03:11.540 --> 00:03:13.710
‫پس ردش کردم .

00:03:14.310 --> 00:03:17.260
‫فعلا خداحافظ ،
‫تا محاکمه ی فردا .

00:03:23.020 --> 00:03:25.170
‫خب خب انقدر ناامید نباش !

00:03:25.490 --> 00:03:29.530
‫ما حتی اگه اعدام بشی هم
‫کنارت می‌مونیم !

00:03:29.530 --> 00:03:31.650
‫مردن هم انقدر بد نیست ها !

00:03:31.650 --> 00:03:32.740
‫خفه شین !

00:03:32.740 --> 00:03:35.110
‫هیچ مرده ای احساس من رو درک نمی‌کنه !

00:03:35.110 --> 00:03:38.740
‫دلداری دادن رو بس کنین و دنبال
‫یه راه فراری باشین !

00:03:39.060 --> 00:03:40.230
‫راستش ،

00:03:40.230 --> 00:03:43.350
‫من ترس از ارتفاع دارم و
‫نمی‌تونم از اینجا برم !

00:03:43.350 --> 00:03:44.280
‫منم همینطور !

00:03:44.280 --> 00:03:47.940
‫چه فرقی داره ، شما که قبلا مردین
‫کله خر ها !

00:03:47.940 --> 00:03:49.390
‫من رو نجات بدین !

00:03:49.390 --> 00:03:52.210
‫من اینجام ، پاپا ماما !

00:03:52.440 --> 00:03:53.530
‫خفه شو .

00:03:54.780 --> 00:03:56.180
‫خیلی رو مخی .

00:03:57.130 --> 00:03:59.220
‫اوه ، پسرک !

00:03:59.220 --> 00:04:02.290
‫تو تمام مدت اینجا بودی ، کی هستی؟!

00:04:02.290 --> 00:04:03.170
‫چابو .

00:04:03.170 --> 00:04:05.430
‫به خاطر دزدیدن نون انداختنم اینجا .

00:04:05.430 --> 00:04:09.190
‫احمق ! اگه نون نداشتی خب
‫یه دونه هلو به جاش می‌خوردی !

00:04:09.190 --> 00:04:11.440
‫اورالیس به خاطر هلو هاش معروفه !

00:04:11.440 --> 00:04:13.200
‫اینجا ایلساریتائه ها .

00:04:13.200 --> 00:04:14.520
‫اوه ، درسته !

00:04:15.060 --> 00:04:16.650
‫و اون خانمی که کنارته چی؟

00:04:16.650 --> 00:04:18.020
‫مامانته؟

00:04:18.020 --> 00:04:19.530
‫چی داری میگی؟

00:04:19.530 --> 00:04:22.240
‫مامانم رو بردن یه جای دیگه .

00:04:22.240 --> 00:04:24.340
‫با همدیگه دستگیر شدیم البته .

00:04:25.240 --> 00:04:30.550
‫شرمندم پسر ، ولی فکر کنم مامانت
‫دیگه زنده نیست .

00:04:32.510 --> 00:04:34.180
‫مامان من نمرده !

00:04:34.390 --> 00:04:35.930
‫خـ-خیلی بدی !

00:04:35.930 --> 00:04:38.410
‫فکر کردی از زیر دست بلند کردن
‫رو شاهزاده قسر در میری؟!

00:04:38.710 --> 00:04:41.130
‫اونی که خیلی بده تویی شاهزاده !

00:04:41.500 --> 00:04:44.390
‫چطور تونستی بهش بگی مادرش زنده نیست؟!

00:04:44.390 --> 00:04:46.470
‫خیلی خب قبوله !

00:04:46.710 --> 00:04:48.740
‫دروغ گفتن چه فایده ای داره؟

00:04:48.740 --> 00:04:51.150
‫تنها حقیقتی که می‌بینی
‫ارزش باور کردن داره .

00:04:51.150 --> 00:04:53.810
‫اگه به چیزی که نمی‌بینی دِل ببندی ،

00:04:53.810 --> 00:04:56.450
‫در نهایت باعث ناامیدیت میشه .

00:04:56.450 --> 00:05:01.350
‫همونطور که پاپا بدون دونستن من
‫داداشم رو انتخاب کرد .

00:05:07.680 --> 00:05:11.160
‫بدین وسیله اولین بازجویی رو شروع می‌کنیم .

00:05:11.160 --> 00:05:14.890
‫در پاسخ به تمامِ سوالات ،
‫تنها حقیقت رو بیان کنین .

00:05:15.290 --> 00:05:19.430
‫بنا به گزارشات ، شما فوشی رو
‫در منطقه کارگال دستگیر کردین ،

00:05:19.710 --> 00:05:23.210
‫چطور فوشی رو بین جمعیت پیدا کردین؟

00:05:23.210 --> 00:05:25.810
‫بهم یاد دادن چطور پیداش کنم .

00:05:25.810 --> 00:05:27.010
‫توسط کسی؟

00:05:27.010 --> 00:05:29.640
‫فکر کنم شما بهش میگین "روح" ؟ همونا !

00:05:31.030 --> 00:05:34.800
‫از کجا مطمئن بودی اون ارواح
‫خادمین شیطان نیستن؟

00:05:34.800 --> 00:05:36.010
‫نمی‌دونم !

00:05:36.010 --> 00:05:38.860
‫به نظر منطقی می‌رسیدن ،

00:05:38.860 --> 00:05:40.990
‫آدمای خوبی هستن ، همشون .

00:05:40.990 --> 00:05:43.790
‫و ظاهرشون چه شکلیه؟!

00:05:43.790 --> 00:05:45.110
‫همه جوری هستن !

00:05:45.110 --> 00:05:47.970
‫یکی تو سرش شمشیر داره ،
‫یکی یه دست نداره ،

00:05:47.970 --> 00:05:50.790
‫بیشترشون ظاهر زمان مرگشون رو دارن ،

00:05:50.790 --> 00:05:52.280
‫ولی همشون اینطور نیستن .

00:05:59.990 --> 00:06:01.590
‫شوکه شدم !

00:06:01.590 --> 00:06:04.440
‫تمام این مدت ، مردم فکر می‌کردن
‫تو روانی هستی !

00:06:04.440 --> 00:06:07.210
‫ولی در واقع می‌دیدیشون !

00:06:07.740 --> 00:06:10.170
‫تو می‌تونی افراد مرده رو ببینی ،

00:06:10.570 --> 00:06:12.770
‫همینطوره نه ، شاهزاده؟!

00:06:13.630 --> 00:06:14.640
‫آره .

00:06:16.090 --> 00:06:17.270
‫وقت غذاست !

00:06:17.820 --> 00:06:19.070
‫بگیرش !

00:06:21.000 --> 00:06:22.530
‫ایول !

00:06:23.570 --> 00:06:25.650
‫یه تیکه نون برای هر نفر .

00:06:25.650 --> 00:06:26.610
‫نون !

00:06:26.610 --> 00:06:27.740
‫خیلی وقت میگذره !

00:06:32.100 --> 00:06:34.060
‫اینو به مورچه بدی ضعف میزنه !

00:06:34.390 --> 00:06:38.280
‫بدن من چندبرابر بزرگتر از
‫یه بچه‌ست !

00:06:42.760 --> 00:06:44.660
‫می‌تونی یه تیکه از مال من برداری .

00:06:47.410 --> 00:06:49.280
‫عجب بچه ی خوبی !

00:06:49.280 --> 00:06:51.290
‫حتما یه روزی یه اورالیس دعوتت می‌کنم !

00:06:53.840 --> 00:06:55.940
‫واقعا که کاریت نمیشه کرد !

00:06:55.940 --> 00:06:57.550
‫نصفِ خودم رو هم بهت میدم .

00:06:57.550 --> 00:06:59.120
‫البته یه ذرش رو خوردم .

00:06:59.520 --> 00:07:01.330
‫شگفت انگیزه تودو !

00:07:01.330 --> 00:07:03.400
‫تو هم وزن کم می‌کنی ، یه تیر و دو نشون !

00:07:03.400 --> 00:07:05.060
‫آره همینطوره !

00:07:05.060 --> 00:07:06.360
‫ممنونم ، تودو-سان .

00:07:06.360 --> 00:07:09.750
‫من نصف نونم رو میدم به مامانم !

00:07:11.850 --> 00:07:15.930
‫تو از قدرتِ شیطان برای ایجاد و
‫تقسیم غذا ،

00:07:15.930 --> 00:07:17.670
‫و همچنین پول و سلاح استفاده کردی !

00:07:17.670 --> 00:07:21.040
‫برای این اعمالت احساس گناه نکردی؟!

00:07:21.290 --> 00:07:24.520
‫نجات دادن کسایی که گشنه موندن
‫خوشحال کنندست مگه نه؟!

00:07:24.520 --> 00:07:25.870
‫این کجاش جرمه؟

00:07:25.870 --> 00:07:31.120
‫دعای جزء 2 سوره 26 کتاب مقدس
‫بنت رو بخونین .

00:07:31.350 --> 00:07:32.040
‫هه؟!

00:07:33.210 --> 00:07:37.060
‫"خنده ی او ، بدن های گرسنه را تغذیه می‌کند."

00:07:37.060 --> 00:07:41.140
‫"بدن خود را از مرحمتِ بنت تغذیه کنید ،

00:07:41.140 --> 00:07:45.350
‫و از آنچه که روحتان را ارضا می‌کند ، تشکر کنید"

00:07:48.450 --> 00:07:50.950
‫بازم خیلی ممنونم ، تودو !

00:07:50.950 --> 00:07:53.690
‫راستی ، این نخ رو از کجا آوردی؟

00:07:53.920 --> 00:07:55.910
‫تو لباسم داشتم .

00:07:56.170 --> 00:07:59.220
‫به لطف همون ، از دستِ شمشیر
‫جون سالم به در بردم .

00:07:59.220 --> 00:08:02.420
‫عه؟ فکر می‌کردم به خاطر چربی هات باشه !

00:08:03.060 --> 00:08:04.040
‫میگم ،

00:08:04.040 --> 00:08:06.490
‫شاهزاده ، تو از چه گل هایی خوشت میاد؟

00:08:06.490 --> 00:08:07.420
‫گل؟

00:08:07.420 --> 00:08:09.330
‫آم ، همه جورش رو دوست دارم .

00:08:09.760 --> 00:08:11.950
‫اگه مجبور به انتخاب باشم ، شکوفه ی هلو !

00:08:12.420 --> 00:08:14.720
‫اونا چه شکلی بودن؟!

00:08:14.720 --> 00:08:18.540
‫چیزی جز گل ها هم هست
‫که دوست داشته باشی؟

00:08:18.540 --> 00:08:20.840
‫در این صورت ، شمشیر و تاج ،

00:08:20.840 --> 00:08:21.750
‫چرا می‌پرسی؟

00:08:21.750 --> 00:08:23.550
‫اوه ، دلیل خاصی نداره !

00:08:25.480 --> 00:08:30.560
‫تو اعتقاد داری که قدرتت از طرفِ
‫خدا بهت اعطا شده؟!

00:08:30.790 --> 00:08:31.930
‫نمی‌دونم .

00:08:31.930 --> 00:08:34.960
‫به نظرت چرا چنین قدرتی داری؟

00:08:35.590 --> 00:08:36.700
‫خب ...

00:08:37.320 --> 00:08:42.460
‫چون من در جایگاهی هستم که
‫می‌تونم اون رو با دیگران به اشتراک بذارم؟

00:08:42.460 --> 00:08:44.280
‫چرا باید تو باشی؟

00:08:44.280 --> 00:08:46.070
‫چرا برادرت نباشه؟

00:08:47.480 --> 00:08:51.430
‫به نظرت چرا خدا به جای دیگران
‫تو رو برگزیده؟

00:08:51.430 --> 00:08:57.180
‫خب به این دلیله ؛ که من پادشاه میشم ...

00:09:01.550 --> 00:09:06.630
‫پروردگارِ بنت با همه به طور مساوی برخورد می‌کنه .

00:09:06.890 --> 00:09:11.770
‫اگه قدرت تو الهیه ، ثابتش کن .

00:09:13.100 --> 00:09:14.680
‫موی مشکی ،

00:09:14.680 --> 00:09:17.830
‫یه روبانِ بژ ، و لباسِ قرمز .

00:09:18.570 --> 00:09:20.980
‫ناخنِ انگشتِ چپش کوتاهه .

00:09:21.780 --> 00:09:23.040
‫تویی که اونجایی .

00:09:23.040 --> 00:09:24.490
‫به نظرت آشنا نمیاد؟!

00:09:24.490 --> 00:09:28.970
‫این همون خانمیه که تو از این
‫بچه جدا کردی و کشتیش !

00:09:28.970 --> 00:09:30.130
‫حقیقت داره؟!

00:09:30.130 --> 00:09:30.540
‫نه !

00:09:30.540 --> 00:09:31.580
‫واقعیت رو بگو !

00:09:31.580 --> 00:09:33.020
‫بچه ها ، ساکت باشین .

00:09:33.020 --> 00:09:36.040
‫در این صورت این یه وحیِ الهیه؟!

00:09:36.040 --> 00:09:36.970
‫نمد !

00:09:36.970 --> 00:09:37.980
‫تهمته !

00:09:37.980 --> 00:09:39.880
‫راست میگه ! بهمون ثابت کن !

00:09:39.880 --> 00:09:41.130
‫سکوت !

00:09:47.760 --> 00:09:52.240
‫<font color="#ffffff"><i>اصلا من چرا می‌خواستم شاه بشم؟</font></i>

00:09:53.450 --> 00:09:54.200
‫<font color="#ffffff"><i>نه ،</font></i>

00:09:55.430 --> 00:09:58.350
‫<font color="#ffffff"><i>من هرگزِ هدفِ باشکوهی نداشتم .</font></i>

00:09:58.350 --> 00:09:59.580
‫غروب خورشید !

00:10:00.870 --> 00:10:03.430
‫امیدوارم فردا هم دوباره ببینیمش .

00:10:04.550 --> 00:10:05.950
‫این نور ...

00:10:07.020 --> 00:10:09.560
‫<font color="#ffffff"><i>نمی‌خواستم از رویام دست بکشم .</font></i>

00:10:09.560 --> 00:10:12.000
‫<font color="#ffffff"><i>همش همین بود .</font></i>

00:10:26.050 --> 00:10:27.140
‫ها؟

00:10:28.190 --> 00:10:29.410
‫من کجام؟

00:10:35.090 --> 00:10:38.150
‫چی شده؟!

00:10:42.030 --> 00:10:44.460
‫داشتم چی کار می‌کردم؟

00:10:45.680 --> 00:10:47.150
‫ها؟

00:10:49.030 --> 00:10:50.360
‫باید ...

00:10:51.550 --> 00:10:52.820
‫هه؟

00:10:55.340 --> 00:10:56.710
‫گزارش وضعیت .

00:10:57.220 --> 00:10:59.660
‫چندین هفته گذشته .

00:10:59.660 --> 00:11:03.740
‫فوشی چرخه از از بیدار شدن و
‫دوباره خوابیدن رو تکرار می‌کنه .

00:11:04.580 --> 00:11:09.440
‫با دوبار تنفس از هوش میره ،
‫و هر 6 دقیقه به هوش میاد .

00:11:09.840 --> 00:11:14.060
‫تو چنین بیداریِ کوتاهی
‫حواس و آگاهی شکل نمی‌گیره .

00:11:14.060 --> 00:11:19.680
‫اون سعی در به یاد آوردن می‌کنه ،
‫و دوباره از یاد میبره .

00:11:26.600 --> 00:11:27.750
‫چی؟!

00:11:29.610 --> 00:11:32.710
‫شاهزاده ، قفستون داره پایین میره؟!

00:11:32.710 --> 00:11:33.460
‫نکنه ...

00:11:33.970 --> 00:11:36.510
‫قفس هامون رو قرقره هستن؟!

00:11:36.510 --> 00:11:37.200
‫ببین !

00:11:37.200 --> 00:11:38.840
‫تمساح !

00:11:38.840 --> 00:11:40.120
‫کمک !

00:11:58.110 --> 00:12:00.560
‫چـ-چه اتفاقی افتاده شاهزاده؟!

00:12:00.560 --> 00:12:01.990
‫برگشتیم !

00:12:03.090 --> 00:12:05.190
‫حالت خوبه ، چابو؟!

00:12:06.570 --> 00:12:09.780
‫چنین ظلمی در حق یه بچه
‫اونم به خاطر یه تیکه نون؟!

00:12:10.300 --> 00:12:11.550
‫نه ، نکنه ...

00:12:11.550 --> 00:12:13.990
‫اون رو فقط برای متعادل کردن
‫وزن بین قفس ها آوردن؟!

00:12:14.340 --> 00:12:15.480
‫وقت غذاست !

00:12:20.490 --> 00:12:23.040
‫شاهزاده ، یکم براتون می‌فرستم !

00:12:23.040 --> 00:12:24.860
‫نه ، من خوبم .

00:12:24.860 --> 00:12:26.410
‫خودت بخورش .

00:12:28.760 --> 00:12:29.810
‫هوی !

00:12:29.810 --> 00:12:31.550
‫کی ما رو میارین بیرون؟!

00:12:31.550 --> 00:12:34.620
‫نمیشه حداقل تودو یا چابو رو زودتر ببرین؟!

00:12:34.620 --> 00:12:39.830
‫اونا ممکنه آزاد بشن اگه بتونی ثابت کنی
‫که موردِ رحمتِ خداوند هستی .

00:12:39.830 --> 00:12:43.500
‫چطور می‌تونم کاری کنم که باور کنین ،

00:12:43.500 --> 00:12:45.770
‫اونم وقتی هرچیزی که میگم بازم
‫اینجا گیرمون انداختین؟!

00:12:47.280 --> 00:12:48.490
‫چابو !

00:12:50.860 --> 00:12:52.590
‫من حالم خوبه !

00:12:55.460 --> 00:12:57.160
‫بهم دارو بدین !

00:12:57.160 --> 00:12:58.550
‫چابو در خطره !

00:12:58.550 --> 00:13:04.250
‫اگه خدا تو رو رها نکرده باشه ،
‫اون بچه نجات پیدا می‌کنه .

00:13:06.260 --> 00:13:08.510
‫فوشی اون رو رها نکرده بود ،

00:13:09.530 --> 00:13:11.360
‫بلکه جسمش سوخته بود .

00:13:11.360 --> 00:13:14.680
‫اون از کفِ دستش گرما ساطع می‌کنه .

00:13:15.070 --> 00:13:16.550
‫آهن رو ذوب می‌کنه .

00:13:16.550 --> 00:13:21.140
‫اما چون جایی برای جریان یافتن نداره
‫بدن خودش رو می‌بلعه .

00:13:21.480 --> 00:13:24.410
‫بازیابی و خلقت ، دوباره و دوباره .

00:13:24.410 --> 00:13:27.690
‫یا این وضعیت بدنِ فوشی خاکستر میشه .

00:13:27.690 --> 00:13:31.670
‫آهن همه چیز رو فشرده می‌کنه و
‫می‌بلعه .

00:13:32.120 --> 00:13:36.580
‫اما گرمایِ فوشی نسبتا پایدار بوده .

00:13:36.580 --> 00:13:40.860
‫به زودی به جای هر 6 دقیقه هر 9 ثانیه
‫به هوش میاد .

00:13:40.860 --> 00:13:43.510
‫که می‌تونه به آگاهی برسه .

00:13:43.510 --> 00:13:46.220
‫با اجین شدن توسط آهن ،

00:13:46.220 --> 00:13:50.860
‫فوشی خیلی سریع قابلیت بازیابی
‫مقابل گرما رو به دست آورد .

00:13:50.860 --> 00:13:54.520
‫و این به معنایِ انتقال اراده ی آهنینش
‫به بدنشه !

00:13:56.150 --> 00:13:57.470
‫سایلیرا !

00:13:57.470 --> 00:13:59.680
‫فکر کردم فوشی رو مهر و موم کردی !

00:13:59.680 --> 00:14:02.030
‫نکنه ، ما خدا رو خشمگین کردیم؟!

00:14:02.030 --> 00:14:03.360
‫اون یه شیطانه !

00:14:07.330 --> 00:14:09.950
‫آب ! با آب جلوش رو بگیرین !

00:14:31.630 --> 00:14:33.010
‫آره !

00:14:33.010 --> 00:14:34.290
‫فوشی-ساما !

00:14:34.930 --> 00:14:37.700
‫ایول ! ما فوشی رو شکست دادیم !

00:14:37.700 --> 00:14:39.090
‫تموم شد ...

00:14:39.090 --> 00:14:40.260
‫همه چی نابود شد .

00:14:40.260 --> 00:14:42.180
‫حرومیِ سرسخت !

00:14:42.180 --> 00:14:44.140
‫تصمیم فوق العاده ای بود ، سایلیرا !

00:14:44.140 --> 00:14:48.280
‫اتفاقات امشب ، مدت ها در شهر انتوس
‫به یاد آورده میشه !

00:14:48.610 --> 00:14:50.740
‫عدالت پیروز شد !

00:14:50.740 --> 00:14:53.080
‫این پیروزیِ کلیسای بنته !

00:15:18.640 --> 00:15:23.030
‫تحت تاثیر قرار گرفتم که تو چنین مدت طولانی ای
‫از بین نرفتی !

00:15:23.740 --> 00:15:24.980
‫هرگز !

00:15:25.480 --> 00:15:26.950
‫کارت خوب بود .

00:15:28.120 --> 00:15:31.900
‫تو چرا نامیرا هستی ، و به چیزای مختلف
‫می‌تونی تبدیل بشی؟

00:15:31.900 --> 00:15:33.310
‫چرا انقدر عجیبی؟

00:15:33.310 --> 00:15:35.190
‫چرا انقدر غَنی هستی؟!

00:15:35.190 --> 00:15:36.990
‫چرا خاص هستی؟

00:15:37.400 --> 00:15:40.530
‫به این خاطره که بتونی
‫با اطرافیانت به اشتراک بگذاریش !

00:15:41.690 --> 00:15:42.680
‫چی شده؟!

00:15:43.260 --> 00:15:44.110
‫فوشی !

00:15:44.110 --> 00:15:46.010
‫اومدی نجاتمون بدی؟!

00:15:46.240 --> 00:15:47.590
‫پایین پایین !

00:15:55.070 --> 00:15:59.000
‫اونا که مارو با قفس یه جا نمی‌خورن؟!

00:16:03.510 --> 00:16:05.480
‫سم خواب آورِ یانومه !

00:16:05.480 --> 00:16:06.760
‫بیا فرار کنیم ، بون .

00:16:07.370 --> 00:16:09.020
‫آ-آره !

00:16:09.020 --> 00:16:10.530
‫اول این پسر رو ببر .

00:16:12.820 --> 00:16:14.000
‫بون تو هم عجله کن .

00:16:14.000 --> 00:16:15.360
‫یه لحظه وایسا !

00:16:15.360 --> 00:16:19.330
‫حتی اگه فرار هم کنیم ، کلیسایِ بنت
‫بیخیال نمیشه !

00:16:19.330 --> 00:16:20.530
‫مشکلی نیست .

00:16:20.530 --> 00:16:22.540
‫اونا متوجه چیزی نشدن .

00:16:22.540 --> 00:16:26.120
‫اونا فکر می‌کنن من رو تو آهن گیر انداختن و
‫برای همیشه اونجا هستم !

00:16:28.270 --> 00:16:30.800
‫اینجا همه مردن .

00:16:30.800 --> 00:16:32.510
‫زودباش بیا ، بون .

00:16:33.390 --> 00:16:34.910
‫من اینجا می‌مونم .

00:16:35.370 --> 00:16:36.470
‫چرا؟!

00:16:36.700 --> 00:16:42.660
‫هدفِ سایلیرا اینه که به مردم نشون
‫بده تو خادم شیطان هستی فوشی !

00:16:42.660 --> 00:16:45.440
‫حتما واسه همین من رو گرفتن .

00:16:45.730 --> 00:16:49.020
‫نه اینکه بخوان خلافکاران رو مجازات کنن ،
‫بلکه برای گرفتنِ اعتراف به گناهکاریه !

00:16:49.020 --> 00:16:50.560
‫این چیزیه که اونا می‌خوان .

00:16:50.990 --> 00:16:56.280
‫اونا هیچوقت راضی به مردن من
‫اونم اینجا نمیشن .

00:16:56.280 --> 00:16:59.940
‫اون ها به گرفتنِ مُرتدین ادامه میدن
‫تا وقتیکه تموم بشن !

00:17:00.660 --> 00:17:02.830
‫من ، خانوادم ، خدمتکارا ،

00:17:02.830 --> 00:17:04.330
‫تودو و محافظین .

00:17:04.330 --> 00:17:06.200
‫کسایی که تو دوستشون داری .

00:17:07.240 --> 00:17:12.150
‫من باید به روندِ محاکمه پایبند باشم و
‫با پای خودم از اینجا برم .

00:17:12.570 --> 00:17:15.380
‫اونوقت ، تو نجات پیدا می‌کنی بون؟

00:17:15.380 --> 00:17:16.520
‫آره .

00:17:16.520 --> 00:17:18.630
‫میشه اجازه یه کاری رو بهم بدی؟

00:17:18.630 --> 00:17:19.630
‫یه کاری؟

00:17:19.900 --> 00:17:23.050
‫مه اعتراف کنم تو خادمِ شیطانی .

00:17:23.710 --> 00:17:27.150
‫این شیطان ها نیستن که نمی‌تونن
‫قبولش کنن ،

00:17:27.150 --> 00:17:30.100
‫بلکه وجودِ یک فرد جدیده
‫که به عنوان خدا مورد احترام قرار می‌گیره .

00:17:30.100 --> 00:17:35.030
‫سایلیرا میگه اگه به گناهانم اعتراف کنم ،
‫آزادم می‌کنه .

00:17:36.840 --> 00:17:39.380
‫شرمندم ، فوشی .

00:17:40.220 --> 00:17:43.700
‫من همیشه خواستار زندگی هستم !

00:17:45.960 --> 00:17:46.950
‫تلاشت رو بکن .

00:17:47.340 --> 00:17:48.290
‫منتظرت می‌مونم .

00:17:49.980 --> 00:17:52.230
‫تودو هم با خودت ببر .

00:17:52.230 --> 00:17:54.180
‫و بهش از طرفم بگو ،

00:17:54.180 --> 00:17:56.680
‫" متاسفم که نتونستم تصمیم
‫درستی بگیرم. "

00:18:00.180 --> 00:18:01.820
‫ها؟ چی شده؟!

00:18:02.810 --> 00:18:03.710
‫فوشی-سان !

00:18:03.710 --> 00:18:05.170
‫ساکت باش !

00:18:14.920 --> 00:18:17.040
‫ستودنی بود ، شاهزاده .

00:18:17.540 --> 00:18:19.270
‫آره ، واقعا !

00:18:19.270 --> 00:18:20.070
‫آه ...

00:18:20.070 --> 00:18:22.310
‫یادم رفت اونو بهش بگم .

00:18:22.310 --> 00:18:23.620
‫چیو؟!

00:18:23.620 --> 00:18:24.480
‫هیچی .

00:18:25.460 --> 00:18:27.490
‫همین خوبه .

00:18:27.870 --> 00:18:31.000
‫فوشی ، تو حتی اگه من هم نباشم ،

00:18:31.490 --> 00:18:33.230
‫دوستای خوبی داری .

00:18:36.470 --> 00:18:40.990
‫تو یه شب دوتاشون مردن ،
‫و قفس ها نابود شدن !

00:18:40.990 --> 00:18:43.380
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟!

00:18:43.640 --> 00:18:47.300
‫یه شیطان اومد و جون اون ها رو گرفت .

00:18:47.300 --> 00:18:51.400
‫حتما من نجات پیدا کردم چون
‫خدا من رو رها نکرده .

00:18:51.690 --> 00:18:53.190
‫چی گفتی؟!

00:18:53.190 --> 00:18:54.750
‫هه هه ! دروغ گفتم !

00:18:54.750 --> 00:18:56.920
‫انقدر ساده لوح نباش !

00:18:56.920 --> 00:19:03.530
‫حقیقت اینه : یه شیطان می‌خواست من رو ببینه
‫تا پیامی رو منتقل کنم .

00:19:03.530 --> 00:19:07.820
‫"چرا باید دستورات یه شیطان رو انجام بدم؟"
‫این رو گفتم .

00:19:07.820 --> 00:19:12.830
‫اونوقت گفت : "مواظب باش چه بلایی سرت میاد !"
‫و روح اون ها رو از بدنشون بیرون کشید .

00:19:13.120 --> 00:19:16.460
‫اون شیطان چه شکلی بود؟!

00:19:16.460 --> 00:19:18.610
‫پشتش بالِ بوقلمون داشت !

00:19:18.610 --> 00:19:21.240
‫پوست و رژ لبش بنفش بودن .

00:19:21.240 --> 00:19:25.160
‫شونه های و گوش های پشمالویی داشت !

00:19:25.920 --> 00:19:30.060
‫بدتر از اون شلوار تنگ صورتی پوشیده بود ،
‫و بوی شاشِ گربه می‌داد !

00:19:30.060 --> 00:19:32.170
‫چه وضع وحشتناکی داشت ...

00:19:32.590 --> 00:19:34.540
‫و پیامش چی بود؟!

00:19:34.810 --> 00:19:38.260
‫"چطور جرات کردین دوست من رو
‫تو آهن اجیر کنین؟ "

00:19:38.260 --> 00:19:40.230
‫" ولی این دیگه آخرین دفعه‌ست ! "

00:19:40.230 --> 00:19:43.440
‫"دیگه هیچوقت دنبالمون نیا وگرنه ،

00:19:43.440 --> 00:19:46.610
‫دفعه ی بعد می‌کشیمتون ! "

00:19:51.920 --> 00:19:57.880
‫به عبارتی بونشن ، تو شاهدِ این هستی که
‫فوشی یه شیطانه؟

00:19:57.880 --> 00:19:58.870
‫آره .

00:19:59.210 --> 00:20:01.950
‫آیا اقرار می‌کنی که فوشی همدست شیاطینه؟!

00:20:02.590 --> 00:20:03.420
‫آره .

00:20:03.420 --> 00:20:07.140
‫پس به اشتباهات خودت اعتراف کن ،
‫و از مجذوبِ فوشی بودن دست بکش .

00:20:07.140 --> 00:20:09.800
‫و باورت به خدا رو بهمون ابراز کن .

00:20:09.800 --> 00:20:12.910
‫پس یعنی به کلیسای بنت وفادار هستی؟

00:20:14.100 --> 00:20:15.450
‫نه !

00:20:15.450 --> 00:20:17.320
‫من عاشق فوشی ام !

00:20:32.410 --> 00:20:35.210
‫خب ، همه چیز طبق نقشه پیش میره .

00:20:35.210 --> 00:20:37.130
‫فقط چندساعت برام مونده .

00:20:37.870 --> 00:20:40.120
‫فکر کنم باید اعتراف کنم .

00:20:44.320 --> 00:20:47.350
‫من خوشحال ترین مردِ کشورم بودم .

00:20:47.580 --> 00:20:51.750
‫فکر می‌کردم هرچیزی رو که می‌بینم
‫می‌تونم به دست بیارم .

00:20:51.750 --> 00:20:55.550
‫تخت پادشاهی ، فوشی ...

00:20:55.550 --> 00:21:00.320
‫برای اینکه مطمئن بشم بهشون میرسم ،
‫مدت طولانی ای خشمگین بودم .

00:21:00.320 --> 00:21:04.410
‫ولی در واقعیت ، با وجود قدرتمند بودن ،

00:21:04.410 --> 00:21:08.610
‫من ترسویی بیش نبودم که در مقابله
‫با حقیقت پیش روم هراسان بودم .

00:21:09.510 --> 00:21:15.080
‫بونشن نیکولی لا تیستی پیچ اورالیس ،
‫زندگی بی نتیجه ای داشت .

00:21:15.700 --> 00:21:18.240
‫و حالا هم به یه پایان بی نتیجه میرسه .

00:21:18.740 --> 00:21:21.140
‫من آدمِ بیچاره ای بودم که
‫تو زیرشیروانی قصر زندگی می‌کردم .

00:21:21.140 --> 00:21:25.460
‫که دزدکی به آشپزخونه می‌رفت و
‫غذا می‌خورد .

00:21:25.880 --> 00:21:29.850
‫حتی روزی هم که به قصر حمله شد ،
‫من دلواپسِ غذایی بودم که روبروم بود !

00:21:30.080 --> 00:21:31.340
‫و بعد ...

00:21:31.820 --> 00:21:37.480
‫من هم بدون اینکه از کسی محافظت کنم و
‫کسی از من محافظت کنه مردم .

00:21:37.480 --> 00:21:39.140
‫مرگ ساده ای بود !

00:21:40.650 --> 00:21:44.730
‫بون-ساما ، هیچکس به اندازه شما
‫انتخاب های درستی تو زندگیش نکرده .

00:21:45.290 --> 00:21:47.920
‫تو به فوشی دروغ گفتی نه؟!

00:21:47.920 --> 00:21:49.840
‫تو قصد نجات پیدا کردن نداشتی .

00:21:50.250 --> 00:21:54.200
‫با بازی کردنِ نقش یه شرور ،
‫و جلوه دادن کلیسای بنت به عنوان قهرمان ،

00:21:54.200 --> 00:21:56.410
‫هم از فوشی و هم از مردم محافظت کردین !

00:21:57.930 --> 00:21:59.460
‫من طرفِ شما هستم !

00:21:59.460 --> 00:22:00.510
‫منم همینطور .

00:22:02.230 --> 00:22:06.480
‫یه چیزایی تو این دنیا هست ،
‫که دیده میشن و یه چیزایی هم دیده نمیشن .

00:22:06.480 --> 00:22:11.510
‫خیلی طول کشید تا چنین
‫چیز واضحی رو متوجه بشم .

00:22:12.550 --> 00:22:16.900
‫چون که ، فکر می‌کردم می‌تونم
‫همه چیز رو ببینم .

00:22:16.900 --> 00:22:18.690
‫در مورد آینده هم همینطور !

00:22:18.690 --> 00:22:21.760
‫شاهزاده ، حرف آخری برای گفتن داری؟

00:22:22.500 --> 00:22:23.550
‫نه .

00:22:25.020 --> 00:22:28.990
‫من ، بونشن نیکولی لا تیستی پیچ اورالیس هستم !

00:22:29.360 --> 00:22:30.750
‫و حالا می‌میرم .

00:22:31.290 --> 00:22:32.430
‫داره بارون می‌گیره .

00:22:32.430 --> 00:22:33.320
‫شروع کنین .

00:22:35.750 --> 00:22:38.570
‫پاپا ، ببخشید که پسر خلفی نبودم .

00:22:38.960 --> 00:22:42.690
‫ماما ، دیگه از این به بعد
‫نیاز نیست نگرانم باشی .

00:22:43.050 --> 00:22:46.580
‫پوکوئا ، بعد از مرگِ من کانون خانواده رو گرم نگهدار .

00:22:47.050 --> 00:22:49.890
‫تورتا ، پادشاهی اورالیس رو
‫به تو می‌سپرم .

00:22:49.890 --> 00:22:51.530
‫اگه تو باشی همه چیز خوب پیش میره .

00:22:52.360 --> 00:22:56.520
‫فوشی ، ملاقات با تو ، باعث افتخارم بود .

00:22:59.544 --> 00:23:06.544
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:24:34.590 --> 00:24:36.540
‫مرگِ شاهزاده بون .

00:24:37.060 --> 00:24:41.580
‫مردم اورالیس ،
‫بر پایانِ باشکوه او اشک می‌ریزن .

00:24:42.520 --> 00:24:47.210
‫با اعلام مُرتد بودن فوشی ،
‫محافظین منحل می‌شن .

00:24:47.830 --> 00:24:54.500
‫نوکّری که در دست چپ کاهاکو وجود داره ،
‫شروع به گفتن اهدافش می کنه .

00:24:54.510 --> 00:24:58.010
‫فرای رویا ها
